<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های معصومه توپچی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Masoomehtoopchi</link>
        <description>دانشجو حقوق/بازیگری/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:15:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2893866/avatar/khwVTv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>معصومه توپچی</title>
            <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه‌ای از کتاب اثر مرکب:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%A8-nfxr0s22rk6z</link>
                <description>امروز میخوام تا درباره یکی از کتاب هایی صحبت کنم که در زمینه توسعه فردی و موفقیت خیلی پرفروش بوده و هست و ترجمه های زیادی ازش صورت گرفته. اثر مرکب نوشته دارن هاردی؛ راه و رسیدن به موفقیت را ثابت قدم موندن در گذرزمان میدونه و راهکار هایی ارائه داده؛برنامه ای که میشه اون رو عملی کرد.تغییرات شگفت انگیز و ترسناکه .تغییر یک شبه رخ نمیده و با گذر زمان معنی پیدا میکنه،فارغ از اینکه تغییر خوب باشه و یا بد.موفقیت و رسیدن به خواسته هامون هم یهویی اتفاق نمیفته.یک مسیر و راه هستش.ثابت قدم موندن و دست از تلاش برنداشتن این تغییر رو برای انسان به سمت موفقیت میبره .اعتیاد تغییر منفی هست که برای یک فرد رخ میده،و به مرور اتفاق میفته،و نتیجه یهو خودشو شاید نشون بده.تلاش کردن در جهت مثبت و منفی باعث تغییر میشه. تلاش و گام های کوچیک برداشتن و بدون اینکه کم کاری کنیم،نتیجه بلند مدت برای ما رقم میزنه.ما تو زندگی همیشه در حال انتخاب کردن و تصمیم گیری هستیم، زمانی که ما تصمیم میگیریم که یک اتفاقی رو رقم بزنیم،برای اولین کار یک تصمیم کوچیک میگیریم،اگر بتونیم راکد نباشیم و این تصمیمات کوچیک رو ادامه بدیم و به طور نامحسوس و اروم تغییر کنیم، نتیجه رو بعد یه مدت متوجه میشیم.آیا احساس دلگرمی نمی‌کنید اگر بدانید تنها با برداشتن مجموعه‌ای از گام‌های کوچک به صورت منظم و مداوم، زندگیتان به طور اساسی ارتقاء می‌یابد؟هر انتخاب، ممکنه سرآغاز رفتاری باشه که در بلندمدت تبدیل به عادت برای ما میشه.انتخاب کردن انسان رو از منفعل بودن نجات میده و اجازه تغییر  در زندگی به ما میده.آگاه بودن ما به لحظه هایی که داریم باعث میشه که متوجه انتخاب ها در زندگی باشیم و نسبت بهشون مسئول باشیم و بخوایم که انجامشون بدیم و این حتی باعث این میشه که بیشتر از خودمون راضی باشیم چون به خودمون در لحظه هامون آگاه تر بودیم و خودمون رو در لحظه ها دیدیم و درک کردیم.عوامل بیرونی و درونی رو بیشتر شناختیم و توقعمون رو از خودمون نبست به اون سنجیدیم.این مسئله باعث میشه تا از خودمون بپرسیم چرا دارم این کار رو انجام میدم؟وقتی جوابی براش داشته باشید،یعنی هدفی برای اون دارید و کار کردن براتون راحت تر پیش میره.چیزی که برای من جالب بود و من خودم از انجام دادن این موضوع تو شغلم و زندگیم، تاثیرات خوبی رو دیدم و متوجه شدم، نوشتن بوده و این کتاب هم درباره اون حرف زده و درباره نوشتن میگه که از طریق اون میفهمیم کاری که انجام دادیم و ثبتش کردیم ،واقعا اون چیزی بوده که در راستای خواسته و هدفمون بوده یا نه؟نوشتن باعث میشه که نسبت به خودمون پیگیر تر باشیم.عادت کردن ویژگی تو انسان هست که منو همیشه میترسونه،ما به دردناک ترین چیزها هم ممکنه عادت کنیم.مثل وقتی که ترک میشیم و فکر میکنیم که ممکن نیست ادامه دادن،و وقتی میفهمیم عبور کردیم و به نبودن اون انسان عادت کردیم عجیب و ترسناکتر میشه حتی همه چیز .عادت کردن برای ما یه خوشی مقطعی به وجود میاره و این باعث میشه که از هدفگذاری دور بشیم.مانعی که بین شما و هدفتان قرار دارد، اغلب رفتار شماست.باید عادت های خودمون رو شناسایی کنیم و از گزارش نویسی هم میتونیم برای این کار استفاده کنیم.قرار نیست یک‌باره تمام عادات بد خود را با چند استراتژی ریشه‌کن کنید. شما باید مدام در حال بررسی و نظارت بر عاداتتان باشید، آن‌ها را اولویت‌بندی کنید و برای از بین بردنشان دست‌به‌کار شوید.قدم اول همیشه سخت ترین قدم هستش.مثل روز اول رژیم گرفتنروز اول باشگاه رفتنروز اول ترک سیگارولی بعد برداشتن قدم اول اگر مانع بیرونی خیلی بزرگی سر راه ما قرار نگیره میتونیم اون رو ادامه بدیم و تغییر ایجاد کنیم.نسبت به محیط و افرادی که در تعامل با اون ها هستید اگاه باشید.چون انتخاب های کوچیک مسیر مارو تغییر میده و عوض میکنه.ممنونم از وقتی که گذاشتید.#اثر مرکب   /  #دارن هاردی   /  #معصومه توپچی#مرصاد غنی آبادی   /  #سارا تفرشی نژاد </description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 01:57:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابی بر مبنای تعالیم دائو :</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%88-yfxxmwqgncxv</link>
                <description>وین دایر (Wayne Walter Dyer) نویسنده، روانشناس، سخنران انگیزشی، مربی و استادی کارکشته در زمینه توسعه مهارت‌های فردی است.کتاب زندگی بر اساس تعالیم خردمندانه دائو ، بر پایه فلسفه شرقی و قدیمی دائو نوشته شده.دائو دِ جینگ یک فلسفه شاعرانه، باستانی و نماد روشن‌فکری مدرن در تاریخ فلسفه شرق است و  ۸۱ قطعه دارد .وین دایر معتقد است انسان مدرن میتواند با استفاده از این فلسفه ،ارزش کار درست را متوجه بشود و شخصیتی متفاوت برای خود بسازد.او با نگاهی مدرن به این تعالیم نگاه کرده .دائو هم بی نام است و هم نام دارد.این یعنی هر چیزی و حتی انرژی و نیرویی که در پس هر چیزی وجود دارد اسمی ندارد و به ما میگوید که نباید به اسم ها، توصیف ها ،کلمه هایی که برای معرفی استفاده میکنیم توجه کنیم و باید  خود اون رو بفهمیم و درک کنیم .ما همیشه آرزو داریم، برای اون رویا پردازی میکنیم و برنامه میریزیم که بهش برسیم،فلسفه دائو به ما میگوید که آرزوها و خواسته های ما بعضی وقتا ،مانع عمل کردن ما میشوند و مانعی میشوند برای رسیدن.نیازه که ما بعضی وقتا آرزو نکنیم و بذاریم اتفاق ها پیش بیاد و وقتی بتونیم بپذیریم و همیشه خواسته ای نداشته باشیم ،میتونیم به ارامش بیشتری برسیم و تلاشمون رو ادامه بدیم.یکی از چیزهایی که درباره این فلسفه جالب بود برای من، این بود که به ما یاد میده که تناقض و پارادوکس رو در زندگی متوجه بشویم.این تناقض ذاتی است و همواره وجود داره.خوب و بدزشت و زیبادرست و غلطسفید و سیاهغم و شادینمیشه این مفاهیم رو از هم جدا کرد چون با هم معنی دارن و همدیگر رو میسازن.ما وجودی یگانه و متناقض هستیم و این خیلی جالب و زیباست.خود درونی ما بدون پیش داوری و قضاوت کردن میتونه خودش رو نشون بده.دائو به ما یاد میده تا نگاهمون رو به دنیا و افراد عوض کنیم و هدف رو فقط به دست آوردن و خواستن نذاریم.گاهی فارغ از تمام این ها باید بشناسیم و درک کنیم و رفتار کنیم.دور شدن از خودخواهی و خودپسندی ما رو به خود واقعی خودمون نزدیک تر میکنه.تغییر ناپذیر بودن و در عین حال بی ضرر بودن و وابسته نبودن به وجود دیگران مثل آب هدف و خواسته ای هست که در ما باید وجود داشته باشیم و بخوایم بهش برسیم.راه دائو مسیری بدون سلاح است، این فلسفه شاعرانه هر سلاحی را ابزار ستمگران می‌داند. بر اساس منطق دائو تنها کسانی از سلاح‌های جنگی استفاده می‌کنند که مخالف خرد و تفکر هستند.ممنونم از وقتی که گذاشتید و این خلاصه رو خوندید.#زندگی بر اساس تعالیم خردمندانه دائو   /    #وین دایر    /  #معصومه توپچی  /#مرصاد غنی آبادی    /  #سارا تفرشی نژاد</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2023 23:50:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب در ستایش راه رفتن:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-i2x4dnvosf50</link>
                <description>اسم این کتاب برای من واقعا جالب بود.من فکر میکنم آدما وقتی خوشحالن ،میخوان فکر کنن ،عصبانی میشن و ناراحت،استرس دارن و نگرانی،وقتی انتظار میکشن،.میخوان تمرکز کنن و خیلی زمان های دیگه راه میرن.نشستن و یکجا بودن همیشه برای من اذیت کننده اس.من فکر میکنم ممکنه منفجر بشم اگه یه وقتایی نتونم راه برم و مجبور به نشستن باشم.از راه رفتن انقلاب ها رخ داده.از حرکت و پویایی تغییر اتفاق افتاده.کتاب در ستایش راه رفتن نوشته شین اومارا، میخواد به ما بگه که راه رفتن و تاثیری که برعملکرد مغز میذاره چیه و باعث چه تغییراتی در یک انسان میشه؟راه رفتن از اولین و ابتدایی ترین مهارت ها و توانایی‌هایی است که ما یاد میگیریم.راه رفتن روی دو پا و توانایی ایستادن باعث میشه که ما بتونیم از دست ها و بدنمون آزادانه تر استفاده کنیم و با توجه به همین موضوع بدیهی،انسان تونست چیزی را هم حمل کند و در نتیجه این پویایی و حرکت ،اولین زیستگاه های انسانی به وجود آمده اومده و پیشرفت ازش حاصل شده.شین اومارا علاوه بر بررسی این روند تکامل ،ما را متوجه این ساز و کار میکند .نحوه راه رفتن ما به عنوان یک گونه،منحصر به فرد است.این نوع راه رفتن انسان هویت اون هست و حاصل تجربه زیستی انسان و تکامل اون.راه رفتن باعث درک چند وجهی در ما میشه.پیاده روی به صورت فردی و جمعی احساس اجتماعی بودن رو در ما بیشتر میکنه و نحوه زندگی ما و سبک زندگی مارو مشخص میکنه.راه رفتن باعث رشد بیشتر خلاقیت در ما و شکوفایی اون میشه.تو این کتاب وجود پیاده رو و مسیر های مناسب پیاده روی رو در شهرسازی خیلی مهم میدونه و بر اون تاکید داره .درواقع این کتاب ارزشمند از سه منظر فیزیولوژی، محیط‌زیستی و شهرسازی اهمیت راه‌رفتن و تاثیر متقابلشان برروی انسان را بررسی می‌کند.#در ستایش راه رفتن   / #شین اومارا#معصومه توپچی   / #مرصاد غنی آبادی#امیرعباس حیدری</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Nov 2023 04:18:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از کتاب هر چیزی قابل مذاکره است:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-knjvolnxqlix</link>
                <description>کتاب هر چیزی قابل مذاکره است،اثر هرب کوهن نویسنده و متخصص آمریکایی در زمینه امور مذاکره، فن مذاکره و زمینه استراتژی است.مذاکره یعنی گفتگویی بین دو یا چند طرف برای دستیابی و رسیدن به نتیجه‌ای سودآور و یا مطلوب برای طرفین .مذاکره فرایند تشخیص و شناخت اولویت ها و خواسته های افراد است؛ و به صورت های مختلفی صورت میگیرد و بهترین نوع آن تامین منافع و خواسته های طرفین به صورت همزمان است و به اصطلاح بُرد بُرد.مذاکره یک تصمیم گیری داوطلبانه است.در این کتاب به مذاکره به عنوان نوعی روش بازی اشاره می‌شود، زیرا اگر شما آن را به این چشم ببینید، عملکردتان بسیار بهتر خواهد شد. بازی جایی است که شما واقعاً دقت می‌کنید، ولی نه زیاد.هرب کوهن در این کتاب با بیان کردن انواع مذاکرات و اینکه کدام یک از آنها درست و کدام یکی غلط است و به نتیجه نمیرسد و به ضرر شماست،اطلاعاتی برای طبقه بندی تر شدن فهم شما از مذاکره ارائه داده است.برای مثال مذاکره شوروی که به مذاکره برد_باخت هم شناخته میشود یکی از انواع مذاکراتی است که اگر با همچین روش مذاکره ای و همچین مذاکره کننده‌ای رو‌به‌رو شدید،به نظرم باید فرار کنید.تو این نوع، منافع و خواسته فرد مقابل بهش توجه نمیشه و منفعت مشترک اینجا معنی نمیشه و بهش پرداخته نمیشه .ممکن است طرفی که به هر قیمتی میخواهد مذاکره را ببرد،حتی ممکن است یهویی از سر میز مذاکره بلند بشود و آنجا را ترک کند.ایجاد رابطه در مذاکره امری مهم است و اگر نباشد ،از بازی مذاکره خارج میشویم.ما همیشه در حال انجام مذاکره هستیم،برای رسیدن به حتی کوچیک ترین خواسته هایی که داریم.و در این کتاب با ارائه راهکار و تعریف مذاکره و انواع آن ،یک برنامه منظم و قابل فهم برای روشن تر کردن و کاربردی تر کردن این مسئله به ما داده است.ما در مذاکره به دنبال ایجاد تعهد هستیم،اینکه افراد را از بی میلی و نه به بله و میخواهم تغییر دهیم.مذاکره درست در زندگی و مسیر دستیابی به اهداف نقش بزرگ و زیادی دارد.حفظ احترام و رفتار درست در مذاکره ،باعث ایجاد اطمینان و اعتماد در فردی میشود که در حال مذاکره با آن هستیم.داشتن اطلاعات و دانش درباره مسئله ای که بر روی آن در حال مذاکره هستیم،یکی از نکات مهم و تاثیرگذار بر روند مذاکره است.این کتاب میتونه شروع کننده ای باشه برای مطالعه در این زمینه و اطلاعاتی به ما بده تا بتونیم در رابطه با هر کدوماش به طور جدا و دقیق تر مطالعه داشته باشیم.این برداشت من از کتاب هر چیزی قابل مذاکره است،نوشته هرب کوهن بود.ممنونم از وقتی که گذاشتید و این خلاصه رو خوندید.#هر چیزی قابل مذاکره است  /  #معصومه توپچی#هرب کوهن    / #امیرعباس حیدری#مرصاد غنی آبادی</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Nov 2023 03:39:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان ملال‌انگیز از آنتوان چخوف:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%AE%D9%88%D9%81-gdfnfyum1aef</link>
                <description>همانطور که از نام  این داستان &quot;از یادداشت های یک مرد سالخورده&quot; مشخص است، این کتاب یادداشت های فردی به نام نیکالای استپانویچ است، مردی که از او به عنوان پروفسوری ممتازو عالی رتبه و دارنده ی نشان نام برده می شود، او آن قدر نشان و مدال روسی و خارجی دارد که وقتی ناچار می شود همه ی آن ها را به سینه اش بیاویزد، دانشجویان به لقب&quot;کثیرالنشان&quot; مفتخرش می کنند.خلاصه اگر از فهرست دور و دراز دوستان بلندآوازه و همچنین بزرگی و مقام او که خودش دو صفحه ای می شود بگذریم می رسیم به تعریف خودش از این نام بزرگ  که با خواندنش در همان ابتدا می توان شیرینی لحن مختص چخوف را حس کردیادداشت هایی که متن این کتاب را تشکیل می دهند شامل مسائل مختلفی هستند، البته خط داستانی کتاب تنها به برهه ای از زندگی این مرد سال خورده می پردازد که آن هم در همان سالخوردگی اوست.کارهایی که او در خانه و دانشگاه میکندروابطی که او با اعضای خانواده و همسرش داردپیرمردی که در زندگی اش جز علم برای چیز دیگری ارزش چندانی قائل نیست.در بخش هایی از این کتاب می‌خوانیم :شب نخوابیدن یعنی این که هر لحظه به غیر طبیعی بودنت اعتراف کنی، به همین دلیل بی صبرانه منتظر فرا رسیدن صبح و روز روشن می مانم، یعنی زمانی که حق دارم نخوابم. زمان خسته کننده ی فراوانی باید بگذرد تا بانگ خروس در حیاط بلند شود. این نخستین پیک خوش خبر من است...چخوف بیست و نه ساله قصد دارد با داستانی که عنوان «ملال‌انگیز» بر آن گذاشته و روایتش را به پیرمردی ملول و بیمار سپرده، مخاطبانش را با خود همراه کند. این همراهی شاید در نگاه اول غیرممکن به نظر برسد اما خواننده داستان پرکششی را به پایان می‌برد که در آغاز ملال‌انگیز می‌نماید.#داستان ملال انگیز   /  #معصومه توپچی#آنتوان چخوف    /  #مرصاد غنی آبادی#سارا تفرشی نژاد</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Nov 2023 02:52:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمی از کتاب ثروتمند ترین مرد بابل:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%84-bwu3vufkwf2w</link>
                <description>نمیشه پول رو نادیده گرفت،نمیشه گفت ثروت اهمیتی نداره.ثروت،پول،دارایی،اعتبار،سرمایه گذاری،هزینه ها،پس انداز.این مفاهیم باعث شده که ما رشد کنیم و انسان به اینجا برسه.ما از ساده ترین معامله ها و داد و ستد ها که بر گرفته از احساس نیاز بود ، معاملات رو گسترش دادیم و به فهم عمیقی از این حوزه دست پیدا کردیم .رشد بشر،که برگرفته از نیازهای اون بوده مرتبط با همین ثروت هستش.که فقط محدود به پول نیست.ما تو محیط کار،درس،دوستامون و ارتباط هایی که داریم ،با تجربه هایی که کسب میکنیم،یک اعتباری به وجود میاریم برای خودمون.با فهمیدن و دونستن بیشتر روی خودمون سرمایه گذاری میکنیم و ازش استفاده میکنیم.ثروتمند شدن نیاز به یک برنامه داره،یک شب اتفاق نمیفته و باید برای اون استمرار داشت و یک برنامه رو دنبال کرد و بهش عمل کرد.کتاب ثروتمند ترین مرد بابل نوشته جورج کلاسون در سال ۱۹۲۷ هست و زمان زیادی از نگارش این کتاب میگذره.این کتاب الهام بخش رابرت کیوساکی نویسنده کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول بوده و از قدیمی ترین کتاب ها تو این حوزه هست.این کتاب داستان هایی رو برای یک برنامه ریزی مالی در هر شرایطی ارائه داده و در هفت جلسه آموزشی از زبان ثروتمند ترین مرد بابل اون هارو بیان کرده.یک برنامه ریزی نوشته شده و همچنین اجرایی برای مدیریت اقتصادی.این کتاب مثل بک نقشه با راهکارهایی که داره قابل درک و فهم هستش و چون در شکل داستان جلو میره میتونه خواننده رو با خودش همراه داشته باشه تا به هدفش برسه.بابل ثروتمند ترین شهر دوران باستان بوده و مردمش هم همینطور.اصول اولیه اقتصادی تو این شهر بنا شد و مردم بابل ارزش پول را میشناختند و به اون آگاهی داشتند.این کتاب تو هفت اصل به ما برنامه ریزی برای مدیریت اقتصادی رو آموزش میده:۱. پول جمع کردن را شروع کن۲.کنترل هزینه ها۳. طلایت را چند برابر کن۴. پس‌اندازت را حفظ کن۵. خرید خانه، یک سرمایه‌گذاری سودآور۶. تضمین کن که در آینده درآمدی خواهی داشت۷. توانایی پول درآوردنت را بیشتر کنبخشی از کتاب: اگر می‌خواهی ثروتمند شوی آنچه پس‌انداز می‌کنی باید سود داشته باشد تا فرزندان آن هم سودآور باشند، به کمک این فرمول تو به ثروت فراوانی خواهی رسید. ثروت مانند درختی است که از یک دانه‌ی کوچک شروع به رشد می‌کند.»#ثروتمند ترین مرد بابل   /  #معصومه توپچی#جورج کلاسون    / #مرصاد غنی آبادی</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Nov 2023 14:10:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از کتاب پدر‌پولدار پدر ‌بی پول:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-ahepr2ayhbhg</link>
                <description>کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول نوشته رابرت کیوساکی نویسنده و کارآفرین و سرمایه گذار آمریکایی_ژاپنی است.و این کتاب تو محتوا و حوزه خودش رتبه بالایی داره و استقبال خیلی زیادی ازش صورت گرفته.سواد مالی و آموزشش چیزی هست که میشه گفت این کتاب به دنبال اونه و اینکه چطور میشه کسب ثروت کرد و آیا همه این ثروت یعنی پول؟داستان این کتاب، داستان مواجهه کودکی با دو پدر هست.یکی پدر خودش که انسان تحصیل کرده ای هست ولی همیشه درگیر مشکلات مالی .دیگری پدر دوستش که مردی ثروتمند هست و برای پول کار نمیکنه و به دارایی خودش مسلط .این دو پدر خیلی شباهت ها دارن و کیوساکی از مواجهه با هر دو اونها این کتاب رو نوشته و از نقطه نظرات هر دو استفاده کرده.تجربه،یادگیری،معاشرت،اقتصاد کشورمون و …..باعث این میشه که نحوه رویارویی ما با ثروت متفاوت باشه.ولی من فکر میکنم اینکه ما متوجه بشیم که ثروت فقط پول نیست و سرمایه گذاری روی خودمون و توانایی‌هایی که داریم و تجربه‌هایی که کسب کردیم و خلاقیت و افکارمون هم یعنی درآمد و ثروت که میتونیم از طریق اون ها بهش برسیم و بسازیمش و بهش جهت بدیم و رشد کنیم.پول شکلی از قدرت است، امّا آن‌چه قدرتمندتر از آن است، آموزش مالی است.ما همیشه برای پول کار میکنیم؛پول خیلی مهمه و قطعا اگه نباشه،همین من که دارم مینویسم اینجا از طریق تلفن همراهی که دارم،نمیتونم اینکارو انجام بدم.ولی پول اونقدر مهم نیست که براش کار کنیم بلکه باید کاری کنیم که پول برای ما کار کنه و این یعنی همون سواد و آموزش مالی و سرمایه گذاری روی خودمون و چیزی که هستیم.که یعنی باید رشدش بدیم،هر روز بهش چیزی اضافه کنیم.توانایی خودمون رو بشناسیم و تو اون حوزه فعالیت درست انجام بدیم.پولدار ها دارایی میخرند و اعتبار.اون ها بر پول قدرت دارند.ترس و عدم اعتماد به نفس نبوغ مارو از بین میبره.و این چیزیه که باعث میشه نتونیم به کنترل مالی برسیم و ایده های جدید داشته باشیم.با درست کار کردن میشه به درآمد رسید.این دیدگاه رو میشه ازش استفاده کرد در اینکه چطوری درس بخونیم و به ثروت برسیم،به اعتبار،به دارایی.هوشمند بودن باعث میشه بتونیم جلوتر باشیم و کاری انجام بدیم. این کتاب تو 6 درس میخواد بهمون راهکار‌هایی بده در رابطه با پول و کارکرد اون:درس۱: ثروت‌مندان برای پول کار نمی‌کنند.درس۲: چرا باید سواد مالی آموزش داده شود؟درس۳: به فکر تجارت خود باشید.درس۴: تاریخچه مالیات‌ها و به قدرت رسیدن شرکت‌ها.درس۵: ثروت‌مندان پول می‌سازند.درس۶: برای یادگیری کار کن نه برای پول.این کتاب ها یه دیدگاه به ما اضافه میکنه و میتونه شروعی باشه برای مطالعه دقیق تر و اصولی تر تو این زمینه و حتی اگر کسی به این حوزه علاقه مند نباشه،یه تفکری یاد گرفته و حتی میتونه قبولش نداشته باشه.دریافت من به صورت خلاصه از کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول.ممنونم از وقتی که گذاشتید. #رابرت کیوساکی  / #معصومه توپچی    / #پدر پولدار پدر بی‌ پول / #مرصاد غنی آبادی    /  #امیرعباس حیدری / </description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Nov 2023 01:38:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از کتاب وابی سابی:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%A8%DB%8C-b0ghf3sexifh</link>
                <description>کتابی که امروز قصد دارم تا در رابطه باهاش براتون بنویسم،برگرفته از فرهنگ و باور و تعالیم مردم ژاپن هست به اسم وابی‌سابی نوشته بث کمپتون.وابی‌سابی تعریف دقیق و خیلی مشخصی نداره، ولی میشه گفت وابی‌سابی نگرش و بینشی هست برای دیدن کمال در سادگی و با وجود کاستی ها و نقص هایی که وجود داره برای هر فردی؛ که شاید این یک تضاد به وجود بیاره و فکر کنیم که جمع این دوتا کنار هم ممکن نباشه، ولی اینطور نیست.به نظر من کمال، با وجود شرایط و اتفاق ها معنی پیدا میکنه و نمیشه اون‌هارو نادیده گرفت،و الان ما و چیزی که ساخته شده،حاصل همین اتفاقات و شرایط هست.ما تو خوندن این کتاب باید اینو در نظر بگیریم که نویسنده این کتاب مردم یک کشور رو مورد بحث قرار داده،و اون رو جامعه هدف خودش قرار داده و شرایط خودش و فکر و باور خودش رو داشته و نباید با خوندن این کتاب ها توقع داشته باشیم که حالمون خوب بشه و به تمام چیزی که مورد بحث این کتاب هست،برسیم.وابی‌سابی به ما میگه توجه به جزئیات زندگی خیلی تاثیر بر روی ما میذاره.چیزی که ما تو زندگی امروزمون نادیده میگیریم و در نظر نمیگیریم اینه که خواستن و کمال و رسیدن به اون یک روند هست و کلی چیز هست که اون رو میسازه. قطعا شرایط متفاوتی که ما انسان ها داریم،کشوری که تو اون زندگی میکنیم،خانواده ،فرهنگ،آداب و روش زندگی که سال‌هاست دنبالش کردیم و درگیری‌های ذهنی و روانی ما،تجربه های بد و خوبی که داریم، همین جزئیاتی هست که ما در نظر نمیگیریم و فکر میکنیم کمال یعنی هیچکدوم از این‌ها نباشه و خب این امکان پذیر نیست.ما میتونیم شرایط اقتصادی رو نادیده بگیریم؟میتونیم بگیم زندگی یک بچه تو افغانستان با یک بچه تو ایران و یا هلند تفاوتی نداره؟ما میتونیم خدمات دولتی رو بگیم که برای همه کشورها و مردم یکسانه؟زمانی که تو اون زندگی میکنیم چطور؟و……ولی ما در یک چیز مشترکیم و اونم اینه که همه دنبال این هستیم که آسایش داشته باشیم و انسان‌ این روزا خیلی از هدف زندگی و اینکه کجا باید ارزش بذاره و انرژی، فاصله گرفته و درگیر چیزهایی شده که سراسر استرس و تنش و اضطرابه و خب عوامل بیرونی قطعا تو شکل گیری اون وجود داشته.عدم قطعیت،ثبات نداشتن،شک،دودلی و تردید ویژگی جهانی هست که ما تو اون زندگی میکنیم و به نظر من خیلی چیز جالبیه ،چون باعث میشه بخوایم دنبال تجربه‌های جدید باشیم،معاشرت‌های بیشتر با آدما انجام بدیم و از زندگیشون بفهمیم و نجوه مواجهه اون ها با اتفاقات و بیشتر بدونیم و بخونیم.و به نظر من کمال یعنی پذیرفتن نقص‌ها و کاستی‌ها و با اون ها زندگی کردن و حرکت کردن و پویا بودن و ایستا نبودن.این کتاب ابزارهایی داره برای رسیدن به این اصل که دنبال کامل بودن بدون وجود هیچ نقصی نباشیم و خودمون رو آزار ندیم که وقتی هم به هدفی میرسیم و کاری انجام میدیم،بگیم من کامل نیستم و خیلی چیزارو ندارم و در نتیجه کاری دیگه نمیکنم و بخاطرش احساس ناکافی بودن دارم،که نتیجه این افکار میشه کاری نکردن و حرکتی نداشتن.ممنونم از وقتی که گذاشتید و این خلاصه رو خوندید.^_^#وابی_سابی   /   #بث_کمپتون  / #امیرعباس_حیدری  /   #معصومه_توپچی /  #مرصاد_غنی_آبادی  </description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Oct 2023 02:55:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از کتاب ایکیگای:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C%DA%AF%D8%A7%DB%8C-ensrtrhqgyum</link>
                <description>امروز میخوام درباره کتاب ایکیگای نوشته هکتور گارسیا یک خلاصه ای بذارم. ممنونم از وقتی که میذارید و مطالعه میکنید.این کتاب برگرفته از باور و نگرش و فلسفه زندگی مردم روستای اوکیناوا در ژاپن هست،  به اسم ایکیگای.ایکیگای به معنی دلیل بودن و زندگی کردن همه آدم‌هاست و در زندگی هر کس با دیگری متفاوته .قطعا زندگی من، در ایران خیلی فرق داره با زندگی امسان دیگه ای تو اروپا یا یه انسان تو افریقا.شرایطی که برای من وجود داره،فرهنگی که با اون بزرگ شدم،سبک زندگی که وجود داشته،باور،آداب و همه این ها باعث میشه تفاوت داشته باشیم.ولی چیز واحدی که هست اینه که ما همه دنبال رسیدن به شادی و ارامش هستیم براای زندگی . این به معنی این نیس که همه چیز خوبه و من حالم خوبه و تعریف مشخصی نداره هرگز. برای من شادی جیزی نیست جز نبود رنج و درد و سختی.و بدون وجود اون ها معنی پیدا نمیکنه.  این جامعه کوچیک که تو این کتاب مورد بحث قرار گرفته یعنی مردم اوکیناوا و فلسفه ای که برای زندگی دارن میتونه تو زندگی همه با تمام تفاوت هامون تاثیر بذاره. هر کس وقتی بفهمه دلیل زندگی هر کس و چیزی که مارو به ارامش میرسونه و مارو کمی به بهتر زندگی کردن میرسونه، چیزیه که تو خودمون هستش و با وجود تفاوت و شرایط متفاوت ،میتونه تا بهتر زندگی کنه و قدمی به این سمت برداره. دنبال کردن فعالیت مستمری که نسبت به اون اشتیاق داریم و چیزی که بر اساسش میخوایم زندگی کنیم ، تاثیر گذار خواهد بود، چون ایستا نبودن و حرکت داشتن و به دنبال تغییر بودن انسان رو به رشد میرسونه.این روستا افرادی داره که راضی از زندگی هستن و خب این فلسفه رو دنبال کردن و تعداد افراد مسن وسالم اوکیناوا از همه جا بیشتره که این بخاطر رژیم غذایی،خدماتی که در کشورشون وجود داره و خیلی چیزای دیگه هم هست.این انگیزه درونی تو افراد متفاوته. خوشحالی برای یکی سفر آخره ماه برنامه ریزی کردن به حساب میاد.برای یکی تا شب زنده موندن. برای یکی موفق شدن تو کار .چیزی که مشترکه اینه همه میخوایم به نسبت روز قبل یکم بهتر زندگی کنیم. این کتاب کمک میکنه بیشتر بدونیم درباره اش و یه دیدگاه رو یاد بگیریم از خوندن زندگی افراد یک روستا تو ژاپن. یه سری چیزایی مشترک هست و با مطالعه اش میشه بیشتر درک کرد. یادتون باشه این کتاب ها به رشد فردی ما میتونه کمک کنه و قرار نیست با خوندنشون شاد و خوشحال و بدون استرس بتونیم زندگی کنیم .امیدوارم این خلاصه رو دوست داشته باشید.#ایکیگای  / #هکتور_گارسیا  / #معصومه_توپچی#مرصاد_غنی_آبادی   / #امیرعباس_حیدری</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Oct 2023 17:50:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برداشت من از کتاب ذهن‌آگاهی برای آغازگران:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-wnq7apma60ly</link>
                <description>کتاب ذهن آگاهی برای آغازگران،نوشته جان کابات زین،یکی از کتاب هایی هستش که میتونن به ما کمک بکنن تا به ذهن خودمون و افکاری که تو سرمون داریم یکم بیشتر آگاه بشیم و بیشتر اون هارو بشناسیم.و این کتاب فقط یک قدم کوچیک در این مسیر هستش و میشه به عنوان یک دیدگاه فقط بهش نگاه کرد و در رابطه باهاش دونست و قرار نیست که با خوندنش فکر کنیم که حالمون باید بهتر بشه و یا همه چیز رو فهمید.هدف این کتاب فکر میکنم اینه که آگاهی ما از لحظه لحظه زندگی،میتونه تاثیرات خیلی زیادی داشته باشه.وقتی رو متصور باشید که دراز کشیدین، یکهو به خودتون میاید و میبینید که یک مقدار زمانی گذشته و متوجه نبودید و درکی ازش نداشتید.این حالتی که ذهن آزادتر و رهاتر هستش، بهش بودن ذهن میگیم.ذهن ما همیشه یک حالت انجامی داره در زندگی و یک چرخه ای وجود داره از خواستن و رسیدن و دوباره خواستن.هدف هایی داریم که برای اون ها برنامه میریزیم و تلاش میکنیم.حالت بودن ذهن ،حالتیه که ذهن ما فارغ از واکنش و پیش بینی و پیش داوری و قضاوت هست و یک آرامش برای ذهنمون وجود داره و این یک حالت پایدار و همیشگی نیست ولی در زندگی همه مون اتفاق افتاده.ما انسان ها یه وقتایی بخاطر زندگی و شرایط و تجربه هایی که داشتیم افکاری داریم و محدود میشیم بهش و فکر نمیکنیم؛ شرایطی مثل کشوری که زندگی میکنیم و اوضاعش،سن،خانواده و فرهنگی که تو اون بزرگ شدیم و اتفاق هایی که برامون خوب و بد رخ داده و همه اینا مارو میسازه و ما فقط افکار لحظه هامون نیستیم.ما با یک سری روش میتونیم آگاه باشیم به اتفاق هایی که برای ما میفته و اون رو بپذیریم.مثل وقتی که مرگ عزیزی رخ میده و یک زمانی میگذره تا ما بپذیریم اون فرد دیگه نیست و تو لحظه های ما حضور نداره،و این ربطی به نحوه سوگواری افراد نداره،پذیرش اینجا مسئله ما هست.و آگاهی که بهش داریم.ما همیشه دنبال این هستیم که تجربه کنیم و این زندگی مارو میسازه و بدون تجربه اصلا زیستی رخ نمیده.ولی چیزی که مهمه اینه که به تجربه هامون آگاه باشیم.مثلا اتفاقی افتاد، شرایطی عوض شد و شرایط جدیدی حتی ساخته شد ،بهش آگاه باشیم و درکش کنیم و حتی ازش لذت ببریم و بپذیریمش.این تو یک شب اتفاق نمیفته و طول میکشه. چون آگاهی زمان میبره. ذهن ما خیلی پیچیده است و همیشه مشغول . مثل :برنامه ریزی، واکنش نشون دادن و اینکه چه قضاوتی انجام بده و تصمیم بگیره و ما میتونیم با خوندن در این زمینه و حتی خوندن داستان ،فلسفه،سیاست و کلی حوزه دیگه، بیشتر بدونیم و بفهمیم افراد تو شرایط و زمان هایی متفاوت از ما چطور ذهنشون کار کرده و نحوه مواجهه اون ها با اتفاق ها چطوریه.ما با درک بیشتر از تجربه های متفاوت از خودمون،آگاهی بیشتر به خودمون هم پیدا میکنیم.این فهم من از کتاب ذهن آگاهی برای آغازگران بود.خیلی متشکرم که این متن رو خوندید و وقت گذاشتید.^_^ #جان_کابات_زین   /  #معصومه_توپچی  /  #ذهن_آگاهی_برای_آغازگران  /  #امیرعباس_حیدری  / #مرصاد_غنی_آبادی</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Oct 2023 01:32:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از ریچارد سوم:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D9%85-fk7rcrrsteuw</link>
                <description>ریچارد سوم پر شخصیت ترین نمایشنامه ویلیام شکسپیر است و ماجرای آن در اواخر قرن شانزده سپری میشود.ریچارد سوم نمایش‌نامه‌ای تاریخی اثر ویلیام شکسپیر است که داستان تراژیک به قدرت رسیدن شاه ریچارد سوم و سقوط وی را به پرده می‌کشد. به روایت شکسپیر وی مردی بدقیافه، گوژپشت، حیله‌گر و خشن و برادر پادشاه وقت از دودمان پلانتاجنت است که با خود عهد کرده به هر قیمتی شده صاحب تاج و تخت شود.این نمایشنامه ظهور تا سقوط ریچارد سوم را به طور کامل توضیح میدهد.ریچارد سوم، برادر کوچکتر شاه وقت، ادوارد چهارم سودای سلطنت در سر دارد. به دلیل مشکل جسمانی‌اش می‌پندارد طبیعت حقش را خورده و رسیدن به قدرت را تنها راه برای رهایی از این عقده می‌بیند. پیشگویی‌های قدیمی به کمکش می‌آیند تا نفرتی بین شاه و برادر دیگرش، جورج ایجاد کنند. با ذکاوت اهریمنی‌اش حکم قتل جورج را به تصویب می‌رساند؛ شاه بدحال، کمی بعد جان می‌دهد.شاهزاده ادوارد جوان برای مراسم تاجگذاری به لندن می‌آید. ریچارد با حیله‌گری، تعدادی از هواداران ولیعهد را پیش از ضیافت اعدام می‌کند و با نمایشی که به کمک مشاورش، دوک باکینگهام راه می‌اندازد، شاه فقید را فاسد و فرزندانش را نامشروع می‌خواند. ملکه نیز پس از دستگیری پسران و برادرش، به جای امن‌تری می‌گریزد. چندی نمی‌گذرد که بزرگان برای پیشنهاد تاج و تخت انگلستان نزد ریچارد می‌آیند. باز ریاکاری به یاری‌اش می‌آید و از دید مردم وادار به قبول سلطنت می‌شود. پسر ارشد ملکه به هنری تودور، دشمن همیشگی ریچارد می‌پیوندد. خبر اعدام باکینگهام در محضر هنری به ریچارد می‌رسد. هر روز بر تعداد سپاهیان هنری اضافه می‌شود تا قدرت را از ریچارد پس بگیرند. دو ارتش وارد نبرد می‌شوند. ریچارد به دست هنری، به طرز خفت‌باری کشته می‌شود و بدینگونه سلطنت هنری هفتم آغاز می‌گردد و ازدواجش با ملکه، به جنگ‌های داخلی پایان می‌بخشد.#ریچارد_سوم  /   #معصومه_توپچی /   #ویلیام_شکسپیر  /  #بهزاد_قزلباش  /#مرصاد_غنی_آبادی  /</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 00:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از رومئو ژولیت:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A6%D9%88-%DA%98%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-ln5vdvjpf17i</link>
                <description>داستانی از شهر ورنا ماجرای عشق  دختر و پسری از  دو خانواده بزرگ که با یکدیگر دشمنی دیرینه دارند. رومئو که از خاندان مونتگیو است، به امید ملاقات با رزالین، دختری که رومئو عاشق اش شده، به ضیافت لرد کپیولت می‌رود؛ آنجاست که رومئو، ژولیت دختر لرد کپیولت را ملاقات می‌کند و رزالین را فراموش می‌کند. رومئو و ژولیت پس از نخستین شب عاشقی ، در تلاش برای رسیدن به یکدیگر به بن‌بست می‌رسند. در این بین خاندان های آن دو که کینه‌ای دیرینه از هم دارند، آتش اختلافاتشان بالا می‌گیرد و رومئو ناخواسته باعث مرگ تیبالت از خانواده کپیولت می‌شود و اوضاع را وخیم تر میکند. حاکم ورونا دستور می‌دهد که رومئو شهر را ترک کند. ژولیت که از یک سو غم دوری از رومئو و از سوی دیگر غم از دست رفتن تیبالت قلبش را می‌فشارد، غمگین و مایوس می‌شود. خانواده ژولیت که از ازدواج مخفیانه او با رومئو که با وساطت لارنس راهب صورت گرفته بی‌خبر اند، ژولیت را به این امر می‌کنند که با خواستگارش، کنت پاریس ازدواج کند. ژولیت نزد لارنس راهب می‌رود و از او چاره خواهی می‌کند. لارنس به ژولیت معجونی را می‌دهد که با مصرف آن دوروز ساعت به خوابی مرگ گونه فرو خواهد رفت؛ پیش‌بینی لارنس این است که خانواده ژولیت به تصور این که دخترشان مرده، او را در مقبره خانوادگی قرار خواهند داد و در این میانه لارنس این فرصت را خواهد داشت که قاصدی را نزد رومئو بفرستد و او را به ورونا بخواند تا همراه ژولیت که در نهایت از خواب مرگ گونه برخواهد خاست که به مکان امنی بروند. ژولیت ناامید از تحقق عشقش و با هدف تنبیه و هشدار دیگران، معجونی را که لارنس به او داده می‌نوشد که مدتی او را همچون مرده‌ای به خواب عمیقی فرومی‌برد. خبر مرگ ژولیت در شهر می‌پیچد و مجلسی که برای ازدواج ژولیت با کنت پاریس برپا شده بود، به مجلس عزا بدل می‌شود. در همین اثنا نقشه لارنس برای ارسال خبر برای رومئو ناکام می‌ماند؛ چون، جان که راهب دیگری است پیش از آن که بتواند پیغام را به رومئو برساند در خانه‌ای که نوعی بیماری مسری در آن شیوع یافته و به امر حاکم قرنطینه شده گرفتار می‌شود. رومئو بی‌خبر از همه جا خبر نادرست مرگ ژولیت را از مستخدمش، بالتازار، دریافت می‌کند و پس از آن که سمی را  تهیه میکند رهسپار ورونا می‌شود. رومئوی دل‌شکسته و بی‌خبر، برای حضور در کنار پیکر ژولیت که در انتظار برگزاری مراسم تدفین، در کلیسا گذاشته شده حاضر می‌شود و در آن جا با کنت پاریس که برای گذاشتن گل بر مزار ژولیت آمده در گیر می‌شود و او را به قتل می‌رساند. رومئو جسد پاریس را به داخل مقبره کپیولت‌ها می‌کشاند و در آن جا با پیکر ظاهراً بیجان معشوقش روبرو می‌شود. رومئو سم را می‌خورد و جان می‌دهد. زمانی نمی‌گذرد که دو روز پایان یافته و ژولیت از خواب مرگ گونه برمی‌خیزد و چون با جسد بیجان رومئو روبرو می‌شود، با خنجر رومئو به زندگی اش پایان می‌دهد. لرد مونتگیو، لرد کپیولت و حاکم ورونا سر صحنه حاضر می‌شوند و لارنس راهب کل ماجرا را برای آن‌ها توضیح می‌دهد. حاکم که با جسد کنت پاریس که از خویشاوندانش است روبرو شده با یادآوری این که دشمنی دو خاندان مسبب این اتفاقات بوده لرد مونتگیو و لرد کپیولت را سرزنش می‌کند؛ آن دو که سخت اندوهگین اند سرانجام با یکدیگر دست دوستی می‌دهند و نفرت دیرینه دو خاندان با مرگ رومئو و ژولیت  برای همیشه پایان می‌یابد.#رومئو_ژولیت    /  #معصومه_توپچی    /#ویلیام_شکسپیر /  #سارا_تفرشی #مرصاد_غنی_آبادی  /</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Sep 2023 23:55:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از اُتلو:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%8F%D8%AA%D9%84%D9%88-ckj5qv0nwkef</link>
                <description>نمایشنامه اتلو اثری تراژیک از ویلیام شکسپیر است که در سال ۱۶۰۳ نوشته شده و یکی از بزرگترین نمایشنامه های تاریخ ادبیات جهان است.قصه از آنجایی شروع می‌شود که یاگو و رودریگو که از اتلو (سردار مغربی در ارتش ونیز) کینه توزی های بسیاری دارند، جلوی در خانه سینیور برابانیسو می‌روند و به او خبر میدهند که دخترش با اتلو ازدواج کرده است.یاگو سپس نزد اتلو می‌رود و به او خبر میدهد که سینیور برابانیسو به همراه ملازمان و همراهان دارد به سوی او می آید و قصد زندانی کردن او را دارد، اما قبل از اینکه سینیور به اتلو برسد کاسیو از طرف فرمانروا می آید و اتلو را به محضر فروانروا فرا می‌خواند تا او خود را برای جنگ قبرس آماده کند.سینیور برابانیسو شکایت اتلو را به فرمانروا می‌برد و او حکم می‌کند تا دزدمونا در بارگاه او حاضر شود؛ دزدمونا وقتی به بارگاه می‌آید شهادت می‌دهد که عاشق اتلو است و از سر اجبار با او ازدواج نکرده است و فرمانروا هم اختیار را به دزدمونا میسپارد و او تصمیم می‌گیرد تا با اتلو زندگی کند.فرمانروا به اتلو می‌گوید برای مشاوره دادن به سربازان فردا به سمت قبرس برود. دزدمونا، کاسیو، یاگو، رودریگو و امیلیا(همسر یاگو و ندیمه دزدمونا) اتلو را در این سفر همراهی می‌کنند.وقتی گروه به قبرس می‌رسند متوجه می‌شوند که کشتی های عثمانی ها در طوفان شکسته و غرق شده‌اند. به همین دلیل اتلو دستور می‌دهد که جشن بگیرند. در این حین یاگو ترتیبی میچیند تا کاسیو افسر معتمد اتلو مست شود و ردریگو را متقاعد می‌کند تا با او دعوایی راه بیاندازد.اتلو پس از پرس و جو های بسیار کاسیو را مقصر دعوا می‌خواند و او را از سمت خود خلع می‌کند.یاگو کاسیو را متقاعد می‌کند تا به پیشگاه دزدمونا برود و از او درخواست کند تا با اتلو صحبت کند.با پا درمیانی دزدمونا کاسیو مقام خودش را دوباره به دست می‌آورد.یاگو اتلو را تحریک می‌کند و به او می‌گوید که کاسیو با دزدمونا در حال خیانت به او هستند ولی اتلو قانع نمی‌شود و حرف های یاگورا نمی‌پذیرد تا اینکه امیلیا دستمالی را که اتلو به دزدمونا داده بود را در کف اتاق او پیدا می‌کند و به شوهرش یاگو می‌دهد و یاگو با دادن دستمال به اتلو بلاخره او را متقاعد می‌کند دزدمونا و کاسیو در حال خیانت به او هستند و اتلو قسم می‌خورد که آنها را به قتل خواهد رساند.برای اثبات نهایی یاگو دستمال هدیه اتلو را در اتاق کاسیو قایم می‌کند و به اتلو می‌گوید تا از دور آنهارا تماشا کند. یاگو، کاسیو را قانع می‌کند تا در مورد معشوقه اش با او صحبت کند ولی اسمی از او نبرد.اتلو با دیدن این صحنه ها خشمگین شده و تصمیم به قتل دزدمونا می‌گیرد. همچنین یاگو ردریگو را به قتل کاسیو ترغیب می‌کند.ردریگو در خیابان به کاسیو حمله می‌کند. یاگو که هویت خود را پنهان کرده به پشت پای کاسیو زخم می‌زند و وقتی کاسیو درخواست کمک می‌کند یاگو رودریگو را به قتل می‌رساند.اتلو که دیگر قانع شده دزدمونا به او خیانت کرده وارد اتاق دزدمونا می‌شود و او را با بالش خفه میکند.وقتی امیلیا وارد اتاق می‌شود و دستمال دزدمونا را می‌بیند از نقشه های شوهرش باخبر میشود و او را لو می‌دهد. یاگو املیا را می‌کشد و اتلو یاگو را زخمی میکند و چندی بعد خودکشی می‌کند.کاسیو موضف میشود تا یاگو را وقت و محلی معین به سزای اعمالش برساند.#اتلو   /  #معصومه_توپچی   /  #ویلیام_شکسپیر#امیرعباس_حیدری  /  #مرصاد_غنی_آبادی</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Sep 2023 02:03:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه نمایشنامه هملت:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%84%D8%AA-hmuo1jqgnyht</link>
                <description>هملت؛ نمایشنامه ی پرآوازه و مشهور ویلیام شکسپیر که بلند ترین اثر وی نیز به شمار می‌رود، شرح زندگی شاهزاده ی دانمارک پس از قتل پدرش است.هملت پس از خاکسپاری پدرش، زمانی که همچنان سوگوار و غرق اندوه است، درمی‌یابد که هنوز چندی از مرگ پدرش نگذشته، عمویش با مادرش پیوند زناشویی بسته و در کمال بی احترامی به تمام آیین ها و اخلاقیات، به روی تخت پادشاهی نشسته است.در همین حین که هملت از رفتار مادر و عموی خود در انزجار است نگهبانان، شبح شاه فقید (پدر هملت) را می‌بینند که نیمه‌شب خود را آشکار می‌سازد و بسیار غمگین است اما با آنان سخنی نمی‌گوید. نگهبان تصمیم می‌گیرند این ماجرا را با هملت در میان گذارند که شاید او بتواند با شبح پدر گفتگو کند.زمانی که هملت از این ماجرا خبردار می‌شود و به دیدار شبح می‌رود، شبح پدرش به او اشاره می‌کند که تنها بیاید و در آن گفتگو به هملت فاش می‌کند که برادرش با ریختن زهر در گوشش او را به قتل رسانده. سپس از هملت که سخت برآشفته است می‌خواهد انتقام خونش را از برادرش بگیرد.هملت برای اینکه سندی دیگر مبنی بر شک‌ش بیابد، گروهی از بازیگران را فرا می‌خواند که در مقابل شاه صحنه ای بازی کنند. در این صحنه بازیگر نقش برادر شاه، با ریختن زهر در گوشش بازیگر نقش شاه او را به قتل می‌رساند. شاه کلادیوس (عموی هملت) هنگامی که این صحنه را می‌بیند به قدری حالش دگرگون می‌شود که از جای برمی‌خیزد و مجلس را ترک می‌کند. هملت پس از این اتفاق از درستی اندیشه هایش مطمئن تر می‌شود.پس از نمایش، هملت در اتاق مادرش، در گفتگویی خصوصی با او فاش می‌کند که تا چه اندازه از او متنفر است! در همین میان سایه ی پلونیوس(پدر معشوقه اش و وزیر دربار) را پشت پرده ای می‌بیند و به این خیال که او عمویش کلادیوس است، شمشیر را در پرده فرو می‌کند ‌و پلونیوس را به قتل می‌رساند.کلادیوس که سودای قتل هملت را نیز به سر دارد او را برای تحصیل به انگلستان می‌فرستد تا پنهانی به قتل رساند اما با جابجایی نامه‌هایش، این نقشه راه به جایی نمی‌برد و به جای هملت، همسفرانش کشته می‌شوند.در این حین اوفیلیا که از اندیشه های هملت آگاه شده و در سوگ قتل پدرش به دست هملت است، پاک مجنون می‌شود و هنگام بوییدن گلی در کنار رودخانه، خود را در رود غرق می‌کند.هملت همینکه از توطئه ی قتل خود آگاه شد به دانمارک برمیگردد.لایرتیس (برادر اوفیلیا و پسر پلونیوس) که به دنبال انتقام از هملت است، او را به مبارزه ای فرا می‌خواند. قبل از مبارزه، کلادیوس جام شرابی زهرآلود برای هملت کنار می‌گذارد؛ شهبانو (مادر هملت) که بی خبر است، جام شراب را سر می‌کشد و به کام مرگ کشیده می‌شود.همچنین کلادیوس، نوک شمشیر لایرتیس را هم به زهری قوی آلوده می‌کند. هملت در جریان مبارزه، زخمی از شمشیر زهرآلود برمی‌دارد، در پایان لایرتیس که متوجه می‌شود در کشاکش مبارزه جای شمشیر ها عوض شده و او نیز زهر شمشیر را خورده است ماجرا را برای هملت بازگو می‌کند و از او می‌خواهد حال که هر دو در بستر مرگ اند از یکدیگر بگذرند، زیرا خائن واقعی پادشاه است. هملت با شنیدن این مسئله قبل از مرگش، به آنی شمشیر زهرآلود را برمیدارد در تن پادشاه خائن فرو می‌کند که سوگند انتقامش کامل شود و کلادیوس نیز به تاوان اعمالش برسد.#هملت /   #مرصاد_غنی_آبادی  /   #ویلیام_شکسپیر  /   #معصومه_توپچی   / </description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Sep 2023 23:41:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه نمایشنامه مکبث:</title>
                <link>https://virgool.io/@Masoomehtoopchi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A8%D8%AB-ekoppz3cyluv</link>
                <description>خلاصۀ از داستان نمایشنامه مکبث نوشته ویلیام شکسپیر که بنا به اعتقاد بسیاری بین سال‌های ۱۵۹۹ و ۱۶۰۶ میلادی نوشته شده‌است.تراژدی شرح زندگی پرحادثهٔ سرداری دلیر و لایق به‌نامِ مکبث است. دانکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود برمی‌کشد و به وی لقب و منصب می‌بخشد، اما مکبث براثرِ تلقین جادوگران و وسوسهٔ نفس و به‌اغوای زن جاه‌طلب خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در خواب به قتل می‌رساند و با این قتل جهنمی برای خویش به‌ وجود می‌آورد. مکبث از آن پس گرفتار عذاب وجدان می‌شود، چندان‌که هر آهنگی و هر درکوفتنی او را هراسان می‌کند.سردار مکبث و سردار بانکو پس از شکست سپاهیان نروژی و در راه بازگشت به اسکاتلند با جادوگران روبه‌رو می‌شوند که از آینده خبر می‌دهند و درحالی‌که امیر کادور زنده است، او را سالار کادور می‌خوانند و به او می‌گویند که شاه خواهد شد. ساحران در پاسخ سؤال بانکو می‌گویند: «فرزندان تو به پادشاهی می‌رسند». دو سردار غرق در شگفتی از ساحران جدا می‌شوند. مکبث در راه بازگشت توسط پیک دانکن، پادشاه اسکاتلند، باخبر می‌شود که امیر کادور به جرم خیانت به اعدام محکوم شده و ولایت کادور نصیب او شده‌است و این پیام تکان‌دهنده درستی پیشگویی ساحران را بر او ثابت می‌کند. (امیر کادور بعد از شاه و جانشین بالاترین مقام را در کشور دارد). دانکن برای تقدیر از سردار پیروز (مکبث)، به قصر او وارد می‌شود تا شب را نیز در کاخ او سر کند؛ غافل از آنکه مکبث با وسوسۀ همسرش، لیدی مکبث، فرجامین شب زندگی او را تدارک دیده‌اند. دانکن در خوابگاه به قتل می‌رسد و دستان مکبث و روان لیدی مکبث به خون ولی‌نعمتشان که به فروتنی و تواضع مشهور است آلوده می‌شود. اما این پایان ماجرا نیست و مکبث برای آنکه پیشگویی ساحران محقق نشود، قاتلانی را به کشتن فرزندان بانکو می‌گمارد. بانکو که بو برده‌است فرزندش، فلیانس، ممکن است کشته شود، او را فراری می‌دهد ولی خود به‌دستِ همان قاتلان کشته می‌شود. مالکوم، فرزند دانکن، نیز می‌گریزد تا مبادا به قتل برسد و این اقدام بر خشم و خون‌خواری مکبث می‌افزاید. هدف بعدی مکداف، سالار فایف، است که او نیز از اسکاتلند گریخته و به جمع مخالفان مکبث پیوسته‌است. اما مکبث کاخ مکداف را به آتش می‌کشد و زن و فرزندان سالار فایف را با قساوت می‌کشد.اکنون چاپلوسان و بزدلان مکبث و لیدی مکبث را دوره کرده‌اند و هرآن‌کس که اندکی شجاعت و غیرت دارد دو راه پیش رو دارد: گریختن از اسکاتلند یا پذیرش مرگ. پس جوّ هولناکی بر اسکاتلند حاکم شده و حتی مردان بزرگ نیز غالباً از ترس جان به جنگل پناه می‌برند. لیدی مکبث که در آرزوی تاج‌وتخت مبتلا به جنون شده، دستان آلوده‌اش را می‌شوید تا خون ریختهٔ دانکن و دیگران را از آن بزداید؛ اما هر بار بیش‌ازپیش گرفتار عذاب وجدان می‌شود و در سرسرای کاخ راه می‌رود و افشای راز می‌کند و ندیمه و دیگران بر خود می‌لرزند که چگونه بانو مکبث و مکبث دستشان را به خون دیگران آلوده کرده‌اند. پس نه مکبث و نه همسرش شادمان نیستند و ازاین‌رو مکبث به ساحران متوسل می‌شود تا از آنها بشنود که آینده چگونه خواهد بود. ساحران در دیدار دوم او را امیدوار می‌کنند که حکومتش و جانش پابرجاست و مادام که جنگل بیرنام به حرکت درنیاید و تا زمانی که فردی از مادر نزاده باشد که او را به قتل برساند، نباید نگران باشد. اما در این اثنا مخالفان مکبث به سرکردگی مکداف دردمند و مالکوم درصدد حمله به اسکاتلند هستند و لیدی مکبث نیز در اوج جنون به سر می‌برد و سرانجام خودکشی می‌کند.سربازان تحت امر فرماندهان مخالف مکبث درختان جنگل بیرنام را قطع می‌کنند و با استتار خود در پس آنها به‌سوی مقر حکومت مکبث حمله می‌برند و او حرکت جنگل بیرنام را زنگ خطر تحقق پیشگویی ساحران به حساب می‌آورد، اما هنوز امیدوار است که زنده بماند، لیکن هنگامی که از زبان مکداف می‌شنود که او از مادر زاده نشده، بلکه با جراحی شکم مادرش وی را به دنیا آورده‌اند (سزارین)، مرگ را پیش روی خود می‌بیند و چنین نیز می‌شود: مکداف مکبث جنایتکار را می‌کشد و سپاهیان وارد کاخ می‌شوند و مالکوم را به پادشاهی اسکاتلند برمی‌گزینند.#مکبث  #معصومه_توپچی  #ویلیام_شکسپیر#محمدلهاک  #مرصاد_غنی_آبادی</description>
                <category>معصومه توپچی</category>
                <author>معصومه توپچی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Sep 2023 21:02:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>