<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sogandam</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Gitaa</link>
        <description>در جستجوی یادگیری ✨</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:12:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Sogandam</title>
            <link>https://virgool.io/@Gitaa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جا نزن!</title>
                <link>https://virgool.io/@Gitaa/%D8%AC%D8%A7-%D9%86%D8%B2%D9%86-pzqbvxtdcwv9</link>
                <description>کمدی من بود به خودم بعد هر هزار دفعه ای که خراب کردم بعد از هر بار گریه و زاری  وقتی  داشتم اشکامو پاک می کردم بعد از هر بار ناامید شدن و خط خطی کردن نوشته هام...کلمه ی امید بخشی که می گفتم: «جا نزن »بود!کلمه ای که بهم می گفت هر بار سخته تو سخت تری! تو قوی تری!حتی اگه زمین خوردی و زانو هات زخمی شده ولی نمی‌خوام روی زمین بمونی !بالاخره که یه جا باید بلند شی! چه بهتر که الان بلند شدی، نه وقتی که دیگه کار از کار گذشته! الان که خسته ای ادامه بده ! نه وقتیکه که خستگیت در رفت! اون موقع دیگه ارزش نداره...پ ن: پس از احساس افتادن در امتحان پایان ترم...</description>
                <category>Sogandam</category>
                <author>Sogandam</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jun 2023 13:09:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام...</title>
                <link>https://virgool.io/@Gitaa/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-htmacz3imach</link>
                <description>سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند‌.با اين همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی می‌گذرمکه نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد ونه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!تا يادم نرفته است بنويسمحوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بودمی‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است.اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهیببين انعکاس تبسم روياشبيه شمايل شقايق نيست!راستی خبرت بدهم:خواب ديده‌ام خانه‌ ای خريده‌امبی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!بی‌پرده بگويمتچيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد!فردا را به فال نيک خواهم گرفتدارد همين لحظهيک فوج کبوتر سپيداز فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد.باد بوی نامهای کسان من می‌دهديادت می‌آيد رفته بودیخبر از آرامش آسمان بياوری!؟نه ری‌را جاننامه‌ام بايد کوتاه باشدساده باشدبی حرفی از ابهام و آينه،از نو برايت می‌نويسمحال همه‌ی ما خوب استاما تو باور مکن...از سید علی صالحی</description>
                <category>Sogandam</category>
                <author>Sogandam</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jan 2023 17:56:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>