<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رحیم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Giloobam</link>
        <description>بِدَویم؛ تا دیر نشده!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 16:25:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3499396/avatar/PAsUWH.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رحیم</title>
            <link>https://virgool.io/@Giloobam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>التماس تفکر! (۲)</title>
                <link>https://virgool.io/Maghzing/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DB%B2-awp6q1llr7qj</link>
                <description>درست است که خیلی از ما از مسائل اقتصادی و سیاسی سر در نمی‌آوریم؛ جدای از اینکه این بد است و باید تا جای ممکن برویم و مطالعه کنیم و سر در بیاوریم، گاهی اوقات از بعضی افراد استدلال‌هایی می‌شنویم که شاخ در می‌آوریم! و بر خلاف آنچه که دوست داریم درباره خودمان بگوییم، همه ما تا حدی درگیر چنین خطاهای فکری‌ای هستیم. اما نکته این‌جا ست که ما تا جای خوبی می‌دانیم که چطوری باید فکر کنیم و چه استدلال‌هایی اشتباه است و چه روش‌هایی غلط‌، آنچنان که احتمالا در این پست چیز جدیدی یاد نخواهید گرفت و با خواندن حرف‌های من خواهید گفت خسته نباشی، این‌ها را که خودم می‌دانستم؛ حال آنکه انسان فراموش‌کار است و نیاز به یادآوری دارد. به هر حال دانستن هم مراتبی دارد، برای به کار بستن بعضی نکات، فقط دانستن آن‌ها کافی نیست. باید به قدری برشان تسلط داشته‌باشیم و ملکه ذهن‌مان باشند که تا می‌خواهیم اشتباهی بکنیم ناگهان آن‌ها را به ذهن بیاوریم تا از بروز اشتباه پیشگیری کنند. لذا در این‌جا سعی کرده‌ام اشتباهاتی که برخی در فکر‌هایشان دارند را فهرست کنم؛ باشد که اگر کسی دچار این مشکلات است، زودتر به خودش بیاید.۱- همه چیز اینقدر ساده نیست!شاید در فیزیک شما صرفا با چند جسم و نیرو و اتم و جاذبه و دافعه و نسبیت عام و خاص و موج سر و کار داشته‌باشید و با مدل‌سازی، بتوانید از مقاومت هوا و اصطکاک صرف نظر کنید و همه چیز را در حالت ایده‌آل ببینید، اما در سیاست، شما با انسان سر و کار دارید؛ انسانی که آنقدر جوانب مختلف و دور از ذهن دارد که به راحتی نمی‌توان این نوع مدل‌سازی را برای علوم انسانی به کار برد. بعضی‌ها فکر می‌کنند سیاست مثل فیزیک است، تا یک پدیده را می‌بینند، به راحتی اولین نتیجه‌ای را می‌گیرند که به ذهنشان می‌رسد (هر چند فیزیک‌دان‌ها هم چنین کاری نمی‌کنند!) و یک جوری هم کله‌شان را کج می‌کنند و تن صدایشان را پایین می‌آورند که انگار از اسرار مگوی مملکت باخبرند، در حالی که آن‌چه می‌گویند چیزی جز یک برداشت سطحی نیست. برادر من، کمی فکر کن، اولین چیزی که به ذهنت می‌رسد را به زبان نیاور، و با شنیدن دوتا تحلیل و خبر فکر نکن همه چیز را می‌دانی و دیگر لازم نیست سراغ پیدا کردن اطلاعات بروی. همه چیز را اینقدر ساده نکن، هر چند مجبور باشی کمی بیشتر فکر کنی.۲- حقیقت لزوما آن نیست که تو دوست داری!بعضی دیگر بر اساس علایق شخصی و نظرات دوستان و چیزهایی که در رسانه‌ها دیده‌اند و تعصبات‌شان نتیجه‌گیری می‌کنند و سپس برای نتیجه‌ی خودشان توجیه می‌یابند؛ این گونه افراد مسیر دستیابی به نتیجه درست را برعکس رفته‌اند. باید با چه زبانی بگوییم که حقیقت آن چیزی ست که هست؛ نه آن چیزی که تو دوست داری! برای چنین افرادی، گوشی نداشتن مردم در زمان پهلوی علت فحش دادن به شاه است؛ یک غلط املایی در نامه‌ای رسمی، نشانه‌ی ناکارآمدی نظام؛ و چهارتا اشتباه لپی روسای جمهور و مسئولان، دلیل بی‌کفایتی‌شان! به نظر من بد دفاع کردن از یک نظر، آوردن استدلال‌های اشتباه برای یک نظر، بیشتر به آن نظر ضرر می‌رساند تا اینکه بخواهی به آن حمله کنی؛ لذا اگر اطلاعات کافی در یک زمینه ندارید و بر اساس علایق شخصی می‌خواهید از یک تصمیم حمایت کنید، لطفا برای جلوگیری از ضربه خوردن آن هم که شده، ایده نو و ارزشمند (!) خود را نزد خود نگاه دارید و دائم مواظبش باشید تا کسی آن را ندزدد و به اسم خودش ثبت نکند!۳- همه چیز که خنده‌دار نیست!بعضی‌ها همه چیز را به شوخی می‌گیرند. فرقی ندارد جرز دیوار باشد، کسی باشد که حرف سین را جور خاصی تلفظ می‌کند، قطعی برق یا زمین خوردن یک نفر؛ این افراد تصور می‌کنند بسیار باهوش و بامزه هستند فلذا به خودشان اجازه می‌دهند که به همه چیز- از جمله سیاست- به دیده شوخی نگاه کنند. این اشکالی ندارد که یک نفر حرف‌های جدی و واقعی خود را گاهی به شوخی بیان کند تا زهرشان را بگیرد یا تاثیرگذارترشان کند؛ اما مشکل اینجا ست که بعضی افراد فکر کردن خارج از شوخی و مسخره‌بازی را فراموش کرده‌اند! چنین افرادی در هر گزاره، اتفاق و حادثه‌ای به دنبال یک تناقض‌ند تا یک نکته بی‌مزه بیابند و با بیان آن، چهارتا آدم بی‌مزه مثل خودشان را به خنده بیندازند و تایید آن‌ها را جلب کنند، به عبارت دیگر آن‌ها بیشتر برای دوستان‌شان دلقک محسوب می‌شوند تا دوست. این جمله بدیهی چیزی ست که دوست دارم خطاب به آن‌ها بگویم:شوخی کردن و خندیدن هدف زندگی نیست؛ باید به دنبال حقایق بروید، نه چیزهای بامزه!۴- تو یکی نه‌ای هزاری!ما عاشق فرافکنی هستیم. گله و شکایت می‌کنیم، غر می‌زنیم و حس می‌کنیم که آگاهیم و سهم خودمان را ادا کرده‌ایم. نارضایتی انگار جای عمل را برای ما گرفته و ذهن ما را فریب داده که «آفرین! تو یک انسان دغدغه‌مندی!» اما قطعا نارضایتی برای حل مشکلات کافی نیست. تا مشکلی را می‌بینیم، به جای این که برای حلش اقدام کنیم، می‌گوییم «چرا دولت به اینجا رسیدگی نمی‌کند؟ اه!» یا «چرا اینقدر مردم ما بی‌فرهنگند؟ اه!» و با یادآوری این که مسئولیت درست کردن این مشکل بر عهده ما نیست، بی‌عملی خود را توجیه می‌کنیم. اما بیایید با خودمان روراست باشیم. ما اگر با دولت و فرهنگ و غیره‌مان هم لج داشته‌باشیم، با خودمان و هم‌وطنانمان که لج نداریم! نباید تصور کنیم که دری به تخته خواهد خورد و همه چیز درست خواهد شد و ما به سمت پیشرفت خواهیم رفت، بدون این‌که خودمان کاری بکنیم. وقتی مثلا دولت در جایی کم‌کاری کرده، این کم‌کاری که به ضرر دولت نیست، به ضرر خود ما ست. اگر مشکل از دولت است، خب یک کاری کنیم که حل شود. به هر حال واقع‌بینی خوب است ولی نه در حدی که به ناامیدی صددرصدی تبدیل شود. شاید باز می‌خواهید بگویید که من تنها که کاری نمی‌توانم بکنم، اما همین استدلال است که در ذهن هزاران نفر دیگر هم ایجاد می‌شود و موجب می‌شود که هیچ کسی حرکت نکند و شرایط همین‌جور که هست باقی بماند، ضمن اینکه گاهی کارهای کوچک، نتایج بزرگی به دنبال خواهند داشت. به نظرم همه ما باید تا جایی که می‌توانیم حرکتی برای بهبود این جهان انجام دهیم، و بدانیم که بد بودن شرایط به ضرر هیچ کس نیست جز ما و هموطنان‌مان، و وقتی که چیزی اشتباه است، اگر کاری نکنیم، اشتباه می‌ماند.تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آیدتو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز! (مولوی)متاسفانه بلد نیستم عکس خوب انتخاب کنم...خودمان را گول نزنیم و اشتباهاتمان را بپذیریم. از حقایق فرار نکنیم، هر چند ترسناک باشند!لطفا اگر مورد دیگری شبیه موارد قبلی به ذهنتان می‌رسد، ما را هم از تفکرات ارزشمندتان مستفید و مستفیض کنید!پست پیشین:https://virgool.io/Titab007/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-nnsc9cwpvvajمطلب قبلی در این انتشارات:https://virgool.io/Maghzing/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-ltme5rnvaawd</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Tue, 14 Oct 2025 17:24:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین کتاب‌هایی که تابحال خوانده‌ام...</title>
                <link>https://virgool.io/Titab007/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-nnsc9cwpvvaj</link>
                <description>به نام خدا. سلام بر شما.فکر می‌کنم عنوان اونقدر گویا هست که نیاز به توضیح اضافه نباشه. فقط این رو بگم که این کتاب‌هایی که اینجا قراره معرفی کنم، کتاب‌هایی‌ان که برای تفریح و استراحت و اینجور چیزها باید بخونیدشون؛ کتاب‌هایی که برای آموزش دادن چیزی نوشته‌شدن توی این پست معرفی نمی‌شن. دیگه به نظرم نیازی به مقدمه نیست و باید مستقیم بریم سراغ کتاب‌ها:۱- آبنبات هل‌دار (و شرکا)نویسنده: مهرداد صدقیاین مورد رو احتمالا اسمش رو زیاد شنیدین، توی همین ویرگول هم من سه‌چهارتا پست در موردش دیدم. این کتاب روایتیه از زندگی روزمره پسری تقریبا ۱۰ ساله به نام «محسن» که در دهه شصت، در بجنورد زندگی می‌کنه، و یه سری اتفاقاتی که براش می‌افته. نویسنده برای تولید خنده برای مخاطب، سراغ اتفاقات خیلی ساده‌ای رفته که در زندگی همه‌‌مون می‌افتن؛ از افکار بامزه‌ای که به ذهنمون می‌آد تا لطیفه‌هایی که برای هم تعریف می‌کنیم و اتفاقات خنده‌داری که برامون می‌افته و برداشت‌هایی که از اون‌ها می‌کنیم و ... و سراغ ایجاد موقعیت‌های عجیب و غریبی که بعضا کتاب‌های (مثلا) طنز ازش استفاده می‌کنن نرفته. به همین دلیله که این کتاب در عین این‌که هر چند صفحه یه بار شما رو وادار به لبخند زدن می‌کنه، دل رو نمی‌زنه. دو ویژگی خیلی مهم و مثبت این کتاب به نظرم شخصیت‌پردازی بسیار خوب، و باورپذیریشه. صداقت و سادگی شخصیت اصلی رو می‌تونید با خوندن متن کاملا حس کنین. حس می‌کنین واقعا یکی نشسته جلوی شما و داره براتون خاطراتش رو تعریف می‌کنه. و راوی اول‌شخص هم خیلی نکته‌ی مثبتیه، البته این به سلیقه من هم برمیگرده. از اون طرف لحن و زبان نویسنده هم لحن هوشمندانه و بالغیه و کاملا روان و خوش‌خوان نوشته‌شده. در ۴ جلد بعدی (آبنبات.(پسته‌ای + دارچینی + نارگیلی + لیمویی)) هم زندگی محسن تا بیست و چند سالگیش ادامه پیدا می‌کنه و در کل می‌تونین تا چند وقت اوقات فراغتتون رو بهشون اختصاص بدین، البته اگه گیرشون بیارین. یه نکته مثبت دیگه که این آخر باید بهش اشاره کنم اینه که یه گره اصلی و بزرگ داره، یعنی شما یه انگیزه‌ای داری که به خاطرش داستان رو ادامه بدی، هر چند همیشه درباره اون گره اصلی نباشه.عکس از ایران‌کتاب (به شماره چاپ دقت کنید!)۲- قصه‌های امیرعلی (۴ جلد)نویسنده: امیرعلی نبویانایشون خوشبختانه بر خلاف مورد قبلی ۴ جلد کتابش رو مثل آدم نامگذاری کرده! جلد ۱، ۲، ۳ و ۴. این کتاب مجموعه تعدادی قصه چهار- پنج صفحه‌ای طنزه که قبلا توی برنامه‌ی رادیو هفت خونده می‌شد. شخصیت اصلی و راوی اول‌شخص داستان- امیرعلی- پسری بیست و چندساله ست. نوع طنز داستان تقریبا مشابه نوع طنز کتاب قبله، بعلاوه بازی‌هایی که نویسنده با کلمات قلنبه و سلنبه می‌کنه، توی این کتاب یه کم تمرکز روی طنز بیشتره. داستان‌ها هم مثل کتاب قبل، اتفاقات عادی و روزمره‌ان که برای شخصیت اصلی می‌افتن. در کل اگه از کتاب قبل خوشتون اومده این رو هم بخونین و بالعکس. باز هم مثل کتاب قبل سادگی و شخصیت‌پردازی ویژگی‌های اصلی کتاب هستن، بعلاوه توانایی بالای نبویان در استفاده از کلمات. اگر از پست‌های خانم سهیلا رجایی در ویرگول خوشتون می‌آد، می‌تونید یه چیزی شبیه به این نوع نوشته رو- احتمالا با سطحی بالاتر- در این کتاب بیابید.۳- شازده حمام (زیاد جلد)!نویسنده: محمدحسین پاپلی یزدیمن جلد اول و دوم این کتاب رو توی این پست معرفی کردم و دیگه دوباره نوشتنش دوباره‌کاری میشه (نه بابا! چشم بسته غیب گفتم!)https://virgool.io/@Giloobam/%D9%87%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%DA%A9%D8%B2-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%AF-ua2agvyrsfgs۴ و ۵- «جانستان، کابلستان» و «نیم‌دانگ پیونگ‌یانگ»نویسنده: رضا امیرخانیحقیقتا چون این دوتا رو قدیم‌ترها خونده‌بودم دقیق یادم نمی‌آد چجوری بودن ولی باز هم راوی اول‌شخص و سادگیشون، مهمترین دلایل حضور اونها توی این لیستن. یکی‌شون سفرنامه افغانستانه و یکی هم سفرنامه کره‌ی شمالی، که هر کدوم به نوبه خودشون می‌تونن خیلی جذاب باشن. و البته این کتاب‌ها علاوه بر لذت‌بخش بودن اطلاعات خوبی رو هم به مخاطب می‌دن که می‌تونه مفید باشه، مخصوصا درباره افغانستان. و با توجه به این چند دقیقه پستی که الان خوندین احتمالا تونسته‌باشین یه مدلی از سلیقه من تو ذهنتون بسازین؛ این دو کتاب هم از بعضی جهات مثل قبلی‌هان.۶- خوشه‌های خشمنویسنده: جان اشتاین بکو در پایان می‌رسیم به تک‌کتاب خارجی این لیست، که من رو که معمولا از کتاب‌های خارجی خوشم نمیاد مجذوب خودش کرد. کتاب روایتگر یه برهه از زندگی یه خانواده توی آمریکاس که به خاطر ظهور ماشین‌آلات کشاورزی از کار بی‌کار شدن و مثل بسیاری از خانواده‌های مشابه، مهاجرت به ایالت‌های دیگه رو در پیش گرفتن تا بلکه بتونن کار پیدا کنن. یه کتاب از ژانر اجتماعی که بر خلاف قبلی‌ها از دید راوی سوم‌شخص نوشته‌شده. این رو هم چون خیلی وقت پیش خوندم نمی‌تونم دقیق معرفیش کنم، ولی خوندنش رو بهتون توصیه می‌کنم.خب، امیدوارم که این لیست برای شما مفید واقع شده‌باشه و کتاب‌ها رو بخونین و ازشون لذت ببرین. این لیست بیشتر جنبه‌ی توصیه‌ای داشت، برای شناخت بیشتر کتابا خودتون یه جستجویی بکنین بد نیست. البته خوندن این‌جور کتاب‌ها دل خوش می‌خواد، که ان‌شاءالله یکی خوبش نصیب شما‌ بشه. اگر هم خوشتون نیومد، تقصیر خودتونه. به من چه!اگه درباره کتاب‌ها نقد و نظری دارین، یا پیشنهادی برای مطالعه، یا هر چیز دیگه‌ای،‌ خوشحال می‌شم توی کامنت‌ها بگین!پست قبلی:https://virgool.io/@Giloobam/%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D8%B3%DA%A9%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-whq65dkc30ho</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Sun, 05 Oct 2025 22:51:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دست در دست هم دهید به مهر، سکوی خویش را کنید آباد!</title>
                <link>https://virgool.io/@Giloobam/%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D8%B3%DA%A9%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-whq65dkc30ho</link>
                <description>ماه مهر است و عباس یمینی شریف هم می‌فرماید دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آباد؛ حالا ما هم به مناسبت ماه شریف و محترم مهر به مسئولین ویرگول پیشنهاد می‌کنیم که دست در دست هم دهند به مهر، سکوی خویش (ویرگول) را کنند آباد. در این راستا چند پیشنهاد برای بهبود تجربه کاربری ویرگول که ته ذهنم مانده‌بود را در این پست می‌نویسم؛ باشد که به کار گرفته‌شود. البته پر واضح است که امکان اجرای همه‌ی آنها به صورت هم‌زمان وجود ندارد و همه‌شان لزوما مفید نخواهند بود ولی بین‌شان چیزهای خوبی هم پیدا می‌شود.الف) امکان دسترسی به مطالب قبلی و بعدی نویسنده و انتشاراتفقط نیاز به دوتا علامت &lt; و &gt; در کنار اسم نویسنده و انتشارات است که در پایین پست نوشته می‌شود. یعنی اینجا:با این روش اگر کسی بخواهد متن‌های قدیمی یک نفر را پشت سر هم بخواند به مشکل نمی‌خورد.ب) قابلیت تایید و عدم تایید (لایک و دیس‌لایک) کامنت‌هاج) قابلیت ذخیره کامنت‌هاگاهی می‌خواهیم کامنت‌های پرمغز و بعضا طویل بعضی از دوستان را ذخیره کنیم و بعدا به آن‌ها رجوع کنیم. می‌توان فضایی برای ذخیره بعضی کامنت‌ها در کنار پست‌های ذخیره شده ایجاد کرد.د) تیک «فقط خوانده‌نشده‌ها» برای پست‌های یک نفردر صفحه پروفایل نویسندگان، می‌توان جایی تعبیه کرد برای یک گزینه که اگر تیکش را بزنیم، فقط پست‌هایی نمایش داده‌شود که قبلا آن‌ها را باز نکرده‌ایم و نخوانده‌ایم.ه) ایجاد قابلیت نمره‌دهی به پست‌هااجرای این کار قطعا با مشکلات زیادی همراه است؛ نظیر کسانی که به همه نمره‌ی کامل می‌دهند یا کسانی که از سر لجبازی نمره‌ی پایین می‌دهند و کسانی که با یک نمره پایین پستشان از رده خارج می‌شود و غیره؛ اما به نظرم می‌توان با بعضی روش‌ها این مشکلات را به حداقل رساند:اولا باید فقط کسانی بتوانند رای بدهند که پست را کامل خوانده‌باشند.ثانیا باید پست‌هایی رای بگیرند که مقدار محتوای حداقلی داشته‌باشند. لذا پست‌هایی که خواندنشان زیر ۲ یا ۳ دقیقه طول می‌کشد شامل این سیستم رای‌گیری نشوند.ثالثا رای‌ای که هر کسی می‌دهد، منهای میانگین همه‌ی رای‌های او شود و حاصل، بر انحراف معیار رای‌های او تقسیم گردد و به عنوان رای نهایی فرد ثبت شود تا تاثیر آن را تعدیل کنیم. مثلا اگر کسی به همه نمره ۵ می‌دهد، ۵ او تاثیر کم‌تری داشته‌باشد نسبت به نمره‌ی پنج کسی که به همه نمره ۱ می‌دهد.رابعا برای پست‌هایی که کمتر از ۲۰ نفر- یا هر تعداد دیگری- به آن‌ها رای داده‌باشند رای‌ها نمایش داده‌نشود.خامسا کسی نتواند بفهمد که چه کسی به او چه نمره‌ای داده، تا کسی نمره‌ی کامل ندهد که نمره‌ی کامل بگیرد.شما با کدام‌یک از موارد بالا موافقید و با کدام مخالف؟ شما چه پیشنهاد جدیدی برای بهبود سکوی ویرگول دارید؟ خوشحال می‌شوم که در کامنت‌ها بگویید.پست پیشین:https://virgool.io/@Giloobam/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%88%D9%84-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-emhjgbbzemlb</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Fri, 03 Oct 2025 11:22:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برنامه‌ی‌مان را دوروزه ول نکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Giloobam/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%88%D9%84-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-emhjgbbzemlb</link>
                <description>نمیدانم شما هم این تجربه را داشته‌اید که ناگهان پس از چند روز بی‌برنامگی، از راندمان کاری اندک خود آزرده شده، با خود بگویید که دیگر از بیکاری و بی‌برنامگی خسته شده‌ام، باید برای خودم برنامه داشته‌باشم، و جوگیر شده، برنامه‌ای عریض و طویل برای تبدیل شدن همزمان، به یوسین بولت، مریم میرزاخانی و هادی چوپان، برای خود بنویسید ولی پس از یک روز اجرای برنامه حس ول کن بابا به شما دست بدهد و باقی روزها را با همان روال سابق به یللی، تللی و یا کار کم‌بازده بپردازید یا نه، اما به هر حال تغییر دادن عادات با قدرت اراده برای بعضی از افراد ضعیف‌النفس (اوهوع! چه کلمه پرمسمایی!) سخت است. (آخیش، نفسم داشت تمام میشد!)اگر شما هم از کمبود اراده رنج می‌برید، این مطلب را از دست ندهید؛ اما اگر از این مشکل رنج نمی‌برید از دستش هم بدهید عیبی ندارد!طبق تجربه من (حالا خیلی هم آدم باتجربه‌ای نیستم ها) بهترین راه برای افراد کم‌اراده برای تغییر در عادات زندگی، استفاده از تغییرات اجباری بیرونی ست که بر شما تاثیرگذار است. چیزهایی از قبیل شروع به کار در یک شغل جدید، اسباب‌کشی، بازگشت از یک مسافرت چند روزه و البته بازگشایی مدرسه.بازگشایی مدارس بهترین زمان برای بازنگری در عادات و برنامه‌های زندگی‌تان است، البته اگر محصل هستید! چه تغییری بزرگتر از این‌که زین پس باید چندین ساعت از روز را به مدرسه و شرکا (رفت‌وآمد، تکالیف، درس خواندن و غیره) اختصاص دهید؟ (حالا می‌دانم تغییر بزرگتر از این هست ولی شما به روی من نیاورید!) خلاصه که این فرصت فوق‌العاده را با شل‌گیری و سهل‌انگاری از دست ندهید و با یک ضربه بغل‌پای ناز و مدرسه‌ای توپ را وارد دروازه کنید تا از همین اول عادت‌هایتان درست شکل بگیرد و در آینده اذیت نشوید. (فکر نکنم نیاز باشد متذکر شوم که این‌ها را درباره فقط درس‌هایتان نمی‌گویم)در ادامه می‌خواهم چند نکته مهم برای برنامه‌ریزی درست را که با کمک چت‌جپت پیدا کردم در اختیار شما قرار دهم، باشد که رستگار شوید.۱. از بام نیفتید.ساده این که افراط و تفریط نکنید و نه از این‌طرف بام بیفتید و نه از آن طرف. نه آنقدر برنامه را فشرده بچینید که مغزتان سوت بلبلی بزند و نه آنقدر خسته که به درد هیچ کس نخورد.۲. راضی نباشید.این احتمالا برای افراد مختلف میزانش فرق می‌کند ولی در کل مواظب باشید دچار غرور نشوید‌. یک روز و یک هفته و یک ماه اجرای کامل برنامه هیچ کس را رستم دستان و سوپرمن نمی‌کند. از آن طرف ناامید هم نباشید و فکر نکنید که هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید. باز هم باید اندازه نگه دارید که اندازه نکو ست. یک روز که کارهایتان را کامل انجام دادید به وجد نیایید!۳. کمال نگرایید.کمالگرایی باعث می‌شود کلا یا شروع نکنید و یا مدام حس ناکافی بودن داشته‌باشید. اگر نتوانستید بخشی از کارتان را بکنید کل برنامه را به سطل آشغال مغزتان منتقل نکنید و بدانید مشکلات همیشه پیش می‌آیند.۴. بدانید می‌خواهید چه‌کار کنید.ابهام در برنامه باعث اسطراب و اضترس برای شما می‌شود. کمی به کارتان فکر کنید و دقیق بدانید که می‌خواهید در این مثلا یک ساعت چه کار کنید و تا کجا پیش بروید تا به فنا نروید و مدام حس بی‌عرضگی نکنید. برای این کار بنده نوشتن برنامه‌ها و زمان‌های آن‌ها را پیشنهاد می‌کنم. نوشتن باعث می‌شود تا مدام شک نکنید که الان چه‌کار کنم. وقتی چیزی را می‌نویسید در واقع آن را قطعی می‌کنید و دیگر استرس فراموش کردنش را هم ندارید.۵. زمانی را به تفریح اختصاص دهید.و در این زمان هیچ کار دیگری نکنید. اگر زمان تفریح را هم کار کنید بالاخره زمانی خسته خواهید شد، و مجبور می‌شوید در زمان کار استراحت کنید که باعث کاهش کیفیت تفریحات و بروز مشکلات قاطینگا و پاتینگا می‌شود.۶. بدانید که اولین سرپیچی باعث دومی و سومی و ... می‌شود.این مورد واضح است و توضیحی نیاز ندارد، خودتان می‌فهمید چیست دیگر. یکی می‌گفت یک آزمایشی کردند، شیشه‌ی یک واگن مترو را شکاندند و دیدند رفتارهای نادرست و ناهنجار در آن واگن نسبت به حالت عادی افزایش یافته! در کل وقتی یک مشکل پیش می‌آید حس بد و انزجارآمیزی که نسبت به مشکل وجود دارد کمی تعدیل می‌شود و این خوب نیست.و در پایان باید به شما یادآوری کنم که اگر سعادت و موفقیت دنیوی و اخروی را می‌خواهید، نازک‌نارنجی نباشید. با خوشگذرانی و تفریح صرف و امثالهم ایران سوییس نخواهد شد (!)، چیزی بهتر نخواهد شد و پیشرفت نیز نخواهید کرد. شاید ساده، بدیهی و کلیشه‌ای باشد که لزوما کاری که دوست دارید کاری نیست که باید انجام دهید و منتظر تغییر از محیط نباشید و زندگی خودتان را درست کنید؛ اما چه کنیم وقتی که بعضی به همین کلیشه‌ها و بدیهیات ساده عمل نمی‌کنند و به آن‌ها اعتقاد ندارند؟شمایی که تا اینجای متن را خواندید لطف کنید و اگر تجربه‌ای در این خصوص دارید تک‌خوری نکنید و به همه‌ی ما کمک کنید که برنامه‌ریزی بهتری داشته‌باشیم. خسته نباشید.پست پیشین:https://virgool.io/Maghzing/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-ltme5rnvaawdhttps://virgool.io/Maghzing/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-ltme5rnvaawd\</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Sat, 27 Sep 2025 19:03:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>التماس تفکر!</title>
                <link>https://virgool.io/Maghzing/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-ltme5rnvaawd</link>
                <description>چرت‌وپرت نگو!این حرفا رو از کجا درآوردی؟شما بسیجیا فقط بلدین حرف خودتونو بزنین!شما اصلاح‌طلبا همه‌تون وطن‌فروشین!اگر تا به حال از این‌جور جملات نشنیده‌اید، احتمالا باید اعتراف کنید که یا ناشنوا هستید و یا تا به حال با کسی بحث سیاسی، مذهبی یا فرهنگی نکرده‌اید!شما ضدانقلابا وجدان سرتون نمیشه!شما مذهبی‌ها میخواین همه چیز رو کنترل کنین!تو فقط جوگیر شدی این حرف رو می‌زنی!شما رو شستشوی مغزی دادن!و اگر تا به حال هیچ بحث سیاسی، مذهبی یا فرهنگی موثری را تجربه نکرده‌اید و نه خودتان قانع شدید و نه توانسته‌اید کسی را قانع کنید یا یک درجه عقایدش را عوض کنید، من حدس می‌زنم باید ردپای چنین جملاتی را در حرف‌هایتان جستجو کرد.ما غالبا اهل فکر کردن نیستیم. اکثرمان هم عقلمان در مسائل سیاسی، مذهبی و فرهنگی به چیزهایی ست که در اینستاگرام و صداوسیما و توئیتر و بحث‌های خانوادگی و تحلیل‌های شوهرعمه‌های عزیز (!) و تاکسی و اتوبوس و محل کار و مدرسه و دانشگاه و غیره می‌شنویم. با خودمان روراست باشیم، چندبار نشسته‌ایم و پانزده دقیقه، فقط پانزده دقیقه به یک مسئله مهم فکر کرده‌ایم و تحقیق، تا به نتیجه برسیم؟ ما عادت داریم اطلاعات را مثل هلوی برو توی گلو تحویل گرفته، تنها زحمت قورت دادن آن‌ها را- جویده و نجویده- بکشیم. بعضی حتی حوصله نداریم یک دانه کتاب بخوانیم. هر مشکلی که پیش می‌آید، گوگل و چت‌جپت آنقدر سریع جواب ما را می‌دهند که فرصت درک مسئله را هم پیدا نمی‌کنیم، چه برسد به پیدا کردن جواب! تا دو دقیقه سرمان خلوت می‌شود، می‌رویم شبکه‌های اجتماعی‌مان را چک می‌کنیم. بله، ما بی‌محابا با تکنولوژی مواجه شدیم و آن را بدون آگاهی از روش استفاده‌اش استفاده کردیم و وضعمان شده این که می‌بینید. تفکر انگار جایگاهش را در زندگی ما از دست داده.و در این اثنا که ما برای تحلیل‌های سیاسی‌مان دو دقیقه مفید هم وقت نمی‌گذاریم، پر واضح است که بحث‌های سیاسی که می‌کنیم هم نه برای گسترش آگاهی و برپایی دموکراسی و امثالهم، که برای کم نیاوردن است!برای ما پیروزی در بحث زمانی نیست که مثلا دستگاه فکری خود را تکامل بخشیم و اصلاح کنیم یا به تکامل افکار دیگران کمکی کنیم؛ بلکه هنگامی پیروزیم که بتوانیم به هر روش ممکن حرف خود را به کرسی بنشانیم. و به همین خاطر است که ما از چنین جملاتی در بحث‌هایمان- که البته بیشتر به دعوا شباهت دارد تا بحث- استفاده می‌کنیم و به دیگران برچسب می‌چسبانیم. وقتی کسی جلوی ما حرف سیاسی می‌زند برای ما افت دارد که نظری نداشته‌باشیم! لذا از هر چرندی که قبلا شنیده‌ایم و خوانده‌ایم و دیده‌ایم آش شله‌قلمکاری می‌پزیم و به خورد طرف مقابل می‌دهیم و هر جا هم که می‌خواهد منطق ما را زیر سوال ببرد به او برچسب می‌چسبانیم تا کم نیاوریم!اطلاعیه!اگر کسی توانست با در پیش گرفتن چنین رویه‌ای در بحث به نتیجه‌ی به‌دردبخوری برسد، با یک شماره رندوم تماس بگیرد تا در اسرع وقت جایزه‌ی سه‌میلیارد تومانی‌اش را دریافت کند!!! و در پایان این پست و برای جمع‌بندی، فقط می‌توانم بگویم التماس تفکر!عکس از سایت کجارو....پست پیشین:(توی پرانتز بگم، خوبه ویرگول یه دگمه‌ای بذاره توی هر صفحه برای پست‌های قبلی و بعدی یه نفر، گاهی آدم میخواد پستای چهار سال پیش یه نفر رو بخونه پشت سر هم، مجبوره هی اسکرول کنه. اگه کسی از عوامل ویرگول این رو می‌بینه به نظرم میتونین دربارش فکر کنین.)https://virgool.io/@Giloobam/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%86%DA%86-%D9%88%D8%B7%D9%86%DB%8C-bdxvweeac811</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Wed, 24 Sep 2025 23:35:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از شطرنج اروپایی تا منچ وطنی!</title>
                <link>https://virgool.io/@Giloobam/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%86%DA%86-%D9%88%D8%B7%D9%86%DB%8C-bdxvweeac811</link>
                <description>کمی که اهل فوتبال اروپا و دنبال کردن اخبارش باشی، تشبیه بازی‌های مهمش به شطرنج برایت غریب نیست. شطرنجی با حرکات حساب‌شده از مربیان بزرگ دو تیم، که مترصد یک اشتباه از حریفشان‌اند تا از جایی کیش و ماتش کنند که خودش هم متوجه نشود. رقابتی هیجان‌انگیز، تنگاتنگ و البته جذاب برای مخاطب.اما همین تعبیر را اگر بخواهی برای بازی‌های لیگ داخلی خودمان استفاده کنی، همان‌قدر مضحک به نظر می‌رسد که تشبیه پرتقال به توپ بدمینتون! فوتبالی که درش تو می‌توانی برای صحنه‌ی مشکوک به پنالتی حریفت VAR را قطع کنی و برای پنالتی خودت وصل، قطعا شطرنج نیست. وقتی توپ برای پنج متر حرکت کردن روی چمن ورزشگاه پانزده بار بالا و پایین می‌شود و هیچ‌کس نمی‌داند کجا فرود می‌آید و به که می‌رسد و باز هم کسی نمی‌داند که این فوتبال است یا فوتبال ساحلی، استراتژی و حرکات حساب‌شده و امثالهم، مفت هم نمی‌ارزند و توپ فوتبال، بیشتر تاس را تداعی می‌کند و منچ، تمثیل منصفانه‌تری ست از شطرنج، برای این فوتبال! و مبادا زمانی برسد که بعضی دستکاری کردن تاس را یاد بگیرند و بدتر از آن، تصور کنند از همه زرنگ‌ترند و هیچ کس نمی‌فهمد که دارند تقلب می‌کنند.همه‌جا استثناهایی وجود دارد؛ ولی انتظار پاک بودن قهرمانی یک تیم، انتظاری باطل است و بیهوده؛ در فوتبالی که تقریبا هیچ قاعده و قانونی ندارد، پایبند بودن به قوانین تقریبا غیرممکن است.دوست عزیزی که معتقد است پسرش سنش را «درست» کوچک کرده 🙄مطلب قبلی:https://virgool.io/@Giloobam/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-mvue7hnpsbq9</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 16:54:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خودت بیا!</title>
                <link>https://virgool.io/@Giloobam/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-mvue7hnpsbq9</link>
                <description>به نام خدابعضی وقت‌ها آدم میاد یه مفهومی رو منتقل کنه، کلی فکر می‌کنه از کجا شروع کنه، چجوری بگه که تاثیرش بیشتر باشه و الخ، اما می‌بینه یه نفر اونقدر این مفهوم رو قشنگ رسونده که ارزشش از هر چی که خودش میتونه بنویسه بیشتره. پس من فقط شما رو دعوت می‌کنم به خوندن این سه بیت از سعدی، که اگه کسی بخواد به خودش بیاد همین براش کافیه:بنی آدم یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند؛چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.تو کز محنتِ دیگران بی‌غمی، نشاید که نامت نهند آدمی!نوشته قبلی:</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Sun, 21 Sep 2025 17:30:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند!</title>
                <link>https://virgool.io/@Giloobam/%D9%87%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%DA%A9%D8%B2-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%AF-ua2agvyrsfgs</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمکتاب شازده حمام؛ جلد ۱ و ۲نویسنده: محمدحسین پاپلی یزدی| ناشر: انتشارات پاپلیشازده حمام، خاطرات پراکنده‌ی محمدحسین پاپلی یزدی ست از دوران کودکی و نوجوانی خود در یزد؛ خاطراتی که البته گاهی تا زمان حال نیز ادامه پیدا می‌کنند و محدود نیستند به آن زمان. بخشی از آنها- که بیشتر در جلد اول جمع شده‌اند- مربوط به خاطرات در و همسایه و دوستان و هم‌محله‌ای‌ها و هم‌شهری‌ها هستند و بخشی دیگر که قسمت بزرگی از جلد دوم را تشکیل داده‌اند، به واسطه کار کردن نویسنده در گاراژ و سفرها و حشر و نشر با افراد گاراژ به وجود آمده‌اند.نویسنده متولد سال ۲۷ است. کودکی‌اش در محله‌ای فقیرنشین از یزد گذشته و از طرفی آدم کنجکاو و فعالی بوده و با افراد زیادی مراوده داشته و در عین حال آدم فرهیخته و تحصیل‌کرده‌ای هم هست. تمام این شرایط باعث شده «شازده حمام» کتاب خواندنی و مفیدی از آب در بیاید که می‌توانید با آن فرهنگ قدیم یزد و معضلات و محاسن اجتماعی آن، تحولات جامعه در آن زمان، و وضعیت اقتصادی و سبک زندگی مردم در آن دوره را، از زبان فردی بشنوید که خود در متن آن جامعه حضور داشته.خواندن این کتاب شبیه آن است که یک فرد دنیادیده و باتجربه روبروی شما بنشیند و خاطراتش را تعریف کند. خاطرات ساختار مشخصی ندارند، ترتیب زمانی هم همین‌طور، گاهی بعضی نکات دو بار گفته می‌شود، گاهی در میان یک خاطره خاطره‌ی دیگری تعریف می‌شود و در کل، اگر بخواهید ملالغتی باشید در هر صفحه شانصد نکته مشکل‌دار از داخل کتاب بیرون می‌کشید. شازده حمام از نظر ویراستاری و صفحه‌آرایی هم زیاد وضع خوبی ندارد؛ (البته من کتاب را با چاپ ۸۸ انتشارات پاپلی خواندم؛ شاید در چاپ‌های بعدی، یا در چاپ نشر گوتنبرگ این مشکلات حل شده‌باشند) اما آنقدر شیرین و دلنشین و راحت الحلقوم (!) هست، آنقدر غرق داستان می‌شوید که اصلا فرصت نمی‌کنید که به این مسائل توجهی بکنید. مصداق بارز هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند همین کتاب است. با این که از نظر ادبی ویژگی خاصی ندارد اما بر دل می‌نشیند.این کتاب را بخوانید اگر:به تاریخ علاقه دارید و قصد دارید که تحلیل تاریخی انجام دهید.دوست دارید کتابی ساده و لذت‌بخش بخوانید که برای لحظاتی از دنیای خودتان بیرون بیاوردتان.به کتاب‌های تاریخی و زندگی‌نامه علاقه دارید.و این کتاب را نخوانید اگر:دنبال متن‌های ادبی پرطمطراق و شاهکارهای هنری هستید.دل بسیار نازکی دارید و با شنیدن خاطرات دردناک اوخ می‌شوید.خسته نباشید.عکس از ایران کتاب، مربوط به چاپ انتشارات گوتنبرگپست پیشین:https://virgool.io/@Giloobam/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-ewa8zhyitfd1</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Wed, 17 Sep 2025 14:42:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاری که شبکه‌های اجتماعی با ما می‌کنند...</title>
                <link>https://virgool.io/Maghzing/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-ewa8zhyitfd1</link>
                <description>۱- صبح جمعه زده‌اید به دل طبیعت و دارید پیش می‌روید؛ اما بیشتر از آن‌که خودتان به مناظر نگاه کنید، سعی می‌کنید از پشت دوربین گوشی‌تان بهترین زاویه را برای گرفتن عکس بیابید و سعی در تنظیم رنگ و نور تصویر دارید، به جای اینکه از طبیعت لذت ببرید!۲- دارید کتابی خسته‌کننده ولی بسیار هنرمندانه و نبوغ‌آمیز و شاهکار ادبی (!) را می‌خوانید. نه به این خاطر که ازش لذت ببرید یا در دنیای داستان غرق شوید، بلکه صرفاً برای آن‌که فردا معرفی‌اش را بنویسید و منتشر کنید تا ده نفر آن را ببینند و مثلا پسند کنند. شما (مثلا) دارید کتاب را می‌خوانید اما ذهن‌تان بیشتر مشغول جمله‌ی هوشمندانه‌ای است که باید در کپشن پست‌تان بنویسید!۳- شارژ گوشی‌تان تمام شده و برق هم رفته است. شما در خانه تنها نشسته‌اید و به لاشه‌ی بی‌جان گوشی نگاه می‌کنید. هیچ صدای نوتیفیکیشنی در کار نیست، هیچ پیام تازه‌ای نمی‌آید، هیچ استوری‌ای برای دیدن باقی نمانده. سکوت همه‌جا را گرفته و شما ناگهان حس پوچی عجیبی را تجربه می‌کنید. تنهایی مثل مهی غلیظ شما را در بر می‌گیرد و می‌ترسید؛ چون هیچ کاری بلد نیستید جز آنکه دیده شوید و دیگری را ببینید.اگر شما هم این شرایط را زیاد تجربه می‌کنید، احتمالا گرفتار مرضی شده‌اید که من اسمش را می‌گذارم دیگری‌محوری. گاهی وقت‌ها اگر با خودمان صادق باشیم، تقریبا همه‌ی کارهایی که انجام می‌دهیم برای خودمان نیست؛ برای این است که چشم‌هایی ما را می‌بینند، گوش‌هایی ما را می‌شنوند و افرادی ما را تایید می‌کنند. هر کاری از ما باید در سریع‌ترین حالت ممکن به سمع و نظر کسی برسد تا حس کنیم یک کار به‌دردبخور انجام داده‌ایم. اینطور می‌شود که همه‌ی کار‌هایمان را بر اساس فکری که دیگران درباره‌ی ما می‌کنند برنامه‌ریزی می‌کنیم؛ حتی اگر خودمان هم آگاه نباشیم. ما دیگر یک موجود آزاد نیستیم که برای بلندمدتش تصمیم بگیرد و انتخاب کند؛ بلکه آینه‌ای هستیم برای بازتاب احساسات کوتاه‌مدت دیگران! ما دیگر خودکفا نیستیم؛ بلکه به تشویق و تایید آنی دیگران محتاج، و حتی شاید معتادیم.خب که چی؟ چه اشکالی دارد به بازخورد دیگران محتاج باشیم؟ مگر انسان یک موجود اجتماعی نیست؟اول از همه، بعد از مدتی دیگر از چیزی لذت نمی‌بریم. چون همه‌ی لذت‌هایمان را به تلاش برای بازخورد گرفتن از دیگران محدود کرده‌ایم و دیگر آن لذت خالصی که می‌توانستیم ببریم را فراموش می‌کنیم، و اینگونه تمام لذت‌هایی که می‌شود در تنهایی برد، برای ما بی‌ارزش و غیرفعال می‌شود.ثانیا، این نوع تفکر روابط ما را سطحی و خسته‌کننده می‌کند؛ مثل این است که مجبور باشی کل روز را به زبان انگلیسی حرف بزنی. هر کاری که می‌کنی، باید از فیلترهایی درباره طرز تفکر دیگران رد شود، و در پایان هم مجبور می‌شوی که دورویی و نفاق و دروغ را در پیش بگیری که نیازی به گفتن مضراتشان نیست. اگر هزار دوست اینجوری داشته‌باشی، باز هم با هیچ کدام راحت نیستی. با هیچ کدام نمی‌توانی حرف دلت را بزنی و خودت را سبک کنی. این دوستی‌های سطحی در نهایت به تنهایی عمیق‌تری ختم می‌شود؛ در حدی که حتی خودت هم خود واقعی‌ات را درک نمی‌کنی.ثالثا، اعتیاد به واکنش‌های کوتاه‌مدت دیگران ما را از اهداف بلندمدت، واقعی و به‌دردبخورمان غافل کرده، انگیزه‌مان برای آنها را کاهش می‌دهد و چه هدفی بلندمدت‌تر از سعادت در جهان پس از مرگی که به آن باور داریم؟ ارتباط با خدا یعنی خلوت، یعنی تجربه‌ای ناب و شخصی که نیاز به نمایش ندارد. اما وقتی مغز ما عادت کرده همه چیز را در معرض نگاه دیگران بگذارد، دیگر آن سکوت و خلوت و تنهایی به دست نمی‌آید که هیچ، همان کارهایی را هم که فکر می‌کنیم داریم با نیت خالص انجام می‌دهیم، در واقع نیت خالصی پشتش نیست. نیت خوب هست؛ ولی خالص نیست. فکر می‌کنی داری امر به معروف می‌کنی، واقعا هم داری تا حدی امر به معروف می‌کنی؛ ولی مدام نگرانی که دنبال‌کننده‌هایت کم نشوند و بهمانی فکر نکند که تو شبیه بیثاری هستی و خجالت می‌کشی بگویی طرفدار فلان طرز فکری؛ ایمان راستین نیازمند بی‌نیازی از نگاه دیگران است؛ نیازمند اخلاص است؛ یعنی کار فقط برای خدا. خدا که به تعداد لایک و بازنشر پست‌های ما نگاه نمی‌کند؛ نیت خالص و تاثیرگذاری ماست که ارزشمند است.در نهایت، پیدا کردن علت اصلی این بیماری خیلی سخت نیست؛ علتی که ردپاهایش در تمام این اتفاقات بیش از حد عیان است؛ شبکه‌های اجتماعی و گوشی‌های هوشمند. همین گوشی‌ای که در دست ماست، در هر ثانیه می‌تواند ما را به تمام جهان وصل کند. و اجازه نمی‌دهد که لحظه‌ای در تنهایی و خلوت و سکوت نفس بکشیم. این اتصال دائمی ما را مسموم و معتاد کرده است. مغزمان شرطی شده. که همه چیز باید دیده‌شود و تایید و بازخورد بگیرد. دنیای مجازی تنهایی ما را هم ازمان می‌گیرد و ما را وادار به داشتن ارتباط دائمی با دیگران می‌کند.و برای رهایی از این چرخه، تنها یک راه وجود دارد: بعضی کارها را فقط برای خودت انجام بده، بدون اطلاع یا انتظار بازخورد دیگران. حتی کوچک‌ترین لحظات سکوت و خلوت را به خودت اختصاص بده. هر بار که این انتخاب را می‌کنی، آزاد می‌شوی، خودت را دوباره پیدا می‌کنی و قدرت اخلاص را تمرین می‌کنی. جرأت کن برای خودت زندگی کنی، نه برای دیگران؛ همین، بزرگ‌ترین انقلاب تو علیه مرض دیگری‌محوری است.در نهایت، تنها کسی که می‌تواند زندگی‌ات را واقعی کند خود تو هستی. وقتی کاری را فقط برای خودت انجام می‌دهی، وقتی لحظه‌ای در سکوت و تنهایی و خلوت می‌گذرانی اختیار و آزادی‌ات را دوباره به دست می‌آوری. دیگر نیاز نیست که همه چیز را نمایش دهی. همین انتخاب‌های ساده تو را از اعتیاد به دیده شدن نجات می‌دهند. وقتی اختیار و اخلاص را تمرین کردی آن وقت است که زندگی‌ات رنگ واقعیت را به خود می‌بیند. در دنیایی که همه در پی جلب توجه‌اند، تو برای خودت زندگی کن؛ این بزرگترین شجاعت است.و حالا شما، مخاطب عزیز و دغدغه‌مندی که تا اینجای متن را خواندی، چه ایده‌ای برای جلوگیری از اعتیاد به تایید دیگران داری؟ اگر تجربه‌ای داری که بتواند مفید باشد، لطفا مثل یک غریق نجات مسئولیت‌پذیر، ما را هم در خروج از دریای دیگری‌محوری یاری کن.صرفا برای عکس‌دار بودن پستمطلب پیشین:https://virgool.io/@Giloobam/%D9%85%D8%AD%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B7%D9%86%D8%B2-qikenrkvgzq9</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Sun, 14 Sep 2025 13:57:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزنامه، روزنامههههههههههههههه</title>
                <link>https://virgool.io/@Giloobam/%D9%85%D8%AD%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B7%D9%86%D8%B2-qikenrkvgzq9</link>
                <description>۱- شرکت‌های دانش‌بنیان مرز علم را جابه‌جا کردند؛ بر اساس تحقیقات یکی از شرکت‌های دانش‌بنیان، ناترازی عقل، علت اصلی غالب مشکلات کشور است، که در کنار ناترازی زمان باعث حرکت کشور به سمت قهقرا می‌شود. با پیوستن به پویش «دو ثانیه بیشتر»، قبل از انجام هر کار و گفتن هر حرفی، دو ثانیه فکر کنید تا نقشی در جلوگیری از بحران داشته‌باشید.۲- ظهور یک پدیده؛ امیرکیارش استثماری، پدیده ۲۹ساله و آینده‌دار تهرانی به تیم سپاهان پیوست. این بازیکن می‌تواند به شیب ملایم جوانگرایی تیم ملی نیز کمک کند.۳- چسبانیت؛ طی چند روز گذشته جمعی از مخاطبان رسانه‌ی ملی به این نهاد پیشنهاد کردند در اختیار مخاطبان خود چسب قرار دهد تا بلکه قدری نچسب بودن برنامه‌هایش را جبران سازد.۴- سلبریتی ناراحت؛ خبرنگار ما با مشقت فراوان یکی از بازیگران معروف سینما و تلویزیون را که هم‌اکنون در سفر ترکیه به سر می‌برد، در حال غذا خوردن در رستوران مجلل هتل فلان ترکیه یافت و او را راضی به مصاحبه کرد. این سلبریتی در مصاحبه با خبرنگار ما عنوان کرده با توجه به گرانی و فقر در ایران، آب خوش از گلویش پایین نمی‌رود. آخی، موش بخوردش!۵- با ما رایگان سقوط کنید؛ دبیر حزب فلان اسرائیل خطاب به مردم خاور میانه گفت: &quot;سقوط آزاد در حال حاضر در اسرائیل قیمت بالایی دارد و خود من که خواستم بانجی‌جامپینگ کنم مجبور شدم ۱۱ فقره مشت و یک فقره لگد نثار نگهبان کنم تا من را راه دهد. اما ما برای تمام دولت‌های منطقه قابلیت سقوط آزاد به صورت رایگان را فراهم کردیم. این دولت‌ها بودند که در مقابل ما مقاومت کردند و حق سقوط آزاد را از شما گرفتند. با این حساب، آیا واقعا فکر میکنید اسرائیل دشمن مردم خاورمیانه است؟&quot;۶- عشق و محبت؛ چت‌جی‌پی‌تی در جدیدترین اظهار نظر سیاسی خود و در پاسخ به وجود فقر گسترده، بحران آب، بیکاری، کمبود امکانات، بی‌سوادی، مشکلات بهداشتی، فساد سیستماتیک، گرسنگی، اختلاف طبقاتی،‌ مشکلات محیط زیست، بهره‌کشی سودجویان از طبیعت، استثمار، جنگ و ناامنی، جنایت و جرم و سه‌نقطه در جهان، گفت: «میتونیم با گفتگو حلش کنیم 😊»۷- مردود؛ به گزارش منابع خبری معتبر، شورای نگهبان قانون لزوم استفاده از دستگاه پز در مغازه‌ها را غیرمنطبق با شرع تشخیص داده‌است. طبق استدلال شورا، پز دادن، رذیله‌ای اخلاقی ست که باعث چشم‌وهم‌چشمی، مصرف‌گرایی و اختلاف طبقاتی می‌شود و در ذیل گناه ریا قرار می‌گیرد. سیستماتیک کردن این امر با استفاده از دستگاه پز، به جای تلاش برای ریشه‌کن کردن آن، ضربه بزرگی به جامعه وارد خواهد کرد.۸- طبق شناسنامه؛ ترامپ، در پاسخ به سوال یک خبرنگار درباره استفاده از عبارات &quot;خلیج عربی&quot; و &quot;خلیج آمریکا&quot; به جای خلیج فارس و خلیج مکزیک، و همچنین اضافه کردن این دو اسم به گوگل مپ، اظهار داشت: &quot;با منی؟&quot; وی همچنین خاطرنشان کرد: &quot;اسمشان را عوض کردم؛ ولی درست عوض کردم!&quot;https://www.aparat.com/v/p79oz6p۹- محصولات دانش‌بنیان؛ گزارش‌ها حاکی از آنند که صدا و سیما به علت ناتوانی در ساخت برنامه‌های طنز مناسب، رو به خنداندن غیرمستقیم مردم آورده‌است. جلال سمرقندی، برنامه‌ساز طنز در گفتگو با خبرنگار ما یکی از خنده‌دارترین برنامه‌های صدا و سیما را برای او پخش کرد. این برنامه طنز- که به آن تبلیغ نیز می‌گویند- جاروبرقی‌ای را معرفی می‌کند که با ابعاد مخزن یک لیتر مربع، قابلیت ذخیره‌سازی یک متر مکعب آت و آشغال را دارد و با ۲۰برابر کیفیت بالاتر از نمونه مشابه خارجی، قیمتش ۱/۲۰ آن است! گفته می‌شود این برنامه‌جات سرانه‌ی قهقهه در ایران را نیم دقیقه در روز بالاتر برده‌‌است.۱۰- داور دقت کن؛ جمعی از هواداران یک تیم محبوب که به دلیل مسائل امنیتی از بردن نامش معذوریم، در پاسخ به آفساید بودن گل قهرمانی‌شان در لیگ گفتند: «نه ببین!»مطلب قبل:https://virgool.io/@Giloobam/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DA%A9%D8%B4%DB%8C-eibyv76jb2ka</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 16:08:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی مستند مادرکشی!</title>
                <link>https://virgool.io/@Giloobam/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DA%A9%D8%B4%DB%8C-eibyv76jb2ka</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم.خیلی‌ها حوصله خواندن کتاب‌های علمی و سیاسی را ندارند. طبیعی هم هست؛ این کتاب‌ها تمرکز و حوصله‌ی زیادی می‌طلبد، و در عین حال، پیدا کردنشان به اندازه‌ی خواندنشان طاقت‌فرسا ست. در این میان، مستندها می‌توانند به خوبی این خلا را پر کنند. مستند، از آنجا که شبیه به فیلم است، تمرکز زیادی نمی‌طلبد؛ چون زمان‌دار است حواس بیننده در میانش پرت نمی‌شود؛ و حوصله‌سرنبرتر از کتاب است.مستند «مادرکشی»، به یکی از بزرگترین و مغفول‌ترین مشکلات کشور می‌پردازد؛ بحران آب. مادرکشی جنبه‌های سیاسی و فرهنگی بحران آب را بررسی می‌کند. نکته‌ی مثبت این مستند، جدای از جنبه‌های هنری آن، ریشه‌یابی موضوع است و توجه به موضوعات مهم، و عدم گرایش سیاسی سازنده.الان می‌گویید کی حالش را دارد. غلط... که یعنی اشتباه کردید. برای شناختن مشکل به این مهمی که در کشورتان هست یک ساعت نمی‌توانید وقت بگذارید؟https://www.aparat.com/v/v266cfyپست قبلی: https://virgool.io/@Giloobam/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%88-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-zrtcrqryigjvپی‌نوشت ۱: یک جایی دیدم بیلبورد زده‌بود پانزده دقیقه زیر دوش n لیتر آب را هدر می‌دهد. آخر مرد حسابی، کی پانزده دقیقه زیر دوش می‌ایستد؟پی‌نوشت ۲: باز هم در تلویزیون شنیدم اگر تهرانی‌ها پنج دقیقه مدت زمان دوش گرفتنشان را کم کنند آب مورد نیاز n نفر در کشور تامین می‌شود. شما را نمی‌دانم، ولی من اگر پنج دقیقه مدت زمان دوش گرفتنم را کم کنم مدت زمانش از حیطه اعداد حسابی خارج می‌شود و دیگر به جای یک آدم حسابی، یک آدم صحیح می‌شوم!پی‌نوشت ۳: جدا اگر کسی این قدر آب مصرف می‌کند بس کند لطفا.پی‌نوشت ۴: تازه دارم کسانی که ده کیلو پی‌نوشت می‌نویسند را درک می‌کنم!پی‌نوشت ۵: این را بازنشر کنید تا مردم کشورتان را با زوایای این بحران منحوس آشنا کنید. ما هم معروف شویم. هاهاهاها!</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Tue, 09 Sep 2025 18:35:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمو برق بگیره، جو نگیره!</title>
                <link>https://virgool.io/Maghzing/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%88-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-zrtcrqryigjv</link>
                <description>هر افراطی معمولا تفریطی به همراه دارد.این جمله‌ی به ظاهر بدیهی توضیحی ست برای بسیاری از نظرات و رفتارهای ما. نظراتی که ناخودآگاه، تنها واکنشی ست به نظرات افراطی دیگران، و یا حتی افراط‌های پیشین خودمان. اینجوری، با این که فکر می‌کنیم استقلال فکری و تفکر نقاد و کوفت و زهر مار داریم، هیچ کدامش را نداریم و اتفاقا عقیده‌مان کاملا وابسته است به عقیده کسانی که از حرف‌هایشان بدمان می‌آید؛ و با توجه به اینکه حرف‌ها همیشه ترکیبی از واقعیت و دروغ هستند، در آخر ما با اینکه دروغ‌ها را نمی‌پذیریم؛ اما در مقابل پذیرش واقعیت‌هایش هم مقاومت می‌کنیم.برای زمین زدن یک عقیده کافی ست عده‌ای با هم جمع شوند و سعی کنند خود را حامی آن عقیده جا زده، از آن حمایت کنند و به اسم آن، آنقدر افراط را در دستور کار قرار دهند و چرت و پرت بگویند که همه از آن عقیده بیزار شوند. نمونه‌های این پدیده در واقعیت را هم اگر کمی مغزتان را به کار بیندازید می‌توانید پیدا کنید.با این توضیحات فکر نمی‌کنم لازم باشد کسی به ما یادآوری کند که از افراط بپرهیزیم، و همچنین تحت تاثیر افراط دیگران قرار نگیریم و جوگیر نباشیم. انسان جوگیر، همه چیز را دوقطبی و صفر و صدی می‌بیند، میانه‌روی را فراموش می‌کند، هر گاه هر کسی نظری مخالف او داد، او را به زور در جبهه‌ی فرضی مقابل می‌چپاند و با کوبیدن عقاید افراطی جبهه‌ی مقابل سعی می‌کند حرفش را به کرسی بنشاند و در پایان هم- منطقا- به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد، به جز قوی‌تر کردن این چندقطبی کذایی که به هیچ دردی نمی‌خورد. آخر برادر/ خواهر من! اگر طرف طرفدار این عقیده‌ی تو باشد هم با این حرف‌های بی‌منطق تو به درستی عقایدش شک می‌کند، چه برسد به اینکه کسی بخواهد مخالف هم باشد! با این طعنه و کنایه‌های بی‌پشتوانه به کجا می‌خواهی برسی؟هر افراطی معمولا تفریطی به همراه دارد. اگر جامعه‌ای یاد بگیرد معمولی نباشد، فکر کند، جوگیر نباشد و مغزش را آکبند نگه ندارد، دیگر کسی با دوقطبی‌سازی نمی‌تواند منهدمش کند. این مغزی که خدا به ما داده، برای تصمیم گرفتن است. هنوز هم کسی موفق به پیوند مغز نشده و فکر نمی‌کنم در آینده هم امکان‌پذیر باشد و مطمئن باشید که با کار کشیدن از آن قیمتش نمی‌افتد و صفر کیلومتر نگه داشتنش کمکی به شما نخواهد کرد.چراغ جادویی بابابرقی که در هوا روشن مانده!</description>
                <category>رحیم</category>
                <author>رحیم</author>
                <pubDate>Tue, 26 Aug 2025 17:25:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>