<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mahyar</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MAHYAR110</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:05:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Mahyar</title>
            <link>https://virgool.io/@MAHYAR110</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زلف فتان</title>
                <link>https://virgool.io/@MAHYAR110/%D8%B2%D9%84%D9%81-%D9%81%D8%AA%D8%A7%D9%86-dkuehtcatsaw</link>
                <description>?ای  کاش که  در دست  گرفتار من  و تو     یک کاغذ ,  یک دفتر  و   یکدانه قلم  بودفارغ ز غـم گوشی و هر گوشه خلوت این فاصله ها با تو  فقط چنـد  قدم بوداز تاب سر زلف فتـان  فتنه به پا بود هر دیده  و  دل بند و گرفتار  صنـم بودبا  حوصلـه  بودیم و به  هنگام رفاقت  کم حوصله گی در دل بی حوصله کم بودلبخند  به لب بود و  به  دل  شوق  فراوان  دور از همه  جا و  همه کس صحبت غم بوددر دیده و دل عشق  فقط بود  و همین  بس ای کاش که در جمع پراکنـده جنم بودچون شمع , دل از بابت دلسوخته می سوخت در خیر و کمک دیده و دل پیش قدم بودهر کافر و هر مست به خود داشت حریمی  توحید به لب داشت کسی  , اهل حرم بودفارغ ز تعصب همه جـا صلح و صفا بود پیمانِ  همه, بسته به یک قول و قسـم بودهرجا که تعصب به دلی ریشه دوانده ست آنجا ز تعصب به یقین  ظلم و ستـم بودظلم هر که نماید به خودش ظلم نموده است  ما را چه  , گنهکار عرب  بود و عجـم  بوداز جور شهـان است که در کشور  ویران پشت و کمر خلق فلاکت زده خـم بودبین سخن باطل وحق فاصله یک موست همواره ولی فتنـه در این بین علم بودمهیار  مرو بر سر هر سفـره که باز است   جائی بنشین صاحب آن اهل کرم بودمهیار –اردیبهشت 1401</description>
                <category>Mahyar</category>
                <author>Mahyar</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 10:54:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@MAHYAR110/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-lbbfnz4agyol</link>
                <description>ما  را  فریب  داده  رویای  جـانگدازی  دنیای  پر فـریبی  با  هیبتی  مجازیهرکس به گوشه ای شد سرگرم و غرق گوشی  سرگرم وعده دادن یا فکر وعده سـازیفارغ ز یار و همـدم فارغ ز بیش و از کم سـرها  به  صفحه خیره  محتـاج   امتیازییک عـده  سخت مشغول در پای گیم و وبلاگیک عده بسته این دل بر هر پدال گازیجمعی پی سکوت و جمعی پی شلوغیجمعی پی پرنده جمعی پرنده بازیآینده گیج و تار است در پرده ای غبار است  شـاید گرفتـه  ما را  آخر کسی به  بازیآخـر نبود هـرگز  این خاک پر گهر را  رایانه را رفیقی , یارانه را نیـازیدراوج سر بلندی ,لبخنـد و سر به زیری  سـرها به باد بینی کو راه چاره سازیشـاید به پشت پرده دستی نهفتـه باشد  پنهـان  شده  به کنجی حرف مگو و رازیاما امیـدوارم رنج و بلا  سـر آید   دانم که نیست آسـان باشد ره درازی</description>
                <category>Mahyar</category>
                <author>Mahyar</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jun 2022 13:45:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>