<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های گلناز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Golnaz</link>
        <description>نویسنده برنامه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:46:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/330/avatar/4iOE9c.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>گلناز</title>
            <link>https://virgool.io/@Golnaz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اگر شما باشین چه تصمیمی می گیرین؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-wwdgiq09yc1b</link>
                <description>من فکر می کنم موضوع همه داستان ها سر تصمیم گیریه. سر همون لحظه که تصمیم میگیری دروغ بگی یا راست ٬ آدم بکشی ٬ دزدی کنی ٬ وایسی و دست یکی رو بگیری یا رهاش کنی و ...فیلم ها و سریال ها رو که می بینم فکر می کنم من اگر روی اون صندلی نشته بودم شکنجه می شدم یا آرزوهایی که داشتم رو بهم می دادن بازم حقیقتی رو می گفتم که به ضررمه یا دروغ می گفتمبه سریال چرنوبیل فکر می کنم که اگر این سریال ساخته نمی شد هیچ وقت آدم هایی که به خاطر تصمیم درستشون مردند رو به یاد می آوردیمفکر می کنم هممون هر روز تو زنگیمون کلی تصمیم باید بگیریم.تصمیم های کوچیک با پایانی متفاوتاز این دو راهی هایی که مثل تو بازی ها باید انتخاب کنی و مسیر متفاوتی رو بری تا برسی به آخرشخیلی وقت ها وقت نداریم باید در لحظه تصمیم بگیریمتصمیم بگیریم بریم سمت مرگ یا سمت زندگی رویاییمون یا ...خوش به حال آدم های معمولی ای که با تصمیم های درستشون قهرمانن چه کتاب و سریالی براشون باشه چه نه.شایدم موضوع داستان های زندگی سر تصمیم گیری نیست شایدم فقط سر انسانیت باشه.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jun 2019 19:39:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و خواهرم</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%85-zxai27i5aal1</link>
                <description>من و خواهرم خیلی شبیه همیم و خیلی متفاوتمن فکر می کنم زندگی یعنی دویدن و رسیدنفکر می کنم زندگی چیزی بیشتر از این حرف هاستخواهرم ولی هیچ عجله ای نداره خواهرم تو راهِ رفتن وایمیسه و از برگ ها و ابرهای قلمبه عکس میگیرهخواهرم هر لیوان چاییش رو با موسیقی متن یه فیلم می نوشه...من میگم آسمون همیشه آبیهولی اگر از خواهرم بپرسین مطمین باشین که میگه آسمون طیف زیادی از رنگ هاست.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Sat, 01 Dec 2018 08:08:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه روز معولی تو دانشگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-ovjonzckagcy</link>
                <description>اتوبوس افتاد رو دست انداز و همه یه قری خوردیم دوستم انگشتای دستش رو جمع کرد و بعد با شدت باز کرد و گفت اه چقد بدم میاد از این تکون تکون اول صبحی اندفعه دیگه با تاکسی می ریم دانشگاهرسیدیم سر کلاس رو صندلی های ردیف وسط نشستیم و شروع کردیم از همه جا حرف زدن از اینکه چقد خوابمون میاد از روزی که گذروندیم از اینکه دانشگاهمون چقد دوره و مزخرف از استادمون که نمی دونم به چه دلیلی ولی کلا خنگه و ...بعد از ۳۰ نیم ساعت نشستن یکی از بچه ها بلند شد و گفت استاد نمیاد بیاین بریم یکی گفت کی گفت ؟ چنتا بلند گفتن اه مگه ما علافیم ٬ ما ها پاشدیم ٬چنتا رفتند سریع٬ یکی گفت تا همه نرن من نمی رم . ما وایسادیم.یکی چراغا رو خاموش کردیکی گفت وقت قانونی اینه که انقد وایسیم برای استاد ٬نیمد باید بریمیکی گفت رو تخته بنویسید اومدیم نبودید رفتیمدوستم گفت بریم صبحونه یکی گفت اگه استاد بیاد غیبت بزنهیکی فحش دادیکی رفتاومدیم بیرون از کلاسوسط راه رو ٬بودیم که استاد اومدما رو ندید ولی هر کی رو دید رفت سرکلاساونی هم که رفته بود برگشتمن به دوستم نگاه کردم گفتم بریم صبحونه</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Mon, 15 Oct 2018 08:50:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D8%AD%D8%A7%D9%84-sxdgmtvtruwm</link>
                <description>همه ی پست ها و استوری های اینستاگرام شده به این کمپین بپیوندید, نه به این , نه به اون , نه به اون نه!همه صحبت هامون شده از سیاست و اقتصاد گفتنگرونی و دلار و طلانبود برق آب تفریحفیلتر سایت ها و تلگرام , سانسور برنامه هاتجاوز و اختلاس و دزدینداشتن آزادی ...و ما که عادت می کنیم به این اخبار بداین می تونه پایان باشه عادت کردن به اتفاقای بدولی میشه امیدوار هم بود و این پایان بهتری خواهد بود.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Mon, 09 Jul 2018 09:27:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکس هایی از زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-vsftajv1v6r0</link>
                <description>ما ها از طریق فضای مجازی متوجه تغییرات زندگی دوستامون میشیم. اینطوریه که می بینیم دوستامون از عکس گذاشتن با بقیه دوستای دخترشون دست بر میدارن ، هر از گاهی چنتا عکس با جمله مفهومی نقطه نظرشون یا یه جوک نه چندان خنده دار پست می‌کنند و تو می فهمی که حتما در مرحله اول آشنایی با یه پسر هستند و بله مخاطب خاص ، بعد میشه عکس گل و حلقه. بعد هی باید عکس های دونفره لایک کنی، عکس همه بیرون رفتن ها ، بعد میشه یه عکس با مامان و تشکر ازش که می فهمی وارد مرحله خرید عروسی و خونه شدند اینجا دو تا مسیر داریم، یا اونایی که بعدش عکس عروسی و ماه عسل می زارن و بعدش باید هی اولین قورمه سبزی اولین شیرینی و اولین ها رو لایک کنی یا مسیر بعد که دیگه از اون فرد خبری نمیشه تا مدت ها و بعد با یه پست میان با ظاهری جدید موهای کوتاه و رژ پررنگ و یه جمله انرژی مثبت که میگه ما حالمون خوبه و پاک کردن همه ی عکس های دونفره اینجا می فهمی اون آشنایی نتیجه ای نداشته. و ما که نشسته ایم و فقط برش هایی از زندگی آدم ها رو  لایک می کنیم.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jun 2018 08:30:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه آرزو کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-a7zo9qy7qpug</link>
                <description>ایاصوفیه - استانبولیه ستون هست که بهش می گن ستون آرزوها٬روی اون یه گودیه میگن اگر انگشت شصتت رو توی اون بچرخونی و آرزو کنی اگر انگشتت نمناک شه یعنی آرزوت برآورده میشه.چنتا داستان براش نقل شده یکی که من دوستش داشتم این بود که:قرار بوده کلیسایی رو در طول ۵سال بسازند یه روز کارگرها خسته می شن و می گن بریم استراحت کنیم بعدا میایم با سرعت بیشتری کار می کنیم ٬ وسایل هاشون رو جمع می کنند کنار یه ستون و یکی از کارگرها به پسرش میگه که مراقب اون ها باشه تا برگردند وقتی می رن یه فرشته میاد و به پسره میگه که اون ها کار خوبی نکردند که از سرکارشون رفتند این کلیسا باید زود ساخته شه برو صداشون کن که برگردند سرکارشون پسر میگه که نمی تونه بره چون باید مراقب وسایل باشه فرشته می گه برو تا تو برگردی من مراقب هستم.پسر می ره و ماجرا رو برای پدرش و کارگرها تعریف می کنه اونا هم برای پادشاه تعریف می کنند پادشاه وقتی داستان رو می شنوه پسر رو برای همیشه تبعید میکنه!چرا؟!برای اینکه فرشته همیشه مراقب اونجا بمونه.داستان میگه که فرشته هنوز هم کنار اون ستون هست پس Make a wish!ستون آرزوها</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Fri, 23 Feb 2018 01:15:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین فیلمی که دوستش دارین چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/Top10-Movies-Series/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D9%87-pveiq63xxnxa</link>
                <description>به نظر من میشه یه جورایی شخصیت آدم ها رو از روی فیلم های موردعلاقشون شناختطرز نگاهشون و تفکرشون به زندگی. منظورم از فیلمی که دوستش داریم لزوما بهترین فیلمی که دیدیم نیستمثلا فارست گامپ یکی از بهترین فیلم هاست و من دیدنش رو به همه پیشنهاد می کنم ولی بهترین فیلمی که دوستش دارم نیست.اون فیلمی رو می گم که کلی بعدش بهش فکر می کنی و یه تاثیر خوب روت گذاشتهاون فیلمی که حتی بعد از مدت ها که از دیدنش می گذره هنوز به یادتهشاید حتی یه فیلم خیلی معمولی باشه مثلا یه سری آدم ها عاشق فیلم های نولان هستند قشنگ میشه فهمید چجور شخصیتی دارند یکی رو می شناختم بهترین فیلمی که دوست داشت نجات سرباز رایان بود یکی عاشق فیلم هندی بود یکی هم شیندلر لیستنمی خوام یا شایدم نمی تونم خوب بگم که با دوست داشتن فیلم محبوبشون چه خصوصیاتی رو می شه فهمید که دارند ولی میشه فهمید.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Thu, 22 Feb 2018 11:09:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برف</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D8%A8%D8%B1%D9%81-cqrcevip8zdk</link>
                <description>  کاش همیشه اینطوری برف بیاداستوری همه برف باشه و آدم برفی و استکان چای داغسلکشن اهنگای برف به گوش برسه عکس های یادگاری زیر دون دون های برفصدای خنده و شادی بچه ها و آدم بزرگا بیادخوردن یه کاسه آش داغهمه شال و کلاه رنگی همه مهربون و بالبخندهمه روزا برفکی رنگی رنگی</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jan 2018 13:08:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفس کشیدن سخته</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%D9%87-gogg0yog41jr</link>
                <description>یادمه تو راهنمایی یه انشا نوشته بودم که اینطوری شروع می شددود ٬ دود ٬ آلودگی های صوتی ٬ کثیفی شهرمون به خاطر ماشین ها ...از اون انشا یه ۱۴ سالی می گذره ولی هنوز میشه همه ی انشا ها با موضوع  &quot;توصیف شهر خود&quot; را همین طوری شروع کرد.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Wed, 20 Dec 2017 15:53:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سریال ها</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7-nkm8ycbyrn3v</link>
                <description>از سریال هایی که خیلی دوسشون دارم Friends,  How I Met Your Mother, The Big Bang Theory, Brooklyn nine nine از این مدل سریال هایی که قهرمان داستانش یکی دونفر نیستند همونا که قهرمانش درست سر وقت می رسه و آدم بدا رو شکست می دهتو این سریالا آدم بدی وجود نداره به مرگ هم کاری ندارند به جاش تلاش می کنند هر روزشون رو زندگی کنند و کاری رو انجام بدن که خوشحالشون می کنهخلاصه که من هیچ وقت سریال هایی که قهرمان دارند رو دوست نداشتم Arrow, Flash, Supernatural بیشترشون رو بعد از دیدن چنتا فصل گذاشتم کنار. به نظرم نجات دادن جون آدما اونقدرها هم جذاب نیست نجات دادن لحظه های زندگی قشنگ ترهاز این سریال ها هم خوشم اومدهWest world, Game of thrones, Person of interestسریال هایی که محتوای کلی داستانش آدم رو مجبور می کنه به فکر کردنیه سری سریال هم هست که به نظرم جنبه سرگرمیشون بیشتره مثل Prison break, SuitsFriendsHIMYMTBBT</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Sat, 16 Dec 2017 10:48:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-zjza3dhxwxei</link>
                <description>یه بار یه جا خوندم موفقیت یعنی زندگی را به دلخواه خود گذراندن!این شد عنوان همه ی روزهای من...عنوان همه ی روزهایی که خواستم به دلخواه من بگذرند ولی نگذشتندکاش همیشه موفق باشیم!</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Wed, 29 Nov 2017 16:57:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-n6qeyhloeh4l</link>
                <description>مامانم داره حلوا درست می کنه و تند تند داره هم می زنه هر همی هم که می زنه زیر لب اسم فوت شده ها رو می گه و براشون فاتحه می خونهمی گم بزار منم هم بزنم قاشق رو از دستش می گیرم ولی به جز پدربزرگ هام کسی دیگه ای یادم نمیاد که فوت شده باشهخوشحال میشم که تعداد آدم هایی که می شناسم مردن کمنکاش هیچ وقت به لیستم کسی اضافه نشه... مامانم می بینه دو تا هم بیشتر نزدم میگه بگو برسه به بی وارث و بدوارث </description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2017 17:46:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنجره بسته</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-wnykjquirlk9</link>
                <description>یه روزهایی هست که پنجره اتاق بسته ست از اون روزهایی که به جای کد زدن فقط زل می زنی به چشمک زدن کرسر روی صفحهاز اون روزهایی که دلت حتی برای روزهای تکراری گذشته تنگ شدهاز اون روزهایی که هوا آلودست و آسمون آبی آبی نیستاز اون روزهایی که با هر آهنگی اشکت در میاداز اون روزهای غمگینی که یه آهنگی که تا حالا گوش ندادی رو پیدا می کنی و پشت سر هم هی گوش می دیش&quot;برو وسط اینقد به خودت نگیر سخت مگه آدم چقدر زنده ست؟لحظه رو دریاب و زندگیتو بگیر جشن&quot; https://www.youtube.com/watch?v=oSs8pYgd4YU </description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Mon, 06 Nov 2017 16:34:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بارش افکار</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-kajpuwyhlos2</link>
                <description>استاد درس سمینار: فکر کنین به شما می گن برای گیره لباس یه نوآوری بگین که ازش چه استفاده های دیگه ای می شه کرد؟...فکر کنید...چند نفرتون شکل و اندازه اش رو تغییر دادین ٬ اجزاش رو جدا کردین؟ چند نفرتون کاربرد دیگه ای جز &quot;گرفتن&quot; که کار اصلیشه کار دیگه ای پیشنهاد دادین؟میشه مثلا یه سرسره باشه٬ گل سر٬آتل دست٬...ذهن خود را نبندید!</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Sun, 22 Oct 2017 13:37:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقاشی</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-atbloearean8</link>
                <description>امروز یه درخت تپل دیدم یاد نقاشی های بچگی افتادم همون خونه قهوه ای تک پنجره وسط یه عالمه چمنو گل های تک و توک رنگی رنگی با یه درخت تپل گوشه صفحه و آسمون آبی و پرنده های تیک( هفت )مانند در حال پرواز.درختنمی دونم چرا تو بچگی این نقاشی رو می کشیم من که تا حالا همچین جایی رو از نزدیک ندیدم که پنجره خونه ش رو به من باز شه و آسمونش یه دست آبی باشه و انقد همه چی توش آروم باشهولی شاید یه روزی یه جایی میون این همه ساختمونای سفید و مشکی بلند یه خونه ی قهوه ای کوچیک پیدا کردم که درش رو به دنیای بیرون باز شه و درختاشم همه تپلو باشنشاید اون موقع بفهمم پرنده ها دارن به سمت من پرواز میکنن یا دارن دور میشن!</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Fri, 13 Oct 2017 22:18:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D8%AC%D9%88%D9%86-n3bophcjomsf</link>
                <description>دوست دارم زبان های دیگه رو بخونم و قواعدشون رو یاد بگیرم مثلا پایتونپایتون می خونم و به فاصله ها فکر می کنم که چقدر مهمنبه سمی کالمنی ( ; ) که دیگه بودنش مهم نیسبه سلامی که چقدر راحت می شه به جهان کردبه متغیرهایی که مجبور نیستن نوعشون اولشون اعلام شه و ...یه دوره یادگیری برای تازه کارها رو که تموم می کنم ترمینالمو می بندمو اندروید استودیوم رو باز می کنمکدش نسبتا زیاده ولی یه Hello world چاپ می کنم و خوشحالم که حداقل آخر هر خط کدم یه پایان داره یه سمی کالمن .D:</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Fri, 29 Sep 2017 20:43:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه روز تو آرایشگاه زنونه</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D9%86%D9%88%D9%86%D9%87-lalsm9qy1wxd</link>
                <description>من تو آرایشگاه زنونم از هر اتاق یه عروس می یاد بیرون و دنبالش چند نفر با مهربونی و حس خوشبختی نگاهشون می کنن عروس ها با لباس های سفیدشون ،شیفون دامنشون رو زدن بالا که کثیف نشه و بتونن راحت راه برن و بشینن ، شبیه قایق شدن قایق سفید. موهاشونو درست کردن آرایش شدن و جلوی آینه وایسادن خودشون رو نگاه می کنن.اینجا صدای سشوار می یاد بوی لاک و استون و رنگ مو می یاد.اینجا موها مرتب شدست و رژ لب ها پر رنگن و مژه ها فرچه ای. اینجا من نشستم و به الگوریتم این پروسه فکر می کنم.به قبل و بعد آرایش آدم هابه قایق های سفید شناور تو دریا</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Tue, 12 Sep 2017 12:13:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساز</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D8%B3%D8%A7%D8%B2-rq5qrq5fkvsv</link>
                <description>چشم هام رو می بندم و به موسیقی هایی که از هر اتاق میاد گوش می دم ، صدای سازهایی که به آخر نرسیده قطع می شن و دوباره از اول...سعی می کنم سازها رو حدس بزنم ، صدای غمگین آهنگ حتما صدای سازدهنیه ، از اتاق سمت چپ صدای پیانو میاد و از یه اتاقم صدای آشنای سنتورچشم هام رو باز می کنم و به نت های پخش شده تو هوا فکر می کنم که کنار هم چه آوای قشنگی می سازن. آموزشگاه موسیقی</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jul 2017 13:56:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صدا</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/%D8%B5%D8%AF%D8%A7-xoa0ustnv</link>
                <description>اینجا خیلی آرومهنه از صدای تیک تاک ساعت خبری هست نه صدای جیک جیک پرنده ها نه بوق ماشین ها.تنها صدایی که به گوش می رسه صدای هر از چند وقت تق تق کیبورده که اگر صداش تند شه یعنی یکی داره چت می کنه وگرنه داره کد می زنه یا شایدم مثل من داره بلاگ می نویسه.سکوت خوبه ولی الان از این همه آرومی خسته شدم دوست دارم با یکی حرف بزنم اما نمی دونم چی بگم شاید حواسشونو موقع کار کردن پرت کنم پس بازم هیچی نمی گمهندزفریم رو می زارم روی گوشمو یه آهنگ پِلی می کنم ولی صداش رو آروم آروم می کنم اونقدر که آهنگم ، پس زمینه صدای سکوت باشه اونقدر آروم که صدای سکوت رو هم بشنوم.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jun 2017 05:24:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>First try!</title>
                <link>https://virgool.io/@Golnaz/first-try-l11teigjl</link>
                <description>به نظر من یکی از بهترین لذت ها اینه که کُدت درست اجرا شه. یادمه اولین بار که یه کد نوشتم و اجرا کردم ترم ۲ دانشگاه بودم گروه های دونفره باید پشت سیستم می نشستیم و کد می زدیم. اولین تمرینمون باز کردن یه مسیج باکس بود با دوستم سریع نوشتیمش و واسه اینکه خیلی بانمک به نظر بیایم تو توضیح مسیجم نوشتیم &quot; لطفاً دست نزنید &quot; وقتی استادمون می خواست کارمون رو چک کنه و دکمه اکی مسیج رو بزنه ما ریز ریز می خندیدیم که دست زد هههه. حس خوب درست اجرا شدن کدمون رو هنوز هم یادمه.خیلی وقت ها بعد از کلی تلاش میشه به نتیجه درست رسید , خیلی کم هم تو اولین تلاش!اون لذت ,تو زدنِ اون دکمه ی آخر برای اجرا و دیدنِ نتیجه ی درسته.</description>
                <category>گلناز</category>
                <author>گلناز</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jun 2017 06:18:27 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>