<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مسیح حیدری زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Masih</link>
        <description>مدیر محصول | علاقه مند به ساختن و یادگیری | کانال پروداکت https://t.me/product_management_learning | کانال یوتیوب و پروداکت تایم https://www.youtube.com/@MasihHeidarizadeh</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 09:03:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1023/avatar/bYl7iH.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مسیح حیدری زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@Masih</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بعنوان یک مدیر محصول، خود تو مهم ترین محصولی هستی که باید بهش توجه کنی</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A8%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C-qrkn4j083p3n</link>
                <description>تو مهم‌ترین محصولی هستی که به‌عنوان یک مدیر محصول باید اونو بسازی، ازش نگه‌داری کنی، رشدش بدی و آگاهانه ازش مراقبت کنی.مدت‌هاست به این فکر می‌کنم که دوباره توی ویرگول درباره مدیریت محصول بنویسم، نه به این خاطر که محتوایی در این حوزه وجود نداره، بلکه به این دلیل که بعضی درس‌ها رو فقط با زندگی کردن میشه به دست آورد.چند سالی گذشته از آخرین باری در ویرگول نوشتم. مثل همیشه کار پیش اومد و شلوغی ها باعث شد نوشتن کم کم به حاشیه بره. اما یک ایده در تمام این مدت همراه من بود، یک اصل که مسیر من رو مشخص کرد و بعدا الگوی من شد در زمینه اینکه چطور مدیریت محصول رو یاد گرفتم، چطور اون رو زندگی کردم و چطور به دیگران آموزشش دادم.اگر قرار باشه تمام باورم درباره‌ی این حوزه رو توی یک جمله خلاصه کنم، این میشه که:تو مهم‌ترین محصولی هستی که به‌عنوان یک مدیر محصول باید اونو بسازی، ازش نگه‌داری کنی، رشد بدی و آگاهانه ازش مراقبت کنی.مسیر من حدود دوازده سال پیش شروع شد، زمانی که یاد گرفتن مدیریت محصول به زبان فارسی تقریبا غیرممکن بود. نه رودمپ مشخصی وجود داشت، نه مسیر یادگیری ساختارمندی، نه محتوای فارسی شده یا به اصطلاح بومی شده که واقعیت‌های این نقش رو درست منعکس کنه. پس به‌جای دنبال کردن یک نقشه از قبل آماده شده، تصمیم گرفتم مسیر خودمو بسازم.بدون نقشه راه، فقط با کنجکاوی، آزمون‌وخطا و فکر کردنِ مداوم.نقطه‌ی عطف برای من از یک درک ساده شروع شد:تا وقتی که شروع نکردم به پیاده سازی آموخته هام در زندگی شخصی خودم، مدیریت محصول رو واقعا نفهمیده بودم.و از اون به بعد، هیچ مفهومی برام صرفا تئوریک نبود.وقتی رودمپ‌نویسی یاد گرفتم، ازش برای طراحی مسیر زندگی خودم استفاده کردم. وقتی چشم انداز، ماموریت و استراتژی رو یاد گرفتم، اونا رو برای رشد شخصی و حرفه‌ای خودم تعریف کردم. وقتی درباره‌ی متریک‌ها و KPIها یاد گرفتم، اونا رو روی چیزهایی به کار بردم که عمیقا برام مهم بودن مثل سلامتی، عادت‌ها، وزن، سطح انرژی و ...وقتی OKR رو یاد گرفتم، به‌جای هدف های مبهم، ازش برای ساختار دادن به رشدم استفاده کردم.تفکر محصولی، تبدیل به یک عادت شخصی شد.در تمام این سال‌ها، چه زمانی که مدرس مدیریت محصول بودم و چه وقتی کنار آدم‌هایی که تازه وارد این مسیر می‌شدن منتور بودم، این ایده تبدیل شد به هسته‌ی اصلی گفت‌وگوهایی که با این دوستان داشتیم. اما یک مدیر محصول باید بهتر بدونه که تو مهم‌ترین محصولت رو رها نمی‌کنی، رشدش را تصادفی جلو نمی‌بری، فقط وقتی خراب شد سراغ اندازه گیری و متریک هاش نمی‌ری، بلکه براش سرمایه‌گذاری می‌کنی.همه مون هرم یادگیری رو می‌شناسیم:ما با انجام دادن و آموزش دادن، خیلی بیشتر یاد می‌گیریم تا فقط شنیدن یا خوندن، و هیچ محیطی امن‌تر و صادقانه‌تر از زندگی خودت برای تمرین چیزایی که در زمینه مدیریت محصول وجود نداره.وقتی آموخته هات در زندگی حرفه ای و جریان زندگی شخصی یک اتصال عمیق ایجاد می‌کنی، یادگیری دیگر فقط مفهوم و تئوری نیست، بلکه وارد دنیای واقعی و بخشی از وجود و زندگی تو میشه.ممنون که تا اینجا با من همراه بودیدمنتظر نظراتتون هستم</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jan 2026 12:18:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروداکت استوری: دو راهی دریل و سوراخ</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AE-mwnvoolprung</link>
                <description> احتمالا این ضرب المثل معروف را شنیده ایم&quot;مردم مته یک چهارم اینچی نمیخواهند. آنها یک سوراخ یک چهارم اینچی میخواهند.&quot;اما به عنوان یک مدیر محصول که با تیم ها و افراد مختلف برای ایجاد، رشد و موفقیت محصول همکاری میکنیم، آیا کار ما به همین جا ختم میشود؟اگر ما سازنده و فروشنده مته هستیم، بله.با این حال، دیدگاه ما در نقش مدیر محصول تا حدی متفاوت است. ما همیشه به دنبال درک سلسله مراتب نیازها و ارتباط آنها با ارزش های اصلی افراد هستیم. به همین دلیل بود که به این فکر میکردم که چرا مردم یک سوراخ ربع اینچی میخواهند و با استفاده از Chat GPT به این پاسخ ها رسیدم.پس بیایید با این شرایط به توافق برسیم:مردم تمایلی به خرید مته ربع اینچی ندارند.آنها یک سوراخ یک چهارم اینچی میخواهند.علل یک نیازعلت نیاز به سوراخ بسته به زمینه و موقعیت خاص میتواند متفاوت باشد:نیاز عملکردی: فرد ممکن است برای انجام یک هدف عملی خاص، مانند آویزان کردن قاب عکس، نصب قفسه، یا عبور سیم از یک سطح، به سوراخ نیاز داشته باشد.نیاز ساختاری: سوراخ ممکن است به دلایل ساختاری، مانند تهویه، زهکشی، یا مونتاژ در فرآیندهای ساخت و ساز یا تولید ضروری باشد.هدف خلاقانه یا هنری: سوراخ ممکن است بخشی از یک پروژه خلاقانه یا هنری باشد، مانند کاردستی، مجسمه سازی، یا ایجاد الگوهای تزئینی.حل مسئله: نیاز به یک سوراخ میتواند از تلاش برای حل یک مشکل یا غلبه بر یک مانع، مانند اصلاح یک شی یا تطبیق یک ابزار برای یک کار خاص، ناشی شود.علت اصلی/ریشه ای آن نیاز چیست؟علت اصلی اینکه چرا افراد میخواهند هر یک از این اقدامات را انجام دهند میتواند بر اساس شرایط و انگیزه های فردی متفاوت باشد. در اینجا برخی از دلایل ریشه ای بالقوه برای هر کدام آورده شده است:علت اصلی نیاز عملکردی: افراد ممکن است نیاز عملکردی به سوراخ داشته باشند زیرا میخواهند عملکرد یا قابلیت استفاده یک شی یا فضا را افزایش دهند. به عنوان مثال، ممکن است بخواهند یک قاب عکس آویزان کنند تا محیط زندگی خود را شخصیسازی کنند، قفسهای را برای ایجاد فضای ذخیرهسازی و سازماندهی نصب کنند یا سیمی را برای اتصال دستگاههای الکترونیکی از سطحی عبور دهند. علت اصلی میتواند تمایل به راحتی، کارایی یا سفارشی سازی در محیط اطرافشان باشد.علت اصلی نیاز سازه ای/ساختاری: علت اصلی نیازهای سازه ای ممکن است از ملاحظات عملی مانند اطمینان از تهویه مناسب، زهکشی یا مونتاژ در فرآیندهای ساخت و ساز یا تولید ناشی شود. افراد ممکن است نیاز به ایجاد سوراخ هایی برای تسهیل جریان هوا، جلوگیری از تجمع آب یا اتصال ایمن اجزا داشته باشند. علت اصلی میتواند مربوط به ایمنی، رعایت قوانین یا استانداردهای ساختمانی، یا یکپارچگی ساختاری یک سیستم یا سازه باشد.علت اصلی نیاز خلاق یا هنری: علت اصلی پروژههای خلاقانه یا هنری که سوراخ ها را شامل میشود ممکن است بیان خود، ترجیحات زیباییشناختی یا میل به ایجاد چیزی جذاب یا منحصر به فرد باشد. افراد ممکن است از سوراخهایی در صنایع دستی، مجسمهسازی یا پروژههای تزئینی استفاده کنند تا بافت، ابعاد یا جذابیت بصری را به آثار خود اضافه کنند. علت اصلی میتواند نیاز به تحقق هنری، کاوش در خلاقیت، یا دنبال زیبایی و ابراز وجود باشد.علت اصلی حل مسئله: علت اصلی سناریوهای حل مسئله شامل سوراخ ها ممکن است از غلبه بر موانع، تطبیق ابزارها یا اشیاء با وظایف خاص، یا یافتن راه حل های نوآورانه برای چالش ها ناشی شود. زمانی که روشهای مرسوم غیرعملی یا ناکافی هستند، ممکن است افراد نیاز به ایجاد سوراخهایی برای اصلاح یا تعمیر اشیا، سفارشیسازی ابزارها برای یک کار خاص، یا بداههسازی راهحلها داشته باشند. علت اصلی میتواند تمایل به کارایی یا غلبه بر موانع و دستیابی به نتایج مطلوب باشد.ارزش های فردی مربوط به انجام چنین کارهایی چیست؟ارزش های اصلی که انسان ها را به انجام وظایفی مانند موارد ذکر شده سوق می دهد (نیازهای عملکردی، الزامات ساختاری، نیت خلاق یا هنری و حل مسئله) می تواند متنوع و چندوجهی باشد. برخی از ارزش های اصلی که ممکن است زیربنای این اقدامات باشد عبارتند از:سودمندی: افراد برای عملکرد و عملی بودن ارزش قائل هستند و به دنبال راه حل هایی هستند که در خدمت هدفی باشند یا نیازی را به طور موثر و کارآمد برآورده کنند. این مقدار اقداماتی مانند نصب قفسه برای ذخیره سازی، ایجاد سوراخ برای تهویه، یا حل مشکلات عملی با راه حل های خلاقانه را هدایت می کند.خوداظهاری و خلاقیت: انسان ها اغلب برای ابراز وجود و خلاقیت ارزش قائل هستند و به دنبال فرصت هایی برای ابراز هنرمندانه یا خلاقانه خود هستند. این ارزش ممکن است منجر به درگیر شدن در پروژه های هنری شامل سوراخ ها، ایجاد طرح های منحصر به فرد یا ترکیب عناصر تزئینی در محیط اطراف شود.نوآوری و حل مسئله: ارزش نوآوری و حل مسئله افراد را به جستجوی راه حل های جدید، غلبه بر چالش ها و انطباق با شرایط متغیر سوق می دهد. این ارزش انگیزه اقداماتی مانند یافتن کاربردهای نوآورانه برای ابزارها، بداههسازی راهحلها برای مشکلات غیرمنتظره یا تطبیق منابع برای برآوردن نیازهای خاص است.شخصیسازی و سفارشیسازی: افراد برای شخصیسازی و سفارشیسازی ارزش قائل هستند و به دنبال این هستند که محیطها، داراییها و تجربیات خود را طوری تنظیم کنند که ترجیحات و هویتهای خود را منعکس کنند. این ارزش اقداماتی مانند سفارشی کردن اشیاء دارای سوراخ برای اهداف خاص، شخصی کردن فضاهای زندگی با عناصر تزئینی یا تطبیق ابزارها برای مطابقت با نیازهای فردی را هدایت می کند.اجتماع و همکاری: انسان ها برای ارتباط و همکاری ارزش قائل هستند و به دنبال فرصت هایی برای مشارکت در تلاش های جمعی و حمایت از دیگران در دستیابی به اهداف مشترک هستند. این ارزش ممکن است انگیزه همکاری با دیگران در پروژههای خلاقانه، به اشتراک گذاشتن دانش و مهارتها برای حل مشکلات، یا مشارکت در طرحهای اجتماعی برای بهبود فضاها یا منابع مشترک باشد.نتیجه:سفر از تشخیص نیاز ساده به سوراخ یک چهارم اینچی تا کنکاش در انگیزههای عمیقتر پشت آن، بر نقش پیچیده مدیر محصول تأکید میکند. فراتر از سطح سطحی ارائه راه حل، مسئولیت ما در درک شبکه پیچیده نیازها، نیات و ارزش هایی است که افراد را به حرکت در میآورد. به عنوان مدیران محصول، ما به عنوان مترجم عمل میکنیم، زبان خواسته های مشتری را رمزگشایی میکنیم و آنها را به راه حل های خلاقانه ای ترجمه میکنیم که در سطح عمیقی طنین انداز میشوند.این سفر به ما یادآوری میکند که شغل یک مدیر محصول بسیار فراتر از بحث های اتاق هیئت مدیره و تحلیل بازار است. این در مورد همدلی، خلاقیت، و درک عمیق از رفتار انسان است. با پذیرش این رویکرد کل نگر، ما نه تنها محصولاتی تولید میکنیم که نیازهای عملکردی را برآورده میکنند، بلکه زندگی را غنی میکنند، خلاقیت را القا میکنند و ارتباطات معناداری را تقویت میکنند. در اصل، به عنوان مباشران نوآوری، نقش ما فقط فروش مته نیست، بلکه توانمندسازی افراد برای ایجاد سوراخ های یک چهارم اینچی مورد نظرشان است، در نتیجه دنیایی را شکل میدهیم که در آن محصولات فقط کالا نیستند، بلکه کاتالیزورهایی برای شکوفایی و تحقق انسان هستند.</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 11:25:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروداکت استوری: ادب را از که آموختی؟ از گوردون رمزی</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C-mvuxo9kaes6j</link>
                <description>احتمالا با گوردون رمزی آشنا هستید، مخصوصا اگه مثل من آدم شکمویی باشید و به غذا علاقه زیادی داشته باشین. من از برنامه های گوردون رمزی چیزای زیادی یاد گرفتم که واقعا به درد مدیریت محصول میخوره. و میخوام توی این مطلب چند تاشو باهاتون به اشتراک بذارم و اگه مورد دیگه ای به ذهنم اومد، توی قسمت دومی که به همین اسم منتشر می کنم، میارم. شاید پیش خودتون فکر کنید که یه آشپز چی میتونه داشته باشه که به درد مدیریت محصول بخوره؟ خب باید بگم که موضوع فقط آشپزی نیست، موضوع اینه که ایشون بعنوان یک Head Chef، خودش بالای سر چندین سر آشپز بوده و هست و تا جایی که میدونم چندین رستوران داره. از نظر تجربه هم، علاوه بر آشپزی، سر آشپز بودن، رستوران داری و هتل داری رو هم میدونه. و در مجموع همه اینها در کنار دانش بالا و تجربه ای که داره باعث شده که در چند حوزه تقریبا نزدیک به هم کار کنه و در آمد خوبی داشته باشه. در کنار همه این حرفا، باور شخصی من این هست که ما بعنوان مدیر محصول میتونیم از هر فردی در هر زمینه‌ای که کار می کنه کلی چیز یاد بگیریم که خود این باعث میشه دید گسترده تری داشته باشیم. خب این نوشته، در نتیجه مشاهده مجموعه های مختلفی هست که ایشون توی اون بعنوان نقش اصلی ماجرا حضور داشته برنامه هایی در مورد بررسی وضعیت رستوران هایی که الان حال و روز خوبی ندارن و همینطور در مورد هتل ها. گام اول: ایجاد یک تجربه شخصیگوردون رمزی در برنامه خودش، زمانی که میخواد یک رستوران به گل نشسته یا یه هتلی که اوضاع خوبی نداره رو بررسی کنه، همیشه با ایجاد یک تجربه شخصی شروع می کنه و به هیچ وجه از دور شروع به نسخه پیچیدن برای بقیه نمی کنه. یکی از مسائل مهمی که به یه مدیر محصول کمک می کنه همینه. شما وقتی وارد یک تیم یا یک شرکت میشید، به هیچ وجه نمی تونید بدون ایجاد تجربه شخصی استفاده از اون محصول نظر بدید ( البته اگه قابل ایجاد باشه) و وقتی هم که هنوز وارد اون تیم و اون شرکت نشدید و نظرات کاربران، تیم و حتی اهداف بیزینس رو نمی دونید نباید برای اون محصول نسخه بپیچید. گوردون رمزی مثلا قراره رستوران A رو بررسی کنه، با ماشین به اونجا میره و این موضوع رو برسی می کنه که آیا این رستوران از نظر علامت گذاری و  تابلو های شهری، برای مردم قابل پیدا کردن هست یا نه!بعد از بیرون نگاهی به ساختمون اونجا میندازه. و در نهایت وارد اونجا میشه تا برخورد سرمهماندار یا استقبال کننده رو ببینه. در نهایت ظاهر اونجا رو از نظر دیزاین و تمیزی بررسی می کنه. گاها پیش میاد که توی این رستوران ها و هتل ها تقریبا بیشتر مواردی که در بالا گفتم یه جای کارشون میلنگه. نکته مهمی که برای ما مدیران محصول اینجا اهمیت داره اینه که باید شروع به بررسی کنیم، از زیر و بم محصول خودمون سر در بیاریم، از لحاظ Awareness، Design و ... اونو بشناسیم. و ببینیم که چه First Impression‌ ای در نگاه ما ایجاد می کنه. گوردون رمزی با افرادی که اونجا به استقبالش میان آشنا میشه، این افراد بیشتر مالکان و یا مدیرانی هستن که توی اون رستوران یا هتل نقشی اساسی دارن مثل سر آشپز و ... . و از اونها سوالات کوتاهی از باب آشنایی می پرسه تا کمی با فضای ذهنی اونها آشنا بشه. اما اصلا در این شرایط توی موضوعات و حرف های اونها عمیق نمیشه و کند و کاو نمی کنه. بعنوان یه مدیر محصول یکی از وضایف مهم ما شناخت افراد تیم و تمامی ذی اثرانی هست که با این محصول در ارتباط هستن. گوردون رمزی منو رو بررسی می کنه، و سعی می کنه از غذاهایی که خود رستوران اون رو شاخص میدونه و چند تا غذای دیگه که میتونه local یا جزو پر مصرف ترین غذاهای رستورانی باشه سفارش بده. سفارش های اون شامل تمامی بخش های غذا از پیش غذا تا دسر هست. من به این بخش میگم خوردن محصول، در اینجا ما محصول و خدمات و امکاناتش رو عمیق بررسی می کنیم. اگه امکان سفارش دادن باشه، سفارش میدیم، در واقع هر امکانی که کاربر میتونه تهیه کنه رو هم ما بررسی می کنیم. چیزی که گوردون رمزی در این مرحله باهاش مواجه میشه، گاها منو های بسیار شلوغ و چندین صفحه ای هست که واقعا انتخاب رو برای حتی خود اون سخت می کنه دیگه چه برسه به مشتری های رستوران.از اینجا به بعد کار سر آشپز شروع میشه. غذا هایی که گوردون رمزی سفارش داده رو پشت سر هم آماده می کنه و پیشخدمت هم اونها رو سرو می کنه. سوال مهمی که گوردون رمزی هر بار که غذایی روی میزش میاد، از پیشخدمت می پرسه، مواد اولیه این غذا کی آماده و تهیه شده؟ آیا تازه ست؟و چه سوال مهمی!در زمینه غذا، خیلی مهمه که مواد اولیه تازه باشه. حالا ما باید ببینیم توی محصولی که قرار هست روش کار کنیم، چه پارامتر هایی و چه KPI هایی اهمیت بالایی برای مورد توجه واقع شدن دارن. از اونجایی که میدونیم، گوردون رمزی توی حوزه کاری خودش یک Domain Expert هست شاید هم بشه گفت یکی از خدایان حوزه کاری خودش هست. بنابراین، در مورد هر غذا نظرش رو به صورت کوتاه همون لحظه میده. گام دوم: ارائه بازخورد یا همون فیدبک خودمونوقتی یه بشقاب روی میزش میاد، با قاشق، چنگال و یا چاقو، اون رو بخش بخش می کنه تا محتویاتش رو ببینه. اینکه بافت اون غذا، میزان پختش، گرما ای که در لحظه سرو داره و ... به چه صورت هست. و بعد از امتحان در حد یک لقمه، فیدبک خودش رو به پیشخدمت میده و پیشخدمت هم اون رو به سر آشپز منتقل میکنه. حالا بعنوان مدیر محصول باید چیکار کرد، ما هم سفر مشتری CJM رو اگه باشه که بررسی می کنیم ولی اگه تا قبل از شما کسی اون رو نکشیده باشه، دیگه باید دست بکار بشیم و اونو ترسیم کنیم و مثل گوردون رمزی، تمامی بخش های اون رو از هم سوا کنیم و جز به جز بررسی کنیم تا ایراداتی که به چشممون میاد رو پیدا کنیم. فقط حواسمون باشه، اینجا همه مشکلات مشخص نمیشه، بعضی وقتا انقدر مشکلات وحشتناکی وجود داره که شما قبل از CJM باید به سراغ اونها برید. زمانی که یه خونه آتیش گرفته، کسی به کج بودن تابلوی روی دیوار توجه نمی کنه. پس اول آتیش رو خاموش کنید. در حین این فیدبک دادن ها، صاحب رستوران/هتل و افرادی که اونجا هستن، با حقیقت موضوع آشنا میشن و با  این دیوار برخورد می کنن که حقیقت چیزی متفاوت از فضای توهمی هست که برای خودشون ایجاد کردن. اونها میدونن یه چیزی مشکل داره اما نتونستن اون رو پیدا کنن. و گاها ما می بینیم که فقط یه چیز مشکل نداره بلکه سلسله ای از مشکلات هست که اونها رو امروز به اینجا رسونده. همیشه برام عجیب هست که اونها چرا بعد از شنیدن فیدبک های گوردون رمزی انقدر ناراحت میشن! مگه نمی دونن اوضاعشون خرابه مگه برای همین از گوردون رمزی کمک نخواستن؟! موضوع اینجاست که اونها چشم شون رو به روی حقیقت بستن و در ذهنشون فکر می کنن که همه چیز خوبه ولی نمی دونن چرا مشتری نمیاد. انکار واقعیت!گوردون رمزی در ادامه سری به آشپزخانه میزنه تا وضعیت اونجا رو ببینه و فیدبک خودش رو کامل تر به افراد حاضر در اونجا بگه. که در اکثر موارد با مقاومت شدید اونها مواجه میشه. یا از خودشون دفاع می کنن یا آشپزخونه رو ترک می کنن.در اینجا بعنوان مدیر محصول حواسمون باشه که قرار نیست ما هم همونکاری رو انجام بدیم که گوردون رمزی انجام میده. جایگاه ما با ایشون فرق داره. گوردون رمزی وزنه قضاوتش خیلی سنگین تره، به خاطر کاری که قرار هست انجام بده. اما وقتی ما وارد یک تیم میشیم، خودمون هم جزیی از اون تیم هستیم. و قرار نیست از همکاران مون به این شکل انتقاد کنیم و اونها رو تخریب کنیم. گام سوم: جلسات یک به یک one-on-oneگوردون رمزی بعد از این صحبت های در آشپرخانه، با تک تک افراد مسئول در رستوران صحبت می کنه. اما اگه در هتل باشه، خب مسیرش فرق داره که بعدا میگم.گوردون با سر آشپز، پیش خدمت و همه افراد مهم صحبت می کنه، مخصوصا باید این موضوع رو در نظر بگیریم که یک رستوران میتونه کسب و کاری خانوادگی یا نیمه خانوادگی باشه، برای همین ممکنه روابط عاطفی و فامیلی، کار رو تحت تاثیر قرار بدن، و حتی بد تر از اون، شرایط بد کاری میتونه باعث تحت تاثیر قرار گرفتن روابط عاطفی باشه. بارها در این برنامه ها دیدم که افراد مجبور شدن از وام خونه شون استفاده کنن تا رستوران یا هتل رو زنده نگه دارن، حتی گاها مجبور شدن خودشون هم توی هتل زندگی کنن. نگرانی از آینده و پس انداز برای هزینه تحصیل فرزندانشون و ... باعث شده که روابط عاطفی صاحبان رستوران و یا هتل، به سمت خیلی بدی بره مخصوصا وقتی  زن و شوهری صاحب اونجا باشن ممکنه روابط اونها در صورت شکست رستوران یا هتل به جدایی منجر بشه!پس گوردون رمزی میدونه که نقش مهمی داره، اگه بتونهه در فرصت باقیمونده ای که وجود داره، تغییرات لازم رو ایجاد کنه، میتونه اونها و حتی روابط عاطفی شون که در خطر افتاده رو هم نجات بده. بعنوان مدیر محصول ممکنه ما این شرایط رو تجربه کنیم، یعنی وارد جایی بشیم و وضعیت اونطوری که فکر میکردیم نباشه و نیاز به &quot;عملیات نجات&quot; باشه، یا اینکه اصلا خودمون توی اون قضیه باشیم و انقدر درگیر مسائل روزمره شده باشیم که خیلی از مسائل و مشکلاتی که باعث افت محصول و کاربرهامون و درآمد مون شده رو نبینیم. گام چهارم: مشاهده فرآیند و عملیاتفیدبک های اول و دوم گوردون رمزی عموما با مقاومت شدیدی روبرو میشن. برای همین در یکی از نوبت های کاری رستوران، با لباس کار آشپزی وارد رستوران میشه تا همه مسائل و مشکلاتی که اونجا وجود داره رو به چشم ببینه. مساله ای که خیلی خودش رو خوب نشون میده، مواد اولیه بی کیفیت و انبار شده و تاریخ مصرف گذشته. استفاده از مایکروفر برای گرم کردن غذا های از پیش آماده شده که منجمد شدن. و از اون بدتر، عدم توانایی ارتباط آشپز ها با هم و همینطور با پیشخدمت هاست. یعنی انگار توی آشپزخانه هر کسی داره برای خودش کار می کنه به جای اینکه همه در راستای یک هدف گروهی تلاش کنن. بعنوان مدیر محصول باید حواسمون باشه که در یک تیم جدید با فرهنگ خودش داریم وارد میشیم. ممکنه لازم باشه برای ایجاد بهبود ها، روی روابط درون تیمی و بین تیمی هم وقت بذاریم. لازمه که همیشه تیم توسعه محصول در جریان نیاز های کسب و کار و همینطور اثری که روی موفقیت اون میذاره و میتونه بذاره باشه. گام پنجم: بازخورد های نهایی:دیگه کم کم داریم از وسط ماجرا رد میشیم و به آخرش میرسیم. بعد از اینکه گوردون فرآیند کار رستوران رو دید، فیدبک نهایی خودش رو میده. هم نظر خودش رو میگه، هم از کارکنان اونجا میخواد که نظرشون رو بگن و هم از گروهی از مشتری ها و حتی تامین کننده های محلی میخواد که بیان و نظرشون رو به مالکان رستوران منتقل کنن. بعنوان مدیر محصول میگم، فیدبک تک تک اعضای تیم توسعه و بقیه تیم هایی که دلسوز موفقیت محصول هستن خیلی مهمه. و در کنار اون، فیدبک کاربر ها و تامین کننده ها و ...تمام ی ذی اثر ها برای ما مهم هستن. خوبه یکبار بشنویم داره چه اتفاقی براشون میوفته. بعد از شنیدن این فیدبک ها، مالکان رستوران دیگه کاملا پخته و آماده پذیرش هر گونه تغییری هستن، بنابراین گوردون رمزی تغییرات رو اون طوری که به نظرش درست هست با یه تیم حرفه ای به صورت سریع روی اون رستوران پیاده می کنه. گام ششم: ایجاد تغییرگوردون رمزی که حالا حمایت کامل اعضای اون رستوران و مخصوصا مالکان اون رو داره، علاوه بر دیزاین رستوران، منو رو هم تغییر میده که تعداد آیتم هاش اندازه ای باشه که هم مشتری بتونه راحت انتخاب کنه، هم سرآشپز و بقیه آشپز ها بتونن اون ها رو به موقع آماده کنن و هم خرید مواد اولیه بیش از اندازه سخت نباشه. مخصوصا که بتونن تمامی مواد اولیه مورد نیازی که در همون شهر تولید میشه رو تهیه کنن. حالا با تغییر خیلی از پارامتر ها، دیگه تنها چیزی که باقی میمونه، پارامتر انسانی این فرآیند هست. یک شب به صورت افتتاحیه طور، رستوران رو باز می کنن و اینجاست که گوردون رمزی اشکالات ارتباطی بین افراد رو دقیق تر و بهتر گوشزد می کنه. در این مرحله یا افراد منطبق میشن و یا با اونها خداحافظی میشه. و در نهایت رستوران دارها و آشپز ها یک تجربه خوب از یک شب رو خواهند داشت و در نهایت یاد میگیرن که دوباره بتونن خدمات با کیفیتی ارائه کنن. بعنوان مدیر محصول حواسمون باشه که تغییر یک فرآیند همیشگی هست. اگه چیزی رو تغییر دادیم و بهتر شد، دوباره باید بعد از مدت مشخصی به سراغش بریم و باز هم اون رو بهتر کنیم. حواسمون باشه هر کدوم از فرآیند ها و فیچر ها و ... ای که الان بهشون ایراد میگیریم، چند سال پیش بهشون مثل یه انقلاب در زمینه خودشون نگاه میشده.فراموش نکنیم:Change is the Only Constant.پایان قسمت اول</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Sat, 24 Dec 2022 16:23:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروداکت استوری: چشم بند هایت را بردار</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-nj4frebujnnx</link>
                <description>واقعا دوست داشتم اولین مطلبی که در سری مطالب &quot;پروداکت استوری&quot; براتون می نویسم درباره این باشه که در هرجایی که قرار میگیریم، مسیر زندگی مدیریت محصولی مون رو چطور مدیریت کنیم، یعنی در هر فاز مشخص از زمان حضور در اونجا (که خیلی از پارامتر ها رو مشخص می کنه) چطور پروداکت منیجری باشیم.اما ترجیح میدم مطلبی بنویسم که ارتباط مستقیم با شرایط کاری خودم در حال حاضر داره.شرایط:شما وارد یک شرکت میشید. قبل از شما در این محصول پروداکت منیجری وجود نداشته. افراد دیگه حدود یک سال قدیمی تر از شما هستن. بیزینس از شما انتظارات زیادی داره و اگه نتونید برآورده شون کنید محکوم به فنا هستید. کلی پروداکت منیجر دیگه روی محصولات دیگه کار می کنن که احتمالا موفقیت یا عدم موفقیت شما رو همه جا خواهند گفت. در این شرایط اعضای تیم یه سری کارها انجام میدن، و شما هم باید یه سری کارها رو انجام بدید. خب بیاید دونه به دونه اونها رو بررسی کنیم.1.همه رو بشناسیدحتی اونهایی که فکر می کنید لازم نیست و نمیدونید که چه زمانی به کمک از سمت اونها نیاز دارید. زمانی که روز اول وارد یک تیم/شرکت میشید، مثل مهمونی رفتن هست. آدم ها از شما استقبال می کنن. رفتار خوب و مهربانانه اونها رو با سادگی محیط کاری و ... اشتباه نگیرید! اصلا اینطور نیست! جایی که تا قبل از شما پروداکت منیجر نداشته، با سطح توقعات بسیار بالایی به شما نگاه می کنند.“پس به جای گول خوردن و فکر کردن به اینکه همیشه اینطوری همه چیز به خوبی و خوشی میگذره، به سراغ چک لیست کارهای خودتون برید. مورد اول اینه که تا جایی که میتونید هر کسی دم دستتون میاد رو بشناسید و باهاش خوش و بش کنید. با همه دوست بشید. اصلا کم رو نباشید. “شناخت آدم ها به مرور اتفاق میوفته پس عجله نکنید که توی یک روز تمامی اطلاعاتی که میخواید رو بدست بیارید. ایجاد هر ارتباط مراحلی داره که باید به درستی انجام بشه، اما نفر به نفر این مراحل ممکنه تفاوت داشته باشه، چون هر کسی قلق خودش رو داره.درحین ایجاد ارتباط با آدم ها یه کار خیلی مهم باید انجام بدید، لیست Pain Point هایی که در خصوص محصول موجود دارن رو جمع آوری کنید. به هر شکلی که برای هر دوی شما راحت تر باشه. مثلا می تونید توی صحبت های دو نفره تون یادداشت بردارید یا اینکه بلافاصله بعد از اینکه از هم دور شدید به سراغ دفتر یادداشت تون برید. حتی میتونید صداشو ضبط کنید، اما مراقب باشید که باید اینو بهش اطلاع بدید.میتونید ازش درخواست کنید براتون موارد رو یادداشت کنه و ایمیل بزنه. میتونید دسترسی بُرد ترلویی که خودش درست کرده رو ازش بگیرید. اما همیشه حواستون باشه، حتی اگه 100 ساعت هم با افراد صحبت کنید، همه چیز رو نخواهید دونست. اما این کار خیلی به شما کمک می کنه.2.کی چه کاری میتونه براتون انجام بدهافراد همیشه بزرگتر و فراتر از اسم موقعیت شغلی شون و کار روزانه شون هستن. اگه این رو باور داشته باشید. مهم نیست که افراد در تیم شما باشند یا در بخش های دیگه سازمان یا حتی دوستانی که در بیرون شرکت دارید. در کنار شناخت افراد که در مرحله یک انجام میدید، ظرفیت ها و استعداد های اونها رو هم شناسایی کنید همینطور ارتباطات با ارزشی که خود آنها با دیگران دارند. شما دیر یا زود به آن امکانات نیاز خواهید داشت، مهم تر از همه اینکه شما به توانایی آن افراد نیاز خواهید داشت. بعنوان یک همکار، و حتی یک دوست. پس اگر دفترچه تلفنی از آشنایی با افراد ایجاد می کنید، تنها شامل تلفن و نام آنها نباشد، اطلاعات بیشتری هست که میتوانید به آن اضافه کنید.3.قدردانی کنیدقدردانی شکل های مختلفی دارد و هر کدام از آنها در زمان های مختلف می تواند اثربخشی متفاوتی داشته باشد. حتی تشویق و قدردانی مالی اگر به صورت نامناسب انجام شود، اثربخشی که از آن انتظار داریم را نخواهد داشت.راه های مختلفی برای این قدر دانی ها وجود دارد. شفاهی، کتبی، در سوشیال مدیا و ... . پس حواسمان باشد اجرای کار به شیوه درست، عالی و حتی فراتر از انتظار همه اینها می توانند لایق قدردانی باشند، اما به شیوه و شکلی درست و اثربخش.4. تسهیلگر باشیداین موضوع خیلی مهمی هست. نه فقط در شروع کار شما در یک محصول یا یک شرکت، بلکه همیشه و همیشه، از مهمترین وظایف یک مدیر محصول این است که انجام کارهای سایر افراد تیم را تسهیل کند. مخصوصا اگر با علایق شخصی آنها در زمینه های مختلف مخصوصا زمینه کار حرفه ای آشنا شد، نقش تسهیل گری خود را به عالی ترین شکل ممکن ایجاد کند. فراموش نکنیم محصول رشد نمی کند اگر دست اندر کاران آن رشد نکنند.پایان قسمت اولاگه از مطلب خوشتون اومد یا دوست داشتید از من حمایت کنید به این جا سر بزنید https://vrgl.ir/SPlHK </description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Mon, 10 Oct 2022 10:46:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت مراجعه به روانشناس و مشاور در زندگی یک مدیر محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ppoekwvx25zn</link>
                <description>سلام خب یه موضوع مهم در موفقیت شما در هر شغلی، توانایی های نرم شما هست (Soft Skills). نکته مهم اینجاست که تقریبا تمامی این توانایی ها به راحتی و با چهار تا کلاس و دوره رفتن بدست نمیاد و همینطور به مسائل زیادی در زندگی شما بستگی داره. مثلا اینکه کجا بدنیا اومدی، فرهنگ خانواده چطوری بوده و ...همینطور تقویت این توانایی های نرم، به صورت واقعی و نه اینکه اداشو در بیاری، ارتباط مستقیم داره با رفع مشکلاتی که در روحیه و رفتار ما وجود داره. رفع مشکلات روحی و روانی و رفتاری دقیقا مثل جراحی می مونه و گاهی این جراحی بدون بیهوشی و بی حسی انجام میشه!!بله دوستان عزیزماصلا تقویت توانایی های نرم راحت نیست. اما حداقل راهش مشخصه. اینکه شما باید از خودت و از درونت شروع کنی. و برای اینکار احتیاج به کمک یک روانشناس، مشاور، منتور، روانپزشک و ... داری. شاید هم احتیاج به کمک همه اینها با هم. خب حدود 6 سال هست که در زمینه تقویت توانایی های نرم فعالیت می کنم. منظورم آموزش نیست. منظورم اینه که برای اینکه توانایی های نرم خودم رو بالا ببرم دائما در تلاش هستم. اما بیاید جدای از اهمیت، هزینه ای که برای این مورد در سال گذشته انجام دادم رو با هم بررسی کنیم.من در سال گذشته (1400) هر هفته یک جلسه رفتم پیش روانشناس و هر جلسه هزینه 250 تومنی انجام دادم. یعنی:52 هفته در سال * 250000 تومان = 13 میلیون تومان حالا به چند تا نکته فکر کنیم:اینکه اگه من این 13 تومن رو هزینه نمی کردم، چه فرصت هایی رو از دست می دادم، چقدر از موفقیت در زندگی فردی و حرفه ای عقب می افتادم. اینکه فکر کنم اگه این پول رو هزینه نمی کردم مثلا باهاش چی میتونستم بخرم؟اینکه آیا این وسیله ای که می خریدم قابل قیاس با مزیت هایی که این هزینه در حوزه روانشناسی برای من داشت، هست یا نه یعنی بیایم و به صوت کامل مفهوم Trade off رو برای این موضوع در نظر بگیریم. در هر حال انتخاب من این بود و خیلی بهم کمک کرد. پیشنهاد می کنم شما هم به فکرش باشید و اگه تا حالا تجربه ای ازش داشتید برام بنویسید.مرسیاگه از مطلب خوشتون اومد یا دوست داشتید از من حمایت کنید به این جا سر بزنید https://vrgl.ir/SPlHK </description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 31 Aug 2022 12:01:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حمایت مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-vcnujagvmk3y</link>
                <description>سلام به همه دوستاناول از همه تشکر می کنم که مطالب من رو میخونید و با نظراتتون به بهتر شدنش کمک می کنید اگه علاقه مند به حمایت مالی هستید، که برای من خیلی خوشحال کننده ست و بهم کلی انگیزه میده که ادامه بدم، میتونید از یکی از روش های زیر استفاده کنید:1.کارت به کارت:بانک ملی ایران: 6037997231198186به نام مسیح حیدری زاده2.شماره شبا:بانک ملی IR9101700000002211527870053.پول قهوه توی کافه ته:من رو یه قهوه مهمون کنیدhttps://www.coffeete.ir/masih4.پی‌پال:همچنین اگر از پی‌پل استفاده می کنین که خیلی هم عالیه. داشتن پی پل باعث می شه گاه گداری بتونیم خرج های *خارجی* بکنیم:masihheidarizadeh2@gmail.com5.رمز ارز هایه راه خیلی راحت که دسترسی هم بهش آسون هست:تتر روی شبکه ترون:TW2Wgo1Z3T7CvEAuCtRdkYGaZZuVFkauoHاتریوم:0xb313ad6917231a91a590039d9cea38bac294b60eبیتکوین SegWit: bc1qttc095p6j4ve7asvj3udx3fnq49ly40ntsrsqh بیتکوین Legacy:19j1FYHRbMkH68rwX56DpmnSkRU4LXcGFc بیتکوین BSC0xb313ad6917231a91a590039d9cea38bac294b60e با تشکر از جادی که برای ساختن این صفحه ازش الگو گرفتم</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Tue, 05 Apr 2022 13:23:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات دوره های آموزشی کورسرا</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%B1%D8%A7-gnxmmqhdm6bw</link>
                <description>از اونجایی که هفته ای یکی دو بار پیش میاد که دوستانی که توی سایت کورسرا به مشکل خوردن باهام تماس میگیرن، گفتم بهتره که هر نکته ای که در مورد این سایت میدونم و برای آدما سوال و مشکل پیش آورده رو اینجا بنویسم*نکته: این مطلب به مرور و با سوالات شما آپدیت میشه1.دوره رو گرفتم اما وقتی میخوام توی آزمون شرکت کنم بهم میگه باید هزینه پرداخت کنیبچه ها به یک نکته خیلی مهم توجه کنید. اگه شما دوره ای رو تهیه می کنید، حتما باید توی بازه زمانی مشخصی اون دوره رو به پایان برسونید. اما نکته مهم اینجاست که اینجا منظور از بازه زمانی Deadline امتحانات تون نیست، چون اونها رو به راحتی و با یه کلیک میتونید تمدید کنید. بلکه منظور اینه که شما اگه از زمان دریافت دوره، تا حدود 180 روز امتحانات تون رو به پایان نرسونده باشید، عملا دوره شما منقضی میشه. یعنی به محتوای دوره دسترسی دارید. اما نمی تونید توی امتحانش شرکت کنید و دائما شما رو به صفحه پرداخت منتقل می کنه. راهکار چیه:اگه با این مشکل مواجه شدید اصلا نگران نباشید. فقط کافیه دوباره برای تهیه دوره اقدام کنید. و تا جایی که میدونم، این مشکل فقط برای کسانی پیش میاد که از Financial Aid استفاده کردن.Make sure your Financial Aid or Scholarship is still active. Financial Aid is valid for 180 days after your application was approved. If you don’t complete the course and earn a Certificate within 180 days, you will need to apply for again or pay for the course.2. بعد از پایان دوره، بهم Certificate نداد و گفت باید هویتت رو احراز کنی!نکته ای که مهم هست و باید همیشه حواسمون بهش باشه اینه که تمامی دوره ها و زیر دوره های مربوط به Master Track، برای اینکه به شما Certificate بدن، نیاز هست که شما در سایت کورسرا احراز هویت بشید. پس حتما دقت کنید که کل توضیحات دوره رو بخونید و اگه دوره شما، زیرمجموعه یه دوره دیگه هست، حتما توضیحات اون رو هم مطالعه کنید. بعضی وقتا هم مثل دوره مدیریت پروژه گوگل، اولش دوره نیاز به احراز هویت نداشت. اما بعدا تصمیم گرفتن که این دوره جزو Master Track حساب میشه و ادامه ماجرا این شد که حتی من که قبلا این دوره رو گذرونده بودم نیاز به احراز هویت داشتم که دوباره بتونم Certificate رو داشته باشم. 3.اگه ابتدای دوره بزنیم که فری و بدون مدرک میخایم، اما بعدا مدرکش رو بخوایم با پرداخت هزینه مدرک رو بهمون میده؟معیار مدرک های کورسرا، ویدیو هاش نیست بلکه همون آیتم هایی هست که نمره داره و توی بخش grades هر کورس اومدهاگه از مطلب خوشتون اومد یا دوست داشتید از من حمایت کنید به این جا سر بزنید https://vrgl.ir/SPlHK </description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 06 Mar 2022 13:32:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به جایی نرسیم - محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ogfxlpqtaz5k</link>
                <description>این مطلب رو میشد به صورت عمومی نوشت ولی ترجیح میدم تمرکز رو روی حوزه محصول (هر چیزی که به محصولات نرم افزاری مربوط هست) بنویسم.یادش بخیر یکی از اساتید دانشگاه به اسم دکتر حسینی که الکترونیک درس میداد حرف قشنگی میزد. میگفت که با خوندن تمام کتاب های مربوط به یک حوزه تخصصی، شما متخصص نمیشید. حتی اگه موقع خواب هم به جای بالشت از اون کتاب ها استفاده کنید. کتاب های حوزه محصول:شاید شما این تصویر و یا تصاویر مشابه رو دیده باشید که کتاب هایی که در حوزه محصول خوب هستن رو معرفی می کنن.بیاید فرض کنیم که هر کدوم از این کتاب ها 1000 نسخه چاپ شدن و حدود 500 نفر علاقه مند به حوزه محصول، بدون استثنا همه این کتاب ها رو خوندن. آیا این کتاب ها رو خوندن، از ما، مدیر محصول میسازه؟!احتمالا شما هم مثل من فکر می کنید که مطالعه در هر حوزه ای از الزامات مهم هست. اما شاید واقعا تضمین کننده موفقیت ما در حوزه ای که کار می کنیم نباشه.فکر می کنم هر کسی که علاقه مند به فعالیت به حوزه محصول با هر عنوانی هست، باید این کتاب ها و خیلی کتاب های دیگه رو بخونه، ضمن اینکه به این نکته توجه داشته باشه که بهر حال تمامی اینها هنوز هم کافی نیستندوره های آموزشیدوره های آموزشی آنلاین و حضوری خیلی خوبی در سرتاسر دنیا برگزار میشه که بعضی هاش مدرک داره بعضی دیگه هم نداره. این دوره ها گاهی توسط افرادی برگزار میشه که تجربه خیلی خیلی خوبی در این زمینه دارن. و اون آدم ها میان و تجربیات خیلی با ارزش خودشون رو با ما اشتراک میذارن. تجربیاتی از جنس شکست و موفقیتفقط حواس مون باشه، همونطوری که دونستن شیوه موفقیت افرادی مثل وارن بافت و بیل گیتس، ما رو میلیاردر نمی کنه، دونستن داستان شکست و اشتباهات افراد مختلف هم مانع این نمیشه که ما توی زندگی اشتباه نکنیم.یعنی حتی اگه در شرایط کاملا مشابه با اون فرد قرار بگیریم، و خیلی تلاش کنیم مثل اون عمل نکنیم تا اشتباهش رو تکرار نکنیم، احتمال داره اشتباه دیگه ای رو انجام بدیم. فراموش نکنید که از اشتباه کردن نباید ترسید. اشتباه کردن و ازش درس گرفتن خیلی بهتر از اینه که هیچ کاری نکنیم.ویدیو های یوتیوب:اگه به آموزش های رایگان اعتقاد دارید، یوتیوب برای شماست. منم همیشه فکر می کنم که هر دانشی باید رایگان در اختیار آدم ها قرار بگیره، و اونها بر اساس توانایی شون، نشون بدن چقدر میدونن. هر چیزی که میخواید توی یوتیوب هست. اما این هم کافی نیست. سنجش از هر نوعی مهمه:ما از کجا می فهمیم که یه محصول نرم افزاری یا غیر نرم افزاری موفق هست؟از کجا می فهمیم که یه مدیر محصول، طراح محصول و... موفق هستن؟حتما معیار هایی در هر شرکت و در ذهن هر فردی برای سنجش وجود داره. خیلی خوبه که فکر کنیم، خوندن اون کتاب ها، دیدن فیلم ها و گذروندن دوره ها، چه تاثیری روی KPI های ما گذاشته و آیا ما به اهدافی که داشتیم رسیدیم؟ یا اینکه نکته حتی اون KPI ها رو هم اشتباه در نظر گرفتیم؟!حرف آخربیاید صادقانه فکر کنیم. خیلی پارامتر ها در موفقیت شما بعنوان فردی فعال در حوزه محصول اهمیت داره. نتیجه، قطعا توسط همه این پارامتر ها با هم تعیین میشه. شما تنها میتونید در هر شرایطی بهترین تصمیم ها رو بگیرید.پس با قدرت ادامه بدید. و خودتون رو با هیچ کسی مقایسه نکنید.ما قرار نیست به جای خاصی برسیم. فقط قراره به بهترین تعریفی که از کارمون توی ذهن مون داریم برسیم. موفق باشید</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 23 Feb 2022 11:44:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروداکت استوری: شکست اجایل Agile</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%84-agile-i99n6uxvu89t</link>
                <description>این متن ترجمه نوشته آقای Andy Hunt یکی از بنیانگذاران مانیفست اجایل است. مفتخرم که جزو 17 نفر بنیانگذاران یا نویسندگان مانیفست اجایل در سال 2001 هستم. فکر می‌کنم این مانیفست، تلنگری از انرژی، امید به روشی بهتر برای انجام کارها، ایجاد نرم افزار و بهتر کردن جهان را فراهم کرد. این اتفاقف یک نقطه عطف بود. اما در 14 سال زمانی که از آن تاریخ می‌گذرد، ما راه خود را گم کردیم.کلمه اجایل، سازمان یافته شده. و در بهترین حالت &quot;بی معنی&quot; و در بد ترین حالت دچار جینگوئیسم شده است. تعداد زیادی از افراد، اجایل را به صورت ضعیف انجام می‌دهند. تلاشی نصف و نیمه برای پیروی از چند روش منتخب توسعه نرم افزار، آن هم به شکلی ضعیف. تعداد زیادی متعصب اجایل داریم - به این معنا که متعصب کسی است که با فراموش کردن هدف، تلاش خود را دو چندان می‌کند. و بد تر از همه، متودولوژی های اجایل، خود اجایل نبودند.و قسمت طنز ماجرا اینجاست!چگونه وارد این آشفتگی شدیم؟شادی ناشی از وجود قوانین:اساس رویکرد اجایل، پذیرش تغییر است. آگاهی از:تغییرات محصول در حال توسعهنیازها و خواسته های کاربرانمحیط، رقابت، بازار، تکنولوژیو همه اینها می‌توانند چشمه های تغییر باشند.برای پذیرش جریان تغییر، متند های اجایل به ما توصیه می‌کنند تا &quot;بازرسی و تطبیق&quot; داشته باشیم. به این معنی که بفهمیم چه چیزی تغییر کرده است تا ما به وسیله تغییر متد ها، بازنویسی کدها، همکاری با مشتریان مان و ...، با آن سازگار شویم. اما اکثر کسانی که به اصطلاح اجایل را پذیرفته اند، این کار را انجام نمی‌دهند و دلیل خوبی هم دارند.زمانی که شما برای اولین بار در حال یادگیری یک مهارت جدید هستید - یک زبان برنامه نویسی جدید، یا یک تکنیک جدید، یا یک روش توسعه جدید - هنوز تجربه، مدل‌های ذهنی یا توانایی مدیریت یک مفهوم انتزاعی مانند &quot;بازرسی و تطبیق&quot; را ندارید.این توانایی، تنها در افرادی با تجربه بسیار بالا در به کارگیری این متند ها، در سطوح مهارت بالاتر وجود دارد. تنها راهی که مبتدیان می‌توانند با استفاده از آن، موثر باشند این است که از قوانین ساده و بدون پیش زمینه استفاده کنند. &quot;وقتی این اتفاق افتاد، آن را انجام دهید.&quot;و از آنجایی که متدولوژی های اجایل، به راحتی برخی از روش های مشخص را برای شروع ارائه می‌کند، تیم های جدید به همه آنها یا به بخشی از آنها می‌چسبند و همانجا گیر می‌کنند. بنابراین، به جای توجه به اصول اجایل و ایده‌های انتراعی مانیفست اجایل، افراد به قوانین آهنین و مجموعه ای از شیوه های انجام کار خواهند پرداخت و نه بیشتر! متد های اجایل از استفاده کنندگان می‌خواهند تا فکر کنند، و صادقانه بگویم این یک اجبار است. خیلی راحت است که به سادگی از قوانینی که مطرح شده پیروی کنید و ادعا کنید که شما براساس کتاب راهنما جلو می روید. زیرا این روش، آسان است و از تمسخر و سرزنش در امان است. هرگز به خاطر آن اخراج نخواهی شد. در عین حال که ممکن است علنا محدودیت های برخی از قوانین را مطرح و محکوم کنیم. اما نقطه امن و راحتی در شیوه وجود دارد. اما مطمئنا چابک بود و یا موثر بودن به معنای راحتی نیست.اگه فقط تعداد نگشت شماری از قوانینی را انتخاب کنید که دلتان می‌خواهد آنها را دنبال کنید و قوانین سخت را نادیده بگیرید، آنگاه اگر کسی از شما پرسید، می‌توانید بگویید &quot;اجایل عمل می‌کنید&quot;. آنگاه می‌توانید انرژی خود را بر اجرا و استفاده مجموعه کوچک از قوانین عمدتا بیفایده صرف کنید. در این صورت، همه احساس بهتری دارند، درست تا وقتی که قرار باشد چیزی را به مشتریان ارائه دهید.گیر کردن در شیار بتنی:پیروی از مجموعه ای از قوانین سختگیرانه، عملکرد شما را به اندازه یک فرد تازه کار پایین می آورد. بنابراین، تیم ها خود را ناآگاهانه و توسط یک راه حل، گیر انداخته اند. پیروی کورکورانه از قوانین مشخص و نه کسب تجربه ای که لازم دارند تا به نقطه ای برسند که بدانند و بتوانند از قوانین فراتر بروند.این روزها، خیلی شایع است که در توییتر یا در mailing listها، جر و بحث هایی دیده می‌شود که در آنها، متعصبان قوانین محدود اجایل استدلال می‌کنند که شما اجایل نیستید زیرا قوانین مورد علاقه آنها را دنبال نمی‌کنید.ایده بازرسی و تطبیق چه شد؟ایده معرفی شیوه‌های جدید و تکامل شیوه‌هایمان متناسب با چالش‌های موجود چه شد؟ شیوه های اجایل متعارف در متودولوژی های رایج، اساساً برای بیش از یک دهه بدون تغییر باقی مانده است. ما در بلاتکلیفی گیر کرده ایم. و همانطور که من دوست دارم بگویم، تنها تفاوت بین شیار و گور در ابعاد است.یک راه رو به جلوتا به حال، افراد زیادی از جنبش اجایل شاکی هستند، برخی بی سر و صدا، برخی با صدای بلند، و هیچ یک از این شکایات بدیع نیستند. (تازگی ندارند) اما در اینجا یک نکته جدید وجود دارد: بیایید آن را درست کنیم. همینجا همین الان. ما با هم می توانیم مشکلات ذاتی در پذیرش و تکامل اجایل را برطرف کنیم و به پیشبرد صنعت کمک کنیم.اول از همه، ما نیاز به یک نام داریم. مجموعه‌ای از ایده‌های خوب معمولاً در دنیا جذابیت چندانی ندارند. باید یک نام، یک برند وجود داشته باشد تا ایده را به آن آویزان کنیم. نامش را بگذاریم:روش GROWS™در این مورد GROWS مخفف Growing-World Oriented Working Systems است. این ایده ای است که من و جرد ریچاردسون روی آن کار کرده ایم.اینها، مفاهیم مهمی هستند:نرم افزار طراحی و ساخته نمی‌شود. این مدلِ خطی و قطعی ای است، که در اینجا کارکرد ندارد. رشد استعاره بهتری است، زیرا رشد با تغییر همراه است. با محوریت دنیای واقعی Real-world-oriented، اشاره به این ایده است که ما باید تمام تصمیمات خود و جهتگیری های خود را مبتنی بر شواهد واقعی بنا کنیم. یعنی دریافت بازخورد از دنیای واقعی و در شرایط واقعی. هر چیزی جز این، فقط ترکیب نامناسبی از خیال پردازی و توهم است.و البته، نرم افزاری که کار کند، محصولی است که ما در نهایت تحویل خواهیم داد. اما نه به قیمت هزینه شدن یک تیم کاری/عملکردی و نه به قیمت هزینه شدن کل سازمان. نرم افزار، تیم، کاربران، حامیان مالی، همه و همه یک سیستم را تشکیل می‌دهند. و ما باید از این مطمئن شویم که کل سیستم برای تمام اجزای تشکیل دهنده اش، کار می کند.بنابراین بیایید روش &quot;جدید&quot; خود را بر چهار ایده اساسی بنا کنیم:مبتنی بر شواهدمدل مهارت Dreyfus سازگاری محلی Local Adaptation (سازگاری براساس شرایط محیطی موجود)فراگیری عمومیمبتنی بر شواهد:یعنی، هر تیمی بتواند براساس شواهد واقعی و براساس بازخورد های دنیای واقعی، بازرسی و تطبیق را انجام دهد.مدل مهارت Dreyfus:اما برای رساندن این تیم ها به آن نقطه، لازم است از آموخته های مدل مهارت Dreyfus برای ارائه پشتیبانی دقیق برای مبتدیان و اراه خدمات برای اجرا کنندگان پیشرفته تر، استفاده کنیم.سازگاری محلی Local Adaptation:با قرارگیری این چارچوب در جایگاه خود، ما میخواتیم هر تیمی را براساس شواهد واقعی، با خیال راحت و با شرایط بومی آن، سازگار کنیم.فراگیری عمومی:و در نهایت، هر تلاشی که در اینجا انجام می‌دهیم، باید برای کل سیستم کار کند. و نه فقط توسعه دهندگان و نه فقط مدیران و تستر ها، و نه فقط کاربران و نه فقط حامیان مالی. در اینجا، &quot;ما&quot; در مقابل &quot;آنها&quot; وجود ندارد. فقط و فقط &quot;ما&quot; وجود دارد.پایانمسیح حیدری زادهلینک مطلب اصلیhttps://toolshed.com/2015/05/the-failure-of-agile.html</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Tue, 15 Feb 2022 22:41:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جملات تاکیدی روزانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-ge5izrnrvuwe</link>
                <description>اگه ازتون بپرسن: یک نفر بیشتر زمان زندگی شو کجا می‌گذرونه، ممکنه بگید سرِکار، توی خونه، با دوستاش...اما بدون توجه به لوکیشن فرد، در واقع اون بیشتر مواقع رو در ذهنش و در تفکراتش زندگی می‌کنه.بخش مهمی از محیط ذهنی‌ای که فرد توی اون زندگی می‌کنه رو تصاویر و صداهایی تشکیل می‌دن که ذهن اون، برای خودش انتخاب می‌کنه. که ممکنه اونها رو به صورت ممتد یا با فاصله زمانی های مشخص برای اون فرد، پخش کنه.صداهای درونی در ذهن ما، علاوه بر فکرها و حرف‌هایی که با خودمون می‌زنیم، شامل حرف هایی هست که به ما گفته شده. این صداها می‌تونن جملات مثبت و انرژی بخشی رو شامل بشن یا بالعکس، کاملا منفی و مخرب باشن.در صورتی که صداهای درونی فرد، دائما از پوشه یا پلی لیست منفی‌ها انتخاب بشه، واکنش‌های جسمی و روحی متفاوتی از اون فرد بروز می‌کنه که ممکنه صدمات شدیدی رو براش به همراه داشته باشه.یکی از راه‌های مقابله با این صداهای درونی منفی، این هست که به صورت کاملا آگاهانه، برنامه‌ای روزانه برای جملات تاکیدی مثبت داشته باشیم. جملاتی که نه گول زننده و نه بیش از اندازه انگیزه بخش باشن. بلکه این جملات، باید با واقعیت انسانی و زندگی ما مطابقت داشته باشن. و در حقیقت به همون بخش‌های مثبتی اشاره کنن که گاها از نگاه ما دور می‌مونن.این راهکار نه بعنوان یک درمان، بلکه بعنوان یک راهکار مکمل فرآیند درمانی پیشنهاد می‌شه. به این دلیل که ریشه یابی و حل مسائلی از این دست، در حوزه تخصصی یک روانشناس/درمانگر هست.فراموش نکنید که تکیه بیش از اندازه روی درمان‌های مکمل، و نپرداختن به درمان های اصلی و مکمل به صورت صحیح، می‌تونه نتایج متاسفانه بدی رو به همراه داشته باشه.یکی از اپلیکیشن‌هایی که من برای دریافت جملات تاکیدی روزانه استفاده می‌کنم، به نام I Am - Daily Affirmation هست. و چون به زبان انگلیسی این متن ها رو برام می‌فرسته، علاوه بر اینکه در راستای هدف اصلی، کمکم می‌کنه، می‌تونه تاثیر مثبتی هم در یادگیری زبان انگلیسی داشته باشه.خوشحال می‌شم نظرتون رو در این خصوص برام بنویسیدو بهم بگید شما از چه راهکارهایی استفاده می‌کنید</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 02 Feb 2022 18:32:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای خلاقیت بیشتر، زمان استراحت خود را برنامه ریزی کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-wflwk2hlmkmz</link>
                <description>این متن، ترجمه مطلبی در Harvard Business Review با عنوان To Be More Creative, Schedule Your Breaks و نوشته Jackson G. Lu, Modupe Akinola, and Malia Mason است.خلاصه:تحقیقات جدید نشان می‌دهد که برنامه ریزی برای استراحت و جابجا شدن(تغییر) بین کارهایی که انجام می‌دهید موجب خلاقیت بیشتر می‌شود و به شما کمک می‌کند تا پاسخ های روشن‌تری برای مشکلاتی که در تلاش برای حل آنها هستید، پیدا کنید.زمانی که روی کارهایی وقت می‌گذارید که می‌توانند از تفکر خلاق سود ببرند، پس به صورت آگاهانه، استراحت را وارد برنامه خود کنید تا فکرتان تازه شود. زمان‌های استراحت را در فواصل منظمی در برنامه خود تنظیم کنید و در صورت لزوم، می‌توانید از یک تایمر استفاده کنید.زمانی که تایمر به انتهای زمان تعیین شده رسید و خاموش شد، بین کارها جابجا شوید. مثلا می‌توانید رسیدهای بازپرداخت خود را سازماندهی کنید، ایمیل‌های خود را بررسی کنید یا میز خود را تمیز کنید و سپس به کار اصلی بازگردید.اگر به این دلیل که فکر می‌کنید اکنون در حین انجام کار خود موفقیت و شانس را تجربه می‌کنید و کارتان به خوبی پیش می‌رود، برای جابجا شدن بین کارها تردید پیدا کرده‌اید، توجه داشته باشید که این تصور شما ممکن است اشتباه باشد. زمانی که به صورت منظم استراحت نمی‌کنیم، ایده‌ها و افکار زائدی در ذهن ما تولید می‌شود. از خود بپرسید که آیا ایده‌های اخیر شما، از نظر کیفی تفاوتی با هم دارند یا خیر!در آخر، زمان استراحا برای ناهار را نادیده نگیرید. برای استراحت کردن، احساس گناه نکنید. به خصوص زمانی که احساس &quot;گیر افتادن&quot; به شما دست داده است. در این حالت، استراحت می‌تواند بهترین شیوه استفاده از زمان برای شما باشد.تصور کنید که در یک بعد از ظهر جمعه، قبل از ترک محل کار  و شروع تعطیلات آخر هفته، از شما خواسته می‌شود دو مشکل که نیاز به تفکر خلاق دارد را حل کنید. آیا شما:نیمه اول وقت خود را صرف تلاش برای حل اولین مشکل و نیمه دوم زمان خود را برای دومین مشکل صرف می‌کنیدبه صورت متناوب برای دو مشکل در یک بازه زمانی منظم و از پیش تعیین شده وقت می‌گذارید (مثلاً هر پنج دقیقه بین آنها جابجا می شوید)به صلاحدید خود، بین مشکلات جابجا شوید.اگر شما جزو صدها نفری باشید که ما با آنها مصاحبه کردیم، احتمالا شما هم جابجا شدن بین دو مشکل را براساس صلاحدید خود، انتخاب کرده اید. گذشته از این، این رویکرد به شما استقلال و انعطاف پذیری حداکثری می‌دهد و در زمانی که دچار احساس &quot;گیر افتادگی&quot; می‌شوید، به شما امکان می‌دهد تا مسیر خود را از یک مشکل به مشکل دیگر تغییر دهید. اما اگر هدف شما، ارائه پاسخ های خلاقانه است، این رویکرد ممکن است بهینه نباشد.طبق تحقیقاتی که در شماره مارس نشریه رفتار سازمانی و فرآیندهای تصمیم گیری انسانی (Organizational Behavior and Human Decision Processes) منتشر کردیم، تغییر بین مشکلات در یک بازه زمانی منظم و از پیش تعیین شده، احتمالا بهترین نتایج را به همراه خواهد داشت.چرا رویکردی که اکثر شرکت کنندگان در مطالعه ما انتخاذ کردند، ممکن است خلاقانه‌ترین نتایج را ایجاد نکند؟!زیرا در زمانی که برای حل مشکلاتی تلاش می‌کنیم که موفقیت در آنها به خلاقیت نیاز دارد، با استفاده از آن شیوه، بدون اینکه متوجه باشیم خود را در بن بست قرار می‌دهیم. در نهایت در بین همان ایده‌های بی اثر همیشگی دور می‌زنیم و می‌چرخیم، اما متوجه نمی‌شویم چه زمانی باید به شیوه‌ای جدید و متفاوت عمل کنیم.جابه‌جایی منظم بین دو کار در یک بازه زمانی مشخص، می‌تواند تفکر شما را ریست کند و شما را قادر می‌سازد تا به هر کار، از زوایای تازه‌ای نزدیک شوید.به صورت آزمایشی، شرکت‌کنندگان را به‌طور تصادفی به یکی از هر سه رویکرد اختصاص دادیم.شرکت‌کنندگانی که به آنها دستور داده شده بود که به طور مداوم، بین دو مشکل در یک بازه زمانی ثابت جابجا شوند، نسبت به شرکت‌کنندگانی که به صلاحدید خود یا در نیمه‌ زمان تعیین‌ شده، بین مسائل جابجا می‌شدند، به‌طور قابل‌ توجهی، احتمال بیشتری برای یافتن پاسخ صحیح برای هر دو مشکل داشتند.مطالعه دوم مبتنی بر ایده پردازی خلاق، متمرکز بود. در این آزمایش، مسائلی را مطرح کردیم که پاسخ درستی نداشتند. می‌خواستیم بفهمیم که آیا مزایای دور شدن از یک مشکل در فواصل زمانی منظم، به انواع دیگر شیوه‌های حل مشکلاتی که بروز خلاقیت را تضمین می‌کند، منتقل می‌شود یا خیر.(مانند طوفان فکری)بار دیگر شرکت کنندگان را به طور تصادفی به یکی از سه رویکرد جابجا شدن بین کارها، اختصاص دادیم و از آنها خواستیم که ایده‌های خلاقانه‌ای برای دو تسک مختلف تولید ایده، ایجاد کنند.همانطور که در مطالعه اول شاهد بودیم، اکثر افراد معتقد بودند که اگر بین دو تسک تولید ایده به صلاحدید خود جابجا شوند، بهترین عملکرد را خواهند داشت. همچنین مجدد دریافتیم که شرکت‌کنندگانی که به آنها دستور داده شده بود بین دو تسک تولید ایده در یک بازه زمانی ثابت جابه‌جا شوند، جدیدترین ایده‌ها را تولید کردند.به نظر می رسد مشکل هر دو رویکرد دیگر این است که افراد نمی توانند تشخیص دهند که چه زمانی تفکر سفت و سخت وارد می شود و دچار پدیده &quot;گیر افتادگی&quot; می‌شوند. شرکت‌کنندگانی که در فواصل زمانی منظم از یک کار کنار نمی‌رفتند، احتمال بیشتری داشت که ایده‌های به اصطلاح «جدید» را بنویسند که بسیار شبیه به آخرین موردی بود که نوشته بودند. در حالی که آنها ممکن بود احساس می کردند که در حال پیشرفت هستند، واقعیت این بود که بدون وقفه هایی که با تغییر مداوم وظایف ایجاد می شد، پیشرفت واقعی آنها محدود بود.ایده مزایای خلاقانه جابجا شدن بین کارها، توسط تحقیقات دیگری نیز پشتیبانی شده است. به عنوان مثال، استیون اسمیت Steven Smith و همکارانش دریافتند که افرادی که به آنها گفته شده آیتم‌ها را در حالی که به طور مداوم بین دسته‌ها جابه‌جا می‌شوند، از دسته‌های مختلف فهرست کنند، نسبت به افرادی که موارد را از جایجایی بین دسته ها، به صورت کامل از یک فهرست ثبت کرده اند، ایده‌های جدید بیشتری را فهرست می‌کنند.(1. ثبت موارد از دو دسته متفاوت - در حالی که به صورت منظم بین آنها جایجا می شویم 2. ثبت موارد به صورت کامل از یک دسته و پس از پایان آن، ثبت موارد از دسته دوم)در همین راستا، مطالعات دیگر نشان داده اند که وقفه های کوتاه در طول تولید ایده می تواند تنوع ایده‌های تولید شده را افزایش دهد. این یافته‌ها محققان همراه با یافته‌های ما، نشان می‌دهند که حجم زیادی از فعالیت در زندگی کاری روزانه، اگر شما را به کنار گذاشتن یک کار و تازه شدن تفکرتان سوق دهد، ممکن است بروز خلاقیت برای شما را تسهیل کند.زمانی که روی کارهایی وقت می‌گذارید که می‌توانند از تفکر خلاق سود ببرند، پس به صورت آگاهانه، استراحت را وارد برنامه خود کنید تا فکرتان تازه شود. زمان‌های استراحت را در فواصل منظمی در برنامه خود تنظیم کنید و در صورت لزوم، می‌توانید از یک تایمر استفاده کنید.زمانی که تایمر به انتهای زمان تعیین شده رسید و خاموش شد، بین کارها جابجا شوید. مثلا می‌توانید رسیدهای بازپرداخت خود را سازماندهی کنید، ایمیل‌های خود را بررسی کنید یا میز خود را تمیز کنید و سپس به کار اصلی بازگردید.اگر به این دلیل که فکر می‌کنید اکنون در حین انجام کار خود موفقیت و شانس را تجربه می‌کنید و کارتان به خوبی پیش می‌رود، برای جابجا شدن بین کارها تردید پیدا کرده‌اید، توجه داشته باشید که این تصور شما ممکن است اشتباه باشد. زمانی که به صورت منظم استراحت نمی‌کنیم، ایده‌ها و افکار زائدی در ذهن ما تولید می‌شود. از خود بپرسید که آیا ایده‌های اخیر شما، از نظر کیفی تفاوتی با هم دارند یا خیر!در آخر، زمان استراحا برای ناهار را نادیده نگیرید. برای استراحت کردن، احساس گناه نکنید. به خصوص زمانی که احساس &quot;گیر افتادن&quot; به شما دست داده است. در این حالت، استراحت می‌تواند بهترین شیوه استفاده از زمان برای شما باشد.</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jan 2022 13:23:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپ مترو تهران چقدر میتونست بهتر باشه؟! - قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-hd0tioljjfqp</link>
                <description>چند تا دیدگاه برای توسعه یک محصول نرم افزاری داریم.یکی اینه که فکر کنیم آقا ما کلی اطلاعات مفید داریم و کلی کار میتونیم باهاشون انجام بدیم، بیایم همه شو بچپونیم توی یه اپ موبایل و بدیم دست مردم.یه دیدگاه دیگه اینه که ببینیم این اپ رو واقعا برای کی داریم درست می کنیم، بریم همونکار رو درست انجام بدیم و قدم به قدم امکانات رو مخصوص قواره هر کدوم از کاربرها و مشتری هامون درست کنیم.ما به این &quot;کی&quot; ها که میخوایم برای قواره اونها محصول رو آماده کنیم میگیم پرسونا.و از اونجا که خودم استفاده کننده شدید از مترو هستم، بنابراین اولین پرسونا رو خودم در نظر میگیرم:نام: مسیحشغل: کارمندوسایل نقلیه عمومی مورد استفاده: مترو، تاکسی خطی، تاکسی دربستی (اسنپ و تپسی)ناتوانی و یا کم توانی: نداردو...همینطوری این رو ادامه میدیم تا دید خوبی نسبت به شخصیت اون فرد پیدا کنیم.و بتونیم اون رو نماینده بخشی از کاربرهای خودمون قرار بدیم.  خب برای من که این پرسونا باشم، یه سری مسائل خیلی بدردم میخوره که انتظار دارم بتونم توی اپ بهش دسترسی داشته باشم.بعنوان مسیح، خیلی برام مهمه که بدونم کدوم یکی از ایستگاه های مترو، دکه های فروش قهوه take away داره.برام مهمه که بدونم کدوم یکی از ایستگاه های مترو، غذا فروشی کلین فوود داره.برام مهمه که بدونم کدوم یکی از ایستگاه های مترو، امور پشتیبانی کارت مترو و ... رو انجام میدهبرام مهمه بدونم الان که به سکوی مترو رسیدم، قطار بعدی چقدر دیگه میرسهبرام مهمه که بدونم الان که سوار قطار شدم، حدودا چقدر دیگه به مقصدم میرسم.برام مهمه که بدونم دمای داخل واگن ها و ایستگاه ها روی چه مقداری تنظیم میشه که بدونم چه لباسی بپوشم که از گرما و سرما اذیت نشم.برام مهم هست که کدوم ایستگاه ها دستشویی عمومی دارن یا بیرون ایستگاه در حوالی اونجا سرویس بهداشتی هست.برام مهمه که بدونم لیست ایستگاه های فعال روی هر خط کدوم هاست. برام مهمه ایستگاه ها رو روی نقشه شهر بتونم ببینم تا مسیر یابی رو راحت تر انجام بدم برام مهمه که بتونم از هر استور اندرویدی که خواستم دانلودش کنم. برام مهمه که مثل بقیه اپ های ایرانی انقدر زرت و زرت آپدیت ندهموقع نصب دسترسی هایی که بهش مربوط نیست رو نخواد ازمبقیه موارد رو شما هم بنویسید...</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jan 2022 14:21:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپ مترو تهران چقدر میتونست بهتر باشه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-nawmerrytruq</link>
                <description>وقتی با امکانات جدیدی آشنا میشیم، نیازمندی های جدیدی هم در ما شکل میگیره. موضوع مترو هم از این موضوع به دور نیست. حالا که بعد از مدت زیادی استفاده از مترو تهران، به این تجربه نگاه می کنم، می بینم که در حوزه نرم افزاری مخصوصا در اپ موبایل، خیلی میتونست بهتر عمل کنه. نقد های منصفانه در حوزه های دیگه رو به دوستان کارشناس و فعال در صنایع مرتبط میسپارم و فقط در خصوص اپلیکیشن موبایل صحبت می کنم.مدت هاست که از اپ متروی تهران استفاده می کنم. اما دیروز پریروز بود که خواستم مسیری رو پیدا کنم که متوجه شدم آخرین بروزرسانی این اپلیکیشن 26 تیر 1396 بوده! این اپلیکیشن تولید شرکت فرداد هست. اما اصلا نمی دونم آیا اپلیکیشن رسمی مترو تهران هست یا نه، حداقل توی سایت خود شرکت متروی تهران که چیزی پیدا نکردم. ضمن اینکه خود شرکت فرداد هم الان سایتش انگار که واگذار شده. fardad.co آدرسی هست که توی اپ ثبت شده. بگذریم...صحبت های من صرفا در خصوص اپ شرکت فرداد نیست. بلکه به نوعی انتظاراتی هست که با تجربه سفر بوسیله متروی تهران و همینطور مشاهده محصولات نرم افزاری این حوزه در کشور های دیگه دارم.داده های اولیه مورد نیاز کاربران:براساس سایت مترو تهران در حال حاضر 4 نقشه در این صفحه قرار گرفته:نقشه ایستگاه های فعالنقشه پس از پایان عملیات ساختنقشه ایستگاه های مناسب تردد با ویلچرنقشه ایستگاه های مناسب تردد نابینایاناما تنوع و مقدار داده های مربوط به هر ایستگاه و هر مسیر خیلی بیشتر از این حرفاست. مثلا اینکه یک ایستگاه سرویس بهداشتی داره یا نه؟ و اینکه چه بانک هایی در هر ایستگاه، دستگاه ATM نصب کردن و...جدای اینکه مورد چهارم در لیست نقشه ها (نقشه ایستگاه های مناسب نابینایان) بدون کمک یک نفر دیگه، در عمل برای افراد نابینا کاربردی نداره.پایان بخش اول</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jan 2022 17:57:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیغام های بی اثر</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D9%BE%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-qsxyehsnfe9p</link>
                <description>امروز نیاز داشتم که نظر تعدادی از دوستان و همکارانم رو در موردی چیزی دریافت کنم. برای همین پیغام مشخصی آماده کردم و برای همه شون فرستادم.از بین 100 پیام ارسال شده. تعداد خیلی خیلی کمی به پیام پاسخ دادن و در کمال تعجب دیدم که پیام های زیادی دیده شده و پاسخ داده نشده. این موضوع من رو واقعا درگیر کرد. اینکه چرا این اتفاق افتاد؟چرا؟من مثل همه افراد دیگه، اگر با چنین پیامی مواجه می شدم، خودم بهش بی توجهی می کردم. اما انگار فراموش کرده بودم که &quot;چرا؟&quot; و متاسفانه اشتباهی رو انجام دادم که اصلا دوست ندارم دیگران در خصوص من انجام بدن. وقتی پیغامی به این شکل برام ارسال بشه. حس می کنم که اصلا برای فرد مقابل &quot;من&quot; مهم نبودم. اون فقط میخواسته که پیغامش رو برسونه. و نظر یا جواب من رو توی نزدیک ترین زمان ممکن دریافت کنه.در نتیجه. شد آنچه نباید می شد.در حقیقت بهترین شیوه این بود که من به جای 100 پیغامی که کلا 5 تا دونه جواب گرفت (5% موفقیت)، تلاش می کردم تا با شیوه مکاتبه صحیح تعداد 20 پیغام درست و درمون  ارسال کنم و حدس میزنم تعداد جواب های موفقی که میتونستم در این شیوه دریافت کنم خیلی بیشتر میشد. (مثلا 1 از 20 یا 50% موفقیت)چطور؟چطور این اشتباه پیش اومد. من از بین مثلا 500 نفری که توی واتساپ شماره شون رو دارم، به این 100 تا که برام خیلی مهم و عزیز هستن و انقدر صمیمیت داریم که بتونن منو نقد کنن و نظرشون رو بگن، پیام دادم. موضوع اینجا بود که به خاطر عجله ای که برای دریافت نظر این دوستان داشتم. کیفیت رو فدای کمیت کردم و فقط به این 100 نفر پیام رو ارسال کردم. که در عمل فرقی نمی کرد انگار یه کاراکتر نقطه براشون فرستاده باشم. وقتی به &quot;من&quot; اونها اهمیتی که باید میدادم رو ندادم، خب اینطوری میشه که هیچ جوابی هم دریافت نکردم. نگاه از بیرون جعبهخیلی راحت بگم که ما میتونیم خودمون در زندگی روزمره اشتباهاتی انجام بدیم که تا دیروز یقه همه رو به خاطر انجامشون می گرفتیم. جالب اینجاست که وقت خودمون این اشتباهات رو می کنیم، یه لیست بلند بالا برای توجیه ش داریم. در صورتی که به دیگران حتی حق دفاع کردن از خودشون رو نمی دیم. تازه اگه اجازه بدیم در دفاع از خودشون چیزی بگن، امکان نداره دلایلی که میارن رو اصلا باور کنیم و حتی بپذیریم.&quot;به من چه که وقت نداشتی و عجله داشتی&quot; &quot;من برای خودم شخصیت دارم&quot; &quot;مگه تو ایرانسلی که اینطوری پیام میدی؟&quot; و ....اگه از بیرون جعبه نگاه کنیم، همه برای کارهای خودشون چه درست و چه غلط، دلایلی دارن. حتی اگه ما اون دلایل رو نپذیریم. پس خوبه که فکر کنیم. اگه موقع اشتباه دیگران باهاشون بیرحمانه برخورد می کنیم، همین فرصت رو برای اونها باید قائل باشیم که با ما اینطوری برخورد کنن.در آخر میخوام تشکر کنم از امین افصحی عزیز که این نکته رو به من گوشزد کرد.یه حرف دیگه هم بگمآدم ها با حمایت شدن &quot;انسان میشن&quot; نه با تخریب شدن. بهش فکر کنیمممنونم</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jan 2022 18:42:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروداکت استوری: اجایل پشت دروازه های فرهنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-tnyalonyuyv3</link>
                <description>در تمام 6-7 سال کار حرفه ای در حوزه IT به این موضوع فکر می کردم که اجایل و پسرعمو/دختر عموهای تنی و ناتنی ژاپنی ش، که از دور انقدر جذاب و باحال به نظر می رسن، چرا در عمل آن تاثیری که در معرفی شان مطرح می شود رو به حقیقت بدل نمی کنن؟برای رسیدن به جواب این سوال، راه خیلی مستقیم و سر راستی وجود داشت که شاید دلیل نرسیدن به آن، طفره رفتن من از پذیرش این حقیقت بود که زمانی که المان انسانی وارد هر چیزی می شود، ما با پیچیدگی هایی مواجه می شویم که از قبل اصلا برای آن آمادگی نداشتیم.در ادامه به بیان این موارد می پردازم...موقعیت های شغلی با اسم های جذاب و جدید:اوایلی که زمزمه های اجایل و اسکرام رو می شنیدم، یهو لینکدین پر شد از آدم هایی که سِمت شغلی خودشون رو تغییر دادن. یا حداقل اسمش رو ادیت کردن. حتی افرادی رو امروز شاهد هستیم که تجربه کاری شون در زمینه مدیریت محصول، به قبل از اختراع این عنوان شغلی بر می گرده.به این خاطر که در فرهنگ ما، به روز بودن، جدید بودن و شاید داشتن عنوان های خفن و دهن پُرکن خیلی مهم تر از انجام کار باشه. موضوعی که به صورت ریشه ای در ما وجود داره، که اگر به تاریخ مون نگاه کنیم، افراد بر سر دریافت عنوان هایی از این نوع رقابت های زیادی داشتن.در حوزه IT انگار که این عنوان ها همانند همون جایگاه اجتماعی عمل می کنه، و این جامعه برخلاف بروز بودن و پیشرو بودن در زمینه دانش، به همون ساختار قدیمی دریافت القاب علاقه داره. از نمونه های دیگه میتونیم به پدر جاوای ایران، عمه وب فارسی و ... اشاره کرد.اما در واقع، در تمامی شرکت ها و سازمان ها افرادی هستند که به آن صورت که باید و شاید عنوان خاصی رو ندارند و مدت هاست این عنوان رو در لینکدین خود تغییر ندادن اما بخش بزرگی از کارها توسط این افراد هدایت میشه و پیش میره.من یه جمله دارم که با خودم همیشه تکرار می کنم:کاری که انجام میدیم ما رو تعریف می کنه، نه عنوانی که بهمون میدننمودار پذیرش رو فراموش می کنیم!وقتی با چیزهای جدید و جذاب که توی کل جامعه IT اینطوری بهش نگاه میشه، مواجه میشیم. یاد چیزهای براقی میوفتم که از دور برای چشم ما و هر جاندار دیگه ای جذاب هستن ولی خب نزدیک که میشیم تازه متوجه میشیم موضوع چی هست. در ابتدا خیلی از افراد، تیم ها، شرکت ها و مدیران نسبت به پذیرش این موضوع علاقه نشون میدن. در این مرحله هیجان زده به استقبالش میرن و در موردش صحبت می کنن. اما کم کم که جلو میریم، رفتارها شروع به تغییر می کنه. و زمانی که فاز سقوط و نا امیدی شروع بشه، همه نمی تونن ازش سالم بیرون بیان. برای همین تغییر هر دیدگاهی سخت هست. چون ما فراموش می کنیم که حمایت و علاقه مندی اولیه چیز زیاد مهمی نیست. بلکه تلاش و ممارست هست که اهمیت داره.روی چه زیر بنایی داریم کار می کنیم؟مشکلات به مرور قد عَلَم می کنن. چون ما فراموش می کنیم که در واقع این موانع همیشه وجود دارن. ما روی چه زیربنایی داریم این سازه رو بنا می کنیم؟ خوبه به این سوال خیلی فکر کنیم. زمانی که شما در سن 23 تا 40 سالگی افراد مختلف، تازه باید کار گروهی و تیمی رو آموزش بدی، نقش ها و کلاه های رنگی در کار تیمی رو معرفی کنی و به اهمیت موضوعات روانشناختی در کار اشاره کنی، متوجه میشی که این زیرساخت ها که باید خیلی زود تر در افراد شکل می گرفتن وجود ندارن. در مسیر فاز نا امیدی و مواجهه با این حقایق هست که شما یا تصمیم میگیری ادامه بدی و از استعداد پنهان افراد استفاده کنی و اونها رو شکوفا کنی و یا اینکه به این فکر می کنی که باید بخش زیادی از کارمند ها رو تغییر بدی. که در واقعیت راه دوم ممکن نیست. ما محدودیت داریم... بیاید به خودمون دروغ نگیم.نقش و دیدگاه مدیران ارشد رو فراموش می کنیممدیران ارشد نقش اساسی در حیات و چرخه زندگی هر گونه تغییری در این مسیر دارند. اگه شما میخواید سازمانی رو دچار تحول دیجیتال کنید یا حتی تغییرات چابکی رو در اون به وجود بیارید، اصلا باید ببینید که دیدگاه مدیران با حقیقت (و نه ظاهر) چابکی سازگاری داره یا نه.بعنوان مثال، زمانی که شما از تعریف Roadmap نسل جدید صحبت می کنید، باید از خودتون این رو بپرسید که آیا مدیران من هنوز به دنبال گانت چارت های حاوی زمان تحویل و Milestone ها هستن یا اینکه حاضرن دیدگاه شون رو تغییر بدن؟ اصلا تغییر این دیدگاه به نفع کسب و کار هست یا نه؟ چرا باید این تغییر انجام بشه و چرا باید بیزینسی چند میلیاردی به &quot;من&quot; اعتماد کنه و تغییری که پیشنهاد می کنم رو اجرایی کنه؟فرهنگ رو چه چیزی می سازه؟اینکه فرهنگ رو چه چیزی میسازه، یک تعریف علمی داره. خیلی خوبه که اگه علاقه به پذیرش یا ایجاد تغییر دارید حتما این تعاریف رو مطالعه کنید و بهش فکر کنید. https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF فکر کنید که چطور بدون اینکه این مسائل رو مطرح کنید، به صورت زیر پوستی تغییر رو ایجاد کنید. هرچند که ویکیپدیا رو به صورت منبع رسمی و علمی نمیشه شناخت ولی خوبه که بهش فکر کنیم و بالاخره از یه جایی به کسب اطلاعات در این زمینه بپردازیم.چرا تغییر سخته؟تغییری که اجایل به دنبال اون هست، به بخش های عمیق شخصیت افراد می پردازه، ایجاد تعهد و کار گروهی، تلاش برای هدف و خیلی از این موارد که در مانیفست اجایل و اصول اسکرام بهش اشاره میشه، در زیربنای خودشون، خصوصیت های شخصیتی افراد رو دارن. درواقع اگه افراد برای اجرای اجایل و اسکرام در عمل، باید اجایل پذیر باشن یا بشن.توی کلاس ها و کارگاه های اجایل و اسکرام، هیچ وقت به شما موانعی که باهاشون مواجه میشید رو نمی گن. چرا؟ دلیلش رو نمی دونم اما نکته مهمی که هست اینه که توانایی ما زمانی مشخص میشه که به موانع برخورد می کنیم.موضوع آموزش مدت هاست که فراموش شده!آدم ها به هر دلیلی، تا اینجا که رسیدن، ممکنه یه سری از چیزها رو بلد نباشن. چه درونی باشه چه تخصصی باشه. در هر حال یکی از وظایف سازمان ها و گروه هایی که میخوان فرهنگ سازی کنن اینه که در این زمینه آموزش انجام بدن. وگرنه جذب آدم هایی که معیار های اجرای اجایل و هر تفکر دیگه ای رو دارن، کار خاصی نیست.. میدونید چرا؟چون فردا با یه پیشنهاد بالاتر به جای دیگه میرنضمن اینکه این با رفتن این افراد، تغییری که فکر می کنید ایجاد کردید هم از سازمان شما میرهچون به آموزش فکر نکردید. چون این رو بعنوان یک فرهنگ سازمانی جا ننداختید.بهش فکر کنید. به کل پروسه تغییر فکر کنید و بدونید به این راحتی نیست. سرو صدای بیش از حد، نشونه توانستن نیست.اجایل یا هر متودولوژی، فریمورک، تفکر و ... پشت دروازه فرهنگی افراد گیر می کنه اگه آموزش رو فراموش کنیم. منتظر نظراتتون هستم.باتشکر </description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 19 Dec 2021 12:52:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا جیرا؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D8%A7-im7ygv3oj4gt</link>
                <description>جیرایه چیز باحالی که در مورد جیرا وجود داره اینه که کلمه &quot;جیرا&quot; ریشه گرفته از کلمه &quot;گُجیرا&quot; یا همون گودزیلا هست  :)) این ابزار باحال و البته تا حدی پیچیده در سال  2002 و در کشور استرالیا ایجاد شد و یکی از پرکاربردترین و قدرتمند ترین ابزارهای مدیریت محصول، پروژه، فرآیند، سرویس و ... است. جیرا - گوجیرا - گودزیلاشرکت Atlassian که به تازگی محصول ترلو Trello رو هم خریداری کرده، وظیفه توسعه و پشتیبانی از جیرای عزیز ما رو به عهده داره و با داشتن یک کامیونیتی community بسیار بزرگ که همه اعضا در اون به خوبی فعال هستن، تونستن محصولی بسازن که به خیلی از نیاز ها به خوبی پاسخ میده و علاوه بر اون از انعطاف پذیری بالایی برخوردار هست.Atlassian Community اگه شما بخواید فرآیند توسعه محصول خودتون رو به شیوه مد نظرتون سفارشی سازی کنید، با داشتن تنظیمات بسیار زیاد و همینطور کلی پلاگین باحال و قوی، این امکان رو براتون فراهم کرده ضمن اینکه بخاطر گستردگی ابزارهایی که شرکت Atlassian در سبد محصول خودش داره، به راحتی میتونه در ارتباط با سیستم مستند سازی و همچنین ریپازیتوری کد هاتون قرار بگیره و شما از اول تا آخر فرآیند خودتون رو بتونید به صورت اتوماسیون ایجاد کنید و ازش لذت ببرید. نکته باحال دیگه اینه که میتونیم از جیرا برای همه تیم هامون استفاده کنیم و اصلا فرق نمی کنه که تعداد اعضای تیم چقدر باشه. Software Product Development Life Cycleقبلنا جیرا فقط بر روی سرور خودتون راه اندازی میشد، اما الان این امکان رو داریم که از این محصول به صورت آنلاین Cloud استفاده کنیم. خب مدل قبلی این مشکل رو داشت که این ابزار خوب برای کاربرای معمولی که سرور و زیرساخت های لازم رو نداشتن، در دسترس نبود تازه اگه میخواستن روی سیستم خودشون راه اندازیش کنن کلی داستان داشتن.شاید در گذشته میگفتن که  Jira is an enterprise level, project management and issue tracking tool (جیرا یک ابزار مدیریت پروژه و پیگیری کارها در سطح سازمان است) اما با محصول جیرا کلاود دیگه این تعریف به قوت خودش باقی نیست. افراد زیادی برای مدیریت کارهای شخصی خودشون از جیرا استفاده می کنن. بعنوان مثال یکی از افرادی که توی سایت Udemy.com دوره های آموزشی ایجاد می کنه، برای ایجاد دوره ها و همینطور ساختن پادکست های خودش از این ابزار استفاده می کنه. جیرا کلاود Jira Cloudیکی از مزایای جیرا اینه که همه نوع کاری رو میشه توش تعریف کرد، از پروژه هایی که یک روز شروع میشن و یک روز به اتمام میرسن. کار های فرآیندی و از نوع عملیاتی Operation، کار های کوتاه مدت و ...حتی کارهای شخصی! یادم میاد اوایل که برای یادگیری جیرا مطالعه می کردم حتی چیزایی مثل نون خریدن و تمیز کردن اتاقم رو هم توی اون ثبت می کردم :))))اگه شما بعنوان یک تیم استارتاپ،یه سازمان بزرگ یا حتی برای استفاده شخصی، بخواید کارهاتون رو توی جیرا ثبت کنید کلی مزایای خوب دیگه هم براتون داره که اگه دوست داشته باشید اینجا با هم اونا رو مرور می کنیم:جیرا به صورت پیشفرض در نظر میگیره که شما با متودولوژی اجایل آشنا هستید. خب این یه خوبی خیلی بزرگ داره. الان دیگه مثل گذشته نیست که فقط پروژه های نرم افزاری از این متودولوژی استفاده کنن، حتی پروژه های شرکت SpaceX هم داره با همین متودولوژی ها جلو میره. پس خیلی راحته که ما بیایم و همه کارهامون رو با استفاده از اجایل به چابکی خوبی برسونیم و بتونیم از ظرفیت هامون استفاده بهینه کنیم. اگه کاری رو به تنهایی شروع کنیم و بعد بخوایم افراد دیگه ای هم به ما اضافه بشن و کم کم تیم خودمون رو بسازیم. جیرا ابزار خوبیه واسه اینکه بتونیم حتی پروژه های که بعدا توسعه پیدا میکنن رو اونجا جلو ببریم. با کمترین دانش نسبت به مدیریت پروژه، اجایل و محصول، میتونید کار رو با جیرا شروع کنیم.(هرچند ممکنه به خاطر تنظیمات و گزینه های زیاد اولش برامون ترسناک باشه)درصورتی که بعنوان یک شرکت کوچیک یا یک سازمان بزرگ بخواید دید کاملی نسبت به تمام پروژه ها و وضعیت شون داشته باشید، میتونید این دید کامل رو با ابزار جیرا بدست بیارید. میتونید از همه کارها و میزان سختی شون، زمانی که نیاز دارن، سرعت افراد و تیم ها در انجام کار و شناسایی افراد متعهد ازش استفاده کنید.  هم با مرورگر وب و هم با اپلیکیشن موبایل، میتونید از هر جا که هستید بهش دسترسی داشته باشید. خب تا اینجا بخشی از مزایای جیرا رو با هم شناختیم خیلی خوشحال میشم اگه شما هم موردی رو دارید بگید و من حتما به متن اضافه می کنم و اسم شما رو ذکر می کنم. ضمن اینکه ضعف ها و ایراد های جیرا رو اگه دوست داشتید برام بنویسید. فکر می کنم خود اون هم یک مطلب جداگانه لازم داشته باشه :)خیلی ممنون که همراه بودیدموفق باشید</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 12:19:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از صفر به اسکرام 3</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-3-b2szomyljr3s</link>
                <description>Scrum TeamThe fundamental unit of Scrum is a small team of people, a Scrum Team. The Scrum Team consists of one Scrum Master, one Product Owner, and Developers. Within a Scrum Team, there are no sub-teams or hierarchies. It is a cohesive unit of professionals focused on one objective at a time, the Product Goal.تیم اسکرام:پایه ای ترین واحد اسکرام، تیم کوچکی از افراد یا همان تیم اسکرام است. این تیم شامل اسکرام مَستر، مالک محصول و توسعه دهندگان است. در تیم اسکرام، هیچ تیم فرعی و نیز هیچ سلسله مراتبی وجود ندارد. این واحد منسجم از متخصصانی تشکیل شده که بر یک هدف در هر لحظه تمرکز دارند و آن، هدف محصول است.سوالات و جواب ها:از نظر سلسله مراتبی، چه نوع تیم هایی داریم؟ تیم ها از نظر طبقه بندی ساختار های مختلفی میگیرن و جدیدا تیم های بدون سلسه مراتب هم بیشتر شدن در صورتی که علاقه داشتید در مورد انواع سلسه مراتب تیم ها این مطلب رو بخونید https://smallbusiness.chron.com/understanding-organizational-structure-57307.html تیم های بدون سلسله مراتب چطور عمل می کنند؟این مطلب توضیح طولانی داره اما در هر حال اگه علاقه داریم که کامل متوجه بشیم که در چه شرایطی باید از کدوم یکی از ساختار ها استفاده کنیم خوبه که با همه شون آشنا باشیم. https://en.wikipedia.org/wiki/Flat_organization Scrum Teams are cross-functional, meaning the members have all the skills necessary to create value each Sprint. They are also self-managing, meaning they internally decide who does what, when, and how.تیم های اسکرام چند منظوره هستند، به این معنی که اعضا دارای تمام مهارت های لازم برای ایجاد ارزش برای هر اسپرینت هستند. آنها همچنین از توانایی مدیریت خود برخوردار هستند. به این معنی که آنها در داخل تیم با هم تصمیم می گیرند که کدام یک از افراد تیم، چه کاری را در چه زمانی و چگونه انجام می دهد.سوالات و جواب ها:تیم های cross-functional چه مشخصه هایی دارند؟قبل از ساختن یک تیم چند تخصصه، مهم است که درک کنید این مهم به چه معناست. سایت freecodecamp این تیم متغیر کاربردی را چنین تعریف می‌کند: ”گروهی از افراد با تخصص عملکردی متفاوت که در جهت رسیدن به یک هدف مشترک کار می‌کنند. به طور معمول، این تیم شامل کارمندان از تمام سطوح یک سازمان است. اعضا همچنین ممکن است از خارج سازمان (به ویژه از تأمین کنندگان، مشتریان اصلی یا مشاوران) در این تیم حضور داشته باشند. تیم‌های چند منظوره معمولا به عنوان تیم‌های خودگردان کار می‌کنند که برای به سرانجام رساندن یک کار خاص، دور هم جمع شده‌اند و نیاز به ورود و تخصص در بخش‌های مختلف دارند”.اساسا، یک تیم چند تخصصه گروهی از افراد را با مجموعه مهارت‌های مختلف دور هم جمع می‌کند تا در یک هدف مشترک با هم کار کنند. این گروه از افراد می‌توانند از همه جنبه‌های یک کسب و کار، افراد مختلفی را شامل شوند و تخصص‌های مختلف عملکردی را گرد هم آورند. به عنوان مثال، ممکن است شامل افرادی از منابع انسانی، امور مالی، بازاریابی یا فروش باشد. به طور معمول، این مهم شامل کارمندان از تمام سطوح سازمان از مدیران ارشد تا کارمندان ارشد است.ادامه مطلب رو در این سایت بخونید https://karokasb.org/ultimate-guide-to-cross-functional-teams/ The Scrum Team is small enough to remain nimble and large enough to complete significant work within a Sprint, typically 10 or fewer people. In general, we have found that smaller teams communicate better and are more productive. If Scrum Teams become too large, they should consider reorganizing into multiple cohesive Scrum Teams, each focused on the same product. Therefore, they should share the same Product Goal, Product Backlog, and Product Owner.تیم اسکرام به اندازه کافی کوچک است، تا بتواند چابک بماند و به اندازه کافی بزرگ است تا بتواند کارهای مهم را در یک اسپرینت انجام دهد. تعداد نفرات تیم اسکرام معمولاً 10 نفر یا کمتر است. به طور کلی، ما دریافتیم که تیم های کوچکتر ارتباط بهتر و بهره وری بیشتری دارند.اگر تیم های اسکرام بیش از حد بزرگ شوند، لازم است به صورت چند تیم اسکرام منسجم که همگی آنها بر روی یک محصول متمرکز شده اند، سازماندهی مجدد شوند. بنابراین، آنها باید یک هدف محصول، یک بک لاگ محصول و یک مالک محصول را به اشتراک بگذارند.The Scrum Team is responsible for all product-related activities from stakeholder collaboration, verification, maintenance, operation, experimentation, research and development, and anything else that might be required. They are structured and empowered by the organization to manage their own work. Working in Sprints at a sustainable pace improves the Scrum Team’s focus and consistency.تیم اسکرام مسئول کلیه فعالیتهای مرتبط با محصول شامل همکاری با ذینفعان، تأیید و ارزیابی، نگهداری، بهره برداری، آزمایش، تحقیق و توسعه و سایر مواردی است که ممکن است مورد نیاز باشد، است. اعضای تیم اسکرام توسط سازمان، ساختار یافته و توانمند می شوند و این موضوع به آنها اجازه می دهد تا کار خود را مدیریت کنند. کار در اسپرینت ها با سرعت پایدار، تمرکز و ثبات تیم اسکرام را بهبود می بخشد.The entire Scrum Team is accountable for creating a valuable, useful Increment every Sprint. Scrum defines three specific accountabilities within the Scrum Team: the Developers, the Product Owner, and the Scrum Master.کل تیم اسکرام، مسئولیت خلق ارزش و بهبود مضاعف (Increment) را در برای هر اسپرینت بر عهده دارد. اسکرام سه مسئولیت مشخص را در تیم Scrum تعریف می کند: توسعه دهندگان، مالک محصول و اسکرام مستر.DevelopersDevelopers are the people in the Scrum Team that are committed to creating any aspect of a usable Increment each Sprint. The specific skills needed by the Developers are often broad and will vary with the domain of work.However, the Developers are always accountable for:Creating a plan for the Sprint, the Sprint Backlog;Instilling quality by adhering to a Definition of Done;Adapting their plan each day toward the Sprint Goal; and,Holding each other accountable as professionals.توسعه دهندگانتوسعه دهندگان افرادی در تیم اسکرام هستند که متعهد به ایجاد تمامی جنبه های از ارزش مضاعف قابل استفاده در هر اسپرینت هستند. (هر ارزش مضاعف یا فرآورده ای که در هر اسپرینت ایجاد می کنیم، توسعه دهندگان ما متعمد به ایجاد تمامی جنبه های اون هستند.) مهارتهای خاص مورد نیاز توسعه دهندگان اغلب گسترده است و با حوزه کار متفاوت است.با این حال، توسعه دهندگان همیشه مسئول موارد زیر هستند:ایجاد طرح برای اسپرینت  (Sprint Backlog)لا پایبندی به تعریف انجام شده کیفیت مورد نظر را فراهم کنندبرنامه خود را هر روز با هدف اسپرینت تطبیق می دهند.همانگونه که حرفه ای ها عمل می کنند، یکدیگر را مسئول بدانندپایان این قسمت  </description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 13:42:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از صفر به اسکرام 2</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-2-k1gi8pc9jb4k</link>
                <description>سلام دوباره به همه شما دوستانتوی این مطلب بیشتر در مورد اسکرام میخونیم و چند تا سوال مطرح می کنیم. البته سوالات قبلی رو فراموش نکردیم چون هنوز به چند تاشون پاسخ داده نشده.لطفا برای بهتر شدن این مطلب حتما سوالاتی که برای خودتون با خوندن این دو مطلب پیش اومده حتما بهم کمک کنید. منتظر نظرات خوبتون هستم.Transparency:The emergent process and work must be visible to those performing the work as well as those receiving the work. With Scrum, important decisions are based on the perceived state of its three formal artifacts. Artifacts that have low transparency can lead to decisions that diminish value and increase risk. 4 Transparency enables inspection. Inspection without transparency is misleading and wasteful.شفافیت:برای کسانی که کار را انجام می دهند و همچنین برای کسانی که کار و نتیجه آن را دریافت خواهند کرد، فرآیند و کار انجام شده باید قابل مشاهده باشد. به وسیله استفاده از چارچوب اسکرام، تصمیمات مهم بر اساس وضعیتی که از مصنوعات Artifacts اسکرام درک می کنیم، اتخاذ می شوند. مصنوعاتی که شفافیت پایینی دارند، می توانند منجر به تصمیماتی شوند که ارزش را کاهش داده و ریسک را افزایش می دهند. شفافیت، بازرسی را امکان پذیر می کند. بازرسی بدون شفافیت گمراه کننده و بیهوده است.سوالات و جواب ها: مصنوعات Artifacts  چیه؟مصنوع یکی از انواع محصولات فرعی ملموس است که در طول توسعه نرم افزار تولید می شود. برخی مصنوعات (به عنوان مثال  نمودارهای کلاس و سایر مدلها ، الزامات و اسناد طراحی زبان مدلسازی یکپارچه ) به توصیف عملکرد، معماری و طراحی نرم افزار کمک می کند. سایر مصنوعات مربوط به روند توسعه خود هستند - مانند برنامه های پروژه ، موارد تجاری و ارزیابی ریسک.اصطلاح مصنوع در ارتباط با توسعه نرم افزار تا حد زیادی با روشها یا فرایندهای توسعه خاص مرتبط است، به عنوان مثال، Unified Process. برای اطلاعات بیشتر اینجا رو بخونیدInspection:The Scrum artifacts and the progress toward agreed goals must be inspected frequently and diligently to detect potentially undesirable variances or problems. To help with inspection, Scrum provides cadence in the form of its five events. Inspection enables adaptation. Inspection without adaptation is considered pointless. Scrum events are designed to provoke change.بازرسی:مصنوعات اسکرام و پیشرفت انجام شده در جهت اهداف مورد توافق، باید مکررا و با جدیت مورد بازرسی قرار گیرند تا واریانس ها یا مشکلات بالقوه نامطلوب تشخیص داده شوند. برای کمک به بازرسی، Scrum ریتم مشخصی را در قالب پنج رویداد خود ارائه می دهد. بازرسی منجر به سازگاری می شود. بازرسی بدون سازگاری بی‌معنی تلقی می شود. رویدادهای Scrum برای ایجاد تغییر طراحی شده اند.سوالات و جواب ها:رویداد های اسکرام چیا هستن؟ جلو تر بهش میرسیمAdaptation:If any aspects of a process deviate outside acceptable limits or if the resulting product is unacceptable, the process being applied or the materials being produced must be adjusted. The adjustment must be made as soon as possible to minimize further deviation.Adaptation becomes more difficult when the people involved are not empowered or self-managing. A Scrum Team is expected to adapt the moment it learns anything new through inspection.انطباق و سازگاریاگر:جنبه های یک فرآیند، خارج از محدوده قابل قبول، منحرف شود.یامحصول بدست آمده از آن فرآیند، غیرقابل قبول باشد.در نتیجه: باید در فرآیندی که در حال اجرای آن هستیم و یا تولیدات آن فرآیند، اصلاحاتی باید صورت پذیرد. این تغییرات باید در اسرع وقت انجام شود تا انحراف بیشتر به حداقل برسد. سازگاری زمانی دشوارتر می شود که افراد توانمندی یا اختیارات لازم را کسب نکرده باشند و یا از توانایی مدیریت به صورت خودگردان برخوردار نباشند. انتظار می رود تیم اسکرام، در همان لحظه ای که طی فرآیند بازرسی چیزی را می آموزد، بتواند خود را با تغییرات مورد نیاز، سازگار کند.سوالات و جواب ها: توانایی مدیریت خودگردان به صورت فردی - خود مدیریتی (self management) چیه؟خودمدیریتی توانایی ما در مدیریت رفتارها ، افکار و احساسات ما به شیوه ای آگاهانه و مولد است. کسی که دارای مهارتهای خودمدیریتی قوی است می داند که در شرایط مختلف چه باید بکند و چگونه عمل کند. به عنوان مثال ، آنها می دانند چگونه می توانند عصبانیت خود را کنترل کنند وقتی داور به طور ناعادلانه فرزند خود را در یک بازی لیگ کوچک دعوت می کند. آنها می دانند چگونه هنگام کار در خانه از حواس پرتی جلوگیری کنند ، بنابراین می توانند تمرکز خود را حفظ کرده و مولد بمانند. آنها می دانند برای رسیدن به اهداف تناسب اندام خود باید چه کار کنند. خودمدیریت به این معنی است که شما مسئولیت شخصی خود را در جنبه های مختلف زندگی خود درک می کنید و برای انجام این مسئولیت آنچه را که لازم دارید انجام می دهید.منبعScrum ValuesSuccessful use of Scrum depends on people becoming more proficient in living five values:Commitment, Focus, Openness, Respect, and CourageThe Scrum Team commits to achieving its goals and to supporting each other. Their primary focus is on the work of the Sprint to make the best possible progress toward these goals. The Scrum Team and its stakeholders are open about the work and the challenges. Scrum Team members respect each other to be capable, independent people, and are respected as such by the people with whom they work. The Scrum Team members have the courage to do the right thing, to work on tough problems.ارزش های اسکرام:استفاده موفق از Scrum بستگی به این دارد که افراد در زندگی خود پیرامون این پنج ارزش مهارت بیشتری پیدا کنند:تعهد، تمرکز، آزادانه فکر کردن، احترام و شجاعتتیم اسکرام متعهد می شود که به اهداف خود دست پیدا کند و از یکدیگر حمایت کنند.تمرکز اصلی آنها بر کارهای هر اسپرینت است تا بهترین پیشرفت ممکن را در جهت رسیدن به این اهداف انجام دهد.تیم اسکرام و ذینفعان آن در مورد کار و چالش ها باز هستند. اعضای تیم اسکرام به یکدیگر به عنوان افراد مستقل و توانمند احترام می گذارند و از طرف افرادی که با آنها کار می کنند، مورد احترام قرار می گیرند.اعضای تیم اسکرام شجاعت این را دارند که کار درست را انجام دهند و روی مشکلات سخت کار کنند.These values give direction to the Scrum Team with regard to their work, actions, and behavior. The decisions that are made, the steps taken, and the way Scrum is used should reinforce these values, not diminish or undermine them.The Scrum Team members learn and explore the values as they work with the Scrum events and artifacts. When these values are embodied by the Scrum Team and the people they work with, the empirical Scrum pillars of transparency, inspection, and adaptation come to life building trust.این ارزشها تیم اسکرام را در زمینه های کار، اقدامات و رفتارشان جهت می دهد. تصمیماتی که گرفته می شود، اقدامات انجام شده و نحوه استفاده از اسکرام باید تقویت کننده این ارزش ها باشد و نه اینکه آنها تضعیف کند. اعضای تیم اسکرام  ارزشها را به وسیله کار با رویدادها و مصنوعات اسکرام یاد می گیرند و کشف می کنند. هنگامی که این ارزشها توسط تیم اسکرام و افرادی که با آنها کار می کنند تجسم می یابند، ارکان تجربی اسکرام  (شفافیت، بازرسی و سازگاری) به وجود آمده و باعث ایجاد اعتماد می شوند. (ارزش ها در تیم نهادینه می شوند)سوالات و جواب ها:1. معنای اصلی being open چیه؟می تواند معانی مختلفی داشته باشد که همه آنها مثبت هستند. این یک اصطلاح بدون تعریف مشخص است، اما به طور کلی شامل ترکیبی از دوستی، در دسترس بودن، صداقت، داشتن ذهن باز، تحمل و اصالت شخصی است.اگه دوست داشتید بیشتر در این زمینه بخونید اینجا رو ببینید دوستان عزیزم خیلی ممنون که تا اینجا با من همراه بودید. اگه دفعه اول هست که این مطلب رو می بینید خوندن قسمت اول رو فراموش نکنید: https://coderlife.ir/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-bw8ow2fxybml موفق باشید</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 16:58:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر - فرزند خلف پلت فرم های آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@Masih/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%84%D9%81-%D9%BE%D9%84%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-wi0qjznzacp5</link>
                <description>آنلاین شدن چیز خوبیه. مثل همه چیزای خوب دیگه ای که شاید جنبه های منفی هم داشته باشن اما...اما طبق تجربه، مزایای بیشتری نسبت به سیستم سنتی ایجاد کردن.برای کسی که دوره نوجوانی و کودکی رو با وجود این پلت فرم های آنلاین، سایت های مختلف و رنگارنگ و ... تجربه کرده باشه، سختی های قبل از اون قابل درک نباشه. امیدوارم این سختی ها، هرچند گاهی برامون حس نوستالژی دارن، هر چه زود تر جای خودشون رو به تجربه های لذت بخشی بدن که الان تجربه می کنیم....پلت فرم های آنلاین کار خیلی قشنگی کردن، کارهایی که ذات آنلاین بودن رو با خودش داشت، اینکه بسیاری از مسائلی که توی هیاهوی زندگی روزمره ما گُم میشدن رو بهشون توجه کرد. مثل نارضایتی از شیوه ارسال، مثل تحویل کالای نا مربوط به جای کالای اصلی، مثل اینکه همه ما درگیر سمساری ها شده بودیم و محدوده قابل دسترسی ما، همون محل خودمون بود. چون هیچ سمساری از محدوده محله فراتر نمی رفت و ما چون چیزی که میخواستیم و مثلا توی محله تجریش بود رو نمی تونستیم پیدا کنیم، گاهی به ناچار کالای نو خریداری می کردیم یا با همون شرایط قبلی و با نارضایتی ادامه میدادیم......اما امروز خیلی چیزا تغییر کرده. میدونیم کجا دنبال چی باید بگردیم تا پیداش کنیم. دیگه شرایط جوی تاثیر کمی روی رسیدن من به خواسته هام داره. و دیگه انبار خونه ها پر از وسایلی نیست که با این ایده نگهداری بشه: آن چیز که خوار آید روزی بکار آید. در کنار همه اینها چیزایی مثل کرایه های نامربوط، مسیر یابی غلط و هزار مشکل دیگه هم با حضور اپلیکیشن های اون حوزه حل شد. میدونید چرا؟ چون ابزارها اومدن، نه فقط برای اینکه مشکلات قبلی رو تجربه نکنیم بلکه برای اینکه حال خوبی هم داشته باشیم. پلت فرم های آنلاین باعث شدن که آدم ها بدون نیاز به حضور در شرکت ها، از تولید و فروش از خونه شون، درآمد کسب کنن. استقلال مالی در کنار کمک به خانواده ها. شاید امروز که به گذشته نگاه می کنیم، زیاد یادمون نیاد که چقدر خرید کردن برامون سخت بود، اما حالا پلت فرم های آنلاین نه تنها ما رو به چیزی که میخوایم میرسونن بلکه فاصله هامون رو هم خیلی کم کردن.....شاید فکر کنیم ما راه زیادی تا رسیدن به پلت فرم هایی مثل eBay یا آمازون و ... داریم. اما خوبیش همینه. ما همیشه جای رشد و بهتر شدن داریم. از تجربه بقیه استفاده می کنیم و مشکلات بیشتری رو رفع می کنیم.این شاید یه متن خودمونی باشه و نه یه تحلیل علمیمیخواستم بگم فرض کنیم توی شرایط سخت، که همین الان یکی شو تجربه می کنیم، همین پلت فرم های آنلاین تا چه حد کار و زندگی آدم ها رو نجات دادن، نه فقط با رسوندن چیزی که میخوان به دستشون، بلکه با حفظ کسب و کارشون.فکر کنیم که چطور میشه بهتر و بیشتر جلو بریم؟ تجربه لذت بخش تری بسازیم؟ و زندگی رو برای خودمون و بقیه راحت تر کنیمموفق باشید</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 16:41:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از صفر به اسکرام</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-bw8ow2fxybml</link>
                <description>سلام به همگی. وقتی خواستم Scrum Guide جدید رو مطالعه کنم، به همون مشکلی بر خوردم که حین خوندن نسخه اول باهاش مواجه شدم. مفاهیم فراتر از چیزی هستن که در اون چند صفحه نشون داده شدن و مشکل دوم اینکه ترجمه اصلا برای شخص من مناسب نبود. یادمون باشه، ترجمه خوب همیشه یک المان داره که نباید فراموشش کنیم و اون تسلط بالا به زبان مقصد هست. یعنی شما اگه میخوای انگلیسی به فارسی ترجمه کنی باید کل مفهوم جمله رو برسونی و با ادبیات فارسی آشنا باشی. مثال براتون بزنم:این جمله:Scrum is a lightweight frameworkاگه به این صورت ترجمه بشه: &quot;اسکرام یک چارچوب سبک وزن است&quot;احتمالا اطلاعات کافی برای کسی که برای بار اول میخواد مطلب رو بخونه به همراه نداره. چون دو تا مفهوم چارچوب و سبک وزن بودن برای فردی که در روز اول یادگیری هست، به اندازه کافی آشنا نیست.پس تصمیم گرفتم از شیوه همیشگی خودم برای درک عمیق تر موضوعات استفاده کنم و برای همین Scrum Guide رو به صورتی که برام شفاف باشه ترجمه می کنم. Scrum DefinitionScrum is a lightweight framework that helps people, teams and organizations generate value through adaptive solutions for complex problems.تعریف اسکراماسکرام یک چارچوب سبک است که به افراد، تیم ها و سازمان ها کمک می کند تا از طریق راه حل های سازگار برای مشکلات و مسائل پیچیده، ارزش ایجاد کنند.سوال ها و جواب ها:1. چارچوب framework چیست؟یک ساختار اساسی و زیر بنای یک سیستم یا یک مفهوم است که شامل قوانین، فرآیند ها و .... می شود. 2. چارچوب سبک lightweight framework چیست؟اصطلاح سبک یا سبک وزن، به وزن مفهومی یک چارچوب اشاره دارد. چارچوب سبک، یک روش توسعه نرم افزاری است که قوانین و راهکارهای کمی را شامل می شود و به عبارت دیگر تنها مواردی را شامل می شود که امکان انجام و اجرا را دارند. (دستورالعمل های قابل پیروی)اکثر این چارچوب ها بر رسیدگی به مسائل ضروری، از جمله نیاز به تغییر در نیازمندی ها و الزامات و همچنین نیاز به تغییر در محیط، از طریق انعطاف پذیری و سازگار بودن، تاکید دارند.In a nutshell, Scrum requires a Scrum Master to foster an environment where:1. A Product Owner orders the work for a complex problem into a Product Backlog.2. The Scrum Team turns a selection of the work into an Increment of value during a Sprint.3. The Scrum Team and its stakeholders inspect the results and adjust for the next Sprint.4. Repeatبه طور خلاصه، اسکرام نیاز به یک اسکرام مَستِر Scrum Master دارد تا بتواند محیطی را پرورش دهد که:مالک محصول Product Owner بتواند کارهای مربوط به یک مساله پیچیده را در بک لاگ محصول Product Backlog مرتب و اولویت بندی کند.تیم اسکرام The Scrum Team، قسمتی از کارِ انتخاب شده را در طی یک اسپرینت Sprint به ارزش مضاعف تبدیل می کند.تیم اسکرام The Scrum Team و ذینفعانشان stakeholders نتایج را بازرسی کرده و برای اسپرینت بعدی تنظیمات و تغییرات لازم را انجام می دهند.تکرار.سوالات و جواب ها:مالک محصول Product Owner، اسکرام مَستِر Scrum Master، ذی اثران stakeholders و تیم اسکرام The Scrum Team چه کسانی هستند؟ جلو تر بهش پاسخ داده میشه.بک لاگ محصول Product Backlog چیست؟ جلوتر بهش پاسخ داده میشهاسپرینت Sprint چیست؟ جلوتر بهش پاسخ داده میشهچطور برای اسپرینت های بعدی تنظیمات و تغییرات لازم رو انجام میدن؟ جلو تر بهش پاسخ داده میشهتبدیل کار به ارزش مضاعف Increment of value یعنی چی؟ در واقع هدف اصلی ما طی فرآیند شکستن مساله ای پیچیده به کارهای قابل انجام این است که از طریق ارائه خدمات و محصولات و همچنین بهبود آنها بتوانیم برای ذی اثران ایجاد ارزش کنیم. و ما طی هر اسپرینت، به ارزش هایی که قبلا ایجاد کرده بودیم، ارزش های جدیدی اضافه می کنیم. و این کار رو از طریق انجام کارهایی که برای حل مشکل اصلی مشخص کرده بودیم، انجام میدیم.Scrum is simple. Try it as is and determine if its philosophy, theory, and structure help to achieve goals and create value. The Scrum framework is purposefully incomplete, only defining the parts required to implement Scrum theory. Scrum is built upon by the collective intelligence of the people using it. Rather than provide people with detailed instructions, the rules of Scrum guide their relationships and interactions.اسکرام ساده است:آن را همانطور که هست امتحان کنید و ببینید که فلسفه، نظریه و ساختار آن به دستیابی به اهداف و ایجاد ارزش کمک می کند. (اسکرام رو تجربه کنید)چارچوب Scrum به طور هدفمندی کامل طراحی نشده است. فقط قسمتهای مورد نیاز برای اجرای نظریه اسکرام را مشخص می کند.اسکرام توسط هوش جمعی افرادی که از آن استفاده می کنند ساخته می شود.قوانین Scrum به جای ارائه و تاکید بر دستورالعمل های دقیق به مردم، روابط و تعاملات آنها را هدایت می‌کند.سوالات و جواب ها: تئوری اسکرام Scrum theory چیست؟ جلوتر بهش پاسخ داده میشهVarious processes, techniques, and methods can be employed within the framework. Scrum wraps around existing practices or renders them unnecessary.Scrum makes visible the relative efficacy of current management, environment, and work techniques so that improvements can be made.فرآیندها، تکنیک‌ها و روش‌های مختلفی را می توان در چارچوب مورد استفاده قرار داد. از بین شیوه های موجود، چارچوب اسکرام برخی از آنها را در بر می‌گیرد و تعدادی را نیز غیر ضروری تشخیص داده و کنار می گذارد. اسکرام کارآیی نسبی مدیریت فعلی، محیط و تکنیک های کاری را قابل مشاهده و شفاف می کند تا بتوان بهبود‌هایی را ایجاد کرد.Scrum TheoryScrum is founded on empiricism and lean thinking. Empiricism asserts that knowledge comes from experience and making decisions based on what is observed. Lean thinking reduces waste and focuses on the essentials.Scrum employs an iterative, incremental approach to optimize predictability and to control risk. Scrum engages groups of people who collectively have all the skills and expertise to do the work and share or acquire such skills as needed.Scrum combines four formal events for inspection and adaptation within a containing event, the Sprint. These events work because they implement the empirical Scrum pillars of transparency, inspection, and adaptation.تئوری اسکراماسکرام بر اساس تجربه گرایی empiricism و تفکر ناب lean thinking بنا شده است. تجربه گرایی از این ایده دفاع و برآن تاکید می کند که دانش از تجربه و تصمیم گیری بر اساس آنچه مشاهده می‌گردد، ناشی می‌شود.تفکر ناب، موارد زائد را کاهش می دهد و بر موارد ضروری تمرکز می کند. اسکرام از رویکرد تکرار شونده iterative و افزایشی incremental برای بهینه سازی پیش بینی و کنترل ریسک استفاده می کند. اسکرام گروهی از افراد را به کار می گمارد که در مجموع، همه مهارت‌ها و تخصص های لازم را برای انجام کار را در اختیار دارند. همچنین می توانند مهارت های مورد نیاز را به اشتراک گذاشته یا بدست آورند.اسکرام Scrum چهار رویداد رسمی را برای بررسی شرایط و ایجاد سازگاری، در یک رویداد Sprint با یکدیگر ترکیب می کند. این رویدادها به این دلیل کاربردی هستند که ارکان تجربی اسکرام Scrum شامل شفافیت، بازرسی و سازگاری را اجرا می کنند.سوالات و جواب ها:تجربه گرایی empiricism چیست؟ براساس نوشته ای در ویکیپدیا تجربه‌گرایی یا آروین‌گرایی یکی از گرایش‌های اصلی در معرفت‌شناسی و نقطه مقابل خرد‌گرایی است. بر اساس این دیدگاه همه معرفتهای بشری مستقیم یا غیرمستقیم برآمده از تجربه است. تجربه از منظر این دیدگاه نه فقط ادراک حسی بلکه دریافتهایی مانند حافظه یا گواهی دیگران را هم در بر می‌گیرد. برمبنای نظریه مبناگرایی همه باورهای ما با واسطه استدلال نهایتا از منبعی به دست آمده‌اند که آن منبع نیاز به توجیه یا استدلال ندارد. تجربه‌گرایی - که یکی از زیرمجموعه‌های مبناگرایی است - تنها تجربه را به عنوان چنین منبعی بی‌نیاز از توجیه می‌دانند.تفکر ناب lean thinking چیست؟ ایده اصلی تفکر ناب به حداکثر رساندن ارزش افزوده و به حداقل رساندن دورریزها و ضایعات است. به‌طور خلاصه، این تفکر به معنای این است که درحالی‌که منابع محدودی در اختیار داریم، بیشترین خدمات را به مشتریان ارائه کنیم.  در منابع انگلیسی مدیریت، این تفکر به Lean Thinking تعبیر می‌شود. سازمانی که این ایده را اجرایی کرده است، مفهوم ارزش افزوده را به‌خوبی درک می‌کند. این سازمان کلیدی‌ترین فرآیندهای خود را برای افزایش مداوم این هدف متمرکز می‌کند تا به نتیجه نهایی برسد. نتیجه نهایی در این سیستم، یعنی به صفر رساندن دورریزها و اتلاف انرژی و منابع و به حداکثر رساندن خدمات به مشتریان. منبع سایت ذهنرویکرد تکرار شونده iterative و افزایشی incremental چیست؟ توسعه تکرار شونده و افزایشی Iterative and incremental development ترکیبی از طراحی تکرار شوند یا روش تکراری و مدل ساخت افزایشی است که در توسعه نرم‌افزار مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واقع اجازه می‌دهد تا پروژه در ابتدا از بخش‌های کوچک شروع شود و به مرور زمان سامانه آن رشد کند تا در این درگیری مشکلات مهم پیدا شوند قبل از اینکه فرضیات اشتباه باعث خراب شدن سامانه شوند. این الگو اجازه می‌دهد تا نیازهای کاربرانی که در زمان طراحی دقیقاً نمی‌دانند چگونه نیازمندی‌هایشان از سامانه را معرفی کنند به صورت بالقوه برآورده شود.ممنون که تا اینجا با من همراه بودید قسمت دوم رو در لینک زیر بخونید و یادتون نره که منتظر نظرات خوبتون هستم https://virgool.io/@Masih/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-2-k1gi8pc9jb4k پایان قسمت اول</description>
                <category>مسیح حیدری زاده</category>
                <author>مسیح حیدری زاده</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 13:52:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>