<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدحسین جعفریان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@M_h_jafarian135</link>
        <description>دنیا، آنچه که دیده می‌شود نیست چه برسد شنیده شود....</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 12:17:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/130714/avatar/DrODMm.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدحسین جعفریان</title>
            <link>https://virgool.io/@M_h_jafarian135</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روایت ناقصی از شنیدن و خواندن موسیقی زنان..!</title>
                <link>https://virgool.io/@M_h_jafarian135/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-ubqgzupdssxi</link>
                <description>به نام اوستمستند حلال ممنوعه به کارگردانی حسین شمقدری و تهیه کنندگی محمدحسن مددی که به تازگی انتشار یافته، به روایت چالش های موسیقی زنان در ایران پرداخته است. فاطمه دختر ایرانی در مسیر موانع و دیده نشدن به سر می برد و در مقابل آیداز دختر ایرانی نزدیک 15 سال از ایران خارج شده است و حدود 2 سال است که به زبان ترکی می‌خواند.موضوع مستند شمقدری آنقدر سخت، تخصصی، پیچیده، جذاب، ناب و دست نخورده است که پرداختن به آن نیازمند پژوهش گسترده در چند شاخه تخصصی از قبیل علم موسیقی، فقه و جامعه‌شناسی است. شمقدری این بار در رشته موضوع مستندات قبلی خود (مسئله مهاجرت و مسئله موسیقی زنان) گرفتار شده است و در آخر نمی‌تواند به واکاوی هیچ کدام از این موضوعات برسد.برای بیان یک مسئله تخصصی در فقه که همان غنا است، نوع مواجهه دم دستی و سطحی نگری از اوایل مستند به چشم می‌خورد برای مثال بعد از سکانس افتتاحیه راوی فیلم از استاد موسیقی آقای ندایی می‌پرسد از نظر علمی تفاوت ماهوی بین صدای زن و مرد چیست؟ استاد در پاسخ محدوده‌ی صدای زن و مرد از باس تا سوپرانو را می‌گوید.  در کمال تعجب راوی می‌پرسد؟ پس چرا بعضی ها صدای زن رو حرام میدانند؟؟و این ضعف فیلمنامه مستند و به نوعی متن ضعیف و گاها غرض ورزانه تا انتهای گریبان‌گیر مستند است.آیداز قهرمان یا سوژه اصلی فیلم به هیچ عنوان شخصیت پردازی درستی ندارد، از عقبه، سابقه و آینده او چیزی به دست نمی‌آید و باید در لایوهای بعد مستند متوجه ورود تازه او به دنیای خوانندگی شد. اصلا دلیل مهاجرت او خواندن است یا چیز دیگری؟دوربین داخل خانه آیداز می‌رود اما در حد نشان دادن قابِ پای او، شانه کردن موهایش جلوی آینه اکتفا نموده و با دیدن مصاحبه او در سوز سرما و زیر بارش برف جلوی هتل، هیچ اطلاعات کافی و مناسبی به ما نمی‌دهد.در سکانس دوم منزل آیداز تیم مستندساز باز هم دست از سوالات دم دستی بر نمیدارد؟ بعد از تماس با دفتر رهبری و استفتاء، به آیداز چه ارتباطی دارد که چرا ما توی این سال ها درگیر حرام بودن صدای زنان بوده ایم؟در این سکانس، با بررسی استفتاء رهبری در سال 95 و 96 به دو جواب مجزا می‌رسد؟ و به نوعی می‌خواهد نقطه اوج مستند را بر همین پایه بگذارد. حال آنکه سوال اول و دوم تغییر یافته است.در سوال اول مسئله حکم گوش دادن به صدای زن به صورت دکلمه پرسیده شده که در جواب گفته اند اگر صدای زن به صورت غنا نباشد و مفسده‌ای نداشته باشد اشکال ندارد.اما در سوال سال بعدی(96) مسئله تک خوانی زنان است که گفته اند در صورتی که غالبه مشتمل بر مفسده باشد جایز نیست.حلال ممنوعه نتوانسته صفحه ایسنتاگرام، خواننده ایرانی را بدون بلورنمودن نشان دهد.  رفتن سراغ این سوژه و نشان دادن او شاید نوعی از ترویج و عادی سازی برای مخاطب ایرانی خود باشد هرچند که با توجیه تولید موزیک ویدئو با مارکت ترکیه این رویکرد مقتضای فرهنگ ترکیه باشد و آن جا این پوشش و مدل ایرادی نداشته باشد اما سوال ما از مستندساز این است که او چرا به نشان دادن و معرفی نمودن این خواننده پرداخته است؟ و حتی در سکانسی با اعتراف به جذابیت جنسی یکی از موزیک ویدئوهای آیداز در پرسش از او ناتوان و غیرهوشمندانه عمل می کند؟هرچند تیم سازنده در ساخت بعد عمل کرده است، اما به لطف قهرمانش در اواخر فیلم کمی موضوع از آب و گل در می‌آید.آیداز شهروند سابق ایرانی منطقی و امیدوار است و به دور از هرگونه صحبت‌های پرحاشیه و درکمال آرامش جواب سوالات حسن مددی را می‌دهد و گاهی از او یک قدم هوشمندانه تر جواب می‌دهد. او پایبند به قوانین کشورها است. در جواب راوی می‌گوید اگر بگذارند در ایران کار کند، مدل خواندنش را عوض می‌کند و در این لحظه مخاطب با او همذات پنداری می کند.فاطمه دختر خواننده ایرانی، نقش موثری در مستند ندارد و سوالات پرسیده از اوهم سطحی و ناظر به موانع موجود در کشور است. آنقدر نقش کمی در مستند دارد که عدم حضورش در مستند، خلالی در روند داستان ایجاد نمی‌کند.ورود فاطمه به مستند با لوکیشن گلزار شهدا سنخیتی باهم ندارد و با مقایسه دم دستی ربای بانک‌ها و خوانندگی زنان از مستند خارج می شود. در اینجا هم باز سوالات ناقص و ضعیف راوی در جواب تذکر احضاریه دادگاه به دوستان خواننده فاطمه می گوید؟ یعنی برخورد قهری شده؟  زندانی شدند؟!مستند ساز برای دستیابی و یافتن چرایی مسئله و موضوع ایجاد شده در ذهنش، به سراغ مراجع شاخص نمی‌رود و عملا سعی هم در یافتن پاسخ خود نمی‌کند، موافقان حکم حلال بودن موسیقی زنان ، با دوربین و مصاحبه آشکار به نمایندگی آقای همازاده نشان داده شده و مخالفان موضوع  با مراجعه به دفتر مرجع آن هم با دوربین مخفی نشان داده می‌شوند! و به جوابی بهتر از آن دست پیدا نمی‌کند . مسئله‌ای که هنوز اختلاف نظری در بین حوزه‎های علیمه دارد را با روایت ضعیف و غیرکارشناسی بیان و سوژه را تلف می‌نماید. حتی سعی در فهم موافقان هم ندارد، راوی مستند باز در جواب آقای همازاده درباره حکم «شخصی و نوعی» در غنا، طرب و شهوانی شدن می‌گوید من‌که نفهمیدم چه شد.حلال ممنوعه ناتوان از پرداخت به موضوع جست و گریخته مقوله موسیقی زنان می پردازد، و به قول خانم زینب محبوبی: &quot;مستندساز نه تنها در حمایت از حقوق زنان توانسته کاری کند بلکه طرفدار آقایان است، دو بحث  حد گوش دادن مردان به موسیقی زنان و سیاست‌گذاری‌ها و قوانین حق خوانندگی زنان، ابتر مانده و خلط می‌شود.&quot;با این حال، مستند اگرچه شهامت گفتن موضوع را دارد، راه گفتگو را باز می‌کند، اما روش درستی را پیش نگرفته و به سوخت موضوع نمی ارزد، و نهایتا در حد یک گزارش شبانگاهی بعد از خبر 22 باقی می‌ماند.</description>
                <category>محمدحسین جعفریان</category>
                <author>محمدحسین جعفریان</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 16:36:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم روزهای نارنجی | یک قمار بی علت زنانه...!</title>
                <link>https://virgool.io/@M_h_jafarian135/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-g0edm2amqz3u</link>
                <description>فیلم سینمایی «روزهای نارنجی» به کارگردانی و نویسندگی آرش لاهوتی مستندساز معروف سینمای مستند درسال 96 تولیده شده است.داستان فیلم درباره زن روستایی با بازی «هدیه تهرانی» است که با استخدام زنان کارگر غیربومی به چیدن مرکبات باغ‌های شمال کشور مشغول است و بعد از گرفتن یک کار بزرگ برای چیدن باغ پرتقال دچار مشکلات فراوان زیادی می‌شود.روزهای نارنجی سوژه خوب و دست نخور‌ده‌ای‌ دارد  اما این سوژه تا پایان فیلم حیف و میل شده و بار دراماتیک داستان در حد رئال و واقع گرایی یک مستند باقی می‌ماند. داستان فیلم کشش یک فیلم سینمایی را ندارد و به زودی نگاه مخاطب را خسته می کند روایتی که پرداخت مناسبی نشده اسیر خرده داستان های نیمه رها شده متعدد در فیلم می‌شوند که هیچ کمکی به خط اصلی داستان نمی‌کنند.آبان در اوایل فیلم با استخدام و استفاده زنان غیربومی  بدون انگیزه و  دلیلی در رقابت با مردان کاسب میدان میوه تره بار، دست به یک قمار بزرگ می‌زند و  با قول ده روزه معامله بزرگی را  از دست  مهران احمدی می گیرد تا کشمکش و تکاپو او شروع شود. (هدیه تهرانی) شخصیت اصلی یا  همان قهرمان فیلم یک زن میانسال است که با و جود مشکلات عدیده مخاطب همراه او نمی‌شود او به عنوان یک شیر زن همه فن حریف کارهای مردانه انجام می دهد و سرسخت  است آنقدر که در تنهایی خود هم زنانگی ندارد، دلچسب نیست و با این توصیفات کاراکتر شخصیت اول عمیق نیست و به هیچ عنوان حس همزاد پنداری با او ایجاد نمی‌شود. در مقابلش شوهری با بازی علی مصفا که نماد یک مرد تهرانی بی عار، دارای عجز و گوشه گیر است را می بینیم. علی مصفا بدون هیچ علت و مشکلی اعم از نقض عضو یا معلولیت یک مرد ضعیف نشان داده می‌شود که قدرت دفاع از همسرش را ندارد و حتی درکارهای او دخالت نمی‌کند و تنها جایی که او عصبانی شده سکانسی هست که متوجه می‌شود ماهی‌هایی که عاشقان هست در آکواریم نیستند. کاراکتر شوهر آبان به شدت مصنوعی و منفعل است. مابقی شخصیت ها در فیلم در حد یک تیپ باقی می مانند تا جایی که  حذف بعضی از آنها خدشه‌ای در فیلم وارد نمی کند.داستان های فرعی فیلم مسیر اصلی سوژه را دستخوش تغییرات می‌کنند خرده داستان هایی که جلو نمی‌برند و تنها ریتم داستان را کند می‌کنند. فیلمنامه با مطرح کردن سیر مشکلات زیادی بر سر راه قهرمان فیلم و حل سریع آنها توسط آبان امکان همراهی مخاطب با داستان را سلب می‌کند و عنصر تعلیق را به راحتی از خود گرفته است. برخی از این مشکلات نیز بدون دلیل به زودی رها می‌شود.  دزدی پرتقال های انبار در ابتدای فیلم می‌توانست تعلیق بیشتری در داستان ایجاد کند و همچنین متوجه شدن احتمالی خیانت همسر هدیه تهرانی و رابطه او با یکی از کارگران که منجر به اخراجش شد ازجمله رها شدن های بدون جواب داستان است.اما معمای ساده فیلم در یک سوم پایانی فیلم دلیل این همه سردی و مردانگی در شخصیت هدیه تهرانی در یک جمله با بیان اتفاق افتاده در گذشته توسط مهران احمدی در یک جرو بحث گفته می‌شود که می توانست در ابتدای فیلم مطرح شود تا چرایی و بی حوصلگی مخاطب را کمتر کند و داستان را جور دیگری روایت کند.روزهای نارنجی برخلاف اسم خود تصاویر و قاب‌هایی از زندگی نارنجی نشان نمی‌دهد تا جایی که در خلوت زنانگی هدیه تهرانی هم ارتباطی بین او و شغلش نیست.اولین تجربه فیلم سازی آرش لاهوتی خالق مستند مشهور «راننده و روباه» در نگاه تماشاگر به شدت ضد زن و فمنیستی می‌آید و ناگزیر از جواب این برچسب در نشست خبری،  تفسیر فمنیست از فیلم را رد کرده و داستان فیلم را کلی تر و به معنای عام انسان جدای از مرد یا زن بودن تعبیر و تعمیم می‌دهد.سیر تحول شخصیت علی مصفا درپایان فیلم به سرعت شکل می‌گیرد و باز ضعف روابط علّی فیلمنامه را میبینم، مردی که از خانه بیرون میزند با مشخص شدن ارتباطش با یکی از کارگران، دچار تحول شده از انفعال در می آید تا به کمک او، بتواندهمسرش را از شکست خارج و کار را تمام کند. ضایع شدن حقوق زنان در جهان بینی فیلم روزهای نارنجی هم دچار گنگی است سکانس آخر با دو پهلویی  بین نمایش وفاداری مرد به خانواده و نشان دادن عجز زن خانواده مانده است و در نمایش معضلات اجتماعی ناکام است.</description>
                <category>محمدحسین جعفریان</category>
                <author>محمدحسین جعفریان</author>
                <pubDate>Sun, 20 Dec 2020 10:03:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سونامی که  از ما رد شده اما هنوز به شما نرسیده..!</title>
                <link>https://virgool.io/@M_h_jafarian135/%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87-gzgvhsfmr1qs</link>
                <description>مستند ایکسونامی به کارگردانی «محسن آقایی» روایتی از خاطرات یک بازیگر فیلم های بزرگسال یا همان پورن استار است. مستندی که پروژه خلق آن سال 94 کلیک خورده و امسال توانست لقب جنجالی ترین مستند سال را به خود اختصاص دهد. اما این شوی رسانه ای آیا توانسه به خوبی از پس شعار جنسی خود برآید و پاسخی به انتظارات بوجود آمده را باشد؟مستند 96 دقیقه‌ای ایکسونامی با توجه به آرشیو کم یاب و غنی خود توانسته با یک تدوین حرفه ای سر و شکل دار و چینش تصاویر آرشیوی نایابش گلیم خود را از کندی و یکنواختی دربیاورد و سرعت نسبتا خوبی در ریتم مستند وجود دارد. لذا با توجه به زمان بلند  مستند، دوعامل سوژه و تدوین خستگی کمتری را به مخاطب القا می کند.ایکسونامی از همان ابتدا به وسلیه تیتراژ و مقایسه گری خود  به دنبال شباهت هایی میان مقوله جنسیتی و مسئله سکس در ایران و آمریکا است و با تصاویر ارجاعی اش از اعتراض های دو کشور و کات زدن های ترکیبی بین آنها، خودر را در مقام قیاس معرفی می کند و در 20 دقیقه ابتدایی مثالهایی از اتفاقات گذشته آمریکا در ایران را نمایش می دهد. اما ایراد این گونه القای تصویر به مخاطب نه تنها موجب عبرت یا تذکر نمی شود بلکه رفته رفته به یک شعار تبدیل شده و روایت مستند خود را زمخت و  قدری گل درشت نشان می دهد.ضعف در روایت تاریخ آمریکا مسئله اساسی و مهم مستند استمستندساز سعی دارد با چنین تصاویر آرشیوی، خاطره خانم میشل مارن را بازگو کند و تاریخ انقلاب جنسی آمریکا را از دل این خاطرات در بیاورد و تبدیل به مستندی تاریخی پژوهشی شود. در این نوع روایت تاریخی، سیر اتفاقات تاریخی ترتیب مناسبی ندارد و دچار پراکندگی می شود.در 40 دقیقه ابتدایی با کات زدن بین دهه های 1910 تا 1970 آمریکا، اتفاقات را نامنظم و بدون پیوستگی و شاکله ای مطرح نموده  که باعث شده مخاطب هوشیار خود را گیج کند. لذا این تاریخ پراکنده نمی تواند نقطه اوج خوبی داشته باشد و اتفاقات مهم و وسیع  این برهه تاریخی آمریکا اگر باترتیب و روایتی منطقی تر بیان می شد می توانست تاریخ عبرت آمیزی را برای مخاطب به همراه داشته باشد. در 30 دقیقه پایانی مستند نیز با نشان دادن صحنه هایی دلخراش عاطفی از تجربه های کاربران صنعت سکس و نشان دادن افرادی که به آن ها تجاوز شده، بٌعد روایی مستند از بین می رود  و شرح و بسط اضافه دارد.سونامی که از ما رد شده اما هنوز به شما نرسیده...سونامی که گریبان گیر آمریکا در صنعت سکس و نمایش خوی حیوانانیت انسان ها شده را به هیچ عنوان نمیتوان با فرهنگ ایران مقایسه نمود و نوتیف های مکرری برای این که مردم ایران نکند گریبان شما را  این سونامی بگیرد بازگو کرد.ایکسونامی میتوانست کوتاه تر باشد، و در حد یک مستند تاریخی، برهه ای از  تغییر فرهنگ و هویت آمریکا را منظم تر و دقیق تر بیان می کرد.و در آخر...در چنددهه اخیر مستندهای خارجی و ایرانی درباره موضوع و صنعت سکس را شاهد بودیم و به نظر می آید سازندگان ایسکونامی نتوانسته اند در این میان آنها جایگاه خوبی را از آن خود کنند و علی رغم آرشیو غنی خود، ضعف در نوع روایت و ساختار این مستند، آن را به یک شاهکار تبدیل نمی کند.ارزش دیدن دارد...؟با توجه به آرشیو غنی مستند پیشنهاد می شود #ایکسونامی را از سایت زیر مشاهده کنید: نظرات مخالف و موافق خودتون رو در بخش کامنت ها به اشتراک بگذارید https://www.cinemamarket.ir/p/a207 </description>
                <category>محمدحسین جعفریان</category>
                <author>محمدحسین جعفریان</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2020 12:56:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه امن پدری یا خانه نااَمن جاهلی...؟</title>
                <link>https://virgool.io/@M_h_jafarian135/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%DB%8C-cpyvinz2fzlm</link>
                <description>فیلم سینمایی &quot;خانه پدری&quot; به کارگردانی کیانوش عیاری محصولی از کشور ایران در سال 1389 تولید شده و ماجرای اکران آن با فراز و فرودها و التهابات بسیاری مواجه شد.داستان خانه پدیخلاصه داستان تک خطی فیلم، درباره یک خانواده سنتی ایرانی در مرکز طهران قدیم است که 80 سال پیش دست به یک دخترکشی بی رحمانه زده و در طول این مدت سعی در پنهان کاری این موضوع دارند.خانه پدری، قصه فیلم خود را زودتر از آنچه که انتظار می‌رفت، در 15 دقیقه ابتدایی خود، لو می‌دهد و علی‌رغم کشش و جذابیت مقدمه خود، رفته رفته دچار تکرار و دوری نسبتا باطل در تاریخ می‌شود.خانه پدری لزوما، قصه گو نیست و در یک موقعیت و لوکیشن ثابت در خانه‌ای قدیمی، تاریخ یک خانواده سنتی معتقد را ورق می‌زند. خانواده‌ای که پدر و پسر بزرگ آن در اوج خشونت در دوران قاجار، دختر خود را برای گناهی ثابت نشده، که تا پایان فیلم علت آن بازگو نمی‌شود، به طرز فجیعی می‌کشند. و در بی رحمی و سنگدلی تمام صحنه قتل از جلوی چشم مخاطب عبور می‌کند. ضعف نمایش این نوع از خشونت در پرداخت و نمایش نامناسب خشونت بی‌ علت و مواجهه غلط با این مسئله است که موجب شده این فیلم را یک فیلم &quot;آزار&quot; معرفی کند. مخاطب بعد از دیدن قصه پرالتهاب پرده اول فیلم، که دختر خانواده سعی دارد خود را از مرگ حتمی نجات دهد دچار آزار روحی و فکری می شود و تا مدت‌ها صحنه  قتل را فراموش نمی‌کند.خشونت خانه پدری از چه جنسی است؟در بسیاری از فیلم‌ها خشونت نمایش داده می‌شود و این امر عنصری غیرقابل حذف است، اما شیوه پرداخت به این مسئله و علت آن در این فیلم به‌خاطر نمایش نادرست، که پدر خانواده فردی سالم، عاقل و مذهبی است، مخاطب را دچار سوال و چرایی و اذیت می‌کند، و اصطلاحا در سینما این نوع خشونت خانه پدری اصلا و ابدا دراماتیزه نشده و نمایش خشونت مردان بر زنان و مردسالاری را بسیار گل درشت نشان داده است. همانطور که گفته شد بعد از اپیزود اول که فیلم از آب و تاب می‌افتد در اپیزودهای بعدی و بامرور تاریخ، ته مایه‌ای از خشونت اپیزود اول جریان دارد که دختران خانواده تحقیر و به باد کتک و برخورد فیزیکی مردان متعصب مذهبی گرفته شده و زن در خانه چشم و گوش بسته و منفعل است.خانه پدری هرچقدر جلوتر می‌رود، خستگی بیشتری بر تن مخاطب می‌گذارد و با تغییر تاریخ در ایپزودهای فیلم، همچنان خوی تعصبی و جاه طلبانه مردان فیلم، عوض نشده است. ولی زنان فیلم، رفته رفته، پر جسارت و از فضای عقب ماندگی در می‌آیند. دختر ترشیده خانواده زیر طوق زور نمی رود و در پرده آخر عروس خانواده، دانشجوی پزشکی شده است.شخصیت پردازی‌ها به شدت نقص دارد و بازیگران اصلی به خصوص پدر خانواده با بازی آقای مهران رجبی، که نماد یک مرد متعصب و غیرتی را نشان می دهد، پرداخت مناسبی ندارد و گاها در طول فیلم به همان کمدین معروف تبدیل می‌شود که بیینده به پدر قاتل و متعصب گاها در سالن سینما می‌خندد. به دلیل ضعف در خلق شخصیت‌ها، هر بار با تغییر ایپزودها و تغییر کاراکتر شخصیت‌ها، چند دقیقه طول می‌کشد تا مخاطب متوجه شود این، کدام یک از شخصیت‌های بزرگ شده در اپیزود قبل است و شخصیت‌های فرعی به زودی و غیر منتظره از داستان ناپدید می‌شوند.آقای عیاری با توجه به سابقه موفق خود، این بار در مصاحبه ای گفته است: ایده فیلم را از یک متن و خبری که سال‌های پیش در روزنامه خوانده است گرفته، دختری که موقع آزادی خود از زندان به مسئولان التماس می‌کند آزادش نکنند، چون پدر و برادرانش ممکن است او را به خاطر این بی آبرویی زنده نگذارند و در آخر همین اتفاق افتاد و خانواده این دختر وی را دست و پا بسته به میان کوسه‌ها انداختند.اما تا چه میزان این خشونت در تاریخ 80 سال ایران و اسلام، فراگیر بوده است؟ و چرا باید خانه پدری که مکانی امن و مورد اعتماد برای دختر خانواده است، این گونه به قبرستان پدری تبدیل شود؟. دختری که می‌داند کشته می‌شود به چه علت مجدد به خانه می‌آید؟ این ها بخشی از سوالاتی است که بعد از دیدن فیلم به سراغ تماشاگر می‌آید. به‌نظر می‌رسد علی‌رغم نظرات روشنفکران که ادعایشان این است مضمون فیلم، تفکر و سینمای عیاری جلوتر از زمان است، این بار مضمون سینمای عیاری در خانه پدری به قرن ها قبل بر می‌گردد و شاید دوران اعراب جاهلی را برایمان نمایش می‌دهد.و در آخر...مقوله مرد سالاری و بی‌تمدن بودن مرد ایرانی، این فیلم را تبدیل به یک فیلم ضد خانواده کرده، خانواده‌ای که سراسر زندگی‌شان را جبر گرفته و مفهوم آزاد بودن را نمی‌چشند. خانه پدری تاریخ گذشته ایران را به بدترین شکل ممکن نشان داده، دچار مبالغه و اغراق در تاریخ ایران می‌شود و به دنبال آسیب شناسی اجتماعی مسئله خود نمی‌‌رود.</description>
                <category>محمدحسین جعفریان</category>
                <author>محمدحسین جعفریان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 16:51:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>