<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی تودی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mahdi_Today</link>
        <description>فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه بعدا یچیزی مینویسم !</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-09 07:04:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/156779/avatar/RnCuvK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی تودی</title>
            <link>https://virgool.io/@Mahdi_Today</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هویج ! پلتفرم نوین داستان نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/Havij-io/%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AC-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-sg17vkcftp91</link>
                <description>هویج ، مداد خوشمزه داستان نویس توهویج شروع به کار کرد! چند ماه پیش ما شروع به توسعه یک ایده کردیم. این ایده تازه و متفاوت نبود، اما ما تصمیم گرفتیم اون  رو ساده‌تر و بهتر کنیم تا به نویسندگانی که داستان می‌نویسند و جایی برای انتشار آثارشان پیدا نکرده‌اند، کمک کنیم.تصمیم گرفتیم فضایی  ایجاد کنیم که برای انتشار داستان‌ها و محتوای نوشتاری مناسب و منظم تر باشه . همچنین بشه ازش  برای انجام انواع فعالیت‌های جذاب و مفهومی در زمینه نوشتن استفاده کرد .لگوی هویج
ما هویج صداش میکنیمچرا هویج ؟چون مدادی که باهاش قراره داستان هامون رو توش بنویسیم خیلی شبیه به هویجه ، درواقع هویج ابزاریه که قراره به شما کمک کنه تا بتونید ایده پردازی کنید، ارتباط بگیرید و خلق کنید ،یعنی هویج قصه ما میخاد بشه ابزار دست شما نویسنده عزیز ?داستان های جدید هویج حدود 2 ماهی هست راه افتاده و تا همین چند روز پیش تو فاز آلفا و  تست آزمایشی داخلی بود ، کم کم تصمیم گرفتیم که در سایت رو به روی عموم باز کنیم و فاز تست بتا رو هم شروع کنیم ،  ممکنه کم و کاستی هایی اوایل کار به چشم بخوره که خودمون هم ندیده باشیمش ولی با کمک شما قراره هر روز بهتر از دیروز باشیم و تجربه متفاوتی رو تو فضای انتشار داستان خلق کنیم . دوست داریم قلمی بشیم تو دستان پر مهر شما تا افتخار انتشار آثارتون رو داشته باشیم .هویج قصد داره:پلی باشه برای ارتباط نویسنده ها باهممکانی باشه برای یادگیری بستری باشه برای ارتقاء سطح کیفی داستان هاو بستری برای افزایش انگیزه نوشتنژانر های داستانیما در هویج  سهولت و دسترسی آسون رو در کنار طراحی شاد و بروز در اختیار شما قرار میدیم تا در سریع ترین زمان بالاترین بازهی رو در کارتون مشاهده کنید حرف، نکته، یا نظری بود میتونید از طریق تلگرام با آیدی @todaymahdi  در ارتباط باشید.برای استفاده از سایت همی میتونید به آدرس https://havij.io مراجعه کنید.</description>
                <category>مهدی تودی</category>
                <author>مهدی تودی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Nov 2023 14:31:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلگرام ولی با project v &quot;نکوگرام&quot; (nekogram)</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahdi_Today/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-project-v-%D9%86%DA%A9%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-nekogram-p5vqmtepg8ii</link>
                <description>nekogramچند وقتیه تفریحم شده گشت زدن تو گیت هاب ، تاپیک های تلگرام و پروژه وی رو زیر رو رو میکردم که رسیدم به نکوگرام،یه تلگرام غیر رسمی که از هسته پروژه وی استفاده میکنه.راجع به امنیتش هیچ اطلاعی ندارم ،خودتون میتونید سورسش رو تو گیت هاب چک کنیدچند تا عکس میزرام ببیندی محیطش چجوریهپنل تنظیمات تنظیمات پیشرفتهپنل پروکسیسایت رسمیصفحه گیت هاب</description>
                <category>مهدی تودی</category>
                <author>مهدی تودی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 10:49:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سبز و سفید و نارنجی</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahdi_Today/%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%88-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C-bzfcv50ognii</link>
                <description>چمخاله 5:30 دقیقه صبحاولین بار بود تو این ساعت و اینجوری طلوع خورشید رو میدیدم ،یه صحنه فوق العاده که تا سال ها یادم میمونه ،بنظرم ارزشش رو داشت ، شاید این پاداش سه روز تغیر سبک زندگیم بود ...دوروز کم خابی عمدی و کشف یه گروه موسیقی عالی (he and his friends ) و یه پادکست خیلی جذاب( مستی و راستی ) باعث شد ساعت 1:30 صبح روز سه شنبه توی مخاطبین تلگرامم بگردم دنبال یه ادم پایه ک بیداره و مصطفی کسی بود که قرار شد ساعت 3 صبح باهاش بزنم به جاده البته برای ما تقریبا دو ساعت طول کشیدساعت سه صبح سر قرار همو دیدیم و قرار شد بریمو برسیم به دریا اونم پیاده ،همچیز حاظر بود ،دوتا پا ،یه هندزفری،50% شارژ باطری و یه ادم پایه که خب پیداش کردماین مسیر 12 کیلومتری راهی نیست که هر روز طی کنمش یا حتی ماهی چند بار ازین کارها کنم این مسیر نتیجه یه تغیر کوچیک تو زندگیمه ،یه بیداری شبانه،پیدا کردن یه گروه موسیقی و یه پادکست متفاوت ،این ترکیب ازون ترکیب هاییه که منو یاد کتاب بار هستی میلان کوندرا میندازه،خیلی از اتفاقای زندگی بر اثر چند انتخاب عمدی یا اتفاقیه و میتونه خیلی چیز هارو تغیر بده ، یه پیاده روی 12 کیلومتری و بیداری شبانه چیز خیلی خاصی نیست (البه نه برای همه) چیزی که با اهمیتش میکنه اون ادمیه که اینکارو کرده ،همونی که روزی 9 ساعت خاب هم کمه براش و پیاده روی تا محل کار و برگشتش تا خونه یه مشقت بزرگ براش محصوب میشه . مهراد هیدن تو مستند داکیومنتی میگفت من قبلا میگفتم چرا ادما درحال دویدنن ،ولی الان میگم چرا ادما نمیدوان !وقتی لذت دیدن طلوع خورشید توی اب سرد چمخاله با کلی ماهی بند انگشتی دورمو دیدم و حس کردم چطور میتونم بازم بخام بخابم،وقت برای خابیدن زیاده ولی برای ماجراجویی نهتوی آب سرد منتظر خورشیدی بودم که درحال طلوع بود ، ماهی خای بند انگشتی دورمو گرفته بودن و انگار درحال خوردن/بوسیدنم بودن ، اب شفاف و سبز چمخاله تا افق رفته بود و من حسیو داشتم که مدت بود دنبالش بودم ،اگر بگم به ارگاسم عمیق روحی رسیدم شاید اقراق باشه ولی چیزی شبیه به همین بود .تخت خاب تو برای ماجراجویی زیادی راحته،شن های ساحل منتظر لمس کردنت هستن !</description>
                <category>مهدی تودی</category>
                <author>مهدی تودی</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2020 01:20:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه روز پرزنت در qnet</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahdi_Today/%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-qnet-vlxrj9xevkgk</link>
                <description>Qnetاوایل اسفند بود که یکی از بستگان با من تماس گرفت و یه پیشنهاد کاری داد،یه پیشهاد وسوسه کننده شرکت گردشگریی تو مشهد که نیاز به نیروی کار غیر بومی داره اونم با حقوق 7 میلیون تومن در ماه،درکنار این پیشنهاد یه پیشنهاد دیگه از همون شخص بهم شد و اونم کار در قسمت برق متروی مشهد با حقوق 5 میلیون تومن بود، با پیمانکار تماس گرفتم و درمورد کار و شرایطش صحبت کردم، تنها چیزی که درمورد هردوکار دستگیرم شد یک سری کلیات بود قرار شد اخر هفته همراه معرفم  از لنگرود برم مشهد برای آشنایی با کار که بنا به دلایلی منتونستم برم و معرفم خودش رفت این اتفاق با افزایش شیوع کرونا تو کشور همراه شد و من رفتنم رو به تعویق انداختم تا روز 19 فروردین که به سمت مشهد راه افتادم قبل از اینکه رفتم قطعی بشه با دوتا از دوستان صحبت کردم و هردو نفر بهم هشدار دادن که مراقب باشم چون مورد مشابهی برای یکی از دوستام و یکی از اشنایانش اطفاق افتاده بود20 فروردین رسیدم مشهد،به معرفم زنگ زدم و محل ملاقات رو پارک ملت گذاشت ،بعد از 30 دقیقه انتظار با یکی از دوستانش اومدن دنبالم و راهی شرکت شدیم،شرکت جایی اطراف سرزمین موج های آبی توی یه مجتمع مسکونی بود!بهم گفته شد که معرفم از سرکارش (پروژه برق متروی مشهد) 4 روز مرخصی گرفته تا کنار من باشه و من درطول آموزش ها حساس غریبی نکنم،وارد شرکت(بخونید خونه) شدم ،با استقبال خیلی خیلی گرمی رو به رو شدم،حدود 10 نفر توی اون خونه زندگی میکردن، بعد از کمی اشنایی اموزش ها رو شروع کردن؛ همراه معرفم یکی از آموزش دهنده ها وارد یکی از اتاق ها شدیم و اموزش روز اول استارت خورد،با کلیپ کوتاهی از دکتر علی اکبر جلالی درمورد پیشرفتا تکنولوژی اموزش من شروع شد،بعد از هرآموزش از اتاق بیرون میومدیم و یه مرور روی همون آموزش انجام میشد ،اموزش ها پشت هم شرع شده بود،مشاهده سمینار ده نمک،صحبت های رابرت کیوساکی ، انیمیشن کوتاه پابلو و برونو  و چیزهایی دیگه ایک الان بخاطر ندارم اموزش هارو پشت سر میزاشتم،از روز اول سوالی که ذهنم رو درگیر کرده بود این بود که این کمپانی اسمش چیه که هربار با این جمله مواجه میشدم روز سوم متوجه میشی که کمپانی چه کمپانی فوق العاده ای هست و اگه بفهمی برگات میریزه و ..... از روز اول شاهد رفتار جو زده بودم،تک تک افراد کار رو جوری جلوه میدادن که انگار بهترین کار موجود درکل نیا هست و البته واقعا به این حرف اعتقاد راسخ داشتندرمورد چند تا نکته باید چند خط بنویسم :1- افرادی که اونجابودن همه با هم یک ارتباط نزدیکی داشتن یا برادر ،دوست صمیمی ،یا فامیل 2- سن کسانی که اونجا بودن از 22 سال تا حود 60 سال بود3-درامد چندتاشون قبل از شروع اینکار بالای 7 میلیون تومن بودیه و یکسری هم بیکار بودن4- تمام افراد احترام نسبتا زیادی به بالاسریشون داشتن تا جیی که وقتی یکی ا رده بالا ها برای سرکشی اومده بود همه کنار در به خط شدن (منو یاد سربازی انداخت)برداشت چیزی ک توی این پرزنت ازاردهنده بود حس بد و بار منفی نسبت به زندگیم بود ک بهم میدادن،توی کلاون 3 روز کم کم تما ناکامی ها و کمبود های زنگی جلوی چشمم اومد بطوری که چند بار نزدیک بود تسلیم بشم و همچیمو ول کن و اونجا کار کنم،این بار منفی نسبت به زندگیم اینقد زیاد شد که بعد از دو هفته همچنان اثراتش توی ذهنم مونده ، چیزای ک میگفتن درمورد زندگی معمولی یجورایی تحقیر امیز بود و به خودت بر میگشتی میدیدی درمورد تو هم صدق میکنه بعد واقعا ازیت میشدی میگفتی خاک تو سرم با این زندگیم?جو زدگی(هرچند خودشون میگفتن جوگیری اصلا تو کا ما نیست) و فکوس کامل روی کسب درامد و زیرمجموعه گیری چیز دیگه ای بود که منو مردد کرد،سیستمی که بجای فروش فقط به دنبال زیرمجموعه گیری بود،من به یکی از اموزش دهنده ها گفتم ک من اگه نخام باهاتون کار کنم ولی بخام ازتون تور گردشگری بخورم شرایطش چطوره ،بهش برخورد و گفت مگه من تور فروشم ؟ شاید اشتباه از منه ولی من هیچ شیوه اصولی و درستی توی اینکار ندیدمشیوه زندگی نسبتا معمولی بود بجز یکسری شرایط که شدیدا محدود کننده بود،کسی که عنوز وارد کار نشده و درحال اموزشه نمیتونه از خونه خارج بشه ،نمیتونه زیاد و یا ازادانه تماس تلفنی بگیره ،تقریبا هر سه تازه وارد وقتی میخاستیم زنگ بزنیم بالاسریمون همراهمون بود و یجورایی میخاست ببینه داریم چی میگیمسیسم روی ارتقاع فکری اعضا خیلی تمرکز داشت ،یکسری کتاب وجود داشت که با ترتیب خاصی به اعضا میدادن که بخونن ،اما اگر به سطح مورد نظر نرسیده باشی نمیتونی کتاب اون سطحو بخونی،تمام کتاب ها کتاب های رشد شخصیتی و مثبت اندیشی بودن ولی وقتی ک خاستم یکی از کتاب هارو بدام اجازه ندادن و گفتم الان زمانش نیستادامه دارد....خیلی اشفته نوشتم چون ذهنم اشفته هست و نمیتونم دسته بندی کنم مطالبو ،به مرور چیزهای دیگه ای به ذهنم میرسه که به این پست اضافه میکنم </description>
                <category>مهدی تودی</category>
                <author>مهدی تودی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 00:41:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق یه واکنش شیمیایی برای تولید مثله یا ارتباط روحی و عرفانی قوی و غیر قابل توصیف؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahdi_Today/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%DB%8C%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AB%D9%84%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AF%D8%B1%DA%A9%D9%87-zgmibnqaihnr</link>
                <description>من اولین بارمه شما چطور؟امروز یه روز معمولی بود !یه روز معمولی تا قبل از اینکه یه قسمت دیگه از سریال محبوبم black mirror رو دیدم البته همیشه همینطوره از وقتی که سریال رو شروع کردم بعد از دیدن هر قسمتش به وجد میام ،میترسم،مضطرب میشم و گیج و منگ اون روز رو سپری میکنم اما فکر کنم قسمت چهارم از فصل چهارم تنها قسمتی بود که بعد از دیدنش تنها حسی که بهم دست داد حس خوب و مثبتی بود چیزی که این سریال رو برام جذاب کرده پرداختن سریال به اهمیت روابط انسانیه .توی این قسمت هم مثل تمام قسمت هایی که تا الان پخش شده تا دقیقه دهم الی پانزدهم ذهن درگیره اینه که بفهمه توی این قسمت سریال قراره چجوری قافلگیرش کنه؟ ،اینبار میخاد چیو بهش نشون بده؟ ؛خب توی دقیقه دهم اینو میفهیم، افرادی توی یک مکان نامشخص کنار هم درحال زندگی هستند ،ادمایی که همشون یه گجت دایره ای شکل هوشمند دارن و به یه شبکه وصل هستن ،هدف این افراد چیه؟ هدف اینه که با کمک سیستم کسی رو برای ادامه زندگیشو پیدا کنن که ایده ال ترین فرد ممکن برای اون شخص باشه (همون پرنسسی که نتظره شاهزادش با اسب سفید بیاد).اممممممخب خب چی میخام بگم؟ نمیدونم ؛راستش فقط هدفم اینه که چیزایی که تو ذهنمه رو روی بلوک های سفید ویرگول بپاشم!فک کنم جایی خوندم یا شنیدم که سیستم (بخونید اجتماع) مدام سعی داره چیز های پوشالی رو به ما بخورونه ،یکیش همین شاهزاده با اسب سفیده ،تقریبا بیشتر مردم اعتقاد دارن که عشق حقیقی و شریک ابدی زنگیشون یجایی اون بیرونه و حتما یروزی به هم میرسن و درکمالخوشی و خرمی زندگی میکنن!توی یکی از سکانس های این قسمت نویسنده داره میگه این همه گشتن ما دنبال شریک زندگیمون ایا واقعا مارو به اونی میرسونه که برامون ایده آله یا فقط باعث میشه که کم کم خسته و خرد بشیم تا در نهایت به اخرین کسی که توان بودن باهاشو داریم ناچارا جواب مثبت بدیم ؟ ،ارتباط با ادم های مختلف برای کسب تجربه، کشف خصوصیات شخصی طرف مقابل برای اینکه به ما بفهونه که ما از یک رابطه چی میخایم و چی برامون لذت بخشه واقعا راه درستیه؟آیا باید به عشق در نگاه ول اعتماد کرد؟یا اینکه دست سرنوشت بالاخره اونی روکه 99.8% با ما همخونی داره رو بهمون برمیگردونه/میرسونه؟هوففف کی میخاد تمم بشه  عشق یه واکنش شیمیایی برای تولید مثله یا ارتباط روحی و عرفانی قوی و غیر قابل توصیف؟ما دنبال چه کسی میگردیم ؟کسی که بدن فوق العاده ،صدای گوش نواز ،برخورد خوب ،ظاهر دلفریب و.... داره هستیم یا کسی که کنارش احساس خوشحالی کنیم؟ممکنه بعد از دیدن چهره های مختلف و کندن لباس های زیادی به این نتیجه برسیم که &quot; خب خوش گذرونی بسه الان یکیو برای بقیه زندگیم میخام &quot; اونا خوب نبودن یا اینکه اونا اونی که من میخاستم نبودن ،خب اگر نبودن برای چی مثل شام عروسی دونه دونه تستشون میکنیم تا تهش برسیم به غذاری مورد نظرمون ؟رابطمون چقدر دوم میاره؟مگه سیسم نمیگه برای هر پرنسسی شاهزاده ای با اسب سفید وجود داره ؟پس یا سیستم داره فریبمون میده یا اینکه واقعا اینهمه شاهزاده و پرنسس وجود ندارن و اگه نگاهی به خومون و دورو برون کنیم ادم هایم معمولی رو هم ببینیم و خیلی زودتر به نتیجه برسیم بعضی وقتا توی این مسیر با ادم هایی برخور میکنیم که درکمال ایده ال بودن اصلا قابل تحمل نیستن،اشتباه نکنین ایده ال به معنی ایده ال برای همه نیست ،ایده ال به معنی ایده ال برای یه عده هستشمهم نیست شاهزاده شما یه پسر خنگو دستو پا چلفیه تا یه فیتنس کار حرفه ای با یه موقعیت اجتمایی بالا مهم اینه ک کنار کدومشون احساس ارامش دارینمطمعنی این کار درستیه؟و در اخر سریال چیزی که خیلی برایم خوشایند بود لحضه ای بود که دوتا کراکتر اصلی فیلم سعی کردن قوانین رو بشکنن و سیستم رو دور بزنن تا بتونن کنار هم باشنسیستم بهتر میفهمه یا شما؟انتخاب با خودتونه ?</description>
                <category>مهدی تودی</category>
                <author>مهدی تودی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 19:40:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>