<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@GazelleCG</link>
        <description>ماموریت گروه مشاوران مدیریت و فناوری غزال، ارائه راه حل هایی کاملاً‌ اختصاصی شده، برای مسائل پیچیده ای است که مدیران ارشد و میانی سازمان های بزرگ و متوسط امروزی، با آن دست و پنجه نرم می کنند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:07:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/702352/avatar/RLewrf.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</title>
            <link>https://virgool.io/@GazelleCG</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عناصر فرهنگ سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@GazelleCG/%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-zds8zzwopz1q</link>
                <description>عناصر فرهنگ سازمانیاغلب بسیاری از سازمان‌ها می‌پرسند، چگونه تیمی عالی از افراد را دور هم جمع کردید؟ اصولاً آن‌ها می‌پرسند که راز فرهنگ سازمانی شما چیست؟ باید گفت: «هیچ رازی در میان نیست!» کسب و کارهای موفق توانسته‌اند عناصر فرهنگ سازمانی را به خوبی بشناسند و از آن در راستای اهداف خود استفاده کنند. این عناصر به مانند یک چارچوب کلی در نظر گرفته می‌شوند که ارکان سازمان را به یکدیگر متصل می‌کنند. اما عناصر فرهنگ سازمانی شامل چه مواردی هستند؟ با غزال همراه باشید.فرهنگ سازمانی چیست؟قبل از پرداختن به عناصر فرهنگ سازمانی، اول بیایید ببینیم فرهنگ به چه معناست. فرهنگ واقعیت روزمره زندگی سازمانی است. فرهنگ بیانیه مأموریت، چشم انداز یا کتاب راهنمای کارکنان نیست! فرهنگ به نحوه رفتار، انجام دادن، بیان کردن و رابطه با دیگران و محیط کار است. در واقع، فرهنگ به نوعی شخصیت شرکت است.فرهنگ سازمانی عبارت است از:الگوی یکپارچه دانش، اعتقاد و رفتار افراد در سازمان که به ظرفیت یادگیری و انتقال دانش در محیط کار کمک می‌کند.اعتقادات عرفی، اشکال اجتماعی و صفات یک کسب و کار که بین افراد یک سازمان مشترک است.مجموعه نگرش‌ها، ارزش‌ها، اهداف و عملکردهای مشترکی که ویژگی یک نهاد یا سازمان را تشکیل می‌دهند.مجموعه ارزش‌ها، قراردادها یا اقدامات اجتماعی مرتبط با یک زمینه خاص، فعالیت یا ویژگی اجتماعی است.عناصر فرهنگ سازمانی چیستند؟عنصرهای فرهنگ سازمانی را می‌توان به موارد زیر تقسیم کرد:۱- چشم انداز و مأموریتاولین قدم برای رسیدن به یک فرهنگ سازمانی خوب، نوع چشم انداز و مأموریت سازمان است. چشم انداز و مأموریت، ارزش‌های یک سازمان را تعیین می‌کنند. این دو مقوله باعث می‌شوند تا سازمان بتواند اهداف خود را برنامه ریزی کرده و به افراد جهت روند کار کمک کند. هنگامی که چشم انداز و مأموریت به طور برجسته در هر تعامل بین سازمان و کارکنان نشان داده شوند، این امر به جهت دهی به مشتریان، تأمین کنندگان و سایر سهامداران و ایجاد برند تجاری قوی کمک می‌کند.۲- ارزش‌های اصلیهنگامی که چشم انداز و مأموریت عملی شد، گام بعدی از عناصر فرهنگ سازمانی جستجوی ارزش‌های اصلی است. جایی که چشم انداز و مأموریت در تعیین هدف نقش دارند، ارزش‌های اصلی به شما کمک می‌کنند تا در مورد رفتارها و طرز فکرهایی که برای دستیابی به چشم انداز باید نشان داده شوند، رهنمودهایی تنظیم شود. این رهنمودهای مشخص که به طور واضح برای همۀ کارکنان ابلاغ می‌شوند، یک زبان فرهنگی ایجاد می‌کند که سازمان را به مکالمه با این زبان در امور داخلی و خارجی سوق می‌دهد.۳- اقدامات عملیاتیمهم است که یک برنامه عملیاتی خاصی اجرا شود. اگر سازمان معتقد است که افراد بزرگ‌ترین دارایی آنها است، پس با سرمایه گذاری در یادگیری و پیشرفت احساس ارزشمند بودن را ایجاد کنید. اگر سازمان شما خدمات عالی به مشتری را ارج می‌نهد، باید اقداماتی انجام دهید تا مطمئن شوید که هر مشتری چه بزرگ و چه کوچک مورد احترام قرار می‌گیرد. یک مکانیزم پاداش داشته باشید که بتواند رفتارها و اعمال مورد انتظار را تقویت کند. ارزش‌های سازمانی باید در ارزیابی عملکرد، معیارهای بررسی کسب و کار تقویت شده و در کارهای روزمره کارکنان در نظر گرفته شوند.۴- فرهنگ کارکنانپرداختن به امور کارکنان از مهمترین عناصر فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازی بدون کارکنانی که تمایل و توانایی پذیرش ارزش‌های سازمانی را ندارند، اتفاق نمیفتد! این همان دلیلی است که چرا بهترین سازمان‌های جهان سیاست‌های سختگیرانه‌ای نسبت به استخدام دارند. آن‌ها به دنبال افرادی می‌گردند که نه تنها استعداد دارند بلکه با فرهنگ موجود سازمان نیز هماهنگی داشته باشند. از طرفی، نامزدهای استخدامی ترجیح می‌دهند با سازمانی مطابق با ارزش‌های شخصی خود کار کنند. به طور کلی، کارکنانی که دارای یک فرهنگ شخصی عالی هستند، فرهنگ قبلی یک سازمان را تقویت می‌کنند.۵- تاریخچه سازمانهر سازمانی تاریخ منحصر به فرد خود را دارد، داستانی برای ایجاد یک فرهنگ سازمانی قوی و برنده! عناصر این داستان می‌توانند رسمی یا غیررسمی باشند اما وقتی جذابیت پیدا می‌کنند، به عنوان بخشی از فرهنگ حال حاضر سازمان در نظر گرفته می‌شود و شکل می‌گیرند. بنابراین، سازمان‌هایی که تاریخچه قوی دارند، می‌توانند فرهنگ سازمانی پویایی ایجاد کنند. زیرا کارکنان نیز خود را بخشی از این تاریخ می‌دانند و در آن شریک هستند. بنابراین، سازمان ها باید بتوانند داستان خود را از گذشته تا حال را طوری بیان کنند که کارکنان احساس ارزش و هدفمند بودن کنند.۶- محیط کارمحیط کار فرهنگ را شکل می‌دهد. فضای کار یکی از مهمترین عناصر فرهنگ سازمانی است. داشتن یک فضای کاری باز (پلن باز) باعث تقویت همکاری بین افراد می‌شود. محیط کار منطقه‌ای (هر بخش به صورت جداگانه فعالیت می‌کنند) نیز نقشی اساسی در تأثیرگذاری بر فرهنگ سازمانی دارند. هر دو این شیوه ‌های طراحی فضای کاری دارای فواید و معایب زیادی هستند. اما انتخاب نوع محیط کار چه پلن باز باشد چه منطقه‌ای، باید بسته به نوع کسب و کار انتخاب شود. طرح‌های محیطی، معماری فضا یا زیبایی شناسی محیط کار، بر ارزش‌ها و رفتارهای کارکنان تأثیر می‌گذارند.کلام آخرهمانطور که در بالا بیان شد، عناصر زیادی وجود دارند که فرهنگ سازمانی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. هر یک از این عناصر مانند ستون‌های ساختمانی می‌مانند که یک بنا را تا سال‌ها سرپا نگه می‌دارند. بنابراین، توجه و اهمیت قائل شدن به عناصر فرهنگ سازمانی می‌تواند به معنای موفقیت یک کسب و کار در دنیای پرتلاطم امروز باشد.www.GazelleCG.com</description>
                <category>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</category>
                <author>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 19:03:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرآیند مدیریت دانش</title>
                <link>https://virgool.io/@GazelleCG/%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-npgxj8txg8sg</link>
                <description>فرآیند مدیریت دانششاید مشاهده کرده باشید که برخی از سازمان‌ها فقط به دلیل بهره برداری بهتر از منابع دانش خود، بسیار جلوتر از سازمان‌های دیگر هستند. این مهم جوهر اصلی فرآیند مدیریت دانش است! فرآیندهای مدیریت دانش به روند به دست آوردن، ایجاد، جمع آوری و به اشتراک گذاری دانش در یک سازمان اطلاق می‌شود. این فرآیندها برای هر سازمانی جهت رشد و پیشرفت در بازار رقابتی امروز مهم است. اما فرآیند مدیریت دانش دقیقاً به چه معناست؟ با غزال همراه باشید.فرآیند مدیریت دانش چیست؟هدف اصلی فرآیند مدیریت دانش، بهبود کارآیی سازمان و استفاده مناسب از دانش جمعی سازمان است. فرآیند مدیریت دانش دامنه محدودی ندارند. این مهم اطمینان از مدیریت دانش را از طریق یک فرآیند سازمان یافته برای ایجاد، حفظ و تجدید ارز‌ش‌ها ایجاد می‌کند. این فرآیندها به طور مداوم به توسعه مهارت‌های جدید و بهبود بیشتر توانایی‌های موجود نیاز دارند.می‌توان گفت فرآیند مدیریت دانش مداوم و منظم است. رویه‌های این فرآیندها استاندارد هستند. آن‌ها با جمع آوری، ذخیره سازی، توزیع و استفاده از دانش، به حداکثر رساندن سود و کسب امتیاز در یک اقتصاد پویا را امکان پذیر می‌کنند. مشاهده شده است که فرآیندهای مدیریت دانش در منابع مختلف متفاوت است.یافته‌های ما موارد مهم زیر را نشان می‌دهند:فرآیند مدیریت دانش در برخی منابع نسبت به منابع دیگر از منظری متفاوت تحت پوشش قرار گرفته است. به همین دلیل است که با نام‌های مختلفی شناخته می‌شوند.در برخی منابع، فرآیندهای مدیریت دانش به عملیات اصلی و فرعی طبقه بندی می‌شوند. به عنوان مثال، در برخی منابع فرآیند ذخیره دانش به عنوان یکی از مهمترین فرآیندهای مدیریت دانش در نظر گرفته می‌شود. در مقابل، در منابعی دیگر، سایر فرآیندها، فرآیندهای تکمیلی مرتبط با فرآیند کسب دانش در نظر گرفته می‌شوند.دلیل دیگر، زمینه‌های متنوعی است که با موضوع مدیریت دانش سروکار دارند. به عنوان مثال، در حوزه پزشکی، مدیریت دانش ممکن است نیاز به تنظیم یا به تعویق انداختن برخی از وظایف مدیریت دانش غیر از زمینه تجاری و صنعتی را به عهده داشته باشد. مدیریت دانش در زمینه‌های متفاوت دارای جنبه‌های مختلف عملکردی است.انواع دانش مورد استفاده در فرآیند مدیریت دانشفرآیندهای مدیریت دانش بر روی دو نوع دانش کار می‌کنند که دانش ضمنی و صریح هستند. دانش صریح به اطلاعاتی گفته می‌شود که برای کارکنان قابل مشاهده است و اغلب در رویه‌ها و قوانین یک سازمان نوشته شوده است. ممکن است در گزارش‌ها، مشخصات فنی، سیاست‌ها، حق ثبت اختراع و نوشته ها موجود باشد. دانش ضمنی، دانش موجود در ذهن افراد است و می‌تواند نتیجه تجربیات و ارزش‌های شخصی آن‌ها باشد. فرآیند مدیریت دانش باعث سهولت در به اشتراک گذاری می‌شود و بنابراین یک سازمان نیاز به بهره مندی از آن دارد.اهمیت فرآیند مدیریت دانشدر زیر اهمیت استفاده از فرآیند مدیریت دانش آورده شده‌اند که بسیار مهم هستند:یک سازمان باید استفاده و اشتراک دانش را در ذهن کارکنان، تشویق کند. این کار باعث ایجاد یک نیروی کار هوشمند و با انگیزه می‌شود.تعامل بیشتر بین افراد، فرآیند کار سازمان را تسهیل داده و روابط انسانی را بهبود می‌بخشد. روابط خوب انسانی سرمایه ارزشمند یک سازمان است.افزایش ایده‌ها باعث بهبود کارآیی تصمیم گیری در یک سازمان می‌شود که این مهم منجر به کاهش هزینه‌ها و افزایش سود خواهد شد.انگیزش کارکنان برای ارتقاء مهارت‌های خود و افزایش سرمایه فکری است. این مهم ذخیره دانش ارزشمند را برای کارمندان آینده امکان پذیر می‌کند.روش‌های فرآیند مدیریت دانش، موجب افزایش حسن شهرت سازمان‌های بزرگ در بازارهای بین المللی می‌شود و به موفقیت‌های بیشتر در سطح جهان کمک می‌کند.رویکردهای اصلی فرآیند مدیریت دانشبسته به اینکه چه نوع رویکردی در سازمان شما قابل اجرا باشد، روش‌های مختلفی برای فرآیندهای مدیریت دانش وجود دارند که به شرح زیر هستند:رویکرد انسانی محور: این رویکرد بر روابط انسانی متمرکز است که چگونگی فرهنگ یادگیری کارکنان را ایجاد می‌کند و روش‌های مختلفی را برای به اشتراک گذاشتن دانش در بین آن‌ها طراحی خواهد کرد.رویکرد فناوری محوری: این رویکرد متمرکز بر فناوری است که هم ذخیره سازی و هم انتقال دانش را تسهیل می‌بخشد و ایجاد چنین سیستم‌هایی اشتراک دانش را آسان‎تر می‌کند.رویکرد فرآیند محور: این رویکرد شامل چگونگی پیشرفت فرآیندهای سازمانی و سلسله مراتب و فرهنگ سازمان در یادگیری است.بهتر است تمام این رویکردها را برای مدیریت دانش مؤثر در سازمان خود در نظر بگیرید.فرآیندهای اصلی مدیریت دانشفرآیندهای اصلی مدیریت دانش را می‌توان به چهار فرآیند اصلی تقسیم کرد.کسب دانشکسب دانش از طریق دارایی‌های دانشی یکی از راه‌های تولید دانش است. دارایی‌های دانشی شامل دانش محصولات جدید، دانش در مورد فنآوری جدید و اطلاعات خامی ‌است که به دانش تبدیل می‌شوند و به حل مشکلات مربوط به کسب و کار کمک می‌کنند. جمع آوری دانش بخشی اساسی از فرآیندهای مدیریت دانش است. اگر داده‌های نادرستی جمع آوری شوند، دانش حاصل از آن دقیق نیست. در نتیجه، تصمیمات نیز نادرست خواهند بود زیرا براساس عدم دانش مرتبط گرفته می‌شوند.ذخیره دانشذخیره دانش به معنای حفظ دانش موجود و همچنین دانش به دست آمده در مخزن دانش است. مخزن دانش می‌تواند یک پایگاه داده رایانه‌ای باشد که یک محدوده دانش خاصی را ذخیره می‌کند. ذخیره دانش جدید و موجود، گام مهم دیگری در روند مدیریت دانش است. دریای وسیعی از دانش غیر سازمان یافته در هر کسب و کاری وجود دارد. برای استفاده بهتر از این دانش در آینده، ذخیره و سازماندهی آن به روشی منظم ضروری است. در صورت ایجاد سیستمی که به خوبی طبقه بندی شده باشد، می‌توان ساختار سازمانی را افزایش داد و دسترسی به دانش را آسان‌تر کرد.توزیع دانشتوزیع دانش یک فرآیند مدیریت دانش است که به همۀ کارکنان یک سازمان امکان دسترسی به دانش جمعی شرکت را می‌دهد. دانش صریح و ضمنی را می‌توان از طریق اشتراک دانش در بین افراد دیگر توزیع کرد. برخی از مثال‌ها شامل ارائه سخنرانی و نوشتن مقاله تحقیقی هستند. فرآیند مبادله برای برقراری ارتباط صریح دانش بین افراد یا سازمان‌ها انجام می‌شود. حافظه سازمانی، مجموع دانش صریح و ضمنی موجود در یک سازمان است. این حافظه می‌تواند به دلیل کمبود فنآوری تبادل و توزیع اسناد از بین برود. فرآیند مدیریت دانش باید فناوری‌هایی را توسعه دهد که دانش را به خوبی توزیع کرده و در حفظ حافظه سازمانی موثر باشند.استفاده از دانشاستفاده از دانش زمانی رخ می‌دهد که دانش موجود برای انجام وظایف و تصمیم گیری‌های مهمی استفاده شود. دانش از طریق رویه و روال اعمال می‌شود. روال یا جهت، فرآیندی است که در آن شخصی که دانش را در اختیار دارد، به شخص دیگری مشاوره می‌دهد یا عمل خود را با انتقال دانش هدایت می‌کند. مانند تماس گرفتن با یک متخصص برای پرسیدن چگونگی حل مشکل خاص با ابزار یا ماشین و سپس اقدام به حل این مشکل براساس دستورالعمل‌های دریافت شده است. این کار به معنای استفاده از دانش جاسازی شده در محصولات، رویه‌ها، فرآیندها و قوانینی است که رفتارهای آینده را حکم می‌کند. استفاده از دانش یکی از مؤلفه‌های مهم فرآیند مدیریت دانش است زیرا ارزش آفرینی را تسهیل می‌بخشد.www.GazelleCG.com</description>
                <category>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</category>
                <author>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 18:59:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارکان مدیریت استراتژیک</title>
                <link>https://virgool.io/@GazelleCG/%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-jysbe6ygoduq</link>
                <description>ارکان مدیریت استراتژیککسب و کارها در محیط‌های همیشه در حال تغییری کار می‌کنند که پر از خطرات غیر قابل پیش بینی هستند. بنابراین، از مدیران انتظار می‌رود که برای پیشرفت و رونق تجارت، تعدادی از استراتژی‌های قدرتمند را ایجاد کنند. بنابراین ارکان مدیریت استراتژیک فرآیند تدوین استراتژی‌های قابل توجه توسط مدیران را ضروری می‌سازد تا عملکرد کلی سازمان افزایش یابد. اما ارکان مدیریت استراتژیک چیستند؟ برای پاسخ با غزال همراه باشید.ارکان مدیریت استراژیکمدیریت استراتژیک هنر مدیریت کارکنان به روشی است که به یک سازمان در دستیابی به اهداف کمک می‌کند. وظیفه مدیران این است که استراتژی‌های قدرتمندی ایجاد کنند و اطمینان حاصل نمایند که استراتژی‌های تدوین شده هم مؤثر و هم کارآمد هستند. با این حال، مدیری که استراتژی‌ها را تدوین می‌کند، باید شناخت کاملی از فضای سازمانی رقابتی داشته باشد تا بتواند تصمیمات درستی اتخاذ کند.اعتقاد بر این است که مدیریت استراتژیک چهار رکن اصلی دارد. این ارکان عبارتند از:تعیین اهدافاهداف سازمانی به عنوان پایه و اساس مدیریت استراتژیک عمل می‌کنند. مدیران باید هدف از تعیین استراتژی، اهداف یک سازمان یا مشکلی که باید حل شود را شناسایی کنند. هنگامی ‌که آن‌ها اهداف و مشکلات را شناسایی کردند، فقط در این صورت است که می‌توانند استراتژی را تنظیم کنند که به دستیابی به اهداف تعیین شده کمک می‌کنند. این کار ان‌ها را قادر می‌سازد تا در جهت دستیابی به نتایج خاصی تمرکز کرده و کار کنند.ارتباطاتارتباط بخشی ضروری از یک سازمان است. اگرچه استراتژی‌ها توسط مدیریت سطح بالا تدوین می‌شوند اما توسط کل سازمان اجرا خواهند شد. بنابراین، داشتن یک کانال ارتباطی مناسب بین مدیریت عالی و زیردستان ضروری است. مدیران باید استراتژی‌ها را به طور جامع برای کارکنان توضیح دهند، فقط در این صورت است که آن‌ها می‌توانند آن را به صورت بهینه اجرا کنند.اعتماداعتماد بستر هر رابطه‌ای است، خصوصاً رابطه کارکنان، مدیران میان رده و بالا! سازمانی که بتواند اعتماد به نفس بالایی در محل کار در کارکنان ایجاد کند، احتمالاً موفقیت بیشتری خواهد داشت. کارکنانی که باید استراتژی تدوین شده توسط مدیریت عالی را اجرا کنند، باید به سازمان ایمان داشته باشند. آن‌ها باید به مدیریت اعتماد کرده و فقط در این صورت استراتژی تدوین شده را به صورت بهینه اجرا می‌کنند.مسئولیتبرای کار روان و اتمام موفقیت آمیز پروژه‌ها و فرآیندها، مدیریت ارشد باید در مورد موارد مختلفی پاسخگو باشد. برای دستیابی به استراتژی تدوین شده، سطح مدیریت بالایی لازم است. این مهم در سازمانی وجود دارد که برای اجرای آن پاسخگو می‌باشد. پس از تعریف اهداف و افراد خاص، مدیریت عالی باید پاسخگو باشد تا از دستیابی به آن اهداف اطمینان حاصل کند که این امر منجر به افزایش بهره وری می‌شود.فواید ارکان مدیریت استراتژیکمدیریت استراتژیک در سازمان، اطمینان از تعیین اهداف مشترک و تمایل سایر عوامل به دستیابی به آن اهداف را تضمین می‌کند. همچنین تضمین می‌کند که سازمان نسبت به هرگونه تغییر خارجی انعطاف پذیر باقی می‌ماند. مدیریت استراتژیک از بسیاری جهات به یک سازمان برای موارد زیر کمک می کند:تصمیم گیری سریع تر و مؤثرتراستفاده از فرصت‌هاانگیزه کارکنانمقابله با تهدیدها و تبدیل آن‌ها به فرصت‌هاپیش بینی روندهای احتمالی بازاربهبود عملکرد کلیکلام آخرارکان مدیریت استراتژیک ساختار کلی فرآیند مدیریت کارکنان و استراتژی‌ها حاکم بر سازمان را مشخص می‌کند. این مهم به مدیران کمک می‌کند تا بتوانند محیط کاری پویا و با انگیزه‌ای را ایجاد کنند تا یک به یک به اهداف تجاری خود برسند. هر مدیر میان رده یا بالا رده نیاز به شناخت ارکان برنامه ریزی و مدیریت استراتژی دارد تا بتواند سازمان را به موفقیت و پیشرفت سوق دهد.www.GazelleCG.com</description>
                <category>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</category>
                <author>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 18:55:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلوغ سازمانی کارکنان چطور به موفقیت سازمان منجر می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@GazelleCG/%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%BA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-tjrasigfnvtq</link>
                <description>بلوغ سازمانی کارکنان چطور به موفقیت سازمان منجر می شود؟با توجه به وابستگی خطی و مستقیم موفقیت پروژه های سازمانی به کارکنان و منابع انسانی آن، عجیب نیست که موفقیت سازمان به بلوغ سازمانی کارکنان مرتبط باشد. هر اندازه که فعالیت های کارکنان در مسیر درست خود قرار گرفته و به استانداردها و سطح مطلوب نزدیک تر باشد، می توان انتظار داشت که برآورد پروژه ها و اهداف سازمانی نیز منطقی تر و نزدیک تر به قله پیش برود.در ادامه می بینیم که بلوغ سازمانی کارکنان چطور به موفقیت سازمان منجر می شود.تاثیر بلوغ سازمانی کارکنانبلوغ سازمانی کارکنان و افزایش بهره وریافزایش بهره وری نتیجه مستقیم بلوغ سازمانی کارکنان بوده و بدیهی است که به این شکل می توان نتایج به مراتب سازنده تر و نزدیک تر به اهداف تعریف شده را به دست آورد. به واقع تمام تلاش هایی که جهت ارتقا سطح توانمندی و کارایی کارکنان و تیم ها گرفته می شود به منظور رسیدن به بهره وری بالاتر و نیل به هدف های کوتاه مدت و دراز مدت تعریف شده است.کاهش ضریب خطابلوغ سازمانی به صورت مستقیم به کاهش ضریب خطا و بالا رفتن دقت عملکرد منجر می شود. این چیزی است که موجب می شود تا عملکرد تیم های مختلف در جای خود بهبود یافته و هر یک از نیروهای سازمانی بتواند وظایف محول شده به خود را با ضریب خطای کمتری به نتیجه برساند. هر آن قدر که ارتقای سطح توانمندی، دانش و هماهنگی نیروهای منابع انسانی بالاتر رفته باشد، این ضریب خطا کاهش بیشتری پیدا کرده و در پیشبرد اهداف سازمانی موثرتر خواهد بود.بلوغ سازمانی کارکنان و کاهش هدررفت سرمایهدر صورتی که منابع انسانی سازمان از سطح استاندارد بلوغ سازمانی فاصله معنی داری داشته باشند، با ضریبی از هدررفت سرمایه جاری سازمان روبرو خواهیم بود. اشتباهات و خطاهای انسانی، تلف کردن زمان و به هر شکلی دور شدن از اهداف تعریف شده در زمان های مشخص، موجب هدررفت سرمایه خواهد شد. این به مرور به بدنه اصلی سازمان ضربه وارد کرده و از بنیه مالی آن کم خواهد کرد.افزایش سرعت در پیشبردبدیهی است که بلوغ سازمانی کارکنان می تواند به افزایش سرعت در پیشبرد اهداف پروژه های سازمانی کمک کند. هر آن قدر که این رده بندی بیشتر به سطح استانداردها نزدیک باشد، سرعت عملکرد بالاتر خواهد رفت. ارتقای قابلیت های کارکنان سازمانی، تحول قابل ملاحظه ای در سرعت عملکرد کل سازمان به وجود آورده و ضمن بهبود انگیزش، سازماندهی، توسعه و نگهداری منابع انسانی، بدنه اصلی سازمان را نیز موثرتر به حرکت وامی دارد.کلام آخردر بالا تعدادی از نتایج بلوغ سازمانی کارکنان و اثرگذاری آن در موفقیت سازمان را دنبال کردیم. شما چه موارد دیگری را می شناسید که در بالا به آن ها اشاره نشده باشد؟ این موارد را با ما و دیگر کاربران وبلاگ مشاوره مدیریت غزال در میان بگذارید.www.GazellecgCG.com</description>
                <category>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</category>
                <author>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 18:51:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۴ راهکار مدیریتی در دوران افت فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@GazelleCG/%DB%B4-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-vukb33ff7uzm</link>
                <description>۴ راهکار مدیریتی در دوران افت فروشدر اغلب مواقع ما به عنوان مدیران فروش، احساس می کنیم که برای انجام هر کاری آماده هستیم. تیم فروش به درستی چیده شده و استراتژی های فروش سازمانی در خصوص گروه مختلف محصولات، پیاده سازی شده اند؛ اما حتی خوش بین ترین مدیران فروش نیز نمی توانند بر این تصور باشند که همیشه اوضاع به همین شکل عالی پیش خواهد رفت و افت فروش اتفاق نمی افتد. یک بحران می تواند در هر زمان تیم فروش شما را تحت تأثیر قرار دهد. ممکن است یکی از اعضای تیم خود را از دست بدهید. شما ممکن است اجازه دهید یک بخش بزرگ از بازار و حتی بخشی کوچکی از آن، از دست برود. ممکن است به طور غیرمنتظره اهداف سه ماهه خود را از دست بدهید. اگر فقط برای یک سناریوی ایده آل برنامه ریزی کنید، تنها به وحشت، فشار و استرس تیم خود به این مشکلات غیر منتظره اضافه خواهید کرد.جالب است بدانید یک مطالعه گزارش می دهد که بیش از سه چهارم اعضای هیئت مدیره معتقدند که اگر فردا بحرانی رخ دهد، شرکت های آنها پاسخ موثری می دهند. مشاوره مدیریت در این شرایط می تواند به مدیریت کلان سازمان یا مدیریت فروش در عبور از شرایط افت فروش کمک کند.اما دو نتیجه هشدار دهنده وجود دارد که هر مدیر فروش باید در نظر بگیرد:فقط ۴۹٪ از اعضای هیئت مدیره می گویند که شرکت های آنها برای شناسایی مشکلات پیش رو دارای نظارت یا ارتباطات داخلی هستند.تنها ۴۹٪ می گویند که شرکت های آنها برای سناریوهای احتمالی بحران برنامه های عملیاتی دارند.وقتی اوقات سخت فرا می رسد، تیم شما رشد می کند یا فروپاشی می شود – و این تا حد زیادی به شیوه هدایت شما بستگی دارد.به یاد داشته باشید که توانمند سازی و حمایت از تیم خود در شرایط بحرانی به مقاومت فروشندگان، بیشتر از هر زمان دیگری کمک می کند.انواع بحرانی که باید برای آنها برنامه ریزی کنیدبه عنوان یک مدیر فروش سازمانی، انواع مختلفی از بحران ها وجود دارد که می تواند هر یک از آن ها در دوره ای پیش بیاید. آنها همچنین می توانند در هر لحظه، اغلب و بدون هشدار، به شما و تیم شما ضربه بزنند و شما و البته سازمان را مجبور به کنار آمدن با فشارهای سبک تا سنگین کنند.بحران های مختلفی ممکن است در فرآیند فروش رخ دهد:شما یک مشتری بزرگ و عمده خود را از دست می دهید، حتی چند مشتری!بحران اقتصادی کلی در کشور یا جهان رخ می دهد.شرکای تجاری شما با مشکلاتی روبرو می شوند.نارضایتی عمومی نسبت به محصولات شما در بازار شکل می گیرد.و …بهترین پاسخ مدیریتی نسبت به افت فروش۱. در دوران افت فروش باید شفاف باشید، اما روحیه تیم را از بین نبریدهنگامی که بحران به تیم فروش شما برخورد کرد، سعی نکنید بحران را برای خود نگه دارید. از این بدتر، فقط به صورت پراکنده اطلاعات را به اشتراک نگذارید و اعضای تیم خود را با تلاش برای مدیریت مرحله ای یک وضعیت، فریب ندهید.در عین حال، اغراق نکنید و وحشت غیر ضروری را برنیانگیزید.بهترین کاری که می توانید انجام دهید چیست؟ درباره آنچه در تیم شما می گذرد، شفاف و باز باشید.پیامدهای یک بحران می تواند از خفیف تا شدید متفاوت باشد. احتمال زیادی وجود دارد که بر حجم کار، گردش کار، بهره وری و روحیه تیم شما تأثیر بگذارد. با اطمینان از اینکه همه اطلاعات تیم شما در یک مکان قرار دارد و برای همه قابل دسترسی است، می توانید این روند را بدون مشکلات بیشتر پیش ببرید. CRM مناسب می تواند این اشتراک اطلاعات را مستقیم و ساده کند.۲. از تیم خود ایده بگیریدگام بعدی برای اطمینان از اینکه همه اعضای تیم شما می توانند آزادانه به اطلاعات مورد نیاز برای درک و مقابله با بحران فروش دسترسی پیدا کنند ، توانمند سازی آنها برای کمک به راه حل است.همه اعضای تیم فروش شما بی نظیر هستند. شما آنها را استخدام کرده اید زیرا آنها ترکیبی از ویژگی ها و مهارت های منحصر به فرد را به تیم وارد کرده اند.آنها همچنین تجربیات نقش های گذشته و منحصر به خودشان را به ارمغان می آورند. درخواست ورودی از هر یک از اعضای تیم شما احتمالاً ایده هایی را به همراه خواهد آورد که هرگز فکرش را نمی کردید. تلاش ویژه ای داشته باشید تا تیم خود را در بالاترین سطح انرژی در این بحران قرار دهید و از آنها ایده، افکار و بازخورد بخواهید. آنها را در مسیر رسیدن به راه حل مشارکت دهید. بدین صورت افراد علاوه بر اینکه کنترل بیشتری بر اوضاع خواهند داشت و اعتماد به نفس آنها بیشتر می شود، همچنین باعث تقویت تیم و روابط بین فردی بین اعضای آن خواهد شد.بر آنچه می توانید کنترل کنید تمرکز کنید، نه آنچه نمی توانید.اگر این بحران فقط از نوع فروش است، مانند یک معامله ناموفق، مشتری یا مجموعه ای از اهداف از دست رفته، در مقابل اصرار برای تحت فشار قرار دادن تیم خود برای تعقیب هر معامله خارج از آن بدون توجه به صلاحیت مقاومت کنید. در عوض، آنها را در برداشتن قدمی برای سر و سامان دادن به خط فروش خود حمایت کنید. این زمان ایده آل برای آنها است که به روابط قوی با مشتری با عنوان فرصت هایی برای افزایش و پیگیری منبع جدید نگاه کنند.درصورتی که فعالیت های فروش بدون توجه به شرایط بحرانی ادامه داشته باشند، برای ادامه کار وقت بگذارید تا با تیم خود یک هماهنگی مجدد در برنامه ها و چشم اندازها داشته باشید. با این حال، اگر فروش متوقف است، فرصتی مناسب برای تمرکز روی آموزش تیم خود است.۳. به آنچه اتفاق افتاده است بپردازیدبحران تمام شده است. شاید یکی از اعضای تیم، شرکت را ترک کرده باشد. تغییراتی رخ داده است که ممکن است طولانی مدت یا حتی دائمی باشد. سازمان سود دوره ای را از دست داده یا در بخش هایی متضرر شده است؛ اکنون باید این موارد را ارزیابی کرده و نتایج را به دست بیاورید.ابتدا وقت بگذارید و اتفاقات رخ داده ، اقداماتی را که انجام داده اید و عواقب پس از آن را مرور کنید. دقیقاً مانند اوایل ، احتمالاً تیم شما درباره وقایع رخ داده سوال خواهد کرد. اگر مجبور باشید یکی از اعضای تیم خود را اخراج کنید ، ممکن است آنها امنیت شغلی خود را زیر سوال ببرند. اگر بودجه شما به نصف کاهش یابد، آنها در مورد تأثیر آن بر نقش و آموزش خود تعجب می کنند پس هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید.۴. پس از سپری کردن دوران افت فروش باید دوباره بر روی اهداف، پروژه ها و ارزش های سازمان تمرکز کنیدیک بحران فروش ممکن است تیم شما را خسته و بدون روحیه کند و باید پس از بازگشت همه چیز به حالت عادی، وظایف آنها را دوباره در مدار طبیعی قرار دهید. سپس زمان آن فرا رسیده است که اهداف جدیدی را بر اساس نتایج بحران تعیین کنیم. از آنجا که ممکن است این بحران در اندازه تیم شما تأثیر داشته باشد ، تعیین اهداف بر این اساس مهم است. از روش SMART استفاده کرده و با تعیین اهداف کوچکتر، اهداف بزرگتر را قابل دستیابی کنید – در صورت انجام این کار، از فروش شما استقبال بیشتری می شود!کلام آخربحران های مختلفی در سازمان های کوچک، متوسط و بزرگ رخ می دهند که برخی از آن ها کاملا از حیطه اختیارات داخلی سازمان خارج بوده و به مسائل اقتصادی کلان مربوط می شوند. اهمیت زیادی دارد که راهکارهای عمده مدیریتی در دوران افت فروش را در نظر داشته و به موقع آن ها را با ظرافت پیاده سازی کنید.www.GazelleCG.com</description>
                <category>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</category>
                <author>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 18:41:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@GazelleCG/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nmdlbekxigob</link>
                <description>مدیریت و اداره کسب و کارها کار آسانی نیست! این کار به تجربه و مراقبت مداوم ‌نیاز دارد. کسب و کار خود را مانند اتومبیلی تصور کنید که دارای چندین قسمت است. هر قسمت باید با هم کار کنند تا خودرو (کسب و کار) را به جایی که می‌خواهید هدایت کنند. فرآیندها موتور کسب و کار شما هستند. مدیریت فرآیند کسب و کار به این معناست که شما چگونه فرآیندها را به طور مؤثری مدیریت کنید تا با خودروی خود سفری روان و سریع به سمت اهداف داشته باشید؛ با غزال همراه باشید.مدیریت فرآیند کسب و کار چیست؟مدیریت فرآیند کسب و کار (Business Process Management)، مجموعه مهارت‌ها و روش‌هایی است که سازمان‌ها برای بررسی و بهینه کردن فرآیندها استفاده می‌کنند. فرآیندها، دارایی‌های استراتژیک و عملیاتی هستند که باید جهت ایجاد ارزش پایدار برای سازمان، درک و مدیریت شوند این مهم بدون مدیریت صحیح باعث هرج و مرج می‌شود.مدیریت فرآیند کسب و کار، فرآیندهای کاری سازمان‌ را قادر می‌سازد تا روش‌های مداومی برای انجام بهتر کار طراحی کنند که بتواند برای دستیابی به اهداف سازمان بهینه شود. مدیریت فرآیندها اغلب برای بهبود فرآیندهای کاری از منظر کشف و تجزیه و تحلیل امور، مدل سازی و اندازه گیری، نحوه عملکرد و بهبود فرآیندها از طریق بهینه سازی و فعالیت‌های اتوماسیون، در نظر گرفته می‌شود.اهمیت سیستم های مدیریت فرآیند کسب و کاربه نظر می‌رسد سازمان‌ها به دلایل مختلف به مدیریت فرآیند کسب و کار نیاز دارند. این دلایل عبارتند از:بهره وری بالا: مدیریت فرآیندها، اتوماسیون گردش کارهای قابل تکرار را تسهیل می‌بخشد. این مهم تنگناها را برطرف می‌کند، مراحل زائد را از بین می‌برد و بهره وری را افزایش می‌دهد.بهبود چابکی: مدیریت فرآیند کسب و کار به یک سازمان قدرت می‌دهد تا در بازاری رقابتی حضور پیدا کند. از طریق اجرای مدیریت فرآیندها می‌توان به سرعت خود را با تغییرات تطبیق داده، پیشرفت کرده و جلو رفت.کاهش هزینه‌ها: با ساده سازی فرآیندها، سازمان می‌تواند در هزینه‌های عملیاتی خود صرفه جویی کند.سود بیشتر: مدیریت فرآیندها این امکان را برای سازمان فراهم می‌کند که وقت بیشتری را برای سایر فعالیت‌های تولیدی صرف کنند. این کار به درآمد بیشتر و کاهش ضایعات کمک می‌کند.کنترل و نظارت بهینه: مدیریت فرایند کسب و کار به شما این امکان را می‌دهد تا فرآیندها را همانطور که می‌خواهید نظارت و کنترل کنید. این مهم منجر به دید بهتر می‌شود و امکان شناسایی و رفع گلوگاه‌ها را فراهم می‌کند.نیروی کار شادتر: با داشتن وظایف خودکار، فرآیندها ساده‌تر و دسترسی‌ها به اطلاعات راحت‌تر شده‌اند، کارکنان اکنون نسبت به انجام وظایف خود خوشحال‌تر خواهند بود.کاهش تقلب: این رشته از مدیریت باعث افزایش طراحی، اجرا و نظارت بر فرآیندها می‌شود. این امر خطر تقلب را کاهش خواهد داد.انوع سیستم های مدیریت فرآیند کسب و کارمدیریت فرآیندها به اشکال مختلفی کار می‌کند. برخی از فرآیندها می‌توانند کاملاً خودکار باشند، برخی دیگر برای تصمیم گیری به کمک انسان نیاز دارند. همۀ سازمان‌ها به هر سه نوع مدیریت فرآیند کسب و کارها نیاز دارند که به شرح زیر هستند:۱- سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار سند محوردر یک مدیریت فرآیند سند محور، کل فرآیند با یک سند خاص در هسته اصلی آن ساخته می‌شود. هدف از این فرآیند، ارسال سند به چندین تأیید کننده در گردش کار و تأیید آن است. سند محور بودن مدیریت فرآیندها، نیاز به ارسال اسناد از طریق پست را کاهش می‌دهد. شما می‌توانید به از بین رفتن سند در میان بسیاری از پرونده‌ها جلوگیری کنید.مثال از مدیریت فرآیندهای سند محورفرآیند تصویب بودجه، نوعی مدیریت فرآیند کسب و کار سند محور است. کاربر یک فرم را با تمام جزئیات مربوط به درخواست بودجه پر کرده و آن را برای فرد بعدی در گردش کار ارسال می‌کند. بر اساس مبلغ درخواستی، موارد موجود در بودجه یا هر شرط دیگری، فرآیند تأیید به مرجع تعیین شده اختصاص می‌یابد.۲- سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار انسان محوردر یک فرایند انسان محور، بیشتر کارهای سنگین توسط انسان انجام می‌شود. تصمیمات توسط انسان‌ها گرفته می‌شوند تا آنها تصمیم بگیرند که پس از هر مرحله از روند، چه اتفاقی بیفتد. اتوماسیون در اینجا محدود است! یک سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار انسان محور، به عنوان سیستمی «انسان دوستانه» طراحی شده است. این یک رابط بصری برای کمک به کارکنان در درک روند کار و مدیریت راحت آن است. شما باید توجه بیشتری به فرآیندهای انسان محور داشته باشید زیرا آن‌ها مستقیماً بر کارکنان و مشتریان تأثیر می‌گذارند.مثال از مدیریت فرآیندهای انسان محوربهترین نمونه از مدیریت فرآیندهای انسان محور، فرایند استخدام در سازمان است. یک مدیر بخش به یک فرد نیاز دارد و از مدیر خود برای استخدام او درخواست می‌کند. مدیر درخواست را بررسی کرده و آن را به بخش منابع انسانی منتقل می‌کند. یک مدیر منابع انسانی بر اساس معیارهای از پیش تعیین شده شروع به غربالگری نامزدهای شغلی می‌کند.۳- سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار ادغام محوردر یک فرآیند ادغام محور، تمرکز بر ایجاد یک جریان روان از داده‌ها بین شبکه ابزارهای نرم افزاری است. این مرکز عمدتاً حول یکپارچه سازی سیستم‌های نرم افزاری مختلف انجام می‌شود. مجموعه‌ای خودکار و یکپارچه از ابزارها به معنای کار انسانی کمتر و بهره وری بیشتر است.مثال از مدیریت فرآیندهای ادغام محورمتداول‌ترین نمونه فرآیند یکپارچه سازی مرکزی، سیستم به کار رفته در بازاریابی و فروش است. فروش یک محصول به یک بخش بازاریابی قوی نیاز دارد. یک کمپین بازاریابی در یک ابزار مارکتینگ آغاز می‌شود و سپس منبع در یک ابزار تجزیه و تحلیل ردیابی شده و در سی آر اِم (CRM) با اطلاعات دقیق ذخیره می‌شود. تیم فروش از این اطلاعات برای جذب سرنخ و تبدیل آن‌ها به مشتری استفاده می‌کند.مراحل اصلی چرخه عمر مدیریت فرآیند کسب و کارمدیریت فرآیندها در یک دنباله از مراحل، تشکیل یک چرخه عمر را می‌دهند. نحوه کارکرد چرخه عمر به شرح زیر است:طرح: فرآیندی را انتخاب و طراحی کرده و مراحل گردش کار را تعریف کنید. ذینفعان پروژه را برای هر مرحله تعیین کنید.مدل: طراحی را به سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار منتقل کرده و فرآیند را مدلسازی کنید. این مهم باید یک تصویر واضح از هر مرحله و شرایط به ذینفعان ارائه دهد.اجرا: فرآیند را در زمان مورد نظر خود اجرا کنید. کارکنان را در مورد نحوه روند کار جدید و وظایفی که دارند آموزش دهید.نظارت: معیارهای مناسب را برای ردیابی و نظارت بر روند را شناسایی کنید. در فواصل منظم آنالیز کاملی انجام دهید.بهینه سازی: از خروجی آنالیز برای بهبود عملکرد فرآیند استفاده کنید. دائماً فرآیند را بهینه سازی کرده تا بهترین بازده را ارائه دهید.www.GazelleCG.com</description>
                <category>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</category>
                <author>گروه مشاوران توسعه مدیریت و فناوری غزال</author>
                <pubDate>Mon, 08 Mar 2021 16:31:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>