<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های MOSHAVEREH24</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MOSHAVEREH24</link>
        <description>در صورت تمایل به ثبت سوال یا رزرو مشاوره به وبسایت مشاوره24 به آدرس:https://moshavereh24.com/ مراجعه فرمایید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:52:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/137558/avatar/B0m2E5.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>MOSHAVEREH24</title>
            <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:شوهرم بیکاره چیکار کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85-ipfbecltqvm9</link>
                <description>خسته نباشید من دختری ۲۰ساله هستم و نامزدم که پسر عمومه ۲۹سالشه. حدودا یک ساله باهم عقد کردیم و قبلش دوسال باهم دوست بودیم و خیلی عاشق هم بودیم. قراره چند ماه دیگه عروسی کنیم ولی الان عشقمون سرد شده به دلایل زیادی که مهمترینش شغل نامزدمه. من دلم می خواد کارشو عوض کنه و سر یه کار اداری یا دولتی بره خودشم قبول کرده بره ولی من و پدرم ازش می خوایم که حتما قبل عروسی بره چون پدرم اصلا راضی نمیشه تا سرکار نره. گفته اگه نره نمیزاره امسال عروسی بگیریم و بریم سر زندگیمون. به شدت دروغگو و دهن لق و بچه ننس هر چی میشه میره به مامانش میگه به همه خبر میده من رو این موضوع خیلی حساسم و خودشم میدونه و باعث میشه همه دخالت کنن تو زندگیمون و منم به خودش و خانوادش پرخاش و بی احترامی کنم. خیلی تنبله اهل کار نیست صبحا دیر از خواب بیدار میشه مسئولیت پذیر نیست و هیچ تلاشی واسه آیندمون نمیکنه. درضمن اینم بگم که قبلا اعتیاد داشته ولی الان ۵ سالی هست که ترک کرده و پاکه مطمئنم. مشکل اعصاب و روان داره داروی اعصاب مصرف می کنه و قرصاش باعث اختلال خواب میشن و همیشه خوابش میاد و این منو عصبی میکنه. بهش شک دارم همش کنترلش می کنم احساس می کنم داره بهم خیانت میکنه خیلی هیزه. ولی خودش میگه خیلی منو دوسم داره و من اشتباه می کنم. در اصل مشکل اصلیمون فعلا کارشه. الان یه ماه که دعوا کردیم و دیگه بهم زنگ نمیزنه در حالی که قبلا خیلی دوسم داشت و بیشتر محبت می کرد./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره الهام متقی، پرستو قندی و شیما برمه به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Sun, 08 Mar 2020 10:47:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:با همسر بی حوصله، بداخلاق چگونه برخورد کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-d7h0ptcompky</link>
                <description>من ۲۳ و همسرم ۳۲ سالشه. ۴ساله ازدواج کردیم بد اخلاقی میکنه، سر یه چیزایه پیش پا افتاده بهم گیر میده مثلا میگه تو چرا با دوستت تلفنی حرف میزنی و…وقتی که میرن پیش خانوادشون خیلی شاد و خوشحال میره و اونجا کلی شوخی می کنه و میخنده ولی وقتی میاد خونه نه حرف میزنه و نه شوخی. یواشکی پیام میده به بقیه و وقتی که از خونه بیرون میره واسه بقیه زنگ میزنه که من نفهمم و  چند بار شانسی دیدم که با موبایل حرف میزنه بیرون از خونه. خیلی خسته شدم لطفا خواهش می کنم راهنماییم کنید. چند بار هم به فکر طلاق افتادم ولی بابام نزاشت./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم الهام داودی و دلارام جمعیان به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Sun, 08 Mar 2020 10:46:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره اعتیاد: عدم رضایت مرد در طلاق زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-qxrvbdvrvkql</link>
                <description>سلام خسته نباشید. دختری ۲۵ساله هستم و شوهرم۲۷ساله. ۶ساله ازدواج کردیم و شوهرم اعتیاد داره. چن بار بردیمش کمپ به ۴ماه نکشید لغرش کرد یه پسر بچه ۳ساله دارم و از زندگی واقعا خسته شدم احساس افسردگی میکنم. چیکار کنم؟نمی خوام دیگه باهاش زندگی کنم خیلی تلاش کردم ولی درست نشد که نشد جدیدا دست بزن پیدا کرده و منو پسرم رو میزنه بعد میاد التماس می کنه ببخمش. لطفا راهنمایم کنید چیکار کنم.چون میگه نمیزارمم طلاق بگیری. /وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم پرستو قندی و نسیم مرتضوی به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 12:30:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره مهارت های زندگی: لذت از ارتباط با جنس مخالف بعد ازدواج در زنان متاهل</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%87%D9%84-h6er8gem5bmv</link>
                <description>سلام.من خانمی ۲۴ ساله هستم متاهلم ولی از زندگیم راضی نیستم اما پایبند به عقاید و اعتقاداتم و دوست ندارم در زندگیم خیانت وجود داشته باشه. مشکل من اینه که زمانی که یه جنس مخالف باهام صمیمی میشه از ارتباط گرفتن باهاش به شدت لذت میبرم و اگر عقایدم نبود دوست داشتم تا هر جایی این ارتباط ادامه پیدا کنه. حتی قبل از ازدواجم هم همینطور بودم. جایی توی این سایت خوندم که این مشکل برمیگرده به دوران کودکی می خواستم بدونم این مشکل رو چطور برطرف کنم و همچنین باید بگم خیلی زود وابسته میشم./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم الهام متقی و الهام داودی و شیما برمه به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 12:28:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:عدم شناخت زوجین از یکدیگر و راهکارهای آن در دوران زناشویی</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-c2soo3jhz5gr</link>
                <description>سلام. تشکر از گروه عالی و بینظرتون. سخت محتاج کمکتون هستم. حدوداً بیست روز پیش پدرم رو از دست دادم، خیلی برام سخت بود با جرأت میتونم بگم هنوز هم نتونستم باور کنم. ده روز  پیش حال جسمی و روحی خوبی نداشتم که شوهرم از سر کار اومدن خونه (ناگفته نماند روز قبلش هم روز زن بود و بنده کادو که برام خبری نبود از یه تبریک خشک و خالی هم برام دریغ شد من هم به دل گرفتم) من هم غذاشون رو کشیدم و سفره رو براشون پهن کردم و خودم رفتم تو اتاق خوابیدم، بعداز چند دقیقه پیام دادن من اومدم خونه بعد شما میری تو اتاق می خوابی، بعد هم که بهشون گفتم حالم خوب نیست در جوابم بهم گفتن اگه با تو اتاق موندنت پدرت میاد پیشت پس همونجا بمون تا بیاد پیشت. ازون روز هم باهام سرسنگینه ‌و حتی باهام کلامی هم حرف نزده. حالا می خوام بدونم  با این اوضاع تکلیف من چیه؟ این رو هم بگم که بارها شده با همین حالت باهام سرسنگینی بودن حالا چه بنده تقصیر کار چه ایشون، بنده رفتم سراغشون و از دلشون در آوردم. یازده ساله که ازدواج کردم و سه تا هم بچه دارم. تورو خدا کمکم کنین دیگه کشش و توانایی ندارم./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره آقای مهدی وفانوش  و دلارام جمعیان به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 12:26:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره خانواده:مشکلات تفکراتی پدرزن با داماد</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF-dis3enexryi2</link>
                <description>سلام خسته نباشین من وشوهرم هردومیانسال هستیم یه دامادخیلی خوب داریم که روحانی است ازاول شوهرم ته دلش بااین ازدواج راضی نبودچون خودش ادم قاطی پاطیه ولی درعوض منودخترام اهل حیاوحجاب ومسجدوهیعت هستیم انتخاب دخترم وخودم همین بودشوهرم چیزی نگف ازدواج به خوبی انجام شدالانم خیلی زندگی موفقی دارن اینقدرخوبه که همه ازش تعریف میکنن ولی تامیادخونه مون شوهرم روحانی هاروفحش میده اینقدربدگویی میکنه به دامادم میگه شماهیچی نگین دامادم هیچی نمیگه شوهرم ۲ساعت باصدای بلندباخشم شیخاروفحش میده وقتی خسته میشه ساکت میشه دامادم میگه منکه به خاطرشمامیام راستش ماخانواده فقیری هستیم اون چندتاخاستگاری که قبلا برای دخترم میامده همشون معتادوبیکاربودن هرچی براش توزیع میدم فایده ی نداره میگه من همون معتادوهمه فنده هاروبیشترقبول داشتم منم که مادرم فکراسایش وارامش بچه م بودم درضمن شوهرم یه جوریه وقتی حرفشوگوش کنی بهش احترام بزاری بیشترقلدورمیشه وصداش بلندترمیکنه بی اعتناباشم کمی اروم ترمیشه شمابگین چیکارکنم ممنون /وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم الهام متقی و الهام داودی به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 10:26:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:ایرادگرفتن های شوهر از جهازیه زن</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86-n8fdxh6kapww</link>
                <description>سلام وقت بگیر من ۳۰سالمه همسرم۳۵سالشه ۶سال ازدواج کردیم هیچ فرزندی نداریم اوایل ازدواج خیلی مشکل داشتیم و بحث میکردیم طوری که دعواها شدید و پای خانواده ها وسط کشیده شد و تا طلاق پیش رفتیم تو این بحثها همسرم از جهاز دادن خانوادم ایراد گرفت و من به خانوادم گفتم حالا همه چیز خوبه و روبراه حتی طبقه بالا خانوادم زندگی میکنیم تصمیم به بچه دار شدن دارم مادرم میگه چون در مورد جهاز اینطوری گفته من دیگه سیسمونی نمیدم باز ایراد بگیره حالا چیکار کنم همسرمم خیلی حاضر جواب میدونمم بهش بر میخوره و باز اعصابمو خورد میکنه تا عمر دادم مثل بقیه چیزها تو سرم میکوبه ممنون میشم راهنماییم کنید./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم نسیم مرتضوی و دلارام جمعیان به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 10:24:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره کودکان:روابط فرزند با ناپدرس</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B3-a5lz7mhe7v36</link>
                <description>سلام وقتتون بخیر ممنون از گروه خوبتون من ۴۱ سالمه و شوهرم ۴۳ ساله. ازدواج دوممونه دوساله که ازدواج کردیم شوهرم بچه هاش دست خانم سابقشه من یه دختر ۸ساله دارم چن ماه اول ازدواج شوهرم با دخترم رابطش خیلی خوب بود دخترم خیلی حسادت می کرد الان شوهرم خیلی به دخترم گیر میده دعواش می کنه هرچی بهش میگم بچس باید با ملایمت بهش حرف بزنی فایده نداره دخترمم میگه بابا رو دوست ندارم اون همش منو دعوا می کنه به دخترمم هرچی میگم اینطوری کن گوش نمیده ما رابطه عاطفی و سکسموم خیلی عالیه شوهرم خونه که میاد میگه دوروبر ما نیاد بره بازی کنه دخترمم میاد  میچسبه بمن والا موندم چکار کنم لطفا راهنمایی کنین درضمن شوهرم بخاطر اختلافی که با خانم اولش پیش اومد و جدا شدن بچه هاشو نمیتونه ببینه./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره آقای مهدی وفانوش و خانم شیما برمه به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 10:21:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:نمی دونم چگونه با یک شوهر عصبی رفتار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-dwenkiopg9mw</link>
                <description>با سلام و خسته نباشید، شوهری دارم بسیار ادم مهربون دلسوز ولی فوق العاده عصبی! اصلا نمیتونه خشم ش رو کنترل کنه هر چه دم دستش باشه خرد میکنه متاسفانه به قول خانواده ش از بچگی همین طور بوده دوران کودکی پر مشقتی داشته، حتی تو زندگی مشترکمون هم پستی بلندیای زیادی داشتیم من تا جایی که بتونم مراعات حالش رو می کنم سعی می کنم کمتر دست روی نقطه ضعفش بذارم، ولی یه جایی آدم کم میاره لازمه انتقاد کنی که متاسفانه هر حرفی بهش بزن ولی ازش انتقاد نکن! من نگران خودم نیستم دختر ۵ ساله ای دارم که متاسفانه چندین بار شاهد این رفتاراش بوده خیلی پدرشو دوست داره ولی کافیه مثلا من دعواش کنم روی یه موضوعی که پدرش هم حق رو بده به دخترم و عصبی بشه بگه چرا این رفتار باهاش کردی دخترم کلا دعوای من یادش میره میچسپه به من میگه مامانمو دعوا نکن مث بید میلرزه و خودشو میزنه خیلی حالش بد میشه وقتی باهاش صحبت میکنم میگم مامان بابا طرف تو بود تو رو خیلی دوست داره میخواد من تو رو دعوا نکنم میگه بابا وقتی عصبی میشه حتما یه چیزی رو میشکونه! ذهنیت خوب نسبت بهش نداره میدونه عصبانی میشه بد جور از کوره درمیره، اینم بگم همیشه منو ترجیح میده به باباش حاضر نیست یه لحظه بدون من پیشش باشه حتی یه شب هم کنارش حاضر نیست بخوابه خیلی کم پیش اومده که سرش داد زده باشه در صورتی اون حوصله شو بیشتر داره خیلی باهاش بازی میکنه اصلا هم طاقت دوری باباشو نداره، وقتی میشینم با آرامش با شوهرم صحبت کنم میگم جلو دخترمون خودتو کنترل کن این ذهنیت خوبی نسبت به صدای بلند تو نداره بیا باهم بریم دکتر به خاطر دخترمون یا اصلا بیا دخترمون ببریم دکتر بازم عصبی میشه و شروع میکنه به پرخاشگری و خرد کردن گوشی یا هر چیزی دم دستش باشه که من چکار کنم برم بمیرم بهتره! نمیدونم با چه زبونی باهاش صحبت کنم خیلی نگران اینده دخترم هستم خودم خیلی عصبی شدم زود از کوره در میرم جدیدا خیلی سردخترم داد میزنم ولی بعدش مث سگ پشیمون میشم! تو را خدا به من کمک کنید این وسط دخترم داره از دستم میره./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم الهام متقی و شیما برمه به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Tue, 03 Mar 2020 12:43:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره ازدواج:ازدواج با فردی که کمبود محبت و شخصیت مهر طلب داره</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-ldaotro6gq3o</link>
                <description>سلام خسته نباشید. سه ماه پیش با دختری آشنا شدم در فضای مجازی که بعد از چند روز صحبت  از من کمک خواستند برای معرفی  به یه سازمان بعد که معرفیشون کردم یک روز اومدند شهر ما که برن اون سازمان و چون تا حالا تنها سفر نکرده بودند و برای اینکه در مسیر مشکلی پیش نیاد من رفتم شهرشون ، همراهشون اومدم تا شهر خودمون با اتوبوس،بعد هم که تست دادند دوباره رفتم همراهشون رسوندمشون و برگشتم تا قبل از دیدار حضوری ، علاقه مختصری بین ما بود و گاهی جملات محبت آمیز به هم دیگه می گفتیم ، اما بعد از این دیدار علاقه شدید شد و ایشون بحث ازدواج رو پیش کشیدند و گفتند اگر قصد ازدواج داری بمون وگرنه خداحافظی کن و برو. همسن هستیم (۲۱سال) ، همکار هستیم و هم رشته ، تناسب فرهنگی و اقتصادی هم داریم ، نیت داریم که خانواده ها رو در جریان بذاریم و بیشتر آشنا شیم و برای ازدواج اقدام کنیم. اما مشکلی هست که میخواستم در موردش باهاتون صحبت کنم : مشکل اینه که این دختر در خانواده مشکلاتی داشته (برادر کوچک تر اما زورگویی که گاهی اوقات برای مسائل کاملا الکی کتکش میزده و پدر و مادر بسیار سخت گیر، اینکه از بچگی کمک می داده در خونه داری و کشاورزی و …) و تشخیص خودم اینه که کمبود محبت داره و دلبستگیش به من از سر همین کمبود محبته و بخاطر اینکه بهش اهمیت دادم و کمکش کردم به من علاقه مند شده. چند وقتی هست که برای امتحان کردنش سعی کردم محبتم رو بهش کمتر کنم و هیچ تماس صوتی یا تصویری باهاش نداشتم، احساس میکنم که در اثر این کار علاقه اش به من کمی کمتر شده و در کل شخصیت مهر طلبی داره. میخواستم ببینم ایا ازدواج با فردی که کمبود محبت و شخصیت مهر طلب داره امکان پذیر هست یا نه ؟ آیا بعد از ازدواج امکان بهبود و درمان فرد هست؟ و اینکه آیا اگر کمبود محبتش توسط من جبران شد و بعد کسی اومد که بیش از من بهش محبت میکرد امکان خیانت در زندگی نیست ؟ ضمنا هر دو ما شخصیت های به شدت عاطفی و تا حدودی وابسته و زود رنج داریم ، آیا این باعث مشکلاتی نخواهد شد؟ و میشه حل و درمانش کرد یا نه؟/وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم پرستو قندی و مهدی وفانوش به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Tue, 03 Mar 2020 12:39:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:چگونه بعد از دعوا و قهر با همسر آشتی کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D9%82%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-dvcsvx3expvq</link>
                <description>من ٣٤ساله شوهرم ٤٠ساله. من يك هفته هست با شوهرم قهرم كاري بهم نداريم سر دعوايي كه كردم من مقصر بودم ولي اونم بي تقصير نبود نميدونم چرا نميتونم گذشته را فراموش كنم گذشته كه اينقدر منا اذيت كرد البته الان خوب شده ولي همش بروش ميارم گير ميدم وهمين باعث دعوامون ميشه هم خودش اذيتم كرد هم مادرش من نميتونم فراموش كنم اونم اصرار داره گذشته را فراموش كنم وقتي مياد تو خونه اينقدر گير ميدم كه دعوامون بشه حالا يك هفتست قهريم مي خوام اشتي كنم ولي ميگم پيش قدم بشم شايد سواستفاده كنه و همش توقع داشته باشه من پيش قدم بشم تورا خدا راهنماييم كنيد ايا من برم جلو و چكار كنم بتونم عصبانيتم كنترل كنم همش گذشته را بروش نيارم./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم الهام داودی و دلارام جمعیان به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Tue, 03 Mar 2020 12:38:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:چرا همسرم دروغ میگوید و چگونه با او برخورد کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D9%85-cmmikhsman31</link>
                <description>سلام خسته نباشید۰ من ۱۷سالمه همسرم ۲۵سالشه سه  ساله ازدواج ڪردیم و یڪ سال عروسی ڪردیم خونه خودمونیم. مشڪل من اول اینڪ همسرم خیلی دورغ میگن نه فقط به من به همه دورغ میگن و من خیلی عذاب میڪشم و دوم اینڪه  شوهرم خیلی مغرورن وقتی من از جایی یه خبر یا یه حرفی  میزنم میدونه درسته ولی پیشه همه منو زایع میڪنه میگه اشتباه میگی وقتی چیزیرو نمیدونی نگو دوست نداره من چیزیرو درست بگم و من ڪلا حالم گرفته میشه و پیش فامیلامون منو زایع میڪنه و با اینڪ  بقیه میدونن حرف من درسته و حرف بقیرو هم قبول ندارن اگه اوناهم حرفه منو تایید ڪنن اگه میشه راهنماییم ڪنین لطفا ممنون از گروه خوبتون؟  /وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم نسیم مرتضوی و پرستو قندی به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 10:11:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره کودکان:تربیت جنسی و درک کودک از جنسیت در مراحل مختلف رشد</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-chpmr6rmvx9m</link>
                <description>من  ۲۸سال و شوهرم۳۰ سالشونه. دخترم۵سالشه، متاسفانه یه مشکل بزرگی دارم. دخترم حدود یه ساله که با پتوش یا وسیله ی دیگه لباساشو میزاره لای پاشو لذت میبره. بخدا خودم اهل نمازمو هیییچ حرکتی ازم ندیده که روش تاثیر منفی بزاره ولی پدرش اهل نماز نیست. از دستش قایم(پتو یا وسیله هارو) می کنم. داد میزنه میگه بده بهم. درضمن بیشتر تو اتاق یا جایی میره کسی نبیندش، خونه پدرمم میریم همین کارو می کنه بیشتر مواقع. اینم بگم پدرش ۲ سالش که بود بهم خیانت می کنه و اوضاع روحی منم خیییلی داغونه و میونه منو همسرم اصلا خوب نیست و فقط ظاهریه. دخترمم خییلی از اون موقع پرخاشگرم شده. خواهش می کنم کمکم کنید(پدرشم اصلاااا خونه نیستو دخترمم خیلی بهش وابسته است و هرچی بهش میگم بدخترت برس حوصلشو نداااره یعنی شاید ده روز یه بیشتر ساعتو با دخترمون نباشه،) پیش مشاوره هم خیییلی سخته برم برا این موضوع ممنونم. /وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره های خانم دلارام جمعیان و الهام متقی به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 10:09:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره خانواده:زندگی با خانواده شوهر در یک خانه</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-lqewz9kmvjut</link>
                <description>من۴ساله ازدواج کردم. اما هنوز توی عقدم و باکرم. همسرم توی این چهار سال برام خونه و وسایل رو خریده. ما دوره عقد خیلی بدی داشتیم و داریم. سر خانوادش مدام باهاش مشکل داشتم. اینکه ۲تا خواهر داره که هردوشون ۴۰ و ۴۵ساله اند و متاهلند اما توی خونه مادرشون(مادرشوهرم)زندگی می کنند و خرجشون با پدرشوهرمه اما مشکل من زندگی خانوادگی توی یک ساختمون با خانواده همسرم هستش. همه مشکلات من این نیست. مشکلم اینه که همسرم بهم میگه تا زمانیکه مهریت رو قانونا نبخشی تورو خونه خودم نمیبرم. الانم ۳ماهه که نه میاد و نه زنگ میزنه. من بلاتکلیفم. باید چکار کنم؟خیلی درمانده شدم بخدا. من دیگه بفکر خودکشی افتادم. خسته شدم. /وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره های آقای مهدی وفانوش، شیما برمه و الهام داودی به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 10:07:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:رابطه سرد و بی محبت با شوهر</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-k89bod97mf5j</link>
                <description>من۲۷شوهرم۳۲و هشت ساله خونه دارم و دو تا دختر ۳و۶ماهه دارم. شوهرم از اول ازدواجمون سردمزاج‌ بود واهل محبت نبود تا اینکه یه ساله دیابت گرفته و انسولین میزنه. خیلی گفتم‌ دکتر بریم مشاوره بریم غذاهای گرم میدادم حتی دارو گیاهی تاثیر نداشت همش باید درطول هفته اینقد بگم تا یه شب برنامه داشته باشیم اونم بدون هیچ لمسی و اینا. جدیدا هم که میگه بخاطر دیابت اینطوریم کلا ماهی یه بار داریم سکس. برای روز زن حتی تبریک‌ نگفت بهم. خیلی گفتم دوس دارم برا یه بارم‌ شده روز زن یا تولد بهم تبریک‌ بگی یا سوپرایز کنی اما نکرد. روز مرد نزدیکه نمیدونم چرا دلم می خواد براش کیک‌ درست کنم‌ و سوپرایزش کنم نمیدونم بکنم اینکارو یا نه؟؟ آخه خیلی دوسش دارم همیشه هم میگم بهش اما اون نمیگه کلاس سکسوهم شرکت کردم لوندی و اینا بازم تاثیر نداشت. بگین دیگه باید چکار کنم منم خسته میشم با بچه هام شهر غریبم و تک و تنها محتاج محبتشم اما نمیکنه. /وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره های خانم پرستو قندی و دلارام جمعیان به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 10:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره زوجین:ابراز احساسات کلامی نکردن از طرف شوهر</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-vcrxlbpetc0g</link>
                <description>من ۳۵ همسرم ۴۲ سال.۱۸‌ساله ازدواج کردیم دارای دو دختر. مشکلی که من دارم اینه که همسرم خوبه، مهربونه، وفاداره، بازگشته، هرچه بخوایم دریغ نداره ولی احساساتش رو بروز نمیده. اصلا به زبون نمیگه دوست دارم یا بغل کنه، اصلا. فقط موقع رفع نیازش. چالشها رو براش میفرستم جواب میده ابراز احساسات پیامی داره ولی کلامی نه. بهش میگم من دوست دارم از زبونت بشنوم میگه خودت میدونی. مثلا وقتی ازش دورم یا سرکاره پیامی ابراز دلتنگی میکنه ولی به من میرسه یا پاش میرسه خونه یه آدم دیگه س. به زور جواب سلامم میده با اینکه من با روی باز میرم پیشوازش، بغلش می کنم، بوسش می کنم، اون هیچی. تو خونه سعی می کنم شاد باشم. باهاش شوخی می کنم که بخنده یا میرقصم تا جو عوض شه، هییییییچ. در کل آدم کم حرفیه ولی اگه حرفم بزنه تو خونه دو سوم حرفاش فحش و تحقیره. حقیقتش خسته شدم. احساس بیهودگی می کنم. توان تحمل این رفتاراش رو ندارم. خیلی عصبی شدم. ممنون از کمکتون./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم الهام متقی و الهام داودی به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 10:06:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره کودکان:اشتباه والدین در تربیت کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-izvrjqwhfmya</link>
                <description>بنده ۳۰و همسرم ۳۳سالشونه ۱۰ساله ازداوج کردیم و دو فرزند۹و۲ساله دارم. ما به دلیل بی تجربگی در تربیت فرزند اولمون که دختره خیلی سخت گرفتیم اونقدری که گاها شوهرم محکم میزدش و الانم جوری شده که تا باباش نباشن حرف گوش نمیده گاهی باید اون کتک رو بخوره تا متوجه اشتباهش بشه انگار به این روش عادت کرده. از طرفی بزرگ شده و چندبار دیدم تو دفترش با خدا حرف زده و آرزوی مرگ میکنه و اعتراض به اینکه باباش دوسش نداره ولی داداششو بیشتر می خواد خیییییلی باهوشه و احساسی. از طرفی خیلی زودرنج شده و با کوچکترین حرف من قهر می کنه. الان واقعا جفتمون پشیمونیم ولی موندم چجوری باهاش رفتار کنم وقتی اینقدر کتکه مثلا بهش میگم این کارو نکن بابات ناراحت میشن میگه نه دیدن ولی منو نزدن حس می کنم خیلی منو دور میزنه. واقعا ببخشید طولانی شد./وبسایت مشاوره۲۴برای مشاهده پاسخ مشاوره خانم نسیم مرتضوی و مهدی وفانوش به وبسایت مشاوره24 مراجعه فرمایید.</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 10:04:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره خانواده: تهدید دوست دختر به انتشار عکس های خصوصی</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-edz1i18pspjs</link>
                <description>من با شوهرم دوست و عاشق معشوق بودیم. برادر زن عموی من یه فرد هوس ران بود و من و شوهرم که عقد کردیم بعد یه سال شوهرم بهم خیلی سرد شد و این شخص شروع کرد رو مخم راه رفتن و متاسفانه من باهاش درحد ۵ الی ۶ ماه رابطه داشتم و وقتی عروسی کردیم رابطه کامل قطع شد. الان ۳ساله عروسی کردم عاشق شوهرمم اونم عاشق منه این شخص پیام داده که اگر بهم پول ندی من عکس و پیاماتو به شوهرتو خانوادش و خانوادت میدم. گیر پولم باید پول بدی من توبه کردم عاشق زندگیمم نمیخوام چیزی خرابش کنه خیلی حالم بده چیکار کنم؟ فک میکنم پیامایی که برام میاد یا خود زن عمومه یا داداشش ولی به من الکی میگه دوست دختر داداشش و چون داداشه ازش پول گرفته و الان زندانه برای ضمانت عکس و پیامای منو داده بهش که اگر نیومد اون پولشو از من بگیره. خواهش میکنم کمک کنید./وبسایت مشاوره۲۴</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 09:51:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره کودکان: اختلاف در نحوه تربیت کودک توسط پدر و مادر</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-mo9g33lku4nb</link>
                <description>با عرض سلام و تشکر از زحماتتون. من ۴۱ سال دارم و همسرم ۴۳ سال ۱۷ ساله ازدواج کردیم و دو فرزند ۶ و ۴ ساله داریم مشکل من اینه که همسرم می خواد همه امور تحت کنترل و نظرش باشه خصوصا در امور مربوط به بچه ها برای مثال بسیار به بچه ها راحت می گیره طوری که از صبح تا شب یه گوشی می ده دستشون تا مشغول باشن حالا اگه من بگم ضرر داره محدودش کنیم اصلا گوش نمی ده و اقتدار منو پیش بچه ها می شکنه طوری که دیگه به حرفم اهمیت نمی دن و مثلا ثبت نامشون کردیم پیش دبستانی و مهد اگه بچه ها صبحا بگن نمی خوایم بریم با بچه ها همراهی می کنه و می گه اصلا نبر به صورتی که دیگه می بینم ثبت نامشون بی فایده است من هم برای اینکه خیلی حرفمون جلوی بچه ها دوتا نشه و بحث پیش نیاد بیشتر مواقع کوتاه میام. خلاصه اینکه برای اینده و تربیت بچه ها نگرانم می ترسم بی مسولیت بزرگ شن و در ضمن من مادر اقتدار نداشته باشم و حرف شنوی نداشته باشن. از راهنمایی شما بزرگواران ممنونم./وبسایت مشاوره۲۴الهام داودیسلاماولین چیزی که شما بهش نیاز دارین اینه که از جایگاه خودتون و از حس خودتون با همسرتون صحبت کنید. این یعنی اینکه به ایشون بگین وقتی که حرف من رو پیش بچه ها اهمیت نمیدی احساس می کنم که هیچ ارزشی ندارم و پیش بچه ها بی اهمیت شده ام، یا هرگونه حس دیگه ای که درون خودتون دارین. به نظرت چی کار کنیم که منم اقتدار مادریم رو داشته باشم؟این کار ممکنه باعث بشه که شما و همسرتون بهم نزدیک بیشتری بشین. چون تا وقتی که بهم نزدیک نشین نمیتونین مسائل بچه ها رو حل کنین./وبسایت مشاوره۲۴شیما برمهبا سلام به شما دوست عزیزتوضحات شما رو‌ خوندم و‌ متوجه نگرانی و‌ ناراحی شما از شرایطی که در اون قرار دارید هستم ،در ادامه باید بگم نیاز هست در زمینه تربیت فرزندانتون باهم به توافق برسین. بهتر هست که اول ببینید راه درست برخورد در این مواقع چی هست و بعد با آرامش و بدون انتقاد و سرزنش به همسرتون این مساله را بگین البته بدونید این حتما زمان میبره و قطعا به اسونی همسرتون متقاعد نخواهد شد ولی اگر راه احترام و اقتدار دادن را به شوهرتون پیش بگیرین ان شاالله ایشون هم میپزیرن ،و در نهایت اگر همچنان نیاز به مشاوره داشتین بهتره حضوری مراجعه کنید.به امید روزهای بهتر برای شما/وبسایت مشاوره۲۴الهام متقیسلامسبک تربیتی همسر شما با احتمال بالایی سهل گیرانه است. اما اصلا ویژگی های این سبک و آسیب هایی که ایجاد می کنه رو می دونید؟</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2020 09:45:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره اعتیاد: چطور به شوهرم کمک کنم که دیگه سمت اعتیاد نره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MOSHAVEREH24/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D9%87-jsb67zli6p6t</link>
                <description>با سلام و خسته نباشید. من ۳۴ سال و همسرم ۳۲سال. ۵سال پیش عقد کردیم و ۳ساله زندگی مشترک رو شروع کردیم. چند ماه بعد از شروع زندگی متوجه شدم همسرم به تریاک اعتیاد دارن که به کمک خانوادشون ترک کردن اما بعد چند ماه دوباره شروع کردن به مصرف، که دوبار دیگه هم معتاد شدن و هرکار کردم بیان پیش مشاور یا دکتر روانشناس قبول نکردن و گفتن خودم میتونم ترک کنم قرار شد برن کلاسهای na و باشگاه که اونم نرفتن، الان خدارو شکر ترک کردن ولی واقعا نمیدونم چکار کنم که دوباره برنگردن سراغ مواد؟ ممنون از همه شما عزیزان./وبسایت مشاوره۲۴پرستو قندیسلام دوست گرامیازینکه به ما اعتماد کردید سپاسگزارم.خوشحالم که با تلاش ها و حمایت خانواده، همسرتون موفق به ترک شدن.سوال کردید که الان به عنوان همسر چکار باید بکنید؟پیشنهادات من به شرح زیره:ا- اطلاعات خودتون رو در زمنیه اعتیاد افزایش بدید.۲- با متخصصان و روانشناسان ترک اعتیاد مشورت کنید۳- کتاب‌های خودیاری که برای خانواده معتادان نوشته شده رو تهیه و مطالعه کنید.۴- با انجمن N.A در ارتباط باشید۵-  در گروه‌های افرادی که تجربه مشابهی دارند عضو شوید و از تجارب آن ها بهره ببرید.موفق و پیروز باشید./وبسایت مشاوره۲۴دلارام جمعیانبا سلام خدمت شما دوست عزیزمتوجه احساس نگرانی و آشفتگیتون هستم،اما همونطور که خودتون هم در رابطه با ایشون تجربه کردید، این رفتار عادتی در مصرف کننده، تضمینی برای دوره دوره بازگشت و عود نداره و ممکنه که دوباره ایشون تحت هر شرایط روانی به مصرف مواد روی بیاورند، ترک در این زمینه به علتوه بر خود درمان اعتیاد به درمان روانی و تحلیل وابستگی به مواد و استفاده از مواد در چه حالت روانی و… احتیاج داره، بهتون پیشنهاد میکنم با گفتگو و یا فردی از حانوادون که بر ایشون نفوذ بیشتری دارند در این دوره برای پیشگیری متقاعدشون کنید برای درمان روانشناسانه و همچنین تحکیم عزت به نفس در ایشونموفق باشید./وبسایت مشاوره۲۴</description>
                <category>MOSHAVEREH24</category>
                <author>MOSHAVEREH24</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2020 09:41:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>