<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیلوفردر مرداب🪷</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@JAHANAMY</link>
        <description>گفت: 
&#039; خانه ها 
در غیاب ساکنانشان خواهند مُرد.
و سپس به قلبش اشاره کرد... &#039;</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:50:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4888950/avatar/iJP0fF.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیلوفردر مرداب🪷</title>
            <link>https://virgool.io/@JAHANAMY</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حافظه قلبم از دست نرفته!</title>
                <link>https://virgool.io/@JAHANAMY/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%D9%82%D9%84%D8%A8%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-fct0fvauta6x</link>
                <description> من عقلم رو به کسی باختم که قلب نداشت .یه عاشق اگه کل حافظش رو هم از دست بده مهم نیست .قلب که حافظه نداره؟ پس یادش مونده یه زمان اون ادم براش معنی همه رو داده .بهت نگاه میکنم میدونم! میدونم! تورو یه جا دیدم! میشناسم! اما نمیدونم کجا؟نمیدونم تو کی هستی؟نمیدونم برام چه جایگاهی داشتی؟تو حافظه لعنتیم دنبال یه سرنخ از توم ولی نیست!هیچی پیدا نمیکنم .. اما درعوض قلبم مثل بلبلی که قصد شورش داره و منتظر فرار از قفسه خودش رو محکم میکوبه به این طرف و اون طرف!یه درد عمیق توی سرم تیر میکشه محکم چشمام رو میبندم و دستم رو روی قلبم میزارم لعنتی تو چطور اونو میشناسی....سرم رو بلند میکنم بهش خیره میشم.از دور بهم لبخند زده و چشماش مثل یه حوضِ پراز آب شده که ماهی مشکی درونش بی قرار به هرسمتی میره...تا سرازیر نشه این حوضچه !و نمیره...چشماش...چشماش...!!یه تصویر تار یه نگاه..تو..زانو میزنم و به سرم ضربه میزنم لعنتیی یادت بیار اون کیه که قلبم براش یه لحظه متوقف نمیشه..چقدر سنگدلی ذهن مریضم که خاطراتم رو پنهون کردی !....ادامه دارد</description>
                <category>نیلوفردر مرداب🪷</category>
                <author>نیلوفردر مرداب🪷</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jun 2026 13:47:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه های تکراری!</title>
                <link>https://virgool.io/@JAHANAMY/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-fnvwpfgc9laa</link>
                <description>هیچکس از ابتدا به مهارتی تسلط کامل نداشته است .هیچکس از شکم مادر علمی را باخود نیاورده است . اگر چیزی را بخواهی در ابتدا باید شجاعت شروع کردن را داشت باید شروع کنی مهم نیست چه زمان مهم نیست که چقدر دیر است هنوز امید هست یک ضرب المثل چینی بود که میگفت&quot;برای کاشتن نهال درخت دو زمان وجود دارد یا باید بیست سال پیش اقدام میکردی یا امروز..&quot;با خودم فکر میکنم من باید دوسال پیش شروع میکردم نکردم ولی امروز و همین الان هم میتونم ، شجاعت شروع رو به خرج دادم حالا نوبت تماشای شکسته قراره کلی حرف بزنن بقیه قراره نظرات و بازخورد های خوب و بد رو بشنوم مهم نیست اگه کسی کارام رو نبینه حتما خوب نبودن برای موفقیت باید از همه چیز درس گرفت از تعریف ها از تحقیر ها هیچوقت احساس غم و ناامیدی و اون دلشوره لعنتی که بهت میگه بیخیال شو رو باور نکن !استمرار مهمه!ادامه بدین فقط انجام بدین تمرکز کنید همه حرفام تجربه اس شاید بگین اوهه چه تکراری !اما من میخوام فقط یه هشدار بهتون بدم زمان مثل گذر ابرها میگذره این سخن امام علی علیه سلامهعمرتون رو هدر ندید ...</description>
                <category>نیلوفردر مرداب🪷</category>
                <author>نیلوفردر مرداب🪷</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 11:22:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>