<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Garoosi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 09:49:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2355296/avatar/ZdnMhd.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</title>
            <link>https://virgool.io/@Garoosi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رادیو سرشناخت- اپیزود پنجم- آشنایی با اختلال ADHD</title>
                <link>https://virgool.io/KHU-Cognitive/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-adhd-bzbybrun3kks</link>
                <description>🧠📻 انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی تقدیم می‌کند:▶️ اپیزود پنجم پادکست سرشناخت ( آشنایی با اختلال ADHD )🗣 گوینده: الناز صفدری⚙️ مدیریت پادکست: فاطمه امینی🔍 نظارت بر محتوا: زهرا نورمحمدی✍️ نویسندگان: فاطمه رمضان‌تبار، فاطمه کیانی، فاطمه امینی، الناز صفدری، فاطمه اصغری، حانیه مقسمی، کوثر حامد🔧 ویراستار: زهرا نورمحمدی🎧 تدوین: محمدرضا گروسی</description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Apr 2025 22:50:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شناخت اجتماعی تحت شعاع اختلال شخصیت مرزی: آیا اکسی‌توسین راه‌گشاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Garoosi/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D8%B4%D8%A7%D8%B3%D8%AA-hzxsvbjcuma6</link>
                <description>- نویسنده: امیرحسین پناهی-  تیم تولید محتوای انجمن مغز و شناخت  دانشگاه خوارزمی و آکادمی دنیای شناخت آیا هورمون اکسی‌توسین، که به &quot;هورمون عشق&quot; معروف است، می‌تواند سرنخ‌هایی از اختلال شخصیت مرزی (BPD) به ما بدهد؟ مطالعه‌ای جدید در مجلهActa Psychiatrica Scandinavica، ارتباط جالبی بین این هورمون و شناخت اجتماعی در بیماران مبتلا به BPD پیدا کرده است. این یافته‌ها، مانند یک قطعه پازل هیجان‌انگیز، ما را به درک عمیق‌تری از این اختلال پیچیده نزدیک‌تر می‌کنند.اختلال شخصیت مرزی: جنگ با طوفان‌های عاطفیاختلال شخصیت مرزی، حالتی است که با نوسانات عاطفی شدید مشخص می‌شود و افراد مبتلا به آن غالباً در دریای طوفانی از احساسات سرگردان هستند. این بیماران نه تنها با تلاطم عاطفی و تجربه ترس از طرد دست و پنجه نرم می‌کنند، بلکه در حفظ روابط خود نیز دچار مشکل هستند و در نتیجه دچار ناکارآمدی اجتماعی می‌شوند. چالش‌های ناشی از این اختلال به قدری سنگین است که نیاز به درمان‌های مؤثر، به یکی از اولویت‌های اساسی تبدیل شده است. بدون شک، شناسایی نشانگرهای بیولوژیکی که بتواند به درمان‌های شخصی‌سازی‌شده منجر شود، می‌تواند نویدی برای راه‌حل‌های دقیق‌تر در مواجهه با این وضعیت باشد. اکسی‌توسین: فراتر از هورمون عشقاکسی‌توسین، که همه آن را به خاطر نقش حیاتی‌اش در زایمان و شیردهی می‌شناسند، در سال‌های اخیر به موضوع بحث‌برانگیزی تبدیل شده است. چرا که این پپتید کوچک نه تنها به رفتارهای اجتماعی بلکه به پاسخ‌های عاطفی نیز خط می‌دهد. اتصال اکسی‌توسین به گیرنده‌هایش در مغز، تأثیراتی عمیق بر روندهای اجتماعی و شناختی دارد. پژوهشگران به دقت در حال بررسی نقش اکسی‌توسین در اختلال شخصیت مرزی هستند تا ببینند آیا می‌تواند به عنوان دلیلی برای بی‌ثباتی عاطفی و حساسیت به طرد عمل کند. کشف‌های تازه: بررسی در دل بیماریمطالعه‌ای که توسط آلخاندرا گالوز-مرلین، محقق و مدرس دانشگاه کامپلوتنس مادرید، انجام شده است، یک گروه از 33 بیمار بزرگسال را مورد بررسی قرار داده است. این افراد طبق DSM-V به‌طور رسمی به عنوان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شناسایی شده بودند. در این مطالعه، پژوهشگران از ابزاری به نام فیلم ارزیابی شناخت اجتماعی (MASC) استفاده کردند که هدفش شبیه‌سازی تعاملات اجتماعی واقعی و سنجش توانایی افراد در درک و تفسیر اطلاعات اجتماعی است.این ابزار به شرکت‌کنندگان فیلم‌هایی نمایش می‌دهد و سپس از آن‌ها می‌خواهد تا حالات ذهنی شخصیت‌های مختلف را پیش‌بینی کنند. آیا فکر می‌کنید این کار ساده‌ای است؟ افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی معمولاً در این زمینه دچار ناکامی می‌شوند و این موضوع می‌تواند به وابستگی‌های عاطفی و اجتماعی آن‌ها آسیب بزند. نتایج مطالعه: افشای رمز و رازهاپس از تجزیه و تحلیل داده‌ها، پژوهشگران موفق شدند یک رابطه معکوس جالب بین سطوح گیرنده‌های اکسی‌توسین و وقوع خطای ذهنیت بیش‌ازحد بیابند. به بیان ساده‌تر، بیمارانی که سطوح کمتری از گیرنده‌های اکسی‌توسین داشتند، بیشتر به خطا در تشخیص حالات عاطفی دیگران دچار می‌شدند. گالوز-مرلین می‌گوید: «این نشان می‌دهد که اختلالات شناختی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به تغییرات در سیستم اکسی‌توسین مرتبط است.»به عبارتی دیگر، این هورمون نه تنها به پیوندهای اجتماعی ما کمک می‌کند، بلکه درکی عمیق‌تر از احساسات و واکنش‌های اطرافیان را نیز تسهیل می‌کند. حالا با درک بهتر این ارتباط، می‌توان به آینده‌ای امیدوارتر برای درمان بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی فکر کرد.چالش‌های موجود: سوالاتی بدون پاسخبا کمال تعجب، محققان نتوانستند ارتباط معنیداری بین سطوح بالای اکسی‌توسین پلاسما و انواع پاسخ‌های ذهنیت پیدا کنند. این موضوع سوالات متفاوتی را به دنبال دارد: آیا سطوح پائین گیرنده‌های اکسی‌توسین نشان‌دهنده مشکلات دورنی است و یا آیا خود اکسی‌توسین نقش مستقیم و منطقه‌ای در این مسائل دارد؟گالوز-مرلین در این خصوص می‌گوید: «نتایج این مطالعه نمی‌تواند به‌طور قطعی بگوید که آیا اکسی‌توسین خود عامل بروز اختلالات شناختی در این افراد است یا خیر.» این نکته کمی ابهام‌آمیز به نظر می‌رسد و نشان‌دهنده پیچیدگی‌های موجود در روانشناسی اجتماعی است.راه‌هایی به سوی درمان‌های بهتربا وجود چالش‌ها، شناخت دقیق‌تر از سیستم اکسی‌توسین می‌تواند به تلاش‌های درمانی مؤثرتر برای بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک کند. این تحقیقات می‌تواند سرآغازی برای طراحی درمان‌های مبتنی بر بیولوژی باشد که به مبارزه با واکنش‌های بیش‌ازحد عاطفی و رفتارهای پرخاشگرانه کمک کند.به عنوان مثال، درمان‌های مبتنی بر اکسی‌توسین ممکن است بتوانند به تقویت روابط اجتماعی و کاهش احساس طرد در میان این افراد کمک کنند. آیا به آینده‌ای را تصور می‌کنید که بیماران می‌توانند با کمک این تحقیقات، زندگی بهتری را تجربه کنند؟نتیجه‌گیری: نوری در انتهای تونلتحقیقات جدید در زمینه ارتباط میان اکسی‌توسین و شناخت اجتماعی در اختلال شخصیت مرزی به ما نشان می‌دهند که چقدر مهم است علم را در شناخت رفتارهای انسانی و نزدیکی‌های عاطفی بیشتری به کار ببریم. این دریچه‌ای از امید را به روی ما می‌گشاید که با بهره‌برداری از دستاوردهای علمی بتوانیم درک بهتری از اخلاقیات و روابط اجتماعی داشته باشیم و به دنبال درمان‌های مؤثرتری برای افرادی باشیم که به شدت تحت تأثیر این اختلال قرار گرفته‌اند.🔗آکادمی دنیای شناخت 🔗 انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی </description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Apr 2025 02:31:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو سرشناخت- اپیزود چهارم- آلزایمر</title>
                <link>https://virgool.io/@Garoosi/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%84%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1-cevd3bter4hd</link>
                <description>🧠📻 انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی تقدیم می‌کند:▶️ اپیزود چهارم پادکست سرشناخت ( افسردگی )🗣 گوینده: الناز صفدری⚙️ مدیریت پادکست: فاطمه امینی🔍 نظارت بر محتوا: زهرا نورمحمدی✍️ نویسندگان: کوثر حامد، الهام خدائی، فاطمه امینی، فاطمه کیانی، فاطمه اصغری🎧 تدوین: محمدرضا گروسی</description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Mar 2025 20:14:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیالکتیک در فلسفه زیست</title>
                <link>https://virgool.io/KHU-Cognitive/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%DB%8C%DA%A9%DB%8C-yzhfmpcujhd3</link>
                <description>نویسنده: احسان براهیمیدیالکتیک (dialectic) کلمه ای است یونانی و در اصل از واژه دیالگو (dialogos) مشتق شده است که به معنای مباحثه و مناظره است.دیالکتیک به روش خاصی از بحث و مناظره گفته می شود که  سقراط حکیم در مقابلِ طرف گفتگوی خود در پیش گرفت. هدف وی از این روش، رفع اشتباه و رسیدن به حقیقت بود.روش او به این صورت بود که در آغاز، از مقدمات ساده شروع به پرسش می نمود و از طرف خود در موافقت با آنها اقرار می گرفت . سپس به تدریج به سوالات خود ادامه می داد تا اینکه بحث را به جایی می رساند که طرف مقابلش، دو راه بیشتر نداشت:یا اینکه مقدماتی را که قبل از این در شروع بحث پذیرفته بود، انکار کند و یا اینکه از مدعیات خود دست کشیده و به آنچه سقراط معتقد است، معترف شود.این روش گفتگو و بحث، امروزه نیزبه نام روش دیالکتیکی یا روش سقراطی معروف است.افلاطون، کلمه دیالکتیک را به روش خاص خود اطلاق کرد که هدفش دستیابی به معرفت حقیقی بود. به عقیده او، از راه سلوک عقلی و همراه با عشق، باید نفس انسانی را به سوی درک کلیات و یا مثل که حقایق عالمند، راهنمایی کرد. او طریقه خاص خود را برای کسب این نوع معرفت، دیالکتیک نامید و تمام آثارش را نیز به طریق بحث و گفتگو و به عبارت دیگر به روش دیالکتیکی نگاشت.دانشمندان جدید از قبیل کانت نیز این کلمه را در مواردی استعمال کرده اند.اما قبل از همه این ها، حدود پنج قرن ق.م فیلسوفی یونانی به نام هراکلیتوس، نخستین کسی بود که این لفظ را به کار برد. او معتقد بود که عالم همواره در حال تغییر و حرکت است و هیچ چیز پابرجا نیست.البته فولکیه، زنون الیائی را اولین کسی می شمارد که این کلمه را در اصطلاح خودش به کار برده است. بعد از او هم دیگران به کار بردند تا به سقراط و افلاطون رسید که این دو باز هریک اصطلاح خاصی در این کلمه داشتند. دیالکتیک سقراط و افلاطون مربوط به فن گفتگوست و از انسان و فکر انسان تجاوز نمی کند و می شود گفت که بخشی از منطق است.وی می گوید افلاطون این کلمه را به کار برد و یک مفهوم خاص فلسفی به آن داد و روش خاص خود را به این نام نامید. البته درست معلوم نیست که این روش خاص تا چه حدش از خود افلاطون و تا چه حدش از سقراط است، زیرا افلاطون کتابش را تماماً از زبان سقراط نوشته است، همه آن به صورت محاوره بین افراد مختلف است که آنها را فرض کرده است که فلان چنین گفته و فلان چنان، و مطالبی را که به نظرش حق و صواب بوده از قول سقراط نقل کرده و ممکن است مقداری از این افکار، افکار خودش بوده که از سقراط نقل کرده است، پس معمولاً بین نظر افلاطون و سقراط اشتباه می شود.هگل، دانشمند مشهور آلمانی با توسل به مفهومی که هراکلیتوس ابداع کرده بود و در ادامه نظریه وی، منطق و روش مخصوص خود را برای کشف حقایق، دیالکتیک نام گذارد.وی، وجود تضاد و تناقص را شرط تکامل فکر و طبیعت می دانست و معتقد بود که پیوسته ضدی از ضد دیگری تولید می شود.مفهوم كليدي اين حركت ديالكتيكي از هستي در جهان، تا رسيدن به ايده مطلق، Aufhebung است كه در فلسفة هگل، سه معناي الغا، ابقا و ارتقا را در خود حمل می كند. از طريق اين مفهوم هگل ميكوشد نشان دهد كه تضاد وضع و وضع مقابل آن به وضع سومي منجر ميشود كه ضمن انحلال دو حد، آنها را در وضعيت تعالي يافته اي حفظ مي كند. فلسفة تاريخ هگل نيز وابسته به مفاهيمي چون تمامیت(totality )و صیرورت(becoming )است.از ديدگاه هگل تاريخ تماميتي است كه آغاز و انجام مشخص دارد و دوره هاي متفاوت آن را بايدلحظه هايي گذرا از يك صيرورت واحد ديد. به نظر نميرسد كه ماترياليستي شدن ديالكتيك در تفكر مـاركس و انگلس آن را از بـستر فلـسفي وهگلي اش جدا كرده باشد و آنطور كه كساني مانند ويليامز برداشت كـرده انـد، مـاركس صـرفاًجنبه روششناختي ديالكتيك هگل را برگرفته باشد.به طور مثال،کسانی چون ارنست مایر ( Ernst Mayer)، زیست شناس تکاملی، اگرچه خودش مارکسیست نبود،  دریافت که برداشت فلسفی وی از زیست شناسی به طرز حیرت انگیزی اشتراکات فراوانی با اصول ماتریالیسم دیالکتیکی دارد.یعنی سیستم اندام وار با سنتزِ تضادهایش دارای بسیاری از خصوصیات نوپدید می شود که هرگز در جهان غیر اندام وار یافت نمی شود.همانطور که اشاره شد در تحلیل  دیالکتیک و انواع آن ،فصل مشترکی یافت می شود که نفی نام دارد.در نفی، بقا و ارتقا هم هست.وقتی در چرخه تکاملی گیاهان دانه دار دقت کنیم،از دانه تا میوه ،ماهیت گیاه حفظ می شود ولی در هر مرحله که نفیِ مرحله پیشین است شکل  تازه و متفاوتی پدیدار می شود. این چرخه از دانه آغار می شود ولی در جوانه آشکارگی اتفاق می افتد و بعد در شکوفه و گل است که با عطر و رنگ ها و با جذب حشرات و پرندگان در گرده افشانی ،وجه دیگری از گیاه  برای انسان و دیگر  موجودات آشکار می شود تا به میوه برسد.یا اگر به‌ چرخه (جنین، نوزاد، کودک، جوان، میانسال، پیر، جسد) نظر بیندازیم در این حد فاصل ها تغییرات کمی به تغییرات کیفی انجامد و جهش از مرحله قبل به بعد صورت می گیرد .مثلا در ابتدای چرخه ،جنین انسان در وابستگی اش به مادر ،نه ماه در شکل های مختلف، رشد می کند و در پایان رشد ،با جهش تولد،آشکارگی اتفاق می افتد. انگار طبیعت از شدت اشتیاق از خود بیرون می آید و به نمایش خود مشغول می شود.گل دادن یک شکوفه ،تولد یک نوزاد یا رسیدن میوه، از نمونه های آشکارگی در طبیعت است اما منشی قاعده مند دارد. که به گفته هایدگر فیلسوف،در نظر افلاطون «هر آنچه سبب شود چیزی از نیستی به هستی در آید پوئسیس ،یا فرا پیش آوردن (آفریدن)است.»بر اساس این دیالکتیک نوپدیداری هر یک از سطوح یک چرخه  با مجموعه ای از خصوصیات متمایز  ، مشخص می شود و هر سطح گاهی مطابق قوانین پیش بینی ناپذیر از سطوح مقدماتی تر پدید می آید.حرکت از جز به کل یکی از انواع ترکیب یا سنتز است.در فرایند سنتز،پدیده جدید با کیفیت و شکلی نو از طریق  نفی اجزا (نه انکار)ضمن حفظ اجزا ،حاصل می شود.به عبارت دیگر حرکت سنتز یعنی فراروی از پراکندگی و چندگانگی به یگانگی .سنتز ،وارونه تجزیه است و با آن تضاد دارد اما در همین تضاد هم نسبتی با  تجزیه دارد!هنگامی که از کل های لایه درونی تر به سمت کل های لایه های بیرونی تر می رویم ،انگار سنتز آنها را بررسی می کنیم ‌مانند سنتز هیدروژن و اکسیژن در آب که دارای ماهیت یکسان(H2O) و نمودهای مختلفی چون یخ ،بخار و...است.مایع یا سیال بودنِ آب را نمیتوان از ویژگیهای اتمهای هیدروژن و اکسیژن به صورت منفرد استنتاج نمود، اما میتوان آن را از تعاملات بین آنها که منجر به مولکول ها H2O میشود و از برهم کنشهای بین تعداد زیادی از مولکولهای H2O تحت شرایط دمایی خاصی استنتاج کرد.کلینتون ریچارد داوکینز(Clinton Richard Dawkins) رفتارشناس و زیست‌شناس فرگشتی اهل بریتانیا قائل است که زیست شناسی مطالعه موجودات پیچیده تر است ولی فیزیک مطالعه موجودات ساده تر،اما مراد او ،تعیین حوزه مطالعات علوم است نه محال بودن فروکاهش موجودات پیچیده و قوانین حاکم بر آنها به موجودات ساده تر سطح فیزیک و قوانین فیزیک.در نظر او، یک زیست شناس نیز ماهیت یک موجود زنده پیچیده را بر اساس اجزای ساده تر تبیین میکند، اما فقط یک سطح فروتر. او برای توصیف این دیدگاه اصطلاح «فروکاهش گرایی سلسله مراتبی» را معرفی می کند که سیستمهای پیچیده را می توان با سلسله مراتبی از سازمانها توصیف کرد که هرکدام تنها از نظر اشیاء یک سطح پایین تر در سلسله مراتب توصیف می شوند.یک زیست شناس هنگام تبیین چگونگیِ یک موجود بر اساس اجزای سازنده و قوانین سطح زیست شناسی میتواند سطحی از سادگی برسد که با خیال آسوده مطالعه آن سطح را به فیزیکدان بسپارد (داوکینز، 1986 )پس از طرفی، این سیستمها قابل مطالعه اند به این معنا که بتوان با تلاش علمی فهمید که از چه زیرساخت و زیرلایه هایی، چه آثار و ویژگیهایی نوخاسته می شوند و از این رو قابل الگوبرداری و برنامه ریزی هستند و می توان آنها را برای انجام وظایف خاص تحت شرایط خاص تنظیم کرد؛ اما از سوی دیگر، حداقل برخی از ویژگی های آنها برای همیشه فراتر از دانش ما خواهد بود. به این معنا که ممکن ست هرگز متوجه نشویم که چرا ترکیب خاصی از اجزای به خصوصی منجر به نوخاستگی   می شود.</description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Feb 2025 21:50:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراتر از بی‌قراری و حواس‌پرتی: نقش حیاتی تنظیم هیجانات در درک و مدیریت ADHD</title>
                <link>https://virgool.io/KHU-Cognitive/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-adhd-nktt3h0caord</link>
                <description>نویسنده: مهدی بیگلریتحلیلی بر داده‌های «مطالعه‌ی توسعه‌ی شناختی مغز نوجوان» Adolescent Brain Cognitive Development Study (ABCD) نشان داد که اختلال در تنظیم هیجانی، رابطه‌ی بین سطح کوچکتر ناحیه‌ی Pars Orbitalis( به طور دقیق‌تر، این ناحیه، قسمت جلویی و پایینی (قدامی-تحتانی) شیار پیشانی تحتانی (Inferior Frontal Gyrus) در نیمکره‌ی راست مغز را تشکیل می‌دهد) در بخش زیرین لوب پیشانی و بروز علائم ADHD  نشان می‌دهد. این یافته حاکی از آن است که اختلال در تنظیم هیجانی، جزء اصلی ADHD بوده و همچنین می‌تواند مسیری برای شکل‌گیری این اختلال باشد. این پژوهش در مجله‌ی Nature Mental Health منتشر شده استاختلال نقص توجه بیش‌فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی-رشدی است که با الگوهای مداوم بی‌توجهی، بیش‌فعالی و تکانشگری که با عملکرد روزانه تداخل ایجاد می‌کنند، مشخص می‌شود. افراد مبتلا به ADHD اغلب در تمرکز بر وظایف، سازماندهی فعالیت‌ها و تنظیم تکانه‌های خود دچار مشکل هستند. علائم معمولاً در دوران کودکی آغاز می‌شوند، اگرچه می‌توانند تا نوجوانی و بزرگسالی ادامه یابند. اغلب، این اختلال زمانی تشخیص داده می‌شود که کودک مدرسه را شروع می‌کند، زیرا علائم با رفتارهای مورد انتظار در محیط‌های مدرسه تداخل ایجاد می‌کنند.نقص توجه و بیش فعالی  تقریباً ۶ تا ۷ درصد کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما علل آن به طور کامل شناخته نشده است. دیدگاه غالب این است که ADHD ناشی از ترکیبی از اختلالات شناختی خاص و اختلال عملکرد انگیزشی است. با این حال، این ویژگی‌ها در حدود ۳۰ درصد موارد  در ADHD وجود ندارند و نمی‌توان به طور قابل اعتمادی پیش‌بینی کنند که علائم ADHD باشندپژوهشگران فرضیه ای  را مطرح کردنده اند  که اختلال در تنظیم هیجانی می‌تواند نشان‌دهنده‌ی یک مسیر عصبی-روانشناختی سوم برای ADHD باشد که متمایز از اختلال شناختی و اختلال عملکرد انگیزشی است. پژوهشگران همچنین  مناطق مهم  مغز برای تنظیم هیجانی شامل شیار پیشانی تحتانی، قشر اوربیتوفرونتال، قشر سینگولیت قدامی، آمیگدال و جسم مخطط شکمی را شناسایی کرده اند . بسیاری از این مناطق بخشی از مدارهای عصبی کنترل شناختی کلاسیک که قبلاً در مطالعات دیگر با ADHD مرتبط بودند،پژوهشگران داده‌های مربوط به ۶۷۲ فرد مبتلا به ADHD شرکت‌کننده در مطالعه‌ ی توسعه‌ی شناختی مغز نوجوان» Adolescent Brain Cognitive Development Study  را تحلیل کردند. مطالعه‌ی ABCD یک مطالعه‌ی طولی بزرگ است که به بررسی روند تکامل مغز و سلامت روان در ۱۱۸۷۷ کودک از ۲۲ مرکز در سراسر ایالات متحده می‌پردازد.به‌علاوه، پژوهشگران تحلیل جداگانه‌ای را با استفاده از داده‌های مطالعه‌ی انجام دادند که شامل ۲۶۳ فرد مبتلا به ADHD و ۴۰۹ کودک بدون این اختلال بود. میانگین سنی شرکت‌کنندگان در این گروه ۱۱ تا ۱۲ سال بود.شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌های مربوط به علائم ADHD را با استفاده از مقیاس ADHD در چک‌لیست رفتاری کودک تکمیل کردند. عملکرد شناختی از طریق مجموعه‌ای از هفت تکلیف شناختی اندازه‌گیری شد، در حالی که اختلال عملکرد انگیزشی با استفاده از مقیاس حساسیت به پاداش، اقتباس‌شده از مجموعه ابزار PhenX، ارزیابی شد. اختلال در تنظیم هیجانی توسط والدین یا سرپرستان با استفاده از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گزارش شد. در گروه ABCD، اختلال در تنظیم هیجانی زمانی که کودکان ۱۳ ساله بودند ارزیابی شد، در حالی که داده‌های شناختی و انگیزشی زمانی که آنها ۱۲ ساله بودند جمع‌آوری شد. پژوهشگران همچنین از داده‌های تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) شرکت‌کنندگان و شمارش گلبول‌های سفید خون از مطالعه‌ی ABCD استفاده کردند. بیان ژن در قشر مغز با استفاده از داده‌های اطلس مغز انسان آلن تحلیل شد.اطلس مغز انسان آلن (Allen Human Brain Atlas) یک منبع جامع و آنلاین از داده‌های مربوط به مغز انسان است که توسط مؤسسه علوم مغز آلن (Allen Institute for Brain Science) ایجاد شده است. این اطلس شامل داده‌های مختلفی از جمله بیان ژن، اتصالات عصبی و ساختار مغز است که به محققان در سراسر جهان کمک می‌کند تا مغز انسان را بهتر درک کنند. به طور خلاصه، اطلس مغز انسان آلن مجموعه‌ای از نقشه‌ها و داده‌های دقیق و جامع درباره‌ی مغز انسان در سطوح مختلف (از جمله ژنتیکی، سلولی و ساختاری) است که به صورت آنلاین و رایگان در دسترس محققان قرار دارد.)نتایج نشان داد که اختلال در تنظیم هیجانی با عملکرد شناختی یا اختلال عملکرد انگیزشی در سال قبل مرتبط نبود. در گروه ABCD، شدت علائم ADHD ارتباط قوی‌تری با اختلال در تنظیم هیجانی نسبت به عملکرد شناختی یا اختلال عملکرد انگیزشی داشت. در میان ۳۵۰ کودکی که علائم ADHD بسیار شدیدی داشتند، ۲۱ درصد هیچ نقص شناختی یا انگیزشی نشان ندادند. علاوه بر این، کودکانی که علائم مداوم ADHD داشتند، در ارزیابی‌های شناختی یا انگیزشی تفاوت معناداری با کسانی که علائمشان بهبود یافته بود، نداشتند. با این حال، گروه با علائم مداوم، نمرات بالاتری در اختلال تنظیم هیجانی نشان دادند که نشان می‌دهد اختلال در تنظیم هیجانی می‌تواند به عنوان یک علامت اصلی ADHD در نظر گرفته شود.تحلیل داده‌های حاصل از تصویربرداری عصبی (neuroimaging) نشان  داد که اختلال در تنظیم هیجانی (emotion dysregulation)  همبستگی عصبی (neural correlate) مشخصی دارد. کودکانی که اختلال در تنظیم هیجانیِ شدیدتری داشتن، بیشتر احتمال داشت که سطح کوچکتری (اما نه ضخامت قشر مغز یا cortical thickness) در بخش اوربیتال (orbital part) راستِ شیار پیشانی تحتانی (inferior frontal gyrus) داشته باشند.پژوهشگران یک  مدل آماری (statistical model) رو بررسی کردن که نشان می‌داد سطح کوچکتر در این ناحیه‌ی مغزی باعث اختلال در تنظیم هیجانیِ قوی‌تر می شود ، که این موضوع به نوبه‌ی خود، باعث بدتر شدن علائم بی‌توجهی (inattention symptoms) می شد  طبق این مدل، در حالی که این مسیر احتمالش هست، یک  ارتباط مستقیم هم بین بی‌توجهی و سطح این ناحیه‌ی مغزی وجود داشته باشه  که توسط اختلال در تنظیم هیجانی میانجی‌گری (mediated) نمی‌شد .پژوهشگران همچنین مدل‌های آماری مشابهی را شناسایی و بررسی کردند که ویژگی‌های ساختاری نواحی خاص مغز را از طریق عملکرد شناختی و اختلال عملکرد انگیزشی به بی‌توجهی مرتبط می‌کردند.نویسندگان مطالعه نتیجه‌گیری کردند: «ما با استفاده از یک نمونه‌ی بزرگ و یک نمونه‌ی بالینی مستقل ثانویه نشان دادیم که اختلال در تنظیم هیجانی یک علامت اصلی و مسیری برای ابتلا به ADHD است که ممکن است به درمان‌های دارویی فعلی ADHD پاسخ ندهد.»این مطالعه، بینش‌های نوینی در خصوص زیربناهای روان‌شناختی عصبیِ نشانگان ADHD ارائه می‌دهد. با این حال، نوع طراحی این مطالعه، امکان استنتاج قطعی در خصوص روابط علیّت بین متغیرها را میسر نمی‌سازدنتیجه گیری این پژوهش با بررسی داده‌های تصویربرداری عصبی و مدل‌های آماری، به بررسی ارتباط بین ویژگی‌های ساختاری مغز، اختلال در تنظیم هیجانی و علائم نقص توجه  در افراد مبتلا به ADHD پرداخته است. یافته‌های اصلی این مطالعه به شرح زیر است: همبستگی عصبی اختلال در تنظیم هیجانی: این مطالعه نشان داد که اختلال در تنظیم هیجانی با ویژگی‌های ساختاری خاصی در مغز، به ویژه سطح بخش اوربیتال راست شیار پیشانی تحتانی، مرتبط است. به طور مشخص، کودکانی که اختلال در تنظیم هیجانی شدیدتری داشتند، سطح کوچکتری در این ناحیه از مغز نشان دادند. نقش اختلال در تنظیم هیجانی در بروز علائم نقص توجه : مدل‌های آماری بررسی‌شده نشان دادند که سطح کوچکتر در ناحیه مذکور مغز می‌تواند منجر به اختلال در تنظیم هیجانیِ قوی‌تر شود و این اختلال، به نوبه‌ی خود، در بروز و تشدید علائم بی‌توجهی نقش دارد. به عبارت دیگر، اختلال در تنظیم هیجانی می‌تواند به عنوان یک واسطه بین ساختار مغز و علائم نقص توجه  عمل کند.ارتباط مستقیم بین ساختار مغز و بی‌توجهی: علاوه بر مسیر ذکر شده، مطالعه همچنین نشان داد که یک ارتباط مستقیم و مستقل از اختلال در تنظیم هیجانی نیز بین ساختار مغز (سطح بخش اوربیتال راست شیار پیشانی تحتانی) و علائم بی‌توجهی وجود دارد. عدم قطعیت در مورد روابط علیّت: با وجود یافته‌های مهم، طراحی مطالعه به گونه‌ای نیست که بتوان به طور قطعی در مورد روابط علت و معلولی بین متغیرها (ساختار مغز، اختلال در تنظیم هیجانی و نقص توجه ) نتیجه‌گیری کرد. به عبارت دیگر، نمی‌توان با قطعیت گفت که کوچکتر بودن سطح ناحیه خاصی از مغز باعث اختلال در تنظیم هیجانی می‌شود یا بالعکس. ممکن است عوامل دیگری نیز در این میان نقش داشته باشند.اهمیت اختلال در تنظیم هیجانی در ADHD و پاسخ به درمان:  که اختلال در تنظیم هیجانی یک علامت اصلی و مسیری برای ابتلا به ADHD است و ممکن است به درمان‌های دارویی رایج ADHD پاسخ مناسبی ندهد. این یافته، اهمیت توجه به جنبه‌های هیجانی در درمان ADHD را نشان می‌دهد و لزوم بررسی رویکردهای درمانی مکمل، مانند مداخلات روان‌شناختی، را مطرح می‌کند.در مجموع، این مطالعه بینش‌های جدیدی در مورد مبانی روان‌شناختی عصبی ADHD ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که اختلال در تنظیم هیجانی نقش مهمی در بروز علائم این اختلال ایفا می‌کند. این یافته‌ها می‌توانند به توسعه‌ی رویکردهای درمانی مؤثرتر برای ADHD کمک کنند. با این حال، لازم است مطالعات بیشتری با طراحی‌های قوی‌تر برای بررسی دقیق‌تر روابط علیّت بین متغیرها انجام شود.</description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2025 22:07:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر بیماری های روانی بر ارتکاب جرم - پادکست سرشناخت</title>
                <link>https://virgool.io/KHU-Cognitive/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-iblktnx6hwqb</link>
                <description>📻 انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی تقدیم می‌کند:▶️ اپیزود سوم پادکست سرشناخت (تاثیر بیماری‌های روانی بر ارتکاب جرم)🗣 گوینده: کوثر حامد✍️ نویسنده: زهرا نورمحمدی  🔍ناظران محتوا: زهرا نورمحمدی، محمدرضا گروسی🎧 ادیت صدا: محمدرضا گروسی</description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2025 13:08:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد رفتاری و تصمیم گیری!</title>
                <link>https://virgool.io/KHU-Cognitive/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-zhfk2vhmoodl</link>
                <description>نویسنده: هستی مراد پورشاخه‌های اقتصاد چه هستند و چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟اقتصاد مرتبط با تولید، مصرف و ثروت است که تمامی این‌ها شامل رفتار انسان‌ است. با این حال، تمام ایدئولوژی‌های اقتصادی پیشبینی‌هایشان را بر پایه‌ی ایدئولوژی‌های یکسان قرار نمی‌دهند. دو شاخه‌ی محبوب و متضاد، اقتصاد سنتی و اقتصاد رفتاری هستند. اقتصاد سنتی چه ویژگی‌هایی دارد؟اقتصاد سنتی محاسباتی درباره‌ی رفتار انسان بر اساس این ایده است که انسان‌ها موجودات منطقی هستند که به‌طور معقولانه در تصمیم گیری این که برای چه چیزی ارزش قائل هستند و عمل برای بیشینه ساختن آن، موفق هستند. اقتصاد سنتی بر اساس این دو فرض است که مردم خودخواه هستند و همیشه تلاش می‌کنند کاری را انجام دهند که برای آن‌ها بهتر است و مردم انتخاب‌های منطقی می‌کنند که به نفع خودشان است. وقتی که فرد با گزینه‌هایی تحت شرایط محدودیت رو به رو می‌شود، آن‌ها باید گزینه‌ای را که خوشنودی آن‌ها را بیشینه می‌کند، انتخاب کنند.  چه ویژگی‌هایی دارد؟از طرف دیگر اقتصاد رفتاری، در جهت تلاش برای بهتر فهمیدن این که انسان‌ها واقعاً چگونه رفتار می‌کنند به جای این که چگونه باید رفتار کنند، روانشناسی را با اقتصاد ترکیب می‌کند.این به این معناست عواملی همچون احساسات، باورها، تأثیرات فرهنگی و خطاهای شناختی که همه‌ی آن‌ها باعث می‌شوند انسان‌ها از عقلانیت مطلق منحرف شوند. مردم غیرمنطقی هستند و همیشه گزینه‌ی بهینه را انتخاب نمی‌کنند. محدودیت‌هایی در مورد منطق  مردم و این که منطق چگونه مردم را توصیف می‌کند، وجود دارد. اقتصاد رفتاری به خاطر پارادوکس‌های تئوری انتخاب منطقی که تولید کرده است،  مسیر پژوهشی در علم اقتصاد شده است. علاوه بر این، شاخه‌ای از اقتصاد است که نحوه‌ی این که چه طور مردم روزانه تصمیام ملموس می‌گیرند را مطالعه می‌کند و ادعاهای اقتصاد سنتی را مورد تردید قرار می‌دهد. تصور کنید که دارید تصمیم می‌گیرید چه نوع لپتاپی خریداری کنید. طبق نظر اقتصاد سنتی، تنها چیزی که در این تصمیم خرید در نظر گرفته می‌شود، سومندی خواهد بود. کدام لپ تاپ برای بیشینه کردن سودمندی بهترین است؟ کدام لپ تاپ نسبت به قیمتش با ارزش‌ترین است؟ اگر چه، اقتصاد رفتاری به تأثیرات دیگری همچون هیجانات یا منطق محدود، مجال می‌دهد. تصمیم گیری رفتاری چیست؟تصمیم گیری رفتاری مطالعه‌ی فرایند‌های احساسی،  شناختی و اجتماعی‌ای است که انسان‌ها به کار می‌گیرند تا راهکارهایی را انتخاب و شناسایی کنند. این فرایندها توسط ارزش‌ها، باورها و ترجیحات تصمیم گیرنده، انتخاب نهایی را تولید می‌کنند و رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهند.</description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Nov 2024 02:17:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی در خدمت بازاریابی!</title>
                <link>https://virgool.io/KHU-Cognitive/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-ova1ifqq1zfa</link>
                <description>هوش‌مصنوعی امروزه در بیشتر صنایع و حوزه‌ها واردشده و پیشرفتی عظیم و قابل‌توجه را در ارتقای آنها سبب شده‌است. از جمله حوزه‌های مورد‌توجه سرمایه‌داران و فروشندگان بزرگ، بازاریابی است. هوش‌مصنوعی به بازاریابی در جستجوی کالا و ارزیابی محبوبیت کالا به فروشنده و مشتری خدمت می‌کند.در این مقاله ابتدا به تعریف مفاهیمی مانند نورومارکتینگ،تئوری ناقرینگی پیشانی، ماشین‌لرنینگ و روش‌های آن پرداخته و سپس ارتباط هوش‌مصنوعی با نورومارکتینگ و بازاریابی را بررسی می‌کنیم:مفاهیم اولیهنورومارکتینگ: در واقع اندازه‌گیری سیگنال‌های فیزیولوژیکی و عصبی است که بینشی درمورد انگیزه‌ها، ترجیحات و تصمیم‌های مشتریان به ما می‌دهد. همچنین ما را درباره تبلیغات‌ خلاقانه، قیمت و پیشرفت محصولات و دیگر مباحث بازار‌یابی آگاه می‌سازد.       از روش‌های رایج در نورو‌مارکتینگ می‌توان به اسکن مغز و ردیابی حرکات چشمان اشاره کرد که به‌ ترتیب به       فعالیت عصبی و فیزیولوژیکی انسان مربوط می‌شوند.ناقرینگی پیشانی آلفا: مربوط به پردازش احساسات و محرک‌ها است. رفتار‌ها و محرک‌های منفی، مربوط به سطح بالایی از فعالیت قشر مخ راست است. در حالیکه رفتارها‌ و محرک‌های مثبت، مربوط به افزایش فعالیت قشر مخ چپ است.ماشین‌لرنینگ(ML): شاخه‌ای از هوش‌مصنوعی و علوم کامپیوتر است که بر‌ روی استفاده از داده‌ها و الگوریتم‌ها تمرکز کرده تا بتواند روش یادگیری انسان‌ها را در نرم افزارها پیاده کرده و همچنین دقت آن‌ها را به تدریج افزایش دهد.ماشین لرنینگ      روش‌های ماشین‌لرنینگ به سه روش 《یادگیری تحت‌ نظارت》، 《یادگیری بدون‌ نظارت》 و 《یادگیری       تقویت‌‌شده》 تقسیم می‌شوند که از این‌‌ میان، دو روش اول رایج‌تر اند:     ? یادگیری تحت‌نظارت: در این‌روش داده‌ای برچسب‌‌‌گذاری‌ شده به عنوان داده‌‌‌ی تمرینی به ماشین داده       می‌شود تا با استفاده از یک‌ الگوی مشخص بتواند برچسب مناسب داده‌های بعدی را با توجه به داده تمرینی       پیش‌بینی کند.     ? یادگیری بدون‌نظارت: در این‌ روش داده‌های مورد‌نظر، بدون برچسب به ماشین وارد می‌شود و ماشین با       آنالیز‌ کردن آنها و استفاده از یک الگوی مشخص، آن‌ داده‌ها را دسته‌بندی می‌کند. اساس دسته‌بندی می‌تواند       بر مبنای شباهت‌ها، تفاوت‌ها یا الگو‌های دیگر باشد. همچنین در این‌روش برخلاف روش یادگیری       تحت‌نظارت، نیازی به فاز تمرینی و داده تمرینی برای ماشین نمی‌باشد.انواع ماشین لرنینگکاربرد ماشین لرنینگماشین‌لرنینگ در ابزار‌های پیشرفته ضبط عملکرد‌ عصبی استفاده می‌شود. این ابزار‌ها سیگنال‌های مغزی را آنالیز کرده و ارتباط آن‌ها را با محرک‌های بازاریابی بررسی می‌کند. تئوری ناقرینگی پیشانی آلفا(FAA) به محققان کمک کرده تا با استفاده از الکترود‌هایی که نزدیک لوپ پیشانی نیم‌کره چپ و راست قرار می‌گیرند، پاسخ‌های احساسی 《پسندیدن》 و 《نپسندیدن》 را دسته‌بندی کنند. علاوه بر روش FAA حتی می‌توان از سیگنال‌های مغزی (EPG) دریافت‌شده از یک الکترود نیز استفاده نمود اما این‌کار نیاز به استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته ماشین‌لرنینگ داشته که در نورو‌مارکتینگ بسیار کاربردی است.سیگنال‌های مغزی (EPG)در آزمایشات مربوط به نورومارکتینگ از روش‌های یادگیری‌ تحت‌ نظارت و یادگیری بدون‌ نظارت استفاده می‌شود.      در روش یادگیری تحت‌ نظارت از پاسخ‌های «پسندیدن» و «نپسندیدن»، به عنوان برچسب استفاده می‌شود سپس       این‌ برچسب‌ها در شناسایی سیگنال‌های مغزی مربوط به آنها به کار می‌روند.      بعد از فاز تمرین، در فاز تست از داده‌های بدون‌برچسب برای بررسی میزان دقت الگوریتم استفاده می‌شود.      اما از طرفی‌ دیگر‌ در یادگیری بدون‌ نظارت نیازی به این برچسب‌ها نیست. در این‌ روش سیگنال‌های مغزی به       منظور شناسایی دسته‌بندی‌های متفاوت، آنالیز می‌شوند.در ۵ سال اخیر محققان نورومارکتینگ پیرامون دسته‌بندی داده‌های سیگنال‌های مغزی و پیش‌بینی انتخاب مشتری تحقیق نموده‌اند.رایج‌ترین الگوهای یادگیری فرا‌نظارت‌ شده در نورومارکتینگ:Support vector machine(SVM), Naive Bayes, Artificial Neural Networks(ANN), Random Forests(RF)و رایج‌ترین الگو‌ها در یادگیری غیر‌نظارت شده روش‌هایی مانند K-Nearest Neighbors(KNN) ،Principal Components Analysis (PCA) و ... هستند.الگوریتم های یادگیری تحت نظارت الگوریتم Support vector machine(SVM): در این‌الگو با استفاده از یک ابرصفحه (hyperplane) بیشترین فاصله بین دو داده انتخاب می‌شود. برای مثال در شکل پایین  L2 Support vector machine(SVM)     همچنین داده‌هایی که نزدیک‌تر به ابرصفحه هستند بعنوان 《بردار‌ پشتیبانی》(support vector) انتخاب      می‌شوند. هدف در این‌ الگو این است که بردارهای پشتیبانی بیشترین فاصله را تا ابرصفحه داشته باشند. Support vectorsالگوریتم Naive bayes: در این‌ الگو از قانون 《پیشامدهای مستقل بیز》 برای دسته‌بندی داده استفاده می‌شود. با استفاده از این‌ قانون داده‌های مستقل در دسته‌های متفاوت قرار می‌گیرند. برای مثال میوه‌ی سیب، قرمز، گرد و دارای قطر ۱۰ سانتی‌متر است. حال برای تشخیص میوه‌ی دیگر، ماشین هر‌کدام از این ویژگی‌ها را به صورت مستقل در‌نظر گرفته تا تشخیص بدهد که آیا این‌ میوه سیب است یا خیر.Naive bayesالگوریتم Aetificial neural networks(ANN) یا شبکه عصبی مصنوعی: این‌ شبکه با بهره‌گیری از مغز انسان ارتباط بین نورون‌های آن را تقلید می‌کند. از لایه‌های گرهی تشکیل شده است که شامل لایه ورودی، لایه‌های پنهان و لایه خروجی است. هر‌ گره عصبی به گره‌های دیگر متصل شده و دارای 《وزن》 و 《آستانه‌ عصبی》 وابسته به آنها است. اگر خروجی هر‌کدام از گره‌ها از مقدار آستانه بالاتر باشد، آن‌ گره فعال شده و داده‌ها را به لایه دیگر شبکه ارسال می‌کند، در غیر این‌ صورت هیچ داده‌ای ارسال نمی‌شود. شبکه‌های عصبی با تکیه بر داده‌ی تمرینی، دقت خود را مرتباً افزایش می‌دهند و ما  را قادر به دسته‌بندی داده‌ها با سرعت بالا می‌سازند. برای مثال شناسایی عکس یا صدا توسط انسان، ساعت‌ها زمان می‌برد در صورتی‌که این‌کار توسط شبکه‌های عصبی در چند دقیقه انجام می‌شود.Aetificial neural networks(ANN)الگوریتم Random forest(RF): این‌ الگو از چندین درخت تصمیم‌گیری تشکیل شده است. درخت تصمیم‌گیری ساختاری است که با سؤالاتی 《بله یا خیر》داده‌ی دریافتی را به چندین قسمت تقسیم کرده و به تدریج با سوالات بیشتر شاخه‌های جدید‌‌‌تر را ایجاد می‌کند. این عمل تا جایی ادامه می‌یابد که به برگ‌ها رسیده و دیگر سؤالی ایجاد نشود. هر‌کدام از این‌ سوالات در رسیدن به تصمیم نهایی، در هر‌ یک از درخت‌ها به ماشین کمک می‌کند.Random forest(RF)      الگوی random forest زیر‌مجموعه‌ای از ویژگی‌های تصادفی را ایجاد می‌کند تا درخت‌های تصمیم‌گیری      کمترین ارتباط و تناسب را با‌ هم داشته باشند. هر‌ کدام از درخت‌ها به صورت جدا، یک دسته را پیش‌بینی      می‌کنند و در نهایت دسته‌ای که توسط بیشترین درخت‌ها پیش‌بینی شده باشد، به عنوان نتیجه نهایی انتخاب      می‌شود.Random forest(RF) predictionنمونه هایی از الگوریتم های یادگیری بدون نظارتالگوریتم Principal Components Analysis(PCA): یک الگوریتم برای کاهش ابعاد داده است. این الگوریتم ابعاد داده‌های بزرگ را کمتر کرده و آن را به داده‌های کوچکی که حاوی اکثر اطلاعات مهم است تقسیم می‌کند. این‌ روش با حذف‌ کردن بعضی از داده‌ها، بررسی و تحلیل آن را برای ماشین آسان‌تر کرده و در عین‌حال تاثیر بسیار‌ کمی روی دقت آن می‌گذارد. در شکل پایین خطی که با بیشترین داده‌ها، کمترین فاصله را دارد انتخاب شده، داده‌هایی که نزدیک به خط واقع شده به عنوان داده‌های مهم‌تر انتخاب شده و داده‌های دورتر نادیده گرفته می‌شوند.Principal Components Analysis(PCA)Principal Components Analysis(PCA)الگوریتم K-Nearest Neighbors(KNN) (البته این الگوریتم گاهی به عنوان الگوریتم تحت نظارت و گاهی به عنوان الگوریتم بدون نظارت در نظر گرفته می‌شود): در این‌ الگوریتم فرض می‌شود داده‌هایی از یک دسته در نزدیکی هم قرار دارند. عدد K به عنوان یک ضریب،  تعداد داده‌های همسایه‌ی اطراف داده مجهول را انتخاب کرده و هر‌ داده را در مرکز یک دایره فرضی با تعداد K داده قرار می‌دهد. بدین‌ترتیب دسته‌ای که بیشترین داده از آن در این‌دایره باشد، داده‌ی مجهول را نیز متعلق به آن‌ دسته می‌کند. برای مثال در تصویر پایین اگر K را برای داده مجهول (ستاره قرمز) عدد 3 در نظر بگیریم، یک دایره فرضی با 3 داده همسایه به مرکزیت داده مجهول تشکیل می‌شود. به دلیل بیشتر بودن تعداد داده‌های دسته B (داده سبز رنگ) در این‌ دایره داده‌ی مجهول را نیز متعلق به دسته B می‌دانیم. همچنین اگر K را 6 در نظر بگیریم، در دایره‌ای با 6 داده همسایه، تعداد داده‌های دسته A (داده آبی رنگ) بیشتر بوده و داده مجهول را متعلق به دسته ‌‌A می‌دانیم.K-Nearest Neighbors(KNN)قسمت‌های مورد‌ مطالعه مغز در نورومارکتینگامروزه، مقالات نورومارکتینگ بر آنالیز پاسخ‌های رفتاری مشتریان تمرکز کرده‌اند. این آزمایشات به‌طور عمده از تئوری 《ناقرینگی پیشانی آلفا》برای کانال چپ و راست پیشانی استفاده می‌کنند.علاوه‌ بر گروه امواج آلفا، از امواج بتا و تتا نیز برای شناسایی عصبی و پاسخ‌های احساسی مشتریان استفاده می‌شود. جدول پایین آمار یافته‌هایی مربوط به امواج مغزی و عملکرد آنها در مطالعات نورومارکتینگ را نشان می‌دهد.مقایسه دقت الگوریتم‌های ماشین‌لرنینگ در نورومارکتینگدر این مطالعه تعداد زیادی از تحقیقات نورومارکتینگ، از هوش‌مصنوعی به‌منظور پیشبینی و دسته‌بندی استفاده کرده‌اند. جدول پایین دقت میانگین این الگوریتم‌ها را در مطالعات نورومارکتینگ نشان می‌دهد.طبق این جدول، شبکه عصبی مصنوعی با دقتی نزدیک به ۸۰ درصد، بیشترین دقت را میان این الگوریتم‌ها دارد. اگرچه شبکه‌های عصبی مصنوعی به تعداد بیشتری داده برای فاز تمرینی نیازمند است اما این تعداد زیاد نیز خود بیانگر پویایی آن در نورومارکتینگ است.بعد از شبکه عصبی مصنوعی، الگورتیم &quot;SVM&quot; با دقت ۷۰ درصد، بیشترین دقت در دسته‌بندی را کسب کرده‌است.مقایسه دقت الگوریتم‌های ماشین‌لرنینگ در نورومارکتینگجمع بندی همان‌طور که مطالعه کردید، هوش مصنوعی کاربردهای زیادی در نورومارکتینگ دارد که ماشین‌لرنینگ از شاخه های مهم آن است. این روش به سه دسته‌ی تحت نظارت، بدون نظارت و تقویت شده تقسیم می‌شوند.در این سه دسته هر کدام از الگوریتم‌ها، به طورمجزا در تحلیل اثر محرک ها بر فعالیت مغز و سپس در نورومارکتینگ می‌توانند کاربرد داشته باشند. در نهایت وابسته به نوع مطالعه، دقت الگورتیم‌‌ها مقایسه شده و دقیق ترین آنها برای تحقیقات انتخاب می‌شود. </description>
                <category>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</category>
                <author>انجمن مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Nov 2024 04:12:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>