<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی عیوض زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MehdiEyvazzadeh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:14:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1375212/avatar/uR0OvC.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی عیوض زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@MehdiEyvazzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رویکرد توسعه محصولات واقعی !</title>
                <link>https://virgool.io/@MehdiEyvazzadeh/%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-h2jfrxq1x476</link>
                <description>ساختن چیزهایی که مردم می خواهندمشکلاتی که مردم در زندگی خود با آن روبرو می شوند به ندرت از نسلی به نسل دیگر تغییر می کنند. البته محصولاتی که برای حل این مشکلات مورد استفاده قرار می گیرند همیشه تغییر می کنند.اگر در حال ساخت یک محصول جدید هستید، به این دلیل است که معتقدید می توانید راه حل بهتری ایجاد کنید که مردم بخواهند از آن استفاده کنند زیرا نتیجه بهتری را ارائه می دهد. برای موفقیت شما در توسعه محصول، درک قوی از نتیجه ای که مشتریان می خواهند، و اینکه در حال حاضر چگونه به آن دست می یابند، ضروری است.تمرکز بر نتیجه به شما امکان می دهد رقبای واقعی خود را درک کنیدشاید مشتریان شما بخواهند سرگرم شوند، یا زمان بیشتری را با دوستان خود بگذرانند، یا درک کنند که هم تیمی ها روی چه پروژه هایی کار می کنند، یا شاید می خواهند رشد کسب و کار خود را پیش بینی کنند. اگر نتیجه مورد نظر واقعی باشد، آنها در حال حاضر از طریق برخی محصولات به نوعی به آن دست می یابند. وظیفه شما بهبود آن محصولات است.اگر نمی‌توانید محصولی را که در حال حاضر استفاده می‌کنند، پیدا کنید، به احتمال زیاد نیاز واقعی در آن مورد وجود ندارد، شاید فکر کنیم: (&quot;مگر خوب نیست اگر...&quot;) یا آرزویی (&quot;البته من می‌خواهم وزن کم کنم&quot; ). ولی واقعیت این است که این ها نیاز نیستند و رفتار مورد علاقه هرگز واقعیت را منعکس نمی کند.تمرکز بر نتیجه، به جای دسته، صنعت یا نوع محصول، به شما امکان می دهد رقبای واقعی خود را درک کنید. در مرحله دوم که یک شرکت به جای «نتیجه ای که ارائه می دهد» روی «صنعتی که در آن حضور دارد» تمرکز می کند، ارتباط خود را با موضوع اصلی و نیاز واقعی بازار از دست می دهد و کمی بعد مشتریان خود را از دست می دهد.برای مثال، روزنامه‌ها معتقد بودند که در «صنعت روزنامه» هستند و به همین دلیل تلاش می‌کردند تا بفهمند چرا مسافران خسته از خرید محصول خود دست کشیده‌اند. آنها به چپ و راست به رقبای خود نگاه می کردند و فکر می کردند کدام روزنامه مشتریان آنها را دزدیده است. آنها با قالب‌های جدید، طرح‌بندی‌های جدید، قیمت‌های پایین‌تر، تیترهای واضح‌تر آزمایش می‌کردند، اما نتوانستند جلوی افت فروش را بگیرند. اگر آنها در عوض روی نتیجه ای که ارائه می دهند تمرکز می کردند (مسافران بی حوصله می خواهند برای مدت کوتاهی با مقالات کوچک سرگرم شوند)، در مواجه با مسیری که رقبای آنها (توئیتر، فیس بوک، برنامه های خبری) در پیش گرفتند هوشمندانه تر عمل می کردند.آنچه مردم می خواهندبه عنوان نمونه مردم می‌خواستند یادداشت‌ها و پیام‌ها را بدون ترس از دیدن دیگران ارسال کنند و قبلا از طریق نامه و نوشته این کار را انجام می دادند ولی اکنون همان نیاز از طریق نرم افزاری های کاربردی چت و ایمیل در حال مرتفع شدن است.ساختن چیزهایی که مردم می خواهندبه معنای واقعی کلمه صدها مثال مانند مورد بالا وجود دارد و یک روند مشترک در همه آنها وجود دارد. ایجاد چیزهایی که مردم می خواهند شامل درک یک نیاز دیرینه انسانی یا تجاری و سپس استفاده از فناوری برای موارد زیر است:مراحل را حذف کنیداین امکان را برای افراد بیشتری فراهم کنیددر موقعیت های بیشتری امکان پذیر باشداولین رویکرد، حذف مراحل، رایج ترین روش برای استارت آپ ها است. نیازی را انتخاب کنید که راه‌حل‌های موجود قدیمی و پیچیده هستند و ساده‌ترین مجموعه مراحل ممکن را برای ارائه همان نتیجه بیابید. تنظیم یک تاکسی در یک شهر شامل تماس با شماره‌های زیادی بود تا زمانی که شرکتی را پیدا کنید که در دسترس باشد، سپس گفت‌وگوی طولانی درباره مکان، مقصد و زمان لازم برای رسیدن شما. امروز یک دکمه را فشار می دهید و ماشینی ظاهر می شود.رویکرد دوم معمولاً شامل کاهش هزینه (در زمان یا پول) یا موانع استفاده از یک محصول است تا افراد بیشتری بتوانند از آن استفاده کنند و در نتیجه بازار را گسترش می‌دهدرویکرد سوم شامل حذف محدودیت‌های موقعیتی رایج در یک گردش کار است.مثلا فراهم آوردن امکان پرداخت آنلاین در هر مکان و زمانی بدون نیاز به طی کردن مراحل انجام کار در بانک و در موقعیت مکانی و زمانی خاصجف بزوس به خاطر گفتن «روی چیزهایی تمرکز کن که تغییر نمی‌کنند» مشهور است. مشکلاتی که افراد و کسب و کارها با آن مواجه می شوند اغلب تغییر نمی کنند. روش هایی که می توان آنها را حل گرد تقریبا همیشه تغییر می کند. بنابراین منطقی است که ساختن چیزهایی که مردم می خواهند باید با جمله «آنچه مردم می خواهند» شروع شود، نه از «چیزهایی که می توانیم بسازیم»به یاد داشته باشید: ساختن چیزهایی که مردم می خواهند آسان تر از این است که مردم را مجاب کنیم که چیزی که ما ساختیم را بخواهند.</description>
                <category>مهدی عیوض زاده</category>
                <author>مهدی عیوض زاده</author>
                <pubDate>Mon, 27 Dec 2021 17:04:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا برای محصول استراتژی داشته باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MehdiEyvazzadeh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-nard2stp9wkj</link>
                <description>استراتژی محصول یک برنامه سطح بالا است که نشان می دهد هدف کسب و کار از تولید یک محصول خاص چیست و چگونه می خواهد آن را تولید کند. استراتژی به سوالاتی از این قبیل پاسخ می دهد:چه کسی محصول را مورد استفاده قرار خواهد دادمحصول چگونه می تواند اهداف مصرف کننده را پاسخ دهدهمین طور اهداف شرکت در طول چرخه حیات محصول چه می باشدبه سه دلیل ایجاد استراتژی محصول قبل از توسعه آن ضروری است:1. استراتژی محصول برای شرکت شفافیت ایجاد می کندتیم های کاری با اطلاع یافتن از استراتژی محصول وظایف خود را بهتر انجام می دهند زیرا در فضای شفاف تری نسبت به محصول قرار می گیرند.تیم های توسعه نیز یک تصویر کلان از محصول را در ذهن خواهند داشت که به آن ها کمک می کند که بدانند هر کدام از مولفه های کوچکتر که در حال تولید هستند در نهایت چطور با محصول هدف ارتباط خواهد داشت. تیم های توسعه بدون اطلاع داشتن از استراتژی محصول اغلب در راستای مسیر پیشرفت کار توسعه و جزئیات بی شماری که با آن مواجه می شوند، هدف و مقصد نهایی محصول را گم می کنند.تیم های بازاریابی و تیم های فروش بهتر می توانند ویژگی ها محصول و منافع استفاده از آن را بای پیشبرد کارهای بازاریابی درک کنند. بدون داشتن یک استراتژی مشخص، پیش بینی بازار و فروش با مشکل مواجه می شود.2. استراتژی محصول باعث تسهیل اولویت بندی نقشه راه محصول می شودبعد از به توافق رسیدن با ذینفعان در مورد پروپوزال محصول، زمان آن فرا می رسد که استراتژی محصول به برنامه های سطح بالا شکسته شود و نقشه راه محصول مشخص گرددمتاسفانه بسیاری از تیم های کاری محصول مرحله ایجاد استراتژی محصول را نادیده می گیرند و مستقیم سراغ لیست کردن Theme ها و Epic ها می روند. با این کار اغلب دچار مشکل در اولویت بندی کارهای می شوند و در نهایت با تولید مواردی که در اولویت نیست منابع سازمان به هدر می رود.3.   استراتژی محصول تصمیم گیری را برای تیم تسهیل می کندهیچ سازمانی دقیقا منطبق با برنامه مشخص شده به کار تولید نمی پردازد و گاها با اتفاقات و تغییراتی که در راستای توسعه محصول پیش می آید، نیاز به تغییراتی در برنامه برای ادامه مسیر با شرایط جدید ضروری می نماید. با داشتن استراتژی محصول شفاف به عنوان یک نقطه مرجع، در شرایط تغییر می توان با حفظ اصول، تغییرات را به صورتی پیاده سازی کرد که در راستای اهداف کلی محصول قرار بگیرد مخصوصا در شرایطی که منابعی در حین توسعه از دست می رود یا تغییراتی در زمان بندی ها به تیم تحمیل می شود.قالب کلی برای تعریف استراتژی:مشخص کردن چشم انداز محصول: بررسی و تبیین مواردی که در ارتباط با خصوصیات مشتریان، رقبا، بازار هدف، توانمندی های سازمان، برنامه ورود به بازار و نقاط ضعف سازمان است.تعریف اهداف محصول مبتنی بر چشم انداز: مشخص کردن اهداف محصول با در نظر گرفتن چشم انداز، با لحاظ کردن متریک ها و زمان بندی ها برای هر کدام از آن هاتبدیل اهداف محصول به Theme ها: تبدیل این اهداف به قسمت های کوچک تر از قبیل Theme و Epic ها و اضافه کردن آن ها به Roadmap محصول. با محض مشخص شدن این قسمت های کوچک تر معنادار، توسعه دهندگان می توانند به وضوح کار خود را روی آن ها شروع کنند.</description>
                <category>مهدی عیوض زاده</category>
                <author>مهدی عیوض زاده</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 21:25:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار موضوع که هر مدیر محصول باید بداند</title>
                <link>https://virgool.io/@MehdiEyvazzadeh/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-gy1v61ydlqgu</link>
                <description>هر کسب و کاری به مشتریان وابسته است و مشتریان همانی هستند که در نهایت خرید را انجام می دهند و انتخاب می کنند که محصول شما را انتخاب کنند یا نه. محصول نتیجه آن چیزی است که در تیم محصول خلق می شود و مدیر محصول هم مسئول آن محصولی است که ساخته شده و در واقع همان نقشی است که برای موفقیت محصول روی آن حساب می کنیم. حساسیت و حدود مسئولیت برای این نقش زمانی بیشتر درک می شود که بدانیم وقتی محصولی موفق می شود نشان دهنده این است که هر فردی در هر تیم دقیقا آن چه نیاز بوده انجام شود را به درستی انجام داده ولی زمانی که محصول شکست می خورد مدیر محصول تنها شخصی خواهد بود که مسئول و باعث شکست است.بنابراین نقش مدیریت محصول از حساسیت و پیچیدگی های زیادی برخوردار است، در اینجا به 4 چیزی که یک مدیر محصول برای اینکه بتواند نقش خود را به درستی اجرا کند می پردازیم. چهار موردی که باعث می شود افراد تیم بتوانند با خیال راحت به مدیر محصول اعتماد کنند.مشتریاناولین و مهم ترین نکته اطلاعات در مورد کاربران و مشتریان واقعی است. مشکلات، دغدغه ها، خواسته ها، طرز فکر، نحوه کار کردن آنها و حتی روش تصمیم گیری آن ها برای خرید از جمله مواردی است که باید آنالیز شود. این موارد مشخص کننده مبنایی است برای تصمیمات مدیر محصول. بدون داشتن این اطلاعات از مشتریان، هر گونه اقدامی در راستای تولید محصول بر اساس حدس و گمان خواهد بود نه بر اساس نیازمندی ها و شرایط واقعی مصرف کنندگان احتمالی محصول. لازمه این شناخت، یادگیری کیفی (فهم چرایی رفتار مشتریان و کاربران) و یادگیری کمی (فهم آن چیزی است که آن ها انجام می دهند) است.داده هاامروزه از مدیران محصول انتظار می رود که با کار با داده و تحلیل داده ها راحت باشند. از آن ها انتظار می رود که هم مهارت های کیفی داشته باشند و هم کمی. که البته با وجود وب، حجم عظیمی از این داده ها قابل استخراج و بررسی است. یکی از مواردی که باید در مورد مشتریان شناخت حاصل شود این است که آن ها با محصول شما چه کاری انجام می دهند. بیشتر مدیران محصول واقعی ابتدای روز کاری شان را با کار کردن با ابزارهای تحلیل می گذرانند تا بتوانند درک درستی از اتفاقاتی که در 24 ساعت اخیر رخ داده به دست آورند. اطلاعاتی از قبیل آنالیز فروش و آمار کار با محصولاتشان توسط کاربران. آن ها نتایج تست های A/B بررسی می کنند و به طور کلی با ابزارهای متنوع سعی در شناخت رفتار کاربران دارند.یک مدیر محصول شاید نیاز داشته باشد از یک تحلیل گر داده کمک بگیرد اما کار بررسی داده و فهم رفتار مشتریان چیزی نیست که به طور کلی امکان تفویض داشته باشد و مدیران محصول در نهایت بایستی درگیر این موضوع شوند.کسب و کارمحصولات موفق نه تنها توسط کاربران دوست داشته می شوند بلکه برای کسب و کار شما نقش اصلی را دارند.سومین مورد درک کسب و کار است به این معنی که مدیر محصول باید فهم کاملی از کسب و کار و اینکه چگونه کار می کند داشته باشد و همینطور نقشی که محصول در کسب و کار ایفا می کند. این یعنی شناخت اینکه ذینفعان متنوع شما چه کسانی هستند و تحت چه محدودیت هایی کار می کنند. ذینفعانی در لایه های مختلف که کارهای فروش، بازاریابی، مالی، حقوقی، توسعه بازار و سرویس دهی به مشتریان را انجام می دهند. موفقیت در رول مدیریت محصول مستلزم شناخت و درک هر کدام از ذینفعان و شرایط آن ها است.بازار و صنعتآخرین حوزه درک بازار و صنعتی است که در حال رقابت با آن هستیم که البته محدود به رقبا نمی شود و روندهای تکنولوژی، انتظارات و رفتار مشتریان، تحلیل صنعت و درک نقش شبکه های اجتماعی برای بازار و مشتریان را در بر می گیرد.بیشتر بازارها رقبای بیشتری از گذشته دارند. شرکت ها با توجه به اینکه محصولاتی را تولید می کنند که مشتریان را به خود وابسته کند، مشتریان به این راحتی از محصولات رقبا دست نمی کشند و این هم کار را سخت تر می کند. پس امروزه صرفا داشتن فیچر مشابه رقیب امکان رقابت کردن در بازار را نمی دهد و حتما باید امکانی فراتر و قابل جایگزین کردن رقبا داشته باشیم که بتوانیم مشتریان را برای استفاده از محصولات خود متقاعد کنیم. باید محصولات ما نه تنها منطبق با اکوسیستم سایر محصولات باشد بلکه ارزش افزوده ای را هم برای آن خلق کند.مورد بعد این است که باید محصولاتی را تولید کنیم که برای آینده بازار جوابگو باشد و نمی توان صرفا حال حاضر بازار را در نظر گرفت. مواردی که پیش بینی می شود در آینده ترند بازارها باشد مواردی از قبیل استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین که رویکرد ما را در تولید محصولات تحت تاثیر قرار خواهد داد. بنابراین مدیران محصول نیاز دارند همگام با تغییرات و آینده نگری همواره در حال یادگیری باشند و روند بازارهای آتی را هم در نظر داشته باشند.مدیران محصول با در نظر گرفتن این 4 مهارت می توانند نقش آفرینی موثری برای رسیدن به محصولاتی که برایش نیاز واقعی وجود دارد و دارای مزیت رقابتی در بازار است و مبتنی بر تغییرات و روندهای بازار است ایفا کنند.</description>
                <category>مهدی عیوض زاده</category>
                <author>مهدی عیوض زاده</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 22:04:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با مفهوم و جایگاه مدیریت محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@MehdiEyvazzadeh/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-csqqpewioazu</link>
                <description>با توجه به گستردگی نیاز به نقش مدیریت محصول و تفاوت های زیادی که نحوه پیاده سازی این نقش در سازمان ها و برای محصولات مختلف ایجاد می کند، همچنان نیاز به داشتن تعریف مشخص و شفاف تر در مورد این نقش احساس می شود، در اینجا مفهوم و جایگاه مدیریت محصول به طور مختصر توضیح داده شده است.مدیر محصول فردی است که نیازمندی های مشتریان را شناسایی می کند و با شناخت بازار و در نظر گرفتن اهداف کلان تجاری، فعالیت های افراد را در تیم ها برای رسیدن به بهینه ترین محصول همسو می سازد. فعالیت اصلی مدیر محصول، ایجاد محصولی است که ارزشمند، قابل استفاده و امکان پذیر باشد. از دیدگاه آقای مارتین اریکسون مدیر محصول یک نقش میان واحدی است که جایگاهی در میان کسب و کار، تکنولوژی و طراحی دارد. مدیر محصول وظیفه هم راستا نمودن فعالیت های مختلف در این حوزه ها برای رسیدن به محصول هدف و خلق ارزش برای مشتریان و کسب و کار را دارد.  یک مدیر محصول حداقل باید در یکی این حوزه ها دارای تجربه باشد و به هر سه موضوع آشنایی داشته باشد و با تمامی فعالان در این حوزه ها توانایی برقراری ارتباط و ایجاد زبان مشترک داشته باشد.  البته در این دیدگاه باید در نظر داشته باشیم، منظور این نیست که مدیر محصول این سه حوزه را مدیریت می کند بلکه به این مفهوم است که بین سه نوع نیازمندی از سه زاویه مختلف ایجاد تعادل و تصمیم سازی می کند. مدیریت محصول در درجه اول یک فعالیت کسب و کاری است که بر روی حداکثر سازی ارزش آفرینی برای کسب و کار متمرکز است. مدیران محصول، در راستای حصول اهداف کسب و کار و رسیدن به بالاترین برگشت در سرمایه گذاری، تلاش می کنند تا محصولات بهینه ای تولید شود.به عنوان یک مدیر محصول، در مورد آشنایی با حوزه های فنی اگر ندانیم چطور یک محصول تولید می شود، اینکه چه چیزی باید تولید شود دیگر اهمیتی نخواهد داشت. البته منظور این نیست که مدیر محصول باید خودش محصول را پیاده سازی کند بلکه چیزی که برای مدیر محصول ضروری است درک تکنولوژی و ادبیات موضوع در راستای تولید محصول برای اخذ تصمیمات درست است. این موضوع در دنیای اجایل که مدیران محصول زمان زیادی را در جلسات با توسعه دهندگان می گذرانند بیشتر اهمیت پیدا می کند، موقعیت هایی که مدیران محصول باید در کنار توسعه دهندگان تصمیم بگیرند و از امکان پذیر بودن و تخمین های زمانی برای پیاده سازی فیچرها اطلاع یابند.در ارتباط با طراحی محصول نیز مدیران محصول نیاز دارند که با ادبیات موضوع آشنایی داشته باشند تا امکان ایجاد زبان مشترک بین آنها و طراحان وجود داشته باشد. در واقع تست محصول و صحبت با کاربران نهایی و جمع آوری بازخوردهای آن ها در مورد ظاهر محصول و تجربه کاربری از وظایف مدیران محصول است.مدل آقای مارتین اریکسوننکته مهمی که در راستای ارتباط با این سه حوزه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که مدیران محصول علارقم داشتن زبان مشترک و درک مفاهیم فنی و طراحی محصول، صرفا باید متمرکز به چرایی محصول باشند و در حوزه اینکه چه چیزی باید وجود داشته باشد مبتنی بر نیازمندی ها صحبت کنند، چرا که پرداختن به چگونگی و نحوه پیاده سازی و چگونگی طراحی، تخصص توسعه دهندگان و طراحان است و ورود به راه حل و چگونه انجام دادن کارها قبل از تمرکز اصلی بر بیان مساله و نیازمندی ها، برای مدیران محصول ریسک بالایی در کیفیت محصول نهایی و همینطور ارتباط با قسمت های مختلف تیم ایجاد خواهد کرد.به طور کلی مدیران با در نظر گرفتن سه حوزه مختلف، اهداف محصول را مشخص می کنند و شاخص های رسیدن به آن اهداف را تعیین می نمایند، فعالیت ها را اولویت بندی می کنند، در عین حال تلاش های تیم ها را برای رسیدن به نتیجه مطلوب نهایی همگرا کنند و در نهایت اطمینان حاصل می کنند که محصول نهایی منطبق با نیازمندی های استخراج شده قبلی و مبتنی بر نیازهای بازار و مشتریان است.</description>
                <category>مهدی عیوض زاده</category>
                <author>مهدی عیوض زاده</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 19:13:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>