<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های A.M.Z.H</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Js7</link>
        <description>OFF</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:34:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1586229/avatar/tCQ6FA.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>A.M.Z.H</title>
            <link>https://virgool.io/@Js7</link>
        </image>

                    <item>
                <title>✅حکایتی از ملانصرالدین!</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-bwugecuhakg4</link>
                <description>✍می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت. چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد. چند روز بعد، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا داد، به این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود. تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد. همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت. ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم  می میرد؟ چرا مزخرف میگی! و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید. دیگی که می زاید حتما مردن هم دارد! ?این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد، عجیب ترین دروغ‌ها و داستان‌ها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Mon, 24 Apr 2023 22:29:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>?داستان خواجه نظام الملک و سلطان ملک شاه</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9-%D9%88-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D9%87-tnnok1uyrgn6</link>
                <description>?در تواریخ مذکور است که: سلطان ملک شاه(3) را گفتند که: خواجه نظام الملک(4) هر سال از خزانه صد هزار دینار به علما و صلحا و فقرا و زاویه داران و گوشه نشینان می دهد، و شما را از آن هیچ نفع نیست، و بدان مبلغ لشکر جرار در هم می توان بست. ?سلطان این سخن را به خواجه باز گفت، فرمود که: بدان زر لشکر زور را ترتیب می توان کرد که ایشان دشمنان را به شمشیری - که طول آن یک ذراع است و تیری که رفتن او سیصد گز باشد - از تو دفع کنند، من از برای تو به همان زر، لشکری ترتیب می کنم که از اول شب تا صباح بر درگاه حضرت اله به قدم صدق ایستاده اند، و از برای تو زبان به دعا و دست به  حاجت گشاده و شمشیر همت به ابر می رسانند، و تیر آه از هفت سپر آسمان می گذرانند، و لشکر تو و ما همه در پناه ایشانیم. فرد:دگر مگوی که درویش در پناه کسیست که پادشاه جهان در پناه درویش استملک شاه بگریست و گفت: شاباش،(1) شاباش برای من بیشتر از این لشکر ترتیب فرمای.?یازدهم قدر روز عمل بداند، و از آن فایده گیرد و در کارسازی و دوست نوازی کوشد و آزار و ایذا به کسی نرساند، و گرنه وقتی که آن عمل از دست رود جز حسرت و ندامت در دست نماند. بیت:چون توانستی ندانستی چه سود چون بدانستی توانستی نبود?اخلاق محسنی.كمال الدین حسین بن علی واعظ كاشفی سبزواری بیهقی</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Tue, 28 Feb 2023 19:01:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✍ بابت کار نیکی که انجام می‌دهی منت مگذار</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA-%D9%85%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-pkw9fjcfzm5v</link>
                <description>?چندین دهۀ قبل در عروسی‌ها مانند امروز ارکستر و خواننده نبود. در آذربایجان برخی مطربان بودند که سازی بر گردن می‌آویختند و می‌زدند و خودشان هم می‌خواندند که به آن‌ها در زبان محلی عاشیق می‌گفتند.?یکی از این عاشیق‌ها، فردی به نام عاشیق‌قادر بود که کنار او جوانی به نام محمد هم تنبک می‌نواخت. مجلس که تمام می‌شد عاشیق‌قادر با محمد از مجلس خارج می‌شدند‌. ?روزی عاشیق‌قادر به محمد گفت: چند درصد از مبالغ برداشتی را به تو بدهم؟! ?محمد جوان جمله‌ای گفت و برای همیشه در دل عاشیق‌قادر رفت. ?او گفت: استاد من که باشم و چه کرده باشم که سهمی از دسترنج تو بر خود معین کنم؟! همه‌کاره مجلس تویی و همه برای ساز و صدای توست که تو را دعوت می‌کنند. ?مرا تنبکی بر دست است که اگر نزنم هم چیزی از مجلس تو کم نمی‌کند. اگر من هم تنبک نزنم کسی هست که اگر نیاز شد، سطلی به دست گیرد و با چنگ به آن زند و صدایی درآورد.?حق‌تعالی می‌فرماید:«وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ» بر کار خیری که می‌کنی هرگز منت بر من و خلایق من مگذار و آن را زیاد نبین.?به عبارت بهتر ای انسان! اگر کار خیری به تو عنایت شد، بدان از جانب من بود برای بخشش گناهانت و تقربت به من. بدان مرا کار ناقصی در خلقتم نبود که تو را نیازمند تکمیل آن خلق کرده و آن کار را به تو سپرده باشم. ?همانا داستان محمد، داستانِ تواضع و خشوع در برابر خداوند است که مرتبه‌ای عظیم بر بنده نزد خالق می‌بخشد.</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Tue, 28 Feb 2023 17:41:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✍ مال هیچ بنده‌ای با دادن صدقه کاهش نمی‌یابد</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D9%82%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%AF-haasll2ekgen</link>
                <description>جوانی از یکی از پیشرفته‌ترین دانشکده‌های اقتصادی و تجاری آمریکایی فارغ‌التحصیل شد و برگشت تا در کسب‌وکار و فروش لوازم خانگی به پدرش کمک کند. او متوجه شد که پدرش هر ماه یک دستگاه لباسشویی یا یخچال یا اجاق گازی را در راه خدا به مستمندان (فقرا، بی‌سرپرستان و بیوه‌زنان) کمک می‌کند. پسر به‌شدت در برابر این کار پدرش ایستاد و آن را تلف‌کردن مال قلمداد می‌کرد و شروع کرد به حساب و کتاب که هزینه هر ماه و هر سال چنین و چنان می‌شود و بعد از ۱۰ سال چه مبلغ هنگفتی جمع می‌شود که اگر این مبلغ را در سرمایه‌گذاری به راه اندازد چه سودی خواهد داشت. سرانجام به نتیجه‌ای دست یافت که به‌آسانی نمی‌توانست از آن بگذرد!آمار و ارقامی که به آن دست یافته بود به‌سادگی قابل چشم‌پوشی نبود، لذا با پدرش شروع به مجادله کرد تا او را قانع کند که چگونه در اشتباه است و این کار او کاملا مخالف قوانین و اصول تجارتی است که او در دانشگاه‌های آمریکایی خوانده است. پدر ساده‌اش از او پرسید: تعداد گوسفندان بیشتر است یا سگ‌ها؟ پسر گفت: گوسفند.سپس پدر پرسید: سگ‌ها در سال بیشتر تولیدمثل می‌کنند یا گوسفندان؟جوان جواب داد: سگ‌ها بیشتر از یک بار در سال تولیدمثل می‌کنند و هر بار نیز پنج یا شش یا بیشتر از این‌ها توله به دنیا می‌آورند. اما میش کاملا برعکس؛ سالی یک یا دو بره می‌زاید.سپس پدر ادامه داد و پرسید:مردم سگ می‌خورند یا گوسفند و میش؟جوان جواب داد: معلوم است گوسفند. پدر گفت: سگ‌ها بیشتر از گوسفندان زاد و ولد می‌کنند و مردم بیشتر گوسفندان را ذبح می‌کنند و می‌خورند و سگ‌ها اصلا خوردنی نیستند. پس چرا تعداد گوسفندان چندین برابر سگ‌ها است؟ جوان ساکت ماند و جوابی نداشت. پدر به او گفت:این معادله در دانشگاه‌های آمریکایی و غرب قابل تعلیم نیست.پسر دلبندم، این یعنی برکت. دادن صدقه و بخشیدن مال باعث افزایش ثروت می‌شود و هرگز از آن نمی‌کاهد و این موضوع به خدا ارتباط دارد.مال هیچ بنده‌ای با دادن صدقه کاهش نمی‌یابد.☘☘☘☘☘☘☘☘☘✾? @Dastan ?✾</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Wed, 22 Feb 2023 09:18:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای کتاب الامام علی صوة العدالة الانسانیة</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A9-uwy0nfihbrdv</link>
                <description>به جرج جرداق گفتند: شما یک مسیحی هستی و خیلی هم مذهبی نیستی، چه شد که در مورد حضرت علی (علیه‌السلام) کتاب نوشتی؟به گریه افتاد و گفت مرحوم علامه امینی هنگامی که کتاب الغدیر را نوشت چند جلد از کتاب را برای من فرستاد. یک نامه هم نوشت و گفت آقای جرج جرداق شما یک حقوقدان و وکیل دادگستری هستی، نه شیعه هستی و نه سنی که بگوییم طرفداری میکنی، کار تو دفاع از مظلوم است. ما با اهل سنت بر سر علی (علیه السلام) دعوا داریم ما می گوییم حق با علی است آنها می گویند نه.حالا این چند جلد کتاب الغدیر را به عنوان پرونده مطالعه کنید. تمام مدارک هم از اهل سنت است. من از شیعه چیزی در آن ننوشته ام. شما هم در حد یک وکیل دادگستری قضاوت خود را برای من بنویسید.می گوید: من دیدم وقتی انسانی مرا به عنوان یک وکیل دادگستری مخاطب قرار داده و از من کمک خواسته بی انصافی است اگر کمک نکنم بنابراین پذیرفتم.وقتی کتاب ها را دقیق خواندم دیدم در تاریخ از علی (ع) مظلوم تر نمی شناسم و لذا تصمیم گرفتم به اقتضای شغلم که وکیل دادگستری می باشم از این مظلوم دفاع کنم و کتاب «الامام علی صوة العدالة الانسانیة» را نوشتم..</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Tue, 07 Feb 2023 16:18:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلسفه آرامش</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-zfmk3cmkw4mg</link>
                <description>دختر کوچولویی  با مداد شمعی نصف  مبل کرم رنگ نشیمن رو سیاه کرده بود. وقتی متوجه شدم صداش کردم و با تظاهر به ناراحتی گفتم که : عزیزم من اینجا چیزهای ناراحت کننده ای می بینم. به نظرت باید چکار کنم؟خونسرد سری تکون داد و گفت:خب پاکش کن!اگه پاک نمیشه چشماتو ببند!به همین سادگی! تمام فلسفه ی آرامش در همین جمله ی کوتاه..!«پاکش کن،اگه پاک نمیشه چشماتو ببند»</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 23:19:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-tqu9mvoqn0yg</link>
                <description>توی کتاب هنر خود شناسی از آرتور شوپنهاور یه تیکه ی فوق العاده رو خوندم که بنظرم لازم بود برای شما هم بگم، میگفت:&quot;انسان با صمیمیت بی اندازه با دیگران، از قدر و احترام خود می کاهد، زیرا فرومایگان از همه چیز سو استفاده می کنند، بالاخص زمانی که دریابند دسترسی به شما نیز آسان است!&quot;همینقدر مهمه که بدونیم نباید برای هرکس و ناکسی دم دستی باشیم، هر کسی لایق این نیست که همیشه براش دم دست باشیم..</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Tue, 20 Dec 2022 14:04:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>? اقتصاد به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-hrh3osfxt0tw</link>
                <description>? اقتصاد به زبان ساده درآمد: هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.خرج: اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.پس انداز: آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.ریسک: هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.سرمایه گذاری: همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.انتظارات: صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسان‌های کم ارزش انتظار نداشته باشید!</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Thu, 08 Dec 2022 13:17:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>??شك نکن ؛ دنیا همینه :</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%B4%D9%83-%D9%86%DA%A9%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-s3bowtms4ypr</link>
                <description>??مـرد بودن دَرد دارد ...نامرد بودن کـِـیف!??خوبی تاوان دارد .... بدی احترام!??پاک باشی تنهايي ...خیانت کنی با کلاسي??اما ...??دور باشـــی و تـپنده??بهتر است از این که ??نزدیك باشی و زننده??این مفــــــهوم را که در رگ هايت جاری کنی ??دیگر تــنها نخواهی بود ...</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Tue, 06 Dec 2022 06:52:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنان حکیمانه افلاطون</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%B7%D9%88%D9%86-zlmue4exlqvq</link>
                <description>افلاطون را گفتند : چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل بر آنچه نمی ماندنمی بندم.فردا یک راز است ; نگرانش نباش. دیروز یک خاطره بود ; حسرتش را نخورو امروز یک هدیه است ; قدرش را بدان و از تک تک لحظه هایت لذت ببر.از فشار زندگي نترسيد به ياد داشته باشيد که فشار توده زغال سنگ را به الماس تبديل ميکنه..نگران فردايت نباش خدای ديروز و امروز خداى فردا هم هست...ما اولين بار است كه بندگي ميكنيم. ولى او قرنهاست که خدايى ميكند پس به خدايى او اعتماد كن و فردا و فرداها را به او بسپار...</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Tue, 06 Dec 2022 06:46:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شناخت انسان ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-nay1finl5zxk</link>
                <description>?‍?  ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ،?‍?  ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ؛ تاﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ!?‍?  ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ درﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ،از ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ ميﺩﻫﻨﺪ ?‍?  ﻣﯿﺰﺍﻥ منطﻖ ﺷﺎﻥ ،?‍?  ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ ، ?‍?  ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ،?‍?  ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺷﻌﻮﺭﺷﺎﻥ ،?‍?  ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ ،?‍?  میزان اصالت شان ،?‍?  ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ؛ﻣﻬﺮﻭ ﻣﺤﺒﺖ راستین ﺷﺎﻥ ،?‍?  ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ، نشان ﻣﯽ ﺩﻫﺪ !?‍?  آدميان را تنها در عصبانیت میتوان شناخت</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Tue, 06 Dec 2022 06:44:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه بیت،سه نگاه،سه برداشت?</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%B3%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%D8%B3%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-yj9kvr9hqd7q</link>
                <description>موسی خطاب به خداوند در کوه طور ميگويد:اَرَنی(خود را به من نشان بده.)و خداوند ميفرمايد:لَن تَرانی(هرگز مرا نخواهی دید.) برداشت سعدی:چو رسی به کوه سینا، اَرنی مگو و بگذرکه نیرزد این تمنا به جواب لَن تَرانی برداشت حافظ:چو رسی به طور سینا اَرنی بگو و بگذرتو صدای دوست بشنو، نه جواب لَن تَرانیبرداشت مولوی:اَرِنی کسی بگوید که ترا ندیده باشدتو که با منی همیشه، چه تَری چه لَن تَرانیسه بیت، سه نگاه، سه برداشت:مثل سعدی ، عاقلانهمثل حافظ ، عاشقانهمثل مولوی ، عارفانه</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Mon, 24 Oct 2022 19:54:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبیه مداد باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-thdzwsnituma</link>
                <description>پیرمردی بود که هرگز خودکار به دست نمی‌گرفت و همیشه با مداد می‌نوشت. روزی نوه‌اش پرسید: چرا تا این اندازه، مداد را دوست دارید؟ پدر‌بزرگ گفت: سه ویژگی در مداد هست که در خودکار نیست.1: مداد این فرصت را می‌دهد که اگر اشتباه نوشتی و به اشتباه خود پی ‌بردی، زود با پاک‌کن آن را پاک کنی. ?خدا هم به انسان فرصت می‌دهد که اگر اشتباهی کرد، سریع توبه کند تا گناهش پاک شود.2: در زیبا نوشتن مداد، هرگز نوع و رنگ و زیبایی چوب نقشی ندارد و مهم مغزی است که درون مداد است. ?برای خدا هم، زیبایی و رنگ و نوع پوست انسان مهم نیست، زیبایی درون انسان مهم است.  3: یک خودکار، شاید جوهر داخل لوله‌اش خشک شود و تو را گول بزند و در زمان نیازت ننویسد. ولی مداد، مغزش خشک نمی‌شود و هرگز تو را فریب نمی‌دهد و تو را در روزهای سخت، تنها نمی‌گذارد. ?اگر با خدا روراست باشی، خدا نیز با تو روراست است و هرگز در سختی‌ها و مشکلات تو را تنها نمی‌گذارد.</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 17:11:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#نیازهای_اصلی_زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-gwamcbi12phe</link>
                <description>

? خانمی یک طوطی گران قیمت خرید، اما روز بعد دید صحبت نمی‌کند و آن را به مغازه برگرداند. صاحب مغازه گفت: آیا در قفسش آینه هست؟ طوطی‌ها عاشق آینه هستند، آن خانم یک آینه خرید و رفت. روز بعد باز آن خانم برگشت. و گفت طوطی هنوز صحبت نمی‌کند. صاحب مغازه پرسید: نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی‌ها عاشق نردبان هستند. آن خانم یک نردبان خرید و رفت. اما روز بعد باز هم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت: آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ گفت: نه. صاحب مغازه گفت خب مشکل همین است. آن خانم با بی‌میلی یک تاب خرید و رفت. روز بعد، خانم با ناراحتی آمد و گفت: طوطی مُرد. صاحب مغازه شوکه شد و پرسید: آیا او حتی یک کلمه هم حرف نزد؟ آن خانم گفت: چرا، درست قبل از مردنش رو به من کرد و با صدای ضعیفی گفت آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی‌ها نمی‌فروختند؟!
? داستان زندگی برخی از ما همینطور است، نیازهای اصلی یکدیگر‌ را فراموش کرده‌ایم و فقط نظر به حاشیه‌ها دوخته‌ایم! از نیاز اصلی همسر و فرزندانمان غافل نشویم. نیاز به #محبّت، درک طرف مقابل، همدردی، #احترام، کمک‌کار یکدیگر بودن و دهها نیاز اصلی دیگر را از یاد نبریم.</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Wed, 19 Oct 2022 19:50:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرنده ی زندگیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%AA-wnipx3h2y9ef</link>
                <description> آدرسصفحهوبیکهمیخواهیدنمایش ▫️پسربچه ای پرنده زيبايی داشت و به آن پر‌نده بسيار دلبسته بود. ▫️حتی شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش می‌گذاشت و می‌خوابید. ▫️اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگی او به پرنده باخبر شدند، از پسرڪ حسابی كار می‌كشیدند. ▫️هر وقت پسرڪ از كار خسته می‌شد و نمی‌خواست كاری را انجام دهد، او را تهديد می‌ڪردند كه الان پرنده‌اش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرڪ با التماس می‌گفت: نه، كاری به پرنده‌ام نداشته باشيد، هر كاری گفتيد انجام می‌دهم.▫️تا اينڪه یڪ روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختی و كسالت گفت، خسته‌ام و خوابم مياد.▫️برادرش گفت: الان پرنده‌ات را از قفس رها می‌ڪنم، كه پسرڪ آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم، كه با آزادی او خودم هم آزاد شدم. ▫️اين حكايت همه ما است. تنها فرق ما، در نوع پرنده ای است كه به آن دلبسته‌ایم. ▫️پرنده بسياری پولشان، بعضی قدرتشان، برخی موقعيتشان، پاره‌ای  زيبایی و جمالشان، عده‌ای  مدرڪ و عنوان آكادمیڪ و خلاصه شيطان و نفس، هر كسی را به چيزی بسته‌اند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهی نفس خودمان از ما بيگاری كشيده و ما را رها نكنند.▫️پرنده‌ات را آزاد ڪن! ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Wed, 19 Oct 2022 10:33:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرق &quot;آرامش و آسایش&quot; در چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D9%88-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-vgyh7ge9kryu</link>
                <description>آسایش یک امر بیرونی؛و آرامش یک پدیده‌ی درونی‌ست؛مردم ممکنه خیلی در آسایش باشند؛اما معدود افرادی هستند که در آرامش زندگی میکنند!&quot;آسایش&quot; یعنی راحتی در زندگی؛ که با امکانات و ثروت خوب و زیاد به دست میاد؛ هرچی دلشون بخواد میخرند؛ هر کجا خواستند میروند و...اما &quot;آرامش&quot; رو فقط کسانی دارند که از درون سالم و سلامتند...!</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Fri, 05 Aug 2022 11:17:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✅هفت قدم برای شاد بودن:</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-s7lticlduayq</link>
                <description>قدم اول：کمتر فکر کنید , بیشتر احساس کنید. قدم دوم：کمتر اخم کنید, بیشتر لبخند بزنید. قدم سوم：کمتر صحبت کنید,بیشتر گوش دهید. قدم چهارم：کمتر قضاوت کنید,بیشتر بپذیرید. قدم پنجم：کمتر ببینید،بیشتر انجام دهید. قدم ششم：کمتر گلایه کنید,بیشتر سپاسگزار باشید. قدم هفتم：کمتر بترسید, بیشتر دوست داشته باشید?❤️‌‎‌</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Thu, 04 Aug 2022 01:13:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع کن</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86-ucfo7x2ngcda</link>
                <description>اگه با پاهای خودتاز تخت اومدی پاییناگه صدای خیابون ها رو شنیدیرنگ ها رو دیدیگشنگی  رو حس کردی مشکلاتتبدهی هاتیادت اومدیعنی تو کلی از اونایی که امروز رو ندیدنجلویی. پاشوشروع کنامروز مال توست رفیق خیلی ها حسرت حس و درکش روبا خودشون بردن اون دنیا.پاشو لبخند بزنشروع کن نترساز هیچی نترس</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 11:38:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطره ای از آیت الله منتظری</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%DB%8C-yaac3jixgjdj</link>
                <description>آیت الله منتظری میگفت :اوایل سال ۱۳۵۶ بود که با آسید محمود ( آیت الله طالقانی )هم سلولی بودیم ،یک شب بی‌وقفه سیگار می کشیدو داخل سلول راه میرفت ،نیمه شب گفتم :سید خفه شدیم از دود چرا نمی‌خوابی ؟ ایشان گفت :مگر نمیشنوی صدای مردم‌رو ،صدای انقلاب‌رو ، پیروز میشن .من گفتم پیروز بشن چه بهتر ،ایشان گفت : چرا متوجه نیستی ،شاه از مملکت برود مردمبه ما مراجعه میکنندما هم هیچکدام مملکت داریبلد نیستیم ، همین یک ذره دین هم که دارنداز کف خواهند داد این مردم بینوا</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 11:31:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دستانت در دستان خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@Js7/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-zh7qyakhuc9l</link>
                <description>یک توپ بسکتبال توى دست من تقریبا 19 دلار می ارزه اما توى دست مایکل جردن تقریبا 33 میلیون دلار!بستگی داره توپ توى دست کی باشه!یک عصا توى دست من می تونه سگ ها رو دور کنه اما توى دست موسی(ع) دریای بزرگ رو می شکافه!بستگی داره عصا توى دست کی باشه!دو تا ماهی و یه تکه نان توى دست من یه ساندویچ می شه اما توى دست حضرت عیسی(ع) هزاران نفر رو سیر می کنه!بستگى داره روزى شما دست کى باشه!همانطور که می بینید ، بستگی داره هرچیزى ، توى دست کی باشه!پس ، دلواپسی هایت ، نگرانی هایت ، ترس هایت ، امیدهایت ، خانواده ات و نزدیکانت را به دستان خدا بسپار. چون بستگی داره ، چی توی دست کی باشهدستهایتان همیشه در دستان خدا</description>
                <category>A.M.Z.H</category>
                <author>A.M.Z.H</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 11:25:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>