<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Masoodtaheri(مسعود طاهری)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Masoodtaheri</link>
        <description>content manager at varzesh3</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 15:54:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/75594/avatar/lPMttw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</title>
            <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آپدیت چی هست اصلا❓❗️</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri/%D8%A2%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%DA%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%EF%B8%8F-ydypmyl7ojnt</link>
                <description>شاید اول اینجوری به نظر برسه که خوب یه تغییراتی که تو چیزی، حالا میتونه اون چیز هر چی باشه ایجاد کنیم ما اون رو اپدیت میدونیم.خوب در واقعیت هم همینه.اما من این رو ربطش میدم به خودم و تجربه خودم رو میگم در مورد آپدیت.چند سالی هست که من در زمینه تولید و مدیریت محتوا فعالیت دارم، حالا مدتی هست که به دلیل شرایطی که گفتنش فارغ از حوصله شماست از تولید ومدیریت محتوا فاصله گرفتم و مدتی بعد با پیشنهاد یکی از آدمایی که جدا از رفیق و همکار بودن شاید ویژگی های اخلاقی خاصی که داره که بخوام به عنوان مثال بگم در لحظه زندگی کردن و بی‌خیالی نسبت به نگرانی اینده هست و البته خوش‌بین به اتفاقای خوب، خلاصه که با پیشنهاد ایشون من کارهای link building سایتشون رو به صورت دورکاری و با دستور عمل و مشاوره اون شروع کردم، بعد از مدتی و خوب با توجه به چیزایی که گفته شده بود (که الان من منظور از جمله طبیعی به نظر برسیم رو میفهمم) من کاراشون انجام میدادم، تا اینکه یه اتفاق خوب افتاد?به پیشنهاد یه آدم دیگه که شخصیت اون واقعا بعضی جاها قابل تقدیر هست برام حالا چه کاری چه زندگی و ... حتی جنس و نوع کارش هم خاصه. اینجوری شد که جدا از اینکه سختی زیادی داره وقتی بخوای چیزی رو یاد بگیری وقتی که فقط از ۳ ظهر به بعد فرصت داری و دو زمینه کاملا مختلف، معماری و سئو.(داستان این خودش مفصله)آموزش سئو رو شروع کردم و خوب وقتی اطلاعاتت تو زمینه‌ای کامل میشه مطمعنا باگ‌های خودت رو هم میفهمی مثل « رفتن اولین مصاحبه با آخرین مصاحبت»وقتی seo on page و seo off page رو بیشتر واردش شدم، فهمیدم تولید محتوا فقط نوشتن یک مقاله با حالا یه کلیدواژه نیست، یا اینکه وقتی شما بدون java script سایتت هیچی نشون نمیده نیای بری صفحه لندینگ بسازی و محتوا بذاری کلی کار بیخود دیگه وقتی از ریشه سایتت مشکل داره(البته این یکی از مشکلات سایته بود)یا اینکه وقتی محتوا تولید میکنی و میخوای تو سایتت منتشر کنی چه برچسب‌هایی بزنی و چه برچسب‌های رو نزنی، اصلا بزنی یا نزنی؟؟؟؟واسه چه کلیدواژه‌هایی صفحه لندینگ داشته باشه و کدوما رو با هم ادغام کنی. و....حالا که من خیلی از باگ‌های خودم رو گرفتم تو زمینه کاری خودم، هر چند هنوووووووووووووز هم مطمعنا راه طولانیه، اما فکر نکنم آپدیت کاری بدی به نظر برسه✅راستش نمیخواستم اسم بیارم اما دیدم شاید کسایی هم هستن که دوست داشته باشن مثل من سئو رو هم یاد بگیرن اونم با بیان ساده و تفهیم روش مطالب‌.رفیق خوب شاید همکار خوبی برات نباشه اما همکار خوب میتونه رفیق خوبی باشه برات(تجربه خودم و اونایی که دیدم بوده).خیلی ممنونم از آقای طاووسی عزیز بابت آموزهاشون که فوق العاده هستن.</description>
                <category>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</category>
                <author>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</author>
                <pubDate>Mon, 28 Dec 2020 09:39:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی کالباسی !!! لطفا این کالباس سه کیلویی را بخورید!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF-zhao0vfwvmua</link>
                <description>استراتژی کالباسی معروف‌ترین شیوه در دنیای مذاکره است.راحت‌تر بخوایم درکش کنیم اینجوریه که: اگر سه کیلو کالباس رو یک‌جا بخوای به یک نفر بدی که بخوره، مطمعنا رد می‌کنه و اونو نمیخوره.اما اگر همون مقدار کالباس را ورقه ورقه کنی و یکی‌یکی ورقه‌ها رو با ترفندی خاص به اون بدی، طوری که خودش هم باور نمیشه همه اون ۳ کیلو کالباس رو می‌خوره!این ترفندیه که خیلی از فروشنده‌ها هم از اون استفاده می‌کنن. چطوری یعنی؟؟مثلا تا حالا شدی بری یه فروشگاهی و فقط بخوای یه شلوار بخری! اما بعدش که اومدی بیرون تا علاوه بر یه شلوار کلی خرید داشتی؟ خود من هفته پیش رفته بودم که یک پیراهن بخرم، فروشنده پیشنهاد کرد که یک شلوار هم با اون پیراهن ست کنم و ببینم چطور میشه. من اول گفتم که لازم نیست اما فروشنده منو ترغیب کرد که شلوار رو بپوشم.وقتی شلوار رو پوشیدم، متوجه شدم خیلی به پیراهنی که انتخاب کرده بودم، میاد و تصمیم گرفتم شلوار رو هم بخرم.دوباره فروشنده امتحان کردن یک کمربند را با ست انتخابی من پیشنهاد کرد و باز هم همان اتفاق افتاد. ماجرا تا جایی پیش رفت که من با یک شلوار و پیراهن و کمربند و ... جدید از مغازه لباس‌فروشیه بیرون اومدم.به این ترفند که خیلی هم‌اثرگذار و کاربردیه استراتژی کالباسی گفته می‌شه.استراتژی کالباسی:استراتژی کالباسی را می‌شه یکی از قدیمی‌ترین ترفندهای مذاکره دونست.در حدی که حتی بسیاری از کتابای معتبر مذاکره که اساساً سرفصلی را به تکنیک‌ها و ترفندهای مذاکره اختصاص نداده‌اند، باز هم به استراتژی کالباسی در مذاکره پرداختن و ترجیح دادن از کنار اون عبور نکنن.استراتژی کالباسی به معنای امتیازخواهی کوچک در مذاکره است. یعنی چی حالا؟؟؟؟یعنی اینکه اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری رو باید کم‌کم و کوچیکش کنی. این امتیازخواهی معمولاً به دو صورت انجام می‌شه:۱- تقسیم کردن یک درخواست بزرگ به چند درخواست کوچک؛ در حدی که طرف مقابل، نتونه به سادگی اونا رو رد کنه.۲- درخواست یک امتیاز کوچک و اضافه کردن اون در پایان توافق؛ بعد از این که توافق نهایی، تقریباً حاصل شده بود.#استراتژی_کالباسی#مذاکره</description>
                <category>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</category>
                <author>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 12:04:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودت را بشناس</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-sbjl79fg4rw4</link>
                <description>به نظرم هر‌چند وقت یه بار آدما باید یه تایمی رو‌ بذارن واسه خودشون؛ منظورم اینه که یه وقتی بذارن از همه چی دور باشن، از شلوغی، از کار، از استرس، از فکر، از هر چی که توش غرق شدیم و خودمون رو فراموش کردیم؛ شاید یکی نظرش اینجوری نباشه البته، واسم قابل احترامه نظرش و شایدم فکرش درست باشه.اما من که اینجوری برام بهتر بود و یکم خاصیت مفید بودن بهم دست داد.از خودم شروع میکنم و بدیام بگم که یه وقت خاطر کسی مخدوش نکنم.اینقدر واسه نشدن‌ها و نکردن‌ها این داستانا واسه خودم بهونه داشتم که به راحتی هر کسی رو هم قانع میکردم. گاهث وقتاش واقعا با دلیل و منطقی بود و گاهی وقتاش بی دلیل و فقط بهانه.گاهی وقتا هم یه ذره احساس قاطیش میکردم و از کسی دلخور بودم  یا راحت بگم حس خوبی بش نداشتم و باهاش حال نمیکردم واسه خودم بتی میساختم و هر روز جلا بهش میدادم و خوش برام کم و کم رنگتر میشد.واسه خیلی چیزا بهونه تراشیدم و نشدنش از تو‌ خودم شروع میشد. حتی واسه دیدن کسی.شاید تنها منم اینجوری نباشما. خیلیا نبودنشون رو و هزار تا چیز دیگه‌ای رو که نشده و نمیشه رو بگن وقت نداریم و سرمون شلوغه و کار زیاده و خیلی چیزای دیگه.خودم رو میگم بقیه هم تاج‌ سر‌ من.اما کم‌کم داشت احوال پرسیای تلفنیم هم رو به زوال میرفت. ترجیح دادم یا تغیر بدم رویه رو یا خودم تغییر پیدا کنم.تصمیم گرفتم یه مدت رو واسه تغییر کنار بذارم، به قول یونانی‌ها خودم رو بشناسم.خوب بساط این کار هم فراهم شد دیگه.یه جای خلوت پیدا شد که اگه بهونه‌هام رو میریزم پایین کسی نبینه خجالت بکشم و کسی هم اذیت نشه.یه جای دنج که بیشتر وقتش مال خودته و نهایتا یه تایمی هم با بابات هم صحبتی دیگه که هم واسه مدت‌هایی که کنار هم نبودیم حرف داشتیم و هم کمک میکرد یه نواخت نشه.خلاصه براتون بگم.گوشیم رو فقط واسه عکس گرفتن استفاده میکردم و یا پلی کردن آهنگ و گاهی اوقات هم استفاده از نوت گوشی و نوشتن چیزهایی که ذهن آشفتم رو خالی‌ میکرد و خودم رو سبک‌تر.وقتی فهمیدم چی به چیه و کجام، با خودم چند چندم، یه سری تصمیم واسه خودم گرفتم، یه سری کار باید انجام میدادم، یه سری اتفاق باید میفتاد تو زندگیم. یه سری تغییر، یه سری اهداف.خلاصه اومدم واسه خودم نوشتم اونا رو. از کوچیک به بزرگ و از ریز به درشت.نمیدونم شدت بد بودنم از نظر خودم یا از نظر بقیه چطوری و تو چه حدی بود.اما اول از خودم معذرت میخوام که کلی جفا کردم در حق‌خودم بعدشم از تمام آدما و کسایی که نسبت به اون چیزی که در حق من خوبی و لطف داشتن براشون خوب نبودم و کاری براشون نکردم.سرتون درد نیارم.زندگیتون پر از حس خوب و انرژی مثبت.</description>
                <category>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</category>
                <author>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 11:23:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الوهیت باطنمون رو‌ خوب کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri/%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%87%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ns1hhtfhvorz</link>
                <description>راستش نمیدونستم از کجا و چطوری شروع کنم. اگه درهم و برهم بود ببخشید.راستش نمیدونستم از کجا و چطوری شروع کنم. اگه درهم و برهم بود ببخشید.راستش نمیدونستم از کجا و چطوری شروع کنم. اگه درهم و برهم بود ببخشید.اینجوری بگه که کلا داستان سربازی و خدمت رو هیچ‌جوره نمیشه باهاش کنار اومد؛ اینکه دو سال از زندگی و وقتت رو‌جایی بگذرونی که درس خوندنت و نخوندنت اهمیتی نداشته باشه(منهای اونایی که حالا هر جوره امریه میگیرن و راحت‌ترن).خلاصه اینکه این جزای الهی قسمت منم بود. یه سالی که فرصت داشتم هر باری تصمیمی گرفتم؛ از امریه تو جاهای مختلف تا کنکور دکترا و ادامه تحصیل و خیلی چیزای دیگه. وقتی شرکتی که توش کار‌میکردم داستان سربازی و امریه گرفتنم کنسل شد، اومدم بیرون و دنبال شرکتایی واسه گرفتن سرباز امریه بودم.حالا به هر طریقی بود شرکتی بهم پیشنهاد داد که قبلا با آدماش کار‌کرده بودم و خاطرات خوشی هم داشتم ازشون.خلاصه‌ترش کنم که رفتیم و صحبت کردیم و از شرایط خودم گفتم بهشون و اینکه خیلی هم وقت نداشتم دیگه. از همه مهمتر اینکه من امریه یه جای دیگه (اداری) رو هم به خاطرشون پیگیری نکردم، امریه‌ای که شاید ساده‌تر کارم میشد تا شرکت‌ها. اونا هم شنیدن و تاییده نهایی رو دادن و منم خوب از خدا خواسته با کلی انرژی و حس‌خوب شروع کردم. روزا میگذشت و کم‌کم داشت روز موعود فرا میرسید. باید پیگیر فرستادن دفترچه سربازی می‌شدم.اینم بگم که واسه امریه گرفتن تو‌شرکت‌های دانش بنیان اصلا هیشکی هیچی نمیدونست. از اینور و اونور یه چیزایی دستم اومد و رفتم کارای دفترچه رو کردم و اونا بهم گفتن که یه معرفی نامه از شرکته هم باید بیاری تو که میخوای اونجا امریه شی.اولین تماسم واسه گرفتن اون نامه با کلی منت همراه شد، چون یهویی بود خوب بهشون حق دادم(ایام نامبارک کرونا هم بود و شرکت شاید با کمترین تعداد کارمند) خلاصه چند روز گذشت و قرار شد نامه من آماده شه، روزی که باید نامه رو میرفتم میگرفتم و با دفترچه پست میکردم، نفهمیدم چی شد که گفتن نامه نمیدن!!!!!!!هم شاخ در آوردم و هم استرس داشت خفم‌ میکرد.دیگه ریز نشم که اون چند روز به من چی گذشت و اونا مطمعنا بیشتر درگیر جمع کردم اغذیه واسه روزای قرنطینه بودن تا قولی که به کسی دادن! نمیگم اگه برم سربازی میمیرم؛ اما وقتی واسه کسی احترام قائل میشی و از یه انتخاب مهم و خوبت صرف نظر میکنی تا پیش اون کار‌کنی، احترام میگه که همون اندازه هم نه، حتی کمتر هم شده کاری‌رو که کرده رو به چشمت بیاد.البته اینم بگم‌که بعدا از چند روز و فرستادن دفترچم؛ تماسی حاصل شد از طرف اونا و هر‌کسی، یکی دیگه رو مقصر دونست که چرا نشد.برام مهم نیست. چون کاری که خدا نخواهد من هر‌چی بخوامم نمیشه.نمیدونم یه چیزی تو مایه‌های قانون عدم مقاومت دیگه.منم نه کینه‌ای به دل دارم ازشون و نه ناراحتم که چرا این رفتارو کردن.بالاخره هر‌کسی بسته به درونش یه سری رفتارا رو‌نشون میده. فقط خواستم اینم مثل خیلی از اتفاق‌هایی که تاثیرگذار بودن تو‌ مسیر زندگیم بنویسم که بعدا؛ سالها بعد بخونمشون و حداقل اشتباهاتی‌ که تو‌ گذشته کردم رو دیگه تکرار نکنم. شاید اینجوری بشه گفت که تو‌ کار حرفه‌ای تر شد.آینده کاری منم معلوم‌ نیست در ۲ سال آینده، اما هر چه هست مطمعنا به هدف‌هایی که دارم منتهی میشه‌.  «نه هیچ انسانی دشمن توست و نه هیچ انسانی دوست تو، بلکه هر انسان، معلم توست»</description>
                <category>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</category>
                <author>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 03:10:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار‌خوب در کنارش حس خوب!</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AD%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A8-jv3ggwkqt8ho</link>
                <description>یه راس برم‌سر اصل مطلب؛ نه عنوان جذاب و اغواکننده بنویسم و گزافه‌گویی کنم?.تا حالا شده که کاری‌ کنی که کاره به دلت بشینه!؟؟!؟ حالا هر‌ روز بخوای این کارو کنی و هر‌ روز حس‌ این حس خوب رو داشته باشی!!!! خیلی لذت بخشه نه؟؟؟؟مطمعنم چه اونایی که این قصه لیلی و مجنون من رو خوندن و چه اونایی که وقتشون رو‌ بیهوده صرف نکردن این براشون هم پیش اومده و هم شاید الان درگیر این حس‌خوبن.خوب وقتی که یه جایی کار کنی که محیطش، آدماش، خود کارت بهت حس‌خوب‌بده مطمعنا خودتم شروع میکنی یه طراوش حس‌خوب؛ اینجوری بازدهی کارم بالا میره و سختی کار کمتر.البته اوایلش که دیگه نگم؛ فک کن که بعد چند ماه دوباره دوست؛ رفیق؛شفیق و همکار سابقت رو باهاش همکار بشی؛ اونم دقیقا فاصله نیم متری هم بشینین! خدایی سخته بخوام توصیفش کنم.خوب شرایط ایده‌الیه برای هر کسی؛ کار خوب؛ محیط خوب؛ همکار‌ خوب؛ مدیر خوب؛ چی‌بگم خلاصه همه چی خوب.وقتی همه چی‌ خوب باشه ادم خسته نمیشه؛ وقت زیاد میذاره؛ حتی از وقت استراحتش یعنی ۳ صبح و ۴ صبح هایی که نوت گوشی وا میشد و ... ??حالا نگین بابا یارو چقدر از‌خوش تعریف میکنه.نه والا شاید چیزایی ریز و ساده بودن اما خوب با کلی هیجان و انرژی نوشته شدن، میخوام بگم که کد ساخت موشک رادارگریز نبود، گاهی معمولی به وقتایی هم با یکم خلاقیت دیگه تو همون موضوعیت کارمون قاطیش میکردیم دیگه.خلاصه هی‌سرتون درد بیارمچالشی بسیار جذاب بو‌د. خدایی، جدا از همه بلف زدن‌ها و این چیزا، خیلی خوب بود و کلی یاد گرفتم. شاید اون موقع از سئو فقط عنوان زدن و برچسب زدن و این داستانا بلد بودم.بمااااااند دیگه ریز ماجرا. خوشحالم که تو یه مجموعه اینجوری با آدمای خفن و حرفه‌ای همکار‌بود.آقای غفاری؛ آقای طاووسی؛ آقای براتی؛ آقای آریانی رو هم که نمیدونم چطوری ازشون تشکر کنم.آدمایی خوب با کلی انرژی خوب که بدون منت تو این مسیر کمکم بودن.دمتون گرم </description>
                <category>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</category>
                <author>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 06:13:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند کیلو محتوا بنویسیم؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-d7tfshhlvorv</link>
                <description>حالا که گوگل از ما محتوای ارزشمند میخواد و باید محتوایی تولید بشه که هم نظر گوگل رو‌ جلب کنه و هم نظر مخاطب رو.بیایم تا جایی که میشه تعداد رو واسه نویسنده ملاک نکنیم. الان از هرجایی میخوای میتونی کپی کنی و یکم ادیت شه به قول خیلیا میشه محتوای یونیک (جسارت نشه البته) اما وقتی راجب یه چیزی خودت بنویسی؛ با (برند_ویس) خودت؛ بعد چند بار نوشتن هم برات آسون میشه هم خودت قوی میشی.اما این مستلزم اینه که کیفیت رو بهش توجه کنی نه تنها کمیت رو. ( البته تا جایی که باعث سوء استفاده نشه)مثل وقتی یه عدسی نور خورشید رو یه جا جمع میکنه.نویسنده هم باید بتونه ذهنش رو متمرکز یه چیز کنه و راحت بنویسه.و این فقط نظر شخصیه#محتوای خوب</description>
                <category>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</category>
                <author>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 06:04:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم بهتر است یا ...!؟!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoodtaheri/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-eefxk3nfwemx</link>
                <description>شما هم مشغول به کاری شدین که ربطی به رشته تحصیلیتون نداشته باشه؟!؟؟خیلی دوست داشتم تجربه اول خودم رو تو‌ مسیری که خلاف ۹_۸ سال درس خوندنم بود رو بنویسم. چون پر از اتفاق هایی بود که مرورش برام شیرینه و پندآموز.بعد از ۶_۵ ماه بیکاری تصمیم گرفتم تو کانال های #تلگرامی و این چیزا دنبال کار بگردم..اینو بگم که من کارشناسی #معماری دارم و کارشناسی ارشد #طراحی_شهری...سابقه کار تو دفتر معماری رو هم دارم و حتی یکسال تو‌ #مجله _معمار پروژه ی ما به عنوان دوم رسید؛ خونه ای تو شهرستان لار #شیراز که با ماسه شسته برای اولین بار تو #ایران ساخته شد.خلاصه بعد از مدتی بیکاری و سرگرم کردن بیهوده خودت با هر چیزی. یه آگهی کار تو‌ #تلگرام پیدا کردم که در زمینه #تولید_محتوا؛ نیرو میخواست.از کار با #اینترنت و #فنی کامپیوتر اوکی بودم اما تجربه اینجور کاری رو اصلا نداشتم.دل رو زدم به دریا و #رزومه فرستادم.هفته بعدش فکر کردم خوب اینم مثل بقیه جاها فیلد میشه و باز هم به شغل شریف بیکاری ادامه میدم.یه روز یه نفر زنگ زد و گفت رزومه فرستاده بودین برای ما؛ #سایت رو معرفی کرد و خودش رو.یکم طبق معمول که بین همه ما رواج داره اون خودش رو گرفت.یگم من خودمو گرفتم و با کلمه های قلمبه سلمبه حرف زدم باهاش و از چیزایی که راجب به #کامپیوتر و #شبکه و نرم افزارایی مثل #فتوشاپ و #ورد و #آفیس و این چیزا گفتم بهش.سرتون درد نیارم قرار مصاحبه گذاشتیم و منم زیرپوستی خوشحال بودم که آقا!!!!! بیکاری بااااااای!!!رفتیم #مصاحبه دادیم و بعد از نحوه کار و یه ۴۰ دقیقه ای رد و بدل حرف.به این نتیجه رسیدیم که یک هفته آموزشی کار‌کنیم و بعدش یک ماه آزمایشی.اگه بعد از آزمایشی اوکی بودم‌ من برای اونا خوب درمورد ادامه همکاری تصمیم بگیریم. سختش نکنم براتون و برسم به قسمت قشنگش.شروع کردم به کار..حالا ادمایی خوبی همکارم شدن که زود پیچ و خم کار کردن و #محتوای_ویدیویی رو یاد گرفتم.خیلی از کارایی که باید یاد میگرفتم تا بدونم یه #محتوای_خوب؛ چجور محتواییه رو یادم گرفتم.اما کنارش ادمایی رو پیدا کردم که میتونم بگم تو کارشون تک بودن.کارایی کردیم که باورش سخت بود.سایتی رو با رنک ۵۰۰۰ الکسا ؛ موقع جام جهانی اوردیم به مرز ۱۷-۱۶ الکسا تو‌ ایران.یه تیم حدود ۲۳-۲۲ نفره بودیم با کلی انرژی.تو اون جمع و‌ همکار؛ چند نفرشون برات بلد شدن.#مهدی_سلیمانی ؛ #رضا_براتی ؛ #خشایار_غفاری و #علی_آریانییکیشون که دیگه نیست اما واقعا حتی تیکه کلاماش هنوز هم که هنوزه مثل خودش انرژی میده به جمع چهار نفرمون. مهدی جان خدا رحمتت کنه از اون جمع ما چهار نفر بعد اون تقرییا دوسال همکار بودن٫ حالا هم همکار و دوستیم.اگه سایته هم مهمه که؛ چیه؟! و چطوری از اون #رنک_الکسا اومد به رتبه ۱۷ الکسا؟؟ و چطوری تو دو سال یه #سایت میتونه اینجوری خفن باشه.میتونین برین سایت #تماشا رو ببینینالبته الان مثل رشد کشورمون تو مبارزه با فقر و بیکاری؛ دارن همچین مویرگی بالا میره..الان ۹۰ الکسا هست که این رو نوشتم و هر روز شاهد بزرگ شدن این عدد هستم.دلیل اینکه چی‌شد که #تماشا؛ یه سایت خوب بعد اون پیشرفت و رشد خوبی که داشت چرا الان اینجوری شده و بی صحاب! رو متاسفانه نمیتونم بهتون بگم.چون واسه خودمم سواله.اما مجموعه تماشا حتی با اتفاقایی که بعضی وقتا از تووووو حرصت میداد و هی اذیت میشدی ولیواقعا برام بهترین و بهترین و بهترین بود و خواهد بود به نظرم.دم همتون گرم که بعضیاتون هنوزم رفیق مشتی هستین و دوستای ناب.</description>
                <category>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</category>
                <author>Masoodtaheri(مسعود طاهری)</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 23:54:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>