<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ندا آیدین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Love_teach</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 07:06:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4651217/avatar/WZfgeJ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ندا آیدین</title>
            <link>https://virgool.io/@Love_teach</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زمانه جالبی نیست رفیق!</title>
                <link>https://virgool.io/@Love_teach/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-rwqiigbxrrwf</link>
                <description>امروز که مثل همیشه اطرافم را تماشا می کردم آدم هایی را دیدم که از شناختنشان تاسف می خوردم و دوست داشتم که ای کاش هرگز روی واقعی آن ها را نمی شناختم ای کاش در برزخ بی خبری و بی تفاوتی می ماندم؛ اینکه به عنوان یک کسی که نمی تواند در برابر دو رویی ها عادی رفتار کند زندگی می کنم آزارم می دهد! امروز بعد از تمام این سال ها که خیال می کردم برای خودم آدم شناسی شده ام و خوب آدم های اطرافم را می شناسم فهمیدم که فقط خیال بوده ؛ آدم ها می توانند هزار نقش و هزار چهره داشته باشند بدون آنکه ذره ای به روی خود بیاورند ….و دنیا جای جالبی برای ما نیست رفیق :/</description>
                <category>ندا آیدین</category>
                <author>ندا آیدین</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jan 2026 16:09:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر شما چیه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Love_teach/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D9%87-uzpya0x82rni</link>
                <description>دو نظر ، دو آینده #داستانک✓دو خاطره متفاوت از گم شدن مداد سیاه‌ دو نفر در مدرسهمرد اول می‌گفت:«چهارم ابتدایی بودم. در مدرسه مداد سیاهم را گم کردم. وقتی به مادرم گفتم، سخت مرا تنبیه کرد و به من گفت که بی‌مسئولیت و بی‌حواس هستم. آن قدر تنبیه مادرم برایم سخت بود که تصمیم گرفتم دیگر هیچ وقت دست خالی به خانه برنگردم و مدادهای دوستانم را بردارم. روز بعد نقشه‌ام را عملی کردم. هر روز یکی دو مداد کش می‌رفتم تا اینکه تا آخر سال از تمامی دوستانم مدادبرداشته بودم. ابتدای کار خیلی با ترس این کار را انجام می‌دادم ولی کم‌کم بر ترسم غلبه کردم و از نقشه‌های زیادی استفاده کردم تا جایی که مدادها را از دوستانم می‌دزدیدم و به خودشان می‌فروختم. بعد از مدتی این کار برایم عادی شد. تصمیم گرفتم کارهای بزرگتر انجام دهم و کارم را تا کل مدرسه و دفتر مدیر مدرسه گسترش دادم. خلاصه آن سال برایم تمرین عملی دزدی حرفه‌ای بود تا اینکه حالا تبدیل به یک سارق حرفه‌ای شدم!مرد دوم می‌گفت:«دوم دبستان بودم. روزی از مدرسه آمدم و به مادرم گفتم مداد سیاهم را گم کردم. مادرم گفت خوب بدون مداد چکار کردی؟ گفتم از دوستم مداد گرفتم. مادرم گفت خوبه و پرسید که دوستم از من چیزی نخواست؟خوراکی یا چیزی؟ گفتم نه. چیزی از من نخواست. مادرم گفت پس او با این کار سعی کرده به دیگری نیکی کند، ببین چقدر زیرک است. پس تو چرا به دیگران نیکی نکنی؟ گفتم چگونه نیکی کنم؟ مادرم گفت دو مداد می‌خریم، یکی برای خودت و دیگری برای کسی که ممکن است مدادش گم شود.آن مداد را به کسی که مدادش گم مي‌شود می‌دهی و بعد از پایان درس پس می‌گیری. خیلی شادمان شدم و بعد از عملی کردن پیشنهاد مادرم، احساس رضایت خوبی داشتم آن قدر که در کیفم مدادهای اضافی بیشتری می‌گذاشتم تا به نفرات بیشتری کمک کنم.با این کار، هم درسم خیلی بهتر از قبل شده بود و هم علاقه‌ام به مدرسه چند برابر شده بود.ستاره کلاس شده بودم به گونه‌ای که همه مرا صاحب مدادهای ذخیره می‌شناختند و همیشه از من کمک می‌گرفتند. حالا که بزرگ شده‌ام و از نظر علمی در سطح عالی قرار گرفته‌ام و تشکیل خانواده داده‌ام، صاحب بزرگترین جمعیت خیریه شهر هستم.»نـتـیـجـه:به نظر شما، چقدر تربیت کودکی در آینده انسان نقش دارد؟پس بیاییم اشتباهات فرزندان را از راه صحیح بررسی کنیم چون یک حرف ویک رفتار چقدر میتواند در رفتار دیگران تاثیر گذار باشد</description>
                <category>ندا آیدین</category>
                <author>ندا آیدین</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jan 2026 15:59:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@Love_teach/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-d0ph4ww5kssa</link>
                <description>زندگی در اجتماع را دوست دارم ؛ اینکه بدانم دوستانی در ورای روزمرگی دارم که از وجودشان بهره ای داشته باشم مرا به زندگی امیدوارتر می کند امروز به دنیای ویرگول وارد شدم و دوست دارم بنویسم …و ای کاش زمانی که به امروز می نگریستم ، لبخندی از عمق جان از حال خوب بر لبانم باشد ….#ویرگول/ن ، آ</description>
                <category>ندا آیدین</category>
                <author>ندا آیدین</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jan 2026 15:40:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>