<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های MJ_BD</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MJ_BD</link>
        <description>چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:20:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/473299/avatar/llADDq.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>MJ_BD</title>
            <link>https://virgool.io/@MJ_BD</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تئوری مرجع ناشناس?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-g7ghw5ctdywk</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟ طبق این تئوری، به کمک چند کلمه ی جادویی به راحتی می توان آدم ها را فریب داد. ما عبارت هایی مثل «به گفته ی دانشمندان» یا «به ادعای کارشناسان» که حتی پشتوانه ی علمی دقیقی مثل یک تحقیق علمی ندارند، را به راحتی باور می کنیم. ما به طور ناخودآگاه، گفته های مرجع ناشناسی (مثل یک کارشناس یا دانشمندان) را قبول می کنیم که ممکن است اصلاً وجود نداشته باشد.برای مثال، در آگهی تبلیغاتی یک قرص گفته می شود که تأثیر و کارایی آن به اثبات دانشمندان رسیده است. این مسأله باعث می شود که مخاطب این ادعاها را باور کند. چون همه ی ما به دانشمندها اعتماد داریم.به اطلاعاتی که هویت نامشخصی دارند اعتماد نکنید. این عبارت ها که در آگهی های تبلیغاتی، اینترنت و جراید و نشریات استفاده می شوند، همگی دروغ هستند. بعضی از این عبارت ها به شرح زیرند:عبارت هایی که در آن ها صرفاً اشاره ای کلی به تعداد می شود، مثل «بیشتر دانشمندان» یا «بعضی از مردم» (این مردم چه کسانی هستند؟)استفاده از افعال مجهول مثل «گفته می شود» (چه کسی می گوید؟)عبارت هایی مثل «تا ۱۰۰ درصد» (یعنی ۲ درصد یا ۹۹ درصد؟)وقتی با مسأله ی نامعلوم و مجهولی مواجه می شوید، سند اثباتش را بخواهید و فقط به کسانی اعتماد کنید که می توانند دلیل و مدرک بیاورند.خب تمام.گودِتون بای   بایِتون گود      تا درودی دیگر         بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Thu, 03 Feb 2022 11:25:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری هنجار شدن تدریجی?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AC%DB%8C-n6rgyryrqbxw</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟ آدم ها می توانند بدترین تغییرات در زندگی شان را با آرامش و خونسردی قبول کنند، به شرط آنکه این تغییرات به تدریج رخ دهند.[غیرعادی ها به تدریج به طبیعی ها تبدیل شدند]برای مثال، ساکنان شهرها دیگر آمادگی تحمل مه دود و مشکلات زیست محیطی در شهر محل زندگی شان را پیدا کرده اند چون این تغییرات یکباره رخ نداده اند و مردم فرصت پیدا کرده اند که به این شرایط بد عادت کنند.این تئوری می تواند جواب بسیاری از سؤالات ما باشد، از وقایع بزرگ تاریخی گرفته تا مسائل عادی و روزمره. مثلاً چرا مردم آلمان در مقابل دولت نازی و اردوگاه های کار اجباری اش در دهه های سی و چهل میلادی ایستادگی نکردند؟ یا چرا آدم ها زندگی مشترکی را ادامه می دهند که روان آن ها را تخریب می کند؟ همه ی این سؤال ها جواب ساده ای دارند: آن ها به این وضعیت عادت کردند و قبولش کردند، چون این تغییرات یک شبه رخ ندادند. واقعیت آن ها دستخوش تغییر شد و مسائل غیر عادی را برای آن ها به تدریج تبدیل به مسائلی طبیعی کرد.خب تمام.گودِتون بای   بایِتون گود      تا درودی دیگر         بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jan 2022 10:04:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری پا لای در?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-alczwk9mlq1e</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟آیا تا به حال برایتان پیش آمده که با درخواست کوچک فردی موافقت کنید و کمی بعد، در حالی به خود بیایید که یک خواستۀ بزرگ‌تر از طرف همان فرد را هم قبول کرده‌اید؟ اگر پاسختان به این سوال مثبت است، باید به شما تبریک بگویم: شما یک قربانی رسمی برای تکنیک پا لای در (foot in the door) به حساب می‌آیید و تاثیر بالای این تکنیک را به چشم خود مشاهده کرده‌اید.پا لای در یک تکنیکِ متقاعدسازی است که در آن شما قبل از آنکه خواستۀ اصلی (و بزرگ) خود را مطرح کنید، ابتدا یک خواستۀ کوچک‌تر را مطرح می‌کنید و بعد از گرفتن تائید، به سراغ خواستۀ اصلی خود می‌روید. نام این تکنیک نیز به خوبی مفهوم آن را به ما منتقل می‌کند. وقتی شما پای خود را لای در بگذارید (که یعنی مشتری خود را در مسیر مورد نظر مقداری پیش ببرید)، شانس اینکه درِ فروش به طور کامل برایتان باز شود و مشتری به پیشنهاد بزرگ شما فکر بکند، بیشتر خواهد بود. شما را نمی‌دانم، اما من از تصویری که این تکنیک بازاریابی القا می‌کند، واقعاً لذت می‌برم.بسیاری از ما در روز با فروشنده‌های مسر و جدی روبرو هستیم که می‌خواهند به هر طریقی که شده ما را به خرید مجبور کنند. اما در تکنیک پا لای در، فشار بسیار کمی از طرف شما بر روی مشتری وارد می‌شود. یعنی فقط یک درخواست کوچک از او می‌کنید. و این خود اوست که فشار اصلی را به خود وارد می‌کند. چرا که با درخواست کوچک شما موافقت کرده است و اکنون تصویری از خود را شکل داده است که شکستن آن برایش چندان کار راحتی نیست.این سناریو را تجسّم کنید. یک فروشنده، درب منزل شما را می‌زند و از شما می‌پرسد &quot;اشکال نداره یک سوال کوچک ازتون بکنم؟&quot; یا &quot;میشه یک چیزی رو نشونتون بدم؟&quot;. این یک درخواست کوچک از سوی اوست. ضرر چندانی هم برای شما ندارد. پس شما در را باز می‌کنید تا به حرف‌هایش کامل گوش بدهید. اما کمی بعد خود را در یک موقعیّت متفاوت می‌یابید. اکنون او درخواست بزرگ خود را مطرح کرده است &quot;حالا فقط یک مخلوط‌کن می‌خواهید یا اینکه حاضرید برای تندرستی خودتون یک آبمیوه‌گیری خوب و مقاوم هم بخرید؟&quot;یا به عنوان مثالی دیگر، بازاریاب ها به شما پیشنهاد می دهند که از اشتراک رایگان یک ماهه ی اول محصول شان استفاده کنید. گرچه ریالی خرج نمی کنید اما دیگر به دام می افتید چون بقیه ی اشتراک را به کسی که نسخه ی رایگان محصول را امتحان کرده، راحت تر می توان فروخت.اگر فروشنده ای به شما وعده ی تخفیف زیاد بدهد یا بگوید که اگر سه عدد از جنسش را بخرید پول دو عدد را خواهید داد، این یعنی او هم از این ترفند باخبر است و سعی می کند پایش را لای در شما بگذارد. او می داند که شما باز خواهید گشت و پول زیادی در فروشگاهش خرج خواهید کرد.معروف‌ترین تحقیق در زمینۀ این تکنیک متقاعدسازی، در سال 1966 توسط دو محقق به نام‌های جاناتان فریدمن و اسکات فریزر انجام شد. آنها نام آزمایش خود را &quot;موافقت بدونِ فشار&quot; گذاشتند. فکر می‌کنم این عبارت به خوبی نشان‌دهندۀ جنبۀ روانشناسانه این تکنیک باشد.تحقیق مذکور، در دو آزمایش انجام شد که در هر دوی آنها تاثیر قابل توجه این تکنیک را تائید کردند.آزمایش اول:سوژۀ اولین آزمایش، 156 زن (خانه‌دار) بودند که به چهار گروه تقسیم می‌شدند. برای شروع، با زنانِ سه گروه تماس گرفتند و از آنها یک سوال ساده پرسیدند: &quot;میتونید به ما بگید که شما در حال حاضر از کدام محصولات خانگی‌، مثلاً چه صابون و پاک‌کننده‌ای، استفاده می‌کنید؟&quot;سه روز بعد، آنها دوباره با تمام این زنان، به علاوۀ گروه چهارم، تماس گرفتند. اینبار، از زنان پرسیدند که آیا مایل هستند به یک محقق اجازه بدهند به خانۀ آنها بیاید و انواع مختلف محصولات خانگی که در خانه‌شان وجود دارد را لیست کند؟بیایید کمی در این درخواست دقیق شوم: چیز واقعاً بزرگی خواسته شده است. در درجۀ اول، شما باید درِ خانۀ خود را به روی یک غریبه باز کنید. به علاوه، این غریبه قرار است کشوها، کابینت‌ها، کمد‌ها و سایر سوراخ سنبه‌های خانۀ شما را بگردد تا ببیند چه محصولاتی دارید، آنها را بر دارد، لمس کند، اندازه بگیرد و در مورد آنها اطلاعاتی را یادداشت نماید. قبول کنید که این کار، در حالت عادی به منزلۀ تجاوز به حریم شخصی است.و اما نتایج: از سه گروه اول که قبلاً با آنها تماس گرفته شده بود، 52.8% با این درخواست موافقت کردند. اما از گروه چهارم، فقط 22.2% بودند که به این درخواست جواب مثبت دادند.آزمایش دوم:در آزمایش دوم، فریدمن و فریزر، یک گروه 112 نفره (از مردان و زنان) را سوژۀ آزمایش خود قرار داده و مثل آزمایش قبل، آنها را به چهار گروه تقسیم کردند.اینبار، آنها به درب منزل این افراد می‌رفتند و از آنها می‌خواستند که یک تابلوی کوچک در ماشین خود بگذارند که تبلیغ رانندگی ایمن را می‌کرد یا آنکه یک تابلوی کوچک پشت پنجرۀ خانه‌شان بگذارند با مضمون &quot;شهر ما خانۀ ماست&quot;.و بسیاری از آنها با اینکار موافقت کردند که یعنی پای محققان ما دیگر لای درِ مخاطبان بود. یک هفته بعد، آنها از همین افراد و البته گروه چهارم درخواست کردند که یک تابلوی بزرگ‌تر و زشت‌تر با همان پیام قبلی (رانندگی ایمن یا شهر ما خانه ماست) را در حیاط خانۀ خود بگذارند.هدف محققان ما چه بود؟ آنها می‌خواستند بدانند که درخواست یک کار خیر – که در رابطه با مسأله‌ای اجتماعی بود – چه تغییری در میزان تاثیرگذاری این تکنیک ایجاد می‌کند.و نتیجه چه بود؟ مشخص شد که نوع درخواست هیچ فرقی در تاثیر تکنیک پا لای در ندارد و رفتارِ شرکت‌کنندگان، مشابه آزمایش اول است. آنهایی که با گذاشتن یک تابلوی کوچک موافقت کرده بودند، بیشتر به قرار دادن بیلبورد بزرگ در حیاط خانۀ خود رغبت نشان می‌دادند. این در حالی است که در گروه آخر، تعداد جواب‌های مثبت بسیار کمتر بود.خب، سوال این است که چرا تکنیک پا لای در تا این حد در متقاعد کردن مخاطب موفق عمل می‌کند؟ روانشناسان دو فرضیه برای تاثیر بالای این روش دارند.اولین فرض آن است که وقتی ما با مخاطب خود حدی از تعامل را داشته‌ایم، احساس ارتباط یا حتی دِین بیشتری نسبت به او می‌کنیم. برای مثال بییایید فرض کنیم که شما همسایه خود را جلوی در می‌بینید و بعد در فروشگاه دوباره با او برخورد می‌کنید. در این حالت شانس اینکه با او صحبت کنید بیشتر خواهد بود. اینطور نیست؟فرض دوم هم این است که وقتی یک فرد پاسخی مثبت به درخواست اولیه می‌دهد، تصویری از خود را در ذهنش شکل داده است. او به چیزی چراغ سبز نشان داده‌ و اکنون احساس می‌کند که مخالفت یعنی دو رو بودن. بنابراین با علاقه بیشتری به خواستۀ دوم شما پاسخ مثبت می‌دهد.خب تمام.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??منابع:نوین</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 09:59:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مــــــــــــــــادر❤</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D9%85%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%A7%D8%AF%D8%B1-c44ix0dzb2dj</link>
                <description>کودکی پای به جهان هستی می‌گذاشتو در راه فرشته‌ای از جانب پروردگار او را همراهی می‌کردکودک، نگران از فرشته پرسیدمن کوچک و ناتوانم، چگونه می‌توانم در این دنیای پر مخاطره زندگی کنم؟فرشته پاسخ داد: پروردگار برای تو فرشته‌ای زمینی قرار داده استکه اکنون در انتظار توستاو از تو مراقبت خواهد کردبه تو لبخند خواهد زداو محبت و عشق و مهربانی را نشان تو خواهد داداو برای مراقبت از تو، از جان خویش نیز می‌تواند بگذردکودک پرسید: اکنون که من از پیش شما می‌رومچگونه دوباره می‌توانم با پروردگارم صحبت کنم؟فرشته پاسخ داد: پروردگار همیشه در کنار توستو فرشته زمینی تو نیز، به تو یاد خواهد داد که چگونه با خدای بزرگ در ارتباط باشی و چگونه با او صحبت کنیکم کم صدای انسان‌ها به گوش می‌رسدکودک با عجله پرسید: فراموش کردم که بپرسمنام فرشته زمینی من چیست؟فرشته پاسخ داد: تو صدایش کن مادرروز مادر است. روز تو، تویی که چون کوه صبور و با استقامتی، چون درخت باطراوت و پاکدامنی، چون خورشید گرمی‌بخش و فروزانی، چون صبح زیبا و فرحبخشی، چون آسمان روشن و گسترده‌ای و چون ستاره درخشنده‌ای.روز توست، تویی که منبع فناناپذیر حیات و سمبل بقای نسلی، تویی که همای سعادت و شادی‌ای و گرمی‌بخش محفل خانه‌ای، تویی که گل همیشه شکوفای عشق و محبت و وفایی.روز مادر است و من می‌خواهم صمیمانه‌ترین تبریک خود را بدین‌گونه نثارت کنم و جز این چیزی را برای هدیه دادن به تو لایق نمی‌دانم، زیرا عشق، محبت، ایثار و فداکاری تو هدیه‌ای به وسعت آسمان‌ها و عمق دریا‌ها می‌طلبد.‌می‌خواهم چیزی بنویسم که شاید سرسوزنی از رنج تو را پاس داشته باشم، اما کاملاً قاصر و مات مانده‌ام و نمی‌توانم از تو بگویم. دلم می‌خواهد همه رنگ‌های دنیا را در دستانم بگیرم و بنویسم، اما به‌سراغ هر واژه که می‌روم کمرنگ و شرمگین می‌شود، زیرا نمی‌تواند بر بلندای عشق و ایثار تو دست یابد.با آنکه می‌دانم تو در استعاره نمی‌گنجی، سعی می‌کنم بهترین واژه‌ها را کنار هم ردیف کنم شاید قطره‌ای از دریا را سروده باشم.اینک با این کلمات دست و پا شکسته به پابوس رنج‌ها و شب‌زنده‌داری‌هایت آمده‌ام تا از کوتاهی‌های کودکانه من درگذری و بوسه‌ام را بر دستان سرشار از عاطفه و لبریز از محبت و مالامال از عشق خدایی‌ات، پذیرا باشی. مادر بخند تا دوباره با لبخند‌های رویایی‌ات مأنوس شوم، لبخند تو مثل طلوع سپیده برایم بشارت خورشید است. لبخند پرمهر و سیمای پرمحبتت را بسیار دوست دارم. مادر بگذار صورت چروک و دستان پینه‌بسته‌ات را که، چون چتری از محبت مرا در مسیر تندباد حوادث حمایت کرده‌اند، ببوسم و بر این بوسه افتخار کنم و یکی از میلیون‌ها حقی که بر گردن من داری ادا کرده و کوچک‌ترین وظیفه خویش را که سپاس از توست، انجام دهم.مادر دوستت دارم?مامان جونم❤خیلی دوست دارم ?تو زیباترینی?تو بهترینی ?تو بی نقصی?تو بامزه ترینی?تو زیبا ترین چشم هارو داری ❤و...امیدوارم که برات پسر خوبی باشم زحماتت رو جبران کنم شرمنده اگر بعضی موقع ها ناراحتت میکنم شرمنده اگر بعضی موقع ها به حرفات گوش نمیدم با اینکه صلاحمو میخوای شرمنده که بعد از دو روز برات پست مینویسمشرمنده که...مـــامـــان عـــــــــــــــــاشـــــــــــــقـــــــــــــــــتــــــــــم❤❤❤❤❤❤روز [همونجاست] مبارک ?روز [غذاتوبخور زبونت درازترشه] مبارک ?روز [هروقت رسیدی پیام بده] مبارک ?روز [ازبس سرت توگوشی بوده] مبارک ?روز [اونایی که ازفرگاز به عنوان انباری استفاده میکنن] مبارک ?روز [بذارخودت مادرشی اونوقت خودت میفهمی] مبارک ? روز [ولت کردم که اینجوری شدی] مبارک?روز [هرچی بپوشی بهت می‌یا] مبارک?روز [ماماااان، یامان] مبارک?روز [اونقدر به اون بی صاحاب خیره نشو، آخرش کور میشی] مبارک?روز [ فردا میری خونه شوهر، میگن دستت درد نکنه با این بچه تربیت کردن] مبارک?روز [میان می‌کننت تو گونی می برنت بدبخت] مبارک?روز [همه عمرمو گذاشتم پات که اینطوری زبون درازی کنی] مبارک?روز [شماها چه گُلی به سر من زدید که عروس بزنه] مبارک?روز [لال از دنیا بری] مبارک?روز [ داری میری آشغالارم ببر] مبارک?روز [ من فقط به خاطر شما ذلیل مرده ها دارم با باباتون زندگی میکنم] مبارک?روز [ ناشُکری نکن] مبارک?روز [ذلیل بشه معلمت که اینقدر مشق میده] مبارک?روز [ فوق لیسانس شما اندازه‌ی دیپلم منه] مبارک?روز [وای به حالت بیام همونجا باشه] مبارک?روز [ من نمیدونم، برو از بابات اجازه بگی] مبارک?روز [ایناهااا، چه‌طور ندیدیش] مبارک?روز [ من نمیدونم تو به کی رفت] مبارک?روز [دست پخت زنتم می‌بینیم] مبارک?روز [پزشکی بخون، کنارش علاقتو ادامه بده] مبارک?روز [ پاشو زیرت رو جارو بکشم، دوباره بخواب] مبارک?روز [توام لنگه‌ی باباتی] مبارک?روز [خیلی‌ها همین هم ندارن بخورن] مبارک?روز [به همسایه بگو بیاد سفره رو جمع کنه] مبارک?روز [ ناهار چی داریم؟ کوفتِ کاری] مبارک?روز [ بیا بخور پیاز توش نیست ولی ۹۰درصد غذا پیازه] مبارک?روز [عین عمه‌تی] مبارک?روز اونی که بهش میگی منو ساعت هشت صبح بیدار کن ساعت هفت صبح داد میزنه پاشو ساعت ده شده هم مبارک????❤ </description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jan 2022 11:16:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری دو راهی جوجه تیغی ها➡️⬅️</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D8%BA%DB%8C-%D9%87%D8%A7%EF%B8%8F%EF%B8%8F-i0bpxekoolii</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟  آدم ها تمایل دارند که به یکدیگر نزدیک بمانند و بیشتر ما به خانواده و دوست نیاز داریم. با این حال، روابط نزدیک گاهی با درد همراه هستند. معایب عزیزانمان گاهی باعث دلسردی و دوری کردن ما می شود. با این حال، بعد از مدتی، در تلاش برای یافتن یک رابطه ی نزدیک، دوباره مرتکب همان اشتباه می شویم و بعدها از آن رنج می بریم.یک فیلسوف آلمانی به نام آرتور شوپنهاور این وضعیت را دو راهی جوجه تیغی ها یا مشکل جوجه تیغی نامیده و با این قصه ی کوتاه آن را توضیح داده است:در یک روز سرد زمستانی، چند جوجه تیغی برای گرم کردن خودشان، دور هم جمع و به یکدیگر نزدیک شدند، اما همین که خارهایشان در بدن هم فرو رفت، مجبور شدند از هم فاصله بگیرند. با این حال، سرمای هوا دوباره آن ها را به هم نزدیک کرد و بار دیگر همان اتفاقات تکرار شد. دست آخر، بعد از بارها و بارها نزدیک و دور شدن، جوجه تیغی ها متوجه شدند که باید با فاصله ی کمی از هم دور بمانند. به همین ترتیب، نیاز به اجتماع، انسان ها را به جمع شدن دور هم وا می دارد، اما ویژگی های ذاتی ناپسند و دردآورشان آن ها را از هم دور می کند.کلید دستیابی به یک رابطه ی شاد، در عشق و دوستی نهفته است. علاوه بر این، باید این توانایی را داشته باشید که به دیگران به اندازه ی کافی گرما و حرارت بدهید و در عین حال، فاصله ی شخصی را حفظ کنید. نه فرو رفتن تیغ هایتان در بدن همدیگر را تحمل کنید و نه از روابط نزدیک و صمیمانه دوری کنید. یک فاصله ی معقول را رعایت کنید، طوری که بتوانید توازن و تعادل خود را حفظ کنید.خب تمام.گودِتون بای   بایِتون گود      تا درودی دیگر         بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jan 2022 07:43:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری تونل واقعیت ??</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-mpid9p3lb97s</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟ طبق این تئوری، آدم ها دنیا را از دریچه ی فیلتر تجربیات و باورهای شخصی خود می بینند. نحوه ی تربیت، تحصیلات و تمام شادی ها و شکست هایی که تا به امروز تجربه کرده ایم، مواد و مصالح تشکیل دهنده ی تونل واقعیت ما هستند. به همین دلیل است که آدم ها اغلب به مسائل یکسان، عکس العمل های متفاوتی نشان می دهند.برای مثال، مونالیزا، تابلوی مشهور داوینچی را در نظر بگیرید. یک نفر در آن یک لبخند مرموز می بیند و شخص دیگری از نظر محاسبات ریاضی آن را بی نقص می داند، اما نفر سوم در آن چیزی جز زن چاقی که ابرو هم ندارد، نمی بیند. هیچکدام این سه نفر اشتباه نمی کند چون همه ی آن ها در تونل واقعیت خودشان زندگی می کنند و قویاً معتقدند که حق با آن ها است.طبق تئوری تونل واقعیت، علت همه ی این مسأله آن است که هیچ واقعیت مشترکی وجود ندارد. وجود آن غیر ممکن است چون بیرون آمدن از تونل آشنا، امن و راحت خود، کار بسیار دشواری است.خب تمام.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 23:14:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری درماندگی آموخته شده?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-sgl6foarbfst</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟ اگر پدر مارتین سلیگمن، در دوران کودکی او سکته نکرده بود و نیمی از بدنش از کار نیافتاده بود، یا اگر استیو مایر (Steve Maier)، در فقر و ضعف مالی بزرگ نشده بود، شاید آن‌چه امروز یکی از تجربیات زیربنایی روانشناسی مثبت گرا را تشکیل می‌دهد، شکل نمی‌گرفت.این نگاه مارتین سلیگمن به درماندگی است.مارتین سلیگمن در بیست ‌و ‌یک‌سالگی وارد آزمایشگاه ریچارد سالومون (Richard L. Solomon)، یکی از دانشمندان نامدار روانشناسی یادگیری، در دانشگاه پنسیلوانیا می‌شود.سلیگمن چنین تعریف می‌کند که لحظه‌ی ورود او، دانشجویان دور سالومون حلقه زده بودند.همه ناراحت بودند و می‌گفتند که سگ‌ها دیگر حرکت نمی‌کنند.اما سگ‌ها باید چه‌کار می‌کردند که الان دانشجوها را شاکی و ناراضی کرده بودند؟جعبه‌هایی را با یک دیوار کوتاه میانی، به دو بخش تقسیم کرده بودند.سگ‌ها در یک‌سمت قرار می‌گرفتند و از زیر پا کمی به آن‌ها شوک وارد می‌شد. اما در نیمه‌ی دوم جعبه، از شوک خبری نبود.همزمان با شوک، سوت هم می‌زدند.سگ‌ها به تدریج می‌آموختند که برای رهایی از شوک، به سمت دیگر جعبه بروند.این آزمایش بارها تکرار شده بود و حالا انتظار می‌رفت، با صدای سوت (حتی بدون شوک) سگ‌ها به سمت دیگر بپرند.نتیجه‌ی آزمایش بسیار ساده بود و درست همان‌قدر که همه انتظار دارند جوش آمدن آب در نزدیک صد درجه را ببینند، حق داشتند منتظر باشند تا سگ‌ها به سمت دیگر بپرند.اما سگ‌ها خود را کف جعبه رها کرده بودند و هیچ حرکتی انجام نمی‌دادند.سلیگمن می‌گوید من همان موقع در چهره‌ی آن سگ‌ها، درماندگی (Helplessness) را دیدم. اگر چه ده سال طول کشید تا به جامعه‌ی علمی اثبات کنم آنچه دیده‌ام، درماندگی است و این درماندگی، آموخته شده است؛ نه این‌که در ذات آن‌ها بوده.در حالیکه برخی افراد با سرعت هر چه تمام‌تر از پله‌های موفقیت بالا می‌‌روند، افرادی هم هستند که به این باور رسیده‌اند هر چقدر هم تلاش کنند باز هم بی‌فایده است و قرار نیست زندگی روی خوش خودش را به آنها نشان دهد. چرا گروه دوم چنین طرز فکری دارند و ریشه اصلی مشکل آنها کجا است؟ آیا راهکاری برای حل چنین نگرشی به زندگی وجود دارد؟درماندگی آموخته شده نوعی اختلال رفتاری است که در اثر آن شخص هیچ تلاشی برای بهبود زندگی خود نمی کند، در حالی که فرصت و امکان آن را پیدا می کند.شاید شما هم با افرادی برخورد کرده باشید که دست از تلاش برای پیروزی در زندگی کشیده‌اند، انگیزه‌های خود را از دست داده و در عمل دست روی دست گذاشته‌اند تا جریان زندگی آنها را با خودش به هر سمتی ببرد. در چنین شرایطی عموما کنترل زندگی از دست فرد خارج می‌شود و تلاشی هم برای بیرون کشیدن خود از این وضعیت انجام نمی‌دهد.معمولا این افراد درمانده‌اند و دیگر رمقی برای تلاش کردن ندارند و ظاهرا به نوعی یاس فلسفی خاص در زندگی رسیده‌اند. آیا باید بپذیریم این افراد دچار افسردگی‌های حاد هستند و با مصرف دارو و مراجعه به روانپزشک باید مساله خود را به صورت جدی حل کنند؟«مارتین سلیگمن» روانشناس آمریکایی برای نخستین بار برای نخستین بار اصطلاح «درماندگی آموخته شده» را برای توصیف چنین شرایطی به کار برد.مارتین سلیگمن و همکارانش برای آزمایش شرایط درماندگی آموخته شده تعدادی سگ را در قفس گذاشتند و به آنها شوک الکتریکی دادند. سگ‌ها امکان فرار کردن از شرایط موجود را نداشتند. بعد از چند نوبت وارد کردن شوک، سگ‌ها دیگر تلاشی برای نجات خود نمی‌کردند و به جای تلاش برای فرار کردن، واکنشی نشان نمی‌دادند.سلیگمن علت انفعال و بی‌تفاوتی سگ‌ها را به نشانه‌های رفتاری درماندگی خود آموخته نسبت داد. همین وضعیت در مورد انسان‌ها نیز صادق است.فردی که تصور می‌کند قدرت تغییر سرنوشت خودش را ندارد، در مقابل جریان‌های مثبت و منفی زندگی منفعل عمل می‌کند، درمانده و ناتوان خود را محکوم به پذیرش شرایط موجود می‌داند و در نهایت تلاشی برای تغییر شرایط نمی‌‌کند. این افراد در اصل از فقدان عزت نفس رنج می‌برند؛ گوهری درونی که اگر بمیرد می‌تواند کل زندگی فرد را تحت‌الشعاع قرار دهد.سوال مهم این است که چرا برخی دچار درماندگی آموخته شده می‌شوند و راهکار درمان آن چیست؟معمولا از سنین کودکی ممکن است فرد دچار چنین وضعیتی شود. زمانی که کودک در سنین پایین از پدر، مادر یا اطرافیان درخواست کمک می‌‌کند و با بی‌توجهی از سوی آنها مواجه می‌شود، نمی‌تواند چالش‌های کوچک خود را حل کند. در صورت تکرار این رفتار توسط اطرافیان، کودک به مرور درماندگی خود آموخته را تجربه می‌کند.در سنین بالاتر این وضعیت خود را به صورت احساس بی‌ارزش بودن و ناتوانی نشان می‌دهد.  برخی محققان هم معتقد هستند که در برخی موارد پیش زمینه‌های ژنتیکی می‌تواند در بروز چنین حالت‌هایی نقش داشته باشد.باید در نظر داشته باشیم که درخودماندگی آموخته شده نیز مانند افسردگی یا هر بیماری دیگری دارای سطوح مختلفی است و افراد ممکن است چنین حالت‌هایی را در در سطوح مختلف تجربه کنند.بیشتر بدانیم:واژه‌ی درماندگی (معادل Helpless) یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی است که در مدل ذهنی سلیگمن شکل گرفته و سال‌ها درباره‌ی آن مطالعه کرده و نوشته است.مقاله‌های متعددی هم در این زمینه نوشته و منتشر کرده است و می‌توان گفت حدود نیم قرن به این موضوع فکر کرده و به آن پرداخته است.فقط کافی است بخش‌های پایانی مقاله او در سال ۱۹۷۲ را بخوانید و ببینید که این موضوع را به پیشگیری به جای درمان ربط داده و توضیح داده که موفقیت‌های بزرگ پزشکی، زمانی بوده که به پیشگیری فکر کرده و نه درمان و این مسئله را به تفصیل توضیح داده است.جالب این‌جاست که وقتی سرمقاله‌ی او در سال ۲۰۰۰ درباره‌ی روانشناسی مثبت گرا را می‌خوانید، می‌بینید که دوباره همان حرف‌ها را تکرار می‌کند و مشخص است که حداقل ربع قرن، تمام فکر و ذهنش حول این حوزه متمرکز بوده است.بنابراین وقتی سلیگمن واژه‌ی Helpless را به کار می‌برد، نباید آن را در حد یکی از واژه‌های روزمره در نظر بگیریم.سلیگمن برای مفهوم درمانده به زندگی پدرش نگاه می‌کند. کسی که حقوق خوانده بوده و دانشجوی برجسته‌ای بوده و فکر می‌کرده قرار است یک جایگاه اجتماعی امن و مطمئن داشته باشد.اما جنگ بر سراسر جهان سایه افکنده و او باید فقط شغلی پیدا کند که یک درآمد حداقلی برای گذران بسیار ساده‌ی زندگی‌ خانواده‌اش فراهم شود.درمانده، توصیف پدر سلیگمن است که حس می‌کرده همه چیز از اختیار او خارج است و فقط باید بنشیند و نظاره کند تا شاید اتفاق بهتری بیفتد.با همین توضیح، با وجودی که در فارسی هر دو اصطلاح ناتوانی آموخته شده و درماندگی آموخته شده به کار می‌رود، شاید درماندگی دقیق‌تر از ناتوانی (disability) باشد.در زبان سلیگمن، درماندگی یعنی: ادراک کنترل نداشتن بر وضعیت موجود.دقت داشته باشید که کلمه‌ی ادراک در جمله‌ی بالا بسیار کلیدی است.این‌که شما بر وضعیت موجود کنترل دارید یا ندارید، بحث سلیگمن نیست.بحث این است که فکر می‌کنید روی شرایط کنترل دارید یا فکر می‌کنید کنترلی روی شرایط ندارید؟سلیگمن می‌گوید من وقتی سگ‌ها را دیدم، حس کردم آن قدر در آن مدت، انواع شوک و سوت را تجربه کرده‌اند و در جعبه این‌ سمت و آن سمت رفته‌اند (و احتمالاً بارها در آن آزمایش‌های دانشجویی ترکیب وضعیت و شوک تغییر کرده) که به نتیجه رسیده‌اند: هیچ چیز دست ما نیست.سگ‌ها در زندگی آزمایشگاهی آموخته بودند که کنترل اوضاع از دست‌‌شان خارج است و هر کاری هم بکنند و هر چقدر این‌جا و آن‌جا بپرند، قرار است دائماً شوک را تجربه کنند.این حدس، همان نقطه‌ی شروع آزمایش‌های سلیگمن درباره درماندگی آموخته شده است.افرادی که در شرایط درخودماندگی آموخته شده قرار می‌گیرند، نشانه‌ها و علایمی دارند که برخی از آنها عبارتند از:معمولا از دیگران درخواست کمک نمی‌کنند.ناامید هستند.تسلیم شرایط موجود می‌شوند.تلاشی برای موفق شدن نمی‌کنند.عزت نفس پایینی دارند.منفعل هستند.از ضعف انگیزه رنج می‌برند.کارها را به تاخیر می‌اندازند.افرادی که چنین حالت‌های به شکل شدید تجربه می‌کنند و چنین وضعیت‌هایی به زندگی روزمره آنها آسیب می‌رساند حتما باید به فکر راهکار باشند.خبر خوب این است که درماندگی آموخته شده قابل درمان است و می‌توان بر آن غلبه کرد. یکی از متداول‌ترین روش‌های درمانی،  درمان رفتاری شناختی یا (CBT) است. روش CBT با تغییر در نحوه تفکر و عملکرد، به افراد کمک می‌کند تا بتوانند بر مشکلات خود غلبه کنند.در  این روش درمانی راهکارهای مختلفی اجرا می‌شود که برخی از آنها عبارتند از:دریافت حمایت و تشویق. کشف ریشه‌های اصلی درماندگی آموخته شده. تمرکز بر یافتن راه‌هایی برای کاهش احساس درماندگی. کنار گذاشتن افکار منفی که می‌‌تواند نقش مهمی در درمان درماندگی آموخته شده داشته باشد. شناسایی رفتارهایی که باعث تقویت حالت‌های ناتوانی می‌شود. جایگزین کردن افکار و رفتارهای مثبت و مفید به جای افکار منفی. تقویت عزت نفس. تعیین اهداف بزرگ و دنبال کردن آنها. هوشیاری و آگاهی نسبت به شرایطی که در آن قرار گرفته‌اید.این حالت هوشیاری و آگاهی به روند درمان کمک می‌کند. وقتی فرد می‌داند با مشکلی جدی روبرو است که می‌تواند کل زندگیش را تحت‌الشعاع قرار دهد، قطعا برای نجات خود کاری می‌کند.خب تمام.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??منابع:دیجیاتو متمم </description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 14:33:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری شیشه های شکسته?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-fito4wmfi6sa</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟ داستان اينگونه بود كه در دهه هشتاد در نیویورك باج‌گیری در ایستگاه‌ها و در داخل قطارها امری روزمره و عادی بود. فرار از پرداخت پول بلیط رایج بود تا انجا كه سیستم مترو 200 میلیون دلار در سال از این بابت ضرر می‌کرد.مردم از روی نرده‌ها به‌داخل ایستگاه می‌پریدند و یا ماشین‌ها را به عمد خراب می‌کردند و یکباره سیل جمعیت بدون پرداخت بلیط به داخل مترو يا اتوبوس‌ها و...سرازیر می‌شد. اما آنچه که بیش از همه به چشم می‌خورد گرفیتی (Graffiti) يا نوشته‌های روی در و ديوار، واگن‌ها و اتاقک های اتوبوس‌ها بود. گرفیتی‌ها نقش‌ها و عبارات عجیب و غریب و درهمی‌‌ است که بر روی دیوار نقاشی و یا نوشته می‌شوند و يا می‌شوند.هر شش هزار واگنی که در حال کار بودند از سقف تا کف و از داخل و خارج از گرفیتی پوشیده شده بودند. آن نقش و نگارهای نامنظم و بی‌قاعده چهره‌ای زشت، عبوس و غریب را در شهر بزرگ زیرزمینی نیویورک پدید آورده بودند. این‌گونه بود وضعیت شهر نیویورک در دهه ١٩٨٠ شهری که موجودیتش در چنگال جرم، جنایت و خشونت فشرده می‌شد.با آغاز دهه ١٩٩٠ به ناگاه وضعیت گوئی به یک نقطه عطف برخورد کرد. سیر نزولی آغازشد. قتل و جنایت به میزان ٧٠٪ و جرائم کوچکتر مانند دزدی و غیره ۵٠٪ کاهش یافت. در ایستگاه‌های مترو با پایان یافتن دهه ١٩٩٠، ٧۵٪ از جرائم از میان رفته بود. زمانی که نیویورک به امن‌ترین شهر بزرگ آمریکا تبديل شده بود دیگر حافظه‌ها علاقه‌ای به بازگشت به روزهای زشت گذشته را نداشتند.اتفاقی که در نیویورک افتاد همه حالات مختلف را به خود گرفت، به جز یک تغییر تدریجی... کاهش جرائم و خشونت ناگهانی و به سرعت اتفاق افتاد. درست مثل یک اپیدمی. بنابراین باید عامل دیگری در کار می‌بود. باید توضیح دیگری برای این وضعیت پیدا می‌شد. این توضیح دیگر چیزی نبود مگر تئوری &quot;پنجره شکسته&quot; (Broken Window Theory).تئوری پنجره شکسته محصول فکری دو جرم شناس آمریکائی به نام‌های ‌جيمز ویلسون (James Wilson) و جورج کلینگ (George Kelling) بود.این دو كارشناس استدلال ‌کردند که جرم نتیجه یک نابسامانی است. به عنوان مثال؛ اگر پنجره‌ای شکسته باشد و مرمت نشود آنکس که تمایل به شکستن قانون و هنجارهای اجتماعی را دارد با مشاهده بی تفاوتی جامعه به این امر دست به شکستن شیشه دیگری خواهد ‌زند. دیری نمی‌پاید که شیشه‌های بیشتری شکسته می‌شود و این احساس آنارشستی، بی‌قانونی و هرج و مرج از خیابان به خیابان و از محله‌ای به محله دیگر گسترش يافته و با خود اعلائم و پيام‌هايی را به همراه خواهد داشت. به عبارتی اين پيام را می‌دهند كه از این قرار؛ هر کاری را که بخواهید مُجازید انجام دهید بدون آنکه کسی مزاحم شما شود.در میان تمامی‌مصائب اجتماعی که گریبان نیویورک را گرفته بود ویلسون و کلینگ دست روی &quot;باج خواهی‌های کوچک&quot; در ایستگاه‌های مترو، &quot;نقاشی‌های گرفیتی&quot; و نیز &quot;فرار از پرداخت پول بلیط &quot; گذاشتند. آنها استدلال می‌کردند که این جرائم کوچک، علامت و پیامی‌را به جامعه می‌دهند که ارتکاب جرم آزاد است هر چند که فی نفسه خود این جرائم کوچک هستند.این بود تئوری اپیدمی‌جرم که به ناگاه نظرات را به خود جلب کرد. حالا وقت آن بود که این تئوری در مرحله عمل به آزمایش گذاشته شود.فردي به نام دیوید گان (David Gunn) به مدیریت سیستم مترو گمارده شد و پروژه چند میلیارد دلاری تغییر و بهبود سیستم مترو نیویورک آغاز شد. برنامه ریزان به وی توصیه کردند که خود را درگیر مسائل جزئی مانند گرفیتی نکند و در عوض به تصحیح سیستمی‌ بپردازد که به کلی در حال از هم پاشیدن بود. اما پاسخ اين فرد بسيارعجیب بود. ديويد گان گفت: &quot;گرفیتی است که سمبل از هم پاشیده شدن سیستم است باید جلوی آنرا به هر بهائی گرفت.&quot;از نظر او بدون برنده شدن در جنگ با گرفیتی تمام تغییرات فیزیکی که شما انجام می‌دهید محکوم به نابودی است. قطار جدیدی می‌گذارید اما بیش از یک روز دوام نمی‌آورد، رنگ و نقاشی و خط‌های عجیب بر روی آن نمایان می‌شود و سپس نوبت به صندلی‌ها و داخل واگن‌ها و... می‌رسد.گان در قلب محله خطرناک هارلم یک کارگاه بزرگ تعمیر و نقاشی واگن بر پا کرد. واگن‌هایی که روی آنها گرفیتی کشیده می‌شد بلافاصله به آنجا منتقل می‌شدند. به دستور او تعمیرکاران سه روز صبر می‌کردند تا بر و بچه‌های محله خوب واگن را کثیف کنند و هر کاری دلشان می‌خواهد از نقاشی و غیره بکنند بعد دستور می‌داد شبانه واگن را رنگ بزنند و صبح زود روی خط قرار دهند. به این ترتیب زحمت سه روز آن‌ها به هدر رفته بود.در حالیکه گان در بخش ترانزیت نیویورک همه چیز را زیر نظر گرفته بود، ویلیام برتون (William Bratton) به سمت ریاست پلیس متروی نیویورک برگزیده شد. برتون نیز از طرفداران تئوری &quot;پنجره شکسته&quot; بود و به آن ایمانی راسخ داشت. در این زمان ١٧٠٫٠٠٠ نفر در روز به نحوی از پرداخت پول بلیط می‌گریختند. از روی ماشین‌های دریافت ژتون می‌پریدند و یا از لای پره‌های دروازه‌های اتوماتیک خود را به زور به داخل می‌کشاندند. در حالیکه کلی جرائم و مشکلات دیگر در داخل و اطراف ایستگاه‌های مترو در جریان بود برتون به مقابله مسئله کوچک و جزئی مانند؛ پرداخت بهاء بلیط و جلوگیری از فرار مردم از این مسئله پرداخت.در بدترین ایستگاه‌ها تعداد مامورانش را چند برابر کرد. به محض اینکه تخلفی مشاهده می‌شد فرد را دستگیر می‌کردند و به سالن ورودی می‌آوردند و در همانجا در حالیکه همه آنها را با زنجیر به هم بسته بودند سرپا و در مقابل موج مسافران نگاه می‌داشتند.هدف برتون ارسال یک پیام به جامعه بود که &quot;پلیس در این مبارزه جدی و مصمم &quot; است.او يك گام ديگر به جلو برداشت و اداره پلیس را به ایستگاه‌های مترو منتقل کرد. ماشین‌های سیار پلیس در ایستگاه‌ها گذاشت. همانجا انگشت‌نگاری انجام می‌شد و سوابق شخص بیرون کشیده می‌شد. از هر ٢٠ نفر یک نفر اسلحه غیر مجاز با خود حمل می‌کرد که پرونده خود را سنگین تر می‌کرد. هر بازداشت ممکن بود به کشف چاقو و اسلحه و بعضا قاتلی فراری منجر شود.نتيجه اين شد كه مجرمین بزرگ به سرعت دریافتند که با این جرم کوچک ممکن است خود را به دردسر بزرگتری بیاندازند. اسلحه‌ها در خانه گذاشته شد و افراد شرّ نیز دست و پای خود را در ایستگاه‌های مترو جمع کردند. کمترین خطائی دردسر بزرگی می‌توانست در پی داشته باشد.پس از چندی نوبت جرائم کوچک خیابانی رسید. درخواست پول سر چهار راه‌ها وقتی که ماشین‌ها متوقف می‌شدند، مستی، ادرار کردن در خیابان و جرائمی‌از این قبیل که پیش پا افتاده گمان مي‌شد موجب دردسر فرد می‌شد.باور جولیانی و برتون با استفاده از &quot;پنجره شکسته&quot; این بود که بی توجهی به جرائم کوچک پیامی‌است به جنایتکاران و مجرمین بزرگتر که جامعه از هم گسیخته است و بالعکس مقابله با این جرائم کوچک به این معنی بود که اگر پلیس تحمل این حرکات را نداشته باشد پس طبیعتا با جرائم بزرگتر برخورد شدیدتر و جدی‌تری خواهد داشت.قلب این نظریه اینجاست که این تغییرات لازم نیست بنیادی و اساسی باشند بلکه تغییراتی کوچک چون از بین بردن گرفیتی و یا جلوگیری از تقلب در خرید بلیط قطار می‌تواند تحولی سریع و ناگهانی و اپیدمیک را در جامعه به وجود آورده به ناگاه جرائم بزرگ را نیز به طور باور نکردنی کاهش دهد. این تفکر در زمان خود پدیده‌ای رادیکال و غیر واقعی محسوب می‌شد. اما سیر تحولات، درستی نظریه ویلسون و کلینگ را به اثبات رساند.این نظریه منتقدان زیادی نیز دارد. یکی از انتقادهایی که بر این نظریه وارد می‌کنند دخالت بیش از حد، همراه با سخت‌گیری پلیس نسبت به شهروندان است. همچنین افزایش موارد سوءاستفاده پلیس از قدرت، موجب نارضایتی شهروندان و نهایتاً رودررویی آنها با دولت را در پی خواهد داشت، در حالی که ضرورت همکاری مردم در مبارزه مؤثر با جرم در یک کشور، همواره امری اجتناب‌ناپذیر است.راه حل تئوری پنجره شکسته چه بود ؟ هرگاه خرابکارانی پنجره ای راشکستن به سرعت شیشه های شکسته را تعمیر کنید واجازه ندهید شیشه ای شکسته باقی بماند البته زمانی که شیشه ها سالم اند باید تلاش کنیم که مانع از شکستن شیشه ها توسط خرابکاران شویم و سریعا انها را شناسایی و مجازات کنیم .اما تحت هیچ شرایطی نباید اجازه دهیم پنجره ای شکسته باقی بماندتئوری پنجره شکسته در مدیریت شهری سازمان های دولتی وخصوصی وزندگی شخصی کاربرد بسیاری دارد. اگر مشکل کوچکی در رابطه تان ایجاد شده و ان راحل نشده باقی بگذارید پس از چندی حجم زیادی از مسائل حل نشده خواهید داشت پیامد های ناگواری به بار می آورد. اگر یک تکه کاغذ ناکارامد روی میزتان نگه داری کنید کمتر از سه ماه میز شما به زباله دانی از کاغذ های ناکار امد تبدیل خواهد شد .اگر قسمتی از خودرو شما خراب شود و ان را درست نکنید کمتر از سه یا چهار سال دیگر به یک خودرو اوراقی تبدیل خواهد شد. در مدیریت یک سازمان هم شما همیشه باید ازیک تئوری پنجره شکسته استفاده کنید.اگر امروز دو کالا در انبار دارید که در جای خود قرار نگرفته اند روزی خواهد رسیدکه این بی نظمی انبار شما را فلج خواهد کرد .اگر امروز شما بی دلیل صد هزار تومان از داخل مغازه یا شرکت خود برداشته اید روزی خواهد رسید که باکسری چند میلیونی مواجه میشوید. اگر این روز ها ده دقیقه تاخیر دارید روزهایی پیش رو دارید که کلا سیستم شما به هم ریخته و بی نظم خواهد شد. اگر حساب مالی خود را به درستی ثبت و یاداشت نمیکنیدروز هایی خواهد رسید که هیچ گونه مدیریت مالی نخواهید داشت .خلاصه که طبق این تئوری اشفتگی ومدیریت نامطلوبی که ایجاد میشود باید در اولین فرصت رفع شود تا هم انرژی کمتری صرف تغییر ان شود وهم انگیزه ها برای تکرار وایجاد ان موارد نامطلوب به حداقل برسددر اقتصاد، پس نگرفتن جنس فروخته شده یا معطل شدن پشت تلفن برای راهنمایی گرفتن برای تعمیر یک وسیله و شنیدن چند باره موزیک انتظار، نوعی از پنجره شکسته‌است.خب تمام.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??منابع:ویکی پدیا زرینهمشهری آنلاین </description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jan 2022 15:56:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدن متن اسکرین شات ?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%AA-ctmjyj3idbqh</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟ خوب اومدم با یه پست متنوع، گفتم یه چیز یاد بدم بهتون که کمتر جایی پیدا میکنید.?میخوام بهتون یاد بدم که چجوری متن هایی که روش با ماژیک  خط خطی شده رو بخونید (میدونم از فردا را میوفتی متنای اسکرین شاتا رو بخونی ??)راستی اینو بگم که برای آسون شدن کارِتون میتونید از برنامه پیکسآرت استفاده کنید.بریم واسه آموزش:۱: عکستو وارد برنامه میکنی۲: خوب حالا به بخش tools یا ابزار کلیک کنید و روی گزینه adjust یا تنظیم کلیک کنید.۳: اگر متن مورد نظرتون با ماژیک سیاه بود، روشنایی عکس رو زیاد و کنتراست عکسو کم کنید.نور صفحه رو زیاد کنید تا کامل و واضح ببینید.اگر متنتون با ماژیک سفید بود، روشنایی رو کم و کنتراست رو زیاد کنید.معمولا برای ماژیک سفید واضح ترهراستی تا یادم نرفته یادتون باشه فقط متنهایی اینجوری میشن که با ماژیک خط خطی شدن، اگر با خودکار باشه هیچ جوره متنو نمیشه خوند.?خوب دیگع تمام.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??۱: بچه ها من حدودا از این به بعد یک الی دو هفته پست میزارم، چون دارم یه پست نه قسمتی درجه یک براتون آماده میکنم۲: لطفا تو کامنتا بگید که بازم از این جور آموزشا بزارم یا نه ۳: پیکسآرت تازگیا یه آپدیت کرده که کلا خراب کرده برنامه رو، هرکدومتون که برنامه پیکسآرت رو ندارین یا از نسخه آپدیت نشدش میخواید بگید تا براتون بزارم </description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jan 2022 14:40:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عَقلتون چند سالشـه؟!?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%B9%D9%8E%D9%82%D9%84%D8%AA%D9%88%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%80%D9%87-ml333rs0w4dh</link>
                <description>با عرض سلام، [و آرزوی] طول عمر و ارتفاع سلامتی [برای هَمِدونْ]مساحت حالتون چنده؟ اول یه معذرت خواهی بکنم این چند وقت درگیر امتحانات بودم و نتونستم پستی آماده کنم براتون. دوما براتون دوباره یه تست روانشناسی اوردم، فقط یادتون نره یه شرایط خاص باید داشته باشه حالا براتون توضیح میدم پایین.   اول از همه تو یه موقعیتی باشید که نظرتون عوض نشه (مثل جاهای شلوغ و پر سر و صدا که تمرکزتون به هم نریزه)خوب برای شروع شما باید یه برگه و خودکار بزاری جلو دستت و مثل شکل زیر:❌فقط شما عدد نزارید❌بعد که تمامی وسایل رو آماده کردید بیاید متن پایینو بخونید.سوال 1سوال 2سوال 3سوال 4سوال 5سوال 6سوال 7سوال 8خوب امیدوارم تو هر جایگاه حروف مخصوص خودشو قرار داده باشید (چون بالاتر نگفتم ?)حالا برید برای امتیاز هر سوال که با همدیگه جمعش بزنید:سوال 1: A: 4B: 5C: 1D: 2E: 3سوال 2:A: 3B: 2C: 1D: 5E: 4سوال 3:A: 5B: 0سوال 4:A: 3B: 2C: 4D: 1سوال 5:A: 2B: 4C: 3D: 5E: 1سوال 6:A: 1B: 4C: 5D: 3E: 2سوال 7:A: 2B: 4C: 5D: 1E: 6F: 3سوال 8:A: 4B: 2C: 1D: 5E: 3خوب اگر جمع زدید بیاید پایین ببینید عقلتون چند سالشه؟!❓سن عقلی تون چقدره؟امتیاز بین ۷ تا ۱۲:?️سن عقلی شما زیر ۲۰ سال است، شما مانند یک نوجوان ریلکس هستید.امتیاز بین ۱۳ تا ۲۰:?️سن عقلی شما بین ۲۰ تا ۲۹ سال است، شما فعال، خلاق و آینده نگر هستید..امتیاز بین ۲۱ تا ۲۸: ?️سن عقلی شما بین ۳۰ تا ۳۹ سال است، شما هنوز کمی جرقه جوانی در وجود خود دارید و درباره‌ی چیز های جدید کنجکاوید اما در عین حال مسئولیت پذیر و محتاط هستید..امتیاز بین ۲۹ تا ۳۵:?️سن عقلی شما بین ۴۰ تا ۴۹ سال است، شما بالغ و با تجربه هستید و شیوه‌ی زندگی شما ثابت است..امتیاز بین ۳۶ تا ۴۰:?️سن عقلی شما بالا ۵۰ سال است، شما بسیار آرام و خونسرد هستید و راحتی را در الویت قرار می‌دهید.از نظر من امتیازتون رو کامنت نکنید، ولی اگر خواستید بگید خداوکیلی راستشو بگید ?خب تمام.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 12:53:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسته داغ یلدایی?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%BA-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-cwssu80wsgai</link>
                <description>سلام بر رفقای خوب خودم خوبــــــــــــــــــــــــــــــــی?؟نمیدونم چرا یهویی یادم افتاد به جا فقط جواب دادن به «مغزتون داغونه?» یه بسته گرم تو شبای سرد براتون درسا کنم.پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس...بـــــــــــــــــــــــزن بـــــــــــــــریـــــــــــــــمراستی نمیدونم این متن چند دقیقه میشه خوندنش ولی یه آهنگ گذاشتم براتون، قشنگه دوست داشتید پخشش کنید و هــی ریپلایش کنید ??حکایت یلدایی?شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن … شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود ! پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت … چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر من … مستحق دعای خیر …اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر ! زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد … پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه …. پیر شی ! الهی خیر بیبینی ای شب چله مادربله دوستان ، شب یلدا همه دور هم در طولانی ترین شب سال سرگرم خوردن آجیل و میوه و گرم گفتگوی های خودمون هستیم ، و دوست داریم که این شب تموم نشه ! آیا تا به حال فکر کردید کسانی هستن که توی این سرما بدون خونه و سرپناه با شکم گرسنه از خدا میخواد این شب سرد هرچه زودتر تموم بشه . . . ؟#فقط_فکر_کنیم‏برای شب یلدات آجیل گرفتی؟؟کیک و ژله و شیرینی های خوب تهیه کردی؟؟لباس مخصوص قراره بپوشی؟؟اوکی نوش جونت...فقط به نمایش نزار،اینور اونور پخشش نکن..نزار یه بچه ببینه دلش بخواد ، از باباش بخواد باباش نتونه ، سرشوبندازه پایین و بغض کنه...?فیلتر یلدایی اینستاگرام?خب اگر اینستاگرام دارید اول برید داخل بخش browse و اسم هایی که میگم رو سرچ کنی. اولین فیلتر براتون فال خافظ میگیره، اسم: happy yaldaدومین فیلتر یه فضای قشنگی داره با کلی آهنگ متنوع، اسم: شب یلدا فندوقی سومین فیلتر از اون دسته هستش که اگر خواستید استوریتونو میگیرید بعد با لمس صفحه آهنگ پخش میشه، اسم: yalda musicچهارمین فیلتر چیزای جالبی داره از بزرگ کوچیک کردن بینی بگیر تا پخش آهنگ و جا به جا کردن موزیک باکس، اسم: شب یلدا ?جوک یلدایی??شما را گر شب یلدا بلندهمرا لیست طلبکارا بلندهولی هندونه ام در شام یلداسفیدیّش بود چون شیر گاواانارم ترش و گردوهام پوچهوچشمان زنم افسوس لوچهبود آجیل تلخ و سیب ها کالوقطعاً می شود وارونه ام فالمورچه ای را دیدمبا این کوچکی اشبا پشتکار بسیار باری میبرد بسی از خود بزرگترلهش کردم??اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم?همینم مونده از مورچه پند بگیرم??بعضیا همچین میگن ما چال لپ داریم که انگار چاه نفت دارن،حالا خوبه یه عضله تو صورتشون فلجه ?چطوری فلج ??آی ام حسود ????رفتم دکتر ازم می پرسه کسی در خانواده شما از بیماری روانی رنج میبره؟میگم نه خدا رو شکر همه لذت  میبریم?‌داماد چيست؟.از اعضاي مفت خور خانواده که در مواقع ضروري پدرزن را بابا صدا ميزند ??_خوب اینا چه ربطی به یلدا داره؟+خوب گفتم فقط یه کوچولو بخندین?جواب مغزتون داغونه??خوب باید بگم که جواب هاتون پنج تا دسته بندی میکنم مغز سالممغز خوبمغز عادیمغز فاسد مغز داغون خوب اگر بخوام شروع کنم باید بگم که شما اگر مرده یا زنده باشید یه نوع مغز دارید،بهتر بخوام بگم بستگی به اینه که تا چه حد مغزتون درگیر چیزای له و داغون کننده شدهاگر بخوام مثال بزنم باید بگم مثلا من تو مدرسه از هواپیما که افتادم یه پرنده خورد بهم و آخر سر که تا امید بودم یهو دیدم منو با طناب وصل کردن یکی از بچه هامون افتاد رو نیزه و مرد خوب این دو تا دقیقا نقطه مقابل هم هستن یعنی من خوب و اون داغون معلممون گفت تو پیش دبستان اینقد مغزشون سالم بود یکی بال داشت پرواز کرد، یکی چتر نجات و... کلا روحیه لطیفی داشتن ولی ما چی؟ با اینکه کلی دستمون باز بود.حالا فکر کنم متوجه شده باشید، پس بریم برای بررسی جواب کامنتاروان نویس جان جایی برای حرف زدن نزاشته و باید بگم مغز سالم برا ایشون (حتما اسمتو بگو) باید بگم تقریبا نصفه داره از همه چی یعنی مغز عادی رو به فاسد / مغز فاسد برای هویج جان هم می تونم بگم، خیلی خلاق و ذهن تخیلی داری پس عادیاگر ثمین جان مرده باشه فاسد باید بگم اگر زنده مونده باشه عادی امیر جان قوه تخیلت عالیه و به احتمال زیاد مردی دیگه ? پس مغز فاسد خیلی رمانتیکه ذهنت MJ پس عادی رو به فاسد آهنگ های یلدایی?یه پلی لیست درجه یک پیدا کردم فقط تو تلگرانه بزن رو لینک برو گوش بده کتاب یلدایی ?کتاب یلدای روشن درباره کتاب یلدای روشنشب یلدا، درازترین شب سال و یکی از بزرگترین جشن‌های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده‌اند و این جشن‌ها را با روشنایی و نور می‌آراستند. آن‌ها خورشید را نماد نیکی می‌دانستند و در جشن‌هایشان آن را ستایش می‌کردند. در درازترین و تیره‌ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می‌یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می‌کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش کنند. خوردن خوراکی‌ها و مراسم دیگر در این شب بهانه‌ای است برای بیدار ماندن.فیلم یلدایی?فیلم مهمان مامانسال ساخت: 1382کارگردان: داریوش مهرجوییژانر: درام / کمدی / خانوادگیامتیاز آی‌ام‌دی‌بی: 7.2بازیگران: گلاب آدینه، پارسا پیروزفر، امین حیایی، حسن پورشیرازی، نسرین مقانلو، ملیکا شریفی‌نیا، علیرضا جعفری، ژاله علو، فریده سپاه‌منصور، آفرین عبیسی و رؤیا عالمیشاید بهترین فیلم های مناسب شب یلدا، فیلم‌های کمدی باشند. وقتی صحبت از سینمای کمدی ایران می‌شود، یکی از بهترین گزینه‌ها فیلم سینمایی «مهمان مامان» است؛ فیلمی خانوادگی، سرزنده، خنده‌دار و گاهی هم درام. مهمان مامان داستان خانواده‌ای با وضع مالی نه چندان خوب است که به ناگهان برایشان مهمان می‌آید و باید برای شام تدارک ببیند. آن‌ها که چیز زیادی در خانه ندارند، به کمک همسایه‌ها موفق می‌شوند سفره‌ای رنگارنگ را برای مهمانان پهن کنند. این فیلم ایرانی مناسب شب یلدا را حتما تماشا کنید.رئالیتی شو جوکر سریال جوکر به کارگردانی احسان علیخانی و سیدحامد میرفتاحی در سال 1400 ساخته شده است. این سریال محصول کشور ایران و در ژانر خانوادگی و اجتماعی می‌باشدرئالیتی شو «جوکر» در فضایى متفاوت و کمدی براى پخش اختصاصی از فیلیمو آماده شده است. در این رقابت جذاب و مفرح، تعدادی از چهره های مشهور هنری، ورزشی ، اجتماعی و... در یک اتاق در بسته برای ‏خنداندن یک دیگر رقابت می کنند، اما چالش اصلی این جاست که خودشان نباید بخندند. سریال جوکر با الگوبرداری از نمونه های موفق خارجی ساخته شده است. این سریال با کارگردانی حامد میرفتاحی در سال 1400 به تهیه کنندگی امیرحسین بزرگ زادگان و محسن نجفی تولید شده است. در سریال جوکر امین حیایی، سام درخشانی، امیرمهدی ژوله، بیژن بنفشه خواه، هومن حاجی عبدالهی، امیر کاظمی، سهیل مستجابیان و غلامرضا نیکخواه به هنرمندی پرداخته اند.خب تمام آخیش پدرم در اومد ?در آخر شــــــــــــــــب یلـــــــــــداتـــــــــون مبـــــــــــارک?گودِتون بای   بایِتون گود      تا درودی دیگر         بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 10:51:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه روز گذشت...??</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-oy9uunofwxg3</link>
                <description>سلام دوستانحالتون چطوره؟اول باید معذرت خواهی کنم برای پست ضعیف قبلیم، بخاطر اینکه ویرگول یه سری قوانین داره برا همین یه کوچولو از حرفامو سانسور کردم، شرمنده ?سه روز بدون گوشی گذشت...خب می خوام از این سه روز براتون بگم گوشیمو مدرسه گرفت،حالا چطوری؟وسط جلسه امتحان فیزیک زنگ خورد ??? تو این سه روز اتفاقایی افتاد که خواستم براتون بنویسم.اول:معلم زبانمون یه داستان برامون تعریف کرد که خیلی خوب بود گفتم با شما ها به اشتراک بزارم ? یه روزی یه پسری بوده که سنش نسبتا زیاد بوده و داخل خونه پدر مادرش زندگی میکرده و کار نداشته.یه روز باباش بهش میگه که من دیگه نمیتونم خرجتو بدم برو کار کن پول در بیار، بده به من. [برات نگه دارم]مامانه پسره رو خیلی دوس داشته و برای اینکه اون اذیت نشه بهش میگه: بیا من هر روز یه پولی بهت میدم برو اونو بده به بابات نمیخواد کار کنی.شب اول مامان به پسره پنجاه تومن میده، پسره اینو میبره میده به باباهه. همون موقع باباهه تا پولو میگیره میندازه تو آتیش و پسره همینجوری وای میسه نگاه میکنه.روز دوم هم همینجوری، روز سوم هم همینطور و...به روز مامانه بر نیگرده به پسره میگه من دیگه داره دولام تموم میشه برو کار کن، دیگه پول ندارم.پسره میره یه صبح تا شب کار میکنه. ده تومن در میارهشب میاد ده تومنی رو به باباهه میده و مثل قبل باباهه پولو میندازه تو آتیش، پسره دستشو میکنه تو آتیش تا پولشو در بیاره و دستش میسوزه....خب فکر کنم قضیه روشنه. آدم برای کاری که خودش  انجام داده و میدونه چقدر سختی کشیده ارزش و اهمیت قائل میشه.دوم:سر کلاس معلم ریاضی بودیم نمیدونم چی شد یهو بحث گوشت شد، معلممون برگشت یه خاطره گفت:چند روز پیش یه قرمه سبزی سفارش داده بودم برام آوردن ۴۰۰۰۰ تومن ? بعد غذا رو خوردم، هی خوردم گوشت نبود توش اصن.برگشتم زنگ زدم به اونجا گفتم آقا من که زیاد گوشت دوس ندارم ولی حداقل یه تیکه گوشت میزاشتید داخلش این همش لوبیا بود ? _ شما چیزایی که خوردی تو فکرت لوبیا بوده یعنی چی؟_ شما چون فکر کردی لوبیا بوده، همچنین تصوری از غذا داشتی اگر فکر میکردی اونا گوشته دیگه به ما هم  زنگ نمیزدی ?یعنی من باید به جای لوبیا به گوشت فکر میکردم و با اون نیت اونو می خوردم؟_ بله، شما پارسال گوشت کیلو چند میخریدی؟کیلو هفتاد هشتاد تومن _ ما الان همین لوبیا رو هفتاد هشتاد تومن میخریم ?خوب آقا یه لطفی می کردی یه برگه ای چیزی میچسبوندی من حداقل با اون نیت غذا رو تموم می کردم...???سوم:خب الانم میخوام یه کوچولو براتون جوک تعریف کنم ?داشتم نماز میخوندم دیدم امینیم اومده کنارم نشست گفت: داداش قبول باشه چطوری انقدر سریع میخونی ۸ رکعت تو ۱۲ ثانیه؟به منم یاد بده تو رپ استفاده کنم ?‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏خانواده‌ی ایرانی همیشه تو ذوق آدم میزننرفتم واسه خونه پلی‌استیشن خریدم که هم کلاسمون بیاد بالاتر هم سرگرمی داشته باشیم، بعد بابام اومده میگه که چرا یخچالمون رو فروختی با پولش اینو خریدی؟!??‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏تربيت بچه ها تو خارج: پسرم اگر كسی اذيتت كرد تو سعی كن با شعور و شخصيت خودت بهش بفهمونی كه كارش اشتباه بوده هرگز با كسی دعوا نكن تربيت بچه ها تو ايران: پخمه نباش یه جوری بزن  صدای سگ بدهوسط مسواک زدن باشی یهویی از بین مسواکا... چشمت بیوفته به مسواک خودت ???خب تمام.گودِتون بای   بایِتون گود      تا درودی دیگر         بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Wed, 15 Dec 2021 12:24:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فَکْتِ رَپْ، فَکِّ لَقْ؟!?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D9%81%D9%8E%DA%A9%D9%92%D8%AA%D9%90-%D8%B1%D9%8E%D9%BE%D9%92-%D9%81%D9%8E%DA%A9%D9%91%D9%90-%D9%84%D9%8E%D9%82%D9%92-ucdykmdboh1s</link>
                <description>سلام دوستان حالتون چطوره؟امروز میخوام یه دیدگاه جدید از رپ رو با هم بررسی کنیم.موقعی که میگن &quot; رپ &quot; به چیزی فکر میکنی؟97% تون به یه سبک خوانندگی که توش پره فحشه فکر می کنی.ولی باید بهتون بگم که اصن اینطور نیست.افرادی که خیلی خیلی معروف شدن همچین ذهنیتی رو با شعرهاشون به ذهن مردم منتقل می کنن.از نظر من رپ اومده که حرف بزنه، نه هر حرفی، حرف حق...من به اعتقاد خودم، اگر بخوام  کسی که تا الان رپ گوش نداده رو تشویق کنم میگم برو به ترتیب یاس، شایع و هیدن گوش کن.به طور کلی بخوام بگم، برو رپ ارزشی گوش کن. رپ ارزشی به این معنی نیس که برو رپ هایی که درباره قاسم سلیمانی و... درست شده رو گوش کن، یعنی از این رپی که گوش میدی یه چیز لطفا یاد بگیر.این صحبت من دو تا برداشت داره:اینکه من فقط برم این رپ هایی که توش چیز های مختلف یاد میگیرم رو گوش بدم مثل درست زندگی کردن و...و اینکه من تمامی رپ ها رو گوش میدم و از همه اونها یه جمع کلی یاد میگیرم مثل ادب از که آموختی از بی ادبان... که مثالش معروفهدر کل حرف من اینه، لطفا همینجوری رپ گوش ندین. یه چیزی ازش یاد بگیرید. درباره اون شعری که گوش دادین فکر کنین، تحلیل کنین و نتیجه درست رو ازش بگیر و با استفاده از اون زندگیت رو تغییر بده.رپ با پاپ فرق داره دوست عزیزخود یاس داخل آهنگ سفارشی میاد میگه فَکْتِ رَپْ، فَکِّ لَقْ، خوب این حرفو کسی میزنه که این شعرو گفته، این حروفو کسی میزنه که تاحالا تو شعراش حتی یه فحش هم نداده. شایع مودب ترین هیپ هاپر ایرانی شناخته شده. این فرد کلی آهنگ داره که تو فقط با گوش دادن به یه بیتش می تونی راه زندگیتو عوض کنی! شما لایو ها و استوری هایی که میزاره رو نگاه کنید، اصن این آدم نگاهش به رپ چیز دیگس.من نمی خوام نظر خودمو بهتون القا کنم، فقط میخوام بگم یه کوچولو ذهنمونو باز کنیم، بخدا عقل چیز خیلی خوبیه.من نمیگم فلان رپر رو گوش نده ولی میگم ازش یه چیز یاد بگیر. چیز درست رو انتخاب کن.من هیچ بی احترامی به رپر های دیگه نگردم فقط گفتم که لطفا گوشتون رو به هر شعری آلوده نکنین.ببخشید یه کوچولو ذهنم درگیر بود، مطالب بهم ریخته شد و این مهارت شماست که چیزای مرتبطشو بزارید کنار هم.در آخر گشتم چند تا کلیپ پیدا کردم از رپ های ارزشی که اگر کاملشونم گوش کنید چه بهتر.اسمشونم خواستید بگید داخل پیام ها بهتون بگم.کسانی که خیلی معتقد هستن به رپ گوش ندادن لطفت کلیپ زیر رو نبینن.کلیپ رپ ارزشی (سیل و سفارشی رو هم اگر گوش کنید و به معنیش دقت کنید خالی از لطف نیست، چون نتونستم موزیک ویدیوش رو بزارم)خیلی ممنونم که تا اینجا همراهم بودین، هر سوالی،  انتقادی، پیشنهادی داشتید داخل کامنتا بگید.خب تمام.گودِتون بای   بایِتون گود      تا درودی دیگر         بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Sat, 11 Dec 2021 12:42:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوال هایی که باید از خودمون بپرسیم??</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-oypnumofhwnp</link>
                <description>سلام دوستان حالتون خوبه؟نمی دونم چرا یه همچین پستی یهو افتاد تو ذهنم ولی اومدم با چند تا بیت شعر معروف ازتون سوال بپرسم، و ممنون میشم جوابشونو تو کامنتا بدید.گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست؟راضیه خونواده ازت؟ببینم خوشبختی تو؟می خوای اسلحه بزاری رو سرت؟همیشه اونی که فکر میکنی نیس؟سرت به یه چی گرمه، حواست به یه چی؟هیشکی به تو حال نداد؟همون داداشیا تورو دوشیدنت، لباسو کندنو تورو پوشیدنت؟رشد میکنی اگر با همه کم رنگی؟در نومیدی، بسی امید است؟دوستات گفتن پشتتن، لفظ میومدن؟تا بلند خندیدی، دستتو گاز گرفتی؟ترس مثل آتیشه؟خب ببخشید خیلی از اینا هست، ولی زیاد میشد اگر همشو میزاشتم.لطف کنید جواب هاتون رو یه چیز تو مایه های آره  نهحق  باطلبله  خیر و...کامنت کنید، ممنون.باز هم اینجوری پست بزارم؟ {واسه کی میگی، کلا نه تا فالو داری ?}اونایی که سلیقه ای هیچی ولی امیدوارم اونایی که مربوط به زندگیه افراده، جوابش از نوع خوبش باشه ?گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Thu, 09 Dec 2021 10:28:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خود را دوست داشته باشیم؟!❤</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-w3rmocjihahd</link>
                <description>سلام دوستانحالتون چطوره؟نمی دونم چه دلیلی داشت که بعد از گذشت یه ربع از پست قبلی باید این پست رو میزاشتم ولی در هر صورت یه متن خوندم داخل تلگرامم که گفتم باهاتون به اشتراک بزارم.چگونه خود را دوست داشته باشیم؟!سعی کن به حرف بقیه توجه نکنی.مهمترین فرد زندگیت خودتی پس حواست به خودت باشه.به پیشرفت و رشد خودت فکر کن و تلاش کن برا رسیدن بهش.عصابتو از تو جوب نیاوردی که سره هرچیزی حرص بخوری و عصبی شی.هرروز برو جلو آینه و بگو خودتو چقد دوسداری‌.از آدمای سمی فاصله بگیر.اگه بودن کسی تو زندگیت باعث آزارت میشه دوری کن حتی اگه دوسش داری.به هرکسی اعتماد نکن.روابط دوستانه برقرار کن.با هرکی مثل خودش باش. خب تموم شد?.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??منبع :حس خوب آرامش??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 10:59:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغزتون داغونه؟ ?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D9%85%D8%BA%D8%B2%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%BA%D9%88%D9%86%D9%87-mickgli3dccp</link>
                <description>سلام دوستانحالتون چطوره؟دیروز سر کلاس زبان بودم معلممون یه نیم ساعت اضافه اورد گفت می خوام بهتون بگم که همه مغزاتون داغونه...(یعنی مغزمون دیگه کارایی قبلو نداره)خب یه کاری باهامون کرد که الان می خوام براتون اینو بزارم شما هم انجام بدید و حتما داخل کامنت برام بنویسید که چی شد تا یه پست دیگه بزارم و این ها رو بررسی کنم.خب یه جا آروم بشینیدچشماتو ببند فکر کن تو ی هواپیما، چت، هلیکوپتر یا هر چیز دیگه ای نشستی و در اون رو باز می کنن و شما رو میندازن پایین....(ده الی سی ثانیه تو  این حالت باشید و اتفاقات بعدش رو تجسم کنید)(بقیع شو تو بگو??)خب صفر تا صد اتفاقاتی که افتاد(مُردی یا زنده موندی، کجا افتادی،و...) رو برام داخل کامنت بنویسید تا پست بعدی که شب یلدا میزارم اونو برسی کنیم و بهتون بگم مغزتون حالش چطوره؟خب تموم شد ?گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 10:32:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لوگوی شیطان پرستی؟!?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-dpbadypehwdj</link>
                <description>دوستان سلام؟حالتون چطوره؟دیروز کلا روز خیلی خوبی داخل ویرگول داشتم ولی یه اتفاقی افتاد گفتم دربارش یه متن بنویسم.دیروز &quot;روان نویس&quot;جان بـه من یه پیام دادن گفتن:خب حالا می خوایم سیر تکامل لوگوم رو بررسی کنیم.مخفف اسم من&quot; MJ_BD&quot; هست.من حدودا سه سالی میشه طراحی لوگو کار اختصاصیمه ولی حدود یه سال اول خودم لوگو نداشتم که اومدم یه لوگو با گوشی واسه خودم درست کردم ?اولش خیلی حال کردم ولی بعدش گفتم باید یه لوگوی منحصر به فرد باشه( بازم لوگوی بعدیم رو با گوشی درست کردم ?)این لوگو رو خیلی خودم دوست دارم ولی چون کلی از اطلاعات مهم زندگیم توشه ازش استفاده نکردم دیگه (کیفیتشو اوردم پایین ? دقت نکن)بعد از همه اینا لوگوی من حدودا پارسال تولید شد.خیلی ها که به این لوگو نگاه می کنن اول از همه چیزی که تو ذهنش میاد تک چشم هست.حتی من یه مدت عکس پروفایل واتساپم بود خیلی ها ازم می پرسیدن:این معنیش چیه؟چه شکلی هستش اصلا؟و...خب باید بهتون بگم که این عکسا اصلا معنی خاصی نداره، فقط و فقط اسمم من داخلش هست.اول از همه با فونت....(زرنگی?) کلمه MJ_BD رو نوشتم بعد نود درجه چرخشش دادمیه کپی از روش گرفتم  معکوسش کردم دویست و هفتاد درجه دوباره چرخشش دادمبــُردَمِشون داخل همدیگه و یه دایره بهش اضافه کردم همین...نه شیطان پرستیه، نه تک چشمه، نه معنی عجیب غریبی داره.کلا شبیه یه صورت مینیمال هست که چشم، دماغ،(از این خطای زیر دماغ)دندون و چونه داره.تازه یه چیزی!حدودا یه ده ماه پیش فهمیدم لوگوی &quot;گروه رپ کاغذ&quot; هم با همین فرمول درست شده.خب تمام!گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Wed, 01 Dec 2021 10:53:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضای مجازی، کارخانه تولید افکار ?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-ogjk6djit3o5</link>
                <description>دوستان سلام حالتون چطوره؟امروز اومدیم صفر تا صد اپلیکیشن های معروف فضای رو با هم بررسی کنیم.معرفی بهترین اپلیکیشن های فضای مجازی برای درک بهتر از فضای مجازی مطلب پیوست رو مطالعه کنید.اینستاگرام (Instagram) : این نرم افزار موبایلی یک شبکه اجتماعی هم‌رسانی عکس و ویدئو است. اینستاگرام از ۶ اکتبر ۲۰۱۰ یعنی تقریبا ۱۱ سال پیش شروع به کار کرده. اینستاگرام سه تا دفتر مرکزی دارد که به ترتیب داخل شهر های سانفرانسیسکو، کالیفرنیا و ایالات متحده امریکا می باشد و هم‌اکنون شرکت &quot;فیس‌بوک&quot; مالکیت آن را برعهده دارد.فیسبوک (facebook):یک سرویس شبکه اجتماعی آنلاین است که در ۴ فوریه سال ۲۰۰۴ میلادی یعنی تقریبا ۱۷ سال پیش توسط مارک زاکربرگ و دوستانش در دانشگاه هاروارد به وجود آمد.به گفته خود فیس‌بوک ۸/۷٪ آن‌ها کاربران جعلی هستند.این وبگاه به ۱۴۰ زبان دنیا قابل دسترس بوده و ۷۰ درصد از کاربران آن در خارج از ایالات متحده هستند.فیس‌بوک در حال حاضر بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا با بیش از ۲ میلیارد کاربر فعال است.اسنپ‌چت (Snapchat): یک اپلیکیشن ارسال و دریافت تصاویر مخصوص سکوی تلفن همراه از شرکت اسنپ‌اینک.است که توسط ایوان اشپیگل و بابی مورفی از دانشجویان دانشگاه استنفورد بنیانگذاری و توسعه داده شده‌است. با استفاده از این برنامه، کاربران می‌توانند عکس گرفته یا ویدئو ضبط کنند و سپس به آن‌ها متون یا نقاشی اضافه و آن‌ها را به لیستی از دریافت کنندگان مشخص شده ارسال کنند. این تصاویر و ویدئوها اصطلاحاً اسنپ نامیده می‌شوند. کاربران می‌توانند یک محدوده زمانی را مشخص نمایند که فقط در طی آن، دریافت کنندگان می‌توانند تصاویر را مشاهده کنند. پس از به پایان رسیدن این محدوده زمانی، این تصاویر از دید دریافت کنندگان مخفی شده و از سرورهای اسنپ چت نیز حذف می‌شوند.هم‌اکنون این اپلیکیشن فقط برای تلفن همراه عرضه شده‌است و سیستم عامل‌های اندروید و آی‌اواس پشتیبانی می‌شوند.نتایج تازه‌ترین رتبه بندی در انجمن فناوری بریتانیا نشان می‌دهند که اسنپ‌چت، پس از اینستاگرام محبوب ترین شبکه می باشد.واتساپ (WhatsApp): یک برنامهٔ پیام‌رسانی فوری برای تلفن‌های هوشمند است.در ژانویه ۲۰۱۶، این پیام‌رسان اعلام کرد که برای همیشه رایگان خواهد بود.در اوایل فوریه ۲۰۱۶ واتساپ اعلام کرد که شمار کاربرانش از مرز یک میلیارد نفر گذشت.شرکت فیس‌بوک در جدیدترین گزارش خود شمار کاربران واتساپ را دو میلیارد نفر اعلام نمود (۵۰٪ افرادی که اینترنت دارند از واتساپ استفاده می‌کنند).در ۱۹ فوریه ۲۰۱۴ شرکت فیس‌بوک اعلام کرد که واتساپ را به قیمت ۱۹ میلیارد دلار خریداری کرده‌است که از این مبلغ ۴ میلیارد دلار به صورت نقدی و ۱۵ میلیارد دلار به شکل سهام فیس‌بوک به مالکان آن پرداخت شده‌است.پیام‌ها و تماس‌های این پیام رسان به صورت کامل رمزنگاری می‌شوند.توییتر (Twitter):یک شبکهٔ اجتماعی و سرویس ارائه دهندهٔ میکروبلاگ است که به کاربران اجازه می‌دهد تا ۲۸۰ حرف، پیام متنی را که توییت نامیده می‌شود، ارسال کنند. توییت‌ها در ابتدا به ۱۴۰ حرف محدود شده بودند، اما در ۷ام نوامبر سال ۲۰۱۷، این محدودیت به ۲۸۰ حرف در هر توییت، به جز زبان‌های چینی، ژاپنی و کره ای، ارتقا پیدا کرد.توییتر در مارس ۲۰۰۶ به دست جک دورسی، بیز استون و اوان ویلیامز ایجاد شد و در ژوئیه ۲۰۰۶ آغاز به کار کرد. در سال ۲۰۱۳، توییتر یکی از ده وبسایت برتر در فهرست محبوب‌ترین وبگاه‌ها اعلام شد و همچنین، به عنوان «پیامک اینترنتی» توصیف شده‌است.از سال ۲۰۱۸، توییتر ماهانه بیش از ۳۲۱ میلیون کاربر فعال دارد.یوتیوب (YouTube):یک پلتفرم سرویس اشتراک ویدئو است. یوتیوب دومین وبگاه پرطرفدار جهان پس از گوگل و پیش از فیس‌بوک و بزرگترین شاخهٔ گوگل است که در نوار ابزار این وبگاه دیده می‌شود.یوتیوب معروف‌ترین وبگاه بارگذاری و تماشای ویدئو است که توسط سه کارمند پیشین پی‌پل در فوریه ۲۰۰۵ ایجاد شد.محل این شرکت در سان برونو، کالیفرنیا است. این سایت به کاربران اجازهٔ بارگذاری، مشاهده و اشتراک‌گذاری ویدئو را می‌دهد یوتیوب دارای یک مجموعه از دستورالعمل‌های اجتماعی به منظور کاهش سوءاستفاده از ویژگی‌های وبگاه خود است.تیک‌تاک (TikTok): یک شبکه اجتماعی چینی است است. تیک‌تاک در آغاز با عنوان دوئین در سپتامبر ۲۰۱۶ در چین عرضه شد و عرضه آن برای خارج از چین، با عنوان تیک‌تاک و در سال ۲۰۱۷ صورت گرفت. تیک‌تاک به کاربران اجازه می‌دهد که موزیک‌ویدئوهای بسیار کوتاه ۳ تا ۶۰ ثانیه‌ای بسازند.این اپلیکیشن با خرید و تغییر برند اپلیکیشن آمریکایی &quot;موزیکال لی&quot; در کشورهای غربی آغاز به کار کرد.در سال ۲۰۱۹، همزمان با تشدید تنش در روابط ایالات متحده آمریکا - چین، اپلیکیشن تیک‌تاک و مالک آن، یعنی شرکت بایت دانس، زیر ذره بین قرار گرفتند.تِلِگرام (Telegram): یک سرویس پیام‌رسان متن‌باز است.کاربران تلگرام امکان ارسال پیام، نگاره، ویدئو و همه گونه پرونده‌های خودویرانگر و رمزنگاری‌شده را تا حجم ۲ گیگابایت دارند.در اکتبر ۲۰۱۳ تلگرام روزانه صد هزار کاربر فعال داشت. که در ۲۴ مارس ۲۰۱۴ این شمار به ۱۵ میلیون رسید.در سال ۲۰۱۷، تلگرام با حدود ۱۸۰ میلیون کاربر هفتمین پیام‌رسان پرکاربرد شناخته شد. در این فهرست، تلگرام با پیام‌رسان فیس‌بوک و واتس‌اپ در جایگاه نخست هستند.در ۱۳ فوریه سال ۲۰۲۰، تلگرام کاربران فعال خود را بیش از ۴۰۰ میلیون اعلام کرد.در ژانویه ۲۰۲۱ پاول دوروف بنیانگذار و مدیرعامل پیام‌رسان تلگرام اعلام کرد که تعداد کابران فعال این پیام رسان از مرز ۵۰۰ میلیون عبور کرده‌است.پینترست (Pinterest): نام وب‌سایت شبکه اجتماعی شناخته شده برای اشتراک‌گذاری تصاویر است که به کاربران اجازه می‌دهد بر اساس علاقهٔ خود به اصطلاح &quot;پین&quot; کنند و سایر اعضا این تصاویر را لایک زده یا در صورت لزوم &quot;ریپین&quot; کنند.اعضا می‌توانند کل تصاویر پین شده به یک بورد خاص متعلق به یک نفر را دنبال کنند. کاربران پینترست از طریق تمام شبکه های اجتماعی اعم از توییتر، تلگرام و واتساپ نیز می‌توانند عکس‌های خود را به اشتراک گذاشته و با یکدیگر همکاری داشته باشند. پینترست با سرمایه‌گذاری ۲۷ میلیون دلاری تأسیس شده‌است و در فهرست ۵۰ سایت برتر سال ۲۰۱۱ از دید نشریه تایم قرار گرفته‌است.این شبکه اجتماعی، در چند مرحله، در سال‌های ۱۳۹۱، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، توسط دولت ایران فیلتر و پس از مدتی رفع فیلتر شد.در ادامه نرم افزار های تحت مالکیت فیس بوک را مورد بررسی قرار می دهیم.هدف ساختن این اپلیکیشن ها چی بوده؟شبکه های اجتماعی امروزه مفهوم جدیدی نیستند. اما چیزی که باعث شده است، انواع شبکه های اجتماعی بیشتر از همیشه مورد توجه قرار بگیرند، به وجود آمدن ابزارهای دیجیتال و کمک آنها به توسعه شبکه های اجتماعی بوده است.انسانها از قرن‌ها پیش که گرد آتش می‌نشستند و برای یکدیگر داستان می‌گفتند در حال تشکیل شبکه های اجتماعی بودند.در جهان معاصر که موسوم به &quot;عصر اطلاعات و ارتباطات&quot; است و رسانه‌ها همه چیز را در تسخیر خود در آورده اند؛ کارکرد و اهمیت رسانه ها بر کسی پوشیده نیست. یکی از کارکردهای ویژه رسانه ها، و خصوصا شبکه های اجتماعی مجازی، اطلاع رسانی و پوشش خبری است. آنها با ایجاد پوشش خبری کامل در زمینه های مختلف اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… سعی در جهت دهی به افکار عمومی به سمت اهداف خود را دارند. از این رو، شناخت نحوه اطلاع رسانی شبکه های اجتماعی در رابطه با حوادث و تحولات جهانی، امری لازم و ضروری است.البته انگیزه ورود به شبکه های اجتماعی میتوانند متفاوت باشند از جمله:سازماندهی انواع گروههای اجتماعی مجازیتبلیغات هدفمند اینترنتیتوسعه مشارکت های اجتماعیایجاد محتوا توسط اعضاءتسریع ارتباطات فرهنگیابزار مناسبی برای شناسایی اختلالات روحیارائه خدمات مانند چت ، وبلاگ نویسی، ایمیل، پیام های فوری، ویدئو، اشتراک گذاری فایل ، به اشتراک گذاری عکس و غیرهساخت یک پایگاه داده از کاربران که باعث می شودتا کاربران دوستان خود رابیابند در عین حال اجتماعات مختلفی هم شکل می گیرندبه اشتراک گذاری علاقه مندی ها (دیدگاه های سیاسی و یا فعالیت های تجاری، مذهبی، ملیت و یا مبتنی بر هویت و غیره… )فراهم کردن زمینه ای برای ملاقات با افراد غریبه یا کسانیکه به زمینه های مختلف مورد نظر افراد نزدیک هستند.انتشار سریع و آزادانه اخبار و اطلاعات، افزایش قدرت تحلیل و تقویت روحیه انتقادیامکان عبور از مرزهای جغرافیایی و آشنایی با افراد، جوامع و فرهنگ های مختلفشکل گیری و تقویت خرد جمعیامکان بیان ایده ها به صورت آزادانه و آشنایی با ایده ها، افکار و سلیقه های دیگرانکارکرد تبلیغی و محتواییافزایش سرعت در فرایند آموزش و ایجاد ارتباط شبانه روزی بین افرادواقعی یا مجازی؟فضای مجازی یکی از واژه هایی است که نخستین بار ویلیام گیبسون نویسنده ی پیش رویِ داستانهای علمی تخیلی در سال ۱۹۸۴ بکار برد.از نظر او فضای مجازی فضایی تخیلی است که از اتصال رایانه ها پدید آمده است ،که تمامی انسان ها ومنابع اطلاعاتی را به هم متصل کرده است.به گفته سید بشیر حسینی:«دنیای مجازی، اصلا مجازی نیست؛ این دنیا خیلی واقعیه.واژه مجازی ما رو خیلی به غلط انداخته.مجازی، مجازی نیست؛ واقعی، اثرگذار و محسوسه؛زندگی هارو داره جا به جا میکنه، مایه کشته شدن آدم ها شده، مایه اعتماد به نفس ها و خورد کردن و از بین رفتن ها شده و کلی فواید هم داشته؛ کلی کار و تولید ثروت و تولید دانش داخلش اتفاق افتاده.این فضا کاملا حقیقیه اصلا اونو مجازی ندونید، حتما جدی بگیریدش!»تعریفی که اکسفورد از فضای مجازی ارائه می دهد چنین است : فضای مجازی ،فضایی تئوری است که ارتباطات کامپیوتری در آن رخ می دهد.آیت الله جوادی آملی در این باره می فرماید :«هرکه غافل از خطرات و آسیب های این فضاست ، باید بداند این فضا حقیقی است ، نه مجازی ؛هرجا فکر و اندیشه منتقل شود فضای حقیقی استتفاوت فضای حقیقی و مجازی تفاوت فضای حقیقی و مجازی مانند تفاوت زندگی کردن و نفس کشیدن استشاید ما در فضای مجازی هم حضور داشته باشیم ولی حضور به معنای احساس خوشبختی واقعی و لذت از زندگی نیست.تفاوت فضای مجازی و حقیقی مانند تفاوت گردو و مغز گردو استگردو ممکن است پوک باشد و یا ممکن است پر باشد ممکن استظاهر زیبای آن فریبنده باشد و ممکن است که درونی زیباتر از آنچه که نشان می دهد داشته باشد.فضای مجازی نیز دقیقا همین ویژگی ها را داردشاید ما از تصویر پروفایل یک نفر او را قضاوت کنیم در حالی که او با تصویر پروفایلش بسیار متفاوت باشدباید مراقب بود در فضای مجازی پوست گردو بدست نیاوریمباید به دنبال مغز گردو و آنچه که ارزش واقعی و ذاتی دارد رفت.برای اینکه در پایان گذران زمان در فضای مجازی دست پر باشیم باید تمام تلاش خود را به خرج دهیم که مغز گردو و جان مطالب صحیح و کاربردی را بدست آورده باشیم.مواظب باشیم!در فضای آنلاین هر فرد برای خود شخصیت مجازی تعریف کرده، حرکت از فضای حقیقی به سمت فضای مجازی منجر به شکل گیری زندگی مجازی می گردد. فرد از عالم حقیقی عبور کرده و در شخصیت مجازی خود قرار می گیرد بدین ترتیب سبکی از زندگی به نام زندگی مجازی شکل می گیرد. یکی از مهم ترین بحران های فرهنگی جامعه امروزی به هم خوردن تعادل شخصیت مجازی و شخصیت واقعی در زندگی انسان است. بشر امروز بیش از هر زمانی اسطوره پردازی می کند. شخصیت تخیلی و اسطوره ای را شکل می دهد. در این حالت فروپاشی و انحطاط موج می زند. فرد در دنیای حقیقی نمی تواند خود را به جایگاه شخصیت اسطوره ای خود برساند بنابراین این موضوع خود موجب سرخوردگی می گردد و باعث کشانده شدن فرد به فضای مجازی می گردد. تغییر سبک زندگی و گرایش به سوی فضای مجازی فرد را به سوی باتلاقی می برد که هر لحظه در آن فرو می رود لذا باید به طور جدی در افزایش آگاهی افراد جامعه در خصوص زندگی در فضای مجازی تلاش گردد. دنیای واقعی به دهکده ای بدل شده است. تمامی ساکنان آن از امکانات برقراری ارتباطات مجازی برخوردار هستند به طوری که تنوع و گستردگی فضاها، امکان مقابله با حضور و زندگی مجازی را مشکل کرده است. برای کاهش چالش های حضور و زندگی در فضای مجازی می توان از طریق افزایش دانش و مهارت افراد در مواجهه با این مشکل و تهدیدات آن کاست .مطلب زیر فقط به شرکت فیس بوک مرتبط می باشد.آیا فضای مجازی شیطان پرستی است؟این کلیپ جواب این سوال را می دهد.اصن مگه آمریکا و اسرائیل به هم ربطی دارن که یک شرکت آمریکایی بخواد داخل برنامه کاریش ستاره اسرائیل رو بکشه؟خب شاید ندونید که آمریکا ستاره اسرائیل رو صد ها سال قبل از تشکیل اسرائیل داخل دلارش کشیده و بعد از اون الان هرکسی می دونه اسرائیل برای آمریکاساگر بخواهم برای کسانی که این عقیده رو ندارن توضیح بدهم؛ مسئله رو باید موشکافی کنم. طبق مقاله ای که ویکی پدیا درباره اسرائیل اعلام کرده «در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ میلادی، سازمان ملل متحد، طرح تقسیم فلسطین به دو کشور اسرائیل و فلسطین و اداره شهر اورشلیم، به صورت بین‌المللی را تصویب کرد»خب اینجا یه سوال پیش میاد، سازمان ملل متحد برای کدام کشور می باشد؟ که برای جواب دادن به این سوال باید باز هم یه سری به ویکی پدیا بزنیم، «سازمان ملل متحد (United Nations) یک سازمان بین‌دولتی برای حفظ امنیت و صلح جهانی، گسترش روابط دوستانه میان کشورها و رسیدن به همکاری‌ و هماهنگی در عملکرد ملت‌ها است و مقر سازمان ملل متحد در نیویورک مستقر است»؛ خب از اونجا که نوشته مقر سازمان ملل متحد در نیویورک مستقر است میشه فهمید که اسرائیل ساخته دست آمریکاس و صداشو در نیاوردن (مثل اتفاقاتی که داخل ایران میوفته و هیچ کدوممون ازش خبردار نمیشیم) پس تمامی این اتفاقات زیر سر آمریکا و حتی اسرائیل هست.یک مقاله کامل و جامع هم درباره اعتیاد به فضای مجازی پیدا کردم که خوندنش خالی از لطف نیست.فضای مجازی، کارخانه تولید افکار ?خب این همه پُر چونِگی کردم که تهش به این برسم ? اول این کلیپ رو نگاه کنید.اگر بخوایم رو صحبت های این فرد فکر کنیم باید بگم که این اپلیکیشن ها علاوه بر اینکه وقت ما رو میگیرد به ما فقط یه نوع فکر کردن یاد میدهد، شاید ما به زور و اجبار این رو یاد نگیریم ولی در ناخودآگاهمون حکّ میشه  و تصمیماتی که در زندگی میگیریم بر اساس اون اطلاعات رقم میخورد.اطلاعات این رو دقیق یادم نیست ولی کاملا موثق است (یک انیمیشن سریالی بود به نام &quot;شزن&quot; تو یکی از صحنه های فیلم که داخل فضا در حال جنگیدن بودن اندازه یک صدن ثانیه یه بطری نوشابه قرمز کوکاکولا رد میشه؛ بعدا میان تحقیق میکنن و متوجه میشن بچه های کوچیک که این سریالو دیدن هر وقت میرن تو مغازه میگن همین نوشابه رو میخوایم.حتی کوکاکولا رنگ بطری نوشابش رو عوض کرد، ولی اون بچه ها همون بطری رو می خواستن که داخل اون سریال بوده رو می خواستن)و دوماً چیزی که دقیقا این کلیپ بهش اشاره می کنه اینه که ما فقط خوبی ها و خوشی هامونو به تصویر میزاریم خوب این اتفاق از کجا نشر میگیره؟شاید به خاطر اینه که ما می خواهیم مردم تصور خوبی رو از زندگی ما داشته باشند یا حتی اینکه ما احساس کمبود داریم و برای دیده شدن از این زرق و برق ها استفاده می کنیم.در هر صورت ما نباید بگذاریم اتفاقاتی که در این اپلیکیشن ها  می افتد روی طرز تفکر ما تاثیر بگذارد.نباید بگذاریم که تفکر ما را به چیزی که دوست دارند تغییر بدهند.نباید زمانمان را برای چیزهای بیهوده تلف کنیم.نباید اجازه دهیم...خیلی ممنونم که تا اینجا با من همراه بودید.لطفا نظر خودتون رو برام بنویسید و اگر اطلاعات بیشتری در رابطه با موضوع دارید ممنون میشم به اشتراک بزارید تا با ویرایش مطلب رو  کامل تر کنم.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??منابعویکی پدیاراسخونکانون تبلیغاتی بلوطمقاله زندگی مجازی در تقابل با زندگی واقعیرسانه مجازی شبکه اشراقسواد رسانه ای پزشک خوب</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Mon, 29 Nov 2021 14:58:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرآغاز کار من ?</title>
                <link>https://virgool.io/@MJ_BD/%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-dvzns6asamxr</link>
                <description>دوستان سلام?امیدوارم حالتون خوب باشه ?این اولین متنی هست که داخل ویرگول میزارم. گفتم اگر تو متن اولم یه کوچولو از خودم بنویسم شاید خوب باشه. من..................(هه فکر کردی، خیال کردی؛ اسممو نمیگم?) یه دهه هشتادی که تازه وارد دهم ریاضی شده.(از تیپ شخصیتی من کلا تو دنیا ۷% وجود داره ?)به رشته های هنری خیلی علاقه دارم و طبق آمار روانشناسیم ۴.۸ از ۵ اهل تفریح کردنم.چیزهایی که دوس دارم:?گرافیک و کامپیوتر کتابشعبده بازیموسیقیخودم کار تخصصیم لوگو سازیه و بعد از اون من ادیتور و ادمین هم هستم.خودم جملات مخصوص به خودمو دارم و جملات ناب خوبی میگم.?نوشتن خیلی دوس دارم ولی بلد نیستم اومدم اینجا تا یه کوچولو بتونم پیشرفت کنم ?خلاصشو بخوام بگم اینه که اینجا همه چی پیدا میشع.گودِتون بای    بایِتون گود       تا درودی دیگر          بدرود??</description>
                <category>MJ_BD</category>
                <author>MJ_BD</author>
                <pubDate>Wed, 17 Nov 2021 15:13:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>