<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خوب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@GOO</link>
        <description>والا اینقدر گوش شنوا نیافتم که تصمیم گرفتم حرف هام رو اینجا بزنم :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:23:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1557853/avatar/0cSfDP.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خوب</title>
            <link>https://virgool.io/@GOO</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جرم سنگینی به نام عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%B4%D9%82-nkctypzawj5k</link>
                <description>عزیزی رو میشناسم که یه حرفی بهم میزد که خیلی تامل برانگیز بود. میگفت عاشق شد و این عشقش هم به سرانجام نرسید. میگفت که مادرم بهم میگه: «تقصیر خودته نباید عاشق میشدی. باید چشمت رو از نگاه به نامحرم حفظ میکردی»حالا این بنده خدا رو من میشناسم. موقعیتش طوری بوده که مجبور بوده هر روز معشوق اش رو ببینه. مثلا فکر کنید هر دو تو یه فعالیت اجتماعی بودن که هر روز همدیگه رو میدیدن. چقدر این چیزی که مادرش میگه کم لطفیه! طرف چطور خودش رو باید حفظ میکرده؟ همین که به راه نادرست کشیده نشده و تونسته نفس خودش رو نگه داره به نظرم به این بنده خدا باید جایزه داد. عشق نافرجام خودش یه جور درده، درک نشدن از سمت نزدیک ترین کسانت هم خودش دردی دیگر ...ای کاش والدین میتونستن مهربونی شون رو به روش بهتری به فرزندان نشون بدن</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jun 2022 21:12:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به شما هیچ ربطی نداره کی چه کار میکنه</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%B1%D8%A8%D8%B7%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-hl5rbwtkoiu6</link>
                <description>یه عده هستند که به راحتی به خودشون اجازه میدن تو مسائل شخصی دیگران سرک بکشند و نظر بدن. بعد اعتراض هم که بکنی میگن نه ما وظیفه داریم بگیم. یا نمیگن ولی طوری بهت نگاه میکنند که از خودت متنفر بشی.نمیدونم چطوری بعضی ها اینقدر از خودشون و کار هاشون مطمئن هستند که دیگران رو اینطوری نگاه و قضاوت میکنند. بابا مگه شما ها بقیه رو خلق کرده اید؟ خدارو شکر که این آدم ها خدا نبودند. خود خدا داره روزی این آدم ها رو هم میده من نمیفهمم این ها چی میگن دیگه</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jun 2022 01:51:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حتی حوصله ندارم برای این مقاله عنوان بذارم</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%85-keorb461w1vz</link>
                <description>گاهی اوقات نیاز دارم یه نفر بیاد همه تقصیرات رو به عهده بگیره و تا میتونم بهش فحش بدم بلکه کمی خالی بشم.زمانی که یه کاری رو دوست داری انجام بدی امکانش رو نداری و یه زمانی که امکانش رو داری دیگه حوصله اش رو نداریهمه اش مجبوری نقش بازی کنی هیچ جا نمیتونی خود واقعیت باشی حتی جلوی صمیمی ترین آدم ها</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jun 2022 01:14:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نه به جهیزیه!!</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%87-wsqjpfott0nt</link>
                <description>چه معنی داره که دختر برای زندگی مشترک وسیله تهیه کنه؟ مگه فقط دختر قراره از اون وسایل استفاده کنه؟ وقتی وسایل خونه با کمک دختر و پسر تهیه بشه هر دو بیشتر قدر وسایل رو میدونند و بیشتر به همدیگه دلگرم میشن چون حواسشون هست که دارن با هم زندگی شون رو میسازندضمنا جالبه بدونید که طبق قانون خرید وسایل مورد نیاز زندگی با مرد هست! البته من خودم قبول ندارم باید هر دو طرف کمک کنند</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jun 2022 23:26:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پسرم ناراحت نباش!</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4-m7n5l2t5jhaf</link>
                <description>آقایان کمتر گریه میکنند چوناگر گریه کنند از جامعه طرد می‌شوند. (مثلا اگه یه مرد گریه کنه بهش میگن پاشو مرد گنده خجالت از اون سیبیلات بکش!)دیگر قوی نیستند. (در جامعه اگر یک مرد گریه کنه این نشونه ضعیف بودنش هست و چیزی که یک مرد خیلی بهش نیاز داره قدرتمند بودنه. پس سعی میکنه گریه نکنه یا گریه اش رو کسی نبینه)کنترل بیشتری روی احساساتشان دارند. (معمولا مرد ها در کنترل احساسات از خانم ها توانمند تر هستند اما این به این معنی نیست که دریافت احساسات شون کمتر هست. اینکه یک نفر چه میزان از احساسات رو تجربه میکنه ربطی به جنسیت نداره فقط یک آقا معمولا راحت تر میتونه اون احساسات رو پنهان کنه)آیا میشه گریه نکرد؟فرض کنید ما بگیم زن که نباید بخنده! اخه مگه میشه کسی نخنده؟ خب همونطور مگه میشه مرد هم گریه نکنه؟ این چی بود وقتی بچه بودیم میگفتن «مرد که گریه نمیکنه»؟اگر یک نفر گریه نکنه چی میشه؟تا وقتی نوزاد گریه نکنه کسی بهش شیر نمیده! تا زمانی که گریه نکنی کسی نمیدونه که حالت بده و نیاز به کمک داری. اگه یه خانم گریه کنه همه میرن دور و برش و دلداریش میدن ولی یه مرد اولا که نباید گریه کنه ثانیا اگه گریه هم بکنه میگم پاشو بابا خودتو جمع کن. این برای مردی که کسی احساساتش رو پنهان کرده و کوهی از احساسات بروز داده نشده داره خیلی بی انصافیه.مرد ها در مشکلات عاطفی بیشتر از خانم ها صدمه میبینند چون با پنهان کردن احساسات هیچ کس بهشون کمک نمیکنه و این احساسات سرکوب شده در اون ها میمونه و مثل سوهان روح شون رو رنده میکنه.با مرد ها مهربون تر باشیم.</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 21:31:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراموش شدگانی به نام «مجرد ها»</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%A7-h3bxhpjjmtsy</link>
                <description>راحت بخونید این متن فیلم رو لو نمیده!نمیدونم فیلم «در مدت معلوم» رو دیده اید یا نه. این یک فیلم طنز با بازی جواد عزتی است. هرچند که این فیلم در ژانر طنز ساخته شده اما از نظر من یکی از غم انگیزترین فیلم هاست. این فیلم به مشکل ازدواج و فشار جنسی ای که روی جوانان هست میپردازه.در دقیقه ۲۴ این فیلم، میثم (جواد عزتی) رفته پیش یکی از دوستاش که توی یک بخش فرهنگی کار میکنه تا با کمکش مجوز چاپ کتابش رو بگیره.سکانسی از دقیقه ۲۵ فیلم در مدت معلومموضوع بسیار دردناک از نظر من در این سکانس این هست که دوست میثم به کلی فشار های دوران مجردی اش رو انکار میکنه. دردی که جامعه ما بهش دچاره اینه که اکثرا فقط شعار میدن و به کلی مجرد ها رو فراموش کرده اند. زمانی هم که یه مجرد دهنش به نیاز هاش باز میشه همه نیاز هاش رو انکارش میکنند یا جواب هایی بی ربط میدن.نیاز جنسی رو از راه های نامشروع میشه پاسخ داد اما آیا مجرد ها فقط از جنبه جنسی تحت فشار هستند؟ خیر!تا صحبت از مشکلات مجرد ها میشه بیشتر فکر ها میره سمت مشکلات جنسی و مالی. نمیدونم چرا کسی اشاره نمیکنه به مشکلات عاطفیآقایون دوست دارند حس حمایتگری رو در غالب شوهر بودن و پدر بودن تجربه کنند.خانم ها دوست دارند حس ناب مادری و حس فداکارانه همسری رو تجربه کنندزن و مرد دوست دارند تا احساسات ناب فردی شون رو با یک نفر در یک رابطه سازنده زناشویی به اشتراک بذارند تا با هم رشد کنند.این چند مورد فعلا به ذهنم میرسه اگه شما موارد دیگه ای مد نظر دارید کامنت بذارید.</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Sat, 14 May 2022 20:17:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان، کلاف پیچیده ای از احساسات</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-plmempglovre</link>
                <description>چند روزی بود که خیلی اعصابم خرد شده بود. یه طوری که اصلا به مرز انفجار رسیده بودم از عصبانیت. رفتم یه کمی در مورد دارو های جدیدی که پزشک برام تجویز کرده بود مطالعه کردم. دیدم ای دل غافل! عوارض این دارو هایی که تازه بهم داده است که چنین حالی به من دست داده.خیلی جالبه که دارو یا به عبارت دیگه هورمون ها میتونند اینقدر روی رفتار و احساسات تاثیر بذارند.یه مستند دیدم که توش یه مورچه هه اسگل شده بود و دیگه نمیتونست درست به کلونی خدمت کنه. بعد یه مورچه دیگه اومد برش داشت و برد یه جایی دور از کلونی رهاش کرد. اون مورچه هه که اسگل شده بود مُرد و بعد از یه مدت از تو مغزش یه قارچ در اومد. اون مورچه هه برای اینکه بیماری این مورچه ی مریض به سایر مورچه ها سرایت نکنه اونه رو برد و از کلونی دورش کرد. این مستند نشون داد که چطور رفتار حتی سایر جانوران میتونه توسط عوامل خارجی تاثیر بگیره.بعد از دیدن اون مستند همیشه با خودم فکر میکنم که آیا رفتاری که من از خودم نشون میدم واقعا همون چیزی هست که من میخوام یا چیزیه که توسط عوامل خارجی به من تحمیل شده!؟خیلی از جرائمی که انسان به اون ها دست میزنه هم میتونه همینطور باشه. به نظر من خیلی از انسان هایی که حتی مجرم هستند و جرم شون برای ما مثل روز روشنه شاید از نظر خداوند مجرم نباشند. شاید اون کسی که قاتل شده اون لحظه فکرش در کنترل خودش نبوده! برای همین همیشه از خدا میخوام کمکم کنه تا رفتارم تحت کنترل خودم باشه نه عوامل خارجی و همیشه ازش میخوام کمکم کنه تا دیگران رو قضاوت نکنم. </description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Sat, 14 May 2022 19:27:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوش به حال اونایی که عکس پروفایل شون نشون دهنده احساسشونه!</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D9%88%D9%86-%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%B4%D9%88%D9%86%D9%87-vk5jkjutif1y</link>
                <description>خیلی ها وقتی ناراحت هستند یا خوشحال یا هرچی ... عکس پروفایل شون رو با اون حسی که دارند هماهنگ میکنند. اینطوری اگه مثلا یه مشکلی داشته باشند اینطوری به همه میگن که «بابا من یه چیزیم هست. بابا من ناراحتم» این خیلی خوبه که اینا میتونند به همه اعلام کنند که ناراحتند. بدبختی اینه که اگه یه کمی معروف باشی یا همکارات شماره ات رو هم داشته باشند نمیتونی این کارو کنی. یعنی هم دلت میخواد این کارو بکنی و هم نمیتونی این کارو بکنیای کاش یه راهی بود که میشد بفهمونی که ناراحتی</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Sat, 07 May 2022 20:26:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نه به مهریه!</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-ps8w0yurmcir</link>
                <description>روزی روزگاری حمید آقا رفت پیش آقا رضا و بهش گفت که آقا رضا اگه قول بدم که بهت ۵ تا سکه بدم باهام دوست میشی؟ آقا رضا گفت نه ۵ تا کمه! برادرام کمتر از ۱۱۰ تا نمیگیرند من باید حداقل ۱۱۰ تا رو بگیرم تا باهات دوست بشم!توجه کردید که چقدر این داستان فرضی مضحک است؟ اگر به جای آقا رضا عروس خانمی را در نظر بگیریم دیگر اینچنین هم عجیب نیست! اما چرا؟ مضحک بودن این داستان به دلیل این است که هیچ کس برای دوستی پول نمیگیرد، پس چرا برای ازدواج پول میگیرند؟ مگر ازدواج هم مانند دوستی یک پیمان عاطفی و اجتماعی نیست!؟ پس چرا به یک معامله مالی تبدیل شده است؟ اگر برای دوستی سکه نمیدهیم پس چرا برای ازدواج باید داد؟برخی آقایان با نیت اینکه قرار نیست مهریه را بپردازند عقد میکنند. جدایی از اینکه این مسئله طبق نظر فقها جایز نیست اتفاقا امکان درخواست مهریه از جانب خانواده دختر چنان دور از واقعیت نخواهد بود چنان که دیده ایم در بسیاری از موارد ازدواج فامیلی پس از عقد مهریه مطالبه شده و مشکلاتی به وجود آمده است. خوب است نظر فقها را در این رابطه مطالعه کنید.برخی اعتقاد دارند مهریه پشتوانه دختر است. یعنی اگر پسر به خاطر اهرم فشار مهریه تلاش میکند خطایی از او سر نزند. آیا فقط دختر است که نیاز به پشتوانه دارد؟ پسر چه پشتوانه ای باید داشته باشه؟آیا زندگی ای که مردِ آن به خاطر مهریه بخواهد دست از پا خطا نکند زندگی مطلوبی است؟همانطور که اسلام مهریه را برای زن مشخص کرده، موارد متعددی را نیز برای ولایت پذیری زن از مرد مشخص کرده که جامعه امروزی ما تاب و تحمل چنین قوانینی را ندارد. مثلا اجازه دادن شوهر به همسر برای یک سری اموراگر مهریه را قبول دارید پس باید قوانین دیگر اسلام در راستای ولایت پذیری زن از مرد را نیز قبول داشته باشید. اگر ولایت پذیری از مرد دشوار است پس مهریه را رها کنید.کلا شتر سواری دولا دولا نمیشود! یا باید کاملا سنتی ازدواج کرد یا کاملا مدرن</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 00:50:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بفهمیم بعد از شکست در یک رابطه عاطفی، دوباره میتونیم وارد یک رابطه جدید بشیم یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-j6anglrrynin</link>
                <description>اونطوری که من فهمیدم روانشناسان توصیه میکنند به احساساتی که تجربه میکنیم احترام بذاریم و سعی نکنیم باهاشون بجنگیم. به عبارت دیگه میگن اگه ناراحت هستی اشکال نداره که گریه کنی و ناراحتی کنی، اشکال نداره اگه عصبانی باشه و خشمت رو نشون بدی و ...اگر اخیرا در رابطه عاطفی شکست خورده باشید ممکنه بعد از طی کردن مرحله سوگ وارد مرحله ای بشید که من بهش میگم مرحله «کرختی!»در این مرحله شما دیگه آنچنان دلتنگ رابطه شکست خورده نیستید اما شور و شوقی هم برای ورود به رابطه جدید ندارید.بعضی ممکنه این کرختی رو با ضرب المثل «مار گزیده از ریسمون سیاه و سفید میترسه» توجیه کنند. به عبارتی اگه بخوام کمی علمی تر بگم، یعنی ذهن ما برای مراقبت از ما وارد حالت تدافعی شده و برای اینکه دوباره صدمه نخوریم داره سعی میکنه دوباره علاقه مند نشه!اما من میخوام بگم شاید هم این نظر درست نباشه! میخوام به زمانی فکر کنید که هیچ رابطه عاطفی ای رو هنوز با هیچ کس تجربه نکرده بودید. اگه احساسات الان تون شبیه اون موقع هست، به نظرم میتونه نشونه این باشه که شما به حالت عادی برگشته اید و میتونید یه رابطه جدید رو تجربه کنید. لب کلام اینه که «کرختی بعد از شکست در رابطه عاطفی ات رو با زمانی که اصلا هنوز وارد رابطه نشده بودی مقایسه کن. اگه این دو حس شبیه هم هستند میشه گفت ذهن شما در حالت تدافعی نیست بلکه به تنظیمات کارخانه برگشته!» :)</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Thu, 31 Mar 2022 22:55:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور جنگ اعراب با اسرائیل، جوانان  ۶۰ و ۷۰ ای ما رو دچار اختلال کمالگرایی کرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%DB%B6%DB%B0-%D9%88-%DB%B7%DB%B0-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%DA%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ojx0i6t7ivo9</link>
                <description>زمانی که جنگ اعراب با اسرائیل شکل گرفت، کشور های عربی فروش نفت به آمریکا و هم پیمانانش رو تحریم کردند. اون موقع ایران هم پیمان آمریکا بود. این جنگ یک توفیق اجباری رو نصیب ایران کرد. هم قیمت و هم حجم فروش نفت به شدت افزایش پیدا کرد.وقتی کشور این همه پولدار شد دیگه تولید توجیهی نداشت. مثلا جنسی که میخواستیم x تومن تولید کنیم رو میتونستیم x-10 تومن وارد کنیم. انگیزه برای تولید کم بود و پول هم زیاد.اینطوری شد که برای اشتغال زایی هی دولت، اداره های خودش رو توسعه داد تا با استخدام افراد در اون ها شغل ایجاد بشه.بدیهی هست که وقتی اندازه اداره ها بزرگ بشه و نیرو زیاد باشه، کار کمتری برای هر نفر هست. این یعنی کار راحت، با حقوق مشخص!اینطوری شد که جامعه علاقه مند کار دولتی شد به صورتی که اگه یه آقا پسر میرفت خواستگاری، داشتن شغل دولتی یه مزیت محسوب میشد!اما خب وارد شدن به اداره های دولتی هم طوری بود که هرچی درس ات بهتر بود می‌تونستی موقعیت بهتری رو به دست بیاریبه نظرم همین مسئله باعث شد که خانواده هایی که بچه های دهه ۶۰ ای و ۷۰ ای داشتند، اهمیت ویژه ای به درس بدند. چون این خانواده ها دیگه ارزش درس خوندن رو فهمیده بودند. انتظار بیش از حد خانواده ها از بچه ها برای درس خوندن باعث شد که بچه به جای اینکه از بچگی اش لذت ببره همه اش به فکر این باشه که چطوری میشه نمره بهتری رو گرفت!همین فکر که بچه همیشه مجبور بود از همه بهتر باشه یک تروما یا آسیب روانشناختی تو بچه به وجود آورد تحت عنوان «کمالگرایی»کمالگرایی بد دردیه! یه دردیه که از روی نادونی خود من به داشتن اش افتخار می‌کردم و موفقیت هام رو مدیون کمالگرا بودنم میدونستم! اما یکی به من بگه آخه آدم موفقی که از زندگیش راضی نباشه به چه دردی میخوره؟کمالگرایی بدیش اونجایی هست که با وجود یه عالمه دستاورد و موفقیت احساس رضایت نداری چون در بهترین حالت فکر میکنی که به وظیفه ات عمل کرده ای!این کمالگرا بودن به عقیده من حتی ازدواج جوانان رو هم تحت تاثیر قرار داده. کسی هست که هیچ مشکلی نداشته باشه؟ گل بی عیب خداست :) یک فرد کمالگرا انتظار داره بتونه کسی رو به عنوان شریک زندگی پیدا کنه که هیچ عیبی نداشته باشه و چون همچین کسی نیست ازدواج نمیکنه تا زمانی که بتونه کمالگرایی اش رو درمان کنه تا با پذیرش نقص شریک زندگی، بالاخره یک شریک زندگی برای خودش پیدا کنهکمالگرا ها از روابط شون انتظارات عجیبی دارند. انتظار دارند که روابط شون شبیه روابط فیلم های رمانتیک و عاشقانه باشه! یه مقدار انتظار زیادیه به نظرمببینید دوستان این چیز هایی که من اینجا خدمتتون عرض کردم دریافت من از محیط پیرامونم هست. یه جورایی تجربه زیسته من میشه. قطعا این ها میتونه درست نباشه ولی خب این فهم من از اطرافم هست. ممنون میشم اگر اشتباه میکنم نظر بدید و منم از گمراهی در بیارید.</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Wed, 23 Mar 2022 12:59:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه «نه» شنیدن رو یاد گرفتم!</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-qdtp0ju3j2dd</link>
                <description>گاهی یه نفر وقتی درخواستم رو رد میکنه بهم فشار میاد. همه اش فکر میکنم چطوری جوابش رو بدم که بهش بفهمونم اصلا هم برام مهم نیست که «نه» گفته!بعد با خودم بیشتر که فکر میکنم به این نتیجه میرسم که اصلا برای چی من باید انرژی صرف این کنم که به اون بفهمونم که نه گفتنش برام مهم نبوده! اصلا مهم هم بوده ... چرا الکی بخوام بگم نه مهم نبوده!؟خلاصه در نهایت فکر میکنم نباید با خودم بجنگم و به خودم الکی بقبولونم که برام مهم نبوده. باید به خودم بگم چرا مهم بوده ولی نه اونقدر که بخواد بهم حس بی ارزش بودن بدهآخه من فکر میکنم دلیل ناراحت شدنم از نه شنیدن اینه که تصور میکنم چون انسان ارزشمندی نیستم بهم نه گفتن! در صورتی که اینطور نیست. من انسان با ارزشی هستم و ارزش من رو بله یا نه گفتن دیگران به درخواست های من تعیین نمیکنه! یه مشکلی که هست اینه که قبلا فکر میکردم چطوری این حس بی ارزش شدن رو که از اون طرف گرفتم به خودش بر گردونم و این میشد که سعی میکردم اون رو هم بی ارزش کنم. این خیلی بده! آدم اگه کوچک باشه دیگران و هم میخواد کوچک کنه و اگه بزرگ باشه میخواد دیگران رو هم بزرگ کنهمن دیگه الان پاسخ «نه» دیگران رو میپذیرم و سعی در مقابله با این پاسخ ها هم نمیکنم چون که من دیگه انسان بزرگی هستم و انسان بزرگ نمیخواد دیگران کوچک باشن و برام هم مهم نیست که به اون ها نشون بدم کوچک هستند!</description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Tue, 22 Mar 2022 12:26:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروعی دوباره</title>
                <link>https://virgool.io/@GOO/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-ozkvp5wcehsc</link>
                <description>تو گذشته خیلی رنج کشیدم به خصوص سال گذشته یکی از بدترین سال های زندگیم بود اما میخوام سال جدید رو بترکونم. برنامه های کلیم رو برای نسخه جدیدم در سال آینده با شما هم به اشتراک میذارم شاید براتون مفید بود یا شاید کسی پیشنهادی داشت!میخوام خودم رو بیشتر دوست داشته باشماهمیت ندادن دیگران به من و گفتن «نه» به درخواست های من باعث میشد خیلی ناراحت بشم تا اینکه فهمیدم از مشکل پایین بودن عزت نفس رنج میبرم :) تصمیم گرفتم عزت نفسم رو افزایش بدم. توی سایت متمم یه دوره عزت نفس پیدا کردم و شروع به مطالعه اش کردم. خدارو شکر خیلی کمکم کرد. الان دلم برای نسخه قبلی خودم میسوزه که چقدر بی خودی ناراحت میشد اما نسخه الان من اون نسخه گذشته ام رو هم به رسمیت میشناسه یعنی من میدونم که در گذشته کارم درست نبوده اما به هر کاری که کردم احترام میذارم و براش ارزش قائلم چون بهترین کاری که میتونستم اون موقع انجام بدم رو انجام داده ام.میخوام برای خودم بیشتر وقت بذارممیخوام امسال بیشتر ورزش کنم، بیشتر کتاب بخونم، بیشتر موسیقی گوش بدم، تمرین های گیتارم رو با جدیت بیشتری ادامه بدم و از همه مهم تر میخوام بیشتر خوش بگذرونم.من دو تا دوچرخه دارم. هر دو شون هم متاسفانه دارن خاک میخورند. امسال میخوام یه باربند دوچرخه بخرم و هر دو تا دوچرخه هام رو درست کنم و با ماشین بزنم به دل طبیعت و اونجا دوچرخه سواری کنم. یکی از دوچرخه ها رو هم نگه میدارم برای هرکسی که پایه باشه باهام بیاد. :))میخوام سینما برم، تئاتر برم، نمایشگاه های هنری برم.میخوام شبکه ام رو گسترش بدممیخوام کلاس های مختلف برم مثل آشپزی، رقص، زبان، بازیگری و ... آخه خیلی دوست دارم همه چی رو تجربه کنم. صحبت کردن با آدم های مختلف مثل مربی های این کلاس ها برام جذابه چون میتونم با طرز تفکرشون آشنا بشم. این به من کمک میکنه تا بفهمم اون ها دنیا رو چطوری می‌بینند. آخه من همیشه نگران این هستم که نکنه نگاه من به دنیا نگاه درستی نباشه یا ناقص باشه! به نظرم این میتونه به من کمک کنه که راه راست و هدف خلقت رو بهتر درک کنم.میخوام بیشتر زندگی کنمبابا نیازی نیست برای فعل «زندگی کردن» یه عالمه معانی و تفاسیر محیر العقول ارائه داد. از نظر من زندگی کردن یعنی توجه به زمان حال و هر کاری که داری تو اون لحظه انجام میدیمیخوام به همه چیز بیشتر توجه کنم. مثلا به بوی میوه ها و غذا ها، به طعم چیز هایی که میخورم، به چهره و زبان بدن افرادی باهاشون تعامل دارم، به ساز هایی که توی یک موسیقی شرکت میکنند تا اون موسیقی نواخته بشه، به حرکت عضلاتم وقتی که دارم ورزش میکنم، به نور آفتابی که دستِ بیرون رفته از پنجره ی ماشینم رو که باد خنکش میکنه، گرم میکنه! میخوام از رانندگی بیشتر لذت ببرم. میخوام وقتی راه میرم زمین رو زیر پاهام حس کنم! میخوام به تنفس و تپش قلبم بیشتر توجه کنم. میخوام به سکوت شب بیشتر توجه کنم! خیلی مثال های دیگه میشه زد که من به همین ها بسنده میکنم. آخه بابا زندگی مگه چیزی بیشتر از اینه؟ خیلی ها اینقدر تلاش میکنند که یه زندگی خوب بسازند که فراموش میکنند اصلا زندگی کنند.نکته!درسته که این مطلب رو دارم تو روز ۱۴۰۱/۰۱/۰۱ می‌نویسم اما این دلیلی نمیشه که منتظر یه تاریخ خاص یا یه اتفاق خاص باشیم تا برای رشد و توسعه فردی مون اقدام کنیم. </description>
                <category>خوب</category>
                <author>خوب</author>
                <pubDate>Mon, 21 Mar 2022 12:32:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>