<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرضیه صادقیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Marziehsadeghian</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 17:15:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2157292/avatar/3h7EN7.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرضیه صادقیان</title>
            <link>https://virgool.io/@Marziehsadeghian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>🤍❤️ در پناه است</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%EF%B8%8F-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-menss35ibnb7</link>
                <description>دلگرمی امروزم را وام‌دار شنیدن این حرف بودم:«سیاره‌ی مشتری مثل جاروبرقی عمل می‌کند. بسیاری از سنگ‌ها و اجرام آسمانی که ممکن است به زمینِ‌ما اصابت کند را به سمت خودش می‌کشد.»مطمئنم بسیاری از انسان‌ها تا آخر عمرشان این موضوع به گوششان نمی‌خورد. حتی فکرش را نمی‌کنند در تک‌تک ثانیه‌هایی که نفس می‌کشیدند -همان لحظه‌هایی که بستنی لیس می‌زدند یا بدون چشم برداشتن از تلویزیون پوسته‌ی تخمه را در پیش‌دستی می‌ریختند- سیاره‌ی مشتری در حال مراقبت از آن‌ها بود. همانطور که من از بسیاری چیزها بی‌خبر می‌مانم. مهم هم نیست. مهم همین است که می‌دانم همه‌چیز در پناه است. جوری که حتی نیاز نیست به محبوبم بگویم خدا پشت‌وپناهت. خودش هست. در پناه است، هرلحظه. در تک‌تک ثانیه‌هایی که خورشید هست، ماه هست و دیگر، من نیستم.✍🏻 مرضیه صادقیان</description>
                <category>مرضیه صادقیان</category>
                <author>مرضیه صادقیان</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2024 20:00:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عید برات عیده یا نه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Marziehsadeghian/%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-xsxnxxghnook</link>
                <description>_چند روز دیگه عیده.+خب که چی!_خب که چی!!! ینی برات مهم نیست که سال داره نو میشه!؟+این همه سال نو شد تهش چیشد! باز کهنه میشه. همین شمایی که پارسال عید کلی ذوقِ اومدنه امسالو داشتین، حالا داره میره، چرا رفتنش مهم نیست!_چی میگی تو؟ حالت خوبه!+من که خوبم ولی نمی فهمم شما دیوونه ها چرا فقط عاشق چیزای نویین! سال نو، لباس نو، خونه ی نو. همینام چهار روز بعد دلتونو میزنه، یادتون میره اینایی که الان داره دلتونو میزنه و سر دست میشکونین برای یه چیز تازه ی دیگه، یه روزی نو بودن... برخوردتون با همه چی مث دستمال کاغذیه!من مشکلی با چیز تازه ندارم؛ اما باید فهمید تو این چیز تازه دنبال چی هستین!اگه فقط یه عطشه که سیرابتون نمیکنه چون سرابه. از قدیم گفتن اول اونی که زاییدی رو بزرگ کن بعد برو سراغ بعدی. نمیشه یه دفتر برداری چهار خط توش بنویسی بندازی دور و بری سراغ دفتر بعد._اگه دفترمو اب برده باشه چی! نباید برم سراغ دفتر بعدی؟+دفترتو آب برده؟_اره برده. کلیم دنبالش گشتم پیداش کنم ولی دیگه نبود.+یه دفتر جدید بردار، ازش مراقبت کن تا برگ اخرش._یه چیزی بگم؟+بگو._بعضی وقتا آدما تو دل ناامیدی چنگ میزنن که غرق نشن. دنبال لوستر نه، دنبال یه چراغ زنبوری میگردن که تو تاریکی و سیاهی نمونن. نه بیخیالن نه ساده لوح! شاید آجرای زندگیشون اونجوری که فکر میکردن کنار هم چیده نشده ولی انقده امید دارن به یه شروع دوباره.دلخوشیو ازشون نگیر. حتی اگه عید، برای تو واقعا عید نیست! </description>
                <category>مرضیه صادقیان</category>
                <author>مرضیه صادقیان</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 12:48:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میشه دست از سرشون برداری؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Marziehsadeghian/%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-aj0lwaxe65sr</link>
                <description>چند وقت پیش که یه لایو از دکتر آقایی می‌دیدم یه مثال معرکه مربوط به پذیرش و بخشش زد که خیلی به دلم نشست و تونستم لمسش کنم.می‌گفت خودمون رو بخاطر اشتباهاتمون ببخشیم چون تو مسیر تکاملیمون بودیم، هیچکس یه بچه کوچیک رو سرزنش نمی‌کنه که چرا سینه خیز میره هیچکس موقع چهار‌دست‌و‌پا رفتنش بهش نمیگه خاک بر سرت بی عرضه، پاشو عین آدم راه برو دیگه این مسخره بازیا چیه! هممون می‌دونیم که حالت ایده آل و درستش اینه با صلابت بایسته و قدم های مستحکمی برداره:/ولی اینم می‌دونیم که روند رشد قدم به قدم و پله به پلس. هیچ بچه ای تا حالا نشده که یه شبه از رخت خواب نوزادیش بلند بشه و راه بره؛می‌دونیم باید یک روند تکاملی طی بشه. ولی چرا تو  بزرگسالی یادمون میره!؟ چرا به خودمون و دیگران فرصت بی نقص نبودن، فرصت اشتباه کردن و ایده آل نبودن رو نمی‌دیم؟ چرا نمی‌زاریم آدما غلط باشن اره اصن غلط زندگی کنن! خودت تا حالا چند بار اشتباه رفتی، به بن بست خوردی تا یه چیزایی رو درک کردی یه درسایی رو یاد گرفتی؟ چرا نمی‌زاری آدما برن به اون در بسته بخورن تا درساشونو یاد بگیرن؟ جیلیز ویلیز میکنی که نه نرو در بستس تهش راهی نیست!نه تو نمی‌تونی جلوشونو بگیری همونطوری که کسی نتونست جلوی تورو بگیره! نمی‌تونی قبل خوردن به اون در بسته اون درسی که باید بگیرن رو بهشون یاد بدی.بچه تا برسه به اون نقطه‌ی محکم ایستادن، تا پاهاش محکم بشه خیلی زمین می‌خوره. نمیشه جلوی زمین خوردناشو گرفت. می‌دونی درد همون زمین خوردناس که بهش می فهمونه باید تلاش کنه برای ایستادن، برای زمین نخوردن و محکم بودن.به ادما اجازه بدیم مسیر تکاملیشون رو طی کنن، غلط زندگی کنن اره اصن زمین بخورن! دلت میسوزه؟ برای کسی که نمی‌خواد مگه می‌تونی کاری کنی؟ تا حالا نشده بخوای جلوی آسیب رسیدن به کسیو بگیری ولی نشده باشه؟ برات پیش نیمده بخوای زندگیو برای کسی گلستان کنی ولی اون اتفاقا با چنگ و دندون خودشو تو آتیش نگهداشته باشه!؟ بالا خونرو اجاره ندیم، فکر کنیم به اتفاقات و تجربیاتمون دیگه نه؟؟بزار آدما سینه خیزشونو برن، چهار دست و پاشونو برن، زمینم بخورن، ایشالا به اون قامت راست و قدم های مستحکم هم می‌رسن.اجازه بدیم که آدم‌ها مسیر تکاملیشون رو طی کنن. چیزی که از نظر تو غلطه، اشتباهه، آسیبه! جزئی از مسیر تکاملیه یه آدم دیگس. بهش اجازه بده که غلط باشه و هر غلطیم که دلش میخواد بکنه!!! اون اومده که این غلطارو بکنه...!</description>
                <category>مرضیه صادقیان</category>
                <author>مرضیه صادقیان</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 08:34:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>