<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدامین صدقی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MAminSedghi</link>
        <description>علاقه‌مند به کسب‌وکار، بازاریابی، محتوا و محصول</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:59:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/63830/avatar/RDTWNo.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدامین صدقی</title>
            <link>https://virgool.io/@MAminSedghi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربه یک سال بدون ریجستری</title>
                <link>https://virgool.io/@MAminSedghi/iphone-register-bbfxw0cea19d</link>
                <description>آیفون ۱۴ پرو که ریجستر نمی‌شود!تقریبا یک سال قبل، اواخر مهر ماه ۱۴۰۱ من گوشیم رو از آیفون ۱۳ به آیفون ۱۴ پرو ارتقا دادم؛ تقریبا هر سال این کار رو می‌کنم و گوشیم رو عوض می‌کنم و اون سال هم برنامه همین بود. اوایلی بود که آیفون‌های ۱۴ وارد بازار شدن و قیمتشون هم منطقی بود ولی خبری از بحث «ریجستری نشدن» هنوز نیومده بود.یک ماه گذشت، ریجستر نشد؛ دو ماه گذشت، نشد! سه ماه و ماه‌های آینده هم گذشت تا اینکه دیگه تیر خلاص رو زدن و گفتن نه تنها ریجستر نمی‌شه، بلکه حتی وارداتش هم ممنوعه. همینیه که هست!از اون روز تا به امروز روزی نیست که من توی اینستاگرام محتوایی با عناوینی مثل «ترفند ریجستری آیفون ۱۴» یا «خبر جدید: آیفون ۱۴ ریجستر شد» نبینم. فروشنده‌هایی که آیفون‌های ۱۴ توی ویترینشون خاک می‌خوره و برای فروششون دست به دامن اینستاگرام شدند تا یا فروش آیفون‌های ۱۴ رو میسر کنند یا از این موضوع ترندی که دغدغه‌ی جماعت نسبتا زیادی هم هست استفاده و حداقل چهار پنج کیلو فالووری جذب کنند.چند هفته قبل رفته بودم بازار چارسو و دیدم که یه عزیزی آیفون ۱۴ پرو داره می‌خره؛ ازش پرسیدم که در جریانی که ریجستر نمی‌شه دیگه؟ بهم گفت ریجستر که می‌شه، توی اینستاگرام ترفندهاش هست!این شد که تصمیم گرفتم این مطلب رو بنویسم؛ من حالا تقریبا یک سالی می‌شه که کاربر آیفون ۱۴ پرو هستم و اتفاقا گوشیم ریجستر هم نشده و می‌تونید تجربیات صادقانه‌ای از یک کاربر ساده‌ای که نه فروشنده‌ست و نه برنامه‌ای برای جذب فالوور داره (!) استفاده کنید.چرا آیفون‌های ۱۴ ریجستر نمی‌شن؟ریجستر نشدن آیفون‌های ۱۴، یک بهانه و یک دلیل مشخص داره؛ برای اینکه بتونیم بهانه ریجستر نشدن آیفون ۱۴ رو بررسی کنیم، باید درمورد یک ویژگی به اسم Satellite داره که در دسته ویژگی‌های امنیتی قرار می‌گیره. به طور کلی اپل پیش‌تر، داستان‌های زیادی داشت از آدم‌هایی که جونشون توسط اپل واچ نجات پیدا کرده اما این داستان‌ها درمورد آیفون‌ها خیلی زیاد نبود و آیفون‌های ۱۴ با ویژگی‌هایی معرفی شد که بعدا از نجات جونِ آدم‌ها داستان‌های جدیدی رو روایت کنه.ویژگی Satellite، کارکردش به این شکله که اگر خدایی نکرده شما روزی توی بیابون، جنگل، کوه یا هرجای دیگه‌ای که آنتی ندارید و (مجددا خدایی نکرده) جونِتون در خطر باشه و نتونید با یکی از Emergency Centerها ارتباط برقرار کنید، آیفونتون پیام شما رو از طریق ماهواره، با مرکزهایی مثل پلیس، اورژانس یا آتش‌نشانی مخابره می‌کنه.اگر بخوایم در یک کلام این ویژگی رو ترجمه کنم، می‌تونم بگم آیفون‌های ۱۴، امکان ارتباط ماهواره‌ای دارند و همونطور هم که در جریان هستید، ما توی ایران خیلی موافق ارتباطات ماهواره‌ای نیستیم؛ حالا چه بخواد این ارتباط برای برنامه‌های تلوزیونی باشه، چه بخواد برای گرفتن اینترنت باشه، چه برای نجات دادن جان آدم‌ها!حالا چرا می‌گم این موضوع یک بهانه‌ست؟ به‌خاطر اینکه این ویژگی باید توسط اپل در کشورها فعال بشه و در حال حاضر صرفا در آمریکا و تعدادی کشور اروپایی که تعدادشون به تعداد انگشت‌های یک دست هم نمی‌رسه فعاله. از طرفی این ویژگی فقط در سال اول رایگانه و از سال‌های بعدش باید یک اشتراک سالانه‌ای رو تهیه کنید. فلذا با توجه به اینکه ایران تحریمه و حتی اگر کاربر ایرانی بخواد هم نمی‌تونه اشتراک مربوطه رو تهیه کنه، آخرین کشور که اپل امکان استفاده از Satellite رو براش فعال می‌کنه، ایرانه.حالا اگر این بهانه‌ست، پس دلیل چیه؟ اگر خاطرتون باشه یک موضوعی مطرح شده بود چند سال پیش تحت عنوان «ممنوعیت واردات کالای لوکس» که همون موقع گوشی‌های بالای ۸۰۰ دلار رو در رده کالای لوکس تلقی کردند. آیفون‌های ۱۴ هم که از مدل‌های پایه تا پرو همگی بالای ۸۰۰ دلار هستند و اتفاقا لوکس و آمریکایی هم محسوب می‌شن! بنابراین شامل ممنوعیت واردات می‌شن متأسفانه و ریجستر نشدن آیفون‌ها هم موضوعیه در ادامه‌ی ممنوعیت واردات و این موضوع، شروع کلید خوردن همون طرحه.راستش رو بخواید، قصه اتفاقا از همینجا تلخ‌تر می‌شه. قبل از ادامه این بخش لازمه اضافه کنم که شخصا، هیچ‌گونه علاقه‌ای ندارم که اتفاقاتی که در ادامه ذکر می‌کنم رخ بده و از ته دلم امیدوارم که هرچیزی که می‌گم در آینده مثل یه شوخی مسخره شمرده بشه؛ اما گفتنش در حال حاضر، بخشی از آگاهی از حقیقتیه که در آینده سرمون میاد.وقتی حرف از ممنوعیت واردات گوشی‌های بالای ۸۰۰ دلار می‌شه، یعنی گوشی‌هایی که از یه جایی به بعد شما به صورت قانونی می‌تونید در بازار ایران بخرید، عملا پرچمدار نیستند؛ حتی، متأسفانه بازه قیمتی ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار نیمی از گوشی‌های میان‌رده رو هم پوشش می‌ده که این یعنی حتی خرید یک گوشی میان‌رده‌ی با کیفیت که بعضا به اسم Flagship Killer یا قاتل پرچمدار ازشون یاد می‌کنیم هم قانونی نخواهد بود. قصه اونجایی غم‌انگیز می‌شه که این ممنوعیت محدود به آیفون نشه و گوشی‌های سامسونگ، هواوی، شیائومی، نوکیا و غیره هم امکان وارداتشون ممنوع و ریجستریشون انجام نشه.اگر هم از دنبال‌کنندگان اخبار حوزه ICT باشید احتمالا می‌دونید که اخیرا چه رانت‌هایی برای تولید (!) گوشی‌های ایرانی به شرکت‌های مختلف اعطا شده. سوله‌هایی که مفت‌مفت در اختیار شرکت‌ها قرار می‌گیره تا با پول‌های کلان، چند مدل گوشی رو در چین سفارش‌گذاری کنند و با چند تغییر جزئی در طراحی (مثل تغییر لوگو) وارد کنند و به عنوان گوشی هوشمند ایرانی در بازار به فروش برسونند. نزدیک‌ترین مثال برای تصور این شرایط، انحصاریه که در بازار خودرو رخ داده و همه‌مون هم می‌دونیم که چه عیوبی رو بر سر اقشار مختلف جامعه آوار کرده.ترفندهای اینستاگرامی جواب می‌دن؟در وصف ترفندهای اینستاگرامی، اگر بخوام در یک کلام جوابتون رو بدم، نه! راستش رو بخواید نمی‌دونم به چه علت، ولی با اینکه آیفون‌های ۱۴ ریجستر نمی‌شن، گاهی ممکنه آنتن داشته باشید؛ گاهی ممکنه با یه جابه‌جایی سیم‌کارت یا خاموش/روشن کردن حالت هواپیما آنتنتون برگرده؛ اما واقعیت اینه که تمام این روش‌ها موقتیه و ممکنه برای چند ساعت یا در بهترین حالت چند روز آنتن داشته باشید و بعدش، آنتن بی آنتن!مسئله‌ای که مطرحه اینه که باید بپذیرید که متأسفانه هیچ راه و ترفندی عملا برای این موضوع وجود نداره؛ اکثر افرادی هم که توی اینستاگرام در مورد این موضوع ویدئو تولید و منتشر می‌کنند، یا فروشنده‌هایی هستند که می‌خوان آیفون‌های ۱۴ روی ویترین مغازه‌شون خاک نخوره یا اینکه پیج‌هایی هستند که دنبال رشد چند ده هزارتایی پیجشون هستند که اتفاقا دست روی سوژه خوبی هم گذاشتن.نکته: سال گذشته، چون هنوز تصمیمات قطعی درباره آیفون‌های ۱۴ گرفته نشده بود، شما می‌تونستید به‌صورت مسافری، گوشیتون رو در سامانه همتا ثبت کنید؛ اما تقریبا از بهمن/اسفند ماه بود که با ممنوعیت رسمی واردات آیفون‌های ۱۴، حتی ثبت موقتی گوشی در سامانه همتا هم غیرممکن شد. خیلی از افرادی که گوشیشون رو در اون دوره به‌صورت مسافری در سامانه همتا ثبت کردند، هنوز آنتن دارند یا حداقل با دردسر کمتری آنتنشون رو به حالت عادی برمی‌گردونند؛ پس ممکنه اگر می‌بینید آیفون ۱۴ دوستتون آنتن، به خاطر همین امر باشه.یک ترفند رایج دیگه‌ای که وجود داره، استفاده از دستگاه‌های IKOSـه. این دستگاه‌ها که مدلشون توی ایران رایجه، دستگاه‌هایی هستند که ریجستر شدن، سیم‌کارت می‌خورن و کار می‌کنن؛ اما برای این کاربرد دارند که وصلشون کنی به گوشی یا تبلتی که سیم‌کارت نداره و از طریق اون گوشی/تبلت از سیم‌کارت استفاده کنید.این ترفند، جواب می‌ده؛ اما (یه اما بزرگ) تجربه کاربری استفاده از این دستگاه‌ها واقعا مضخرفه! درصورتی که شما سیم‌کارتتون رو روی یکی از دستگاه‌های IKOS بندازید، برای ارسال و دریافت پیام و برای دریافت و برقراری تماس باید از اپلیکیشن مربوط به همون دستگاه استفاده کنید؛ حالا مشکل کجاست؟ اپلیکیشن‌هایی که برای استفاده از IKOSها وجود داره، یه اپلیکیشن بسیار زشت با تجربه‌ی کاربری بده که عملا تافته جدا بافته‌ی آیفونتون می‌شه.مدلی که امکان به اشتراک‌گذاری اینترنت رو هم داره، اینترنت رو با سرعت بسیار بسیار بسیار پایینی با گوشی شما Share می‌کنه و عملا ارزش استفاده نداره.البته این یه تصمیمه که با شماست؛ من به شخصه واقعا از استفاده از اپلیکیشنی که UI/UX بدی داره اون هم برای انجام کارها پرتکرار و مهمی مثل تماس و پیامک مریض می‌شم؛ بنابراین ترجیح می‌دم استفاده نکنم.من چطور استفاده می‌کنمروش من کمی روش سختیه راستش رو بخواید؛ اگر تجربه کار با دستگاه‌های اپلی رو داشته باشید می‌دونید که یه فیچری توی اکوسیستم اپل هست که اینجوریه که وقتی آیفونتون زنگ می‌خوره، مک هم زنگ می‌خوره، آیپد هم زنگ می‌خوره، واچ هم زنگ می‌خوره و از هرکدوم که بخواید می‌تونید جواب بدید. برای اینکه بتونید از این فیچر استفاده کنید (علاوه‌بر اینکه باید فعال باشه) باید به یه اینترنت وصل باشن دستگاه‌هاتون و اپل آیدی همه‌شون هم یکسان باشه.من برای اینکه بتونم از آیفون ۱۴ پرو استفاده کنم و بتونم تماس هم بگیرم، در طول روز ۳ تا دستگاه با خودم حمل می‌کنم؛ یک مودم جیبی، یک آیفون 5s که از قبل داشتم و یه آیفون ۱۴ پرو. اتفاقی که میوفته اینه که سیم‌کارت اصلی من روی 5s قرار داره و هر دو آیفون درحالی که یه اپل آیدی دارن، به اینترنت همون مودم جیبی متصل هستند.با این روش، وقتی آیفون 5s من که سیم‌کارتم روشه زنگ می‌خوره، آیفون ۱۴ پروم هم زنگ می‌خوره و می‌تونم جواب بدم و از اون طرف هم چون به مودم جیبی وصل هستم، اینترنت هم دارم روی هر دو دستگاه. متأسفانه آیفون به آیفون این امکان وجود نداره که مثلا من موقعی که می‌خوام به کسی زنگ بزنم روی آیفون ۱۴ پرو شماره‌گیری کنم و تماس از طریق آیفون 5s برقرار بشه؛ برای همین صرفا برای جواب دادن تماس‌ها کاربرد داره.اگر بتونم، دوست دارم آیفون 5s رو با یه آیفون دیگه مثل آیفون ۷ عوض کنم ولی فعلا که فرصت نشده و با همین سپری می‌کنم و اینجا باید بابت ایستادگی این دستگاه کهن‌سال ایستاده دست بزنم. :‌))اگر بخوام اصلا این مسئله‌ی اکوسیستم اپل رو فاکتور بگیرم، لُپ کلام رو بخوام بگم، من دو گوشی دارم و برای تماس گرفتن از اونی که ریجستر شده استفاده می‌کنم و برای اینکه اینترنت هم روی آیفون ۱۴ داشته باشم و در عین حال باتری 5s هم خیلی صدمه نبینه، یه مودم جیبی هم با خودم حمل می‌کنم.راستش رو بخواید خودم هم قبول دارم که روش، خیلی روش بهینه‌ای نیست؛ ولی برای منی که همیشه کوله‌پشتی همراهمه خیلی آزاردهنده نیست و از اون طرف هم واقعیت اینه که عادت کردم.آیا آیفون‌های ۱۴ یا ۱۵ ارزش خرید دارند؟تو این بخش نمی‌خوام خیلی درباره‌ی اینکه آیفون ۱۴ و ۱۵ آیا خوب هستند یا خیر صحبت کنم؛ بیشتر مسئله‌ای که مطرحه اینه که آیا آیفون‌های ۱۴ و ۱۵ علی‌رغم اینکه ریجستر نمی‌شن، ارزش خرید دارند یا نه.درباره‌ی خودم اینجوریه که چون به این وضعیت عادت کردم و اپل زامبی هستم، بله و من قطعا به آیفون ۱۵ پرو آپگرید خواهم کرد؛ اما به کسی که به این وضع عادت نداره یا اونقدر که باید اپل زامبی (!) نیست توصیه نمی‌کنم. خب خودمونیم دیگه، ما همین الانش کلی دستگاه با خودمون حمل می‌کنیم و اگر بخواد یکی دو قلم هم به این موارد اضافه بشه یا اینکه بخوایم هر روز با بحث آنتن داشتن و نداشتن درگیر باشیم اصلا وضعیت جالب نمی‌شه.از طرفی آیفون‌های ۱۳ (که قیمتشون الان غیرمنطقیه و باید تو قیمت خوب بتونید بخرید) هنوز آیفون‌های خیلی خوبی هستند و نه تنها از رده خارج نشدن، بلکه با قدرت دارن پرچمداری می‌کنن؛ پس پیشنهاد می‌دم اگر می‌خواید از آیفون استفاده کنید، برید سمت آیفون‌های ۱۳ مگر اینکه بخواید تمام مواردی که گفتم رو بپذیرید و با تمام چالش‌ها به آغوش آیفون‌های ریجستر نشده برید.جمع‌بندیمن توی این مقاله سعی کردم خیلی روی کاغذ صحبت نکنم و تا جای ممکن تجربه‌ام رو با شما به اشتراک بذارم؛ امیدوارم که براتون مفید بوده باشه. عذرخواهم اگر طولانی بود و اینکه به مرور زمان اگر آپدیتی در این مورد بود حتما میام و این مطلب رو به‌روزرسانی می‌کنم. اگر هم سوالی بود، توی کامنت‌ها یا از طریق ایمیل (maminsedghi@gmail.com) پاسخگو هستم.</description>
                <category>محمدامین صدقی</category>
                <author>محمدامین صدقی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Oct 2023 21:51:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه بازاریابی یا مارکتینگ پلن چیست؟ + تدوین برنامه بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/markobase/what-is-content-plan-jtnwwpgf2two</link>
                <description>سندی که نقشه‌ی راه شما در رسیدن به اهداف سازمان در دپارتمان بازاریابی است را می‌توان برنامه بازاریابی یا مارکتینگ پلن دانست؛ در این مطلب به سوالاتی چون برنامه بازاریابی چیست، چرا باید برنامه‌ی بازاریابی داشته باشیم و مراحل تدوین یک برنامه بازاریابی چیست پاسخ می‌دهیم.عقل سلیم حکم می‌کند زمانی که تصمیم دارید از مبدأ A به مقصد B بروید، پیش از حرکت راه‌هایی که پیش‌رویمان است را پیدا کنیم و هزینه، مزایا و معایب هر یک را درنظر بگیریم و سپس بنابر نتیجه‌ی بررسی‌ها اقدام به حرکت کنیم؛ برنامه بازاریابی یا مارکتینگ پلن هم دقیقا به همین موضوع اشاره دارد.در ادامه این مطلب، تصمیم داریم درباره برنامه بازاریابی یا مارکتینگ پلن بنویسیم؛ از چیستی و چرایی آن گرفته تا چگونگی تدوین آن و البته مثال‌هایی برای یادگیری بهتر! عموم محتوای این مقاله مبنی‌بر بازاریابی دیجیتال نوشته می‌شود، اما با درک کلی موضوع، می‌توانید از مثال‌ها و مفاهیم ذکرشده در سایر بُعدهای دنیای مارکتینگ نیز استفاده کنید.برنامه بازاریابی چیست؟زمانی که در استراتژی بازاریابی سالانه‌تان اهدافی را تعیین می‌کنید، در مرحله‌ی بعدی باید پیش از هر اقدامی، برای رسیدن به هدف‌های تعیین‌شده برنامه‌ریزی کنید؛ در دنیای بازاریابی، به سندی که جزئیات این برنامه‌ریزی شامل روش‌های بازاریابی، هزینه‌ها و وظایف عملیاتی را به مشخص می‌کند، برنامه بازاریابی یا مارکتینگ پلن می‌گویند.با شکست خوردن در آماده شدن، برای شکست خوردن آماده می‌شوید!- بنجامین فرانکلینمزایای تدوین برنامه بازاریابیبعید می‌دانم کسی در دنیا باشد که بتواند ادعا کند «برنامه داشتن خوب نیست»؛ اما آگاهی به اینکه تدوین برنامه بازاریابی دقیقا چه مزایایی دارد، قطعا در استفاده‌ی بهینه‌تر از آن و درک بهتر کاربردهای آن می‌تواند تأثیر چشم‌گیری داشته باشد.بارها برای همه‌مان پیش آمده است که امروز تصمیمی می‌گیریم و احتمالا چند روز بعد بنابر موقیعت‌های احساسی و محیطی تصمیمان را عوض می‌کنیم؛ شاید بهترین عنوانی که بتوان به این کار نسبت داد، نداشتن تمرکز باشد! تدوین یک برنامه بازاریابی، کسب‌وکار شما و فعالیت‌های کسب‌وکارتان را حول‌محور مشخصی پیش می‌برد و باعث می‌شود تا وقتی دلیل منطقی و مشخصی برای اضافه کردن یا رد کردن تصمیمی ندارید، این کار را انجام ندهید.مزیت بعدی که از داشتن برنامه بازاریابی یا مارکتینگ پلن می‌توانیم یاد کنیم، مدیریت منابع است؛ تصویر کنید در کسب‌وکارتان مبلغ مشخصی را به‌عنوان بودجه بازاریابی به‌همراه یک تیم ۵ نفره در اختیار معاون بازاریابی گذاشته‌اید؛ حالا مشخصاً اگر برای استفاده از این تیم و بودجه، برنامه مشخصی وجود نداشته باشد، بخش زیادی از این منابع (مالی و انسانی) هدر می‌رود.یک برنامه بازاریابی درست، مسیری را مشخص می‌کند تا شما به‌طور دقیق بدانید چه بودجه‌ای را باید برای کانال‌های بازاریابیِ مختلف تخصیص دهید و این بودجه در چه طرح‌هایی خرج شود. همچنین به داشتن یک مارکتینگ پلن اصولی، وظایف تک‌تک اعضای تیم بازاریابی را مشخص می‌کند و زمان موردنیاز برای هرکدام از مراحل بازاریابی را تعیین می‌کند تا عنصر ارزشمندی چون زمان را هدر ندهید.برای توضیح مزیت‌های بعدی داشتن برنامه بازاریابی اجازه دهید تجربه‌ای را بازگو کنم. چندی پیش در جلسه‌ای با مدیران سازمان، به این نتیجه رسیدیم که بخش بلاگ وب‌سایت اهمیت زیادی دارد که تاکنون آنقدر که باید برای آن ارزش قائل نشده‌ایم درحالی که می‌تواند تأثیر غیرمستقیم شگفت‌انگیزی روی فروشمان بگذارد؛ بنابراین همگی با هدفِ «بهبود بلاگ» جلسه را ترک کردیم؛ اما بهبود بلاگ دقیقا در چه معیارهایی تعریف می‌شود؟ اینجا همان جایی است که برنامه بازاریابی به کمک ما می‌آید.یک برنامه بازاریابی، تک‌تک قدم‌هایی که باید در ادامه مسیر برداریم را مشخص می‌کند و با تعیین گام‌های بازاریابی عملکردمان را تثبیت می‌کند. از طرفی وقتی درباره‌ی بهبود بلاگ سخن می‌گوییم، یک هدف کلی را تعیین کرده‌ایم؛ اما این هدف را می‌توان به هدف‌های جزئی‌تر و قابل محاسبه تبدیل کرد تا همه‌چیز برای همه‌ی اعضای سازمان (از کارشناس و مدیران میانی گرفته تا مدیران ارشد و عامل) شفاف می‌کند.مزایای تدوین برنامه بازاریابی نه‌تنها به همین موارد محدود نمی‌شود، بلکه براساس جنس کسب‌وکاری که دارید، مزایای منحصر به فردی در سازمان به ارمغان می‌آورد. به‌عنوان مثال اگر شما یک استارتاپ باشید که در حال کار روی MVP ایده‌تان هستید، داشتن برنامه‌ی بازاریابی می‌تواند در مسیر جذب سرمایه کاربردی باشد چراکه گام‌های بازاریابی شما را برای سرمایه‌گذار شفاف و تصمیم‌گیری را برای آن‌های راحت‌تر می‌کند.از طرف دیگر هم اگر کسب‌وکار شما قابلیت اعطای نمایندگی داشته باشد، مارکتینگ پلن می‌تواند در ارائه برنامه‌ها و خطوط قرمز و روش‌های اختصاصی سازمان در بازاریابی به همکاران شما را همراهی کند. این موضوع را هم فراموش نکنیم که گاهی اوقات ممکن است با تدوین برنامه بازاریابی، شما در اهداف سازمان ریزبین‌تر می‌شوید و ممکن است تصمیم‌های استراتژیکی درباره‌ی کلیت کسب‌وکار اتخاذ کنید که به‌نفع کسب‌وکارتان باشد.تفاوت برنامه بازاریابی با استراتژی بازاریابیبرنامه بازاریابی و استراتژی بازاریابی شباهت‌هایی به یکدیگر دارند که ممکن است موجب گمراهی شود؛ اما تفاوت‌های اساسی هم دارند که آگاه نبودن به آن‌ها موجب خطاهای بزرگی می‌شود. یک استراتژی بازاریابی به ما می‌گوید که در کسب‌وکارمان چطور به هدف تعیین‌شده‌ای برسیم؛ درحالی‌که برنامه بازاریابی چارچوبی است که استراتژی‌های بازاریابی مختلفی را در خود جای می‌دهد.به‌عنوان مثال شما در مارکتینگ پلنتان مشخص کرده‌اید که روی شبکه‌های اجتماعی و سئو کار کنید و برای شبکه‌های اجتماعی یک استراتژی و برای سئو نیز یک استراتژی مجزا تدوین می‌کنید تا در برنامه بازاریابی به نمایش بگذارید.مراحل تدوین برنامه بازاریابیحالا که به خوبی با برنامه بازاریابی و مزایای آن آشنا شدید، بد نیست به مراحلی که در تدوین برنامه بازاریابی باید طی کنید گریزی بزنیم. طی کردن مراحل تدوین برنامه بازاریابی بسیار پراهمیت است، طوری که حتی اگر به‌ترتیب صورت نگرید، در پروسه‌ی تدوین مارکتینگ پلن اختلال ایجاد می‌شود.نخستین گامی که برای داشتن یک برنامه بازاریابی باید بردارید، تعیین اهداف دپارتمان بازاریابی است؛ این اهداف می‌توانند در بازه‌های ۳ ماهه، ۶ ماهه و یک ساله تعریف شوند اما از بازه‌ی زمانی آن‌ها مهم‌تر، ویژگی‌هایی است که باید هدفی که تعیین می‌کنید داشته باشد.مشخص و قابل اندازه‌گیری باشدهدف شما باید به‌طور واضح مشخص باشد و هیچ گُنگی و مجهولی در آن مدیران را دچار سردرگمی نباشد و قابلیت اندازه‌گیری داشته باشد. به‌عنوان مثال، افزایش ۲ برابری فروش یک هدف مشخص است که می‌توان آن را اندازه‌گیری کرد.واقع‌گرایانه و قابل دسترسی باشداگر ما یک فروشگاه اینترنتی داریم که کمتر از یک سال از شروع فعالیت آن می‌گذرد، هدفی مانند «شکست دیجی‌کالا» نه‌تنها واقع‌گرایانه و قابل دسترس نیست، بلکه از نداشتن تجربه‌ی کافی ما در کسب‌وکار و دنیای بازاریابی نشأت می‌گیرد. بهتر است اهداف را طوری تعیین کنید که اولاً با درنظر گرفتن شرایط فعلی کسب‌وکار هم‌خوانی داشته باشد، دوما قابل دسترس باشد چرا که نرسیدن به این اهداف مدیران و اعضای تیم را از وضعیت عملکرد واحد بازاریابی دل‌سرد می‌کند.زمان مشخصی برای دستیابی داشته باشدما در جلسه‌ی ارائه برنامه‌ی بازاریابی می‌گوییم افزایش ۲ برابری فروش یکی از اهداف تیم بازاریابی است؛ اما اگر ذکر نکنیم که این افزایش ۲ برابری در چه مدت‌زمانی اتفاق می‌افتد، با اعضای تیممان، خودمان و مدیران سازمان شفاف و صادق نبودیم. بنابراین حتما زمانی برای دستیابی به اهدافتان تعیین کنید و حین ارائه برنامه بازاریابی روی این زمان، تأکید دوچندان داشته باشید.قدم بعدی برای رسیدن به یک برنامه بازاریابی ایده‌ئال، تجزیه و تحلیل SWOT است؛ اگر بخواهیم این واژه بشکافیم، حرف S به معنی Stengths یا نقاط قوت، حرف W به معنی Weaknesses یا نقاط ضعف، حرف O به معنی Opportunities یا فرصت‌ها و حرف T به معنی Threats یا تهدیدها است. درواقع SWOT، یک رویکرد بازاریابی برای تحلیل نقاط قوت و ضعف، فرصت و تهدید‌های کسب‌وکار است که به شما در تدوین یک برنامه بازاریابی هوشمندانه و واقع‌گرایانه کمک شایانی می‌کند.گام بعدی برای تدوین برنامه بازاریابی تعیین پرسونای مخاطب است؛ پرسونای مخاطب، مشخصات مشتری ایده‌ئال شما محسوب می‌شود؛ این مشخصات به شما کمک می‌کند تا بدانید برای چه نوع از افرادی باید برنامه بازاریابی تعریف کنید. به‌عنوان مثال اگر سن مشتریان شما در بازه ۱۸ تا ۲۵ سال باشد، قطعا روش‌ها و کانال‌هایی که برای بازاریابی استفاده خواهید کرد بسیار متفاوت‌تر از زمانی است که مشتریان شما در بازه سنی ۳۵ تا ۴۵ سال باشند.انتخاب کانال‌های بازاریابی قدم بعدی در تدوین برنامه بازاریابی است؛ در این مرحله شما باتوجه‌به پرسونای مخاطب و محصولی که دارید، مشخص می‌کنید از طریق چه کانالی اقدام به بازاریابی و فروش کنید. توجه داشته باشید که برای انتخاب کانال بازاریابی، به دلیل نیاز دارید! اگر اینستاگرام را به‌عنوان یک روش بازاریابی انتخاب می‌کنید، باید دلیل کافی برای صرف منابع سازمان در این کانال بازاریابی داشته باشید.حال که برای بازاریابی می‌دانید از کدام کانال‌ها اقدام کنید، باید چارت تیم مارکتینگ را ترسیم کنید تا ساختار منابع انسانی و نقش هر یک از اعضای تیم مشخص باشد. این موضوع نه تنها به تیم بازاریابی کمک می‌کند تا هدف‌مندتر گام بردارد، بلکه واحد منابع انسانی را درمورد استخدام و انتظاراتی که باید از هر نیرو داشته باشد نیز همراهی می‌کند.در این مرحله از تدوین برنامه بازاریابی، شما هم کسب‌وکار را می‌شناسید، هم مشتریانتان را می‌شناسید، هم کانال‌های بازاریابی خود را مشخص کرده‌اید، هم تیمتان، جایگاه و وظایفتان را مشخص کرده‌اید؛ حالا آماده‌اید تا برنامه عملیاتی و تدوین استراتژی برای هر بخش از برنامه بازاریابیتان را روی کاغذ بیاورید. در این بخش شما مشخص می‌کنید که دقیقا در بازه زمانی مشخص‌شده، برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده چه قدم‌هایی باید بردارید و هرکدام از اعضای تیم چه وظایفی دارند.توجه داشته باشید که تعیین شاخص‌های کلیدی علمکرد یا همان KPI می‌تواند به دقیق‌تر بودن برنامه بازاریابی و شفاف‌تر شدن اهداف هرکدام از تیم‌های بازاریابی کمک بیشتری کند؛ بنابراین این قدم‌ها را به‌هیچ‌وجه از قلم نیاندازید!بررسی یک نمونه برنامه بازاریابی کاملبا وجود اینکه تا این مرحله از مقاله سعی کردیم توضیحاتمان را کامل و جامع ارائه دهیم، اما همواره یک مثال (هرچند جزئی) می‌تواند به درک بهتر موضوع کمک کند. در ادامه یک برنامه بازاریابیِ کلی برای برند مارکوبِیس را شرح می‌دهیم و بررسی می‌کنیم.خلاصه‌ای از کسب‌وکار: مارکوبِیس مرجعی برای دیجیتال مارکترها به‌شمار می‌رود؛ ما تصمیم داریم در این وب‌سایت، انواع نیازهای یک دیجیتال مارکترها را از آموزش گرفته تا فایل‌های کاربردی برطرف کنیم.تحلیل SWOT: داشتن محتواهای با کیفیت، دوره‌های جامع و فایل‌های کاربردی از نقاط قوت مارکوبِیس، نوپا بودن و نداشتن تعداد کاربر کافی از نقاط ضعف آن، جذابیتِ بازارِ دیجیتال مارکتینگ و درک بالای دیجیتال مارکترها از موقعیت فرصت‌ها و محدود بودن به اینترنت و خطر محدودیت‌های اینترنت از تهدیدهای مارکوبیس به‌شمار می‌روند.اهداف بازاریابی: تولید N هزار لید، جذب X هزار کابر، افزایش آگاهی از برند و فروش N میلیون تومانی تا پایان بهار سال ۱۴۰۲مخاطب هدف: دیجیتال مارکترهایی که کمتر از ۳ سال سابقه‌ی کار دارند، علاقه‌مندان به دیجیتال مارکتینگ که هنوز اقدام به یادگیری نکرده‌انداعضای تیم و نقش آن‌ها: محمدامین صدقی (مدیر ارشد اجرایی)، مانی شکیبایی (مدیر محتوا)، نوید امیرنجات (کارشناس محتوا)، مبین محمدی (کارشناس شبکه‌های اجتماعی)کانال‌های بازاریابی: گوگل، ویرگول، لینکدین، اینستاگرام و تلگرامبودجه بازاریابی: A میلیون تومان برای تولیدات محتوا، X میلیون تومان برای شبکه‌های اجتماعی، Z میلیون تومان برای سئو و Y میلیون تومان برای تبلیغات CPC و Nativeمتنی که مطالعه کردید، یک برنامه بازاریابی برای مارکوبیس تلقی می‌شود؛ شما هم می‌توانید با توجه به نکات ذکرشده در این مقاله به راحتی تدوین برنامه بازاریابی‌تان را همین حالا شروع کنید.</description>
                <category>محمدامین صدقی</category>
                <author>محمدامین صدقی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 15:53:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>