<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهربان مرادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MehrabanMoradi</link>
        <description>حواسمون به رفتارمون باشه، معلوم نیست در جهان بعدی چی در انتظارمونه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:12:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3327134/avatar/e9ywFT.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهربان مرادی</title>
            <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تولدی دوباره</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-invs0r5eozjv</link>
                <description>دریچه‌ای به سوی آزادیصبحی پاییزیهنگامه‌ی سرود درختاننوای یک آهنگمرا بیدار کردپنجره را گشودمهمان ترانه‌ی آشناستهمان ترانه‌ی قدیمیهمان زیبارومرا صدا میزندمهربان ورد زبانش استسالها مرا صدا زده بوداما منسالهاست خوابمخوابی بس طولانیدوستم بوددوست دوران کودکیهیچگاه مرا فراموش نکرده بوداما منخوابم عمیق بودبالاخره مرا بیدار کرده بودتاکنون چرا نمی‌شنیدمخوشحال شدمبه سویش روانه شدممرا در آغوش کشیدمرا بوسیددستانم را گرفتمرا زنده کردبسیار زیباستو بسیار مهربانگفت با من بیاشروع فصل عاشقی بودبه ابر گفت بباررقصیدن را آغاز کردمرا نیز با خود همراه کردجز او دیگر چیزی ندیدممرا غرق شادی کردفضا پر بود از عطر دل انگیزشبسیار نورانی بودسپسآب را صدا زدمرا به جریان رودخانه سپردمرا به دریاها رساندنسیم را فراخوانداوج گرفتیمستاره‌ها مدهوش رقص گیسوانش شدندابرها را نوازش کردمروحم را تازه کرددوباره سبز شده بودمبزرگ شده بودممرا عاشق خود کرده بودمرا فرصتی دوباره داد بودمرا به خانه رساندرسالتش را انجام داده بودصدایش چیزی فراتر از زییایی بودچیزی گفت و رفتهیچگاه مرا از یاد نبریپیشتر دنیا مرا وادار به از یاد بردنش کرده بوداکنون دیگر شب و روزم، یاد اوستیاد او، اشک‌هایم را سرازیر می‌کندامید دوباره دیدنشدیگر، کلید را به من داده بوددیگر فصلی تازه به رویم باز شده بودمرا جاری کرده و به دریا رسانده بودمرا پر پرواز داده بودمرا عاشق کرده بودکاش از همان اول عاشق بودمکاش بتونم تا ابد عاشق بمونمچهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Feb 2026 19:57:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%BA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-dlsj9ixsf9in</link>
                <description>حافظ شیرازییه چند بیت شعر از حافظ دیدم، از نظرم زیبا بودن، دوست داشتم اینجا بنویسمشونغزل شماره ۳۷۴ حافظبیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیمفلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیماگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزدمن و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیمشراب ارغوانی را گلاب اندر قَدَح ریزیمنسیم عِطرگردان را شِکَر در مِجمَر اندازیمچو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوشکه دست‌افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیمصبا خاک وجود ما بدان عالی‌جناب اندازبُوَد کان شاه خوبان را نظر بر مَنظَر اندازیمیکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافدبیا کاین داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیمبهشت عَدْن اگر خواهی بیا با ما به میخانهکه از پای خُمَت روزی به حوضِ کوثر اندازیمسخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیرازبیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیمیک اسفند ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 22:37:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شباهت زبان فارسی و زبان کُردی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D8%AF%DB%8C-aj89vn3drhwx</link>
                <description>مقایسه دو زبان فارسی و کُردیزبان کُردی زبانیست که در غرب و شمال غرب ایران جریان داره، عده‌ای میگن زبان کردی پسر عموی زبان فارسیه، عده‌ای دیگه میگن که کردی و فارسی برادر هستند و برخی نیز آن‌ را از هم خانواده و هم ریشه می‌دانندبه نظرم تمام این حرفا درسته، زبان‌ کردی همچون زبان‌های فارسی، لری، لکی، تاتی، تالشی، گیلکی، مازنی، بلوچی، شاخه‌های یک درخت هستند و اگر لغاتی از زبان کردی در فارسی وجود نداشته باشه در زبانهای دیگه‌ای از ایران به احتمال زیاد وجود داره به عنوان مثال واژه شیواز در کردی به معنی صورت است و در لری به شکل شیواد وجود دارد، یا واژه آرو که در زبان همه‌ی زبانهای فوق کم و بیش با هم شباهت‌هایی دارند و اگر تمام فرهنگ‌ لغات این زبان‌ها رو با هم مقایسه کرد به شباهت‌های بسیار نزدیک آنها میتوان پی بردولی همه‌ی این اقوام و زبان‌ها به دلیل دوری از هم و گذر زمان و همسایگی با سایر ملل ارمنی، آشوری، عرب، ترک، ترکمن و ... باعث ایجاد تغییرات و فاصله بین این زبان‌های ایرانی شده است.من در اینجا با آوردن لغاتی از زبان فارسی و مقایسه آن با گویش‌های زبان کردی به اثبات هم ریشه بودن این دو زبان پرداخته‌اممن در اینجا ترجیح دادم که از علامت مساوی استفاده کنم چونکه به نظرم قشنگ‌تر بوددر اینجا از واژه‌هایی از گویش‌های کردی کلهری، سورانی، هورامی و تا حدودی کرمانجی استفاده کردم و همشون شباهت‌هایی با معادل فارسی آن را دارند.واژه فارسی  = گویش‌های مختلف زبان کُردیدانستن = زانِستِن، زانینخوردن = خواردن، خارِن، واردَیآمدن = آمَی، هاتِن، آوَنرفتن = رویشتن، ر‌َوَن، لوای، رَویانشدن = چی‌ین، چگن، چون، شی‌یَیبودن = بی‌ین، بوین، بون، بی‌یَیکردن = کِردن، کَردَیبردن = بِردِن، بَردَیبوسیدن = موسین، موسانآوردن = هاوردن، هِنانکشتن = کوشتِن، کوژتنخندیدن = خَنین، خَنِسِن، کَنین، خووایِگریستن = گیرِسِن، گریان، گراوایدیدن = دی‌ین، دیتِن، بینیننگریستن، نورِسِن، نورین، رونین، روانینگشتن = وَشکانِنگفتن = وَتِن، وِتِن، گوتِن، واتَیبشنیدن = بیستِنشُنُفتن = شِنَفتِن، ژِنَفتِن، ژنَوتِن، ژنَوایگرفتن = گرتِن، گردِن، گرتَیخُفتَن = خَفتِن، خَوتِنساختن = سازینشکستن = شکانِن، شکاندِنشستن = شوردِن، شوشتِنآرمیدن = آرامیانخزیدن = خشینآراستن = رازانِن، رازاندِنکندن = کَنین، کَندِنپوشیدن = پوشان، پوشیننوشتن = نوسین، نویسانسوختن = سِزیان، سوتانفروختن = فروشان، فروشتن، فَرَتِن، فروتنستاندن = سَنِن، سَندِن، اَسَیخریدن = خرین، کرینسوزاندن = سِزانِن، سوتاندِننهادن = نان، ناین، اّونانماندن = مَنِن، مَندِنایستادن = وسان، ویسان، وسیان، وستاننشستن = نیشتِن، نشِستَیخواستن = دَخواستن، توواسِن، ویستِنخواندن = خوَنِسِن، خوَنین، خوَندِن، وَنَیتوانستن = تیوَنِسِن، توانین، تاوایدزدیدن = دزینمردن = مِردِنکشاندن = کیشاندادن = دان، داینپریدن = پّرینجنبیدن = جولیانبرخاستن = هَستان، هَلسیانسپردن = اَسپاردن، اَسپارینگُزیدن = وژین، وژاننریختن = رشانن انجیدن = هَنجاننبرشتن = برشانن، برژاندندَریدَن = دِرینتاشیدن = تاشینکوبیدن، کوفتن = کوتانشناختن = شناسین، ناسینشُمُردَن = شماردِن، شمارین، هَژماردِنداشتن = داشتِنپرسیدن = پِرسینترسیدن = ترسیندرخشیدن = دَرَوشینپخش کردن = پشاننفشردن = گوشان، گوشینآمیختن = آمیژَنآمیخته = آمیته، آویتهآب = آوخدا = خودا، خویا، خوگا، خووا، خودیمرده = مردئ، مردِگ، مردووزنده = زنئ، زینِگ، زیندووسینه = سینئ، سینِگخانه = خانئ، خانِگ، خانووجان = گیان، جیانبابا = بابَ، باوَ، باوگ، باوکپدر = پئ‌َرمرد = مِر، مِردزن = ژِن، ژَنیبرادر = بِراداماد = زاما، زاوا، زاوَبچه = بَچکَ، وَچکَمن = مَ، مِن، اَمِنتو = تَ، تواو = اَوَما = ایمهشما = شمَآنها = اَوانَستاره = آسارَ، هسارَ، استیرَآسمان = آسمانزمین = زءو، زءویسنگ = سانآتش = آگِردخت = دیوَتخنک = هونِک، فینکگرم = گَرمسرد = سَرد، ساردبهار = وَهار، بَهارتابستان، هامین = تاوسان، هاوینپاییز = پایِززمستان = زمسان، زستان، زوسانسرخ = سیوَر، سورسبز = سَوز، سَونز، سَومزسیاه = سی‌یَ، سیاوکبود = کَوآدینه = هَینیگُل = گولکوه = کَو، کیوه، کِو، کِفباد = وا، بابرگ = بَلگ، وَلگدار، درخت = دارسایه = سایِر، سیوَرباران = واران، بارانبرف = وَفِر، بَفِرچهره، سیما = شِوه، شِوازرخسار = رِسقالدست = دَسابرو = بریوَ، برومژه = بژانگپا = پا، پِسر = سَرمغز = مَزگ، مِژگ، مِشکزبان، زُفان = زووان، زمانگیس = گیز، کَز، قِژاستخوان = سِقان، اِسقان، ایسکدندان = دنان، دیان، دگان، ددانخون = خیون (Khön)، خوینگوشت = گوشتزانو = زرانی، اَژنو، وژنِ، وژنِگشکم = سِک، زِگانگشت = انگوسسبیل = سِول، سوِلچانه = چَنَ، چناوکَلب = لِو، لَپگوش = گو، گویچشم = چَم، چَو، چاودل = دِلآزاد = آزادپیر = پیرجوان = جوواندهکده = دی‌یَکَ (Diaka)آبادی = آوای، آواییخاک = خاکلخت = لیوَت (Löat)، روتهست = هَس، هَسَ، هَیَنیست = نی‌یَماه = مانگخورشید = خوَر، هورابر = اَور، هَورآشوب = آژاوَمرگ = مَرگزندگی = زِنَی، ژی‌ین، ژیانروز = روژشب = شَوامروز = اِمرو، اَمرو، اَورو، آرو، ایروبله = بَلِنه = نَ، نازهر = ژی‌یَل، ژارخواب = خَوآهن = آسنِ، هَسِنماهی = ماسیسگ = سگ، سِروغن = ریون (Rön)، رونخُشک = هِشک، وِشکشهر = شارنماز، نماژ = نویژ  ( نماژ = نمیژ = نویژ )نام = نام، ناو، نِونو، جدید = نوو، نویتنها = تَنیا، تَنا، دنا، تنِدروغ = دروگاو = گابز = بِزِنگراز = وِراز، بَرازمار = مارخر = خَر، کَر، هَرخرچنگ = قرژنگگشاد = وشا، بَشاسیر = تِر (Ter)گرسنه = ورسئ، برسی، ورسِگمهمان = مئمان، مئوانراه = رِجا = جِ، جیروشن = روشناتاریک = تی‌یَریکواژه = وشهاین = اَیَ، اینَ، اَمَاون = اَوَپَهن = پی‌یَن، پانبالا = بانفراز = بَرززیر = ژیردراز = دریژکوتاه = کورت، کولخُرد = هیورده، وردپُل = پی‌یَل، پِل، پِردگردو = گردَکان، گرتَکاننان = ناننخود = نِخَ، نوخَ، نوکَجدا = جیا، جگاکاش = گاسدریچه = دَروَچقبر، گور = قَور، گوردور = دیور (Dör)، دورنزدیک = نِزیکچوپان، شبان = شوواندیوانه، شیدا = شیتپاکیزه = پاکژ، پاقژشیرین = شیرِن، شِرینشور = سولترش = تِرششیر = شیرماست = ماسدوغ = دوچیز = چشتزخم = زامسوگند = سویندبخش = بَشگیج = گیژگهواره = گافارهدانه = دَنِگسیب = سِو، سِف، سیفواژه = وشهمَرغ (چمن) = چیمَن، مِرگخودم = خوَم، خومخوش = خوَش، خوش، وَشفولاد، پولاد = پولافراسو = آسودوگانگی = دچَنَکیاند = اَندَک، هَندوجب = وژَ (Wzha)دامان = داوان، دامین، داویندشمن = دِشمِن، دژمِن،دشنام = دشمان، دژنام، جوینبوسه، ماچ = موس، ماچو ....که باید وقت بیشتری گذاشت تا پیدا کرد.حالا یک سوال، آیا این واژه‌ها از زبان کُردی به زبان فارسی راه یافته‌اند یا از زبان فارسی به زبان کُردی ورود کرده‌اند ؟ یا شایدم هیچکدام ؟ و اگر این واژه‌ها متعلق به هر دو زبان باشن دلیل قاطعی برای هم ریشه بودن آنهاست ؟از نظر من دو گویش کلهری و سورانی به فارسی نزدیک‌‌تر هستند چونکه شباهت بیشتری از نظر فعل و ... به زبان فارسی دارند ولی کرمانجی و هورامی کمی دورتر هستند.کلهری مال کرمانشاه و ایلام و شهرهای اطرافهسورانی مال سنندج و مهاباد و شهرهای اطرافشونههورامی مال پاوه است و گویشوران کمی دارهکرمانجی مال ارومیه به سمت شمالهدر گویش کلهری همچون زبان ترکی حرف Ö وجود دارد که حاصل ادغام (و) و (ی) است و متاسفانه در فارسی نمیتوان آنرا نوشت، مانند Bösh یعنی بگوحروف (چ، ج، ژ، ز، ش، س) به دلیل نزدیک بودن در تلفظ کاملا طبیعی است که جایشان در گویش‌های مختلف عوض شوند، مثل گیج = گیژحروف (پ، ب، و، ف) نیز به یکدیگر نزدیک‌اند، به این دلیل در تمام زبانهای دنیا اگر جای حروف تغییر کند امری کاملا عادیست، این مسئله برای حروف (ق، ک، گ، خ، ه، ح) نیز صادق است همچون واژه خر = کر = هرواژه انگشت مشابه آن در زبان کردی به صورت انگوس است، باید توضیح بدم که انگوس فقط مختص به استان کردستان است و در سایر گویش‌های کردی به شکلهای مختلفی همچون کِلِک، قامک، تلی، پَنجَ و ..تلفظ میشود و این مثال بیانگر این موضوع است که هیچ واژه‌ای در زبان کردی متعلق به تمام مناطق کردنشین نیست و فقط مختص به چند شهرستان است.آیا میتوان با تفاوت فراوان میان همه‌ی گویش‌های کُردی نام واحد زبان کُردی را بر آن گذاشت، به عنوان مثال واژه‌ی بینی در زبان فارسی در گویش‌های کُردی به شکل‌های لیوت، لوت، دفن، کپ، کپو، پت، بیفل و ... تلفظ میشود و نه تنها از نظر اسمی بلکه از نظر افعال نیز میان گویش‌های کردی تفاوت عمده وجود دارد به عنوان مثال در فارسی = من میتوانمکرمانجی = اَز دکارمسورانی = من دَتوانمکلهری = م تیو‌‌َنمیا (میخواهم) به صورت‌های زیر در گویش‌های مختلف کُردی وجود دارد = دخوازم، خوازم، توام، تووَم، گرکمه، دَمَوئ، اَمَوئ و ...یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Feb 2026 21:12:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا خوب بودن سخته ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%D9%87-tqvwxx20zbau</link>
                <description>خوب بودن سختهاین متن، غیر منسجم و بازتاب یک دل ناآرام و ذهنی درگیر است.این جهان، یک جهان فانیست و برای زنده ماندن نیاز به عواملی دارداین جهان، بدون خورشید، سرد و خاموش استانسان بدون قلب، میمیردزمین بدون آب، جایی خشک و غیر قابل زندگیست.زندگی بدون امید و عشق، غیر قابل درک است.زنده بودن این جهان شبیه این است که مثلا یک انسان یک ظرف شیشه‌ای را تا وقتی که در دستش نگه داشته سالم می‌ماند و اگر رهایش کند شکسته و نابود میشود.و کسی که جلوی شکستن و نابودی این جهان را گرفته خداست، این جهان در حالت عادی، نابود شونده است.مثلا یک شخص در حالت عادی نمره نمیگیرد و برای نمره گرفتن باید سعی و تلاش کند.همین که پدر و مادرمون زنده هستن این یعنی لطف خداست، اوست که هنوز این ظرف شیشه‌ای را گرفته.همه چیز در این جهان، روزی از بین میرود، از میوه‌ها و غذاها گرفته که عمری بسیار محدود دارند تا انسان‌ها و کشور‌ها و ماه و خورشید، تنها، پادشاهی خداوند پایدار و ابدیست.این جهان علاوه بر خاصیت فانی بودن، خاصیت ظلم پذیری گسترده‌ای را نیز داردشاید نابودی و ظلم به یکدیگر مربوط باشندچونکه بد بودن راحته، خوب بودن سختشکستن راحته، ترمیم سختدریدن راحته، دوختن سختتخریب کردن راحته، آباد کردن سختریختن راحته، جمع کردن سخترها کردن راحته، گرفتن سختکشتن راحته، زنده کردن سختسوزاندن راحته، خاموش کردن سختظلم کردن راحته، نیکی کردن سختدروغ گفتن راحته، راست گفتن سختبستن راحته، باز کردن سختخاموش کردن راحته، روشن کردن سختخوب بودن در این جهان شبیه به شنا در جهت مخالف آب رودخانه‌ست.برخی انسان‌ها برای ظلم کردن، متحد میشوند ولی کم پیش می‌آید که برای خوبی کردن متحد شوند‌تنها رستگاران اصلی این عالم مومنان واقعی هستند، مومنانی با هر دین و آئینی، حتی ستاره پرستان.همانگونه که خدا گفته فقط ایمان و عمل صالح.حضرت محمد چه زیبا فرموده‌اند که این جهان، جهنم مومنان و بهشت کافران استکافرانی که زندگی را بر مردم تنگ و حرام کرده‌اندخداوند، قطعا انتقام گیرنده است.و سرانجام، وارثان اصلی هر دو جهان، نیکوکاران هستند.یک سوال، کافر کیست و آیا کافر وجود دارد ؟چونکه کافر یا مومن بودن یک شخص را خدا تعیین میکند، نه انسانهنگامی که روز قیامت فرا رسد ابلیس نیز به بخشش خدا امید دارد، زیرا خدا بسیار مهربان و بخشنده استچه بسیارند کسانی که دیگران را تکفیر میکنند ولی خودشان بویی از انسانیت نبرده‌اند.چرا ظلم و بدی کردن و گناه راحته سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Feb 2026 20:01:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکرار تاریخ</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-xqww6xtjgjbt</link>
                <description>نقشه متعلق به قبل از سقوط حکومت بشار اسدهاوایل دهه ۹۰ سوریه شاهد یک جنگ داخلی بود که جنگجوها‌یی از تفکرات و عقاید مختلف بخش‌هایی از سوریه را تصرف کردند و سپس کردهای سوریه با پشتیبانی آمریکا به مبارزه با داعش پرداختند و توانستند علاوه بر مناطق کردنشین سایر مناطق را در شرق و شمال سوریه از دست داعش آزاد کنند.نیروهای هسد ( به کردی هیز‌ه‌کانی سوریای دموکراتیک)به فارسی میشه نیروهای سوریه دموکراتیک که تشکیل شده از گروه‌های مختلف مسلح کُرد نظیر ی‌پ‌گ، ی‌پ‌ژ، ... هستند، این نیروها با همکاری آشوری‌ها و عرب‌ها‌ی سوریه توانسته بودند در ده سال گذشته آرامشی نسبی را در بخش‌هایی از سوریه برقرار کنند و دارای حکومتی نیمه خودمختار هستند ولی در روزهای اخیر شاهد حمله نیروهای جهادی با همکاری ترکیه به آنان هستیم و موجودیت آنان در خطر است، آمریکا نیز انگار به آنها پشت کرده استو باری دیگر تاریخ تکرار شده است، اکنون شاهد محاصره شهر کوبانی در شمال سوریه هستیم شهری که حدود ده سال پیش توسط داعش محاصره شد و کردها با مقاومت جانانه آنان را شکست دادند، اکنون نیز کردها با فراخوان بسیج عمومی در پی مقابله با آنان هستند، این نبرد اخیر یک جنگ حیاتی برای بودن یا نبودن است، آینده‌ی کردهای سوریه در روزها و هفته‌های اخیر مشخص می‌شود.۳ بهمن ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 21:53:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نور آیت الکرسی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C-n88iprjdcuke</link>
                <description>عاجز بودن تصویر در ترسیم نور آیت الکرسیدر باب تاثیر خواندن آیت الکرسی بر انسان از اهل دلی شنیدم که در رویای صادقه‌ای که داشته بود دیده بود که با خواندن آیت الکرسی حلقه‌ای از جنس نور (به شکل تصویر پست ولی بزرگتر) اطراف او را فرا میگیرد و ذرات اون نور درک و شعور داشتن  و از او در مقابل برخی حوادث ناگوار و نادیدنی‌ها و بدی‌ها محافظت میکرد. شاید این نور، همان فرشتگان باشند.به نظر من اگر در مسیر این چیزها قرار گرفت انسان بیشتر به وجود خدا و نورانی بودن قرآن پی میبره.</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Dec 2025 18:01:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرشته‌ی نجات</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-acdl5x8pzjkw</link>
                <description>تزئینیما آدما در طول زندگیمون با اتفاقات خوب و بد زیادی مواجه میشیم، اتفاقیاتی که به عنوان خاطره در ذهن ما آدما ثبت میشن، بعضی از این خاطرات رو نمیشه فراموش کرد، داستان به اسفند ماه سال ۱۳۹۸ برمیگرده، منم رفته بودم سربازیو آموزشی رو در پادگان شهید رجایی سراب نیلوفر کرمانشاه بودم، این پادگان مال مرزبانی نیروی انتظامیه، مدتی که در اونجا بودم خیلی به من خوش میگذشت، با دوستای زیادی آشنا شدم، تجربه‌‌ی زیادی کسب کردم نوبت به مرخصی رسید، منم برگشتم به شهرمون ولی متاسفانه سر کوچکترین مسائل با خونوادم جر و بحث می‌کردم، هر وقت که من با خونواده جر و بحثم میشد بعدش پشیمون میشدم و منتظر تاوانش بودم، مرخصی که تموم شد از سرپل ذهاب راه افتادم به قصد کرمانشاه، منم تو یه تاکسی بودمو یه مسافر دیگه کنارم بود، اونم ازم پرسید سرباز هستی ؟ گفتم بله، گفت منم افسر پلیس راه هستم، وقتی که آموزشیت تموم شد و نوبت به تقسیم کردنتون افتاد برو پیش فلانی که در عقیدتی سیاسی کار میکنه، بگو فلانی منو فرستاده گفته به جای مرز سربازیم تو شهرم باشه، چونکه سرباز مرزبانی بودم، خودش شمارشو تو یه کاغذ نوشتو بهم داد.وقتی که رسیدم مقصد، از ماشین پیاده شدم و کوله‌ام که همه‌ی مدارکم از دفترچه مرخصی تا کارت ملی و شناسنامم توش بود جا موند و دنبال ماشین دویدم واینساد. گوشی هم همرام نبود.بعدش یه تاکسی اومد از شانس خوب من شماره‌ی اون افسره رو داشتم رانندهه بهش زنگ زدو چند دقیقه‌ای تو راه بودیم یه جایی وایساد وسایلمو گرفتم، بالاخره این دنیا دار مکافاتهآخرای آموزشی که رسید منم زنگ زدم به این افسره ولی برنمیداشت ... پیش اون شخص هم نرفتم که منو بندازه یه جای خوب، از نظر من مرز بهتر بود درواقع تجربه‌ای جدید محسوب میشهاینم از خاطره‌ی بدی که از ماشین داشتم، ماشین سهم بزرگی در ساختن زندگی ما آدما داره و از یه طرف هم اگه خطا کنیم همین ماشین بدترین روزهای زندگی ما رو رقم میزنه.مهربان مرادی، اول آذر ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 12:53:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-hity9kdvgrbr</link>
                <description>انتهای مسیر چطوریه ؟یه وقتایی احساس میکنم که خوابم، شایدم افراد دیگه‌ای مثل من فکر کنن، شایدم همه‌ی ما آدما در یک خواب طولانی هستیم، شایدم بازیگرای این دنیاییمما آدما به دنیا اومدنمون دست خودمون نبوده، در بزرگ شدنمون هم هیچ نقشی نداشتیم و در آخر هم نمیتونیم جلوی مرگمون رو بگیریم انگار بدنمون متعلق به یکی دیگه‌س شایدم باشه، مثل یه بازیگر بعد از ایفای نقشمون دیگه از مقابل دوربین و دیدگان همه میریم کنارنمیدونم هدف اصلی ما آدما چیه، دانشگاه، شغل، ازدواج، یا چی آیا شادی‌هامون دائمیه، چرا بعد از رسیدن به اهدافمون بازم ناراحتیم، شاید علتش بی ارزش بودن دنیا و اهدافمونهتنها چیزی که مطمئنم اینه که یه خبرایی هست، چونکه همه این دنیا رو رها میکنن و به اون سمت میرن، چون اگه خبری نبود هیچکس از این دنیا نمیرفتشایدم دارم اشتباه میکنم۲۵ مهر ۱۴۰۴ بمونه به یادگاری</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Fri, 17 Oct 2025 21:59:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان اصحاب سبت</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A8%D8%AA-qxf2p98jmqvf</link>
                <description>اصحاب سبتحضرت موسی به بنی اسرائیل تعلیم داده بود که روزی را پس از شش روز کار و فعالیت به استراحت و عبادت خداوند اختصاص دهند و در آن روز هرگونه کار و فعالیت را بر ایشان حرام فرمود و آن روز شنبه بود به همین جهت وی در آن روز در جمع مردم حضور مییافت و آنها را موعظه مینمود و این عمل پس از وفات وی نیز ادامه یافت، در زمان داوود پیامبر عدهای از قوم بنی اسرائیل که در کنار دریا سکونت داشتند به علت اینکه شغل اصلیشان ماهیگیری بود احترام روز شنبه را از بین بردند چرا که اتفاقا در همان روز ماهیها به سطح آب میآمدند و بقیه روزها در اعماق بودندبه همین جهت آنها حوضچههایی به وجود آوردند که از مراجعت ماهیها جلوگیری میکرد و میتوانستند آنها را به راحتی صید کنندعدهای از افراد خیرخواه و متدین، زبان به نصیحت آنها گشودند و ایشان را از غذاب الهی برحذر داشتند، اما آنها که از این حرمت شکنی منافع فراوانی داشتند به کلام ایشان توجهی ننمودند و به کار خویش ادامه دادندتداوم این پیمان شکنی خشم پروردگار را برانگیخت و ایشان به قدرت باریتعالی به صورت حیوانات مسخ شده در آمدند و سپس بلایی بر آنها نازل شد و همگی را به هلاکت افکند.دوازدهم شهریور ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Sep 2025 19:49:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان اصحاب رس</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3-jdbi46ymk5zw</link>
                <description>داستان اصحاب رسبعد از سلیمان پسر داوود، گروهی از قوم بنی اسرائیل در کنار رود بزرگ رس ساکن شدند، شرایط خوب آب و هوایی موجب فراهم آمدن مال و ثروت زیادی همراه با احشام و مزارع بسیاری برای آنها شددر کنار این رود، درخت صنوبر عظیم الجثه‌ای بود که عمری بسیار طولانی داشت و به درختی تناور مبدل شده بود، شیطان در روح و جسم آنها حلول کرد و آنها را به پرستش آن درخت واداشت، به طوری که آنها خداوند یکتا را فراموش کردند و به ستایش و بزرگداشت درخت پرداختندچون کار پرستش درخت بالا گرفت، خداوند از نواده‌های حضرت داوود که در بین آن قوم بود پیامبری برگزید تا او مردم را به راه راست هدایت کند، پیامبر به شیوه همه انبیاء قبل از خود، شروع به تبلیغ رسالت خود نمود و مردم را با ارائه دلیل و برهان به یکتا پرستی دعوت کرد، وی به آنها تذکر داد که درخت مانند سایر موجودات خود نیاز به آب و هوا و زمین دارد، به همین دلیل قابل پرستش نیست باید خدایی را پرستش کنیم که تمام موجودات از جمله این درخت را آفریده است و آن جز خدای یگانه نیست، دست از این اعمال نابخردانه بردارید تا از عذاب الهی مصون بمانیداما نه تنها سخنان وی در ایشان موثر واقع نشد بلکه آنها دست به عملی غیر انسانی زدند و رودخانه را وابسته به درخت اعلام کردند و آب آن را بر خود حرام دانستند و گفتند آب این رودخانه مخصوص درخت صنوبر است و هر کس از آن آب استفاده کند او را به قتل می‌رسانیمپیامبر بار دیگر آنها را منع نمود اما باز هم نتیجه‌ای نگرفت، به همین علت از درگاه خداوند خواست تا درخت صنوبر را بخشکاندتقاضای او مورد اجابت قرار گرفت و ظرف مدت کوتاهی درخت صنوبر خشکید و به چوبی خشک تبدیل شد اما با این وجود مردم عبرت نگرفتند و گفتند مسلماً خشکانیدن درخت کار همان مرد جادوگر است که ادعای پیامبری میکند، شیطان نیز آن‌ها را بیش از پیش تحریک نمود آنها پیامبر را گرفتند و به داخل چاهی انداختند و دهانه چاه را مسدود ساختند، مدتی کوتاه ناله پیامبر از عمق چاه به گوش می‌رسید تا اینکه بعد از مدتی به تدریج صدای او قطع شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد، این کار خشم و غضب خداوند بر علیه آن قوم را برانگیخت و کمی بعد علائم عذاب نمایان شد، نخست باد سرخی وزیدن گرفت و سپس ابر سیاهی در آسمان پدیدار شد و به جای باران، آتش از آن باریدن گرفت و به این ترتیب اصحاب رس در آتش خشم و غضب الهی سوختند و نابود شدند.یازده مرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 02 Aug 2025 11:24:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسبت‌های خانوادگی و فامیلی به زبان کُردی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D8%AF%DB%8C-nvaexynepvzv</link>
                <description>زبان کُردیدر این پست میخوام درباره‌ی نسبت‌های خانوادگی و فامیلی توضیح بدم که در زبان کُردی چگونه تلفظ می‌شوند.حرف (ۊ‌) چیزی حاصل از ادغام حروف (و) و (ی) است.‌(ڵ) یعنی ل بزرگ(ێ) یعنی چیزی شبیە ع( ڕ) یعنی ر بزرگ▪︎کُردی کلهری (استان کرمانشاه)بچه = مناڵ، وه‌چ، وه‌چکه،  زارو(در ایلام)جوان = جووانپیر = پیرفرزند = ڕوڵه، زا، زریه‌تنوزاد = به‌به، کورپه، کولپِچنه‌کخانواده = خێزانفامیل = خیشمرد = پیاێ، پیاگزن = ژن، ئافره‌تپدر = باوگ، کاکه، پێه‌رمادر = داڵگ، داێه، دادا، دابرادر = براخواهر = خوه‌یشک، خوه‌یشگ، خوه‌یشانپسر = کوڕدختر = دۊه‌ت،  دیت (در ایلام)پدر بزرگ = باوه، باپیره، باوه گه‌ورهمادر بزرگ = داێه، داپیره، نه‌نگ، نەنیشوهر = شۊ نوه = وه‌چه‌رزانوه (از پسر) = کوه‌ڕه‌رزانوه (از دختر) = دۊه‌ته‌رزاخاله = میمگ، میمیعمه = میمگ، میمیدایی = خاڵو، لالهعمو = مه‌مو،  تاتگ (در ایلام)زن دایی = خاڵوژنزن عمو = مەموژنپسر خاله و دختر خاله = میمزاپسر عمه و دختر عمه = میمزاپسر دایی و دختر دایی = خاڵوزاپسر عمو و دختر عمو = ئاموزابرادر زاده = برارزاخواهر زاده = خوارزاخواهر شوهر = دشبرادر شوهر = شۊبرا زن برادر = براژنپدر و مادر همسر = خه‌سۊرانناپدری = باپیڕهنامادری = باوه‌ژنبرادر ناتنی = زڕبراخواهر ناتنی = زڕخوەیشکفرزند پسر عمو و دختر عمو = ئاموزاوه‌زافرزند پسر عمه و دختر عمه = میمزاوه‌زافرزند پسر دایی و دختر دایی = خاڵوزاوەزافرزند پسر خالە و دختر خالە = میمزاوەزازن پسر عمو = ئاموزاژنزن پسر دایی = خاڵوزاژنزن پسر عمە و پسرخالە = میمزاژنبرادر بزرگ = کاکهخواهر بزرگ = تاتیپسر کوچک = کوڕه‌کیدختر کوچک = دۊه‌تڵەفرزند آخر = دۊازامجرد = ئازه‌وداماد = زاواعروس = وه‌ۊنامزد = ده‌زۊرانجاری = هاو وه‌ۊباجناق = هاو زاوانر = نێر، نێروکماده = ما، ماێه، ماینهدوقلو = لفانێ، لفانگپیرزن = کەێوانو، پیرەژنپیرمرد = ڕیچەرمێ، ڕیچەرمگزن بیوە = بێوەژنهوو = هەوفرزند شوهر = گوردە▪︎کُردی سورانی (البته این گویش شامل لهجه‌ها‌ی متفاوتی میشه که شامل جافی، اردلانی، مکریانی و ... است که در استانهای کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی مورد استفاده قرار میگیرد) و این قسمت کامل نیست.بچه = منداڵجوان = گەنج، لاو، جووانپیر = پیرخانوادە = خێزانفامیل = خزممرد = پیاوزن = ژنپدر = بابە، بابک، باوکمادر = دایکبرادر = براخواهر = خوشکپسر = کوڕدختر = کچ، کیژ، کەنیشکپدر بزرگ = باپیرەمادر بزرگ = داپیرەشوهر = شو، مێردنوە = نەوەعمە = پورە، میمیدایی = لالۆ، خاڵۆ، خالهعمو = مامۆ، مامهبرادرزادە = برازاخواهرزادە = خوشکەزابرادر کوچک = براڵەداماد = زاواعروس = بوکنامزد = دەزگیراننر = نێرینەمادە = مێ، مێشدوقلو = دوانەفرزند آخر = پاشە بەرە▪︎کُردی هورامی (استان کرمانشاه)پدر = تاته  (ولی در زبان لکی تاته به عمو گفته میشود)مادر = ئه‌دا                  برادر = برا  خواهر = واڵێ دختر = کناچی پسر = کوڕ  زن = ژه‌نیمرد = پیا داماد = زه‌ما  عروس = وه‌یوهشوهر = شوپدر بزرگ = بابا مادر بزرگ = ماما فرزندان برادر = برازافرزندان خواهر = واره‌زاعمو = مامۆ  دایی = لالۆ زن عمو = مامژه‌نیزن دایی = لالۆژه‌نیفرزندان عمو = مامۆزا فرزندان دایی = لالۆزا فرزندان عمه و خاله = مه‌تیه‌زا  برادر شوهر = هێوه‌رخواهر شوهر = سێتێ مادرزن و مادرشوهر = هه‌سروه        پدرزن و پدر شوهر =  هه‌سوره زن بابا‌ = دێدێ     ▪︎کُردی کرمانجی (استان آذربایجان غربی)باب = پدردایک = مادربرا = برادرخوشک = خواهرکوڕ = پسرکچ = دخترنەوە = نوهباپیر = پدربزرگداپیر = مادربزرگژن = زن، همسرهەڤژین = همسرمێر = شوهرمام، ئاپو = عموپسمام = پسرعمودۆتمام = دخترعموژنمام = زن عموخال = داییپسخال = پسرداییدۆتخال = دخترداییژنخال = زن داییمت = عمهخالت = خالهخەسوو = مادرزنخەزوور = پدرزنخەزووریژن = همسر پدرزن/پدرشوهربوک = عروسزاوا = دامادزارۆ، زاروک = بچهپیچەک = نوزادسیتاڤ = بچه شیرخوارجاری = خواهر شوهربراژن = همسر برادرکچەزا = فرزند دخترکوڕەزا = فرزند پسرنەتیک = نتیجهکەڤنەتیک = نبیرهنەوی کوڕ = نوه پسرینەوی کچ = نوه دختریبرای گەورە = برادر بزرگبرای بچووک = برادر کوچکخوشکا گەورە = خواهر بزرگخوشکا بچووک = خواهر کوچکدەسگیران = نامزدبەربوو = نامزد دخترزڕدایک = نامادریزڕباب = ناپدریزڕبرا = برادر ناتنیمه‌زن = بزرگ خاندانپشتەمەزن = جد بزرگمالبات = خانوادهبنەمال = خانوادهخزم = فامیلکالیک = پیرمرد محترم خانوادهپیرە = پیرزن محترم خانواده هەڤال ژن = هووپنجم مرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 20:00:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه زبان کُردی و لکی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%84%DA%A9%DB%8C-foaeu0u1jfbv</link>
                <description>مقایسه دو زبان در غرب ایرانزبان کُردی یکی از زبان‌های ایرانی است که پیوندی بسیار عمیق با سایر زبان‌های ایرانی نظیر فارسی، گیلکی، تالشی، لری، تاتی و ... دارد.گستره‌ی زبان کُردی در ایران از ماکو در شمال آذربایجان غربی تا مرز مهران و دهلران در استان ایلام است.یکی از زبان‌هایی که رابطه‌ی بسیار نزدیکی با زبان کردی دارد زبان لکی است.قوم لک یکی از اقوام ایرانی هستند که زبانشان بیشترین نزدیکی را با کردی کلهری دارد و همچنین شباهت‌های فراوانی از نظر صرف فعل با کردی سورانی و بخصوص کردی هورامی دارد.لک‌ها خود را کُرد نمیدانند چونکه میگویند ما لک هستیم و زبانمان هم لکی استلکی همچنین شباهت‌هایی فراوانی با زبان لُری داردو میتوان گفت کلمه‌ی لک، حرف اولش از لُر و حرف دومش از کُرد است.لک‌ها مناطق کردنشین و لرنشین را از هم جدا کرده‌اند و مابین سه مرکز استان کرمانشاه و ایلام و خرم‌ آباد زندگی می‌کنند که شامل جنوب شرق و شرق استان کرمانشاه، شمال شرق و شرق استان ایلام و غرب و شمال استان لرستان است.در اینجا کلمات و فعل‌هایی از گویش‌های زبان کردی و لکی آورده‌ام و به مقایسه و اثبات نزدیکی زبان لکی با کردی پرداخته‌ام.گویش کلهری همچون زبان تُرکی دارای حرف Ö است که حاصل ادغام (و) و (ی) میباشد و چونکه در زبان فارسی همچین حرفی رو نداریم مجبور شدم حروف لاتینش را بنویسمدر بخش‌های زیر کلمات کُردی و لکی را با نگارش کردی نوشته‌ام و به عنوان مثال اگر بخواهیم کلمه رفتن را با نگارش کردی بنویسیم مینویسیم ره‌فته‌ن که در واقع حرف (ه) حکم همان فتحه را دارد.نزدیکی لکی به کردی کلهریشباهت‌هایی از لکی با کلهری و هورامیشباهت‌هایی از لکی با هورامیمقایسه سه گویش از زبان کُردی با یکدیگر و نزدیکیشان با زبان فارسیبرای روشن شدن و درک بهتر این مطلب که گویش‌های مختلف کردی در چه مناطقی مورد استفاده قرار میگیرند بگم که▪︎گویش کلهری؛شامل شمال و غرب استان ایلام شامل شهرستانهای ایلام، ایوان، مهران و ...شمال شرق، شمال، جنوب و غرب استان کرمانشاه شامل شهرستانهای سنقر و کلیایی، کرمانشاه، ماهیدشت، اسلام آباد غرب، دالاهو، سرپل‌ ذهاب، گیلانغرب، قصرشیرینشرق استان کردستان شامل بخشهایی از شهرستانهای قروه و بیجار▪︎گویش هورامی؛عمدتا در شهرستان پاوه در استان کرمانشاه و روستاهای دیگری در سایر شهرستانهادرسته که این گویش در مناطق محدودی تکلم میشود ولی اصیل‌ترین گویش زبان کردی است و یک زمانی گسترگی فراوانی داشته است▪︎گویش سورانی؛شامل شمال غرب استان کرمانشاه شامل شهرستانهای روانسر، جوانرود و ثلاث باباجانیبیشتر قسمت‌های استان کردستان شامل شهرستانهای مریوان، سرو آباد، سنندج، بانه، کامیاران، دیواندره، سقز و قسمت‌هایی از قروهجنوب استان آذربایجان غربی شامل شهرستانهای بوکان، مهاباد، سردشت، پیرانشهر، اشنویه و قسمت‌هایی از تکاب، شاهین دژ، میاندوآب و نقده۱ مرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jul 2025 15:24:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تشابهات زبان انگلیسی با زبان‌های فارسی و کُردی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D8%AF%DB%8C-zy7kbzvbprpo</link>
                <description>انگلیسی _ کردیدر خانواده‌ی زبان‌های هند و اروپایی ارتباط و تشابه زیادی بین کلماتشان وجود دارد و یکی از این زبان‌ها انگلیسی است که تشابهاتی با بعضی از واژگان زبان فارسی دارد به عنوان مثال؛   Father | پدرMother | مادرBrother | برادرDaughter | دخترNice | نازGrouse | سیاه خروسستاره | starShame | شرمپا | pawWait | وایسادنStand | ایستادنThou | توWarm | گرمدیو | DevilRoad | راهزمین | ZoneIron | آهنماه آسمان | Moonماه | MonthBetter | بهترلوتی | LevityBad | بدFasten | بستنCow | گاوName | نامMouse | موشDog | سگ و ...علاوه بر زبان فارسی، زبان کُردی نیز بعضی از کلماتش کم و بیش شباهت‌هایی به زبان انگلیسی دارد که در ادامه به بعضی از آنها اشاره میکنم، من در اول، واژه‌ی کُردی‌اش را نوشته‌ام و اشاره کرده‌ام که مال کدام یک از گویش‌های زبان کُردیه و در آخر معادل انگلیسی‌اش را نوشته‌ام.تاویان، در گویش کلهری، به معنی آب شدن | thawآساره در گویش ایلام، اَستیره در گویش سورانی و هساره در گویش کرمانشاه به معنی ستاره | starهَم، در گویش کلهری، یعنی هستم | amهامه ایره، در گویش کلهری یعنی اینجا هستم | im hereTime | تاو، دَم، در گویش کلهری، یعنی لحظه و زمانآسا، در گویش کلهری، یعنی مثل و مانند | asوا، در گویش کلهری، یعنی باد | WindWear | وَر کردن، در گویش کلهری یعنی پوشیدنپشی، در گویش‌های کُردی یعنی گربه | pussyاَرک، (گویش سورانی) یعنی کار | WorkWindow |  وَنَدیک، (گویش کلهری) یعنی پنجرهزو، در گویش سورانی یعنی زود | Soonهَس، (گویش کلهری) یعنی هست | isرنین، (گویش کلهری) یعنی بریدن | Rendرفاندن، در گویش سورانی یعنی بردن | Rapineنوزه، nöza در گویش کلهری یعنی صدای ناله | Noiseناو، در کلهری و سورانی یعنی نام | Nounنو، noo در کلهری و nwe در سورانی، نو و تازه | Newلَت، در گویش کلهری یعنی قطعه | lotلِل، lell در گویش کلهری یعنی تیره و تار | lourلوت، Löat در کلهری یعنی غارت کردن | lootگرتَی، Grtay در گویش هورامی یعنی گرفتن | Getگور، در گویشهای کردی یعنی گور، قبر | Graveگیل، در کلهری و سورانی، آدم ساده لوح و احمق | Gullگَمَه، در گویش سورانی یعنی بازی | Gameفره‌ در گویش کرمانشاه و برنگ‌ در گویش ایلام، یعنی پرت زدن | Flingگرفت، در گویش کلهری یعنی غم و گرفتاری | Griefتوز، در گویش کلهری یعنی گرد و خاک | Dustقفه، کوکه, در گویش کلهری یعنی سرفه | coughقلاو، در گویش سورانی یعنی کلاغ | Crowقیره، در گویش کلهری یعنی فریاد | Cryکاو، در گویش هورامی یعنی غار | Caveبوله، در گویش کلهری یعنی سر و صدا | Bawlبینای، در گویش هورامی یعنی بستن | Bindبیه‌ی، در گویش هورامی به معنای بودن | Beبریقه، در گویش کلهری یعنی درخشان | Brightبَبَ، در گویش کلهری به معنای نوزاد | Babyبرو، در سورانی و bröa در کلهری، یعنی ابرو | Browبوون، در سورانی و bön در کلهری یعنی بودن | Beingرینگیه‌ی، در گویش هورامی یعنی فشردن | wringشارو، در گویش کلهری یعنی تقسیم | Shareماین، ماینه، در کلهری یعنی اسب ماده و انسان مونث | Mareلَپ، در کلهری یعنی لب | Lipپَتی، در کردی کلهری یعنی خالی | Emptyبَون، در کلهری یعنی فراوان | aboundزیو Zew در کردی کلهری یعنی زمین | Geoکراس، در کردی سورانی یعنی لباس | Clothنوسین، در کردی سورانی، یعنی نوشتن | Noteرا، در کردی سورانی یعنی دویدن | Runقال، در کردی کلهری یعنی صدا و فریاد | Callخستن، در کردی سورانی یعنی انداختن | Castناق، در کردی کلهری یعنی گردن | Neckهوک، در کردی کلهری یعنی یادآوری | evokeفرین، در کردی کلهری یعنی پرواز کردن | FlyBlaze | بلازه، در گویش کلهری یعنی شعله آتشHurry | خیرا، در کردی سورانی یعنی عجلهHush | هس، در گویش کلهری یعنی ساکت شوHouse | حَوش، در گویش کلهری یعنی حیاط و خانهSwear | سویند، در گویش سورانی یعنی قسم خوردنجولَکَه، در گویش کلهری یعنی یهودی | jewShake |  شَکانن، در گویش کلهری یعنی تکان دادنSo | زور، در گویش سورانی یعنی زیادTwo | دوو، در گویش سورانی یعنی عدد دوGuess | گاس، در گویش کلهری، یعنی شایدWorry | ورینه، در گویش کلهری یعنی ناراحتی و درخواستسَرنج، در سورانی یعنی به دنبال رفتن | Searchکِف، kef، در گویش سورانی یعنی کوه | CliffStone | سان، در گویش کلهری یعنی سنگو ... که باید گشت و پیدا کرد، البته اگه شماها کلماتی سراغ دارید تو کامنت‌ها بنویسید.البته حرف‌هایی مثل (پ و ف) (گ و ک) (ر و ل) ( ز و ژ) ( چ و ج) ( س و ز) ( ق و ک) ( ب و پ) ( ب و ف) (د و ت) به خاطر اینکه تلفظشون تقریبا به یکدیگر شبیهه، کاملا طبیعیه که یه جاهایی متفاوت باشن.۲۳ تیر ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jul 2025 12:04:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غرب رفتنِ غرب</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-tdgwepouib90</link>
                <description>تمدن یونان باستان (غرب آن دوران)در تاریخ بشریت تمدن‌های زیادی وجود داشته‌ است، به عنوان مثال تمدن‌هایی نظیر تمدن چین، مصر، بین النهرین و ... که تاثیر زیادی در شکل گیری تمدن مدرن داشته‌اند و بیشترین سهم که متعلق به تمدن غرب است را نمیتوان نادیده گرفت.البته اوایل شکل‌گیری تمدن غرب، مهد علم و قدرت و مدنیت و شکوهش در یونان بود و در طی دوران‌ها هر کجا که تمدن غرب رو به زوال رفت در جای دیگری در مناطق غرب‌تر از خودش با شکوه‌تر و با قدرت‌تر سر برآورد و من نامش را گذاشته‌ام غرب رفتن غرب.در چند سده قبل از میلاد مسیح، تمدن یونان باستان جزء قدرتمند‌ترین‌ها و مهد علم و دانش بوده است و توانسته بود امپراطوری هخامنشیان را شکست دهد.ولی پس از طی دورانی، یونان رو به افول رفت و جای خود را به امپراطوری روم داد و آنها توانستند ابرقدرت جهان شوند که تمام سواحل دریای مدیترانه از ترکیه و مصر تا اسپانیا و مراکش و حتی انگلیس در اختیار آنها بود.با زوال و فروپاشی امپراطوری روم و در طی این فرایند باز هم قدرت غرب به سمت غرب عقب نشینی کرد و حکومت‌های بسیاری در اروپا شکل گرفت ولی قویترین‌ آنها مربوط به امپراطوری بریتانیا بود که از هنگ کنگ تا کانادا و از آفریقای جنوبی تا نیوزیلند تحت حاکمیتشان بوده، درواقع یک چهارم خشکی‌های جهان در اختیارشان قرار داشته است و خورشید هیچگاه در امپراطوری بریتانیا غروب نمی‌کرد.بالاخره امپراطوری بریتانیا هم ضعیف شد و طبق این روند باز هم قدرت غرب به سمت غرب رفت و جای خود را به آمریکا داد و غرب‌تر از آمریکا دیگر جایی نیست و نقطه پایانی آن است.پ.ن: البته من اطلاعاتم خیلی ناقصه، هر کجا که مطالبم اشتباه بود در کامنت‌ها بنویسید و بگید که این عقب‌نشینی غرب و مایل شدن به سمت غرب چه علت‌هایی داشته است. ۱۳ تیر ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jul 2025 15:57:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاه پوستان</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-wk4ks8wcst21</link>
                <description>سیاه پوستانخداوند بشر را از نژاد‌های گوناگون آفرید و یکی از این نژاد‌ها سیاه‌ پوستان هستند، نژادی که تقریبا میشه گفت مظلوم واقع شده‌اند یا تاثیر زیادی شاید در تاریخ نداشته‌اند، مثلا؛دین مستقل بزرگی نداشته‌اند، یعنی اگر قاره آفریقا را از وسط نصف کنیم شمالش مسلمان و جنوبش مسیحی هستند.برخلاف تاثیرات زیادی که غربی‌ها و شرقی‌ها( مغول) در تغییر تاریخ ایران و جهان داشته‌اند سیاهان هیچ نقشی یا هیچ حمله‌ای نداشته‌اند.پیشرفت علم و تکنولوژی دیر به آفریقا راه یافته است.زبان جهانی بخصوصی ندارندبه بردگی گرفته شدن و استعمار قاره آفریقا توسط کشورهای متعدد اروپایی و آمریکاعدم پیشرفت و آبادانی و زندگی قبیله‌ایوجود بزرگترین بیابانهای جهانوجود گرسنگی و سوء تغذیه گستردهبر‌خلاف همه‌ی این کمبودها، بیشترین رشد جمعیت جهان مربوط به کشورهای سیاه پوست است به طوری که تا چند دهه‌ی آینده جمعیت این کشورها دو برابر می‌شود و حتی جمعیتشان در کشورهای اروپایی و قاره آمریکا در حال افزایش است و تا چند دهه‌ی آینده از هر سه نفر در جهان یک نفرش سیاه پوست خواهد بود.پی‌نوشت؛ البته من اطلاعاتم کامل نیست هر جا که اشتباه کردم توی کامنت‌ها بنویسید۶ تیر ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jun 2025 18:43:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتش مشترک اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-cgude3yxlsmr</link>
                <description>برای مقابله با دشمنانجهان اسلام طی قرون متمادی پیوسته توسط غیر مسلمانان مورد حمله و غارت و اشغال قرار گرفته، از مغول‌ها بگیر تا حملات صلیبیون و روسیه و در سده‌های اخیر هم توسط غربی‌هاولی برعکسشم اتفاق افتاده حملات مسلمانان به هند و جنوب شرق و جنوب غرب اروپا، قفقاز و شمال آفریقا و ...به عنوان مثال کشورهای مسلمان شمال غرب آفریقا جزء مستعمرات فرانسه بوده‌اند یا غربی‌ها از ضعف امپراطوری عثمانی استفاده کرده و آنرا تکه تکه کردن و انگلیس به آرزوی دیرینه‌ی خود که اشغال مناطق شرقی دریای مدیترانه بود رسید، جایی که طی چندین جنگ صلیبی، غربی‌ها مجبور به عقب نشینی شدند ولی حالا در همانجا مردم غزه را مورد نسل کشی قرار داده‌اندروسیه و انگلیس مناطق زیادی رو از ایران جدا کردند و بین ما و فارسی زبانان تاجیکستان فاصله انداختندمن فکر میکنم همونطور که اروپایی‌ها یک ارتش مشترک به اسم ناتو را تشکیل داده‌اند اگر کشورهای مسلمان هم با یکدیگر متحد میبودن یا متحد بشن و یک ارتش اسلامی میساختن، غربی‌ها و روسیه و اسرائیل و سایر دشمنان نمیتوانستند به جهان اسلام حمله کنندالآن کشوری مثل ترکیه عضو ناتوست این یعنی با غربی‌ها اتحاد دارد که اگر یه وقت با ایران وارد جنگ شد اروپایی‌ها را هم به ایران حمله‌ور کند (اتحاد یک کشور مسلمان با غیر مسلمانان)از یه طرف روسیه دشمن ناتوست ولی اگر دوست و متحد ناتو میبود معلوم نبود با هماهنگی همدیگر باز هم کشورهای مسلمان رو مورد تاخت و تاز قرار میدادند یا نهدر کل منظورم این بود که همونطور که جهان غرب پشتیبان اسرائیل برای حمله به ایرانه کاش ایران هم حداقل یک کشور پشتیبان میداشت ولی حیف که تک و تنهاست.۱۴۰۴/۰۴/۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Jun 2025 10:46:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میهن</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%86-biiki7pi2dbr</link>
                <description>ایران عزیزندانی که ایران نشست   منستجهان سر به سر  زیر  دست ِ منست هنر   نزد  ایرانیان  است و  بـــسندادند   شـیر    ژیان     را    بکــس  همه   یکدلانند   یـزدان   شناس بـه   نیکـی  ندارنـد  از  بـد   هـراس  دریغ است ایـران که ویـران شــود کنام     پلنگان   و  شیران    شــود  چـو ایـران نباشد  تن  من مـبـاد در این بوم و بر زنده یک تن مباد  همـه روی  یکسر  بجـنگ  آوریــم جــهان بر   بـداندیـش   تنـگ آوریم  همه سربسر تن به کشتن دهیم بـه از آنکه  کشـور به دشمن دهـیم  چنین  گفت  موبد   که مرد   بنام بـه از زنـده  دشمـن بر او  شاد  کام  اگر  کُشــت  خواهــد  تو را روزگــار چــه  نیکــو تر  از  مـرگ  در کـــار زاربه هر جا که هستید خروش آورید جهنده جهان را به جوش آورید  همه یک به یک مهربانی کنید به کل جهان پاسبانی کنید  به صلح جهانی بکوشید سخت به فر جهان باور نیک بخت  جهان را بسازید همچون بهشت مگوئید هرگز سخن های زشت  بگوئید این جمله درگوش باد چو ایران نباشد تن من مباداز فردوسی بزرگامیدوارم این روزهای سخت با پیروزی ایران تموم بشهو به روزهای خوب و خوش گذشته برگردیم.۳۱ خرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 14:01:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ واژه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7-egufr2t7erlv</link>
                <description>زبان کُردیاز زمان‌های گذشته تاکنون بسیاری از زبان‌ها در دل تاریخ محو شده‌اند و در عصر حاضر نیز بسیاری دیگر از زبان‌ها در حال فراموشی و هضم شدن هستند.یکی از همین زبان‌ها، زبان کُردی است که به علت‌های زیادی در حال فراموشی بسیاری از واژگانش است و روز به روز دایره‌ی لغاتش کوچکتر میشود، شاید به خاطر دلایل زیرزبانشان رسمی نیست در مدارس تدریس نمی‌شودهجوم واژگان فارسیعصر فناوری و جهانی شدننداشتن تعصب کافی روی زبان خودالبته این روند نابودی زبان به تدریج و آرام است، به این صورت است که در طی روزگار، لغات بیشتری از زبان کُردی مورد فراموشی قرار می‌گیرد و نسل جوان آن لغات را با کلمات فارسی جایگزین می‌کنند.زبان کُردی دارای گویش‌های متعددی است، در این بین دو گویش کرمانجی و سورانی به علت داشتن رسانه‌های متعدد و داشتن اقلیم خودمختار کردستان عراق تا حدوی میشه گفت گستردگی دایره واژگانشان از حذف شدن مصون مانده‌اند.کردهای عراق توانسته‌اند واژگان جایگزین زیادی برای لغات عربی بسازند، مثلا گَروک برای ماشینپاریزگا برای محافظه ( استان )سََروک کومار برای رییس جمهور و ...در این بین سرعت نابودی واژه‌های زبان کردی در ایران خیلی بیشتر است مخصوصا گویش《هورامی》و گویش《کلهری》.گویش هورامی به علت جمعیت کم در ایران و احاطه شدن توسط گویشوران سورانی تا حدودی در معرض سورانی شدن است، چونکه در سده‌های گذشته مناطق دارای گویشوران هورامی خیلی بیشتر بوده و یک زبان ادبی بوده است.در کردستان عراق نیز گویش هورامی در معرض انقراض است، با بمباران شیمیایی شهر حلبچه توسط صدام، خیلی از این مردمان شهید شدند و سایرین هم به علت رسمی بودن گویش سورانی در عراق مورد تهاجم این گویش هستند.در حالیکه گویش هورامی با اصالت‌ترین گویش زبان کردی است.گویش کلهری توسط کردهای استان کرمانشاه و استان ایلام مورد تکلم قرار می‌گیرد و سرعت فراموشی واژگانش نسبت به گویش سورانی که در استان کردستان تکلم میشود خیلی بیشتر است و شاید به خاطر علت‌های زیر باشد:▪︎نداشتن رسانه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی (چونکه گویش سورانی دارای ده‌ها شبکه تلویزیونی است).▪︎تعصب کمتر نسبت به گویشوران سورانی▪︎برخی از مردم این دو استان، زبان فارسی را یک زبان برتر و اداری می‌دانند و با کودکان خود فارسی حرف می‌زنند و همین مسئله باعث میشود وقتی که بچه‌ها بزرگ شوند نیز به همان فارسی صحبت کردن خود ادامه دهند.این مسئله در داخل روستاها کمتر است و در میان قشر کارمند و شهرنشین خیلی بیشتره، مخصوصا در استان کرمانشاه.نابودی گویش‌ سورانی در واژگانش جزئی و کند استولی در گویش کلهری این روند خیلی سریع‌تر است و بسیاری از واژگان اصیل کردی از دایره لغات روزمره‌شان حذف شده است.در ادامه به واژگان و افعالی از کردی کلهری که در سال‌های اخیر حذف و در معرض حذف شدن هستند پرداخته‌ام.تعدادی از لغات زیر در حدی در معرض فراموشی هستند که من فقط از زبان مادربزرگم شنیده‌ام.بسیاری از کلمات زیر توسط بیشتر افراد مورد استفاده قرار نمی‌گیرد (مخصوصا جوانان) و از مترادف‌های کردی و یا معادل فارسی آن‌ها استفاده می‌شود.آفرت |  Afrat | زنماینه | Maina | مونثنیروک | Nerook | نر، مذکرویلکان | weilkan | عروسکوندیک | Wanadik | پنجرهدروچ | Darwach | پنجرهبژانگ | Bzhang | مژهبروه | bröa | ابروهناس | Hnas | نفسهرس | Haras | نفسعرمس | Erms | قطره، اشکوینه | Wena | صورتشیوه | Shewa | صورترسقال | Rsghal | رخسار، صورتمژگ | Mezhg | مغزپرچگ | Prchg | گیسقژ | ghzh | گیسزنج | znj | چانهگمیچه | Gomeicha | مشتبنگس | Bngs | وجبوژنی | Wzhne | زانوجانگیه | Jangia | شقیقهگورچی | Gorche | کلیهلیخرو | Likharoo | رودهآرو | Aroo | لثهکاکیله | Kakila | دندان آسیابملت | Mlt | پوستکول | Kawl | پوستتوک | Took | پوستتوک | Tök | موزیاده | Zeada | سیزدهسبا | Sabaa | صبحشفق | Shafagh | صبح زودشوق | Shawgh | نورحساره | Hsara | ستارهتروسکه | Tröska | نور ضعیفچرمولک | Charmoolk | سفیدقولش | Gholash | سیاهپیر | Pear | پدرزربرا | Zrrbra | برادر ناتنیباپیره | Bapirra | شوهر مادرپل | pall | سنگسان | Saan | سنگگر | Garr | تپهبزمار | Bzmar | میخشریت | Shreet | طنابرسن | Rasen | طنابریک | Rik | راستهیل | Hell | خطکر | Krr | خطژار | Zhaar | فقیرلات | Laat | فقیرسلپ | Sllp | تفالهپرو | Parroo | پارچه‌ی کهنهدلنگ | Dllng | لباسجیپال | Jipal | لباسسنیا | Sania | بالشآسن | Asen | آهنماسی | Masi | ماهیگزی | Gze | جاروشر | shrr | کهنهگر | Grr | حرارتبلازه | Blaza | شعلهبلاچه | Blacha | جرقهحوش | Hawsh | حیاطآمیته | Amita | آمیختهفالی | Fallei | کارگریدیکه | Deaka | روستاهاتی | Haate | شایدمزنم | Mznam | انگارچمان | Chman | انگارگرنج | Grnj | برجستهتوز | Tooz | کمهوز | Hooz | طایفهرقل | Raghal | لاغربزوزگه | Bzözga | لرززقوم | Zghom | سرمابوق | Boogh | هولدلک | Dalak | هولمله | Mela | گردنهکور | Kawr | کوه، سنگدول | Dooll | درهپل | Pal | درهچته | Chata | راهزنتلا | Tellaa | چماقچول | Chooll | خالیگل | Gal | گروهکرمژن | Krmzhn | کرم خوردههاز | Haaz | نیروآزا | Azaa | سالمگوتری | Gootaray |  بیخودعشقال | Eshghaal |  حیوانخاپور | Khapoorr | خرابخور | Khawr | خرابآزو | Azaw | مجردلار | Laar | کجهچان | Hchan | فرصتگماشته | Gomashta | نوکر و کلفتآلشت | Alsht | معاملهآلوش | Alloosh | التهابمزم | Mazm | کوچکمخته | Mkhta | مشتریمیلکان | Milkaan | منزلسور | Söar | قرمزخوره بری | Khoaraberi | پوسیدهچلیس | Chlles | شکموهنجل | Hanjal | وسیلهگال | Gaall | دستورپلامار | Plamar | تجاوزهلامات | Hlamat | حملهبخت | Bkht | تهمتکوک | Kook | غیبتخوسپ | Khosp | غیبتخولک | Kholk | تعارفخریک | Kharik | مشغولدپیک | Dpiak | امتحانگی | Gae | نوبتهوکاره | Hookara | عادتخی | Khae | عادتآراسه | Araasa | حاضردسپیچگ | Daspechg | بهانهلاپرتنگ | Laprtng | تیکه انداختنکردن | Krdn | باز کردنسرین | Srrin | پاک کردنخرین | Khrrin | خریدنرژین | Razhin | سیاه کردننورین | Noorin | نگاه کردندان | Daan | باز کردننان | Naan | بستنرچیان | Rchian | یخ زدنرویان | Rawian | رفتنژیان | Zhian | زندگینوقانن | Nöghann | بستنکوشانن | Koshann | خاموش کردنهناردن | Hanardn | فرستادننمانن | Namann | خم کردنپشانن | Pshann | پخش کردنچقانن | Chghann | کاشتنهلاتن | Hllatn | بالا آمدن، عصبانی شدنهلچانن | Halchann | برداشتنهلوژانن | Halwzhann | انتخاب کردنهلوشانن | Halwshann | کتک زدنهلقورانن | Halghorann | نوشیدنهلکفتن | Halkaftn | رشد کردنرانان | Ranan | تحریک کردنرازانن | Razann | آرایش کردنداهاتن | Dahatn | عادت کردنداکردن | Dakrdn | خالی کردنداچقیان | Dachaghian | باز شدنو ...مهربان مرادی، ۲۴ خرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jun 2025 10:55:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابخانه ویکی پدیا</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7-tljuw7w7uuda</link>
                <description>ویکی پدیاشما اگر در هر زمینه‌ای در اینترنت سرچ کنید با مقاله‌ای در همان موضوع با سایت ویکی پدیا مواجه می‌شوید، سایت ویکی پدیا در طول چندین سال فعالیت خود مقاله‌هایش توسط افراد مختلف نوشته شده است.حتی شما هم می‌توانید با ایجاد حساب کاربری در ویکی پدیا به ایجاد و ویرایش مقاله‌ها و افزودن مطلب به آنها البته با ذکر منبع بپردازید.کاربرانی که تا چند وقت پیش به ۱۰۰۰ ویرایش در ویکی پدیا رسیده بودند، قفل کتابخانه‌ی ویکی پدیا براشون باز میشد.لازم به ذکر است، چیزی که با سرچ در گوگل بالا میاد مقاله‌های ویکی پدیاست و برای دسترسی به کتابخانه‌  ویکی پدیا باید عضو شد و به ویرایش پرداخت.ولی به تازگی کاربران با انجام ۵۰۰ ویرایش در همین سایت میتوانند به کتابخانه‌ی ویکی پدیا دسترسی پیدا کنند که شامل انواع کتاب‌ها در موضوعات مختلف است.ویکی پدیا به بیشتر زبان‌های دنیا موجودهتا این لحظه بیش از یک میلیون مقاله در ویکی پدیای فارسی ایجاد شدهو همچنین تعداد ویرایشات انجام شده در ویکی پدیای فارسی به بیش از چهل میلیون ویرایش می‌رسد و اعضای فعالش هم نزدیک به پنج هزار کاربر است.در ویکی پدیا نمیتوان دو حساب داشت و اگر مدیران ویکی پدیا بفهمند حسابتان مسدود میشودبرای آنکه به ارتباط دو حساب شما پی نبرند از آی‌پی‌های جدا استفاده کنید و ویرایشات دو حسابتون شبیه به هم نباشند، مثلا با یک حسابتون در زمینه ویرایش فیلم و سریال و با حساب دیگه در موضوعاتی جدا ویرایش کنید.مدیران ویکی پدیا هم از صفر به اینجا رسیدن.عصر ۱۴ خرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jun 2025 19:05:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی من با ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@MehrabanMoradi/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-uhjwirc278ky</link>
                <description>Virguleآشنایی من با ویرگول از دیدن یه ویدئو در سایت آپارات شروع شد که توضیحاتی رو درباره‌ی نحوه‌ی آپلود عکس در سایت ویرگول می‌دادهمین که وارد ویرگول شدم جذبش شدم و ثبت نام کردم و گفتم کاش زودتر میتونستم اینجا رو کشف کنم از اون موقع من مطالبی را در ویرگول منتشر کردمویرگول در نگاه من یه جای صمیمی جلوه کردویرگول و بعدش هم آشنایی با دوستان جدیدآشنایی با یه محیط گرم و دوست داشتنییه محیط خوب که کمتر جایی پیدا میشه، پر از آدمایی که عاشق خوندن و نوشتن هستن و ایده‌های ناب واسه نوشتن دارنخوندن و آموختن مطالب جدید وجود نویسندگان حرفه‌ایوجود انواع موضوعاتویرگول برای من یعنی یک دوست خوبیه جایی که دل کندن ازش سختهویرگول عزیز تولدت مبارک، امیدوارم پیشرفت کنی و سالهای سال بدرخشی.۱۲ خرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>مهربان مرادی</category>
                <author>مهربان مرادی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 20:02:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>