<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hr.Rey</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Hr_Rey</link>
        <description>پست های این کاربر دارای خطر جانیست .وی علاقه خاصی به رفتن در دهان شیر,کتاب خواندن با نور تیر چراق برق,دوئل غیر مجاز با شمشیر و زدن اهنگ با آکاردئون نداشته اش دارد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:34:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/117664/avatar/79QkEz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hr.Rey</title>
            <link>https://virgool.io/@Hr_Rey</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه شهریور ماه: هابیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA-d1llxjrpy8vi</link>
                <description>کتابی که در ادامه معرفیش رو برای چالش کتابخوانی طاقچه برای شهریور ماه خواهید دید نه تنها یکی از پر فروش ترین کتاب های جهان با فروش ۱۵ میلیون نسخه رسمیه  بلکه فیلمش هم در سال انتشار تبدیل به پر فروش ترین فیلم تاریخ شده و به نظر من بهترین گزینه است برای خوندن داخل شهریور چون همه ماجرا تقریبا داخل سپتامبر شروع میشه و کتاب اولین بار داخل سپتامبر منتشر شده ( سال۱۹۳۷ ).هابیت ها گونه ای هستن که داخل حفره هایی داخل زمین زندگی میکنن  اونم وسط سرزمین میانه ، مردمی هستن عاشق جشن و میهمانی و حرفه اصلیشون هم تجارته و کشاورزی داخل یکی از این سوراخ های هابیتی داخل شایر کسی زندگی نمیکنه جز بیلبو بگینز که زندگی آروم و ساکتش رو دوست داره  ولی همه چیز روزی عوض میشه که گندالف خاکستری و دسته ای از دورف ها میان خونه ی هابیت ماجرا و تلاش میکنن اون رو راضی به همراه شدنش توی ماجراجویی بزرگشون برای پس گرفتن ثروتشون از اژدهای عظیمی له اسم اسماگ کنند. درواقع داستان این کتاب واقعا از یک سوراخ هابیتی شروع نشد با جمله‌ی اول توی برگه‌ی امتحانی یکی از شاگرد های تالکین که استاد آکسفورد بود شروع شد... در داخل سوراخی در زمین هابیتی زندگی میکند...از نظر من این کتاب برای همه نیست و حتی برای کسانی که دنبال خوندن ارباب حلقه‌ ها هستند واجبش نمیدونم اما اگه دنبال یک کتاب خیلی ریلکس و دوست داشتنی هستید که برای گرم کردن قلبتون بخونید این کتابیه که برای شماست از اون سمت هم باید در نظر گرفته بشه که این کتاب کودکه و روند تندی نداره و شاید گزینه خوبی برای خوندن کنار بقیه کتاب هاتون باشه اما برای خوندن بدون توقف پیشنهادش نمیکنم  از اون سمت میتونید بدون خوندنش سراغ ارباب حلقه‌ ها برید اما دلایل دیگه ای هم برای خوندنش وجود داره  این کتاب شما رو با سرزمین میانه بیشتر اشنا میکنه و انتقال‌تون به ارباب حلقه‌ها رو آسون‌تر میکنه و باعث میشه بیشتر تاثیر تاریکی در ارباب حلقه‌ها رو حس کنید. سر جمع بدون شک هابیت کتاب ارزشمندیه و ما توی همخوانی از خوندنش بسیار لذت بردیم و به شما هم خوندنش با دوستان تون رو پیشنهاد میکنم چرا که کتابیه که حس یه هات چاکلت گرم رو میده و همون طور که بالا تر گفتم چیزی نیست که یک پشت بشه خوند و استراحتی نداد   و این هم  غیرقابل انکاره که به دلیل کتاب کودک بودنش بعضی از گره‌ها خیلی سریع و آسون حل شدند پس ازش انتظار اتفاقات پیچیده نداشته باشید و اجازه ندید که دید شما رو به آثار بعدی تالکین عوض کنه چون بقیه به مراتب فضای تاریک تر و موقعیت های تاریخی و پیچیده تری دارند ولی به‌طور خلاصه اذیت کننده ترین چیزی که از نظر من داخل هابیت دیده میشه اینه که مدام به ما حسی داده میشه که وعده‌ی مبارزه و اتفاق خیلی خاصی میده اما در نهایت ما گرسنه می‌مونیم و مجبوریم خودمون رو با خوردن فینگر فود های بانمک هابیتی قانع کنیم اون هم اگه گیر ما بیاد?   چند تا فکت جالب راجع به هابیت:حدود بیست سال بعد از انتشار اولیه کتاب نسخه دیگه ای منتشر شد که داخلش خیلی از دیالوگ های بین بیلبو و گالوم عوض شده بود برای اینکه کتاب با ارباب حلقه ها همخوانی بیشتری داشته باشه . داخل این کتاب تنها اشاره به وجود دورف های خانم توی اثار تالکین رو داریم یعنی مادر فیلی و کیلی  که بچه های خواهر تورین بودن.و این هم نکته جالبیه که سی اس لوییس ( نویسنده نارنیا ) با تالکین رابطه خیلی دوستانه ای داشته و از اولین اشخاصیه که کتاب رو خونده گویا.توی اولین پیش نویس تالکین از هابیت اسم گندالف بلادورتین بوده و اسم گندالف رو برای تورین دورف گذاشته بوده? «هابیت(آنجاوبازگشتدوباره)»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/15363 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Sun, 24 Sep 2023 14:05:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه مردادماه : هرگز ترکم نکن</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85-%D9%86%DA%A9%D9%86-wssxoyagy6dm</link>
                <description>این کتاب داخل قسمت ۱۶۵ پادکست کتابی محبوب من books unbound  معرفی شده بود و زمانی که به عنوان گزینه توی چالش کتابخوانی طاقچه این  موضوع مطرح شد که برای مرداد ماه کتابی معرفی شده داخل یک پادکست خونده بشه خیلی خوشحال شدم و از این فرصت استفاده کردم.این کتاب از اون دسته از داستان هاست که  شما رو تو شرایطی  عادی قرار میده و بعد بهتون نشون میده که باید خارج از جعبه فکر کنید  به معنی واقعی کلمه :)))توی این داستان ما شاهد بچه هایی هستیم که داخل یک مدرسه شبانه روزی اند  …. در اصل ما در حال شنیدن خاطرات شخصیت اصلی از اون مدرسه هستیم . توی این مدرسه خلق اثار هنری خیلی حائز اهمیته و کسی هست به اسم مادام که میاد و بهترین  ساخته ها رو با خودش میبره .همه چیز تا اواسط کتاب ماجراهای بچگی یک سری بچه توی یه مدرسه شبانه روزی عادیه با چند تا المان که عجیب به نظر میان و دلیلشون پیدا نیست اما هرچقدر خاطرات جلو تر میرن متوجه میشیم که برنامه زندگی این بچه ها از قبل مشخص شده هدف زندگی اون ها چیزی جز اهدای عضو نیست و اکثر اون ها بعد از اهدای سوم یا چهارمشون میمیرنقبل از شروع شدن عمل اهدا هم تنها شغلی که دارن مراقبت و به سرپرستی گرفتن کسانیه که دارن اعضاشون رو به بقیه میدن .قبل از این من دو کتاب دیگه از ایشی گورو خونده بودم و هردو چندان باب میل من نبودن  و اتفاقا کلارا و خورشید رو با همون دلیلی دوست نداشتم که بخاطرش این رو پسندیدم:))) ( کتاب شما رو تا ۷۰ درصد کتاب تقریبا توی ناآگاهی می‌ذاره)جذاب ترین بخش داستان اما به نظر من نحوه برخورد سه شخصیت و نحوه شرطی سازی اون ها در رابطه با سرنوشت نهایی شون  مرگه …شاید با خودتون بگید این چطور ممکنه خاص باشه ؟ مگه همه ما ادم ها در نهایت به نحوی با مردن کنار نمیایم ؟( اکثرمون لاقل)تفاوت در اینه که این افراد مثل ما هستن … احساسات و افکار خودشون رو دارن اما تحت تاثیر تربیت براشون عادیه که بدون رسیدن به خواسته ها و اهدافشون  اعضاشون رو انقدر اهدا کنند تا  آروم آروم جلوی چشم کسایی که روزی به وضع خودشون در میان  بمیرن .این داستان شامل یک مثلث عشقی هم هست و اگه من رو بشناسید میدونید که از این تروپ داستانی متنفرم اما در این مورد خاص ایشی گورو همه چیز رو طوری ترتیب   داد که برای من آزاردهنده نیومد و حقیقتش رو بخواید شاید علتش این بود که هرگز برای من رمنس ماجرا طوری نبود که واقعا بهش اهمیت بدم و کلا باور نمیکردم که این ها همو به اون شکل دوست دارن اما خب میشه به این دید هم موضوع رو دید که شاید ایشی گورو قصد داشته موضوعی رو به این وسیله به خواننده برسونهو حقیقتش به نظر من به نحوی این داستان یادآور دنیای قشنگ نو بود لاقل بین کتاب های اخر الزمانیکتاب با نا امیدی و رخ دادن همه چیزایی رخ میده که در طول کتاب براشون تلاش کرده بودن اما هنوز هم نشون میده که با همه این ها شخصیت اصلی هنوز هم متوقف نشده و داره ادامه میدهبخش اسپویلرچیزی که برای من اما هنوز سواله اینه که داشتن کلاس های هنری و… طبیعی بوده چون قصد اثبات روح بچه ها رو به وسیله اون داشتن و ورزش برای این مفید بوده که بدن هاشون اماده و سالم باشه اما بقیه آموزش ها برای چی بودن؟و حقیقتش اسم کتاب هرگز ترکم نکن عه اما به نظر من اون کسی که ترک نمیکنه کسی جز خود کتی (شخصیت اصلی ) نیست و بی دلیل نیست که بیش از همه زنده و مددکار مونده چون هرکاری هم که کنی کتی تو رو رها نمیکنه … هر کدوم از دوستانش بعد مدتی لاقل هیشام و خاطراتش رو پشت سر میذارن ( روث بعد از رفتن به بخش ویلایی و تامی زمانی که  دیگه به اخر های خط رسیده بود ) اما برای کتی این تقریبا نا ممکنه و همون طور که میبینیم تا اخرین خط کتاب هم هیشام رو رها نمیکنه.و جالب ارین بخش ماجرا اینه که این روند رو ادامه نیده حتی تا زمانی که میفهمیم که درواقع اونجا یه مدرسه خصوصی برای بچه های ثروت مند یا یک مرکز اصلاح تربیت نیست بلکه یه زندانه ، زندانی که به یک سری قربانی شدن رو آموزش میده . درنهایت گونه ای از شرطی سازی دنیای قشنگ نو رو توی این اثر تماشا میکنیم که به مراتب  وحشت انگیز تره چرا که این کلون ها خیلی مستقیم از مردم عادی ساخته میشن و توی شرایط فوق العاده عادی ( لاقل در ظاهر ) تربیت اما هیچ وقت سوال یا اعتراضی ایجاد نمیشه که چرا بچه ها نمیتونن فرزند یا اینده ای داشته باشن یا چرا دنیای واقعی برای اون ها نیست و چیزی که بیش از همه برای من سوال برانگیزه اینه که شهصی که منشا اون هاست چطور با این موضوع کنار اومده ؟پایان اسپویلدرنهایت به نظر من این کتاب نقد ایشی گورو به هزینه ایه که حاضر خواهیم بود برای پیشرفت علم بپردازیم  همچنین اشاره ای بوده به نظر من به قاچاق اعضای انسان که توی کشور های آسیایی به یه تجارت عظیم تبدیل شدهو حقیقتش به نظر من این تعداد گسترده خوانندگان این کتاب این رو هم نشون میده که هر کاری که کنیم ما هم از اون ها بهتر نیستیم چراکه ما هم از موضوع قاچاق انسان باخبریم اما اقدامی براش نمیکنیم و با توجه به اینکه خودما هم آسیایی هستیم به این فکر نمیکنیم که برای ما هم خیلی زود و سریع تر از اونچه فکرش رو بکنیم می‌تونه اتفاق بیوفته .بخشی از کتاباگه قراره زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشین، باید بدونین و درستم بدونین. هیچ‌ کدوم از شما به آمریکا نمی‌رین، هیچ‌ کدومتون ستاره‌ی سینما نمی‌شین. و هیچ کدوم از شما اون جور که دیروز شنیدم، تو سوپرمارکت مشغول به کار نمی‌شین. برای زندگی شما برنامه ریزی شده. اول بزرگ می‌شین، بعد قبل از اینکه پیر بشین، حتی قبل از اینکه میون‌سال بشین، شروع می‌کنین به اهدای اندام‌های حیاتیتون. شماها واسه همین به وجود اومدین. شما شبیه هنرپیشه‌هایی که تو ویدئوهاتون می‌بینین نیستین، حتی شبیه منم نیستین. شما با هد مشخص به این دنیا اومدین، و آینده‌ی شما، همه‌ی شما، برنامه ریزی و مشخص شده.میخوام به این بخش بالایی فکر کنید وببینید یاد چیزی نمی افتید؟در نهایت ممنون از طاقچه که باعث شد سراغ این کتاب برم . «هرگزترکممکن»راازطاقچهدریافتکنید.  https://taaghche.com/audiobook/95602 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Sun, 24 Sep 2023 14:00:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ( تیر ماه): جاده</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-xwp6tifqvckw</link>
                <description>جلد کتابدر جاده رو روز مرگ مک کارتی شروع کردم و روز تولدش تموم و فکر میکنم سومین اثریه که از ایشون خوندم ولی بازم نمیتونم بین کتاب هاشون  رتبه بندی خاصی اعمال کنم در مجموع همه رو خیلی دوست داشتم اما نه در حدی که محبوب حسابشون کنم به نحوی میدونستم فوق العاده اند ولی هیچ وقت بهترین برای شخص من نبودن ( شاید باید نصف النهار خون رو دوباره بخونم چون اون پتانسیل بیشتری برای محبوبم شدن داره).جاده یک اثر اخر الزمانیه اما به نظرم واقع بینانه ترینشونه چرا که داخل اکثر کتاب های این ژانر همون اول همه داده ها راجع به میزان تفاوت دنیا با قبلش رو میگیریم و کامل با همه چی آشنا میشیم اما داخل جاده ی مک کارتی خبری از آگاهی دقیق راجع به اتفاقات وهم اور بیرون و دلیل اتفاق افتادنشون وجود نداره . ما صرفا خودمونو توی جهانی پیدا میکنیم که دیگه داخلش گیاهی برای مصرف نیست ،موجودات وحشی و اهلی دیگه جز انسان از بین رفتن و گروهی وجود دارن که ادم ها رو به عنوان غذا سرو میکنن و نسبت بهش حس بدی ندارن چون اگه نکشن طبیعت اونا رو خواهد کشت.یه نکته جالب دیگه اینه که وقتی کتاب تموم میشه و میخواید ماجراش رو برای کسی تعریف کنید متوجه میشید که شخصیت های اصلی اسمی ندارن و آیا اصلا واقعا اسم ها داخل چنین دنیایی معنایی هم داره؟ خط زمانی اصلی داستان سفر پدر و پسر رو از شرق ایالات متحده به بخش جنوب غربی رو نشون میده با یک سبد خرید که پر از مواد غذایی انبار های باقی مونده ی غذاست چون این دو آدم خواری رو بد میدونند. اونا با سختی های متعددی مثل سرمای شدید قاتلین جاده ای دزدان سبد خرید و آدم خواران و.... رو به رو میشن .به نظر من از تفاوت های دیگه این اثر که اونو در مقایسه با بسیاری از کتاب های اخر الزمانی خاص میکرد میشه به این اشاره کرد که پسر بچه ماجرا توی همون بازه به دنیا اومده که جهان به این سمت و سو رفته و قبل رو ندیده که برای شخص من همین یک سری از باور های پسر رو زیر سوال میبره چرا که بدی و زشتی خیلی از کار های ما تحت تاثیر شرایط امروزه اند و اگه جامعه شرایط متفاوتی داشت ما هم در همون موارد اخلاقی میتونستیم نظر کاملا متفاوتی داشته باشیم البته طبیعتا پسر تحت تاثیر خرف های پدرش خیلی چیز ها رو بد میدونست اما برای من این سواله که چطور میشه یه پسر بچه کوچیک رو‌ راضی کرد که در دوره گرسنگی برای بقا دست به هر کاری نزنه.چند تا از ریدینگ پروگرس های من داخل گود ریدز حین خوندن :۱حقیقتش روابط این پدر و پسر باعث میشه همه بحث های من حين بزرگ شدن با والدینم فوق العاده بیهوده بیان و این واقعا برام سواله که چطوری در چنین شرایطی بد بودن آدم خواری رو به پسرش نشون داده و اصلا چطور میشه منطقی نشون داد بد بودن هم نوع خواری رو در چنین زمانی ایا اصلا در این دوره که انسانها هم رو میخورن میشه انسان خواری رو غیر انسانی دونست؟۲جدی چطور میشه یه بچه گرسنه رو قانع کرد که مردن از گرسنگی تو رو آدم خوبه داستان میکنه وقتی واقعا داستانی در کار نیست چطور میشه قانعش کرد که بهتره جسدش دست آدم بدها نیوفته در حالی که خورده شدن جنازه اش شاید بزرگترین کاری باشه که میتونسته در حق بقای بشر انجام بده وقتی ملت توی لول نیازهای اولیه موندن اخلاقیات واقعا معنایی داره؟به نظرم پدره نمونه خیلی خوبی از گونه ماست نمیتونی بذاری همینطوری بمیری اما هر روز ارزو میکنی که کاش مرده بودی و بعد میگی مرگ میتونه حتی بدتر باشه پس بلند میشی و ادامه میدیدر جاده رو روز مرگ مک کارتی شروع کردم و روز تولدش تموم و فکر میکنم سومین اثریه که از ایشون خوندم ولی بازم نمیتونم بین کتاب هاشون  رتبه بندی خاصی اعمال کنم در مجموع همه رو خیلی دوست داشتم اما نه در حدی که محبوب حسابشون کنم به نحوی میدونستم فوق العاده اند ولی هیچ وقت بهترین برای شخص من نبودن ( شاید باید نصف النهار خون رو دوباره بخونم چون اون پتانسیل بیشتری برای محبوبم شدن داره).جاده یک اثر اخر الزمانیه اما به نظرم واقع بینانه ترینشونه چرا که داخل اکثر کتاب های این ژانر همون اول همه داده ها راجع به میزان تفاوت دنیا با قبلش رو میگیریم و کامل با همه چی آشنا میشیم اما داخل جاده ی مک کارتی خبری از آگاهی دقیق راجع به اتفاقات وهم اور بیرون و دلیل اتفاق افتادنشون وجود نداره . ما صرفا خودمونو توی جهانی پیدا میکنیم که دیگه داخلش گیاهی برای مصرف نیست ،موجودات وحشی و اهلی دیگه جز انسان از بین رفتن و گروهی وجود دارن که ادم ها رو به عنوان غذا سرو میکنن و نسبت بهش حس بدی ندارن چون اگه نکشن طبیعت اونا رو خواهد کشت.یه نکته جالب دیگه اینه که وقتی کتاب تموم میشه و میخواید ماجراش رو برای کسی تعریف کنید متوجه میشید که شخصیت های اصلی اسمی ندارن و آیا اصلا واقعا اسم ها داخل چنین دنیایی معنایی هم داره؟ خط زمانی اصلی داستان سفر پدر و پسر رو از شرق ایالات متحده به بخش جنوب غربی رو نشون میده با یک سبد خرید که پر از مواد غذایی انبار های باقی مونده ی غذاست چون این دو آدم خواری رو بد میدونند. اونا با سختی های متعددی مثل سرمای شدید قاتلین جاده ای دزدان سبد خرید و آدم خواران و.... رو به رو میشن .به نظر من از تفاوت های دیگه این اثر که اونو در مقایسه با بسیاری از کتاب های اخر الزمانی خاص میکرد میشه به این اشاره کرد که پسر بچه ماجرا توی همون بازه به دنیا اومده که جهان به این سمت و سو رفته و قبل رو ندیده که برای شخص من همین یک سری از باور های پسر رو زیر سوال میبره چرا که بدی و زشتی خیلی از کار های ما تحت تاثیر شرایط امروزه اند و اگه جامعه شرایط متفاوتی داشت ما هم در همون موارد اخلاقی میتونستیم نظر کاملا متفاوتی داشته باشیم البته طبیعتا پسر تحت تاثیر خرف های پدرش خیلی چیز ها رو بد میدونست اما برای من این سواله که چطور میشه یه پسر بچه کوچیک رو‌ راضی کرد که در دوره گرسنگی برای بقا دست به هر کاری نزنه.چند تا از ریدینگ پروگرس های من داخل گود ریدز حین خوندن :۱حقیقتش روابط این پدر و پسر باعث میشه همه بحث های من حين بزرگ شدن با والدینم فوق العاده بیهوده بیان و این واقعا برام سواله که چطوری در چنین شرایطی بد بودن آدم خواری رو به پسرش نشون داده و اصلا چطور میشه منطقی نشون داد بد بودن هم نوع خواری رو در چنین زمانی ایا اصلا در این دوره که انسانها هم رو میخورن میشه انسان خواری رو غیر انسانی دونست؟۲جدی چطور میشه یه بچه گرسنه رو قانع کرد که مردن از گرسنگی تو رو آدم خوبه داستان میکنه وقتی واقعا داستانی در کار نیست چطور میشه قانعش کرد که بهتره جسدش دست آدم بدها نیوفته در حالی که خورده شدن جنازه اش شاید بزرگترین کاری باشه که میتونسته در حق بقای بشر انجام بده وقتی ملت توی لول نیازهای اولیه موندن اخلاقیات واقعا معنایی داره؟به نظرم پدره نمونه خیلی خوبی از گونه ماست نمیتونی بذاری همینطوری بمیری اما هر روز ارزو میکنی که کاش مرده بودی و بعد میگی مرگ میتونه حتی بدتر باشه پس بلند میشی و ادامه میدیاین کتاب برنده جایزه پولیتزر  سال ۲۰۰۷ شده . https://taaghche.com/book/97676 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 12:22:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: امید</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-oj1fkimecy5n</link>
                <description>امید چیه؟توی اساطیر یونان داستان امید اونجا شروع میشه که جعبه ای درکار بود که به آدمی سپرده شده بود هرگز بازش نکنه اما روزی زن زیباست پاندورا درش رو باز کرد و تمام فجایع بیماری ها و وقایع ناگوار از اون آزاد شده که یکی از یکی دیگه مهیب تر و وحشت انگیز تر بودند اما  در پایان اون جعبه چیزی بود باریک و آروم کوچیک و زیبا به اسم امیدتنها چیزی که خدایان به انسان ها دادند در برابر سرطان زلزله جنگ غم و...توی این کتاب هم نویسنده عزیز استان  ون هوف به امید از تمامی زوایای موجود پرداخته که میشه بینشون به  تعریف امید و تفاوت امیدواری و تعریف اون اشاره کرد اون توضیح داده که امید در پزشکی چقدر حائز اهمیته و تا چه حد تاثیر گذاره و در نهایت شاید اون چیزیه که واقعا شفا دهنده ماستنشون داده که امید بخش امیدی از سیاست رو تشکیل داده و داخلش تا چه حد کاربردیهگفته که شاید دلیل عمده ما برای ایمان به ادیان می‌تونه امید باشه و اون نیاز ما به داشتن امیده که تعریف کننده دلیل و اهمیت دینهو در آخر توضیح داده که تا چه حد ما به اون نیاز مندیم و در نهایت چه تفاوتی داره با اشکال مشابهشچیزی که راجع به کتاب برای من خیلی چشمگیر بود رفرنس هاش بود و بخش های نقل قولش و مثال های که به درک بهتر کمک میکرداعتراف میکنم که کتاب رو تنها اول بخاطر چالش طاقچه شروع کردم اما در نهایت در این لحظه جزو محبوب ترین کتاب هام از نظر بیدگله و بین کل کتاب های این تشر که لاقل تم فلسفی دارند اینو خیلی پیشنهاد میکنم و امیده شما هم از خوندنش لذت ببریدو حتی اگه هم علاقه ای به خوندنش در یک نشست ندارید مشکلی نیست چرا که میشه هر فصل رو براساس علاقه لحظه ای تون جدا جدا بخونید و در مجموع ارزش داشتن در کتاب خونه رو داره ولی من گرفتن نسخه دیجیتالیش از طاقچه رو بیشتر پیشنهاد میکنم چرا که میشه داخلش سرچ کرد و بدون آسیب کتاب داخلش نوشت ( لینک هم پایین همین مطلب قرار داره بخشی از کتاب:https://taaghche.com/book/138149</description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Sat, 22 Apr 2023 00:01:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : مینیمالیسم دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-xwbxziqwi6rx</link>
                <description>فضای مجازی امروزه بخش بزرگی از زندگی ما رو پوشش میده خصوصا توی دوران کرونا ... و خب هر چی جلو تر میدیم انجام دادن ورزش سخت و سخت تر و اسکرول کردن توی اینستاگرام آسون و آسون تر ... پوینت این کتاب اینه که سوشال مدیا نه بده نه خوب صرفا کنترل اونه که درسته و داخلش دیدگاه های مختلف در این مورد رو هم توضیح میده... اون به ما این رو به ما اطلاع میده که درسته این فضا به ما داده های زیادی میده اما باید این هم پیگیری بشه که برای گرفتن اون داده ها ما چه چیزی رو از دست میدیم . و آیا اون ها ارزششو دارن؟ این کتاب تلاش داره ما رو از حالت عروسک های خیمه شب بازی که توهم آزادی دارند خارج کنه، ما رو متوجه این کنه که چطور میتونیم اگه علاقه مندیم خودمون رو از این مرز های مجازی رها کنیم .آیا این کتاب رو پیشنهاد میدم؟ بله  اما میگم که اگه شما قانع شدید برای فاصله از این محیط انتخاب بهتر برای شما خوندن این معرفی و پیگیری کتاب های مربوط به عادت هاست اما اگه ورژن صوتی این کتاب رو پیدا کنید و بخونید خالی از لطف نیست در ادامه میخوام براتون چند تا از روش های پیشنهادی کتاب برای بهبود زندگی مجازی رو پیشنهاد بدم قدم اول در این راه از دیدگاه کتاب چیزی شبیه روزه گرفتن دیجیتاله . پیشنهاد کتاب فاصله گرفتن از فضای مجازی برای سی روز هست با این هدف که حس کنید که زندگی شما تا چه حد دور از دنیای مجازی آروم تره ... همچنین این فاصله باعث میشه بیشتر حس کنید که واقعا چه چیز هایی رو میخواید دنبال کنید و چه چیز هایی رو خیر .از دیدگاه این کتاب بخشی از مشکل ما کنار نیومدن با تنهایه ... توی دنیای مجازی شما احساس میکنید دوستان زیادی دارید اما خب همین دوستان ممکنه در تمام غیبت سی روزه ی شما حتی خبری نگیرند که چه اتفاقی برای شما رخ داده  . در این راستا نویسنده به اهمیت تنهایی و کاری نکردن تاکید میکنه و تمرینی رو میده شامل قدم زدن و هیچ کاری نکردن و دور بودن از تلفن همراه .از اون سمت اشاره داره به اهمیت لایک نکردن و اینکه چقدر این موضوع ارتباطات انسانی رو تغیر داده و حتی اینکه ما چقدر دیر یا زود یه پست رو لایک کنیم روی عملکرد شبکه روی ما تاثیر میذاره و اینو میگه که از لایک کردن تا حد امکان دوری کنیماز اون سمت نیوپورت معتقده که تنوع سرگرمی های ما خیلی حائز اهمیته . اینکه ما نیاز داریم از تمامی نظرات احساس خستگی کنیم و باید گاهی از ماهیچه هامون کار بکشیم .این برام خیلی جالب بود که حسابا نشستن پشت تلوزیون یا صفحه موبایل خستگی ما رو بعد از یه روز کاری کمتر نمیکنه بلکه بیشترش میکنه و میتونه از کل عملکرد قبلی انرژی بیشتری بگیره ... اما اگه به جای این کارا به عنوان استراحت برد گیم بازی کنیم ساز بزنیم یا کتاب بخونیم به نحوی حتی انرژی دوباره میگیریم.پیشنهاد آخر نیوپورت ارزون نفروختن زمانه ... اینکه خودمون زمان و انرژی مون رو به راحتی دست فضای مجازی نسپریم... برای این کار هم چند تا پیشنهاد داده مثلا اینکه اپ هایی مثل توییتر و اینستاگرام رو روی کامپیوتر چک کنیم . دوم اینکه خودمون رو همزمان توی اپ های مختلف نذاریم ... مثلا ویس با تلگرام گوش نکنیم بعد بریم توی یک اپلیکیشن دیگه.جز اون حرفش اینه که دقیق باشید و سعی کنید تا حد ممکن خودتون انتخاب کنید چی ببینید نه الگوریتم ... چیزایی رو دنبال کنید که واقعا میخواید و چیزایی رو لایک کنید که واقعا براتون معنی خاصی داشتن ... و اگه پست های ندیده شما تموم شد دست از رفرش کردن صفحه برداریدسعی کنید مقالات بلند تر بخونید یا سراغ کتاب برید و از تنبل کردن مغز با توییت های دو خطی دست بردارید .  در آخر اینکه یک گوشی ساده برای فاصله گرفتن از فضای مجازی داشته باشید که از اون موقع قدم زدن یا کارای ساده تر استفاده کنید.خلاصه حرف اینه که عزیزانم ،تماشا کنید، اسکرول کنید و لایک نمایید ،اما اتلاف وقت نکنید .البته از اون طرف به این توجه کنید که زندگی مسابقه نیست و گاهی سکوت بهترین موسیقیه و مسیر تکراری رسیدن به محل کار شما بهترین جاده است ولی هوشمندانه عمل کردن و به کم هر چیزی راضی بودن راهی نیست که باعث رضایت شما از زندگی بشهچند تا پیشنهاد دیگه اگه به این تاپیک علاقه مندید_کتاب Ten Arguments for Deleting Your Social Media Accounts Right Now_کتاب  the art of doing nothing _کتاب « کتاب فروشی ۲۴ ساعته آقای پینامرا»_مستند social dilemma_اپیزود ملالت پادکست صدای بیکر https://taaghche.com/book/67475 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jan 2022 19:00:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : بازگشت</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-tegzqdxtkmx5</link>
                <description>کشوری که پدر ها و پسر ها را جدا میکند. مسافران زیادی را گم میکند. گم شدن در اینجا بسبار آسان است.کتاب بازگشت  پدران، پسران و سرزمین مابینشان اتو بایوگرافی ( زندگی نامه ی نویسنده ) نوشته ی هشام المطر است . هشام و مطرروزنامه نگار و نویسنده ای اهل لیبی است که کتاب اول او : در کشور مردان ( که این کتاب هم قابل مطالعه از طاقچه است ) برنده ی جایزه ی بوکر شد. اگر اشتباه نکنم این کتاب هم اثر سوم اوست  که در سال دو هزار و شانزده چاپ شد و دو دو هزار و هفده جایزه ی پولیتزر را برد .( جایزه‌ای در روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی است)این کتاب همچنین اولین کتاب غیر ادبی برنده فولیو است .کتاب روایت بازگشت  توسط شبنم سمیعیان به فارسی ترجمه شده.این زندگی نامه متمرکز بر بازگشت هشام مطر به لیبی در ۲۰۱۲ است برای یافت واقعیت مرگ و زندگی پدرش که در ۱۹۹۰ ناپدید شده است ، پدری که مخلاف سیاسی رژیم قذافی بود.ماجرا از آنجا درواقع شروع میشود که هنگامی که هشام مطر در لندن درس میخواند و تنها نوزده سال داشت با او تماس میگیرند و اطلاع میدهند پدرش را از مصر دزدیده اند و او را به لیبی منتقل کرده اند .تنها چیزی که بعد ها خانواده ی مطر پدر فهمیدند این بود که او را در یکی از وحشنتاک ترین زندان ها زندانی کرده اند … زندان ابوسلیمهیچ خبری از او نبود تا   زمانی که هشام مطر در خبر نگاری به نامی رسیده بود ( در سال دو هزار و یازده یعنی بیست و دو سال بعد از ربوده شدن پدر هشام المطر ) و زمانی که حکومت قذافی سقوط کرده بود‌.هشام آن زمان در نیویورک زندگی میکرد و با کتاب های قبلی اش به شهرتی رسیده بود . هنگام دریافت این خبر او تصمیم گرفت همراه مادر و همسرش به لیبی برگردد. و این کتاب هم داستان بازگشت او را در کنار فلش بک های زیادی روایت میکند … به وضوح قلم نویسنده از روان بودن و توصیفات زیبایی برخوردار است .او شما را با بخشی از تاریخ لیبی از دوره تجاوز ایتالیایی ها در دوران موسولینی، تا ایام استقلال در دوره پادشاهی ملک ادریس و دوران کودتای سرهنگ قذافی تا انقلاب مردم لیبی در سالهای اخیر آشنا می سازد. در این داستان شما ردی از تخیل نمیبینید بلکه رنج عظیمی را می‌بینید که بر نویسنده گذشته … شما در این کتاب با معمای کمرنگ و کشمکشی رو به رو میشوید که در رابطه با احتمال زنده نبودن جاب الله پدر هشام مطر است . میان روایت های سیاسی کتاب، وجه سیاست مکارانه انگلیسی ها در برخورد با پرونده جاب الله مطر و دولت لیبی کاملا برجسته است.در بخشی از کتاب میخوانیم :هنوز هم كاملا برايم روشن نيست كه چرا منِ پانزده ساله كه در خانواده‌اي مهربان و آزاد زندگي مي‌كردم، تصميم گرفتم مصر، آن اسب‌ها، درياي سرخ و درياي مديترانه، دوستان، تاندر- سگي از نژاد ژرمن شپرد كه با دستان خودم به او غذا مي‌دادم – و شايد، مهم‌تر از همه، اسمم را ترك كنم و ۳۵۰۰ كيلومتر به سمت شمال كره زمين پرواز كنم تا در يك شهر بزرگ و يك خانه سنگي سرد با چهل پسر انگليسي، وسط زمين‌هاي خيس از باران و زير آسماني كه هرگز صاف نمي‌شد، در جايي كه من رابرت بودم و فقط گاهي باب صدايم مي‌كردند، زندگي كنم.نظر من در رابطه با کتاب :کتاب روان و خوبیست اما بیش از اندازه بلند است… خواندن ان پیشنهاد من است در صورتی که به مهاجرت ،تاریخ و… علاقه مند باشید. https://taaghche.com/book/34439 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Fri, 22 Oct 2021 23:15:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : هوش محیط زیستی</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-br9pbnsyvu19</link>
                <description>ایا یادتونه چند ماه قبل رو که فیلم  « رالف را نجات دهید »  منتشر شد و همه ی مردم اعتراض کردند به آزمایش های حیوانی ؟ تا حالا به این فکر کردید که این حرکت ممکنه از کل انتخابات های برگزار شده در جهان هم مهم تر باشه ؟احتمالا جواب شما نه هست ... و این کتاب کاری میکنه که شما بهش فکر کنید . باعث میشه درک کنید که ما میتونیم زندگی ایندگانمون در تمامی نسل ها رو تغییر بدیم فقط با اینکه چی بخریم و چی رو نه .این کتاب بهتون نشون میده که درسته که مصرف اب و برق و گاز برای محیط زیست ما خیلی مهمه ... اما چیزایی که بهشون توجهی نداریم گاهی خیلی تاثیرات عظیم تری دارن ... شاید برای شما انتخاب یه روغن بین چندین مارک کار پیش پا افتاده ای باشه اما بعد از این کتاب میفهمید که شاید انتخاب شما مهم ترین کاری باشه که برای خودتون ایندگانتون و کره ی زمین انجام دادید .و خب مهم تر از اون ... متوجه میشید که روی دیگه ی سکه رو ببینید اینو بفهمید که خیلی جزعیات ریزی که نمیبینیم مهمن یا اینکه استفاده دوباره از وسایل همیشه به نفع محیط زیست نیست . متوجه میشید که وقتی یه شرکت به شما میگه روغن بدون ترانس تولید میکنه داخلش ممکنه چربی های مضر تری قرار داده باشه ولی جدا از همه چیز بزرگترین دریافت شما از این کتاب میتونه این باشه که گاهی به جای بهبود عملکردتون باید  خواسته هاتون رو تغیر بدید و جایی دور تر رو ببینیدنقاط منفی کتاب :از نظر من میتونست خیلی کمتر باشه تعداد صفحاتش و خیلی از بخشا قابل جمع بندی بودترجمه ی این کتاب رو من خیلی دوست نداشتم و به نظرم روانی لازم رو نداشت اما گوینده ی این کتاب صوتی خانم شهره روحی بودن که ما با صداشون خاطره داریم ( اخرین دوبله ای که ازشون یادمه داخل انیمیشن شازده کوچولو بود )تا جایی که میدونم این کتاب تنها نسخه صوتی داره و نسخه الکترونیکی نداره سر جمع اما کتابیه که لیاقت توجه خیلی بیشتری رو داره و خوندنش لازمه چون حتی اگه براتون برفرض محال محیط زیست اولویت نباشه بازم کتابیه که انتخاب هاتون رو هوشمندانه تر میکنهاما دانیل گولمن فقط همین کتاب رو ننوشته اون توی کتاب سومش هوش عاطفی این رو بیان میکنه که :دیدگاه ما در مورد هوش انسان، بسیار تنگ‌نظرانه است و بسیاری از توانایی‌های مهمی را که در نحوه عملکرد ما در زندگی، نقش تعیین‌کننده دارند، در بر نمی‌گیرد.به همین خاطر اون چهار کتاب هوش عاطفیهوش اجتماعیهوش احساسیهوش محیط زیستیرو نوشته .هر چهار کتاب توی ایران ترجمه شدهکتاب سوم اون در سال 1995 ، هوش هیجانی  یک سال و نیم توی لیست پرفروش ترین های  نیویورک تایمز قرار داشت ، با بیش از 5000000 نسخه در 40 زبان در سراسر جهان چاپ شد و در بسیاری از کشورها پرفروش بوده . به غیر از کتابهای خود در مورد هوش هیجانی ، گولمن کتابهایی درمورد موضوعاتی از جمله فریب خود ، خلاقیت ، شفافیت ، مدیتیشن ، یادگیری اجتماعی و عاطفی ، بوم گردی و بحران محیط زیست نوشته.امیدوارم که بخونیدش و براتون مفید واقع شه امتیاز گود ریدز : ۳.۶۴ https://taaghche.com/audiobook/20380  https://virgool.io/p/br9pbnsyvu19/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%D8%B2 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 16:49:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : جنگ چهره زنانه ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-php3c0hbkvf1</link>
                <description>این کتاب یک نان فیکشن در رابطه با جنگ جهانی دوم است، اما این بار با دیدی متفاوت در این کتاب روزنامه نگاری روسی به سراغ زنانی رفته که در جنگ حضور داشته اند با عنوان هایی متفاوت مانند تک تیرانداز، تدارکاتچی، پرستار و ... تعداد زیادی از ناشران آن را رد نموده اند چرا که می خواستند تنها چهره ای پیروزمندانه و سرشار از قهرمانی نشان داده شود، می خواستند جنگی را نشان دهند که در آن روسیه برده بود آنها نمی خواستند آن سمت را ببینند که انسان های جنگ هرگز خود را خارج از میدان جنگ نمی بینند در حالی که تمام عمر خود را در جبهه های جنگ ارزو می‌کنند که جنگ تمام شود اما برای آنها جنگ تمامی ندارد پس از رد شدن کتاب توسط. ناشر در نهایت کتاب منتشر و برنده جایزه نوبل شد پس از آن زنان دیگری هم تصمیم گرفتند صحبت کنند و کتاب کامل‌تر شد تا به دست ما رسید .جنگ چهره زنانه نداردبه گفته خود نویسنده او درباره جنگ نمی نویسد در مورد انسان جنگ می نویسد.چیزی که من از این کتاب آموخته ام این نیست که جنگ چهره زنانه ندارد انچه آموختم درک عمیق‌تری بود از اینکه جنگ برنده این ندارد.این کتاب اشک های شما را جاری نمی‌کند اما بغضی را وارد صدای شما خواهد کرد که هرگز تمام نخواهد شد.در این کتاب دختر بچه هایی را می بینید که بدون داشتن تصوری از جنگ  تیراندازی و استتار یاد می‌گیرند و خود را به آب و آتش می زنند تا اعزام شوند ا حتی دسته‌جمعی به شهرهای دیگری در روسیه سفر می‌کنند تا رییس های مختلف را ملاقات کنند و آنها را به رفتن خود راضی نمایند .خانمهایی که موهایی افشان تا زانو دارند و هنگام ورود به جنگ حتی موی درصد آنها باقی نمانده.زنانی که صد آلمانی را کشته اند می بینید که پس از جنگ از موش وحشت دارند.مادرانی را می‌بینید که آرزو دارند دخترشان نمی میرد اما ناقص یا سوخته از جنگ باز نگردد.ده سال بعد از جنگ تنها تفاوت ممکن از نظر ما تغییر چند میلیمتری در مرزهای نقش است اما چه کسی اطراف جنگ را می بیند؟بخشی از کتاب دلم نمی خواهد درباره کتابم بگویند : قهرمانان کتاب واقعی هستند، فقط همین. این تاریخ است دیگر؛ همه اش تاریخ است. درباره جنگ نمینویسم، بلکه درباره انسان جنگ مینویسم. تاریخ جنگ را توصیف نمی کنم، بلکه تاریخ احساسات را روایت می کنم .نقطه قوت های کتاب از نظر من : برداشت آزاد  برگرفته از واقعیت دادن اطلاعات مفید تاثیرگذاری عمیق چیزهایی که راجع بهش دوست نداشتنم:غیر داستانی بودن که طبیعی است برای یک کتاب غیر داستانی اگر صوتی بشنوید ممکن است کمی آزاردهنده باشد.گرچه صدای گوینده بسیار دلنشین است و نسخه صوتی باعث می‌شود کتاب را زودتر تمام کنید، اما بهتر است که در کنار آن نسخه الکترونیکی یا فیزیکی را نیز داشته باشید. خصوصاً که این کتاب، کتابی است که داشتن آن در خانه بسیار می تواند لذت بخش باشد، یکی از بهترین چیزها در رابطه با نسخه صوتی آهنگ هایی بود که به کار برده بودند. دیگر فکر نمی کنم حرفی باقی مانده باشد .امید است که از این سبک جدید معرفی لذت برده باشید. لینک های مربوط به کتاب را  پایین قرار داده ام ،امید است که این کتاب را بخوانید و از آن لذت ببرید. https://taaghche.com/book/38652  https://taaghche.com/audiobook/82761 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 21:16:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: شب های روشن</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-ggedrkruppal</link>
                <description>شب های روشن اثر داستایوفسکی داستان چهار شب روشن در زندگی مردی تنهاست که روزی با خانمی آشنا میشه و این اتفاق کوچیک داستان رو خیلی سریع تغیر میده یه چیزی که توی داستان های داستایوفسکی حس میکنم تنهاییه .. به جرئت هرگز انسانی تنها تر از داستایوفسکی ندیدمبحث این نیست که تنهایی بده بحث اینه که توی قلم اون میبینیم که برای اون تنهایی و رهایی از اون مهمه و اینه که نقطه ی غم انگیز ماجراست چیزی که راجع به کتاب دوست داشتم شخصیت پردازی شخصیت اصلی بودو همین طور چیزی که کلا راجع به قلم نویسنده های روس دوست دارم اینه که توشون روسیه به خوبی دیده میشه ... اونا خیلی خوب فرهنگشونو منعکس میکننشخصیت دختره اصلااا برام قابل درک نبود اما خب شاید با فرهنگ اون زمان چنین دختری طبیعی بودهو همین طور کلا بقیه شخصیتا جز شخصیت اصلی...پایان شوکه کننده ای داره طوریه که تهش بدون دلسوزی دلتون میخواد کتابو اتیش بزنید و موهاتونو بکنیدقلم داستایوفسکی هم که زیباست و شخصیت اصلی از مطلوب ترین اشخاصه . که اگر وجود خارجی داشت در دنیای ما از دوستان نزدیکم میشد.خلاصه بگم که اگه شما یه خیال بافید که گاهی زندگی تون رو به خاطر نبود ادمای دیگه داخلش خالی می‌بینید این کتاب میتونه براتون خاص باشه من این کتابو صوتی هم شنیدم و باید بگم که تیم آوانامه خیلی خوب روش کار کرده بود اگه شما هم مثل من دوست ندارید که صدای همه شخصیتا مال یک نفر باشه و از اینکه صدای شخص با کاراکتر همخوانی نداشته باشه خوشتون نمیاد این کتاب صوتی خیلی مورد پسندتون میتونه واقع بشه .داستان هم خیلی گیرا بود و مورد پسند تا حدی که منی که از کتاب صوتی خوشم نمیاد با سرعت زیادی گوش دادم و تمومش کردمامتیاز این کتاب توی گود ریدز سه و نود و یکه و من بهش سه ستاره میدم...به نسبت بقیه ی کارای این نویسنده جذاب سطح پایین تری داره از نظرم . اما دلیلی بر لذت نبردن نمیشه علت امتیاز من اینه که با وجود همه خوبیاش خیلی منو اذیت نمود در نهایت که البته اون ازار پایانی هم هنر نویسنده است و دوم چون که کلا خیلی از داستان های عاشقانه لذت نمیبرمیه بخشی از کتاب توی شب اول:شبی عالی بود؛ از آن شب هایی که وقتی آدمی جوان است تجربه‌اش می‌کند. آسمان آنقدر پرستاره و روشن بود که وقتی آدم به آن نگاه می‌کرد، ناخودآگاه این سؤال برایش پیش می‌آمد که چطور افراد بداخلاق و هوسباز هم زیر سقف چنین آسمانی زندگی می‌کنند؟!درضمن توی سال ۸۱_۸۲ هم فیلمی برگرفته از این کتاب ساخته شده که دیدنش خالی از لطف نیست با اسم شب های روشن که توش هانیه توسلی و  مهدی احمدی هم بازی کردند .به صورت فیزیکی و الکترونیکی هم میتونید این کتابو از نشر ماهی و یا نشر یوشیتا تهیه کنید که پیشنهاد من نشر ماهیه که من از اون نشر خوندم و زودتر هم ترجمه کرده .الان نسخه ی صوتی اوا نامه از این کتاب برای من دردسترس نبود اما نشر واو خوان الان صوتیش روی طاقچه قرار داره که البته اون رو از روی کتاب نشر یوشیتا خوندن و من هم اون نسخه رو گوش ندادم اما به خوبی اگاهم که کار نشر واو خوان هم عالیهامیدوارم که بخونیدش و از خوندنش لذت ببرید نام کتاب #شب_های_روشننویسنده :فیودور داستایوفسکیپ.ن : اگه امروز اونو تهیه کنید از طلقچه روش سی درصد تخفیف هم میگیرید.امیده که زندگیتون سراسر پر از شب های روشن باشه و حال خوب و دور از تنهایی... https://taaghche.com/book/54965 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 21:05:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : بهار سگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%DA%AF%DB%8C-v8j1pponxo6p</link>
                <description>بهار دیوانه داستان مردی ایتالیایی_بلژیکیه با نام جانسون ... اون یه عکاسه که زندگیشو مدیون دو  دوستی میدونه که سال ها قبل به طرز ناگواری مردند حالا اون فرانسه است دیگه چیزی اون طوری خوشحال یا ناراحتش نمیکنه ... از نظر خیلی ها حتی به پوچ گرایی رسیده توی اون بهاری که اونجاست با پسر نوزده ساله ای اشنا میشه که نویسنده داستانه و تصمیم میگیره که عکس های اونو طبقه بندی کنه و حالا بعد از گذشت حدود سی سال میخواد داستان اون رو بنویسه داستان مردی رو که توی گذشته مونده ،ساکته و مودب، دوستان کمی داره و در گالریش رو حتی اون مواقع اندکی هم که توی گالریه براشون باز نمیکنه و بعد مدتی پاک ناپدید میشه.میدان دانفرت راشرو جایی در فرانسه که داستان انجا شروع میشوداین داستان اول شخصه و شخصیت محور ... بسیار هم کوتاههداستانی از خود بیگانگی و افسردگی شخصیه که دیگه براش مخلوقاتش یا همون عکساش ارزشی ندارن.کتابای این نویسنده عموما شکل مشابهی دارن تا حدی که با خوندن یکیشون و دونستن ایده ی بقیه میتونید مدل داستانشو دربیارید داستاناش عموما پر از فلش بک اند و میتونم بگم یه طورایی قلمش ورژن متفاوتی از قلم جولین بارنزه تو این داستان دو چیز رو دوست داشتم یک نفرت من و شخصیت اصلی از بهار لعنتی ?دو چیزی به اسم دست یافتن به نور طبیعی.این به معنای محو شدن خالق اثر در ثبت اثره .و شخصیت اصلی دوست داشت فکر کنه که دوتا دوست  مرده اش درواقع چنین اتفاقی براشون رخ داده چند پیشنهاد برای شما اگه میخواید اینو بخونید : اگه براتون واقعا واجبه خوندنش بخونیدش وگرنه داستانی با بالاپایین های زیاد منتظرتون نیست دو یه تایم لاین برای کتاب بذارید و توی اون ثبت کنید تاریخا رو تا گم نکنید ترتیب رو و نمی دونم چرا اول کتاب حس میکردم راوی داستان خانمه? و در مورد جواب ندادن تلفن و ... من حس می کنم مثل شخصیت اصلی ام?برای یکی از شخصیت ها هم فوق العاده دلم سوخت دلم برای شخصیت اصلی میتونست حتی بیشتر بسوزه ، اگه فلاکتش رو خودش انتخاب نکرده بود ... اما خب اونم صرفا یه قربانیه، اما یه قربانی که میتونست نجات پیدا کنه و راستش برام سواله که چرا نویسنده راجع به جانسون نوشته نه راجع به دوست جانسون که شخصیتیه برای خودش توی تاریخ ... رابرت کاپا و حقیقتش برام جالبه این که ادمی مثل جانسون باشه که هرگز رفتن ادمو فراموش نکنه ...حس میکنم همه ادما از فراموش شدن بیزارن خود به خود ولی این زیباست که این دید هم هست که از یاد نرفتن ما میتونه گاها باعث چنین مشکلاتی بشه برای یک شخص دیگه شاید چند خط قبل کنجکاو شده باشید که کاپای عزیز کی بود که من گفتم برام عجیبه چرا راجع به اون نوشته . رابرت کاپا یکی از معروف ترین عکاسان در جنگ های قرن بیستمه که استاندارد های عکاسی جنگی رو به وجود اورده . همچنین اون کسیه که اولین مرکز گروهی رو برای عکاسان ازاد رو تاسیس کرده و تو کتاب به این موضوع هم اشاره میشه .اون در هزار و نهصد و پنجاه و شش توی سن چهل سالگی بر اثر رفتن پاش روی مین درگذشت. https://taaghche.com/book/30761 نام کتاب : بهار سگی نویسنده : پاتریک مودیانو</description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jun 2021 17:35:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : چشم ذهن از مجموعه شکارچین مجازی کتاب اول</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88%D9%84-fakqf3slp7pa</link>
                <description>چشم ذهن : کتابی مشابه بازیکن شماره ی یک آماده نوشته ی نویسنده دونده ی هزارتوککتابکتاباین داستان روایت گر دنیای ما در اینده است زمانی که مردم بخش اصلی زندگیشون رو داخل تابوتشون میگذرونن اما نه اون تابوتی که شما فکر میکنید ... تابوت اون ها دستگاهیه که با خوابیدن داخل اون وارد یک جهان مجازی میشن و توش میتونن یه زندگی واقعی کنن و بازی های متفاوتی رو با گوشت و پوست خودشون تجربه کنند ... و هر بار که میمیرند دوباره به دنیای واقعی برمیگردند مگر اینکه چیپی که داخل گردن مجازیشونه رو خارج کنن .روایت کننده ی داستان ما هم پسریه به اسم مایکل که بازیکن محشریه و کد زن فوق العاده ای . اون با دو تا از دوستاش داره تلاش میکنه به بخش خاصی از بازی دسترسی پیدا کنه به اسم لایف بلاد دیپ که جای به شدت جذابیه ... اما اصل ماجرا زمانی شروع میشه که مایکر دختری رو میبینه که چیپ داخل گردنش رو در اورده و واقعا میخواد خود کشی کنه ... مایک نمی تونه جلوش رو بگیره و متوجه میشه که این اولین باری نیست که ان اتفاق میوفته بلکه یه قاتل سایبری به اسم کین وجود داره که باعث میشه اونا این کارو انجام بدن . و حالا سازمانی مایک. و دوستاش رو مامور میکنه که کین رو پیدا کنند.بهترین چیز از نظر من راجع به این کتاب پایان غافلگیرانه اش بود و بعد از اون روند سریعش از یه جایی به بعد داستان حقیقتا عالی بود .. در مورد حالت تابوت هاشون هنوز برام سوال وجود داره ... شخصیت پردازی هاش رو پسندیدم گرچه خیلییی جا داره خصوصا خود کاراکتر مایکل و لازمه راجع به دوستاش توی دنیای بیرون هم چیز های بیشتری بفهمیم ...یه کتاب ماجرا محوره و معما های زیاد و دردسر های زیادی داره و من ازش بذت بردم چون مشکلاتشون خلاقانه بود توی بازیکن شماره یک دنیای مجازی منطقی تر تنظیم شده بود اما روند این کتاب خیلی جذاب تر بود گرچه شخصیت پردازی بازیکن شماره یک دقیق تر بود در مورد خیلی از شخصیت های فرعی در پایان کتاب برای ما کلی سوال باقی میمونه که احتمال میدم بخش زیادیشون توی جلد های بعد پاسخشون رو خواهند یافتاز نظر فلسفی هم کتاب جذابی بود و به طور غیر مستقیم به ادم این مفاهیم رو میرسونه که ادم باید به دوستاش اعتماد کنه یا اینکه نباید ادم زود قضاوت کنه . این کتاب نشون میده زاویه دید خیلی اهمیت داره و مهم نیست چقدر فکر می کنی بازیکن خوبی هستی . در نهایت ممکنه شکست بخوری .سارا و برایسون هم منو یاد میا و کوروش مینداختن ? خلاصه بگم که این کتاب یه ورژن متفاوت از بازیکن شماره یک اماده بود با قلبم نویسنده ی دونده ی هزار تو که داخلش رفاقتی مثل رفاقت هری رون و هرمیون رو میشد دید با این تفاوت که هری شون زیادی باهوش بود …اما به طور کلی اگه عاشق سبک کتابایی مثل جنگ سار و بازیکن یک اماده نیستید ممکنه خیلی ازش لذت نبرید اسپویل خیلییییی کم❌❌❌❌و یک چیز جذاب که راجع به قلم   برای من وجود داره اونم اینه که دقیقا با پایان جلد اول کتاباش شخصیت اصلی یه جورایی از هزارتو بیرون میاد .با توجه به دونده هزارتو احتمالا از جلدای بعدی از هزارتو میاد بیرون و با ویزای بدتر رو به رو میشه ?پایان اسپویل ❌❌❌  به طور خلاصه خلاقانه پر سرعت و جذاب بود .نام کتاب :# چشم_ذهناز مجموعه ی #شکارچیان_مجازینویسنده : #جیمز_دشنر مترجم #فرانک_معنوی_امینانتشارات #پرتقال #نشر_پرتقال  https://taaghche.com/book/87905 </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Mon, 10 May 2021 12:06:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر من در مورد سریال shadow and bones</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-shadow-and-bone-cgwujsoo6ghq</link>
                <description>این سریال اقتباسی از گریشاورس یا همون کتاب های لی باردوگوعه پوستر سریال شدو اند بوناین سریال راجع به دختریه به اسم الینا استارکوف که از زمانی که خودشو شناخته داخل جنگ توی یه یتیم خونه با دوستش مل بوده ... حالا اون و مل به ارتش اول پیوستن و الینا حالا یه نقشه کشه اما اتفاقی زندگی اونو کاملا تغیر میده: اون میفهمه که یک گریشا ست . گریشا چیه ؟ اونا گونه ای از انسان ها هستند که نیروهای خاصی دارن بعضیاشون با مواد سر و کار دارن و بعضیا شون با بدن انسان و تعدادیشون هم با عناصر کار میکنن . اما الینا جزو هیچ کدوم از اونا نیست ... اون بین گریشا ها از همه خاص تره و قراره به گفته همه اون ناجی باشه که همه دنبالش میگشتن... اما خود الینا این طور فکر نمی کنه شش کلاغاما اون سمت ماجرا کز ،اینژ و جسپر اند اونا اون سر دریایی اند که دریا نیست . اونا مسعولین کلاب کلاغ ها اند...اینژ بند بازیه که سال ها پیش از خونه اش دزدیده شده و کز اونو از بدترین جاها بیرون کشیده و تبدیلش کرده به شبح خودش : بهترین جاسوس برل.    جسپر هم یه تیرانداز ماهره که تیرش خطا نمیره و به شدت اهل غمار و خوش گذرونیه و کز برکر هم کز برکره از معروف ترین و جوون ترین خلاف کارای برل معروف به الوده دست و حالا این یه نفر درگیر معامله ای با سود عظیم شدن گرفتن الینا در ازای یک ملیون کروگه از چپ یه راست کز، اینژ ،جسپرنکات مثبت یه اقتباس کامل شبیه کتاب نبود و ترکیب چند کتاب بود اما با این حال به عنوان یه سریال اقتباسی خیلی خوب بود و نا امیدمون نکرد .یکی از خوبیاش شخصیت پردازیش بود گرچه توی خیلی از کاراکترا جای کار داره اما برای مثال کاراکتر جسپر یا الینا حتی از توی کتاب هم بهتر در اومده بودن . فضا سازی سریال هم خوب بود و تا یه جایی از سریال روابط احساسی توی ذوق نمیزد ... یه سری مبالغه های اضافی شخصیتی هم حذف شده بود و با وجود فانتزی بودن بیشتر میتونست به شما فاز یه فیلم تاریخی رو بده .دیگه اینکه اسطوره و تاریخ و دلیل کم نداره و زیرنظر خود نویسنده ساختنش روی استایل ها به وضوح وقت زیادی گذاشته شده لنگرش رو زود انداخت و یکی از دغدغه های من موقع ساخت سریال این بود که کتاب پر از مرور خاطرات و تفکرات درونیه اما تو فیلم چطور میخوان اینا رو نشون بدن؟ ولی در نهایت از پسش عالی بر اومدن به جرعت میتونم بگم که فیلمش از کتاب گریشا بهتر بودپشت صحنهاینکه بعضی جلوه های ویژه اش توی ذوق میزد مثل نیروی الینا اما بقیه اش اکی بود ..اینم هست که یکی از کاراکترای محبوبم هنوز وارد داستان نشده .خلاصه حرف و حدیث کم نیست و بعد اضافه خواهم کرد اما به طور خلاصه به شدت پیشنهادش میکنم دیگه اینکه جسپر توی فیلم حتی خیلی جذاب تر بود و الینا و مل قابل تحمل تر بودن و مل حتی کاراکتر خفنی از اب در اومده بود . اون اخلاق الکی تند و زیادی اغراق شده کز هم قابل قبول تر شدن بود.و واقعا کز عزیز میمردی یک هزارم این حرفایی که تو فیلم گفتی رو تو کتابا به اینژ میزدی؟و از زیبایی های سریال خود خانم نویسنده لی باردوگو بود که حضورش نه تنها توی فیلم نامه و نه تنها داخل پشت صحنه بلکه توی خود سریال هم حس میشد و چندین بار جلوی دوربینا رویت شد و خلاصه برای خودش استنلی بازی هایی در اورد که مپرس.ممکنه این تیکه اسپویل کنه ❌❌❌❌این نحوه پرداختن سریال به ویلن ماجرا هم جذاب بود طوری که ادمو بهش جذب میکرد بعد یهو توی اوج میفهمیدی خطر همون چیزیه که فکر نمی کردی یه تیکه بود که ویلن داستان یه چیزی میگه تو مایه های اینکه اوکی پس من قراره از این به بعد ویلن داستانت باشم؟ بعد ادم دلش میخواست بگه پس میشه بگی تا الان چی بودی؟??یه تیکه هم هست که کز، اینژ و جسپر خودشونو میکشن تا الینا رو بگیرن و نمی تونن ولی الینا خودش با پای خودش پا میشه میره تو صندوق عقب ? یا یه چیزی تو همین مایه ها ... کلا سریال طنزی نبود اما شوخیای خوبی داشتپایان اسپویل ❌❌❌❌بخوام بگم این مجموعه به ادم نشون میده ادما اون چیزی که نشون میدن ممکنه نباشن و حتی چیز بدی بودن از نظر بقیه به معنی این نیست که تو نتونی کار درست رو بکنی...و برای قدمی برداشتن اول لازمه خودتو بشناسی این که به چشما نمیشه اعتماد کرد و حتما لازم نیست سان سامر باشی تا بتونی نور رو فرا بخونی ... همین که نور رو داخل خودت حس کنی کافیه.دیالوگ محبوبم I don&#x27;t have to kill you, your paste will do it for me.لازم نیست من تو رو بکشم، گذشته ات برام این کار رو میکنه برای دانلودنام سریال shadow and boneتعداد قسمت ها : برای الان ۸امتیاز تی وی تایم : ۴.۹ از پنج MIDB:8.6زمان هر اپیزود ۴۵_۵۰ دقیقه         </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 23:43:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:  در روزگاری که هنوز پنج شنبه و جمعه اختراع نشده بود</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%88-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-ledfxr1ny1ud</link>
                <description>به نظر شما زمانی که پنجشنبه و جمعه هنوز اختراع نشده بود اوضاع چه جوری بود والا منم نمیدونستم تا زمانی که این کتاب رو خوندم:جلد کتابروزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود یک مجموعه داستان کوتاه کودک و نوجوان طنز هست که بشدت خلاقانه است و حس عید به آدم میده و بسیار زیاد برای عیدی دادن هم مناسبه چون هم کم حجم هم قیمت پایین داره و هم جذاب و خنده دار و اوقات خوشی را برای آدم رقم میزنه این کار باعث ایجاد فرهنگ کتابخوانی بین بچه ها و کسایی که این کتاب رو بهشون هدیه میدید میشه . داخل این کتاب فرهاد حسن‌زاده یه عالمه با خاطرات بچگی ما بازی می کنه و یکی از داستان‌های این کتاب منبع جوک بسیار بسیار معروفیه و کل داستاناش  پر از شوخی هایی با لغاته. این رفرنس هایی به آهنگ هایی داره که ما همه مون باهاشون خاطره داریم . اون میتونه خنده به لب تون بیاره و خلاصه حالتونو خوب کند تصویرسازی جذابی هم داره که توسط اقای مهدی صادقی انجام شده بجز اون داستان‌های این کتاب درون‌مایه‌هایی دارند که ممکن به طور مستقیم متوجه شون نشید اما به چیزهایی مثل «هرکسی میتونه چیزی که میخواد باشه»،« پرهیز از شوخی های الکی و سر به سر دیگران گذاشتن » ، «فواید صلح و دوستی و صداقت»و … پرداخته .کتاب از اونجایی که زمان نوشته شدنش به زمان های دور و زمانی برمی‌گرده که تازه پنجشنبه و جمعه اختراع شده بود ( شوخی کردم مال ۱۳۸۳ هست یعنی تقریبا هم سن منه :))) در نتیجه به طبع  تفاوت‌هایی داره با زمان حال از جمله اینکه بعضی از کلمات داخل این کتاب سر هم نوشته می شن در حالی که در حال حاضر ما اون ها رو جدا از هم می نویسیم به همین خاطر از اونجایی که مخاطب اصلی این کتاب کودکان اند من به شدت از انتشارات اصلی و تیم طاقچه درخواست دارم که لطفاً این بخش های کتاب رو ویرایش کنند تا بچه ها توی درسشون ،تصور شون و انشا هاشون به مشکلی نخورند.یه نکته دیگه که ممکنه توی ذوق بعضی از آدم رو بزنه اینکه در حال حاضر جهان موزه ما درگیر الینه تلفن همراه و اینترنت شدن اما داخل این کتاب نویسنده بیشتر به این پرداخته که مردم درگیر خرید تلویزیون و موارد اطراف اون هستند در حالی که در این لحظه ما چنین دردسری نداریم گرچه از نظر من این تفاوت مشکل ساز نیست چون زمانی که این  دغدغه مورد بررسیه  زمانیه  که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود که رسما داخل کتاب اون  دنیای جداگانه‌ ایه.جز اون اگر که شیر هستید یا روباه این کتاب مخصوص شماست خیلی به روباه ها و شیرها پرداخته گرچه من هرچقدر داخلی ویرگول گشتم هیچ شیر و هیچ روباهی پیدا نکردم :))اگر هم که داستان روباه کلاغ و پنیر دوست داشتید با این کتاب می تونید آینده های احتمالی برای شخصیت هاشو ببینید.نام کتاب : در  روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود نویسنده : فرهاد حسن زاده تصویر گر : مهدی صادقی انتشارات : چرخ  فلک ، کتاب چرخ  فلک #چالش_کتاب_خوانی_طاقچه این معرفی مخصوص پیر طریقتی در ره کتاب خوانی ماننده من است که چالش کتابی که در ان شخصیت ها غیر انسان باشند انجام داده است اگه شمام علاقه مندید به انجام این چالش برید سراغ لینک دومپ.ن: من عاشق قلم فرهاد حسن زاده ام لازمه بگم یا مشخصه؟لینک کتاب در طاقچه https://taaghche.com/book/24061  https://virgool.io/p/ledfxr1ny1ud/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87%DA%A9%D9%87%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF%D8%8C%DA%AF%D9%81%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85.taaghche.com  دانلودوخریدPDFکتابدرروزگاریکههنوزپنج‌شنبهوجمعهاختراعنشدهبود|فرهادحسن‌زاده|طاقچه«درروزگاریکههنوزپنج‌شنبهوجمعهاختراعنشدهبود»نوشته‌یفرهادحسن‌زادهوبهتصویرگریمهدیصادقیدربردارندهداستان‌هایطنزآمیزفارسیاست.taaghche.com  https://taaghche.com/blog/1399/12/24/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0/  https://virgool.io/p/ledfxr1ny1ud/undefinedundefineddls.music </description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 18:28:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>13راهکار موثر برای ایجاد عادت</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/13%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-zt9rbqp3edfd</link>
                <description>13راهکار موثر برای ایجاد عادتکارهای که بدون فکر کردن هر روز انجام می دید و داخل ناخودآگاه شماست اونا زندگی شما را شکل میدن  عادت ها و روتین ها ۴۰ درصد سبک زندگی ما رو تشکیل میدن  در ساختن اونها چقدر موفقید؟ کارهای که بدون فکر کردن هر روز انجام می دید و داخل ناخودآگاه شماست اونا زندگی شما را شکل میدن چه بدونید چه نه،می تونید به عنوان عادت یک کار مفید انجام بدید یا کارهای مخرب اما خوب قدرت ما جایی به کار میاد که روی عادت هامون کنترل داشته باشیم و بتونیم اونا رو بسازیم، حذف یا عوض کنیم. این کار زمان ،انرژی و تمرکز زیادی میخواد از خودتون بپرسید چه عادتی هست  که من دلم میخواد به زندگیم اضافه کنم ؟چرا؟ چون امروز قراره یکم از عادتا بگم و چند تا پیشنهاد بدم و خوشحال میشم اگه شما هم توی کامنت ها نظرتون و اینکه برای ساختن یه عادت چیکار میکنید رو بگید.۱. از کوچیک شروع کنیم اول عادت هایی رو انتخاب کنید که کوچیک اما مهم اند یه عالمه عادت اونم عادت هایی که انجام دادنشون سخته همون اول انرژی شما رو تموم میکنه۲. اول یک یا دو بار در هفته رو امتحان کنیدعادت ساختن آروم آروم اتفاق می افته پس اول از یک یا دو بار در هفته شروع کنید حتی اگه خیلی کوچک و کم به نظر بیاد 13راهکار موثر برای ایجاد عادت۳.دو تا عادت مهم رو انتخاب کنید.  آدم خیلی کارا دلش میخواد انجام بده و زندگی آرمانیش خیلی عادتا رو کم داره اما با این حال از دو تا عادت کوچک شروع کنید بعد بهشون اضافه کنید و هر چیز به جز اون دوتا عادت اصلی که قراره هر روز انجام بدین رو فعلا در حد همون عادت هفتگی یا ماهیانه باقی بذارید. خیلی به خودتون فشار نیارید ۴.قانون ۵ ثانیه این قانون میگه که شما عادتتون  رو در ۵ ثانیه انجام می دید بدون فکر کردن. پس همین که خیلی به مغزتون زمان بدید که چیکار کنم ،چی کار نکنم شروع میکنه به دلیل آوردن برای انجام ندادن  اون  عادت جدیدتون و فکر کردن به چیزهای دیگه پس فقط بدون زیاد فکر کردن،بهش عمل کنید . ۵.قبل از شروع جزئیات رو معین کنید اگر شما به عنوان عادت تو ذهنتون کتاب خوندن رو در نظر گرفتید احتمال کمتری وجود داره انجامش بدید تا وقتی که بنویسید ساعت فلان بعد از انجام فلان عادتم در فلان مکان معین فلان مقدار صفحه  کتاب میخونم چون براتون صورت مسئله کاملا مشخصه و لازم نیست زمان سر این بزارید که چی کار بکنم چی کار نکنم.۶. عادت هاتون رو به هم وصل کنید  اگر شما عادت دارید  ساعت ۸ سریال تلویزیونی  ببینید میتونید خوردن یه چیز مقوی رو هم به این عادتتون اضافه کنید چون شما به عادت اولیتون عادت کردید و برای مغز شما دریافت کردن یه عادت دیگه در کنار اون راحت تره اما  یادتون نره عادت هایی که برای به هم وصل کردن انتخاب می‌کنید با هم مغایرت نداشته باشن. شما نمی تونید روی مبلی که روش پلی استیشن بازی میکنید کتاب بخونید.13راهکار موثر برای ایجاد عادت۷. تا می تونید انجام عادتتون رو راحت تر کنید مغز شما مدام دلش میخواد  از زیر کار در بره پس باید تا می تونید انجام عادتتون  رو براش راحت تر کنید و بهونه دستش ندید. مثلاً اگه می خواین بیشتر آب بخورید توی جاهایی که بیشترین میزان حضور رو دارید بطری آب بزارید اونم جلوی چشم . یا اگر می خواین ورزش کنید وسایل ورزشیتون رو دم دست بذارید۸. بهتر است Habit Tracker  داشته باشید Habit Tracker  جدولیه که شما داخلش می تونید مشخص کنید که توی ماه، فصل، سال و.. چقدر توی انجام عادتتون موفق بودید و هر بار بعد از انجام دادن اون عادت یه خونش رو علامت بزنید  این کار ارزیابی رو برای شما آسون تر میکنه و جدا از اون وقتی شما خودتون رو موظف میدونید که این جدول رو پر کنید و به خودتون گزارش بدید احتمال بیشتری وجود داره که تو ساختن عادتتون موفق بشید 13راهکار موثر برای ایجاد عادت۹. دلیل وجود این عادت چیه از چیزهای به شدت انگیزه بخشی که باعث میشه کاری رو به صورت روتین انجام بدید یا ندید  ، داشتن دلیل خوب برای انجام یا ترک اون عادتهدلیلی که به شما یاد آوری میکنه که عادتتون خوب یا بده۱۰.یه عادت همیشه اون شکلی که بوده یا باید باشه نمی مونه ممکنه طبق زندگی شما موارد مربوط به عادت و درصد انجام اون یک شکل نمونه. زندگی‌ زندگیه و اگه نتونستید کامل عادت هاتون رو انجام بدید اشکالی نداره. Habit Tracker هیچ کس هیچ وقت کامل پر نیست13راهکار موثر برای ایجاد عادت ۱۱. عادتتون رو با چندتا دوست انجام بدید وقتی شما با کسی یا کسانی اون عادت رو جلو می‌برید امکان بیشتری وجود داره که انجامش بدید. پس توی فضای مجازی و دنیای اطرافتون دنبال کسانی بگردید که دنبال ساختن عادت هایی مثل شما هستند.   ۱۲. خودتون رو ادمی فرض کنید که این عادت رو انجام میده  ساخت همه ی عادت ها از مغز شما شروع می شه .مثلا اگر شما می خواین هر روز ورزش کنید باید بگید من آدمیم که هر روز صبح بعد از چای صبحانه ورزش می کنه در نتیجه شما صبح لباس ورزشیتون رو می میپوشید و ورزش میکنید .چون آدمی که هر روز ورزش میکنه این کار رو انجام میده و شما اون آدمید پس افکارتون رو از «من آدمی میخوام هر روز ورزش کنم» به «من آدمی هستم که هر روز ورزش میکنه» تغییر بدین.عادت ها از تفکرات میان۱۳. از حس شکست نترسید چون  شما فقط وقتی باختید که دست از تلاش بکشیداحساس نا امیدی از خودمون طبیعیه؛وقتی این اتفاق براتون میافته از خودتون علتش رو بپرسید،شاید زیاد به خودتون سخت گرفتید یا انتظار بیش از حدی از خودتون داشتی13راهکار موثر برای ایجاد عادتخوشحالم که تا اینجا باهام بودید خوش حال میشم کامنت بذارید و اگه حس میکنید برای کسی میتونه مفید واقع بشه به اشتراکش بذارید زندگی یه سفره ما مسؤلیم که اونو به بهترین نحو بگذرونیم</description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jul 2020 21:02:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاروان مقصد کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Hr_Rey/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cqleinigdlly</link>
                <description>این که چند سال بعد کجا باشید از همین چند دقیقه ای که الان اختیارش رو دارید شروع میشههدف گذاری چیز خیلی مهمیه ... فرقی نداره که کی هستید و کجا .. منظمید یا نا منظم ... محصلید یا شاغل اشتباه اکثر ما اینجاست که میگیم میخوایم  چی کار بکنیم در اینده نه اینکه چجور ادمی باشیمچرا؟ چون وقتی شما خودتون رو به عنوان مثلا یه ادم ورزشکار ببینید به جای اینکه بگید هر روز ورزش میکنم  پاداش اون کار تلاش هایی که داری انجام میدی میاد جلو  چشمات و هم باعث میشه که  وقتی تو یه موقعیتی قرار گرفتی برای انتخاب بگی اون مدل انسانی که قراره من باشم تو این موقعیت چه کاری انجام میده هم با تصورش انگیزه میگیریچند تا تمرین موثر:1_ من اینده: خودتون رو در زمان حال بکشید و بعد خودتون رو در پایان امسال یکی توی یه صفحه و اون یکی توی صفحه ی روبه روش بنویس الان چه خصوصیات, دارایی ها, توانایی ها و... داری بعد دور خود اینده ات هم خصوصیات و توانایی هایی رو بنویس که میخوای داشته باشی و خب شاید باورتون نشه اما این پروسه بسیارررر موثرهیکم سخت ممکنه باشه اما به شدت جذابه و اگه مثل من تو کشیدن خودتون موفق نبودید کافیه فقط وسط صفحه اول بنویسید من حال و وسط صفحه دوم من آیندهیه نمونه از تمرین من آینده2_ده مرحله زندگی( Level10Life# ):ممکنه شما هنوز دقیق ندونید که به طور تخصصی هدف کلی تون از زندگی چیه و به طور کلی چی میخواید باشید (البته بعد برای رهایی از این حس هم راهکار دارم که برنامه قسمت بعده)  level 10 life شما یه دایره است که روش نشون میدید توی هر بخش از زندگیتون از سبک زندگی تا درس وکار و روابط خانوادگی و.. تو چه مرحله ای هستید و بعد با توجه به اون تو هر بخش چند تا هدف تعین کنید و سعی کنید تا اخر سال بهشون برسید و تو اون بخش بهبود پیدا کنید در ضمن باعث میشه تنها تو یه بخش از زندگیتون موفق نباشبد بلکه زندگی رو در تعادل بگذرونید میتونه به شکل هر نموداری باشه و دقت کنید که چیزای مهم تو زندگی هر فرد متفاوته چند تا نمونه:نمونه ای ازlevel10 lif 3_هدف احساسی: یه چیز خیلی مهم که اغلب مردم بهش توجه نمی کنند اینه که مهم اینه شما می خواید در اینده ادمی باشید با چه احساسی چون هر کاری که میخواید انجام بدید به خاطر احساسیه که تحت تاثیر اون داسته ها به دست میاریدمثلا من می خوام ادم ورزشکاری باشم تا احساس سلامت و اعتماد به نفس داشته باشم پس موقع تنظیم اهداف از خودتون بپرسید که میخوام چه حسی داشته باشم و حالا برای پیدا کردن اون حس باید چه جور ادمی بشم4_ خودساخته بودن: این خیلی مهمه که موقع تنظیم اهداف شما هدفی تنظیم کنید که کاملا دست خودتون و تحت کنترل خودتون باشه مثلا شما میگید من تاپایان سال میخوام xتعداد فالور داشته باشم اما خب رو این موضوعات خیلییی چیزا موثر اند که خیلی هاش دست ما نیست پس بهتره تبدیلش کنید به اینکه مثلا من هر روز تو پیجم یه پست میذارم یا خوب تولید محتوا میکنماز همه مهم تر اهدافتون رو حتما حتما و حتما بنویسید چون کم رنگ ترین نوشته ها پر رنگ تر از قوی ترین حافظه هاست  این کار خیلی بیشتر از تایپ کردن ذهن شما رو درگیر میکنه و باعث میشه هم فکر کنیم هم احساس و درضمن بیشتر جلوی چشمتون میادزندگی ما یه سفره , خودمون باید تلاش کنیم بت بهترین نحو بگذرونیمشزندگی ما یه سفره , خودمون باید تلاش کنیم بت بهترین نحو بگذرونیمشنقطه سر خطپ.ن: هفته دیگه از پیدا کردن هدف زندگی براتون میگم فعلا</description>
                <category>Hr.Rey</category>
                <author>Hr.Rey</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2020 16:32:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>