<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسن صنوبری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@FihMaFih</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:02:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4795784/avatar/zsInIi.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسن صنوبری</title>
            <link>https://virgool.io/@FihMaFih</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حسن صنوبری می‌نویسد:</title>
                <link>https://virgool.io/@FihMaFih/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AF-cbqskji182du</link>
                <description>به نام دوستو سلام بر دوستان دیده و نادیدهاین شد سومین وبلاگ. انگار در ایران عمر هر بستر وبلاگی یک دهه است. وبلاگ اولی‌م (یا وبلاگ اصلیِ اولیم) مربوط به دهه هشتاد بود در بلاگفا با نام «به رنگ آسمان» . بلاگفا که خراب شد مجبور شدم کوچ کنم به بیان. خراب یعنی برای چندماه اجازۀ ورود به کاربران را نمی‌داد و از طرفی چندین سال از آرشیو همه وبلاگ‌نویس‌ها حذف شد. وبلاگ دوم با نام «در آن نیامده ایّام» را در بیان راه انداختم در دهه نود. اما از آخر پارسال بیان هم تعطیل شد و اینبار حتی وقت نکردم آرشیو حداقل ده سال وبلاگ‌نویسی‌ام را درست از آنجا بردارم. ادعا نمی‌کنم در و گوهر پراکندم، ولی خب سال‌ها تجربه و مشق نوشتن من و لابد خیلی‌ها برای همیشه دود شد رفت هوا.طبیعتا بی‌خانه نمی‌شود زندگی کرد. لذا سریع اینجا با همان نام و نشان وبلاگ قبلی خانه ساختم، ولی کل زمان جنگ مطلبی ارسال نمی‌شد و همه‌چیز پیش‌نویس می‌ماند.گمانم از اواخر دهه نود در اینستاگرام، تلگرام هم با همین نشانی fihmafih صفحه ساختم، که فعلا به هیچکدام دسترسی ندارم از شروع جنگ به‌روز نشده‌اند. در ایرانی‌ها هم بعد در بله و ایتا صفحه ساختم، که به اولی هم من متعهدترم هم خود اولی به من و بقیه.فعلا دارم اینجا را تست می‌کنم، ولی محدودیت‌هایش خیلی زیاد است، بدترینش نیاز به تایید مطالب قبل از انتشار است که شاید باعث شود کلا قید اینجا را بزنم.</description>
                <category>حسن صنوبری</category>
                <author>حسن صنوبری</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2026 16:55:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسم الله الرحمن الرحیم</title>
                <link>https://virgool.io/@FihMaFih/%D8%A8%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-wzm3gxcfjjuf-wzm3gxcfjjuf</link>
                <description>«در دیگر تواریخ چنین طول و عرض نیست، که احوال را آسان گرفته‌اند و شمّه‌ای بیش یاد نکرده‌اند؛ اما من چون این کار پیش گرفتم، می‌خواهم که داد این تاریخ به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبایا برگردم، تا هیچ از احوال پوشیده نماند و اگر این کتاب دراز شود و خوانندگان را ملامت افزاید، طمع دارم ایشان را که مرا از مبرمان نشمرند، که هیچ چیز نیست که به خواندن نیرزد، که آخر هیچ حکایت از نکته‌ای که به کار آید، خالی نباشد» (به نقل از: تاریخ بیهقی . جلد پنجم)</description>
                <category>حسن صنوبری</category>
                <author>حسن صنوبری</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2026 17:40:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«آه تاریخ قساوت!» ؛ شعری برای دانش‌آموزان شهید میناب</title>
                <link>https://virgool.io/@FihMaFih/%D8%A2%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%A8-rys06byu0tnd-rys06byu0tnd</link>
                <description>کوله‌پشتی‌های خونیننیمکت‌های شکستهدامنِ آتش‌گرفتهخونِ بر گیسو نشستهزنگ دوم، ساعت دهنشت آتش جای انشاجای بازی و ریاضیضرب ترکش، جمع تن‌هااز دبستان‌های عالمیک دبستان گشت منهایک معلم رفت از هوشوقت تقسیم بدن‌هاای گزارشگر بگو از:«دفتر برچسب‌دارشدست‌بندش، گوشوارشمادر چشم‌انتظارش»آه مینای شکسته!دیده با خوناب دادهدسته‌گل‌ها دسته‌دستههدیه بر میناب دادهآه گل‌های بهاریغنچه‌های نارس ماوقت فروردینتان بوددر دل اسفند اما ...آه تاریخ قساوت!ثبت کن بر آن جریده:«جهل‌های سرکشیده» ؛«کودکان سربریده» .ثبت کن: «بیگانه، آتش -از چه ره اینجا به‌پا کرددم‌تکان‌دادن برای -گرگ‌ها با ما چه‌ها کرد» ای کهن تاریخ بنویس:«زخم را با زهر شستن،بر بلندای جهالتزندگی از دیو جستنخانهٔ خود هدیه‌دادنجا ز دیوان رهن‌کردنپیش پای کودک‌آزارفرش قرمز پهن‌کردن»بر همان دیوار ویرانبا همان قد خمیدهثبت کن تاریخِ غمگین!با همان «دستِ بریده»! حسن صنوبری۹ اسفند ۱۴۰۴(با اندوهِ فاجعه و جنایت جنگیِ دبستان میناب و بیش از هشتاد دختر خردسالِ شهیدش ) </description>
                <category>حسن صنوبری</category>
                <author>حسن صنوبری</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2026 17:30:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>