<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Freef</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Freef</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:51:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Freef</title>
            <link>https://virgool.io/@Freef</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خزعبلاتی چند</title>
                <link>https://virgool.io/@Freef/%D8%AE%D8%B2%D8%B9%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-ecffyewli11r</link>
                <description>یه سری از پست‌های توی ویرگول رو دیدم، ماشالله همه انقدر مفید، productive و رو به جلو بودن خجالت کشیدم بیام چرت و پرت‌هام رو اینجا بریزم پایین. خلاصه که شرمنده!باید تصمیم بگیرم. تافل آری یا نه؟ قبل از جنگ و یه سری اتفاقات خانواده‌ای دیگر، تصمیمم به اپلای و بعد از اون برگشت به شهرم تقریبا قطعی بود. اما این شرایط جدید همه چیز رو عوض کرد. نمی‌دونم چی کار کنم ولی باید زود تصمیم بگیرم. یکی از دوستام بهم پیام داده اگه می‌خوای با هم زبان بخونیم بگو. بهش گفتم نمی‌‌دونم. باید با خودم دو دو تا چهارتا بکنم.چیزی که می‌دونم اینه که می‌خوام اپلای کنم، اما مطمئن نیستم مشکل خانوادگی‌ای که درگیرش هستم ختم به خیر میشه یا نه. متأسفانه نمی‌تونم بگم مشکلم چیه. (قبلا گفتم اینجا خیلی احساس امنیت نمی‌کنم!) اما اگه خدا خواست و حل شد، باید دیگه حداکثر شهریور و اینا تافل یا آیلتس رو گرفته باشم که حین ترم یازده (!) دیگه درگیر این چیزا نباشم. اما خب این ترم هم ۲۰ واحد سنگین دارم. ترم رو هم که حدودا تا ۱۰ تیر کِش دادن.یه صدایی بهم میگه که تو همین واحد‌هات رو هم به سرانجام برسونی هنر کردی. اما خب نمی‌دونم کارهای زبان و پروژه کارشناسی و اینا از اواسط تیر تا شهریور در میاد یا نه. از طرفی به نظر می‌رسه که باید GRE هم بدم که اونم به نظر می‌رسه بد چیزی باشه و حداقل یه چندماهی فرصت می‌خواد.یه راه حل دیگه اینه که  خوندن برای تافل رو شروع نکنم و فقط با Anki به حفظ کلمات ادامه بدم و اگه خدا خواست English Grammar in Use رو این بار دیگه تموم کنم. بعد از اتمام ترم هم خوندن برای خود آزمون رو شروع کنم. فکر کنم بهترین راه همین باشه، اینجوری اگه اپلای هم کنسل شد ضرری نکردم. فقط باید یه راهی پیدا کنم که عادت خولدن‌ این‌‌ها رو به خودم اضافه کنم. چند وقتی هست دارم کتاب خرده‌عادت‌ها رو می‌خونم. توی یه بخشیش می‌گفت یه راه خیلی خوب برای ایجاد کردن عادت‌های جدید اینه که به عادت‌های قبلی یا اتفاقات حتمی زندگی‌تون متصل (یا به اصطلاح مترجم پشته‌‌بندی‌شون) کنید. امروز هرچی فکر می‌کردم، جایی رو پیدا نکردم که بتونم این‌ها رو اضافه کنم. می‌تونم خودم رو مجبور کنم صبح‌ها یک ساعتی زودتر بیدار بشم اما نمی‌دونم این روند پایدار می‌مونه یا نه، چون که متأسفانه عوامل بیرونی اثر گذار روی ساعت خوابم زیادن.  یه راه دیگه هم اینه که بعد ناهار خوردن برم سراغ این کارها. اما خب مشکل این روش اینه که بعد از ناهار بازدهی و تمرکزم کم میشه و حتی کلاس‌ها رو هم بعضی وقت‌ها به سختی دنبال می‌کنم. شاید راهش این باشه که یه ساعتی از عصر یا شب رو فیکس کنم. عصرها که متأسفانه بعضی وقت‌ها تا ۶:۳۰ کلاس دارم، پس تنها گزینه شب‌هاست. اما چون از دامان خوابگاه به دامان خانواده پرت شدم ممکنه بعضی شب‌ها دستم بند باشه.همین الان رفتم و از استاد دیپ سیک پرسیدم به نظرت چه زمانی از روز برای خودن گرامر خوبه که یه پیشنهاد جالب داد. گفت می‌تونی دو بخش کنی. صبح‌ها که انرژیت زیاده در حد ۱۵-۲۰ دقیقه یاد بگیر و عصر ها هم در همین حد سوالات رو حل کن. اینجوری فراموشی هم کمتر میشه. حالت ایده‌آل فکر کنم اینه که ظهرها بعد از ناهار که خیلی حال ندارم کلمات رو بخونم و صبح‌ها هم ۲۰ دقیقه زودتر بیدار بشم که گرامر رو هم اضافه کنم، از طرفی اولین کار مفیدم بعد از تموم شدن کلاس‌ها هم حل کردن سوال‌ها باید باشه.هرچی خدا بخواد.پ.ن.: لطفا اگه می‌بینین دارم فضا رو سمی می‌کنم بهم اطلاع بدین :)</description>
                <category>Freef</category>
                <author>Freef</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2026 20:10:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تخلیه موقت</title>
                <link>https://virgool.io/@Freef/%D8%AA%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-nc7ntstwebjx</link>
                <description>امشب دلم گرفته بود. یه لحظه امید پیدا کردم که شاید بلاگ اسکای باز شده و میشه نوشت. اما امید واهی بود. تقریباً تقریبا ۵۰ روزی میشه که بلاگ اسکای بالا نمیاد و من یکی حداقل، خیلی امیدی به برگشتش ندارم.اما این دلیل نمیشه که نیازم به تخلیه کم شده باشه. اتفاقاً زیاد هم شده. باید کلماتم رو تخلیه کنم. خوب نمی‌نویسم، اما مهم نیست. نوشتن به ذهن نظم می‌ده. خیلی از مشکلات رو میشه با به جای هزار بار مرور کردن با یه بار نوشتن حل کرد.وقتی خواستم توی ویرگول ثبت نام کنم، به دلیل لطف برادران گرامی نسبت به اینترنت نتونستم با ایمیل ثبت نام کنم. پس مجبور شدم که شماره موبایل رو بزنم که این اصلا خبر خوبی نیست. یکی از خوبی‌های بلاگ اسکای این بود که می‌تونستم واقعا بدون هیچ ترسی بنویسم، اما اینجا نه. حتی یه لحظه این ایده هم به ذهنم اومد که حالا که امکان لو رفتنم هست، شاید اصلا بد نباشه که کلا از ناشناسی در بیام و شناس بنویسم، شاید از دوستان کسی ما رو پیدا کرد. اما بیشتر که فکر کردم، دیدم همین آزادی اندکم رو هم اینجوری از خودم می‌گیرم.و اما معرفی: یه دانشجو (الان ترم دهی!) در یکی از دانشگاه‌های تهران اما اهل یکی دیگر از شهرهای بزرگ ایران که به خواب خیلی علاقه داره.هرچی خدا بخواد.</description>
                <category>Freef</category>
                <author>Freef</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2026 02:30:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>