<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین محسنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Hosseinmohseni</link>
        <description>بچه فیلسوف(!)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:30:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/694942/avatar/5nl9h0.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین محسنی</title>
            <link>https://virgool.io/@Hosseinmohseni</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لامالامای ما!</title>
                <link>https://virgool.io/@Hosseinmohseni/%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-dhx57sowia7y</link>
                <description>آخرهای تابستان یهویی پدرم یک روز جمعه صبح دست خالی رفت و عصر با یک شتر برگشت.شتر را پدرم به باغ باباجونم (پدربزرگم) برد. در باغ بابا جونم چند بز، چند  مرغ و خروس، چند کبوتر و سه سگ زندگی می کنند.برخی از آنها اسم دارند. به عنوان مثال اسم یکی از بز ها ساناز است. اسم دو تا از سگ ها شفر و ببری است. تصمیم گرفتیم برای شتر هم اسم بگذاریم‌. عزیز(مادربزرگم) گفت: ترامپ! پدرم گفت :آلما!              و من بخاطر کارتون لاما لاما که از شبکه ی پویا دیده بودم گفتم اسم شتر را بگذاریم لاما لاما! دست خط خودم!راستی، چون هنوز تمام حروف الفبا رو بلد نبودم، پدرم در نوشتن این خاطره به من کمک کرد:))من و لاما لاما!مطلب قبلیم: https://virgool.io/@Hosseinmohseni/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%85-dfyudh0iqfiq </description>
                <category>حسین محسنی</category>
                <author>حسین محسنی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Mar 2021 19:09:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسش و پاسخ من و داداش بزرگم!</title>
                <link>https://virgool.io/questionanswer/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%85-dfyudh0iqfiq</link>
                <description>این سوال‌های داداشمه که یه دوازده سالی از من بزرگتره... جوابا هم که مال منه!:))_چه روزهایی رو بیشتر دوست داری؟جمعه ها رو بیشتر از همه دوست دارم._چرا؟!چون داداشم و بابام خونه هستن!_مگه ما که خونه هستیم چی میشه؟دور هم صبحونه میخوریم... با هم بازی میکنیم و خیلی سرحال تریم!ولی بقیه روزا برای من روزهای خوبی نیستن چون تو سربازی هستی و بابا هم سر کاره!:((_دوست داری کرونا تموم شد کجا بری؟دوست دارم برم شمال!_چرا؟!چون که اونجا هواش خوبه... طبیعتش هم عالیه!_کیا رو بیشتر از همه دوست داری؟!بابا و مامان و تو رو بیشتر از همه دوست دارم!_چرا؟!چون بابا برام کتاب می خونه... تو باهام فوتبال بازی میکنی، مامانم برام شکلات درست میکنه!این پرسش و پاسخ ادامه دارد...!حسین محسنی(آقای دلفین و شرکا)</description>
                <category>حسین محسنی</category>
                <author>حسین محسنی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 21:15:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>