<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هـ [مثل هرچی]</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Heh</link>
        <description>تأملاتی در ایستاده بی حرکت ماندن واگن های شلوغ، ماتم زیر دوش های حمام، انتظار پشت در دستشویی و خیره به صفحه در حال اتصال وی پی ان ها</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 05:16:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/161361/avatar/Pcg08u.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هـ [مثل هرچی]</title>
            <link>https://virgool.io/@Heh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کوزه روغن همیشه شیرینه</title>
                <link>https://virgool.io/@Heh/%DA%A9%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%BA%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%87-pfaafdlajlj7</link>
                <description>یک. امشب ماه برایم فیلم هزیون گفتن های بعد عمل آپاندیسش را نشون داد و بهش گفتم انقدر رو مخ بودی که اگر من اونجا بودم با چوب میزدم بی‌هوشت میکردم و هردو خندیدیم.دو. فکرش را بکن، یه روز می‌شینیم و به گذشته نگاه می‌کنیم و به کار های که کردیم و می‌خواستیم بکنیم می‌خندیم. حیف که با تاسف و بدون لبخند خاطرات را مجبوریم مرور کنیم.سه.  آبنبات می‌گفت بازاریاب خوبی هستی. بعد تر اضافه کرد مدیر منابع انسانی و مسئول خرید خوبی هم هستی و منم در آخر هندوانه بزرگتری زیر بغلم زدم و گفتم:«آخرش همه را برای مدیریت شرکتی که خودم رئیسش باشم استفاده می‌کنم.» هرچند هیچوقت دنیا روی خوشی به ما نشان نداده اما ما جز امید چیز دیگری برای بهتر شدن حالمان نداریم.آخر. من همیشه دلم برای لحظه هایی که دغدغه های کمتری داشتم تنگ میشه. این یه قرارداده که شرقی همیشه غمگینه.</description>
                <category>هـ [مثل هرچی]</category>
                <author>هـ [مثل هرچی]</author>
                <pubDate>Sun, 05 Feb 2023 13:57:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیرات فیلم منو</title>
                <link>https://virgool.io/@Heh/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D9%86%D9%88-yk7maoypjg7y</link>
                <description>دیشب دیر رسیدم خونه و فقط یه قابلمه لبوی پخته از یخچال پیدا کردم و رفتم به اتاقم و لباس عوض کردم. دنبال فیلمی گشتم که همراه شامم ببینم قبل خواب و پوستر منو نظرمو جلب کرد.[اسپویل آلرت برای فیلم منو 2022]فیلم منو سال 2022 را دیدم، ژانر فیلم را ترسناک نوشته بود اما برای من بیشتر جنبه روانشناختی داشت درست مثل فیلم پلتفرم اما قابل لمس تر،‌ دانستان اینجوری بود که چند نفر برای صرف غذا در یک رستوران مشهور و فوق گرون میرن به یه جزیره و سرآشپر اون رستوران که Ralph Fiennes آن را بازی کرده (بازیگر نقش زیبای لرد ولدمورت) قبل از سرو هرغذا پیش درآمدی میگه که به غذا معنی خیلی زیادی میده. آخرشم همه بدون تقلا کردن کنار سرآشپر میمیرن (نتونستم جلوی اسپویل کردنم رو بگیرم قبل متن هشدار مینویسم براتون). نگاه کردن به این فیلم قبل خواب اشتباه بزرگی بود چون  ذهنم درگیر تمام حسرت ها و پشیمانی هام شده بود بیشتر به این فکر میکردم که چه اشتباهاتی تو زندگیم کردم که متوجه تاثیرشون نشدم و برای اشتباهاتی که نمیدونستم چیا میتونن باشن عذاب وجدان گرفتم و همزمان خودم را لعنت میکردم که این فیلم را دیدم.پوستر  فیلم The Menu 2022نقد و نظری هم در مورد فیلم ندارم چون در کل فیلم خوب و سرگرم کننده ای بود. با اینکه اسپویل کردم اما به نظرم میارزه ببینیدش.</description>
                <category>هـ [مثل هرچی]</category>
                <author>هـ [مثل هرچی]</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 09:53:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنی با شما</title>
                <link>https://virgool.io/@Heh/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-qu9aht4wrppc</link>
                <description>عکس نامربوط به متن از گوش مناز اول با خودم قرار گذاشته بودم که اینجا فقط نقد فیلم بگذارم اما نه آنقدر فیلم میبینم که بتوانم پست بگذارم و نه حوصله ای برای نگاه منتقدانه به فیلم ها دارم حتی کتاب نقد ادبی دکتر شمیسا را قرض گرفتم اما چون اعتقاد دارم اگر به اینکار ادامه دهم از فیلم ها فقط عیب ها و جزئیات و نکات داستان نویسیشان به چشمم می آید و دیگر نمیتوانم از فیلم لذت ببرم. پس کاربری اینجا و توضیحات پروفایل را تغییر می دهم و به روزمره نویسی،‌معرفی فیلم و کتاب و آهنگ و هرچیزی که دلم بخواهد ادامه میدم</description>
                <category>هـ [مثل هرچی]</category>
                <author>هـ [مثل هرچی]</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 16:03:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فیلم Arab Blues</title>
                <link>https://virgool.io/@Heh/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-arab-blues-lkcylt8b1y0k</link>
                <description>چون از حوصله م خارجه بنابر این از اطلاعاتی مانند اینکه چه سالی ساخته شده و ساخت کدام کشور است فاکتور میگیرم و مستقیم سراغ داستان فیلم میروم؛ در ضمن این متن حاوی کمی اسپویل است.Arab Blues Posterداستان: سلما (گلشیفته فراهانی) پس از 10 سال اقامت در پاریس به تونس بازگشته است. در بازگشت به خانه، پسر عموی کوچکترش نمی تواند بفهمد که چرا او پایتخت فرانسه را ترک می کند، عمه او زیادی حساس است، و عمویش تنها چند هفته به او فرصت می دهد تا در آپارتمان بالای خانه آنها اقامت داشته باشد. سلما، با این حال به تلاش خود ادامه می­دهد: او می خواهد یک مطب روان درمانی باز کند. بنابراین اولین فیلم بلند به کارگردانی و نویسندگی مانلی لبیدی آغاز می شود، درام کمی آغشته به کمدی درباره بازگشت به خانه، شکستن تابوها و ساختن جامعه. همانطور که سلما تلاش می کند تا در آنجا مستقر شود و برای مطبش مشتری پیدا کند، با مشکلات پیشبینی نشده زیادی روبرو می شود.این پروژه اولین تجربه نویسندگی جدی مانلی لبیدی است که خود نیز کارگردانی این فیلم را به عهده دارد. بنابر این نباید انتظار یک فیلم دقیق و بدون ایراد را داشت اما روند داستانی از ساختار خودش منحرف نمیشود و حوصله سر بر نیست و تقریبا ریتم فیلم حفظ شده است. میشود این فیلم را به عنوان یک فیلم درام و کمدی سرگرم کننده ی معمولی معرفی کرد.نکات منفی: فیلم  Arab Blues هم مانند تمامی فیلم های دیگری که از کشور های جهان سومی ساخته شده نگاهی اگزجره به مشکلات اجتماعی دارد و بیشتر موقعیت های طنز فیلم را از همین سکانس ها ساخته است. موضاعاتی مانند:« تفاوت رفتار و دید اجتماع بین زن و مرد، کار نکردن کارمندان در ادارات دولتی، رفتار پلیس با شهروندان» پیشنهاد میکنم به جای حرص خوردن بپذیرید که این یک نگاه طنز گونه از بیرون است. :)نکات مثبت: سلما با اطلاع از تمام سختی های زندگی از پاریس به وطنش تونس میاید تا رویاهایش را دنبال کند و برای تبدیل شدن به چیزی که میخواهد میجنگد. من شیوه ی کارگردان را هم در به تصویر کشیدن سبک زندگی مردم تونس دوست داشتم. این فیلم نمایشی از روند تغییر تدریجی یک جامعه کوچک جهان سومی از سنت گرایی به مدرنیته و تبعات آن، شهروندانی که با بحران هویت و سردرگم در مفاهیم جدیدهستند را به ما نشان میدهد. این فیلم مشکلاتی که هر روانشناس با آن دست و پنجه نرم میکند را به ما نشان می دهد. سلما سیگار میکشد، احساس تنهایی اش را با نادیده گرفتن نیازش به رابطه انکار میکند و مانند همه ما دچار مشکلات زیادی در زندگی شخصی اش است.درآخر بگم که تنها چیزی که دوست نداشتم پایان کوتاه فیلم بود که بنظرم فیلم لیاقت پایان قوی تری داشت. اما اگر  اهل دیدن فیلم های کم بودجه باشید این درام کوچک و زیبا را دوست خواهید داشت.امیدوارم از تماشای این فیلم لذت ببرید.</description>
                <category>هـ [مثل هرچی]</category>
                <author>هـ [مثل هرچی]</author>
                <pubDate>Sun, 21 Aug 2022 12:15:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فیلم The Double Life of Veronique</title>
                <link>https://virgool.io/@Heh/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-the-double-life-of-veronique-ecpbmdmwo5tg</link>
                <description>یادداشت من: یکی از نکاتی که توجهم را به این فیلم جلب کرد استفاده به جا از اشیاء، پنجره، حتی خاک دیوار است. این فیلم را به حوصله و دقت ببینید و به تمام جزیاتش دقت کنید. از نقطه قوت های این فیلم مستقل میتوان به موسیقی شاهکار، بازی فوق العاده نقش اول فیلم، رنگ های استفاده شده در فیلم و داستانی جدید و مبتکرانه در نوع خودش اشاره کرد.امیدوارم از دیدن این فیلم لذت ببرید.ا اسپویل! بعد از فیلم بخوانیدفیلم The Double Life of Veronique همراه با اتمسفر ماورائی موسیقی جاودانه‌ی Zbigniew Preisner که برای اولین بار در سال ۱۹۹۱ به بازار آمد و توانست جایزه‌ی صفحه‌ی طلائی را در فرانسه بگیرد؛ به بار می‌نشیند و کامل می‌شود. Irène Jacob برای بازی در این فیلم موفق شد جایزه‌ی نخل طلای بهترین بازیگر نقش اول را از آن خود کند.کارگردان این فیلم؛ Krzysztof Kieslowski در The Double Life of Veronique سعی دارد پیوند نادیدنی بین جهان محسوسات و معقولات را با هم به نمایش بگذارد و برای رسیدن به این مهم یک موضوع جذاب را دستمایه قرار می‌دهد: حضور همزاد در دو دنیای موازی. ورونیکا دختر جوانِ با استعدادی است که در لهستان زندگی می‌کند.نوازنده و خواننده است و صدائی جادوئی دارد. او که با پدر خود زندگی می‌کند و در کودکی مادرش را از دست داده به طور تصادفی در میدان شهر کراکوو که تظاهراتی درگرفته است، در میان توریست‌هایی که در حال عکاسی از اتفاق حاضر هستند؛ با دختری مواجه می‌شود که کاملاً شبیه خودش است.قبل از این پیش آمد ورونیکا دچار استحاله‌ای درونی می‌شود و سرانجام به این نتیجه می‌رسد که احساس می‌کند در این دنیا تنها نیست اما دلیل موجهی برایش نمی‌یابد تا اینکه با این صحنه مواجه می‌شود.ورونیکا که به تازگی برای خوانندگی در یک ارکستر محلی به عنوان تک خوان انتخاب شده است با سابقه‌ی بیماری قلبی که میراث مادرش است روی صحنه جان می‌بازد و در مرگی شاعرانه زندگی را وداع می‌گوید.در بخش دوم فیلم The Double Life of Veronique ، ماجرا با زندگی ورونیک (همان دختر توریست و عکاس) روایت می‌شود. ورونیک نیز مانند ورونیکا از صدائی ماورائی برخوردار است اما طی یک تصمیم غیر منتظره آن را رها می‌کند و در یک مدرسه مشغول تدریس نوازندگی به کودکان می‌شود.ورونیک و ورونیکا هر دو به یک آهنگساز واحد علاقمندند: وان دن بودنمایر. آهنگسازی که دو قرن پیش در هلند زندگی می‌کرده و یک شخصیت تخیلی ساخته‌ی ذهن Krzysztof Kieslowski است.ورونیک در مدرسه با یک نویسنده و عروسک گردان (الکساندر فابری) آشنا می‌شود و بقیه‌ی ماجرا حول محور رابطه‌ی عاشقانه‌ی ورونیک با الکساندر روایت می‌شود که شخصیت مرموزی دارد و گوئی داستان‌های زندگی ورونیک را بدون آنکه به آن آگاهی داشته باشد، ناخودآگاه می‌داند و پازل‌های حل نشده در معمای ذهنی ورونیک را آرام آرام کامل می‌کند.امیدوارم از دیدن این فیلم لذت ببرید.خطر اسپویل! بعد از فیلم بخوانیدفیلم The Double Life of Veronique همراه با اتمسفر ماورائی موسیقی جاودانه‌ی Zbigniew Preisner که برای اولین بار در سال ۱۹۹۱ به بازار آمد و توانست جایزه‌ی صفحه‌ی طلائی را در فرانسه بگیرد؛ به بار می‌نشیند و کامل می‌شود. Irène Jacob برای بازی در این فیلم موفق شد جایزه‌ی نخل طلای بهترین بازیگر نقش اول را از آن خود کند.کارگردان این فیلم؛ Krzysztof Kieslowski در The Double Life of Veronique سعی دارد پیوند نادیدنی بین جهان محسوسات و معقولات را با هم به نمایش بگذارد و برای رسیدن به این مهم یک موضوع جذاب را دستمایه قرار می‌دهد: حضور همزاد در دو دنیای موازی. ورونیکا دختر جوانِ با استعدادی است که در لهستان زندگی می‌کند.نوازنده و خواننده است و صدائی جادوئی دارد. او که با پدر خود زندگی می‌کند و در کودکی مادرش را از دست داده به طور تصادفی در میدان شهر کراکوو که تظاهراتی درگرفته است، در میان توریست‌هایی که در حال عکاسی از اتفاق حاضر هستند؛ با دختری مواجه می‌شود که کاملاً شبیه خودش است.قبل از این پیش آمد ورونیکا دچار استحاله‌ای درونی می‌شود و سرانجام به این نتیجه می‌رسد که احساس می‌کند در این دنیا تنها نیست اما دلیل موجهی برایش نمی‌یابد تا اینکه با این صحنه مواجه می‌شود.ورونیکا که به تازگی برای خوانندگی در یک ارکستر محلی به عنوان تک خوان انتخاب شده است با سابقه‌ی بیماری قلبی که میراث مادرش است روی صحنه جان می‌بازد و در مرگی شاعرانه زندگی را وداع می‌گوید.در بخش دوم فیلم The Double Life of Veronique ، ماجرا با زندگی ورونیک (همان دختر توریست و عکاس) روایت می‌شود. ورونیک نیز مانند ورونیکا از صدائی ماورائی برخوردار است اما طی یک تصمیم غیر منتظره آن را رها می‌کند و در یک مدرسه مشغول تدریس نوازندگی به کودکان می‌شود.ورونیک و ورونیکا هر دو به یک آهنگساز واحد علاقمندند: وان دن بودنمایر. آهنگسازی که دو قرن پیش در هلند زندگی می‌کرده و یک شخصیت تخیلی ساخته‌ی ذهن Krzysztof Kieslowski است.ورونیک در مدرسه با یک نویسنده و عروسک گردان (الکساندر فابری) آشنا می‌شود و بقیه‌ی ماجرا حول محور رابطه‌ی عاشقانه‌ی ورونیک با الکساندر روایت می‌شود که شخصیت مرموزی دارد و گوئی داستان‌های زندگی ورونیک را بدون آنکه به آن آگاهی داشته باشد، ناخودآگاه می‌داند و پازل‌های حل نشده در معمای ذهنی ورونیک را آرام آرام کامل می‌کند.</description>
                <category>هـ [مثل هرچی]</category>
                <author>هـ [مثل هرچی]</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 11:51:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فیلم The Platform</title>
                <link>https://virgool.io/@Heh/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-the-platform-haxnu9fntnth</link>
                <description>این فیله به دست Galder Gaztelu-Urrutia ساخته شده که تا به حال فقط فیلم های کوتاه در کارنامه اش داشته و نتفلیکس این فرصت را به او داده تا برای اولین با کارگردانی یک فیلم بلند را تجربه کند.موضوع فیلم درباره یک زندان عمودی هست که هر طبقه اش یک سلول است و در هر سلول دو نفر حضور دارند، این زندان بیش از 200 طبقه دارد و نکته اصلی و تلخ ماجرا اینجاست که کل این زندانی ها باید فقط از یک میز غذا بخورند!!!!همین باعث میشه که زندان به یک جای مخوف تبدیل بشود. هر روز میز غذا از طبقه صفر (بالاترین طبقه) شروع به حرکت به سمت پایین میکند و در هر طبقه فقط دو دقیقه توقف میکند و زندانی های سعی با سرعت زیادی غذا بخورند. و جای ترسناک ماجرا اینجاست که هرچه میز به طبقات پایین تر برود خالی تر میشود و طبقات پایین چیزی برای خوردن ندارند، پس زندانی های طبقه پایین حتی به فکر خوردن همدیگر می افتند.این زندانی ها آخر هر ماه توسط یک گاز بیهوش میشوند و سلولشان عوض میشوند؛ یعنی ممکن است یک ماه در رفاه طبقه هشتم باشید یک ماه هم در گرسنگی طبقه هشتاد. نقش اول فیلم به خواست خودش وارد این زندان شده و کم کم متوجه میشود باید چاره ای برای خلاصی از این زندان کند.https://www.imdb.com/title/tt8228288/</description>
                <category>هـ [مثل هرچی]</category>
                <author>هـ [مثل هرچی]</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 08:34:55 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>