<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدیه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MahdieYousefi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:04:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4329/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدیه</title>
            <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تمرکزمان را بیشتر روی نقاط ضعف بگذاریم یا نقاط قوت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D8%B6%D8%B9%D9%81-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D9%82%D9%88%D8%AA-jveprywf7duq</link>
                <description>آیا زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد نقاط ضعف خود - یا آنچه فکر می کنید نقاط ضعف شماست، می‌کنید؟اگر اغلب درگیر اشتباهات یا کارهایی هستید که فکر می‌کنید خوب انجام نمی‌دهید، تنها نیستید. فکر کردن بیشتر به اشتباهات به جای دستاوردها، سوگیری منفی نامیده می‌شود. در واقع، تحقیقات نشان داده است که سوگیری منفی بسیار واقعی است. اکثر ما تا حدودی تحت تاثیر آن هستیم.آیا یادآوری چیزهای ناخوشایندی که مردم در طول زندگی به شما گفته‌اند برای شما آسان‌تر از به خاطر سپردن تعریف‌هایی است که دریافت کرده اید؟ آیا اغلب از دریافت ستایش شانه خالی می‌کنید، اما به انتقاد می‌چسبید و حتی تا مدت‌ها بعد درگیر آن انتقاد می‌مانید؟ اگر چنین است، ممکن است بیش از حد روی نقاط ضعف خود تمرکز می‌کنید.امروز متوجه خواهید شد که مشکل این کار کجاست، و خواهید دید که چگونه تفکر خود را مجدداً تنظیم کنید تا به جای آن بر نقاط قوت خود تمرکز کنید.آیا تمرکز بر نقاط ضعف می تواند باعث پیشرفت شود؟بسیاری از مردم بر این باورند که تمرکز بر نقاط ضعف خود (چه در محل کار، چه در تحصیل و چه در زندگی) بهترین راه برای بهبود است. آیا مطمئنیم که توجه دقیق به چیزهایی که در آنها مهارت نداریم، می‌تواند باعث تلاش برای بهتر شدن آن‌ها شود؟مشکل این است که مسائل واقعاً اینطور اتفاق نمی‌افتد. یک مطالعه توسط گالوپ نشان داد که کارمندان وقتی روی نقاط قوت به جای نقاط ضعفشان تمرکز می‌کنند، احساس اعتماد به نفس، خودآگاهی و بهره‌وری بیشتری می کنند. تمرکز بیش از حد بر روی نقاط ضعف خود می‌تواند عزت نفس شما را کاهش دهد و در نهایت به اعتماد به نفس و بهره وری شما آسیب برساند.به آخرین باری فکر کنید که مدیرتان (یا یک معلم یا استاد، اگر دانشجو هستید) از شما به دلیل نقطه ضعفی انتقاد کرده است. هر چقدر هم که پیام به نرمی و به صورت سازنده ارائه شده باشد، باز هم ممکن است متوجه شده باشید که درگیر آن هستید یا بیش از حد روی آن تمرکز کرده‌اید - حتی اگر بقیه بازخوردهایی که دریافت کرده‌اید بسیار مثبت باشد. این کار به جای کمک به رشد و پیشرفت، می‌تواند شما را به وسواس در مورد نقاط ضعف خودتان سوق دهد و باعث شود تلاش و انرژی نامتناسبی را در آن قسمت‌ها صرف کنید.هیچ کس نباید در همه چیز خوب باشدهرکس در چیزی خوب است و در زمینه‌هایی ضعیف‌تر عمل می‌کند.ما همیشه می‌توانیم پیشرفت کنیم، اما بسیاری از ما در برخی زمینه‌ها استعداد بیشتری نسبت به سایر زمینه‌ها داریم. این طبیعی است.اگر به توانایی‌های ورزشی دیگران حسادت می کنید، بسیار ممکن است آنها هم مثلا آرزوی استعداد موسیقی شما را داشته باشند. شاید تحصیلات آکادمیک برای شما راحت نباشد، اما در ساخت و تعمیر چیزها با دستان خود شگفت انگیز باشید. بنابراین به جای مقایسه خود با افراد دیگر، به یاد داشته باشید که مجموعه شخصی نقاط قوت ارزشمند خودتان را دارید.تمرکز بر نقاط قوت به معنای گیر کردن در منطقه راحتی / Comfort Zone نیستممکن است فکر کنید، &quot;اما اگر من روی چیزی که از قبل در آن مهارت دارم تمرکز کنم، چگونه در کاری بهتر خواهم شد و پیشرفت خواهم کرد؟&quot; خبر خوب این که تمرکز بر نقاط قوت به معنای گیر افتادن یا توقف پیشرفت نیست.تمرکز بر نقاط قوت خود راهی فوق العاده برای تقویت آن‌هاست تا بتوانید واقعا بدرخشید.اگر به طور طبیعی در یک زمینه خاص ضعیف هستید، صرف زمان، انرژی و منابع برای بهبود مهارت‌هایتان در آن زمینه ممکن است شما را صرفا به یک سطح متوسط برساند. لازم نیست در ریاضیات (یا زبان، یا ورزش) عالی باشید، مگر اینکه به آن علاقه‌مند باشید - فقط باید به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته باشید تا با آن سطح کنار بیایید و به راه خود ادامه دهید. اما اگر انرژیتان را در زمینه‌ای صرف کنید که از قبل در آن قوی هستید، می‌توانید از «خوب» به «عالی» بروید. این عالی‌ترین روش استفاده از منابع است. و همینطور باعث می شود احساس مثبتی نسبت به خودتان داشته باشید.نقطه مشترک استادان و متخصصان در هر زمینه‌ای این است: آنها هرگز از یادگیری دست نمی‌کشند. هیچ کس هرگز همه چیز را نمی‌داند، بنابراین صرف انرژیتان در نقاط قوت و نه فقط نقاط ضعف، همیشه به رشد شما کمک می کند.با هم کار کنید تا یکدیگر را  تکمیل  کنیدتیم ها، چه در بخش آموزش و چه در محل کار، زمانی بهترین عملکرد را دارند که ترکیبی سالم از مهارت‌ها و استعدادها داشته باشند. اگر همه دقیقاً در یک چیز خوب بودند، تیم‌ها بسیار ضعیف‌تر می‌شدند، و البته خسته‌کننده‌تر!برای مثال، اگر بسیار خلاق هستید و در دیدن تصویر کلی /big picture خوب عمل می‌کنید، ممکن است نیاز داشته باشید که با همکاری که در دقت به مسائل جزئی‌تر مهارت دارد، از نزدیک کار کنید. مهارت‌ها و روش‌های متفاوت شما در نگاه به مسائل در همکاری با هم رویکردی جامع برای پروژه‌های تیمی ایجاد می‌کنند.فعالیت: نقاط قوت خود را شناسایی کنیدببینید آیا می توانید برخی از چیزهایی را که در آنها بهترین هستید تشخیص دهید. یک تکه کاغذ (یا برنامه یادداشت‌های روی گوشیتان) بردارید و فهرستی از پنج تا ده موردی که در آن‌ها مهارت دارید تهیه کنید. اینجا نباید خودتان را کم اهمیت جلوه دهید!هر زمان که متوجه شدید در مورد انتقادی گیر کرده‌اید یا به دلیل ضعفی که از خود دیده‌اید خودتان را می‌کوبید، به لیست خود بازگردید و تمام کارهایی را که به خوبی انجام می دهید به خاطر بیاورید.برای تقویت نقاط قوت خود در این هفته چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ چگونه می‌توانید از این نقاط قوت برای پیشرفت در کار و یادگیری استفاده کنید، یا به دیگران کمک کنید، و یا برای رسیدن به اهدافتان خود را به جلو هل دهید؟</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Tue, 15 Aug 2023 13:27:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت جرات‌ورزی و ابراز وجود</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-nvmgs4oaatil</link>
                <description>مهارت جرات‌ورزی و ابراز وجود(در این مطلب از میان معادل‌های فارسی assertiveness: جرات‌ورزی/ جراتمندی/ صراحت/ قاطعیت/ابراز وجود/خودابرازی، &quot;جرات‌ورزی&quot; را انتخاب کرده‌ام)جرات‌ورزی چیست؟جرات‌ورزی یک راه سالم برای برقراری ارتباط است. جرات‌ورزی توانایی ابراز خود به شیوه‌ای صادقانه و محترمانه است. ما هر روز در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که جرات‌ورزی می‌تواند به ما کمک کند: مثلا درخواست قرار ملاقات از کسی، یا پرسیدن سوال از معلم، و یا عملکرد خوب در یک مصاحبه شغلی یا دانشگاهی.جرات‌ورزی رفتار طبیعی همه ما نیست. ارتباط برخی افراد بیش از حد منفعلانه است. افراد دیگر سبکی بیش از حد تهاجمی دارند. سبک ارتباطی جرات‌ورزانه حدواسط مطلوب میان این دو است.جرات‌ورزی به چه معناست:می‌توانید نظر خود را بیان کنید یا احساس خود را بگویید.می‌توانید آنچه می خواهید یا نیاز دارید درخواست کنید.می‌توانید محترمانه مخالفت کنید.می‌توانید ایده‌ها و پیشنهادات خود را مطرح کنید.می توانید بدون احساس گناه نه بگویید.شما می توانید نماینده شخص دیگری باشید.اهمیت جرات‌ورزی  در چیست؟سبک ارتباط جرات‌ورزانه می‌تواند به ما کمک کند کارهایی را که می‌خواهیم انجام دهیم. اما مساله حتی فراتر از این است: جرات‌ورزی نشان می‌دهد که به خود و دیگران احترام می‌گذاریم.افرادی که جرات‌ورزانه صحبت می‌کنند این پیام را به دیگران می‌دهند که به خود ایمان دارند. نه خیلی کمرو هستند و نه خیلی زورگو. آن‌ها می‌دانند احساسات و عقایدشان مهم است. آن‌ها اعتماد به نفس دارند.افراد جرات‌ورز راحت‌تر دوست پیدا می‌کنند. آنها به گونه‌ای ارتباط برقرار می‌کنند که به نیازهای دیگران و همچنین نیازهای خودشان احترام می‌گذارد. آنها در حل تعارضات و اختلاف نظرها بهتر عمل می‌کنند. افرادی که احترام می‌گذارند در ازای آن احترام دریافت می‌کنند.شما کدامید؟ بیش از حد منفعل؟ بیش از حد تهاجمی؟ یا درست و به اندازه؟چگونه متوجه می‌شوید در مقیاس جرات‌ورزی کجا قرار گرفته اید؟ به این نمونه‌ها توجه کنید:آ سبکی دارد که بیش از حد منفعلانه است. اگر از آ بپرسید که  چه فیلمی می‌خواهد ببیند، به احتمال زیاد می‌گوید: &quot;نمی‌دانم – تو چه چیز می‌خواهی ببینی؟&quot; او معمولاً به دیگران اجازه می‌دهد در مورد مسایل تصمیم بگیرند، اما بعداً از نگفتن آنچه می‌خواست پشیمان می‌شود. او را آزار می‌دهد که دوستانش بیشتر صحبت می‌کنند. اما وقتی آ سعی می‌کند وارد گفتگو شود، آنقدر آرام صحبت می‌کند که دیگران بدون اینکه متوجه شوند او را نادیده می‌گیرندسبک ب بیش از حد تهاجمی است. ب هیچ مشکلی در بیان نظرش ندارد. اما این کار را با صدای بلند و سرسختانه انجام می‌دهد. ب بر گفتگو مسلط است، اغلب حرف دیگران را قطع می کند و به ندرت گوش می‌دهد. اگر او با شما مخالف باشد، به شما می‌گوید – اما عمدتا با کنایه یا تحقیر. او به رئیس‌مآبی و بی ‌ملاحظگی شهرت دارد.پ سبک جرات‌ورزانه ای دارد. وقتی از پ نظر می‌خواهی، صادقانه می‌گوید. اگر با شما مخالف باشد، نظرش را می‌گوید - اما به گونه‌ای که شما را ناامید نکند یا حس بدی پیدا نکنید. پ به نظر شما هم علاقمند است. او به حرف‌های شما گوش می‌دهد. حتی زمانی که پ با شما مخالف است، همچنان احساس می‌کنید که او به دیدگاه شما احترام می‌گذارد.مشکلات بیش از حد منفعل بودنافرادی که بیش از حد منفعلانه رفتار می‌کنند اغلب در نهایت احساس می‌کنند که از آنها سوء استفاده شده است. آنها ممکن است عصبانی یا رنجیده خاطر شوند.وقتی آنچه را که فکر و احساس می‌کنید بیان نمی‌کنید، دیگران آن طور که باید شما را نمی‌شناسند یا درک نمی‌کنند و از نظرات یا ایده‌های شما استفاده نمی‌برد.اگر احساس کنید که نظرات یا احساسات شما اهمیتی ندارند، نتیجه می‌تواند کاهش اعتماد به نفس شما باشد و شانس دریافت شناخت و بازخورد مثبت برای ایده‌های خوبتان را از شما بگیرد. حتی می‌تواند منجر به احساس افسردگی در شما شود.مشکل بیش از حد تهاجمی بودنافرادی که بیش از حد تهاجمی رفتار می‌کنند، در حفظ دوستی‌ها با مشکل مواجه می‌شوند. آنها ممکن است بر مکالمات تسلط داشته باشند یا نظرات خود را بیش از حد جسورانه و قاطعانه بیان کنند و به این ترتیب باعث شود دیگران احساس کنار گذاشته شدن یا بی‌احترامی پیداکنند.افراد با سبک رفتار تهاجمی ممکن است دیگران را وادار کنند تا کارها را به شیوه آن‌ها انجام دهند، اما بسیاری از اوقات در نهایت طرد یا منفور می شوند. آن‌ها اغلب احترام دیگران را از دست می‌دهند.چرا همه جرات‌ورزانه رفتار نمی‌کنند؟چرا برخی افراد سبک‌های ارتباطی جرات‌ورزانه دارند در حالی که دیگران منفعل‌تر یا تهاجمی‌تر هستند؟ بخشی از آن صرفا به شخصیت ما بازمی‌گردد. بخشی دیگر عاداتی است که در خود ایجاد می‌کنیم یا تجربیاتی که از سرگذرانده‌ایم. اما علاوه بر این‌ها با مشاهده رفتار دیگران، به ویژه افرادی که ما را بزرگ می‌کنند، است که می‌آموزیم جرات‌ورزانه، منفعل یا تهاجمی باشیم .موارد زیر می تواند باعث شود افراد بیش از حد منفعلانه عمل کنند:عدم اعتماد به خود یا ارزش نظراتشاننگرانی بیش از حد در مورد راضی کردن دیگران یا دوست داشتنی بودننگرانی از مخالفت یا عدم پذیرش عقاید و نظراتشان توسط دیگرانحساسیت  و زودرنجی نسبت به انتقاد یا آسیب ناشی از تجربیات گذشته در زمانی که ایده‌های آن‌ها نادیده گرفته شده یا رد شده است.عدم توسعه مهارت های جرات‌ورزیموارد زیر می تواند باعث شود افراد بیش از حد تهاجمی رفتار کنند:اعتماد به نفس بیش از حدتمرکز بیش از حد بر برآورده کردن نیازهای خود و بیان نظرات خودیاد نگرفتن احترام به نظرات دیگران یا در نظر گرفتن نیازهای آنهایاد نگرفتن مهارت های شنیداری یا نحوه نظرخواستن از دیگرانآنچه که می تواند افراد را به رفتار جرات‌ورزانه سوق دهد عبارتند از:اعتماد به نفسباور به اینکه نظراتشان به حساب می‌آید، ایده ها و احساساتشانمهم است و آنها حق ابراز وجود دارند.انعطاف پذیر بودن (توانایی مقابله با انتقاد، طرد شدن، و شکست)احترام گذاشتن به اولویت‌ها و نیازهای دیگرانداشتن افرادی به عنوان الگو برای رفتار جرات‌ورزانهدانستن اینکه در گذشته ایده‌های آنها مورد استقبال قرار گرفته یا به جرات‌ورزی آنها پاداش داده شده است.چگونه جرات‌ورزانه‌تر رفتار کنیمجرات‌ورزی به تمرین برخی مهارت های ارتباطی و داشتن نگرش درونی درست بستگی دارد.برخی از افراد به طور طبیعی مهارت بیشتری در جرات‌ورزی دارند. دیگران به تمرین بیشتری نیاز دارند. اما همه می‌توانند پیشرفت کنند.اما چگونه:با در نظر گرفتن اینکه کدام سبک ارتباطی (جرات‌ورزانه، منفعلانه یا تهاجمی) به شما نزدیکتر است، شروع کنید. سپس تصمیم بگیرید که آیا باید روی کمتر منفعل بودن، کمتر تهاجمی بودن یا صرفاً نیاز به ایجاد سبک طبیعی جرات‌ورزانه خود کار کنید.برای کار بر روی کمتر منفعل بودن و جرات‌ورزی بیشتر:به آنچه فکر می کنید، احساس می کنید، می خواهید و ترجیح می دهید توجه کنید. قبل از اینکه بتوانید آنها را به دیگران بگویید باید خودتان از این موارد آگاه باشید.توجه کنید که آیا در جواب چه می خواهی؟ می‌گویید &quot;نمی دانم&quot;، &quot;برایم مهم نیست&quot; یا &quot;مهم نیست&quot;. همینجا مچ خود را بگیرید. تمرین کنید که بگویید چه چیزی را ترجیح می دهید، به خصوص در مورد چیزهایی که اهمیت چندانی ندارند. به عنوان مثال، اگر کسی بپرسد: &quot; سبز دوست داریدیا قرمز؟&quot; می توانید بگویید، &quot;من سبز را ترجیح می دهم - ممنون.&quot;درخواست کردن را تمرین کنید. به عنوان مثال: &quot;میشه لطفا یک قاشق به من بدهید؟&quot; &quot;من به یک خودکار نیاز دارم - آیا کسی یک قلم اضافی دارد؟&quot; &quot;میتونی یه صندلی برای من نگه داری؟&quot; این کار مهارت ها و اعتماد به نفس شما را برای زمانی که نیاز به درخواست موارد مهمتری دارید افزایش می‌دهد.نظر بدهید. بگویید آیا فیلمی را که دیدید دوست داشتید یا نه و چرا.استفاده از جملات &quot;من&quot; مانند: &quot;من می خواهم...&quot; &quot;من ترجیح می دهم...&quot; یا &quot;من احساس می‌کنم...&quot; را تمرین کنید.الگویی پیدا کنید که در رفتار جرات‌ورزانه خوب باشد - نه خیلی منفعل و نه خیلی تهاجمی. ببینید آیا می توانید بهترین ویژگی های آن شخص را تقلید کنید.به خود یادآوری کنید که ایده ها و نظرات شما به اندازه نظرات دیگران مهم است. دانستن این موضوع به شما کمک می کند جرات‌ورزانه رفتار کنید. جرات‌ورزی با این نگرش درونی شروع می شود که برای خود به همان اندازه که برای دیگران ارزش قائل هستید ارزش قائل شوید.برای کار بر روی کمتر تهاجمی بودن و جرات‌ورزی بیشتر:سعی کنید اجازه دهید اول دیگران صحبت کنند.حواستان به  پریدن وسط حرف دیگران باشد. مچ خودتان را بگیرید و بگویید: &quot;متاسفم - ادامه بده!&quot; و اجازه دهید طرف مقابل صحبتش را تمام کند.نظر شخص دیگری را بپرسید، سپس به پاسخ گوش دهید.وقتی مخالفت می کنید، سعی کنید بدون اینکه دیدگاه طرف مقابل را نادیده بگیرید، این  کار را انجام دهید. به عنوان مثال، به جای گفتن: &quot;این یک ایده احمقانه است&quot;، بگویید: &quot;من واقعاً آن ایده را دوست ندارم.&quot; یا به جای این که بگویید: &quot;او خیلی احمق است&quot;، جایگزین کنید: &quot;من فکر می کنم او بی‌ملاحظه است.&quot;الگویی پیدا کنید که در رفتار جرات‌ورزانه خوب باشد - نه خیلی منفعل و نه خیلی تهاجمی. ببینید آیا می توانید بهترین ویژگی های آن شخص را تقلید کنید.حتی افراد ذاتاً جرات‌ورز نیز می‌توانند مهارت های خود را بسازند و گسترش دهند. برای بهبود یک سبک طبیعی جرات‌ورزانه:الگویی پیدا کنید که در رفتار جرات‌ورزانه خوب باشد - نه خیلی منفعل و نه خیلی تهاجمی. ببینید آیا می توانید بهترین ویژگی های آن شخص را تقلید کنید. (متوجه خواهید شد که این همان نکته ای است که ما برای کمک به دیگر سبک‌ها هم ارائه می دهیم. دلیلش این است که ما هرگز از یادگیری دست نمی کشیم!)توجه کنید که کجا در جرات‌ورزی بهتر عمل می کنید. رفتار افراد در موقعیت های مختلف متفاوت است. برای بسیاری افراد رفتار جرات‌ورزانه در  برخی موقعیت‌ها(مثلا نزد دوستان) آسان‌تر، اما در موقعیت‌های دیگر (مثلا در رابطه با معلمان یا در ملاقات با افراد جدید) چالش‌برانگیزتر است. در موقعیت‌های سخت‌تر، سعی کنید به این فکر کنید که: &quot;اگر دوست نزدیکم بود به او چه می‌گفتم؟&quot;وقتی جرات‌ورزانه صحبت می کنید، نشان می دهید که به خودتان ایمان دارید. ایجاد جرات‌ورزی یک قدم برای تبدیل شدن به بهترین خود شماست، فردی که می‌خواهید باشید!منبع: kidshealth.org</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Sun, 09 Apr 2023 16:09:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور مفاهیم شی گرایی را برای یک کودک توضیح دهیم؟ - قسمت سوم: Inheritance</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B4%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-inheritance-udjrj3ezktp5</link>
                <description>قسمت سوم: وراثت (Inheritance)تا به اینجا دیدیم که چطور کپسوله‌سازی و انتزاع (Abstraction) در توسعه و نگهداری یک مجموعه کد بزرگ به کمک ما می‌آیند.اما یک مشکل شایع دیگر هم در طراحی شی گرا وجود دارد: اشیا اغلب بسیار شبیه به هم هستند و منطق مشترکی دارند. اما کاملا یکسان نیستند.پس چطور از منطق مشترک دوباره استفاده کنیم -بدون اینکه دوباره آن‌ها را کدنویسی کنیم- و منطق منحصر به فرد را به کلاس دیگری انتقال دهیم؟  وراثت راهی برای رسیدن به این هدف است. وراثت یعنی شما یک کلاس (فرزند) را از یک کلاس دیگر (پدر) بگیرید. بنابراین در اینجا یک سلسله مراتب تشکیل می‌دهیم.کلاس فرزند تمام متدها و propertyهای کلاس پدر (بخش مشترکِ منطق) را به ارث برده و مجددا استفاده می‌کند -بدون نیاز به نوشتن دوباره آن‌ها- و می‌تواند منطق خاص خود (بخش منحصر به فردِ منطق) را هم داشته باشد و پیاده‌سازی کند.به عنوان مثال:اگر در برنامه‌ای معلم‌های خصوصی و عمومی و همچنین افراد دیگری مانند دانش‌آموزان داشته باشد، ما می‌توانیم این سیستم را به صورت سلسله‌مراتبی و با استفاده از وراثت پیاده‌سازی کنیم. به این صورت که هم معلم و هم دانش‌آموز یک نوع شخص &quot;Person&quot; هستند و بنابراین می‌توانند از آن ارث‌بری کنند.در این روش، هر کلاسی فقط آنچه را نیاز دارد اضافه می‌کند و در مورد منطقِ مشترک از پیاده‌سازی‌های کلاس پدر استفاده می‌کند -و خود مجددا آن را پیاده‌سازی نمی‌کند-قسمت اول را اینجا و قسمت دوم را اینجا بخوانید.</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Tue, 01 Dec 2020 12:30:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Difference Between API and Web Service</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/difference-between-api-and-web-service-koa7gcwimher</link>
                <description>وب سرویس و API(Application Programming Interface)، هر دو به عنوان ابزار ارتباطی عمل می‌کنند. تنها تفاوت این دو در این است که: یک وب سرویس، تعامل بین دو ماشین را در یک شبکه تسهیل می‌کند؛ ولی یک API به عنوان رابط بین دو اپلیکیشن مختلف عمل می‌کند تا بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.یک API روشی است که برای وندورهای ثالث که بتوانند برنامه هایی بنویسند که به راحتی با سایر برنامه ها ارتباط برقرار کنند. یک وب سرویس به نحوی طراحی شده است تا دارای یک رابط با فرمت قابل پردازش ماشین باشد که معمولا به &quot;زبان توصیفی وب سرویس (WSDL)&quot; مشخص می‌شود. معمولا، &quot;HTTP&quot; پروتکل متداول برای ارتباط است. وب سرویس از SOAP، REST و XML-RPC نیز به عنوان وسیله ارتباطی بهره می‌برد. API قادر است از هر وسیله ارتباطی برای ایجاد تعامل میان اپلیکیشن‌ها استفاده کند.یک API روش‌هایی دقیق برای تعامل یک برنامه نرم‌افزاری با سایر برنامه‌ها مشخص می‌کند. زمانی که این تعامل میان برنامه‌ها شامل ارسال اطلاعات بر روی یک شبکه باشد، وب سرویس وارد صحنه می‌شود. یک API عموما شامل فراخوانی توابع از یک برنامه نرم‌افزاری است.در مورد برنامه های وب، API مورداستفاده مبتنی بر وب است. اپلیکیشن‌های دسکتاپ مانند صفحات گسترده و اسناد Word از VBA و API های مبتنی بر COM که شامل سرویس وب نیستند، بهره می‌برند. یک اپلیکیشن سمت سرور مانند جوملا ممکن است از یک API مبتنی بر PHP در سرور استفاده کند که نیازی به وب سرویس ندارد.وب سرویس صرفا یک API است که درون HTTP پیچیده شده است. همیشه نیازی نیست که یک API مبتنی بر وب باشد. یک API شامل مجموعه کاملی از قوانین و مشخصات است که یک برنامه نرم‌افزاری به منظور تسهیل تعامل، آن‌ها را دنبال می‌کند. در حالی که یک وب سرویس ممکن است شامل مجموعه ای کامل از مشخصات نباشد و گاه احتمال دارد قادر به انجام تمام وظایفی که از یک API کامل برمی‌آید، نباشد.به روش های مختلفی API ها می توانند مورد استفاده قرار گیرند، شامل: اشیا COM و DLL , فایل‌های H. در زبان برنامه نویسی C++ / C، فایل های JAR یا RMI در جاوا، XML روی HTTP، JSON روی HTTP و غیره. روش استفاده شده توسط وب سرویس برای استفاده از API حتما از طریق یک شبکه است.خلاصه1. تمام وب سرویس‌ها، API ها هستند، اما تمام APIها وب سرویس نیستند.2. وب سرویس ممکن است تمام قابلیت‌های API را دارا نباشد.3. وب سرویس فقط از سه شیوه برای ارتباطات استفاده می‌کند: SOAP، REST و XML-RPC  در حالی که API می‌تواند از هر شیوه‌ای برای ارتباط بهره ببرد.4. وب سرویس برای عملیات خود همیشه نیاز به یک شبکه دارد، در حالی که API نیازی به آن ندارد.5. یک API ارتباط مستقیم با یک برنامه را تسهیل می‌کند، در حالی که یک وب سرویس از طریق شبکه با دو ماشین تعامل دارد.6. وب سرویس، مانند Url های پیشرفته است ولی API رابط برنامه‌ریزی شده است.7. درست مانند یک برنامه، API شامل کلاس و اینترفیس‌هایی است.8. وب سرویس شکلی از API است.9. یک API توسط برنامه‌نویس برای ایجاد ارتباط میان اپلیکیشن‌های نرم‌افزاری استفاده می‌شود. این رابط می‌تواند چندین شکل و صورت داشته باشد، وب سرویس فقط یکی از این موارد است.10. وب سرویس انواع مختلفی دارد: SOAP (Simple Object Access Protocol) یکی از رایج‌ترین آن‌هاست. API شکلی از توصیف سرویس (WSDL) را دریافت می‌کند که برای تولید خودکار کد برنامه‌ای که اتصال را ایجاد می‌نماید، به کار می‌رود.</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Mon, 30 Nov 2020 18:46:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور مفاهیم شی گرایی را برای یک کودک توضیح دهیم؟ - قسمت دوم: Abstraction</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B4%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-abstraction-dktcafu6t3pp</link>
                <description>انتزاع (Abstraction)انتزاع را می‌توان دنباله طبیعی کپسوله‌سازی دانست.در طراحی شی‌گرا، برنامه‌ها اغلب بسیار بزرگند. و اشیای جداگانه بسیار با یکدیگر در ارتباط هستند. بنابراین نگهداری یک مجموعه کد بزرگ، به مدت چندین سال - با تمام تغییراتی که در طول مسیر اعمال می‌شود - دشوار است.هدف مفهوم انتزاع، کمک به رفع این مشکل است.اعمال انتزاع به این معنی است که هر شی تنها باید یک سازوکار سطح بالا برای استفاده از خود ارائه دهد.این سازوکار باید جزییات پیاده‌سازی داخلی را پنهان کند. این سازوکار باید صرفا عملیات مرتبط با سایر اشیا را در معرض نمایش قرار دهد و آشکار سازد.یک دستگاه قهوه‌ساز را درنظر بگیرید. این دستگاه برای درست کردن قهوه در &quot;داخل محفظه‌اش&quot; کارهای زیادی انجام می‌دهد و صداهای متفاوتی ایجاد می‌کند. اما تمام آنچه شما برای کار کردن با آن باید بدانید ریختن قهوه و فشردن یک دکمه است. قهوه‌ساز فقط موارد مورد نیاز شما - دکمه و محفظه ریختن قهوه - را به شما نشان می‌دهد و جزییات نحوه آماده‌سازی قهوه را از شما پنهان می‌کند.در صورت امکان، استفاده از این سازوکار باید ساده بوده و در طی زمان به ندرت تغییر کند. به این مطلب به صورت مجموعه‌ای از متدهای public که هر کلاسی بدون &quot;دانستن&quot; نحوه کار آن‌ها، می‌تواند فراخوانی کند نگاه کنید.یک مثال واقعی و ملموس دیگر از انتزاع نحوه استفاده شما از تلفن همراه‌تان است.تلفن‌های همراه پیچیده‌اند، اما استفاده از آن‌ها آسان است.شما تنها با استفاده از چند دکمه با تلفن همراه‌تان کار می‌کنید. وقتی دکمه‌ای را فشار می‌دهید در پشت پرده چه اتفاقاتی می‌افتد؟ نیازی نیست بدانید. جزییات پیاده‌سازی از دید کاربر پنهانند. برای استفاده از تلفن کافی است مجموعه‌ای محدود از دستورالعمل‌ها را یاد بگیرید.تغییرات پیاده‌سازی - به عنوان مثال به‌روزرسانی یک نرم‌افزار - به ندرت بر انتزاعی که شما از آن استفاده می‌کنید تاثیر می‌گذارد. به عنوان مثال برای شماره‌گیری صفحه‌ای از شماره‌ها همراه دکمه‌هایی برای تماس یا جستجو یا اسپیکر در دسترس شماست. گرچه ممکن است ظاهر این صفحه تغییر کند اما این مفهوم کلی در تمام تلفن‌ها برقرار است.قسمت اول را اینجا بخوانید.</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Mon, 30 Nov 2020 15:09:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور مفاهیم شی گرایی را برای یک کودک توضیح دهیم؟ - قسمت اول: encapsulation</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B4%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-rzi5d9iijjid</link>
                <description>قسمت اول: کپسوله‌سازی (encapsulation)4 اصل برنامه‌نویسی شی‌گرا عبارتند از: کپسوله‌سازی (encapsulation )، انتزاع (abstraction )، وراثت (inheritance )، و چندریختی (Polymorphism)این کلمات ممکن است برای یک برنامه‌نویس تازه‌کار ترسناک و پیچیده به نظر بیاید. خصوصا با تعاریف عریض و طویل ویکیپدیا که گاهی باعث سردرگمی بیشتر می‌شوند.به همین دلیل در اینجا قصد داریم توضیحی ساده، مختصر و واضح از هر کدام از این اصول ارائه دهیم. طوری که انگار قصد توضیح آن به یک کودک را داریم.کپسوله‌سازیفرض کنید من برنامه‌ای دارم. این برنامه دارای اشیایی با منطق مختلف است که با توجه به قوانینی که در برنامه تعریف شده است، با یکدیگر ارتباط دارند.کپسوله‌سازی زمانی حاصل می‌شود که هر شی، درون کلاس، وضعیت  (state) خود را private نگاه دارد. سایر اشیا دسترسی مستقیم به این وضعیت ندارند. در عوض، تنها می‌توانند لیستی از توابع public که متد نامیده می‌شوند، فراخوانی کنند.بنابراین، شی مورد نظر، وضعیت خود را از طریق متدها مدیریت می‌کند و هیچ کلاس دیگری حق تاثیر گذاشتن بر آن را ندارد مگر اینکه به طور صریح به آن اجازه داده شده باشد. اگر بخواهید با شی ارتباط برقرار کنید، باید از متدهای ارائه شده استفاده نمایید. اما (به طور پیش فرض)، امکان تغییر وضعیت را ندارید.بیایید یک بازی انجام دهیم. این بازی شامل آدم و گربه است. آن‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند. قصد ما اجرای کپسوله‌سازی است پس تمام منطق گربه را درون کلاس Cat کپسوله می‌کنیم. نتیجه ممکن است چنین چیزی باشد:شما می‌توانید به گربه غذا دهید، اما نمی‌توانید مستقیما تعیین کنید که این گربه چقدر گرسنه است.در اینجا &quot;وضعیت&quot; گربه شامل متغیرهای private زیر است:mood، hungry  و energyکلاس گربه همچنین دارای متد private ای است به نام ()meow. گربه می‌تواند هر زمان که بخواهد این تابع را فراخوانی کند و کلاس‌های دیگر (آدم‌ها) نمی‌توانند به گربه بگویند که چه زمانی میو کند. تنها کارهایی که می‌توانند، در متدهای public  زیر تعریف شده است:sleep()، play()و feed(). هر کدام از آن‌ها وضعیت داخلی گربه را تغییر می‌دهند و ممکن است متد میو را فراخوانی کنند. بنابراین چفت و بست (binding ) میان وضعیت private  و متدهای public  ایجاد شده است.کپسوله‌سازی این است.قسمت دوم: Abstractionقسمت سوم: Inheritanceمنبع: مدیوم</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Sat, 28 Nov 2020 19:40:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف گذاری به روش اسمارت (SMART)</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA-smart-v0nfcqirt466</link>
                <description>ما هدف هایی داریم و می خوایم که به اون ها برسیم. معنای موفقیت برای ما رسیدن به اهدافمونه. اما چطور به اهدافمون برسیم؟ به چه روشی؟هدف گذاری به روش اسمارتروی کاغذ آوردن هدف هاست که اون ها رو از آرزوی صِرف بودن متمایز می کنه. در واقع باید اول هدف ها رو تنظیم کنیم و بعد بر اساس اون اهداف یه برنامه اقدام داشته باشیم و مطابقش عمل کنیم.تا وقتی دقیق ندونیم اهدافمون چی هستند، نمی تونیم به مرحله بعدی، یعنی اقدام، بریم.روش اسمارت، روشی بسیار خوب و حتی میشه گفت حیاتی برای تعیین اهداف ماست.اسمارت (SMART) اختصار این کلماته:Specific: مشخص، Measurable: قابل اندازه گیری، Attainable: دست یافتنی، Realistic: واقع گرایانه،/Relevant: مرتبطTimely/Time Bound: در محدوده زمانی مشخصمشخص: آیا دقیقا و با تموم جزییات می دونیم می خوایم به دست بیاریم؟اهداف باید خوب و واضح تعریف بشن و مبهم و کلی نباشند. شانس رسیدن به یک هدف مشخص بسیار بیشتر از یک هدف کلیه. برای تعیین یک هدف مشخص باید اول به این سوال ها جواب بدید:چه کسی؟ :          چه کسی در این هدف درگیر است؟چه چیزی؟:          چه چیزی می خوام به دست بیارم؟کجا؟:                  یک مکان رو مشخص کنید.کِی؟:                   یک پنجره زمانی مشخص کنید.چرا؟:                   دلایل و مزایای مشخص رسیدن به این هدف.مثلا &quot;می خوام خوش هیکل بشم&quot; یه هدف کلیه، اما &quot;3 روز در هفته می رم باشگاه&quot; یه هدف مشخص به حساب میاد.قابل اندازه گیری: برای هر هدفی که تعیین می کنید، یک معیار درنظر بگیرید تا بشه اندازه گرفت که چقدر به هدفتون نزدیک شدید و پیشرفتتون چقدر بوده.اهدف قابل اندازه گیری به این معنیه که دقیقا بدونید در زمان دستیابی به هدف چه چیزی خواهید دید، شنید و احساس خواهید کرد، به این معنا که اهدافتون رو به عناصر قابل اندازه گیری بشکنید. به شواهد واقعی نیاز دارید. خوشحالتر بودن شاخص مناسبی نیست.اندازه گیری اهداف همچنین به شما این امکان رو می ده که ببینید این اون چیزی بوده که دقیقا میخواستید یا نه.برای اینکه بفهمید هدفتون قابل اندازه گیری هست یا نه از خودتون بپرسید؟ چقدر؟ چه اندازه؟ چطور می فهمم که رسیدم؟دست یافتنی: وقتی شما برای خودتون اهدافی تعیین می کنید در واقع در حال ترسیم تصویر خودتون هستید. این تصویر تا چه اندازه واقع گرایانه است؟ چقدر منطبقه بر تونایی های شما؟ بررسی کنید و ببینید که آیا هدف مورد نظرتون برای شما واقعا قابل دستیابی باشد. سبک و سنگین کنید و ببینید تلاش، زمان و دیگر هزینه هایی که برای رسیدن به هدفتون در مقابل فواید، تعهدات و اولویت های دیگه زندگیتون صرف می کنید ارزش داشته باشد.اگر زمان، پول و استعداد رسیدن به هدفی را نداشته باشید قطعاً شکست خواهید خورد. اما به این معنی نیست که شما نمی‌توانید چیزی را که غیرممکن به نظر می رسد انتخاب کنید، هوشمندانه برای آن برنامه ریزی کنید و به آن جامه عمل بپوشانید.فقط خودتون می تونید برآورد کنید که این هدف برای &quot;شما&quot; دست یافتنی هست یا نه.واقع گرایانه: یه هدف می تونه همزمان بلندپروازانه و واقع گرایانه باشه. شما تنها کسی هستید که می تونید تعیین کنید هدفتون چقدر بالا باید باشه.نکته جالبی که وجود داره اینه که رسیدن به اهداف بلندپروازانه معمولا راحت تره، چون انگیزه آدم بیشتره و در نتیجه بیشتر هم تلاش می کنه.واقعا تعیین اینکه هدفی برای &quot;شما&quot;واقع گرایانه هست یا نه کار خیلی سختیه. خیلی کارها که از نظر دیگران غیرممکن بود، توسط افرادی انجام شده. شاید تنها راه این باشه که ببینید آیا خودتون به واقع گرایانه بودن هدفتون ایمان دارید؟ و آیا قبلا کاری شبیه به این انجام دادید یا نه.مرتبط بودن: آیا هدفتان به شما مرتبطه؟ شما می‌خواهید فرد معروف و مشهوری در سراسر جهان شوید، یا شرکتی چند ملیتی داشته باشید، و یا حتی شغلی پر مشغله داشته باشید؟ برای تصمیمی که گرفته اید خصوصیات فردی را در نظر گرفته اید، یا گروهتون به اون اندازه بزرگ هست و قابلیت های گروهی رسیدن به اون هدف را دارد؟ سوال اصلی این است که چرا می‌خواهید به آن هدف برسید؟ چه قصدی پشت آن هدفه و واقعا با رسیدن به اون هدف، مقصود برآورده می شه؟در محدوده زمانی مشخص: اگر محدوده زمانی مشخص نکنیم، نیازی به اقدام حس نمی کنیم و با خودمون می گیم &quot;بالاخره&quot; یا &quot;یه روزی&quot; انجامش می دم و این یه روزی تا ابد ادامه پیدا می کنه.</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Sat, 07 Apr 2018 17:30:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه سمینار بدهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-r1gghxeynzvp</link>
                <description>اصل، نتیجه کار است.در سمینار دادن، هدف پایانی را دنبال کن ( خوب گفتن فرع قضیه است) مثلا هدف پایانی یک سمینار علمی، افزایش علم مخاطبین است و اصل قضیه، رضایتمندی مخاطبین &quot;متناسب&quot; با موضوع است.چندین مرحله برای ارائه یک سمینار موفق باید طی شود:1-  سمینار را کامل آماده کنید  اطلاعات اولیه تهیه کنید.یک پوشه اطلاعاتی تهیه کنید.سمینار خود را فصل بندی کنید.به اندازه کافی تحقیق کنید.متن کامل سمینارتان را بنویسید ( و زمانبندی کنید)یادداشت های شخصی تهیه کنید ( خطاب به خودتان برای یادآوری و ...)تمرین کنید. 2- خودتان را برای اراه سمینار آماده کنیدلباس های راحت با رنگ های خنثی ( خاکستری، مشکی، سفید) بپوشید. سِن ارائه هم ترجیحا ساده باشد.از زیورآلات تا حد امکان استفاده نکنید. ( در واقع باید سعی کنید از پرت شدن حواس مخاطبان با ظواهر جلوگیری کنید)وعده غذایی پیش از سمینار را سبک و پرکالری بخوریدنگرش مثبت به خود و سمینارتان داشته باشید.پیش از سمینار از رویارویی با افرادی که به شما انرژی منفی می دهند اکیذا و جدا خودداری کنید.3-هیجان خود را کنترل کنید.هیجان خوب، باعث شور و نشاط و تمرکز و جذبه می شود.اما هیجان بد، تمرکز، حضور ذهن و اعتماد به نفس را می کاهد.4- ایده های خودتان را ارائه دهیدهدف شما از برگزاری سمینار، ارایه ایده هایتان است.از نقل قول های بی نام و نشان خودداری کنید.مسئولیت صحت هر حرفی که می زنید، با شماست (حتی اگر از شخصی نقل قول کنید)ایده های دیگران را بی جهت تایید یا تکذیب نکنید5- توجه مخاطبین را حفظ کنیدزمانی که می توان روی یک موضوع به طور پیوسته تمرکز کرد، حداکثر 20 دقیقه است.داستان های واقعی مرتبط با موضوع تعریف کنید.نام های آشنا برای جمع و نام های مشهور را در کلامتان بگنجانید.آهنگ صدایتان را بالا و پایین ببرید و حتی گاهی اوقات سکوت کنید.از تصاویر زیبا استفاده کنیدبا مخاطبین خود پرسش و پاسخ انجام دهیدیک بیت شهر یا یک ضرب المثل و یا حتی یک لطیفه مناسب با موضوع سمینار بیان کنید.6- ترفندهای بیان مؤثرآغاز سمینار با یک لبخندارتباط چشمی با مخاطباتسرپا ایستادن و سخن گفتن&quot;قدم زدن&quot; حول نقطه اصلیمیز سخنرانی فقط محلی برای قراردادن یادداشت های شماست.زبان بدن شما از کلام شما گویاتر است.از ابراز احساسات در سمینار خود نهراسید7- عادت های کلامی را تنظیم کنیمبا استفاده از ضمایر جمع ( ما )، مخاطبین خود را شریک کنید.مطالب سمینار را در رابطه با خود و مخاطبین خود قرار دهید.واژه &quot;واقعی&quot; در تعاریف شما جادو می کند.زمان بندی سمینار را اعلام و آن را به دقت رعایت کنید.لهجه خود را حفظ کنید. ( تظاهر به بدون لهجه بودن نکنید)خودبزرگ بینی و خودکوچک بینی را رها کنید.آدامس جویدن ممنوعمطالب به شدت تخصصی که نیاز به تمرکز زیادی دارند، ارائه نکنید.ساده و مرتبط صحبت کنید.هیچ شخص یا گروهی را تحقیر نکنید.8- با مخاطبین خود در یک ارتباط دوسویه باشید.مهم ترین عامل در یک ارتباط دوسویه، پرسش و پاسخ استزمان های معینی را به سوالات مخاطبین اختصاص دهیداگر در پاسخ دادن به سوالی مشکل دارید، از سوال کننده بخواهید سوال خود را تکرار کند.اگر نمی دانید، بگویید نمی دانم.مخاطبین خود را در پرسیدن سوالات خوب راهنمایی کنید.در مواجهه با سوالات نامرتبط و سوال پیچ شدن، خونسردی خود را حفظ کنید. ( در صورت مواجه شدن با سوالات نامربوط، می توانید بگویید بعد از سمینار با شما بحث خواهم کرد یا پاسخ شما را خواهم داد. در صورت سوال پیچ شدن، رو به جمع بپرسید: آیا شما اجازه می دهید ایشان تا این حد از وقت سمینار را بگیرند؟)</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Tue, 27 Mar 2018 11:52:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا می دانی ترس یعنی چه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/fear-yks79uazkudf</link>
                <description>آیا می دانی ترس یعنی چه؟اوایلش چندان اذیت نمی شوی، خب، وجود دارد. آنجاست، ولی تو فکر می کنی که از شرش خلاص خواهی شد. سپس تلاش می کنی اصلا درباره اش فکر نکنی ولی ناگهان غافلگیرانه وجودت را فرا می گیرد، درست مثل گلوله ای که از کمین گاهی شلیک شود. بعدها تلاش می کنی از خودت دورش کنی و فکر می کنی از آن فرار کرده ای. تقریبا خوشحالی که از شرش خلاص شده ای و بعد، درست مثل اینکه در اتاقی سراسر پوشیده از آینه ایستاده باشی، می بینی از صدها زاویه مستقیما نگاهش را به چشمانت دوخته است و برگرداندن صورتتت هم هیچ فایده ای ندارد چون همیشه در مقابل چشمانت است، همیشه، همیشه...دیگر هرگز قادر نیستی از دستش فرار کنی-کام شیر، Gabor Thurzo-</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Tue, 27 Feb 2018 17:00:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید از الگوی repository استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/javacup/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-repository-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jn5apz6amnxp</link>
                <description> الگوی repository چیست؟  الگوی repository یک استراتژی برای جداسازی دسترسی به داده است. درواقع دسترسی به داده برای کدهای برنامه که با ذخیره‌سازی و بازیابی داده‌ها سر و کار دارند، ایجاد شده است.  احتمال دارد از SQL Server برای ذخیره‌سازی مجموعه‌ای از آیتم‌های لیست TO-DO در یک جدول استفاده کنید.به این ترتیب باید کدی بنویسید که به نحوی با SQL Server ارتباط برقرار کند، مثلا با استفاده از Entity Framework، Dapper یا با برخی کتابخانه‌های پیش ساخته NET..  بنابراین احتمالا کد شما چیزی شبیه این است: این کد واسطه میان اشیای لیست شما و ورودی‌های سطرهای جدول TodoItem در پایگاه داده SQL Server   است.به همین سادگی. پس چرا باید یک الگوی خارجی برای جداسازی داده‌ها وجود داشته باشد؟  چرا لایه داده‌ها را جدا می‌کنیم؟  واضح‌ترین دلیل این است که سعی می‌کنیم کدهای تکراری را کاهش دهیم.فرض کنید کد یکسانی را چندین بار نوشته‌اید. یک بار در API، تا API بتواند موارد  Todo را ذخیره کند؛ چندین بار در پشت صفحات UI تان؛ و همینطور چند جای دیگر (برای تاثیر دراماتیک ماجرا!) حالا چه می‌شود اگر هر کدام از این اتفاقات رخ دهد : 1. یک فیلد جدید به جدول TodoItem در SQL Server اضافه شود.2. شرکت تصمیم می گیرد به MySQL مهاجرت کند.3. نوشتن unit test را نادیده گرفته‌اید و از همین حالا بخواهید شروع کنید. در هر یک از این موارد، برای اعمال این تغییرات باید کارهای زیادی انجام دهید. هر تغییری در جداول پایگاه داده، نیازمند تغییر در هر قسمت از برنامه که آیتم‌ها را در آن جدول ذخیره می‌کند، است. تغییر به MySQL نیازمند بازنویسی کامل است، زیرا کد، شما را داخل SQL Server زندانی کرده است. بسیار بد و بسیار پُر ریسکرنجشی که با تغییر کابل شارژ اپل ایجاد شد، به یاد دارید؟ هزینه و زمان زیادی برای لوازم جانبی یک نوع خاص صرف کرده اید و همه ی آن ناگهان دور ریخته شده است. ممکن است آیفون  روزی به سمت USB-C برود و دنیای آیفون و اندروید در وادی لوازم جانبی مشترک dongle-free متحد شوند.  به همین دلیل است که باید از الگوی repository استفاده کنید. این کار مثل قرار دادن یک رابط عمومی میان برنامه‌تان و داده‌های شماست، به این ترتیب مهم نیست از چه تکنولوژی ذخیره‌سازی استفاده می‌کنید. همه آنچه برنامه شما نیاز دارد آیتم‌های لیست Todo است، پس نباید درگیر این باشد که داده‌ها کجا ذخیره شده‌اند یا از کجا می‌آیند.  پس حالا به جای کد بالا، چیزی شبیه به این دارید:  //pseudocode!

todoRepository.save(todo);حالا اگر هر کدام از تغییرات بالا مورد نیاز باشد، کافی است کد پشت متد save ریپازیتوری را تغییر دهید.  ممکن است یک واسط پایگاه داده داشته باشید که کد INSERT را برای SQL Server پیاده‌سازی می‌کند، اما این مانعی برای تغییر به MySQL یا یک مکانیزم ذخیره‌سازی API خارجی به وجود نخواهد آورد.  آیا دلیلی برای استفاده نکردن از repository وجود دارد؟  برخی دلایلی که به نظر من می رسد:اگر پروژه شما کوچک است و واقعا نیازی به تغییرات ساختاری بزرگ در سطح داده‌ها ندارد از repository استفاده نکنید. برای  پروژه‌های جانبی یا برنامه‌های آزمایشی؟ وقتی دسترسی به داده‌ها ثابت است، زمان خود را صرف نوشتن کد repository نکنید.  دلیل دیگر ممکن است این باشد که روی برنامه‌ای کار می کنید که از استراتژی متفاوتی استفاده کرده است.  اگر بر روی پروژه ای قدیمی کار می کنید که از الگوی متفاوتی استفاده ‌کرده است، الگوها را ادغام نکنید مگر اینکه قصد جدا کردن تکنولوژی دسترسی به داده‌ها را داشته باشید. منبع: https://purple.pizza/why-should-you-use-the-repository-pattern/</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Mon, 26 Feb 2018 16:13:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ولنتاین</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%D9%88%D9%84%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86-uhotkxhxhggd</link>
                <description>بعضی روزا عناوین خاصی دارن و آدمو تشویق می کنند که جور دیگه ای بهشون نگاه کنه و انتظار خاصی داشته باشه.یه بار منتظر هیجان خاص اون روز می مونی و برآورده نمیشه یا حتی میشهدوبارسه باربعد دیگه عادی میشه.چند تا ولنتاین رو با عشق و تعداد بیشتری رو بدون عشق گذروندم. هیچ کدومش معنی خاصی نداشت. یعنی اساسا هیچ 24 ساعتی نمی تونه خیلی خاص باشه مگر اینکه مقدمات و مؤخراتی داشته باشه.امروز برای من روزی است مثل همه روزها</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2018 19:37:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرغابی</title>
                <link>https://virgool.io/@MahdieYousefi/%D9%85%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-p41ygyjh4zaa</link>
                <description>گاهی اشیا معنی خاصی برای آدم ها پیدا می کنند.مخصوصا وقتی آدم بچه است و تخیلاتش قوی اند. می تواند یک شی را به هزار چیز ربط دهد و آن را در ذهنش پررنگ کند.شکلات خوری مرغابی هم برای ما همین حکم را داشت.زنده بود، زندگی می کرد. مادر بچه مرغابی هایی بود که ما نقاشی می کشیدیم، می بریدیم و با دست پشت سرش نگه می داشتیم.مرغابی و بچه هایش روی فرش شنا می کردند و حتی دم هاشان هم تکان می خورد.آن &quot;مرغابی&quot; سال ها زنده بود، بعد ما بزرگتر شدیم و یک روز آن &quot;شکلات خوری&quot; شکست.</description>
                <category>مهدیه</category>
                <author>مهدیه</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2018 17:56:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>