<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هیوا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mahmoudbarati</link>
        <description>معرفی افراد سرشناس کشور</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:11:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1076975/avatar/k5BY6Z.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هیوا</title>
            <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati</link>
        </image>

                    <item>
                <title>محمودبراتی تحقیق توانمندسازی</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-b1lbjgzvmkvx</link>
                <description>
مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه	
درس‌هایی از اصلاحات جمال عبدالناصر در مصر
تقویت ظرفیت‌های حکمرانی مقدم بر اصلاح سیاستی
الگوی تحول اجتماعی در چارچوب نظری جوئل میگدال
متن پیش رو بخشی از مقاله «چشم‌انداز و عمل: راهبری، دولت و تحول جامعه» نوشته جوئل میگدال است که به مسئله اصلاحات و تحول اجتماعی در کشور مصر می‌پردازد. میگدال یکی از پژوهشگران برجسته در زمینه دولت‌سازی و تقویت ظرفیت‌های دولتی است. این مقاله به خوبی نگاه او در مورد شرایط و انگیزه‌های ارتقای ظرفیت‌های دولتی و شیوه پیاده‌سازی سیاست‌ها در فرآیند تحول اجتماعی در دولت‌های در حال توسعه را تشریح می‌کند. میگدال توضیح می‌دهد که ناتوانی در پیاده‌سازی سیاست‌های رسمی و وجود مراکز قدرت غیررسمی که در برابر قوانین دولت رسمی مقاومت می‌کنند نوعی بیماری فراگیر در جهان توسعه است و راه ساخت دولتی تحول‌آفرین با توجه به بسترهای نهادی هر کشور، خاص است. این یادداشت بخشی از پروژه‌ای برای تبیین مبانی نظری در جهت توضیح نقش ظرفیت‌های حاکمیتی در اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی است. این مقاله در 3 بخش ارائه می‌شود. در بخش اول مبانی نظری تکوین دولت‌های دارای توانایی ایجاد تحولات در چارچوب فکری میگدال مطرح شده است و در بخش دوم نیز کاربرد این نظریه در مورد اصلاحات در کشور مکزیک در دوره کاردناس مورد بحث قرار گرفته است. در نهایت، در این یادداشت، تغییرات در کشور مصر در دوره جمال عبدالناصر در چارچوب نظری میگدال ارائه می‌شود.

بهنام ذوقی رودسری
پژوهشگر توسعه

کارشناس پژوهشی مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه


تاریخ انتشار : ۲۹ تیر ۰۰
Copy LinkLinkedInTelegramEmailPrint

ناصر و انقلاب از بالا در مصر
براندازی نظام پادشاهی در مصر در سال ۱۹۵۲ توسط افسران آزاد برخلاف براندازی نظام کهن در مکزیک، با شورش‌های بزرگ دهقانی همراه نبود. اصلاحات ارضی عظیمی که پس‌ازآن در مصر اتفاق افتاد، در بسیج دهقانان ریشه نداشت ولی به شکلی طراحی شده بود که به چنین بسیجی منتهی شود. جمال عبدالناصر، اصلی‌ترین نیروی حامی براندازی نظام پادشاهی و رئیس جمهور آینده مصر، چشم‌اندازی در مورد یک تحول اجتماعی عظیم در مصر داشت که با نابودی عناصر فئودال در هزاران روستای کنار رود نیل آغاز می‌شد. ناصر ایده روشنی از ابزارهای نهادی مورد نیاز برای نیل به اهدافش در سر داشت. چشم‌انداز او بر اساس پیش‌فرض، یک سازمان دولتی تقویت شده و غالب بود. او امید داشت که با بازسازی دولت بتواند استراتژی‌های پایداری برای بقای مردم مصر فراهم سازد. برنامه‌های او برای غالب ساختن دولت، برخلاف کاردناس در مکزیک از فضایی نزدیک به هرج‌ومرج و جنگ داخلی نمی‌آمد بلکه در واکنش به یک سازمان ضعیف حاکم با نفوذ بیش‌ازحد زمین‌داران بزرگ بود.

به نظر می‌رسید که اصلاحات ارضی بهترین جا برای شروع یک تحول اجتماعی عظیم باشد. در مصر مالکیت زمین در دستان یک اقلیت کوچک متمرکز بود. نیم درصد از زمین‌داران کنترل بیش از یک‌سوم زمین‌های زراعی را در اختیار داشتند، درحالی‌که ۹۵ درصد از زمین‌داران مالک یک‌سوم دیگر از زمین‌ها بودند و نیمی از جمعیت روستایی زمینی نداشتند. فرآیند اصلاحات جدیدی که سنگ‌بنای تحول اجتماعی بزرگ‌تری بود که درنهایت «سوسیالیسم عرب» نام گرفت، تنها یک ماه و نیم پس از کودتای سال ۱۹۵۲ آغاز شد.

قانون اصلاحات ارضی (و تصحیح‌های بعدی آن) در ابعاد متعددی موفقیت چشمگیری داشت. این قانون، طبقه بزرگ زمین‌دار را به‌عنوان یک نیروی اجتماعی و اقتصادی در مصر و به‌عنوان یک نیروی سیاسی در قاهره از میان برداشت. کشاورزان کوچک که ۹۵ درصد از تمامی زمین‌داران را تشکیل می‌دادند، املاک خود را از یک‌سوم زمین‌های زراعی به نیمی از زمین‌های زراعی رساندند. این قانون همچنین شامل مقررات کارآمدی برای اجاره نیز می‌شد که اجاره‌بها را پایین می‌آورد و برای مستأجران حمایت قانونی فراهم می‌ساخت. درنهایت، دولت با نهادهایی به روستاهای مصر نفوذ کرد که برای روستاییان استراتژی‌های بقایی جایگزین استراتژی‌های طراحی شده توسط زمین‌داران بزرگ فراهم می‌ساخت. این نهادها شامل تعاونی‌های کشاورزی، شوراهای محلی و کمیته‌های محلی حزب سیاسی ملی ساخته ناصر می‌شدند.

اما اصلاحات ارضی در ابعادی دیگر صرفاً به تغییرات محدودی در بخش روستایی مصر منجر شدند. بازتوزیع حقیقی تنها منافع اندکی برای کشاورزان فقیر به همراه آورد. بیست سال پس از آغاز اصلاحات، دولت حدود ۱۲.۵ درصد از زمین‌های زراعی را بازتوزیع کرده بود. درمجموع، تا سال ۱۹۷۰ (یعنی سال مرگ ناصر) حدود ۹ یا ۱۰ درصد از جمعیت روستایی در نتیجه اصلاحات زمین به دست آوردند. میانگین تکه زمین توزیع شده کمتر از ۲.۵ فدّان[۱] بود (یک فدّان کمی بیشتر از یک جریب است). به‌طور میانگین در نقشه مصر هنوز کمتر زمینی بیش از یک فدّان است و دوسوم نیروی کار کشاورزی مذکر هیچ زمینی ندارند یا زمینی کمتر از یک فدّان دارند.

درحالی‌که ادارات دولتی به همه روستاها نفوذ یافتند و چهره روستاهای مصر را برای همیشه تغییر دادند، اما تمامی نهادهای دولتی تحت کنترل افرادی درآمدند که می‌خواستند قواعد خود را به روستاهای مصر تحمیل کنند و این امر با اهداف ناصر همخوانی نداشت. «تصور اینکه دولت می‌تواند زندگی روزمره کشاورزان روستایی را کنترل کند، دست بالا گرفتن قدرت کنترل دولت بر مقامات خود و همچنین بر روستاییان است… دولت هنوز توانایی تصمیم‌گیری در مورد ویژگی دقیق و رقابت بین روابط متقابل در سطح محلی را ندارد.» همانند قدرتمندان محلی در مکزیک، دهقانان متوسط و غنی در روستاهای مصر بر ادارات دولتی در سطح روستاها و کمیته‌های حزب ملی غلبه یافتند. آن‌ها تعاونی‌های کشاورزی و دیگر نهادهای جدید را به ابزارهایی برای ثروت‌اندوزی خود و شیوه‌هایی برای تحمیل قواعد بازی خود بر حیات اجتماعی روستاییان بدل کردند.



تأثیر قدرت‌های خارجی. مصر تحت حکومت ناصر در مبارزه برای تحول اجتماعی، نسبت به مکزیک دارای یک مزیت بود: ساختار مجموعه قدرت‌های بین‌المللی در زمان این مبارزه. زمانی که ناصر سیاست تحول اجتماعی از طریق سیاست‌گذاری دولتی را آغاز کرد، به دلیل کاهش مقاومت از سوی قدرت‌های جهانی و حتی از نظر حمایت‌های مثبت خارجی از بازسازی داخلی و تثبیت دولت، زمان‌بندی او ایده‌آل بود. کاهش نفوذ بریتانیا در خاورمیانه و به‌ویژه در مصر، منطقه را به منبعی برای رقابت بین دو قدرت بزرگ پس از جنگ جهانی دوم یعنی شوروی و آمریکا بدل کرد. ناصر ماهرانه از مقابله بین ابرقدرت‌ها استفاده کرد تا قدرت مانور خود را افزایش دهد و حمایت خارجی که شدیداً مورد نیاز بود را کسب کند.

ناصر حتی پیش از آن که به ریاست جمهوری برسد، سرپرست نمایندگان مذاکره با انگلیس بود که به خروج نیروهای نظامی انگلیسی از مصر منجر شد. در کنفرانس باندونگ[۲] در سال ۱۹۵۵ ناصر با ایجاد روابطی با رهبران دولت‌های آسیایی و آفریقایی به دنبال جلب حمایت برای دوره ریاست جمهوری خود بود. در سال ۱۹۵۵ که درخواست ناصر از غرب برای خرید سلاح بی‌پاسخ ماند، او با یک قرارداد خرید سلاح از چکسلواکی، شوروی را به خاورمیانه فراخواند. آمریکا با سلب حمایت از سد بزرگ اسوان[۳] که برای ناصر پروژه مهمی بود، در برابر استقلال فزاینده مصر (ازجمله به رسمیت شناختن جمهوری خلق چین) واکنش نشان داد. مقامات آمریکایی همچنین بریتانیا و بانک جهانی را نیز تحریک کردند تا از ارائه کمک‌های مالی خودداری کنند. حوادثی عمده به‌سرعت پیش آمدند، ازجمله حمایت اقتصادی شوروی از این پروژه به‌عنوان جایگزینی برای حمایت غرب؛ ملی سازی کانال سوئز در مصر؛ حمله بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر در جنگ سوئز و مسدود ساختن دارایی‌های کشور مصر در بریتانیا، فرانسه و آمریکا. ناصر در جریان این غوغا به لحاظ نظامی ضربه خورد اما در عرصه سیاست پیروز شد. او با سیاست بی‌طرفی مثبت که شامل همکاری بیشتر با دیگر دولت‌های آسیایی و آفریقایی و حمایت مستقیم هرچه بیشتر از سوی شوروی می‌شد، استقلال بیشتری نسبت به غرب پیدا کرد.

اما نیروهای تاریخی جهانی دیگر شرایط مساعدی برای تثبیت قدرت ناصر ایجاد نکردند. به‌عنوان‌مثال، به نظر می‌رسید که او تهدید تهاجم نظامی را جدی نگرفته بود. از جهتی، حق با او بود. هم در جنگ سوئز در سال ۱۹۵۶ و هم در جنگ اعراب و اسرائیل، بخشی از خاک مصر اشغال شد اما هیچ‌کدام از این دو جنگ به تهاجم به بخش‌های پرجمعیت کشور در امتداد رود نیل منجر نشدند. نه بقای ناصر و نه بقای دولت در معرض تهدیدی مستقیم نبودند. در هر دو مورد او واقعاً از این امر غافلگیر شد که جنگ به درون مرزهای مصر کشیده شده است. حتی نشانه‌های کمی وجود دارد مبنی بر اینکه در سال ۱۹۶۷ و با انباشت تنش پیش از حمله اسرائیل، ناصر تلاش کند تا ظرفیت‌های بسیج دولت را به‌سرعت افزایش دهد. دوره کوتاه جنگ نیز یک دوره بحران یا بنا به تعریف مارویک[۴] در مورد بریتانیا در جنگ جهانی اول «تصمیم شوم برای انجام تمامی بازسازی‌های سازمانی در جهت تضمین موفقیت در جنگ» را از مصر دریغ کرد. تنها پس از شروع جنگ بود که ابعاد عظیم تهدید اسرائیل در سال ۱۹۶۷ برای ناصر روشن شد. او پس از شکست سهمگین سال ۱۹۶۷ که منجر به «بی‌اعتبار شدن حکومت ناصر و بی‌ارزش شدن سیاست‌هایش شد»، در سه سال آخر دوره حکومتش تلاش کرد تا ثبات اجتماعی را حفظ کند.

در سال‌های منتهی به به‌قدرت رسیدن افسران آزاد، مصر دچار آن نوع از نابه‌جایی اجتماعی نشد که مکزیک پیش از دوره حکومت کاردناس تجربه کرد. هیچ نوعی از همگرایی نیروها وجود نداشت که به‌سرعت و عمیقاً استراتژی‌های فعلی بقای مردم را تضعیف کند. نتیجه این بود که مخالفانی ریشه‌دار در برابر هر تلاش ناصر برای خلع قدرت سازمان‌های اجتماعی دیگر وجود داشتند. درنتیجه، ناصر تصمیم گرفت در زمانی که حکومتش دچار چالش بود، با این مراکز قدرت ریشه‌دار مبارزه نکند. در مقابل، او به نوعی از ثبات اجتماعی که این سازمان‌های اجتماعی قاعده‌گذار دیگر می‌توانستند فراهم سازند، تکیه کرد.

در سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ و پس از شکست نظامی، ناصر با ارتشی ناراضی و شورش‌هایی در شهرها، کارخانه‌ها و دانشگاه‌های مصر مواجه بود. ناصر اکنون باید در روستاها دست به انتخابی حساس می‌زد. دهقانان متوسط و ثروتمند هم به‌عنوان عاملان زمین‌داران بزرگ‌تر و هم در نقش خودشان به‌عنوان مدیران روستا به مدتی طولانی، چهره‌هایی کلیدی در استراتژی‌های موجود بقای دهقانان فقیرتر بودند. حزب سیاسی ناصر در میانه کارزاری حساس بود که پیش از جنگ سال ۱۹۶۷ آغاز شد و هدف آن ریشه‌کن کردن قدرت این دهقانان متوسط و ثروتمند بود. ناصر باید میان تحول اجتماعی مورد نظر حزب و ثبات اجتماعی که این دهقانان متوسط و ثروتمند می‌توانستند فراهم سازند، انتخاب می‌کرد. ناصر با انتقاد تند از حزب و دستگیری رهبر حزب، درعمل تمایل خود برای جذب قاعده‌گذاری نامنسجم دهقانان متوسط و ثروتمند در جهت تضمین ثبات اجتماعی در روستاها را اعلام کرد.

به‌طور خلاصه، ناصر نیز همچون کاردناس تکانه‌های متناقضی از سوی نیروهای تاریخی جهانی دریافت می‌کرد. اگرچه مجموعه نیروهای قدرت‌های بزرگ جهانی به او فرصتی خارق‌العاده دادند تا بدون حمایت خارجی، اصلاحات داخلی رادیکالی انجام دهد، اما او برای تحقق چشم‌انداز خود با موانع مهم دیگری مواجه شد. کوتاه بودن جنگ‌های ناصر در سال‌های ۱۹۵۶ و ۱۹۶۷، دور بودن مخاطره نظامی یمن از مصر و کمک شوروی در جنگ فرساینده علیه اسرائیل در سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ منجر به این شدند که ناصر آن «دوره تصمیم شوم» را سپری نکند که در آن برای بازسازی جامعه در برابر فجایع بالقوه خارجی، ریسک در مورد ثبات داخلی پذیرفته می‌شود. ناصر در مصری حکومت کرد که در آن استراتژی‌های کهن بقا به خوبی تثبیت شده بودند و مقاومت در برابر تثبیت دولت بسیار بالا بود. برخلاف کاردناس، حمله او به زمین‌داران بزرگ در پس نابه‌جایی‌های اجتماعی بزرگ دیگر اتفاق نیافتاد. برای ناصر، خطرات مقاومت داخلی و بی‌ثباتی به حدی زیاد بودند که او نمی‌توانست چشم‌انداز خود را محقق سازد. او حمله به زمین‌داران بزرگ را با جنگ‌هایی علیه عوامل آن‌ها در روستاها یعنی دهقانان متوسط و ثروتمند ادامه نداد.

 

مترجم: بهنام ذوقی رودسری

*این یادداشت در روز ۲۳ تیر ۱۴۰۰ در روزنامه اعتماد منتشر شده است.

 

پانوشت:

[۱] feddan
[۲] Bandung Conference
[۳] Aswan
[۴] Marwick
لینک کوتاه https://iran-bssc.ir/?p=17732
مطالب مرتبط:
استراتژی‌های بقا- مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعهاصلاح ساختار دولت و جامعه مقدم بر تغییر سیاست‌گذاری دولت شمول‌گرا- مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعهریشه‌های ظرفیت‌سازی برای دولت نقش بوروکراسی قدرتمند در معجزه شرق حفظ توازن دولت و جامعه مدیریت بحران ایرانمدیریت بحران سیلاب گلستان در «دام قابلیت» نسبت دموکراسی و حاکمیت توانمند
دولت ضعیف، دولت قویظرفیت‌سازی
بدون دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *
ایمیل *
فرستادن دیدگاه
جستجو در سایت
جستجو …
جستجو
تازه ها
تازه ها
نقشه نظام رفاه و تامین اجتماعی ایران
نقشه نظام رفاه و تامین اجتماعی ایران
اطلس رفاه ایرانیان
اطلس رفاه ایرانیان
دوره آموزشی PDIA
دوره آموزشی PDIA
دوره آموزشی: «از فقر به ثروت»
دوره آموزشی: «از فقر به ثروت» 
مطالب نوافزوده
Bitdefender Vs Avira Review
Gloryholes In Los Angeles Glory Hole Sites
Who do I call to pick up a dead dog near me
Popular Dating Websites – Dating Site Reviews
The main advantages of a Electronic Data Place
عضویت در خبرنامه
فرم عضویت در خبرنامه


Logo
مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه مجموعه‌ای متشکل از دانش‌اموختگان رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی است که تلاش می‌کنند تا از طریق ایجاد و تقویت شبکه‌های اصلاحی بتوانند گام‌هایی در حل مسائلی همچون تقویت ظرفیت اجرایی حاکمیت، توانمندسازی جامعه، شفافیت، مقابله با فساد، فقر، نابرابری و تعارض منافع، برداشته و از رهگذر گسترش حکمرانی شبکه‌ای، زمینه را برای کارآمدسازی حاکمیت و تقویت جامعه مدنی فراهم آورند.
بخش‌های برگزیده
تعارض منافع
حمایت‌طلبی (Advocacy)
توانمند سازی حاکمیت با روش PDIA
گزارش های کارشناسی مرکز
حوزه‌های پژوهشی
همایش‌ها و نشست‌ها
چندرسانه‌ای
خبر نامه مقابله با فساد و فقر
گزارش‌های کارشناسی

تعارض منافع فردی و سازمان در صنعت برق و کیفیت دسترسی شهروندان به برق

تعارض منافع، کالای گران‌بهای مسکن شهری و فقر مسکن

پیامدهای تعارض منافع در محیط‌زیست و راهکارهایی برای غلبه بر آن

ناکامی‌های مدیریت پسماند و سیاست‌گذاری‌های آن از منظر تعارض منافع

مجلس شورای اسلامی به مثابه ماشین برطرف کردن مشکلات محلی و منطقه‌ای
تشکل‌های کارفرمایی
مروری بر تشکل‌های کارفرمایی
حکومت‌های شکننده
چالش‌های پیش‌روی حکومت‌های شکننده
©تمامی حقوق این سایت متعلق به مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه است.
تماس با ما
 
درباره ما
 
پیوندهای مفید
</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 02:17:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روستای دیزادیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B2-ubjjzyomxyzh</link>
                <description>روستای دیزادیز محمودبراتیسلام عموما بهتر است هر انسانی از گذشته خود بداند واز پیشینیان خود درس گرفته وبهتر زیست کند اما گاهی مکانی شاید گذشته اش در تاروپودحمله قبایل دیگر یا به هر نحوی از بین برود.میخواهم از روستای دیزادیز قوچان#روستایی که سرسبز وبکر است بنویسم اما قبل از آن پژوهشی داشتم در کتابخانه های مرجع وآثار خطی تاریخی درمورد خراسان ،از آغاز تا به امروز.به نقل از کتاب هایی که روایات آن ها را صحیح مینامیم، چون درزمان خود نوشته وطرفداری وجبهه گیری خاصی جز یک اشاره به یک مکان نداشته اند.میدانم که بیشتر شما میدانید روایت صحیح چیست و کتب اربعه اهل سنت و کتب سلسله المذاهب اهل تشیع نتنها در مورد روایات معصومین نگاشته شده اند که حاوی یک اصل کلی تری هستند که امروزه به عنوان سند میتوان آن ها را درنظر گرفت،کتاب هایی که تشخیص صحیح بودن سند یک روایات را تشخیص میدهد وهم اهل سنت وهم اهل تشیع قبول دارد همچون کتاب صحیح مسلم.یا صحیح بخاری..اما من پا را فراتر از تاریخ پس از اسلام گذاشته و پژوهشی در خصوص گذشته بسیار دورتر در زمان سفر کردم اولین چیزی که توانستم پیدا کنم کتابی بود به نام تاریخ قبایل.ایل ها دسته ها.اثرتالقوس tolqous.sor.norbenمنجم وجهانگرد.که بیشتر درمورد مکان های دیگر بود اما زمان گذر از خراسان اعلام میکند من از بستر یک رودخانه عبور کردم مردمان آنجا به زبان دری یا پشتو سخن میگفتن اتشکده ای در یک روستا بر فراز کوه ها وجود داشت درسمت راست کوه ها که نیم روز تارسیدن به آنجا زمان لازم بوده این روستاو مردمش که شیس ها یا شیص ها نام داشتند در حال عزاداری بودند.نقشه ای که تالقوس Tolqous.sor.norben ترسیم کرده بود رود اترک اما از دهانه روستای امارت را نشان میداد و دهانه رور اترک از سمت روستاهای سمت سد هم مشخص بود .من با کنکاش توانستم متوجه شوم آن روستا یا آبشوری یا روستای سرسبزمان دیزادیز بود .البته مراتع و مزارع را ترسیم نکرده بود که احساس میکنم تفاوتی هم نداشت ولی پستی وبلندی های روستا در همه جا روستای دیزادیز خودمان را نشان میداد.او در ادامه نوشته بود من یک شب هم اینجا نمیمانم هوابسیار سرد است ومیخواهم دره دیگر رود اترک را که از آن رود با اسم زالبا یاد میکرد را ببینم که میگویند این دو رود کمی پیش تر بهم میرسند این کتاب گفته بیشتری برایمان نداشت اما در کتاب جیهون آبی سرزمین خشگ.اثر (تی اس رامسون گاستاگر) که یک نقشه کش و اطلس نویس بزرگ بود اما این کتاب دوم او محسوب میشد که درکنار هر تصویر چیزی نوشته شده بود که به سختی ترجمه کردم اما مهم این بود که دقیقا از روی نقشه ای بسیار دقیق دونقطه را مشخص کرده بود که تشخیص من روستای عزیزمان دیزادیز و روستای سمت روستای دوغایی در جاده مشهد بود که درنوشته اسم آن روستا را بنیف.یا حنیف یاد کرده بود و از روستای دیزادیز روستای سرسبزمان باز هم همان نام آشنای قبلی به جا مانده بود انجا را قریه چشمه شیس یا شیص نام برده بود در این کتاب هم به اتشکده ای که در کوه های سمت طلوع خورشید بناشده بود اشاره شده بود اما هرچقدر پیگیری کردم نتوانستم تاریخ دقیق زمان نوشته های این دونویسنده را بدانم .تاریخ نگارش کتاب مشخص است اما چون تقویم استفاده شده تقویم ناآشنایی بود حتی با جستجو وپرسش از استادان علوم ادیان متوجه تاریخ دقیقی از آن زمان نشدم همچنان پژوهش را در پهنای بزرگتری ادامه میدهم امیدوارم در اینده اطلاعات بهتری در مورد روستای همیشه سرسبز و زیبایمان روستای دیزادیز شهرستان قوچان به دست آورده وبا شما به اشتراک بگذارم  تشکر    محمودبراتیروستای دیزادیزتاریخ اسلامروستای دیزادیزقوچانمحمودبراتیشهرستان قوچان دیزادیز محمودبراتی</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 01:11:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روستای دیزادیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B2-km2htxc3ski2</link>
                <description>روستای دیزادیز،محمودبراتی عموما بهتر است هر انسانی از گذشته خود بداند واز پیشینیان خود درس گرفته وبهتر زیست کند اما گاهی مکانی شاید گذشته اش در تاروپودحمله قبایل دیگر یا به هر نحوی از بین برود.میخواهم از روستای دیزادیز قوچان#روستایی که سرسبز وبکر است بنویسم اما قبل از آن پژوهشی داشتم در کتابخانه های مرجع وآثار خطی تاریخی درمورد خراسان ،از آغاز تا به امروز.به نقل از کتاب هایی که روایات آن ها را صحیح مینامیم، چون درزمان خود نوشته وطرفداری وجبهه گیری خاصی جز یک اشاره به یک مکان نداشته اند.میدانم که بیشتر شما میدانید روایت صحیح چیست و کتب اربعه اهل سنت و کتب سلسله المذاهب اهل تشیع نتنها در مورد روایات معصومین نگاشته شده اند که حاوی یک اصل کلی تری هستند که امروزه به عنوان سند میتوان آن ها را درنظر گرفت،کتاب هایی که تشخیص صحیح بودن سند یک روایات را تشخیص میدهد وهم اهل سنت وهم اهل تشیع قبول دارد همچون کتاب صحیح مسلم.یا صحیح بخاری..اما من پا را فراتر از تاریخ پس از اسلام گذاشته و پژوهشی در خصوص گذشته بسیار دورتر در زمان سفر کردم اولین چیزی که توانستم پیدا کنم کتابی بود به نام تاریخ قبایل.ایل ها دسته ها.اثرتالقوس tolqous.sor.norbenمنجم وجهانگرد.که بیشتر درمورد مکان های دیگر بود اما زمان گذر از خراسان اعلام میکند من از بستر یک رودخانه عبور کردم مردمان آنجا به زبان دری یا پشتو سخن میگفتن اتشکده ای در یک روستا بر فراز کوه ها وجود داشت درسمت راست کوه ها که نیم روز تارسیدن به آنجا زمان لازم بوده این روستاو مردمش که شیس ها یا شیص ها نام داشتند در حال عزاداری بودند.نقشه ای که تالقوس Tolqous.sor.norben ترسیم کرده بود رود اترک اما از دهانه روستای امارت را نشان میداد و دهانه رور اترک از سمت روستاهای سمت سد هم مشخص بود .من با کنکاش توانستم متوجه شوم آن روستا یا آبشوری یا روستای سرسبزمان دیزادیز بود .البته مراتع و مزارع را ترسیم نکرده بود که احساس میکنم تفاوتی هم نداشت ولی پستی وبلندی های روستا در همه جا روستای دیزادیز خودمان را نشان میداد.او در ادامه نوشته بود من یک شب هم اینجا نمیمانم هوابسیار سرد است ومیخواهم دره دیگر رود اترک را که از آن رود با اسم زالبا یاد میکرد را ببینم که میگویند این دو رود کمی پیش تر بهم میرسند این کتاب گفته بیشتری برایمان نداشت اما در کتاب جیهون آبی سرزمین خشگ.اثر (تی اس رامسون گاستاگر) که یک نقشه کش و اطلس نویس بزرگ بود اما این کتاب دوم او محسوب میشد که درکنار هر تصویر چیزی نوشته شده بود که به سختی ترجمه کردم اما مهم این بود که دقیقا از روی نقشه ای بسیار دقیق دونقطه را مشخص کرده بود که تشخیص من روستای عزیزمان دیزادیز و روستای سمت روستای دوغایی در جاده مشهد بود که درنوشته اسم آن روستا را بنیف.یا حنیف یاد کرده بود و از روستای دیزادیز روستای سرسبزمان باز هم همان نام آشنای قبلی به جا مانده بود انجا را قریه چشمه شیس یا شیص نام برده بود در این کتاب هم به اتشکده ای که در کوه های سمت طلوع خورشید بناشده بود اشاره شده بود اما هرچقدر پیگیری کردم نتوانستم تاریخ دقیق زمان نوشته های این دونویسنده را بدانم .تاریخ نگارش کتاب مشخص است اما چون تقویم استفاده شده تقویم ناآشنایی بود حتی با جستجو وپرسش از استادان علوم ادیان متوجه تاریخ دقیقی از آن زمان نشدم همچنان پژوهش را در پهنای بزرگتری ادامه میدهم امیدوارم در اینده اطلاعات بهتری در مورد روستای همیشه سرسبز و زیبایمان روستای دیزادیز شهرستان قوچان به دست آورده وبا شما به اشتراک بگذارم  تشکر    محمودبراتیروستای دیزادیزتاریخ اسلامروستای دیزادیزقوچانمحمودبراتیشهرستان قوچان دیزادیز محمودبراتی</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 00:43:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محمودبراتی دیزادیزقوچان</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86-z76atkk905pa</link>
                <description>محمودبراتی از روستای دیزادیز قوچان نویسنده فعال ادبی وهنری که از او بیست وپنج مقاله ادبی درسطح کشوری و هشت مقاله ادبی وعلمی درسطح بین الملل به چاپ رسیده است که درسال۱۴۰۰همایش تجلیل از او درسالن اجتماعات برج ریحان برگذار و لوح تقدیر وحمایت دولتی به مناسبت تلاش علمی ویک دهه فعالیت ادبی موثروچاپ چند جلد کتاب و همچنین کمک به انجمن کتاب وکتاب خوانی به او اهدا شد </description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Thu, 16 Mar 2023 03:26:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افراد تاثیرگذارتاریخ روستای دیزادیزوشهرستان قوچان،محمودبراتی</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-owx0rwvarofh</link>
                <description>روستای دیزادیز،دیزادیزقوچان،شهرستان قوچان،محمودبراتیمحمودبراتی از روستای دیزادیز شهرستان قوچان نویسنده وفعال ادبی،افراد تاثیرگذارتاریخ شهرستان قوچان روستای دیزادیز،افرادمشهورشهرستان قوچان روستای دیزادیزافراد تاثیرگذار قرن بیست ویکم،محمودبراتی از شهرستان قوچان روستای دیزادیز،روستای دیزادیز،نویسنده وفعال ادبی وهنریروستای دیزادیز قوچان،افراد تاثیرگذار ومعروف شهرستان قوچان،نویسنده وفعال ادبی وسیاسی،روستای دیزادیز،شهرستان قوچان</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Thu, 16 Mar 2023 02:05:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هولوکاست،نویسنده محمودبراتی</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D9%87%D9%88%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-ye5ynd9qfl32</link>
                <description>هولوکاست هفتاد و پنج سال پیش نیروهای شوروی با احتیاط وارد اردوگاه آشویتس شدند. آشویتس، بزرگترین اردوگاه کار اجباری آلمان نازی، در آخرین سال جنگ جهانی دوم به دست سربازان ارتش سرخ آزاد شد.«پریمو لوی» یکی از مشهورترین بازماندگان این اردوگاه هنگام ورود سربازان ارتش شوروی به خاطر تب شدید ناشی از بیماری مسری و عفونی مخملک در بیمارستان اردوگاه بستری بود.او بعدا می‌نویسد: «آن مردان با نگاهی عجیب و خجل‌زده به اجساد رها شده در آنجا نگاه کردند، به آلونک‌های داغان شده و به چند نفری از ما که هنوز زنده بودیم.»لوی درباره مواجه شدن با سربازان می‌نویسد «نه سلامی کردند و نه لبخندی بر لب داشتند؛ به نظر می‌رسید که نه فقط به خاطر حس ترحم، بلکه به دلیل احساس گناه از اینکه اصلا چرا این جنایت اتفاق افتاده، در عذاب بودند.»«ایوان مارتیرنوشکین»، یکی از سربازان درباره آزادسازی اردوگاه مرگ می‌نویسد «ما شاهد افرادی نحیف و شکنجه شده و در فقر و تنگدستی نگه داشته شده بودیم. از چشمان آن‌ها می‌خواندیم که می‌خواهند از این جهنم خلاص شوند.»طی چهار سال و نیم، آلمان نازی به طور سیستماتیک یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر را در آشویتس به قتل رساند. حدود یک میلیون نفر از قربانیان یهودی بودند.ساکنان اردوگاه آشویتس در اتاق‌های گاز، در اثر گرسنگی و کار طاقت‌فرسا و حتی آزمایش‌های پزشکی کشته شدند. اکثریت قریب به اتفاق اما در اتاق‌های گاز اردوگاه دوم «بیرکناو» آشویتس کشته شدند.در جریان هولوکاست شش میلیون یهودی کشته شدند. این کارزاری بود که آلمان نازی با هدف ریشه‌کن کردن یهودیان پیش گرفته بود. آشویتس در مرکز این نسل‌کشی قرار داشت.هولوکاست چه بود؟پس از به قدرت رسیدن نازی‌ها در سال ۱۹۳۳، آن‌ها قوانینی تصویب کردند که به سلب مالکیت از یهودیان و محدود کردن آزادی‌ها و حقوق آن‌ها می‌انجامید.از ۱۹۳۹ به بعد، به دنبال حمله آلمان نازی به لهستان، آن‌ها یهودیان ساکن رایش سوم (آلمان نازی) را به لهستان تبعید کردند، در آنجا گتو ساختند و یهودیان را از باقی جمعیت جدا کردند.در سال ۱۹۴۱، به دنبال حمله آلمان به شوروی، آن‌ها کارزار انهدام را با جدیت بیشتری پیش گرفتند. آن‌ها از تهاجم نظامی خود به عنوان جنگ آلمان با مردم یهود و اسلاو و همچنین جمعیت روما یاد می‌کردند.در سرزمین‌های تازه فتح‌شده اروپای شرقی گروهی از سربازان آلمانی با عنوان Einsatzgruppen (واحدهای سیار کشتار) حرکت می‌کردند. بدین ترتیب تا پایان سال ۱۹۴۱ حدود ۵۰۰ هزار نفر و تا سال ۱۹۴۵ حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار یهودی کشته شدند.فرماندهان آلمانی روش‌های ابتکاری جدیدی نیز برای کشتار جمعی امتحان می‌کردند. آن‌ها نگران بودند که شلیک به مردم سربازان را بیش از حد مضطرب کند و به همین دلیل دنبال روش‌های مؤثرتری برای کشتار بودند.در اوایل سال ۱۹۳۹، در لهستان، برای کشتن معلولان ذهنی از خودروهای سیاری استفاده می‌شد که یک محفظه گاز داشت. این خودروها در واقع صورت اولیه اتاق‌های گازی بود که در سال ۱۹۴۱ در آشویتس مورد استفاده قرار گرفت.سرانجام در ژانویه سال ۱۹۴۲، رهبران نازی در کنفرانسی در کنار دریاچه ون‌زه Wannsee جمع شدند تا کشتار صنعتی را هماهنگ کنند که آن را «راه‌حل نهایی برای مسئله یهودیان» می‌دانستند. آن‌ها قصد داشتند ۱۱ میلیون جمعیت یهودی اروپا را از طریق کار اجباری و انهدام جمعی از بین ببرند.آشویتس چه بود؟آشویتس در ابتدا پادگان ارتش لهستان در جنوب این کشور بود. با اشغال لهستان در ۱۹۳۹ این پادگان به دست آلمان‌ها افتاد. سرانجام در ماه مارس ۱۹۴۰ این مکان به بازداشتگاهی برای زندانیان سیاسی تبدیل شد.در بالای در ورودی این اردوگاه به آلمانی نوشته شده Arbeit Macht Frei. دروغ بدنامی به این معنی: کار شما را آزاد می‌کند. این دوره به آشویتس اول معروف شد.با شدت گرفتن جنگ و هولوکاست، نازی‌ها این محل را به طور گسترده‌ای توسعه دادند. زندانیان لهستانی و اتحاد جماهیر شوروی نخستین گروهی بودند که در سال ۱۹۴۱ از طریق گاز در این اردوگاه کشته شدند.یک ماه بعد آشویتس دوم «بیرکناو» شروع به کار کرد. تا نوامبر ۱۹۴۴ این محلی بود برای اتاق‌های گاز عظیمی که در آن صدها هزار نفر کشته شدند، افرادی که بعد در کوره‌های جسدسوزی بدن‌هایش منهدم می‌شد.شرکت آلمانی سازنده مواد شیمیایی به نام «آی جی فاربن» هم در «آشویتس سوم - مونوویتس» کارخانه‌ای را راه‌اندازی کرد. سایر شرکت‌های خصوصی مانند کروپ و زیمنس شوکرت نیز کارخانه‌هایی بودند که در نزدیکی این اردوگاه تاسیس شدند تا از زندانیان به عنوان نیروی کار استفاده کنند. «پریمو لوی» و «الی ویزل» برنده جایزه نوبل، هر دو از اردوگاه کار اجباری مونوویتس جان سالم به در بردند. سرآخر زمانی که اردوگاه آشویتس از دست آلمان‌ها آزاد شد، در این محل بیش از ۴۰ کمپ و اردوگاه فرعی وجود داشت.آشویتس چگونه کار می‌کرد؟مردم از سراسر اروپا از طریق واگن‌های مخصوص حمل دام به آشویتس منتقل می‌شدند. این واگن‌ها نه پنجره داشت، نه توالت و نه صندلی. غذایی هم در اختیار زندانیان گذاشته نمی‌شد.زندانیانی که به آشویتس می‌رسیدند به دو دسته تقسیم می‌شدند: عده‌ای برای کار انتخاب می‎‌شدند و عده‌ای فورا کشته می‌شدند. به گروه دوم دستور داده شد که برهنه شوند و برای دوش گرفتن آماده شوند؛ فریبی که برای فرستادن قربانیان به اتاق گاز استفاده می‌شد.گاردهایی که از آن‌ها به عنوان خدمه «موسسه پاکسازی» نامبرده می‌شد بعدتر گاز کشنده «سیلکون ب» را به اتاق‌ها تزریق می‌کردند و منتظر مرگ قربانیان می‌ماندند. این فرایند کشتار حدود ۲۰ دقیقه طول می‌کشید. اما دیوارهای ضخیم نمی‌توانست صدای فریاد قربانیانی را که در حال خفگی بودند پنهان کند.کمی بعد، Sonderkommandos (ساندر کماندوها) می‌آمدند و اندام‌های مصنوعی بدن، عینک، مو و دندان‌های قربانیان را قبل از سوزاندن بدن جدا می‌کردند. ساندر کماندوها در واقع زندانیانی غالباً یهودی بودند که یا به اجبار باید برای نگهبانان کار می‌کردند یا کشته می‌شدند. در این کشتار، خاکستر اجساد سوزانده شده هم به عنوان کود استفاده می‌شد.بخش دیگری از این اردوگاه نیز به «کانادا» مشهور بود؛ جایی که اشیای متعلق به افرادی که در اتاق‌های گاز کشته شده بودند و همچنین متعلقات کسانی که برای کار فرستاده شده بودند، نگه‌داری می‌شد. گفته می‌شود نامگذاری این بخش از رو بود که برای نازی‌ها کانادا سرزمین «فراوانی» به شمار می‌آمد.قربانیان چه کسانی بودند؟تعیین تعداد دقیق قربانیان دشوار است. با پیشروی ارتش سرخ و متفقین، نگهبانان اس اس (گردان حفاظتی حزب نازی) تلاش کردند تمامی مدارک زندانیان خود را نابود کنند.مطالعات دانشگاهی از آن زمان نشان می‌دهد در مجموع یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر به آشویتس منتقل شدند که حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر آن‌ها در آنجا کشته شدند. آلمان‌ها یهودیان را از سراسر مناطق تحت کنترل خود به این اردوگاه منتقل می‌کردند. گمان می‌رود حدود یک میلیون از کشته‌شدگان یهودی باشند.یک نمونه خاص این کشتار در مجارستان رخ داد. در فاصله فقط دو ماه مه و ژوئیه سال ۱۹۴۴، مجارستان ۴۲۰ هزار نفر از جمعیت یهودی را به آشویتس فرستاد. این کشور در کل ۴۳۷ هزار نفر یهودی را به این اردوگاه منتقل کرد. در آن دوران، هر روز ده‌ها هزار یهودی مجارستانی به آشویتس منتقل می‌شدند.علاوه بر این، ۷۵ هزار شهروند لهستانی، ۱۵ هزار اسیر جنگی اهل اتحاد جماهیر شورروی سابق، ۲۵ هزار نفر روما، سینتی و پیروان «شاهدان یهوه»، زندانیان سیاسی و همچنین همجنس‌گرایان به دست دولت آلمان در آشویتس کشته شدند.آشویتس چگونه آزاد شد؟به دنبال پیشروی ارتش سرخ، مقامات آلمان دستور دادند گازرسانی به آشویتس متوقف شود، اتاق‌های گاز و جسدسوزی تخریب شود. اشیا گران‌بهای بخش «کانادا» در این اردوگاه نیز به آلمان منتقل شد.نازی‌ها مصمم بودند تا شواهد جنایت را پاک کنند. آن‌ها در نهایت به ۵۶ هزار زندانی باقیمانده دستور دادند تا به سمت دیگر اردوگاه‌ها عقب‌نشینی کنند. از جمله اردوگاه‌های برگن - بلزن، داخائو و زاکسن‌هازن. افراد بیمار و ناتوان که در این راهپیمایی عقب می‌افتادند کشته می‌شدند.در نهایت زمانی که در ۲۷ ژانویه ۱۹۴۵ نیروهای شوروی وارد اردوگاه شدند تنها چند هزار زندانی بیشتر باقی نمانده بود. سربازانی که آشویتس را فتح کردند بعدها روایت کردند که آن‌ها جان به‌در‌بردگان را به سختی متقاعد کردند که نازی‌ها واقعاً رفته‌اند.الی ویزل بعداً در سخنرانی برای بزرگداشت ۵۰-مین سالگرد آزادی آشویتس نوشت: «بعد از آشویتس، وضعیت بشر مثل قبل نیست. بعد از آشویتس، دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست.»روایت شاهدان و بازماندگان هولوکاست از اردوگاه مرگ آشویتس۷۵ سال از آزادسازی اردوگاه مرگ آشویتس در لهستان به دست سربازان ارتش سرخ شوروی می‌گذرد، با این حال خاطره تلخ مرگ بیش از یک میلیون نفر در این اردوگاه به دست حکومت آلمان نازی در خاطره جمعی مردم دنیا زنده است.کسانی که از این اردوگاه‌های آدم سوزی جان سالم بدر برده‌‌اند، انگشت‌شمارند و تنها معدودی از سربازانی که در آزادسازی این مکان شرکت داشتند اکنون در قید حیات هستند.به مناسبت سالروز آزادسازی این اردوگاه، یورونیوز به سراغ سه تن از کسانی رفته است که وحشت آن سال‌ها را از نزدیک درک کرده‌اند.«عکسی که دوست دخترم داده بود را هشت بار تا زدم و در مشتم نگاه داشتم»پل سوبول، جان به‌در‌برده از اردوگاه آشویتس، می‌گوید: «بیشتر از همه به اعضای خانواده‌ام فکر می‌کنم. به این خاطر که حتی نتوانستم مادرم را ببوسم.»در زمستان ۱۹۴۴ نازی‌ها دستور تخلیه اردوگاه آشویتس را صادر کردند. هزاران یهودی با پاهای پیاده مجبور شدند از لهستان تا مرز آلمان راه بیایند. افسران نازی دستور داشتند هر که نمی‌تواند راه را ادامه دهد بکشند. پل سوبول پس از طی این مسیر با شماری دیگر سوار بر قطار شد تا به شهری دیگر منتقل شود.او درباره این تجربه می‌گوید: «در هر واگن ۱۰۰ تا ۱۱۰ نفر بودیم. سرپا ایستاده و چسبیده به هم. نمی‌دانستیم چقدر در قطار خواهیم ماند. سرانجام بعد از ۶ روز وقتی قطار به طور کامل توقف کرد درها را باز کردند. از واگن من ۲۰ یا ۲۵ نفر زنده ماندند.»پل سوبول میگوید در آن لحظات سخت، عکسی که دوست دخترش قبلا به او داده بود شعله امید به زندگی را در دلش زنده نگه داشته بود: «من عکس را ۸ بار تا زده بودم و در مشتم نگه داشته بودم. چرا که ما باید تماما لخت می‌شدیم، لباس‌های عادی‌مان را درمی‌آوردیم و بعد از سفر وارد ساختمانی می‌شدیم که ما را به اردوگاه کار اجباری [آشویتس] منتقل می‌کرد.»روایت سرباز روسی از مشارکت در آزادسازی اردوگاه آشویتسایوان مارتینوشکین، کهنه سرباز ارتش سرخ شوروی، اکنون با انبوهی از درجه‌ها و مدال‌های شجاعت که به پاس قدردانی از حضورش در جبهه‌های جنگ جهانی دوم به وی اهدا شده در نهمین دهه از عمرش به سر می‌برد. یکی از این نشان‌ها به رئیس‌جمهور لهستان تعلق دارد. دلیل اهدای آن این است که آقای مارتینوشکین از جمله سربازان مشارکت‌کننده در آزادسازی اردوگاه مرگ آشویتس در لهستان به حساب می‌آید.وی که در زمان جنگ ۲۱ سال داشته و اکنون ۹۶ ساله است درباره نبردهای منتهی به فتح آشویتس می‌گوید: «با توجه به اینکه شهرهای لهستان به لحاظ تاریخی ارزشمند هستند به ما دستور داده شده بود از بناها محافظت کنیم در نتیجه در جریان تصرف شهر کارکاو از توپخانه یا نیروی هوایی استفاده نکردیم و کار را با سلاح‌های سبک پیش بردیم.»او با بیان اینکه درگیری در آن روزها سنگر به سنگر، روستا به روستا و جاده به جاده دنبال می‌شد، درباره نحوه آزادسازی کمپ آشویتس در نزدیکی شهر کارکاو می‌گوید: «وقتی از دهکده گذر کردیم فضای بازی را دیدیم که با فنس‌های برق محافظت می‌شدند و سوله‌های بزرگی در آن قرار داشت. به محض اینکه به سوله‌ها نزدیک شدیم از طرف آن‌ها به سوی ما تیراندازی شد. از فرماندهان پرسیدیم که آیا امکان زدن این سوله‌ها با توپ هست یا نه، که جواب دادند پشت فنس‌ها اردوگاه اسرای جنگی قرار دارد و ما مجاز به شلیک به طرف سوله‌ها نیستیم. آنجا بود که برای اولین بار پی بردیم با یک اردوگاه مواجه هستیم.»اما اولین برخورد سربازان با اسرای حاضر در این اردوگاه چگونه بوده است؟ او توضیح می‌دهد: «ما آدم‌ها را از پشت فنس‌ها می‌دیدیم ولی اول باید ساختمان‌ها و زمین‌های اطراف را پاکسازی می‌کردیم. با این حال من و یک گروه از سربازها و افسرها به سمت فنس‌ها رفتیم. آدم‌ها در محوطه اردوگاه شروع کردند به ارتباط گرفتن با ما ولی ما هیچ چیز از زبانشان نمی‌فهمیدیم. زبانشان کاملا برای ما غیرقابل فهم بود. با این وجود می‌دیدیم که آن‌ها متوجه شده‌‌اند جهنم برایشان پایان یافته، که آزادی آمده است. تیم پزشکی آمد و بعد تجهیزات آشپزخانه هم رسید. این اولین سری کمک به این آدم‌ها بود.»او درباره حالات و احساسات آدم‌های حاضر در کمپ بعد از آزادی اضافه می‌کند: «آن‌ها پریشان بودند، حتی نمی‌توانستند بخندند، فقط از برق چشمانشان می‌توانستیم متوجه شویم که فهمیده‌‌اند زمان آزادی‌شان فرا رسیده است. آنجا ایستاده بودند و چیزی شبیه پتو دور خودشان پیچیده بودند. بدن‌هایشان مثل اسکلت شده بود و پوست به استخوان نداشتند. خیلی از آن‌ها به حدی در وضعیت اسفناک قرار داشتند که صدای بیرون کمپ را شنیده بودند و می‌دانستند خبرهایی شده است ولی توان آن را نداشتند که بتوانند بایستند و بیرون بیایند.»این کهنه سرباز شوروی درباره آدم‌سوزی جمعی سربازان نازی نیز خاطره‌ای به یاد دارد: «یادم هست وقتی نزدیک اردوگاه شدیم یک بوی دود تند به مشاممان رسید. ما خب خیلی چیزها را در جریان جنگ دیده بودیم در اوکراین و لهستان، از جمله خانه‌های سوخته و روستاهای آتش گرفته، اما بوی این دود با همه آن‌ها فرق می‌کرد. وقتی رسیدیم کوهی از جنازه را دیدیم که رویشان گازوئیل ریخته شده بود و در حال سوختن بودند. سربازان نازی یک هفته قبل در تلاش برای پاک کردن رد جرم کوره‌های آدم‌سوزی را منفجر کرده بودند و آن موقع وقتی فهمیده بودند که ما در حال نزدیک شدن به اردوگاه هستیم، در غیاب این کوره‌ها تصمیم گرفته بودند جنازه‌ها را در فضای باز بسوزانند.»بعد از گذشت ۷۵ سال، این سؤال اما هنوز مطرح است که آیا امکان دارد چنین حادثه‌ای بار دیگر تکرار شود؟ساموئل مردر، یک آلمانی جان به‌در‌برده دیگر از اردوگاه آشویتس، می‌گوید: «متاسفانه در این دنیا رهبران دیوانه پرشماری وجود دارند. یک مرد دیوانه کافی است تا هولوکاست دیگری خلق شود و من باور دارم که این کار می‌تواند به وقوع بپیوندد. شاید در شکل‌های دیگری، اما ذات تراژدی به همین سیاق خواهد بود.»</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Wed, 07 Dec 2022 13:16:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روستای دیزادیز قوچان محمودبراتی</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-ydgnspo965q7</link>
                <description>کتاب جدید محمود براتی بانام (جشن دروی خونین)درمرحله ویراستاری است  ممنون میشم بعداز دریافت فایلpdfکتاب نظر خودتون رابنویسید در این چند سال  من زهرا میر عماد تمام فعالیت های اقای محممود براتی نویسنده وترانه سرای  قوچانی اهل روستای دیزادیز را تو وبلاگم گذاشتم وفعالیت ایشون را مدیریت  میکنم ممنونم که نظر میزاریدزهرا میرعماد؛مدیربرنامه های اقای محمود براتی قوچانیکتاب جمله هایی برای تکان دادن دنیا محمود براتی وباهمت اقای محسن رحیمیزهرا میرعماد،تشکر از انتشارات هرمان اصفهان برای انتشارکتاب محمود براتی قوچانیدانلود فایل پی دی اف pdf جملات محمود براتی قوچانیدانلود کتاب جملات قصارpdf وفایل صوتی محمودبراتی قوچانی اهل روستای دیزادیزخرید اینترنتی کتاب جمله هایی برای تکان دادن دنیا،اثر نویسنده محمودبراتی اهل روستای دیزادیزمصاحبه وپرسش وپاسخ با محمود براتی قوچانی درباره کتاب جملات قصارراه های ارتباطی محمود براتی قوچانی اهل روستای دیزادیز نویسندهزهرا میر عماد نویسنده وبلاگ هوادادان محمود براتی قوچانی اهل روستای دیزادیز قوچان</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 04:50:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محمودبراتی روستای دیزادیزقوچان</title>
                <link>https://virgool.io/@Mahmoudbarati/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86-txw5txzoz1lh</link>
                <description>محمودبراتی نویسنده وفعال ادبی از روستای دیزادیز شهرستان قوچان است که از سال ۸۶شروع به نویسندگی کرد و در کارنامه ادبی خود جایزه نفر اول نویسندگی شهرستان قوچان.نفر سوم جشنواره شعر ادبی استان خراسان و دارای عناوین بسیاری درنویسندگی کشور است شاید صدها لوح تقدیر او از جشنواره های کشوری بتواند ثابت کند که همواره در مسیر نوشتن یکی از کچکترین اعضای نویسندگی کشور است و کتاب او به نام؛ جمله هایی برای تکان دادن دنیا؛که جملات قصار وزیبا هستند را به همراه محسن رحیمی از طرف انتشارات هرمان به چاپ رسانده است برای دانلود فایلpdf کتاب او میتوانید در گوگل نام کتاب را جستجو ورایگان دانلود کنید یا نام نویسنده را جستجو و وارد وبلاگ اوشده و فایل را دانلود کنید باتشکر&lt;a href=&quot;https://uupload.ir/view/4_5778257813864189739_220601_233349_gtqj.pdf/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://s6.uupload.ir/css/images/udl6.png&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;دانلود فایل با لینک مستقیم&quot; /&gt;&lt;/a&gt;</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 04:38:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روستای دیزادیز.محمودبراتی</title>
                <link>https://virgool.io/Mahmoudbarati/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-jgszehz34ry9</link>
                <description>وستای دیزادیز شهرستان قوچان.تاریخ قبل از اسلام.گذشته روستای دیزادیز وتاریخ هزاران سال قبل آنعموما بهتر است هر انسانی از گذشته خود بداند واز پیشینیان خود درس  گرفته وبهتر زیست کند اما گاهی مکانی شاید گذشته اش در تاروپودحمله قبایل  دیگر یا به هر نحوی از بین برود.میخواهم از روستای دیزادیز قوچان#روستایی  که سرسبز وبکر است بنویسم اما قبل از آن پژوهشی داشتم در کتابخانه های مرجع  وآثار خطی تاریخی درمورد خراسان ،از آغاز تا به امروز.به نقل از کتاب هایی  که روایات آن ها را صحیح مینامیم، چون درزمان خود نوشته وطرفداری وجبهه  گیری خاصی جز یک اشاره به یک مکان نداشته اند.میدانم که بیشتر شما میدانید  روایت صحیح چیست و کتب اربعه اهل سنت و کتب سلسله المذاهب اهل تشیع نتنها  در مورد روایات معصومین نگاشته شده اند که حاوی یک اصل کلی تری هستند که  امروزه به عنوان سند میتوان آن ها را درنظر گرفت،کتاب هایی که تشخیص صحیح  بودن سند یک روایات را تشخیص میدهد وهم اهل سنت وهم اهل تشیع قبول دارد  همچون کتاب صحیح مسلم.یا صحیح بخاری..اما من پا را فراتر از تاریخ پس از  اسلام گذاشته و پژوهشی در خصوص گذشته بسیار دورتر در زمان سفر کردم اولین  چیزی که توانستم پیدا کنم کتابی بود به نام تاریخ قبایل.ایل ها دسته  ها.اثرتالقوس tolqous.sor.norbenمنجم وجهانگرد.که بیشتر درمورد مکان های  دیگر بود اما زمان گذر از خراسان اعلام میکند من از بستر یک رودخانه عبور  کردم مردمان آنجا به زبان دری یا پشتو سخن میگفتن اتشکده ای در یک روستا بر  فراز کوه ها وجود داشت درسمت راست کوه ها که نیم روز تارسیدن به آنجا زمان  لازم بوده این روستاو مردمش که شیس ها یا شیص ها نام داشتند در حال  عزاداری بودند.نقشه ای که تالقوس Tolqous.sor.norben ترسیم کرده بود رود  اترک اما از دهانه روستای امارت را نشان میداد و دهانه رور اترک از سمت  روستاهای سمت سد هم مشخص بود .من با کنکاش توانستم متوجه شوم آن روستا یا  آبشوری یا روستای سرسبزمان دیزادیز بود .البته مراتع و مزارع را ترسیم  نکرده بود که احساس میکنم تفاوتی هم نداشت ولی پستی وبلندی های روستا در  همه جا روستای دیزادیز خودمان را نشان میداد.او در ادامه نوشته بود من یک  شب هم اینجا نمیمانم هوابسیار سرد است ومیخواهم دره دیگر رود اترک را که از  آن رود با اسم زالبا یاد میکرد را ببینم که میگویند این دو رود کمی پیش تر  بهم میرسند این کتاب گفته بیشتری برایمان نداشت اما در کتاب جیهون آبی  سرزمین خشگ.اثر (تی اس رامسون گاستاگر) که یک نقشه کش و اطلس نویس بزرگ بود  اما این کتاب دوم او محسوب میشد که درکنار هر تصویر چیزی نوشته شده بود که  به سختی ترجمه کردم اما مهم این بود که دقیقا از روی نقشه ای بسیار دقیق  دونقطه را مشخص کرده بود که تشخیص من روستای عزیزمان دیزادیز و روستای سمت  روستای دوغایی در جاده مشهد بود که درنوشته اسم آن روستا را بنیف.یا حنیف  یاد کرده بود و از روستای دیزادیز روستای سرسبزمان باز هم همان نام آشنای  قبلی به جا مانده بود انجا را قریه چشمه شیس یا شیص نام برده بود در این  کتاب هم به اتشکده ای که در کوه های سمت طلوع خورشید بناشده بود اشاره شده  بود اما هرچقدر پیگیری کردم نتوانستم تاریخ دقیق زمان نوشته های این  دونویسنده را بدانم .تاریخ نگارش کتاب مشخص است اما چون تقویم استفاده شده  تقویم ناآشنایی بود حتی با جستجو وپرسش از استادان علوم ادیان متوجه تاریخ  دقیقی از آن زمان نشدم همچنان پژوهش را در پهنای بزرگتری ادامه میدهم  امیدوارم در اینده اطلاعات بهتری در مورد روستای همیشه سرسبز و زیبایمان  روستای دیزادیز شهرستان قوچان به دست آورده وبا شما به اشتراک بگذارم   تشکر    محمودبراتی</description>
                <category>هیوا</category>
                <author>هیوا</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 03:55:48 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>