<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Chemist</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@GreatHelper89</link>
        <description>در مسیر زندگى هرگز نمى افتد به چاه با چراغ دین و دانش گر بشر بینا شود.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:37:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2556385/avatar/qPgTOu.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Chemist</title>
            <link>https://virgool.io/@GreatHelper89</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داستانِ «غرب زده!»</title>
                <link>https://virgool.io/FaratarAzNeveshteh/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%B2%D8%AF%D9%87-vvy1aluojkci</link>
                <description>مقدمه:از او پرسیدم: چرا چنین لباس پوشیدی؟گفت: چون غرب زده ام!پرسیدم: چرا چنین می کنی؟گفت: غرب زده ام!پرسیدم: چرا الگو نمی گیری؟گفت: غرب زده ام!پرسیدم: آیا اشتباهت را می دانی؟گفت: آری!آری!پرسیدم: چرا اصلاح نمی کنی؟گفت: غرب زده ام...!سلام و عرض ادب. از متن بالا چه ها فهمیدید؟ آیا به تک تک کلمات اندیشیدید؟پس بیایید، پس از شعری زیبا، به ادامه ی مطلب بپردازیم...به دست خویش بگشودم بلای بسته را، آریچنین باشد که بر شخصی دل فرهنگ دربنددگر او را صد گنه باشد، چو بر یادش دهم حالیز چستی هر گناهی را به عذر لنگ دربندد!!!!یکم اندیشه به خرج دهیم...پاسخ اول:پوشش غرب، اشاره به بی حجابی دارد که عقیده ای جاهلانه و علیه دین اسلام و انسانیت و غیرت است.پاسخ دوم:هرکسی غرب زده شده است، همه ی کار های غربی ها را انجام می دهد و خواهد داد، اعم از خوب و بد(مهم خوب یا بد بودن کار نیست، مهم نیت است!، لیبرالیسم...!)پاسخ سوم:غربی ها آنقدر مغرور و متبکر(غرور و تکبر از گناهان کبیره می باشد) هستند که الگو گیری از جوامع انسانی را از یاد برده اند، یک غرب زده هم همینگونه...پاسخ چهارم:در این سوال، پاسخ ظاهری: نه و پاسخ باطنی: آری، هست. آنان اتشباهاتشان را می دانند اما نمی توانند از آن برگردند(شجاعت زیر صفر...!)پاسخ پنجم:این پاسخ هم با پاسخ قبلی رابطه ی تنگاتنگی دارد: یک غربی، یک غرب زده، از اصلاح شدن فراریست؛ چونکه خویش را بی نقص می داند...!حسن ختام:هیچ وقت دیر نیست؛هر کسی قابل تغییر است...موفق باشید#غرب_زدگی#فراتر_از_نوشته#سیاست</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jul 2023 10:21:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزادی یا نادانی؟ مسئله این است!</title>
                <link>https://virgool.io/Tafakkor/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cztgsekxl0hb</link>
                <description>به نام خداوند شمشیر وتیغ ............................... که باران آتش درآرد زمیغسلام و عرض ادب...در پست به موضوع «آزادی» می پردازیمنماد آزادی؛یا آتش جهنم؟!آیا معنی #زن_زندگی_ آزادی را دانستید؟ من بیشتر توضیح نمی دهم، خودتان در این پست مشاهده کنید...فمینیسمآنخ ماسون!خودتان مقایسه کنید...!بیایید این پست را به دو نوع پیش ببریم، مذهبی و غیر مذهبیاگر شما می خواهید قسمت غیر مذهبی(عمومی) پست را مشاهده کنید، کمی پایینتر، منتظرتانیم.به زبان دین و مذهب:یک فرد مذهبی، معنای آزادی را می داند. آیا &quot;همجنسگرایی&quot;،&quot;Lgbtq+&quot;،&quot;حیوان گرایی&quot; و &quot;حیوان صفتی&quot;، &quot;تجاوز به حریم شخصی دیگران&quot;، &quot;رنجاندن دیگران برای خوشگذرانی&quot;، &quot;ازدواج با مصنوعات و اشیا&quot; و &quot;ازدواج با اجنه(به زودی...)&quot; آزادیست؟؟!آیا استفاده از سحر و جادو، مخصوصا با نیت و قصد بد، آزادیست؟برای درک بهتر آزادی، می توانید کتاب &quot;آزادی بندگی هدف زندگی&quot; نوشته ی استاد مرتضی مطهری را مطالعه فرمایید.(وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ)؛ «و از دوش آنان قید و بندهایی را که برایشان بوده است، برمی دارد...».(ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یؤْتِیهُ اللَّهُ الْکتابَ وَ الْحُکمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یقُولَ لِلنَّاسِ کونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ)؛ «هیچ بشری را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبری بدهد؛ سپس او به مردم بگوید: به جای خدا، بندگان من باشید». این گونه آزادی و آزادگی، نوید و بشارت واقعی را برای آدمی به ارمغان می آورد.(وَ الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَی اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْری فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِک الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِک هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ)؛ «و آنان که خود را از طاغوت به دور می دارند، تا مبادا او را بپرستند و به سوی خدا بازگشته اند، آنان را مژده باد؛ پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامی دهند و بهترین آن را پیروی می کنند. اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان».حضرت علی (ع) در وصیت خود به فرزندش امام حسن (ع) این گونه سفارش کرد: «نفست را از هر پستی، گرامی دار؛ هر چند دنائت، تو را به خواهش هایت برساند؛ زیرا هرگز در برابر نفس [ارجمند] خودت که می بخشی، چیز ارزنده ای به دست نخواهی آورد. بنده دگری مباش؛ زیرا خدایت تو را آزاد آفریده است»!آزادی و مفهوم «انسان»با توجه به حقیقت وجودی انسان (طبیعت و فطرت؛ سقوط و صعود)، خداوند، هم «آزادی تکوینی» به بشر عطا فرموده و هم بر «آزادی تشریعی» او مهر تأیید زده است؛ تا در پرتو آن، آدمی بر ترمیم کاستی ها و ایجاد مصونیت از آسیب های ناشی از کژی های ضلع طبیعت خود، توانا گردد و با شناخت و پرداخت آزادانه به ضلع فطرت خویش، مرتبه خلافت الهی و کارگزاری خداوند را به دست آورد و به عبارت دیگر، اسلام، انسان را واجد قابلیت ها و صلاحیت هایی می داند که سبب شایستگی و بایستگی بهره مندی او از موهبت «آزادی» است. از این رو، قرآن یکی از اهداف بعثت پیامبر گرامی (ص) را تحقق آزادی تلقّی کرده است؛ (وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ)؛ «و از [دوش ] آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بوده است، برمی دارد».گویا با نبود آزادی، دعوت به دین و دین داری، لغو و عبث است. البته به جهت جلوگیری از خلط اصطلاحات و رهزنی عبارات، بهتر آن است که ما به جای واژه آزادی، از واژه ارزشمند «آزادگی» سخن بگوییم و در زندگی خود و دیگران، به دنبال آن باشیم؛ زیرا واژه آزادی مانند واژه هنر و هنرمندی، گاهی از معنای اصلی خودش دور می شود و به جای این که با «مسئولیت و فعالیت» همراه باشد، با شهوت و بی بند و باری آمیخته می شود!https://hawzah.net/fa/Article/View/103323/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86امام على عليه السلام :أيُّها الناسُ ، إنّ آدمَ لَم يَلِدْ عَبدا و لا أمَةً ، و إنّ النّاسَ كلَّهُم أحْرارٌ . اى مردم ! آدم نه بنده اى زاييد و نه كنيزى . مردم همه آزادند .( نهج السعادة : ۱/۱۹۸ )امام على عليه السلام :لا يَسْتَرِقَّنَّكَ الطّمَعُ و قَد جَعلَكَ اللّه ُ حُرّا .طمع ، تو را به بندگى نگيرد، كه خداوند تو را آزاد آفريده است .( غرر الحكم : ۱۰۳۷۱ )امام على عليه السلام :حُسنُ البِشْرِ شِيمَةُ كُلِّ حُرٍّ .خوشرويى، خوى هر آزاده اى است .( غرر الحكم : ۴۸۵۸ )امام على عليه السلام :إنَّ الحَيـاءَ و العِفَّـةَ مِن خَلائـقِ الإيمانِ ، و إنّهُما لَسَجِيّةُ الأحْرارِ و شِيمَةُ الأبْرارِ حيا و عفت از خصلتهاى ايمان است . اين دو، سرشت آزادگان و خوى نيكان است.( غرر الحكم : ۳۶۰۵  )امام على عليه السلام :جَمالُ الحُرِّ تَجَنُّبُ العارِ . زيبايىِ آزاد مرد، به دورى كردن از ننگ است .( غرر الحكم : ۴۷۴۵ )امام على عليه السلام :مَن قَضى ما اُسْلِفَ مِن الإحْسانِ فَهُو كامِلُ الحُرِّيّةِ .هر كه به وعده احسانى كه در گذشته داده است عمل كند، آزادگى اش كامل است .( غرر الحكم : ۸۷۲۱ )امام على عليه السلام :الحُرِّيّةُ مُنَزَّهَةٌ مِن الغِلِّ و المَكْرِ . آزادگى، از كينه توزى و نيرنگ منزّه است .( غرر الحكم : ۱۴۸۵ )امام على عليه السلام :لَن يُتَعَبَّدَ الحُرُّ حتّى يُزالَ عَنهُ الضُّرُّ .آزاده هيچگاه بنده نگردد، مگر آن دم كه كسى گرهى از كار او بگشايد .( غرر الحكم : ۷۴۱۴ )امام على عليه السلام :مِن تَوفيقِ الحُرِّ اكْتِسابُهُ المالَ مِن حِلِّهِ . از توفيقات آزاده، به دست آوردن مال از راه حلال است .( غرر الحكم : ۹۳۹۳ )امام على عليه السلام :ابْذِلْ مالَكَ في الحُقـوقِ ، و واسِ بهِ الصَّديقَ ؛ فإنَّ السَّخاءَ بالحُرِّ أخْلَـقُ .دارايى خود را در آنجا كه حقّ است ببخش، و دوستت را در آن سهيم كن، كه جامه بخشندگى بر تن آزاده مرد زيبنده تر است .( غرر الحكم : ۲۳۸۴ )آزادی در اندیشه سیاسی غرب معمولاً به دو نوع آزادی منفی و آزادی مثبت تعریف و تقسیم می‌شود؛ اما در الگوی سه‌گانه اندیشه سیاسی اسلام به سه نوع یا سه سطح آزادی می‌توان دست یافت.1. آزادی فکری-کلامی2. آزادی اخلاقی- گرایشی یا معنوی3. آزادی فقهی- کنشیپس آزادی با نادانی بسیار متفاوت است...به زبان غیر مذهبی و عمومی:اگر شما به آزار دیگران، آزادی می گویید و بخاطر اینکه برای کارتان مجازات می شوید، ناراحت می شوید و معترضید که چرا آزادی نیست، اگر کسی همین کار های بی رحمانه و جاهلانه را با شما انجام دهد، باز هم آزادیست؟؟!کثافت کاری و دوری از انسانیت نادانیست؟؟! به دنیای مادیات و طبیعت وابسته نباشید که نادانیست...نفس دارای قوای سه گانه شهویه، غضبیه و عاقله است که هر یک تامین بخشی از نیازهای انسان را بر عهده دارندآیا این درست است که بخاطر یکی از این سه قوه، خراب کاری کنید روی انسانیت و مرز های نادانی و دانایی رو جا به جا کنید؟!ما نمی دانیم چرا جو بایدن، پیش از رئیس جمهور شدن علیه همجنسگرایی بود ولی بعدش، در همایششان شرکت کرد و گفت ما تا آخر از شما حمایت میکنیم؟(وات دا فاز برادر؟)آزادی را با نادانی اشتباه نگیرید...خدا یار و نگهدار...</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jul 2023 20:40:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستانِ راست و دروغ...</title>
                <link>https://virgool.io/FaratarAzNeveshteh/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-xovjm18hfspy</link>
                <description>به نام خداوند جان و خرد...روزی، روزگاری در سرزمینی به نام زمین، قدم می زدم. درمورد رودخانه های زیبایش شنیده بودم... می خواستم از آنجا، یکبار هم که شده، دیدن نمایم.با کاغذ سبز رنگی که(اسمش را نمی دانم) از دوستم گرفته بودم، سوار وسیله ی نقلیه ای به نام اتوبوس شدم و به راه افتادم...در شهری به نام «USA» پیاده شدم... جای عجیبی بود، زبانشان را نمی فهمیدم، البته زبان دلشان را...!درحال حرکت به سمت رودخانه بودم که دیدم مردم به سمت رودخانه می روند و فریاد می زنند:«راستی! راستی! راستی آمد!!»من هم متعجب مانده بودم... با خود گفتم که بهتر است بروم و ببینم چه خبر است؟!...وقتی که رفتم، دیدم همگی فریاد می زنند:«زنده باد راستی! زنده باد راستی!»وقتی که  قیافه ی راستی را دیدم، اصلا شبیه راستی نبود...! صورتی جهنمی داشت! سیاه و زشت...!!با خود گفتم:«مردم این شهر یعنی نمی فهمند این اصلا شبیه راستی نیست؟ به راستی، اگر این راستی نیست...، راستی کجاست؟؟؟»مردم که &quot;راستی دروغین&quot; را بدوش خود گرفته و با فریادی و خوشحال، به سمت شهر می رفتند...من هم که دیدم کاری از دستم بر نمی آید، به سمت رودخانه راه افتادم...به رودخانه که رسیدم، موجودی زیبا را دیدم، روشن بود، لامپ نبود... درحالی که لباسی سیاه پوشیده بود و خیس، کنار رودخانه بر روی سنگی در حال مویه بود...ازش پرسیدم: کیستی؟پاسخ داد: برادر، راستی ام...! دروغ بود که لباس مرا پوشید و رفت و من به ناچار، لباس دروغ پوشیدم!راستی خویش نهان کس نکرددر سخن راست زیان کس نکردراستی آور که شوی رستگارراستی از تو ظفر از کردگارگر سخن راست بود جمله درتلخ بود تلخ که الحق مرچون به سخن راستی آری بجایناصر گفتار تو باشد خدای«نظامی»#فراتر_از_نوشته</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jul 2023 13:13:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودت، شایسته ی سال...!</title>
                <link>https://virgool.io/weeklyChallenge/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-stiy98jtigga</link>
                <description>  ..........به نام مرسله پیوند گلوی قلم....سابقه سالار جهان قدم...........«فراموش نکنید این میزان تمرکز شما است که واقعیت زندگی‌تان را تعیین می‌کند»یک سَلامی بزرگ برای شما دوست عزیز و ارجمند که درحال مطالعه ی این مقاله هستید...نکته: با این نمودار ها و درصد ها و اعداد و ارقام، بنده، نه تنها قصد ناراحتی و حزن شما را ندارم، بلکه می خواهم به شما نیز در رسیدن به خودشکوفایی و اعتماد به نفس و یافت ارزش خویش نیز کمک کنم...نمودار افسردگی در ایران:15000 نفر47-39.2 %نمودار امید به زندگی در ایران:70 سالمیزان مطالعه ی سرانه ایران(بر حسب دقیقه):16.36 sec16.36 --&gt;  1399آمار مهاجرت ایرانیان: 20000 الی 125000اما، برای چه، این آمار و نمودار ها را برای شما یه نمایش گذاشتم؟بدلیل اینکه به شما بگویم:                       «شما ارزشمندید، احسنت بر شما، شما با ارزشید، شما قدرتمندید»می خواهم بگویم که:شما بسیار با ارزشید، آنقدر قدرتمندید که توانستید این وضعیت بد اقتصادی و... را نه در ایران بلکه این وضعیت منزجر کننده که کل دنیا را فرا گرفته، تحمل کردید و با آن جنگیدید و زمین نخوردید...شما آنقدر قوی هستید، که امید و ایمان خود را رها نکردید، در برابر این سختی ها ظالمانه ی ظالمان، همچون یک مرد، «ایستادید»!شما آنقدر باشرف و وطن دوست هستید که وطن خویش را رها نساختید، آن را طرد نکردید و کنارش ماندید و برایش جنگیدید، آری...، این شما بودید و هستید که وقتی دشمن حملات سایبری و فرهنگی می کند، جلوی آن می ایستید و دیگران را آموزش می دهید!این شما هستید که می خواهید با علم و دانش و یادگیری خود، خودتان، خدا، خانواده و کشور و دین خودتان را سربلند کنید...!اینها شمایید که درحال جنگ سایبری هستید، به گفته ی مقام معظم رهبری:«جوانان امروز، در فضای مجازی فعالیت دارند... این فضای مجازی می تواند وسیله ای باشد برای کوبیدن بر دهن دشمنان...!»شمایی که می زنی بر دهن دشمنت، احسنت بر تو...این شما، مردم شریف کشور ایران هستید که امید به زندگی بالایی دارید، نترسید، امیدتان را افزایش دهید، خداوند متعال و کشورتان را سربلند کنید و قویتر نشان دهید!از افسردگی دور باشید، شما که تا اینجا آمده اید، بقیه اش را هم بیا و انتهای زیبا را تماشا کن و دست امام زمانت را بگیر، مَرد!میزان مطالعه ی سرانه را که تا اینجا آورده اید، احسنت! باز هم تلاش کنید و ادامه دهید... کشور ما نوابغ زیادی راپرورش می دهد... شما هم قدمی بردارید، مهم نیست کوچک یا بزرگ، دست بجنبانید و عمل کنید، آنگاه است که امام زمانت می بینید و می گویید:«ما شاالله، بنده ی من...»آن زمان است، که خود، از شادی، فریاد پیروزی میزنی! بانگ میزنی:«دنیا، فقط همین بود؟»تو، خودت، بهترین خودت هستی، شایسته ی سال هستی.با درد ها رفیق شو، چونکه برای هرکسی، «درد» هست، اعم از پولدار و بی پول، اعم از کافر و مومن...درد، بهت آموزش میده، درد، تورو برای ظلم و ستم های دنیوی آماده می کنه، تورو قویتر و قویتر میکنه، روحتو بزرگتر و قویتر می کنه...همیشه امیدوار باش، همچون داستان زیر:در سال ۱۹۱۲ میلادی، ۳ دانشمند استرالیایی برای یک سفر تحقیقاتی-اکتشافی به قطب شمال رفتند. در راه بازگشت یکی از آن ها همراه با سورتمه و بخش زیادی از تجهیزات و ذخیره غذایی شان به درون یک شکاف یخی سقوط کرد و جان داد. برای بازگشت به پایگاه، دو دانشمند باقیمانده مجبور بودند بیابانی یخ زده به طول ۵۰۰ کیلومتر را بپیمایند. آن ها تنها برای یک سوم از مسیر خود آذوقه داشتند. از این رو آن ها مجبور شدند که سگ هایشان را کشته و آن ها را بخورند. یکی از آن ها در طول مسیر به دلیل گرسنگی و خستگی جان داد و دیگری نیز انگشتانش از سرما یخ زده و سیاه شده بودند، موها و پوستش می ریخت.همچنین پایش به شدت خونریزی داشت و زخم هایش عفونت کرده بود. اما ناامید نشد و امید به زندگی باعث گردید به راه خود ادامه دهد تا به پایگاه برسد. وقتی که وی به پایگاه رسید خبر بسیار بدتری در انتظارش بود. کشتی که قرار بود او را با خود به استرالیا بازگرداند ۵ ساعت قبل از رسیدن او به پایگاه آن جا را ترک کرده بود و او چاره ای جز انتظار به مدت ۱۰ ماه دیگر برای بازگشت کشتی و رفتن به خانه نداشت. نام این مرد داگلاس ماوسون بود.یا...در آوریل ۲۰۰۳، در پارک ملی کنیون لندز در ایالت یوتا یک تخته سنگ ۳۰۰ کیلویی روی دست کوهنوردی به نام آرون رالستون افتاده و دست راست او را گیر انداخت. وی ۴ روز در همان حالت باقی ماند. او حتی اسم خود را روی سنگ حکاکی کرده و روز مرگ خود را به صورت تخمینی در کنار آن نوشت. اما در نهایت امید به زندگی باعث شد که تلاش کند و با بریدن و قطع کردن دستش با یک چاقوی کوچک بتواند خود را آزاد کند. بعد از آن وی توانست دیواری ۳۰ متری را پایین آمده و در نهایت گروهی توریست او را به بیمارستان منتقل کردند. او زنده ماند و به کوهنوردی با یک دست باقیمانده ادامه داد.یا حتی...در سال ۱۹۸۲، در اقیانوس اطلس، یک قایقران آمریکایی به نام استیو کالاهان در طی مسیر خود با یک طوفان دریایی مواجه شده و قایقش غرق شد. وی توانست سوار بر قایق بادی یدکی خود را نجات داده و جعبه کمک های اولیه را نیز بردارد. بدین ترتیب وی بدون این که بتواند مسیری برای خود انتخاب کند در دل اقیانوس سرگردان شده بود. وی از یک نیزه برای شکار ماهی استفاده می کرد و در مقابل امواج مبارزه می نمود، حتی از حمله کوسه نیز جان سالم به در برد.۷۶ روز بعد قایق بادی او به سواحل ماری گالانت در دریای کارائیب رسید و ماهیگیران محلی توانستند او که بخش زیادی از وزن بدنش را از دست داده بود را نجات دهند. کالاهان بیش از ۳٫۲۰۰ کیلومتر را با قایق بادی خود طی کرده بود. وی در ساخت فیلم « زندگی پی» (Life of Pi) نقش مشاور آنگ لی، کارگردان فیلم را داشت. تنها امید به زندگی باعث شد که کالاهان دست از تلاش برای زنده ماندن نکشیده و تسلیم مرگ نشود.تو مگر از این افراد، کمتر داری؟؟ خدا همه ی ماها را برابر آفریده است، شک نکنید، حتی قطره ایتویی که الان، شایسته ی سال هستی، تلاش کن سال بعد هم همینطور باشد:خودت را قویتر کنبیشتر مطالعه کنبیشتر یاد بگیرایمانتو قویتر کنورزش کنخلاقتر شوو...(هزاران &quot;وَ&quot;یِ دیگر...)و...شما، بسیار با ارزش تر از آن هستید که فکر می کنید...شما اشرف مخلوقات هستید...حسن ختام:«انسان،تو بهترین ساخته ی دست خداییاما،ارزش و احترامت دست خود توست»...&quot;موفق باشید&quot;#مسابقه_دست انداز#چالش_هفته#حال_خوبتو_با_من_تقسیم_کن</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 21:49:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراتر از نوشته...</title>
                <link>https://virgool.io/FaratarAzNeveshteh/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-cra4bjh6vc5f</link>
                <description>ای نام تو بهترین سرآغاز     بی‌نام تو نامه کی کنم بازای یاد تو مونس روانم         جز نام تو نیست بر زبانمسلام دوستان! خوش آمدید به یک &quot;فراتر از نوشته&quot;مسابقات و چالش های زیادی در ویرگولِ عزیز انجام شده و باعث سرگرمی و خوشحالی و بهتر شدن قلم( یا بهتر است بگم: کیبورد) دستتان در نوشتن شده...یکی دیگر از مسابقات این سایت باحال، مسابقه ی &quot;فراتر از نوشته&quot; هستش که موجب جذاب تر شدن اینجا میشه...برای شرکت در این مسابقه، از هشتگ #فراتر_از_نوشته استفاده کنید. شما که ماشاالله اینقدر فعال هستید، یک پست زیبا، خاص و متافوت هم با این موضوع بنویسید، به قول معروف: یک موضوع کاریزماتیک...!منتظر نوشته های خاص شما هستیم... &lt; همین الان بنویسید &gt;منتظرتانیم... #فراتر_از_نوشته</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 13:02:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام AI!(امتحانش کن)</title>
                <link>https://virgool.io/Trying/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-ai%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DA%A9%D9%86-hzrdbpovgmdx</link>
                <description>به نام خداسلام دوستان، خوش اومدین به این پست، توی این پست سعی کردم با خلاقیتم و هوش مصنوعی Bing، تصاویری زیبا و جالب رو خلق کنم که شما لذت ببرید:مردی در جهنم درحال تفکر بر گناهانش:a sad man in the hell next to the evil thinkning aboyt his bad jobsمردی که به علامت &quot;دست انداز&quot; اشاره می کند!a handsom musculer happy man is Pointing with the finger to the Bumpy way sign in the roadدرحال نابود هوش مصنوعی: a man destroyes AI, digital artعقاب سواری!a man flying on a eagle in the sky near the tokyoربات در تماشای کهکشان(منتخب پروفایل):a robot whatching whole galaxyپاپ کورنی درحال خوردن پاپ کورن!a popcorn eating a popcorn!بارشی بر زمین:the earth raining in the earthماشین کارآگاه گجت!a car driving under the sea, digital artو برای آخرین تصویر هم Surprise Me رو امتحان کنیم:indigo dahlia, macro photographyطراح و با مهارت و کار آزموده بودخلاقیت زدست خلایق ربوده بود..._موفق باشید</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 11:20:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیاندیش مرد!(چالشِ اندیشیدن خرگوش)</title>
                <link>https://virgool.io/Tafakkor/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%90-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%AE%D8%B1%DA%AF%D9%88%D8%B4-j7qpvzjpsep9</link>
                <description>مقدمه:دنیا زیباست. میتونیم و میتونید اونرو با تفکر زیباتر کنید یا با جاهلیت، زشت کنید. به خودتون بستگی داره. در هر دو صورت، افرادی مقابل شما و افرادی نیز کنار شما قرار دارند؛ اما باید توجه داشت که با اولی؛ خدا کنارت هست و با دومی، خدا در مقابلت و شیطان(ابلیس) در کنارت...!( سنگین بود، بدون اتلاف وقت گرانبهایمان، بریم سر اصل مطلب!)#بیاندیشمی توان افراد را مبنا بر ویژگی های مختلفی تقسیم و گروه بندی کرد که ما به یکی از آن زوایا که بسیار مهم است، می پردازیم:افرادی که جنود جهل را بیشتر از جنود عقل، به میدان آوردند(یا شاید حتی جنود عقل را نیاوردند!)افرادی که جنود عقل را بیشتر از جنود جهل، به میدان آورده اند( و حتی شاید جنود جهل خوابند!)عقل: 75 سرباز که یکی از آنها وزیر است: خِیرجهل: باز 75 سرباز که یکی از آنها وزیر است: شَرّخب بیایید باهم بیاندیشیم، ولی قبل از اندیشه، به سخنی از مولانا بپردازیم که به قول امروزی ها، حق است!افسوس روزی خواهد آمد بی دینی نماد روشنفکری باشد_ مولویهر چه میاندیشم، مولانا دارد الان و امروز را می گوید...؟!بله... همینطور است. فکر می کنید خدا ناباوری از کجا آمد؟ فکر می کنید ندانم گرایی از کجا ظهور کرد؟ چگونه به حقیقت پیوست؟مارکسیم جان، چطوری جانم؟ اووووه، بچه ها نازیسم و فاشیم و کمونیسم و... را یادم رفته بود...!اینجاست که باید یک #ایدئولوژی پررنگ بگذارم!!!کلی ئیسم و ایدئولوژی های گوناگون...( راستی، استاد سکولاریسم را یادم رفته بود! )خدا این ها را می بیند چه می گوید؟یک تعریف ساده و اساسی و کلی از اندیشه:هر حرکت و انتقالی که برای نفس در ادراکات جزئی صورت گیرد را در اصطلاح اندیشه گوینداندیشه که نباشد: ایدئولوژی هایی ظهور می کنند، مانند: زمین تخت گرای(!)شما تفسیر قرآن را بخوان، مسلمان می شوی، از بس که حق است...اگر نمی خوانی، به این معناست که می ترسی و ترسوییاگر می گویی وقت ندارم و اتلاف وقت است، آنقدر توی اینستا و تلگرام و چت جی پی تی و... گشت زدی که چشم هایت پیکسلهایشان سوخت!(شوخی)ببینم شجاعتش را کی میابی؟ هه، این هم مثل حکایت حضرت ابراهیم شد که بت ها را میشکاند و میگفت از خودش بپرس چرا اینطوری شده#دین #اسلامتا درودی دیگر، بدرود، بچه مسلمان...!</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jul 2023 20:20:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احسنت نویسنده!</title>
                <link>https://virgool.io/FaratarAzNeveshteh/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-hucxbecawxhu</link>
                <description>مقدمه:ای قلم هستی بسی زیبا گهربرگرفته علم از تو بال و پرهیچ می دانی که والایی قلمچون خدا بر نام تو خورده قسم...هر آنگاه نام تو را می طلبمو درباره ی تو می نویسمقلم در دستمبه گلی سرخ بدل می شودبه نام خداوند جان و خرد...سلام و عرض ادب. در این مقاله به موضوع &quot; نویسندگی &quot; می پردازیم و ویژگی های یک نویسنده ی خوب را برسی می کنیم.لطفا تا انتهای مقاله با ما بهره مند دانش شوید...ویژگی های یک نویسنده ی خوب:داشتن مطالعه ی زیادنوشتن واضح و قابل فهم، نه مبهمنویسنده ی خوب؛ نویسنده ی منحصر به فردتسلط کامل بر دستور زبان و گرامرمشارکت و همکاریدریغ نکن از مشورت؛ ای نویسنده!مهارت داستان سراییمنظم؛ نظم؛ ترتیبخلاق و خلاقیتش!پشتکار و تلاشگسترش دامنه ی لغاتآموختن شعر و ضرب المثل و کنایه و...تمرکز؛ متمرکزاول نگارش؛ بعدش ویرایشو ...حسن ختام:نویسندگی مهارتی اکتسابی است. نویسندگی همچون  ثروت است. نویسندگی برای همه...#نویسندگی</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jul 2023 13:14:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کسی اینارو به من نگفته بود؟!</title>
                <link>https://virgool.io/weeklyChallenge/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-qbjgwsfqov26</link>
                <description>مقدمه:نه هر که چهره برافروخت دلبری داندنه هر که آینه سازد سِکندری داندنه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشستکلاه داری و آیینِ سروری داندتو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکنکه دوست خود روشِ بنده پروری داندغلامِ همتِ آن رندِ عافیت سوزمکه در گداصفتی کیمیاگری داندوفا و عهد نکو باشد ار بیاموزیوگرنه هر که تو بینی ستمگری داندبباختم دلِ دیوانه و ندانستمکه آدمی بچه‌ای، شیوهٔ پری داندهزار نکتهٔ باریکتر ز مو این جاستنه هر که سر بتراشد قلندری داندمدارِ نقطهٔ بینش ز خالِ توست مراکه قدرِ گوهرِ یک دانه جوهری داندبه قَدّ و چهره هر آنکس که شاهِ خوبان شدجهان بگیرد اگر دادگستری داندز شعرِ دلکَشِ حافظ کسی بُوَد آگاهکه لطفِ طبع و سخن گفتن دری داند(خواجه شمسُ‌الدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی)تنه:بسم الله الرحمن الرحیم_________________هست بزرگترین کلید درب گنج حکیمسلام و عرض ادب امروز خدمت شما هستیم با  #چالش_هفته با موضوع &quot;چرا کسی اینارو به من نگفته بود؟!پس بدون اتلاف وقت، بریم سر اصل مطلب:بعضی چیزها در زندگی وجود دارند که یا کسی به تو نمی گوید یا دیر می گویند. شما هم اگر می خواهید پله های ترقی را طی کنید، باید خودتان دست به کار شوید و خودتان یاد بگیرید.1.نسبت به زندگی بی تفاوت نباشید2.در مورد کارهای تحت کنترل خود نگران باشید3.لذت واقعی را تجربه کنید4.رابطه های دوستی و صمیمی داشته باشید5.خودتان را در صدر قرار دهید6.از زیاده روی دوری کنید7.برای دیگران بد نخواهید8.مسئولیت پذیر باشید9.مهربان باشید10.هدفمند زندگی کنید11.زمان خود را بیهوده تلف نکنید12.به تعهدات و برنامه ریزی های خود پایبند باشید13.امور مالی خود را مدیریت کنید14.بر روی داشته هایتان تمرکز کنید15.افکار بلند داشته باشید.16.یاد بگیرید که چگونه زندگیتان را متعادل کنید.17.اهداف‌تان را بنویسید18.روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید19.شروع کنید به کتاب خواندن20....حسن ختام:فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا ﴿۱۱۴﴾ برتر و بلند مرتبه است خدا [یِ یگانه] که فرمانروای هستی و حقّ محض است؛ و پیش از آنکه وحی کردن قرآن بر تو پایان گیرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بیفزای.تا درودی دیگر بدرود...#چالش_هفته</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jul 2023 21:54:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه نویسی، دوستِ من...!</title>
                <link>https://virgool.io/@GreatHelper89/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%90-%D9%85%D9%86-hu86ltw9vfzz</link>
                <description>بسم الله الرحمن رحیم...........هست کلید درب گنج حکیمسلام و عرض ادب. در این مقاله است قرار است به دلایل مهم یادگیری برنامه نویسی بپردازیملطفا تا آخر مقاله همراه ما باشید و از این پست بهره مند شویدپس بدون اتلاف وقت بریم سراغ اصل مطلب:بهشت برنامه نویسی«چرا برنامه نویسی یاد بگیرم؟»در پست قبل به مزایای نا محدود یادگیری پرداختیم، حالا چی می شود بین این همه چیز، با کمی تلاش، مهارت برنامه نویسی را کسب کنید؟دنیای آینده، دنیای تکنولوژی هست، مخصوصا دنیای هوش مصنوعیAI .حالا برای اینکه از ارزش های آینده برخوردار باشیم، باید از الان مهارت ها وپیش نیاز های آینده را به دست بیاوریم و عقب نمانیم.باید مهارت هایی همچون کار با کامپیوتر، فتوشاپ، اکسل و... را به دست آوریم که از مهمترین آنها می توان برنامه نویسی را نام برد.برای یادگیری برنامه نویسی نیازی نیست که کلاس ثبت نام کنیم، میلیونی پول خرج کنیم یا 10 سال جلو کامپیوتر باشیم، فقط باید انضباط و پشتکار داشته باشیم و پیش نیاز های اون رو به دست آوریم که عبارتند از:زبان انگلیسیریاضی اولیهتکرار و تمرینتلاش و کوششصرف وقتکار با کامپیوترسرچ*****************************************************************************زبان انگلیسی:برای یادگیری برنامه نویسی، باید زبان انگلیسی رو تا حدودی بلد باشیم. مثلا در یادگیری زبان برنامه نویسی پایتون، زبان انگلیسی خیلی میتونه بهتون کمک کنهریاضی اولیه:برای برنامه نویسی، باید ریاضی را به طور ساده و اولیه بلد باشیم. باید جمع، تفریق، ضرب، تقسیم و... را بلد باشیمتکرار و تمرین:یکی از مهمترین اصل های یادگیری، تکرار و تمرین هست که برای برنامه ریزی هم صدق می کنند.برای یادگیری، باید تمرین کنیم. فقط با تماشای ویدیو و رفتن به کلاس، برنامه نویسی را نمی توان آموخت.حداقل 1 ساعت روزانه وقت بگذارید و با تمرین و تکرار قدم ها رو برای یادگیری برداریدتلاش و کوشش:با ( حال ندارم، حسش نیس، بعدا، نمی فهممش و...) نمی شود برنامه نویسی را یاد گرفت. تلاش کنید. بکوشید.به شکست خورده ها و افرادی که حتی شروع نکردند اهمیتی ندهید و روزتان را برنامه ریزی کنید و تلاش کنید و چرت و پرت هاتون رو برای موفقیت فدا کنید.هیچ کسی ذاتا برنامه نویس نیستصرف وقت:صرف وقت جزو مورد بالا ( تلاش و کوشش ) هست. باید برنامه ریزی داشته باشید و برای یادگیری برنامه ریزی، باید از وقت خود استفاده کنید و برایش واقعا وقت بگذاریدکار با کامپیوتر:برای شروع، بهتر است که کار با کامپیوتر را بلد باشید سرچ:یک  برنامه نویس خوب، با سرچ کردن دوست است. اینجا زبان انگلیسی بدرد شما می خورد. اگر سوالی دارید، می توانید آنرا از اینترنت بیابیدموفق و موید باشید. تا درودی دیگر بدرود...</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jul 2023 15:37:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب، یار بی زبان؟!</title>
                <link>https://virgool.io/weeklyChallenge/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-oqxxelfy9zdo</link>
                <description>سلام و عرض ادب بر شما دوست عزیز و ارجمند که در حال مطالعه ی این پست می باشید.از شما خواهشمندم، همانند دیگر پست هایی که در ویرگول می خوانید و می بینید و بهره میبرید، لطفا تا آخر این پست هم همراه ما باشید که قطعا بهره خواهید برد.پس بدون اتلاف وقت گرانبهایتان، برویم بر سر اصل مطلب:«چرا کتاب بخوانم؟»از شما میپرسم، خودتان به خودتان پاسخ دهید، آیا گیمر هستید؟ آیا دانشجو یا دانش آموز هستید؟ آیا معلم یا استاد دانشگاه هستید؟ آیا فریلنسر هستید؟ یا یک برنامه نویس؟می خواهم به خودتان بگویید که شغلتان چیست؟؟آیا از شغلتان راضی هستید؟ آیا شغلتان، مورد علاقه ی خودتان است؟از بحث شغل بگذریم...دید شما نسبت به دنیایی که در آن زندگی می کنیم چیست؟افراد، پاسخ های متفاوتی به این سوالات خواهند داد، اما می دانید پاسخ هایتان به چه چیزی بستگی دارد؟ آری، به دانسته های شما.****************************************************************************************( اگر از این پاسخ و جواب خسته شده اید، بدانید به نفع خودتان است و زندگی تان را تغییر خواهد داد )****************************************************************************************حالا دوست عزیز، شما هر چه دانسته هایتان بیشتر باشد، بهتر جواب می دهید یا کمتر باشد؟ یک فرد منطقی و معقول پاسخش حتما &quot;بیشتر&quot; است.حالا دوست عزیز که تا اینجا با ما بودی، شما از کجا دانسته به دست می آورید، از کجا علم و دانش خود را افزایش می دهید؟پاسخ های متعددی وجود دارد: تجربه کردن، روزنامه خواندن، پرسش و پاسخ و...و حالا آخرین پرسش و مهمترین پرسش من از شما دوست گرامی:                 از کجا می توانیم همه ی پاسخ های بالا( روزنامه، کسب تجربه و...) را یکجا به دست بیاوریم؟معلوم است، در نوشته های که در جایی به نام «کتاب» جمع شده اند.اگر شما دوست عزیز، فردی مذهبی هستید، بدانید که:قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الّذینَ لایَعْلَمُونَ إنّما یَتَذَکَّرُ اُولُوا الألْبابِ. (زمر: 9)بگو: «آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟ تنها خردمندان متذکر می شوند.قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْما. (طه: 114)بگو: پروردگارا! علم مرا افزون کن.اگر شما دوست عزیز، دانش آموز یا دانشجو هستید، بدونید که:با داشتن علوم و دانش اضافی، نقش پررنگتری در کلاس خواهید داشت. استاد و معلمتون شما رو فردی ویژه و V.I.P خواهند دونست. ممکنه تو سوالات امتحاناتتون تو سوالی از دانش اضافی و خارج از کلاستون استفاده کنید و به سوال یا سوالات پاسخ بدید و حتی پاسختون صحیح باشه ( برای خود من بیش از چندین بار اتفاق افتاده ).بین دوستاتون به اسم دانشمند شناخته میشید. همه دور و برتون جمع میشوند و آروزی دوستی با شما را در سرشان می پرورانند که اگر شد یک روزی با شما حرف بزنند، پروژه کار کنند و از شما سوالاتی که نمی دانند را بپرسند...ممکنه حتی مدرسه رو متحول کنید!!! ( من، مدرسه رو متحول کردم، با سخنرانی هایم در مدرسه، افرادی که مدرسه را کاملا به فساد کشیده بودند را از آنها قدرت را گرفتم و حالا کل مدرسه و دانش آموز هایش  در دستانم بودند، کسی حتی جرعت کوچکترین توهین و ناسزا را هم نداشت!!!)در کل، شما خاص و متفاوت خواهید بود...اگر شما دوست عزیز، فردی وطن دوست و میهن پرست هستید:شما با افزایش علم و دانشتون، شعور و معرفتتون رو بالا میبرید. باعث تمیزی پارک ها و فضا های عمومی خواهی شد. شما با دانشتون، مثلا، خوب سخنرانی خواهید کرد و خواهید توانس نظر و عقاید نادرست یک جامعه را نسبت به وطنتون تغییر بدهید.این شمایید که پشتیبان وطن خود هستید. آیت الله خامنه ای: علم، پایه‌ی پیشرفت همه‌جانبه‌ی یک کشور است. ۱۴/۱۱/۱۳۹۰تحصیل علم و خود علم و تأثیر آن در آینده‌ی کشور، یک نقطه‌ی برجسته و اساسی برای نظام جمهوری اسلامی است. ۲۵/۰۶/۱۳۸۵هدف پژوهش دو چیز است: یکی رسیدن به مرجعیّت علمی و حضور در جمع سرآمدان علم و فنّاوری، دوّم حلّ مسائل کنونی و آینده‌ی کشور. ۱۳۹۷/۰۳/۲۰آن کسانی که دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقی، مرکز علمی را میخواهند از علم و از تحقیق و پژوهش دور کنند، برای دشمن کار میکنند. ۱۴/۰۳/۱۳۸۵راستی دوستان، وسط مطلب بگویم که: کتاب، با بی زبانی، زبان کل دنیا و انسان ها را می داند...اگر شما فردی گَنگ و خفن و گیگاچدی هستید:با افزایش علم و دانش خود، خفن تر خواهید شد، گنگ تر خواهید شد، می توانید دوستان خفن بیشتری پیدا کنید و اکیپ های باحال بسازید و خفن رو  از غیر خفن تشخیص بدهید.حالا می توانید میم های بهتری بسازید و از گیگاچد و کاکا سنگی، بیشتر و بهتر بگویید.در کل این هم یک قانون برای شما:دانش بیشتر = گَنگ بیشتر ...................... more knowledge = more gangاگر شما فردی افسرده و غمگین هستید:بدونید که هرچقدر که بیشتر بخونید و بدونید و یاد بگیرید، بیشتر زیبایی های دنیا رو می بینید و ازش لذت می برید. سرحال تر میشوید. قوی تر می شوید. چطور؟ اگر در یک کتاب دلایلی برای شادی پیدا کنید چه؟ فکر می کنید اینگونه کتاب ها وجود ندارند؟ چرا ندارند؟ کتابی وجود ندارد که با خواندنش لذت ببرید؟اگر شما یک نویسنده و یا یک ویرگولی هستید:با یاد گرفتن و بیشتر دونستن، بهتر و بیشتر و مفید تر نمی نویسید؟ چرا که نه؟ صددرصد 100%اگر شما یک فریلنسر هستید:با یادگیری بیشتر و خواندن بیشتر کتاب باعث میشود که مهارت های زیادی مثل مهارت مذاکره را یاد بگیرید که حتما باید آنرا بلد باشید.مثلا اگر یک برنامه نویس فریلنسر هستید، حتما باید کتاب های برنامه نویسی بخوانید و پادکست گوش دهید.اگر شما کسی هستید که حال و حوصله یاد گرفتن و کتاب خواندن ندارید:قطعا بدونید که اصلا موثر نخواهید بود. دنیا را حتی کمی هم تغییر نخواهید داد. همه از شما بد خواهند گفت. استعداد هایتان بیدار نخواهند شد. قطعا بدونید خیلی از چیزهایی که می گویید و میدانید نادرست و غلط است.احترام و respectتان 0 و یا حتی عددی منفی است.از ارزش و اعتباری برخوردار نیستید.از ثروت و امکانات برخوردار نیستید.پس کتاب بخوان دوست منببینید کتاب چقدر ارزش دارد که حتی یک شاعر هم می گوید کتاب بخوان:شعر درباره علم از فردوسیچه گفت آن خردمند مرد خردکه دانا ز گفتار از بر خوردکسی کو خرد را ندارد ز پیشدلش گردد از کرده خویش ریشبه گفتار دانندگان راه جویبه گیتی بپوی و به هر کس بگویز هر دانشی چون سخن بشنویاز آموختن یک زمان نغنویچو دیدار یابی به شاخ سخنبدانی که دانش نیاید به بن*به دانش گرای و بدو شو بلندچو خواهی که از بد نیابی گزندز دانش در بی نیازی بجویو گر چند سختیت آید به رویز نادان بنالد دل سنگ و کوهازیرا ندارد بر کس شکوهتوانا بود هر که دانا بودز دانش دل پیر برنا بود*به رنج اندر آری تنت را رواستکه خود رنج بردن به دانش سزاست*بر ما شکیبایی و دانش استز دانش روان‌ها پر از رامش استشکیبایی از ما نشاید ستدنه کس را ز دانش رسد نیز بد____________________________شعر درباره علم از سعدیگر کسی را رغبت دانش بود گو دم مزنزانکه من دم درکشیدم تا به دانایی زدم*علم چندان که بیشتر خوانیچون عمل در تو نیست نادانینه محقق بود نه دانشمندچارپایی بر او کتابی چندآن تهی مغز را چه علم و خبرکه بر او هیزم است یا دفتر*سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر اوعلمی که ره به حق ننماید جهالت است*گر همه علم عالمت باشدبی‌عمل مدعی و کذابی*ای که دانش به مردم آموزیآنچه گویی به خلق خود بنیوشخویشتن را علاج می‌نکنیباری از عیب دیگران خاموش*به دهقان نادان چه خوش گفت زن:به دانش سخن گوی یا دم مزن*عام نادان پریشان روزگاربه ز دانشمند ناپرهیزگار*نکند هرگز اهل دانش و داددل مردم خراب و گنج آباد*به دانش بزرگ و به همت بلندبه بازو دلیر و به دل هوشمند*دعوی مکن که برترم از دیگران به علمچون کبر کردی از همه دونان فروتریاز من بگوی عالم تفسیرگوی راگر در عمل نکوشی نادان مفسریبار درخت علم ندانم مگر عملبا علم اگر عمل نکنی شاخ بی‌بریعلم آدمیتست و جوانمردی و ادبورنی ددی، به صورت انسان مصوریاز صد یکی به جای نیاورده شرط علموز حب جاه در طلب علم دیگریهر علم را که کار نبندی چه فایدهچشم از برای آن بود آخر که بنگری*علم از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن؛هرکه پرهیز و علم و زهد فروختخرمنی گرد کرد و پاک بسوخت______________________________شعر درباره علم از حافظنه من ز بی عملی در جهان ملولم و بسملالت علما هم ز علم بی عمل است*علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آوردترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد*حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاههر که را نیست ادب لایق صحبت نبود*دفتر دانش ما جمله بشویید به میکه فلک دیدم و در قصد دل دانا بود*فلک به مردم نادان دهد زمام مرادتو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس*مباش غره به علم و عمل، فقیه! مدامکه هیچکس ز قضای خدای جان نبرد*هر دانشی که در دل دفتر نیامده‌ستدارد چو آب خامه تو بر سر زبان_____________________شعر خیام درباره علمهرگز دل من ز علم محروم نشدکم ماند ز اسرار که معلوم نشدهفتاد و دو سال فکر کردم شب و روزمعلومم شد که هیچ معلوم نشد**شعری زیبا در صفت علم از اوحدیعلم بالست مرغ جانت رابر سپهر او برد روانت راعلم دل را به جای جان باشدسر بی‌علم بدگمان باشددل بی‌علم چشم بی‌نورستمرد نادان ز مردمی دورستعلم علم بر برین بالاتا برو چون علم شوی والامبر از پای علم و دانش پیتا به قیوم در رسی و به حیعلم عقلست و نفس علم خدایبیش ازین بیخودی مکن به خود آیزانچه بر جان نبشت در بوتاتشاخ علمست و میوه معلوماتنیست آب حیات جز دانشنیست باب نجات جز دانشهر که این آب خورد باقی ماندچشم او در جمال ساقی ماندمدد روح کن به دانش و دینتا شوی همنشین روح امیندین به دانش بلند نام شوددین با علم کی تمام شود؟نور علمست و علم پرتو عقلروشنست این سخن چه حاجت نقل؟علم داری مشو به راه ذلیلعلم بس راه را چراغ و دلیلچون چراغ و دلیل و پرسیدنهست، در شب چراست ترسید؟علم نورست و جهل تاریکیعلم راهت برد به باریکیدانشست آب زندگانی مردخنک آن کآب زندگانی خورد!در پی کشف این و آن رفتنجز به دانش کجا توان رفتن؟نفس بیشه است و گر بزی شیرشعقل بازو و علم شمشیرشعلم خود را مکن ز عقل جداتا بدانی که کیست عقل و خدا؟تن به دانش سرشته باید کرددل به دانش فرشته باید کردعلم روی ترا به راه آردبا چراغت به پیشگاه آردعلم اگر قالبیست ور جانیستهر چه دانی تو به ز نادانیستتن بی‌روح چیست؟ مشتی گردروح بی‌علم چیست؟ بادی سردجهل خوابست و علم بیداریزان نهانی وزین پدیداریجان داننده گر چه دمسازستبا بدن بر فلک به پروازستراز چرخ و فلک بدین دورینه هم از علم یافت مشهوری؟علم کشتی کند بر آب روانوآنکه کشتی کند به علم توانچون تو با علم آشنا گشتیبگذری زآب نیز بی‌کشتیسگ دانا ز گاو نادان بهبه هنر در گذشت شهر از دهشود از جهل مرد کاهل و سستدانش او را دلیر سازد و چستگردش قبه چنین پرکارنه به علمست، پس به چیست؟ بیاراین همه کار و حرفت و پیشهنه هم از دانشست و اندیشه؟جهل و کوریت سر به چاه کشدعلم و بینندگی به ماه کشددل شود گر به علم بینندهراه جوید به آفرینندهچون به علمش یقین درست شوددر عمل نامدار و چست شود…___________________________درخت تو گربار دانش بگیردبه زیر آوری چرخ نیلوفری را( ناصر خسرو )خب دوست عزیز، کتاب بخوان...اراده ی قوی ای نداری؟ می توانی از راه حل های مختلفی استفاده کنی، در اینترنت و حتی در اینجا یافت می شوند.مثلا قانون 5 ثانیه یا چیز های دیگر...همیشه لازم نیست خواندن کتابی را که آغاز کرده اید به پایان ببریداز وسایلی که حواس شما را پرت می‌کنند دور باشیدتا حد امکان از فضاهای مینیمال فاصله بگیریدبه خاطر داشته باشید که سلیقه‌ی همه‌ی ما در کتاب خواندن یکسان نیست و نباید هم باشدو ...اگر بخواهی می توانی.به زندگی ات معنایی ببخش و با ارزش زندگی کن.آینده در انتظار توست.ممنون که تا اینجا با ما همراه بودی، دوست کتابخوان من...موفق باشیدتا درودی دیگر بدرود#چالش_هفته - Chemist</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jul 2023 23:16:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی اختیاری در اختیارِ تو!</title>
                <link>https://virgool.io/@GreatHelper89/%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%86-fomwazfsiapj</link>
                <description>به نام خدایی که خاک آفرید......کزین خاک انسان پاک آفریدسلام عرض کنم به شما دوست عزیز و ارجمند که درحال مطالعه ی این پست هستید.در این چالش ، هدف، قصد و نیتمان همچون روزه گرفتن هست. یعنی هم برای ما سود دارد و هم برای دیگران.ما با انجام دادن این چالش، به اهمیت سلامت جسمانی خود پی می بریم و برای زمانی که مشکلات فرا خواهند رسید، به تفکر و اندیشه می پردازیم.و البته...ما می خواهیم به افرادی که مشکل &quot;بی اختیاری ادرار&quot; را دارند، بگوییم که شما تنها نیستید، ما شما را درک می کنیم و کنار شما هستیم و می خواهیم چاره ای برای مشکلتان بیاندیشیم که با امید خدا حل خواهد شد.و تشکر می کنیم از برگزار کنندگان محترم این چالش که باعث خواهند شد، به افرادی که این مشکل را دارند، دیگر مشکلاتی همچون افسردگی و روحیه و انگیزه ی کم را انشاا... تجربه نکنند.چالش &quot;یک روز جای من&quot;انسان در زندگی، از لحظه ی دیده به جهان گشودن یا به سوی خدا باز گشتن، مشکلات زیادی را تجربه می کند...یکی از همین مشکلات، که از نوع جسمانی و فیزیکی هست، مشکل &quot;بی اختیاری ادرار&quot; هست.و حالا برای درک بهتر این موضوع:خود را به جای افرادی که این مشکل را دارند، قرار می دهیم:تو هم با من بیاندیش...فکر کن که...در اداره، کنار همکارانت، یا در خانه ی زیبایت، کنار فرزندانت، یا حتی در سفر در کنار دوستانت هستی...ناگهان احساس دفع ادرار به تو دست می دهد... اما تو قادر به کنترل آن نیستی... اگر فردی که تو را درک می کند، در کنار تو حضور داشته باشد، به تو کمک می کند، تو را مسخره نمی کند، با تو درد و دل می کند، تو را تحقیر نمی کند و در کل برای سلامتی و بهبود تو تلاش می کند...اما... امایی بسیار مهم وجود دارد... اگر آن فرد یا افرادی که در نزد تو حضور دارد، فردی نامهربان باشد...! با تو دشمنی داشته باشد! یا از تو کینه ای به دل داشته باشد... یا هیچ کدام از اینها نباشد، فردی باشد که شوخی را از حد می گذراند...آن وقت چه لطمه ای به احساسات و روحیه ی ما وارد می شود؟ چه کسی جوابگوست؟ چه کسی مارا آرام می کند؟ چه کسی ما را از غم و اندوه و حتی از افسردگی نجات می دهد؟ یا حتی اگر فردی باشد... چگونه می تواند ما را نجات دهد؟؟؟اینها و آنها، سوالات زیادی هستند که برای ما بوجود می آیند و مارا از منطق و واقعیت دور می کنند...بسیار سخت است... دنیایی تاریک و به زبان دنیا (زبان بین المللی)، دنیایی دارک ( A Dark World...! )اگر خود را به جای او بگذاری، واقعا سخت و غیر قابل تحمل است، انگار دارند به قلبت تیر می زنند و تو نمی توانی کاری کنی، اما اگر بخواهی، می توانی...تصورات من از زندگی به عنوان فردی با دارای مشکل &quot;بی اختیاری ادرار&quot; :بر سر سنگ مزار مادرم نشسته ام. گریه می کنم. اشک می ریزم.-مادر، بیا و ببین پسرت چه میکشد که مپرس!-بیا و ببین چه احساسی دارد که مپرس!-برگرد و نوازشم کن، که احساسی به من دست خواهد داد که مپرس!...دیروز، در مهمانی دوستم حضور یافته بودم. شما که نمی دانید، وقتی که در سن کهنسالی و پیری به مهمانی ای دعوت می شوی، چگونه ذوق می کنی و احساس شور و شوق به تو دست می دهد!میفهمی که فراموشت نکردند، می دانی که فراموش نشدی...وقتی که دوستانی داشته باشی، کمی جای همسر مرحوم مهربانت را پر می کند، کمی جای مادر عزیزت را پر می کند.دیگر همیشه تنها نیستی و احساس تنهایی به تو دست نمی دهد...اما، اگر آن دوستانی که به آنها وابسته ای، تو را تحقیر و تمسخر کنند چه؟ دردی از این بیشتر احساس نکرده ام...دیروز در مهمانی تولد دوستم «جمشید» بودم. جمع شده بودیم توی کلبه ی قدیمیِ کنار جنگل.گوشه ای ایستاده بودم و با یکی دیگر از دوستانم، به نام «هاشم» حرف میزدم. پسرِ جمشید، «نادر»، اومد و به ما گفت که وقت شام هست، ماهم رفتیم سالن کلبه و در یکی از صندلی ها نشستیم.احساس تشنگی می کردم. ناگهان، پارچ های آبمیوه ی آلبالو را آوردند. فکر کنم که طبیعی بودند. سرد و تازه...! انگار داد می زدند: زود باش، مرا بنوش اکبر!!!!به سمت یکی از پارچ ها رفتم، برداشتم و تا سر لیوان آب آلبالو ریختم. نوشیدم و از احساسی که مثل رفتن از جهنم به بهشت بود، کیف کردم. داشتم سومین لیوانو سر میکشیدم که یهو هاشم گفت: اکبر بسه دیگه، مگه تو مرضِتو یادت رفته؟من هم یهو یادم اومد و لیوانو گذاشتم رو میز و رفتم سرِ جام نشستم...داشتیم شام میخوردیم که یهو احساس کردم دستشویی دارم. خواستم بلند شم و برم که وسط راه، درست وسط سالن، کنترلمو از دست دادم...همه از دستم عصبانی شدن به جز هاشم.داد میزدن: خب خودتو کنترل کن دیگه خرس گندهیکی می خندید، یکی داد میزد، یکی بالا میاورد، اصلا یه وضعی بود...دیدم کسی رو ندارم، رفتم سر مزار مامانم، همیشه «حلیمه آنا» صداش می کردم...درد و دل فقط با مادر...رفیق بی کلک، مادر... چه کنم؟ در مواقعی که حادثه رخ داد، چه کرد؟باید آرامش خود را حفظ کرد.نباید اجازه داد سخنان منفی دیگران در دل تو بنشینند.نباید به دل گرفت.باید قوی بود.خدا را به یاد بیاورید.با خود بگویید اشکال ندارد، خب مشکل است دیگر، من که تنها نیستم.باید به سرویس بهداشتی مراجعه کرد(و قبل از هر کثیفی ای) و خود را طهارت داد.چگونه می توانم مشکلم را حل کنم؟از استرس و اضطراب، به هر نحوی دوری کنید.خدا را فراموش نکنید.نماز، گفتگویی عاشقانه با معشوقی به اسم خداست...قرآن، قدرت می بخشد،  قرآن سخنان اولین معلم جهان است...به دکتر قابل اعتماد مراجعه کنید.دوستانی خوب برای خود پیدا کنید.از کسانی که این مشکل را دارند کمک بگیرید.بدانید که خدا حتما شما را دوست دارد.سخنرانی های انگیزشی گوش دهید.آهنگ های آرامبخش گوش دهید.وقتتان را صرف یادگیری کنید.بدانید که این فقط یک مشکل است، نه یک مانع و قابل حل است.کتاب بخوانید.از طبیعت لذت ببرید.مهارت هایی برای حل مشکلتان یاد بگیرید.به خود آگاهی دست یابید.مدیتیشن و یوگا را امتحان کنید.از افراد سمی دوری کنید.حالا دیگر...حالا دیگر اگر خود را به جای آن فرد قرار دهیم، می بینیم که اصلا مشکلی غیر قابل حل و مانعی قوی نیست و حتی با داشتن آن مشکل، می توانیم شاد و موفق باشیم.یادتان باشد که مشکلات همیشه هستند. منفی باف ها هم همینطور... نباید نا امید و منفی شوید، انرژی مثبت در انتظار شما و شما در انتظار انرژی مثبت. به خواسته هایتان برسید. تلاش کنید. عمر خود را فقط بخاطر یک مشکل کوچک هدر ندهید. لذت ببرید و یاد بگیرید و استفاده کنید.این مشکل در برابر خدا حتی اندازه ی یک تکه چوب کوچک هم نیست. خدا آنقدر بزرگ و عظیم است که حتی به عقل نمی رسد. و حالا اگر با خدا باشی، با او دوست باشی و همراه و متوکل او باشی، دیگر مشکلی باقی می ماند؟؟؟از گذشته بگذر که آینده در انتظار توست...، دوست من!هرچه مانع بزرگ‌تر باشد، غلبه بر آن افتخار بیشتری خواهد داشت.” مولیر”...در موقع مواجهه با سختی های زندگی دو راه بیشتر نداری:۱. عقب نشینی کنی و برگشت به موقعیت قبلی که نتیجه اش راحتی موقت و درد پنهان بلند مدته.۲. رشد کنی و از سختی درس عبرت بگیری. نتیجه اش هم میشه سختی کوتاه مدت اما خوشبختی بلند مدت.قرآن کریم می فرماید:لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کبَدٍهمانا انسان را در سختی ها آفریدیماما در جایی دیگر می فرماید:لو تعلمون ما ذُخِر لکم، ما حَزَنتم عَلی ما زُوِی عنکماگر می دانستید که بابت (تحمل) سختی هایتان چه پاداش بزرگی برای شما ذخیره شده است، هرگز محزون نمی شدید.حتما موفق خواهی شدایزی لایفویرگولدر آخر، باز هم متشکریم از ویرگول و ایزی لایف که این فرصت را دستان ما قرار دادند تا به هم وطنان که این مشکل را دارند، کمک کنیم...تا درودی دیگر بدرودSorat Gir _ 1402/4/13#یک_روز_جای_من#ایزی_لایف</description>
                <category>Chemist</category>
                <author>Chemist</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jul 2023 13:43:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>