<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Leadico</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Leadico</link>
        <description>کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی( گرایش تجارت الکترونیک )</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:32:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2841996/avatar/8NjTYx.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Leadico</title>
            <link>https://virgool.io/@Leadico</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازاریابی STP چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/stp-marketing-iu7hhunoicnp</link>
                <description>در محیط دیجیتال پر سرعت و رقابتی امروزی، کسب‌وکارها باید بدانند که چگونه استراتژی‌ها و کمپین‌های بازاریابی مؤثرتری ایجاد کنند که با نرخ‌های بالاتر لیدها را به مشتری دائمی تبدیل کنند.مدل بازاریابی(STP) می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند که مخاطبان خود را تقسیم‌بندی کنند، بازار خود را هدف قرار دهند و محصول یا خدمات خود را به گونه‌ای طراحی کنند که باعث افزایش فروش آن شود.در این مقاله، با مدل بازاریابی STP، اهمیت آن و مراحلی که برای استفاده از آن باید انجام دهید، آشنا خواهید شد. همچنین نمونه هایی را معرفی خواهم کرد، تا بهترین شیوه ها را برای ایجاد کمپین بازاریابی STP خود را پیدا کنید.بازاریابی مدل STPبازاریابی STP چیست؟در بازاریابی، STP مخفف بخش بندی(segmentation)، هدف گذاری(targeting) و موقعیت یابی (positioning) است. این یک فرمول سه مرحله‌ای است که به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا مخاطبان خود را تقسیم‌بندی کنند، خریداران مناسب را هدف قرار دهند و محصولات خود را برای ایجاد بیشترین تأثیر قرار دهند.قبل از مدل STP، بازاریابان در درجه اول بر روی تولید محصولات بدون درک بازار یا مخاطبان خود تمرکز داشتند. اما این رویکرد نتایج خوبی برای کسب‌وکارها به همراه نداشت. در جستجوی یک تکنیک بهتر، فیلیپ کاتلر مدل STP را در سال 1969 اختراع کرد و معتقد بود که این “جوهره بازاریابی استراتژیک” است.امروزه بسیاری از بازاریابان از مدل بازاریابی STP پیروی می کنند تا کمتر بر روی محصولات خود تمرکز کنند و بیشتر بر روی نیاز های مشتری تمرکز کنند. به این ترتیب، بازاریابان می توانند همدلی بیشتری با تجربه مشتری و چالشهای آنان داشته باشند، که اغلب منجر به تبدیل بیشتر سرنخ به مشتری می شود.اجرای یک استراتژی بازاریابی STP می تواند به کسب و کار شما کمک کند تا جایگاه قوی تری در بازار هدف خود پیدا کند.اهمیت، هدف و مزایای بازاریابی STPهدف مدل بازاریابیSTP این است که مشتری را در خط مقدم استراتژی بازاریابی شرکت قرار دهد. بدون تقسیم‌بندی، هدف‌گذاری و موقعیت‌یابی، کمپین‌های بازاریابی برای مصرف‌کنندگان بسیار عمومی و بی‌جهت خواهند بود. خوشبختانه STP فرمولی محکم برای درک نقاط درد مشتریان و برآورده کردن انتظارات آنها ارائه می دهد.برندهایی که از مدل بازاریابی STP پیروی می کنند، طیف وسیعی از مزایا را درک می کنند که برخی از آنها عبارتند از:1- بازاریابی برندها نمی توانند همه افراد روی کره زمین را هدف قرار دهند. با مدل STP، افرادی را که با آنها صحبت می کنید محدود می کنید. مرحله تقسیم‌بندی تضمین می‌کند که کسب‌وکارها گروه‌های مختلف را در مخاطبان خود جدا کرده و پیام‌ها را مطابق با نیازهای هر گروه سفارشی می‌کنند. این امر به شما آزادی را می‌دهد که پیام‌های فوق‌العاده‌ای بنویسید که برای مخاطبان بزرگ و عمومی امکان‌پذیر نیست.2- تقسیم بندی مخاطبان به شما این امکان را می دهد که فقط بر روی کانال هایی تمرکز کنید که مخاطبان شما از آنها استفاده می کنند. مدل STP به جای صرف زمان و پول برای کانال‌هایی که تبدیل به مشتری نمی‌شوند، به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا تلاش‌های خود را با تمرکز بر کانال‌هایی که به احتمال زیاد باعث بازگشت سرمایه می‌شوند، ساده‌تر کنند.3- هنگامی که مخاطبان خود را بشناسید، می توانید محصولاتی را ایجاد کنید که به طور خاص برای مشکلات و نیازهای آنها طراحی شده اند. مدل STP می تواند به شما در شناسایی مشتریان مناسب برای گروه های متمرکز و سایر اشکال تحقیقات بازار کمک کند، که می تواند منجر به فروش بهتر محصولات شود.4-. همه یک مشتری ایده آل برای برند شما نخواهند بود. اگر تیم فروش شما از تعقیب سرنخ‌های که تبدیل به مشتری نمی‌شوند خسته شده‌اند، مدل STP می‌تواند هم کیفیت سرنخ و هم ارزش طول عمر مشتری را از سرنخ‌های تولید شده توسط بازاریابی بهبود بخشد.5-هدف قرار دادن یک مخاطب عمومی پرهزینه و وقت گیر است  و معمولاً منجر به تبدیل های زیادی نمی شود. اما با مدل STP، کسب‌وکارها می‌توانند روی کانال‌ها، محصولات و پیام‌هایی تمرکز کنند که برای مخاطبانشان بهترین کارایی را دارند. این تمرکز زمان و بودجه شما را حفظ می کند و در عین حال نتایج را به حداکثر می رساند.6- تقسیم بندی مخاطب به شما داده های مناسب و مرتبط درباره مشتریان ایده آل میدهد. با داشتن اطلاعات باکیفیت، می توانید تصمیمات مبتنی بر داده بگیرید که جهت حرکت شما را تنظیم می کند.7-مشتریان به پیام های بیش از حد شخصی و هدفمند پاسخ مثبت می دهند. با گذشت زمان، این می تواند به شرکت شما کمک کند تا بخش بزرگ تری از بازار را ایجاد کند و در نهایت به یک بازیگر کلیدی در صنعت تبدیل شود.نحوه استفاده از مدل بازاریابی STPبرندها از مدل بازاریابی STP برای تمرکز کمتر بر روی محصول خود و تمرکز بیشتر بر روی مخاطبان خود استفاده می کنند. در حالی که می توانید از مدل STP در کنار هر استراتژی بازاریابی استفاده کنید، به ویژه برای بازاریابی دیجیتال مفید است.تقسیم‌بندی مخاطب، هدف‌گیری و موقعیت‌یابی در یک محیط دیجیتال آسان‌تر است، بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری از کسب‌وکارها مدل بازاریابی STP را با استراتژی‌های دیجیتال ترکیب می‌کنند.می توانید از مدل بازاریابی STP با بازاریابی دیجیتال از طریق مراحل زیر استفاده کنید:صفحات فرود(landing page) خود را تقسیم بندی کنید . هرکدام را آزمایش کنید تا ببینید کدام عناصر برای مخاطب هدف شما بهتر عمل می کننداستفاده از فن آوری بازاریابی برای ایجاد بخش های نحقیقات بازاریابی بیشتر، به طوری که بتوانید داده های مشتری بهتری را جمع آوری کنیدبخش بندی لیست ایمیل خود به چندین مخاطبایجاد تبلیغات هدفمند پرداخت به ازای کلیک (PPC) در رسانه های اجتماعیارسال مطالب در شبکه های اجتماعی که مخاطبان شما بیشتر از همه به آن مراجعه می کنندانتخاب کلمات کلیدی سئو که با بزرگترین نقاط چالشی مشتریان شما مطابقت دارندایجاد وبلاگ ها، پادکست ها و ویدیوهای YouTube متناسب با مخاطبان منحصر به فرد شمامدل بازاریابی STP باعث می شود بازاریابی دیجیتال موثرتر و مبتنی بر داده ها باشد. این به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا از راحتی و چابکی بازاریابی دیجیتال استفاده کنند، اما با رویکرد مشتری‌محور مدل STP، جلوتر ظاهر شوند.فرمول STEPبرای پیاده سازی مدل STP، کسب و کارها از فرمول STEP پیروی می کنند. نام اختصاری اشتباه است زیرا در این فرمول سه مرحله ای “E” وجود ندارد این روش فقط یک راه آسان برای به خاطر سپردن مراحل اصلی است.فرمول STEP این است:فرمول STEP- استراتژی STPاین فرمول یک نکته مهم را نشان می دهد: تقسیم بندی و هدف گذاری شما بر موقعیت برند شما تأثیر می گذارد. در عمل، این به این معنی است که هر بخش مورد نظر شما موقعیت متفاوتی خواهد داشت. می‌توانید انتظار داشته باشید که ترکیب پیام‌رسانی و بازاریابی شما بر اساس افرادی که با آنها صحبت می‌کنید متفاوت باشد.راه هایی برای تقسیم بندی مخاطباندر STP مخفف تقسیم بندی S (segmentation) است.در بازاریابی، تقسیم‌بندی، مخاطبان عمومی یک شرکت را بر اساس ویژگی‌های مشترک به دسته‌هایی تقسیم می‌کند.تقسیم بندی مفید است زیرا مخاطبان شما را بر اساس ویژگی های خاص به گروه های کوچکتر تقسیم می کند. از آنجایی که کسب و کارها نمی توانند محصولات خود را به طور یکسان برای همه تبلیغ کنند، تقسیم بندی به شما وضوح بیشتری در مورد افرادی می دهد که بیشترین سود را از راه حل های شما می برند.به عنوان مثال، اگر در یک نمایندگی خودرو بازاریابی می‌کنید، بخش‌های مختلفی را برای افرادی که خودروهای اسپرت، سدان و شاسی‌بلند رانندگی می‌کنند ایجاد می‌کنید. خریدار که یک خودروی اسپرت می‌خرد با شخصی که یک SUV مناسب برای خانواده رانندگی می‌کند متفاوت است. تقسیم بندی این مخاطبان به شما امکان می دهد یک برند واحد را برای انواع مختلفی از خریداران تبلیغ کنید.تقسیم بندی در استراتژی STPبرای شروع تقسیم بندی:مخاطبان خود را بشناسید. می توانید اطلاعاتی را از CRM، رسانه های اجتماعی و پلت فرم تجارت الکترونیک خود اضافه کنید تا درک خود را از مخاطبان خود عمیق تر کنید.ساخت پروفایل: راه‌حل تقسیم‌بندی شما می‌تواند به شما کمک کند در داده‌های مشتری فعلی خود به دنبال رفتارها، نگرش‌ها یا جمعیت‌شناسی خاص باشید و براساس آن پروفایلهای مختلف برای مخاطبان خود بسازید.بر اساس این پروفایل ها تقسیم بندی کنید. هنگامی که چند پروفایل مشترک مشتری ایجاد کردید، راه حل بازاریابی شما می تواند لیست مخاطبین را بر اساس ویژگی های مشترک مشتری به نمایه های جداگانه تقسیم کند.شما می توانید مخاطبان خود را بر اساس چندین عامل تقسیم بندی کنید:جمعیت شناسی: مشتریان را بر اساس سن، شغل، وضعیت اقتصادی یا جنسیت تقسیم بندی کنید.جغرافیا: مشتریان را بر اساس کشور یا شهرشان گروه بندی کنید. همچنین می توانید بر اساس مکان های شهری، حومه و روستایی تقسیم بندی کنید.رفتار: از داده‌های خریدهای گذشته، بازدید از وب‌سایت، بررسی‌ها و اولویت‌های ارتباطی برای تقسیم‌بندی مخاطبان خود استفاده کنید.روانشناسی: تعیین کمیت عوامل روانشناختی دشوارتر است، اما شامل نگرش ها، سبک زندگی و علایق می شود.بیش از چهار راه برای تقسیم بندی مخاطبان وجود دارد، مانند مرحله زندگی، داده های فنی یا داده های تراکنشی افراد. اما چهار روش ذکر شده در اینجا رایج ترین هستند. شما همیشه می توانید چارچوب منحصر به فرد خود را برای تقسیم بندی مخاطبان خود دنبال کنید.روشهای هدف قرار دادن بازاردر STP مخفف هدف گذاری T (targeting) است. مقصود از هدف گذاری این است که در مورد بخش هایی که دارید تحقیق کنید و تعیین کنید که کدام بخش ها بیشترین احتمال را برای تبدیل سرنخ به مشتری دارند. در حالی که هدف قرار دادن چندین بخش به طور همزمان وسوسه انگیز است، ولی باعث آسیب پذیری شما میشود بهتر است بهترین بخش را برای اهداف خود شناسایی کنید و فقط به یک مخاطب برای این کمپین بچسبید.هدف قرار دادن یک بخش در یک زمان ممکن است محدود کننده به نظر برسد، اما می تواند به شما کمک کند تا تلاش های بازاریابی خود را به طور موثر اندازه گیری کنید. با انتخاب بخش مناسب برای کمپین، علاقه و تبدیل های بیشتری را از سوی مشتریان ایده آل خود مشاهده خواهید کرد.با این حال نگران نباشید  راه‌حل‌های بازاریابی مناسب می‌تواند به شما کمک کند تا بخش‌های مختلف را سریع‌تر هدف‌گیری کنید، که این امکان را به شما می‌دهد تا تلاش‌های بازاریابی دیجیتال خود را افزایش دهید.STP هدفگذاری در بازاریابی برای یافتن مخاطب هدف مناسب، این معیارها را ارزیابی کنید:اندازه: بخش باید به اندازه کافی بزرگ باشد که بتوانید ترافیک قابل توجهی ایجاد کنید. به عنوان مثال، اگر تنها 20 مخاطب در یک بخش وجود داشته باشد، احتمالاً خیلی کوچک است.پول شما باید بازگشت سرمایه خود را ببیند. دوباره بررسی کنید که پولی که برای این کمپین بازاریابی خرج می‌شود، بازده خالص مثبتی ایجاد کند.دسترسی: رسیدن به این مخاطب برای شما چقدر آسان است؟ اطمینان حاصل کنید که هیچ گونه مانع قانونی یا فنی برای هدف قرار دادن این مخاطبین وجود ندارد.راه‌های دیگری برای یافتن مخاطبان هدف شما وجود دارد از جمله از طریق رقبا در بازار یا ثبات کلی صنعت. اما اینها رایج‌ترین راه‌ها هستند. به راحتی می توانید سایر عوامل هدفمندی را که برای کسب و کار شما منطقی هستند دنبال کنید.مدل بازاریابی STP اساساً یک فرمول سه مرحله‌ای است که به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا مخاطبان خود را تقسیم‌بندی کنند، خریداران مناسب را هدف قرار دهند و محصولات خود را برای ایجاد بیشترین تأثیر قرار دهند.روشهای موقعیت یابیدر STP مخفف موقعیت یابی(positioning) P است. موقعیت یابی به نحوه مشاهده مشتریان از محصول شما اشاره دارد.در آخرین مرحله از مدل STP، شما از بینش‌های به‌دست‌آمده از تقسیم‌بندی و هدف‌گذاری برای تصمیم‌گیری در مورد نحوه ارتباط محصول خود با مخاطبان انتخابی خود استفاده خواهید کرد. به عنوان مثال، اگر متوجه شدید که مخاطبی را هدف قرار می‌دهید که از هزینه‌ها آگاه است، می‌توانید محصول خود را به عنوان یک کالا با ارزش بالا معرفی کنید که مشتری به مزیت دیگری غیر از قیمت فکر کند.بسیاری از برندها نقشه های موقعیت یابی را برای کمک به این مرحله از مدل STP ایجاد می کنند. نقشه موقعیت یابی دو گزینه مجزا را در یک طیف مقایسه می کند.موقعیت یابی در بازاریابی STPبه عنوان مثال، اگر برای یک شرکت اسباب‌بازی کودکان کار می‌کنید، می‌توانید اسباب‌بازی‌های طبیعی(دوستدار محیط زیست) کودکان را با گزینه‌های مصنوعی در یک محور و قیمت مقرون‌به‌صرفه را با قیمت‌های لوکس مقایسه کنید. راه حل های رقبای خود را در نمودار قرار دهید. شاید یک رقیب اسباب بازی های طبیعی کودکان را با قیمت های لوکس ارائه دهد. هدف یافتن شکافی در موقعیت یابی است که نشان دهنده یک فرصت استفاده نشده در بازار است. شاید متوجه شوید که هیچ کس اسباب بازی های مقرون به صرفه و طبیعی کودکان را ارائه نمی دهد.راه‌های مختلفی برای موقعیت‌یابی محصول وجود دارد، اما اینها رایج‌ترین عوامل هستند:نمادین: این عامل به وضعیتی که با داشتن یک محصول به وجود می آید متمایل می شود. برندهای لوکس از موقعیت نمادین برای نشان دادن احساس قدرت، اعتبار و انحصار استفاده می کنند.عملکردی: این نوع موقعیت یابی تماماً در مورد حل مشکلات است. به نقاط چالشی مشتریان تکیه کنید و محصول خود را برای رفع بزرگترین نیازهای آنها قرار دهید.تجربی: مردم هنگام استفاده از محصول شما چه احساسی دارند؟ برندهای مختلفی از موقعیت‌یابی تجربی برای بازی در ارتباط عاطفی مشتریان با برندهایشان استفاده می‌کنند.مثل همیشه، می توانید موقعیت خود را با هر فاکتوری که برای کسب و کار شما بهترین است، سفارشی سازی کنید و محور مطلوب خود را طراحی کنید.نمونه هایی از بازاریابی STPانواع مختلفی از رویکردهای بازاریابی STP وجود دارد، مانند:بازار عمودی: هدف قرار دادن چندین بخش در یک بازار می تواند به شما کمک کند تا به بخش های کوچکتر در صنعت خود برسید. شما یک محصول یا خدمات خاص را به گونه ای قرار می دهید که برای بخش های مختلف در یک بازار واحد جذاب باشد.بازار افقی: بازاریابی افقی به جای محدود کردن یک بازار واحد، بر هدف قرار دادن بخش هایی در صنایع مختلف که دارای ویژگی های مشترک هستند، تمرکز می کند. این رویکرد در مشاغل کوچک رایج است.گسترش خط محصول: اگر می‌خواهید دسترسی شرکت خود را افزایش دهید، برنامه‌های افزودنی خط تولید به شما کمک می‌کند محصولات جدیدی را به عنوان راهی برای یافتن مشتریان جدید اضافه کنید. محصولات جدید به شما این امکان را می دهند که با راه حل های متناسب با نیازهای منحصر به فرد آنها، به بخش متفاوتی از بازار دسترسی پیدا کنید.تثبیت موقعیت: این نوع بازاریابی STP بر موقعیت یابی یک محصول یا خدمات واحد متمرکز است. مشکلات مشتریان را برجسته می کند و راه حل شما چگونه این نقاط چالشی را حل می کند.گزینه ای که کسب و کار شما باید انتخاب کند به اهداف، قابلیت های بازاریابی و رقبای شما بستگی دارد.اگر کنجکاو هستید که بازاریابی STP در زندگی واقعی چگونه به نظر می رسد، این سه مثال نشان می دهد که چگونه برندها می توانند با مدل STP ارتقا پیدا کنند.پپسیپپسی در طول کشمکش سنگین خود با برند رقیب کوکاکولا در دهه 1980، از تقسیم بندی برای دنبال کردن مخاطب ایده آل خود استفاده کرد. سه بخش را در بازار شناسایی کرد:مشتریانی که فقط به کوکاکولا وفادار بودندمشتریانی که پپسی را دوست داشتند اما همچنان کوکاکولا را ترجیح می دادندمشتریانی که از هر دو برند به طور مساوی خرید کرده اندپپسی روی بخش سوم تمرکز کرد زیرا این مصرف کنندگان ذهن بازتری داشتند. اما پس از اینکه کوکاکولا در سال 1985 نوین کوکا(New Coke) را معرفی کرد و با ناراحتی بسیاری از طرفداران کوکاکولا روبرو شد و وفاداری مشتریان کوکاکولا کاهش یافت، پپسی وارد عمل شد. هدف قرار دادن این بخش از مشتریان سابق کوکاکولا به افزایش 14 درصدی در فروش پپسی منجر شد.اپل APPLEاپل بر بازاریابی STP تسلط داشت زیرا تمام دنیا را هدف قرار نداد. این به دنبال بخشی از افراد مرفه علاقه مند به طراحی، عملکرد و تجمل بود. این شرکت با استفاده از موقعیت‌یابی نمادین و تجربی، خود را به عنوان یک برند ممتاز به بازار عرضه کرد.تیم بازاریابی اپل به نوآوری و انحصارگرایی متمایل شد تا یک برند با فناوری پیشرفته ایجاد کند. حتی امروزه، کاربران اپل به شدت به شرکتی که آن را یک شرکت فناوری نام تجاری می دانند وفادار هستند.مک دونالدبرخلاف اپل، مک دونالد مصرف کنندگان با درآمد متوسط و پایین را هدف قرار می دهد. مک دونالد با شعارهایی مانند «من عاشق آن هستم» و «ما دوست داریم لبخند تو را ببینیم»، خود را به عنوان گزینه ای در دسترس و مناسب خانواده برای افرادی که می خواهند برای فست فود هزینه کمتری بپردازند، معرفی می کند.مک دونالد به عنوان یک برند بین المللی، به شدت به بخش بندی و هدف گذاری برای تحقیقات محصول متمایل است. به عنوان مثال، غذاهای محلی را می شناسد و منوهای محلی را طراحی می کند و بر اساس ترجیحات ذائقه مخاطب هدف خود.بهترین روش ها برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی STP موثراجرای یک استراتژی بازاریابی STP می تواند به کسب و کار شما کمک کند تا جایگاه قوی تری در بازار هدف خود پیدا کند. این مراحل عملی را برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی با استفاده از مدل STP دنبال کنید:بازار را تعریف کنید. برای شروع، کل بازار موجود، بازار در دسترس قابل سرویس و بازار قابل دسترسی را پیدا کنید. این پارامترها تعداد افراد در کل بازار را مشخص می‌کند، کدام یک از این افراد می‌توانند مشتری شما شوند و به طور منطقی می‌توانید به چند نفر از این افراد دسترسی پیدا کنید.مخاطبان خود را تقسیم بندی کنید. نکات این مقاله را دنبال کنید تا مخاطبان خود را بر اساس موقعیت مکانی، جمعیت شناسی، رفتار و موارد دیگر تقسیم بندی کنید. احتمالاً در این مرحله چندین بخش ایجاد خواهید کرد.جذاب ترین پروفایل های بخش را توسعه دهید. مشخص کنید کدام بخش ها برای کمپین بازاریابی شما مناسب هستند. ارزیابی کنید که هر بخش چقدر از نظر تجاری قابل دوام است و به دنبال امیدوار کننده ترین گزینه بروید.رقابت را ارزیابی کنید. خطر رقابت را نادیده نگیرید. ارزیابی کنید که محصول یا خدمات شما چگونه با رقبای شما مقایسه می شود. تحقیق کنید تا ببینید آنها چه کاری را بهتر از شما انجام می دهند و در کجا کوتاهی می کنند. اطمینان حاصل کنید که راه حل شما یک شکاف در بازار را پر می کند تا مخاطبان شما دلیل قانع کننده ای برای تعامل با شما داشته باشند.یک استراتژی موقعیت یابی ایجاد کنید. راه حل خود را با موقعیت یابی نمادین، کاربردی یا تجربی قرار دهید. شما همچنین می توانید کسب و کار خود را بر اساس قیمت، رقابت یا پرستیژ قرار دهید.آمیخته بازاریابی را تعیین کنید. شما با 4P بازاریابی (محصول، قیمت، مکان و تبلیغات) کار خواهید کرد تا ترکیب بازاریابی خود را نهایی کنید. ویژگی های محصول، استراتژی های قیمت گذاری، کانال های موجود و روش های تبلیغاتی خود را برای تکمیل کمپین خود در نظر بگیرید.سخن پایانیدانستن مدل بازاریابی STP می تواند به کسب و کارها کمک کند تا استراتژی ها و کمپین های بازاریابی موثرتری ایجاد کنند که در سطوح بالاتر تبدیل شوند.وقتی برای شروع آماده شدید، بازار خود را تعریف کنید و مخاطبان خود را تقسیم بندی کنید. از آنجا، باید بهترین بخش را برای کمپین انتخاب کنید، رقبای خود را ارزیابی کنید، موقعیت استراتژیک خود را داشته باشید و یک آمیخته بازاریابی را تعیین کنید تا بتوانید کسب و کار خود را گسترش دهید. </description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Fri, 06 Sep 2024 22:18:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ نکته برای ایجاد “خلاقیت در کار”</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/creativity-in-the-workplace-yresl0rsqeor</link>
                <description>خلاقیت - عنصر کلیدی موفقیت سازمان هانوآوری نیروی حیاتی موفقیت یک شرکت در دنیای امروز است. در بسیاری از شرکت ها خلاقیت در کار و دست یابی به ایده های برتر یک عنصر کلیدی به حساب می آید. این عنصر در همه ی شرکت ها دیده نمیشود خلاقیت و نوآوری باعث موفقیت می شود در صورتی که این خلاقیت در آن مجموعه پیاده سازی بشود. پرورش خلاقیت در هر فردی به وی کمک کند تا از آن در زندگی و کار استفاده کند.در محیط های کاری افراد خلاق به بهتر شدن فضای کاری کمک می کنند در این مقاله ۱۰ استراتژی مهم برای ایجاد خلاقیت در کار گردآوری شده است.۱- دریافت های بصری.صرف نظر از مسئولیت، نقش و کاری که انجام میدهید تجسم داده ها به شکل گیری ایده های جدید کمک میکند در واقع یک ابزار قدرتمند برای ایجاد خلاقیت دید وسیع و قدرت تجسم بالا است.۲- فکر آزاد.برای ایجاد خلاقیت در قدم اول ذهن را آماده میکنیم پس از آن باید ذهن شما بدون هیچ نگرانی یا استرسی از جملات منفی عبارت منفی یا موانع فکری عبور کرده و عباراتی مثل “میتوانم” و “میشود” را در ذهن پرورش دهد.۳- وارونه بنگرید.به جای اینکه یک کار را از اول به آخر نگاه کنید از آخر به اول بنگرید. هیچ وقت نگویید “چطور” انجامش دهم راهی که در ایجاد خلاقیت به کار میگیرید نباید با وجود موانع متوقف بشود.خلاقیت کودکان در بازی های کودکانه۴- بازی کنید.خلاقیت را در بازی کردن بیاموزید. در بازی ها میتوانید به خلاقیت دست یابید مثلا از کارمندان بخواهید در مورد موضوعات مختلف نظرشان را روی یک تکه کاغذ بنویسند یا ایده های کاری شان را بنویسند سپس یک کاغذ را به صورت تصادفی بردارید و آن ایده را پیاده سازی کنید.۵- همه چیز را یادداشت کنید.هیچ ایده ای دور از دسترس نیست. هر ایده ای در کار ارزشمند است برای اینکه این ایده ها فراموش نشود باید با جزییات آنها را یادداشت کنید. یادداشت همین ایده ها منجر به شکل گیری ایده های بزرگتر میشود.۶- به خود استراحت ذهنی بدهید.خیلی از رهبرهای تجارت های بزرگ از رسانه ها و یا اینترنت استفاده میکنند اما خیلی از آنها براین باورند که ذهن نیاز به استراحت دارد و استفاده ی بیش از حد از رسانه ها منجر به آشفتگی ذهنی میشود. البته ذهن نباید همیشه در حالت استراحت قرار داشته باشد چو ذهن حقیقتاً پویا است آنچه که در اینجا مطرح است همان تمرکز برای شکل گیری ایده های بهتر کاری است.فضایی جهت استراحت کارمندان در محل کار۷- ساعات خوشی را فراموش نکنید.برای اینکه خلاقیت بیشتری داشته باشید باید از ذهن خود کمک بگیرید طبیعتاً یک ذهن پریشان و آشفته ایده های ندارد که در اختیار شما بگذارد بنابراین سفر کنید و در سفر ذهن خود را خالی کنید تا ایده های جدید در آن شکل بگیرد.۸- فعالیت های فیزیکی.فعالیت های بدنی ذهن را باز میکند. به خصوص اگر شغل شما به گونه ای است که باید دائما در حالت نشسته و پشت سیستم های کامپیوتری باشید باید حتما تحرک را از برنامه های روزانه خود حذف نکنید فعالیت به خوب فکر کردن شما کمک میکند.۹- نقاط قوت را تقویت کنید.این یک تصور غلطی است که خلاقیت تنها متعلق به انسان هایی است که طبیعتاً هنرمند هستند هر انسانی میتواند خلاق باشد به شرطی که ذهنی آماده داشته باشد لازم نیست ایده های ما خیلی فوق العاده باشند ایده های کوچک گام اول برای شکل گیری ایده های بزرگ هستند.۱۰- کلمات را بیرون بریزید.ذهن زمانی که آشفته است باید درمان شود و درمان آن سخن گفتن است با بیرون ریختن کلمات از ذهن آشفتگی را از خود دور کنید حتی میتوانید کلمات را بنویسید تا ذهن تان خالی شود و برای ایده های جدید فضای کافی به وجود بیاید.با دنبال کردن پیج اینستاگرام از مطالب مدیریتی بیشتری بهره مند شوید:@SSAEEDMOUSAVII</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2024 11:55:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندروم شیشه خیارشور !!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/pickle-jar-syndrome-ghhdtsml0yuz</link>
                <description>     یکی از مهارت‌های مهم ارتباطی توانایی همدلی و درک دیدگاه دیگران است.      گاهی ممکن است مشکلات دیگران را قابل حل و ساده می‌پنداریم در حالی که نگاه متفاوتی به مسائل خودمان داریم. همچنین برخی اوقات قضاوت‌های نابجا نسبت به زندگی دیگران داریم و فکر می‌کنیم که اگر ما سرمایه آن فرد را داشتیم یا خودمان آن کار را انجام می‌دادیم بهتر از آب در می‌آمد.      حتی ممکن است دیگران را به بی‌عاطفگی متهم کنیم. مثلاً چطور دلش آمد والدین پیرش را در خانه سالمندان بگذارد و… درحالیکه نمی‌دانیم اگر خودمان جای آنها بودیم و مشکلاتشان را داشتیم چه کاری می‌توانستیم انجام دهیم. اینجاست که سندرمی به نام سندروم شیشه خیارشور مطرح شد که اشاره می‌کند به اینکه ما فکر می‌کنیم مسائل دیگران ساده است در حالی که اینگونه نیست. برای آشنایی بیشتر با این سندروم ادامه مقاله را دنبال کنید.تصویر1سندروم شیشه خیارشور چیست؟     سندروم شیشه خیارشور بین خیلی از افراد وجود دارد. حتماً تاکنون متوجه شده‌اید هنگامی که فردی می‌خواهد در خیارشور را باز کند و زور می‌زند ولی نمی‌تواند با خودتان می‌گویید که این کاری ندارد و اگر دست من بود بهتر می‌توانستم آن را باز کنم. اما موقعی که خودتان می‌خواهید در شیشه خیارشور را باز کنید نمی‌توانید. این سندروم به زمانی اشاره می‌کند که افراد از دور می‌خواهند به مشکلات دیگران نگاه کنند. ابتدا به مثال‌های زیر توجه کنید:۞ اگر من جای فلانی آن درآمد را داشتم تاکنون سرمایه‌های زیادی به دست می‌آوردم.۞ اگر خودم فلان پروژه را جلو می‌بردم خیلی بهتر می‌توانستم مشتری جذب کنم.۞ آن مادر آنقدر بی‌مسئولیت است که فرزندش را از سه سالگی در مهد کودک می‌گذارد.     هر کدام از ما ممکن است ناخواسته دیگران را قضاوت کرده باشیم یا حتی از سوی آنها قضاوت شده باشیم. گاهی ممکن است مشکلات و چالش‌های افراد از دور برای شما ساده و قابل حل به نظر برسد ولی اگر خودتان در آن شرایط قرار گرفته باشید تازه می‌فهمید که آن مشکلات به ظاهر ساده بسیار سخت هستند و حتی عبور از آنها به راحتی امکان‌پذیر نیست. شما زمانی می‌توانید مشکلات دیگران را ارزیابی کنید که خودتان در آن موقعیت‌ها قرار گرفته باشید.تصویر2علت سندروم شیشه خیارشور     چرا فکر می‌کنیم که مسائل دیگران آنقدر ساده و پیشپا افتاده هستند در حالی که نگاه دیگری به مشکلات خودمان داریم ؟ این را بدانید که ما فقط بخش کوچکی از مشکلات دیگران را می‌بینیم و طیف وسیعی از آن از نگاه ما پنهان است. شما توانایی همدلی با احساسات دیگران را ندارید و به همین دلیل است که گاهی رفتارهای آنها برایتان مبهم به نظر می‌رسد و یا ممکن است با قضاوت‌های نابجا آنها را ناراحت کنید.      گاهی دلیل گیر افتادن در سندروم شیشه خیارشور این است که شما تمایل به کنترلگری دارید و توجهی به توانایی افراد برای حل مسائلشان ندارید. از طرف دیگر کسانی که خودشیفته هستند و خودشان را برتر و بهتر از دیگران می‌دانند فکر می‌کنند که آنها ناتوان برای حل مشکلات هستند و اگر این مسائل برای خودشان پیش می‌آمد راحت می‌توانستند از پس آن بر بیایند.چگونه گرفتار سندروم خیارشور نشویم؟     برای اینکه دچار سندروم خیارشور نشویم باید بتوانیم از نگاه دیگران به مسائل و مشکلات آنها بنگریم و خودمان را جای فرد مقابل بگذاریم و لحظه‌ای با خود بیندیشیم که اگر من هم جای او بودم و فشارهای او را داشتم چه کاری می‌توانستم انجام دهم؟ با این روش شما دیگران را قضاوت نمی‌کنید و دست از سرزنش کردن و رفتارهای عجولانه برمی‌دارید.تصویر3۞ مهارت همدلی را پرورش دهید.     اگر خودتان را در موقعیت دیگران قرار دهید و سعی کنید که احساسات و افکار و حالات آنها را درک کنید بهتر می‌توانید همدلی داشته باشید. چنانچه شما شخصیتی دارید که همیشه با خود می‌گویید که اگر من جای او بودم حتماً موفق می‌شدم لازم است که این مهارت را حتماً تمرین کنید. دیدن گرفتاری‌ها و مسائل از دور شاید جزئی و پیش پا افتاده به نظر برسد ولی اگر لحظه‌ای بتوانید خودتان را در شرایط بقیه بگذارید متوجه می‌شوید که حق با آنهاست. با پرورش مهارت همدلی رنج‌ها و احساسات دیگران را بهتر درک می‌نمایید.      هر فردی تجربیات منحصر به فردی در زندگی خودش دارد و ممکن است مسائلی را در دوران حتی کودکی خود تجربه کرده باشد که برای شما غیر قابل باور باشد. پس لحظه‌ای با خود بیندیشید که اگر من هم خانواده و شرایط و گذشته آن فرد را داشتم، آیا باز هم فکر می‌کردم که این مشکل ساده است؟ قطعاً خیر.      مسیر زندگی هر انسانی با دیگری متفاوت است پس طبیعتاً رفتار افراد هم فرق می‌کند. از این رو شما نمی‌توانید نگاه خودتان را به دیگران توصیه کنید. به این نکته مهم توجه کنید که دارویی که حال شما را خوب می‌کند ممکن است فرد دیگر را به حد مرگ بکشاند. بنابراین دست از تجویز کردن برای زندگی دیگران بردارید و سعی کنید که مهارت همدلی خود را ارتقا دهید.۞ اجازه ابراز احساسات به دیگران بدهید.     به افراد این اجازه را بدهید که مشکلات و رنج‌هایشان را بیان کنند و سعی کنید که فعالانه و بدون قضاوت کردن به آنها گوش جان بسپارید. مهارت گوش کردن هم یکی از ترین راه‌های رسیدن به همدلی و ارتباط موثر است. زمانی که می‌خواهید به صحبت‌های فرد مقابل گوش دهید تمام توجه خود را متمرکز کنید و از قطع کردن حرف‌های او خودداری کنید. اجازه دهید که فرد مقابل صحبت‌هایش را تمام کند و اگر هیجانی مانند ترس، غم یا خشم را نشان داد یا شروع به گریه کردن کرد، فقط آرام باشید به او بگویید که احساسش را می‌فهمید. اگر به صحبت‌های فرد مقابل بی‌اعتنا باشید یا قضاوتش کنید او دیگر مسائلش را با شما در میان نمی‌گذارد. حین حرف زدن شما هم احساساتتان را نشان دهید و پاسخی متناسب با آن بدهید.۞ فرضیه سازی نکنید.     این نکته را به خاطر بسپارید که فرضیه متضاد همدلی است. اینکه شما بخواهید طبق مفاهیم قبلی و باورهای خودتان برای دیگران نسخه بپیشید کاری به دور از انصاف است. شاید شما برای مشکلات خودتان شروع به فرضیه‌سازی کنید اما هنگامی که می‌خواهید این کار را برای دیگران انجام دهید نمی‌توانید دیدگاه آنان را کاملاً درک کنید. هنگامی که شروع به فرضیه سازی می‌کنید یعنی مسائل دیگران را درک نکرده‌اید و می‌خواهید آنها طبق قواعد شما و در مسیر شما حرکت کنند. در چنین شرایطی فرد مقابل با خود فکر می‌کنه که شما اصلاً او را نفهمیده‌اید و به حرف‌های او با دقت گوش نداده‌اید. شما این شیوه ارتباطی را می‌توانید با همسر، فرزند، دوستان یا در محیط‌های کاری داشته باشید.بنابراین قبل از ارتباط با فرد مقابل ابتدا چند لحظه‌ای مکث کنید و برای گوش کردن به حرف‌هایش آرام باشید. ۞ خلاقیت داشته باشید.     شاید داشتن مهارت همدلی و اینکه بتوانید دیگران را قضاوت نکنید برایتان کاری دشوار باشد اما شما می‌توانید از راه‌های مختلفی به این همدلی برسید. مثلاً می‌توانید هنگامی که کتاب‌های مختلف ادبی می‌خوانید یا فیلم‌های مختلف می‌بینید خودتان را لحظه‌ای جای شخصیت‌های داستان بگذارید و از دیدگاه آنها به مسائلشان بنگرید.      با استفاده از قدرت تخیل و درک احساسات و افکار آنها می توانید مهارت همدلی را در خودتان تقویت کنید. آن موقع است که متوجه می‌شوید مشکلات دیگران از نگاه خودشان چه معنایی دارد.۞ مقایسه نکنید.     شاید این جمله ساده به نظر بیاید اما متاسفانه خیلی از افراد موقعی که به مسائل دیگران نگاه می‌کنند او را مقایسه می‌کنند و برایش حکم صادر می‌کنند. این رفتارهای نابجا باعث دلسردی اطرافیان و دوری از شما می‌شود.      علاوه بر این مشکل هر فردی برای خودش بسیار پیچیده و بزرگ به نظر می‌رسد و اگر شما آن را ساده و احمقانه تصور کنید رنج آنها را چند برابر کرده‌اید. حتی اگر واکنش‌های دیگران در نظر شما غیرمنطقی و نامتناسب باشد اما بهتر است تنها همدلی کنید و انتظار نداشته باشید که آنها را عوض کنید. یادتان باشد طبق سندروم شیشه خیارشور، باز کردن درب شیشه برای شما هم می‌تواند سخت باشد.● کلام پایانی     شاید بار اولتان باشد که اصطلاح سندروم شیشه خیارشور را می‌شنوید اما متاسفانه افراد زیادی این ویژگی شخصیتی را دارند نمی‌توانند لحظه‌ای خودشان را جای دیگران بگذارند و از نگاه آنها به مشکلات بنگرند. این مهارت ارتباطی کار آسانی نیست و در صورت فقدان آن چالش‌های زیادی را در روابط بین فردی تجربه می‌کنید.       اگر شما هم احساس می‌کنید که به آسانی دیگران را قضاوت می‌کنید یا بی‌رحمانه قربانی قضاوت‌های آنها می‌شوید وقتش رسیده است که مهارت‌های ارتباطی را بیاموزید چیزی که در دانشگاه یا مدرسه آموزش ندیده‌اید. در این زمینه توصیه می‌شود از یک مشاور و درمانگر با تجربه کمک بگیرید.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Mon, 01 Apr 2024 15:30:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارتیمی چیست؟ اصول و عوامل موثر در موفقیت کار تیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/teamwork-ndkjfsi1u0w1</link>
                <description>هر وقت صحبت از کار تیمی می‌شود، به یاد یکی از داستان‌های کتاب فارسی دوران دبستان میافتم. چند کبوتر در تور صیادی گرفتار می‌شوند. در ابتدا هرکدام از آن‌ها برای نجات خودش به یک سمت پرواز می‌کند. اما در نهایت هیچکدام نمی‌توانند از تور فرار کنند. عاقل‌ترین کبوتر به دوستانش پیشنهاد می‌دهد در یک جهت مشخص و همزمان بال بزنند تا بتوانند تور را از زمین بلند کنند. با انجام این کار موفق می‌شوند در یک جهت به پرواز درآیند و تور را هم با خودشان بلند کنند. در پایان داستان هم موشی به کمک آن‌ها می‌آید و با جویدن تور، آن را از پای کبوترها جدا می‌کند.کار تیمی در سازمان هم به همین اندازه تأثیرگذار است. به نظر من سازمان‌ها و شرکت‌ها بخاطر تیم‌ها تشکیل شده‌اند. بدون تیم، هرکس جداگانه کار خودش را انجام می‌داد و دیگر نیازی به ایجاد شرکت‌ها و سازمان‌ها نبود.کار درست تیمی موضوعی است که در کسب و کارهای امروزی اهمیت دارد. در حال حاضر هرکسی می‌تواند چند نفر را جمع کند، یک تیم بسازد و کاری را انجام دهد. کارفرمایان و رهبران حرفه‌ای امروز باید بدانند چگونه تیمی موفق بسازند که ارزشی ایجاد کند و باعث رشد فردی و گروهی شود. با مطالعه این مقاله یاد خواهید گرفت که چگونه کار درست تیمی را وارد ساز و کار شرکت خود کنید و با اینکه کار تیمی موفق چیست و با عوامل موثر در موفقیت کار تیمی آشنا می‌شوید.تعریف کار تیمی چیست؟برخی از کارفرماها تنها می‌دانند که کار تیمی برای سازمان مفید است. به همین دلیل در بسیاری از آگهی‌های استخدام یکی از ویژگی‌های مورد نیازشان «روحیه فعالیت تیمی» است. اما چند درصد از افراد می‌دانند که منظور از روحیه کار تیمی چیست؟طبیعت یکی از موفق ترین تیم سازهایی است که می توانیم ببینیم.در طبیعت عناصر مختلفی وجود دارند که با در کنار هم قرار گرفتن، ترکیبات و در مقیاس بزرگ‌تر، مواد را می‌سازند. اما آیا هر دو عنصری را می‌توان در کنار هم قرار داد؟ مثلا برای ساختن آب به هیدروژن و اکسیژن نیاز داریم. با نیتروژن و اکسیژن نمی‌توانیم آب بسازیم. این بدین معنا نیست که نیتروژن عنصری بدون کاربرد است. فقط این مفهوم را می‌رساند که نیتروژن برای ایجاد مولکول آب کاربرد ندارد!اگر آب مانند تیمی باشد که در سازمان به آن نیاز دارید، پس باید دقیقا به دنبال هیدروژن و اکسیژن بگردید. یعنی افرادی که از تمام جوانب، برای تیم مورد نظر شما مناسب هستند را انتخاب کنید. برای پیدا کردن چنین افرادی، ابتدا باید بدانید کار تیمی چیست؟مفهوم کار تیمیتیم‌ها ایجاد می‌شوند تا با همکاری یکدیگر به هدف تعیین شده، برسند. تیم‌ها ممکن است به صورت موقتی برای یک هدف یا پروژه خاص تشکیل شوند یا اینکه به صورت دائمی روی یک حوزه کار کنند. به عنوان مثال کارتیمی یک تیم برنامه نویس، تا زمانی که باهم کار می‌کنند، یک تیم هستند. اما تیمی که برای یک کمپین تبلیغاتی تشکیل می‌شود، بعد از پایان کمپین منحل خواهد شد.در کار تیمی افراد ارتباط نزدیکی باهم دارند. پس باید با هم‌تیمی‌های خود و وظایفشان سازگار باشند. آن‌ها همچنین باید مهارت‌ها و تخصص‌های لازم برای دستیابی به هدف تعیین شده را داشته باشند. در تیم هیچ عضوی بیکار نیست و هرکس وظیفه‌ای دارد. همچنین همه باهم برابر و همکار هستند و رهبر تیم تعیین می‌شود تا افراد را در مسیر درست هدایت کند. اکنون کاملا می‌دانید که مفهوم کار تیمی چیست.چرا بدون کار تیمی در سازمان، احتمال موفقیت کم می‌شود؟نکته‌ مهمی وجود دارد که باید به آن توجه کنید. کار تیمی در سازمان خوب است؛ اما بعضی از پروژه‌ها با کار فردی جواب می‌دهد. به عنوان مثال وکالت خانواده یک شغل فردی است و نیازی به تیم ندارد. پس ابتدا باید بررسی کنید که آیا واقعا به کار تیمی در سازمان نیاز دارید یا خیر. در صورتی که پاسخ مثبت است، بدانید که احتمال موفقیت سازمان شما بدون کار تیمی خیلی کم‌تر می‌شود.با کار تیمی به تعداد اعضای تیم ایده و روش برای انجام پروژه خواهید داشت.علت‌های این موضوع را هم در ادامه بررسی کرده‌ایم.احتمال اینکه یک فرد در حین کار متوجه اشتباهاتش بشود، خیلی کم است. اما در کار تیمی اعضا اشتباهات یکدیگر را اصلاح می‌کنند.در کار تیمی موفق اعضا از یکدیگر حمایت می‌کنند و معمولا کار به تعویق نمی‌افتد. اگر یک نفر برای مدتی نتواند وظیفه خود در پروژه را انجام دهد، سایر اعضای تیم آن بخش را بر عهده می‌گیرند.در کار فردی، عملکرد یک فرد روی دیگران تأثیر ندارد. به همین دلیل ممکن است مسئولیت پذیری او کم‌تر شود.انسان‌ها ذاتا به ارتباطات و دوستی اهمیت می‌دهند. در کار تیمی روحیه افراد بهتر است و می‌توانند کار را سریع‌تر به پایان برسانند.در کار فردی یک نفر با تمام قوت‌ها و ضعف‌هایش حضور دارد. اما در تیم اعضا می‌توانند نقاط ضعف یکدیگر را پوشش دهند.اصول کار تیمیاصول کار تیمی به اعضای آن بستگی دارد. تیم سازی یکی از بخش‌های سازمان است که باید به صورت کاملا دلی انجام شود. منظور من این است که یک تیم زمانی موفق می‌شود که افراد خودشان بخواهند در آن حضور داشته باشند و کار کنند و این یکی از عوامل موثر در موفقیت یک تیم محسوب می‌شود.در کار تیمی هر شخص قطعه ای از پازل را در جای درست قرار می دهد.هر تیم به یک رهبر نیاز دارد. رهبر باید به کمک سایر اعضای تیم، اصول کار تیمی را مشخص کند. در این صورت افراد حدود و وظایفی که در تیم دارند را به خوبی می‌شناسند. اصول و قوانین، حدود را مشخص می‌کنند و حدود از ایجاد سوءتفاهم‌های مختلف پیشگیری می‌کند.اصول کار تیمی، خط قرمزهای مورد نیاز در فعالیت‌های تیمی را می‌سازد.اگر ایده‌ای برای تعیین اصول کار تیمی در سازمان خود ندارید، من چند پیشنهاد برای شما دارم.اصول مربوط به ارتباطات: ارتباطات در تیم باید حد و مرز مشخصی داشته باشند. نه باید آنقدر خشک و سرد برخورد کرد که کار کسل کننده شود و نه باید آنقدر نزدیک شد که سوءتفاهم به وجود آید.اصول مربوط به تعهد: یکی از ویژگی‌های تیم مختصر و مفید بودن آن است. یعنی در تیم هیچ مهره اضافه‌ای وجود ندارد. بنابراین همه افراد باید با وظایفشان آشنا شوند و به آن‌ها متعهد باشند.اصول مربوط به انتقاد: هرجایی که تعداد افراد بیشتر از یک نفر باشد، احتمال اختلاف نظر وجود دارد. با تعیین اصول و قوانین برای روش انتقاد در تیم، از جر و بحث‌های احتمالی پیشگیری خواهید کرد.۳ مورد از مهم‌ترین عوامل موثر در موفقیت کار تیمیکمی پیش‌تر گفتیم که دغدغه امروز مدیران ساخت تیم و انجام کار تیمی موفق است. تا اینجای کار با اصول و مفاهیم فعالیت‌ تیمی آشنا شدیم که استفاده از آن‌ها پایه و اساس یک تیم موفق را می‌سازد. اما در این بخش به عوامل موثر در موفقیت کار تیمی اشاره می‌کنیم. این عوامل تکنیک‌هایی هستند که باید آن‌ها را بدانید.مهارت‌های نرماین بخش از مرحله دوم کار شروع می‌شود. مرحله اول این است که رهبر تیم با توجه به مهارت‌های سخت (تخصص‌ها) تصمیم بگیرد چه افرادی وارد تیم شوند. اصولا تعداد اعضای تیم باید بین ۶ تا ۱۲ نفر باشد. بیش از این تعداد، مدیریت تیم سخت‌تر خواهد شد و تقریبا یک سازمان محسوب می‌شود.مهارت های نرم اتحاد و همبستگی میان اعضای تیم را حفظ می کند.اگر تمام اعضای تیم مهارت‌ های نرم را داشته باشند، یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در موفقیت کار تیمی فراهم می‌شود. از جمله مهم‌ترین مهارت‌های نرم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:مهارت حل مسئله و خلاقیت.نظم و مدیریت زمان.هدف گذاری و برنامه ریزی.اعتماد به نفس و عزت نفس.برنامه ریزیبرنامه ریزی یکی از کلی‌ترین عوامل موثر در موفقیت کار تیمی است. برنامه ریزی باید برای ابعاد مختلف فعالیت‌های شما در تیم انجام شود. در ادامه به چند بُعدی که به برنامه ریزی نیاز دارند، اشاره کرده‌ایم.برنامه ریزی برای تحویل کار در زمان مشخص.برنامه ریزی درباره وظایف اعضا و ایجاد سیستم مناسب در تیم.برنامه ریزی برای دستیابی به اهداف روزانه، ماهانه و… .ارتباطاتارتباطات یکی از مهارت‌های نرم به شمار می‌رود. اما اهمیت آن به اندازه‌ای است که باید آن را جزو سه مورد اصلی عوامل موثر در موفقیت کار تیمی قرار دهیم. ارتباطات موثر محدود به رهبر تیم نیست و تمام اعضای سازمان باید مهارت‌های ارتباطی را یاد بگیرند. چند مورد از مهم‌ترین مهارت‌های ارتباطی مورد نیاز برای موفقیت در کار تیمی عبارت است از؛صداقت و صراحت.همدلی.انتخاب کلمات مناسب هنگام صحبت با دیگران (به خصوص زمانی که قصد انتقاد دارید).رعایت حدود و خط قرمز‌های ارتباطی.آمادگی برای حل مشکلات در کنار یکدیگر بدون مقصر دانستن دیگران.مهارت‌ گوش دادن موثر.۵ نکته‌ای که باید درباره مدیریت کار تیمی بدانیداصول مدیریت تیمی و مدیریت یک سازمان بزرگ شباهت‌های بسیاری باهم دارند. بنابراین برای یک مدیر موفق اهمیتی ندارد که مدیریت کار تیمی با ۶ نفر عضو بر عهده اوست یا سازمان ۱۰۰ نفره. در هر صورت باید اصول تیم سازی و اصول مدیریت تیمی را بداند.مدیر یک تیم با کمک مهارت های رهبری می تواند تیم را به موفقیت برساند.در ادامه به ۵ نکته کلیدی در این باره اشاره کرده‌ایم.1. هدف گذاری در مدیریت کار تیمیبه یاد داشته باشید که اهداف تیم باید برای افراد هم مزیت‌هایی داشته باشند. اهداف فردی آن‌ها را نیز پوشش دهند. در این صورت اعضای تیم نهایت تلاششان را برای دستیابی به هدف تیمی خرج می‌کنند.2. رهبری تیم و دوری از ریاستتیم به رهبر نیاز دارد، نه رییس. افراد باید آزادی عمل داشته باشند تا بتوانند برای انجام وظایفشان خلاقیت نشان دهند. پس در مدیریت کار تیمی باید افراد را هدایت کنید. دستور دادن در تیم ممنوع است.3. الگوی مناسب برای تیممی‌دانیم که در تیم همه اعضا باهم برابرند. اما از زمانی که نام مدیر یا رهبر تیم روی شما قرار می‌گیرد، اعضا دیدگاه متفاوتی نسبت به شما خواهند داشت. هر ویژگی‌ که می‌خواهید در تیم وجود داشته باشد را ابتدا در خودتان پرورش دهید.4. توجه به ارزش‌هامنظور از ارزش‌ هم ارزش‌ افراد است و هم ارزش‌های تیم. برای مدیریت کار تیمی باید ارزش‌ها را بشناسید و به کمک آن‌ها در تیم اتحاد ایجاد کنید.5. کنترل و حل اختلافات میان اعضااگر مدیریت کار تیمی را بر عهده دارید، مطمئن باشید که برای حل اختلافات هم تبدیل به یک قاضی خواهید شد. پس مهارت‌های حل اختلاف را نیز یاد بگیرید. شما همچنین باید بیاموزید چگونه اختلافات خودتان با دیگران را حل کنید. در این قسمت با اینکه نکات مهم کار تیمی چیست آشنا شدید. در ادامه همراه ما باشید.کلام آخر؛ تقویت کار تیمی در سازمان با مهارت‌های مدیریتیبا تقویت کار تیمی در سازمان مزیت‌های بسیاری به دست می‌آورید. اما برای دستیابی به چنین تیمی باید کفش آهنی بپوشید. اولین باری که قصد داشتم برای توسعه کارم تیم بسازم را به خاطر دارم. از همان ابتدا پر انرژی پیش رفتم. تک به تک اعضا را خودم به تیم اضافه کردم و آن‌ها را آموزش دادم. اما در نیمه راه صبرم به پایان رسید و مشکلات تیم روز به روز بیشتر شد. در نهایت به جای تقویت کار تیمی، تمام اعضا را از دست دادم و مجبور شدم همه چیز را از اول آغاز کنم.کار تیمی هنری برای تمام ابعاد زندگی است و به محیط کار محدود نمی شود.من کار تیمی را با آزمون و خطا پیش بردم و به همین دلیل شکست‌های بسیاری را تجربه کردم تا در نهایت به موفقیت رسیدم. اما یک راه میانبر برای شما وجود دارد و نیازی نیست همه خطاهایی که من رفتم را دوباره تکرار کنید.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Sat, 16 Dec 2023 15:15:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت ناپلئونی</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86%DB%8C-vfxqwjlpvwhl</link>
                <description>ناپلئون بناپارتنقل شده است ناپلئون بناپارت در حكومت قدرتمند خود در فرانسه، نامه هاى دريافتى را تا دو ماه يا بيشتر باز نكرده و نمى خواند.هنگامى كه پس از اين مدت نامه ها را باز مى كرد، بسيارى از مسائل و مشكلات مورد اشاره در نامه رفع شده بود و نياز به رسيدگى و تصميم گيرى نداشت. اين سبك مديريتى تحت عنوان&quot;مديريت ناپلئونى&quot;ناميده مى شود، در برخى موارد، ورود سريع و عجولانه مديران به مسائل ساختار نيافته و غيرمترقبه سازمان موجب مى شود مسئله پيچيده تر شود و تصميمات مدير،نتايج وخيم ترى را به دنبال داشته باشد.بر اساس سبک مديريت ناپلئونى، بروز مسائل احساسى بين كاركنان و يا اقدامات خارج از عرف و خارج از وظايف ذینفعان بيرونى سازمان، مستلزم درنگ و تامل بيشتر توسط مدير است، چرا كه گذر زمان به اشکال مختلف، ممكن است به پاك شدن اين گونه مسائل يا حل آن توسط عوامل ديگر منجر شود.&quot;مديريت ناپلئونى&quot;بر اين محور استوار است كه گذر&quot;زمان&quot;مى تواند منجر به حل بسيارى از مسائل حاشيه اى و فرعى سازمان شود به نحوى كه ورود مدير به مسئله را غير ضرورى سازد.شاید ما هم به شیوه ناپلئونی مدیریت می کنیم ؟!در فرایند مسئله یابی مدیران ممکن است اشتباهاتی مرتکب شوند که این امر اثربخشی فعالیت های آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد .این اشتباهات شامل نادیده گرفتن مسئله، انتظارات نادرست از رویدادها و به تعویق انداختن مسئله است.نادیده گرفتن مسئله :نادیده گرفتن یا انکار مسئله خطرناک ترین اشتباه است چون باعث فرسایش وخوردگی تدریجی سازمان می شود و در نهایت سازمان را از پا درمی آورد.در این وضعیت به رغم آثار و ظواهر مشکل، مدیر اساساً آن را انکار می کند و می گوید ما هیچ مشکلی نداریم و در بهترین وضعیت هستیم. معمولاً در سازمان های انحصاری که محیط آن ثابت است این گونه اشتباهات رایج است.واین که چرا مدیران به این اشتباه دچار می شوند از دیدگاههای مختلف مورد بررسی است. چنانچه مدیردر سازمان  احساس کند که مدیر توانمندی است، احساس مشکل و بویژه اگر این موضوع را سایر کارکنان درک کنند نشان از نقطه ضعف او بوده و او نمی تواند این موضوع را بپذیرد و همیشه در فضایی خود را نگه می دارد که بعنوان مدیر توانمند مشکلات اطراف خودرا حل کرده و حتی پذیرش این امر را ندارد. و از بعد دیگر اگر مدیر ضعیف و بویژه بی انگیزه درا انجام امور هم باشد با احساس مشکل واعتراف به  وجود آن از او انتظار می رود بعنوان یک مدیر به دنبال راهکارهای عملی حل مشکل باشد و چون علاقه ای به انجام فعالیت به هر شکل ممکن را ندارد به انکار مسئله می پردازد.انتظارات نادرست ازرویدادها:انتظارات نادرست از رخداد ها یعنی تفاسیر مختلف نسبت به یک مسئله وجود دارد؛ مثلاً هنگامی که سازمان با ترک خدمات کارکنان روبه رو می شود ممکن است برخی از مدیران آن را فرصت و برخی دیگر آن را تهدید تلقی نمایند. این وضعیت باعث می شود که موضوع اصلی در کانون تصمیم گیری قرار نگیرد.مدیر با تدبیر واقع بینانه باید به ریشه اصلی مشکل پی ببرد و درصدد حل آن برآید. چون عدم برخورد صحیح با موضوع هزینه های مختلفی (به ویژه اگر این موضوع به سرمایه انسانی یک سازمان مرتبط باشد) را برای سازمان به همراه خواهد داشت.به تعویق انداختن مسئله :به تعویق انداختن مسئله یعنی شانه خالی کردن و امروز و فردا کردن تصمیم گیری است. برخی از مدیران که به این شیوه تصمیم گیری می کنند بر این باورند که بسیاری از مسائل و مشکلات به مرور زمان حل خواهند شد و نیاز به تصمیم گیری نیست.ناپلئون بناپارت از جمله کسانی بود که به این شیوه مدیریت می کرد و مطالعه نامه های رسیده را تا سه هفته به تعویق می انداخت و هنگامی که پس از سه هفته آن ها را می خواند خوشحال می شد که می دید بسیاری از مسائل و مشکلات در طی این مدت حل شده اند و البته این اشتباه همیشه نمی تواند چنین نتایجی را در بر داشته باشد و نتیجه این که مدیران نباید مسئله را به تعویق بیندازند.نتیجه اینکه :اگر مدیران برطبق نظر آلبرت انیشتن عمل می نمودند و به جای اینکه تمام منابع مادی وانسانی خود را صرف حل هوشمندانه مسئله می کردند خردمندانه از وجود آن جلوگیری می کردند شاید میزان اشتباهات خود را تقلیل     می دادند و می  توانستند با تفکر و تأمل سرمایه های مادی و معنوی سازمان را به سوی اهداف سازمان وکارکنان هدایت می نمودند.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Sun, 10 Dec 2023 07:48:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف های بزرگ، انگیزه های بزرگ ایجاد می کنند.</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/goals-fbpibqzceyt1</link>
                <description>هدف از زندگی، لذت بردن از مسیر رسیدن به هدف است.در کوه‌های آندس دو قبیله متخاصم زندگی می‌کردند. یکی از قبیله هار در دامنه کوه‌ها زندگی می‌کرد و دیگری ئر ارتفاعات. یک روز مردم قبیله ای که در کوهستان زندگی می‌کرد به مردم قبیله‌ی دامنه‌ی کوه‌ها حمله کردند و در ضمن این حمله نوزاد یکی از خانواده‌ها را ربودند و با خود به کوهستان بردند.مردم قبیله نمی‌ دانستند که چگونه از کوه بالا بروند. آنها راه‌هایی را که مردم کوه‌نشین برای بالا رفتن از کوه از آنها استفاده می‌کردند بلد نبودند و نمی‌دانستند که مردم کوه‌نشین را از کجا پیدا کنند و چگونه رد‌پای آنها را در مسیر‌های شیب‌دار و تند بگیرند. بنابراین بهترین مردان جنگجو را فرستادند تا از کوه‌ها بالا رفته و نوزاد را به خانه برگردانند. نیروهای اعزام شده روش‌های مختلفی را امتحان کردند و بالاخره پس از چند روز تلاش آنها فقط دویست فوت بالا رفته بودند. مردان دامنه نشین درحالیکه ناامید شده بودند به این نتیجه رسیدند که موضوع را فراموش کنند و آماده‌ی برگشت به خانه شدند.درست در همین هنگام که مشغول آماده شدن و جمع آوری اسباب  و لوازم جهت برگشت بودند مادر نوزاد را دیدند که به‌طرف آنها از کوه پائین می‌آمد. آنها واقعا نمی‌توانستند این صحنه را باور کنند که چگونه از کوه بالا رفته است.وقتی نزدیکتر شد دیدند که بچه را به پشت خود بسته است، - یکی از مردان از او پرسید:         &quot; ما درحالیکه ما قویترین مردان دهکده هستیم‌ نتوانستیم از کوه بالا برویم، تو چگونه این کار را کردی؟+ مادر در چشمانشان نگریست و شانه هایش را بالا انداخت و گفت:         &quot; چون این نوزاد، فرزند شما نیست!نتیجه راهبردیوقتی هدف خود را مشخص می‌کنید به ذهن خود فرصت می‌دهید که به آن فکر کند، به ذهن‌تان چند جفت چشم می‌دهید که انسان‌ها و ایده‌های جدید را ببینید و به این صورت دنیای بیرون‌تان با دنیای درون‌تان که همان هدف‌تان است منطبق شود.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Sat, 28 Oct 2023 08:52:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان آن چیزی است که می‌خورد</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/food-tourism-cq6l8a370vx1</link>
                <description>نمونه ای از غذای محلی شمال کشورغذا همیشه بخش مهمی از صنعت گردشگری بوده است به طوری‌که حتی شاخه‌ای به عنوان «گردشگری غذا» در این صنعت به وجود آماده و بهانه برای سفر به مقصدهای مختلف جهان شده است. گردشگران امروزی گردشگرانی هستند که مسئولانه و آگاهانه سفر می‌کنند، مقصدهای خود را از روی آگاهی انتخاب می‌کنند و به دنبال تجربه‌‌های جدید هستند. تجربه‌ای که می‌تواند یک غذای جدید در یک مقصد جدید باشد.اهمیت غذا در توسعه‌ی گردشگری بسیار اساسی است. غذا با طعم و مزه‌ای که دارد انگار دروازه‌های فرهنگ‌های مختلف را به روی گردشگران می‌گشاید. قطعاً کسی که در یک سفر غذا می‌خورد فقط یک خوردنی را تجربه نمی‌کند. بلکه بخشی از فرهنگ آن مقصد را تجربه می‌کند. پس غذا نمادی است از سبک زندگی و سبک زندگی نمادی است از فرهنگ یک سرزمین.آنچه درباره اهمیت غذا در توسعه‌ی گردشگری می‌خوانید:گردشگری غذا بهانه‌ای برای سفر کردنتغییر در سلیقه‌ها و سبک سفرسبک‌ها و تبلیغات جدید آشپزیبهداشت و تکنولوژی غذاجشنواره‌های غذا و غذاهای خیابانیگردشگری غذا بهانه‌ای برای سفر کردنگردشگران خارجی در یکی از  کافه رستورانهای سنتی ایرانسفرهای امروز با سفرهای قدیم خیلی فرق کرده است. مسافران این روزها دنبال این هستند که چطور بیشتر از سفرشان لذت ببرند و تجربه‌ها جذاب‌تر و جدیدتری به دست آورند. در کنار تمامی این‌ها سبک‌های خاصی هم به سفرها اضافه‌شده است. عده‌ای دغدغه حفاظت از محیط‌زیست را دارند و همه‌جا به حفاظت از آن می‌پردازند، عده‌ای در سفر به کارهای خدماتی مشغول می‌شوند و «سفرهای داوطلبانه» را انتخاب می‌کنند و برای عده‌ای هم تجربه غذاهای مختلف، محور اصلی سفر را تشکیل می‌دهد. به طوری‌که این روزها تجربه‌ی خوردن غذا و به خصوص غذاهای بومی و محلی یک سرزمین به بهانه اصلی سفر تبدیل شده است.شاید در گذشته‌ای نه چندان دور مردم وقتی سفر می‌کردند یا مواد اولیه طبخ غذا را با خود بر می‌داشتند و حین سفر به پخت‌وپز مشغول می‌شدند، یا در اولین رستوران بین‌راهی و نزدیک به محل اقامتشان توقف می‌کردند و از منوی آن چیزی سفارش می‌دادند. اما حالا مردم سفر می‌کنند تا غذاهای بومی یک سرزمین را تجربه کنند. وقتی وارد مقصد جدیدی می‌شوند به سراغ غذاهای محلی آن مقصد می‌روند و نشانی بهترین غذاخوری را در قدیمی‌ترین محله‌ها می‌گیرند.اگر نگاهی گذرا به شبکه‌های اجتماعی بیاندازید کمتر گردشگری را می‌بینید که در مقصدی به تجربه غذاهای بومی آن نپرداخته باشد. همین می‌شود که غذا بهانه‌ای برای سفر و حتی دلیلی برای انتخاب مقصد می‌شود.این‌که خانواده‌ها امروز بسیار بیشتر به‌صورت جمعی تصمیم می‌گیرند هم یکی دیگر از نکته‌هایی است که نقش گردشگری غذا را پررنگ کرده است. اکنون خانواده‌ها فقط به خاطر علاقه‌ی کودکانشان به غذایی خاص به یک رستوران یا فست‌فود می‌روند. اما این اتفاق را در سفر می‌توان طور دیگری دید، که اگر مقصدی بتواند غذاهایی برای سلیقه‌های مختلف داشته باشد پس می‌تواند به یک مقصد گردشگری هم تبدیل شود. کافی است تا یک خانواده در سفر به مقصد جدید، از غذاهایی که آن‌جا می‌خورند لذت ببرند و تجربه آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند.تغییر در سلیقه‌ها و سبک سفرنمونه ای از منو آزاد صبحانه دریک رستورانشاید درگذشته برای خیلی افراد مهم بود که اگر به سفر رفته‌اند حتماً در لوکس‌ترین یا مشهورترین رستوران‌های شهر غذا بخورند. افراد کمی بودند که در میان محله‌های قدیمی می‌گشتند و غذاهای اصیل و بومی مقصد را پیدا می‌کردند. اما امروز سلیقه گردشگران کاملاً عوض‌شده است، توجه گردشگران به غذاهای بومی بیشتر شده، آنها خود را به محله‌های قدیمی می‌رسانند، از وسط بازارها عبور می‌کنند و درست جایی در یک چهاردیواری کوچک که نه میز دارد و نه صندلی در صف می‌ایستند تا دست‌پخت یک پیرمرد را بچشند که سال‌هاست این غذا را می‌پزد. چون او بهترین املت‌ها را به همراه سبزی و نان محلی سرو می‌کند. او بدون این‌که بیلبوردهای تبلیغاتی داشته باشد یا در تلویزیون تبلیغ کند موفق شده گردشگران بسیاری را به خود جلب کند. مسافری از غذای او خورده و آن را به دیگران معرفی کرده و هر روز بر تعداد کسانی که پیشترها دوست داشتند رستوران‌های لوکس را تجربه کنند، اما حالا به ساده‌ترین و اصیل‌ترین غذاها روی آورده اند، اضافه می‌شود.سبک‌ها و تبلیغات جدید آشپزیدرگذشته آشپزها کار خود را در گوشه‌ی آشپزخانه انجام می‌دادند و بی‌آنکه شناخته شوند، هنر آشپزی خود را از نسلی به نسلی آموزش می‌دادند. اما امروز خود آشپزی تبدیل به رونق بخش گردشگری آن هم به شکل بسیار وسیعی شده است. رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های تلوزیونی پر شده از برنامه‌هایی که به سبک و سیاق آشپزی می‌پردازند. همین امر باعث شده تا آشپزی و غذا نقش مهمی در معرفی مقصدهای گردشگری ایفاء کند.بسیاری مقصدها آشپزخانه‌های باز را در معرض توجه گردشگران و مسافران قرار داده‌اند. مردم سفر می‌کنند تا سبک آشپزی اقوام و ملل مختلف را تجربه کنند. به همین خاطر است که غذا در گردشگری جایگاه مهمی پیدا کرده و تبدیل به عنصر پررنگی در سفرها شده است. از جایی به بعد دیگر این غذا نیست که در خدمت گردشگری است یا گردشگری در خدمت غذا، تعاملی دوسویه بین این دو جریان دارد. گردشگری باعث رونق صنعت غذا می‌شود و غذا باعث رونق گردشگری.بهداشت و تکنولوژی غذاکنسروهای غذاییباز هم پدیده‌های مدرن به کمک غذا آمده‌اند تا بتوانند آن را بیشتر از پیش در سفرها بگنجانند. درگذشته تهیه و نگهداری غذا کار راحتی نبود. همین امر باعث می‌شد تا مسافران نتوانند به هر رستوران یا غذاخوری‌ای اطمینان کنند. تهیه‌ی مواد اولیه‌ی با کیفیت و طبخ غذای خوب را امروز تکنولوژی راحت کرده است. بنابراین اگر جایی غذای خوب تولید نمی‌کند چیزی جز بی‌مسئولیتی و عدم وجود کار حرفه‌ای در آن وجود ندارد. چون با وجود امکانات امروز هر غذای خوشمزه‌ای را می‌توان در هر زمان و هر مکانی تهیه کرد. بنابراین غذا راحت‌تر و سالم‌تر و ارزان‌تر در اختیار همه قرار گرفت تا مسافران بتوانند به‌راحتی وعده‌های غذایی خود را با غذاهای خوب و باکیفیت پر کنند.جشنواره‌های غذا و غذاهای خیابانینمونه ای از بازاهای غذای خیابانیامروز گردشگری غذا چنان جایگاهی پیدا کرده که باعث پیدایش رویدادها و جشنواره‌های غذا در سطح محلی، ملی و حتی بین‌المللی شده است. این صنعت به جایی رسیده که مقصدهای مختلف میزبان گردشگران بسیاری از سراسر جهان شده‌اند. حتی در کشور خودمان و در سطح محلی هر سال جشنواره‌هایی برای معرفی غذاهای بومی، محصولات و مواد غذایی ارگانیک، معرفی مقصد و آداب و سنن آن انجام می‌شود. مانند جشنواره آش رشته و دیماج قزوین، جشنواره غذاهای بومی فومن، جشنواره آش ایرانی زنجان، یا جشنواره غذا و نوشیدنی ملبورن، جشنواره پیراشکی هنگ‌کنگ، جشنواره پیتزا در ایتالیا و بسیاری جشنواره‌های دیگر که علاوه‌بر معرفی فرهنگ بومی مقصد بهانه‌ای برای ترویج گردشگری غذا و توسعه گردشگری هستند.چه بسا که عده‌ی زیادی از گردشگران خود را به این جشنواره‌ها می‌رسانند تا بتوانند در آن شرکت کنند. شرکت در یک جشنواره‌ی غذا برای چه است؟ برای هر آن چه که غذا فراهم می‌کند از لذت چشیدن و خوردن تا کشف و شهود فرهنگ‌های مختلف. گاهی هم در سفر به شهرهای مختلف خیابان‌های غذا مقصد می‌شوند. مثلاً مگر ممکن است کسی به اهواز برود و سری به بازار فلافل آن نزند؟ مگر غیر از این است که این خیابان توانسته است یکی از جاذبه‌های گردشگری اهواز باشد. به این شکل است که غذا، مکان و زمانی را شاخص می‌کند و این شاخص بر گردشگری تأثیر می‌گذارد.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2023 11:52:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون پارتو یا قانون ۸۰ ۲۰ چیست و چگونه به موفقیت ما کمک می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/pareto-principle-ee0r7v2kkf0v</link>
                <description>چه چیزی بهتر از این‌که بتوانید با کاهش میزان تلاش و سطح انرژی خود، نتایج بهتری در جنبه‌های مختلف زندگی به دست آورید و بهره‌وری خود را بالا ببرید؟ اگر فکر می‌کنید چنین چیزی غیرممکن است، احتمالا با قانون پارتو (pareto principle) یا همان قانون ۲۰/ ۸۰ آشنایی ندارید. استفاده از این قانون به شما کمک می‌کند تا با تمرکز بر مسائلی که اولویت بالاتری دارند، به نتایج مطلوب‌تری دست پیدا کنید و زندگی خود را متحول کنید.قانون ۸۰/۲۰ چیست ؟۸۰% از نتایج تنها از ۲۰% از عمل حاصل می شود. اما این جمله به چه معناست؟ قانون ۲۰/ ۸۰ یا قانون پارتو یکی از مفیدترین مفاهیم برای مدیریت زندگی و زمان است. قانون ۲۰/ ۸۰  می‌گوید ۲۰ درصد از فعالیت‌های شما، ۸۰ درصد نتایج را تشکیل می‌دهد. درواقع ۸۰ درصد پیامدها (خروجی‌ها) از ۲۰ درصد ورودی‌ها ناشی می‌شوند.مطمئنا آشنایی با این اصل می‌تواند زندگی ما را تحت تاثیر پیامدهای مثبتی قرار دهد. یکی از کتاب‌های مهم در این‌باره کتاب اصل ۲۰/ ۸۰ است. خلاصه این کتاب که مطالعه آن تنها در ۳۵ دقیقه زمان نیاز دارد باعث می شود با مفاهیم اصلی قانون ۲۰/ ۸۰ آشنا شوید.قانون پارتو به زبان سادهاین اصل را اولین بار ویلفردو فدریکو داماسو پارتو مطرح کرد. به همین دلیل هم به نام قانون پارتو معروف است. او که یک فیلسوف و اقتصاددان مهم بود یک روز متوجه شد که ۲۰ درصد از گیاهان نخود در باغش ۸۰ درصد از نخودهای سالم را تولید می‌کنند.این مشاهده باعث شد که او به توزیع ناهموار فکر کند. پارتو به ثروت فکر کرد و متوجه شد که ۸۰ درصد زمین‌ها در ایتالیا، تنها در اختیار ۲۰ درصد از جمعیت است. او صنایع مختلف را مورد بررسی قرار داد و دریافت که ۸۰ درصد از تولیدات، معمولاً از ۲۰ درصد شرکت‌ها تامین می‌شود.همین مشاهده سبب پایه‌گذاری قانون ۲۰/ ۸۰ شد. قانونی که به ما ثابت می‌کند ۲۰ درصد از فعالیت‌های ما می‌تواند ۸۰ درصد نتایج را به دنبال داشته باشد و به این ترتیب تاثیر بسزایی در مدیریت زمان و انرژی ما می‌گذارد. گرگ مک کیون نویسنده کتاب اصل گرایی معتقد است بهتر است زمان ارزشمند خود را با انجام کارهای فرعی تلف نکنید. بلکه با تمرکز بر مسئولیت‌های ضروری زندگی، کیفیت کارتان را بالا ببرید.مثال برای قانون پارتواجازه بدهید برای روشن‌تر شدن موضوع چند مثال را که مجله فوربز تعریف کرده برای شما بازگو کنیم:۲۰ درصد از مشتریان ۸۰ درصد از کل سود یک کسب‌وکار را تامین می‌کنند.۲۰ درصد از نمایندگان فروش، ۸۰ درصد از کل فروش را تشکیل می‌دهند.۲۰ درصد از بیشترین باگ‌های نرم‌افزاری گزارش شده، باعث ۸۰ درصد خرابی‌های نرم‌افزار می‌شوند.۲۰ درصد از بیماران، ۸۰ درصد از هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی را تشکیل می‌دهند.این مثال‌ها را می‌توانیم بسیار شخصی‌تر هم بکنیم. مثلا بسیاری از ما ممکن است ۱۰ جفت کفش داشته باشیم، اما واقعا از همه این ۱۰ جفت به یک میزان استفاده می‌کنیم؟ احتمالا پاسخ اکثر ما منفی است و از این ۱۰ جفت شاید ۲ یا ۳ جفت آن را به‌طور روازنه استفاده می‌کنیم.یا مثلا بسیاری از ما ممکن است حدود ۵۰ اپلیکیشن در موبایل خود داشته باشیم. اما اپلیکیشن‌هایی که به‌طور مرتب و روزانه از آن‌ها استفاده می‌کنیم شاید از ۸ برنامه هم کم‌تر باشد.کاربرد اصل پارتواحتمالا نام کتاب قورباغه ات را قورت بده را شنیده‌اید. یکی از مباحثی که این کتاب به آن می‌پردازد اهمیت اولویت‌بندی کارها برای بازده بالاتر است. این مهم‌ترین کاربرد قانون ۲۰/ ۸۰  است. اولویت‌بندی کاربردهای زیادی در جنبه‌های مختلف زندگی دارد. از زندگی شخصی گرفته تا کسب‌وکار. این قانون می‌تواند در موفقیت، مدیریت زمان، در فروش، بازاریابی، کنکور و … به کمک ما بیاید. این مقاله قصد دارد کاربردهای مهم نظریه پارتو را با شما به اشتراک بگذارد.تاثیر قانون ۸۰ ۲۰ در موفقیتموفقیت در کار و زندگی سبب بالا رفتن کیفیت زندگی و به تبع آن شادی و خوشبختی بیشتر فرد می‌شود. قانون پارتو در این زمینه هم به کمک شما می‌آید. اگر کتاب آن یک چیز را مطالعه کنید به‌خوبی درمی‌یابید که این قانون تا چه حد می‌تواند در اولویت‌بندی کارهایتان به شما کمک کند. هنگامی‌که شما بتوانید کارهای خود را اولویت‌بندی کنید و کارهای مهم‌تر را انجام دهید، ناخودآگاه ذهن شما از آشفتگی نجات پیدا می‌کند و زمان و انرژی شما حفظ می‌شود.همچنین کارهای شما به بهترین شکل ممکن پیش می‌رود و پیشرفت را به‌طور محسوسی حس می‌کنید. این نجات از آشفتگی و احساس پیشرفت مدام، سبب احساس موفقیت شده و احساس موفقیت هم شادی و خوشبختی به همراه دارد. همچنین زمان و انرژی‌ای که برای شما مانده را می‌توانید صرف یادگیری کارهایی که دوست دارید بکنید. این عامل هم در موفقیت تاثیر زیادی دارد.قانون پارتو در مدیریت زمانما در دنیایی زندگی می‌کنیم که سرعت و پیچیدگی کارها به‌طور چشمگیری بالا است. گاهی این سرعت بالا سبب می‌شود نتوانیم به کارهای خود برسیم و لیست کارهای روزانه‌مان تیک نخورد. اما استفاده از قانون ۸۰ ۲۰ تاثیر بزرگی در مدیریت زمان دارد.شما با استفاده از این اصل می‌توانید به‌جای تلاش زیاد و صرف زمان برای انجام کارهایی که در انتها بازدهی چندانی هم برای شما نداشته باشد، تمرکز خود را روی پروژه‌های مهم که می‌دانید نتیجه‌ای در کار دارند بگذارید.انجام این کار شما می‌توانید زمان خود را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنید و بهترین نتایج را بگیرید. کافی است وظایف خود را بر اساس اولویت‌شان تقسیم‌بندی کنید و ابتدا به انجام کارهای مهم‌تر بپردازید. احتمالا متوجه می‌شوید که تنها ۲۰ درصد از کارهایتان هستند که اولویت بالایی دارند.برای انجام آن‌ها برنامه‌ریزی کنید و تاثیر آن را در مدیریت زمان خود ببینید. نویسنده کتاب ۱۵ راز مدیریت زمان معتقد است که یکی از رازهایی که به شما در مدیریت وقتتان کمک می‌کند همین اصل ۲۰/ ۸۰ است.قانون پارتو در فروشقانون۲۰/ ۸۰ می‌تواند کمک بزرگی در موفقیت و روش های جذب مشتری برای فروش بیشتر کسب‌وکارتان به شما بکند. احتمالا شرکت شما محصولات متنوعی را به بازار ارائه می‌کند. اما آیا همه این محصولات سودآوری یکسانی دارند؟ بر اساس قانون پارتو باید بگوییم که احتمالا این‌طور نیست و شما ۸۰ درصد از فروش خود را از ۲۰ درصد از محصولاتتان دارید.پس مهم‌ترین کار این است که این محصولات را شناسایی کنید و تمرکز خود را بیشتر روی آن‌ها بگذارید. این کار سوددهی کسب‌وکار شما را به‌طور چشمگیری بالا می‌برد. پس استفاده از اصل پارتو می‌تواند فروش شما را از این رو به آن رو کند.قانون پارتو در بازاریابیقانون ۲۰/ ۸۰ در بازاریابی هم کاربرد دارد. به مثال‌های زیر توجه کنید:۸۰ درصد از فروش محصولات از ۲۰ درصد ار محصولات است.۸۰ درصد از فروش محصول حاصل ۲۰ درصد از تبلیغات است.۸۰ درصد سود از ۲۰ درصد مشتریان حاصل می‌شود.ممکن است برخی از این عددها کمی بالا و پایین شوند؛ اما این موضوع در قانون پارتو تفاوتی ایجاد نمی‌کند و معمولا بیشترین خروجی‌ها از ۲۰ درصد ورودی‌ها ناشی می‌شوند. با توجه به این موضوع اصل پارتو در مدیریت بازاریابی مفید است تا ما را به تمرکز بر جای درست ترغیب کند. این اصل به ما کمک می‌کند تا زمان خود را روی بخش‌های اصلی مشتری، محبوب‌ترین محصولات و دلایل اصلی نارضایتی مشتری متمرکز کنیم.قانون پارتو در انجام وظایف روزانهفکر کنید که تمامی عواملی را که تنها سبب اتلاف وقت شما می‌شوند شناسایی کرده‌اید و برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کرده‌اید که از این دست کارها دوری کنید. این کار سبب می‌شود بهره‌‌وری شما در انجام وظایف روزانه‌تان بسیار بالا برود. بخشی از این وظایف روزانه به کار مربوط می‌شود.اما بخش دیگری از این وظایف هم می‌تواند به اموری مانند مطالعه، دیدن فیلم، آشپزی، معاشرت با دوستان و … باشد. شما می‌توانید از قانون ۲۰/ ۸۰ در انجام این امور هم استفاده کنید و کیفیت زندگی خود را به‌طرز محسوسی بالا ببرید. علاوه‌بر این، برای مدیریت امور و وظایف روزانه خود می‌توانید از راهکارهایی که در کتاب مدیریت امور روزانه آمده است هم بهره ببرید.قانون پارتو در رفتار سازمانیمدیران سازمان‌ها ممکن است با چالش‌های مدیریتی پیچیده‌ای دست‌وپنجه نرم کنند. پیچیده بودن ساختار و فعالیت‌های یک شرکت و سازمان ممکن است مانعی بر سر مدیریت موفق و در نتیجه عدم موفقیت سازمان باشد. ساده‌سازی سازمان می‌تواند کمک بزرگی به سازمان‌ها کند.قانون پارتو همان‌طور که گفتیم در مدیریت زمان تاثیر بسزایی دارد. مدیریت زمان هم کمک بزرگی به سازمان‌ها می‌کند. همچنین شما می‌توانید از این اصل برای کارکنان خود نیز استفاده کنید و از ۲۰ درصد کارکنان خود که بازده بیشتری دارند، استفاده مفیدتری داشته باشید.در پایان اگر از آن دسته افرادی بودید که در ابتدای مقاله پیش خود فکر کردید امکان ندارد با صرف تلاش و انرژی کم‌تر به نتایج بهتری رسید، احتمالا با خواندن مقاله و آشنایی با قانون پارتو از نظر خود برگشته باشید.خوشحال می‌شوم تجربیات خود را در استفاده از قانون ۲۰/ ۸۰ با ما درمیان بگذارید.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Sun, 08 Oct 2023 16:32:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شورشی ها، پیتزا سرو می کنند!</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/shoreshihaye-mofid-afg1lwox4ql9</link>
                <description>آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستوران های شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که از مشهورترین منطقه های گردشگری است به خاطر رستوران ها و سرآشپزهای فوق العاده و منحصربفردش. این رستوران ها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فست فودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی می کنند. پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل 10 نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکته ای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر می رسد پسربچه ها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچک تر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بی معطلی گفت: پیتزا!خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند. و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آن ها، غیرقابل تصور بود! شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد. اما پدر، مادر و بچه ها هیچ گاه حرکت متفاوت و محبت آمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند. ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال 2018  منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف می کند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما می آورند. نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را می توانم انجام دهم؟ پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها              می توانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم یا اصلا برایش اهمیتی نداشته باشد که پسربچه ها از غذای سنتی خوشحال به نظر می رسند یا نمی رسند. اما بجای آنچه باید و وظیفه اش بود، آن کاری را که می توانست انجام دهد انجام داد!☑️⭕️تجویز راهبردی:حال ما چگونه می توانیم در مواجهه با مسائل و مشکلاتمان راهکارهای جذاب تری بیابیم؟ چگونه می توانیم یک «شورشی مفید» باشیم؟1-  نتایج بررسی های استاد دانشگاه هاروارد نشان می دهد رمز موفقیت در این است که «سوال» را چگونه مطرح کنیم؟ وقتی ما با مساله ای مواجه می شویم و از خود می پرسیم چه کاری باید انجام دهم؟ راه‌حلها و گزینه های محدودی به ذهن مان خطور می کند. اما وقتی که از خودمان می پرسیم چه کاری می توانم انجام دهم؟ همین «تغییر ساده از باید به می توان» در واژه ها، تحول بزرگی در مغز ما ایجاد می کند. اطرافمان را که نگاه کنیم مادرها، پدرها، دوستان، کارمندان، معلمان، استادان و ... را می یابیم که بجای اینکه تنها دنبال شرح وظایفشان باشند، گهگاه فراتر رفته و آنچه از دست شان برمی آید را انجام می دهند و این افراد هم زندگی خودشان و هم ما را شیرین تر، جذاب تر و امیدوارانه تر می کنند.2-  معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود می کند: * قواعد بر آمده از دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها، * سنت‌های برگرفته از تجربیات پیشینیان *  اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنت ها. هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار می توان کرد که همان نتیجه مورد نظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنت ها و قواعد می گویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجره های جدیدی پیش روی ما باز می شود.خداوند در کتاب آسمانی خود داستان کسانی را بیان می کند که وقتی حقیقت بر آن ها عرضه شد، آن ها مخالفت کردند تنها به این دلیل که ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى‏کنیم! و این سوال را مطرح می کند که آیا اگر پدران آنها، چیزى نمى‏ فهمیدند و در اشتباه بودند باز از آنها پیروى خواهند کرد. شورشی های مفید به گذشته و گذشتگان احترام می گذارند اما خود را اسیر درگذشتگان نمی کنند. آن ها زندگی خود را کردند و اکنون نوبت ماست.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Wed, 04 Oct 2023 07:26:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکار مغز، شکار استعداد، استعداد یابی حرفه ای و یا هر چه شما می گویید</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/headhunters-ucl0ruj77d4j</link>
                <description>اگر Headhunters شما را یاد فیلمی با این عنوان می‌اندازد هم اشکالی ندارد. چون شغل نقش اول این فیلم جنایی هم شکار مغزها می‌باشد. شکار مغز، شکار استعداد ، استعداد یاب حرفه ای ، شکار نخبه ، جستجو گر نخبگان معادل هایی است که برای کلمه غیر رسمی headhunter  و کلمه رسمی Executive search استفاده شده است.  من با شکار استعداد راحت تر هستم و از این به بعد، از این کلمه استفاده خواهم کرد.شکار استعداد به فعالیتی گفته می شود که طی آن فردی با استعداد و مناسب برای شغلی که کارفرمای شما درخواست داده است را  شناسایی می کنید و ضمن برقراری رابطه بین ایشان، موضوع را تا استخدام فرد شکار شده پیش می‌برید و پس از دریافت حق الزحمه خود، به ارزیابی شکارهای دیگر خود خواهید پرداخت. فرد شکار شده توسط شما، ممکن است شاغل در یک سازمان دیگر باشد و شما با تکنیک های مذاکره ای که برای آن تعلیم دیده اید و یا طی سالهای متمادی در این حوزه تجربه کسب کرده اید،  او را متقاعد می کنید که کارفرمای خود را عوض کند.شکار استعداد در دنیا مانند تمامی مباحث منابع (سرمایه) انسانی سابقه ای به مراتب بیشتر از ایران دارد. شرکت های متعددی که برخی از آنها بیش از ۲۰ سال سابقه دارند، به صورت حرفه ای این موضوع را دنبال می کنند. شکار استعداد برای شرکت های بین المللی بسیار حائز اهمیت بوده و تقریبا شرکتی پیدا نخواهید کرد که برای افتتاح دفاتر جدید در کشورهای دیگر به دنبال بهره جستن از شکار استعداد از میان استعدادهای محلی (Local) نباشد.آیا شکار استعداد در ایران شروع شده است؟در ایران تجربه های زیادی برای تشکیل پایگاه داده برای متقاضیان کار وجود دارد. سایت هایی مانند Irantalent نسبتاً شناخته شده تر هستند. اکثر این پایگاه داده ها برای متقاضیان کار در تمامی سطوح طراحی شده اند. اما تقریبا هیچ فعالیت عمومی و قابل دسترسی برای بنگاه ها جهت پیدا کردن افراد مورد نیازشان وجود ندارد. در نتیجه بنگاه ها مجبورند به بررسی سایتهایی مملو از رزومه بپردازند و از بین آنها افرادی را برای مصاحبه دعوت کنند. البته می توانند یک آگهی در روزنامه داده و از این طریق نیروی مناسب را پیدا کنند. اما آیا پیدا کردن مدیران میانی و ارشد با این شیوه بهینه خواهد بود. اینجاست که باید دست به دامن دوستان و آشنایان شوید تا به شما فردی قابل اعتماد، توانمند و مناسب را معرفی کنند.اما تعدادی از شرکت ها دست به کار شده و برای خودشان بخشی به این منظور ایجاد کرده اند. مثلا می شنوید که دیجی کالا همواره در حال دریافت رزومه و انجام مصاحبه هست و یک جریان ورود و خروج کارکنان را این چنین کنترل می کند. گروه راکت اینترنت که در ایران استارتاپ هایی مانند بامیلو را راه انداخته است برای شرکت های زیر مجموعه خود شکار استعداد می کند و افراد با توانایی بالا را زیر نظر گرفته و تا کنون موفق شده تعدادی از این افراد که در کسب و کارهای دیگری فعال بوده اند را برای شرکت های گروه خود استخدام نماید.شکار استعداد اخلاقی است یا غیر اخلاقی؟از ابتدای فعالیت حرفه ای برای شکار استعداد، نظر های مختلفی در خصوص اخلاقی بودن یا غیر اخلاقی بودن این امر مطرح گردید. اینکه شما با مدیر یک شرکت دیگر مذاکره کنید و سعی کنید او را راضی کنید که شرکت فعلی را ترک کرده و به شرکت جدید برود، از دید برخی از فعالان حوزه منابع انسانی کاری غیر اخلاقی است. این امر که در ایران از آن به غر زدن (به ضم غ) یاد می شود، تقریبا غیر اخلاقی تلقی می گردد. اما به نظر می رسد با وجود رقابتی که این روزها در بازاریابی شرکت ها با آن روبروی هستیم، این کمال بی انصافی است که شکار استعداد را غیر اخلاقی بدانیم.شکار استعداد برای کدام دسته مفید است؟ کارفرمایان  یا کارکنان؟بدیهی است که برخی کارفرمایان با شکار استعدادهایی که در حال حاضر برایشان کار می کنند، مشکل داشته و آن را غیر اخلاقی و غیر منصفانه می دانند، اما این موضوع که شاید تهدیدی برایشان باشد، آنها را هوشیار کرده و مجاب می سازد که وقت بیشتری به نگاهداری از کارکنان خوبشان اختصاص دهند. این امر مطمئنا به نفع ایشان بوده و افزایش انگیزه در کارکنان، بنگاه ایشان را در مسیر بهره وری قرار خواهد داد. اما برای کارکنان چطور؟ دوستی می گفت، اشاعۀ فرهنگ شکار استعداد، منجر به کژمنشی در کارکنان شده و ایشان را زیاده خواه میکند. اما شاخصۀ زیاده خواهی که خصلتی است که در همان مصاحبه های اولیه خود را نشان می دهد، متقاضیان فرد با استعداد را کم کرده و برای او یادآوری خواهد کرد که انتخاب یک فرد تنها بر اساس توانایی های فنی او صورت نمی گیرد.برای شکار استعداد باید به چه نکاتی توجه کنید؟درباره هدف بالقوه خود جستجو کنید:شکار استعداد، یکی از مهم‌ترین وظایف یک استخدام‌کننده‌ی خارجی یا مسئول جذب و استخدام است. انتظارات از این روش زیاد است. شما باید توانایی تحویل لیستی از متقاضیان مورد تأیید را به کارفرما داشته باشید و باید متخصصانی را شناسایی کنید که نه‌تنها ماهر، بلکه استثنایی هم باشند. با افراد در شبکه ارتباطی خود صحبت کنید، از شبکه‌های اجتماعی و گوگل برای جستجو درباره‌ی سوابق آن‌ها استفاده کنید و قبل از تحویل لیست، از شایستگی و مهارت آن افراد اطمینان حاصل نمایید.شرکت خود را در معرض دید قرار دهید:زمانی که داوطلبان می‌خواهند شغل خود را تغییر دهند، به سراغ شرکتی می‌روند که آن را می‌شناسند. برای جلب توجه آن‌ها باید شرکت خود را بیشتر در معرض دید قرار دهید تا در صورت تماس با آن‌ها، از قبل نام شما را شنیده باشند و تمایل بیشتری نشان دهند. شرکت باید بر روی استراتژی های برند کارفرمایی سرمایه‌گذاری کرده و بسیاری از رسانه‌ها را هدف قرار داده باشد. اما حتی در صورت عدم موفقیت، می‌توان با هر یک از متقاضیان در لینکدین ارتباط برقرار کنید و مدتی را صرف به‌اشتراک‌گذاری و ارسال مطالب درباره‌ی شرکت کنید.ارتباط دوستانه برقرار کنید :از دیدگاه متقاضی، اگر روند شکار استعداد با سرعت پیش نرود، غیرعادی است. باید یک رویکرد هوشمندانه در نظر بگیرید و با معرفی خود و شرکت شروع کنید و درباره شرکت و دستاوردهای اخیر آن صحبت کنید. این کار در فرد متقاضی علاقه ایجاد می‌کند و باعث می‌شود که نسبت به پیشنهاد شما توجه نشان دهد.پیگیری کنید :ردشدن توسط یک متقاضی طی فرایند شکار استعداد، بیشتر از آن‌چه که فکر کنید، رایج است. شما از تعداد افرادی که ترجیح می‌دهند در شغلی که متنفر هستند بمانند تا این‌که چالش جدیدی را بپذیرند، متعجب خواهید شد. با این وجود، برقراری ارتباط موثر اهمیت ویژه‌ای دارد و همیشه باید پیگیر این افراد باشید تا شاید نظرشان تغییر کند. هنگامی که متقاضی، پیشنهاد شما را رد می‌کند، تاسف خود را ابراز کرده و از او اجازه بگیرید تا برای فرصت‌های دیگر با آن‌ها در تماس باشید. شکار استعداد از این نظر نسبتا زمان‌بر اما در آینده سودآور است.بین اشتیاق و احترام تعادل برقرار کنید : زمانی که فرصت نزدیک‌شدن به فردی را پیدا می‌کنید، منطقی است که کمی سمج باشید. این‌که چقدر در شکار استعداد سمج باشید، بستگی به این دارد که چقدر دنبال جذب آن فرد هستید. گاهی اوقات حتی برای نزدیک‌شدن به یک فرد، مجبور به استفاده از استراتژی‌های خلاقانه‌ای برای استخدام هستید.اگرچه اشتیاق ضروری است، اما فشارآوردن به متقاضی نیز می‌تواند نتیجه‌ی برعکس دهد. احترام‌گذاشتن به یک داوطلب و اجازه‌دادن به او برای رد این پیشنهاد، از اهمیت زیادی برخوردار است. به یاد داشته باشید که در برخورد با هر فرد، شما نماینده فرهنگ شرکت هستید و اگر بیش از حد فشار بیاورید، آن‌ها فکر می‌کنند که این شرکت، محیطی پر از تنش است و این باعث می‌شود که آن‌ها قبل از ورود به شرکت شما، دوباره تأمل کنند.درباره‌ی جایگاه شغلی مورد نظر اطلاعات داشته‌باشید :تا جایی که می‌توانید، درباره نقشی که برای استخدام در نظر دارید آگاهی کسب کنید. بسیاری از استخدام‌کنندگان تنها روی الزامات مربوط به نقش تمرکز می‌کنند؛ اما این در حالی است که باید بتوانید متقاضیان بالقوه را برای شکار استعداد شناسایی کنید. برای این منظور باید درک کنید که آن‌ها در شغل خود چقدر ماهر هستند. هر زمان که با مدیر بخش صحبت می‌کنید، اطمینان حاصل کنید که داوطلب مورد نظر می‌داند چه انتظاراتی از او دارند. اطلاعات کسب کنید و این اطلاعات را در فرایند غربالگری بگنجانید.ارباب‌گونه رفتار نکنید : شکارچیان استعداد تمایل دارند که با متقاضیان، ارباب‌گونه رفتار کنند. اگرچه این امر فقط برای متخصصان رده‌پایین صادق است، اما به این معنی نیست که شما می‌دانید داوطلب چه کاری باید انجام دهد. درباره فرصت مشتاق باشید، اما به داوطلب فضای کافی نیز بدهید تا پیشنهاد شما را بررسی کند. از ارائه موعدهای محدود خودداری کنید؛ زیرا به نفع شما نخواهد بود و مطمئن باشید که به حرف‌های داوطلب گوش دادید و به آن‌ها برای مقابله با موانع کمک می‌کنید.بازخورد بدهید : حفظ ارتباط برای هر دو طرف در طول فرایند جذب بسیار مهم است. اگر شما، به‌عنوان کارفرما، انتظارات بسیار بالایی دارید، وظیفه دارید که آن‌ها را مدیریت کنید. همچنین، اطلاعات دقیقی درباره متقاضی به مسئول استخدام ارائه  دهید و از این طریق به رفع مسائل کمک کنید. به همین ترتیب، شما باید در موقعیتی باشید که به داوطلب کمک کنید انتظارات خود را مدیریت کند.برای برقراری تماس مکرر تردید نکنید : کثر افرادی که با آن‌ها تماس می‌گیرید، به مکالمه با شما و پیشنهاداتتان برای آن موقعیت شغلی، علاقه‌مند خواهند شد. تماس مکرر تلفنی و پیگیری همیشگی برنامه‌ی خوبی است. برای به‌حداکثر رساندن تاثیر آن، پیشنهاد می‌شود که قبل از تماس‌ با آن ها، ارتباط متفاوتی برقرار کنید. ارسال پیام در لینکدین بهترین کار برای برقراری اولین ارتباط است.همه موارد را در رزومه‌ی داوطلب بررسی کنید : یکی دیگر از نکات مهم درباره شکار استعداد که می‌تواند شما را از سردرگمی زیاد رها کند، اطمینان از درست‌بودن همه موارد در رزومه داوطلب است. گاهی داوطلبان، درباره‌ی مدت‌زمانی که در یک موقعیت بوده‌اند یا سایر جزئیات رزومه خود دروغ می‌گویند. برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی، اطمینان حاصل کنید که همه موارد را در رزومه بررسی کرده‌اید و قبل از مصاحبه درباره صحت آن‌ها اطلاع دارید. دقیق‌بودن در مصاحبه با هر شخص می‌تواند به شما کمک کند تا داوطلب‌های حرفه‌ای‌تری را معرفی کنید و در آینده فرد قابل اعتمادتری در این زمینه باشید.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Sun, 17 Sep 2023 14:30:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی سبز چیست و چطور باعث ارتقای کسب‌و‌کارتان می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/greenmarketing-aj1y9ojx319c</link>
                <description>              امروزه همه انسان ها نسبت به موضوعات زیست محیطی حساس شده اند. آلودگی هوا، پلاستیک های شناور در دریا و اقیانوس، گرمایش زمین، زباله ها و غیره مواردی هستند که امروزه یک تهدید عمده برای بشریت هستند. کسب و کارها با درک این روند، به یک استراتژی بازاریابی روی آورده اند که بتوانند با نشان دادن مسئولیت اجتماعی خود در فرآیند تصمیم گیری تاثیر گذار باشند. به این رویه بازاریابی سبز می گویند.بازاریابی سبز چیست؟                     در تعریف ساده از این کلمه باید گفت که بازاریابی سبز به فروش محصولات یا سرویس‌هایی گفته می‌شود که از لحاظ زیست محیطی مفید بوده و هیچ ضرری برای سیاره زمین ندارند و یا اگر هم ضرری دارند بسیار کم و ناچیز است. این نوع بازاریابی با نام‌های دیگری مثل بازاریابی زیست‌محیطی، بازاریابی سازگار با محیط زیست، بازاریابی قابل بازیافت و همچنین بازاریابی پایدار نیز معروف است.                   درواقع بازاریابی سبز بعد از تأثیرات مخرب اقدامات منفی انسان‌ها روی سیاره زمین به صورت ساده شکل گرفت، اما این نوع بازاریابی به خاطر اینکه تجارت‌های زیادی را متهم به تولید محصولات آلوده‌کننده محیط زیست کرده بود.اهداف بازاریابی سبز عبارتند از :پیاده سازی شیوه های پایدار کسب و کار.نشان دادن مسئولیت اجتماعی.کاهش هزینه ها.نشان دادن ایمنی و هوشمندی محصولات و خدمات.         به صورت سنتی زمانی که صحبت از بازاریابی سبز می شود. برندها محصولات سازگار با محیط زیست و بسته بندی های مناسب و قابل استفاده مجدد را مورد تاکید قرار می دهند.البته در دیگر زمینه ها مثل؛بسته بندی،قابل بازیافت بودن،طراحی محصول از مواد قابل بازیافت،استفاده از انرژی های تجدید پذیر،کاهش مصرف سوخت و انرژی با کاهش حمل و نقل.          به عنوان بخشی از بازاریابی سبز، برندها اغلب در برنامه های بازیافت شرکت می کنند، درباره استفاده مجدد از مواد دور ریختنی برنامه هایی را ترتیب می دهند، در حرکت های سبز مشارکت می کنند، به اطلاع رسانی مشتریان خود درباره حمایت از محیط زیست می پردازند.برای اینکه بتوانیم بازاریابی سبز را برای کسب و کار به صورت یکپارچه داشته باشیم، برای استراتژی بازاریابی برند می توانیم موارد ذیل را انجام دهیم؛پیام سبز خود را از طریق رسانه های مختلف (رادیو، تلویزیون، محیط دیجیتال) منتقل کنید.ویژگی های سبز را شرکت خود را با محتوای مرتبط به مشتری نشان دهید (از طریق وب سایت، وبلاگ، ایمیل، رسانه های اجتماعی، …)تحقیقات بازار را شروع کنید و نتایج را برای آموزش مصرف کنندگان و ارائه توصیه به آنها تجسم کنید.با کسب و کارهای دیگر در این زمینه همفکر و مشارکت داشته باشید.از برنامه های حمایت از محیط زیست پشتیبانی کنید و به دعوت حامیان این جوامع پاسخ بدهید.بر روی تولیدات سبز تمرکز کنید.برای اینکه کاملا به بازاریابی سبز متعهد باشید، حتما در برنامه بازاریابی خود به موارد ذیل  توجه کنید:طراحی سبز،جایگاه یابی،قیمت گذاری،حمل و نقل،و دور ریز باشد.به یاد داشته باشید زمانی که شما بتوانید به این بلوغ برسید که نسبت به محیط زیست هشیار شوید؛ هم فروش خود را افزایش خواهید داد و هم به مصرف کنندگان وفادار دست پیدا خواهید کرد.در بلند مدت، برندهای سبز منفعت بیشتری خواهند برد و به اعتبار بالاتری خواهند رسید.پارادایم بازاریابی سبز:ازاریابی سبز تنها درباره ترویج محصولات و خدمات در قالب خصوصیات محیطی نیست. این شامل اصلاحات برند و تغییر در فرآیند تولید نیز هست. بازاریابی سبز درباره یک فلسفه جدید در بازاریابی سخن می گوید، در این فلسفه مهمترین دغدغه در نظر گرفتن مسائل زیست محیطی و امنیت زندگی آینده بشریت است. بنابراین این موضوع بسیار مهم توانمندی برند است تا بتواند با درک صحیح از نیازهای مشتری و در نظر گرفتن حداقل های آسیب به محیط ریست رضایت مشتری را فراهم نماید.با توجه به مفهوم پارادایم بازاریابی سبز، این نکته حائز اهمیت است که برند های درگیر با این مفهوم بتوانند با سود رسانی به مشتری روابط پایداری را با وی برقرار کنند و هر دو طرف چه مشتری چه کسب و کار از این معامله سود ببرند.مثال هایی از بازاریابی سبز 1- پاتاگونیا (Patagonia)پاتاگونیا با تمرکز بر روی مفهوم بسیار مهم تغییرات آب و هوا سعی دارد به دنبال روش های پایدارتر و کم ضررتر برای محیط زیست باشد. همزمان، برند با مصرف کنندگان صادق بوده،  اذعان می کند که به صورت کامل نتوانسته مفهوم بازاریابی سبز را عرصه ظهور برساند. پوسته کت هایی که تولید می کند از سوخت های فسیلی به دست می آید. اما حتی این موضوع نتوانسته است بر روی برند تاثیرات منفی بگذارد.استراتژی بازاریابی سبز پاتاگونیا این است که تا جایی که امکان دارد به سمت سبز بودن حرکت کند. این برند با حمایت از روش های پایدار کشاورزی، حمایت ازگونه های در حال انقراض و احیای جنگل ها این مسیر را دنبال می کند.2 - استارباکس (Starbucks)استارباکس از سال 2005 تا کنون از LEED گواهی تایید دارد. اما این برند حتی پا را فراتر گذاشته و با برنامه ریزی های مداوم سعی کرده است نی های پلاستیکی را به صورت کامل حذف کند و تا 2025 بتواند 10000 شعبه دوست دار محیط زیست ایجاد کند.استارباکس به سختی در تلاش است تا بتواند در زمینه های پایدار حضور یابد.برای محصولات از مواد اولیه سبز استفاده کند.در زمینه دلیوری و پکیجینگ کمترین آسیب را به محیط زیست برساند.دور ریز فروشگاه های خود را تا 30% کاهش دهد.برای رسیدن به این اهدف سعی کرده است؛از لیوان های چندبار مصرف استفاده کند.از مواد قابل بازیافت استفاده کند.به کشاورزان محلی کمک کند.این پیام ها را به مخاطبان هدفش برساند.3 - تیمبرلند (Timberland)یکی از برندها شناخته صنعت پوشاک تیمبرلند است. تیمبرلند در شعبه های مختلف خود تلاش می کند روش های پایدار برای محیط زیست را در نظر بگیرد.تحقیقات بازار این برند نشان می دهد. به دلیل فعالیت های بسیار قوی و مناسبی که در زمینه بازاریابی سبز داشته است. اگر در یک حالت برابر محصولات تیمبرلند در مقابل دیگر رقبا با قیمت مشابه قرار بگیرد با درصد بسیار زیادی تیمبرلند برنده این نبرد خواهد بود. یکی از مهمترین دلایل این موفقیت روش تیمبرلند در بازاریابی سبز است.تیمبرلند توانسته است با توسعه فعالیت های خود در زمینه مشارکت با سایر کسب و کارها در زمینه حرکت به سمت سبز بودن در زمینه های تولید محصولات از جمله؛مواد اولیه ای کاملا سبز،استفاده از مواد اولیه ارگانیک،همچنین موادی که قابل بازیافت باشد.به این هدف دستیابد.4 - آیکیا (Ikea)برند سوئدی آیکیا با استفاده از تاکتیک های مختلف و استفاده از فرهنگ سوئدی سعی کرده است به الگویی برای بازاریابی سبز تبدیل شود. این برند با استفاده مناسب و درست از فناوری همچنین استفاده از منابع فراوان به میزان قابل توجهی دور ریز های خود را کاهش داده است و از انرژی های تجدید پذیر در تولیداتش استفاده می کند.90% از ساختمان های این برند از سلول های خورشیدی استفاده می کنند.برای تولید انرژی از مزارع بادی استفاده می کند.سالانه میلیون ها درخت می کارد و تنها 15% از کل متریالش دور ریز می شود.ایکیا استراتژی را توسعه داده است که به نام؛ مردم &amp; زمین مثبت شناخته می شود. این استراتژی مصرف کننده را به سمت کنجکاوی بیشتر محیطی تشویق می کند. از طرفی این برند سعی کرده با تولید محصولات به روش حفظ محیط زیست، بتواند هم در طراحی مد روز و هم در پایداری تولید رضایت مشتری را فراهم نماید.این برند جوایز بسیاری در زمینه تلاش های سبز خود به دست آورده است.این برند توانسته با استراتژی های بلند مدت؛با تاکید بر؛استفاده از انرژی های تجدید پذیر،دور ریز حداقل مواد تولیدی،قابل بازیافت بودن درصد بسیار زیادی از تولیداتش،حمایت از فعالیت های سبز،گام های بلندی در این راستا بردارد.راه های دیگری که فناوری بر بازاریابی سبز تاثیرگذاشته استبرای کسانی که مشتاق هستند به بازاریابی سبز بپیوندند و به زمین خود عشق بورزند، تمرکز بر روی محتوای برند بسیار مهم خواهد بود تا مخاطبان از تلاش های آنها آگاه شوند.تاثیرگذارترین درگاه های ارتباطی برای انتقال این پیام؛وب سایت،وبلاگ،و صفحات رسانه های اجتماعی است.شما با ترویج بازاریابی حمایتی محیط زیستی جهت آگاه ساختن مصرف کننده، می بایست یک ارتباط احساسی با آنها ایجاد کنید و تلاش های سبز خود را به بخشی از داستان برندتان بچسبانید.باز هم تاکید می شود اگر خواهان مثمر ثمر بودن تلاش های خود هستید می بایست به مخاطبان خود نشان دهید که در راه بازاریابی سبز و حمایت از محیط زیست صادقانه گام بر می دارید.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Mon, 11 Sep 2023 11:33:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایا و معایب تجارت الکترونیک برای کسب و کارها و مشتریان</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-vhiqcddxmvqs</link>
                <description>تجارت الکترونیک پدیده‌ای فراگیر بین مردم جامعه و کسب و کار با زمینه‌های مختلف است که به مشتریانش این امکان را می‌دهد با چند کلیک در چند دقیقه خرید خود را انجام دهند.تجارت الکترونیک در واقع انجام مبادلات تجاری با ابزارهای الکترونیکی چون تلفن، تلوزیون، کامپیوتر و اینترنت است. تجارت الکترونیک مانند هر تکنولوژی دیجیتالی دیگر که نیازمند مصرف کننده در بازار خرید خود است به تدریج رو به تکامل گام برداشته است. این بازار در حال تغییر و پیشرفت برای کسب و کارها فرصت بزرگی به وجود آورده تا ارتباطش با مشتری را بهبود و بازارش را در دنیای آنلاین گسترش دهد.محبوبیت روز به روز دستگاههای تلفن همراه نیز تجارت و بازار خاص خود را پیدا کرده است. استفاده روز افزون افراد از شبکه‌های اجتماعی آن را به وسیله‌ای محرک برای تجارت الکترونیک تبدیل کرده است. مزایای تجارت الکترونیک برای مشتریان1 - سهولت: کاربر با انتخاب نام محصول مورد نظرش در مورتورهای جست‌وجو به راحتی می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند.فروشگاه های واقعی تمام کالاها در ویترین و داخل مغازه قرار نمی‌گیرد و مشتری مجبور به انتخاب در گزینه‌های محدود است. اما در فروشگاه های آنلاین دیگر جنس داخل انبار وجود ندارد بلکه تمام محصولات برای کاربران قابل مشاهده است.2 - مقایسه آسان: ارائه تمام مشخصات و ویژگیهای کالا در تجارت الکترونیک کار کاربران در مقایسه دو یا چند کالا با یکدیگر را آسان می‌کند. همین امر مشتری را دوباره به آن بازار فروش بازمی‌گرداند.3 - مواجهه با نظرات دیگران: شرکتها به دلیل وجود رقابت شدید در بازار تجارت الکترونیک از کاربران خود می‌خواهند نسبت به نوع کالایی که خریداری می‌کنند پیشنهاد و انتقادات خود را بیان کنند. حال کاربران جدیدی که می‌خواهند آن کالا را خریداری کنند می‌توانند از نظرات دیگران پیش از خرید کالا استفاده کنند.4 - بُن های تخفیف: از آنجایی که تجارت الکترونیک نمی‌خواهد از بازارهای سنتی عقب مانده یا چیزی کم داشته باشد برای همین از بُن های تخفیف برای جذب و نگهداری مشتری و فروش کالاهای خود استفاده می‌کند. برندهای مختلف با ارائه بهترین قیمت موجود در بن های تخفیف سعی بر برد در رقابت تجارت الکترونیک هستند.معایب تجارت الکترونیک برای مشتریان1 - امنیت و حریم خصوصی: کاربران پیش از انجام هر نوع فعالیتی در مرحله نخست باید گواهی امنیتی وبسایت را بررسی کنند و نگران به سرقت رفتن اطلاعات شخصی خود باشند.2 - کیفیت: کاربران باید پیش از خرید حتما گزینه‌های پس از خرید مثل پس گرفتن کالا، خدمات پس از فروش و... را بررسی کنند. ممکن است پس از لمس کالا، دقیقا همان چیزی نباشد که مورد نظر مشتری بود.3 - هزینه‌های پنهان: برخی موارد کالایی که خریداری می‌شود شامل هزینه‌هایی است که در مرحله نخست ذکر نشده است. هزینه‌های اضافی چون حمل و نقل، جا به جایی، بارگیری و... که معمولا روی فرم پرداخت کالا وجود دارد.4 - تاخیر دریافت کالا: یکی از نکات قوت تجارت الکترونیک سرعت دریافت کالا سریعتر از زمان مورد انتظار است. اما در برخی از موارد باید انتظار تاخیر را هم داشت. تغییر و تحولات جوی، جغرافیایی و مکانی هرگز از پیش خبر نمی‌‌دهند.5 - اینترنت: استفاده از اینترنت های رایگان احتمال ربوده شدن اطلاعات کاربران را بالا می‌برد. اگر امکان استفاده از اینترنت شخصی وجود ندارند کاربران باید هوشیار عمل کرده یا قید خرید آنلاین را بزنند.6 - نبود تعامل شخصی: با وجود این که قوانین و مقررات هر کسب و‌ کاری در تجارت الکترونیک برای مطالعه‌ در دسترس قرار گرفته است اما مطالب بسیاری وجود دارد که باید مطالعه شده و ممکن است مسائل قانونی برای گیج‌کننده باشد. در مورد سفارش های بزرگ یا مهم نیز کسی وجود ندارد که در مورد پرسش‌ها یا نگرانی ها بتوان رو در رو با او صحبت کرد.مزایای تجارت الکترونیک برای کسب و‌ کارها1 - نگهداشتن مشتری: معمولا کسب و کارها نگرانند مشتریان خود را از دست دهند برای همین همیشه در پی راهی برای نگهداشتن او هستند. در تجارت الکترونیک دیگر کسب و کارهای آنلاین نباید دغدغه‌ای در این مورد داشته باشند زیرا از سراسر دنیا می‌توانند مشتریان خود را داشته باشند.2 - افزایش فروش: کسب ‌و‌کارهای آنلاین، نیازی به اداره فروشگاه ندارند و می‌توانند فروش آنلاین با سود بالا داشته باشد. آنها می‌توانند به روشهای مختلفی پول را از مشتری دریافت کرده تا خرید را برای مشتری سریعتر و راحت تر کنند. این کسب و ‌کارها با در دسترس بودن به صورت بین‌المللی می‌توانند محصولات بیشتری را به فروش برسانند.3 - دسترسی در هر زمان و مکانی: دیگر شرایط جغرافیایی یا مکانی نمی‌تواند برای مشتریان محدودیت ایجاد کند زیرا در تجارت الکترونیک کاربران می‌توانند در 365 روز سال 24 ساعته برای مشتریان در دسترس باشند. درهای فروشگاه برای کسب سود بیشتر هرگز به روی مشتریانش بسته نخواهد شد.4 - گستردگی حوزه تجارت: اگر بازاریابی درست انجام شود مشتریان در سراسر دنیا می‌توانند به وب سایت مراجعه کرده و اطلاعات و محصولات مورد نیاز خود را پیدا کنند.5 - تراکنش های فوری: در تجارت الکترونیک دیگر نیازی به انتظار برای نقد شدن چک یا انتظاری ۳۰ روزه برای انواع دیگر پرداختها نیست. تراکنش ها بلافاصله انجام می‌شوند یا حداکثر به ۲ یا ۳ روز زمان نیاز دارید تا پول از طریق سیستم بانکی وارد حساب شود.معایب تجارت الکترونیک برای کسب و ‌کارها1 - مسائل امنیتی: با وجود اینکه کسب‌ و ‌کارها اقدامات فراوانی انجام می‌دهند تا امنیت خود و مشتریانشان را حفظ کنند افرادی وجود دارند که می‌توانند از هر دیوار آتشین عبور کرده و اطلاعاتی را که می‌خواهند به دست آورند. هک شدن یکی از دغدغه‌های کسب و کارهای آنلاین در دنیای تجارت الکترونیک است.2 - مسائل پرداختی و مالی: بسیاری از موسسات مالی در زمان مناقشه در مورد پرداخت صورتحساب برای حفظ مشتری از او طرفداری می‌کنند. این مسئله زمانی که کالاها قبلا به مشتری تحویل داده شده‌اند ولی مبلغ پرداخت شده به حساب مشتری برگشته است موجب تحمیل شدن خسارت به کسب و ‌کار تجارت الکترونیک می‌شود.3 - هزینه‌ بیشتر برای زیرساختهای تجارت الکترونیک: برای اطمینان از این که کسب و‌ کار آنلاین شما به درستی اداره می‌شود باید هزینه کنید. مالک آن کسب و ‌کار باید مطمئن شود معاملات به شکل درستی انجام شده و محصولات به بهترین شیوه به نمایش گذاشته می‌شود. برای اطمینان از این مسئله باید فردی حرفه‌ای استخدام شود تا کاستیهای موجود را برطرف کند.4 - ارجاع کالا و خدمات پس از فروش: زیرساختهای کسب و ‌کار آنلاین باید کامل و بی‌عیب باشد. زیرا هزینه‌های دیگری برای کسب و ‌کار ایجاد می‌کند. مشتریانی هستند که پس از تحویل کالا از کیفیت آن راضی نبوده و کالا را ارجاع می‌دهند. به ویژه مصرف‌کنندگانی هم وجود دارند که چیزی بیش از بازپرداخت مبلغ خود را می‌خواهند.5 - وجود خدمات اینترنتی کافی: ظاهرا در دنیای امروز همه‌ همیشه می‌توانند از اینترنت استفاده کنند اما باید بدانید که هنوز هم مناطقی وجود دارد که پهنای باند شبکه در آنها می‌تواند مشکل‌ساز شود. پیش از راه‌اندازی کسب و‌ کار تجارت الکترونیک باید مطمئن شد آن منطقه از پهنای باند مخابراتی ضروری و موثر برای اداره کسب‌و‌کار برخوردار است یا خیر.6 - نگهداری مستمر: وقتی کسب و‌ کاری فعالیت خود را به صورت تجارت الکترونیک شروع کرده است باید برای سازگار ماندن آماده‌ تغییر باشد. با رشد تکنولوژی سیستم های مورد استفاده در کسب و ‌کار نیز باید به روز نگه داشته شده یا در صورت نیاز جایگزین شوند.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Tue, 05 Sep 2023 17:09:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان مدیریتی _حکایت جلسه موشها</title>
                <link>https://virgool.io/@Leadico/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7-vxxsaieke2ce</link>
                <description>تعدادي موش در يك مزرعه زندگي مي‌كردند. موش‌ها روزگار خوشي نداشتند چرا كه گربه‌اي در مزرعه بود كه آن‌ها را شكار مي‌كرد. موش‌ها در يك ترس هميشگي به سر مي‌بردند و ممكن بود در هر وقت از شب و روز در چنگال‌هاي تيز گربه چابك قرار گيرند.موش‌ها جلسه‌اي تشكيل دادند تا حداقل راهي پيدا كنند كه از وجود گربه در اطراف خود باخبر شوند و بتوانند عكس‌العمل مناسب از خود بروز دهند. طرح هاي مختلفي مورد بررسي قرار گرفت اما هيچكدام پذيرفته نشد.در آخر یک موش جوان ایستاد و گفت: «من یک طرح خیلی ساده دارم اما کاملاً مؤثر خواهد بود. همه کاری که باید انجام دهیم این است که یک زنگوله به گردن گربه ببندیم. وقتی صدای زنگوله را می شنویم خواهیم فهمید که دشمن در حال آمدن است.»همه موشها از طرح ارائه شده شگفت زده شده بودند و آن را تحسین می کردند. در بین همهمه موشها، یک موش پیر بلند شد و گفت: «من هم قبول دارم که طرح موش جوان، طرح بسیار خوبی است. اما اجازه دهید بپرسم: «چه کسی زنگوله را به گردن گربه خواهد بست؟»موشها به یکدیگر نگاه می کردند و هیچ کس حرفی نمی زد. سپس موش پیر گفت: «ارائه راهکارهای غیرممکن خیلی ساده است.»نتیجه راهبردی:از یک دیدگاه :1- به عمل کار برآید به سخندانی نیست.2- گفتن اینکه کاری انجام شود یک چیز است، اما انجام دادن آن چیز دیگری است.3- پیشنهاد دهنده را مجری اجرای آن کنید.4 - جلسات اثربخش تشکیل دهید.از دیدگاه دیگر :1- ایده کشی نکنید.2- به همه اعضاء جلسه اجازه فکر کردن و صحبت کردن بدهید.3- اجازه دهید در جلسات از تکنیک های طوفان فکری و حل مسأله به خوبی استفاده شود .4- راهکاری که از نظر یک فرد غیرممکن است، می تواند از نظر فرد دیگری دارای روش علمی و ممکن باشد.</description>
                <category>Leadico</category>
                <author>Leadico</author>
                <pubDate>Tue, 05 Sep 2023 08:17:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>