<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زندگی قبل از زندگی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Life_before_life</link>
        <description>تصمیم دارم اینجا افکارم رو خالی کنم، گاهی هم درد و دل از کسی که به زندگی عادی راضی نشد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:58:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1620107/avatar/YVJtrT.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زندگی قبل از زندگی</title>
            <link>https://virgool.io/@Life_before_life</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماندن یا رفتن</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-uxwqr1r9ydil</link>
                <description>این روزها که خیلی‌ها به فکر مهاجرت به کشور دیگری هستند من به فکر مهاجرت به یک روستا در دل طبیعت هستم.چون اساسا انتظار زیادی از زندگی ندارم و ولع به دست آوردن موفقیت خاصی هم در سر ندارم.اما این مهاجرت هم مثل همه مهاجرت‌ها، آینده‌ای مه آلود و مبهم دارد. چرا که همه ما اقلاً برای گذران زندگی به پول، شغل و امنیت مالینیازمندیم.حالا من در تهران زندگی می‌کنم و در محدوده سی سالگی به این فکر می‌کنم موقعیت شغلی ثابتی در تهران برگزینم یا خوداشتغالی و بی‌ثباتیدر روستا. این در شرایطی ست که قدم‌های بسیاری برای زندگی روستایی برداشتم و چند مرحله بیشتر با آن فاصله ندارم. اما بابت آینده‌ای کهبه میانسالی برسم و ناتوان از لحاظ مالی باشم می‌ترسم.اما مورد بعدی که ذهنم را مشغول کرده واژه حسرت است. من امکان این را در خود می‌بینم که زندگی شهری را ادامه دهم و مدام در حسرتروستا بمانم و بعلکس به روستا کوچ کنم و روزی در حسرت جایگاه شغلی قرار بگیرم که در تهران می‌توانستم داشته باشم و از آن بی‌نصیبماندم و هم قطارانم به جایگاه خوب اجتماعی رسیدند اما من در غباری فراموش شدم.از این استیصال خسته شدم، ای کاش زودتر بتوانم تصمیم بگیرم.</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 20:11:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کی به فکر ما ست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%B3%D8%AA-zsoc2gzhbmkt</link>
                <description>حالم خوب نیست، بی تعارف بگم زانو غم بغل گرفتم.بیش از سه ماهه سر کار نرفتم، یعنی پروژه‌ای نداشتم که انجام بدم تا درآمد داشته باشم.شغل من به صورت فریلنسری هست و از فضای اینستاگرام و یوتوب برای بازاریابی استفاده می‌کردم که این روزها به لطف مردم شریفمون اجازه فعالیت ندارم و به نداشتن شرف متهم می‌شوم.در نهایت امروز روزیه که با ٣٠ سال سن باید از دیگران پول قرض کنم تا بدهی‌های مالی‌ام را صاف کنم اما که چه، بدهکاری روی بدهکاریاضطراب پشت اضطرابکی ما رو درک می‌کنه...</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Dec 2022 20:28:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه معیوب زندگی من</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%88%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-hpjaqvucccoh</link>
                <description>سلام من دوباره اومدم بخشی از ذهنم رو پیاده کنماول حال خوب بعد زندگی یا اول زندگی بعد حال خوب؟ مسئله این است.سالهاست یک مشاور روانشناس دارم که در موارد زیادی بهم مشاوره داده، اخیراً گفته تو برای رهایی از رخوت روحی نیاز به رابطه عاطفی در چهارچوب ازدواج داری.با اینکه کلام ایشون رو می‌پذیرم چون شخصی مثل من که خلأ رابطه عاطفی داره، مسلماً می‌تونه انرژی و انگیزه خوبی بگیره؛ اما نگران این هم هستم که این احوال خوب فقط اوایل رابطه باشه و باز به شرایط قبل برگردم که در صورت مسئولیت ازدواج، کاری خطرناک می‌تونه باشه.با این حال موضوع این پست چیز دیگه‌ای هستمن گرفتار یک لوپ یا چرخه‌ای به مانند سیاهچاله هستم که با توجه به تجویز مشاور، شکل زیر ایجاد شدهازدواج -&gt; دوپامین و سروتونین -&gt; روحیه و انرژی و لذت زندگی -&gt; ایده و تمرکز کافی -&gt; فعالیت با درآمد مشخص -&gt; ثبات(من باید با ازدواج به ثبات برسم یا با ثبات به ازدواج؟)با توجه به پست‌های قبلی من در ویرگول، دختری مقبول به من جواب رد داد چون ثبات رو در زندگی‌ام احساس نکرد. نه تنها این شخص بلکه نفرات دیگری هم بودند که به دلیل نبودن ثبات در زندگی من احساس امنیت نکردند و حتی نتونستند با مشخصه‌ای ثابت من رو ارزیابی کنند و بشناسند.چرخه‌ای شبیه سیاهچاله که گرفتارش شدم و راه فرار از اون برام به مسئله بزرگ و احتمالاً مشکل تبدیل شدهپ.ن: کلنجار</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jun 2022 21:58:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلاش برای بیداری</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-pkqetacuvr5s</link>
                <description>دیروز یکی دیگر از روزهای رخوت‌انگیز بدحالی رو تجربه کردمچنین روزی اینجوری شروع میشه که یک صبح معمولی از خواب بیدار میشم و بعد از صبحانه پای لپ‌تاپ تا جایی کار می‌کنم که انرژیم از دست میره (حدودا ساعت ١١:٣٠ صبح)این هم بگم که من یک فریلنسر هستم و اکثراً توی خونه کار می‌کنمو در این لحظه کلنجارهای من برای ادامه، منجر به بانگ صدایی در مغز و افکارم میشه که خب حالا که چی داری این همه به خودت فشار میاری و اینجاست که عمیقا دلم فرار از دنیای در حال زندگی رو می‌خوادو پناه می‌برم به تخت و یکی دو ساعت خواب و بازآوری شدن مغزمخواب مثل قصه‌ای هست که نزیسته‌ایم و در اون به پرواز درمیایمو همین موضوع دوباره حوالی ساعت ۴ بعد از ظهر تکرار میشهبخش اصلی نوشته‌ام اینه که داشتم فکر می‌کردم طی تجربه یکی از فعالیت‌هایی که منجر به رهایی از احوالات رخوت‌انگیز میشه، دویدن هستدارم فکر می‌کنم اگر صبح‌ها برم پارک و بدوم شاید انرژی بهتر و بیشتری برای روزم پیدا کنماصلاً شما بگو هزاران راه برای درست شدن احوالاتم وجود داشته باشه که البته چون چندین ساله با این روحیه دست و پنجه نرم می‌کنم بایدراه‌های سختی رو امتحان کنم.ولی فکر اینکه اگر روزی این مسئله با تمرین‌های سخت حل شد و من یک خودِ پر انرژی پیدا کردم و هیچ کس نباشه که بدونه چه راه طولانی وسختی رو پشت سر گذاشتم چه؟!من به این دیده شدن نیاز دارم، همین الآن هم کسی از احوالم درک درستی نداره و فقط بخاطر کم و کاستی‌های زندگیم نقد و سرزنش میشمحالا از تشویق برای تغییر هم که بگذریم و اگر خودم روحیه تغییر رو ایجاد کنم، بعدش نیاز دارم افرادی بدونند که من از چی به چی رسیدممثلاً از خیلی بد به بد یا از بد به خوب یا از خوب با عالی رسیده باشمولی چون احتمالاً الآن غیر طبیعی هستم و این تغییر منجر به صرفاً طبیعی شدنم میشه، باز هم در نگاه همگان نیایدچه کنم!؟پ‌.ن: تنهایی</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 12:05:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایزه نوبل</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84-lojrvx1jq2ve</link>
                <description>سقراط میگه یک زندگی اندیشیده ارزش زیستن داره!درد افکارم رو حرف‌های مجتبی شکوری داره تسکین میده. اگر مطالب قبلیم رو خونده باشید این پست رو پیوست میدم به متن‌ها قبلی که جوابی بر سوالات ذهنیم هست!شاید به کار شما هم بیاد...به این پادکست گوش بدید (از ٨ تا ١١ دقیقه رو خیلی دوست داشتم)https://castbox.fm/vc/3635458 https://castbox.fm/vc/3635458 خلاصه در مورد تخصص دیر هنگام میگهدر مورد داستان میکل آنژ میگه، خیلی جالب بود برام و سخنی از سقراطمیگه اکثر کسانی که جایزه نوبل میگرند، کسانی هستند که کارهای زیادی رو امتحان کردند و یک جورایی سردرگمی اونها رو به سمت یه اتفاق خاص برده</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Tue, 10 May 2022 01:14:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده‌ای که برایم ساخته اند!</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-ov7b8sp9l4fq</link>
                <description>اگر نظام آموزشی کشور در شانزده سال پیش که من مقطع راهنمایی بودم، استعداد و علاقه‌ام رو سرکوب نمی‌کرد، امروز (١۶ اردیبهشت ١۴٠١) راحت‌تر می‌تونستم ازدواج کنم.حالا بذار بگم منظورم چیه، اول شما رو به این پست ارجاع می‌دم (روش زندگی من)داستانی که من رو یاد اثر پروانه‌ای و دومینو می‌اندازهزمان مدرسه من بچه درسخون نبودم اما انضباطم بیست و بچه‌ی آرومی بودم. به دلیل نمرات کم درس‌هام بارها تنبیه شدم مثل محروم شدن از اردوها و فوق‌برنامه‌های پرورشیولی من یک بچه‌ی درونگرا که مستعد کارهای عملی و فنی بودم ‌که بیشتر توضیح نمی‌دم که خسته کننده نشهمدرسه خیلی براش مهم نبود مگر اینکه کاری رو روی دوشم بذارهنظام آموزشی الآن رو نمی‌دونم ولی اون موقع قرار بود همه مثل هم باشند و آکادمیک پیشرفت کنند و اهداف مربیان هم قبولی کنکور در آینده‌ای دور بود.القصه زمان گذشت و سال به سال خلاقیت من رو نابودتر از قبل کردند تا اواخر دبیرستان که به خودم اومدم که خب حالا قراره چیکار کنی؟ دیدم سیستم آموزشی که بر مبنای تئوری‌هاست و هدفش نامشخص و مدل یادگیری منم بر مبنای آزمون و خطا ست.همین زمان تصمیم گرفتم برم وارد شاخه‌های هنر بشم و خودم یاد بگیرم.ولی اینو اولین باره دارم از خودم تحلیل می‌کنم و اینجا می‌نویستم که آقا غافل از اینکه من در بدو ورود به اجتماع و آموزش عالی با ذهنی سر در گم حاصل رفتارهای مخرب مربیان و معلمان مدرسه، رها شدم به امان هیچ کسانگار که بگم شخصیتم رو پیدا نمی‌کردم، خودم رو ازم گرفته بودند.همین هم باعث شد سه بار از دانشگاه انصراف بدم و دوباره ثبت‌نام کنم یا در مشاغل مختلف بگردم و فراز و نشیب زیادی رو بچشمتا امروز که دارم نزدیک به سی سالگی میشم و بارها به مشاور مراجعه کردم اما...امیدوارم با نوشتن ذهنم کمی آروم بشه و بفهمم چطور باید خودم رو نجات بدم.یا حق</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Sat, 07 May 2022 02:54:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تهرانی که دیگه طهران نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%B7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ctexd3busxyy</link>
                <description>هوای هنوز خیلی گرم نشده که لازم باشه کولر روشن کنیماما پنجره بازه و داره هوای اتاق عوض میشهامروز جمعه ست و روی تخت دراز کشیدمولی صدای سنگ فرز و ساختمون‌های در حال ساخت سرم رو بردهاسکار آلودگی صوتی برای تهرانبرام عجیبه که چرا کسی رو نمی‌بینم با این چیزا به اندازه من مشکل داشته باشهکاش می‌تونستم سفر زمان برم و ببینم دارالخلافه طهران اون زمان‌ها چه طور بود</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Fri, 06 May 2022 12:51:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش زندگی من چیه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Life_before_life/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-%DA%86%DB%8C%D9%87-jjfhkvei7stp</link>
                <description>دیگران چه کار به زندگی من دارند؟چرا نمی‌ذارن مدل خودم زندگی کنم؟مدل من آزاد و رها بودنهدوست دارم دائم تجربه‌های جدید پیدا کنمیه زندگی سیالاز وقتی یادم میاد مورد نقد اطرافیان قرار گرفتمدوازده ساله بودم که بیشتر از درس خوندن دنبال کارهای فنی مثل درست کردن کیت‌های الکترونیکی، نجاری و... بودممدرسه و خانواده دائم فشار میاوردن که نمره‌ات پایینه و باید درس بخونی، به همین خاطر این امور فنی که عشق شب و روزم بود همون سالها دود شد رفت هوا یعنی هیچکس من رو وارد مسیری حرفه‌ای نکرددبیرستانی که شدم، دوست داشتم فیلمساز بشم اما من رو وارد رشته ریاضی فیزیک کرده بودند و زمانی که دست به دوربین می‌شدم همونطور مثل قبل سرزنش می‌شدم که باید حواسم به نمره حسابان و هندسه و فیزیک باشهراستش کتک و تنبیه هم به راه بوداز این نقطه شاید دیگه لجباز شدم بدون اینکه تصمیم بگیرم چنین باشموارد دانشگاه شدمدانشگاه علمی‌کاربردیدوست داشتم دانشگاه‌‌های دولتی درس بخونم اما سوابق مخربم این اجازه رو نمی‌دادهمزمان کار می‌کردم چون من آدم عملیاتی بودمولی بازم هم همه منتظر مدرک دانشگاهیم بودن و متصلاً سوال می‌کردنداواخر کارشناسی انصراف از تحصیل دادم تا خیال خودم و همه رو راحت کنماز شغل کارمندی استعفاء دادم چون آزاد و رها نبودمباز هم سرزنش و انتقاد همه بلند شدالآن خسته‌امتوی ٢٩ سالگیرو آوردم به طبیعت و روستاولی حرف اطرافیان و دلسوزانم رهام نمی‌کنه که بیا و ثبات به زندگیت بدهثباتی مثل زندگی بقیههمونطور که براشون تعریف شده اگر اینطور باشید آینده براتون تضمین شده ست و اگر اینطور باشید فردی خوشحال و موفق هستیددریغ از اینکه اینها نسخه‌ای از خودشون باشنداز شابلونی مشترک استفاده می‌کنندزندگی در کلان شهرها به نظرم یه فریب بیشتر نیستولی من بخاطر تفکرم تحت فشارمو بسیار تنها</description>
                <category>زندگی قبل از زندگی</category>
                <author>زندگی قبل از زندگی</author>
                <pubDate>Fri, 06 May 2022 02:39:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>