<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد ابوالحسنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Hamed__abolhasani</link>
        <description>مدیر روابط عمومی و فعال رسانه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:07:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2550812/avatar/KLhMRc.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد ابوالحسنی</title>
            <link>https://virgool.io/@Hamed__abolhasani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گافام، پادشاهان آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@Hamed__abolhasani/%DA%AF%D8%A7%D9%81%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-ojbooyilkqhs</link>
                <description>گافام(گوگل، اپل، فیسبوک، آمازون و مایکروسافت) پنج پلتفرم بزرگ در مقیاس جهانی هستند که در سال‌های اخیر به پادشاهان آنلاین(سیاسی)، غول‌های آیتی (فناوری) یا امپراطوری‌های تجاری (اقتصادی) مشهور شده‌اند. ترکیب سه مولفه قدرت افزای سیاسی، فناوری و اقتصادی، ظرفیت و پتانسیلی به این پلتفرم‌ها داده است که نمیتوان نقش آنها را در هیچ سپهر سیاسی و اقتصادی نظام‌های حکمرانی کشورها مورد توجه قرار نداد.نکته حائز اهمیت در ارتباط با گافام این است که عمر عمده آنها به کمتر از دو دهه می‌رسد. بر اساس تحقیق پیتر ایوانس و آنابل گاور، تا پایان سال 2016 ، در کل جهان حدود دویست پلتفرم قابل شناسایی بوده که ارزش بازار تخمینی آنها به 1.3 تریلیون دلار میرسیده است. در راس این پلتفرم‌ها، گافام قرار داشته که ارزش بازار تخمینی آنها در همان زمان به بیش از 2.2 تریلیون دلار می‌رسیده است. حائز اهمیت آنکه ارزش بازار ده پلتفرم برتر (از جمله گافام) در سال 2006 تنها 280 میلیارد دلار بوده است. فراتر از این، در عرصه کسب وکار و فروش نیز این پلتفرم‌ها در بازار جهانی اصلی‌ترین برندها محسوب می‌شوند. بر اساس برآورد میلوارد براون، در بین صد برند مشهور جهانی نیز گافام با فاصله بسیار زیادی در بین ده برند برترند و گوگل در رتبه اول قرار دارد.حکمرانی شبکه‌ای گافامگافام در قالب حکمرانی شبکه‌ای در حوزه‌های مختلف، قلمروهایی با گستره جهانی همراه با اثرگذاری انحصاری برای خود ترسیم کرده است که دایره بازیگری و نیز کرانه‌های آن نه تنها به مرزهای ملی و نیز سرزمین‌های جغرافیایی با مختصات سیاسی (ساختارهای حکمرانی فعلی) در ادبیات روابط بین‌الملل کلاسیک محصور نیست، بلکه اساساً در ذهنیت پلتفرمی آنها نقش و جایگاهی برای دولت‌ها به مفهوم کلاسیک آنها قابل تصور نیست.در واقع از منظر حکمرانی شبکه‌ای گافام، دولت‌ها اساساً در هر پنج حوزه اساسی حکمرانی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، زیست محیطی و حقوقی مزاحم تلقی می‌شود. جان پری بارلو در مقالۀ معروفی که به “ اعلامیه استقلال فضای سایبری” شهرت یافت ، اعلام داشت: دولت‌های جهان صنعت! ای غول‌های فرسوده گوشتالود و فولادین، من از فضای سایبری می‌آیم، خانۀ جدید ذهن ... . ما، به نمایندگی از دنیای آینده، از شما استقبال نمی کنیم.  شما در اینجا حاکمیتی ندارید. بسیاری از اندیشمندان بیانیه اعلان استقلال فضای سایبری بارلو را اعلان جنگ آشکار علیه دولت‌ها و ساختارهای حکمرانی کلاسیک دانسته که از بسیاری جهات چشم‌اندازی آشوبگرانه از آینده این نظام‌ها و ساختارهای رسمی ملی، منطقه‌ای و بین المللی و نیز تمامی ِالِمان‌ها و مولفه‌های کلاسیک آن همچون قلمرو، سرزمین، مرز، اعمال حاکمیت، قوانین ملی و ... ارائه میدهد.دیپلماسی شرکتی گافام؛ گذار از دیپلماسی رسمیاساساً اصول و قواعد بازیگری در پلتفرم‌ها نه بر اساس دیپلماسی رایج به معنای سنتی و رسمی آن، بلکه بر اساس آنچه عموما یپلـــــماسی شرکتی نامیده می‌شود، صورت می‌گیرد.دیپلماسی شرکتی به طور مشخص از دو مسیر موازی اهداف و منافع تجاری و اقتصادی پلتفرم‌ها را پیش می‌برد: 1. استفاده از ظرفیت شبکه‌های رسانه‌ای و اجتماعی برای جهت‌دهی، دستکاری و مدیریت افکار عمومی 2. استفاده از شبکه‌های اقتصادی-تجاری برای هدایت جریان سرمایه و نخبگانی جامعه. غایت نهایی هر دو مسیر حفظ و توسعه منابع اقتصادی پلتفرم‌هاست. که به طور ماهرانه ای از طریق ادغام‌های عمودی، افقی و مورب شرکت‌های مربوطه تأمین می‌شود.دیپلماسی شرکتیِ پلتفرم‌ها که در قالب مکانیسم‌هایی همچون انحصارطلبی و انحصارگری  اعم از انحصارگری تک قطبی، دو قطبی و چندقطبی دنبال می‌شود  تا حد بسیار زیادی ظرفیت حاکمیت‌های ملی در اعمال اقتدار سنتی در حوزه‌های مختلف را تقلیل داده و این امر تا حدودی حتی شامل آمریکا به عنوان مهد نظام سرمایه‌داری و بستر اصلی ظهور این پلتفرم‌ها نیز می‌شود. به طور مشخص، رویارویی و خروش پلتفرم‌ها در واشنگتن دیسی طی دو دهه گذشته علیه ساختار سیاسی آمریکا(کنگره و دولت این کشور) و انتحار سیاسی که امروزه از سوی دولت‌مردان هر دو جناح جمهوری‌خواه و دموکرات این کشور علیه قدرت روزافزون این پلتفرم‌ها شاهد هستیم، مصداقی از تبلور و ظهور گسترده دیپلماسی شرکتی در سپهر سیاسی قرن بیست ویک است.مؤلفه‌های قدرت افزای گافاممؤلفه‌ها و عناصر قدرت افزای گافام و دیگر پلتفرم‌های مشابه را می‌توان به صورت کلی به دو دسته تقسیم کرد: 1. مؤلفه‌های سیاستی  2. مؤلفه های فناوری و نوآورانه.مؤلفه‌های سیاستی: در قالب دیپلماسی شرکتی از سوی پلتفرم‌ها دنبال می‌شوند، خود به دو صورت عمل می‌کنند:ادغام: مهمترین رویکرد پلتفرم‌ها و سایر شرکت‌های بزرگ موضوع ادغام هر چه بیشتر آنها در یکدیگر بوده است. انحصار: مهمترین خروجی ادغام که در بالا به آن اشاره شد، ایجاد انحصار است که خود نیز به سه صورت ایجاد می شود: 1. انحصار تک قطبی 2. انحصار دوقطبی 3. انحصار چندقطبی.مؤلفه‌های فناوری و نوآوری: این مؤلفه‌ها عمدتاً ناشی از پیشرفت فناوری هستند که بیشتر در داخل هسته‌های علمی و فنی خود پلتفرم ها شکل می‌گیرند. چهــــار صورت این فناوری‌ها که در حال حاضر موجب افزایش قدرت گافام شده‌اند عبارت‌انداز:اینترنت اشیا: اینترنت اشیا شامل تعداد زیادی فناوری متصل به شبکه است که قادر به تولید، جمع آوری، تحلیل است.کلان‌داده‌ها:داده‌های کلان، فناوری متشکل از ذخیره سازی و آنالیز پیچیده‌ای از انبوه اطلاعات دیجیتال است که به صورت مداوم تولید و در بستر شبکه توزیع می‌شود. برای فهم ارزش داده‌‎های کلان که از آن به عنوان ذخایر جدید و منابع اصلی کشورها همچون نفت و گاز یاد می‌شود.رایانش ابری: در راستای فناوری داده‌های کلان و نیز اینترنت اشیا، فناوری رایانش ابری مدلی برای ارتقای دسترسی بهینه به منابع شبکه برای افزایش سرعت و حجم ذخیره داده‌ها می‌باشد.هوش‌مصنوعی: هوش مصنوعی در سال‌های اخیر برای اولین بار جایگزین تمامی فعالیت‌های انسانی در این پلتفرم‌ها شده است.به عبارت دیگر، به مدد هوش مصنوعی، انسان برای اولین بار در معرض محصول و دست ساخته خود قرار می‌گیرد و قرار است از طریق آن محک شده و مورد قضاوت قرار گیرد.پایه و اساس هر چهار فناوری فوق‌الذکر، الگوریتم‌ها هستند. ترکیب فناوری‌های پیچیده فوق و تبلور آن در انواع محصولات و خدمات گافام، منابع قدرت و ثروت آنها را به میزان نامحدودی افزایش داده به نحوی که هیچ دولتی به تنهایی توانایی مقابله یا مهار آنها را ندارد. در واقع بر اساس ذهنیت پلتفرمی گافام، این فناوری‌ها اساساً برای رهایی از دستورالعمل‌ها و مقررات‌گذاری نظام‌های سیاسی و نیز دور زدن دولت‌ها طراحی و توسعه یافته‌اند. لذا شکی وجود ندارد که چرخه ایجاد و توسعه فناوری‌های مرکزگریز مشابه آنچه در بالا به آن اشاره شد، همچنان ادامه خواهد داشت.</description>
                <category>حامد ابوالحسنی</category>
                <author>حامد ابوالحسنی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Aug 2024 10:33:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان سقوط آرژانتین</title>
                <link>https://virgool.io/@Hamed__abolhasani/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%A2%D8%B1%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C%D9%86-zrjrbfjoro6b</link>
                <description>سقوط آرژانتینآرژانتین؛ داستان یک سقوطسال ۹۲ که ترم اول بودم، استاد اقتصادم که یکی از بزرگای اقتصاد بود(خدا حفظش کنه) گفت که ایران و آرژانتین تنها کشورهای دنیان که رکود تورمی دارن، همه میدونیم که علت العلل تورم ایران و حتی بعدها ونزوئلا تحریم بود، اما آرژانتین نه تحریمه نه جنگ دیده و نه دچار مشکلات اجتماعی آن چنانیه ... . همیشه برام سوال بود که چرا؟ .بعد از ۹۲ هم همیشه آرژانتین رکورددار تورم در دنیا بود و همین ۲۰۲۳ تورمش بالای ۱۰۰ درصدهانتخاب شدن رئیس جمهور راست گرا با سیاست های نئولیبرالی اونم تو کشوری که چگورا رو داره باعث شد که برم در موردش بخونم، باهاتون در میون می‌ذارم: تو دنیا خیلی از کشورها از فقر وارد دوره ثروت شدند اماکشورهای کمی اول ثروتمند شدند و بعد فقیر شدند و آرژانتین یک نمونه شاخص در این دسته است.آرژانتین ۱۸۱۶ از اسپانیا مستقل شد از نظر وسعت ۱.۷برابر ایران ماست و جزو ۱۰ کشور پهناور دنیاست(هشتم) و از نظر آب و خاک و معادن غنی و ثروتمند. بخاطر همین از دیگر کشورهای تازه شکل گرفته عصر مهاجران خیلی زود جلو افتاد طوریکه تا ۱۹۳۰ آرژانتین به لحاظ درآمد سرانه جز ده کشور اول دنیا و بالاتر از استرالیا و کانادا بود.دهه ۱۹۳۰بحرانهای سیاسی با کودتاهای نظامی شروع شد و نظامیهای که شاخص ترینشون خوان پرون بود و اندیشه اش الان به عنوان پرونیست روی آرژانتین خراب شده سرکار اومدند.‏جناب ژنرال شروع کرد به پیشبرد ۴ تا سیاست: ۱.خودکفایی و جایگزین کردن واردات۲.عدالت اجتماعی و امداد اجتماعی ۳. بدبیراه گفتن به قدرتهای جهانی ۴. بسط اندیشه های کمونیستیخوب با این کارها صادرات کم شد، هزینه های دولت بالا رفت و کسری بودجه بیشتر و بیشتر شد و مردم فقیر و فقیر تر شدن.دهه ۷۰دیگه آرژانتینی که یه زمانی بالاتر از ژاپن و ایتالیا و اتریش بود و تو جنگ جهانی هم آسیب ندیده بود نه تنها دیگه قدرت اقتصادی نبود که بوی الرحمانش بلند شده بود و برای خروج از کسری بودجه شروع کرده بود به وام گرفتن خارجی.تا دهه ۹۰ درآمد سرانه مردم ۲۰درصد کمتر شده بود، ‏مردم عصبانی بیشتر دنبال ژنرالهای پوپولیست افتاده بودند و البته هر از چندگاهی نظامیها از خجالت مردم عاصی در می آمدندسال ۱۹۸۲ هم یکی از این ژنرالها حمله کرد به جزایر فالکلند انگلیس و جنگ راه انداخت و خوب جنگ فالکلند هم با شکست آرژانتین تمام شد.‏مردم فالکلند هم بعد جنگ در همه پرسی رای به ادامه حاکمیت انگلیس دادند اما این پایان عوام فریبی نبود عوام فریبها هم برای خوشحالی مردم گفتن هر پزو رو یک دلار و مالیات کارگران رو کم کردند و شروع کردند از ثروتمندان آرژانتین پول بیشتر گرفتند حتی پول آب و برق رو اول براشون گرون کردند.‏بعد حتی قطعش کردند ثروتمندان هم گذاشتند و رفتند بعد شرکتهای بزرگ رو مثل پست، هواپیمایی، راه آهن رو دولتی کردند و خوب مدیریت دولتی اونها رو زیان ده کرد و خزانه دولت خالی تر شد.با بالا رفتن تورم شرکتهای کوچک نابود شدند و ۲۰۱۹ شمار شرکتهای تعطیل شده به ۳۵هزارتا رسید، خب راه حل دولت چی بود بالا بردن نرخ بهره نرخ بهره که به ۱۴۳درصد رسید.....حالا مردم آرژانتین بعد از ۹۰ سال به لیبرال ها رو آوردن و خوان میلی با شعار اصلاحات اساسی اقتصادی بالا اومده و در اولین قدم ارز رو تک نرخی کرده و کم کم یارانه های دولتی رو داره قطع میکنه، وزارت کشور آرژانتین گفته که با هر شورشی به شدت مقابله می‌کنه.</description>
                <category>حامد ابوالحسنی</category>
                <author>حامد ابوالحسنی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jan 2024 09:25:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سقوط دبش؛ خلا روابط عمومی و مدیریت بحران</title>
                <link>https://virgool.io/@Hamed__abolhasani/%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%AF%D8%A8%D8%B4-%D8%AE%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-supbdjeagc3e</link>
                <description>سقوط دبشسقوط دبشسه هفته‌ای هست که هر کسی چای با دستش بالا میاره داره یک ناسزایی به مدیران چای دبش و مدیران دولتی میگه، و کسی نیست که تا الان هزینه فرصت این عدد درشت رو حساب نکرده باشه، مثلا اینکه چند تا پل میشد ساخت، چند تا هواپیما خرید، چند تا مثل رونالدو رو آورد و ... شاید هم تا الان کلی فیک‌نیوز منتشر شده و مثل همه بحران‌ها شایعات زیادی هم پخش شده و هر کس داره ماهی دیده شدن رو از چای گل آلود دبش میگیره ... .تو این مدت من همه ش دنبال خبری، بیانیه ای، یه اکتی از مدیریت روابط عمومی(اگه داشته باشه) چای دبش بودم، بالاخره روابط عمومی که توی بحران به این بزرگی کاری نکنه، اصلا برای چی هست و برای چی پول میگیره؟ عزیزم تو اگه اینجا هم نخوای کار کنی دیگه کجا میخوای کار کنی؟ نمونه‌های بین‌المللی زیادی در مورد مدیریت بحران شرکت‌ها هست که بعضا تهدید رو هم به فرصت تبدیل کردن، یا از بدو شکل‌گیری بحران در صدد ترمیم افکار عموممی قرار گرفتن، پوشش زنده رفتن، خطا شونو پذیرفتن و... نمونه اخیرش مک دونالد بود که همین هفته پیش به خاطر بد رفتاری یکی از پرسنلش با یک بی خانمان داشت برندش لکه دار میشد، تو چند ساعت بحران از فضای مجازی به تلویزیون رفت و کم کم داشت به یک جریان برای تحریم تمامی شعب مک دونالد شکل میگرفت، که بلافاصله روابط عمومیش وارد کار شد اونم تو روز تعطیل، پرسنلی که با فرد بی خانمان بد رفتاری کرده بود رو اخراج کرد به همه توییت ها جواب داد و در کمترین زمان ممکن همه چیز رو به نفع خود تغییر داد، می تونید هشتگ hashtag#MCdonaldsUK در توییتر دنبال کنید و ببنید که چیشد.من فکر میکنم که مدیریت چای دبش یا حرفی دیگه برای گفتن نداره و خودش هم قبول داره که فساد کرده و یا اینکه روی فراموش کاری مردم حساب کرده که آره، دو ماه دیگه یادشون میره. با اینکه من از یک فرد موثق شنیدم که اصلا بحث فساد در چای دبش مطرح نیست و اتفاقای دیگه ای افتاده و ذهنیتم خیلی در مورد اتفاق افتاده رقیق شد، اما همین رو نمی تونستیم از روابط عمومی چای دبش بشنویم؟؟ روابط عمومی چای دبش نمی تونست یه بیانیه ساده بزنه و حداقل بگه داریم بررسی می کنیم ؟ حداقل ترین کاری که روابط عمومی چای دبش می تونست بکنه این بود که بیانیه بده، حالا من نمیگم که می تونست گزارش هزینه پولی که از بانک مرکزی گرفته رو منتشر کنه، مدیرعامل شو بیاره و ازش مصاحبه بگیره، می تونست بگه قضیه واردات چای از آفریقا کلا فیک نیوز بوده، می تونست خط تولیدشو نشون بده، حالا که برندت داره خدشه می بینه باید هزینه کنی، آخه اینکه هیچ اکتی نداره مثل بنزین روی آتیش گر، گرفته ست. درکت نمیکنم. بذارید از ذهنیتی که جدیدا شکل گرفته بگم و اون اینه که دیجیتال مارکتینگ و سوشال مدیا و تولید محتوا رو هم ردیف مدیریت روابط عمومی میدونن و اشتباهی رو میکنن که چای دبش و امثالهم کردن. سوشال مدیا و مدیریت فضای مجازی باید ذیل مدیریت یکپارچه روابط عمومی باشه ونه تنها در مواقع بحرانی بلکه در طول یک مدیریت و یک برنامه هماهنگ عمل کنن. البته بعضی از روابط عمومی چی ها هم مدیریت فضای مجازی رو نمیدونن و اتمسفر هیچکدوم از برنامه هارو نمی شناسن، که اینم تو این دوران یه فول بزرگه که باید اصلاح بشه. آقای مدیریت روابط عمومی چای دبش اگه هستی و کاری نمیکنی، علاوه بر آبروی چای دبش داری با آبروی روابط عمومی هم بازی میکنی، خلاصه نگو که نگفتی.hashtag#چای_دبش hashtag#فساد_مالی hashtag#ارز_ترجیی hashtag#مدیریت_بحران hashtag#روابط‌_عمومی</description>
                <category>حامد ابوالحسنی</category>
                <author>حامد ابوالحسنی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jan 2024 09:22:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت؛ نقش مراکز توسعه و تولید قراردادی در تجاری‌سازی فناوری</title>
                <link>https://virgool.io/@Hamed__abolhasani/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-dto6mpnyuqwx</link>
                <description>علیرضا باباخان مدیرعامل صندوق پژوهش و فناوری استان البرز می نویسد:اهمیت دارایی های مکمل در فرایند تجاری سازیمدت‌هاست که متخصصان کسب و کار، به اهمیت دارایی‌های مکمّل (Complementary Assets) در ایجاد سود بلند مدت اشاره می‌کنند. تجاری‌سازی و خلق ثروت از فناوری‌ها، علاوه بر تسلط به دانش فنی، نیازمند تخصص‌های گوناگونی است تا بتوان محصول را روانه بازار کرد. بدون دسترسی به این تخصص‌ها، که از آن‌ها تحت عنوان دارایی‌های مکمّل یاد می‌شود، فناوران توفیق چندانی در تجاری سازی نخواهند داشت.تجربه نشان  داده، دسترسی به این دارایی‌های مکمل برای فناوران آسان نیست. آن‌ها نمی‌توانند به آسانی این دارایی‌های مکمل را خریداری کنند و از سوی دیگر هم خلق دارایی‌های مکمل و ایجاد تخصص‌های مورد نیاز برای تجاری سازی توسط شرکت‌های فناور، زمان بر و پر هزینه است. به همین دلیل، بسیاری از فناوران، از راهبرد «مشارکت» برای ورود به بازار استفاده می‌کنند؛ بدین صورت که با مجموعه‌های دیگری که در عرصه تجاری‌سازی، دارای توانمندی‌ها و تخصص‌های لازم هستند، مشارکت کرده و همدیگر را در سود تجاری، سهیم می‌نمایند.مزیت های CDMC ها برای فناورانمرور تجربیات بین المللی نشان می‌دهد در سال‌های اخیر برای کمک به تجاری‌سازی محصولات فناورانه، زیرساخت‌های ویژه‌ای ایجاد شده است که تمامی «دارایی‌های مکمل» مورد نیاز فناوران را به صورت یکجا ارائه می‌نماید. این زیرساخت که «مرکز توسعه و تولید قراردادی – Contract Development and Manufacturing Center / Organization» نام دارد، خود را درگیر تحقیقات بنیادین نمی‌کند و تلاش می‌نماید با فراهم کردن امکانات لازم، از ظرفیت شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان، برای انجام تحقیق و توسعه استفاده کند. به جای آن، این مراکز تمامی امکانات مورد نیاز فناوران از قبیل: شناسایی نیازهای فناورانه صنعت، خدمات آزمایشگاهی، ساخت نمونه اولیه، تولید نیمه صنعتی، اخذ مجوزها و استانداردها، شبکه پخش و توزیع و صادرات را با کمک شبکه گسترده بازیگران صنعتی و اقتصادی، فراهم می‌نمایند تا فناوران در صورت تمایل، بر روی فعالیت‌های فنی و فناورانه خود تمرکز کرده و سایر فعالیت های مورد نیاز برای تجاری سازی را به CDMC ها واگذار کنند. CDMC ها نیز در قبال ارائه خدمات فوق، به علت ضعف در بنیه مالی فناوران، به جای دریافت وجه نقد، اقدام به دریافت سهام از شرکت‌های فناور می‌کنند.مزیت‌های CDMC ها برای صنایع بزرگنکته مهم در ایجاد CDMC ها، این است که متولی اصلی شکل‌دهی به آن‌ها، عبارت است از صنعتگران، به خصوص صنایع بزرگ. مراکز توسعه و تولید قراردادی علاوه بر کمک به تجاری‌سازی محصولات شرکت‌های فناور، به افزایش بهره‌وری مراکز تحقیق و توسعه صنایع نیز منجر می‌شوند. شرکت‌های صنعتی، غالبا درگیر امور تولید بوده و در ایجاد تعادل بین «نوآوری در محصولات و فرآیندها» و «حفظ وضعیت فعلی تولید»، دچار چالش می‌شوند. CDMC ها با قرار گرفتن در کنار صنایع، کمک می‌کنند تیم‌های تحقیق و توسعه عملکرد بهتری داشته باشند و در توسعه محصولات جدید، بتوانند به ظرفیت‌های سایر شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان نیز دسترسی داشته باشند. همچنین، در صورتی که شرکت صنعتی، امکان تولید محصولات جدید را نداشته باشد، CDMC ظرفیت های خالی تولید را پیدا کرده و از آن‌ها برای تولید محصولات شرکت صنعتی استفاده می‌کند.علاوه بر این موارد، شرکت‌های صنعتی، با سرمایه‌گذاری و ایجاد CDMC ها، زمینه را برای جذب فناوران فراهم نموده، در جریان فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدید قرار گرفته و روی بهترین موارد، سرمایه‌گذاری می‌کنند.سخن پایانیشرکت‌های کوچک با مشکل عدم دسترسی به دارایی‌های مکمل مواجه‌اند در حالی که شرکت‌های بزرگ، علی‌رغم دسترسی به دارایی‌های مکمل، در دستیابی به فناوری‌های جدید و ارتقا دادن مزیت‌هایشان در بازار، دچار مشکل هستند. CDMC ها، چالش‌های هر دو طیف شرکت‌های کوچک و بزرگ را حل کرده و با ایجاد پیوند بین آن‌ها، از ظرفیت‌هایشان برای ایجاد سود دو جانبه استفاده می‌کنند. به عبارت دیگر، CDMC ها با تجمیع تمام امکانات برای تجاری‌سازی فناوری، ارزان‌ترین و سریع‌ترین مسیر را پیش‌روی شرکت‌های صنعتی و فناوران قرار می‌دهند و تمام دغدغه‌های فناوران و صنعتگران را مانند عدم دسترسی به شبکه فناوران، هزینه بالای تحقیق و توسعه، ضعف در تجربیات تجاری‌سازی و ... را رفع می‌کنند.</description>
                <category>حامد ابوالحسنی</category>
                <author>حامد ابوالحسنی</author>
                <pubDate>Wed, 24 May 2023 12:35:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>