<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامیم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ha_mim_noon</link>
        <description>طلبه، دانشجو، حقوق، کارشناسی و در انتها نوشته نویس 
البته فعلا...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:12:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1755631/avatar/pkXKqZ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامیم</title>
            <link>https://virgool.io/@Ha_mim_noon</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خاک یا خون مسئله این است؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Ha_mim_noon/%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vyb4kw1uywsx</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمیکی از مسائل مهم در حقوق مدنی، مسأله تابعیت شهروندان یک کشور است. به طور کلی به دو روش تابعیت در کشورها صورت می‌گیرد؛ روش خاک و روش خون. در این نوشتار به توضیح این دو و مزیت هر کدام بر دیگری توضیحاتی داده می‌شود.تابعیتاستاد محمد جعفر جعفری لنگرودی، در کتاب ترمینولوژی حقوق تابعیت را اینگونه توضیح می‌دهند:رابطه ای است سیاسی که فردی یا چیزی را به دولتی مرتبط می‌سازد،‌ به طوری که حقوق و تکالیف اصلی وی از همین رابطه ناشی می‌شود.         ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر جعفری لنگرودی، ص ۱۳۵، واژه ۱۰۹۹بر همین اساس دو اصل در اعطای تابعیت به افراد وجود دارد:‌اصل(سیستم)‌ خاکبر اساس این سیستم، شخص در خاک هر سرزمین و کشوری که به دنیا بیاید، تابعیت این کشور را بدون توجه به ملیت والدینش به دست می‌آورد. سیستم خاکبمعنی تابعیت ارضی است . طریقه ای که تابعیت اشخاص از روی محل تولدشان معین می‌شود.               ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر جعفری لنگرودی، ص ۳۷۲، واژه ۲۹۸۶اصل(سیستم) خوناما در این سیستم برخلاف سیستم خاک،‌ تابعیت شخص براساس تابعیت والدین،‌ یا یکی از آنها مشخص می‌شود.سیستم خونطریقی است که تابعیت ابوین [والدین] به محض تولد طفل به او تحمیل می‌شود. مثلا دو نفر چینی که تابع ایران باشند در سیستم خون تابعیت ایران به فرزند آنها تحمیل می‌شود.              ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر جعفری لنگرودی، ص ۳۷۲، واژه ۲۹۸۷در این تصویر کشور‌هایی که براساس سیستم خون و سیستم خاک هستند، مشخص شده‌اند:نقشه جهانی سیستم تابعیتی خاک و خونهمانطور که در تصویر مشخص شده است، کشور ما ایران براساس سیستم خون، جلو می‌رود و به طور کلی فقط کسانی را به عنوان تبعه خود می‌داند که والدین آنها( یا حداقل یکی از آنها) تابعیت ایران را داشته باشد. ماده ۹۷۶ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران در این باره می‌نویسد:ماده ۹۷۶ - اشخاص ذيل تبعه ايران محسوب ميشوند:۱- كليه ساكنين ايران باستثناي اشخاصي كه تبعيت خارجي آنها مسلّم باشد، تبعيت خارجي كساني مسلّم است كه مدارك تابعيت آنها مورد‌ اعتراض دولت ايران نباشد.۲- كساني كه پدر آن ها ايراني است اعم از اينكه در ايران يا در خارجه متولد شده باشند.۳- كساني كه در ايران متولد شده و پدر و مادر آنان غيرمعلوم باشد.۴- كساني كه در ايران از پدر و مادر خارجي كه يكي از آنها در ايران متولد شده بوجود آمده‌ اند.۵- كساني كه در ايران از پدري كه تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسيدن بسن هيجده سال تمام لااقل ۱سال ديگر در ايران‌ اقامت كرده باشند والّا قبول شدن آنها بتابعيت ايران بر طبق مقرراتي خواهد بود كه مطابق قانون براي تحصيل تابعيت ايران مقرر است.۶- هر زن تبعه خارجي كه شوهر ايراني اختيار كند.۷- هر تبعه خارجي كه تابعيت ايران را تحصيل كرده باشد.</description>
                <category>حامیم</category>
                <author>حامیم</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 14:20:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید پیراهن خودمون چرکه...</title>
                <link>https://virgool.io/Havamim/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%DA%86%D8%B1%DA%A9%D9%87-lwdz3kib8olk</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم آدم‌ها هر روزِ زندگی چیزای تازه‌ای یاد می‌گیرند و خب این خیلی شگفت‌آوره که چرا بعضیا هنوز تغییر نکردن...امروز که گذشت یک چیز تازه یاد گرفتم، لازم نیست که آدمها مراقب افراد دور و برشون باشن، بلکه باید خودشون درست باشن؛ این چیزیه که خدا در ازاش بهشون قدرت آرامش رو میده؛ یعنی می‌خوام بگم که دیگه نگران نیستی که اگه اینجوری شد چیکار کنم، اگه اونجوری شد چیکار کنم و ... . وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا / سوره طلاق، آیه ۲لباس چرکی رو باید بشوری، یا اگه نمی‌خوای بشوری باید با بوش کنار بیای چون تو اگه برای خدا مراقب خودت باشی، خدا هم مراقب تو هست که هر کسی بهت نزدیک نشه، پس اگه یه وقتی دیدید که آدم کثیفی دور و برتون هست، حتما یه نگاهی به خودتون بندازید، شاید یه جایی از لباس شما لکه افتاده باشه ... .</description>
                <category>حامیم</category>
                <author>حامیم</author>
                <pubDate>Wed, 19 Mar 2025 00:42:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشترک مورد نظر در شبکه ...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ha_mim_noon/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-bbs6d4f84nmu</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمبه خانه که رسید، طبق معمول همیشه لباس‌هایش را عوض کرد، دست و صورتش را شست و با حوله قرمزش آنها را خشک کرد، روی مبل که نشست تلویزیون را روشن کرد و شبکه را به خبر تغییر داد تا ببیند چه خبر است؛ کمی که گذشت دید گلویش خشک شده، صدایش را در گلو انداخت:«سمیه،‌ سمیه چایی چی شد؟!»... گلویش خشک تر شده بود.صبح با نگرانی از خواب بیدار شد، ساعت را که نگاه کرد دید دیرش شده همانطور که سریع کت و شلوار اتو نکشیده‌اش را به تن می‌کرد صدا زد:«سمیه جان یه ساندویچ برای من درست می‌کنی؟!» ... کیک و شیر آن روز خوشمزه بود... .پشت چراغ قرمز و ماشین‌های زیاد پشتش که ایستاده بود، با خودش فکر کرد که چرا همسرش لیست خرید امروز را برایش نفرستاده است،‌ خودش را آماده کرده بود که اگر چیزی گفت جوابش را بدهد. کمی که گذشت دلش سوخت؛ شماره اش را پیدا کرد و زنگ زد،‌ تلفن که شروع به حرف زدن کرد، آمد که صحبت کند اما متوجه شد که آن خانم معروف پشت خط است:«مشترک مورد نظر در شبکه ...».در راه گل فروشی که بود،‌ دختری را دید که سر چهار‌راه گل‌های مورد علاقه همسرش را می‌فروخت؛ یاس!‌ به دلش افتاد که از او بخرد تمام دسته گلها را خرید،‌ دخترک با صورتی شادمان به آن سمت خیابان پیش برادرش دوید و او را نشان داد،‌ صدای بوق‌های ممتد و تک و توک ماشین ها را که شنید، حواسش به چراغِ قرمزی که دیگر سبز شده بود جمع شد و به راه افتاد... .به مقصد که رسید،‌ خانواده‌های دیگر هم برای دید و بازدید آمده بودند. از دور که دیدش،‌ شناختش و به پاهایش سرعت داد،‌ سر سنگش که رسید گل ها را روی آن گذاشت و به چهره مهربان حکاکی شده‌اش نگاه کرد:«همیشه بهم آرامش می‌دادی،‌ دلم برات تنگ شده آرامش من ...»!</description>
                <category>حامیم</category>
                <author>حامیم</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 22:21:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی یا زنده بودن؛ مسئله این است ...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ha_mim_noon/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dmmisgfzja8g</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمهو الباقیزندگی شاید با اینکه خودش زنده نباشد اما در تمام موجودات زنده ریشه عمیقی دوانده است که در این مسیر کسی را یاری او نیست،‌ و شاید هم زندگی یک موجود زنده باشد. اما به عنوان یک موجود زنده، زندگی چه علائمی دارد: اصلا زندگی به چه معناست؟ یک معنا مشترک دارد که همه موجودات همان معنا را از این کلمه برداشت می‌کنند یا اینکه زندگی یک مفهوم مشکک است؟ شاید هم اصلا یک مفهوم مشترک لفظی است؟ فقط همه از یک لفظ استفاده می‌کنند، اما هر کسی یک معنا متفاوت از آن برداشت می‌کند. شاید کسی که کنار من نشسته بود تعریفی که از زندگی دارد، همان تعریفی باشد که من از مردگی دارم. شاید هم مفهوم زندگی از آن مفهوم های بدیهی است که تعریف کردنشان کار را نه حتی بهتر، بلکه سخت تر از آنچه که هست می‌کند. بعضی‌ها هم زندگی را همین زنده بودن تعریف می‌کنند تا از این سوالات بعدش که ما درگیر آن هستیم بگریزند،‌ اما آنچه که برای ما مسلّم است این است که زنده بودن به معنا زندگی نیست. به هر حال هر روز،‌ هشت میلیارد نفر(البته تقریبا) در این کره خاکی وجود دارند که شاید زندگی و شاید هم فقط زنده هستند، بعضی زندگی را سخت می‌گذرانند و بعضی هم زنده بودنشان را. و بعضی آنقدر در آسایش های زنده ‌بودنشان خودشان را غرق می‌کنند تا فقط زندگی نابود شده شان را نبینند. زندگی عجیبی است مگر نه؟بعضی ها هم آنقدر در زندگی و زنده بودنشان سختگیری می‌کنند،‌ تا به چیزی والاتر برسند؛ اگرچه برخی جاده خاکی می‌روند و به همین نتیجه ای که فقط در زنده بودنشان تاثیر گذار است بسنده می‌کنند، اما گروه دیگر به دنبال رسیدن به چیزی در زندگی هستند، چیزی جاودانه تر از همین زنده بودن... .امشب یکی از آن شب هایی است که خدا میانبر گذاشته است در این مسیر هستی و وجودمان؛ تا اگر خواستیم و دلمان هوس کرده بود به زندگی برسیم، نه فقط همین زنده بودن... به قول شکسپیر مرحوم:‌«زندگی یا زنده بودن؛ مسئله این است...». </description>
                <category>حامیم</category>
                <author>حامیم</author>
                <pubDate>Fri, 29 Mar 2024 20:34:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دونده تک پا...!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ha_mim_noon/%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%DA%A9-%D9%BE%D8%A7-dwhwnn6q8xf8</link>
                <description>سلام، حالتون چطوره؟ این بار با یک کتاب متفاوت مزاحمتون شدم. یک کتاب جالب که به احتمال زیاد همه ما به داستان این کتاب به صورت های مختلفی دچار هستیم.خب حالا داستان از چه قرار هست؟ داستان یک دختر دبیرستانی به نام «جسیکا» که به دویدن خیلی علاقه دارد، و حتی شب ها هم خواب مسابقه با دوستان و رقیب هایش را می‌بیند. البته که این فقط در حد یک رویا نیست، جسیکا در واقعیت هم یک دونده دو ۴۰۰ مترِ خیلی سریع به شمار می‌رفت که حتی در مسابقات رکورد ثبت کرده بود.حالا چرا «بود»؟ می‌گویم ... داستان به همین جا ختم نمیشود، یا شاید درست تر این باشد که بگویم: داستان از اینجا تازه شروع میشود.«جسیکا»یی که یک دونده بود، بعد از مسابقه در یک تصادف هم یکی از هم‌تیمی هایش را از دست میدهد و هم یکی از پاهایش را !!!خب تا به اینجا داستان، شاید اگر خیلی از ما هم به جای او می‌بودیم دچار ناامیدی میشدیم. «جسیکا» هم مثل خیلی ها، ناامید شد و شب هایش را به گریه سپری کرد.اما داستان به اینجا هم ختم نمیشود؛ «جسیکا» با یک واقعیت غیرقابل انکار مواجه میشود:«کسانی که پاهایشان قطع شده هم، می‌توانند بدوند».مربی دو (کِی‌رو) او را به دویدن تشویق میکند، دوستانی که برای خریدن یک پا مصنوعی دوندگی برای «جسیکا» خودشان را به آب و آتش میزنند، و در آخر خود «جسیکا» کسی که از همه بیشتر تلاش میکند، درد ها را تحمل میکند تا اینکه ... .  خب این داستان فوق‌العاده نوشته خانم «وندلین ون‌ درانِن»[Wendelin Van Draanen] توسط خانم «آناهیتا حضرتی»ترجمه و توسط انتشارات «پرتقال» به چاپ رسیده. هم چنین میتوانید این کتاب زیبا را در اپلیکیشن «طاقچه» مطالعه کنید. #بریده-ای-از-کتاب&quot;با خودم میگویم نه و نیم کیلومتر، فقط چهار  و نیم کیلومتر دیگه مونده. یک به علاوه یک به علاوه یک به علاوه یک. ذهنم یک گنگ است. انگار تعداد یک هایی که با هم جمع کرده ام، اشتباه است. انگار به اندازه ای خسته ام که حتی تا چهار هم نمیتوانم بشمارم. یک به علاوه یک به علاوه یک به علاوه یک. بعد با همان ذهن گُنگم چیزی را میفهمم... همه چیز همین طور انجام میشود. یکی یکی و یکی یکی. همین طوری هم از دست دادن پایم را پذیرفتم و از آن گذشتم؛ دقیقه به دقیقه به دقیقه به دقیقه. ساعت به ساعت به ساعت به ساعت. روز به روز به روز به روز. همه هرکاری را همین طوری انجام میدهند. برای همین تصمیم میگیرم تمام توانم را به کار بگیرم و با مسیر باقی مانده یک کیلومتر یک کیلومتر یک کیلومتر یک کیلومتر، رو به رو شوم.&quot;لینک کتاب در «طاقچه»: https://taaghche.com/book/87404 موفق باشید.«اگه از این نوشتار(البته شاید بهتر باشد بگویم «خط خطی») لذت بردید یا انتقاد یا پیشنهادی دارید لطفا لایک و برایم نظرتان را بنویسید».خیلی ممنون</description>
                <category>حامیم</category>
                <author>حامیم</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 16:14:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الغارات؛ کتابی در وصف غربت علی علیه السلام</title>
                <link>https://virgool.io/Havamim/%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B5%D9%81-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-lvwrfg4l7bc5</link>
                <description>به تازگی کتابی منتشر شده بود به نام «ترجمه الغارات» که شهید بزرگوار سردار سلیمانی دیگران را به مطالعه این کتاب سفارش کرده بودند.کتابی است بس غم انگیز درباره دوره دوم حکومت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام و بی وفایی عجیب و دور از ذهن کوفیان که حتی به خودشان نیز رحم نمیکردند و زمانی به هوش می‌آیند که دیگر حضرت در بین آنها نبود. با اینکه حضرت دائما آنها را از خطرات نجنگیدن با معاویه و شامیان با خبر می‌کرد، اما آنها چنان سر در گربیان فرو می‌بردند که انگار نه انگار اتفاقی افتاده؛ حتی یکبار آنقدر گستاخی کردند که کوفه با آن جمعیت بیست سی هزار نفری اش فقط صد نفر را برای جنگ با معاویه علیه اللعنة آماده کرده بود.به نظر می‌رسد کوفیان از همان ابتدا مرد میدان نبوده اند، حال می‌خواهد جنگ با معاویه باشد یا پسرش علیهما اللعنة#اندکی-درباره-نویسندهنویسنده این کتاب «ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی» است که در قرن سوم هجری زندگی میکرده است. وی از علماء به نام زمان غیبت صغری بوده است. این کتاب یکی از منابع موثق درباره دوره دوم زندگی حضرت علی علیه السلام می‌باشد.#برشی-از-کتاب    بدانید که پیش روی شما حوادثی بزرگ و بهم پیوسته است که بر ما فرود خواهد آمد. بلاهایی که چهره ها را عبوس میکند و انسان را از پا در می آورد. قسم به خداوندی که دانه را شکافته و جانداران را آفرید، اگر مرا از دست بدهید آن قدر مشکلات ناگوار بر سر شما فرود می آید و بلا هایی نازل می شود که پرسش کنندگان در حیرت فرو میروند و بسیاری از کسانی که از آنها سؤال میشود توانایی پاسخ دادن ندارند. در آن زمان بین شما جنگ های سخت  درمیگیرد و بلاها از هر طرف بر شما و خاندان من خواهد رسید تا اینکه خداوند باقیمانده نیکان را پیروز کند... .                                ترجمه الغارات، صفحه۲۶۵، بخشی از سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام با مردم خیانتکار کوفه    کتاب مذکور توسط انتشارات بیان معنوی با ترجمه ای زیبا در اختیار علاقه مندان کتاب قرار گرفته است.در پایان، اگر از نوشته های من خوشتان آمد یا برایتان مفید بود لایک را فراموش  نکنید. </description>
                <category>حامیم</category>
                <author>حامیم</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 18:42:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>