<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های GameO7er</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@GameO7er</link>
        <description>The more you know, the more you realize you don’t know. — “Aristotle”</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:25:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/24818/avatar/P2bQWU.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>GameO7er</title>
            <link>https://virgool.io/@GameO7er</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من در ۱۴۰۰</title>
                <link>https://virgool.io/@GameO7er/%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-ugnxtskl4b4a</link>
                <description>مقدمه و هدف:به نظر شما مهم‌ترین قدم برای موفقیت چی هست؟ اگر به «هدف گذاری» فکر می‌کنید که ... بله درسته! ولی منظورم بعد از اونه. اگر دارید به «برنامه ریزی» هم فکر می‌کنید درسته. حتی پاسخ‌های دیگه هم که من چیزی ازشون نمی‌دونم هم ممکنه درست باشه ولی از منظر من یه چیزی از هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی هم مهم‌تره. اینقدر مهم که حضرت علی (ع) یا حضرت محمد (ص) می‌فرمایند:«مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»هر کس كه خود را شناخت خدای خود را شناخته است.دقیقا منظورم «خودشناسی» هست. هدف من هم از نوشتن این مقاله همینه وگرنه خودمونی بگم من نه شخصیت معروفی هستم و نه فردی که نوشته‌هاشحائز اهمیت باشه :) . صرف اینکه ممکن هست مطالبی که در این مقاله نوشته می‌شه، روزی به درد شخصی بخوره و ذره‌ای کمکش کنه دارم می‌نویسم.نکته: طبق رسم همیشگیم تاکید می‌کنم من نه «روانشناس» و نه دانشجوی «روانشناسی» هستم. بلکه فقط به مسائل روانشناسی علاقه دارم در نتیجه ممکن هست تمام یا بخشی از این مطالب اشتباه باشند.سال ۱۴۰۰:این مطلب رو در اواخر اسفندماه سال ۱۴۰۰ دارم می‌نویسم و به نظرم بهترین زمانی هست که میشه عملکرد یک‌سال اخیر خودم رو بررسی کنم و خودم رو با خودم مقایسه کنم. اینکه نسبت به سال ۹۹ (که متاسفانه داده‌ای ازش ندارم به‌صورت مکتوب) چقدر تغییر کردم و در سال ۱۴۰۱ نسبت به امسال چقدر تغییر خواهم کرد. بهرحال سعی می‌کنم از زوایای مختلف این یک‌سال رو شرح بدم و بررسی کنم.هورمون‌شناسی:قبل از اینکه ادامه بدم بیاید چندتا از نکته رو قبلش مرور کنیم و بعد بریم جلو چون این چندتا نکته باعث جذاب‌تر شدن مقاله میشن.هورمون‌های شادی‌آور:کمتر کسی هست که امروزه اسم «دوپامین»، «سرتونین» «اندورفین» و «اکسی‌توسین» رو نشنیده باشه. انتقال‌دهنده‌های عصبی مغز که در اصطلاح غیرعلمی به اونها «هورمون‌های شادی‌آور» می‌گیم. در زیر خیلی مختصر این چهار هورمون شادی‌آور رو مرور می‌کنیم باهم چون باهاشون کار داریم.دوپامین:دوپامین به ما برای رسیدن به اهداف و خواسته‌هامون انگیزه میده. وقتی هم که به اون هدفمون رسیدیم باعث ایجاد حس عمیق شادمانی و لذت میشه. قمار، بازی‌های رایانه‌ای، موفقیت درکار، دیدن معشوق، و … باعث ترشح دوپامین میشن. تعجب کردید؟‌ اصلا ما مفهومی داریم به اسم «عشق دوپامینی» که عاشق و معشوق به‌خاطر ترشح بالای دوپامین بیشتر بهم نزدیک می‌شن و همون باعث ترشح مجدد دوپامین میشه و این چرخه ادامه داره. بگذریم! اما کمبود دوپامین هم معایب خودش رو داره. از دست دادن اعتماد به نفس و کاهش عزت نفس و دست کم گرفتن خودمون، اهمال‌کاری (تعلل) یا همون امروز و فردا کردن کارها می‌شه. یکی از راه‌هایی که برای ترشح مداوم دوپامین میشه انجام داد اینه که اهداف بزرگ رو به اهداف کوچیک بشکونیم. اینطوری مغز بجای اینکه فقط بعد از رسیدن به هدف بزرگ دوپامین ترشح کنه، هر وقت یه قسمت کار رو تموم کردید و به یه پیروزی کوچیک رسیدیم دوپامین ترشح می یکنه. البته لازمه‌اش این هست که هر بار بعد از رسیدن به اون موفقیت جشن بگیریم مثلا خودمون رو به یه خوردنی خوشمزه دعوت کنیم یا به جایی که دوست داریم بریم و …سروتونین:سروتونین زمانی ترشح میشه که احساس می کنید فرد مهم یا تاثیرگذاری هستید. فعالیت های فرهنگی و کارهای گروهی باعث ترشح سروتونین میشه. کمبود سروتونین باعث حس تنهایی و افسردگی میشه و برای ترشح سروتونین توصیه میشه که مثلا نهار رو بیرون بخوریم یا حداقل وقت غذا همه اعضای خانواده دور همدیگه جمع بشیم. باهم فیلم یا سریال ببینیم، باهم بازی کنیم، روزانه ۲۰ دقیقه در هوای آزاد باشیم و حتی خودمون رو در معرض تابش مستقیم نورخورشید قرار بدیم چون اشعه ماوراءبنفش تولید سراتونین رو افزایش میده.اکسی‌توسین:یکی دیگه از هورمون‌های دیگه که به «هورمون عشق» معروف هست همین اکسی‌توسینه. هورمونی که بعد از رابطه جنسی و ارگاسم در سطح خیلی بالایی ترشج میشه و موجب صمیمیت، اعتماد، تقویت رابطه عاشقانه و دوستانه میشه. فعالیت‌های گروهی، تماس فیزیکی مثل دست دادن و بغل کردن هم یکی دیگه از راه‌هایی هست که باعث ترشح اکسی‌توسین میشه. هدیه دادن هم باعث ترشح اوکسی‌توسین میشه. همه مواردی که گفتم در عشق و رابطه عاشقانه به وفور وجود داره بهمین خاطر هم هست که به هورمون عشق شناخته میشه.اندورفین:در واکنش به درد شدید ترشح میشه و اضطراب و استرس رو کم می کنه و باعث افزایش حس رضایت و شادی میشه. ورزش کردن، فیلم دیدن و سرگرمی‌های جالب، خندیدن و یا حتی آماده بودن برای خندیدن (حتی اگر نخندید) باعث ترشح اندورفین میشن. جالبه بدونید که تماشاچی‌های یک مسابقه ورزشی به‌واسطه دریافت اندورفین می‌تونن گلودرد ناشی از نعره‌ها و فریادهاشون رو تحمل کنند.ویژگی‌های شخصیتی:حالا که با هورمون‌ها آشنا شدیم بریم سراغ معرفی چندتا از ویژگی‌های شخصیتی که من واقعا (یا تصور می‌کنم) درگیرشون هستم. مشکلاتی که شناختنشون قدم بسیار بزرگی در خودشناسی هست و باعث میشه که حداقل متوجه بشیم که کار از کجا می‌لنگه و علتش چی هست و در نتیجه راحت‌تر می‌تونیم دنبال راه‌حل بگردیم. یادمون باشه که لازمه تغییر،‌ پذیرفتن هست. من اول باید بپذیرم که چاق یا لاغر هستم تا قدم بردارم برای رژیم گرفتن. من باید بپذیرم که ضعف دارم تا نسبت به تقویتش قدم بردارم. پس کار خیلی بزرگ شناختن و پذیرش اون مشکل هست.اهمال‌کاری:اهمال‌کاری یا تعلل یا Procrastination به تعریف سایت متمم:«یعنی این‌که کارهای ضروری‌ را عقب بیندازیم و ترجیح دهیم که ابتدا به سراغ کارهایی با ضرورت کمتر برویم. به بیان دیگر، کارهایی که لذت انجام‌شان بیشتر یا رنج انجام‌ دادن‌شان کمتر است را در فهرست فعالیت‌های خود – مستقل از اهمیت و ضرورت واقعی آنها در اولویت قرار دهیم.»طی چندین ساعت تحقیقی که کردم ظاهراً دلایلی زیادی داره که به ایدئال‌گرایی، اصل لذت، استرس، ضعف در مدیریت زمان، ضعف در تصمیم‌گیری، ضعف در برنامه‌ریزی و … می‌تونن از دلایلی اهمال‌کاری باشند. یه تعریف دیگه اهمال‌کاری تعریف زیر هست:«اهمال کاری و به تعویق انداختن را زمانی می‌توان به عنوان یک مشکل و اختلال رفتاری مورد توجه جدی قرار داد که سه ویژگی زیر را داشته باشد:  - موجب کاهش کارایی شود.  - در کارها و فعالیت‌های ضروری هم وجود داشته باشد.  - در کل موجب تاخیر در انجام فعالیت‌ها شود.اهمال‌کاری رو من موقتاً تونستم با ددلاین گذاشتم کمترش کنم. یعنی اگر یه کاری به من محول می‌شه یا قرار هست یه کاری رو شخصاً انجام بدم، براش ددلاین بذارم. یعنی بگم مثلاً نوشتن مقاله «من در سال ۱۴۰۰» رو امروز شنبه شروع می‌کنم و نهایتاً تا سه‌شنبه باید تمومش کنم. البته این رو هم بگم که این اتفاق باید هر روز تکرار بشه و هر روز مرور می‌کنم که یادم باشه فقط دو روز مونده، یادم باشه فقط ۱ روز مونده و … به این صورت هیچ معجزه‌ای اتفاق نمی‌افته ولی تا حد قابل قبولی به هدفم نزدیک شدم و گاهی ممکنه حتی به اون سه‌شنبه هم نرسه و چند روز دیرتر کارم رو انجام بدم ولی قطعاً از زمانی که بدون ددلاین گذاشتن براش صرف می‌شد، سریع‌تر پیشرفته. تا همینجا به نظرم کافی هست. لطفاً لطفاً اگر شما هم مثل من دچار این مشکل هستید توی کامنت‌ها برام بنویسید که چطوری مشکل رو حل کردید؟ همین الان بنویسید و برگردید بقیه مقاله رو بخونید. ممنون میشم.ایدئال گرایی:ایده‌آل‌گرایی یا به شکل درستش اگه بخوام بنویسم ایدئآل گرایی یا Perfectionism مشکل بزرگ بعدی من هست. تعریف ساده‌ای پیدا نکردم چون تعاریف متعددی داره و هر کدوم به نوعی کامل هستند ولی ساده نیستند. خیلی ساده بخوام بگم تلاش برای انجام کاری به بهترین نحو رو ایدئال‌گرایی می‌گن. حساسیت این کار اینقدر بالا میره که میشه به وسواس فکری نسبتش داد. در کل ایدئال‌گرایی چیزی هست که براش کتاب‌ها نوشتن و خوب متأسفانه من درگیرش هستم. اینکه عواقبی مثل خودکشی، خشم، تخریب روابط اجتماعی، بی‌اعتمادی و … داره رو خودتون لطفاً بخونید. اما راهکارم چی بوده؟‌چطوری درمانش کردم؟‌ قبلاً هم گفتم اولین قدم، شناخت و در مرحله بعد پذیرفتنش هست. خیلی تصادفی متوجه شدم که من همه مثل خیلی‌های دیگه درگیر کمال‌گرایی هستم و همین باعث می‌شه که خیلی از کارها رو نتونم انجام بدم، خیلی از پروژه‌ها رو نتونم تکمیل کنم، از خیلی چیزها نتونم لذت ببرم و … و در قدم بعدی متوجه شدم که بر خلاف تصور عام، کمال‌گرایی اصلاً چیز خوبی نیست و برعکس مضراتش به شدت بیشتر از مزایاش هست. بعد از اون هر وقت احساس کردم که دارم به مرز کمال‌گرایی نزدیک می‌شم حتی، کار رو سعی کردم سریع‌تر تموم کنم حتی شده با کلی ایراد. می‌خوام بگم خیلی اوقات اتفاق افتادن اون مسأله خیلی مهم‌تر هست از شیوه انجام دادنی که قرار نیست اتفاق بیافته. همین مقاله مثالی از کمال‌طلبی و مبارزه من با کمالی طلبی هست. این مقاله نوشتنش شاید بیش‌از دو هفته طول کشید و بعد از این همه مدت تصمیم گرفتم هر طور شده تا قبل از سال ۱۴۰۱ منتشرش کنم و ان‌شا‌ءالله امروز ۲۸ اسفند منتشر خواهد شد. :)آموزش:بجز زبان خارجی که خیلی بصورت جدی پیگیریش می‌کردم، امسال آموزش خاص دیگه‌ای نداشتم. میشه گفت با مسائل دنیای «نرم‌افزار آزاد» آشنا شدم. نرم‌افزارهای جدیدی مثل Krita, Inkscape, Kdenlive, Audacity و … رو باهاشون کار کردم بصورت خیلی جزیی و راجع به دبین و اوبونتو، چیزهای خیلی کوچکی رو تجربه کردم. مطالعاتی راجع به مزاج‌شناسی و طب سنتی داشتم که یکی از دلایلم برای این‌کار بازم خودشناسی بود. نهایتا متاسفانه سال آموزشی خوبی رو پشت سر نگذاشتم و اونطوری که باید راضی نیستم از خودم ولی وقتی شرایط رو نگاه می‌کنم، کاملا قابل قبول هست برام.تفریح و سرگرمی:اینکه توی این شرایط بشه تفریح کرد و خوشحال بود به نظرم یکی از مهم‌ترین نکات هست. ازتون خواهش می‌کنم حتما تفریحاتتون رو زنده نگه دارید ولی قبل از اون باید بدونید که تفریح از نظر شما چیه و آیا اون تفریح سالم هست یا خیر؟ فیلم دیدن، مشارکت در پروژه‌های عمومی، بیرون‌رفتن با دوستان، مهمونی‌رفتن، بازی‌های رایانه‌ای گروهی، به دل طبیعت رفتن و … از تفریح‌های مورد علاقه من هستند. اما پررنگ ترین تفریح امسال من شرکت در« اتاق فرار» بود. یک تفریح سالم و پر از هیجان. اتاق فرار یک بازی گروهی هست که وارد یک ساختمون می‌شید مثلا یک هتل و از اتاقی باید به اتاق دیگه برید ولی هر اتاق قفل هست و برای بازکردن قفل اون اتاق باید چندتا معما حل کنید. ژانرهای مختلفی داره که من دیوانه‌وار از ژانر وحشت اتاق فرار خوشم میاد. یعنی در تاریکی شدید دارید دنبال  یک عدد سه رقمی روی دیوارهای اتاقی که با نوری کمتر از نور شمع روشن شدن می‌گردید که یک روح ناگهان پشت سرتون ظاهر میشه و … :)هزینه هر بار بازی کردن چیزی حدود ۹۰ تا ۱۱۰ هزار تومان هست به طور میانگین که برای مدت ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه پرداخت می‌کنید. قیمت رو شما نظر بدید ولی تخلیه هیجان و انرژی، انجام کار تیمی، آشنا شدن با افراد مختلف، فعالیت شدید ذهنی، افزایش تمرکز، ترشح اون همه هورمون و … از مزایای اتاق فرار هست. امسال تقریبا ۸-۱۲ تا اتاق فرار رفتم با افراد مختلف و می‌تونم بگم تاثیر فوق‌العاده‌ای در افزایش انرژی و شادابیم داشت. البته این انرژی و شادابی زیاد دلایل دیگه‌ای هم می‌تونه داشته باشه که در بخش‌های دیگه میگم خدمتتون.مسئولیت اجتماعیمسئولیت اجتماعی:اغراق نمی‌کنم چون عملکردم نشون میده که فقط شعار میدم یا واقعاً دارم عمل می‌کنم بهش ولی وقتی ازم می‌پرسن هدفت چیه می‌گم اینکه «دنیا رو جای بهتری کنم». شاید خیلی‌ها براشون شعار به نظر بیاد و شاید هم خیلی‌ها باورشون بشه. بهرحال واقعاً و از صمیم قلب دارم واسش تلاش می‌کنم حتی اگر هدف اصلیم هم نباشه. یکی از فعالیت‌هایی که خیلی دوست دارم مشارکت‌های عمومی هست و مسئولیت اجتماعی خودم رو واقعاً تحسین می‌کنم. همین که بی‌تفاوت از کنار شهر، کشور و جامعه‌ام رد نمیشم و سعی می‌کنم هرطور شده یا جلوی یک تأثیر منفی رو بگیریم یا یک تأثیر مثبت بذارم. حرف رو کوتاه کنم و چند خطی بنویسم از مشارکت‌هام در سال ۱۴۰۰ که گذشت.امسال من در برگزاری جشن‌های زیر یه نقش خیلی خیلی کوچولو داشتم:سالروز «اوپن‌استریت‌مپ»سالروز «آزادی نرم‌افزار»سالروز «ویکی‌پدیا»سالروز «داده‌های باز»چندین جلسه «دورهمی گنو»چندین جلسه «اوپن‌استریت‌مپ»به جز این در پروژه‌های آوای مشترک موزیلا فعالیت کردم و از لحاظ میزان مشارکت در ایران، نفر ۳۵ در اهدای صدا و نفر ۱۵ در تأیید صدا هستم. در یک پروژه متن به گفتار مشارکت داشتم که خیلی هیجان‌انگیز بود واسم.اقتصادی:امسال من از لحاظ اقتصادی تقریبا افت داشتم. به‌خاطر اینکه وقت بیشتری داشته باشم، شغلم رو تغییر دادم و شغلی رو انتخاب کردم که می‌دونستم از لحاظ مالی درآمد کمتری داره ولی تقریبا می‌شه گفت بخش خیلی زیادی از این اتفاق بخاطر اجبار و شرایطم بوده. از طرفی این اتفاق باعث شد که هم در محیط کار و هم خارج از محیط کار زمان بیشتری داشته باشم و همین مساله طبیعتا فشار کاری کمتر و استرس و اضطراب کمتری رو هم بدنبال داشت. ساعت کاریم از ۸ صبح شروع میشه و تا ساعت ۱۵ ادامه داره و پنج‌شنبه و جمعه هم تعطیل هستم و همین بهم این اجازه رو میده که بیشتر از روزم استفاده کنم. در نتیجه میشه گفت از این انتخابم خوشحال و راضی هستم. هر چند ممکنه درآمد کم برای خیلی‌ها ناراحت کننده باشه ولی من هیچوقت مسأله‌ام پول نبوده و از دید من همه چیز پول نیست که همین باعث میشه خوشحال باشم. نکته دیگه اینکه زمان بیشتر داشتن باعث شد بتونم چندتا پروژه کاری دیگه رو هم انجام بدم که درآمد یکیشون برای مثال، تا اینجا برابر حقوق ۳ ماه خودم بوده. فراموش نکنید حضور بیشتر در اجتماع، مشارکت‌های بیشتر، تفریح‌های بیشتر و … همه و همه بخاطر شرایط شغلیم بدست اومده، در نتیجه می‌خوام بگم ممکنه درآمدم کمتر شده باشه ولی حالم خیلی خیلی بهتر شده چون چیزهایی که دوست داشتم رو بیشتر تجربه کردم و بیشتر باهاشون در ارتباط بودم.نتیجه‌گیری:اولاً که این پست قطعاً آپدیت میشه چون نیاز به ویرایش داره :) صرف مبارزه با کمال‌گرایی دارم منتشرش می‌کنم. دوماً من امسال رو سال خیلی خوبی‌ می‌بینم چون حالم خوب بود واقعا. حال روحی منظورم هست. حالا نه اینکه سال‌های قبلی افسردگی داشتم یا هر مشکل روحی دیگه‌ای، نه واقعا! فقط امسال به نظرم بازدهیم فوق‌العاده بیشتر بود. حالا یا بخاطر پنج صبح بیدار شدن هست یا بخاطر ترشح مدام هورمون‌هایی که توضیح دادم که در ادامه فعالیت‌هایی که دوستشون دارم اتفاق افتاده مثل اتاق فرار و مشارکت‌های عمومی و میتینگ‌هایی که رفتم و … یا هیچ دلیلی خاصی نداره و صرفاً اینطوری حس می‌کنم :))بهرحال از اینکه مقاله رو خوندید متشکرم و لطفاً نظراتتون رو بنویسید. اگر هم شما تصمیم گرفتید از یکسال گذشته خودتون چیزی بنویسید حتماً همینجا لینکش رو در قسمت نظرات بذارید تا در انتهای مقاله معرفیش کنم.</description>
                <category>GameO7er</category>
                <author>GameO7er</author>
                <pubDate>Sat, 19 Mar 2022 14:48:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد شخصیت Jinx در سریال Arcane</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-jinx-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-arcane-xas7rrmlcqir</link>
                <description>سریال Arcaneدر این نوشته میخوام شخصیت Jinx از سریال Arcane رو نقد کنم و از دیدگاه خودم نگاهی داشته باشم به زوایای مختلف شخصیتی این کارکتر محبوب.نکته ۱: این مقاله بعد از دیدن کامل فصل اول داره نوشته میشه پس احتمال اسپویل شدن داستان برای شما به شدت بالاست. اگر هنوز تمام فصل رو ندیدید لطفاً همین الان این صفحه رو ببندید و بعد از دیدن کامل فصل اول، مقاله رو مطالعه کنید.نکته ۲:‌ من نه روانشناس هستم و نه دانشجوی روانشناسی و رشته تحصیلیم هم به هیچ عنوان به این حوزه مرتبط نیست ولی بخاطر علاقه‌ام به خودشناسی، مطالعات و تحقیقاتی توی این حوزه داشتم. در نتیجه ممکن هست تمامی یا بخشی از این اطلاعات اشتباه باشه.نکته ۳: من به هیچ عنوان League Of  Legends بازی نکردم و تمامی اطلاعاتم محدود به سریال هست پس ممکنه ناقص باشه.سریال Arcane:مجموعه تلویزیونی Arcane که محصول مشترک فرانسه و آمریکاست در سال ۲۰۲۱ منتشر شده. این سریال اقتباسی از بازی پرطرفدار «لیگ افسانه‌ها» (League Of Legends) هست. به گفته سازندگان ساخت سریال آرکین ۶ سال زمان برده و شاید دلیل موفقیت این سریال هم همین هست. حرف از موفقیت شد باید بگم که سریال آرکین تونسته به صدر جدول فروش نتفلیکس برسه و رکورد فروش سریال «بازی مرکب» رو هم بشکنه. بجز اون، شخصیت پردازی فوق‌العاده قوی، آرت‌های جذاب، موسیقی زیبا و منطبق، صحنه‌سازی عالی و … عواملی هستند که با درکنار هم قرارگرفتن منجر به موفقیت این اثر شدند. اگر سریال رو ندیدید شدیداً پیشنهاد میشه که سریال رو ببینید. فصل اول ۹ قسمت تقریبا ۴۰ دقیقه هست و اونقدر زمانی رو ازتون نمیگیره. به شخصه این مجموعه رو دوست دارم چون روند تولد، بلوغ و فعالیت انقلاب‌ها، اختلاف طبقاتی، سیاست مدیریت یک کشور، نحوه برخورد سیاستمداران با مشکلات جوامع و همچنین تعامل تمدن‌ها با یکدیگر، تاثیر انتصاب اشتباه مسئولین، نحوه حذف رقبا در سیاست، تعارض منافع و ...  رو به زیبایی به تصویر میکشه. از دید شخصیت‌ شناسی هم به شدت برام جذاب هست چونکه قوس شخصیتی افراد متفاوت رو به زیبایی به نمایش میذاره و گذشته و حال افراد رو طوری به تصویر میکشه که علت خیلی از رفتارها رو میشه درک کرد و با اون شخصیت همزادپنداری کرد.شورای شهر پیلتوورشخصیت‌شناسی:از دید شخصیت‌شناسی کهن‌الگو اگر بخوام بررسی کنم، واضح و مبرهن هست که شخصیت «پاودر» و حتی «جینکس» دقیقاً «پرسفون» هست. کسی که مدام در تلاش برای مورد تأیید قرار گرفتن هست. در روانشناسی مدرن بهش «شخصیت تأیید طلب» میگن. این شخصیت تمام تلاشش رو می‌کنه که به هر قیمتی ثابت کنه «من خوبم» و «من رو دوست داشته باشید». در ادامه این «تایید طلبی» منجر به «مهرطلبی» خواهد شد که میشه گفت عواقب بدتری مثل «سکوت شخصیتی» در انتظار فرد مبتلا هست. کسی که نظری نمی‌ده چون می‌ترسه نظرش مورد تأیید قرار نگیره یا نظرش مخالف کسی باشه که دوستش داره. اعتراض نمی‌کنه که مبادا کسی ناراحت بشه و دیگه دوستش نداشته باشن و ...اما نکته خیلی مهمی که اینجا مطرح میشه این هست که چه بلایی سر «پاودر» اومده که به این روز افتاده؟‌ در ادامه باهم تحلیل می‌کنیم.اختلالات شخصیتی:پاودر و وایولتترس از دست دادن افراد:البته می‌دونم که «ترس از دست دادن عزیزان» اختلال روانشناختی محسوب نمیشه ولی خوب با ارفاق میشه ذیل دسته‌بندی اختلالات شخصیتی قرارش داد. برای ادامه موضوع اول باید پاودر رو درک کنیم. بیاید سعی کنیم یک بچه ۱۱ ساله رو درک کنیم که پدر و مادرش رو از دست داده و تنها تکیه‌گاه و پشتوانه زندگیش و بازمانده خوانوادش کسی نیست جز خواهر بزرگترش «وایولت» که به اختصار «وای» صداش می‌زنن. این رو هم در نظر بگیریم که از جنگ بین دو شهر «پیلتوور» و «زان» و همچنین از دست دادن عزیزان و پدر و مادر باعث شده که احتمالا پاودر دچار اختلال اضطراب پس از حادثه (PTSD) شده. میگم احتمالاً چون PTSD علایم و شروط متفاوتی داره که خوب در دوران کودکی پاودر اونقدرها واضح به این موضوع پرداخت نشده بجز اون زمانی که وایولت به دنبال وندر میره و به پاودر تأکید می‌کنه که همینجا بمون. نگرانی و اضطراب شدید پاودر رو در تصویری می‌بینیم و اینکه بالاخره تصمیم میگیره که به حرف خواهر بزرگترش گوش نکنه. داستان جلوتر میره و بعد از اون انفجار که منجر به فوت اون اشخاص می‌شه، وایولت در اوج عصبانیت به پاودر میگه:- وایولت:«بهت که گفتم همونجا بمون»+ پاودر: «چرا من رو تنها گذاشتی؟» - وایولت: «چون تو جینکس (نحس) هستی.»وایولت در اوج عصبانیت کاری رو می‌کنه که نباید بکنه و حرفی رو می‌زنه که نباید بزنه. اما داستان به همین‌جا ختم نمیشه و ما شاهد التماس‌های پاودر هستیم. زجه‌هایی که از ته دل و از سر استیصال و بی‌کسی هست. زجه‌هایی که مخاطب متوجه میشه که گوش نکردن بهشون، عواقب خیلی بدی رو به دنبال داره و وایولت با ترک کردن صحنه، اشتباه به مراتب بزرگتری رو مرتکب میشه. در حقیقت این صحنه‌ها این جمله رو برای من تداعی می‌کنن که:«گاهی اوقات با یک اشتباه ۱۹ نمیشی، بلکه صفر میشی!‌ صفر.»و این نقطه از داستان و حمایت «سیلکو» از اون، آغازی بود بر پایان «پاودر» و تولد «جینکس». وقتی همه خانواده‌ات رو از دست میدی و زمزمه‌های شیطان داستان، مانع از تفکر منطقی یک بچه‌ی ۱۱ ساله طرد شده میشه، وقتی التماس‌هات با نادیده گرفته شدن و بی‌توجهی پاسخ داده میشه و وقتی در یک آن فرو می‌ریزی و مرگ احساس رو تجربه می‌کنی.فن‌ارت - جینکس در کنار شخصیت خیالی خود شیزوفرنی:یکی از مشخص‌ترین مشکلات شخصیتی «پاودر» شیزوفرنی یا اسکیزوفرنی هست. یک اختلال روانی که علائمی مثل توهم دیداری و شنیداری و هذیان و اختلال تفکر هست. سند این ادعا صحبت‌های دوستان دوران بچگی پاودر هست که همه‌اش در سرش اتفاق می‌افته. گویی پاودر تمام تلاشش رو می‌کنه برای نپذیرفتن یک واقعیت تلخ. یک حادثه ناگوار که پاودر مقصر اون بوده و سعی کرده با زنده نگه‌داشتن هم‌بازی‌هاش اون‌ اتفاق رو انکار کنه و بی‌گناهی خودش رو ثابت کنه.دورغ‌گو پنداشتن همه از دید شخص پارانویید (Liar= دروغ‌گو)پارانویا:پارانویا یک نوع بیماری روانی هست که موجب سوءظن شدید افراد میشه. افراد پارانوئید همیشه در این فکر هستند که همه‌کس به دنبال ضربه زدن به ایشان هستن و به هر طریق و در هر فرصتی قصد ضربه زدن یا در موارد بدتر، به قتل رسوندن اون شخص رو دارند. از علایم پارانویا میشه به راحتی دلخور شدن، بی‌اعتمادی به افراد یا در شرایط خیلی نادر اعتماد کردن به یک شخص، برخورد تهاجمی و خصمانه، شکاک بودن بیش ازحد نسبت به افراد و … اشاره کرد. حتی تصور اینکه افراد دروغ می‌گن یا طرح‌های بزرگی برای فریب اون شخص دارند هم جزء نشانه‌های شخص پارانویید هست که در سریال آرکین و در شخصیت پاودر به وضوح می‌بینمش. می‌تونم به جرأت بگم که پرداخت شخصیت جینکس از این منظر هم بسیار عالی انجام شده. علاوه بر این، شخصیت «جوکر» در فیلم «بتمن:شوالیه تاریکی» با بازی «هیث لیچر» و شخصیت «هوارد هیوز» در فیلم «هوانورد» (Aviator 2004) با بازی «لئوناردو دی‌کاپریو» دو نمونه از شخصیت‌های پارانویید در سینِما هستند.حرف آخر:امیدوارم تونسته باشم زوایای مختلف شخصیت پاودر رو از دید خودم بهتون نشون داده باشم. بازم تکرار می‌کنم که ممکن هست تمامی یا بخشی از این مطالب اشتباه باشه. شما هم امکان نظردادن و مشارکت دارید در نتیجه می‌تونید از طریق بخش نظرات، نظر خودتون رو اعلام کنید تا من هم استفاده کنم. برای این تحقیق، تصحیح و، نگارش این مقاله فکر کنم بالای ۵-۶ ساعت زمان گذاشتم در نتیجه امیدوارم مفید واقع شده باشه برای شما عزیزان. هر گونه نظر منفی و مثبت و پیشنهااد و انتقاد با آغوش باز پذیرفته میشه.:)</description>
                <category>GameO7er</category>
                <author>GameO7er</author>
                <pubDate>Tue, 01 Mar 2022 15:54:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز آزادی نرم افزار سال ۱۴۰۰</title>
                <link>https://virgool.io/@GameO7er/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-cc8fn8lloqoq</link>
                <description>سالهاست که در ایران «روز آزادی نرم‌افزار» بزرگ داشته شده و فعالان این حوزه این روز را جشن می‌گیرند. جشن روز آزادی نرم‌افزار معمولا سومین شنبه ماه سپتامبر که حوالی نیمه سوم شهریور است، برگزار می گردد. روز آزادی نرم افزار سال ۱۴۰۰ برابر است با شنبه، ۲۷ شهریور ماه ولی با توجه به شرایط کاری کشور، به احتمال زیاد این جشن ۲۶ شهریور ماه که جمعه هست، برگزار خواهد شد. اما در ادامه بیشتر به جزییات این جشن می‌پردازیم.نرم‌افزار آزاد چیست؟قبل از بزرگداشت این روز باید به آن بپردازیم که اصلا «نرم‌افزار آزاد» چیست تا بفهمیم چرا مناسبتی برای آن تعیین شده است؟ هر نرم‌افزاری که آزادی‌های زیر را برای کاربرانش فراهم کند به عنوان یک نرم‌افزار آزاد شناخته می‌شود:آزادی صفرم (آزادی اجرا): کاربران باید اجازه داشته باشند که نرم‌افزار مورد نظر را برای هر قصد و منظوری اجرا کنند.آزادی یکم (آزادی تغییر): کاربران باید اجازه داشته باشند نحوه کار نرم‌افزار را مطالعه کند و بتواند آن را مطابق با نیازهای خود تغییر دهند. برای رسیدن به این هدف، کدهای منبع نرم‌افزار باید در اختیار کاربران قرار گیرد.آزادی دوم (آزادی انتشار): کاربران باید اجازه داشته باشند نرم‌افزار را مجدداً منتشر کرده و در اختیار دیگران قرار دهند. این کار می‌تواند به صورت رایگان یا در ازای دریافت مبلغی پول صورت گیرد.آزادی سوم (آزادی توزیع): اگر کاربری، نرم‌افزار را تغییر داد، باید بتواند آن را مجدداً منتشر کرده و در اختیار دیگران قرار دهد. (در مورد نرم‌افزارهای کپی‌لفت، لازم است تا کدهای منبع نرم‌افزار تغییریافته نیز در اختیار کاربران دیگر قرار گیرد) بصورت خلاصه می‌شود نتیجه گرفت که نرم‌افزار آزاد بر روی کنترل نرم‌افزار توسط کاربر، تمرکز کرده که حاصل آن حریم شخصی و امنیت کاربر است. در نتیجه نرم‌افزار آزاد قبل از اینکه یک دسته‌بندی از نوع نرم‌افزار باشد، یک فرهنگ و تفکر است. تفکری که هدف آن آزادی، حریم شخصی، امنیت و ... است. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید مقاله «نرم‌افزار آزاد» را در ویکی‌پدیا مطالعه فرمایید.روز آزادی نرم‌افزار سال ۱۴۰۰این رویداد چندین سال است که در ایران برگزار می‌شود و طی سال‌های گذشته در تهران، اصفهان، مشهد، کرج، شاهین‌شهر، رشت و ساری و … برگزار شده‌است. امسال قرار است دو گروه به صورت مستقل روز ازادی نرم افزار را جشن بگیرند. یکی گروه «آزادان» که پارسال هم اقدام به جشن گرفتن کرد ولی متاسفانه به دلیل مشکلات منفی لغو شد و دیگری «دورهمی گنو» که شناخته شده و سرشناس است. حال سه هفته مانده به روز آزادی نرم افزار درحال تدارک برنامه و زمان بندی هستند. در صورتی که علاقه به همکاری دارید می توانید از طریق این لینک تمامی جزییات را بررسی کرده و حتی نظرو پیشنهاد داده و اعلام همکاری کنید.برنامه پیش رو؟در ابتدا باید بگویم که مهم‌ترین نکته این است که روز آزادی نرم‌افزار آزاد متعلق به شخص یا گروه خاصی نیست و بانی و برگزار کننده خاصی ندارد. در حقیقت روز آزادی نرم‌افزار یک رویداد مناسبتی است مثل چهارشنبه سوری یا شب یلدا که متعلق به همه است. یعنی هر شخص یا گروهی در هر جای دنیا می‌تواند در هر اندازه‌ای، چه بزرگ و چه کوچک این روز را گرامی دارد. نه نیاز به حمایت کسی دارد و نه نیاز به هماهنگی با کسی دارد. در ادامه به نحوه جشن گرفتن این روز بزرگ و جهانی می‌پردازیم.چگونه جشن بگیریم؟هدف از این روز«ترویج نرم‌افزار آزاد» است. در نتیجه هر عملی که منجر به این هدف شود، قابل انجام است. می‌توانید در حوزه نرم‌افزار آزاد یک ارائه داشته باشید برای همکاران، دوستان یا حتی خانواده خود. با همین موضوع یک مقاله در سایت یا وبلاگ خود بنویسید، مثل همین‌کاری که من انجام دادم و لینک آن را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید. اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید، نرم‌افزارهای آزاد مختلفی هستند که نیازمند ترجمه هستند، پس می‌توانید با ترجمه آن‌ها در این روز، جشن بگیرید. اگر به برنامه‌نویسی مسلط هستید، قطعا مشارکت در توسعه نرم‌افزارهای آزاد، یک حرکت بزرگ است. در آخر هم اگر نه حوصله و نه وقت دارید، می‌توانید با جستجوی هشتگ‌‌های #SFD1400 و #SFD2021 و لایک کردن و به اشتراک گذاشتن پست‌ها و یا معرفی همین مقاله، این روز را جشن بگیرید.منبع: Write.as</description>
                <category>GameO7er</category>
                <author>GameO7er</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 01:15:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرار داد «ابر آروان» یا «ابر ایران»</title>
                <link>https://virgool.io/@GameO7er/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-tvk1wsh2rsk8</link>
                <description>چند روز اخیر جنجالی در توییتر شکل گرفته که @Hamed عزیز متن قراردادی که از طرف «سامانه شفافیت سازمان فناوری اطلاعات ایران» که خوب مشخصا زیر نظر «وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات» داره فعالیت می کنه رو بصورت عمومی منتشر کرده. تاکید میکنم این سامانه پیرو شفافیت و گردش آزاد اطلاعات این اطلاعات رو بصورت عمومی منتشر کرده. ضمن اینکه بودجه این کشور داره از طریق مردم کشور تامین میشه پس هر چیزی که جامعیت داشته باشه و از بیت المال براش هزینه باشه «باید» بصورت عمومی در دسترس قرار بگیره و قابل استفاده باشه. مثلا فونت «فناوری» که هزینه اش رو وزارت ارتباطات داد قطعا باید با لایسنس آزاد منتشر بشه که همه آحاد جامعه بتونن ازش استفاده کنن. معرفی کمیته شفافیت در سایت سامانه شفافیت :)خوب آروانی ها طبق معمول با اتهام و دهن کجی و شعار دادن و حرف های قشنگ قشنگ زدن و تعیین خط قرمز و خط آبی و خط صورتی و ... سعی کردند که موج انتقادهایی که علیه شون به پاخاسته رو منحرف کنن که نمیدونم موفق شدند یا خیر. پروژه ملی «ابر ایران» در قالب تفاهمنامه‌ای بین دولت و بخش خصوصی با سرمایه‌گذاری ٢ هزار و ۴٠٠ میلیارد تومانی امضا شد.بالاخره 2400 میلیارد تومن پول زیادیه. خیلی ها با کمتر از اینا شرافت و انسانیتشون رو زیر پا میذارن :-) بهرحال خوب تلاش من اینه که همه به این قرارداد دسترسی داشته باشند، به‌همین خاطر قرارداد رو دانلود کردم و برای شما در چندین سایت مختلف آپلود میکنم و لینک گیت هاب رو هم میذام که قابل دسترس باشه برای هم عزیزان داخل ایران و همه عزیزان خارج از کشور.در ادامه هم اگر عمری بود یه مطلب کامل تر می نویسم راجع به این قرارداد و سعی میکنم نقل قول‌ها رو تجمیع کنم و همینجا و در بسترهای دیگه منتشر کنم.فقط یه اشاره خیلی خلاصه بکنم به چند بند این قرارداد که موضوع مشخص بشه و شاید هم جذاب.یکی از بندهای قرارداد «کاهش وابستگی به اینترنت بین الملل» هست. تعبیر که ما مردم عادی میکنیم که نه دستمون به جایی میرسه و نه صدامون به گوش کسی و نه قراره منفعت مالی داشته باشیم اینه که ناخدای آروان (پویا پیرحسینلو) داره کلی پول میگیره که حکومت، دولت و یا هر چی، هر وقت اراده کرد (طبق قوانین البته) اینترنت رو قطع کنه و چون وابستگی کشور به اینترنت بین الملل به حداقل رسیده، فشاری به مردم قرار نیست بیاد و خوب بجای گوگل بریم از موتورهای جستجوی ایرانی استفاده کنیم و صدامون هم در نیاد. همه این اتفاقات اگه بیافته بخاطر پول هایی هست که توی جیب ناخدای آروان و آسیاتک قراره بره و الان دیگه سکان دار اینترنت کشور شدن. :))حالا آروانی ها که بخاطر پول دارن این کارها رو میکنن میگن نه! ما قرار نیست تلاشی بکنیم واسه این شرایط و قطعی اینترنت، خط قرمز ماهست :-)قضاوت با خودتون.  بقیه بندهاش بمونه برای بعد ...توضیحات کامل تر رو حامد عزیز در یوتیوب توضیح داده:لینک های دانلود تفاهم نامه ابر ایران:لینک یوتیوب توضیحات حامدآپلودر:قسمت اول قسمت دومیو آپلودقسمت اولقسمت دوملینک گیت هاب</description>
                <category>GameO7er</category>
                <author>GameO7er</author>
                <pubDate>Sun, 28 Feb 2021 23:06:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حمله به تایتان، فصل 4 قسمت 8 (قسمت 67)</title>
                <link>https://virgool.io/@GameO7er/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B5%D9%84-4-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-8-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-67-gfmg0lmtch5h</link>
                <description>هشدار: عزیزانی که فصل چهارم رو ندیدن لطفا به هیچ وجه این مطلب رو مطالعه نکنند!میکاسا آکرمن و لیوایخلاصه مطلب: در این نوشته می‌خوام راجع به چند نکته قشنگی که بهش برخورد کردم اشاره کنم از قسمت 8 فصل 4 انیمه فوق العاده محبوب و پرطرفدار حمله به تایتان یا Attack on Titan که فصل آخر اون در حال پخش هست و احتمالا تا اواسط اسفند 99 ادامه داشته باشه. پس اگر فصل 4 رو ندید لطفا همین الان این صفحه رو ببندید و مطلب رو نخونید.می‌دونیم که دو قومیت جنجالی وجود دارند:مارلِی (Marley)الدیا (Eldia) از این به بعد به مردم «مارلی» میگم «مارلیایی‌ها» و به مردم «الدیا» میگم «الدیایی‌ها».مارلی و الدیامارلِی (Marley) کشوری هست که در دوران کهن توسط الدیایی‌ها (ارن و بقیه مردمش) فتح شده و خارج از جزیره پارادایس (به معنی بهشت) قرار داره. بعد از مدتی و به هر دلیلی کشور مارلی در جنگ علیه الدیایی ها پیروز میشه و «پادشاه فریتز» به جزیره پارادایس میره. مردم مارلی عقیده دارن که الدیایی‌ها شیطان هستند چرا که نیای اونها شخصی بوده به نام «یمیر» یا «یمیر مادر» که با شیطان یه قرارداد می بنده و یه سری قدرت فراانسانی بدست میاره. بعد از مرگ یمیر، 9 تایتان به‌وجود میان که توی داستان می بینمشون. تا همینجا کافیه. میخواستم فقط بدونید که مارلیایی‌ها باور دارن که الدیایی‌ها شیطان هستند.اصل مطلبچندتا دیالوگ خیلی قشنگ داشت این قسمت که به نظرم پشتش کلی فلسفه و معنا هست.گبی: داشتم سعی می‌کردم برگردم به میدون نبرد ولی اون دوتا نگهبان دروازه جلوم رو گرفتند. من یه الدیایی هستم ولی بهم گفتن که برگردم چون شرایط خطرناکه.این جلمه به نظرم نشون میده که هر چقدر هم یه گروهی رو منزجر کننده و مشمئز کننده نشون بدی، بازم یه عده هستند که وقتی پای انسانیت وسط میاد، به انسانیت پای بند هستند، مثل اون دو نگهبانی که با اینکه میدونستن گبی یه سرباز هست و یه شیطان و می‌تونستن ازش متنفر باشن اون لحظه ولی با مانع شدن از حضورش در میدان جنگ، ازش دفاع کردند.گبی: چون الدیایی هستم وقتی میرم بیرون، مردم بهم تف میندازن. واسه همین اینقدر تلاش کردم تا به دنیا نشون بدم الدیایی‌ها آدم‌های خوبی هستن.دقیقا یکی از راه‌های کنترل مردم همین هست. اینکه یه برچسب بهشون بچسبونی و تمام. کل عمرشون رو صرف این میکنن که ثابت کنن اون برچسبی که بهشون زده شده، حقیقت (به حق نیست) نداره. گبی: اونا همه شیاطین جزیره‌ای هستند که امنیت دنیا رو تهدید می کنن. اونا شیاطین بی‌رحمی هستند که «همیشه» مستحق مردن بودن. اونا اصلا شبیه ما نیستن. اینجا هم می‌بینم که گبی داره تلاش می‌کنه خودش و افکار و تصمیمات و عملکرد آینده‌اش رو توجیه کنه. و نکته جالب اینه که داره در مورد کسانی حرف میزنه که «هم خونش» هستند. در حقیقت میخواد با کشتن هم خون‌هاش برای کسانی افتخار بیاره که ازش متنفر هستند و توی کشور و محله‌اش زندگی می‌کنن. مثل اینه که من برم سرباز یه کشور دیگه بشم و برای اینکه مردم اون کشور به من بگن قهرمان، مردم ایران رو بکشم. نمیخوام سیاسی بشه فقط می‌خوام بگم که اثرات یه تفکر و باور دروغین که به خورد مردم داده میشه چقدر میتونه مهلک باشه.حرف پایانییه نظر هم بدم راجع به «راینر» و «زیک». راینر از ابتدای فصل چهارم دچار شک توی اهداف و آرمان‌هاش و متعاقبا بی انگیزگی شد در رسیدن به اهدافش. می‌بینیم که میخواد خودکشی کنه و در ادامه به ارن التماس می‌کنه که من رو بکش. به نظر می‌رسه میخواد علیه مارلی اقدام کنه مخصوصا اونجایی که به مافوقش از روی نقشه داره جزییات جزیره رو میگه و به نوعی داره دست به سرش می‌کنه. در حالی که می‌بینیم که زیک پشت قضیه است. شخصی که به قدری متعصب بود که پدر و مادرش رو فروخت برای ترفیع درجه. و حالا اون شخص به ظاهر با دشمنی که هم‌خونش هست، هم‌پیمان شده ولی با دست و پای بریده. امیدوارم تونسته باشم لحظه‌ای ذهنتون رو دچار تفکر کرده باشم. نظر شما چیه؟ به نظرتون زیک چیکار می کنه؟  راینر چیکار میکنه؟ لطفا اگه فقط انیمه رو می بینین نظر بدید و عزیزانی که مانگا رو می خونن اسپویل نکنن. خواهشا خواهشا و خواهشا.</description>
                <category>GameO7er</category>
                <author>GameO7er</author>
                <pubDate>Mon, 01 Feb 2021 10:07:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی موتور جست و جوی گردو</title>
                <link>https://virgool.io/@GameO7er/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88-nxzfskbapce5</link>
                <description>امروز میخوام پروژه ای رو معرفی کنم که میتونه یه جایگزین خیلی خوب برای موتورهای جستجوی معاند و کافر باشه. قبل از اینکه شروع کنیم ببینم خودشون چطوری محصولشون رو خطاب می کنند؟معرفی گردو از زبان صاحبان این محصولهمونطوری که مشاهده می کنید نوشته شده: «گردو یک فراجستجوگر است». متاسفانه بصورت عمدی یا به احتمال خیلی کم سهوا محصولات ایرانی بین«دروغ» و «تبلیغ» تمایزی قائل نمیشن. اینکه صرفا مزایای محصول خودت رو تبلیغ کنی و ضعف ها رو نادیده بگیری هر چند از نظر شخصی من دروغ هست ولی نسبت به اینکه بخوای با مبالغه کردن در نوع اسم گذاری، ماهیت رو تغییر بدی قابل قبول تر هست. بعضا هم که خیلی از صاحبان کسب و کار مجبور میشن که دست به ابداع واژگان بزنند چون کلمه ای برای بیان کیفیت محصولاتشون نیست :-) مثل دوستان دانشجوی دانشگاه شریف که واژه «فراجستجوگر» رو انتخاب کردند. حالا سوال پیش میاد که این دوستان در تیم گردو چه خدماتی رو ارائه میدن که فراتر از جستجوگرهایی مثل DuckDuckGo و Google داره عمل می کنه و عملا داریم می پرسیم که دلیل استفاده از این واژه چیه؟ دوباره سری بزنیم به وبسایت گردو و صفحه «درباره ما» تا ببینیم علت خاصی داره؟ من که دلیل پیدا نکردم.صفحه چرا گردو؟ادعای اثبات نشده این دوستان حول سرعت و بهبود امکانات فعلی موتورهای جستجوی خارجی هست و مشخصا هیچ سرویس برتری نسبت به نمونه های خارجی (اگه بشه اسمش رو گذاشت نمونه) وجود نداره. در نتیجه واژه «فراجستجوگر» دروغی بیش نیست. اما ماجرا چیست؟گردو، چندین بار خودش رو با DuckDuckGo و Google مقایسه کرده ولی از اصل ماجرا هیچ پرده ای بر نداشته و هیچ مقایسه خاصی هم انجام نداده. اصل ماجرا اینه که نرم افزار آزادی وجود داره تحت عنوان Searx که مدت هاست داره فعالیت میکنه و همون نتایج گوگل رو با رعایت یک سری حریم شخصی به کاربرها نشون میده. اسم دیگه این نرم افزار «MetaSearch Engine» هست که به فارسی اگر بخوایم ترجمه کنیم شاید ترجمه «فراجستجوگر» قابل قبول باشه. پس شاید بشه به این نتیجه رسید که منظور دوستان از استفاده از این واژه چی هست ولی به نظرم بهتر بود یک خط توضیح اضافه می دادن که فراجستجوگر چیست؟ بهرحال استفاده از نرم افزار Searx کاملا رایگان هست و سورسش کاملا باز هست و برای همه دوستانی که علاقه به مشارکت دارند، این امکان وجود داره و نیازی نیست منتظر باشید تا تیم گردو بخش های مختلف توسعه مشارکتی رو فعال کنند. ;-)همچنین برای مشاهده لیست کاملی از نمونه های درحال اجرای Searx می تونید به این آدرس https://searx.space مراجعه کنید و یکی از نمونه هایی که بهتر دونستید رو انتخاب کنید. پیشنهاد من https://searx.ninja/ و https://searx.info هست.در انتها از اینکه دوستان تیم گردو دارن برای کاربران ایرانی زحمت می کشن سپاسگذارم و همچنین امیدوارم یه مقداری شفاف سازی کنند و بیان توضیح بدن که محصولشون چه برتری خاصی نسبت به Searx داره.بروزرسانی :شنبه 8 آذر 1399 بررسی کردم و متوجه شدم که خوشبختانه در صفحه «درباره گردو» کلمه «meta search engine» اضافه شده و به ویکی‌پدیا لینک داده شده.بررسی در تاریخ 8 آذر 1399</description>
                <category>GameO7er</category>
                <author>GameO7er</author>
                <pubDate>Mon, 02 Nov 2020 17:26:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>