<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اندیش‌گردون جهادی حرف</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@HarfTT</link>
        <description>اندیش‌گردون جهادی حرف اندیشکده‌ای با رسالت «زمینه‌سازی برای بنیان‌گذاری گونه‌ی اندیشکده‌ی جهادی در سراسر کشور» در حوزه‌ی «آبادانی و پیش‌رفت منطقه‌ای» است.

شماره جهت ارتباط:
 09197225128</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 11:18:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2630361/avatar/CkXqaa.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اندیش‌گردون جهادی حرف</title>
            <link>https://virgool.io/@HarfTT</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حل مسائل اجتماعی اولویت دار منطقه با ابزار کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@HarfTT/%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-zpzmnudjmknc</link>
                <description>بسم الله تعالی «الحمدللّه الخبیر بخفیات الضمائر، البصیر بخبیات السرائر، المتنزه عن‌الامثال والنظائر، المتعالی عن ان تدرکه‌الابصار والبصائر، والصلوة علی نبیه‌الداعی لامته الی النعم والذخائر، و رسوله الشفیع لاهل الصغائر و الکبائر، ثم ان‌الله تعالی ارشدالعالمین بلطائف آیاته و استأثر علم‌الغیب بعلو ذاته، حیث قال فی محکم کتابه، و منزل خطابه: وعنده مفاتح‌الغیب لایعلمها الا هو و یعلم ما فی‌البر والبحر.»         «حدیقه سنایی»دیباچهدر حال حاضر، وضعیت پر چالش اقتصادی ایران، سبب شده است که فاصله اجتماعی میان افراد جامعه بیشتر از همیشه شود. این فاصله، منجر به افزایش شکاف طبقاتی با توجه به کم شدن فرصت‌های رشد در میان طبقات ضعیف جامعه خواهد شد. از سوی دیگر، کاهش مشارکت‌های مردمی در گروه‌های خیریه و جهادی به دلایلی نظیر نگاه کمک محور و کم شدن توان مالی این گروه‌ها سبب کاهش پایداری تشکیلات اجتماعی شده است.در همین ایام، برخی تشکیلات با تجربه، دریافتند که فعالیت‌هایی روبنایی مانند تهیه بسته‌های ارزاق، ساخت مساجد و مدارس و... در مناطق محروم، راه حلی جامع نخواهد بود و نیازمند توانمندسازی افراد نیازمند با استفاده از ظرفیت موجود در مناطق هستند. در این راستا، طرحی با تمرکز بر حل مسائل اولویت‌دار اجتماعی منطقه‌ با استفاده از ظرفیت‌های کسب و کاری و توانمندسازی حلقه‌های واسط ارتباطی با محرومین، به شرح ذیل پیشنهاد می‌شود.سابقه تاریخیدر بررسی سابقه تاریخی کسب و کار‌هایی که به دنبال حل مسائل اجتماعی هستند میتوان به شرکت اسلامیه اشاره کرد که در حقیقت به دنبال ایجاد بستری برای حمایت از تولید داخلی بود. این شرکت که توسط مرحوم آقا نجفی اصفهانی بنیان گذاشته شد و بر فعالیت‌های نساجی تمرکز داشت دارای ابعاد فرهنگی_اجتماعی بود که خارج از موضوع درآمدزایی به دنبال حل مسئله در کشور بوده است.از دیگر موارد میتوان به فعالیت‌های آیت‌الله شاه‌آبادی در ارتباط با شرکت مخمس اشاره کرد که بر اساس هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی اسلامی روی گرفته است. هدف از این شرکت با توجه به نوشته‌های آیت‌الله شاه‌آبادی گسترش عدالت و رفع فقر، پيشرفت بخش‌های اقتصادی، استقلال اقتصادی، مبارزه با رباخواری، تأمين مالی فعاليتهای فرهنگی، كمك به تأمين مالیاداره امور مسلمانان، ترويج مصرف كالاهای ملی و پديدساختن اشتغال و مبارزه با بيكاری بیان شده است. این نشان میدهد هدف از این فعالیت‌ها درآمدزایی صرف نبوده و حل مسئله از ویژگی‌های این فعالیت است.از موارد دیگر میتوان به فعالیت‌های فرهنگی_اقتصادی امام موسی صدر در لبنان اشاره کرد که بر اساس ویژگی‌های محلی به دنبال زدودن فقر اقتصادی و فرهنگی است که شامل کارهایی نظیر موسسه قالیبافی، مدرسه صنعتی، آموزشگاه پزشکی و پرستاری و… بوده است.ویژگی عمده این مصادیق فعالیت‌هایی در ایجاد کسب و کارهایی است که حل مسائل اجتماعی با توجه به ویژگی‌های محلی مورد توجه بوده است.چراییشرح میداناتفاقات رخ داده در دهه 1390 شمسی موجب شد تا اقتصاد ایران به واسطه تحریم های گسترده خارجی، ادامه دادن ریل اقتصاد نفتی در کشور، سیاست گذاری اشتباه و بی درایتی برخی مسئولان روز به روز کوچک تر شده و دچار رکود تورمی گردد. این امر موجب گردید نهادهایی که هدف آنها مبارزه با مشکلات اجتماعی بود دچاربحران شده و در رسیدن به ماموریت خود که بر طرف کردن مشکلات و چالش های اجتماعی همچون فقر، فساد، امنیت روانی و اجتماعی جامعه، مسائل سلامت روان، بی توجهی به پایداری محیط زیست و … بود، ناکام بمانند.به واسطه کاهش رشد اقتصادی و ظهور رکود تورمی در اقتصاد ایران، دریافت حمایت های این نهادهای اجتماعی که از سمت حاکمیت، مسئولیت اجتماعی شرکتها و یا از طریق مشارکت های مردمی صورت میگرفت با مشکل مواجه شد به طوری که پاسخ گوی نیاز میدان برای تاثیرگذاری موثر نبود. از این رو تشکل‌های اجتماعی در گذر زمان تاب آوری خود در مقابل مشکلات مالی را از دست داده و دچار افول در عده و عده گشتند. برخی از تشکیلات اجتماعی ریشه دارتر که با چالش فراوان، تامین مالی خود را انجام میدهند در میدان با شناخت ناکافی از صحنه و عدم فهم ریشه‌ای آسیب‌ها و مشکلات، در مقام عمل و اجرا تلاش‌هایشان به گونه ای که باید به مقصود نمیرسد؛ به طوری که در منطقه ای که چالش آب هست مسجد ساخته میشود و…با دقیق تر شدن در مسئله، به بررسی آسیب فقر که خود یک چالش اجتماعی اساسیست می پردازیم:شرایط اقتصادی مشروح در طی دهه گذشته به گونه ای رقم خورده که افراد فقیر، فقیر تر گشته و شکاف طبقاتی بیش از پیش گردیده است؛ از سمت دیگر خود فقر باعث میگردد برخی از دسترسی ها و امکانات صرفا برای طبقه مرفه فراهم باشد و سایر افراد جامعه در رسیدن به آن با مشکل مواجه باشند.نمونه بارز این امر در حوزه آموزش رخ داده است به شکلی که عدالت آموزشی از بین رفته و بنابر سخنان رئیس اسبق مرکز سنجش آموزش و پرورش در سال ۹۸_۹۹ بالغ بر ۸۰ درصد از رتبه‌های برتر زیر سه هزار متعلق به مدارس خاص و غیردولتی بوده در حالی که تنها ۳۰ درصد از جمعیت دانش آموزان در این مدارس تحصیل میکنند.نظام اقتصادی لیبرال حاکم بر اقتصاد ایران، وضعیتی را بر قرار کرده که افراد ثروتمند با توجه به دسترسی به اطلاعات، ارتباطات و امکانات، فرصت رشد بیشتری را نسبت به جامعه کمتر بر خوردار در اختیار دارند.در این ساختار دسترسی به برخی دارایی ها برای عده ای از جامعه عملا از بین رفته است. یک کارگر برای رسیدن به یک ماشین با قیمت تقریبی دویست میلیون تومان باید تمام حقوق ۴۰ ماه خود را ذخیره کند تا بتواند ماشین خریداری کند.فقر مالی و فقر فکریاز طرف دیگر فقر و عدم آموزش به شکلی پیچیده با هم تعامل دارند و پیامد آن می‌توانند باعث بروز گرایش‌های افراطی، خشونت و جرم شوند. در مناطق محروم بنا به دلایل زیادی همچون عدم آموزش، وضعیتی فراهم شده است که راه‌حل مسائل خارج از زیست‌بوم به مردم تزریق شود؛ این امر با این که در برخی از موارد راهگشاست اما موجب عدم تفکر و به‌نوعی عقیم شدن فکر مردم بومی و محلی خواهد گشت.سرزمین پهناور ایران مملو از ظرفیت های بسیاری در حوزه های مختلف از جمله صنعت، کشاورزی، معدنی، گردشگری و غیره است. این ظرفیت ها شامل منابع طبیعی، نیروی انسانی، فضای کسب و کار، فناوری، زیرساخت ها و غیره می باشند اما متاسفانه از این منابع استفاده کافی و بهینه نشده است. عدم بهره برداری صحیح و مدیریت مناسب از منابع طبیعی، نبود سیاست های دقیق و کارآمد در حوزه های مختلف و عدم آموزش، از جمله عواملی هستند که باعث شده استفاده لازم و کافی از این منابع صورت نگیرد.شیوه‌های عرفی حل محرومیتبرای پرداختن به مسئله محرومیت‌زدایی و ازبین‌بردن فقر رویکردهای مختلفی وجود دارد که در ادامه از مناظر مختلف بررسی می‌کنیم:اعانه نقدییکی از راهکارهای رایج برای ازبین‌بردن محرومیت، پرداخت کمک مالی مستقیم به نیازمندان به‌صورت مقطعی و دوره‌ای است. به‌صورت مثال: کمیته امداد و واریزهای دوره‌ای خیریه‌هاکاهش هزینهراهکارهایی که به کاهش هزینه‌های محرومین و در نتیجه ذخیره مالی بیشتر و رفع محرومیت را در پی دارد. به‌صورت مثال: کمپ‌ها و نهادهای ترک اعتیادبهبود محیط زندگی از طریق فعالیت‌های عمرانی برای محرومین می‌توان زندگی آسان‌تری برای آنان فراهم نمود. به‌صورت مثال: ساخت خانه‌ای بهتر برای محرومین توسط گروه جهادیهدیه غیرنقدیکمک غیرمستقیم به نیازمندان در برآورده‌کردن نیازهای آنها راه دیگری است که به‌صورت مقطعی می‌توان نیاز محرومین را بر طرف ساخت. به‌صورت مثال: بنیاد احسان با پویش مشق احسانتوسعه یا رفع مانع محیطیبر طرف ساختن یک مشکل با استفاده از یک جمعیت یا گروه یا مکان خاص به‌صورت مثال: پروژه‌های مدرسه‌سازی، آب‌رسانی، نهضت سوادآموزیاصلاح سبک زندگیاصلاح فرهنگ و باور همچون رواج سبک زندگی ساده راه‌حلی زمان بر؛ اما ریشه‌ای در حل مشکل محرومیت‌زدایی است. مثال: پویش‌های رسانه‌ای استفاده از ابزارهای کسب‌وکاری و اقتصادی جهت رفع محرومیتتوانمند کردن محرومین برای این که خود مالک کسب‌وکار خود باشند.اولویت‌های ما از بین جعبه‌ابزارهای کسب‌وکاری محرومیت‌زداییهمان‌طور که مطرح شد 7 شیوه عرفی برای حل محرومیت‌زدایی وجود دارد؛ ما در این طرح بنا داریم تمرکز خود را بر روی مورد هفتم که &quot;استفاده از ابزارهای کسب‌وکاری و اقتصادی جهت رفع محرومیت&quot; است، قرار دهیم؛ این موضوع خود از جهاتی قابل پرداختن است که در ادامه به آن می‌پردازیم&quot;استفاده از ابزارهای کسب‌وکاری و اقتصادی جهت رفع محرومیت&quot;1. تسهیل قوانین راه‌اندازی کسب‌وکار در مناطق محروماز طریق ورود حاکمیتی و سیاست‌گذاری درست می‌توان افراد را به سمت کسب‌وکارهای خرد سوق داد.بازیگر: مجلس شورای اسلامی2. سرمایه‌گذاری انبوه و ایجاد کارخانه‌ها در مناطق محرومبه‌وسیله حکمرانی نرم اقتصادی و منابع فراوان مالی می‌توان، کارخانه‌هایی برای اشتغال محرومین احداث نمود.بازیگر: دولت، بنیاد برکت، بنیاد علوی و …3. اعطای وام اشتغالیکی از چالش‌های راه‌اندازی کسب‌وکار کمبود منابع مالی اولیه برای راه‌اندازی کسب‌وکار است؛ با اعطای وام می‌توان این مشکل را تا حدی بر طرف کرد. بازیگر: دولت، بنیاد برکت، بنیاد علوی و …4. مضاربه :شکل کلی شراکت منصفانه و و خیر خواهانه که از عوامل اصلی توسعه در منطقه است .5. آموزش، توانمندسازی و ارتقای مهارت‌های محرومین و واسطین ایشانآموزش و توانمندسازی می‌تواند راهکاری مؤثر برای پرداختن به مسئله کسب‌وکار برای محرومین باشد. در ادامه به شرح راه‌حل آموزش و توانمندسازی محرومین می‌پردازیم. از مزایای این روش علاوه بر  بر ارتقا و تکثیر نوآوری‌های اجتماعی و ترقی فکر مردم منطقه به دو موضوع دیگر نیز اشاره کرد . ایجاد زیرساخت اجتماعی و نهادسازی بر اساس مدل کسب و کار و درآمد محور: زیرساخت اجتماعی محلی برای جمع شدن انسان‌ها با اعتقادات متفاوت است. با ایجاد کسب و کار اجتماعی که به دنبال حل مسائل اجتماعی منطقه با رویکرد درآمد محور است میتوان محلی برای این جمع شدن ایجاد کرد که به دلیل دارا بودن اکوسیستم درآمد محور مانایی قابل قبولی خواهد داشت و همچنین باعث افزایش سرمایه اجتماعی نیز خواهد شد. فراهم کردن ظرفیت توسعه بومی برخلاف سیاست‌های کلان تک خطی : تاکنون سیاست‌های ناظر به پیشرفت در کشور دارای ابعاد کلان بوده و تمامی کشور را در بر میگرفته لکن با توجه به توضیح کسب و کار اجتماعی که به دنبال حل مسائل اجتماعی با توجه به ویژگی‌های محلی و رویکرد کسب‌وکار محور است، میتوان بستری برای رشد و توسعه مناطق با توجه به ویژگی‌های محلی ایجاد کرد.چیستی کسب‌وکار اجتماعیکسب و کار اجتماعی نهادی است که احتمالا پاسخی به چرایی ها و ضرورت های مذکور داشته باشد. اگر چه تعاریف عدیده ای برای کسب و کار اجتماعی تدوین شده اما لازم است تعریفی که ما را به سمت مقاصد مورد نظر رهنمون میکند، منقح کنیم.از جمله تعاریف متداول راجع به کسب و کار / کار آفرینی اجتماعی که به کارکرد آن توجه دارد، تمرکز به آن گروه از نیازها و کمبودهای جامعه که دولت و بخش خصوصی بدان نپرداخته است؛ یا در توجه به موقف شکل گیری آن، گفته اند با منفعت/سود اجتماعی برانگیخته میشوند، پس سازه‌ای اجتماعی است که متضمن رفتار (مقدس) کارآفرینانه برای رسیدن به یک رسالت اجتماعی است .تعریف مختار ما اما از کسب و کار اجتماعی ، حل مسائل اولویت دار اجتماعی با استفاده از ابزار های کسب و کار است . لکن مفاهیمی  مانند نوآوری(اجتماعی) ، شناخت مخاطب ، همسویی با نیرو های بازار و تاکید بر مانایی حرکت ها (وتشکل های) اجتماعی  درون آن جایگاهی ویژه دارد .ذکر تعریفی دیگر از کسب و کار اجتماعی هم راهگشاست کما اینکه پیش تر فایده آن ذکر میشود؛ بدین منوال که در کسب و کار اجتماعی باید در بهترین حالت سه رکن اصلی، اجتماعی (مرتبط با مردم ) باشد ؛ ورودی (منابع) ، فرایند و محصول.بستر مناسب برای نوآوری اجتماعی : کسب و کارزمینه (context) کسب و کار، محیط سازه اجتماعی (تشکل سازمان یا ازاین دست) را برای بروز عوامل پویایی که منجر به نوآوری اجتماعی میشوند را بسیار مساعد میکنند. تولید محصول و جریان های درآمدی ، فهم زنجیره های ارزش فی نفسه ، کشنگران را ملزم به شناخت سلیقه ها ، بازار ، ارتباط با مشتری(مخاطب) و… میکند و موارد فوق الذکر ، جملگی از ملزومات پویایی و نوآوری اجتماعی است .کسب و کار اجتماعی ؛ انتفاعی یا غیر انتفاعیدو گونه برای مدیریت درآمد ها و هزینه های یک کسب و کار اجتماعی میتوان متصور بود که بسیار بر هویت آن اثر گذار است؛اولا گونه ای انتفاعی که از درآمد حاصل سهمی برای سرمایه گذار در نظر گرفته میشود و مانند شرکت‌ها، کمپانی‌ها و استارتاپ‌ها دیده (در اذهان عموم) و تدبیر (ساختار درونی) میشود.دوما گونه ای غیر انتفاعی که منابع آن (از جمله انسانی و مالی و…) با مشارکت های مدنی و داوطلبانه تامین شده و انگیزه های کسب سود در آن دیده نمیشود، هرچند دست اندرکاران جدی آن دستمزد/اجرت دریافت میکنند اما در نهایت به مانند موسسات غیر انتفاعی و مردم نهاد دیده و تدبیر میشود .هر کدام از این دو شیوه مزایا و معایبی دارند، صورت اول مشارکت های مدنی (داوطلبانه) کمتری را میتواند جلب کند و گونه دوم سرمایه گذاران (کسانی که برای فایده مالی سرمایه گذاری میکنند - عقودی مانند مضاربه ، مشارکت و …) را تقریبا از دست میدهد. هر چند نمیتوان ادعا کرد مفهوم خیر اجتماعی/جمعی در دومی صدق نمیکند!(یونس نیز در کتابش چیزی شبیه به این دسته بندی را انجام میدهد و قائل است در کسب و کار اجتماعی سرمایه‌گذار نبایستی سود ببرد)لکن اگر بتوان نوع سومی را متصور شد که بتواند از مزایای هر دو بهره ببرد، شیوه تعاونی است. به شکلی که  سرمایه گذاران محلی که همان کارگزاران هستند از سود عایدی سهم میبرند، همچنین همانطور که اشاره شد، چون محصول نهایی این کسب و کار دارای ثمراتی اجتماعی است و به رفع چالش های اجتماعی میپردازد، جلب اعانات و مشارکت های مدنی را از دست نمیدهد .مسئله اجتماعی ؛ تفاوت کسب و کار اجتماعی با اشتغال آفرینیبا توجه به آنچه قید شد و البته همانطور که مسلم است، اشتغال زایی تنها هدف کسب و کار اجتماعی نیست، بلکه این امر از عهده هر کسب و کاری اعم تجاری و اجتماعی بر می آید. کسب و کار اجتماعی علاوه بر اینکه برای عده‌ای میتواند درآمد حاصل کند، بایستی یک مسئله / معضل / چالش اجتماعی را نیز آگاهانه(1) حل کند یا بسمت حل شدن آن گام بردارد.در اینجا باید دایره مسئله اجتماعی و در واقع آنچه مسئله اجتماعی نیست، معین گردد.قواعدبرای طراحی هر سیستم / پدیده ناگریزیم از فهم و اکتشاف قواعد حاکم بر آن، چنانچه اگر این فهم به درستی استیفا نگردد، هر سازه ای (structure) که به آن طرح بنا شود، سست و شکستنی است چرا که قواعد همبندی ایجاب میکند که یک سیستم از قوانین بالا دستی تبعیت کند و چونان باشد که در سیستم بالا دستی تعریف شده است. لکن طراحان بزرگ به ابزارهایی مانند انتزاع و تعمیم و استعاره و… مجهزند و به آن توصیه میکنند.چالش های اجتماعی در برابر کسب و کار اجتماعی ؛ وجه مشارکت مدنییکی از پرسش های خبرگان از طرح بحث کسب و کار اجتماعی و زایش نهادها پیرامون آن، این است که آیا درآمدزا بودن امور خیر اجتماعی (همچون حل مسائل اجتماعی) آسیبی به مفهوم مشارکت مدنی و نیت های خیرخواهانه نمیزند ؟ و آیا به بسط و میدانداری مفاهیم سرمایه داری (capitalism) و انسان اقتصادی دامن نمیزند ؟پاسخ اولیه دربین مواردی است که ذیل عنوان انتفاعی-غیرانتفاعی  مطرح شد، یعنی به هر حال بایستی حیثیت مشارکت مدنی به عنوان رکن ثابت جامعه حفظ شود. این امر / قاعده در میدان با چاره هایی قابل تدبیر است . ازجمله اینکه ورودی فرایند/سیر پرورش نهاد های کسب و کار اجتماعی در این سیستم بهتر است، بلکه باید، تشکل های مدنی (امثال گروه های جهادی، سازمان‌های مردم نهاد، خیریه و…) باشد و خروجی فرایند هم چیزی شبیه به موسسه غیر انتفاعی و… است .هر چند در این طرح توجیهی کسب و کار به مخاطبین (مشتری ها) دیگر اشاره خواهد شد و این نکته در کارکرد سیستم لحاظ میشود.دمای محیط ، استعداد اصلی لازم برای شکل گیری نهاد های این چنینیاز آنجا که دایره تعریف کسب و کاراجتماعی را در حوزه مشارکت های مدنی و خیر جمعی و کار های داوطلبانه و جهادی تعریف کردیم، باید به سنت‌های اجتماعی و ظرفیت کار جمعی و به طبع شاخص هایی مانند انسجام اجتماعی و سرمایه های اجتماعی برای روی زمین آوردن این مفهوم توجه جدی داشت. به عبارت دیگر میتوان گفت هر منطقه ای ابتدا به ساکن قابلیت های لازم برای پیاده سازی و راه اندازی کسب کار اجتماعی و نهاد های حامی آن را ندارد.همانگونه دانشمندان علوم اجتماعی و سیاسی در آثار تحلیلی خود از جوامع بدان اشاره کرده اند سنت های مدنی حامی نهادهایی ‌هستند که رفتار آن اجتماع را شکل می‌دهند. در یک استعاره به صورت مجمل میتوان گفت اگر مجموع شاخص های نامبرده را دمای محیط بنامیم ، برای شکل گرفتن کنش های جدید،  حداقلی از دما مانند نقطه جوش لازم است که برون داد/خروجی آن، نهادی  مانند بخار آب ، قدرتی برای هدایت رفتار های جامعه ایجاد کند. به هر حال پر واضح است، زمینه ایجاد و تکثیر نهاد های کسب و کار اجتماعی در مناطقی که وجوه مشارکت مدنی مانند تشکل های مردم نهاد، گروه های جهادی، ارزش های مذهبی مقوم مشارکت و دوری از انزوا، همسایگی (neighbourship) پررنگ تر و نمایان تر باشد، میسور تر است (قاعده ایسریت).میدان‌دارشعبه ای دیگر از همان قاعده همبندی که ذکر آن رفت، ایجاب میکند هر مداخله‌ای در یک منطقه در نسبت با سایر عناصر اکوسیستم در نظر گرفته شود، بالاخص که تغییرات نهادی (مورد توجه بند بعدی) کاملا سینرژی‌وار است. لذا تدبیر ویژه ای که در طراحی میتوان در این مورد داشت این است که کلیه مداخلات چنانچه از نهادهای بیرونی در منطقه ارائه میشود بایستی از غربال یک میداندار بگذرد. میداندار در اینجا به معنی نهادی است که معمولا به صورت تشکلی امورات حوزه‌های اجتماعی منطقه را تدبیر میکند، گاهی میتواند امام جمعه باشد و گاه در محلات کوچکتر ممکن است هیئت امنای یک مسجد یا حسینیه، یا یک گروه جهادی چند تخصصی و خلاصه یک عنصر کمر بسته مسلط به منطقه باشد.فهم و اثرگذاری نهادیالگوی رفتاری تکرار شونده، یا آن قواعد محسوس یا نامحسوسی که رفتار ها و نوع / شکل روابط اجتماعی انسان ها را در یک جامعه مشخص، شکل میدهد. نهادهای اجتماعی عمده دلیل محرومیت و پیشرفت، غنا و ثروت، عقب ماندگی یا توسعه ملت ها و جوامع می‌باشند. هرچند نظریات دیگری وجود دارد که سهم سایر عوامل را بیشتر میدانند، اما بررسی سایر نظریات و اقامه دلیل برای انتخاب این رویکرد در صفحه‌ای جداگانه بررسی خواهد شد .</description>
                <category>اندیش‌گردون جهادی حرف</category>
                <author>اندیش‌گردون جهادی حرف</author>
                <pubDate>Sun, 03 Mar 2024 23:03:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب تفکر در باب توسعه</title>
                <link>https://virgool.io/@HarfTT/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-xpzhzru5kkk6</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیممعرفی کتاب تفکر در باب توسعه اثر بیورن هتنهمترجم:محمد مهدی دهداربیورن هتنه استاد مطالعات صلح و توسعه در مدرسه مطالعات جهانی در دانشگاه گوتنبرگ است.وی آثار زیادی در زمینه هایی همچون منازعات آسیای جنوبی،مطالعات اروپا،تئوری توسعه و منطقه گرایی منتشر کرده است.این اثر به دنبال کاوش در زمینه تفکر در باب توسعه از ابتدای عصر مدرن بوده و نتیجه آن طرح بحثی برای جست و جوی تئوری اجتماعی جهانی، در شرایط جهانی شده امروز است.بر خلاف تئوری توسعه، که به طور معمول با موضوع به اصطلاح کشور های در حال توسعه سرو کار دارد، تفکر توسعه همه حوزه های علوم اجتماعی که درباره توسعه تئوری پردازی می‌کنند را در بر میگیرد.توسعه یک مفهوم مورد مناقشه هست و تعریف واحدی برای آن وجود ندارد و در گذر تاریخی از فردی تا فردی دیگر برداشت متفاوتی دارد. در این کتاب به این نکته مهم اشاره شده که باید به توسعه با رویکرد انتقادی نگاه کرد زیرا در بسیاری از مواقع با نام توسعه، خسارات زیادی به مردم وارد شده است. توسعه ورزی در کشور های در حال توسعه در بعضی موارد در استعمار گرایی ریشه دارد.در حال حاضر توسعه بیشتر معطوف به بازگرداندن نظم به اقتصاد جهانی است. در ادامه کتاب عقیده دارد که علی رغم همه انتقاداتی که به توسعه و پروژه مدرن وارد است نباید آن را رها کرد و باید به آن اجازه رشد برای تبدیل شدن به یک تئوری اجتماعی جهانی داد. در واقع نویسنده برخلاف رهیافت های مرسوم که مکاتب فکری قدیمی تر را منسوخ میدانند، عقیده دارد ایده های پیشین اگر در متن و بستری که در آن متولد شده اند، فهمیده شوند متوجه خواهیم شد که همگی پیامی به همراه داشته است و باید با پیوند و پرورش آن تئوری‌های جدیدتر و کامل تر تولید کرد.مفهوم بعدی که نویسنده به آن اشاره کرده ، گفتمان و شباهت های آن به مفهوم آکادمیک تر پارادایم است.پارادایم به معنای یک کار فکری خاص است که به وسیله انقلاب های علمی متولد شده.اما مفهوم گفتمان تا حد زیادی سیاسی و تجلی‌گاه قدرت است.نویسنده عقیده دارد شاید گفتمان توسعه ضرورتا با گفتمان دیگری جایگزین و تعویض نشود بلکه ممکن است تنها به طور موقت به حاشیه رانده شده تا در آینده در اشکال کم و بیش جدیدی پایدار شود.این مقدمه با معرفی سه مدخل نظری امتداد پیدا میکند.ابتدائا رابطه بین توسعه و تاریخ بحث میشود.نویسنده عقیده دارد که تاریخ توسعه به دو صورت تاریخ طبیعی و دگرگونی تاریخی بازگو شده است و در ادامه تفاوت های این دو نوع نگاه را بیان میکند.نکته قابل توجهی که باید به آن اشاره کرد این است که هتنه تحول گفتمانی را هم علت و هم پیامد دگرگونی اجتماعی معرفی میکند.مدخل نظری دوم رابطه بین توسعه و ارزش هاست.نویسنده معتقد است که توسعه مفهومی هنجاری است و نمیتوان آن را جدا از ارزش ها تصور کرد و عقیده دارد تفکر توسعه را می‌توان همچون نظامی از باور ها تحلیل نمود.در ادامه توسعه و ارتباط آن با سه ارزش عدالت،نظم و آزادی توضیح داده می‌شود.مدخل نظری سوم رابطه بین توسعه و امنیت است.هتنه معتقد است که رویکرد گفتمانی به طور معمول در بردارنده تعامل قدرت و هژمونی است. بنابراین گفتمان در نهایت بوسیله نظم جهانی شکل پیدا می‌کند.در ادامه نظم جهانی و چیستی آن توضیح داده شده و ارتباط آن با توسعه بیان می‌شود.فصل دوم کتاب پیشینه ای تاریخی از پروژه مدرن توسعه را شرح می‌دهد.نویسنده معتقد است که قدمت ایده توسعه به اندازه تاریخ است و برای راحت تر شدن پرداخت تاریخی، نظم جهانی فعلی را معیار قرار می‌دهد.در ادامه به محل و زمان تولد این نظم و چگونگی گسترش و فراگیر شدن آن می‌پردازد.فصل سوم به توصیف تولد تفکر توسعه اروپایی در قرن هجدهم و دوره روشنگری می‌پردازد. نویسنده عقیده دارد این تفکر در باوری متافیزیکی به پیشرفت تجلی می‌یافت که بن مایه ای اساسی در سرتاسر تفکر غرب بود.این گفتمان بر شناخت علل و پیامد های پیشرفت تمرکز داشت.هتنه می‌گوید که منشا پیشرفت ابتدائا مشیت الهی دانسته می‌شد اما از آنجایی که مشیت الهی امری درون ماندگار بود، نمی‌توانست نتیجه طراحی بشر باشد.به همین دلیل پیشرفت به عنوان پدیده ای متاثر از انسان تلقی شد و سپس به توسعه بدل شد.نویسنده در ادامه ریشه های نظریه اقتصادی و تفکر توسعه را بررسی میکند و عقیده دارد انعکاس دهنده جامعه بازار در حال ظهور درون یک نظام دولتی سازمان یافته تر است.در فصل چهارم نویسنده جابجایی ارزش ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.اگر تا یک جایی آزادی ارزش اول بود با رقابتی شدن نظام جهانی و رقابت های امپریالیستی ارزش اول به امنیت بدل می‌شود.این تغییر که منجر به امنیتی شدن جهان می‌شود ضرورت مدرنیزاسیون یا به طور دقیق تر صنعتی شدن را در بر دارد.در ادامه هتنه میگوید که امنیت به دلایل نظامی با توسعه اقتصادی که در قرن نوزدهم به معنای صنعتی شدن بود گره خورده بود.روند سریع صنعتی شدن در برخی کشورها مخصوصا کشور های اروپایی مانند انگلستان باعث عقب ماندگی خیلی از کشورهای دیگر شد. این باعث شد که مسئله توسعه در قاره اروپا به مثابه «یا صنعتی شو یا نابود شو»فهم شود.هتنه عقیده دارد که ادامه این روند باعث شد تا تغییری جدی در معنای پیشرفت حاصل شود و با گسترش بازار و تلاش های دولت ها برای صنعتی شدن ، سرمایه داری دولتی ظهور پیدا کند و نهایتا باعث حکمرانی سرمایه داری بر اروپا شود.در فصل پنجم هتنه دورانی را بررسی می‌کند که هژمونی سرمایه داری از بین رفته است و فرصتی برای عرض اندام ایدیولوژی های ضد لیبرال مهیا می‌شود.هتنه از این دوران به عنوان عصر تاریک نام می‌برد.هتنه در بخشی از فصل پنج می‌گوید:بین دو جنگ جهانی بی سابقه ،یک بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی جریان داشت که باعث تضعیف هژمونی لیبرالیسم می‌شود و این باعث ورود ایدئولوژی های مداخله جویانه نظیر هیتلریسم و استالینیسم می‌شود.در ادامه هتنه مشکلات توسعه در اروپا را در این دوران ذکر می‌کند که عبارتند از :-مشکلات مالی بین‌المللی که مربوط به پیمان صلح میشد.-رکود، بیکاری و فلاکت اجتماعی در غرب توسعه یافته-مسئله جبران عقب ماندگی در شوروی توسعه نیافتهدر فصل ششم هتنه توسعه و پیشرفت را در دوران پساجنگ جهانی دوم بررسی می‌کند.بعد از اتمام عصر تاریک که بحرانی عمیق برای پروژه مدرن بود، بعد از جنگ جهانی دوم باور به پیشرفت به شکل متناقضی دوباره احیا گردید.پدیدار شدن نظام شوروی منجر به تقسیم شدن جهان به دو بلوک متخاصم ، دو نظام اقتصادی-اجتماعی و دو ایدئولوژی توسعه شد.گرچه باورشان به مدرنیته مشابه یکدیگر بود.در واقع این دو، دو شکل از مدرنیته بودند.همه مناقشات به جنگ سرد ساده سازی و تفسیر می‌شد.در این دوران دوباره امنیت ارزش اول حاکم بر توسعه بود.هتنه در فصل هفت نشان می دهد که چگونه ایده های ((توسعه گرا)) و تقاضا برای عدالت جهانی بعد از ۱۹۸۰ با سیاست تعدیل ساختاری و ((جهانی گرایی)) جایگزین شد.اما نئو لیبرالیسم بعد از فروپاشی شوروی و نظام کمونیستی پیروز شد و خیلی زود با آشفتگی های اجتماعی از جمله فروپاشی دولت ها و پایدار شدن جنگ جهانی داخلی بزرگی همراه شد.نویسنده در ادامه به چگونگی جهانی شدن توسعه میپردازد. او عقیده دارد که ادبیات گسترده درباره جهانی شدن به سه دسته تقسیم می‌شوند:فراجهانی سازان ، شکاکان و متحول گرایان.فراجهانی ها معتقدند که ما در حال حاضر هم در یک اقتصاد جهانی زندگی می‌کنیم.این نظریه را شکاکان افسانه می‌بینند.اما متحول گرایان عقیده دارند که دولت ها و جوامع در حال تجربه یک تحول عمیق در فرایند تطبیق با جهان جهانی شده اند.در فصل هشت توسعه در هزاره جدید بررسی می‌شود.هتنه میگوید که در این هزاره نظم جای عدالت را به عنوان به عنوان دغدغه اصلی گرفته است.توسعه جهانی به عنوان گفتمان در حال بروزی است که با چالش های جدیدی همچون تغییرات اقلیمی،بحران های امنیتی و ورشکستگی مالی روبرو می‌شود.این چالش ها خود خبر از یک تحول گفتمانی می‌دهد.توسعه جهانی را می توان به عنوان بهبود در کیفیت روابط بین الملل و حکمرانی جهانی به وسیله نهادهای سیاسی فراملی که باید ساخته شوند، تعریف کرد.هتنه می‌گوید ساختار توصیف گفتمان های مختلف به طور خلاصه بدین شکل است:اول، وضعیت کلی ژئوپولتیک ترسیم گردیده است.دوم، ویژگی های خاص مسئله توسعه که مشخصه هر یک از دوران‌ها است مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.سوم، نمود فکری هر دوره شرح داده می‌شود. در انتها که فصل پایانی ست هتنه نتیجه گیری خود را بیان می‌کند.او بالاخره تئوری جهانی شدن را بیان می‌کندو نظریه اجتماعی جهانی را شرح می‌دهد و به بحث خود پایان می‌بخشد.</description>
                <category>اندیش‌گردون جهادی حرف</category>
                <author>اندیش‌گردون جهادی حرف</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2024 14:27:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاره‌هایی پرسش‌وار درباره‌ی روستا و شهر!</title>
                <link>https://virgool.io/@HarfTT/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1-ss8x125rzv3e</link>
                <description>یا رحمان و یا رحیمچرا به واحد اجتماعی به‌جز شهر نیازمندیم ؟• در ایران هم‌چنان از دوگانه‌‎ی «شهر-روستا» سخن می‌رود؛ اما چنان‌که آشکارست، روستاها هر روز جای خود را به‌ شهرها می‌دهند؛ یعنی یا روستاها تبدیل به شهر می‌شوند یا جمعیت آنان به شهرها مهاجرت می‌کنند و متروک می‌شوند! در این میان، برخی این پدیدار را سیری طبیعی-قهری می‌دانند؛ اما برخی دیگر بدنبال حفظ، احیا یا تجدید روستا در کشور هستند! بی‌گمان، در کشورهای دیگر حتا پیشرفته، واحدهایی جز (غیر از) شهر با نام‌های گوناگون هستند که با شهر دوگانه‌ای چونان دوگانه‌ی شهر-روستای ما می‌سازند! بررسی این واحدها برای آنان که در آرزوی حفظ، احیا یا تجدید روستا یا بطور کلی، واحدی جز و دربرابر شهر در ایرانند، ضروری‌ست؛ زیرا دست‌کم، می‌تواند «امیدبخش» و «الهام‌بخش» آنان باشد! پس می‌توان گفت که مسئله‌ی اصلی ما چگونگی حفظ، احیا یا تجدید روستا و روستامانندها دربرابر شهر در کشورست که برای رسیدن بسیاست و راهبرد برای این مهم جا دارد بعنوان گامی هر چند آغازین، این دست واحدهای جز/دربرابر شهر را در اقصانقاط جهان کاوید و بررسید؛ از این‌رو، پرسش بنیادین این پژوهش آن است که «واحدهای جز/دربرابر شهر در تناظر با دوگانه‌ی شهر-روستای ما در سراسر جهان چیست، چندست و چگونه است!؟»• امروزه، چیستی روستا و تمایزهایش با شهر حتا نزد متخصصان، فی‌الجمله، ناروشن است و اگر چه این سو و آن سو، بسیار سخن از توجه بروستا و پرداختن بدان می‌رود و از بحران مهاجرت از روستا و ترک آن بحث می‌شود؛ ولی گویی، کسی تصوری درست از مقومات روستا و آن‌چه روستا را روستا می‌کند و از شهر متمایز می‌نماید، ندارد تا آن‌جا که بسیاری، تنها جمعیت را ملاک نهاده‌اند! آن‌هنگام که سخن از شهر شدن روستا بعنوان یک معضل می‌شود، نخست باید دید که روستا چیست که شهر می‌شود و آن‌گاه که از حفظ یا احیای روستاها و جلوگیری از مهاجرت از روستا بحث است، باید بررسید که مقومات روستا چیست! از دیگر سو، بی‌گمان، روستا نیز مانند شهر، باید دارای تحولات باشد و با نیازها، چالش‌ها و کنش‌های روز، در تغییر مناسب و تجدید! بدین‌سان، باید بررسید که در این تغییرات، چه چیزهایی از ثوابت روستاست که اگر آن‌ها نباشند، دیگر نمی‌توان بدان‌چه هست، روستا گفت! برای این مهم، باید تاریخ را کاوید و این ثوابت و مقومات را از دل گذشته، با نگاه باکنون و آینده، درآورد؛ ولی افسوس که در این‌باره، کاری درخور نشده و ما نمی‌دانیم اصالت روستای‌مان در تاریخ، بچه چیزهایی بوده و روستاها در تاریخ چه تحولاتی داشتند! بر اهل فن پوشیده نیست که هر گونه سخن درباره‌ی روستا و سیاست‌پژوهی و برنامه‌ریزی برای آن، بی‌گمان، مبتنی بر داشتن و دانستن چیستی روستاست! آن‌هنگام که از آبادانی و سازندگی روستا سخن می‌رود، باید پرسید: روستا چیست که قرارست آباد و ساخته شود! اگر قرارست از روستا محافظت شود، باید دید چه چیز روستا را روستا می‌کند تا از آن صیانت شود! اگر بدنبال روستای مطلوب هستیم، باید ببینیم که روستا چیست که بدو قسم مطلوب و نامطلوب بخش می‌شود! باید بررسید که نسبتی میان روستاهای امروز و آن‌چه بدان در تاریخ روستا می‌گفتند، هست یا نه و روستا مشترک لفظی میان امروز و گذشته است! حتا در میان روستاهای امروز، باید دید که ما به الاشتراکی یافت می‌شود که بواسطه‌ی آن، همه را روستا بنامیم یا روستا بنحو اشتراک لفظی بدان‌ها گفته می‌شود! از سوی دیگر، روستایی چیست!؟ هویت روستا و هویت روستایی چیست؟ امروزه، اذهان بدین هم‌گرایند که هویت روستا و روستایی دچار چالش شده و آن در حال نابودی و زوال‌ست! برخی از شکاف طولی و نسلی و عرضی در روستا از وجوه هویتی سخن می‌رانند! شاکله و طرح‌واره‌های یک روستایی چیست!؟ چه چیزهایی یک روستایی را روستایی می‌کند!؟ اگر بدنبال حفظ، احیا یا تجدید روستا هستیم، باید بپرسش «هویت روستا و روستایی چیست؟» پاسخ دهیم! باید بررسیم که ویژگی‌های مشترک روستا و ویژگی‌های مختص آن چیست! باید بررسیم که آیا روستای ما دچار شکاف طولی/زمانی/تاریخی و شکاف نسلی شده یا نه و برای این مهم، باید وجوه مختص روستا را بپژوهیم! باید پژوهشی با نگاه تاریخی، ویژگی‌های مختص روستا و روستایی را در بوم ایران بررسد! بتعبیری، آن‌چه را که روستا را روستا و روستایی را روستایی می‌کند، دریابد؛ زیرا شناخت چیستی روستا و روستایی، نخستین نیاز و حتا گام هر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای روستاست! بدست دادن الگوی فی‌الجمله تاریخی روستا و روستایی با استخراج ویژگی‌های بنیادین روستا برای تبیین وضع و آینده‌ی مطلوب روستا ضروری‌ست! هم‌چنین باید بررسید که کدام ویژگی‌های پایای روستا در گذشته، مناسب اقتضائات امروزین روستا نیست!• پرسش اصلی این‌ست که ویژگی‌های مختص روستا و روستایی چیست!؟پرسش‌های فرعی:1. «ارزش»های روستا و روستایی (در طول تاریخ) چیستند؟2. چه چیزهایی روستا را روستا می‌کند و از شهر متمایز می‌نماید و چه چیزهایی آن را از روستا بودن خارج می‌کند؟3. چه چیزهایی روستایی را روستایی می‌کند و از شهری متمایز می‌نماید و چه چیزهایی آن را از روستایی بودن خارج می‌کند؟4. آیا می‌توان گفت: سعی/تلاش حداکثری در «تولید» و «قناعت» و «مصرف» حداقلی از ویژگی‌های ضروری روستا/روستایی‌ست؟5. آیا می‌توان گفت: «تعلق» بنیادین بطبیعت و «توجه» ویژه و پایه‌ای بدان از ویژگی‌های ضروری روستا/رواستایی‌ست؟6. آیا می‌توان گفت: «انسجام» خانوادگی- خانواری از ویژگی‌های ضروری روستا/روستایی‌ست؟7. آیا می‌توان گفت: «خودکفایی» نسبی از ویژگی‌های روستا/روستایی‌ست؟8. کدام‌یک از ویژگی‌های روستا در تاریخ، امروزی نیست و دیگر با اقتضائات امروزی، یک روستا نمی‌تواند آن را دارا باشد؟ یا کدام ویژگی‌های روستای تاریخی؛ امروزه نیز می‌تواند ماندگار باشد؟9. کدام ویژگی‌ها را باید روستای امروزین داشته باشد یا بدست آوردن تا شهر یا شبه‌شهر (شهرزده) نباشد/نشود؟· تعریف روستا:روستا آن‌جاست که «معاش»[اکثر مردم]ش نسبتا مبتنی بر «تعامل» نسبتا «مستقیم» با «طبیعت» نسبتا «بکر» باشد.شاید بتوان گفت: روستا آن‌جاست که در آن «دیوان‌سالاری» (بروکراسی) نیست یا ناچیز یا بسیار کم‌تر از شهرست یا روستا آن‌جاست که وابستگی بنهاد/سازمان‌های رسمی در آن نیست یا ناچیز یا بسیار کم‌تر از شهرست.دانش ریشه‌شناسی ، «روستا» را آمیزه‌ای می‌داند که بخش نخستش یا از ریشه‌ی هندواروپایی *reu- بمعنای «باز کردن»، «گشودن» و «گستردن» برگرفته شده یا از ریشه‌ی *raud- بمعنای «بالیدن»، «زیاد/تناور شدن» و «پروریدن» برساخته شده است و بخش دوم آن نیز مشتق از sta- بمعنای «ایستادن» است و معنای «جا» (محل و مکان) می‌دهد و روستا با این ریشه‌شناسی یا بمعنای «جای باز/گشوده/گسترده» است یا معنایش «رستنگاه» (جای بالش/پرورش/رویش) است.آشکارا، روستا باز و گشوده است؛ چنان‌که شهرها بسته‌اند و این بازی و بستگی تنها مادی و درباره‌ی «فضا»ی آن دو نیست و وجوه معنوی نیز دارد؛ مانند انضباط و دیوان‌سالاری شهری و پیداست که دو عنصر تاریخی-سنتی روستا، «کشاورزی» و «دام‌داری»ست که اتم مصادیق پرورش/رویش‌اند که بطور ویژه، در واژه‌ی «داشت» در سگانه‌ی «کاشت، داشت و برداشت» و پسوند «داری» در دام‌داری که گاه «پروری» بجایش بکار می‌رود، هویداست.این «انضباط و دیوان‌سالاری شهری» شاید به نوعی دیگر خود را در روابط انسانی/اجتماعی نشان دهد ، مفهومی ذیل عناوین همبستگی/سرمایه اجتماعی/ انسجام . در روستا میتوان بنحوی ساده‌تر و ملموس‌تر زنجیره‌ها را درک کرد . پدیده‌هایی که بیشتر زندگی انسان‌ها را بهم گره میزند ، آنچنان‌که زندگی شهری در نسبت با روستا به نوعی تفرد(فردگرایی) مشهور است .آزادی که از مقولات چالش برانگیز نظریات توسعه است ؛ بسیار در قواره‌های روستا و شهر شایسته بررسی است (چنانچه بیورن هتنه در بررسی آثار پولانی در کتاب تفکر در باب توسعه بدان اشاره دارد ) . در روستا نوعی از آزادی که به همان باز بودن دلالت میکند ، وجود دارد ، آزادی از قوانین و چارچوب های رسمی نهادی . لکن در شهر نیز نوعی از آزادی وجود دارد و آن آزادی چارچوب‌های غیررسمی نهادی (قواعد و سنت های مدنی).موضوع  نوآوری که از دیگر ارکان توسعه است (کما اینکه پایه اصلی کارآفرینی است ) ، نیز به نوعی در ارتباط با این بحث میتواند باشد . بعنوان مثال آنجه در آراء فریدمن تحت عنوان روابط مرکز پیرامون آمده و بروکفیلد در تفسیر کار او آورده ؛نوآوري‌ در مناطق‌ مركزي‌ بيشتر است‌ و بخشي‌ از نظامهاي‌ رده‌ بالا را تشكيل‌ مي‌دهد، بطوري‌ كه‌ فرآيند هماهنگي‌ پيش‌ رونده‌ به‌ صورت‌ خودجوش‌ در رشد منطقه‌اي‌ ممكن‌ است‌ نتايج‌ مثبتي‌ داشته‌ باشد، اما سرانجام‌ غيرعملي‌ خواهد شد، مگر اينكه‌ آثار گسترش‌ توسعه‌ منطقه‌ هسته‌اي‌ به‌ پيرامون‌ قابل‌ تسريع‌ بوده‌ و وابستگي‌ به‌ منطقة‌ هسته‌اي‌ كاهش‌ يابد .شاید به نوعی آن آزادی های شهری ، تمهیدگر این دست نوآوری ها باشد . بی‌گمان تکثر و مواجهه با پدیدار های متنوع زمینه را برای بروز نوآوری فراهم میکند . همچنین نوعی تعقل (عقل معاش) که در زندگی شهری پررنگ تر است  .هچنان که در تعریف روستا اشاره شد ، معاش مردم از تعامل مستقیم با طبیعت ابتنا دارد ، میتوان دریافت تولید به معنای اخص در آن بیشتر میسور است ، همچنان که در شهر تجارت رواج دارد . در این زمینه نیز بررسی اخبار(روایات) در نسبت تجارت و فزونی عقل ، قابل اشاره است .· شهر همچنان که در نظر وبر ، سرمایه‏داری و کالبد آن، یعنی شهر، هر دو گزاره هایی وابسته اند ؛وبر شهر را با مفاهیم اقتصادی و سیاسی می شناساند و بر آن است که برای‏ آن که زیست گاهی «شهر» به شمار آورده شود، باید چند ویژگی داشته باشد، از جمله، داشتن: 1. قلعه و حصار، 2. بازار، 3. دست گاه دیوانی و دادگاه خودفرمان، خودآیین و خودگردان؛ هم چنین دستگاه سیاسی از انجمن های گوناگون برخوردار باشد که هم وندان آن آزادانه از سوی دیگر هم وندان برگزیده شوند، پیمانی همگانی در میان همه ی شهرنشین ها رایج باشد و همه ی آن ها از سزامندی و حقوق سیاسی برابر برخوردار باشند. در این میان، وبر بر وجود پیمانی همه گیر که سزامندی همه را پشت بانی کرده و شالوده-ای برای دادگاهی خودفرمان و جدا از نیروی سیاسی و اقتصادی باشد بسیار پای فشرده و همین نکته را گزاره ی ناهمساز شهرهای اروپای غربی با زیست گاه های شرقی می داند. شهر به خودگردانی و جدایی از دارایی زمین داران و فئودال ها و نیروهای دارای زور و توان سیاسی خودکامه یاری می رساند و وضعیت سیاسی و اقتصادی نوینی را در برابر این نیروها فراهم می آورد.این موضوعِ روابط اجتماعی که پیرو آن همبستگی و انسجام وموضوعاتی از این قبیل مطرح میشود ، جای مداقه بیشتری دارد ، چرا که درون این بحث تناقض هایی دیده میشود ؛ به عتوان مثال ، اگر مدعی بر این است که در فضای روستاییاگر امر دایر باشد بر انسجام اجتماعی در شهر یا در روستا ، از طرفی مدعی مشهور بر این است که در روستا شاهد ارتباط اجتماعی قوی‌تر/مستحکم‌تری هستیم ، از طرفی تنازعات (بلحاظ فردی ، طایفه‌ای و بین روستایی) در روستا بیشتر دیده میشود . البته این موضوع را میتوان بنحوی با آنگونه زندگی تفردی در شهر توجیه کرد ، اما این نکته نیز درخور توجه است که اتفاقا در شهر روابط بین انسان های پیچیده تر و چون تقسیم‌کار خیلی پررنگ تر در شهر شکل گرفته زندگی افراد بیشتر بهم گره خورده است .. . .منزلت اجتماعیباید بررسید که چه عواملی موجب منزلت بخشی به شهروندان در مقابل روستاییان شده ، چنانچه چنانچه شهری‌ها به شهرنشینی‌شان افتخار و روستاییان لااقل اخیرا از آن برائت میجویند. هرچند مواردی مثل رسانه به آن ضریب داده و این منزلت را تقویت کرده ، اما باید به دنبال ریشه های این علو و استعلا بود.· بررسی مقوله رهبری اجتماعی در شهر و روستادر زمینه هایی این چنین البته باید از مقایسه واحد شهر با روستا پرهیز کرد ، بلکه روستا را با واحد هم عرض خود (به لحاظ جمعیت و جغرافیا) ، مقایسه نمود . بررسی ویژگی های رهبری اجتماعی در سطح محله و روستا از جهات ویژگی/شایستگی در دو ردیف شباهت‌ها و تفاوت‌ها قابل بررسی است .شهر ، روستا و توسعه انسانیمحبوب الحق ، در اثر مستطابِ «تاملاتی در توسعه انسانی» نگاهی نسبتا نو را به جریان توسعه هدیه میکند و در قوام مفهوم توسعه با رویکرد انسانی انتخاب و زمینه های انتخاب را ...همچنین وبر در همان اثر مذکور (شهر در گذر زمان) ، مسیحیت و خاصتا پروتستانیسم را در شکل گیری شهر بررسی میکند :گسترش پروتستانتیسم زمینه‏ساز دگرگونی های سترگی شد که مهمترین آن ها پیدایش فرد و هویت تکین و به دست آوردنی، بدون پیوند با پیشینه ی خانوادگی است؛ هویتی که تنها از کار کردن شکل گرفته است. با پیدایش فرد آزادشده از پیوندهای سنتی، کنش‏ اجتماعی پیوسته به سوی عقلانیت هر چه بیش تر ره می‏سپرد و کنش‏ اجتماعیِ استوارشده بر سنت، متکی به فرمان حاکم، اشرافیت و حتی براساس‏ احساس و غریزه، جای خود را به کنش عقلانی بنیاد گرفته بر روح یا منطق بازار می‏سپارد. قالب کالبدی چنین رخدادهایی، شهرهای جدا و خودفرمانی هستند که بر پیرامون قلعه‏ ها و صومعه‏ ها شکل گرفته بودند. طبقه ی بازرگان و صنعت گر بریده از شبکه ی روابط کهن، حرفه و شهر را زمینه ساز کسب هویت فردی می‏دانند و از این رو، پیوستگی و وابستگی خود را نه به کلان و طایفه و روستا، بل که به شهر می دانند. کار نه برای‏ لذت، سبب انباشت دارایی می‏گردد و دارایی می‏تواند به به دست آوردن‏ قدرت بیانجامد، پس طبقه ی نوخاسته ی شهری در اروپای غربی، ایجاد دادگاه های مستقل شهری‏ با هیأت منصفه، انجمن‏های صنفی با اقتدار کامل و حتی کلیساهای صنفی را در دستور قرار می‏دهد و شهر با برنهادن دستور شهری و قوانین مدنی ویژه ی‏ خود، و مهم تر از همه ایجاد ارتشی غیرحرفه‏ای از میان شهروندان، به خودفرمانی‏ نسبی می‏رسد...علی‌ای‌حال «روستا» ، ما را به سنت رهنمون میدارد و «شهر» اذهان را بسمت مدرن‌شدن/تجدد می‌کشاند.در نسبت شهر و روستاهمواره در تحقیقات گوناگون ، چه در مسئله توسعه روستایی و چه در مقیاس منطقه‌ای ، به ارتباط بین شهرو روستا بعنوان عاملی اساسی در توسعه تاکید شده است ،بنحوی که بیان می‌شود هرچه این ارتباط و تعامل بلحاظ اقتصادی ، اجتماعی و حتی سیاسی دارای قوام بیشتری باشد ، چرخه توسعه سرعت بیشتری پیدا میکند .اما در نوع این ارتباط کمتر کنکاش شده ؛ یکی از موضوعات شایان بررسی ، گونه شناسی شهرها و گونه‌شناسی روستاها است ، بعنوان مثال مامدل‌ فريدمن‌ براساس‌ اصول‌ زير استوار است‌ :نخست‌، رابطه‌ مركز و پيرامون‌ را مي‌توان‌ اساساً يك‌ رابطه‌ استعماري‌ دانست‌، ظهور ساختار قطبي‌ شده‌ معمولاً با جابجايي‌ عوامل‌ اصلي‌ توليد يعني‌ ارز خارجي‌ و مواد خام‌ همراه‌ است‌.دوم‌، تا وقتي‌ كه‌ پيرامون‌ به‌ صورت‌ توليد كنندة‌ عمده‌ محصولات‌ كشاورزي‌ و مواد معدني‌ باقي‌ بماند، رابطه‌ تجاري‌ به‌ نفع‌ مركز خواهد بود.سوم‌، نابرابريهاي‌ رو به‌ رشد منطقه‌اي‌ منجر به‌ فشارهاي‌ سياسي‌ به‌ منظور برگرداندن‌ جريان‌ منابع‌ به‌ مركز كه‌ همواره‌ به‌ طور سنتي‌ برقرار بوده‌ است‌ و كمك‌ به‌ افزايش‌ درآمد سرانه‌ در پيرامون‌ تا سطح‌ تساوي‌ تقريبي‌ با بقيه‌ كشور شود (اجلالي‌، پرويز،تحليل‌ منطقه‌اي‌ و سطح‌ بندي‌ سكونتگاهها، 1370، صص 47-46)</description>
                <category>اندیش‌گردون جهادی حرف</category>
                <author>اندیش‌گردون جهادی حرف</author>
                <pubDate>Wed, 07 Feb 2024 13:53:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفتمان و گفتمان‌سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@HarfTT/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ih5j8qs3kswr</link>
                <description>اندیش‌گردون جهادی حرف با همکاری مرکز گفتمان‌سازی قرارگاه فرهنگی خاتم‌الاوصیاء (ص)، پس از برگزاری 10 نشست با دعوت از اساتید مختلف اقدام به تدوین سندی در باب گفتمان‌سازی نموده است.در این سند، مجموعه‌ی بیانات رهبر انقلاب در باب گفتمان و موضوعات پیرامون آن با روش تحلیل مضمون بررسی و مطالعه شده و حاصل پژوهش، در فصل‌های ذیل دسته‌بندی شده است:1.ماهیت گفتمان و گفتمان‌سازی2.اصول و بایسته‌های گفتمان‌سازی3.اهداف و کارکردهای گفتمان‌سازی4.ابزارها و روش‌های گفتمان‌سازی5.فرآیند گفتمان‌سازیدر فصل اول این مجموعه، تمام تعاریف صریح و ضمنی که رهبری دربارۀ گفتمان بیان فرموده‌اند جمع‌آوری شده و تحلیل‌هایی نسبت به آنها ارائه شده است؛ در انتهای فصل براساس تحلیل‌هایی که از تعاریف شده است، شاخصه‌های گفتمان از نگاه رهبری احصاء و همچنین تعریف جامعی از آن ارائه شده است.در فصل دوم به موضوعی پرداخته شده که تقریباً در هیچ اثر پژوهشی مورد بررسی قرار نگرفته است و آن اصول و بایسته‌های گفتمان‌سازی است. در توضیح باید بگوییم که عموماً هر وقت سخن از گفتمان‌سازی می‌رود، صرفاً روی چیستی گفتمان و گفتمان‌سازی تمرکز می‌شود؛ غافل از اینکه در این فرآیند، اصول و خطوط قرمزی هستند که حتماً باید گفتمان‌سازی در چارچوب آنها صورت بگیرد؛ وگرنه از مسیر درست خودش منحرف می‌شود.همچنین در این فصل، علاوه بر اصول خود گفتمان‌سازی، نکاتی ارائه شده است در این باب که گفتمان‌سازی در بیان رهبری، از جهت اینکه مفهومی در ادبیات انقلاب اسلامی است، در چه فضایی باید فهم و درک شود.در فصل سوم نیز با نگاهی نو، کارکردهای گفتمان‌سازی مورد تحلیل قرار گرفته است. از جمله اینکه گفتمان قرار است الزاماً به عرصه عمل برسد یا اگر به اجرا منجر نشود، آیا می‌توان گفت گفتمانی شکل گرفته و مسائلی از این قبیل.در فصل چهارم نیز نگاه، نگاه جدیدی بود؛ از این جهت که بیانات رهبری از منظر شناسایی ابزارهای گفتمان‌سازی مورد مطالعه قرار گرفتند و همچنین نکات خوبی هم از این باب به دست آمد.در فصل پنجم اما سعی کردیم فرآیندی را برای مجموعه گام‌های گفتمان‌سازی از جرقه‌های آغازین تا نتایج و ثمرات نهایی ترسیم کنیم که مختصراً مورد ارائه قرار گرفت. در پایان باید این نکته را خاطرنشان کرد که تلاش ما در این نوشتار بر این بود که تا حدّ امکان، به بیانات رهبری پایبند بمانیم و کمتر وارد تحلیل‌های شخصی شویم؛ به عبارت بهتر سعی می‌کردیم در تحلیل بیانات رهبر انقلاب، از دیگر بیانات و الفاظ خود ایشان بهره ببریم. البته در بعضی ابعاد امکان این کار نبود.متن سند به زودی منتشر خواهد شد.</description>
                <category>اندیش‌گردون جهادی حرف</category>
                <author>اندیش‌گردون جهادی حرف</author>
                <pubDate>Tue, 06 Feb 2024 15:44:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب کاخ‌هایی برای مردم اثر اریک کلایننبرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@HarfTT/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%AE-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%86%D8%A8%D8%B1%DA%AF-s1yuypzkmjbm</link>
                <description>در خلال بحران گرمای شیکاگو نویسنده با مقایسه در میان محلات متعدد به این نتیجه رسید که یکی از عوامل تفاوت میزان آسیب دیدگی از بحران در میان محلات، مفهومی با نام &quot;زیرساخت اجتماعی&quot; میباشد؛در مناطق آسیب دیده و مناطق تاب آور، با وجود ارزش‌‌های یکسان و عدم تفاوت فرهنگی، به دلیل تفاوت در میزان زیرساخت اجتماعی سالم شاهد تفاوت در میزان سرمایه اجتماعی و تفاوت نتیجه، در بحرانِ یکسان بوده‌ایم. زیرساخت اجتماعی شرایط فیزیکی است که چگونگی توسعه سرمایه اجتماعی را تعیین میکند. زیرساخت اجتماعی به هنگام قوت، مشوق ارتباط و همکاری است و زمینه مشارکت اجتماعی را فراهم می‌اورد و به هنگام ضعف مانع فعالیت اجتماعی است که خود نشان دهنده تاثیر مهم آن در سرمایه اجتماعی میباشد.انسان‌ها در مکان‌هایی که زیرساخت اجتماعی سالم دارند ارتباط برقرار میکنند و در بستر فعالیت‌های مورد علاقه روابط را گسترش میدهند؛ به دلیل آنکه زیرساخت اجتماعی بستر تعاملات چهره به چهره است، به شکلی سنگ بنای زندگی عمومی انسان‌هاست.تاثیر مسئله زیرساخت اجتماعی فراتر از این موضوعات بوده و در بهبود مسائلی مانند امید به زندگی و مهاجرت نقش بسزایی بازی میکند زیرا این مناطق به شکل معناداری امن‌تر و سالم‌تر از مناطق فاقد زیرساخت اجتماعی بوده‌اند.زیرساخت اجتماعی با ایجاد همدلی در میان افراد امکان حل آسانتر مشکلات جامعه را فراهم آورده و منجر به کاهش شکاف اجتماعی خواهد شد.با این تفاصیل دولت‌‌ها با سرمایه‌گذاری در برنامه‌های اجتماعی که به سود عامه مردم است نقش قابل توجهی در افزایش این زیرساخت اجتماعی و سرمایه اجتماعی خواهند داشت و از سوی دیگر با کاهش سرمایه گذاری در حوزه عمومی شاهد کاهش سرمایه اجتماعی خواهیم بود.در سده حاضر با وجود افزایش ارتباطات در فضای مجازی شاهد افزایش انزوا و فردگرایی هستیم زیرا ایجاد پیوندهای واقعی نیازمند ارتباط چهره به چهره است، از این روی دو تفکر غالب برای بازسازی جامعه وجود دارد که اولی مبتنی بر نگاه فن سالارانه و مهندسی نظام‌های فیزیکی است تا امنیت افزایش یافته و چرخش مردم و کالاها تسهیل شود. نگاه دوم مدنی است و مشتمل بر ترویج انجمن‌های داوطلبانه است تا مردم را به اجتماعت پیوند بزند؛ اما اینها راه حل‌های جزئی هستند و زیرساخت اجتماعی قطعه گمشده این پازل است یعنی ساخت مکان‌هایی که همه را در خود گرد می‌آورد.زیرساخت اجتماعی نقش حیاتی اما نه چندان مورد اعتنا در جوامع مدرن دارد. محیط اجتماعی و فیزیکی آنچنان رفتار ما را شکل میدهد که از شناخت آن عاجزیم و در چگونه زندگی کردن ما و تا شیوه رفت و آمد ما تاثیرگذار است.چه چیزی را زیرساخت اجتماعی بدانیم و چه چیزی را نه؟این که مکانی زیرساخت اجتماعی باشد یا نه بستگی به شکل سازماندهی آن دارد.در تعریفی گسترده تمام موسسات عمومی مانند پارک‌ها، بوستان‌ها، زمین‌های ورزش و... که مردم را به قلمرو عمومی دعوت میکنند زیرساخت اجتماعی میباشند. سازمان‌های محلی از جمله کلیسا و انجمن‌های مدنی زمانی به عنوان زیرساخت اجتماعی عمل میکنند که یک فضای کالبدی جاافتاده برای گرد هم آمدن مردم در اختیار داشته باشند. موسسه‌های تجاری نیز میتوانند زیرساخت اجتماعی باشند به ویژه زمانی که به عنوان &quot;فضای سوم&quot; عمل کنند؛ یعنی مکانی برای گرد هم آمدن مردم بدون اعتنا به چیزی که خریده‌اند.به صورت کلی زیرساخت‌های سخت مانند شبکه‌های برق، سامانه آبرسانی، فاضلاب و... زیرساخت اجتماعی نیستند؛ اما میتوان زیرساخت سخت را به شکلی طراحی کرد که زندگی مدنی را بهبود ببخشد و مکانی برای گرد آمدن انسان‌ها قرار بگیرد.انواع زیرساخت اجتماعیانواع متفاوتی از زیرساخت اجتماعی موجود است مانند مدارس و انجمن‌های مذهبی که حمایت کننده از تعاملات مستمر و طولانی مدت میباشند؛ برخی دیگر از زیرساختها از تعاملات کوتاه مدت حمایت میکند مانند بازراهای خیابانی.برخی زیرساختها نیز ضد اجتماعی میباشند و سبب افزایش تبعیض‌ها میشوند مانند برخی باشگاه‌های اختصاصی و یا دیوار حائل در منطقه فلسطین.در برخی موارد مناطق طبیعی میتواند زیرساخت اجتماعی مبدل گردد که بستگی به شکل سازماندهی آن دارد به عنوان مثال جنگل‌ها و سواحل میتوانند از دسته زیرساخت اجتماعی تلقی گردند.تاثیر اقتصادیزیرساخت اجتماعی علاوه بر افزایش سرمایه اجتماعی و گسترش دموکراسی دارای تاثیرات اقتصادی نیز میباشد زیرا با جلب حضور مردم سبب گسترش کسب و کارها و گردشگران خواهد شد.موانع برقراری زیرساخت اجتماعیافزایش وقت گذرانی در فضای مجازی با وجود این که سبب گسترش ارتباطات گشته است به دلیل همراه بودن اکثر ارتباطات در این فضا همراه با گستاخی و فضای ارتباطی متفاوت این بستر با فضای واقعی، اکثرا منجر به یک ارتباط واقعی همانند ارتباط چهره به چهره نمیگردد. از طرف دیگر سلب آزادی از طرف والدین برای وقت گذرانی نوجوانان در فضاهای عمومی بر خلاف نسل‌های گذشته سبب شده تا این قشر بیشتر به فضای مجازی پناه برده و در نتیجه منزوی‌تر گردد.زیرساخت اجتماعی و ارتکاب جرمدر بررسی علل ارتکاب جرم معمولا به زمینه نژادی، سطح درآمد، میزان سواد و… توجه خاصی میشود حال آنکه یکی از عوامل تاثیرگذار در ارتکاب جرم، محل رخداد آن است به شکلی که در مکان‌هایی با سطح یکسان تحصیلات، درآمد، نژاد و… شاهد تفاوت قابل توجه در میزان ارتکب جرم میباشیم. در مکان‌هایی که دسترسی افراد به یکدیگر آسانتر و امکان بیشتر شناخت افراد حاضر در یک منطقه از همدیگر فراهم‌تر است، امکان ارتکاب جرم کمتر میشود و به اصطلاح &quot;چشم مراقب خیابان&quot; زمینه ارتکاب جرم را کاهش میدهد.از طرف دیگر باید توجه داشت ایجاد اجتماعات محصور از طریق روش‌هایی مانند امنیت خصوصی، افزایش نظارت با سیستم‌های مراقبتی، اجرای حصار و حائل میان مناطق و… شاید عامل کاهش ارتکاب جرم شود اما از طرف دیگر سبب کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی خواهد شد از این رو ایجاد یک زیرساخت اجتماعی مناسب راه حل مناسبتری برای ارتقای هم زمان سرمایه اجتماعی و کاهش میزان ارتکاب جرم میباشد.ایجاد کسب و کارها به عنوان یکی از مصادیق چشم مراقب خیابان و زیرساخت اجتماعی که مکانی برای تعامل انسان‌ها فراهم می‌‌آورد، به ویژه مکان‌هایی مانند کافی‌شاپ و رستوران و…، یکی از روش‌های کاهش ارتکاب جرم میباشد هر چند به دلیل آنکه در مناطقی ایجاد این نوع از کسب و کارها میتواند باعث اعیانی‌سازی و مقاومت مردم محلی شود به صورت کلی توصیه نمیشود. از طرف دیگر اقداماتی مانند افزایش فضای سبز به مثابه یک زیرساخت اجتماعی تاثیر بسزایی در کاهش جرم در مناطق داشته و مقاومت کمتری از طرف مردم محلی را در پی داشته است.زیرساخت اجتماعی و موسسات آموزشیموسسات آموزشی بخش‌های حیاتی زیرساخت اجتماعی هستند؛ آنها میتوانند به نحو چشمگیری زندگی والدین و کودکان را بهبود بخشند اما زمانی که نباشند به احتمال زیاد هر خانواده به حال خود رها میشود. طراحی کالبدی موسسات آموزشی تاثیر بسزایی در افزایش احتمال برخوردهای اتفاقی را داراست و در نتیجه میتواند نقش یک زیرساخت اجتماعی مناسب را بازی کند.این مسئله همانقدر که برای مدارس صادق در ارتباط با دانشگاه نیز صادق است. دانشگاه محل برخورد نظرات متفاوت است و بهترین نهاد برای آموزش زندگی مدنی است. برای مثال الگوی سنتی دانشگاهی پیرامون اتاق‌های کوچکی سازمان یافته که در هر کدام دانشجویان به همراه اساتید مشغول میباشند اما در الگوی معاصر شاهد فضاهای بزرگ، باز و چند منظوره هستیم که حامی تماس‌های اتفاقی خوشایند و مشوق همکاری میان افراد درحوزه‌های مختلف است.به هر میزان که این فضای آموزشی کوچکتر باشد و حس مالکیت را منتقل میکند میتواند در ایجاد همبستگی و همچنین جلوگیری از وقوع نابهنجاری جلوگیری نماید؛ به عنوان مثال کاهش اندازه و تعداد دانش آموزان مدرسه در نتیجه یک تحقیق در ایالات متحده نشان دهنده افزایش تعداد فارغ التحصیلان و میانگین نمرات آنها بوده است.همچنین جدایی دانشگاه از ساکنان منطقه نیز میتواند یکی از عوامل کاهش همبستگی اجتماعی و ایجاد حس خود برتر بینی در دانشجویان باشد. به عنوان مثال شرایط سخت پذیرش دانشگاه که آن را مختص یک طبقه و نژاد میکند و عدم همکاری و ارتباط میان دانشگاه و ساکنان منطقه بر سر موضوعات کالبدی، از عوامل کاهش همبستگی اجتماعی است.زیرساخت اجتماعی و اعتیادمسئله اعتیاد به تنهایی یک علت ندارد اما شواهد رو به افزایشی نشان میدهد عامل اغلب نادیده گرفته شده، نبود انسجام اجتماعی و حمایت اجتماعی است. تعداد قابل توجهی از تحقیقات عصب شناختی نشان میدهد که مواد مخدر معادل خوبی برای پیوستگی به اجتماع است و نبود این مواد سبب احساس گسستگی از اجتماع میگردد. از طرف دیگر تحقیقت تجربی نیز نشان میدهد پیوند آشکاری میان قوت پیوندهای اجتماعی یک اجتماع و توانایی‌اش برای ایستادگی در برابر سومصرف مواد وجود دارد. در این پژوهش چیزهایی مانند تراکم سازمان مدنی و میزان مشارکت شهروندان درانتخابات اندازه گیری شده بود که نشان میداد اجتماعات با سرمایه اجتماعی قویتر در برابر اجتماعات به نسبت شکننده بیشتر در امان بوده‌اند؛ چنین یافته‌ای میتواند نشان دهنده این موضوع باشد که در اجتماعات قویتر احتمالا آدم‌ها کمتر گرفتار اعتیاد شده و قطع پیوندهای اجتماعی عامل مرگ معتادین است.مزارع شهرییکی از عوامل مهاجرت در مناطق مختلف کمبود مواد غذایی سالم و با کیفیت میباشد؛ در این شرایط گروه‌هایی که توانایی مهاجرت داشته باشند اقدام به آن کرده و گروه‌های دیگر با عوارض ناشی از مصرف مواد غذایی کم کیفیت دست و پنجه نرم میکنند. از طرف دیگر استفاده از مناطق بلا استفاده شهری در جهت تامین مواد غذایی یکی از راههای پاسخگویی به این معضل است که علاوه بر این نوع منافع دارای مزیت‌هایی مانند کاهش انزوای اجتماعی، افزایش انسجام، مشارکت مدنی، تعاملات و تعلق محله‌ای میگردد. همچنین سبب ایجاد احساس مثبت در کودکان شده و میزان استرس در بازدید کنندگان نیز به مقدار قابل توجهی کاهش میابد.زیرساخت اجتماعی و فضای سبزدر پژوهشی در ارتباط با میزان تاثیر فضای سبز بر اضطراب نتیجه گرفته شد زیستن در برابر قطعات آباد شده و سبز شده تاثیر بسزایی در کاهش استرس داشتع حال آنکه زیستن در کنار فضاهای شهری آسیب دیده باعث جریان دائمی اضطراب در زندگی خواهد شد. به تعبیری بهبود در فضای کالبدی حتی تغییراتی ارزان مانند تبدیل قطعه زمین‌های خالی به فضای سبز کوچک میتواند منجر به جریان فواید گسترده برای سلامتی شود.زیرساخت اجتماعی؛ سالمندان و کودکانتنهایی زیستن یکی از عوامل تهدید کننده انسان‌های مسن است که در معرض بی‌تحرکی و انزوا قرار گرفته اند و از مشکلاتی مانند کاهش سلامتی جسمی و ذهنی رنج میبرند. سرمایه گذاری در زیرساخت اجتماعی و احداث مکان‌هایی که مشوق سبک زندگی فعال در حوزه عمومی و تعاملات فراوان باشد میتواند پاسخی به این معضل باشد. در سنگاپور، که رتبه سوم امید به زندگی در جهان را دارا است، اکثر سالمندان در مجتمع‌های مسکونی عمومی زندگی میکنند که دسترسی مناسبی به محوطه‌های عمومی پویا مانند غذاخوری‌ها، پارک‌ها، زمین ورزشی، مسیر تجاری دستفروشان و... دارا است. این امکانات سبب ایجاد شبکه‌ای از تعاملات و ارتقای حمایت اجتماعی خواهد شد که تاثیر بسزایی در زندگی سالمندان میگذارد.کاهش بودجه عمومی، نظارت دائمی بر کودکان، فشار برای موفقیت تحصیلی، گسترش فرهنگ فضای مجازی و... از عوامل کاهش وقت گذرانی کودکان و نوجوانان در زیرساخت‌های اجتماعی است و سبب ایجاد معضلاتی نظیر افزایش چاقی و استرس و کاهش مهارت برای مشارکت در زندگی مدنی گشته است. تحقیقات نشان میدهد رو به رو شدن کودکان با افراد و مکان های جدید نقش مهمی در ارتقای مهارت های مدنی و پویایی اجتماعی آنها دارد.زمینه مشترکوجود زمینه مشترک برای برقراری ارتباط در یک منطقه مانند فعالیت در یک کارخانه سبب میشود به دلیل تعامل چهره به چهره و همکاری در ورای مرزهای اجتماعی معمول از تعلقات درون گروهی و پیش داوری علیه دیگران کاسته شود. زندگی در میان گروه‌های همسو و عدم برقراری ارتباط با دیگر گروه‌های جامعه سبب افزایش تنش در جامعه میشود همچنین جامعه مدنی زمانی که منظما در تماس با آدم‌های متفاوت است بهتر کار میکند.در زمانه اخیر ساختار فضای مجازی به شکلی است که حامی هویت گروهی و قرار دادن افراد در یک اتاق پژواک است.گروه‌های مطرود شده نیز در اکثر مواقع مکان‌های خاصی را برای ایجاد ارتباط با دوام درون گروه‌های خود فراهم می‌آورند. از این روی در جوامع تفکیک شده وجود زیرساخت اجتماعی مناسب برای برقراری تعامل میان گروه‌های اجتماعی متفاوت در راستای افزایش همبستگی اجتماعی یک ضرورت شناخته میشود.مکان‌های مذهبیاهمیت سازمان‌های مذهبی از این روی است که صرفا مکان نیایش نیستند و برای اجتماع سازی از مکان‌های مهم شمرده میشوند. بنیان اماکن مذهبی بر توجهات اخلاقی و معنوی است و با زندگی پیروان خود ممزوج است؛ همچنین این اماکن در ارائه خدمات متفاوت آموزشی، گروه مطالعه و... فعال میباشند و زمینه مناسبی برای ایجاد تعاملات اجتماعی فراهم می‌آورند.زیرساخت اجتماعی و حوادثتجربه نشان داده است در بحران‌های متفاوت که نهادهای دولتی عملا در کمک رسانی فلج میشوند، محلات دارای زیرساخت اجتماعی قویتر به دلیل شبکه‌های اجتماعی مستحکم توانایی کمک رسانی بهتری در ارائه خدمات اولیه و حمایت‌گری از افراد جامعه داشتند. این شبکه‌های ظریف و چابک انعطاف بیشتری را برای مقابله با حوادث غیر مترقبه دارا میباشند.زیرساخت اجتماعی و امنیت اقلیمیتغییرات اقلیمی در سده اخیر موجب رخداد برخی بحران‌ها نظیر سیل و طغیان رودها گشته است و پیشبینی میشود در آینده شاهد رویدادهای بیشتری از این دست باشیم. از همین روی کشورهای متفاوت اقدام به ساخت تاسیسات متنوعی برای مقابله با این اتفاقت کرده‌اند؛ تمرکز بر ساخت &quot;بناهای چند منظوره&quot; برای مقابله با این حوادث یکی از اتفاقات مهم در تاسیس زیرساخت اجتماعی است به شکلی که این تاسیسات قابلیت پذیرش افراد مختلف و تعاملات آنها را دارند.</description>
                <category>اندیش‌گردون جهادی حرف</category>
                <author>اندیش‌گردون جهادی حرف</author>
                <pubDate>Tue, 06 Feb 2024 10:55:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویکرد های مداخله در محله با نگاهی به مباحث پیشرفت</title>
                <link>https://virgool.io/@HarfTT/%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-rrfoaqojuzkw</link>
                <description>متن پیش‌رو تجربیات میدانی یکی از اعضای اندیش‌گردون است که حاصل سفرهای او به شهرستان سواد کوه و چند نقطه‌ی دیگر در سال‌های 98 و 99 است و در همان زمان نگاشته شده است.همبستگی اجتماعی که به تعبیر علمی حاصل درهم‌کنشِ اعتماد اجتماعی ، سرمایه های اجتماعی و ارتباط اجتماعی یک جامعه (یا اجتماع) با هم است ، همان چیزی است که ما به تعبیر دیگری تحت عنوان &quot;توازن روابط اجتماعی&quot; جهت توانمندسازی مردم برای حل مسائل ، به دنبال آن هستیم .تهران/ محله هرندیاز نظر نگارنده ، آنچه که از کنکاش در تجربیات میدان بدست آمده ، بر لزوم تکیه بر فعالیت های گفتمان‌‌ساز (مبتنی بر تبیین فکر مردم ) ، جریان‌ساز (مبتنی بر تهییج) به طور مستمر و ممتد تاکید دارد. همچنین باید توجه داشت حصول نتایج محسوس در جریان پیشرفت محله ، که از رهگذر احیا سرمایه های اجتماعی و اعتماد مردمی محقق میشود نیازمند صبر و حوصله و زمان است که به تبع ، توازن روابط اجتماعی مبتنی بر رفق را در پی دارد .به عبارت دیگر ، به میدان آوردن مردم برای حل مسائل محله به صورت درون‌زا ، فرایندی به شدت اقتضاپذیر و نسبتا پیچیده است که نمی‌توان به صورت خطی و فرایندی به آن نگاه کرد ، هرچند که در این مسیر ، می‌توان از الگو ها و تجربیات موفق زیست بوم های مشابه کمک جست و جعبه ابزاری را متشکل از ایده‌ها ، الهامات ، خط مشی ها و چارچوب ها در اختیار کنشگران محلی قرار داد .  سیاهه پیش رو رهیافتی است مختصر بر رویکردهای مداخله ، مراحل و بسته عملیاتی پیشنهادی برای پیاده سازی راهبرد ها .رویکرد های اصلی در نحوه مداخله ما در محلهمباحث پیش رو ، جمع بندی محتوای ارائه شده از مجموعه های فعال در این عرصه  است. در اینجا سعی شده در هر رویکرد به فراخور اقتضای طرح کلان پیشرفت منطقه ای از اصول و مقوله های کلیدی اندیشمندان و مجموعه های مختلف از جمله بنیاد هدایت ، شورای راهبری الگوی اسلامی پیشرفت ، پژوهش های جامعه شناسان ، مصاحبه با خبرگان (دکتر خضری حجت الاسلام مهدوی ، دکتر نعمتی ، جناب اقای تولیت ، دکتر عمادالدین ،حجت الاسلام میرمحمدیان ، حجت الاسلام شاهینی و دیگر اساتید ) استفاده شده است .توالی رویکرد ها به این ترتیب است که با پیشروی بیشتر، سطح مداخله بیرونی و بالادستی به محله (مثلا نهاد شهرستانی) کمتر شده اما عمق اثر گذاری بیشتر می‌شود .رویکرد اول - کشف نیرو های توانمند محله و ایجاد سازه های اجتماعی متشکلسطح وسیع و مقدماتی مداخله در محله را می‏‌توان اینطور توصیف کرد ؛ مقصود ما از اجتماع اینجا ، جامعه کوچک است یا همان توده ارتباطات اجتماعی. ما می‌خواهیم هدایتی ایجاد کنیم برای اصلاح این روابط به سمت کارامد شدن و تشکیل سازه های اجتماعی که ساختار پیدا می‌کنند تا دستاورد های قابل توجه محقق شود . این کار مبتنی بر هدایت است و به سمت اصلاح نفوس پیشروی می‌کند .در نتیجه ما در ابتدای راه که سطح وسیع تری از مداخله را پی‌ می‌گیریم ، به دنبال چهار نقش اساسی در محله هستیم تا جمعی متشکل چنانچه از قبل وجود ندارد شکل بگیرد . در بسیاری از موارد تشکل های مردمی تحت عناوینی مانند هیئت امنا مسجد یا حسینیه (مانند همین محله ارشاد ) یا جمعی از جوانان یا پایگاه بسیج و ... وجود دارد که در سطحی مشغول کار فرهنگی یا خدمات اجتماعی هستند . آنچه که نیاز دارند قابلیت هایی از جنس پویایی برای نوآوری های اجتماعی محلی است . چیزی که آنها را از سطح نیاز های سطحی و روبنایی به مسائلی عمیق تر بکشاند و ابزار هایی از جنس تبیین و گفتمان سازی تا بتوانند مردم را بایکدیگر هم دغدغه در راستای تعالی کنند . نیاز های جدید ، مسائل جدید را در پی دارد و پاسخ به این مسائل مستلزم روش هایی جدید و نوآوری هایی است که منجر به تغییرات وسیع ، عمیق و اثرگذار است .که البته در ادامه به چارچوب های روشی نوآوری برای کنشگران محلی بیشتر میپردازیم .رهبران اجتماعی ، اثر گذاران محله هستند که نفوذ کلام ایشان در جهت دهی به جریان های خرد اجتماعی، موید جایگاه و شانیت اجتماعی شان است . آنها می‌توانند در قامت اعضای هیئت امنا مسجد یا حسینیه ، ریش سفید ها ،مداح و خانم جلسه ای و ... ظهور یابند و یا حتی کنشگران منطقه باشند که به واسطه خدمات اجتماعی محل رجوع مردم قرار گرفته اند و قدرت راهبری پیدا کرده اند .الگوی امامت و نقش روحانی در محلهآنچه که از مبانی اصولی نظامات اجتماعی حول محور ولایت استخراج می‌شود موید صریح استقرار طلبه مبلغ به عنوان راهبر فعالیت های جمعی و تشکیلاتی محله برای احیا و استقرار نظامات اجتماعی است. اما مطلب مهم تر از ضرورت این استقرار ، جانشانی دقیق و نسبت تشکیلاتی – اجتماعی روحانی در محله است.بنابر تجربیات میدان تاکنون به این نتیجه رسیده ایم که چنانچه مداخله به محله از بیرون توسط روحانی مستقر در محله صورت بگیرد ، ایشان در گام های بعدی پس از جلب اعتماد مردم و گفت و گو با ایشان و شناخت ظرفیت ها و اقتضاعاتِ آن میدان ، باید به تشکیل جمعی از فعالان محله که دغدغه و اراده لازم برای پیگیری حل مسائل در محله را داشته باشند بپردازد . این جمع _ و به طریق اولی روحانی مستقر _ احتمالا در محلات هدف شاهد بعضی چالش های جدی در شروع برنامه ها باشد که در ادامه این اوراق بدان پرداخته خواهد شد . اما آنچه مسلم است ، محوریت روحانی در گروه جهادی محله (موضعی) است که شرط آن توانمندی ایشان در جلب اعتماد ، مدیریت و سازماندهی داوطلبی و رهبری انگیزه ها است که فصلی مطول است .رویکرد دوم – نگاه توانمندسازی و حل مسائل مردم توسط مردمگفتیم برای تاثیرگذاری در سطح محله عنصر محوری امام محله محسوب می شود. امام محله همان فعال و دغدغه مند محلی است که برای رشد و ارتقای همه جانبه محله در همه شاخصها وارد میدان شده است و تلاش می‌کند با پای کار آوردن ظرفیت های مردمی مسائل محلی را توسط خود مردم حل کند . به همین دلیل نیاز است تا امام محله توانمندی گسترش و بسط رویکردها و فعالیتهایش را پیدا نماید. برای این هدف نیاز است تا محصولات و خدماتی به او ارائه شود.تغییر نگاه به مردم و حاکمیت یک مسئله اساسی در میان فعالان اجتماعی که قرار است به عنوان حلقه های واسط برای ایجاد جریان عمومی در کشور عمل کنند ، نوع نگاهشان به آحاد مردم است. آحاد مردم یعنی: تنوع مردم با و یژگی های مختلف، نه فقط اقشار خاص. به کارگیری و مشارکت طیف های مختلف مردمی در عرصه های مختلف خدمات رسانی و فعالسازی ظرفیت های آن ها است تا خودشان بتوانند نقش تصدّی گری ایفا نمایند . (گسترش کمی حرکت جهادی و خدمت رسانی مردمی)نگاههای رایج در عموم فعالان به مردم یا مثابه تهدید و مشکل است، یا صرفا مخاطب دیده می شوند. و این امر باعث دور شدن از مردم و نیازهای واقعی آن ها شده است. در حالی که طبق مبانی انقالب اسلامی باید نسبت به مردم:نگاه مثبت به مردم و پرهیز از نگاه صفر و یک (سفید یا سیاه ندیدن مردم)نداشتن نگاه بالا به پایین به مردماحساس مسئولیت داشتن نسبت به همه مردم و ارزش قائل شدن برای همهباور به توانمند ی های مردم و اعتماد نسبت به آن هاشناخت نیازها و شبکه مسائل مردمشناخت ظرفیتهای مختلف مردمی و بهره از آن در جهت افزایش مشارکت مردمی در مسیر اهداف نظام و کشوریکی از دیگر مسائل مهم در فعالان، نوع نگاهشان به حاکمیت است. بزرگ‌انگاری حاکمیت، عدم شناخت ظرفیتهای حاکمیت، صرفا رویکرد انتقادی نسبت به حاکمیت، عدم مطالبه گری حقوق مردم، عدم ورود تخصصی به مسائل مردم، بالا بردن انتظارات مردم از حاکمیت و... مهم ترین مسائلی است که در تعامل با حاکمیت مطرح است. این رویکرد باعث شده تا عملا بسیاری از ظرفیت ها معطل بماند و به همین دلیل اعتبار و اثرگذاری اجتماعی فعالان مردمی را کاهش دهد.رویکرد سوم : اقتضا سنجی و احصا نظام مسائل و ظرفیت های محلی جهت تدوین طرح های فرا محلیاتخاذ مقیاس محله و نسبت سنجی محله با شهر و روستا های شهرستان ، که همان محوریت قرار دادن محله در فعالیت های پیشرفت شهرستانی است از چند جهت قابل اهمیت و دلالت است . اولاً از جهت گسترش اثرگزاری و سازماندهی خدمات که بایستی به صورت یک سامانه یکپارچه خدمات اجتماعی محله در بیاید. تا پس از آن شبکه مد نظر امامت (مردم حول امام) و تسری ولایت و خیط بسیط اخوت (بنا به قول آیت الله شاه آبادی) برقرار و میسور شود که تحقق عدالت اجتماعی برگرفته از توحید، از گذر همین مبادی اتفاق می افتد.و ثانیا از جهت مردم شناسی و فهم اقتضاعات هر محله به دنبال تدوین طرح های فرا محله ای و شهرستانی هستیم چرا که اجرای ‌همه‌ی طرح های اجتماعی از گذر کنش های اجتماعی محله محقق شدنی نیست و لازم است هدایت جریان های اجتماعی و اصلاح رویه ها از طریق سیاستگذاری ، برنامه های اصلاح کالبدی و حتی جریان های اجتماعی فرا محلی و حتی فرا شهرستانی محقق می‏‌شود . به عنوان مثال اگر جریان تسهیلگری و ادبیات این حوزه را در چند سال اخیر در کشور بررسی کنیم ، به دلیل همراه نبودن سایر شئون سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در این جهت ، می‌بینیم که شاهد توفیقات آنچنانی نبوده ایم .در نتیجه ما باید به محله توامان با نگاه توانمندسازی و مسئله شناسی و... نگاه شناسایی جهت تدوین طرح های شهرستانی و استانی و حتی سیاستگذاری و قانونگذاری داشته باشیم .رویکرد چهارم – مداخله جهت اصلاح در عرصه های پیشرفتسطح نهایی و متعالی ورود در محله که از نظر کمیت مداخله و اصلاحگری پایین ترین کمیت را دارد ، آنست که پس از کشف نیروهای توانمند و تشکیل ساختار منسجم کنشگر ، سنجش اقتضاعات و احصا مسائل و ظرفیت ها و توانمند سازی مردم برای حل مسائل توسط خودشان حول محور امام (رهبر اجتماعی) ، بالاخره نظامات پیشرفت و مناسبات تمدن اسلامی در محله استقرار یابد و این مهم جز با تنظیم روابط انسانی امکان پذیر نیست .بنا به گفته جامعه شناسان ، سرمایه های اجتماعی که مصادیقی مانند اعتماد ، صداقت ، حسن تفاهم ، سلامتی نفس ، هم دردی ، دوستی ، همبستگی ، فداکاری را به آن نسبت داد به طور کلی حاصل همین دو عنصر اعتماد اجتماعی و روابط اجتماعی است .این نقطه ، تلاقی بحث های ما حول محوریت قراردادن تنظیم روابط اجتماعی به عنوان روح کلی احکام اجتماعی اسلام (بنا بنظر مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ) با موضوعات مذکور حوزه علوم اجتماعی است لکن از آنجا که حوزه مجرداً فصلی مطول است در اینجا قصد پرداخت تفصیلی به آنرا نداریم . اما اجمالا می‌دانیم تحقق عدالت اجتماعی بنا بر مبانی فکری اسلامی به وسیله مردم و با محوریت امام محقق می‌شود .اهواز/محله حصیرآبادفصل دوم : راهبرد ها از حیث مراحلبا درک ادبیات حاکم بر مداخله گری در محله و محله محوری تحت عنوان &quot;رویکرد&quot; ها ، نوبت به آن می‌رسد تا به شکلی اجرایی تر ، مراحل و گام های اصلی برای تحقق اهداف و رویکرد های مذکور را روشن کنیم. گزاره های ذیل نمایه اولیه گام هایی است که باید برداشته شود و این مهم جز با تعریف اقدام و عملیات اقتضایی از سوی کنشگران تحقق نمیابد.مردم هم نسبت به همدیگر و هم نسبت به امام صالح حسن ارتباط و اعتماد پیدا کنند . ارتباط در اینجا هم به صورت سنتی (یعنی عشیره ای) ، هم خویشاوندی هم مذهبی و هم اجتماعی محلی قابل معنا است .توصیفی کاربردی از محله با یک مدل مفهومی استخراج شود . در اینجا به دنبال داده های پراکنده و جزئی از افراد و حتی خانواده های محله نیستیم . فعلا بایستی شناختی حاصل شود تا در مقام برنامه و اقدام کلان و اصلاح رویه ها ثمره عملی داشته باشد .تقویت هویت محلی : از گذر اعتماد و ارتباط ، مشارکت مردم تقویت شود و به فکر حل مسائل جمعی ، بسیج شوند .افق دید مردم گسترش پیدا کند و نگاه های حداقلی ناشی از استضعاف فکری و اقتصادی به نگاه های متعالی ارتقا یابد. هر چه انتظار مردم (از خود و سایرین) به انضمام احساس امید به آینده بیشتر شود ، تلاش آنها برای بهبود شرایط نیز بیشتر می‌شود .مردم نسبت به انجام فعالیت های جمعی و محلی توانمند شوند . در این زمینه حل تعارضات و مهارت های کاربردی از محله با یک مدل مفهومی استخراج شود . در اینجا به دنبال داده های پراکنده و جزئی از افراد و حتی خانواده های محله نیستیم . فعلا بایستی شناختی حاصل شود تا در مقام برنامه و اقدام کلان و اصلاح رویه ها ثمره عملی داشته باشد .پس از رفت و برگشت های نهایی با مردم (با گروه ها و اقشار محتلف) و استخراج اقتضاعات محله فرایند شاخص نگاری برای پیشبرد امور شروع شود . شاخص ها برآمده از مسائلی هستند که از حد فاصل وضع موجود و مطلوب تعریف میشوند.تحول در رویه های اجتماعی با برنامه های جریان ساز و گفتمان ساز (نگاه فوریتی) و برنامه های نیروساز یا تربیتی ( با نگاه بلند مدت)</description>
                <category>اندیش‌گردون جهادی حرف</category>
                <author>اندیش‌گردون جهادی حرف</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2024 14:19:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش‌نوشت طرح‌نامه‌ی «اندیش‌گردون/اندیشکده‌ی جهادی حرف»!</title>
                <link>https://virgool.io/@HarfTT/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81-j1unvzl4gex0</link>
                <description>پیش‌نوشت طرح‌نامه‌ی «اندیش‌گردون/اندیشکده‌ی جهادی حرف»!هم‌چنان در ایران از «محرومیت‌زدایی»[1] سخن می‌رود و سازمان‌هایی خود را متولی آن می‌دانند. در این میان، گروه‌های موسوم بجهادی (خدمت‌رسان) و دیگر گروه‌های مردمی نقشی پررنگ بازی می‌کنند. آن سازمان‌های متولی از این گروه‌‌ها حمایت‌های اقتصادی و آماد-پشتیبانی می‌کنند؛ ولی این گروه‌ها بیش از هر حمایتی، نیازمند «نقشه‌ی راه توسعه/آبادانی‌ و پیشرفت (منطقه‌ای)» یا دست‌کم، برنامه‌ای برای فعالیت جهادی خود هستند؛ اما آن سازمان‌ها در این حمایت اندیشه ورزانه ناتوان‌اند و این زمینه‌ساز تلف شدن بسیاری از سرمایه‌هاست؛ پس باید نهادی، خلاء حمایت اندیشه‌ورزانه را برای این گروه‌ها پر کند که آن چیزی جز گونه‌ی «اندیشکده‌ی جهادی» نیست که می‌تواند بشمار/تعداد گروه‌های جهادی توسعه یابد؛ یعنی هر گروه جهادی، اندیشکده‌ای جهادی نیز داشته باشد؛ اما می‌توان این گونه را در واحد منطقه داشت؛ بدین معنا که هر منطقه یک اندیشکده‌ی جهادی داشته باشد و گروه‌های جهادی فعال در آن منطقه را از حمایت اندیشه‌ورزانه سیراب کند و حتا زمینه‌ساز «تقسیم کار» جهادی[2] در منطقه شود.در این میان، «اندیشکده‌ی جهادی حرف» با رسالت «زمینه‌سازی برای بنیان‌گذاری گونه‌ی اندیشکده‌ی جهادی در سراسر کشور» مأموریت‌های زیر را دارد:1. تولید/تأسیس/تجدید ادبیات و مبانی نظری در موضوع گروه‌ها و فعالیت‌های جهادی و نیز توسعه‌ی منطقه‌ای2. تجربه‌نگاری و عبرت‌پژوهی گروه‌ها و فعالیت‌های جهادی و فعالیت‌ها و فعالان توسعه‌ی منطقه‌ای3. آسیب‌شناسی و ارزیابی گروه‌ها و فعالیت‌های جهادی بویژه با روی‌کرد سیاست‌پژوهانه و راهبردی و فعالیت‌های توسعه‌ی منطقه‌ای4. ارائه‌ی مشاوره بویژه با روی‌کرد سیاست‌پژوهانه و راهبردی بگروه‌های جهادی5. تدوین نقشه‌ی توسعه‌ی مناطق محروم با نقش‌آفرینی/ملاحظه‌ی گروه‌های جهادی و تقسیم کار جهادی میان‌شان6. تربیت اندیشه‌ورز (سیاست‌پژوه) جهادی در حوزه‌ی توسعه‌ی منطقه‌ای7. ...[1]  در جای خود گفته شده که محرومیت‌زدایی عنوانی مناسب نیست؛ زیرا اقتصاد کفاف را بذهن متبادر می‌کند و اقتصاد کفاف نمی‌تواند بتوسعه بینجامد و بطور پایدار محرومیت را بسیار بکاهد یا ریشه‌کن نماید؛ از این‌رو بهتر است «غنابخشی»، «ثروت آفرینی» و ... بکار رود.[2]  یکی از مسئله‌های توسعه‌ی منطقه‌ای در موضوع گروه‌های جهادی بلکه نهادهای متولی محرومیت‌زدایی، «تقسیم کار»ست که بخاطر رقابت‌ها، هم‌انکاری‌ها (انکار کردن و زیر سؤال بردن یک‌دیگر) و ... بدان تن نمی‌دهند و زمینه‌ی اتلاف نیروها را فراهم کرده است. اندیشکده‌ی جهادی منطقه‌ای می‌تواند زمینه‌ساز تقسیم کار جهادی منطقه‌ای شود.</description>
                <category>اندیش‌گردون جهادی حرف</category>
                <author>اندیش‌گردون جهادی حرف</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 10:57:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>