<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمیدرضامهدوی مقدم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@H.mahdavi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:09:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1344564/avatar/D0gl7f.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمیدرضامهدوی مقدم</title>
            <link>https://virgool.io/@H.mahdavi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اهمیت نامه ها و اسناد قدیمی در مطالعات اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-buqzczlxtwnx</link>
                <description>زمان می‌گذرد ، برگ بر برگ تاریخ افزوده می‌شود و زندگی در گذر زمان ، دستخوش تغییرو تحول می‌شود . در ۱۰۰ ساله ی گذشته، سیر تغییر و تحولات اجتماعی، به سبب رشد ابزارهای دانایی از قبیل: فراگیر شدن آموزش و پرورش تا پیدایش رادیو تلویزیون اینترنت و ماهواره و... در کنار رشد شتابنده تکنولوژی، روز به روز سبک زندگی و حتی ظاهر شهرها را دستخوش تغییر کرده است. هر دوره تاریخی دربرگیرنده اتفاقات وقایع و رویدادهایی است که بازیگرانی در کسوت فرماندار، شهردار، رئیس، فعال اجتماعی، متخصص و... آمده‌اند، نقش ایفا کرده و کم کم در گذر زمان یاد و خاطره‌شان ، تلاش و همتشان ، گم شده و به تاریخ پیوسته است. دبستان جامی بیدخت قدیمی ترین دبستان شهرستان گنابادتاریخی که امروز برای دستیابی به آن می‌بایست پستوی خانه‌ها، آلبوم‌های قدیمی، آرشیوهای راکد، بایگانی ادارات ، روزنامه‌ها ، بریده جراید و خاطرات شفاهی مردم را با هزار زحمت و تلاش جمع کرد و این قطعات را چون پازلی در کنار هم چید و آنگاه نتیجه گرفت که پیشرفت امروز ما مدیون چه رویدادهایی در گذشته بوده است.اطلاعیه ها میتواند حاوی اطلاعات مفید تاریخی باشد. صد البته ملتی یا جامعه‌ای می‌تواند خود را به عنوان جامعه با هویت و اصیل معرفی کند که بتواند مدارکی دال بر بودگی و تلاش گذشته خود ارائه نماید.تشکر رئیس بهداری گناباد دکتر روحانی از کدخدای کلات به خاطر همکاری در تبدیل حمام کلات از خرینه به دوش سال 1341 آنچه در این مقاله مایلم به آن بپردازم نقش اسناد در مطالعات اجتماعی و تاریخی است. اسناد شامل نامه‌ها و مکاتبات اداری، نامه‌های شخصی، اسناد ثبتی، وقفنامه، گزارش‌ها، اطلاعیه ها، بخشنامه‌ها، دعاوی حقوقی، جراید و روزنامه‌ها و... است. این اسناد حاوی اطلاعات بسیار مفیدی از اتفاقات و رویدادهای گذشته هستند رویدادهایی که در حوزه‌های مختلف شهری  اجتماعی، فرهنگی، توسعه و زیرساختی و... . شاید برای شما جالب باشد که بدانید خیابان‌های شهر شما از چه تاریخی آسفالت شد و یا سیر تکاملی و ایجاد شرکت برق یا مخابرات چگونه بوده است. بریده جراید بزرگترین منبع اطلاعاتفعالین اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ گذشته ی سرزمینتان چه کسانی بودند و چه کارهایی انجام دادند. جدای از اینکه اسناد قدیمی می‌تواند حاوی اطلاعات مفیدی از اماکن، خیابان‌ها ، آثار و ابنیه تاریخی که ممکن است در طول تاریخ ، تغییر شکل داده و یا از بین رفته‌اند را ارائه نماید، می‌توانند اطلاعات مهمی در مورد شیوه یزندگی، مراسم ملی و مذهبی، عادت‌ها و باورها، رسم و رسوم، ادبا و فضلا و صاحب منصبان و در کل فولکلور آن جامعه ارائه نمایند. به نظر من &quot;تاریخ&quot; برای یک سرزمین زمانی به وجود می‌آید که سندِ زیست مردمان آن سرزمین در دسترس باشد. با جمع آوری این اسناد و مدارک ما دستمایه‌های اصلی مطالعات تاریخی را فراهم آورده و هویت سرزمین خود را به اثبات رسانده‌ایم. اسنادی که اینک می‌بایست برای نگهداری و حفظ آن همت گماشت. &quot;موزه&quot; بهترین مکان برای حفظ و نگهداری این اسناد است. با دیدن اسناد تاریخی، حس نوستالژی در انسان زنده می‌شود، گویا این اسناد زنده هستند و برایت حرف می‌زنند، حرف از یک دنیا تلاش مردان و و زنان گذشته این سامان که با تلاش و پایمردی دیروز را برای رسیدن به امروز ما آباد کردند، می‌توان ادعا کرد در شهرهایی که موزه اسناد و مدارک تاریخی وجود دارد، در کنار قدمت و هویت  انسان‌هایی بودند که به این درک و شعور رسیده بوده اند که باید با جان و دل از میراث گذشته خود محافظت نمایند.حمیدرضا مهدوی مقدم</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Mon, 09 Jun 2025 09:23:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غفور اسکندری سخندری</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%BA%D9%81%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-rnpqyy7ei9jt</link>
                <description>هنروری شوریده به محفلی وارد گشت و این گونه می گفت:&quot;جمالت خط ریحانی و زلفت رقعه‌ی جنت / شکنج تاب گیسویت چو تعلیق گنابادی&quot;. او نوجوانی و جوانی خود را صرف آموختن، تحقیق و تدریس خط و خوش‌نویسی کرده و آن گونه که می گوید: زادروز اش یک مهرماه سال ۱۳۵۳ در روستای سبزی از توابع شهرستان‌های دزپارت و ایذه است. از اواسط دهه‌ی ۶۰ به طور جدی وارد فضای خط و خوش‌نویسی شد. او در جایی گفته؛ &quot;نخستین آموزگار و معلم رسمی اش جناب اسماعیل ترکان بوده است؛ بزرگ‌مردی از دیار و تبار استاد محمد بهمن بیگی و از دودمان نجیب و نژاده‌ی قشقایی. و باز افزون می دارد که؛ وقتی از روستای زیبای سبزی به شهر تاریخی‌ی ایذه مهاجرت کردم، برای نخستین بار چشم ام به تابلو نوشته های سردر مغازه ها و دیوار نوشته های آن افتاد، دل و جان ام روشن شد. از ان پس عاشقانه تر به سراغ سرمشق های خود می رفتم.&quot; آری؛ این شوریده حال و سرگردان همان غفور اسکندری سبزی یا سخندری بختیاری است. وی از نوجوانی وارد فضای خوش‌نویسی شد و آن گونه که می‌گوید: &quot;شنیده بودم که؛ در کلاس اول راه‌نمایی درسی به نام خوش‌نویسی هست از همین رو برای آن زمان لحظه شماری می‌کردم تا دوره‌ی ابتدایی را پشت سر بگذارم و به مدرسه‌ی راه‌نمایی راه یابم. لذا در آن برهه عشق فوران کرد که جز خط و خوش‌نویسی چیزی دیگر کمی دیدم. زهی بخت که معلمانی چون آقایان؛  ایوب کیانی هفت لنگ، علی حسین صانعی، منوچهر امیرزاده و ایرج خواجوی داشتم&quot; اسکندری در همان دوره از محضر استاد حسین کی‌منصور که خوش‌نویسی صاحب نام است بهره مند شد و به دنبال خواسته های خود به تهران رفت و نزد استاد محمدرضا یزدانی مشق خط کرد و موفق به دریافت مدرک ممتازی شد.  آن زمان غفور اسکندری را به خط شکسته می شناختند اگر چه هنرجویانی در خط نستعلیق نیز داشت و بسیار در تربیت و تدریس آنان هم موفق بود و از همین رو محضر چهره‌ی مانای روزگار جناب استاد یدالله کابلی خوانساری را درک نمود و تا مرحله‌ی فوق ممتاز نزد ایشان پیش رفت اما؛ اسکندری به دنبال گم‌شده‌ای بود، آری؛ &quot;خط تعلیق&quot; که گویی تمام وجود او را فرا گرفته بود و خود در بیتی می‌گوید:&quot; گفتم خطی از عشق نویسم که بماند ناگه قلمم عشوه در آورد که تعلیق&quot; او الگو و سرمشقی از خط تعلیق نداشت و در کتاب ها به دنبال رازی سر به مهر می گشت تا بتواند از هزارتوی تعلیق و از پیچ و تاب های آن رمزی بگشاید. وقتی از او پرسیده می شود که چه گونه وارد این دنیای شگفت انگیز شده است می گوید: &quot;کسی مرا بدین دیار هدایت نکرده بود / من خود از این تیره خاک رسته بودم&quot; و در ادامه چونین می آوَرد: &quot;نخست می خواستم بدانم که شکسته چه قدر از تعلیق تاثیر گرفته است بعد دیدم که؛ &quot;گر به معنی نظر کنی همه اوست&quot; و این گونه شد که معلق دریای تعلیق شدم. و او اینک با تمام وجود به دنبال یگانه‌ی تاریخ تعلیق می گشت. آری برای رسیدن به دیار خواجه اختیار منشی گنابادی سر از پا نمی شناخت و وقتی به گناباد رسید این بیت را ورد زبان داشت. &quot;دستم نداد قوت رفتن به پیش یار / چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم.&quot; غفور اسکندری اکنون سر از گناباد و شهر خواجه اختیار درآورده است، از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب فقط تعلیق را و فقط خواجه اختیار را می شناسد. با این که در شهر خود شهریار است و استادی‌ست برازنده و زبده، هنرجویانی بسیار دارد و دست کم پنجاه ممتاز در خطوط شکسته و نستعلیق را تحویل جامعه‌ داده است اما مجنون وار سر به وادی و دیاری دگر نهاده است. او هستی و وجود خویش را به ترسل و تعلیق گره زده و سال هاست در راستای اعتلاء و احیاء تعلیق کوشش نموده و نام غفور اسکندری با این خط گره خورده است. وی صاحب دو مجلد کتاب؛ (رساله‌ی خط سخن‌دری و مجموعه نقوشِ نگار اندیش) است. او دارای اشعار زیادی در حوزه‌ی خط و خوش‌نویسی‌ست و بیش از ۲۰ عنوان یادداشت تخصصی در این زمینه نیز دارد.  غفور اسکندری و دکترحمیدرضاقلیچ خانی  غفور اسکندری-گناباد-کنگره ملی خواجه اختیار منشی گنابادی 1397 غفور اسکندری سفر گناباد و شرکت در جمع هنرمندان گنابادی را مهم‌ترین سفر خود بر می شمارد و می گوید: &quot;سفر گر محترم داشتم دیگر نمی دارم&quot;. او در کنگره‌ی ملی خط تعلیق و بزرگ‌داشت خواجه اختیار منشی گنابادی با همان لباس فاخر بختیاری حضور یافت و  پیام اش این بود؛&quot;خط تعلیق و شکست‌َی های من / بسته دل را بسته اینک پای من / یک نفر از تبار لر و بختیار / کرده صفحه مشق خواجه اختیار / می نویسد شرح حال و دفتری  / هم غفورِ ناصرِ اسکندری&quot; او در عصر ما قامت افراشت تا بعد از چند قرن از عروج خواجه اختیار منشی گنابادی و پس از دو قرن فراموشی و خاموشی‌ خط تعلیق را زنده و پویا نماید.اسکندری تاکنون نمایشگاه‌ها و کارگاه های بسیاری در خط تعلیق دایر کرده و هنرجویانی در سراسر کشور را خط تعلیق آموخته است. استاد غفور اسکندری توانست با همت و عشق و اراده‌ ای وصف ناپذیر خط تعلیق را به همه معرفی نموده و در چهاردهمین مجمع سراسری خوش‌نویسان ایران (تهران. لواسان ۱۴۰۲) این خط تاریخی را در اساسنامه‌ی انجمن خوش‌نویسان ایران به ثبت برساند تا دوست‌داران آن با خیالی آسوده به یادگیری و آموزش این خط ناب بپردازند. در پایان رزومه‌ی استاد غفور اسکندری سبزی تقدیم نگاه پر مهر علاقه‌مندان می‌شود؛  نام و فامیلی: غفور اسکندری سبزی تخلص:  سخندر، سخندری نام هنری: سخندری بختیاری  مدرس انجمن خوش‌نویسان ایران. تخصص در خطوط؛ تعلیق، شکسته و نستعلیق. دارای درجه‌ی دو هنری در خط تعلیق. صاحب بیش از ده مقام اول استانی، منطقه ای و کشوری در خط شکسته. احیاءگر خط تعلیق به روایت مستند دستی از جنس تعلیق با حضور استادان بزرگ و کارشناسان هنر(پخش از شبکه های تلویزیونی؛ خراسان، اصفهان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری). صاحب کتاب رساله‌ی خط سُخن‌دَری؛ (نظم و نثر، چاپ؛ ۱۳۹۴ و ۱۳۹۶ نشر الیما) صاحب کتاب نگار اندیش؛ (نقوش مفهومی؛ چاپ ۱۴۰۰ نشر کنکاش اصفهان) صاحب بیش از ۲۰ یادداشت تخصصی در حوزه‌ی خوش‌نویسی، بومی و درج آن در روزنامه و سایت‌های معتبر. شرکت در کنگره‌ی ملی خط تعلیق؛ بزرگ‌داشت خواجه اختیار منشی گنابادی (اسفند ۱۳۹۷). برگزاری کارگاه خط تعلیق در جوار ستاد حسین فیض آبادی؛ کنگره‌ی ملی خط تعلیق (گناباد؛ اسفند ۱۳۹۷). نمایشگاه گروهی تعلیق نویسان معاصر ۱۳۹۸ تهران موسسه‌ی کتاب آرایی ایرانی، (خط اول). نمایشگاه تعلیق (غرفه‌ی انفرادی) در برنامه‌ی روی‌داد خطوط خاموش ۱۴۰۰ اصفهان، عمارت سعدی. برگزاری کارگاه تعلیق ۲۰ آبان ۱۴۰۰ از سوی حوزه‌ی هنری اصفهان در عمارت سعدی. شرکت در نمایشگاه گروهی استادان و مدرسان انجمن خوش‌نویسان اصفهان بهمن ۱۴۰۰ شرکت در نمایشگاه گروهی مدرسان انجمن خوش‌نویسان شاهین‌شهر بهمن ۱۴۰۰ شرکت در نمایشگاه گروهی اشک قلم. نگارخانه‌ی آفتاب. نگارستان شهرداری شاهین‌شهر ۱۴۰۲ نماینده‌ی منتخب انجمن خوش‌نویسان شاهین‌شهر در مجمع سراسری؛ تهران، لواسان ۱۴۰۲ که حاصل آن ثبت خط تعلیق در اساسنامه‌ی انجمن خوش‌نویسان ایران در چهاردهمین دوره‌ بوده است. نمایشگاه مجازی خوش‌نویسی به اتفاق استاد حسین فیض آبادی ۱۳۹۹ به مناسبت هفته‌ی خوش‌نویسی نمایشگاه مجازی خوش‌نویسی از سوی اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شاهین‌شهر ۱۳۹۹ داور چند دوره مسابقه و جشنواره گفت و گوی تخصصی تعلیق (اینستاگرام) با حضور دکتر علی مشهدی رفیع به دعوت از موسسه‌ی کتاب آرایی ایرانی ۱۳۹۹ گفت و گوی اینستاگرامی با حضور خوش‌نویسان خوزستان مجری؛ بانو کیانی ۱۳۹۹ شرکت در بسیاری از جشنواره های سراسری و نمایشگاه های گروهی. برگزاری چند دوره‌ی نمایشگاه انفرادی. برگزاری چندین کارگاه خوش‌نویسی. مدیر، موسس و مدرس آموزشگاه آزاد هنری سبز (زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی). عضو مجمع نمایندگان انجمن خوش‌نویسان ایران ۱۳۷۶ شهرکرد. شرکت در مجمع نمایندگان انجمن خوش‌نویسان ایران ۱۳۷۷ تهران هتل شهر. رمزگشایی و خوانش کتیبه‌ی سردر مسجد گناباد بعد از چند قرن. خوانش‌ آثار تعلیق خواجه اختیار منشی گنابادی و دیگر تعلیق نویسان به اتفاق استاد امین سلطان‌خواه. عضو بنیاد ایران‌شناسی (چهارمحال و بختیاری) دارای مصاحبه های گوناگون در روزنامه های مختلف فعال برنامه های رادیو و تلویزیونی طراح و مُهرساز از سال ۱۳۷۵ مجری برنامه های فرهنگی هنری. سابقه‌ی سه دهه تدریس و تعلیمِ بیش از ۵۰ هنرجوی خوش‌نویس ممتاز در رزومه‌ی کاری خود. طراح، خطاط، سنگ تراش و مجری کتیبه های سنگی الیما و پارک صخره ای ایذه. کارمند سابق دانشگاه آزاد اسلامی ایذه شاغل در روابط عمومی، خبرنگار آنا و نماینده‌ی روزنامه‌ی فرهیختگان در دانشگاه ایذه از ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۹حمیدرضامهدوی مقدمکنگره ملی خواجه اختیار منشی گنابادی سال 1397-شهرستان گنابادکنگره ملی خواجه اختیار منشی گنابادی سال 1397-شهرستان گنابادکنگره ملی خواجه اختیار منشی گنابادی سال 1397-شهرستان گناباد-ورک شاپ تعلیقکنگره ملی خواجه اختیار منشی گنابادی سال 1397-شهرستان گناباداستادغلامحسین امیرخانی-غفور اسکندری-استاد علی شیرازی-تهران-پس از ثبت تعلیق در اساسنامه انجمن خوشنویسان</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Sat, 14 Oct 2023 08:55:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراسم آئینی مذهبی</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-wwtxjbcj3rma</link>
                <description>مراسم نخل گردانی روستای ریاب گنابادکارکردهای مراسم آئینی مذهبی بسیار متنوع و حیرت انگیز است . همبستگی ملی و منطقه ای ، ثبات اجتماعی ، کاهش اضطراب و ترس ، انتقال ارزش ها ، ایجاد تعادل اخلاقی از جمله این کارکردها است. واقعه عاشورا و شجاعت کم نظیرحسین ابن علی(ع) و همسفران او در مقابل ظلم بی حد و طاقت فرسای لشکر دشمن، یک گونه ی کامل از تراژدی طبیعی بود. داستانی که گویا نویسنده آن به حکم « شاء ان یراک قتیلا » بر آن بوده که تمام عناصر دراماتیک و تراژدی را یک جا به زیباترین شکل در آن بگنجاند. اشاره زینب کبری در بارگاه یزید به این مهم است که فرمود : « ما رأیت الا جمیلا »پس از واقعه عاشورا اشکال گوناگونی از هنرها با محوریت و موضوعیت عاشورا شکل گرفت . پرده خوانی ، نقالی ، تعزیه یا شبیه خوانی و گونه های محتلف شاعری از این جمله هستند. از مراسم آئینیِ شکل گرفته پس از شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفایش می توان به مراسم ، سینه زنی و زنجیر زنی ، نوحه خوانی ، چاوش خوانی ، نخل گردانی و ... اشاره کرد.شهرستان گناباد یکی از مهمترین شهرهای استان خراسان رضوی است .عشق و علاقه به اهل بیت عصمت و طهارت در میان آحاد مردم این شهر موج میزند. این را میشود در مراسم آیینی ویژه محرم که در این شهر اجرا می شود به راحتی تشخیص داد. تعداد 180 هیئت مذهبی و گروه های سینه زنی و زنجیرزنی از مهمترین ویژگی های شهرستان گناباد است .شبیه خوانی یا تعزیه خوانی یکی از مراسم هنری و آیینی شهرستان گناباد است : پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کمتر روستایی از این شهرستان است که شبیه خوانی اجرا نمی شود . امروزه بیش از 30 گروه شبیه خوانی در این شهرستان و روستاهای آن فعال است .مراسم نخل گردانی شهر بیدخت گنابادنخل گردانیاین که ریشه پیدایش نخل گردانی از کجاست واقعاً مشخص نیست. حداقل چیزی که می دانیم این است که این مراسم از دوره صفویه باب شده است. در روایاتی گفته شده که پیکر مطهر امام حسین(ع) را روی شاخه های درخت خرما به سمت محل دفن حمل شده است و چون به درخت خرما «نخل» می گفتند این مراسم به نام نخل گردانی معروف شده است. بعضی ها عقیده دارند که نخل گردانی نمادی از تشییع پیکر امام حسین(ع) می باشد. نظر به اینکه پیکر پاک شهدای کربلا را در همان جایی که به شهادت می رسیدند، دفن کرده اند این روایت ضعیف می نماید. آنچه ما از قدیمی‌ها شنیده ایم این است که وقتی امام به شهادت رسیدند، برای جلوگیری کردن از آفتاب خوردگی بدن آن بزرگوار، از آسمان سایه بانی به شکل نخل یا از درخت نخل، فرود آمده است. آنچه مسلم است، این مهم است که نخل پایه شرعی ندارد و بر پایه اعتقادات مردم شکل گرفته است. مراسم نخل گردانی روستای خیبری گنابادنخل اتاقکی چوبی است. اندازه این نخل به جمعیت روستای یا شهر بستگی داشته و معمولاً کوچک و بزرگ ساخته می شود. اسکلت این اتاقک با تیرهای چوبی ضخیم اجرا می شود و میانه ی کار با تیرک و ترکهایی قید و بست می شده است. چهارچوب افقی ضخیم در کف قرار دارد که اتاقک روی آن بنا می شود. این چهارچوب از جلو و عقب به اندازه حدود ۲ متر بیرون زده است تا افراد بتوانند اتاقک را حمل کنند. معمولاً این اتاق چوبی در مکانی مشخص در طول سال نگهداری می شود. از روز هفتم محرم اتاقک را در مسیری معهود، بر سرِگذر افراد به مجلس عزاداری قرار میدهند و شخصی به نام« نخل بند» یا «نخل ساز» آنرا با پارچه ها و دستمال های رنگی و پرده های گلدوزی شده و در بعضی از روستاها با آینه، تزیین می کند. امروزه تقریباً در تمام شهرها و روستاهای شهرستان گناباد نخل وجود دارد. در بعضی از مناطق مثل قصبه شهر و نوقاب، حتی ممکن است دو یا سه نخل وجود داشته باشد. مراسم نخل گردانی روستای نوقاب گناباداز دیرباز مردم اعتقاد داشتند که نخل در شفای بیماران تاثیر دارد. در نتیجه از روزی که نخل آماده می شود تا روزی که آنرا را برای مراسم نخل گردانی بلند می کنند، مردم از زیر آن عبور کرده، آن را به نیابت از حرم امام حسین(ع) زیارت می کرده و در آن شمع روشن می کنند. در شهرستان گناباد مراسم نخل گردانی معمولاً قبل و پس از اجرای مراسم تعزیه خوانی یا شبیه خوانی اجرا می شود. اما نخل گردانی در عصر روز عاشورا و پس از پایان اجرای تعزیه بسیار پر شور تر انجام می گردد. اگرچه قدیم در تعداد محدودی از روستاهای گناباد مثل بیدخت، باغسیا، نوغاب، تعزیه اجرا می‌شده است، امروزه اما در اکثر روستاهای گناباد، مراسم تعزیه خوانی باب شده و اجرا می شود. صبح روزی که قرار است تعزیه خوانی اجرا شود گروه تعزیه خوان به همراه مردم در حالی که نخل را برمی دارند به همراه اجرای مراسم زنجیر زنی، به سمت میدان روستا یا هر میدانی که برای اجرای تعزیه در نظر دارند می‌روند. با رسیدن به میدان مورد نظر، نخل را در کنار میدان گذاشته و به اجرای تعزیه می پردازند. البته در بعضی از روستاها، نخل را در میدان تعزیه ساخته و آماده می کنند. تعزیه خوانی معمولاً تا غروب طول می کشد. در پایان تعزیه خوانی جوانان و مردان نیرومند با فریاد یا حسین یا حسین نخل را برداشته و شروع به چرخاندن آن می کنند. مراسم نخل گردانی روستای باغسیاه گنابادنخل گردانی یکی از مراسم بسیار باشکوه محرم است که در آن حس همدلی و تعاون و مشارکت مذهبی به اوج خود می رسد. افراد شرکت کننده در نخل گردانی باید زورمند باشند، چون کنترل نخل آن هم در موقعی که احساسات مردمی به اوج می رسد، کاری دشوار است. تعدادی از افراد برای فرمان دادن و تعیین مسیر حرکت از کلماتی مثل چپ، چپ ،راست، راست، استفاده می کنند تا بقیه که دید کافی ندارند، متوجه باشند که نخل را باید به کدام سو هدایت کنند. در طول مسیری که نخل را می برند هراز گاهی شروع به چرخش نخل و به هوا انداختن آن می کنند و شعار حسین، حسین و حیدر، حیدر را تکرار می‌کنند. با رسیدن به مقصد، نخل را بر زمین گذاشته و شروع به اجرای مراسم حسن، حسین و یا زنجیر زنی دوران آن می کنند. در طول تمام این مسیر یک نفر در بالای نخل قرار می‌گیرد. جلوی نخل معمولاً یک تاجی با چند چنگال قرار دارد. از قبل تعدادی سیب در این چنگال ها فرو می کنند. در مقصد، فردی که در بالای نخل قرار دارد، سیب ها را برداشته و به میان جمعیت پرتاب می کند. اعتقاد بر این است که این سیب شفا بخش است و حوادج را برآورده می نماید. روز بعد دوباره نخل ساز پارچه ها را باز کرده و نخل خالی را برای مدت یک سال دیگر در مکان همیشگی خود، به انتظار عزاداری سال آینده قرار میدهد.مراسم نخل گردانی روستای مندگنابادمراسم نخل گردانی روستای قوژد گنابادمراسم نخل گردانی روستای دلویی گنابادمراسم نخل گردانی روستای رهن گناباد</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 16:48:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواجه اختیار منشی گنابادی و بایدها</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-s75d9ki5sqra</link>
                <description>حمید رضامهدوی مقدممجسمه خواجه اختیار منشی گنابادی - اثر گلزار آژند در باب مشاهیر شهرستان گناباد در کتب مختلف تاریخی اعم از آنهایی که چاپ شده و یا در حال چاپ هستند، این نکته مشهود است که شهرستان گناباد به لحاظ پیشینه ی تاریخی، دارای مشاهیر نامداری در عرصه های هنری ، علمی و مذهبی می باشد. اطلاعات گوناگونی در رابطه با این مشاهیر در لابلای صفحات تاریخ وجود دارد. یکی از مهمترین مشاهیر شهرستان گناباد خواجه اختیار منشی گنابادی است که به دلیل کثرت آثار به جا مانده از او در موزه های کشور می توان ادعا کرد که مهمترین چهره ی ماندگار تاریخ شهرستان گناباد است.برگی از نسخه مطلای خواجه اختیار در موزه دانشگاه فردوسی مشهداستاد فرزانه دکتر حمیدرضا قلیچ خانی، در شماره ۲۳ گلستان هنر، چاپ ۱۳۹۶ ،انتشارات پیکره، کتابی چاپ کرده است به نام خواجه اختیار منشی، در مقدمه این کتاب چنین آمده است :&quot;خواجه اختیار منشی گنابادی مشهورترین و نامدارترین خوشنویس تعلیق به شمار می‌رود. گویی نام وی و تعلیق بیش از هر هنرمندی به هم گره خورده است و این بخت یاری، حاصل نبوغ، استعداد و پرکاری وی است. وی در نیمه دوم سده دهم هجری در هرات به خوشنویسی اشتغال داشت و خوشبختانه آثار فراوانی از وی در موزه‌ها، کتابخانه‌ها و مجموعه‌های خصوصی ایران و جهان به یادگار مانده است. با این وجود وی و آثارش آنگونه که باید شناسایی، بررسی و معرفی نشده است.&quot; خواجه اختیار منشی گنابادی، خط تعلیق را به اوج زیبایی خود رساند و تلاش استادان پیش از خود را کامل نمود. همان گونه که میرعماد و عبدالمجید طالقانی خطوط نستعلیق و شکسته نستعلیق را به کمال رساندند. دکتر حمیدرضانی معتقد است: &quot; در میان تعلیق نویسان، آثار هیچ منشی و کاتبی به اندازه اختیار منشی گنابادی نقل و جعل نشده است ؛ این نکته از شهرت وی برخاسته است و امروزه خواجه اختیار از واضع خط تعلیق نیز نامدارتر شده و مشهورترین استاد قلم تعلیق به شمار می‌رود. همین شهرت سبب می‌شود تا آثار اصیلش روز به روز نایاب‌تر شود و با نایاب شدن آثارش، ارزش و بهای آن نیز افزایش یافته و جاعلان بیش از پیش به مشابه سازی آثارش تشویق و ترغیب شوند.رونمایی از مجسمه خواجه اختیار- 9 اسفند 1397- گنابادخط تعلیق در واقع اولین خط کاملاً ایرانیست که در طول دو سده آرام آرام به تکامل رسید تا جایی که در اواخر سده هشتم گونه ی شکسته ی آن نیز رایج گردید. &quot;خطوط ششگانه از سده‌های چهارم و پنجم هجری تا زمان پیدایش خط تعلیق در ایران رایج بودند. همچنین برخی از این قلم‌ها از جمله نسخ و ثلث تا امروز نیز پایدار و استوار باقی مانده‌اند. پس از تجاوز مغولان در نیمه نخست سده هفتم هجری، آرامشی نسبی در نیمه دوم همان سده به وجود آمد و در آن دوران برخی از دبیران و منشیان که در دربار حاکمان به کار انشاء مشغول بودند، رفته رفته از خط‌هایی چون رقاع و توقیع به خط جدیدی گرایش یافتند که بعدها تعلیق نامیده شد. در نتیجه علت پیدایش این خط، نیاز منشیان به خطی متفاوت در کار انشاء بود. خطی که بیش از اندازه خوانا و ساده نباشد و تخصص منشیان را نیز به نمایش بگذارد.&quot;(همان منبع ، صفحه ۱۴)آنچه تمام محققین بر آن متفق القول هستند این مهم است که اختیار منشی اهل &quot;جنابد&quot; یا گناباد کنونی است. خوشبختانه انجامه های آثار وی اکثرا با نام&quot; اختیار منشی جنابدی&quot; ثبت گردیده است.گناباد جنوبی ترین شهرستان استان خراسان رضوی است. این شهر از کهن‌ترین شهرهای ایران است. عمیق‌ترین و قدیمی‌ترین قنات جهان (قنات قصبه) در گناباد قرار دارد. این قنات از دوره هخامنشیان حفر گردیده و در سال ۱۳۹۵ به شماره ۵۲۰۷ در یونسکو  ثبت شده‌است. نام &quot;کنابد&quot; و &quot;ریبد&quot; بارها در داستان یازده رخ شاهنامه فردوسی تکرار شده و بر اساس داستانهایی که سینه به سینه نقل شده است داستان فرود نیز در این شهر اتفاق افتاده است. شهرستان گناباد جدای از اماکن کهن تاریخی ، مشاهیر زیادی را در حوزه ی نجوم، طب، موسیقی، نقالی، دین و مذهب و عرفان تقدیم جامعه ی ایران نموده است. بدون شک ارج گذاری به بزرگان و مشاهیر هر منطقه باعث ایجاد همگرایی و هویت ملی و منطقه ای می گردد.نمایشگاه آثار خواجه اختیار - اسفند 1397با عنایت به آنچه رفت، مدیران و برنامه ریزان فرهنگی شهرستان گناباد از دیر باز در راه شناسایی و بزرگداشت مشاهیر شهر خود کوششهای فراوانی انجام داده اند. هر چند توالی و تکمیل حرکت های انجام شده یک ضرورت است و همت جمعی نخبگان و برنامه ریزان فرهنگی را می طلبد.یکی از برنامه های مهمی که توسط هنرمندان و پژوهشگران گنابادی در سال ۱۳۹۷ انجام شد ، برگزاری کنگره ملی خواجه اختیار منشی گنابادی است. برگزاری کنگره ملی خواجه اختیار منشی گنابادی، اتفاقات گوناگون و بی نظیری را در سطح شهرستان و کشور رقم زد، که بررسی اجمالی آن برای ترسیم فعالیت های آتی، خالی از لطف نیست.مهمترین اتفاق ها ی گذشته در شهرستان گناباد:۱- برگزاری همایش خواجه اختیار منشی گنابادی برای اولین بار در کشور.۲- جمع آوری آثار خواجه اختیار منشی گنابادی از موزه های سراسر ایران.۳- رونمایی و نصب مجسمه خواجه اختیار منشی گنابادی.۴- اجرای نمایشگاه آثار خواجه اختیار منشی گنابادی برای اولین بار در کشور در شهرستان گناباد.۵- نامگذاری بلوار حد واسط بین میدان نماز و میدان کارآفرین به نام خواجه اختیار منشی گنابادی۶- نامگذاری مجتمع جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی به نام خواجه اختیار منشی گنابادی.۷- پیگیری و ثبت ملی مرقع طلاکاری شده خواجه اختیار منشی گنابادی در دانشگاه فردوسی مشهد.۸-اهدای ۵۰ تابلویی آثار خواجه اختیار منشی گنابادی به اداره میراث فرهنگی شهرستان جهت برپایی نمایشگاه دائمی آثار خواجه اختیار در محل موزه باستان شناسی گناباد.۹- تدوین چند جلد کتاب از آثار خواجه اختیار منشی گنابادی توسط دکتر محمد رضا میرزاد.. ۱-تدوین اولین رسم الخط آموزشی خط تعلیق توسط استاد امین سلطانخواه.11- برگزاری کارگاه عملی آشنایی با خط تعلیق برای خوشنویسان شهرستان‌های گناباد، کاشمر، تربت حیدریه، مشهد ،قاین و ...رونمایی از کتاب زسم الخط استاد امین سلطانخواه- اسفند 1397اجرای همایش ملی خواجه اختیار منشی در شهرستان گناباد باعث ایجاد یک رویداد هنری در کشور گردید. اساتید شرکت کننده در این همایش که هر کدام از اساتید برجسته ی نقاط مختلف کشور بودند، پس از آشنایی با یکدیگر در شهرستان گناباد، هر کدام در گوشه گوشه ی این مرز و بوم برای احیای اولین خط ایرانی پس از اسلام ، یعنی خط تعلیق ، اتفاقات بی‌نظیری را در کشور رقم زدند.مهمترین اتفاقات پسا همایش در سطح ملی:１- برگزاری نمایشگاه خوشنویسی با محوریت خط تعلیق در تهران.２-  ۲- ثبت ملی خط تعلیق با اهتمام دکتر امانی از شرکت کنندگان در همایش.３- ۳- درخواست و پیگیری اساتید خط تعلیق از انجمن خوشنویسان ایران، جهت قرار گرفتن خط تعلیق در برنامه آموزشی انجمن خوشنویسان ایران که به نوعی به احیای این خط در آینده کمک شایانی خواهد نمود.４- ۴- ایجاد شبکه اطلاع رسانی بین هنرمندان خوشنویس خط تعلیق در سراسر کشور در فضای مجازیبا این توصیفات بر همه ی همشهریان شهرستان گناباد مسجل است که خواجه اختیار منشی گنابادی ، بزرگترین خوشنویس خط تعلیق ایران است. به نظر من شخصیت خواجه اختیار منشی گنابادی کم از قنات جهانی قصبه ندارد و به مانند قنات قصبه می‌تواند، گناباد را در مجامع علمی و هنری ایران مطرح نماید. در نتیجه مدیران فرهنگی و هنری شهرستان ، شهرداری و شورای اسلامی شهر با محوریت فرمانداری شهرستان می بایست رویداد های متنوع فعالیت های گوناگونی را در تقویم کاری خود قرار داده تا هم چهره خواجه اختیار منشی گنابادی به مردم شهرستان، شناسانده و هم در سطح ایران مطرح گردد. بر اساس آنچه گفته شد، چند پیشنهاد به مدیران کنونی و آینده ی شهرستان گناباد، ارائه می گردد، ضمن اینکه تعدادی از این فعالیت‌ها در گذشته آغاز شده و به دلیل عدم حمایت مسکوت گذاشته شده است.استاد فلسفی در حال درج دلنوشته بر روی تمبر یادگاری خواجه اختیارکارهای نیمه کاره:１- تولید فیلم مستند خواجه اختیار منشی گنابادی که از سال ۱۳۹۸ آغاز شده و صحنه هایی در مشهد، نیشابور ،تهران و اصفهان فیلمبرداری گردیده است. این فیلم توسط حمیدرضا مهدی مقدم و علی اکبر اسماعیلی در حال ساخت بوده و هنوز به مرحله پایان خود نرسیده است.２- ۲- چند جلد کتاب از آثار خواجه اختیار منشی گنابادی توسط دکتر محمدرضا میرزاده تهیه شده و برای چاپ نیازمند حمایت مالی است.３- ۳-کتاب رسم الخط آموزشی خط تعلیق توسط دکتر امین سلطانخواه تدوین گردیده و برای چاپ نیازمند حمایت مالی است.４- ۴-مجموعه ای از جدیدترین داستانهای نویسنده معاصر گنابادی، دکتر مجتبی تجلی در حال چاپ است که یکی از این داستان ها در مورد آثار خواجه اختیار منشی گنابادی است.５- ۵- همانطور که میدانید خط تعلیق به لحاظ خوانش بسیار سخت بوده و خوانش آن نیاز به مهارت بسیار دارد. برای اولین بار استاد امین سلطانخواه تعدادی از این آثار را خوانش نموده اند از جمله مرقع ثبت شده ی دانشگاه فردوسی مشهد. این مرقع با هماهنگی موزه دانشگاه فردوسی می تواند برای اولین بار در ایران چاپ گردد.６- ۶-استاد سلطانخواه تعدادی اثر سوخت نگارین با خط تعلیق آماده نموده و با حمایت از ایشان امکان نمایش در سطح کشور وجود دارد.در کنار فعالیت های گذشته و نیمه کاره ای که باید به پایان رسد، فعالیت هایی که می توان در آینده روی آن برنامه ریز کرده و اجرا نمود، عبارتند از:1- ترغیب گرافیست ها برای انتشار فونت تعلیق.2- طراحی و اجرای المان هایی از آثا خواجه اختیار منشی در خیابان ها و میادین شهرستان.3- ارائه و پیگیری برگزاری جشنواره خط تعلیق به صورت کشوری در ایران.4- تکمیل پروژه تحقیقاتی به صورت میدانی و هماهنگی با رایزن فرهنگی ایران در هرات.5- ادامه همکاری‌ها و رایزنی‌ها با سازمان تهیه و تالیف کتب آموزشی راجع به معرفی کامل‌تر خواجه اختیار.6- رایزنی با وزارت آموزش و پرورش درخصوص گنجاندن سرفصل های مناسب برای دوره های ضمن خدمت معلمان هنر با موضوع خط تعلیق.7- در یک برنامه ی  مشارکتی با محوریت فرمانداری، شهرداری، فرهنگ و ارشاداسلامی و انجمن خوشنویسان و با دعوت از اساتید خط تعلیق، تابلوهای خیابان ها و مراکز مهم مثل دانشگاه ها با خط تعلیق بازنویسی شود.8- ایجاد دبیرخانه دایمی خواجه اختیار در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناباد و گرد آوری قعالان هنرمند و فرهنگی و تدوین تقویم کاری در حوزه ی معرفی و پژوهش در آثار خواجه اختیار منشی گنابادی.برگی اهدایی اثر خواجه اختیار امیر نظام به مترجم اول سفارت انگلیس 1309</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 13:50:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر سیدمحمدحائری روحانی شخصیتی تکرار ناشدنی</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%AF%D9%86%DB%8C-zrgnzjhtmasd</link>
                <description>۱۴ اسفند ۱۴۰۱ شبی خاطره انگیز و زیبا از مشارکت اجتماعی مردم گناباد بود. در این شب مردم شهرستان گناباد، با قلب‌های آکنده از مهر و محبت گرد آمده بودند تا به بهانه رونمایی از فیلم مستند طبیب جان به کارگردانی زنده یاد محمود فتح نیا و حمیدرضا مهدوی مقدم، ارادت خود را به مردی نشان دهند که شصت و پنج سال از بهترین سال‌های عمر خود را در میان آنان زیست تا سلامتی را برایشان به ارمغان آورد. فیلم مستند طبیب جان، به تهیه کنندگی استودیو فیلم و عکس حمید و با همکاری انجمن سینمای جوانان شهرستان گناباد، در ۶ قسمت ۳۰ دقیقه ای از زندگی دکتر سید محمد حائری روحانی تهیه شده است. به بهانه رونمایی از این فیلم، مصاحبه ای داشتم با استادحمیدرضا مهدوی مقدم که توجه شما را به آن جلب می کنم. سمت راست امیر ناصر ناصری سردبیرطرقه سمت چپ حمیدرضامهدوی مقدم⬅️به عنوان سوال اول و تشکر از شما خواهش می کنم خودتون را برای خوانندگان ما معرفی فرمایید. حمیدرضا مهدوی مقدم هستم، از هنرمندان عرصه تئاتر و فیلمسازی شهرستان گناباد. ⬅️ممنونم جناب مهدوی، به طور مختصر و تلگرافی جواب فرمودید، البته شخصیت حضرت عالی برای خوانندگان ما بسیار آشناست. حضرت عالی در اکثر رشته های هنری صاحب نظر و از فعالین فرهنگی شهرستان گناباد به شمار می روید. در مورد ساخت فیلم طبیب جان بفرمایید. چطور ساخت این فیلم به ذهن شما رسید؟ خوب خیلی هم سخت نیست. چون اکثر کسانی که در حوزه فیلم سازی فعالیت می کنند موضوعات اطراف خود را به خوبی درک می‌کنند. بنده البته علاقه زیادی به ساخت فیلم مستند دارم و در این حوزه تجربیاتی هم داشته ام از سوی دیگر دکتر سید محمد حائری روحانی شخصیت خاصی هستند که شاید در طول این همه سال، افراد مختلفی به ایشان مراجعه کردند تا از ایشان فیلم تهیه کنند. خود بنده هم یک بار در دهه هشتاد، یک فیلم از خاطرات ایشان به نام «خاطرات هفتادساله» ساختم. به مرور زمان، نزدیکی من و دکتر سید محمد حائری روحانی سبب شد تا زوایای دیگری از زندگی ایشان را درک کنم. در اواخر دهه ۹۰ فکر کردم که هم شخصیت دکتر را بهتر شناخته ام و هم زمان زندگی این مرد بزرگ به جایی رسیده که پختگی کامل حاصل شده و می طلبد تا دوباره و با یک نگرش کاملتر این فیلم را بسازم. ⬅️از آقای فتح نیا بفرمایید. آقای فتح نیا از هنرمندان شاخص عرصه تئاتر و فیلمسازی گناباد هستند که مدت های مدیدی در تهران ساکن بودند. فتح نیا دانش‌آموخته ی رشته تئاتر بود و کارشناسی ارشد طراحی صحنه را از دانشگاه هنر تهران گرفت. در حوزه تئاتر و طراحی صحنه سرآمد بود و مقام های زیادی در حوزه بازیگری و طراحی صحنه کسب کرده بود. در زمینه فیلم کوتاه هم چه زمانی که در گناباد بود و چه در تهران تجربیات زیادی انجام داد. ایشان علیرغم اینکه در تهران ساکن بودند، خوشبختانه همواره نسبت به گناباد و پیشرفت گناباد حساسیت داشتند. محمود در اوایل دهه ۹۰ از دکتر روحانی شروع به ساخت یک فیلم مستند کرد. هر بار هم که به گناباد می آمد در مورد نحوه مونتاژ و خروجی کار بسیار بحث می‌کردیم اما کار بسته نمی شد تا اینکه سیستم دوربین ها عوض شد و ضرورت هایی در زندگی دکتر احساس شد، به این نتیجه رسیدم تا من هم از یک نگاه جدید تر بخش‌هایی از زندگی دکتر روحانی را تصویر برداری کنم. بعدها با موافقت زنده یاد محمود فتح نیا مقرر شد ایشان راش های فیلم های خود را برای من بفرستد تا یک کار کامل تر را بتوانیم ارائه کنیم. متاسفانه راش ها را گرفتم اما دست اجل در ایامی که بیماری کرونا کشور را تحت تاثیر قرار داده بود، محمود را از جامعه هنری گناباد گرفت و این مهم بر دوش من افتاد. ⬅️شخصیت دکتر روحانی برای مردم بسیار شناخته شده است اما شما به عنوان فیلمساز با زندگی ایشان بیشتر آشنا هستید، دوست دارید برای خوانندگان ما از شخصیت این مرد بزرگ بیشتر صحبت کنید. خب من به عنوان فیلمساز اکثر حرف هایی را که باید بزنم، به زبان فیلم در آن گفته و ثبت کرده‌ام. ⬅️نه، منظور من این است که از دید شما چه مسائلی جذاب تر بوده که شما را تحت تاثیر قرار داده و یا مواردی هست که مایل باشید خوانندگان ما را از آن آگاه کنید؟ بله، البته. شخصیت دکتر روحانی به نظر من بی نظیر است و اغراق نیست اگر بگوییم که دکتر روحانی ماندگارترین چهره خدمتگزار تاریخ معاصر شهرستان گناباد است. من بحث را در سه حوزه، مجزا می کنم. اول شخصیت خود دکتر. دوم خدمات اداری و سوم خدمات پزشکی و حوزه سلامت که ایشان برای مردم ما انجام داده اند. دربحث شخصیتی ایشان، باید عرض کنم جدای از مطالبی که در فیلم روی آن کار شد ، اعم از علاقه ی وافر ایشان به کتابخوانی، آگاهی و حساسیت از اخبار روز و جریانات سیاسی مملکت، تدبر ایشان در حوزه قرآن و حدیث، ساده زیستی و انسان دوستی و خیلی چیزهای دیگر، دو مورد هست که برای من بسیار جالب بود. اول اینکه ایشان برای پدرشان احترام ویژه قائل هستند.احساس قلبی من این است که راهنمایی های آن مرد بزرگ همواره چراغ راه دکتر روحانی بوده و جالب اینکه پدرشان هم بسیار برای مردم و خدمت به مردم از ارزش قائل بوده اند و این تربیت خانوادگی از سید محمد حائری روحانی، شخصیتی مردمی و دوست داشتنی ساخته است. دومین موردِ شخصیت ایشان، علاقه به خدمت «بدون منت» است من در جریان این فیلم متوجه شدم که دکتر روحانی «انتظار داشتن» را در وجودش از بین برده است. یعنی این که خدمتی انجام دهد و بعد انتظار خاصی داشته باشد. به این خدمت، خدمتِ بدون منت می گویند. شما امروز با هر گنابادی که صحبت می کنید به دکتر سید محمد حائری روحانی علاقه دارد و از آن مهمتر نوعی ارادت قلبی و اعتقاد، بین ایشان و مردم پدید آمده است، این مهم در اثر سالها تلاش ایشان برای سلامت مردم، حتی کمک های مادی و معنوی، بدون چشم داشت پدید آمده است. دکتر روحانی در حال طبابت⬅️جناب مهدوی لطفاً در مورد مباحث اداری که طرح فرمودید، بفرمایید. دکتر سید محمد حائری روحانی از اسفند ۱۳۳۶ وارد شهرستان گناباد شد. برای درک بهتر باید شرایط اجتماعی آن زمان را بررسی کرد. در دهه سی آنطور که خود دکتر هم نقل می‌کند، کوچه و خیابان های گناباد، یک وجب هم آسفالت نداشت، آب لوله کشی نبود، برق و تلفن وجود نداشت، راه بین شهری و حتی بین روستاها به معنی امروز وجود نداشت. دکتر روحانی نقل می کند که حتی مرده ها را کنار جوی آب می شستند. در این شرایط ایشان به گناباد می آیند و دست بر قضا مدت ۱۰ سال ریاست بهداری گناباد به ایشان محول می‌شود. در این ده سال ایشان حمام ها را از خزینه تبدیل به دوش می کند، بیمارستان و بهداری می سازد و خیلی خدمات دیگر که شرح کامل آن در فیلم ۶ قسمتی آمده است. اینها بسیار برای ما ارزشمند است و همین مسائل است که باید دکتر روحانی را به عنوان شخصیتی نوگرا که باعث پیشرفت و توسعه شهرستان در آن سالها بوده به حساب آورد. ⬅️خوب اگر مایلید به بخش بعدی برویم؟ فرمودید سومین مورد خدمات ایشان در حوزه سلامت مردم بود در این مورد بفرمایید. ببینید شما با شخصیتی روبرو هستید که اهل تهران است. درسال ۱۳۳۶ به گناباد می‌آید اما برخلاف تصور رایج، در این شهر ماندگار می شود. ایشان حکایتهایی برای من نقل کرده از آن سالهای دور. سال‌هایی که نه وسیله ای بوده و نه راهی و ایشان با مشقت های زیاد خود را به ده و دیار دور و نزدیک می رساند تا مریضی را که همه از او قطع امید کرده اند را مداوا کند. همین امر به ظاهر کوچک در توالی زمان از او یک فرشته ساخته است. یک فرشته نجات که به هر جا پا می گذارد، سلامتی را به ارمغان می آورد و این کم نیست. من با هرکسی صحبت کردم و مصاحبه گرفتم، متوجه یک نوع اعتقاد قلبیِ مردم به او شدم. اعتقاد ساده به وجود نمی‌آید. اعتقاد با اخلاص به وجود می آید. اینکه در توالی زمان کسی را ببینیم که با کمترین مزد و منت به تو، خانواده تو، همشهری تو، خدمت می کند و به مرور، همه سلامتی خود را مدیون او می دانند. مادربزرگ من همواره از دکتر روحانی تعریف می‌کرد و اعتقاد داشت پایش به مطب به ایشان می رسد درد هایش تمام می شود. خود من که نوزاد بودم در زلزله ۱۳۴۷ بر بالین من حاضر شده و من داستان آن روزها را از مادرم شنیده ام. در سال ۱۳۹۱ فرزند خودم در بیمارستان بستری بود و دکتر متخصص پس از سه روز به من گفت کاری از من دست من ساخته نیست و دکتر روحانی با یک مشورت تلفنی سلامتی را برای فرزندم به ارمغان آورد. اینها حکایتهای غریبی نیست. از این دست اتفاقات برای همه مردم گناباد روی داده و کافیست پای صحبت مردم بنشینی تا خاطرات بی‌شماری را بشنوی. به زعم من و مردم این شهرستان، سید محمد حائری روحانی تنها یک پزشک نیست. یک اسطوره است. یک حکیم هست. یک مسلمان خالص و دوست داشتنی است که قلب ها را تصاحب کرده و نام خودش را جاودانه. امروز دکتر سید محمد حائری روحانی سلطان قلبهای مردم گناباد است. شما اهل رسانه هستید. در دنیای سیاست می بینید که چقدر سیاسییون با انواع ترفندهای پوپولیستی و قواعد عوام فریبانه، دنبال معروفیت هستند. غافل از اینکه معروفیت و تسخیر دلها، یک عامل دارد و آن، خدمت بدون منت است. افتتاح بیمارستان صالحیه بیدخت⬅️یک سوال جناب مهدوی از فیلم خودتون راضی هستید؟ مسلماً خیر. چون هنوز هم می‌شود به انواع روش های هنری، حق مطلب را بهتر ادا کرد. من اعتقاد دارم که داستان زندگی این مرد بزرگ، قابلیت ساخت فیلم سینمایی را دارد. شما در تلویزیون سریال هایی مثل پزشک دهکده را دیده اید. زندگی دکتر روحانی به راحتی پتانسیل تبدیل شدن به یک سریال را هم دارد. متاسفانه بضاعت ما کم است و اولویت های تعریف شده ی جامعه ی امروز گنابادِ ما هم چیزهای دیگر است.امیدوارم یک روز، یک نفر، از ما هنرمند تر پیدا شود و حق مطلب را آنگونه که در خور این مرد بزرگ است به جا آورد. ⬅️شما در شب رونمایی از فیلم طبیب جان، در سینمای گناباد، مراسم جش تولد ایشان را هم گرفتید و این در نوع خودش کار جالبی بود. برای اینکه ما عادت نداریم در زمان حیات مردان بزرگ شهرمان از آنان تجلیل کنیم. در مورد این برنامه بفرمایید. خوب این یک کار تیمی بود. یک سال بود که فیلم را تدوین کرده بودیم که جا دارد در اینجا از زحمات بی دریغ استاد علی اکبر اسماعیلی که همواره در طول تولید و تدوین همراه ما بودند تقدیر و تشکر کنم، مترصد زمان مناسبی بودیم برای رونمایی از این فیلم. جلسه گرفتیم با دوستان نزدیک. جناب استاد مصباح و استاد برادران، دکتر خواجوی و دکتر محسن دانا و پیرامون کم و کیف کار بحث و تبادل نظر کردیم. به نظرم رسید که چون تولد دکتر در اسفند ماه است به عنوان سورپرایز در پایان مراسم جشن تولد کوچکی برگزار کنیم. هیچ تبلیغ خاصی هم انجام ندادیم. فقط یک اطلاعیه ی کوچک در فضای مجازی که توسط خود مردم به کرات بازنشر شد و خوشبختانه به دلیل بزرگیِ شخصیت این مرد بزرگ، سالن سینما مملو از دوستداران ایشان شد. تعدادی از روسای ادارات، خصوصاً فرماندار و بخشدار شهرستان شرکت نمودند و نماینده شهرستان، پیام تصویری ارسال کردند و یک جشن خاطره انگیز مردمی شکل گرفت. ⬅️خیلی از کسانی که در این مراسم شرکت کرده و یا تصاویر را دیده بودند ضمن رضایت، خیلی مایل بودند که برای دیگرانی که به مردم خدمت می‌کنند و کمتر دیده می‌شوند هم این کار تکرار شود نظر شما چیست؟ من این مطلب را در مقالاتی که بعداً نوشتم، اشاره کرده‌ام که، جوامعی را میتوان پویا، سرزنده و با هویت دانست که دانشمندان و نخبگان و هنرمندان خود را گرامی داشته و ارج می نهند. این اعتقاد قلبی من است. اگر خاطرتان باشد هم، من در دوران حضور در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، بزرگداشت خواجه اختیار منشی گنابادی، قاسمی گنابادی، ملا مظفر، دکتر عباس زمانی و محمد پروین را برگزار کردم و به این موارد اعتقاد کامل دارم. در همین عرصه پزشکی، پزشکان بزرگی داریم که سال‌هاست در گناباد خدمت می کنند. مشکل ما این است که تنها زمانی خلاء ایشان را درک می کنیم که ایشان را از دست می دهیم و این بسیار بد است. در عرصه های دیگر هم انسان های بزرگی داشته و داریم. چه خیر های بزرگی که در شهر کار می کنند، هنرمند ،کاسب، دانشمند، دانشجو و غیره ⬅️خوب به نظر شما چه کاری باید انجام داد؟ باید عینک سیاسی و تنگ نظری را کنار زد. مسئولین امروز باید بدانند که: «چوه خواهی که نامت رود در جهان» «مکن نام نیک بزرگان نهان» این یک واقعیت است. امروزه چهره ی خیلی از مشاهیر و بزرگان و خادمین این شهر در زنگار و غبارِ تنگ‌نظری، سیاسی‌کاری و سلیقه های شخصی و جناحی پنهان شده، اما شک نداشته باشید که این مسئله همیشگی نیست. ⬅️آیا برای رسیدن به یک لول و سطح قابل قبول پیشنهاد خاصی دارید؟ بله. از اتفاقات کوچک شروع کنیم. ببینید من برای دیدار با پرفسور یاحقی به مشهد رفته بودم. آدرس گرفتم و وقتی به خیابانِ منزل ایشان رسیدم، دیدم، نامِ خیابان به نامِ «خیابان دکتر یاحقی» نامیده شده است.اینطور حرکات چقدر غرور آفرین است؟ کمترین کاری که ما میتوانیم انجام دهیم این است که نام تعدادی از کوچه و خیابان ها را به نام این بزرگان مزین کنیم. مگر ما چند دکتر روحانی یا اسفندیار فیاضی و غیره داریم؟ نامگذاری خیابان، بیمارستان، سالن، چهارراه، کمترین کاری است که می توانیم انجام دهیم. چرا مجسمه این بزرگان ساخته نشود؟ مگر هویت اجتماعی چگونه تولید می شود؟ اگر ما همه فعالیت هایمان سیاسی باشد و در جهت خاص، مردم هم کم‌کم زده می شوند، ولی وقتی تفکرِ جامع و فراگیر داشته باشیم، مردم هم به مرور زمان احساسِ غرور می کنند. نام گذاری یک بیمارستان، به نام مرد بزرگی که ۶۵ سال از عمر خود را در عرصه سلامت این شهر گذرانده، کمترین کاری است که ما می‌توانیم انجام دهیم. این مسئله حتی باعث خوشحالی مردم می شود. ⬅️ممنون جناب مهدوی که وقت خودتون رو در اختیار ما گذاشتید، به عنوان آخرین سوال، آیا مطلبی هست که بخواهید عنوان فرمایید؟ فکر کنم بد نیست در پایان مصاحبه از زحمات تیم تولید تشکر کنم. اول به روان دوست عزیز و هنرمندم محمود فتح نیا درود می فرستم و بعد از زحمات اساتید عزیز: علی اکبر اسماعیلی، محمد برادران، محمد خوشنود، عبدالله علی نژاد و آزاده شکاری تقدیر و تشکر ویژه می نمایم. منتخب این فیلم فعلاً در سایت آپارات بارگذاری شده و مردم عزیز می توانند با سرچ نام دکتر سید محمد حائری روحانی و یا طبیب جان از قسمت ویدئوی گوگل آن را مشاهده کنند.۶ قسمت کامل این فیلم به انضمام یکی دو فیلم دیگر هم که از ایشان کار کرده ام در آینده بارگذاری خواهد شد و به صورت DVD هم در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.دکتر سیدمحمدحیری روحانی در اردیبهشت ۱۴۰۲</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Thu, 27 Apr 2023 23:14:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واله اصفهانی شاعر و تعلیق نویس عهد زند و قاجاریه</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87-bxn54gdogmbj</link>
                <description>نام اصفهان را که می شنوی زاینده رود، سی و سه پل، میدان نقش جهان، منارجنبان و... به ذهن متبادر می‌شود. اصفهان در معماری و هنر در طول تاریخ این سرزمین یگانه و بی همتاست. همین امر سبب شده تا به مرور زمان اصفهان تبدیل به آرامگاهی از بزرگانِ یگانه ی ایران شود. آرامستانِ تخت فولاد که آغاز آن به دوره الجایتو می‌رسد، محل دفن بی‌شماری از عرفا، حکما، سخنوران، شعرا، هنرمندان و سیاستمداران ادوار مختلف ایران است. از این میان می‌توان به یوشع نبی، جهانگیر خان قشقایی، استاد جلال تاج اصفهانی، بهاءالدین محمد اصفهانی (فاضل هندی) بابا رکن الدین، میرفندرسکی و... اشاره کرد.آرامستان تخت فولاد-اصفهان بقعه و تکایای این بزرگان، در آرامستان تخت فولاد مزین به آثار هنریِ هنرمندانِ رشته های مختلف است. به گونه‌ای که در طول تاریخ، تخت فولاد تبدیل به موزه و گنجینه ای شده از آثار مختلف هنری از قبیل: کاشی کاری، خوشنویسی، شعر، نگارگری، گچبری، معماری، طراحی و نقاشی و... . یکی از بزرگان عرصه ادب و خوشنویسی که در این قبرستان مدفون است، واله اصفهانی است.تکیه واله - اصفهان محمد کاظم واله اصفهانی حدود سالهای ۱۱۴۵ تا ۱۱۵۰ ق ، در عهد نادر شاه در شهر اصفهان به دنیا آمد. او از شعرا و هنرمندان خوشنویسی اواخر دوره زندیه و اوایل دوره قاجاریه به شمار می رود. واله مردی مودب و متین و بسیار خوش رفتار بوده است. در جوانی برای تکمیل تحصیلات خود به عراق می رود و پس از برگشت از عراق در اصفهان ماندگار می‌شود. سر جان ملکم مولف تاریخ ایران از او به عنوان استاد و شاعر و حکیم و فرد کنجکاو در مسائل سیاسی نام می‌برد. واله در ریاضی و عروض و قافیه هم مدارجی را طی کرده است. اگرچه شعر می سروده و از او دیوان شعری به یادگار مانده است اما معروفیت واله بیشتر به خاطر استادی او در هنر خوشنویسی است. واله اصفهانی رقاع ، نستعلیق و شکسته نستعلیق را خوب می نوشته است. از او یک نسخه ۶ دفتری مثنوی مولانا و یک نسخه کلیات سعدی بر جای مانده است.سنگ لوح مرقد واله اصفهانی واله اصفهانی استاد بی نظیر خط تعلیق است. اگرچه منابع مختلف استادی او را در خط تعلیق تایید نموده اند، متاسفانه اثر دیگری غیر از سنگ مزار خودش که قبل از مرگ به دست خود او نگارش یافته و پس از مرگ تاریخ خورده است، ذکر نشده است. با وجود این، همین یک اثر برای اثبات قوت دست و استواری قلم، استاد واله اصفهانی کافی است. استاد حبیب الله فضائلی در کتاب اطلس خط خود می نویسد: خط تعلیق به دست واله بر سنگ مزارش نقش بست و برای همیشه بر خاک واله نشست. واله اصفهانی در خط ناخنی که نوعی خطاطی بدون استفاده از مرکب است و به وسیله ناخن شست و انگشت وسط نگارش می‌شده و کاغذ را برجسته می نموده است، نیز استاد بوده است. واله اصفهانی در باغی که توسط محمدحسین خان صدر اصفهانی که در زمان واله بیگلربیگی اصفهان بود به او هدیه داده شد، زندگی میکرده است. او در ساختمان کوچکی که در این باغ بنا کرد، محفل شعر و خوشنویسی برپا می‌کرد و در کنار آن آرامگاهی نیز برای خود ساخت. کاشی کاری مزار واله به خط استاد حبیب الله فضائلی نگارش یافته است. در نوروز ۱۴۰۲ قسمت شد تا به تکیه واله واقع در خیابان فیض،در آرامستان تخت فولاد بروم. سنگ مزار او با شیشه های قطور که در اثر گذر زمان کدر گردیده، محصور شده بود. نظر به اینکه سنگ لوح مزار واله به صورت برجسته بر سنگ مرمرینی زیبا نقش بسته که عکاسی و فیلمبرداری از آن سخت می باشد، با کسب اجازه از تولیت، شیشه را برداشته و با تکنیک های خطاطی به صورت موقت نوشته های برجسته را تیره کرده تا در عکس ثبت گردد و شیفتگان واله و خط تعلیق بتوانند از کیفیت خط این استاد بزرگ خوشنویسیِ خط تعلیق، مطلع گردند. برای دیدن گزارش تصویری دیدار از مرقد واله اصفهانی، به لینک زیر مراجعه فرمایید:https://aparat.com/v/qak4Pمتن روی سنگ لوح توسط استاد امین سلطانخواه بیدختی خوانش شده که تقدیم حضور علاقمندان میشود:بسم الله الرحمن الرحیمالحمدلله الذی لایبقی الا وجهه ولایدوم الا ملکهوالصلوة والسلام علی محمد وآله امابعد فهذا مرقدی و انا تراب اقدام العلماء الحکماء و العرفاء الذین لاخوف علیهم ولاهم یحزنون والفصحاء والبلغاء والشعراءالذین وردفیهم ان الله کنوزا تحت العرش مفاتیحها السنة الشعراء وهذا اعتقادی و اعتضادی ان الله  تعالی واحدالذات ظاهرفی الذوات و قلت فیه ای چشم خرد عاجز از دیدن ذات توپنهان تری ز پنهان با اینهمه پیداییان محمدا صلی الله علیه و آله رسوله و ان الائمة الاثنی عشرا و ضیائه و ان ماجاء به البقی حق وانا مستغرق فی بحار معرفة الله العزیز بحیث قلت و اقول تورا خواهم نخواهم رحمتت گرامتحان خواهیدررحمت به رویم بند و درهای بلا بگشا یامعشرالناس اوصیکم بترک اللذات و حب الشهوات لانی عشت فی الدنیا بالراحة والفخامة بحیث خصلة لی نهایة اللذة والعزة و عاقبة الامر وجدت راحتها الما وعزتها ذلة ونلتمس من الاخوان المخلصین و نرجوا من الاخلاء الصادقین اذا مروا علی هذاالمضجع اسرونی بقرائة الفاتحة ولایئسونی بدعاء اللائحة لانی مجرم و مشتاق بلقاء الله المتعال ولما قال النبی صلی الله علیه و آله من کتب بحسن الخط بسم الله الرحمن الرحیم دخل الجنة بغیرحساب کتبت بیدی فی مرض الموت وانا محمدکاظم المتخلص بواله الاصفهانی ۱۲۲۹حمیدرضامهدوی مقدمفروردین ۱۴۰۲</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Fri, 07 Apr 2023 19:51:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باد و ‌خاک ، آب و آتش</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%A2%D8%A8-%D9%88-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-jpmbynpy1teb</link>
                <description> سفال مند مظهر تلاش تاریخی مردم شهرستان گنابادمردم شهر من کیمیاگران ایران زمین اند. اینان از دل کویر سوزان ، معادنی از آب به نام کاریز کشف کرده و  اسب چموش باد را به بادگیرهای سر به آسمان ساییده لگام زده، تا تازیانه ی سوزان گرمای تابستان را ، به خنکای مطبوع بادگیر های خانه های گلی سودا کنند. آنان از خاک کویر، که باد شان هدیه داد، با امتزاج آب ، که قناتشان پیشکش نمود، به مدد استعداد، که خداوند بدیشان ارزانی داشت، از آتش سوزنده سفال کردند منقوش، خورشید نشان، بر سر سفره های مهر و محبت.روستای مند گنابادبرگزاری اولین جشنواره ملی مهارت سفال، در اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱ به همت مرکز فنی حرفه ای شهرستان گناباد و سایر دستگاه های همکار، مایه مسرت اهل هنر گردید. این رویداد از دو سو حائز اهمیت بود. اول همگرایی و اشتیاق و علاقه شورای اسلامی روستا، هنرمندان سفالگر و مردم خونگرم مند در طول این رویداد و علاقه ایشان به برندسازی روستای مند به عنوان یکی از قطبهای سفالگری ایران بود و مورد دوم آمار قابل توجه جوانان شرکت کننده از سراسر ایران در این رویداد.مقدمهعمرصنایع دستی، به قدمت انسان بر می‌گردد انسان از آن زمانی که خود را شناخت با توجه به نیاز و گسترش عقل و استعداد و با استفاده از انگشتان توانایی که خداوند به او هدیه داده بود ، سعی داشت تا برای سهولت زندگی دست به ابداع و تولید بزند.دستان توانا هدیه خداتولیدات انسان های اولیه با نیت کاربردی در زندگی شکل گرفت. اما دیری نپایید که جنبه های زیبایی شناسانه نیز به آن افزوده شد .انسان ها در هر دوره از تاریخ با بهره گیری از امکانات طبیعی محیط زیست خود و ترکیب آن با استعداد فردی و فرهنگ بومی سعی در رفع نیازهای زندگی خود داشتند . رشد تولید سبب شد تا داد و ستد و بحث‌های اقتصادی نیز کم کم شکل گرفته و به مرور زمان باعث توسعه آن هنر گردد.با این مقدمه عواملی چون&quot; نیاز زندگی&quot;، &quot; جنبه های زیبایی شناسانه&quot; و &quot;اقتصاد&quot; در کنار سهولت دستیابی به مواد اولیه و استعدادهای فردی از عوامل توسعه ی صنایع دستی در کل و هنر سفالگری به طور خاص می باشد.نقش و رنگ، رنگ و آتشمندروستای مند گناباد، از دیرباز در تولید محصولات سفالی نامی به هم زده و در مجامع هنری همپای لاله جین همدان خود را به عنوان مرکز تولید سفال معرفی کرده است. اگرچه پیشینه دقیقی نمی‌توان برای قدمت هنر سفالگری در گناباد قائل شد اما لااقل شواهد موجود گواهی می‌دهد که گناباد بعد از اسلام یکی از شهرهای مهم منطقه قهستان بوده است . وجودچندین قلعه دختر که بدون شک محل زندگی اسماعیلیان بوده است و وجود تکه سفال های لعاب دار و نقاشی شده ،-حتی تکه شیشه های فراوان - روی کوه های ارگ فرود واقع در تک میدان و کوه دختر شوراب و آثار تاریخی دیگر شاهدی بر این مدعاست. متاسفانه هیچ حرکتی از سوی ادارات متولی در طول این همه سال، جهت تعیین قدمت هنر سفالگری در گناباد انجام نشده است.در عصر معاصر و حداقل در صد سال گذشته ، آنچه که ما شاهد بودیم و شنیدیم ، حکایت از وجود کارگاه هایی پراکنده در روستاهای مختلف گناباد ، جهت ساخت وسایل مورد نیازی چون کوزه، تنور، نای و... دارد . آنچه مند را به عنوان کانون سفال گناباد متمایز می کند اقبال عمومی مردم این روستا، به دایر نمودن کارگاههای سفالگری، تنوع تولیدات ، ساخت لعاب و ابزار آلات مورد نیاز بوده است، به گونه‌ای که نسل اندر نسل مردم این روستا به این حرفه اشتغال داشته‌اند. پیران روستای مند کارگاه های دایر در دوران قاجاریه را حدود ۷۰ کارگاه برشمرده‌اند.سخنی با مردم مندبدون‌شک اهالی محترم روستای مند، هنرمندان سفالگر و تصمیم‌گیران این روستا، تمایل به پیشرفت و برندسازی سفال مند گناباد در ایران را دارند تا ضمن معروفیت ، از این رهگذر چرخه اقتصادی روستای خود را نیز به حرکت درآورند. روستای مند نسبت به هر روستای دیگری در شهرستان ویژگی ممتاز دیگری نیز دارد و آن واقع شدن در کنار جاده آسیایی و ترانزیتی مشهد زاهدان است. این جاده به مثابه یک رودخانه پر از ماهی و در و مرجان است، به شرطی که بتوان از آن به درستی استفاده کرد. به نظر نگارنده مند، بالاتر از این نگاه، مند ، ویترین شهرستان گناباد نیز به شمار می رود. اما متاسفانه وضعیت ظاهری موجود نه ویترین مناسبی از شهرستان گناباد را به نمایش می گذارد و نه مکمل و محرک چرخه اقتصادی شده است.پیگیری ایجاد بازارچه و متحد نمودن شکل ظاهری کارگاه ها باید از مطالبات جدی شورای اسلامی روستا و مردم شریف روستای مند باشد. اتفاقی که در جلسات متعددی در دوران محمد علی نبی پور فرماندار وقت تشکیل و می‌رفت که اتفاقات جالبی رقم بخورد.مطلب دومی که مایلم با هنرمندان سفالگر مند در میان بگذارم، این مهم است که رونق اقتصادی به اقبال عمومی ربط دارد. همان چیزی که در اصطلاح آن به آن &quot;بازار فروش&quot; می گویند. اصرار بر لایتغیر بودن شکل و فرم سفال ، به بهانه حفظ هویت گذشته ، بهانه ای است برای دوری از نوآوری و عدم انگیزه در ارتقاء کیفیت و نقش. به نظر من سفال مند گناباد ، نیاز به تغییر در فرمول خاک جهت رسیدن به سفالی مقاوم تر، تغییر در فرم در جهت سلیقه مردم، استفاده از نقوش و اشکال متنوع و متعدد سنتی نقوش مدرن و در یک کلام ابداع خلاقانه دارد تا اقبال بیشتری را پیدا نماید.تولید یعنی زندگی، تلاش ، همتسخنی با متولیان صنایع‌دستی و برگزار کنندگان جشنوارهسفال مند گناباد در کنار پدیده قنات ظرفیت برندسازی و توسعه و رونق اقتصادی منطقه را دارد. اگرچه در سال‌های اخیر اعطای تسهیلات و نگاه ویژه دولتی باعث گسترش این هنر گردیده اما به نظر می رسد ،هنوز برای رسیدن به یک ظرفیت کامل راه درازی در پیش داریم. در این راه حرکت دوسویه ی هنرمندان سفالگر و مسئولین باید به یک سو بوده تا برآیند این تکاپو به رشد منجر گردد. رویداد سازی، پژوهشگری، هموارسازی زمینه ارتقاء کیفی، تبلیغ، معرفی و بازاریابی و به صورت مستمر باید مد نظر قرار گیرد. آنچه که از دیرباز در حوزه هنر سفالگری گناباد کم‌فروغ بوده ،حوزه پژوهش است. جمع آوری سفالینه های قدیمی، جمع آوری نقوش مختلفی که جزو میراث گرانقدر این هنر محسوب می شود، باید در دستور کار قرار گیرد. در این صورت است که ما هم موزه سفال خواهیم داشت و هم کتاب نقوش سنتی سفال و گلیم و قالی.به نظر حقیر صرف برگزاری مسابقه مهارت‌آموزی، ساده انگارانه ترین راه برگزاری یک جشنواره آن هم ملی است. شما اگر جشنواره خوشنویسی و نقاشی هم به صورت ملی برگزار کنید ۱۵۰ شرکت کننده دارد. مهم هدایت جوانان هنرمند و مستعد به سوی پژوهش و ارتقاء کیفی و هنری و وجود بخش‌های خلاقیت و ابتکار و نوآوری در فرم و نقش و مستند سازی آن جهت استفاده از ایده های جدید برای سفالگران بومی است.از پیشکسوتان هنر سفالگری مند نقل شده است که در گذشته هنرمندان این رشته، به تولید لعاب نیز اشتغال داشته‌اند و در این روستا کوره های ساخت لعاب نیز دایر بوده است. برای من بسیار مایه تعجب است که چگونه متولیان این هنر این قدر ساده از کنار این موضوع بزرگ عبور می کنند.چه بسیار فرمول های ساخت لعاب که با مرگ یک استاد پیشکسوت در زیر انبوهی از خاک دفن می شود و به بوته ی فراموشی سپرده می‌شود. سوال اینجاست، آیا احیای ساخت لعاب صرفه اقتصادی ندارد؟ آیا جمع آوری تجربیات پیشکسوتان و فرمول هایی که در سینه دارند یک ضرورت نیست؟ تولید کننده و فروشنده دو حوزه متمایز از هم هستند. در کنار حمایت از تولید باید به فروشنده ی بازار نیز عنایت ویژه داشت. ضمن اینکه حمایت های موجود هم، هنوز رضایت تولیدکنندگان را در بر نداشته و تعداد کثیری از هنرمندان ، از نبودن متولی و یا کم‌توجهی رنج می برند. در شهری که یک هنر، برند و تاریخچه خاصی دارد، ایجاد یک سیستم حمایتی خاص در آن ضروری است. به عنوان آخرین کلام ، باید عرض کنم که جای خالی موزه سفال، در مهد سفال را خالی میبینم. آثار امروز هنرمندان پیشکسوت، برای مردم صد سال آینده ، هم زیباست هم دستمایه تحقیق و هم هویت.حمیدرضا مهدوی مقدم اردیبهشت ۱۴۰۱</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Fri, 13 May 2022 14:26:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روستا از دیروز تا فردا</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7-avviqapaljuy</link>
                <description>برداشت زعفران . شهر گنابادروستا در فرهنگ ایرانی سمبل تلاش،نماد کوشش، مصداق یکرنگی ، همکاری، دوستی، محبت و عشق است . عشق به کشت و کار . عشق به آبادانی و عشق به زندگی. روستایی یعنی معنای واقعی تولید.روستایی از زمین بایر، باغی می آفریند دایر. روستایی ازخاک تفتیده، انگور لعل فام می رویاند و انار آبدار. روستایی، برای قوت سال خود گندم خرمن می کند و برای خوراک دام و طیور و ماکیانش جو.روستای ریاب.گنابادروستایی یعنی قناعت. یعنی قالی و نمد و گلیم ، پارچه و سفال و جاجیم. روستایی یعنی همت مردانه ی مردان مرد ، برای حفر کیلومترها قنات در دل زمین. و در یک کلام روستا و روستایی، یعنی تولید ، خودکفایی ، مشارکت و مرافقت.قلعه گیسور. گنابادسیمای روستای قدیم، حس خوش دیوارهای گلی، سقف های گنبدی، ایوان‌ها و طاقهای آجرکاری شده و گچبری شده است. بوی کاهگل و عطر اقاقی است . روستایی مظهر تمام نمای قناعت است و عاشق واله زراعت .قلعه گیسور. گنابادروستا و روستایی امروز اما، چهره‌ای دارد دیگرگون از آنچه در غبار زمان به یاد داریم. روستای امروز کوچه هایش آسفالت است و خانه هایش آجری با نمای سنگ و سفال و سرامیک .اگر تا دیروز برای تنور نان پزی به هیزم میرفت، امروز برای خرید نان ، میوه و سبزی به شهر میرود. البته برخورداری از تمام امتیازات حقوق شهروندی و خدمات دولتی، حق مسلم همه ی مردم، از شهر تا روستاست، اما بی برنامه گی در توسعه روستاها ، از روستا این سمبل و عامل اصلی خودکفایی، چهره‌ای استحاله یافته ساخته است.قلعه عمرانی. گنابادروستایی امروز ، یا به بوی زندگی بهتر یا به آرزوی تحصیل و تجارت راهی شهر می شود. این شد که ما به مرور روستاهایی ساختیم خالی از نیروی جوان، مدرسه هایی تهی از دانش‌آموز، زمین‌هایی خارزار و باغ هایی بایر.آبیاری مکانیزه. بجستانو اما امروز و در شرایط اجتماعی حاکم و ورود به بحران و تنش های آبی که با قهر طبیعت تشدید نیز شده است ، باید برای آبادانی روستا و حرکت به سوی خودکفایی در تولید با یک حرکت اصولی به دگردیسی علمی در عرصه کشاورزی و دامداری و تولید صنایع دستی رسید. در حالی که بعضی از کشورهای منطقه به سمت ایجاد شهرهای هوشمند حرکت می کنند، نیاز امروز ما استفاده از جدیدترین متدهای علمی و حرکت به سوی کشاورزی مکانیزه ، یکپارچه سازی اراضی و هوشمند شدن روستاهاست. بی شک با ایجاد روستاهای هوشمند در آینده ، از تولید انرژی گرفته تا تولید محصولات کشاورزی و دامداری و فرآوری محصولات در روستاها انجام خواهد شد. این گونه خواهد بود که  روستا ماهیت خود را که همانا سمبل تولید و خودکفایی و اشتغال است را دوباره به دست خواهد آورد.روستای تک میدان گناباد اگر چه هوشمند سازی روستاها مستلزم طرح، پژوهش و از همه مهمتر عزم ملی است.اما برای ایجاد اشتغال و افزایش بهره وری و تولید چاره‌ای جز حرکت به سمت هوشمند سازی روستاها نخواهیم داشت.خدا قوتیکی از میراث گرانبهای گذشتگان ما ، برخورداری از نعمت قنات و کاریز است . شهرستان گناباد با بیش از ۶۰۰ قنات دایر و اراضی حاصلخیز مستعد ایجاد اولین روستا های هوشمند کشور است. طرحی که می تواند به طور پایلوت در این خطه از کشور ایجاد و به الگویی برای سایر نقاط کشور تبدیل گردد.درود بر دستان مهرآفرین روستاییحمیدرضا مهدوی مقدمآذر ۱۴۰۰</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Thu, 09 Dec 2021 21:20:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیمای زن در فرهنگ گناباد</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF-tyh2tvx0vb66</link>
                <description>‍ سیمای زن در فرهنگ گنابادبه قلم: حمیدرضامهدوی مقدم?وقتی می خواهیم همت و تلاش مردان گذشته ی این سامان را به پیمانه زنیم و مثالی آوریم، از عظمت قنات و رنجهای بی حد آنان می گوییم. اینکه مردان بلند همت این دیار چگونه با دستان پرتوان و با کمترین امکانات و با حفر قنات ، آب را از اعماق زمین به میهمانی دشتهای تفتیده مهمان کردند و سرود زندگی سر دادند وترانه بودن و ماندن  سراییدن. اما سخن امروز از لونی دیگر است. نگاهی به مهمترین رکن اجتماعی شهرستان گناباد که همانا بانوان و مادران این سرزمین کهن هستند. زنان با همتی که در کنار مردان   سخت کوش، کمر همت بسته و در کنار فرزند آوری و تربیت فرزند، شریک اقتصاد ، تولید و اشتغال بودند.?در گذشته های نه چندان دور زندگی هرگز بدینگونه که امروز در جریان است نبود. آدم امروزی برای کوچکترین نیاز زندگی به بازار می رود و از انواع مغازه های موجود، کالاهای مورد نیاز خود را تهیه می کند. آدم امروزی هرگز نمی تواند تصور کند که می شود بدون برق و گاز و نفت و بنزین و آسفالت و ماشین و تلفن و ... زندگی کرد. گذشتگان ما اما ، واقعا بدون تکنولوژی ، بدون ماشین، بدون ابزارهای صنعتی، زندگی خود را می ساخته اند و بار بیشترین تولید برای رفع مایحتاج زندگی به گردن زنان ومادران ما بود. از لباس و پارچه گرفته تا تولید فرآورده های لبنی. از پخت نان تا بافت فرش و گلیم و پشتی. همه و همه محصول دستان توانا و هنرمند مادران این دیاراست.?زن گنابادی ذهنش بوده و زندگی اش. به دستاس، از گندم، بلغور می کرده و از آرد ، کلمبه و کلوچه و قطاب. از گیاه صحرا و کوه ، عرقیات می گرفته و از سبزی دشت، سبزی خشک  برای مصرف زمستانش. از پنبه و پشم نخ می ریسیده و پارچه های رنگ رنگ چون ترمه و افندی و استر و لنگ و حوله و زیراندازهایی چون چهل تکه و پلاس و پشتی و گلیم وقالی. زن گنابادی یعنی هنر ، یعنی هنرمند، یعنی کار ، تولید و در یک کلام یعنی زندگی و ایثار . هر کجا که نیاز بوده حضور مادران این سرزمین را در کنار مردان می بینیم. چه هنگام کاشت محصول باشد و چه موقع درو و برداشت. زن گنابادی مرغ و ماکیان پرورش می دهد و غم چهارپایان می خورد و از شیر بز و گوسفند و گاو دوغ می گیرد و کره و کشک و قروت.?انقلاب صنعتی اروپا، تشکیل دوایر دولتی ، تحول بنیادی در ایجاد راههای آسفالته و ریلی، توسعه تجارت آزاد و در یک کلام حرکت شتابنده به سوی ماشینیسم و رشد غیر قابل تصور تکنولوژی و گسترش سواد و سهولت در ارتباطات و اشتراک گذاری تفکرات و عقاید نه تنها باعث نغییر شکل ظاهری  شهرها بلکه باعث تغییرسبک زندگی مردم نیز شد.?مردم این دیارکه تا دیروز برای پخت نانشان از صحرا هیزم می آورده و برای حمل و نقل از چهارپا استفاده می کرده و برای مصرف آب خوردن خود با سبو از آب انبار و مظهر قنات آب می آورده اند ، امروز گاز و آب و برق و تلفن در داخل منازلشان قابل وصول و استفاده است. ?مرد کشاورز امروز ، دیگر مجبور نیست چندین روز در گرمای تابستان درو کند و با وسایلی چون &quot; بردو&quot; خرمن  بکوبد چهارشاخ بزندو... وسایل امروزی خرمنش را درو کرده ،میکوبد و گندم  و کاهش  را جدا میکند . زن روستایی نیز دیگر برای جهاز دخترش فرش نمی بافد ، لحاف نمی دوزد ، زن روستایی حتی رشته ی آشش را از مغازه سر کوچه تهیه میکند. البته اگر چه در گوشه و کنار این خطه هنوز هم شیوه های سنتی زندگی نمودی دارد، اما ماشینیسم همه را بلعیده و سبک زندگی همه را تغییر داده است. ?همه آنچه رفت نه دفاع از گذشته است و نه بدگویی از آن، نه تعریف از حال و نه  اظهار عدم رضایت . اینها مقدمه ای بود تا به یاد بیاوریم که تنهاپنجاه سال برای تغییر شگرف زندگی کافی است . اما در این میان سیمای زن همچنان کارکرد اصلی خود را به عنوان یکی از رکان اصلی اجتماع حفظ کرده است . زن امروز فرش و گلیم شاید نبافد. شاید هرگز پخت نان را تجربه نکند، شاید دیگرهرگز سبو به دوش از انبار میان روستا آب به منزل نیاورد . اما زن امروز همچنان شریک اقتصاد خانواده است و رکن اصلی تولید و منشأ بسیاری از تحولات اجتماعی ، علمی، ورزشی ، هنری و... و صد البته کانون مهر و عطوفت خانواده و پایگاه اصلی تربیت فرزند . زن امروز شهرستان ما نقش های گوناگونی دارد . دکتر، مهندس، فیلمساز، نقاش، خبرنگار، تاجرو بازاری و... زنان عصر ما باور دارند که میتوانند هم دوش مردان در کلیه امور زندگی مشارکت کرده و جامعه خود را بسازند. ? به همه زنان بزرگ این دیار که برگ برگ تاریخ آن را با  تلاش خود به زیباترین شکل ممکن زینت نموده اند درود می فرستیم.....‌‌.‌................‌.‌.............با ما در کانال تاریخ هنر گناباد همراه شوید.https://t.me/kelidoo_ir.</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Thu, 25 Nov 2021 12:58:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قنات قصبه گناباد یک اسطوره</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D9%82%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B5%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-gckdsikrvzno</link>
                <description>‍ ?کاریز فراتر از اسطوره?کاریز یکی از عجایب مصنوعات دست بشر است. بی راه نیست که اگر آن را اسطوره نامید. اسطوره ی پنهان . چرا که در زرق و برق و مراودات روزانه از دید ما مغفول مانده است. ?مطالعه ی آنچه در پی می آید شاید نمایه ای باشد از همت مردان سترگ این سرزمین که عمرشان و زندگیشان را برای بقا و آبادانی صرفه داشتند تا به نسل فردایشان آرامش ارزانی دارند. به همت مردانه شان درود می فرستیم.?آیا میدانید که شهرستان گناباد 720 رشته کاریز دارد که  599 رشته قنات آن فعال و 121 رشته قنات آن خاموش شده است؟ ازمیان قنات های فعال  18 رشته قنات دارای آب پایدار بوده و در خشک سالی و تر سالی میزان آب استحصال شده از آن تغییر نمی کند. ?طول کاریز های شهرستان متغیر بوده و از 20 متر تا بیش از سی کیلومتر طول دارند. مجموع طول 599 رشته قنات 827 کیلومتر است و کل آب استحصال شده از آنها ?سی و پنج میلیون متر مکعب در سال است?.?یک محاسبه ساده ?برای انجام حفاری قنات حداقل 3نفر نیاز است و روزانه به تناسب عمق و نوع خاک بین نیم متر تا یک متر پیشروی انجام می شود. برای حفر 827 کیلومتر کل طول قنوات فعال گناباد اگر سه کارگر روزی یک متر کانال حفر کنند  حداقل 827000 روز معادل 2265  سال زمان نیاز است.(121 قنات خاموش در این محاسبه لحاظ نشده است.ضمن اینکه با احتساب حفر میله چاهها رقم بسیار بیش از اینهاست)?میانگین دبی کل قنوات شهرستان  گناباد 1100 لیتر بر ثانیه است. جمعا در سال 35 میلیون متر مکعب آب از آن استحصال میشود. طبق آمار ، مصرف سالانه ?جمعیت شهری در گناباد حدود  5 میلیون متر مکعب آب می باشد. این رقم 7 برابر مصرف آب شرب گناباد است.?در مورد قنات قصبه?آیا میدانید طول قنات قصبه جمعاً حدود 33 کیلومتر است و با احتساب میله چاهها این رقم به 100 کیلومتر می رسد؟ طبق آمار کارشناسی شده پایگاه قنات قصبه و پژوهشهای مربوط به ثبت جهانی برای حفر قنات قصبه 73000000? متر مکعب خاک برداری انجام شده است. اگر بخواهیم این رقم را ملموس کنیم این رقم معادل 10/000/000 کامیون خاک است.?دو &quot; ای کاش &quot; برای شهرستان گناباد?ای کاش:  به پاس قدردانی از زحمات و تلاشها و همت مردان گذشته ی این سرزمین که بقای نسل های آتی را در این گوشه ی کویری کشور میسر نمودند روزی را به نام &quot; روز قنات &quot; نامگذاری می کردیم. ?ای کاش : با استفاده از دانش روز و بهره گیری از شیوه های مدرن آبیاری تمهیدی اندیشیده گردد تا بتوان تمام بیابانهای شهرستان تا فیض آباد را به یاری آن آباد نمود . به امید آن روز.حمیدرضا مهدوی مقدم.</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 12:17:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حسن خلیفه که بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@H.mahdavi/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%81%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-biscogxyygte</link>
                <description>‍ نقل از کانال تلگرامی تاریخ فرهنگ و هنر گناباد.حمیدرضا مهدوی مقدم☑️فکر میکنید تلوزیون از چه سالی به ایران آمد؟ تلویزیون در ۱۳۳۶ در ایران معرفی شد، اولین تلویزیون به عنوان تلویزیونی متعلق به بخش خصوصی در تهران ایجاد شد،اما تلویزیون ایران در ۱۳۴۷ ملی شد. حدود دهه پنجاه تلوزیون به گناباد هم آمد اما در سالهایی که تلوزیون وجود نداشت تنها دلخوشی مردم - که می توانستند چند روزی را به طرب بگذرانند - مراسم عروسی بود و نوروزها. در آن روزگار گروه های ساز و دهل محلی وجود داشتند که به اجرای برنامه می پرداختند. عشقی ها در گناباد ، نوازنده ها در کاخک و سلمانی ها در بجستان از بازماندگان این دورانند. ☑️امروز میخواهیم با شخصی آشنا شویم که قدیمی های گناباد او را خوب به خاطر دارند ، نام حسن خلیفه یا حسن خانم ، مردی که چند صباحی در کنار گروه عشقی ها به اجرای برنامه می پرداخت.  اجراهای حسن خلیفه اگر چه مورد تایید علما نبود اما بخشی از تاریخ این سرزمین است . آنچه میحوانید زندگی اوست به قلم دوست هنرمندم محمود فتح نیا. محمود  در سال ۱۳۸۸ فیلمی مستند با عنوان ( رقص روی استکان‌ ها ) از زندگی و خاطرات هنری حسن خلیفه ساخته که هنوز آنرا منتشر نکرده است .☑️رقص روی استکان ها ( به قلم محمود فتح نیا ) حسن ریاحی ، مشهور به حسن خلیفه متولد ۱۳۰۵/ گناباد  ☑️پدر حسن که نامش خلیفه بود ، هنگام معرکه گیری و برداشتن جوال ( کیسه ای ) آرد با دندانش دچار آسیب و از دنیا می رود . سرپرستی حسن و برادرش محمد و خواهرش فاطمه را عمویشان فتحعلی فتح نیا که مردی ساده دل ، نیک اندیش و‌مهربان بوده ، در کنار پنج بعلاوه یک ! فرزند خود بر عهده می گیرد . همسر رئیس شهربانی وقت گناباد که از زنان به اصطلاح کاباره ای توبه کار بوده ؛ حسن ۷ساله را وارد زندگی و خانواده خود می کند . اما پس از مدتی و با مرگ شوهرش ، به تهران بازگشته و حسن را به عنوان مرد سفر  با خود همراه می کند . او که برای امرار معاش ، به کار در کاباره و رقص و آواز بر می گردد. حسن را به اصرار خودش ، ابتدا در پشت صحنه و بعد به عنوان آکروبات باز و در نهایت به عنوان رقاص در کنار خود مشغول به کار می کند . هنر بازیگری و کم مو بودن صورت نوجوان حسن ، عاملی می شود که او بتواند در کنار آکروبات و رقص و آواز ، برای بازی در نقش های زنانه در تأتر های لاله زاری تهران نامزد شود . ☑️در آن سال ها خیابان لاله زار تهران مرکز تأتر تهران بوده و بسیاری از هنرمندان بزرگ یا کارشان را از آنجا آغاز و یا در آنجا با تأتر آشنا شده اند . این تأترهای غالبا کمدی ، موضوعاتی اخلاقی و خانوادگی داشته و ترکیبی از نمایش و رقص و آواز داشته اند . در حالی که حسن چند سالی را با محبوبیت و موفقیت  به عنوان زن پوش در این تأترها کار کرده ، خبر بیماری مادرش او را به گناباد بر می گرداند ! ☑️برگشتن او به گناباد و آشنایی اش با مندلی عشقی و پسرانش فصل جدیدی در هنر مردمی گناباد رقم می زند ، چرا که حسن با نقل سینه به سینه متون تأترهای لاله زاری تهران ،  خانواده هنرمند و حرفه ای عشقی را که همگی دستی بر ساز و آواز داشته و برنامه های آکروبات و سوارکاری و آتش بازی اجرا می کرده اند را با اضافه کردن تأتر و بر عهده گرفتن نقش زن این نمایش ها ، تکمیل و به اوج موفقیت و محبوبیت مردمی می رساند.‍ ☑️رقص روی استکانقسمت دوم☑️پوشیدن لباس زنانه به هنگام ایفای نقش و رقص و آواز های اغوا گر حسن و‌ واکنش های منفی بعضی از مردم باعث می شود ، حسن خلیفه بارها و بارها از سوی عمویش فتحعلی که مردی اهل موعظه و منبر بوده ، تنبیه و تقبیح می شود ؛ حسن هزار بار توبه و هر بار به بهانه تأمین معاش ؛ از دست عمویش فرار کرده و دور از چشم او‌ به دلیل عشق و علاقه اش به بازیگری و رقص و آواز  و همچنین پیگیری و درخواست مرحوم استاد عباس ، محمد علی و حسین عشقی توبه را می شکند . حسن در لباس و نقش های متفاوت ، از حقوق زن سنتی و آرزوهای زنان پیشرو ، دفاع و مدافع حقوق زنان و ارزش های اخلاقی و پیوند های خانواده بوده و به هنگام حضور در محافل ، همیشه مورد اعتماد میزبانان و مهمانان مجالس قرار گرفته است ، آوازه رقص اش بر روی استکان از شهر و روستاهای اطراف گنابادگذشته و به شهرهای مجاور رسیده است . محبوبیت و استقبال بی نظیر از او‌ و گروه موسیقی عشقی در مراسم عروسی و شادمانه های مردمی موجب می شود از آنها برای اجرا در جشن های دولتی و رسمی با حضور مقامات و مهمانان دولتی نیز دعوت به عمل آید . در عکس های به جا مانده از یکی از برنامه های دولتی به هنگام خواندن ، تشخیص مرد بودن او در لباس زنانه بسیار مشکل است ! و به گفته خودش پس از اجرای برنامه ، بارها و بارها مردان جوانی  به اشتباه خواستگار و عاشق سینه چاکش شده اند! شاید بتوان گفت ، ایفای درست نقش زن با جزئیات رفتاری ؛ برای سال ها بر نحوه گفتار و رفتار شخصی او‌ اثر گذاشته تا جایی که به حسن خانم نیز شهرت یافته است .☑️پس از انقلاب و به خصوص در دوران جنگ حسن خانم برای همیشه و گروه عشقی تا سال ها ممنوع الکار شدند ولی در مواردی که اصرار مردم برای حضور در عروسی و شادمانه هایشان آنها را به نقض قانون واداشته بود ، از جریمه و تنبیهات مرسوم بی بهره نبوده اند ! او پس از ممنوع الکار شدنش ، سال ها در مغازه کفاشی آقای خواجه به تعمیر و فروش کفش مشغول بود ، اما خودش کمتر حاضر به پوشیدن کفش مردانه شده و بیشتر اوقات  پا برهنه دیده شده ! جالب است بدانید علیرغم تمام جاذبه های رقص و آواز و بازیگری و زن پوشی برای حسن خانم  ، او به دلیل کار در کفاشی و دریافت حقوق بازنشستگی و بیمه کارگری ، وقوع انقلاب را در زندگی اش شانسی بزرگ می داند ! ☑️حسن ریاحی هر گز ازدواج نکرد ، او یک بار به خانه خدا مشرف و برای زیارت حرم حضرت زینب (س)به سوریه سفر کرده است . حسن ریاحی بیست و چند سال است نابینا شده و حسین ریاحی برادر زاده دوست داشتنی و مورد اعتمادش مدتی از او نگهداری کرده اما به درخواست خودش قریب به بیست سال است که در خانه سالمندان بهلول گناباد ، بی نیاز از میراث پدر ! خوشنام و محبوب ! زندگی می کند . ....................................................................................تاریخ تحولات اجتماعی، فرهنگی و هنری گنابادhttps://t.me/gonabadart</description>
                <category>حمیدرضامهدوی مقدم</category>
                <author>حمیدرضامهدوی مقدم</author>
                <pubDate>Sat, 20 Nov 2021 22:45:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>