<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mehdi Daryaei</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mdryie</link>
        <description>MBA از دانشگاه کارلتون / دانش آموخته دکتری مدیریت تکنولوژی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 22:00:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/181045/avatar/XYV9uD.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mehdi Daryaei</title>
            <link>https://virgool.io/@Mdryie</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معادل سازی بیت کوین و بیتکوین</title>
                <link>https://virgool.io/@Mdryie/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-gonlalrxplzb</link>
                <description>در کتاب اقتصاداشتراکی نویسنده استانداردی رارعایت کرده که مرسوم هست. bitcoin(با bکوچک) یعنی ارزبیت کوین و Bitcoin (با Bبزرگ) یعنی پروتکل وبلاکچین. به تبعیت در ترجمه کتاب من هم بیت کوین(جدا نویسی) را ارزو بیتکوین (سرهم نویسی) را بلاکچین وپروتکلها معادل کردم. امیدوارم موردپذیرش قرار بگیره.</description>
                <category>Mehdi Daryaei</category>
                <author>Mehdi Daryaei</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 14:27:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه شباهت‌هایی میان تب بیت‌کوین و واقعه گلد راش وجود دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mdryie/%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%DA%AF%D9%84%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-l6pj8lhit45l</link>
                <description>مهدی دریایی، پژوهشگر تکنولوژی های نوین / ۲۴ ژانویه ۱۸۴۸ جیمز مارشال نجار اهل نیوجرسی؛ برای راه‌اندازی کارگاه چوب‌بری در حاشیه نهر منشعب از رودخانه امریکن ریور مشغول به‌کار است. اشیایی درخشان درون نهر زیر آفتاب دلنواز کالیفرنیا توجهش را جلب می‌کنند. نجار اشیا براق را درون کلاهش می‌ریزد و با تعجب وارسی می‌کند. در حالیکه قلبش به تندی می‌زد فریاد می زند: «بچه‌ها، طلا تو دستمه!!» همکاران او هم بلافاصله دست از کار می‌کشند و خود را درون نهر ساتر می‌اندازند تا برق طلا را با چشمان خود ببینند.تا قبل از کشف جیمز مارشال؛ افسانه‌هایی از وجود طلا در کالیفرنیا نقل می‌شد، اما جیمز بدون اینکه به دنبال طلا باشد ۱۲ تکه از آن را به‌دست آورده بود. بدون شک برای او یک معجزه اتفاق افتاده بود. خبر به سرعت به مردم اطراف می‌رسد. هیجان بسیار عجیبی در منطقه به راه می افتد و معدنچیان و کارگران محلی در پی بخت خود بدنبال معدن طلا می‌آیند. هر یک تلاش می‌کنند تا سهم خود را از رودخانه بیرون بکشند اما این راز محلی هنگامی که در روزنامه‌ها انعکاس پیدا می‌کند، علاقمندان جهانی را هم به وسوسه می‌اندازد. ده‌ها هزار نفر از سرتاسر جهان؛ شیلی؛ پرو و حتی چین و با هر وسیله‌ای از درشکه تا کشتی در پی طلا آمده بودند!آن‌ها اداره مزارع و کسب‌و‌کارهای محلی خود را به همسرانشان می‌سپارند تا بخشی از دنیای مردانه جدید باشند. هزینه‌های ارزان مهاجرت؛ حتی جویندگان بیشتری را به سرزمین موعود ترغیب می‌کرد. در آن‌زمان دسترسی به کالیفرنیا کار آسانی نبود و همچنان غرب وحشی تداعی کننده طبیعتی رام نشدنی بود. اما اراده این مردم پرشور؛ شکست ناپذیر بود. تا سال ۱۸۴۹ نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر به رودخانه امریکن ریور و منطقه‌ای که هم اکنون حومه ساکرامنتو است هجوم می‌آورند. این مردم تاریخ‌ساز که تب طلا را رقم زده بودند و همه زندگی‌شان را برای طلا رها کرده و به کالیفرنیا آمده بودند بعدها به خاطر سال ورودشان فورتی ناینرز (۴۹ers) لقب گرفتند. اگر چه این تنها واقعه هجوم برای طلا (گلد راش) و یا تب طلا در جهان نبود اما بدون شک یکی از مهم‌ترین و تاریخ سازترین وقایع قرن ۱۹ بود.جویندگان پیشگام به دلیل فراوانی طلا بر بستر رودخانه و با توجه به اینکه به تکنولوژی خاصی برای استخراج نیاز نداشتند، توانستند منفعت خوبی ببرند. رقبای بسیار کمی در بازار وجود داشت و ورود به صنعتی که هنوز به تولید انبوه نرسیده بود برای اولین‌ها ثروت هنگفتی به هم زد. البته همه در این بازی خوش‌شانس نبودند. عده‌ای از این مردم سخت‌کوش موفق به استخراج طلا می‌شوند. تعدادی هم از راهی که آمده‌اند برمی گردند. گروه بزرگی هم چیزی پیدا نمی‌کنند اما با خوش‌بینی به آینده؛ ادامه می‌دهند.بخش دیگری هم که فرصت را مناسب می‌بینند به بازار بزرگی فکر می‌کنند که با افزایش حضور جویندگان برای آنها معدن طلا ساخته بود. به‌همین دلیل فرصت را در ارائه خدمات به تازه واردان می‌بینند و شغل‌های کم دردسر اما پول‌ساز رستوران‌داری، هتل‌داری، فعالیت‌های ارائه وام به جویندگان طلا و از این دست را انتخاب می‌کنند.از ۱۸۵۰ با ورود مهاجران جدید و مشکلات کاهش درآمد استخراج توسط ماینرها به تکنولوژی‌های حفاری جدید احساس نیاز شد و نیروی کار اندک‌اندک کنار گذاشته شدند و ماشین آلات آمدند. یک دوره طلایی استخراج به ارزش ۸۱ میلیون دلار در سال ۱۸۵۲ انجام شد اما این صنعت تا پنج سال بعد به آرامی رو به افول گذاشت. استخراج طلا موجب شد تا صنایع تأمین و توزیع و شبکه‌های ارتباطی میان شهرها هم آرام‌آرام توسعه پیدا کنند. این اتفاق کالیفرنیا را که زمانی یک دهکده کوچک مکزیکی با کم‌تر از ۱۰۰۰ نفر جمعیت بود به سی‌و‌یکمین ایالت امریکایی تبدیل کرد.این وقایع به ناگاه مرا به یاد بیت‌کوین می‌اندازد. شباهت‌های غریبی میان تب بیت‌کوین و واقعه گلد راش وجود دارد. اگر نگاهی به جدول هش ریت بیت‌کوین بیاندازیم دو دوره طلایی را نشان می‌دهد. دوره اول از اوایل ۲۰۱۷ شروع می‌شود و تا اکتبر ۲۰۱۷ ادامه دارد که عدد ۵۴ میلیون تراهش را ثبت کرده است. موج دوم دسامبر ۲۰۱۸ شروع می‌شود و مارچ ۲۰۲۰ به ۱۲۲ میلیون نزدیک می‌شود. مشارکت ماینرها در دورانی کم‌و‌زیاد شده است اما تقریباً هیچگاه معدن را راها نکرده‌اند. آنها با حضور خود همواره تلاش کرده‌اند تا شبکه را ایمن نگه دارند.اگر بخواهیم منطقی و به دور از تعصب به بیت‌کوین نگاه کنیم باید این نمودار را با نمودار بررسی درآمد ماینرها هم مقایسه کنیم. بهترین سال درآمد ماینرها سال ۲۰۱۷ بوده است که در دسامبر همان سال به رکورد ۵۰ میلیون دلار در یک روز نیز می‌رسد.حوالی جولای ۲۰۱۹ به بالاترین مقدار در یک روز ۲۶ میلیون دلار در روز می‌رسد که نشان از یک کاهش جدی دارد. این عدد فقط شامل پاداش به‌همراه مبلغ تسویه تراکنش است و هزینه‌های نگهداری و انرژی در آن محاسبه نشده است. نمودار آدرس‌های فعال بر روی شبکه بیت‌کوین هم نشان می‌دهد که ما در یک دوران طلایی بیت‌کوین بوده‌ایم اما از ۲۰۱۷ تا کنون روندی نزولی داشته‌ایم. من فکر می‌کنم پدیده هاونینگ که در ۲۴ اردیبهشت اتفاق می افتد بدون شک پایان ماه عسل ۱۰ ساله بیت‌کوین است. از این پس بیت‌کوین خود را در میان چالش‌های جدیدی می‌بیند که نیاز به نوآوری کامیونیتی دارد.به‌عنوان یک دوست‌دار تکنولوژی بیت‌کوین با نزدیک‌شدن به هاونینگ بیت‌کوین؛ این سؤال جدی این روزها برای من وجود دارد که آیا ما هم در یک دوره‌ای شبیه گلد راش قرار گرفته‌ایم؟ اگر چه تکنولوژی رمزارزها یک تکنولوژی پیشرو و گرانبها است و ما در میانه اولین پذیرندگان آن قرار گرفته‌ایم اما آیا بیت‌کوین به‌عنوان یک پیشگام تاثیرگذار و قابل احترام برای همه عصرها؛ دوران طلایی خود را طی نکرده است؟ آیا قیمت‌های طلایی بیت‌کوین به‌دلیل اقبال و توجه یک‌باره مردم به این تکنولوژی نبوده؟ شاید ما هم از نگاه آیندگان یک بیت راش (Bit Rush) را از سر گذرانده‌ایم!همان‌طور که گلد راش؛ کالیفرنیا را به یکی از پول‌سازترین ایالت‌ها درجهان تبدیل کرده است و نیروی محرکه صنعت و نوآوری در قرن بیستم و مهم‌ترین نوع آوری‌ها در جهان شده است آیا بیت‌کوین نیز می‌تواند چنین نقشی برای اولین پذیرندگان بلاکچین ایفا کند؟امروزه تکنولوژی بیت‌کوین همانند نسل دوم جویندگان طلا در رودخانه امریکن ریور نیاز به تکنولوژی گران‌تری برای استخراج دارد. نیروی کار پرهزینه‌تر؛ انرژی بیشتر؛ معدن کوچکتر و…! بعضی از ما همانند جویندگان اولیه طلا خوش‌بینانه به تلاش برای کاوش ادامه می‌دهیم. عده‌ای هم رها می‌کنند و عده‌ای از ما هم راه آن‌هایی را پیش می‌گیریم که بازار جانبی تب طلا را مغتنم دیده‌اند و به ارائه خدمات هتلی و ارائه وام به جویندگان پرداختند و برای خود معدن بزرگ‌تری درست کرده‌اند. آیا بلاکچین همان بازاری نیست که به دنبالش هستیم؟مهدی دریایی مترجم کتاب اقتصاد اشتراکی است که توسط راه پرداخت منتشر شده است. </description>
                <category>Mehdi Daryaei</category>
                <author>Mehdi Daryaei</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 23:10:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخشی از کتاب اقتصاد اشتراکی / پایان عصر استخدام و ظهور سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Mdryie/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-okcjj4r5toki</link>
                <description>کتاب اقتصاد اشتراکی ترجمه مهدی دریایی و دکتر رضا رادفر است که برای اولین بار در ایران با مضمون اقتصاداشتراکی در انتشارات راه پرداخت به‌تازگی منتشر شده است. این کتاب که توسط MIT منتشر شده است به تفاوت های میان اقتصاد اشتراکی، اقتصاد هدیه و اقتصاد بازار می پردازد و تعاریف دقیقی از آنها ارائه می کند. در ادامه بخشی از این کتاب را بخوانید.آن چیزهایی که در زندگی اهمیت دارند، اشیا نیستند. سایر مردم هستند. روابط است. تجربه است.برایان چسکی؛ مدیرعامل ایربی‌اندبیمن در منهتن زندگی می‌کنم. ماشین ندارم که چندان هم غیرمعمول نیست. کمتر از یک‌چهارم ساکنان منهتن صاحب ماشین هستند، ولی در بعضی مواقع، من هم به ماشین نیاز پیدا می‌کنم و یافتن ماشین اجاره‌ای مقرون‌به‌صرفه در منهتن کار راحتی نیست. غالبا باید چند مایل تا محله کوئینز یا نیوجرسی سفر کنید تا بتوانید ماشینی پیدا کنید که اجاره روزانه آن کمتر از صد دلار باشد.ضمنا، خیابان‌های اطراف آپارتمان من با صدها و صدها ماشین پارک‌شده، اشغال‌ شده است. از تویوتا کرولاهای درب‌وداغان قدیمی‌گرفته تا بی‌ام‌دبلیوهای دلربا. (اگرچه تا به ‌حال در این اطراف تسلا ندیده‌ام؛ ماشینی که واقعا دلم می‌خواهد روزی با آن رانندگی کنم.) زمانی که دخترم کلاس دوم بود، گاهی برای رساندن او به مدرسه دیر می‌کردم. در بسیاری از صبح‌های سرد زمستان که سراسیمه سعی می‌کردم تاکسی بگیرم، همیشه با خودم فکر می‌کردم چقدر خوب می‌شد اگر می‌توانستم یکی از این ماشین‌های پارک‌شده را بی‌درنگ قرض بگیرم، دخترم را به مدرسه برسانم و ماشین را شاید به همراه یک ۱۰ دلاری به ‌جای خود برگردانم و یادداشتی روی داشبورد: «سپاسگزارم!»امروزه شرکتی وجود دارد که به شما اجازه می‌دهد با گوشی تلفن همراه این کار را انجام دهید؛ ماشین پارک‌شده فرد دیگری را به مدت یک ساعت، فوری، به مبلغ حدودا ۱۰ دلار در ساعت قرض بگیرید. اسم این شرکت گت‌اروند است. (به‌صورت خیلی اتفاقی در سال ۲۰۱۱ با گت‌اروند آشنا شدم که البته این آشنایی با صبح زود و پیدا کردن وسیله نقلیه برای مدرسه ارتباطی ندارد. در ادامه به این موضوع خواهم پرداخت.)وقتی گزارش سالانه ترندهای اینترنت که در دسامبر ۲۰۱۲، توسط خانم ماری ‌میکر تهیه ‌شده بود را می‌خواندم، موضوع گت‌اروند و دیدگاهی که در مورد قرض‌گرفتن همتا‌به‌همتای ماشین در منهتن پهناور داشتم را به خاطر آوردم. میکر که به‌عنوان تحلیلگر پیشگام تکنولوژی در دوره رشد سریع «دات‌کام»ها از اواخر دهه ۱۹۹۰ فعال بوده است، از سال ۱۹۹۵ این گزارش تاثیرگذار سالیانه را منتشر می‌کرد.گزارش او بر این نکته تاکید داشت که چگونه امروزه همه ‌چیزمان را، از تعاملات‌مان با یکدیگر گرفته تا قرض‌دادن‌ها را به شیوه‌ای نوین بازنگری کرده‌ایم؛ به‌نحوی که موجب ظهور نسل جدیدی از جامعه به نام «دارایی کم‌حجم» شده است. میکر مدل‌های شغلی دیجیتال‌محور و تجربیات مصرف‌کنندگان را در دامنه بزرگی؛ از موضوعات مربوط به املاک و مستغلات و نیروی کارگری شرکتی گرفته تا بانکداری شخصی، مسافرت، تفریح و حمل‌ونقل را توصیف می‌کند که افول ساختارهای عصر صنعتی را سرعت می‌بخشند.در اسلایدهای پاورپوینت او مجموعه‌ای از تصاویر متضاد در کنار هم را می‌توان مشاهده کرد که تفاوت‌های شدید میان نسل‌های به‌اصطلاح دارایی حجیم و دارایی کم‌حجم را به تصویر کشیده است؛ تصویری از یک فرد مسن علاقه‌مند به صفحات قدیمی موسیقی و جعبه‌های نوار کاست قدیمی را در مقابل تصاویری از نرم‌افزارهای پخش موسیقی اسپاتیفای، پاندورا و آی‌تیونز؛ هتل بلندمرتبه راماداایندر برابر یک‌ خانه درختی برای اجاره در پلتفرم همتابه‌همتا در ایربی‌ان‌بی؛ کارمندان تمام‌وقتی که گوش تا گوش در ردیف‌ها و صف‌های طولانی در حال کارند، در مقابل تصویری از بازارهای فریلنسری مبتنی بر اینترنت.پیامی که اسلایدهای میکر منتقل می‌کرد، به ‌اندازه کتاب‌های تصویری کودکان ساده و واضح بود؛ فلسفه مالکیت دارایی‌ها برای استفاده شخصی، دوره موسسات سنتی و فیزیکی، دوران ارز مقاوم در برابر نوسانات، شغل و حقوق دائمی در حال از بین رفتن بودند و در عوض دسترسی اشتراکی، تبادلات مجازی، پول دیجیتالی و نیروی کار انعطاف‌پذیر تقاضا محور در حال ظهور بودند.زمانی که اسلایدهای میکر را مرور می‌کردم، می‌دانستم که پیش‌بینی او از یک نسل «دارایی کم‌حجم» تنها بخشی از یک تغییر اقتصادی و اجتماعی دامنه‌دار است که قبلا به وقوع پیوسته است؛ تغییری اساسی به سمت روش‌های جدید سازمان‌دهی فعالیت‌های اقتصادی در حال وقوع است که در قرن حاضر به‌سرعت حکم‌فرما خواهد شد. دسته‌بندی رفتارها (و سازمان‌های) که بسیاری از ما خوش‌بینانه آن را «اقتصاد اشتراکی» نام نهاده‌ایم، نمونه‌هایی ابتدایی از آینده‌ای هستند که در آن تبادلات همتابه‌همتا به‌سرعت فراگیر شده و در مرکز این سرمایه‌داری، «جمعیت»، جایگزین شرکت‌ها خواهد شد.تغییرات بنیادین در حال وقوع‌اند. جملاتی شبیه به این در طول دو دهه اخیر بسیار معمولی و پیش‌پاافتاده شده‌اند. ظاهرا مدیران اجرایی در برابر وقوع این تغییرات پی‌درپی، به‌ویژه تغییراتی که توسط تکنولوژی‌های دیجیتالی ایجاد شده است، به‌نوعی سر تسلیم فرود آورده‌اند. تغییرات بنیادین و برانداز، سلسله‌کلماتی که شاید می‌توانند در بیشتر مواقع قابل‌چشم‌پوشی باشند، قاصد فعالیت‌های خلق ثروتی هستند که مخترعان سیلیکون‌ولی به‌طور فعال به‌دنبال آنها هستند.درباره نویسنده کتابآرون ساندار راجان استاد دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب اقتصاد اشتراکی است. او این کتاب را در سال ۲۰۱۶ به نگارش در آورده است و انتشارات دانشگاه ام‌آی‌تی آن را منتشر کرده است.همواره شاهد یک ریتم ثابت از سخنرانی‌های تد بوده‌ایم و ادعاهای بزرگی در مورد اینکه تکنولوژی‌های دیجیتال، نقش کاتالیزوری برای وقوع تغییرات انقلابی دارند و اکسیر همه مشکلات بزرگ جهان هستند، شنیده‌ایم. بنابراین اگر برخی خوانندگان، ادعای من در مورد دگرگونی‌های قریب‌الوقوع را همراه با بدبینی و شکاکیت ببینند، تعجب نخواهم کرد.پس یک ‌قدم به عقب برمی‌گردیم و با تعمق در نمونه‌های کوچک از این رفتارهای «جدید»، به درک اقتصاد اشتراکی می‌پردازیم. بسیاری از ما (تقریبا ۷۰ میلیون نفر از سال ۲۰۱۶) برای اسکان در شهر یا روستایی که برای چند روز از آن دیدن می‌کنیم، از طریق پلتفرم ایربی‌ان‌بی در اتاق اضافه یک نفر دیگر مانده‌ایم یا کل خانه را اجاره کرده‌ایم. بسیاری از افراد دیگر هم از طریق پلتفرمی که بر مبنای حق عضویت توسط خانم دبی ‌واسکو با عنوان لاوهوم‌سواپراه‌اندازی شده است، خانه‌های خود را معاوضه کردند که من در فوریه ۲۰۱۲، زمانی که اریکا سوالو از سایت مش‌ای‌بل (کارآفرین حوزه تکنولوژی و یکی از دانشجویان سابق و مورد علاقه‌ام در دانشگاه نیویورک) مقاله خود در مورد اقتصاد اشتراکی را در کلاس دوره لیسانس ارائه داد، با آن آشنا شدم.می‌توانید مسافت‌های کوتاه را با استفاده از اپلیکیشن‌هایی مثل لیفت و اوبر سفر کنید، اینها پلتفرم‌هایی هستند که راننده‌های صاحب ماشین و علاقه‌مند به رساندن افرادی که به ماشین نیاز دارند را به هم ارتباط می‌دهند. اگر تاکسی دربستی یا تاکسی درخواستی، مناسب سفر شما نبود، می‌توانید با استفاده از اپلیکیشن دیدی‌کوادی در چین داخل اتوبوس صندلی بگیرید یا با استفاده از پلتفرم اولا در هند اتوریکشا بگیرید. قادر خواهید بود از طریق پلتفرم‌های اجاره همتابه‌همتا گت‌اروند و تورو (ریلی‌رایدز سابق) در ایالات ‌متحده، درایوی در فرانسه و آلمان، اسنپ‌کار در هلند، ایزی‌کارکلابدر انگلستان و یوردرایوردر نیوزیلند، به ماشین افراد دیگر دستری پیدا کنید.می‌توانید از طریق پلتفرم‌های غذاخوری اجتماعی، مثل ایت‌ویت در بارسلونا، فیست‌لیدر نیویورک، یا ویزایت در پاریس که به افراد علاقه‌مند به آشپزی اجازه می‌دهند تا سایرین به خانه آنها سر زده و شام یا ناهارشان را با دیگران صرف کنند، سر میز یک نفر دیگر غذا بخورید. با داشتن دارایی نقدی ناچیز ۱۰۰ پوند می‌توانید وامی با بهره ۲۰ پوند یا بیشتر را از طریق پلتفرم وام‌دهی همتا‌به‌همتای فاندینگ‌سرکلبه کسب‌وکارهای کوچکی که دوست دارید قرض بدهید. می‌توانید از طریق بازارهای کار هندی، تسک‌ربیت و تام‌تک خدمات خود را به‌عنوان یک نظافتچی منزل، تاسیسات کار، لوله‌کش، برق‌کار، یا نقاش عرضه کنید. (یا یک نفر فریلنسر استخدام کنید که چنین مهارت‌هایی را دارد.)دریافت این خدمات به‌صورت مستقیم از دیگران بسیار ساده است و معمولا فقط نصب یک اپلیکیشن و احراز هویت با دسترسی به ‌حساب کاربری فیس‌بوک‌تان را شامل می‌شود. تبدیل‌شدن به یک تامین‌کننده ـ کسی که این خدمات اشتراکی را ارائه می‌دهد ـ نیز بسیار ساده است.جول ‌استاین، روزنامه‌نگار، در مقاله پر از نکته و جالب خود که در فوریه ۲۰۱۵ در مجله تایم با عنوان «حکایت‌های اقتصاد اشتراکی» به نگارش درآورده است، از تجربیات خود به‌عنوان تامین‌کننده خدمات در نقش‌های متفاوت در اقتصاد اشتراکی می‌گوید. او توصیف می‌کند: «علاوه بر اجاره‌دادن حرفه‌ای ماشین، فعالیت به‌عنوان راننده تاکسی، رستوران‌دار و معامله‌گر پایاپای هم شدم»، در ادامه نیز اشاره می‌کند که اگر مخالفت‌های «همسر عزیزم کاساندرا» نبود، نگه‌دارنده سگ و هتل‌دار نیز می‌شدم.اگر این فعالیت‌ها ـ قرض‌گرفتن خانه کسی، سوار ماشین کسی شدن، قرض‌گرفتن ماشین، سهیم‌شدن در یک وعده غذا، وام‌گرفتن، کمک به تعمیرات خانه و… ـ برای شما چندان جدید به نظر نمی‌رسند، شاید به‌دلیل این است که واقعا جدید نیستند. پس احتمالا نکته جدید در این است که این تبادلات از نوع «اقتصاد هدیه» نیست و پای پول در میان است. استفاده از عنوان خاص اشتراکی که استاین آن را تجربه کرد، بر این نکته تاکید دارد که در تمام این مثال‌ها، اشتراک موضوع اصلی است؛ اشتراک فضا، ماشین، غذا، پول، زمان. هیچ‌یک از این خدمات رایگان ارائه نمی‌شوند. اگر به شخصی خدمت ارائه می‌کنید، در ازای آن به شما پول پرداخت می‌کند. شما نیز به تامین‌کننده‌ای که چیزی را با شما به اشتراک می‌گذارد، پول پرداخت می‌کنید.پس بیایید فرض را بر این قرار دهیم که تبادلات همتابه‌همتا یک موضوع جدید است. چه مدت اقتصاد جهان تحت سلطه شرکت‌های بزرگ بوده است؟ چگونه توانسته‌ایم شیوه سازمان‌دهی فعالیت‌های اقتصادی در طول تاریخ بشر و در این سالیان طولانی را توسعه دهیم؟ انقلاب صنعتی که بارقه ظهور تولید انبوه، توزیع انبوه و شرکت‌های مدرن بود، تقریبا ۲۰۰ سال پیش آغاز شد. آلفرد چندلر، تاریخ‌دان اقتصادی در بازگویی داستان سرمایه‌داری مدرن آمریکایی، با عنوان دست مرئی، تصویر واضحی را از اقتصاد ایالات ‌متحده در آن دوران ترسیم می‌کند:در سال ۱۷۹۰ هنوز تجار معمولی بر اقتصاد حکمرانی می‌کردند. در این اقتصاد، خانواده واحد تجاری پایه بود. عام‌ترین این واحدها نیز مزرعه خانوادگی بودند. همان اندک میزان تولیدی که در بیرون از خانه انجام می‌شد، حاصل کار صنعتگران در کارگاه‌های کوچک بود. سم‌باس‌وارنر در آستانه انقلاب آمریکا در مورد فیلادلفیا می‌نویسد: «عنصر اصلی اقتصاد شهر، مغازه‌هایی بودند که تک‌نفره اداره می‌شدند. بیشتر اهالی فیلادلفیا به‌تنهایی و برخی با یک یا دو نفر نیروی کمکی کار می‌کردند.»نگاهی اجمالی به تغییرات تدریجی در فعالیت‌های اقتصادی نشان می‌دهد که پیش از انقلاب صنعتی، درصد قابل ‌توجهی از تبادلات اقتصادی به روش همتابه‌همتا بوده که در دل جامعه و به شیوه‌های مختلفی با روابط اجتماعی درهم‌تنیده بود. اعتماد لازم برای انجام تبادلات اقتصادی اساسا از انواع متنوع پیوندهای اجتماعی سرچشمه می‌گرفت. بنابراین فعالیت‌هایی مانند میزبانی از بازدیدکنندگانی که به شهر می‌آیند، سهیم‌شدن غذا با بازدیدکنندگان، همسفری، یا قرض‌گرفتن پول از یک هم‌نوع؛ فعالیت‌های چندان جدیدی نیستند و پذیرفتن آن ساده است.در کنار آن مشغول‌شدن به برخی از کارآفرینی‌های اقتصادی خرد، خریدوفروش یا «ساخت» صنایع‌دستی به‌عنوان تامین‌کننده مستقل هم اساسا موضوع جدیدی نیستند. در حقیقت، در آستانه قرن بیستم، نزدیک به نیمی از نیروی کار با حقوق و مزایا در ایالات ‌متحده دارای شغل مستقل بودند. تا سال ۱۹۶۰ این رقم به کمتر از ۱۵ درصد رسید. (شکل ۰.۱ را ببینید.) همچنین احتمال اینکه این افراد دارای شغل مستقل تا قبل از سال ۱۹۹۰ بیش از نیمی از نیروی کار با حقوق و مزایا را تشکیل دهند، بسیار زیاد است.یکی از دلایل این تغییر قابل ‌توجه در طول چند دهه اول قرن بیستم در ترکیب نیروی کار، جدایی و دور شدن بسیار زیاد اقتصاد از کشاورزی (که در آن زمان، عمدتا توسط کشاورزان مستقل انجام می‌شد) و حرکت به سمت سایر سبک‌های زندگی بود. اما حتی خارج از محدوده کشاورزی، در همان دوره، درصد نیروهای کار آمریکایی که دارای شغل مستقل (و به ثبت نرسیده) بودند، از نزدیک به ۳۰ درصد در سال ۱۹۰۰ تا حدود ۱۰ درصد در سال ۱۹۶۰ کاهش داشته و در ۵۰ سال بعدی، دوره‌ای‌ که طی آن شرکت‌های بزرگ بر اقتصاد ایالات ‌متحده حاکم بودند، تقریبا به همان میزان باقی ماند.درباره برایان چسکیبرایان جوزف چسکی هم‌بنیان‌گذار پلتفرم ایربی‌اندبی و میلیاردر آمریکایی است. وی در حال حاضر مدیرعامل این شرکت است. چسکی به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره برجسته سال ۲۰۱۵ از سوی مجله تایم انتخاب شده است.بنابراین نمی‌خواهم بگویم که عصر صنعتی یک پلک بر هم زدن در تاریخ بشر است، بلکه برعکس، منظورم این است که شیوه و شکل‌های تبادلات، تجارت و استخدام‌های مرتبط با اقتصاد اشتراکی جدید نیستند. به نظر می‌رسند تکنولوژی‌های دیجیتال امروزی ما را به رفتارهای اشتراکی آشنای آن دوران، شغل مستقل و انواع تبادلات مبتنی بر جامعه که درگذشته وجود داشتند، برمی‌گردانند. این جنبه «کاملا جدید نبودن» هم از نظر ماهیت فعالیت‌ها و هم شیوه کار، به این خاطر اهمیت دارد که این حالت بهبودیافته از یک موضوع آشنا، بسیار سریع‌تر مورد پذیرش گسترده قرار خواهد گرفت و تاثیرات اقتصادی بیشتری در مقایسه با خلق تجربیات مصرفی کاملا جدید یا الگوهای استخدامی نوین خواهد داشت.</description>
                <category>Mehdi Daryaei</category>
                <author>Mehdi Daryaei</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 23:04:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشمن شبکه: نقدی بر هاوینگ بیت کوین</title>
                <link>https://virgool.io/@Mdryie/%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-ketbeqdnmlfj</link>
                <description>این یادداشت را در ارزدیجیتال هم می توانید مطالعه کنید. https://virgool.io/p/ketbeqdnmlfj/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%D8%A8%D9%87%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%8C%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AF.%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B4%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87%D9%87%D9%85%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF. در طول سالیان گذشته هر بار که عرضه کاهش می‌یافت شاهد افزایش قیمت نسبت به دوره‌های گذشته بوده‌ایم. اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد شرایط برای سومین هاوینگ ممکن است به اندازه دوره‌های قبل مطلوب نباشد.هدف از هاوینگ بیت کوین چه بود؟ساتوشی ناکاموتو در سوم ژانویه ۲۰۰۹ (۱۴ دی ماه ۱۳۸۷) زمانی که اولین بلاک شبکه موسوم به جنسیس بلاک را استخراج می‌کند، تیتری از روزنامه تایمز لندن را که صبح همان روز منتشر شده است، در بلاک قرار می‌دهد. روزنامه تیتر درشتی با این عنوان دارد که «چنسلر برای نجات بانک‌ها از بحران مالی قرار است دست به کار شود». اشاره روزنامه به آلیستر دارلینگ وزیر خزانه‌داری انگلستان در دولت گردون براون است که قرار است بار دوم برای نجات بانک ها از بحران مالی، سیاست‌های حمایتی ابلاغ کند.معنی این سیاست‌ها این است که دولت باید از مالیات مردم برای نجات بانک‌ها استفاده کند و به‌طور نامحدود پول چاپ کند که در نهایت مردم را قربانی آثار تورمی خود می‌کند. ساتوشی اولین معترض در جهان است که به اقدام انحصاری بانک‌ها برای چاپ پول راه حل عملی ارائه می‌دهد.قرار دادن این یادداشت که به‌طور زیرکانه‌ای رمز شروع فعالیت بیت کوین نیز هست نشان می‌دهد که در مغز ساتوشی چه می‌گذشته است. او به‌طور جدی نگرانی خود را از سیاست‌های مالی انحصاری نشان می‌دهد. در حالی که چنین موضوعی دغدغه اصلی یک (یا چند) دانشمند می‌شود، تصمیم می‌گیرد تا در شبکه جدید پولی خود ۲۱ میلیون سکه مشخص کند و خود را متعهد به ضرب سکه‌های مشخص شده نماید. تا ۱۳۱ سال شبکه بیت کوین را فرموله می‌کند و به این روش آثار تورمی بیت کوین را کنترل می‌کند. برای اینکه ثابت کند تعداد بیت کوین‌ها ثابت است، باید شبکه‌ای شفاف با مشارکت و نظارت همگانی ایجاد کند. بهترین روش را در جمع‌سپاری می‌بیند و برای اینکه اثرات شبکه‌ای ایجاد کند و همه را به نحوی در این کار مشارکت دهد، پاداش قابل توجهی به نرخ امروز در ابتدای کار برای ماینرها تعیین می‌کند. ماینرهای اولیه که ساتوشی و جمع بسیار اندکی از گیک‌های کامپیوتری بودند، هر ده دقیقه ۵۰ بیت کوین دریافت می‌کردند. این پاداش به‌علاوه هزینه‌های تراکنش، باید هزینه‌های نگهداری شبکه را تأمین کند تا صرفه اقتصادی برای نگهداری بلاکچین وجود داشته باشد.چرا قیمت پس از هاوینگ‌های گذشته رشد قابل توجهی را نشان می‌دهد؟علت اول این است که همانطور که گفتم، برای پذیرندگان اولیه بیت کوین، فناوری پیشرفته‌ای برای استخراج آن مورد نیاز نبود. استخراج می‌توانست یک سرگرمی کم‌هزینه باشد. به همین دلیل است که یکی از همین ماینرهای معروف با نام لزلو هانی‌یک در سال ۲۰۱۰ ۱۰هزار بیت کوین را با دو پیتزای ۲۵ دلاری عوض می‌کند و می گوید «ارزشش را داشت.»علت دوم بازاری است که هنوز اشباع نشده بود و بازیگران زیادی در آن وجود نداشت. پیشگامان اولیه این بازار که تعداد زیادی هم نبودند، تلاش می‌کردند تا در میان خود تکنولوژی بیت کوین را توسعه بدهند و دیگران را نیز ترغیب به استفاده کنند. شبکه بیت کوین هم همانند یک استارت‌آپ موفق که توانسته بود به کمک همین برنامه نویس‌ها «بوت‌ استرپ» کند، به شکل نمایی رشد کرد.علت سوم ورود افراد جدیدی بود که از جنس برنامه‌نویس و خوره کامپیوتر نبودند. پیشگامان اولیه بیت کوین به درستی می‌دانستند که بیت کوین باید آثار شبکه‌ای داشته باشد تا به علاقمندان این شبکه افزوده شود. یعنی اینکه هر چه کاربران بیشتری از بیت کوین استفاده کنند و هر چقدر افراد بیشتری مایل باشند تا در ازای کالا و یا خدمات بیت کوین دریافت کنند، ارزش شبکه افزایش می‌یابد. بنابراین این شبکه بیش از این نمی‌تواند در انحصار برنامه نویس‌ها و ماینرها باشد. جایی در میانه آبان ۹۱ تا تیر ۹۵ افرادی وارد بازی شدند که صرفاً برنامه‌نویس نبودند، اما علاقه بسیاری به فناوری داشتند. این افراد همان کسانی هستند که در زمان عرضه تکنولوژی‌های نوظهور مانند گوشی جدید اپل صف می‌کشند تا اولین نفراتی باشند که از این تکنولوژی استفاده می‌کنند و تا به امروز هم همان جنس از افراد در این صنعت مانده‌اند. این افراد موجب توسعه صنعت ماینینگ و رشد بی‌سابقه بیت کوین شدند. به همین دلیل با نگاهی به جدول فوق به وضوح می‌توان مشاهده کرد که تعداد کاربران فعال بیت کوین (آدرس های فعال بر روی بلاکچین) از هاوینگ اول تا هاوینگ سوم سیر نزولی را در پیش گرفته است. با توجه به اینکه این آمار علاوه بر اینکه نشان دهنده افراد فعال در شبکه است، گویای محبوبیت بیت کوین در سالیان اخیر نیز هست. چنین سیر نزولی محبوبیت، بسیار هشداردهنده‌تر از نمودار نزولی قیمت است. مایلم نمودار آدرس‌های فعال بیتکوین بر روی شبکه را «نمودار محبوبیت» بیت کوین بنامم؛ یعنی اینکه هرچه میزان تراکنش بیشتر باشد، کاربردپذیری بیت کوین بیشتر شده است. کاربردپذیری بیشتر یعنی سهولت استفاده و موانع کمتر برای استفاده از بیت کوین در تراکنش‌های معمول روزانه و در نتیجه افزایش اثرات شبکه‌ای و در نهایت رویکرد بیشتر به سمت سازگاری استفاده از بیت کوین در شبکه‌های همکاری ناهمگون است. جدول بالا نشان می‌دهد اگرچه کاربردپذیری بیت کوین از ابتدای معرفی افزایش یافته، اما این افزایش ممکن است پایدار نماند.در مقابل هنوز بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران و افراد عادی، میانه‌ای با این تکنولوژی ندارند. شاهد این ادعا بحران پنجشنبه سیاه (۲۲ اسفند ۹۸) است که نشان داد سرمایه‌گذاران سنتی هیچ علاقه‌ای ندارند تا از بیت کوین برای فرار از بحران و حفظ ارزش پول استفاده کنند. بیت کوین هم همانند همه بازارهای مالی به مشکلات اقتصادی واکنش نشان می‌دهد. اگرچه تریلیون‌ها دلار پول توسط دولت‌ها صرف نگهداری اقتصاد شد، اما عملکرد بیت کوین بدون داشتن چنین چتر نجاتی حیرت‌انگیز بود.بنابراین همزمان با هاوینگ، افراد بیشتری در طول سالیان گذشته به کاربران بیت کوین اضافه شدند، اما این افزایش مورد توجه قرار نگرفت و همه چیز به پای هاوینگ بیت کوین نوشته شد.چه اتفاقی پس از هاوینگ سوم می‌افتد؟هاوینگ سوم ممکن است اثرات مخرب پایداری بر شبکه بیت کوین وارد کند. در حالی که هزینه‌های نگهداری شبکه کاهش پیدا نکرده، پاداش به‌طرز قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا می‌کند. این هزینه‌ها فقط با افزایش قیمت بیت کوین می‌توانند جبران شوند.بنابراین ممکن است مشکلات مشابهی که در شبکه بیت کوین کش پس از هاوینگ در چند روز گذشته اتفاق افتاد، با شدت بسیار کمتری برای بیت کوین اتفاق بیفتد. این مشکلات می‌تواند در قالب اختلال در تراکنش‌ها و یا خروج ماینرهای خرد در طول زمان پدیدار شود.با توجه به اینکه هاوینگ سوم هزینه‌های استخراج و نگهداری شبکه را افزایش می‌دهد، احتمالاً بسیاری از علاقه‌مندان و سرمایه‌گذاران به این صنعت، به نوعی احساس سرخوردگی می‌کنند و از جمع پذیرندگان بیت کوین خارج می‌شوند. البته ماینرهای زیادی در دوران رکود قیمت در دوره‌هایی نیز با تقبل ضرر حاضر به نگهداری شبکه شدند اما این دوره چنین فعالیت های داوطلبانه ای نمی تواند طولانی باشد.اگر شیب افزایش هزینه‌ها تا ۶۴امین هاوینگ بیت کوین که در سال ۲۱۴۰ اتفاق می‌افتد، تندتر از درآمدهای شبکه شود، آنگاه در بهترین حالت فقط دولت‌هایی که منابع رایگان انرژی در اختیار دارند، میزبان شبکه بیت کوین خواهند بود. این خلاف آن چیزی است که ساتوشی آرزو کرده بود.از طرفی خروج ماینرها موجب کاهش کاربردپذیری؛ حمله و سستی شبکه می‌شود و ترس در میان سرمایه گذاران بزرگ ایجاد می‌کند. ترس در میان سرمایه‌گذاران و نهنگ‌ها می‌تواند به یکباره ارزش بیت کوین را به صفر متمایل کند. اگرچه چنین سناریویی بدبینانه است، اما غیرممکن نیست.چرا هاونینگ‌ها به تنهایی تاثیرگذار نیستند؟علاقه‌مندان به بیت‌ کوین اشاره می‌کنند که کمیاب شدن بیت کوین در اثر هاوینگ جهش قیمتی ایجاد می‌کند. این ادعا به تنهایی ادعای دقیقی نیست و به نظر می‌رسد در مورد این پدیده بیش از اندازه اغراق شده است. کمیاب بودن به تنهایی نمی‌تواند عامل جهش قیمت باشد. بعضی از متخصصین برای اینکه اهمیت هاوینگ را توضیح دهند به کمیاب بودن طلا استناد می‌کنند و می‌گویند بیت کوین هم همانند طلا در دنیا کمیاب می‌شود، پس ارزشمند خواهد شد. این تحلیل دقیق نیست. منابع بسیاری در دنیا کمیاب هستند، اما لزوماً ارزشمند نیستند. خاک طلا اگرچه کمیاب است، اما برای عامه مردم تا زمانی که به کالای قابل استفاده تبدیل نشود، به تنهایی ارزشمند نیست. مردم عادی به صرف کمیاب شدن طلا نمی‌خرند. طلا اگر کاربردهای صنعتی، زینتی، پزشکی و یا ذخیره ارزش نداشته باشد، ارزشمند نیست.باید اینطور بگوییم: منابعی که کاربردی در زمان حال و آینده دارند و کمیاب هستند، ارزشمند می‌شوند. به عبارتی منابعی دارای ارزش هستند که ما برای آنها می‌جنگیم یا خواهیم جنگید! ما زمانی برای ادویه، طلا و نمک جنگیدیم و شاید در آینده برای آب بجنگیم. بیت کوین باید مزیتی در حال و آینده ارائه کند که برایش بجنگیم!بنابراین سناریوی جهش قیمت بیت کوین صرفاً به دلیل هاوینگ منتفی است. هرگونه افزایش قیمت نیاز به پذیرندگان جدید دارد و افراد جدید با سرمایه‌های جدید باید آن را بپذیرند و برای بهبود شبکه هزینه کنند. بنابراین در مورد بیت کوین هرگونه جهش قیمت تا زمانی که به همراه افزایش پذیرندگان نباشد پایدار نمی‌ماند.چرا باید قیمت بیت کوین افزایش پیدا کند؟بیت کوین برای زنده ماندن نیاز دارد تا از رشد قیمت برای نگهداری خودش هزینه کند. شاید زمانبندی ساتوشی برای هاوینگ‌ها مناسب نبوده است. احتمالاً او به فراگیری بیت کوین بسیار خوشبین بوده و تصور می‌کرده که تا به امروز سهم بسیار بزرگی از بازار را در اختیار خواهد داشت و افراد بسیار زیادی از این رمزارز در زندگی روزمره استفاده می‌کنند. اگر این تحلیل درست از آب در می‌آمد، امروزه شاهد قیمت‌های نجومی برای بیت کوین بودیم. بنابراین ساتوشی سعی کرد تا وقایع هاوینگ‌ها را ۴ ساله کند و از ابزار کمیاب شدن برای پایداری و حفظ روند افزایش قیمت بهره بگیرد. اما چنین اتفاقی نیفتاد و افراد کمی بیت کوین را شاید به علت پیچیدگی‌های فنی پذیرفتند. همچنین شاید سنگ‌اندازی دولت‌ها در فراگیری بیت کوین را دست کم گرفته بود.چگونه مادربزرگ‌ها از بیتکوین استفاده کنند؟بیت کوین ناچار به افزایش اثرات شبکه‌ای و یا افزایش پذیرندگان بیت کوین است. بیت کوین باید بتواند از کاربردهای فانتزی خارج شود و خود را در میان مردم عادی عرضه کند. اگرچه درگاه‌های پرداخت بیت کوین در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما تقاضا هنوز به اندازه کافی تحریک نشده است.الکس فاضل، مدیر ارتباطات شرکت Swissborg، آگوست ۲۰۱۹ در حاشیه کنفرانسی از آنتونوپولوس می‌پرسد که چطور به مادربزرگم سوزی توضیح می‌دهی که از بیت کوین واهمه نداشته باشد و از آن استفاده کند؟! آنتونوپولوس در جواب می‌گوید: «واقعا نیاز هست که بداند! هرکسی به این تکنولوژی نیاز ندارد. سوزی را راحت بگذار تا از بازنشستگی خود لذت ببرد.» آنتونوپولوس از نگاه یک برنامه‌نویس کامپیوتر درست می‌گوید. اما در نگاه کلان این یک اشتباه محرز در استراتژی توسعه بیت کوین است. اگر نوسانات بیت کوین را به عنوان عامل بازدارنده پذیرش افراد کنار بگذاریم، کیف پول و فرایند تراکنش با بیت کوین باید آنقدر ساده طراحی شود، تا هر مادربزرگی بتواند آن را درک کند. اگر مادربزرگ‌ها استفاده از بیت کوین را یاد بگیرند، یعنی به قابل پذیرش‌ترین و ساده‌ترین تکنولوژی موجود دست یافته‌ایم.چرا هاونینگ سوم دشمن بیت کوین است؟بر اساس آنچه که توضیح دادم بیت کوین نیاز دارد تا همواره افراد جدیدی به شبکه خود اضافه کند. بیت کوین علاقه زیادی به هیاهو و تبلیغات وسیع دارد تا مشارکت را در شبکه خود افزایش دهد. افزایش مشارکت یعنی افزایش کاربردپذیری و بهبود تکنولوژی و در نهایت افزایش قیمت. اگرچه افزایش قیمت هم عاملی برای اضافه شدن افراد و آگاهی است، اما رشد و توسعه پایدار را برای بیت کوین به همراه ندارد.هاونینگ سوم زمانی در شرف وقوع است که هنوز نسل Z که در میانه تکنولوژی اطلاعات به دنیا آمده‌اند، در میان اکثریت پذیرندگان آن نیستند. اما می‌توانند سالهای آینده با اصلاحاتی به پایداری شبکه کمک کنند. نسل جدید نیاز به پول برنامه‌نویسی‌شده دارد، اما ممکن است یک هاوینگ دیگر طول بکشد تا آنها نیز در کنار مشارکت‌کنندگان کنونی شبکه بیت کوین قرار بگیرند. از طرفی، رقبای بیت کوین نیز با ایجاد انواع توکن‌ها و انواعی از قراردادهای هوشمند تا هاوینگ بعدی بیکار نمی‌نشینند و ممکن است تمرکز نسل جدید را با این عنوان که بیت کوین یک تکنولوژی ذغالی و پرهزینه شده، به سمت خود جلب کنند.آینده بیت کوینبیت کوین به عنوان یک تکنولوژی پیشگام به ما یاد داد که چگونه مشکلاتمان را جمع‌سپاری کنیم. بیت کوین موجب ظهور بلاک چین شد. بیت کوین به ما یاد داد که چگونه حتی اعتماد به عنوان نایاب‌ترین عنصر دنیا را می‌توان به‌وسیله بلاک چین فرموله کرد.بیت کوین برای ادامه و نجات خود راهی جز نوآوری ندارد. در صورتی که بیت کوین نتواند کاربردهای خود را گسترش دهد و یا بخش مهمی از سرمایه‌گذاران سنتی را متقاعد به مشارکت نکند، رقبای تازه نفس با عملکرد بهتر جایگزین می‌شوند. بیت کوین باید بتواند تعداد آدرس‌های فعال و تراکنش‌های روزانه خود در شبکه را به میزان قابل توجهی افزایش دهد که به نوعی ارتباط مستقیم با قیمت هم دارند. بیت کوین همانند یک کسب و کار نوپا با فروش وعده آینده‌ای درخشان با موفقیت توانسته است سرمایه‌گذاران زیادی را به خود جلب کند. ترجیح می‌دهم سرمایه‌گذاران خرد و کلانی را که در این صنعت حضور دارند، سرمایه گذاران خطرپذیر بنامم. سرمایه‌گذاری‌های جسورانه‌ای در صنعت ماینینگ، افراد و علاقمندانی که بیت کوین نگهداری می کنند و به آینده‌ای که بیت کوین وعده داده خوش‌بین هستند، باید پاداش ریسک جسورانه خود را ببینند. در غیراینصورت، همانند آخرین مدل پیکان ساخت ایران خودرو که زمانی مورد احترام همه بود، غیرقابل خرید و فروش شده و باید آن را در موزه‌ها جستجو کرد!</description>
                <category>Mehdi Daryaei</category>
                <author>Mehdi Daryaei</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 22:56:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد اشتراکی چه فرصت‌ها و چالش‌هایی دارد؟ / در دومین دورهمی چای تلخ مطرح شد</title>
                <link>https://virgool.io/@Mdryie/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87%D9%85%DB%8C-%DA%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D9%85%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B4%D8%AF-cjlcbvr4iunr</link>
                <description>دومین دورهمی چای تلخ با محوریت بررسی اقتصاد اشتراکی، چالش‌ها و فرصت‌ها  ۱۵ بهمن ماه در مرکز نوآوری ایران زمین برگزار شد. در این دورهمی رضا قربانی، رئیس هیات‌مدیره موسسه تراکنش، حسین اسلامی، قائم مقام پروژه ققنوس و مهدی دریایی، مترجم کتاب اقتصاد اشتراکی به سخنرانی پرداختند و پنلی نیز با عنوان «بررسی اقتصاد اشتراکی، فرصت‌ها و چالش‌ها» و با حضور حسین اسلامی قائم‌مقام پروژه ققنوس، فرهاد اینالویی معاون فناوری اطلاعات بانک ایران زمین، مهدی دریایی مترجم کتاب اقتصاد اشتراکی و با مدیریت پنل رسول قربانی سردبیر راه پرداخت برگزار شد. در ادامه نگاهی به این رویداد خواهیم داشت.پنج عامل مهم در شکل‌گیری اقتصاد اشتراکیمهدی دریایی، مترجم کتاب اقتصاد اشتراکی با تاکید بر اینکه بدون وجود راه پرداخت کار کردن روی موضوع جدیدی مانند اقتصاد اشتراکی و چاپ کتاب پیرامون آن ممکن نبود، گفت: «آرون سندراراجان، نویسنده کتاب اقتصاد اشتراکی هندی‌الاصل است، او ۵۰ کتاب و مقاله درباره اقتصاد دیجیتالی نوشته و تخصص او کالاهای دیجیتال است. این کتاب هم عصاره ۵۰ مقاله‌ای است که او سال‌ها پیش منتشر کرده است. نویسنده واژه اقتصاد اشتراکی را پذیرفته چراکه جا افتاده است. البته با شنیدن واژه اشتراک ممکن است فکر کنیم به سمت موضوعات کمونیستی می‌رویم.»به گفته دریایی فلسفه اشتراک‌گذاری جدید نیست. ما قبلاً هم در خانه هم مهمان هم می‌شدیم که در کتاب به این موضوعات اشاره شده است. اما آنچه در اقتصاد اشتراکی جدید است این است که به ازای این خدمات، پول می‌گیریم و این دریافت وجه فردبه‌فرد است. این موضوع و گستره خدمات که اینترنت باعث آن شده مرز حرفه‌ای بودن و فردی بودن را کمرنگ کرده است. در اقتصاد سنتی فعالیت‌های فرد و ساعت کاری او مشخص است اما در اقتصاد جدید مرز بین حرفه‌ای بودن و کار شخصی به سختی جدا می‌شود. دریاییپنجعاملخیلیمهمرادربارهاقتصاداشتراکیمهمخواندوگفت:«اقتصاداشتراکیبهسمتبازاراست،درآنخدماتفردبه‌فرداست،تعادلزندگیدرآنکمرنگشده،مرزبینحرفه‌ایشدنوکارتغییرکردهاستوموضوعمهمتردرآنداشتنوبتعاملیاست.» او تصریح کرد: «نویسنده کتاب دانسته یا نادانسته به این نکته کلیدی کم اشاره نمی‌کند و آن هم این است که ما با نسل جدیدی مواجه هستیم که ذائقه کاملاً متفاوتی دارد. ما بعد از جنگ جهانی دوم و هر ۲۰ سال یک نسل جدید را تجربه کرده‌ایم و به اشتراک گذاری آن چیزی است که این نسل جدید می‌پسندد و ما فکر می‌کنیم اشتراک اقتصادی برای آنها مطلوب‌تر است. مهم‌ترین فایده اقتصاد اشتراکی برای ما بهره‌وری و بحث استفاده از منابع است. اینکه از منابع بیکار استفاده کنیم به نوعی اعتماد را فرموله کرده‌ایم.»یک همکاری بی‌نظیر در بلاکچیناو با تاکید بر اینکه وب تعاملی اعتماد آورده است، گفت: «به خاطر امیتازدهی‌ها اعتماد، دیجیتالی و فرموله شده است. وجود وب تعاملی کمک کرد اعتماد تعاملی شود که آن را در بیت‌کوین و بلاکچین هم داریم. ناکاماتو می‌گوید من واسطه‌ها را از بین برده‌ام، او اعتماد را دیجیتالی کرده و آن را در ماشین ریاضی گذاشته است. بیت‌کوین و بلاکچین، اعتماد را جهانی کرده‌اند که این در اقتصاد اشتراکی به نحوی می‌گنجد. افراد با اعتقادات و مذاهب مختلف هر آنچه در توان داشتند به اشتراک گذاشتند، برق، ماینر و … را کنار هم گذاشتند تا شبکه بلاکچین بیت‌کوین را سر پا نگه دارند. بعد از دو جنگ جهانی نمونه چنین همکاری بین‌المللی را سراغ نداریم.»مهم‌ترین نکات اقتصاد اشتراکیمهدی دریایی نیز با اشاره به اینکه نکته مهم اقتصاد اشتراکی بحث بهره‌وری بالا آن است، توضیح داد: «اقتصاد اشتراکی دسترسی ما به منابع را زیاد می‌کند و این فرصت را به ما می‌دهد تا دارایی‌هایی را که کمتر از آنها استفاده می‌کنیم را به اشتراک بگذاریم اما در این بین یکی از چالش‌ها در اقتصاد اشتراکی موضوع قانون‌گذاری آن است؛ اما از مزیت‌های آن آزادسازی انبوهی از پتانسیل‌ها است و تنها مکان فیزیکی نیست بلکه به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها و مهارت‌ها نیز در این موضوع مطرح هستند.»با توجه به صحبت‌های مترجم کتاب اقتصاد اشتراکی، اینترنت به وجود آمد تا غیرمتمرکزسازی را در جهان ایجاد کند اما بعد از مدتی اینترنت یک سرویس‌دهنده متمرکز شد. ما در حال حرکت به سمت غیرمتمرکزها هستیم و این موضوع باعث می‌شود که خدمات بسیار گسترده‌تر و ارزان‌تر شوند و مهم‌تر از همه، موضوع نوآوری بدون اجازه است که روی قراردادهای هوشمند و رمزارزها اتفاق می‌افتد. «اقتصاد اشتراکی فرصت‌های زیادی دارد و جهانی‌شدن در سال‌های گذشته به نفع بسیاری از کشورها نبوده اما رمزارزها و بستر بلاکچین فرصتی به ما می‌دهد که جهانی‌شدن را به معنای واقعی تجربه کنیم به خاطر اینکه توسط دولت خاصی اداره نمی‌شود. بلاکچین کمک خواهد کرد تا مردم دنیا در یک رای گیری جهانی و برابر شرکت کنند.»</description>
                <category>Mehdi Daryaei</category>
                <author>Mehdi Daryaei</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 22:51:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>