<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کورش ریونانت - Koorosh Revenant</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Kooroshrevenant</link>
        <description>Koorosh Revenant</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:32:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1701399/avatar/uQ8fX5.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</title>
            <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به چشم من قشنگ ترین آدم این دنیا تویی</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B4%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C-i41cctd7x3na</link>
                <description>چقدر این شبارو دوست دارم. خدای خوبم. خدای پر از عشقم اگر میشه این روزا رو تکرار کن. هر روز تکرار باشه. دوازدهین روز اسفند هست و به چشم من قشنگ ترین آدم این دنیا تویی... عجیبی شبیه نفس های دریا و کاری کردی که دوباره به روزای آرامش برگردم. نمیدونم پایان این قصه چی میشه. برام مهم نیست چی میشه. فقط این شبا... میدونم باید از هر لحظه اش لذت ببرم چون تجربه شد که تو آینده حسرت این شبا رو دیگه نخورم و بگم بهترین استفاده رو از این زمان کردم. نمیدونم شاید این یه خصلت تو آدماس که بازم حسرت بخورن اما اینو بدون تو ستاره ی این شبای منی. این معجزه اس. تو منو از فضای سمی این آدما دور میکنی. پع.... بعضیا نزدیکن و تو مخ و دور باید بشن.... بعضیا دورن ولی انقدر بهت نزدیک که معجزه میکنن. میشن آرامش زندگیت... نمیخوام بدونم ته این قصه کی هستش... اصلا مهم نیست. مهم اینه که به چشم من تو قشنگ ترین و شیرین ترین طعم زندگی هستی... آری اینگونه است ماجرای ما #قلب #قلب #قلببهترین من تو ستاره ی شبای من... من دارم میام این دفعه قوی ترووو خودت میدونی چقدر باعثی... مهربون ترین... با دست پر دارم میام... با نت های عاشقانه... با حرف های عاشقانه... من عاشق میمونم و عاشق میخونم و عاشق میسازم... تو برای من خود انگیزمی... به چشم منووو کفره ولی میگم...چشمای تو خدای منه... شروعت انتهای منه... شایدم واقعا کفر نیست خب :دی </description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Fri, 03 Mar 2023 00:29:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آری</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D8%A2%D8%B1%DB%8C-opchvilnykxo</link>
                <description>دو.ست داشتن زیباست. هر بار که عشق ورزیدم و رفتند و پشت سرشان هم نگاه نکردند، دلگیر شدم اما دوباره تجربه کردم. یا _ خیلی دور _ یا _ خیلی نزدیک _ فرقی هم نیست. نمن همچنان عشق می ورزم و قضاوت را اهمیتی نمیدم. قاضی یکی هستش و بس! آری، من دوباره عاشق شدم و عاشق خواهم ماند. شاید روزی و جایی کسی که رفت _ شاید _ مرا بفهمد. دوست داشتن من را بفهمد. جهان زیباست و حالا دیگر تجربه نشان داده است که می شود انرژی بالا و پایین آدم ها را تشخیص داد و من که انتخابم مشخص است.</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 22:20:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به وقت عاشقی</title>
                <link>https://virgool.io/AyshanMoon/%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-dx0i9ajbu5pa</link>
                <description>هر عشقی را مداریست و قوی ترین دایره این مدار در زمان 01:20 ساخته شده است. بی نهایت مدار در این دنیاست. مدار عاشقی دیگری دارم به وقت 01:50 که در آن مدار عاشق شدم. یک عشق عجیب بود و همین الان که برای شما مینویسم 531 مین روزش است. حضورش را که حس میکنم، میفهمم و میفهمد. اینطور نوشته شد که من و تویی بین ما نخواهد بود که بخواهم ضمیری به کار ببرم. مدار 01:50 من یکی از قوی ترین مدار های من است و این مدار همیشه مثل یک راز محفوظ است. چیزی شبیه به آتشی زیر خاکستر است و در مدار 01:20 قرار دارد. بخش بسیار ناچیزی از مدار 01:20 را مدار 01:50 من تشکیل داده است. امشب که شب آرزو هاست. من و من یا تو و تو یا من و تو یا ما یا در کل بی هیچ ضمیری، ما قبل از شکل گرفتن مدار 01:50 آرزوها، یکی شده بودند. با قطعیت و بر طبق نظریه حرکت جوهری و لوح های محفوظ از آغاز عالم این آرزو و این عشق شکل گرفت و من و تو عاشق شدیم و آرزو های ما یکی شد. به قول مولانا بی من و تو... و من از عهد آدم تو را دوست دارم و به اندازه ی غم تو را دوست دارم. این موضوع غیر قابل انکار است و حتا اگر در ضمیر خودآگاه خودمان را گول بزنیم. شواهد نشان میدهد که در این جهان زیبا با این هوش ارزشمند... ما عاشق هستیم و اونم از نوع بدخیمش... خدا به داد برسد. :دی ای عشق تو شبیه به بال های یک پرنده هستی. ای عشق رویاها را در کوله پشتی ات بگذار که به دریا بزنیم.</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 23:54:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از چه باید بنویسم که تو تعبیر منی</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86%DB%8C-ieuo90ibayfb</link>
                <description>پارک مائده پارک عجیبی بودا جدی... تو تمام اعصار زندگیم یه خاطره یه عکس یه ویدیو داره.. :)) همینطور کلی ادم که اومدن و رفتن... این خیلی بده که 4 دم صبحه من بی هیچ حرف خاصی بخوام بنویسم... این بده... این جبر خستم کرد اصلاً... باشد که ماهی بشیم و بیدار که شدیم فراموش کنیم که با ما په کرد رفاقتایی که بوی گندش همه جا رو برداشت.... :) چه معادله و چه &quot;سناریو&quot; ی چرکی... من رفتم بخوابم بیخیالش اص... </description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jan 2023 03:47:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفت و همراه</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-ikkpea4focev</link>
                <description>اینکه تو این فضا همراه خودتو دوست داری یه حقیقته. چون اگه تو مود هم نباشید. زندگیتون مودی میشه هم راه نباشید. هم سلیقه نباشید و ... و همیشه ام بدیش اینه کسی که کامل تو مودته سیگنال نگیره، بخواد اذیتت کنه... اصلا کلا ازت بدش میاد ولی ریز باهات ادامه میده و همراهه... این جدی جدی خیلی بده اصلا بیخیال هیچوقت سروکارت به این داستان نخوره که بد میشه حالت... پس همراه، میتونه معرف داشته باشه ولی با تنفر... چه نقاب عجبیبی و سمی .. حال میکنم اصلا انگار مازوخیسم دارم... یه بی معرفت همراه،این خودش یه معرفت داره به همراه...!!!</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 23:25:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Snow ooker</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/snow-ooker-htmfqjztrpma</link>
                <description>حالا جدای از این، اسنوکر واقعاً جذابه در هر سطحی :دی مثل جشنوارس اصلا و جالب اینکه باحال ترین قاعده ی متفاوت مسابقه شوت اوت تو بازه زمانی جشنوارس...به من چه کی باخت چون پیگیر فوتبال نیستم اما مثل همیشه انتخاب داور برای سیمرغ جذابه :دی شاید نیازه اصلا برای این اتفاق هر سال، با جزییات البته شاید نمیدونم. اتفاق متفاوت و قشنگی میشه.</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 23:17:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دل های گرفته</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-i0svbrtkxffq</link>
                <description>اینجا نوشته هرچی دوست داری بنویس... نوشتن تو سخته برام... اصلا بیا یه لحظه همه اتفاقات گذشته رو بذاریم کنار...https://www.ganja2music.com/artist/koorosh-revenant/ اگر جای دیگه ای با هم آشنا می شدیم بازم دوستم داشتی؟ یا بازم دوست داشتم؟ به ظاهر این موزیکایی که ساختم نگاه نکن... اینجا یه دیواره که خیلی راحت با یه تف ( :دی ) میریزه... حقیقت... اون راشامون یه حس بود برای نوشتن و ساختن اون موسیقی و از روزی که رفت تو نت اون حرفا انگار از طرف من نبود :| رد دادم نه؟ واقعا بیا و یه دور مرور کن اتفاقاتو جان من... واقعا یه شب بشین مرور کن... نمیگم حق رو دو دستی به من بدی. نه! نیستم همچین آدمی... ازت دیگه واقعا میترسم... چرا؟ آخرین لحظه ی بی قراری من بودی که دیدمت... اعتماد نه فقط بعد تو به تو بلکه به همه بد از دست رفت... فکر میکنم تنها راهکارش هم خودتی... اینکه این دیوارو درست بسازی! این داستان دو حالت داره دیگه یا تو یه آدم کاملاٌ دارکی و داری ادامه میدی بازیو یا واقعا همونی هستی که باید باشی... همین شخصیتی که جلوی من و بقیه نشون میدی. تو حالت اول مرامی دیگه بیا بازیو ادامه ندیم که دلشو ندارم چون تو آخرین اعتماد بودی... مرامی بیخیال... اما در حالت دوم اگر باشی منو دوباره باید بسازی. یه تکلیف اصلا بدون... بعد بیا دوباره امتحان بگیر... منما کورش... واقعا دیگه خنده های عصبیم شروع شد برای اینکه واقعا کجایی؟ منم کورش.......!!! انقدر آخه بی معرفتی؟ ای کاش نمیدیدمت... بد حالی بود اون لحظه... دقیقاً یک هفته قبل میشه دو سال درسته؟ یادمه تک تک لحظاتو... بعد از اون همه اتفاقای ناجور... اینکه رسیدم به اینکه زندگی ممکنه یه کابوس مرگ بار باشه... بخدا چنمد لحظه قبل از تو خیلی ترسناک بود... از ته دل یه خلاء احساس کردم... تجریش بودم... داشتم میرفتم سمت ولنجک و اینا... بگذریم مهم حس اون لحظه بود و بعد اینکه یهو برای کار راهم خورد به راهت... اون کاغذ روی در... فکر کنم هنوزم عکسش تو آرشیو هست... کاشکی توام منو دوست داشتی یه کم... کاشکی توام منو دوست... دو سال شد! دو سالگی این اتفاق نمیدونم بگم مبارک یا تسلیت :))</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 00:04:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادت نرود که...</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%86%D8%B1%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-zfnaeya471o2</link>
                <description>کتاب یادت نرود که... منو برد تو گذشته... جدیدن به همین کلمات قصار یه کم زرد میوفتم... گذشته &quot;مصل&quot; رویاست... یه وقتایی کابوس و یه وقتایی حال خوب... اینکه این تصویر های ذهنی واقعیت یه روزی واقعیت بودن. با اینحال... امسال نتونستم برم کلاردشت توی ماه مهر!!! این خودش یه غمه!!! یادت نرود های گذشته که گذشته... نیستن ولی در مورد حال باید بگم یادت نرود که در اوج سختی ها کنارت بودم و این خودش سختی قضاوت بود... آهنگ راشامونو گوش کن این داستان که اونجا... یادت نرود که میتونست خیلی راحت نباشم ولی هستم ... حالا بیخیال این خودش کلی خوش شانسی داشت... یادت نرود که واقعیت هفته ی قبل کنارت بودنم... کلا... تصویرش تو ذهنی چرا اینطوریه... با بقیه فرق داره... واقعیت سخت بود!!! خیلی سخت دو روز افتری داشت که آروم تر بشم... الان چرا وایب خوب میده؟ این اتفاق یه عجیب داشت... حالا این رو به وضعیت حال و آینده تعمیم بده... یعنی ممکنه الان که دارم مینویسم یادت نرود که... حالم بد باشه و تصویر ذهنیش در آینده حس خوب... یا اکه حال خوبی دارم... در آینده از این تصویر لعنتی بدم بیاد و حالو خراب کنه... این حس ترسناک ولی عجیبه فکر بهش... یه بار جدی خودت امتحان کن... یه جورایی تحلیل و چالش ذهنی مهم و جالبیه فکر میکنم... یادت نرود که با اطمینان هستم و ممکنه فردا تمام اعتمادم یهو مثل یه ساختمون بریزه...!! یا برعکس... یادت نرود که..........</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Mon, 09 Jan 2023 22:41:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راشامون</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-lbtyquuqzw9f</link>
                <description>مثل باد باش و وابسته به هیچی نباش... یا حداقل سعی کن که وابسته نشی. اول زمستون میدونی چیش قشنگه؟ یه انار بیاری بشینی جلوی تلویزیون و شب های روشن فرزاد موتمن رو بذاری ببینی... این خودش یه لوپه که هر سال تکرار میشه... یه جورایی اینتروی جشنواره فجره تو بهمن :دی قشنگترین ماه نیمه ی دوم سال فکر کنم بهمنه و چقدر خاطره داریم هر سالشو... 14مین ساله فکر کنم که میرم نمیدونم دقیق یادم نیست... یادم میاد اکران عصر یخبندان بود... نصف سالن آشنا بودن :)) یه حال عجیبی بود دیگه... خداییش از اطرافیان هر کسی که اکرانو بود حتما خاطره خوبی براش موند و هر چند که این فقط یه خاطره بود که ناخودآگاهانه به خود آگاهم رسید وگرنه خاطره زیاده :دی از کجا رسید متن به کجا :دی</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 22:20:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب یلدا</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D8%B4%D8%A8-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-pkjhaltmwbi8</link>
                <description>من از خیلی چیزا میترسم و هر وقت که میترسم میرم سفر... چون چاره فقط تو سفر کردنه... نه اون سفر در مکان... نه اونو نمیگم... میگیری چی میگم؟ حالا یه شب یلدای دیگه رسید... بدون تو اینی که هستم نبودم و مدام مجبور شدم سفر کنم... سفر پشت سفر... یه روزی به سیاره ی تو سر میزنم... بیشتر روزا این سفر رو تجسم میکنم... اون روز شاید فقط پیش چشمات گریه کردم و رفتم ولی اگه پایه باشی باهات شبو میگردم... مثل شب های روشن فرزاد موتمن... بهت بگم نمیتونم از فکرت بیرون بیام... شاید دوباره بگی نمیشه! دوباره میگم فرصت بده... خلاصه اینکه این شب یلدا هم میره... به رسم یادگار دوباره اون آهنگو فرستادم... یه روزی با قدرت و احساس بیشتری برمیگردم... این خودش میتونه خطرناک باشه پس چاره فقط سفر از حال امشبم تا حال فردامه...</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Wed, 21 Dec 2022 20:34:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسیدنی</title>
                <link>https://virgool.io/@Kooroshrevenant/%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-f8hhq8jcvnhg</link>
                <description>راستی اینجارو داشته باشید 3&gt;https://www.ganja2music.com/artist/koorosh-revenant/اینجا همه چی از یه ور افتاده رادیکال شده... توییتر، محدودیت کلمه حداقلی و ویرگول، محدودیت کلمه حداقلی من خب شاید یه جمله بخوام بفرستم چرا حتما باید دویست سی صد تا کلمه بشه بعد پست شه! :» ولی اون بالا رو داشته باشید مرسی 3&gt;</description>
                <category>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</category>
                <author>کورش ریونانت - Koorosh Revenant</author>
                <pubDate>Mon, 05 Dec 2022 10:32:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>