<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرشاد صفری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Fsafari</link>
        <description>روش شناس حوزه سیستم های اطلاعاتی- تحلیلگر مالی پروژه های فاوا- علاقه مند و آشنا به مباحث فلسفه-پژوهنده اخلاق کاربردی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 07:01:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15373/avatar/AxrsBM.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرشاد صفری</title>
            <link>https://virgool.io/@Fsafari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>غنی سازی واقعیت در بانکداری</title>
                <link>https://virgool.io/@Fsafari/%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-cbwp8g1gplue</link>
                <description>غنی سازی واقعیتیکی از مفاهیم مهمی که در حوزه بانک دیجیتال به آن پرداخته می شود اطلاعات محوری و ارزش زا بودن اطلاعات و داده است. اگر داده و اطلاعات را به عنوان سرمایه در نظر گرفته متعاقباً باید پذیرفت این سرمایه زمانی سرمایه تلقی می­شود که منجر به خلق ارزش برای دارنده آن باشد. نگاهی که به این موضوع داریم نگاهی تکنولوژیکال نخواهد بود چراکه به دفعات و با محتوای غنی­ ای تا به حال به مبحث داده­ محوری پرداخته شده است. نوع نگاه به نظر نگارنده بحث ساخت واقعیت برای کاربران و غنی سازی آن می باشد. در ادامه به آن می  پردازیم:معتقدیم بانک دیجیتال مبتنی بر اطلاعات است. اگر به واژه Inform توجه کنیم اسم اطلاعات به معنی «مطلع کردن» است و فعل مطلع کردن از کلمه لاتین «اینفورمر» (Informer) به معنای «شکل دادن»، «قالب گذاری کردن» و «صورت دادن به ماده برای آموزش و بهبود آن» ریشه گرفته است. کلمه اینفورمر ازدو بخش تشکیل شده است، «این» (In) به معنای «در» و «فورمر» (Former)، به معنای شکل و لذا کلمه اینفورمر را می توان به معنای شکل دادن تعبیر کرد.در نگاه کلی می توان جهان را ساختاری از اطلاعات در نظر گرفت. در این صورت هر باشنده ­ای حاوی اطلاعات است و هیچ چیزی از حوزه توصیف و تبیین اطلاعاتی خارج نیست. در این معنا آدمی نیز اطلاعات است. بنابرین بطور مثال بین یک «فرد» و «بسته پستی» فرقی ندارد و هر دو حاوی اطلاعات هستند. این اطلاعات را اطلاعات ساختاری می­توان نامید. اما در نگاهی محدودتر می توان بین آدمی و دنیای او تفاوت قائل شد و آن چه را که می شناسد «اطلاعات شناختی» نامید. در همین حوزه نیز برخی امور بدون واسطه شناخته می شود –مثل اموری که با حواس تجربه می­شود- و برخی با واسطه مثل آموزش شناخته می شود و آنچه بطور معمول اطلاعات گفته می شود به این معناست یعنی اطلاعات شناختی.آدمی با تثبیت وقایع در قالب اطلاعات به تولیدی دست می زند که او را به اندازه گیری و تسلط بر آنچه هست قادر می­سازد. بینشی در خصوص فناوری اطلاعات وجود دارد که در آن انسان را به سوبژه (فاعل شناسا یا موضوع) و جهان را به تصویر فرا روی او (ابژه) تبدیل می­کند و بدین گونه میان او و جهان فرا روی او فاصله ایجاد کرده است.با حرکت بشر از جامعه مدرن به پست مدرن فناوری نیز متحول می شود و جنبه نرم ­افزاری آن بیش از گذشته اهمیت می یابد. بنابرین در حالی که فناوری مدرن در قالب اشیاء صنعتی و صنایع تولیدی نمود می یابد، فناوری پست مدرن بیشتر در قالب اطلاعات و صنایع خدماتی نمایان می شود. در عصر پست مدرن محدودیت بهره کشی از طبعیت نیست بلکه حذف اشیای فیزیکی و ارائه جایگزین مشابهی برای آنها در قالب اطلاعات است، آدمی این اطلاعات را کنترل می کند و از آنها برای رضایت بیشتر خواسته­ ها و به ویژه فراتر رفتن از محدودیت های طبیعی و غنی تر ساختن واقعیت بهره می گیرد. بنابرین وجود اطلاعات و ساخت واقعیت بر اساس آن نوعی مجازی سازی و بی مکانی را برای ادراک شکل خواهد داد که از دستاوردهای اطلاعات محور بودن بانک دیجیتال است. بنا به آنچه ذکر شد در هر نهادی که مبتنی بر اطلاعات حرکت خواهد کرد یک تعامل دو سویه بین سیستم و کاربر خلق خواهد شد، از ترجیحات، عملکرد و رفتار کاربر اطلاعات جمع آوری می شود، تحلیل و دسته بندی می شود و در نهایت واقعیت بر اساس خواست کاربر ایجاد می شود. می توان با غنی سازی واقعیت به ارتقای تجربه کاربر پرداخت. در زمانی به سر می بریم که هر کاربری ملاک انتخاب و تعاملش بحث مقایسه تجربه است و در نهایت ساخت واقعیت غنی­تر می تواند منجر به بهبود تجربه کاربر شود.</description>
                <category>فرشاد صفری</category>
                <author>فرشاد صفری</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 00:07:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب «جاری سازی دیجیتال» اثر #کریس_اسکینر -بهار 2020</title>
                <link>https://virgool.io/@Fsafari/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%86%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-2020-zp2wyxmhvemv</link>
                <description>در این کتاب به تجربه پیاده سازی و بازطراحی مدل #تحول_دیجیتال در پنج بانک مشهور می پردازدبطور مشخص در زمینه #تحول_دیجیتال این پنج بانک چه کاری را انجام دادند؟، چگونه آنها تحول دیجیتال را بوجود آورند؟ و چه درسهایی میتوان از آنها آموخت؟فهرست خلاصه- چرا باید بانکها باید بصورت دیجیتال متحول شوند- برنامه ریزی برای تحول-جاری سازی تحول دیجیتال مصاحبه با مدیرعامل بانک دی بی اس سنگاپور- جاری سازی تحول دیجیتال دروسی برای آموختن- آیا تحول دیجیتالی ارزش دارد؟- بانکهای منتخب (BBVA-CMB-DBS-ING-JPMorgan Chase)برای دریافت کتاب می تونید ایمیل اعلام بفرمایید تا خدمتتان ارسال شود.</description>
                <category>فرشاد صفری</category>
                <author>فرشاد صفری</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 20:48:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیمت گذاری محصولات و خدمات در کسب و کارهای سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Fsafari/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-ebcwo0c6q6zc</link>
                <description>Pricing in B2B Businessهدف از این نوشتار تسهیم تجربه طراحی دوره قیمت گذاری در کسب و کارهای سازمانی است که مشتمل بر انواع تخصص ها و مهارت نرم و سخت است، می باشد. قیمت گذاری محصولات و خدمات، دانشی میان رشته ای و مبتنی بر بافتار موضوعات مرتبط آن است. مدیریت قیمت گذاری در سازمانهایی که به صورت B2B فعالیت می کنند شامل راهبردها متفاوت تری نسبت به سازمانهایی است که به صورت B2C فعالیت می کنند. عموما فرآیند فروش در کسب و کارهایی سازمانی پیچیده تر است و قیمت نیز به عنوان یکی از اجزای آمیخته بازاریابی در این بافتار سازمانی تفاوت خاص خود را دارد.همچنین در حوزه قیمت گذاری خدمات که بر اساس فعالیت های پیچیدۀ انسانی و دارای مشخصه های مختلفی از تخصص گرفته تا تجربه، نوع محصول تولیدی،موقعیت محصول در بازار و غیره است، شاخصه های درگیر در مدل قیمت گذاری نسبت به فضای تولید کالا تعدد بیشتری دارد.در کنار همه این مواردِ درونزا، موارد برونزا نیز بر روی قیمت تأثیر گذارند. با توجه به مدل رفتار هریک از مشتریان می توان بر اساس روندی تجربی یک سری از تجربیات کیفی را بر اساس مدلهای مختلفی از جمله دسته بندی مشتریان یا حد تمایل به پرداخت آن ها کمی سازی نمود و به مدل قیمت گذاری شاخصه های کیفی را نیز در قالب معیارهایی کمی اضافه نمود تا مدل تطبیق بیشتری با وضعیت موجود داشته باشد و بطور خلاصی واقع بینانه و معتبر باشد.با توجه به عوامل متعددی کمی و کیفی، سخت و نرم، فنی و انسانی که هرکدام مفاهیم عمیقی را در بر می گیرد در شرکت توسن تیمی متشکل از تخصص های: فنی، فروش، بازاریابی، مالی، مدیران مشتری و برنامه ریزی یک دوره اختصاصی مدیریت قیمت گذاری سازمانی را طراحی کردند.رئوس مهمی که در دورۀ متناسب سازی شده در نظر گرفته شد بر اساس مطالعه منابع داخلی، منابع و کورسهای آموزشی بین المللی و معتبر، منابع دانشگاهی، مدل های قیمت گذاری شرکتهایی با موضوع فعالیت مشابه، استانداردهای ارزش گذاری، تعرفه نامه سازمان نظام صنفی رایانه ای، روانشناسی قیمت گذاری و مباحث Corporate Finance بوده است.رئوس اصلی:1) سمینار مباحث ویژه قیمت در فروش سازمانی (که توسط استادگرانقدر و دوست و همکار گرامی مهندس امیر مصطفی اعرابی پور) ارائه شد.2) مباحث بازاریابی و راهبردهای قیمت گذاری سازمانی3) قیمت گذاری مبتنی بر ارزش در کسب و کارهای سازمانی4) سیاستها و راهبردهای قیمت گذاری شرکت توسن5)روانشناسی قیمت گذاری6)روانشناسی و مفاهیم اعداد و ارائه قیمت محصول در مذاکرات 7) ارزش زمانی پول8) بودجه ریزی سرمایه ای و شاخحص های ارزیابی مالی محصول/خدمت9) محاسبه ریسک و بازده10) مدلسازی ریسک قیمت گذاری بر اساس مدل مونت کارلو11) ارزشگذاری محصول بر اساس مدلهای ارزشگذاری کمی</description>
                <category>فرشاد صفری</category>
                <author>فرشاد صفری</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 20:09:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروش محصولات جدید در فروشهای سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/bazaryabi/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-geplfsq6oqqm</link>
                <description> برشی از یک چالشیکی از حوزه هایی که در فروش سازمانی از چالش بر انگیزترین حوزه ها از حیث تحقق اهداف اولیه فروش است، فروش محصولات جدید است. در خیلی مواقع با این پرسش مواجه می شویم که «کجای کار اشتباه است؟» &quot;ما اطمینان حاصل کرده بودیم  پیش بینی ما واقع بینانه است اما بعد از مدت 6 ماه از ورود محصول جدید به بازار کمتر از 50% از برنامه تحقق پیدا کرده است. &quot;نیل رکهم محقق فروش سازمانی از موسسه هوث وایت در طی 12 سال و بررسی 35000 مذاکره فروش و صرف هزینه 7 میلیون دلاری برای پایش و مدلسازی مذاکرات فروش اینگونه تحلیل می کند:هنگامی که یک محصول جدید عرضه می شود سازمان معمولاً آن را چگونه به نیروهای فروش خود معرفی می کند؟سازمان (شامل تیم فنی، بازاریابی یا بخش متولی آن) نیروهای فروش را در یک جا جمع می کند و در جلسه دمو و معرفی محصول تمامی مشخصات و مزایای محصول را توضیح می دهد. سپس نیروهای فروش در مورد محصول جدید پر از انگیزه شده و شروع به فرآیند تماس با مشتری می نمایند. وقتی نیروهای فروش در جلسه مقابل مشتری نشسته همان مواردی که در جلسات دمو و معرفی دیده اند برای مشتری بازگو می کنند و به جای اینکه از مشتری سوالهایی بپرسند تا نیاز های او را زنده کنند؛ با حرارت بسیار یک راست به سراغ خصوصیات و مزایای محصول می روند.یکی از مهمترین خطاهایی که ممکن است در فروش سازمانی محصولات جدید وجود داشته باشد تمرکز بر محصول است تا مشتری؛ اشتیاق معرفی محصول و تمرکز بر خصوصیات و مزایای آن و نه منافع آن از اثربخشی فروش های سازمانی محصولات جدید می کاهد.راه حل: در طی تحقییات نیل رکهم در خصوص فروشهای سازمانی با ویژگی پیچدگی بالا و قیمت گران، اینبار در جلسات تماس فروش محصول نشان داده نشد بلکه صرفاً به سراغ این موضوع رفته شده که محصول طراحی شده چه مشکلاتی را حل می کند و سپس نیازها و مشکلاتی را که محصول می توانست آنها را برآورده یا حل کند فهرست گردید و نتیجه آنکه وقتی در گروه آزمونِ فروش این موارد صورت گرفت، نتایج فروش بسیار رضایت بخش بودهمانطور که نتایج هوث وایت نشان می دهد در فروشهای سازمانی تفاوت معنا داری در خصوص پرداختن به سه جنبه از محصول وجود دارد، خصوصیات، مزایا و منافع. طی تحقیقات به عمل آمده در فروشهای سازمانی هرچقدر به شناسایی نیاز و ارائه راه حل های مبتنی بر منافع حرکت کنیم موفق تر خواهیم بود. پس باید به دنبال طراحی سوالهایی بود که نیاز مشتریان را زنده کرده یا پدیدار کند.فازهای فروش سازمانیبا توجه به مدل انتزاعی فروش سازمانی که مشاهده می کنیم در طی فازهای چهار گانه ای که یک فروش ارگانیک طی می کند در مرحله بررسی مهمترین موارد استفاده از مدل هایِ مرجعِ  شناسایی و کاوش نیاز مشتری است که نیل رکهم در این خصوص مدل اسپین را ارائه می کند و در مرحله نشان دادن جنبه های محصول طی بررسی که انجام شد نشان دادن منافع با طراحی پرسشهای از پیش تبیین شده می تواند راهگشا باشد، سایر فازها و جزییات بیشتر نیز در مجالی دیگر قابل بررسی است.تعاریف:خصوصیات: اطلاعات، داده یا حقایقی درباره محصول یا خدمت شما هستند؛ قالباً اطلاعات خنثی و خبری *طی بررسی انجام شده در فروش های کوچک اثر مثبت و در فروشهای بزرگ خنثی یا حتی نامتقاعد ساز است.مزایا: یک محصول یا خدمت چگونه می تواند استفاده شود یا به مشتری کمک کند.*در فروش کوچک اثر مثبت و در فروش سازمانی اثر مثبت اندکمنافع: یک محصول یا خدمت چگونه می تواند یک نیاز مشخص بیان شده به وسیله مشتری را ارضا کند (نیاز ضمنیِ به صریح تبدیل شده یا نیاز پدیدار شده یا نیاز شناسایی شده)*مواردی هستند از جنس استدلال و ارائه راهکارهای بهبود**در فروش کوچک و سازمانی اثر مثبت دارد.سه جنبه از محصول یا خدمتفروش اسپینی (SPIN Selling): هدف از سوال در مذاکرات فروش کشف نیازهای ضمنی و تبدیل آنها به نیازهای مشخص است. با استفاده از روشهای چهارگانه سوال اسپینی می توان این فرآیند را پیاده سازی نمود.سوالهای مربوط به موقیعت (Situation): دانستن در مورد مشتری (شخص مشتری، کار مشتری، عملیات و فرآیندهای شرکت، وضع موجودسوالهای مربوط به مساله (Problem): دانستن و تشخیص یک مشکل مشتری مانند: رضایت از وضع موجود یا راهکار فعلی، نتایج فعلی قابل قبول است؟، سهولت کارکردی وجود دارد؟سوالهای مربوط به دلایل (Implication):سوالهایی که حکایت از نتایج و راه حل های مشکلات شناسایی شدۀ مرحله قبل دارد، ارزش ها و منافع را آشکار می کندسوالهای مربوط به نتیجه و تعهد (Need Payoff): سوالهایی که نتایج استدلاهای مرحله قبل را جامع عمل می پوشاند، این سوالات باعث پیشرفت فروش و جریان سازی تصمیم گیری در سازمان مشتری می شود.</description>
                <category>فرشاد صفری</category>
                <author>فرشاد صفری</author>
                <pubDate>Sun, 23 Sep 2018 23:08:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی و معرفی کتاب چگونه یک فروشنده سازمانی موفق باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Fsafari/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-exx2haqnlj2m</link>
                <description> تصویر جلد کتاببا توجه به عنوان جذابی که کتاب دارد و همچنین موضوعی که اطلاعات بسیار کمی در بازار نشر و آموزش کشور وجود دارد-یعنی فروش B2B- این کتاب ارزشمند را دوبار مطالعه کردم و بررسی مختصری از آن را ارائه خواهم داد.از نویسنده گرانقدر کتاب -آقای امیر مصطفی اعرابی پور عزیز- نیز بابت این هدیه بیاد ماندنی متشکرم.کتاب با حجم تقریبا کوچک  130 صفحه ای منتشر شده است و نکته ای که وجود دارد چگالی بالای مطالب مفید و کاربردی و پرهیز از هرگونه اطناب و صحبتهای تکراری است.در همان بدو امر نویسنده تفاوت آشکار و پیچیدگی فروش B2C و B2B را با یکدگیر مقایسه کرده است.ابتکار بدیع نویسنده استفاده از یک نمودار مرجع متناسب سازی شده برای متدولوژی فروش سازمانی است.نسخه لاتین این نمودار را در تصویر زیر میتوانید مشاهده کنیدنمودار تغییر نگرانی یا دغدغه خریدارفصل بندی کتاب بر مبنای 3 فاز تصمیم گیری فرآیند فروش سازمانی است:1- تعیین نیاز؛ (فاز مشتری)2- بررسی و ارزیابی فروشنده و راهکار ارائه شده برای رفع نیاز؛ (فاز ارائه پیشنهاد)3- تعهد بین خریدار و فروشنده؛ (فاز شرکت یا فروشنده)در طی این سه فاز مشتری همواره 4 نگرانی را با خود خواهد داشت:1- نیازها2- هزینه/قیمت3- راهکار4- ریسکدر هریک از بخش های کتاب نویسنده براساس تجربیات خود به مدیریت نگرانی های مشتری در فازهای فروش می پردازد.با توجه به مثالهای مختلفی که ارائه می شود سعی نویسنده در بخاطر سپرده شدن دائمی این نمودار مرجع و طی شدن ارگانیک فازهای آن است.به عنوان مثال در فاز اول که تعیین نیاز است تکنیک های استخراج نیازمندی و راهکارهای موثر فروش در تعیین نیاز مشتری ذکر شده است و مثالهایی آورده شده است.همچنین تداخل نگرانی ها موجب غیرارگانیک شدن طی فرآیند فروش می شود. مثلا اگر در فاز اول نگرانی قیمت بیش از نگرانی تعیین نیاز مطرح شود چرخه فروش وارد مسیر نادرستی شده و به احتمال زیاد فروشی محقق نخواهد شد.از اینرو برای مدیریت نگرانی ها و طی شدن فازها به طور طبیعی راهکاری موثری ارائه شده است.همچنین در طی فرآیند فروش مسلما به موانعی برخورد خواهیم کرد. به زعم نویسنده مهمترین مانع فروش قیمت است که در هر فازی که مطرح میشود نویسنده راهکارهایی برای مدیریت فرصت مدار این مانع ارائه کرده است.در خلال فصول کتاب مواردی نیز برای بهبود فرآیند فروش از جمله ارائه مناسب، شیوه برخورد با موانع، شیوه تأثیرگذاری بر روی مشتری و غیره طرح شده است.بطور کلی پایبندی به سیر طبیعی فروش و تسلط به زمان و موقعیت شناسی (یعنی بدانیم در کجای فرآیند فروش هستیم و چه باید کنیم) هدف اصلی نویسنده بوده است و بنظرم با مثالهای متعدد و زبان ساده توانسته است موفق و موثر باشد.چند جمله کوتاه کتاب که به نظرم تأثیرگذار بود:· امروزه مشتریان سازمانی 57% از فرآیند تصمیم گیری برای خرید را قبل از اولین ملاقات یا تماس با شما طی کرده اند· فروشندگان بزرگ برای اداره دغدغه های (نگرانی)  تعیین نیاز مشتری سه مهارت زیر را بکار می گیرند:مهارت و هنر گوش دادنمهارت و هنر سوال پرسیدنمهارت درگیر کردن (علاقه مند کردن) مشتری· برای علاقه مند کردن مشتری باید عمق تخصص و دانش خود را بالا ببرید· زمانی که مشتری محصول فعلی یا محصول رقیب را با محصول شما مقایسه می کند بهتر است مقایسه کاملی را از هردو انجام دهید · ارزش در حقیقت تفاوت آن چیزی است که شما به عنوان قیمت از مشتری می گیرید و منافعی که مشتری در ازای پرداخت این قیمت به دست می آورد.در پایان، مطالعه کتاب را و مدلسازی و مرور تجربیات فروش سازمانی را بر اساس نمودار و روش ارائه شده در آن را به همه دوستانم توصیه می کنم.با آرزوی موفقیت</description>
                <category>فرشاد صفری</category>
                <author>فرشاد صفری</author>
                <pubDate>Thu, 30 Aug 2018 00:24:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبانی فلسفی توسعه و کاربرد پلتفرم های باز</title>
                <link>https://virgool.io/@Fsafari/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-f4pnmqeaa9q7</link>
                <description>برای بهره ­گیری از یک سیستم ­اطلاعاتی درون سازمان­ها معمولاً دو نگاه وجود دارد، نگرش مبتنی بر تکنولوژی صِرف و نگرش فرآیندی: بر اساس دیدگاه فرآیند باید پذیرفت درک یک فعالیتی که در محیط آن انسان­ها ذینفع هستند به‌اندازۀ درک مسائل تکنولوژیک سازمان اهمیت دارد.آن‌هایی که طرفدار تمرکز بر روی تکنولوژی و توجه به آن هستند از پیش راه­ حل را می­دانند و در طراحی خود لحاظ می­کنند اما موافقان نگرش فرآیندی معتقدند که تکنولوژی به‌تنهایی قادر نیست پرسش­ ها را پاسخ و موانع را برطرف نماید. بحث­هایی ازاین‌دست بسیار متعدد و متنوع هستند و دقیقاً به دامنۀ سیستم ­های اطلاعاتی و مبنای فکری زمینه­ مند آن مربوط می­شود. آنچه در سازمان­ها نیاز است معمولاً ترکیبی از عوامل انسانی، سازمانی و تکنولوژیک است اما در اکثر مواقع سازمان­ها فقط راه­ حل را تکنولوژیکِ ابزاری را تلقی می­کنند و سایر عوامل را نادیده می­گیرند.در یک سیستم اطلاعاتی باید به تکنولوژی سازمان و فعالیت فرآیندی آن به شکل مسائل به یکدیگر وابسته و نه جدا و مستقل از یکدیگر نگریست.اگر قرار باشد که سیستم­های اطلاعاتی را سیستم­های اجتماعی بدانیم، چه نوع سیستم اجتماعی خواهند بود؟طبقه‌بندی ارائه‌شده توسط بارل و مورگان بهترین و قابل استفاده ­ترین طبقه­ بندی تئوری اجتماعی برای حوزۀ سیستم‌های اطلاعاتی می­دانند. چهار الگو برای تجزیه و تحلیل توسعه سیستم های اطلاعاتیچهار الگو برای تجزیه و تحلیل توسعه سیستم­های اطلاعاتیبُعد ذهنی-عینی منعکس‌کننده جایگاه نرم ­افزار و سخت­افزاری است و آن­را می­توان به شکل یکی از چهار عنصر زیر مشاهده کرد: هستی­شناسی (تدریجی یا بنیادی بودن طبقه‌بندی نمود. تا قبل از به وجود آمدن استانداردهای باز تقریباً تمامی سیستم­های اطلاعاتی مبتنی بر کارکردگرا بودند ولی عدم کارایی آن‌ها و لزوم توسعه خودمحور توسط کسب  ­و­کارها ضرورت اتخاذ روش­های تفسیرگرا را جدی کرده است.ذهنی در مقابل عینیبُعد ذهنی- به ماهیت واقعیت می­پردازد و دو حد متقابل آن عبارت­اند از رئالیسم (واقع­ گرایی): تلقی شدن این­که واقعیت برای یک فرد بیرونی است و اغلب ماهیتی عینی دارد؛ و نام­ انگاری: واقعیت محصول ذهن و تفکر فرد است. برای بهبود و توسعه کسب‌وکار سازمان بهتر است راه ­حل­ها از دیدگاه مشارکت­ کنندگان دیده شود و به‌جای اجرای راه ­حلی فنی، موقعیت از دیدگاه آن­ها بررسی شود. فرآیندهای سازمانی واقعیت­های بیرونی مشخص از پیش تعریف شده ­ای نیست بلکه با تحول و بلوغ کسب‌وکار و همچنین تغییر نیازمندی­ ها در هر دو سمت ارائه‌دهنده سرویس و سرویس ­گیرنده تغییر یافته و مجدداً شکل می­گیرد.د.بعد ذهنی-عینیهستی‌شناسی به ماهیت واقعیت می­پردازد و دو حد متقابل آن عبارت­اند از رئالیسم (واقع­گرایی): تلقی شدن این­که واقعیت برای یک فرد بیرونی است و اغلب ماهیتی عینی دارد؛ و نام­انگاری: واقعیت محصول ذهن و تفکر فرد است. برای بهبود و توسعه کسب‌وکار سازمان بهتر است راه­حل­ها از دیدگاه مشارکت­کنندگان دیده شود و به‌جای اجرای راه­حلی فنی، موقعیت از دیدگاه آن­ها بررسی شود. فرآیندهای سازمانی واقعیت­های بیرونی مشخص از پیش تعریف شده­ای نیست بلکه با تحول و بلوغ کسب‌وکار و همچنین تغییر نیازمندی­ها در هر دو سمت ارائه‌دهنده سرویس و سرویس­گیرنده تغییر یافته و مجدداً شکل می­گیرد.هستی‌شناسی پلتفرم ­های باز قائل به این است که تجربه ذهنی افراد در خلق مدل­های فرآیندی اهمیت دارد و انعطاف‌پذیری آن امکان اکتشاف برای تعدیل و یا تفاسیر جدید مدل­های فرآیندی را می­دهد.معرفت­ شناسی با ریشه ­ها و مبانی معرفت سروکار دارد، یا نحوۀ ادراک محیط، و این درک به‌عنوان معرفت منتقل می­شود که دو حد متقابل آن عبارت‌اند از اثبات­ گرایی: دانش و معرفت سخت ­افزاری، واقعی، قابل انتقال و ملموس است و غیر اثبات ­گرایی: معرفت نرم­ افزاری، ذهنی و مبتنی است بر تجربه و بینش و لزوماً ماهیتی انسانی دارد. اگر خواسته شود در خصوص یک سیستم فرآیندی معرفت حاصل شود اثبات­گرایان اشیای ملموس مانند سخت­ افزار، ارتباطات، شبکه ­ها و برنامه­ های کاربردی را بررسی خواهند نمود و غیر اثبات ­گرایان عقاید و نظرات آن‌هایی را بررسی می­کنند که از این راه­کار استفاده می­کنند. اثبات­گرایان تلاش دارند از طریق کاوش، اصول و روابط علّی اجزای تشکیل ­دهنده را تبیین و پیش­ بینی کنند. غیر اثبات­گرایان معتقدند نظر «مشاهده­ گر» -کسی که صرفاً یک فرآیند یا فعالیت را مشاهده می­کنند کافی نیست بلکه نیازها از طریق پذیرفتن چارچوب مرجع شرکت‌کننده در «کُنش» می­تواند درک می­شود. شخص باید از درون مبادرت به درک کند و نه از بیرون و مشاهده ­گر خود باید درگیر راه­کار شود تا درک درستی یابد.پلتفرم­های باز به‌وسیله استانداردهای باز قائل به بُعد غیر اثبات‌گرایی هستند و هر استفاده ­کننده از آن میتواند خود به توسعه و بهبود آن بپردازد و از سوی دیگر در قالب ارائه فرآیندها در قالب سرویس می­تواند تجربیات اثبات­ شده و مبتنی بر استانداردهای کسب‌وکار را نیز محیا سازد.ماهیت انسان با ماهیت جبر و اختیار انسان سروکار دارد. از منظر جبرگریان انسان اسیر موقعیت­هایی در دنیای بیرون و مشروط به‌وسیله شرایط بیرونی است؛ از منظر اختیار انسان­ها خواستی آزاد دارند و محیط خودشان را خلق می­کنند.پلتفرم­های باز بر مبنای افزایش اختیارگرایی و استفاده از ظرفیت ذهنی و فنی کاربران آن به وجود آمد، همچنین توسعه فرآیندها، خلق سرویس­های جدید و استفاده از برنامه­ های کاربردی در معماری سرویس­گرا امکان اِعمال اراده بیشتر را برای توسعه و تغییر پذیری کسب‌وکار را فراهم کرده است.روش ­شناسی دو حد متقابل کلیّت ­گرا و اندیشه­ نگار دارد. ویژگی و مشخصه کلیت ­گرایی جستجوی قوانین کلی است که بر واقعیت مورد مشاهده حاکم باشد و لذا افراد را به بهره ­گیری از روشی منظم سوق می­دهد. روش­های مبتنی بر جم ع­آوری کلیه نیازمندی­ها و سپس طراحی و برنام ه­ریزی از این دست می­باشند. روش­های اندیشه ­نگار متمرکز بر درک و تفسیر توسط افراد است و واقعیت بیرونی را مورد سؤال قرار می­دهد؛ اندیشه­ نگاران «واقعیت» را به عنوانی ماهیتی محصور در آرا و نظرات افرادی می­دانند که در سیستم­های اطلاعاتی درگیرند و یا تحت تأثیر آن قرار دارند.پلتفرم‌های باز بر این نکته تأکید دارند که توسعه ­دهندگان باید اجازه دهند موضوع، ماهیت و ویژگی­های آن در خلال فرآیند توسعه و کاربرد نمایان سازد. فرآیند محوری به‌طور مستقیم با وضعیت­هایی سروکار دارد که خروجی یا ورودی آن­ها متأثر از کُنش کاربران است، پلتفرم­های باز این امکان را می­دهد در صورت تغییر هر نیازمندی یا خواست دستیابی به نتیجه خاص مدل فرآیند یا نوع سرویس ­دهی آن تغییر یابد.تغییر تدریجی در برابر تغییر بنیادیتغییر تدریجی بر آن دیدگاهی از سیستم­ها تأکید می­کند که بر حفظ وضعیت تعادلی استوار است حال آن­که تغییر بنیادی با رهاسازی انسان از ساختارهایی که توانایی او را برای رشد و تکامل محدود می­سازد سروکار دارد.تغییر تدریجی-تغییر بنیادیپلتفرم­های باز مبتنی بر هماهنگی کارکردی، تلفیق، هماهنگی و تعادل هستند. یکپارچه ­سازی سرویس­ها در قالب مدل­های فرآیندی این سیستم را در ردیف بعد تغییر تدریجی قرار می­دهد.با توجه به مبانی فلسفی تبیین شده و سیر توسعه­ای سیستم­های اطلاعاتی، پلتفرم باز یکی از اجزای مهم تحول دیجیتالی و مبتنی بر پارادایم­های تفسیرگراست. بهره­ گیری از این سیستم و لزوم پاسخ سریع، به‌موقع و متناسب به تغییرات در صنایع مختلف اتخاذ تصمیم هوشمندانه در خصوص بهبود و توسعه فرآیندها را  ضروری می­نماید.</description>
                <category>فرشاد صفری</category>
                <author>فرشاد صفری</author>
                <pubDate>Sun, 19 Aug 2018 22:35:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>