<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های MOHA</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MOHASalehi</link>
        <description>فراری از حاشیه، به دنبال متن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 10:32:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/18626/avatar/vOG1P5.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>MOHA</title>
            <link>https://virgool.io/@MOHASalehi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا نوکِ مداد من تیزه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/is-my-pencil-tiz-ru4maqn7snlh</link>
                <description>گاهی ظاهرا به اجبار به اصل خودمون برمی‌گردیم. اما اصل من چیه؟اگر ۱۵ سال پیش اولین وبلاگم رو برای نوشتن راه انداخته باشم، می‌تونم بگم نوشتن؟حالا چرا به اجبار؟وقتی ارتباط ما با دنیا قطع باشه و تمام فعالیت‌هامون رو متوقف کرده باشیم، یک راه باقی می‌مونه و اون هم هم‌نشینی و هم‌صحبتی با دایره اطرافیانمون. قسمتی از این دایره برای من، ویرگولرهایی هستن که در حال خوندن این نوشته هستن، یعنی خود خود شما!این مداد منه!در کنار کلی غم و ناراحتی که از هیچکسی پنهان نیست، این باعث خوشحالی و افتخاره که در کنار افرادی باشم که برای حتی ذره‌ای بهتر کردن وضعیت زندگی خودشون یا اطرافیانشون، از مداد دیجیتال یا همون کیبورد استفاده می‌کنن.تولید همیشه مهم و احتمالا جذاب بوده و هست، برای دنیا، جامعه و کشور یا هر شخصی که در حال نفس کشیدن باشه!اما تولید چی؟برای دنیا تولید امنیت، برای جامعه یا کشور تولید ناخالص و یا تولید علم و برای شخص تولید ارزش!اما این متن تنها چیزی که نداره، ارزشه! چرا که بدون فکر و برنامه‌ریزی و صرفا برای بررسی بازخورد شما در عرض چند دقیقه نوشته شد اما قرار نیست بی‌ارزش باقی بمونه.این شما هستید که ازتون می‌خوام ارزش رو برای دیگران و منی که در حال خوندن این نوشته هستیم ترجمه کنید.آیا برای این سوال‌ها جواب مشخصی از قبل داشتید؟ اگر نه بهشون فکر کنید چرا که دونستن جوابشون شاید در تصمیمات جاری زندگی بهتون کمک کنه.کدوم سوال‌ها؟اصل شما چیه؟ دلیل شما برای زندگی کردن چیه؟ چرا دارید نفس می‌کشید؟آیا محدوده‌ای برای دایره اطرافیانتون مشخص کردید؟ حد و حدود چارچوب‌های شما برای انتخاب افراد برای حضور در این دایره چی بوده؟ اگر مرزبندی‌ای ندارید دلیلش چیه؟آیا به تولید علاقه دارید؟ تولید چی؟ارزش برای شما چه معنی داره؟ یک شخص، یک فعالیت یا یک حرف باید چه ویژ‌گی‌هایی داشته باشه تا بتونیم بگیم ارزشمنده؟اما سوال آخر یک سوال شخصی در مورد خودم که دوست دارم نظرتون رو بدونم:آیا نوک مداد من تیزه؟آیا این نوشته براتون جذاب بود که تا اینجا به خوندن ادامه دادید؟آیا بعد این همه سال نوشتن و ننوشتن‌های گاه و بیگاه، دلیل برای ادامه دادن این مسیر برای من وجود داره؟محمدرضا صادبیست و هفت دی ماه چهارصد و چهار</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 13:28:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-qfxozr63cqb5</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/qyee9fgcqype-snln7.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۵۵۲ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۶ مرتبه پسندیدند و  ۱ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۶ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۸۹,۹۵۵ بار خوانده شدند و ۶۱۸,۹۷۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۸۴۸۶۰۴۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۸۱,۵۹۶ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۸۴۸۶۰۴۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Tue, 06 Apr 2021 02:34:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکانت PS4، اکانت هکی، اکانت ترکیبی! از کجا خرید کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-ps4-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%87%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-alrfnsegf2jl</link>
                <description>اکانت PS4، اکانت هکی، اکانت ترکیبی! از کجا خرید کنیم؟چند روزی بیشتر تا معرفی نسل جدید کنسول‌های بازی با رونمایی سونی از PS5 باقی نمانده، اما بازار اکانت هکی و ترکیبی PS4 همچنان داغ و پرمخاطب است. در ادامه به بررسی اکانت های ترکیبی و راهنمایی و معرفی فروشگاه معتبر برای خرید این اکانت ها خواهیم پرداخت.اما اکانت ترکیبی PS4 چیست؟برای استفاده از قابلیت‌های کنسول PlayStation 4 دو راه داریم، خرید دیسک و خرید بازی دیجیتال از استور پلی استیشن؛ با توجه به اوضاع دلار در کشور ما، در حال حاضر برای خرید نسخه اورجینال هر عنوان بازی باید مبلغی بین نیم و یک‌ونیم میلیون تومان (حدود 30 تا 90 دلار) پرداخت کنیم.راه‌هایی برای استفاده از بازی دیگران روی کنسول ما وجود دارد که هزینه‌ها را تا بیشتر از 10 برابر کمتر خواهد کرد و مشکلی برای صاحب اصلی و ما در پی نخواهد داشت. به اکانت و بازی‌هایی که از این طریق در دسترس قرار می‌گیرند اکانت ترکیبی یا هکی PS4 می‌گویند.همه اکانت‌های ترکیبی بدون مشکل و دردسر خواهند بود؟خیر! برخی فروشندگان اکانت ترکیبی با استفاده از روش‌های نادرست، موجودی کیف پول حساب اشخاص در شبکه PSN را برای خرید بازی‌های پرمخاطب خرج می‌کنند، اصطلاحا به آن بالانس می‌گویند و احتمال بن شدن کنسول با استفاده از آن وجود دارد.پس از کجا بدون نگرانی، اکانت هکی PS4 بخریم؟در حال حاضر فروشگاه و فروشندگان معتبر زیادی مشغول فعالیت هستند، با یک سرچ ساده در گوگل، تعداد زیادی کانال و سایت فروش اکانت یافت خواهد شد اما می‌توانید انواع اکانت ترکیبی PS4 شامل جدیدترین بازی‌های 2020 که بالانس نبوده و به کنسول شما نیز آسیب نخواهد رساند را با قیمت ارزان و مناسب از کانال فروش اکانت هکی PS4 گامامارت (GamaMart@) خریداری کنید.پشتیبانی و پاسخگویی همیشگی، تنوع در بازی ها و ایمن بودن اکانت، و پرداخت وجه از طریق درگاه معتبر بانکی از مزیت‌های گامامارت نسبت به سایر فروشگاه‌های آنلاین می‌باشد.تجربیات خود را نیز درباره خرید اکانت و بازی دیجیتالی در بخش نظرات با ما و سایرین در میان بگذارید.</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2020 22:30:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال 98 در ویرگول من چه گذشت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D8%B3%D8%A7%D9%84-98-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-gmmcazssnrgv</link>
                <description>Image Source: Grammarly.comبیشتر از یک سال و نیم از آخرین نوشته‌ای که در ویرگول گذاشته‌ام می‌گذرد اما هنوز هم باز کردن صفحه انتشار مطلب برایم مثل روز اول جذابیت دارد.دیروز ایمیلی از طرف ویرگول برایم آمد با عنوان «آمار پست‌های شما در سال 98»؛ مشابه ایمیلی که سال قبل‌ترش آمده بود که شرح آن در این صفحه موجود است.برایم جالب بود، با وجود اینکه در یک سال و نیم گذشته حتی یک مطلب جدید هم اینجا منتشر نکرده‌ام، اما آمار بازدید مطالبم نزدیک 20 برابر سال گذشته شده و نزدیک 5 برابر زمان بیشتری صرف مطالعه این مطالب شده است.من یک بار یک مطلبی را نوشتم، آن را منتشر کردم، اما سال به سال بر روند رو به رشد بازدید و استفاده از آن افزوده می‌شود. قطعا این منحنی افزایشی فقط مختص من هم نیست.می‌گویند این صداست که می‌ماند، ما هم می‌گوییم این نوشته‌هاست که می‌ماند. تا می‌توانیم تجربیات و آموخته‌ها و افکار خود را با دیگران در میان بگذاریم، دیر یا زود، درست یا غلط، روی خودمان یا دیگران، تاثیر خواهد گذاشت.در زیر، ویدئوی مربوط به ایمیلی که دریافت کردم را آوردم. در صورت مشکل، در این صفحه می‌توانید آن را مشاهده کنید. https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/qyee9fgcqype-4pIFq.mp4 میم صادهفت فروردین ماه هزار و سیصد و نود و هشت</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 02:57:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-tftu6ldbouuo</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۶ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۴۷ مرتبه لایک شدند و ۳۶ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۱۴ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۹,۳۸۶ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۱۳۱,۰۲۴ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۱۶۳۸ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/qyee9fgcqype-fqx7.mp4 </description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Thu, 28 Mar 2019 00:27:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نه به پاوربانک</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-firv0l8dsbzs</link>
                <description>چند ساعت پیش وقتی که گوشیم داخل پریز بود و داشتم باهاش کار می‌کردم، خوشحال شدم از این که این پریز رو همه جا همراه خودم ندارم، به این دلیل که اگر همیشه کنارم بود ممکن بود هیچ وقت به ول کردن گوشی به حال خودش و پر شدن باطری فکر نکنم، یجورایی خیمه زدن روی گوشی در تمام ساعات روز چیزی بود که پریزِ همراه بهم ارائه می‌داد.اما پریز همراه الان خیلی راحت به وسیله پاوربانک‌های ارزان و گران و بزرگ و کوچک در اختیار همه ما هست، گرچه خودم به دلیلی که در حال شرح دادنش هستم تا به حال سراغش نرفتم.فرض کنید باطری گوشی‌تون هیچ‌وقت کم نشه و همیشه روی صد درصد بمونه، حالا یک فعالیت بیهوده مثل گشت و گذار در اینستاگرام یا یک بازی بدون حاصل رو اجرا می‌کنید، از اونجایی که زمان در این مواقع خیلی زود سپری می‌شه و ازش ناغافل می‌شیم، وقتی به خودمون می‌آییم شاهد زمان زیادی هستیم که پای این کارهای بیخود سوزوندیم و هیچ هشداری هم بهمون ابلاغ نشده. این یکی از هدیه‌های پاوربانک‌ها به ماست.یا اینطور هم مورد بالا رو می‌شه بیان کرد: وقتی به منبع انرژی نامحدود دست پیدا می‌کنیم، کمتر به فکر مدیریت فعالیت و کارهای خود خواهیم بود و وقت بیشتری را صرف کار با گوشی خواهیم گذاشت، زمانی که برای امور مهم‌تر و مفیدتری قابل بهره‌برداری بود.ضمن این‌که اطلاعاتی در مورد پاوربانک‌ها و ولتاژ ورودی به گوشی و این موارد ندارم، اما طبق دانسته‌ها و تجربیات شخصی خودم در این چند ساله، کار کردن با گوشی در هنگام شارژ طول عمر باطری و کارایی گوشی را  تا حد زیادی کاهش خواهد داد.هرچند پاوربانک قطعا برای عده کثیری مفید بوده، ولی برای همان عده نیز، موارد بالا صادق است؛ راحت‌تر بگویم هر چیزی که کار ما را راحت‌تر می‌کند، قسمتی از توانایی‌های ما را ساقط خواهد کرد، همان عوارض جانبی مصرف داروها.محمدرضا صادبیست و چهار مهر نود و هفتخواندن این نوشته در وبلاگ میم صاد</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Tue, 16 Oct 2018 23:15:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبدیل ریال به تومان، هزار تومان</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-gpmu0v01qyh3</link>
                <description>خواستم عنوان پست را بگذارم کاربردی‌ترین برنامه حسابداری دنیا فقط هزار تومان، دیدم کلمات این‌چنینی، بار سنگین کاربردهای این اپلیکیشن را نمی‌توانند به دوش بکشند.اولش که اسکرین‌شات صفحه دانلود این برنامه را برایم فرستادند باور نکردم، رفتم سرچ زدم و دیدم واقعیت دارد.کاری به سازنده این برنامه ندارم، کاری به قیمت هزار تومان برای خرید و دانلودش هم ندارم، کار به آن دو هزار نفر که این برنامه را خریدند و آن سی و شش نفر که کامنت‌هایی با مضامین زیر:عالیه واقعا نسبت به قیمتش دمتون گرم دانلود کنیدش ضررنمیکنیدبرای کارای بانکی و حسابداری خیلییییی خیلییییی مفیده.. مرسیخیلی عالی..تشکر..خیلی به درد میخوره. دان کنیدگذاشته‌اند هم ندارم (که البته اول فکر می‌کردم جهت مزاح این‌ها را نوشته‌اند که فهمیدم در اشتباهم)؛ اصلا کار به هیچ‌چیز ندارم. من کی ام اینجا کجاست؟ولی واقعا چه شده که انقدر تنبل شدیم و بی‌سواد جلوه می‌کنیم، شاید هم واقعا بی‌سوادیم، من که هستم شما را نمی‌دانم؛ اما آیا خواندن مبلغ یک چک بانکی یا قسط پرداخت، نیاز به مبدل ریال به تومان و عدد به حروف دارد که برای همین کار بخواهیم هزار تومن هم پرداخت کنیم؟ شاید بگویید ممکن است کسی کهولت سن داشته باشد، مشکل بینایی داشته باشد و امثال این‌ها، اما آیا کسی که با وجود کهولت سن یا مشکل بینایی توانسته وارد صفحه دانلود برنامه شده، آن را دانلود و نصب کند [یا حتی کس دیگری برایش نصب کرده باشد] و با آن شروع به کار کند، از پس خوانش مبالغ بانکی برنخواهد آمد؟ شاید هم بگویید آمدیم و مبلغ پنجاه رقمی بود، آن‌وقت چه؟ آن‌وقت که دیگر کاربرد دارد؛ ولی آیا کسی که با مبلغی با این عظمت سر و کار دارد، تا لحظه انجام کار، فقط یک میلیون و ده میلیون دیده و بلد نیست بیشتر از آن را بخواند؟نمی‌دانم، شاید حق با شما باشد.محمدرضا صادنوزده مهر نود و هفت</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Thu, 11 Oct 2018 02:20:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لایک برابر لایک، کامنت برابر کامنت</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA-slsajqxfnv43</link>
                <description>هرگاه اسم شبکه اجتماعی به میان می‌آید، یاد لایک و کامنت و شِیر می‌افتیم؛ چیزی که در وبلاگ‌ها، فروم‌ها، فیسبوک، توییتر، اینستا و تقریبا همه شبکه‌های اجتماعی با روش‌های مختلف انجام می‌گیرد و ویرگول هم از این قضیه جدا نیست. این‌جا می‌خواهم از لایک و کامنت بگویم.۲۰ تا کامنت بذار تا فول لایکت کنم.فالو = فالولایک = لایکو ... نمونه‌های مختلفی از درخواست و التماس افراد در این شبکه‌ها برای گرفتن لایک و کامنت و فالوور هستند.اگر نخواهم هندوانه زیر بغل خودم و شما بگذارم، سطح فکری کاربران سرویسی مثل ویرگول از شبکه‌هایی مانند اینستاگرام و امثالش زمین تا آسمان متفاوت است، اما باز هم شباهاتی از جهت درخواست و تقاضای لایک و کامنت و فالو این‌جا هم وجود دارد، مطلبی که پایین‌تر می‌گویم نظر شخصی من است و امیدوارم باعث دلخوری هیچ‌یک از کاربران نشود.وقتی در فضایی به تولید و انتشار هرچیزی که نوشتار نیز می‌تواند یکی از آن چیزها باشد می‌پردازیم، قطعا به نیازهای جامعه هدف خود اندیشیده‌ایم و طبق نیازها دست به کیبورد برده‌ایم، این‌طور نیست که بخواهیم برای کاربران اینستاگرام از فلسفه‌ی شکل‌گیری فرمول Emc2 معروف بگوییم یا در پینترست خبر سخنرانی رییس جمهور گینه در سازمان ملل را شرح دهیم.در ویرگول هم چیزی که مشخص است، تعداد زیادی علاقه‌مند به دنیای صفر و یک و تعداد زیاد دیگری علاقه‌مند به نویسندگی داریم، کاربران متعددی هم به دلایل دیگر اینجا فعالیت دارند که فکر نمی‌کنم تعدادشان به دو گروه اول بچربد؛ اما چرا حتی در فضایی با این سبک فکری هم، علاقه به تبادل لایک و کامنت مشاهده می‌شود؟ مگر من می‌نویسم که تو بیایی و نخوانده یا نپسندیده لایک کنی و من هم متقابلا بیایم و تو را فول لایک کنم؟ مگر تو وقتی می‌آیی و برایم کامنت می‌گذاری، و بعد گذشت مدتی که هیچ ایده‌ای برای مطرح کردن در قسمت کامنت پست‌های تو نداشتم، باید پیش خودت فکر کنی این دیگر چه آدم مغروری است؟ و واه واه انگار از دماغ فیل افتاده و بقیه‌‌اش را هم خودتان می‌دانید، نمی‌گویم که بدآموزی دارد.این قسمت را برای خودم می‌نویسم:نوشته دیگران را صرفا با هدف این‌که او هم بیاید و نوشته من را لایک کند، لایک نکنم. زیر پست دیگران صرفا برای این‌که عدد نمایش‌دهنده تعداد کامنت زیر پست‌هایم زیاد شود، کامنت نگذارم.یادمان باشد که لایک کردن یک محتوا به معنای تایید مضمون و تفکر و هدف ناشر از انتشار آن محتوا می‌باشد و لایک‌های سرسری برای مطالبی که موردپسند ما نیستند باعث رشد روزافزون تفکری که مورد اقبال ما نیست خواهد شد، نه اینکه آن تفکر و محتوا اَخ باشد (البته که گاهی ممکن است اَخ هم باشد)، منظورم این‌جا به سلایق خودمان است.از آن‌جایی که به دیتا آنالیز علاقه دارم و همیشه در پی زیربغل مار هستم، در این چند روز حضورم در ویرگول یک بررسی اجمالی کردم و دیدم همین موضوع بدی نیست برای هوا کردن یک پست جدید.باز هم ذکر می‌کنم این را برای خودم نوشتم و بیشترش نظر شخصی است، اما اگر برای شما هم صادق بود مسئولیتی در قبال آن گردن من نیست. :)) نمی‌دانم، اگر هم کلا اشتباه فکر می‌کنم بگویید که تجدید نظری روی این موضوع داشته باشم.در اینجا هم گفتم چرا می‌نویسم: https://virgool.io/@meemsaad/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-pfkrkluj4789 محمدرضا صادهجده مهر نود و هفت</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Wed, 10 Oct 2018 20:57:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا کلید خانه خود را به دوستتان می‌دهید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-n46pk0e6n0oo</link>
                <description>چند وقت پیش جمله و سوال تاثیرگذاری خواندم، یادم نیست کجا ولی سوال این بود:اگر قرار باشد به سفر بروید، آیا کلید خانه خود را به دوستتان می‌دهید؟ اگر جواب خیر است، در انتخاب دوستان خود تجدیدنظر داشته باشید.کمی بالا پایین، ولی مضمون اصلی همین بود.شاید انتخاب دوست برای انسان مانند انتخاب بین نوشیدن آب و تشنگی باشد؛ وقتی سیراب هستیم دیگر فکر پیدا کردن لیوان برای نوشیدن آب نیستیم، این سری دنبال غذا می‌رویم؛ ولی وقتی تشنه بمانیم حتی سراب هم می‌تواند ما را خوشنود و سرزنده کند ولی در انتها باز هم تشنگی همراه ما خواهد ماند.این سوال را راجب دوستان خود نیز از خودتان بپرسید، آمار جالبی به دست خواهد آمد، حداقل برای من که اینطور بود! امیدوارم برای شما اینطور نباشد. :))خواندن این نوشته در وبلاگ میم صاد</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Mon, 08 Oct 2018 23:48:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف شما از نوشتن چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-pfkrkluj4789</link>
                <description>وقتی بین دوستان و همکاران یا همکلاسی‌هایی که روزانه با آن‌ها سر و کار داریم، از نویسندگی می‌گوییم، این نویسندگی را صرفا انجام مطالعات علمی و تحقیقات سخت و زمان‌بر و پر هزینه برای نوشتن کتابی چهارصد صفحه‌ای قلمداد می‌کنند که فقط از پس افرادی با تحصیلات ارشد و دکتری و سنی بالغ بر چهل سال برمی‌آید؛ حداقل تعداد زیادی از افراد زندگی من این تفکر را دارند. عده اندکی هم نویسندگی را نوشتن متن یا شعری چند بیتی حاوی مضامینی به قول خودشان عارفانه می‌دانند که با سرچ &quot;اس ام اس عاشقانه جدید&quot; در گوگل می‌توان به موارد مشابه آن‌ها رسید.اما نوشتن برای من، در معنای یادآوری و مرور می‌آید، مرور آن چیزی که در طول روز و روزهای گذشته فرا گرفته‌ام یا برایم ارزش‌مند و جالب بوده. وقتی موضوعی را از ذهن خود به رشته تحریر درمی‌آوریم، خواه با مداد و خودکار یا پشت مانیتور و صفحه‌کلید، حداقل دوبار به آن فکر می‌کنیم، آن را تحلیل و بررسی می‌کنیم و بعد می‌نویسیم. این سبکی است که از دوران مدرسه همراهم بوده، وقتی در کلاس درس جزوه‌ها را در کاغذ چرک‌نویس یادداشت می‌کردم و بعد در منزل تمام آن نوشته‌ها را با وقت و حوصله و مرتب در دفتر خود وارد می‌کردم، در نگاه دوستانم آدم علافی به نظر می‌آمدم ولی نتیجه این علافی زمان امتحان و دریافت نمرات مشخص می‌شد و این شیوه‌ای بود که باعث می‌شد با زمان برابر یا حتی کمتری از دیگران که برای درس می‌گذاشتم نتایج بهتری بگیرم. خلاصه‌تر بگویم، نوشتن به واسطه تحلیل اجباری و دوباره‌ای که باید برای مبحث موردنظر انجام بدهیم، باعث تثبیت موضوعاتی می‌شود که می‌خواهیم مدت زمان بیشتری در ذهن خود داشته باشیم.گرچه همیشه هم این‌طور نیست که بخواهیم همه چیز را در ذهن خود تثبیت کنیم، گاهی می‌نویسیم تا هر چه در ذهن خود داریم تخلیه کنیم و دیگر به آن‌ها فکر نکنیم؛ در این موارد هم ذهن خود را از مسائل مختلف زندگی، از خانه و خانواده گرفته تا عشق و عاشقی و مسائل مالی و ... تا حدودی آزاد می‌کنیم، مثل زمانی که با دوست خود درد و در می‌کنیم، تنها تفاوتش این است که مخاطب شما به جای انسان، صفحه کاغذ یا مانیتور شماست.موارد دیگری هم از دلایل نویسندگی هست که هم نوشتن تمام آن‌ها برای من و هم خواندنش برای شما، از حوصله خارج است.اما در آخر سوالم این است که هدف شما از نوشتن چیست؟ اگر موردی مدنظر دارید، زیر این نوشته بنویسید. چه نوشتار تو نوشتاری شد!محمدرضا صادپانزده مهر نود و هفت</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Sun, 07 Oct 2018 20:19:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین تجربه ویرگول‌نویسی، کمی دل‌نوشته و مباحث دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/@MOHASalehi/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-nvjejolp3fql</link>
                <description>شاید اولین بار که در تلگرام، لینکی از ویرگول به چشمم خورد و مطلبی در آن خواندم فکر نمی‌کردم روزی به قدری کنجکاو شوم که خودم صفحه‌ای در آن بنا نهم و شروع به گفتن و شنفتن کنم. حقیقتا اعتمادی به سیستم‌های داخلی، یا حداقل به سرویس‌های آنلاین تولید و انتشار محتوای آنلاین از جمله سرویس‌های وبلاگ‌نویسی ندارم چرا که حضور شما در آن‌ها هر لحظه در هاله‌ای از ابهام خواهد بود و مشخص نیست در لحظه بعدی، اجازه‌ی دسترسی به محتوای تولیدی خود طی روزها، ماه‌ها و یا حتی سال‌های گذشته را خواهید داشت یا خیر، همان دکمه فیلترینگ مشهور که زحمات چندین و چند ساله عده زیادی را با خود به خاطرات پیوند زده. شاید دلیل اصلی که تصمیم به ساخت وبلاگ در بلاگر کردم هم، همین آزادی بیانی است که به واسطه فیلترینگِ از بیخ و بنِ این سرویس برای ما فارسی‌زبانان داخل کشور فراهم آورده، هرچند به قدری نویسنده نبودم که بخواهم از این معضلات شکوه کنم یا گریبان مرا گرفته باشد و زحماتم به کلی به باد رفته باشد اما همیشه باید فکر آینده و آیندگان و گاهی آنان که به خاطرات پیوستند هم بود.حالا که غرهایم را زدم بد ندیدم در این یک ساعت حضورم در ویرگول، کمی هم از تجربه کاربری خود از این سرویس بنویسم، شاید کسی دید و دست به مقدار اندکی اصلاحات (البته آن اصلاحات که می‌گویند رئیس‌جمهور پیگیر آن است نه) زد و استفاده دیگران از آن لذت‌بخش‌تر شد: یک این که حس می‌کنم سرویسی مشابه ویرگول در این طرف و آن طرف کم نداریم، نمونه بارزش هم پرشین‌بلاگ خودمان که البته آخرین بار یک سال پیش با آن کار کردم و حس می‌کنم شباهت‌ها کم نیست، اما خب با توجه به نیازها و دسترسی‌های امروزه‌ی کاربران، ویرگول شرایط بسیار بهتری را فراهم کرده.دو اینکه بعد از ثبت‌نام و ورود به حساب ویرگولم، دیگر دسترسی به صفحاتی همچون قوانین، درباره‌ما و دیگر صفحات اصلی سایت نداشتم و برای یافتن هرکدام مجبور به مراجعه به تاریخچه مرورگر خود شدم (لازم به ذکر است با موبایل در سایت ثبت‌نام کردم و در حال نوشتن این مطلب هستم، روی دسکتاپ بررسی نکردم) که حس جالبی نبود.سه موقع ثبت‌نام بود که وقتی ایمیل و رمزم را وارد کردم و دکمه ثبت را زدم با صفحه سفیدی روبرو شدم که در سکوت خود حرف‌های فراوانی برای گفتن داشت (شاید بخاطر وی پی ان باشد که فعال است)، بعد از ورود به حساب کاربری و خروج از آن، برای ورود مجدد، یوزر و پسورد را زدم که این‌بار به صفحه null رسیدم. از این‌ها بگذریم، در هنگام کلیک روی لینک فعال‌سازی حساب در ایمیل، وقتی وارد ویرگول شدم، پیغامی مبنی بر این‌که عملیات موفقیت‌آمیز بود یا خیر، مشاهده نکردم، در واقع پیغامی ظاهر نشد و من ماندم و حوضم که آیا باید دوباره کلیک کنم یا خیر.چهار هم هنگام ویرایش اطلاعات کاربری که بعد از یکی دو بار تغییر یوزرنیم، وقتی خواستم مجدد آن را ویرایش کنم پیغامی دیدم که می‌گفت &quot;شما مجاز به تغییر نام‌کاربری خود نمی‌باشید&quot;، ولی خب چرا زودتر نگفتی که کپن‌هایم را الکی نسوزانم؟فعلا برای شروع بس است تا ببینیم چه خواهد شد.در آخر باید بگویم که چرا این شبکه اجتماعی یا همان میکروبلاگینگ را به سایر سرویس‌ها ترجیح دادم؛ شاید برای من که نوشته‌هایم در شبکه‌های دیگر مانند اینستاگرام، قبل از آن در توییتر و قبل‌تر در فیسبوک و فروم و وبلاگ‌های دیگر مورد استقبال قرار می‌گرفت، چالش خوبی باشد که ببینم آیا این اقبال صرفا به جهت دوستی و آشنایی بود که با فالوورها و مخاطبین داشتم یا اینکه دلیل دیگری دارد و در جمع دیگر علاقه‌مندان به نویسندگی و کتاب‌خوانی هم، نوشته‌ها بازخورد خواهند داشت و آن قبلی‌ها سراب نبوده؛ ولی در هر صورت اینجا هستم که یاد بگیرم و دانش و اطلاعات اندکی اگر دارم با دیگران به اشتراک بگذارم.محمدرضا صاد چهارده مهر نود و هفت</description>
                <category>MOHA</category>
                <author>MOHA</author>
                <pubDate>Sat, 06 Oct 2018 20:00:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>