<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدصادق نجات</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MSNejat</link>
        <description>Professional Certified Coach (PCC) 
مدرس مهارت های کوچینگ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:24:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/22305/avatar/H0quWX.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدصادق نجات</title>
            <link>https://virgool.io/@MSNejat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در جلسه کوچینگ همه چیز ریختن بهترین اکشن‌پلن نبود!</title>
                <link>https://virgool.io/@MSNejat/%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D9%BE%D9%84%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-yei37oyegvfu</link>
                <description>با آن دسته از مراجعینی کار دارم که باهوش‌اند.. همان‌هایی که دقیقا می‌دانند چه می‌خواهند و جلسات اول تا پنجم با آن‌ها، با لبخند رضایت طرفین به اتمام می‌رسد. در جلسه ششم یا شاید هم جلسه پنجم یا چهارم.. -نمی‌دانم. به کیس بستگی دارد.- آن‌چه می‌دانم این است که این مراجعین در جلسه‌ای می‌آیند و با لحن و لبخندی که چندان از سر واقعیت نیست؛ می‌گویند: &quot;شرمنده. نشد.&quot;آن لحظه شاید سرت گیج برود چون تازه می‌بینی که پای دیواری بلند ایستاده‌اید. یک دیوارِ نامرئی بین «دانستن» و «توانستن» مراجع.زیرِ پوستِ رفتار چه می‌گذرد؟گاهی برخی از ما کوچ‌ها فکر می‌کنیم اگر مراجع حرکت نمی‌کند، یعنی انگیزه ندارد یا تنبل است. اما دلایل دیگری نیز وجود دارد؛ مثلا آن که ما در جلسه روی «رفتار» مراجع کار کرده باشیم در حالی که گیرِ اصلی در «ساختار شناختی» اوست.انگار کن مراجع ترمز دستی را کشیده و کوچ از بیرون ماشین را هل می‌دهد!به نظر من خوب است با هم نگاهی به رویکرد CBC بیاندازیم. در یک کلام، CBC می‌گوید: «پشت هر توقفِ رفتاری، یک تحریفِ شناختی نشسته است.» رویکرد شناختی-رفتاری (Cognitive Behavioral Coaching) به ما یاد می‌دهد که:فکر (Thought): مراجع در لحظه‌ی عمل به خودش چه می‌گوید؟ (مثلاً: «اگه این کارو عالی انجام ندم، یعنی کلاً شکست خوردم.» - خطای شناختی همه یا هیچ)احساس (Feeling): این فکر چه حسی ایجاد می‌کند؟ (ترس، اضطراب، فلج‌شدن)رفتار (Behavior): نتیجه؟ اهمال‌کاری و درجا زدن.وقتی به عنوان یک کوچ، فقط روی «چه کارهایی باید انجام بدهی؟» تمرکز می‌کنیم، داریم سطحِ ماجرا را می‌بینیم. اما وقتی با عینک CBC به مراجع نگاه می‌کنیم، می‌فهمیم که باید برویم سراغ «افکار خودکار» (Automatic Thoughts). اگر اشتباه نکنم در یکی از همان جلسه‌های چهارم یا پنجم یا ششمی که مراجع با لبخند مذکور در جلسه حاضر شد؛ دریافتم که باید از مدل‌های کلاسیک فاصله بگیریم و با متد CBC لایه‌های فکری‌اش را با هم بشکافیم. در آن میان به یک باورِ عمیق رسیدیم: «من فقط وقتی ارزشمندم که بی‌نقص باشم.» تا وقتی این باور (Belief) اصلاح نمی‌شد، هیچ اکشن‌پلنی، آن مراجع را به حرکت وا نمی‌داشت.پیشنهاد من برای کوچ‌های خسته از درجا زدنِ مراجعانشان این است:اگر تو هم مراجعی داری که توی جلسات «عالی» است ولی در عمل «غایب»، وقتش رسیده که ابزارت را عوض کنی. کوچینگ شناختی-رفتاری (CBC) به تو اجازه می‌دهد که دستت را ببری پشتِ داشبوردِ ذهن مراجع و سیم‌کشی‌های غلط را پیدا کنی.در مدرسه ویسان، رویکرد CBC یکی از ستون‌های اصلی فصل یکِ دوره آموزش جامع رویکردهای کوچینگ است؛ جایی که یاد می‌گیریم چطور از سدِ محکمِ باورهای محدودکننده عبور کنیم.</description>
                <category>محمدصادق نجات</category>
                <author>محمدصادق نجات</author>
                <pubDate>Sun, 08 Feb 2026 09:25:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعترافات یک کوچ: بارها از خودم پرسیده‌ام اصلا من چرا اینجا هستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MSNejat/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%DA%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7-%D9%85%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-tlbxq2rdb3lz</link>
                <description>خیلی از ما کوچ‌ها، یادگیری‌مان را با مدل GROW شروع کردیم. مدل خوبی است، اما برای «سطح» ماجراست. وقتی مراجع با یک گرهِ شخصیتی، یک تله‌ی فکری عمیق یا یک بحران معنایی می‌آید، پرسیدنِ «قدم بعدی‌ات چیست؟» (Will) بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است. به تجربه دیده‌ام که در چنین جلساتی سکوتی نافرم حکم‌فرما می‌شود که برای لحظاتی هم کوچ و هم مراجع در دلیل آنجا بودن خود تفکر می‌کنند!چرا مدل GROW دیگر کافی نیست؟ تفاوت کوچینگ تکنیک‌محور و رویکردمحورگاهی ما تمام «سوالات قدرتمند» کتابی‌مان را پرسیده‌ایم. از هدف (Goal) تا واقعیت (Reality) و گزینه‌ها (Options) را با مراجع چک کرده‌ایم اما تهِ دلمان می‌دانیم یک جای کار می‌لنگد. مواجهه یک کوچ با ضعف در تکنیک‌هایش، مواجهه دردناکی است! اما هر کدام از ما که صاحب تجربه برگزاری جلسه واقعی و پذیرش مسئولیت کوچ بودن باشیم؛ در بزنگاه‌هایی دریافته‌ایم که برخی از مراجعین به «سوال» نیاز ندارند؛ آنها محتاج تغییرِ «نگاه» هستند. آنجا، همان لحظه دردناک؛ جایی است که می‌فهمیم کوچینگ بدون رویکرد، مثل رانندگی با نقشه بدون داشتنِ موتور است.تفاوت اصلی اینجاست:تکنیک: یک آچار است برای باز کردن یک پیچ خاص (مثلاً چطور مدیریت زمان کنم؟)رویکرد (Approach): یک جهان‌بینی است. وقتی از رویکرد حرف می‌زنیم، یعنی می‌فهمیم پشتِ این رفتارِ مراجع، چه الگوی فکری (CBC)، چه داستانِ ذهنی (Narrative) یا چه نیازی به حضور (Gestalt) نهفته است.صلاحیت‌های ICF به ما می‌گویند «حضور» داشته باشیم و «آگاهی» ایجاد کنیم. اما چطور؟ بدون داشتن رویکرد، آگاهی‌بخشی ما تصادفی است. یک بار می‌گیرد و یک بار نه. این است که به نظر من کوچینگ حرفه‌ای به «رویکرد» زنده است!دوای درد یک کوچ باتجربه، سفر به عمق رویکردهای متنوع کوچینگ است. رویکردها همان پاسخ لحظات سخت و ابهامات کوچ است. در آن لحظه‌هایی که مراجع با سپر سخت &quot;نمی‌دانم&quot;هایش به میدان می‌آید وقت آن است که کوچ میان رویکردها و مدل‌ها حرکت کند تا مراجع سپر بیندازد و جلسه به آگاهی و تحول بیانجامد.در آخر این مطلب باید بگویم که در نظر من، یادگیری رویکردها برای هر کوچ متعهد، واجب است! پیشنهاد من دوره آموزش جامع رویکردهای کوچینگ در مدرسه تخصصی کوچینگ ویسان است.اگر شما هم در جلسات خود با سد «نمی‌دانم» مراجع برخورد کرده‌اید، ویدئوی تحلیل رویکردها را در صفحه زیر مشاهده کنیدhttps://wesun.school/coaching/approaches-season-1/</description>
                <category>محمدصادق نجات</category>
                <author>محمدصادق نجات</author>
                <pubDate>Fri, 06 Feb 2026 01:01:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچینگ نگاهی متفاوت</title>
                <link>https://virgool.io/@MSNejat/%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-pcgxxdvtf8o1</link>
                <description>من آستیگمات هستم!دیدن، یکی از اون پل‌های اساسیه که ما رو به دنیای بیرون متصل می‌کنه. این گزاره آشناییه اما درک من از این جمله بعد از دیدن عکس‌هایی از چیزی که تو می‌بینی عوض شد! تا قبل از دیدن اون عکس فکر می‌کردم چیزی که می‌بینم؛ همان واقعیت موجود است اما بعد فهمیدم که هاله‌های اعصاب خوردکن دور نور چراغ ترمز ماشین‌ها یا هاله‌ی سردردآور دور تابلوی نئونی فروشگاه واقعیتی‌ست که فقط من آن را درک می‌کنم. من و هر کس که مثل من چشم‌هایش نمره آستیگمات خوبی را به دست آورده باشد.واقعی نیست اما من همیشه هاله‌ها را دیده‌ام!چشم هر کدام از ما، پنجره‌ای به دنیای بیرون است. اما این نهایت ماجرا نیست. دری بزرگ‌تر، این پنجره را در خودش قاب گرفته. آن در همان نوع نگاه ماست. آنچه ما با چشمان عینک‌دار یا بی‌عینکمان می‌بینیم؛ تصویر خامی‌ست که جایی در ذهن ما پخته می‌شود. مغز ما هر تصویر را پردازش می‌کند، رنگ‌ها را تفسیر می‌کند و برای هر چیزی معنایی می‌سازد. اینجاست که مفهوم پرسپکتیو وارد ماجرا می‌شود.آیا تا حالا به این فکر کرده‌ای که چیزی که می‌بینی، فقط بخشی از واقعیت باشد؟ یا اینکه باورها و ذهنیتت چطور روی دیدنت اثر می‌گذارد؟پرسپکتیو ما، مثل یک پنجره به دنیای درونی و بیرونی است. این پنجره پر از رنگ‌ها، خطوط و فرم‌هایی است که ما خودمان ساخته‌ایم: باورهایمان، تجربه‌هایمان، پیش‌فرض‌هایمان. اگر این پنجره کثیف باشد، دنیا تار دیده می‌شود. اگر با عینک درستی به آن نگاه کنیم، جزئیاتی را خواهیم دید که شاید پیش‌تر نامرئی بودند.این‌ها را وقتی فهمیدم که نوع نگاه کوچینگی را در زندگی تجربه کردم. کوچینگ به من یاد داد که هرآنچه می‌بینم، تنها یک تفسیر از واقعیت است و همیشه می‌توانم زوایای جدیدی را کشف کنم. این نوع نگاه چیزی نیست که اکثر ما با آن به دنیا آمده باشیم. پرسپکتیو چیزی‌ست که ما در طول زندگی گسترش می‌دهیم و برای داشتن یک نگرش صحیح بر زندگی و روابطمان، گاهی باید آگاه شویم، سوال بپرسیم، به چالش کشیده شویم و حتی نگرش‌های قدیمی‌مان را رد کنیم.کوچینگ یعنی دیدن دنیا از زاویه‌ای تازه. اگر می‌خواهی بیشتر درباره این نگاه بدانی و دنیای درونی و بیرونی‌ات را شفاف‌تر ببینی، در پیج اینستاگرام همراهم باش!https://B2n.ir/s28864</description>
                <category>محمدصادق نجات</category>
                <author>محمدصادق نجات</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2025 14:37:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچینگ با طعم خاطره ، قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@MSNejat/%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-wo2cio3duiw9</link>
                <description>از ابتدا تا انتهای جلسه هر دو خوشحال بودیم کلی بهش تبریک گفتم . کلی از حس خوب و تلاش در طول هفته اش برایم تعریف می کرد .موفق شده بود . همون که چندسال آزارش می داد رو کنار زده بود . جلسه با کلی حس خوب شروع شد و با کلی حس خوب هم تمام شد همه اش از یک سوال شروع شد ...جلسه ی قبل ، اواخر جلسه ازش پرسیدم .انگار ذهنش را به کلی بهم ریخته بود . توی جلسه خودش رو کنترل کرد و از پاسخ طفره رفت اما می گفت اون شب تا صبح نخوابیده! می گفت تا صبح فکر می کردم و بالاخره تصمیم گرفتم. تغییر کردم . یک هفته است زندگیم رو تغییر دادم ...حس خوب امشب نتیجه یک هفته تصمیمی است که بخاطر اون یک سوال گرفتم ...بعدا می گفت حتی بعد از قطع کردن تماس هم می خندیده است . انرژی و خوشحالی از درونش فوران کرده بود حتی حال من رو هم تغییر داد . من هم بخاطر خوشحالی و انرژی زیادش خوشحال و پرانرژی بودم ...</description>
                <category>محمدصادق نجات</category>
                <author>محمدصادق نجات</author>
                <pubDate>Tue, 11 Dec 2018 19:30:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میای با خودمان رو راست باشیم ؟! میای همین الان شروع کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MSNejat/%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fdxd6qbuchwb</link>
                <description>یادت هست از موفقیتش می گفت ؟ یادت هست می گفت ماشینی خریدم و کنار خیابان سبزی می فروختم ...یادت هست وقتی از زحمات 40 سال پیشش می گفت ، چه حس عجیبی داشت ؟یادت هست هر روز بازی می کردیم ؟ یک روز من دکتر می شدم و یک روز تو مهندس ؟یادت هست یک روز من ثروتمندترین آدم دنیا بودم و یک روز تو معروف ترین ؟قبول داری نشد ؟ قبول داری هیچ کپسولی برایش نیافتیم ؟یادت هست 6 ماه سرکار نرفتیم و به هوای پیام تبلیغاتی که گفته بود می توانید هر روز 5 میلیون تومان از یک سایت درآمد داشته باشید، در خانه می ماندیم و پای لپ تاپ ساعت هامان را می گذراندیم ؟میای با خودمان رو راست باشیم ؟! میای همین الان شروع کنیم ؟سه شنبه صبح را یادت هست ؟ همان بیلبورد بزرگ نصب شده بر روی پل عابر پیاده را می گویم ...چقدر دوستش داشتیم . یادت هست چه ماشینی بود ؟ همیشه تو مشکی اش را دوست داشتی و من عاشق رنگ سفیدش بودم ...باورت می شود 5 سال از آن روز می گذرد ؟می دانی 5 سال یعنی چه ؟یعنی 5 سال انتظار برای برنده شدن در قرعه کشی ...میای با خودمان رو راست باشیم ؟! میای همین الان شروع کنیم ؟من تا حالا یک هزار تومانی هم در قرعه کشی برنده نشده ام ...تو چطور ؟100 هزار تومان ؟ 500 هزار تومان ؟ 1 میلیون تومان ؟ ...فیلم و عکس هایشان را دیده ام ...تو چطور ؟به نظرت چند سال دیگر منتظر بمانیم خوب است ؟من که خسته شدم ...قبول داری 10 سال است که منتظر آن یک شب هستیم ؟قبول داری معلوم نیست که باید چند سال دیگر منتظر بمانیم ؟!میای با خودمان رو راست باشیم ؟! میای همین الان شروع کنیم ؟میای همه ی تبلیغات موفقیت های بی تلاش و ارزان قیمت را فراموش کنیم ؟می بینی هر روز می گویند با کمی پول لاغر شو یا با کمی وقت و کمتری زحمت میلیونر شو ؟!این گل ها را می بینی ؟چند ماهیست معلمم شده اند ...هر روز نگاهشان می کنم ...هیچ قرص و دارویی مصرف نمی کنند ، پول به هیچ تبلیغی نمی دهند ، اصلا اس ام اس های تبلیغاتی برای گوشی شان نمی آید ...فقط تلاش می کنند . صبر می کنند، و بالا می روند ...چند روزیست که دیگر از حصار دور خودشان فراتر رفتند . بالاخره زحمت هاشان نتیجه داد ... میای با خودمان رو راست باشیم ؟! میای همین الان شروع کنیم ؟تصمیم گرفته ام به جای اینکه در آرزوی موفقیت ، شب ها بخوابم ، برای موفقیت شب ها را بیدار بمانم ...محمدصادق نجات</description>
                <category>محمدصادق نجات</category>
                <author>محمدصادق نجات</author>
                <pubDate>Tue, 27 Nov 2018 08:13:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>