<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه گنجی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Fatemeganji</link>
        <description>می‌نویسم تا وقتی نیستم،باشم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 01:33:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1986671/avatar/A7p4Uc.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه گنجی</title>
            <link>https://virgool.io/@Fatemeganji</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اندر احوالات تبلیغات تلویزیونی</title>
                <link>https://virgool.io/@Fatemeganji/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-wd6tgfco03u2</link>
                <description>مادر اخم و رویش را درهَم می‌کندو به پدر خیره می‌شود. پسر گویی که مجرم را در حین ارتکاب جرم دیده به پدر خیره می‌شود. دختر ابروهایش را بابا می‌دهد چشمانش را لوس می‌کند و به پدر خیره می‌شود.در نگاه اول پدر خطاکار است بدهکار است غول چراغ جادوست.در نگاه دوم پدر برآورده کننده‌ی تمام خواسته‌های خانواده‌ است.در نگاه سوم پدر پولِ خرید وسایل خانه را ندارد.در نگاه چهارم پدر را برای نخریدن اسباب خانه شماتت می‌شود.در نگاه پنجم پدر خجالت‌زده می‌شود.در نگاه ششم  پدر می‌شنود که می‌گویند: اینم شد دلیل.و در آخر پیشنهاد خرید اقساطی از شهر لوازم خانگی را به پدر می‌دهند.مختصری سوال فکرم را مشغول کردهآیا پدر باید همیشه تمام اوامر خانواده را براورده کند؟آیا پدر باید برای نخریدن اسباب نو شرمنده شود؟آیا پدر توسط همسر،دختر و پسرش باید شماتت شود؟بعد ها که فکر می‌کنم به این می‌رسم که پدر کجای زندگی ماست. پدری که قرار است راه و رسم زندگی را به ما نشان دهد، پدری که حرمتش نباید خدشه‌دار شود و احترامی که کمتر ما کوچکترها به بزرگترها قائلیم.به قبل که نگاه می‌کنم دلم می‌خواست صدای شعرخوانی پدر فضای خانه‌را لطیف کند. دلم می‌خواست مادرم کت پدر را با احترام دربیاورد و چشمکی مِن‌باب ناز کردن روانه‌ی قلب بابا کند.شاید به قول اندیشمندان باید فرهنگ‌سازی شود. فرهنگِ محبت در خانواده، فرهنگ تکریم خانواده، فرهنگ احترام به عقاید کوچکترها.شاید از تبلیغات  تلویزیونی شروع شود بهتر باشد چون بیشتر دیده می‌شود و گوشمان به شنیدنش عادت دارد. تو به چه می‌اندیشی؟#فاطمه_گنجی</description>
                <category>فاطمه گنجی</category>
                <author>فاطمه گنجی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Jan 2023 01:18:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وصیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Fatemeganji/%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-nye6hngzqars</link>
                <description>وقتی مُردم   جسم بی‌جانم را زیر مُشتی خاک پنهان نکنید   تاوقتی جان داشتم مرا پنهان کردند و گمنام    بودم.وقتی مُردم      مرا بسوزانید     خاکسترم را به دست باد بسپارید     می‌خواهم هر وقت هوا را بالا می‌کشید     عطر مهربانی‌من، وجودتان را خوشبو کند     تا دلتان به رحم بیایدو     هیچ جانی را اسیر نادانی و نامهربانی نکنید.#وصیت#فاطمه_گنجی</description>
                <category>فاطمه گنجی</category>
                <author>فاطمه گنجی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 01:29:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاف</title>
                <link>https://virgool.io/@Fatemeganji/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%81-zrfsigyjj3wq</link>
                <description>دایره سبز می‌شود‌ و دستی هُلَم می‌دهد تا انگشتانم را به حرکت دراورم‌و بنویسم: سلام عشقم، صبحت بخیر عزیزم.اما یک لحظه متوقف میشم. فکر کنم چند روز است تا از خواب می‌شوم برایت می‌نویسم چه دایره سبز باشد چه نباشد.امروز دلم خواست تا بیدار می‌شوی برایم بنویسی.هنوز دایره سبز است و  ننوشتیهنوز دایره سبز است و  ننوشتم.شاید افتادن در دام روزمرگی‌های کسل کننده‌ی دو نفر از همین‌جا شروع شود. از همین‌جا که چراغ سبز می‌شود اما حرکت نمی‌کنیم و توقع داریم حرکت کند.حالا اگر او حرکت نکند با خودمان هزارجور دلشوره می‌بافیم انقدر می‌بافیم تا کلافی بزرگ می‌شود و جلوی انگشت و چشمانمان را می‌گیرد که نه دلمان می‌آید حرفی بنویسیم نه حتی دایره‌ی سبزِ کنارِ اسمش در تلگرام را می‌بینیم.دایره هنوز سبز است کلاف‌هارا باز می‌کنم، می‌نویسم سلام عشقم.تا ارسال را می‌زنم پیامت می‌آید:سلام خوشگلم.انگار تو هم از آن‌ور کلاف‌هایت را باز کردی.</description>
                <category>فاطمه گنجی</category>
                <author>فاطمه گنجی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 01:28:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوختگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Fatemeganji/%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%DA%AF%DB%8C-gsftilroj0j5</link>
                <description>دستم با بخار کتری سوخت و چند قطره آب‌جوش ریخت روی انگشت کوچیکه‌ی پامهرجور کرمی که فکرشو کنی روش زدماما بازم جاش موندچرا جای زخما روی پوستم موندگاره؟شاید می‌خواد بهم یادآوری کنه حواسمو جمع کنم‌ اما از قشنگیِ ظاهر پوستم کم میشه.بیشتر که فکر می‌کنم یاد سوختگیای بیشتری می‌افتم که اثرش رو پوستم نیست اما جاش خیلی می‌سوزه‌و هر بار باعث میشه مثل یه دختر کوچولوی نازنازی آب چشم و دماغم یکی بشه.کی سوختگیا خوب میشه؟</description>
                <category>فاطمه گنجی</category>
                <author>فاطمه گنجی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 01:26:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر</title>
                <link>https://virgool.io/@Fatemeganji/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-l1lukqv1ygbs</link>
                <description>عادتمه رو مبل سه نفری که  رویه‌ی مخملِ نرمی داره،  دراز بکشم.همیشه پاهامُ فشار میدم به جا دستیای پر از الیافش که جا کم بشه‌و گردنم کج بشه‌و چونه‌ام بخوره به استخوان سینه‌م.وقتی یادم میاد باید تمرینارو تایپ کنم و دَ بیسا کلیپ ندیده برای تحلیل دارم، آهنگُ استپ می‌زنم و فیلمارو پلی.چشمام از دیدنِ صورت‌های باانگیزه‌و جذابشون سیر نمیشه‌که. تا ساعتُ نگاه می‌کنم گوشی از دستم میافته تازه می‌فهمم انگشتام خواب رفته. حق داره خب چهار ساعته یه‌کاره نگهشون داشتم. با دست راستم انگشت کوچیکه‌ی چپمُ محکم فشار میدم اصلا دردم نمیاد هی زورمو بیشتر می‌کنم اما نچ، انگار نه انگار. انگشتم خوابِ خوابه. کاش منم می‌خوابیدم دقیقا مثل انگشتام...#فاطمه_گنجی #عادت #تاب_آوری #تحمل #صبر</description>
                <category>فاطمه گنجی</category>
                <author>فاطمه گنجی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 01:19:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لبخند</title>
                <link>https://virgool.io/@Fatemeganji/%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-hrhhcledatue</link>
                <description>هر وقت بابام زیاد می‌خوابه، می‌فهمم غم تو دلشه.هر وقت مامانم تو حیاط، سر شیرآب چنگ می‌زنه به حوله‌های حموم، می‌فهمم بازم بابا دعواشون شده.هر وقت دادشم تو خونه هی راه میره و میگه یکی منو بغل کنه، می‌فهمم داره درد می‌کشه.هر وقت به همه‌ی کارام می‌رسم و لبخند می‌زنم هیچ‌کس نمی‌فهمه که قلبم تیکه‌تیکه شده و دارم جون میدم...</description>
                <category>فاطمه گنجی</category>
                <author>فاطمه گنجی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 01:02:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>