<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Roze</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Lovelyrooz</link>
        <description>زندگی رو دوست دارم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:15:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4240538/avatar/E5EeEg.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Roze</title>
            <link>https://virgool.io/@Lovelyrooz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پایان نامشخص؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Lovelyrooz/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-tsuxdtczwrbv</link>
                <description>دقت کردید بعضی چیز ها چقدر یهویی و عجیب تموم میشن؟مثلا تو تا دیروز با یه نفر حرف می‌زدی و امروز به خودت میای و میبینی نیست!همچین چیزی هایی بهم حس گم شدن میدن چون من خودم به شخصه یک سری عادت های ریز دارم و وقتی که انجامشون نمیدم یهو به خودم میام و میبینم که اوه چقدر وقت گذشته از آخرین باری که فلان کار رو انجام دادم حالا این کار می‌تونه هرچیزی باشه حرف زدن با یک دوست ، استفاده از یک برنامه ، دیدن یه سری فیلم ها که یه زمانی مورد علاقه مون بودن.و الان که فکر می کنم یه سری انیمیشن ها و فیلم ها که خاطرات قشنگی داشتم باهاشون الان ته ذهن من خاک می‌خورن.حالا جدا از این ها وقتی به قبلا فکر می کنم میبینم آخرین  بار ها من هیچوقت نمی‌دونستم که قراره آخرین بار باشه مثلا آخرین باری که مادربزرگم رو دیدم ، یا سرسره بادی داخل پارک بازی کردم، یا کل فامیل رو دور هم دیدم. و البته امیدوارم بازم بتونم انجامشون بدمحقیقتا این قضیه چیز غم انگیزیه اما به نظر من ما میتونیم از هرچیزی با تصور اینکه آخرین بار هست ازش لذت ببریم حتی اگه واقعا آخرین بار ما نباشه!و خب این فقط باعث میشه لذت هر کاری رو برای خودمون بیشتر کنیم.و به نظرم هر روز رو  باید جوری زندگی کنیم که انگار آخرین روز زندگی ماست.شما هم آخرین بار خاصی دارید؟</description>
                <category>Roze</category>
                <author>Roze</author>
                <pubDate>Fri, 03 Oct 2025 13:22:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع هر چیزی</title>
                <link>https://virgool.io/@Lovelyrooz/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-edxwtatvu4rt</link>
                <description>شما هم تا حالا فکر کردید هر چیزی از کجا شروع شده؟اصلا چی شده که یه سری داستان ها افتاده سر زبون آدم ها ؟امروز داشتم فکر می کردم اون داستان از چند نفر شنیده شد تا  مامان بزرگم  اون رو شنید و برام تعریف کرد واقعا اتفاق جالبیه به نظرم اینکه بهش فکر می کنم که چیشد اصلا کی شروع کرد ؟چطور شد ؟خیلی ذهنم رو درگیر کرد و به نظرم این قضیه می‌تونه در مورد هر چیزی باشه مثلا دوست شدن با یک آدم رندوم ، یا همکلاسی ، یا هر کسی... و یهو به خودت میای و میبینی چقدر باهاش صمیمی شدی و به ذهنت میرسه چیشد که شروع کردیم؟من و یه سری از  دوستام که اولش از هم بدمون میومد شمارو نمیدونم😭😂شما چطور به سری چیزا رو شروع کردید ؟🌚</description>
                <category>Roze</category>
                <author>Roze</author>
                <pubDate>Thu, 18 Sep 2025 06:23:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه ی بچگی من✨</title>
                <link>https://virgool.io/@Lovelyrooz/%D9%82%D8%B5%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%DA%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86%E2%9C%A8-a3gw0mnjdmcl</link>
                <description>بچه که بودم، مادربزرگم همیشه بغلم می‌کرد و تا صبح برام قصه می‌گفت. هنوز هم برام سواله اون همه قصه‌ی قشنگ رو از کجا بلد بود. و به یادش می‌خوام براتون قصه ی مورد علاقه ام بگم...😊✨و سعی کردم متن رو ادبی بنویسمیکی از اون قصه‌ها درباره‌ی دختری بود به اسم ماهک، یعنی ماه کوچک. خانواده‌اش همیشه در سفر بودن و یک روز، وقتی ماهک توی جنگل راه میرفت، پروانه‌ای رو دنبال کرد و به قصری متروکه رسید.داخل قصر، فقط یک در بود. پشت آن دری بزرگ، اتاقی سلطنتی و تختی با شاهزاده‌ای خفته. ده سوزن در تنش فرو رفته بود و کنارش نامه‌ای بود:«هر که ده روز چیزی نخورد و هر روز تنها یک لقمه کوچک از این سفره بخورد، می‌تواند روزانه یک سوزن بیرون بکشد و طلسم را بشکند.»ماهک دلش به رحم آمد و همین کار را کرد. اما در روز دهم، وقتی از حمام برگشت، دختری دیگر آخرین سوزن را برداشته بود و شاهزاده گمان کرد او ناجی اش است. قصر جان گرفت، سربازان و خدمه بازگشتند، و ماهک ناچار به‌عنوان خدمتکار ماند.روزی شاهزاده برای خرید بیرون رفت و از ماهک پرسید:«تو چیزی نمی‌خواهی؟»ماهک گفت: «من فقط یک سنگ صبور می‌خواهم.»شاهزاده سنگ را خرید. فروشنده گفت: «آدم هرچه دلش پر است به سنگ می‌گوید. اگر آرام نشد، سنگ را بر سرش می‌کوبد و می‌میرد.»شاهزاده سنگ را به ماهک داد و پشت در گوش سپرد. شنید که ماهک همه حقیقت را برای سنگ بازگو می‌کند و می‌خواهد خود را نابود کند. شاهزاده شتابان وارد اتاق شد، جلویش را گرفت و گفت:«منو ببخش.»ماهک با مهربانی لبخند زد: «می‌بخشمِت.»و سرانجام، حقیقت روشن شد. دختر فریبکار خدمتکار شد و ماهک با شاهزاده ازدواج کرد و خوشبخت شد🥺✨قصه رو دوست داشتید؟💕</description>
                <category>Roze</category>
                <author>Roze</author>
                <pubDate>Wed, 17 Sep 2025 03:46:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرزو ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Lovelyrooz/%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88-%D9%87%D8%A7-an4fzqrcvacg</link>
                <description>تا حالا شده ساعت رو نگاه کنی و ببینی ۰۰:۰۰ شده؟ یا یه ستاره‌ی دنباله‌دار از آسمون رد بشه و ناخودآگاه یه آرزو کنی؟مثل تو قصه ی پری ها؟من همیشه این جور لحظه‌ها یه جور حس خاص می‌گیرم و زود آرزو می کنم!یه بار یکی که دوستش داشتم بهم گفت:«آرزو برای کساییه که نمی‌تونن چیزی رو به‌دست بیارن.»اون موقع چیزی برای جواب نداشتم جز اینکه بگم نه، اینطوری نیست!ولی خب حالا می‌دونم چرا آرزو می‌کنم🌚برای من، آرزو کردن یعنی فهمیدنِ اینکه واقعاً چی می‌خوام از زندگی.یعنی وقتی چشمام رو می‌بندم و توی دلم یه چیزی رو می‌گم، می‌فهمم برای چی باید فردا صبح بیدار شم و ادامه بدم.آرزو برای من نشونه‌ی ضعف نیست؛ نشونه‌ی زنده بودن و داشتن هدفه برای روز بعد که بیدار میشم و چشم هام رو باز می کنمیه جور نیروی قشنگ که بهم میگه: «برو دنبالش، می‌تونی.»هر  بار که آرزو می‌کنم، انگار یه چراغ کوچیک توی دلم روشن می‌شه✨✨و  به نظرم همون چراغ مسیر فردام رو نشونم میده.حالا شما به من بگید آخرین باری که آرزو کردید، چی از خدا یا دنیا خواستید؟ 🌌</description>
                <category>Roze</category>
                <author>Roze</author>
                <pubDate>Wed, 17 Sep 2025 03:18:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا لبخند میزنم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Lovelyrooz/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%85-yrtgrsjyvp6d</link>
                <description>لبخند میزنم چون یک روز دیگه زنده ام و نفس می کشم. لبخند میزنم چون میتونم لمس کنم، حس کنم ،بو کنم. لبخند میزنم چون میتونم تجربه های جدید کسب کنم چه چیزی بهتر از این؟لبخند میزنم چون فرصت تلاش برای اهداف ام رو دارم. لبخند میزنم چون هنوز کلی چیزای جدید برای تجربه هست. لبخند میزنم چون سالم هستم و قدردان این نعمت هستم. لبخند میزنم چون میتونم فکر کنم و چیزای جدید یاد بگیرم. لبخند میزنم چون میتونم تو سختی راه بیام و تحمل کنم. لبخند میزنم چون میتونم انیمیشن بچگی و مورد علاقم رو ببینم .دوست عزیز یکی هم تو بگو؟نظراتتون محترم و با ارزشه دوستان✨🫂</description>
                <category>Roze</category>
                <author>Roze</author>
                <pubDate>Tue, 16 Sep 2025 03:38:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین من</title>
                <link>https://virgool.io/@Lovelyrooz/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86-pvj3llgnkmys</link>
                <description>به نظر من اولین هر کاری سخته و البته با ارزش و دوست داشتنی هست و ممکنه یه سری اشتباهات داشته باشه و اصلا اون چیزی نباشه که اون لحظه می‌خوایم و شاید هم اونجوری که می‌خوایم پیش نره اما به نظر من اون اولین ها خیلی با ارزش هستن ،چون تو کلی استرس کشیدی، تلاش کردی تا انجامش دادی و شده اولین تو و این خیلی جذابیت داره و بعد یک مدتی اون اولین کلی مورد توجه قرار میگیره و توسعه پیدا می‌کنه، مثل اولین مقاله اولین مصاحبه کاری یا اولین روز مدرسه ، آپلود کردن اولین ویدیوی یوتیوب ، همه ی این ها سایر اولین ها هستن و انجام دادنشون راحت به نظر میاد اما خیلی عمیق تر از این حرف ها می‌تونه باشه چون همون اولین ظاهراً ناچیز می‌تونه باعث پیشرفته تو باعث کسب تجربه های جدیدتر بشه و همش بستگی به این داره که تو هر باختی رو فرصت ببینی برای موفق شدن یا شکست رو بپذیری به نظرم اینکه ببازی و بدونی که تلاشت رو کردی واقعا می ارزه به ناامید شدن بدون تلاش مثل الان من که دارم اولین متن خودم رو می نویسم و این اولین نوشته ی منه  و امیدوارم خوب پیش بره نظرتون محترم و با ارزشه  دوستان</description>
                <category>Roze</category>
                <author>Roze</author>
                <pubDate>Tue, 16 Sep 2025 01:49:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>