<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهران مافی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MehranMG</link>
        <description>خورده ام ، نوشیده ام ، چند نفری را دوست داشته ام ، کمی اعتراض کرده ام ،کمی زندگی کرده ام ،کمی دیگر نیز زندگی خواهم کرد....</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:37:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/133677/avatar/QdDSwf.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهران مافی</title>
            <link>https://virgool.io/@MehranMG</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دین ما انسانیت است ، اما شما به انسان بودنت شک کن</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AA-%D8%B4%DA%A9-%DA%A9%D9%86-ueydxigqiscz</link>
                <description>وقتی سلاح دست شان است ، حرف از انسانیت نیست.وقتی غیرنظامیان را گروگان میگیرند و تجاوز می کنند و با خوشحالی شیرینی پخش میکنند و دنبال احکام صیغه می گردند ، حرفی از انسانیت نیست.اما همین که ورق برمیگردد شروع میکنن به شلوغ بازی و ننه من غریبم کردن که اینها دارند از کشته شدن ما خوشحالی می کنند.وقتی ارباب شان به کشور همسایه اش حمله می کند حرفی از انسانیت و تجاوز به کشور دیگر نیست. و حتی با ارسال پهباد و نیرو به کمک متجاوز هم می روند.اما در جای دیگر ، دوباره پای انسانیت به میان می آید. دوباره صحبت در مورد این می شود که متجاوز کیست و چه کسی دارد دفاع می کند.وقتی در کوچه و خیابان هموطن خودشان را میکشن ، حرف از انسانیت نیست. اما بی تفاوتی ما نسبت به کشته شدن مردم غزه به دور از انسانیت است.هیچکس حق ندارد پوشش و اعتقاداتی مخالف آنچه این ها دوست دارند ، داشته باشد ، اما در مراسم مذهبی خودشان یاد حرف هایی مثل احترام به عقاید میوفتند.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Apr 2025 23:01:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افرادی که چک لیست دارند کار خود را 40 درصد سریعتر انجام می دهند</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%86%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-40-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-almo0xcnisyp</link>
                <description>افرادی که چک لیست دارند کار خود را 40 درصد سریعتر انجام می دهند.اما اکثر افراد چک لیست را اشتباه درست می کنند. در اینجا نحوه انجام صحیح #چک_لیست آمده است:1. تخلیه ذهن: تمام وظایف که در ذهنتان هست را بنویسید.همه پروژه ها، اهداف و کارها.  اینکار بارِ شناختی را آزاد می کند.2. وظایف را جدا کنید.کارها را به 3 - 5 کار بزرگ در روز تقسیم کنید.از ماتریس آیزنهاور برای تفکیک وظایف بر اساس اهمیت استفاده کنید. ← فوری و مهم← فوری نیست، اما مهم است← فوری، اما نه مهم← نه فوری و نه مهم3. یک لیست روتین صبحگاهی ایجاد کنید.هر روز، با یک روال ساده 5-15 دقیقه ای شروع کنید. مثال: ← آب← صبحانه← کشش← پلانک← مدیتیشن4. بلوک بندی زمان.برای هر کار زمانی را برنامه ریزی کنید. 90 دقیقه کار کنید و سپس استراحت کنید.از تکنیک پومودورو استفاده کنید.  25 دقیقه کار با 5 دقیقه استراحت.5. وظایف را به اهداف متصل کنید. برای هر کار، بپرسید &quot;چرا؟&quot; دانستن دلیل پشت هر کار، آن را به اهداف مرتبط می کند.اهداف = انگیزه = بهره وری بیشتر.6. بارگذاری بیش از حد لیست خود را متوقف کنید. مشغول بودن به معنای کارآمد بودن؛ نیست. 3-5 کار اصلی و 1-2 کار جزئی کافی است. این از فرسودگی شغلی جلوگیری می کند و انگیزه شما را حفظ می کند.7. لیست خود را در پایان روز مرور کنید.به کارهای انجام شده نگاه کنید. پیروزی ها را جشن بگیرید. آنچه از دست رفته را تجزیه و تحلیل کنید. این باعث می شود لیست روز بعد بهتر شود.بهره وری مربوط به تمرکز است، نه تعداد کارها. منبع: danmurrayserter&lt;br/&gt; </description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Nov 2023 11:45:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرونده بیمارستان روانی</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-vk9nvrgjdyet</link>
                <description>دوستان این مطلب از منبع زیر برداشته شده است : https://twitter.com/MehdiMohrazدر سال 1990 در شرق آمریکا راننده اتوبوسی به اسم جان ورد برای یک آسایشگاه روانی کار می کرد.جان ورد یک روز مامور شد تا تعداد 20 بیمار روانی را از آسایشگاه به آسایشگاه دیگه ای انتقال بده.در مسیر راه آسایشگاه بعدی به علت تشنگی تصميم ميگيره برای دقايقی از اتوبوس پياده بشه و نوشيدنی بنوشه.اما به تصور اینکه بيماران روانی هرگز قادر به فرار نیستن خارج میشه.بعد از نوشيدن كمی ابجو ، باز به اتوبوس برمیگرده اما متوجه ميشه تمام بيماران از اتوبوس فرار كردن.بعد از این اتفاق اون میدونست اگه رئيس آسايشگاه متوجه اين اتفاق بشه كارش رو از دست میده و عواقب خیلی سنگینی براش داره ، اما تصميم به كار عجيبی میگیره.با اتوبوسش به نزديک ترين ايستگاه اتوبوس ميره و تعدادی مسافر سوار ميكنه تا اينكه به تعداد بيست نفر برسه.سپس اونها را به مقصد ميبره و به مامور اسايشگاه مقصد تحویل میده و میگه اينا همون مريض هایی هستند كه قرار بود منتقل بشن اما مواظب باشيد چون انقدر مريضيشون شديده كه فكر ميكنن روانی نيستن و ادای آدم های معمولی رو در ميارن.اين بيست نفر دو ماه در آسايشگاه ، اشتباهی بستری ميشن تا اينكه مشخص ميشه اونها بيمار نيستن.اما جالبه بدونید از اين بيست نفر تنها 5 نفر سالم ميمونن و مرخص ميشن و بقيه در آسايشگاه به علت انواع بیماری های روانی وحشتناک بستری میشن و بعضی هاشون خودکشی میکنن.در نهایت راننده خاطی دستگير شد و آسايشگاه به علت رعایت نکردن قوانین جابجایی نيز جريمه شد اما در اون سال جرم و جنايت 10% افزايش پیدا کرد!در طول 4 ماه بعد نيز تنها تعداد اندكی از افراد فراری دستگير شدند.&lt;br/&gt; </description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Nov 2023 11:31:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روسریتو در بیار ، موهاتو باز باز باز کن</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86-w6srhzhzpqgm</link>
                <description>روسریتو در بیار ، موهاتو باز باز باز کنعشق من نترس ، بخند ، به گریه اعتراض کنروسریتو در بیار ، هوا رو صاف صاف صاف کنعشق من نترس ، برقص ، به بوسه اعتراف کن#مهدی_یراحیزن زندگی آزادی</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Sat, 02 Sep 2023 11:17:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات مهم برای تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-scaianp5zvoa</link>
                <description>فریلنسینگ چیست؟به مجموع فعالیت های انجام یک پروژه از طریق اینترنت و بدون نیاز به حضور مشتری در محل کار ، فریلنسینگ می گویند.فریلنسینگ یک راه بسیار عالی برای کسانی است که دوست دارند رئیس خود باشند، پول بیشتری کسب کنند و کسب و کار خود را راه اندازی کنند.نکات مهم برای فریلسنرهاهنگامی که شما یک فریلنسر هستید، مسئولیت های شما با کارمندان تمام وقت متفاوت خواهد بود.فریلنسینگ به شما آزادی بیشتری در مورد زمان و نحوه تکمیل کارتان می دهد، اما همچنین به این معنی است که باید تمام امور خود را بدون حمایت یک شرکت بزرگتر مدیریت کنید.هر چند نگران نباشید ، با کمی آمادگی ، این می تواند ساده تر از آن چیزی باشد که در ابتدا به نظر می رسد.1. مهارت های ارتباطی خود را ارتقا دهیدمهارت های ارتباطی بخش مهم در آزاد کاری است.بسیار مهم است که با مشتریان ارتباط برقرار کنید تا درک درستی از آنچه آنها نیاز دارند داشته باشید.همچنین، مهارت های ارتباطی در ایجاد روابط حرفه ای برای حفظ مشتریان در دراز مدت ضروری است.2- مهارت های خود را برجسته کنید و خود را ارتقا دهیدبه عنوان یک فریلنسر همواره باید به دنبال ارتقا مهارت های خود باشید.و همچنین مواردی که در آن مهارت کافی دارید را به مشتریان و کارفرمایان نشان دهید.برای مثال راه اندازی وب سایتی را در نظر بگیرید که نمونه کارهای شما را نمایش می دهد و شامل توصیفات مشتریان راضی شما می شود.3- رد شدن را به عنوان بخشی از کار بپذیریداین یک واقعیت است که شما نمی توانید در تمام پروژه های فریلنسرینگ قبول شوید.رد شدن را به عنوان یک شکست از جانب خود تلقی نکنید.در نهایت، برخی از کارفرمایان ، ممکن است در آینده زمانی که نیازهایشان تغییر می کند، بازگردند و با شما کار کنند.حتی اگر این کار را نکردند، به تلاش خود ادامه دهید تا مشتریانی را پیدا کنید که برای آنچه شما ارائه می‌دهید مناسب باشند.میندا هانی ، نویسنده محتوای آزاد، گفت: «با طرد شدن راحت باشید. ناامید نشوید، فقط به آسیاب کردن ادامه دهید. اگر کار خوبی انجام دهید، مردم صحبت می‌کنند و افراد بیشتری می‌خواهند با شما کار کنند.»4- همه چیز از پروژه ها گرفته تا امور مالی را مستند کنیدهنگامی که شما خوئ اشتغال هستید، نه تنها به مشتریان خدمات ارائه می دهید، بلکه مسئولیت حسابداری را نیز بر عهده دارید.منظم ماندن به شما کمک می کند تا از هر گونه اشتباه و اتفاق ناگوار در مسیر خلاص شوید.5- با کارفرما و مشتریان ارتباطی فعال داشته باشیداگرچه فریلنسینگ به این معنی است که شما برای خودتان کار می کنید، بسیار مهم است که مشتریان شما راضی باشند.بخشی از آن به معنای برقراری ارتباط فعالانه و تعیین انتظارات واقع بینانه در مورد ضرب الاجل است.اگر مشکلی پیش آمد یا تاخیری رخ داد، موضوع را با کارفرما در میان بگذارید.اگر کسی در مورد پروژه خاصی پاسخ نمی‌دهد و برای حرکت به جلو به پاسخ او نیاز دارید، پیگیری کنید و به او اطلاع دهید که مهم است.منتظر نباشید تا کسی ابتدا با شما تماس بگیرد.منبع : کافه لرن</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Aug 2023 15:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاسخ به توهم رتبه 15 ایران از نظر مقالات علمی در جهان</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-15-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-nrmrh8szgxr6</link>
                <description>سایت scimagojr کشورها رو از نظر مقالات علمی مورد بررسی قرار داده.طبق آمار این سایت در حال حاضر ایرن از نظر تعداد مقالات منتشر شده ، بالاتر از هلند و ترکیه در رتبه 15 جهان قرار داره.بسیاری از دوستان ، طبق همین  رتبه بندی ، ایران رو رتبه 15 علمی جهان میدونن.آماری که این سایت ارائه داده و توی عکس زیر با کادر قرمز مشخص کردم ، مقالات رو از نظر تعداد مقالاتاسناد قابل استناداستنادخود استنادهانقل قول ها در هر سندو شاخص Hبررسی کرده :مهم ترین نکته ای که توی این مطلب باهاش کار داریم ، شاخص H هست.حالا شاخص H چیست؟به صورت خلاصه : خلاصه بخوام بگم : اچ ایندکس شاخصی است که می‌توان به وسیله آن محققان تأثیرگذار را از آنهایی که صرفاً تعداد زیادی مقاله منتشر کرده‌اند متمایز نمود.( لینک توضیح کامل شاخص H در ویکی پدیا : https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5_%D8%A7%DA%86 )اگر روی گزینه H index در سایت scimagojr کلیک کنیم ، رتبه ایران به طرز چشمگیری افت میکنه و در رتبه 41 جهان قرار میگیره.از این تحلیل چه نتیجه ای میشود گرفت؟ اینکه کشور ما ، کشوری است که در تعداد بسیار زیادی مقاله بدون بار علمی منتشر میکنه.پس لطفا از این توهم که کشور ایران از نظر تولید علم در رتبه 15 جهان قرار داره بیرون بیاید.به عنوان یک ایرانی ، شخصا از پیشرفت کشورم خوشحال خواهم شد. اما پیشرفت ، با توهم پیشرفت تفاوت داره.به جای اینکه خودمون رو گول بزنیم که رتبه 15 جهان هستیم ، تلاش کنیم تا واقعا به جایگاهی در جهان برسیم.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Aug 2023 11:04:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه اسلامی (!)</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-pxby4eoxkebh</link>
                <description>یک زمانی سنت گرایان جامعه ایرانی ، از حمام های جدید (دوش آب) پرهیز می کردند و معتقد بودند دوش مطهر نیست و غسل کردن با آن جایز نیست.از رادیو ، تلوزیون ، بلندگو و حتی تا دهه پیش از ویدیو دوری می کردند.از راه رفتن شانه به شانه زن و مرد پرهیز داشتند.زن را موظف به انجام کارهای خانه می دانستند و با رای دادن و انتخاب شدن زنان مخالفت می کردند.از بردن نام زنان و دختران خود ، در مجامع عمومی پرهیز می کردند.بستن ساعت به دست یا پوشیدن کت و شلوار را تشبیه به کفار می کردند و حرام می دانستند.عکاسی و سوار شدن به دوچرخه و قطار را جایز نمی دانستند.دختر و پسر را حتی پس از عقد تا شب عروسی از هم دور نگه می داشتند.رانندگی زنان را جایز نمی دانستند و دختران خود را به مدرسه نمی فرستادند.از گرفتن گذرنامه و شناسنامه خودداری می کردند و این ها را عین شریعت و دین می دانستند و اگر کسی خلاف آن عمل می کرد ، او را گناهکار لقب می دادند.امروز اما همه این امور پیش افتاده و طبیعی به شمار می روند.هرچند که هنوز هم هستند کسانی که این کارها را فرهنگ غرب و دسیسه آمریکا برای نابودی اسلام می دانند!!برای شکستن این تابوها انسان هایی جانشان را از دست دادند ، شلاق ها خوردند ، سرزنش شدند و آبرویشان را بر باد دادند....بسیاری از اتفاق هایی که امروز هم خط قرمز به شمار می روند تا چند وقت دیگر به عنوان امور پیش و پا افتاده و عادی قلمداد می شوند و نسل های آینده به آن لبخند می زنند.فقط انگار لازم است که انسان هایی جان و مال و آبرویشان را برسر آن بگذارند.صاف کردن جاده های سنگلاخ همیشه پر هزینه است.پیش از ما کسانی هزینه اش را داده اند ، امروز هم عده ای می دهند تا آیندگان آسوده تر زندگی کنند.گویند : در این کشور :سنگ لعل شود در مقام صبر ، آری شود ، ولیک به خون جگر شود.منبع : clean.minded</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Aug 2023 13:39:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفتار شما ، شما را تعریف نمی کند</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-kznnaff44ymj</link>
                <description>خلاصه کتاب &quot;اول عاشق خودت باش&quot; - فصل دوم - قسمت اولرفتار شما ممکن است هوشمندانه باشد یا نباشد ، ولی در هر صورت شما را تبدیل به یک آدم تو خالی نمی کند.شما می توانید یک آدم با ذکاوت با انتخاب های افتضاح باشید.گاهی اوقات ، ما بدون فکر به نتیجه رفتارمان , عمل می کنیم. بپذیرید که هیچکس کامل و بی نقص نیست.بعد از اینکه نتیجه تصمیماتمان را دیدیم ، قضاوت اینکه &quot;اشتباه&quot; بوده آسان است و احتمالا فکر می کنیم بهتر بود متفاوت عمل می کردیم. به هر حال در آن زمان ما با توجه به اطلاعاتی که در اختیار داشتیم ، بهترین تصمیم را گرفتیم و به نظر می رسید که بهترین انتخاب ما باشد.رفتار شما ارتباطی با ارزش شما به عنوان یک انسان ندارد.اشتباه نکردن ، شما را ارزشمندتر نمی کند و اشتباه کردن نیز از ارزش شما کم نمی کند.حتی اگر نابخردانه عمل کنید ارزش شما به عنوان یک انسان همیشه باقی می ماند.شما همیشه بهترین را انجام می دهید. بهترین در آن زمان ، مبتنی بر میزان رشد شخصی و آگاهی شماست. تصمیمات و عملکردتان همیشه مبتنی بر سطح دانش شما است.اجازه ندهید که تصمیمات اشتباه و نا معقول ، به ارزش ذاتی تان به عنوان یک انسان ضربه بزند ، فقط از اشتباهاتتان درس بگیرید و تکرارشان نکنید.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Aug 2023 12:44:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیزیف ، قهرمان پوچ</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%B3%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%81-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%88%DA%86-kzbjoqynctqr</link>
                <description>افسانه سیزیفسیزیف قهرمانی در اساطیر یونان است.طبق افسانه ها سیزیف پایه‌گذار و پادشاه حکومت افیرا بود. او به علت خود بزرگ بینی و حیله گری ، توسط خدایان یونان به مجازاتی بی پایان و بی حاصل محکوم شد.مجازات سیزیف این بود که اون باید هر روز تخته سنگ بزرگی را تا نزدیک قله کوه ببرد ، اما هر بار با نزدیک شدن به قله و قبل از رسیدن به پایان مسیر ، سنگ رها شده و به پایین کوه سقوط می کند و این چرخه تا ابد برای سیزیف ادامه پیدا می کند.او مجبور است هر روز صبح تخته سنگ را تا نزدیک قله ببرد و در انتهای مسیر شاهد رها شدن و غلتیدن سنگ به مکان اول باشد.طبق نظر خدایان این سخت ترین شکنجه و مجازاتی است که برای یک انسان میتوان در نظر گرفت. کاری سخت و طاقت فرسا که در عین دشواری ، بی معنی و تمام نشدنی نیز است.آلبر کامو در بخش پایانی کتاب افسانه سیزیف می نویسد :« آن‌گاه سیزیف می‌بیند  که سنگ لحظه‌ای چند به جانب این جهان زیرین نزول می‌کند، که از آن‌جا او باید آن را از نو به سوی بالا برد. سیزیف دوباره به سوی دشت پایین می‌رود. لحظه‌ی این برگشت و این توقف است که مرا به سیزیف علاقه‌مند می‌سازد. چهره‌ای که تا این اندازه نزدیک به سنگ‌ها نقش بسته، اکنون خود سنگ است. من او را می‌بینم که با گامی سنگین ولی شمرده به جانب شکنجه‌ای که پایانی برای آن نمی‌شناسد، پایین می‌رود. این ساعتی که هم‌چون وقفه‌ی استراحتی است و برگشتنش به قدر سیه‌روزی او مسلم است، این ساعت، لحظه‌ی آگاهی است. در هر یک از این لحظاتی که او قله‌ها را ترک گفته، اندک اندک به سوی مغازه‌ی خدایان فرو می‌رود؛ بر سرنوشت خویش برتری دارد. او نیرومندتر از تخته سنگش می‌‌باشد.»اگر به خواندن اطلاعات بیشتر درباره سیزیف علاقه مند هستید ، به لینک زیر در ویکی پدیا سر بزنید :سیزیفهمچنین پیشنهاد می کنم در صورت علاقه داشته کتاب اسطوره سیزیف را هم مطالعه کنید.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 11:16:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر جنگیده بودم لااقل حسرت نمی خوردم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%84%D8%A7%D8%A7%D9%82%D9%84-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%85-cbztqkifxr5e</link>
                <description>برای آرزوهای محال خویش می گریماگر اشکی نماند در خیال خویش می گریمشب دل کندنت می پرسم آیا باز می گردی؟جوابت هرچه باشد بر سوال خویش می گریمنمی دانم چرا اما به قدری دوستت دارمکه از بیچارگی گاهی به حال خویش می گریماگر جنگیده بودم لااقل حسرت نمی خوردمولی من بر شکست بی جدال خویش می گریمنمی گریم برای عمر از کف رفته ام امابرای آرزوهای محال خویش می گریم</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 10:48:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارور AttributeError module &#039;numpy&#039; has no attribute &#039;array&#039; در پایتون</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B1-attributeerror-module-numpy-has-no-attribute-array-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-hklizlvgylab</link>
                <description>سلام.امروز می خواستم با استفاده از کتابخانه numpy در پایتون یک پروژه کوچکی رو بنویسم ، که با خطای زیر مواجه شدم :AttributeError: partially initialized module &#x27;numpy&#x27; has no attribute &#x27;array&#x27;خیلی جالب بود چون تا حالا این خطا رو ندیده بودم و از اینکه کلا برنامه من یک خط داشت :import numpyarray = numpy.array([[1,2],[3,4]])بعد از چند دقیقه متوجه شدم که ایراد از اسم فایل من هست :numpy.pyاسم فایل پروژه رو گذاشته بودم numpy.py و وقتی کتابخانه numpy رو در پروژه import کردم  باعث این خطا شد.و به راحتی با تغییر نام فایل مشکل حل شد.برای همین گفتم این رو اینجا پست کنم تا بقیه دوستانی که به این مشکل بر میخورن دلیل و نحوه برطرف کردنش رو ببین.اگه به این مطلب و مطالب دیگه در مورد پایتون و برنامه نویسی علاقه دارید خوشحال میشم که از سایت من هم دیدن کنید :بای کد - یادگیری برنامه نویسی</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Oct 2022 13:18:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای ایران... برای آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-ikxj2vt0hvid</link>
                <description>به ما نگید &quot;تحت تاثیر فضای مجازی&quot;نسل من دلار 1000 تومنی رو دید ، با دلار 30000 تومنی جوون شد.نسل من خونه 50 میلیونی رو دید ، با خونه 5 میلیاردی جوون شد.نسل من آرزوی سانتافه 100 میلیون تومنی رو داشت ، با پراید 200 میلیونی جوون شد.نسل من به خاطر شما بود که جوونی ندید.....</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Oct 2022 11:50:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توابع کاربردی کتابخانه PILLOW در پایتون</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-pillow-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-hky5lpyudzos</link>
                <description>سلام. امیدوارم حال تون خوب باشه. امروز میخوایم چند تا توابع کاربردی کتابخانه PILLOW در پایتون رو باهم مرور کنیم.کتابخانه PILLOW یکی از بهترین کتابخانه های پایتون برای پردازش تصویر هست.این کتابخانه به صورت پیش فرض روی پایتون 3 نصب هست. اما در هر صورت برای نصبش از دستور زیر استفاده می کنیم :pip install pillowاینجا فقط قصد داریم که چند تا از کاربردی ترین توابع این کتابخانه رو معرفی کنیم ، توضیحات کامل تر و نحوه نصب و فراخوانی این کتابخانه رو توی سایت بای کد گذاشتم که می تونید مشاهده کنید.فرض کنید ما یک عکس داریم با نام img.jpg برای اینکه روی این تصویر پردازش هایی انجام بدید اول باید این عکس رو باز کنیم :img = Image.open(&quot;img.jpg&quot;)خب. حالا می تونیم کارهایی که مد نظرمون هست رو روی این تصویر انجام بدیم.چرخش تصویر :تابع rotate برای چرخش تصویر است ، مثلا کد زیر تصویر ما رو 45 درجه می چرخونه :img.rotate(45)برای تغییر اندازه تصویر از تابع resize استفاده می کنیم :img.resize((256,256))تابع resize عرض و ارتفاع رو به صورت تاپل به عنوان ورودی دریافت می کنه و سایز تصویر ما رو تغییر میده.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Oct 2022 11:45:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش انجام پروژه در سایت همیار پروژه چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/hamyarprozhe-qjsyultrp493</link>
                <description>سلام. وقت بخیر.اخیرا برای انجام قسمتی از پروژه خودم نیاز به یک شخصی داشتم که توانایی انجام یک پروژه آردوینو را داشته باشد.برای همین با جستجو در گوگل با سایتی به اسم « همیار پروژه » آشنا شدم و بعد از تماس گرفتن باهاشون ، پروژه خودم رو بهشون سپردم.اما در مسیر انجام پروژه مشکلاتی پیش آمد که خواستم تجربیات خودم رو اینجا یادداشت کنم.در ابتدای کار، خودشون رو بزرگترین شرکت انجام پروژه در ایران معرفی کردند و اینکه 300 نفر نیروی متخصص دارند.با اشاره به نماد اعتمادشون ، اعتماد من رو هم جلب کردند و پروژه رو بهشون سپردم.هرچه از زمان انجام پروژه سپری میشد ، پاسخ من رو با تاخیر بیشتری میدادند.تا اینکه در روز یکشنبه ساعت 8 شب به من پیام دادند که تا روز سه شنبه تهران هستند و بعد از اون 15 روز در دسترس نخواهند بود.ازشون پرسیدم که آیا پروژه تکمیل هست یا خیر؟ که جوابی ندادند.روز دوشنبه پیام دادند که یکسری اطلاعات رو ارسال کنم براشون تا تست نهایی رو انجام بدهند.باز هم بعد از گرفتن اطلاعات پاسخی ندادند و من همچنان منتظر تست نهایی پروژه بودم که ناگهان اطلاع دادند که از تهران رفتند و مدتی نیستند.طی پیام هایی که برای حل مشکل و گرفتن پروژه رد و بدل شد متوجه نکته جالبی شدم.سایت همیار پروژه ، که به عنوان بزرگترین سایت انجام پروژه خودش رو تبلیغ میکنه  ، حتی یک نفر نیروی متخصص نداره.نحوه کار این سایت به این صورت هست که پروژه رو از شما میگیره و در سایت هایی مثل پونیشا و پارسکدرز پروژه شما رو آگهی میکنه.برای انجام پروژه شما پیشنهاد هایی در پونیشا و پارسکدرز از طرف فریلنسرهای مختلف ارسال میشه و همیار پروژه از بین این فریلنسرها یک نفر رو برای انجام کار شما انتخاب میکنه.با فرد انتخاب شده مبلغی مثلا 500 هزار تومان توافق میکنه و اون سمت از شما درخواست 1 میلیون تومان برای انجام پروژه میکنه.و خب طبیعی هست که شرکتی که از این راه امرار معاش میکنه ، هیچ دلسوزی بابت انتخاب فریلنسر نداره و فقط به دنبال ارزان ترین قیمت هست تا سود خودش رو بیشتر کنه.در نهایت شما از چند جهت ضرر خواهید کرد :1- پروژه تون با دو برابر قیمت و کیفیتی پایین تر انجام میشه.2- به دلیل اینکه شما مستقیما با فردی که پروژه تون رو انجام میده در ارتباط نیستید ، پیام ها و درخواست های شما به صورت ناقص و با تاخیر بسیار زیاد ارسال و دریافت میشه.3- در صورتی که خودتون مستقیم پروژه تون رو در پونیشا و پارسکدرز ثبت کنید ، علاوه بر اینکه مبلغ کمتری پرداخت می کنید ، دست تون در انتخاب فریلنسر باز هست. و به دقت رزومه و اطلاعات فردی که میخواد کار شما رو انجام بده رو مشاهده می کنید. و میتونید تصمیم بگیرید که کار رو به چه کسی بسپرید.این تجربه من از کار با همیار پروژه بود.این مطلب رو منتشر کردم تا افراد بیشتری آگاه بشن و گول این شرکت ها رو نخورند.به امید اینکه این مطلب با افزایش آگاهی ، قدمی باشه در جلوگیری و کوتاه کردن دست دلالان از بازار انجام پروژه</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Aug 2022 13:48:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب خرده عادت ها - فصل هفتم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-x75fcfd83k9b</link>
                <description>راز خویشتن داریدر سال 1971 هنگامی که جنگ ویتنام وارد سال شانزدهم می شد ، اعضای کنگره کشفی کردند که مردم آمریکا را مبهوت کرد. آن ها هنگام بازدید از نیروها متوجه شده بودند که بیش از 15 درصد سربازان آمریکایی مستقر در آنجا ، به هروئین اعتیاد دارند.این کشف به اقداماتی فوری در واشنگتن منجر شد ، از جمله ایجاد ستاد اقدامات ویژه ی پیشگیری از سوءمصرف مواد مخدر.رابینز یکی از محققان مسئول بود. رابینز متوجه شد هنگامی که سربازان مصرف کننده ی هروئین به خانه باز میگردند ، فقط 5 درصد از آن ها ظرف مدت یک سال دوباره معتاد می شوند.به عبارت دیگر از هر 10 سربازی که در ویتنام هروئین مصرف می کردند ، حدودا 9 نفر اعتیاد خود را کنار گذاشتند.رابینز نشان داد که اگر تغییرات بنیادی در محیط ایجاد شود ، مسئله اعتیاد خود به خود حل می شود.در ویتنام ، سربازان تمام روز با نشانه هایی احاطه شده بودند که مسبب مصرف هروئین بودند. دسترسی به آن آسان بود ، مدام درگیر جنگ و استرس بودند ، با دیگر سربازانی که هروئین مصرف می کردند رابطه دوستی برقرار می کردند و هزاران مایل با خانه فاصله داشتند ، اما همین که سربازی به ایالات محتده باز می گشت ، خودش را در محیطی عاری از این مسبب ها می دید. با تغییر زمینه ، عادت هم تغییر کرد.پژوهش های ویتنام در مورد عادت های بد ، خلاف بسیاری از باورهای فرهنگی ماست.اگر اضافه وزن دارید ، سیگاری و معتاد هستید ، در تمام طول زندگی تان به شما گفته شده که این به دلیل ضعف قوه ی خویشتن داری تان است و حتی شاید به دلیل اینکه انسان بدی هستید.تصور این که کمی نظم تمام مشکلات تان را حل خواهد کرد ، ریشه عمیقی در فرهنگ تان دارد.عادت های بد خود کاتالیزور هستند ، یعنی فرآیند خود را تغذیه می کنند.احساس بدی دارید ، بنابراین هله هوله می خورید و چون هله هوله خورده اید ، احساس بدی پیدا می کنید.تلوزیون تماشا کردن کاری می کند که احساس تنبلی کنید ، بنابراین بیش تر به تماشای  تلوزیون می نشینید ، چون برای انجام کار دیگر انرژی ندارید.رُک بگویم ، تا به حال کسی را ندیده ام که بتواند در محیطی منفی ، عادت های مثبتش را حفظ کند.راه مطمعین تر این است که عادت های بد را از منشا حدف کنید :اگر نمی توانید هیج کاری را تمام کنید ، چند ساعت تلفن همراه خود را در اتاقی دیگر رها کنید.اگر وقت زیادی را برای دیدن تلوزیون هدر می دهید ، تلوزیون را به اتاق دیگری ببرید.و....تنها یک نشانه را حذف کنید ، کل عادت حذف می شود.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Jun 2021 02:15:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب خرده عادت ها - فصل ششم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B4%D8%B4%D9%85-yz3ie54w3nex</link>
                <description>درباره ی انگیزه مبالغه شده است ، محیط اطرف اغلب اهمیت بیشتری دارد.آن تورندیک ، پزشک مراقبت های اولیه بیمارستان عمومی ماساچوست در بوستون ، ایده عجیبی داشت. او معتقد بود می تواند عادت های غذایی هزاران کارمند بیمارستان و مراجعه کنندگان را تغییر دهد ، بدون اینکه اراده یا انگیزه شان را ذره ای تغییر داده باشد. در حقیقت او اصلا قصد نداشت با آن ها صحبت کند.تورندیک و همکارانش برای تغییر «چیدمان انتخاب» کافه تریای بیمارستان ، پژوهشی شش ماهه طراحی کردند.آن ها کار خود را با تغییر شیوه چیدمان نوشیدنی در آن فضا آغاز کردند.در گذشته ، یخچال های قرار داده شده در کنار صندوق در کافه تریا تنها با نوشابه های گازدار پر شده بودند. محققان به هر کدام از آن ها ، آب را نیز به عنوان یک گزینه اضافه کردند.علاوه بر این ، در سراسر آن محیط ، در کنار بوفه های غذا ، سبدهایی پر از بطری آب قرار دادند.نوشابه هنوز در یخچال های اصلی قرار داشت ، اما اکنون آب در تمام بخش های مخصوص نوشیدنی در دسترس بود.در طی سه ماه ، میزان فروش نوشابه در بیمارستان 11.4 درصد کاهش یافت. در همین حین ، فروش بطری آب 8.25 درصد افزایش یافت.آن ها درباره ی غذای کافه تریا هم تغییرات مشابهی اعمال کردند و به نتایجی مشابه دست یافتند.هیچکس به افرادی که در آنجا غذا می خوردند ، حتی یک کلمه هم حرف نزد.مردم اغلب با توجه به مکانی که قرار دارند ، محصولات را انتخاب می کنند ، نه برای نوع محصولات.اگر به آشپزخانه وارد شوم و یک بشقاب کوکی را روی پیشخوان ببینم ، نیمی از آن ها را بر میدارم و میخورم. حتی اگر پیش از آن به خوردن آن ها فکر نکرده باشم و الزاما گرسنه هم نباشم.اگر میز اصلی اداره ، همیشه پر از دونات باشد ، سخت است که هر از گاهی یکی از آن ها را بر ندارید.عادت های شما بر اساس فضایی که در آن هستید و چیزهایی که در مقابل تان است تغییر می کند.قدرتمند ترین توانایی حسی انسان ، بینایی است. در بدن انسان حدود یازده میلیون گیرنده حسی وجود دارد که حدود ده میلیون از آن ها به بینایی مربوط هستند. در این صورت فرد بیشتر به بینایی خود تکیه می کند.به همین دلیل یک تغییر کوچک در آن چه می بینید ، می تواند تغییر بزرگی در آن چه انجام می دهید ، ایجاد کند.چگونه محیط اطراف خود را برای رسیدن به موفقیت طراحی کنید؟هر عادت با یک نشانه آغاز می شود و بیش تر به نشانه های آشکارتر توجه نشان داده می شود.زمانی که گیتار در کمد قرار دارد ، تمرین نکردن با آن آسان است.زمانی که قفسه کتاب ها در گوشه اتاق مهمان قرار دارد ، مطالعه نکردن آسان است.زمانی که نشانه هایی که می توانند عادتی را برانگیزند ، خارج از دسترس یا پنهان باشند ، می توان به راحتی آن ها را نادیده گرفت.در مقابل ، ایجاد نشانه های بینایی آشکار ، می تواند توجه تان را جلب کند و شما را به سمت عادت مطلوب سوق دهد.در این جا راه هایی را به شما معرفی می کنیم که می توانید محیط خود را مجددا طراحی و نشانه های ایجاد کننده عادت های مورد نظر خود را آشکار کنید :اگر می خواهید یادتان نرود هر شب داروی خود را مصرف کنید ، شیشه قرص را دقیقا کنار شیر آب روشویی قرار دهید.اگر می خواهید آب بیش تری بنوشید ، هر روز صبح چند بطری آب پر کنید و آن را در قسمت های مختلف خانه قرار دهید.اگر می خواهید تمرین گیتار خود را افزایش دهید ، گیتار خود را در وسط هال قرار دهید.اگر می خواهید عادتی را به بخش بزرگی از زندگی تان تبدیل کنید ، نشانه ایجاد کننده آن را به بخش بزرگی از محیط تبدیل کنید.طراحی محیط باعث می شود کنترل را خودتان به دست بگیرید و طراح زندگی خود باشید.طراح دنیای خود باشید نه مصرف کننده ی آن.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Jun 2021 01:49:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب خرده عادت ها - فصل پنجم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-ijo60n1gql6z</link>
                <description>بهترین راه برای شروع عادتی جدیددر سال 2001 ، پژوهشگران در بریتانیا برای ایجاد عادت های ورزشی بهتر طی دو هفته با دویست و چهل و هشت نفر کار کردند.افراد به سه گروه تقسیم شدند :گروه اول ، گروه کنترل بود که از آن ها خواسته شد دفعات انجام تمرینات ورزشی خود را پیگیری کنند.گروه دوم ، گروه انگیزه بود که از آن ها خواسته شد تمرینات ورزشی خود را پیگیری کنند و مطالبی درباره ی مزایای ورزش بخوانند.در نهایت به گروه سوم نیز همان برنامه ی گروه دوم داده شد تا از انگیزه ی یکسان برخوردار باشند و نیز خواسته شد تا برنامه ای را برای زمان و مکان تمرینات ورزشی برای یک هفته ی پیش رو تدوین کنند.مخصوصا این که هر عضو گروه سوم جمله ی زیر را نیز کامل کرد :&quot; من هفته ی بعد در [روز] ، در [زمان] و [مکان] در حداقل بیست دقیقه تمرین سخت و قدرتی شرکت می کنم.&quot;در گروه های اول و دوم 35 تا 38 درصد افراد حداقل یکبار در هفته ورزش کردند.جالب این که ، برنامه انگیزشی ارائه شدهبه گروه دوم ظاهرا هیچ تاثیر معناداری بر رفتار نداشت.اما 91 درصد گروه سوم حداقل یکبار در هفته ، یعنی بیش از دو برابر نرخ عادی ، ورزش کردند.پژوهشگران جمله ای را که آن ها پر کردند را &quot;قصد پیاده سازی&quot; می نامند.نشانه هایی که می توانند موجب عادت شوند ، به شکل های مختلفی مطرح می شوند : احساس زنگ تلفن در جیب ، صدای آژیر آمبولانس و...دو نشانه ی رایج ، «زمان» و «مکان» هستند. در قصد پیاده سازی ، هر دوی این نشانه ها به کار می رود.به طور کلی ، قالب ایجاد قصد پیاده روی به این صورت است :«هنگامی که موقعیت X مطرح می شود ، من واکنش Y را انجام می دهم.»بسیاری از افراد سعی می کنند عادت های خود را بدون این جزئیات اساسیِ مشخص شده تغییر دهند.به خودمان می گوییم : « میخواهم سالم تر غذا بخورم » یا « می خواهم بیشتر بنویسم » ، اما هرگز نمی گوییم در چه زمانی و کجا این عادت ها اتفاق می افتند.قصد پیاده سازی ، تصورات مبهمی مانند «می خواهم بیشتر ورزش کنم» یا «می خواهم ثمربخش تر باشم» را حذف و آن ها را به برنامه ی کاری واقعی تبدیل می کند.بسیاری از افراد فکر می کنند که بی انگیزه اند ، حال آن که شفافیت ندارند. همیشه زمان و مکان عملکرد مشخص نیست. برخی افراد کل زندگی خود را در انتظار زمان مناسب برای پیشرفت سپری می کنند.هدف این است که زمان و مکان را مشخص کنید و با تکرار کافی ، بر انجام کار مناسب در زمان مناسب اصرار ورزید.پشته بندی عادت ، برنامه ای ساده برای بازبینی عادت هابسیاری از رفتارهای انسان از یک چرخه تبعیت می کنند.شما اغلب بر مبنای کاری که به پایان رسانده اید ، کار بعدی خود را تعیین می کنید.رفتن به توالت منجر به شستن و خشک کردن دست ها می شود و به شما یادآوری می کند باید حوله های کثیف را در لباس شویی قرار دهید. پس پودر لباس شویی را به فهرست خرید اضافه می کنید و مواردی از این قبیل.هیچ رفتاری به تنهایی رخ نمی دهد. هر عملکردی به نشانه ی رفتار بعدی تبدیل می شود.هنامی که صحبت از ایجاد عادت های جدید در میان است ، می توانید از پیوستگی رفتار به نفع خودتان استفاده کنید.یکی از بهترین راه ها برای ایجاد عادت جدید عبارت است از مشخص کردن یکی از عادت های کنونی تان که هر روز انجام می دهید و سپس انباشته کردن رفتار جدید خود روی آن.این رویکرد «پشته بندی عادت» نام دارد.فرمول پشته بندی عادت :«پس از [عادت کنونی] ، من [عادت جدید] را انجام می دهم.»پشته ی عادت روزمره صبحگاهی تان می تواند چنین باشد :1- پس از ریختن فنجان قهوه ی صبحانه ، 60 ثانیه مراقبه می کنم.2- پس از 60 ثانیه مراقبه ، فهرست کارهای روزانه ام را می نویسم.3- پس از نوشتن فهرست کارهای روزانه ، فورا اولین کارم را شروع می کنم.یا این پشته ی عادت شامگاه را در نظر بگیرید : 1- پس از خوردن شام ، بشقابم را مستقیما در ماشین ظرفشویی می گذارم.2- پس از گذاشتن ظرف ها در ماشین ظرفشویی ، فورا پیشخوان را تمیز می کنم.3- پس از تمیز کردن پیشخوان ، لیوان قهوه ام را برای فردا صبح آماده می کنم.به طور کلی ، پشته بندی عادت به شما اجازه می دهد برای هدایت رفتار آینده ی خود مجموعه ای از قوانین ساده را خلق کنید.هنگامی که با این رویکرد راحت هستید ، می توانید پشته ی عادت کلی را برای هدایت خود بسط دهید :ورزش : با مشاهده ی پله ، به جای استفاده از آسانسور ، از پله می روم.امور مالی : هنگامی که می خواهم چیزی را با قیمت بالای 300 هزار تومن بخرم ، بیست و چهار ساعت قبل از خرید صبر می کنم.خوراک سالم : هنگامی که غذایی را برای خودم سرو می کنم ، همیشه ابتدا سبزیجات را در بشقاب می گذارم.فراموشی : هنگام ترک مکان های عمومی ، میز و صندلی ها را بررسی می کنم تا چیزی را جا نگذاشته باشم.بر خلاف روش «قصد پیاده سازی» که مخصوصا زمان و مکان یک رفتار معین را بیان می کند ، «پشته بندی عادت» به طور ضمنی زمان و مکان را در خود دارد.اگر سعی دارید مراقبه را به برنامه صبجگاهی خود اضافه کنید ، اما صبح ها آشفته هستید و بچه ها در اتاق می دوند ، شاید زمان و مکان اشتباهی باشد. زمانی را در نظر بگیرید که احتمال موفقیت تان بیش تر است.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jun 2021 21:56:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب خرده عادت ها - فصل چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D8%B5%D9%84-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-e31bkednaljs</link>
                <description>فصل چهارم - مردی که خوب به نظر نمی رسید.مغز انسان دارای دستگاه پیش بینی است ، یعنی پیوسته محیط اطراف شما را به طور کامل بررسی و یافته ها را تحلیل می کند.هرگاه چیزی را بارها تجربه می کنید ، مغزتان به نکات مهم توجه می کند ، جزئیات را مرتب می سازد ، بر نشانه های مرتبط تاکید می کند و آن اطلاعات را برای کاربرد در آینده فهرست بندی می کند.با شکل گیری عادت ، در جهت ذهن خودکار و ناخودآگاه عمل می کنید و قبل از اینکه بفهمید چه اتفاقی در حال رخ دادن است ، در مسیر الگوهای قدیمی قرار می گیرید. مگر اینکه کسی به این نکته اشاره کند وگرنه شاید اصلا توجه نکنید که هنگام خنده دهان تان را با دست می پوشانید ، قبل از پرسش کردن عذرخواهی می کنید یا عادت دارید جملات افراد دیگر را کامل کنید.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jun 2021 13:08:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب خرده عادت ها - فصل سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-eu1jgs4ikfcy</link>
                <description>چطور در چهار گام ساده عادت های بهتری ایجاد کنیم؟رفتاری که آنقدر تکرار شده که انجام آن به صورت خودکار درآمده است ، عادت نامیده می شود.فرآیند شکل گیری عادت با آزمون و خطا شروع می شود. هروقت با وضعیت جدیدی در زندگی رو به رو می شوید ، مغزتان باید تصمیم بگیرد : (&quot;چطور به آن پاسخ بدهم؟&quot;)این همان حلقه بازخورد پشت تمام رفتارهای انسان است : آزمون ، خطا ، آموختن ، و آزمونی متفاوت.همینطور که عادت ها خلق می شوند ، سطح فعالیت مغز کاهش پیدا می کند. وقتی در آینده در موقعیت مشابهی قرار بگیرید ، می دانید که دقیقا باید دنبال چه چیزی بگردید. دیگر لازم نیست موقعیت را از همه ی زوایای ممکن تحلیل کنید. مغزتان فرآیند آزمون و خطا را دور می زند و قانونی ذهنی می سازد : اگر این طور ، پس آن طور.عادت ها میانبرهای ذهنی هستند که از راه تجربه آموخته شده اند.مغزتان همیشه در حال کار کردن روی خالی نگه داشتن ذهن خودآگاه برای اعمال ضروری است. هر وقت که ممکن باشد ، خودآگاه دوست دارد کارها را به ذهن ناخودآگاه بسپرد تا به صورت خودکار انجام شوند.وقتی عادت ها شکل میگیرند هم دقیقا همین اتفاق می افتد. عادت ها بار شناختی را کم و ظرفیت مغز را بیش تر میکنند تا بتوانید توجه تان را به کارهای دیگری معطوف کنید.عادت ها محدود کننده آزادی نیستند ، آن را خلق می کنند. بدون عادت خوب مالی ، همیشه درگیر پول درآوردن هستید. بدون عادت های خوب مربوط به سلامتی همیشه حس می کنید کمبود انرژی دارید.اگر همیشه مجبور می شوید درباره ی کارهای خیلی کوچک تصمیم بگیرید و فکر کنید چه زمانی ورزش کنید ، چه زمانی بنویسید و چه زمانی قبض ها را پرداخت کنید ، پس آزادی کمتری دارید.فقط با ساده تر کردن زیربنای زندگی است که می توانید برای آزاد فکر کردن و خلاقیت ، فضای ذهنی کافی ایجاد کنید.وقتی عادت های تان به جا و مسائل پایه ای زندگی تان تحت کنترل باشد ، ذهن تان آزاد است که روی مسائل جدید تمرکز کند.علم عملکرد عادت هافرآیند ایجاد عادت را می توان به چهار قدم ساده تقسیم کرد : نشانه ، اشتیاق ، پاسخ و پاداش.نشانه : نشانه مغز را فعال می کند تا رفتاری را شروع کند. یعنی داده ای که رسیدن به پاداش را پیش بینی می کند.ذهن ما دائم در حال تحلیل محیط خارجی و درونی است و به دنبال راهنما برای رسیدن به محل پاداش ها می گردد. چون نشانه اولین چیزی است که می گوید ما به پاداش نزدیک هستیم و این طبیعتا به اشتیاق منجر می شود.اشتیاق : اشتیاق دومین گام و نیروی محرک پشت هر عادت است.بدون سطح خاصی از انگیزه و میل و بدون اشتیاق به تغییر ، دلیلی برای عمل کردن ندارید.چیزی که به آن اشتیاق دارید خود عادت نیست ، بلکه تغییری است که در وضع به وجود می آورد.اشتیاق فرد برای سیگار کشیدن نیست ، بلکه برای حس تسکینی است که به همراه دارد.دل تان نمیخواد تلوزیون را روشن کنید ، بلکه می خواهید سرگرم شوید.هر اشتیاقی به میلی برای تغییر دادن وضعیت درونی شما متصل است.گام سوم پاسخ است. پاسخ عادت فرد است که می تواند خودش را به شکل فکر یا عمل نشان بدهد.این که پاسخی به وجود بیاید یا نه ، بستگی به این دارد که فرد تا چه اندازه انگیزه پیدا کرده و این رفتار تا چه اندازه موجب ایجاد اختلاف شده باشد.در نهایت پاسخ شما را به پاداش می رساند. پاداش هدف نهایی عادت است.نشانه فقط برای جلب کردن نظر شما به پاداش است.اشتیاق به دلیل میل رسیدن به پاداش است.پاسخ هم برای گرفتن پاداش است.مغز شما مانند پاداش یاب عمل میکند. همین طور که زندگی می کنید ، سیستم عصبی حسی دائما همه ی اعمالی را که باعث اشتیاق و رضایت شما می شوند را بررسی میکند. حس لذت یا ناامیدی بخشی از مکانیسم بازخورد است که به مغزتان کمک می کند اعمال مفید و غیر مفید را از هم تشخیص بدهید.اگر رفتار شما در هر کدام از این مراحل ناکافی باشد ، به عادت تبدیل نمی شود.اگر نشانه را حذف کنید ، عادت هرگز آغاز نمی شود.اگر اشتیاق را کم کنید ، دیگر انگیزه کافی برای عمل کردن نخواهید داشت.اگر رفتار را مشکل کنید ، دیگر توان انجامش را نخواهید داشت.اگر پاداش نتواند پاسخگوی اشتیاق شما باشد ، دیگر دلیلی برای تکرارش در آینده نخواهید داشت.بدون سه گام اول ، رفتار رخ نخواهد داد و بدون هر چهار گام ، رفتار تکرار نخواهد شد.خلاصه این که نشانه ، اشتیاق را فعال می کند. اشتیاق خودش انگیزه ی پاسخ می شود و آن هم به گرفتن پاداش منجر می شود و در نهایت در ذهن ما به نشانه وصل می شود.می توانید این چهار مرحله را به دو فاز مختلف تقسیم کنید : فاز مشکل و فاز راه حل.فاز مشکل شامل نشانه و اشتیاق و زمانی است که متوجه می شوید چیزی باید تغییر کند.فاز راه حل شامل پاسخ و پاداش و زمانی است که وارد عمل می شوید و به تغییر دلخواه تان می رسید.چهار قانون تغییر رفتارچطور عادت خوب ایجاد کنیم؟قانون اول (نشانه) : واضحش کنقانون دوم (اشتیاق) : جذابش کنقانون سوم (پاسخ) : ساده اش کنقانون چهارم (پاداش) : لذت بخشش کن.برای از بین بردن عادت های بد هم می توانیم این قوانین را معکوس کنیم :چطور عادت بد را از بین ببریم؟قانون اول (نشانه) : نامرئی اش کنقانون دوم (اشتیاق) : غیر جذابش کنقانون سوم (پاسخ) : پیچیده اش کنقانون چهارم (پاداش) : غیر لذت بخشش کنشما با هر مشکل رفتاری که رو به رو باشید ، می توانید از این قانون در آن استفاده کنید.هر وقت می خواهید رفتارتان را تغییر دهید ، می توانید خیلی راحت از خودتان بپرسید :1- چطور می توانم آن را واضح کنم؟2- چطور می توانم آن را جذاب کنم؟3- چطور می توانم آن را ساده کنم؟4- چطور می توانم آن را لذت بخش کنم؟</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jun 2021 03:40:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب &quot;خرده عادت ها&quot; - فصل دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@MehranMG/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-ebcwvzvlpb1i</link>
                <description>چگونه عادت ها شخصیت فرد را شکل می دهند ( و برعکس)اغلب احساس می کنیم حتی با تلاش صادقانه ، ادامه دادن به عادت های خوب بیش تر از چند روز مشکل است. عادت هایی مثل ورزش کردن ، مطالعه ، ثبت خاطرات و... فقط یکی دو روز منطقی به نظر می آیند و بعد به چشم دردسر به آن ها نگاه می کنیم.با این حال به نظر می رسد وقتی عادتی نهادینه شود ، دیگر تا ابد باقی می ماند.تغییر دادن عادت ها به دو دلیل مشکل است :1- سعی می کنیم عامل های اشتباه را تغییر بدهیم.2- سعی می کنیم عادت ها را به شکل غلط تغییر بدهیم.تغییرات در سه سطح رخ می دهند : تغییر دادن نتیجه ، تغییر دادن فرآیند و تغییر دادن هویت.لایه اول تغییر دادن نتیجه است : در این سطح ، مسئله اصلی تغییر دادن نتیجه است. کم کردن وزن ، منتشر کردن کتاب و... اهدافی که فرد برای خودش در نظر میگیرد در این سطح دسته بندی می شوند.لایه دوم تغییر فرآیند است : در این سطح مسئله اصلی تغییر دادن عادت ها و سیستم های کار است. مانند دنبال کردن تمرین جدید در باشگاه ، مرتب کردن میز برای رسیدن به نتایج بهتر و... بیشترِ عادت های فرد در این لایه قرار می گیرد.لایه سوم و عمیق ترین لایه تغییر هویت است : در این سطح ، مسئله اصلی تغییر دادن عقاید است. مانند : دیدگاه فرد نسبت به جهان ، تصوری که از خودش دارد و... بیشتر باورها ، فرضیات و جانب داری ها به این لایه مربوط هستند.&quot;نتیجه&quot; همان چیزی است که به دست می آید و &quot;فرآیند&quot; نحوه انجام کار است. &quot;هویت&quot; باور ما به امور است.خیلی از ما فرآیند تغییر در عادت های مان را با تمرکز روی چیزی که می خواهیم به دست بیاوریم ، شروع می کنیم. این کار ما را به عادت های مبتنی بر نتیجه می رساند. راه جایگزین این است که عادت هایی مبتنی بر هویت بسازیم. با این رویکرد ، با تمرکز کردن روی این که &quot;چه کسی&quot; می خواهیم باشیم ، کار را شروع می کنیم.تصور کنید دو نفر می خواهند در مقابل میل به سیگار کشیدن مقاومت کنند. وقتی به آن ها سیگار تعارف می کنند ، اولی می گوید : (&quot;نه ، ممنون ، دارم سعی می کنم بذارم کنار&quot;) به نظر پاسخی منطقی است ، ولی او هنوز هم باور دارد آدمی سیگاری است که دارد تلاش می کند آدم دیگری باشد.دومی هم دست تعارف کننده را رد می کند ، ولی می گوید : (&quot;نه. ممنون ، سیگاری نیستم&quot;) این فقط یک تفاوت کوچک است ، ولی در این جمله می توانید تغییری را در هویت حس کنید.سیگار کشیدن بخشی از زندگی گذشته او بود ، نه زندگی فعلی اش. او دیگر خودش را سیگاری نمی داند.بیشتر آدم هایی که در پی بهبود هستند ، حتی به فکر تغییر دادن هویت هم نمی افتند.رفتاری که با خود واقعی ناهمخوانی دارد ، پایدار نخواهد بود.ممکن است پول بیشتری بخواهید ، ولی هویت شما ، هویت آدمی است که خرجش بیشتر از دخلش است و به همین دلیل مدام به سمت خرج کردن بیشتر از درآمد کشیده می شوید.بالاترین نوع انگیزش درونی وقتی است که عادتی به بخشی از هویت شما تبدیل می شود.این که بگوییم من آدمی هستم که فلان چیز را &quot;می خواهد&quot; ، یک چیز است و اینکه بگوییم من چنین آدمی &quot;هستم&quot; ، چیز کاملا متفاوتی است.هرکس می تواند خودش را متقاعد کند که یک یا دو بار به باشگاه برود یا غذای سالم بخورد ، ولی اگر عقیده ی پشت آن کار را تغییر ندهد ، دیگر به سختی می تواند در دراز مدت این تغییر در عادت ها را حفظ کند.پیشرفت همیشه موقت است ، مگر اینکه به بخشی از وجود شما تبدیل شود.هدف این نیست که کتابی بخوانید ، هدف این است که به آدمی کتاب خوان تبدیل شوید.هدف این نیست که نواختن سازی را بیاموزید ، هدف این است که به فردی نوازنده تبدیل شوید.انجام کار درست راحت است. چون وقتی رفتار و هویت شما هماهنگ باشند ، دیگر نیازی نیست دنبال تغییر رفتار باشید ، چون فقط همان رفتارهایی را خواهید داشت که عقیده دارید آدمی که حالا هستید باید از خودش نشان دهد.برای رسیدن به بهترین نسخه ممکن از خودتان باید دائم عقایدتان را ویرایش و هویت تان را به روز کنید و آن را گسترش دهید.در اینجا سوالی مطرح می شود : هویت شما دقیقا چطور شکل میگیرد؟ و چطور می توانید روی جنبه های جدید هویت که به نفع تان عمل می کند تمرکز کنید تا به تدریج بخش هایی که مانع پیشرفت تان می شوند ، از بین بروند؟فرآیند دو مرحله ای تغییر هویتهویت شما از دل عادت هایتان بیرون می آید.شما با مجموعه ای از عقاید از پیش تعیین شده به دنیا نمی آیید.وقتی هر روز تخت تان را مرتب می کنید ، به هویت یک فرد منظم تجسم می بخشید.وقتی هر روز می نویسید ، به هویت یک فرد خلاق تجسم می بخشید.وقتی هر روز ورزش می کنید ، به هویت یک فرد ورزشکار تجسم می بخشید.هرچه بیشتر یک رفتار را تکرار کنید ، هویت مرتبط با آن رفتار را تقویت می کنید.هم اکنون هویت تان را فقط به این دلیل باور دارید که شواهدش را می بینید.اگر بیست سال تمام به مسجد بروید ، مدرکی برای متدین بودن تان دارید.اگر شبی یک ساعت زیست شناسی بخوانید ، مدرکی برای درس خوان بودن تان دارید.اگر حتی وقتی برف می آید هم ورزش را کنار نگذارید ، آن وقت مدرکی دارید که می گوید شما مقید به ورزش کردن هستید.البته عادت ها تنها کارهایی نیستند که روی هویت شما تاثیر می گذارند ، اما به لطف تکرار شدن شان معمولا مهم ترین و موثرترین هستند.این یک سیر تکاملی است. این طور نیست که اراده کنید و با بشکن زدنی بلافاصله تبدیل به آدم کاملا جدیدی بشوید. ذره ذره ، روز به روز و عادت به عادت تغییر می کنید. شما دائم در حال طی کردن مسیر های تکاملی میکروسکوپی و ساختن &quot;من&quot; جدید هستید.به تغییرات افراطی نیازی نیست. خرده عادت ها هم می توانند تغییرات معناداری ایجاد کنند.این فرآیندی ساده و دو مرحله ای است :1- تصمیم بگیرید چه نوع آدمی می خواهید باشید.2- با بُردهای کوچک آن را به خودتان ثابت کنید.از خودتان بپرسید : (&quot;برای بدست آوردن آن چیزهایی که می خواهم ، باید چه کسی باشم؟&quot;)تمرکز همیشه باید بر تبدیل شدن به نوع خاصی از آدم ها باشد ، نه رسیدن به نتیجه ای خاص.قدم اول &quot;چطور&quot; و &quot;چگونه&quot; نیست. بلکه &quot;چه کسی&quot; است. باید بدانید دوست دارید چه کسی باشید.</description>
                <category>مهران مافی</category>
                <author>مهران مافی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Jun 2021 13:52:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>