<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهران عبادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mehran_ebadi</link>
        <description>زلف تو زنجیر آسمان و زمین است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 01:45:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1300409/avatar/vGWWD4.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهران عبادی</title>
            <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا باید کتاب رام کردن ذهن سرکش را بخوانید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-xthhomt4ss6a</link>
                <description>چرا باید کتاب رام کردن ذهن سرکش را بخوانید؟سه دلیل که باید این کتاب را بخوانیدرام کردن ذهن ممکن است گاهی فرد را دچار سردرگمی کند. چراکه این ذهن بیش از حد پیچیده شده است و مشکلات و تروما های زندگی بیش از حد در ذهن تلنبار شده است و خود مشکلی جدی و دردسر ساز است.این مشکلات، تروما، میتواند زندگی عادی ما را دچار مشکل کند گاهی حس سر خوردگی و گاهی هم اعتیاد های مضر و جبران ناپذیر سراغ ما میاید. ما به دنبال رام کردن ذهن سرکش هستیم و هیچ ایده و گزینه ای برای اینکه بتوانیم این کار را به خوبی انجام دهیم وجود ندارد. و این اغازگرین پیدایش اولین مشکلات جدی زندگی ما است.کتاب رام کردن ذهن سرکش اثر هیث‌جی. هارپر یک کتاب در مورد چگونگی مدیریت اضطراب و استرس است. اتفاق مبهم و عجیبی، برای فرد درگیر شونده، است که شاید تا وقتی که دلیل وقوع ان را از نظر علمی متوجه نشود هیچ گاه نتواند ان را کنترل کند.بله درست است نویسنده دکتر هارپر تمامی نقش و بافت مغز را در ارتباط با اضطراب ،برای شما شرح میدهد تا بهتر از کارکرد مغز خود با خبر شوید و به گفته نویسنده هرچه بیشتر با این موضوع اشنا باشید برای شما که به دنبال درمان هستید بهتر است. البته نباید نگران باشید دکتر هارپر از ان دکتر های شیک و پیک، به گفته خودش، نیست که بخواهد با هر کلمه بیشتر از درمان نفرت پیدا کنید. شیرینی کلام و طنز و تخصص حرفه ای دکتر باعث شده است این کتاب بهترین نتیجه را برای شما داشته باشددر ادامه با پنج درس ارزشمند از کتاب رام کردن ذهن سرکش اثر هیث‌جی هارپر با من همراه باشید:کتاب رام کردن ذهن سرکش(توضیح: این تصویر مربوط به ترجمه   مطهر ابراهیم زاده است و  من ترجمه ی خانم پگاه ملکیان را خوندم)فکر میکنید بزرگترین مسئله ای که با ان رو به رو شده ام چیست؟ سابقه تروما. سروکله زشتش هم همه جا سبز میشود. دریافتم وقتی وقایع را با زبان ساده توضیح میدادم مراجعانم میگفتند: اوه لعنتی! منطقی به نظر می آد...کتاب رام کردن ذهن سرکش صفحه 121. تشریح مغز برای شما که الان نیاز به درمان داریدبرای درمان بیماری ها چه جسمی و چه روانی نیاز است تا عامل بیماری را شناسایی کنید. از بخت بد و یا خوب، بستگی دارد بخواهید نیمه پر لیوان را ببینید یا نیمه خالی آن را ، ما با مغز سر و کار داریم. مغز که پیچیده ترین عضو بدن است و البته منطقی ترین عضو بدن البته جوری که ما فکر میکنیم.در فصل اول کتاب رام کردن ذهن سرکش دکتر هارپر به ما از مغز میگوید. این فصل پیچیده ترین فصل کتاب است چون مغز عضوی پیچیده است. با شناخت کامل از مغز میتوانید به راحتی مشکل خود و نقص فنی مغز خود را شناسایی کنید. تروما (ضربه روحی و روانی نتیجه رویدادهای ناراحت‌کننده و استرس‌زایی است که احساس امنیت شما را از بین می‌برد و باعث می‌شود احساس خطر و درماندگی کنید. ترومای روانی می‌تواند شما را درگیر احساسات ناراحت‌کننده، خاطرات و اضطراب کند، احساساتی که از بین نمی‌روند. همچنین می‌تواند باعث بی‌حسی، قطع ارتباط و عدم اعتماد به دیگران شود.) بحث اصلی این تشریح مغز در کتاب رام کردن ذهن سرکش است پس این سفر را با بهترین مربی و همراه آغاز میکنیم و شناخت مغز جزوی از بهترین ایستگاه های این سفر است.2. اضطراب،خشم، اعتیاد و افسردگی...دیگر چه میخواهید؟فصل دوم بهترین فصل کتاب است چرا که بخش به بخش به مفاهیم و زیر شاخه های تروما اشاره شده است این نتایج(اضطراب خشم اعتیاد و افسردگی ) میتواند حسابی برای ما دردسر ایجاد کند ولی در کتاب رام کردن ذهن سرکش شما را ارام میکند و فریاد میکشید افرین دقیقا همین مشکل را دارد. مطمئن باشید این فصل هیچ وقت شما را نا امید نمیکند چرا که حالا یاد گرفته اید چگونه این مشکلات مغزی را ببینید و حالا وقت معرفی کامل آنها با شماست.3. آیا کسی دیگر دچار این ترومای لعنتی شده است؟علاوه بر درمان کتاب رام کردن ذهن سرکش به شما کمک میکند تا اگر عزیزی در خانواده و یا در رابطه ای دچار تروما شده بود با او به خوبی رفتار کنید و بتوانید حداقل بخشی از این راه درمان بیماری را به او نشان دهید. نویسنده علاوه بر تمرین ها و فعالیت ها برای فرد بیمار برای اطرافیان بیمار نیز تمرین ها و سرمشق هایی را اماده کرده است که میتوانید بدون این که خود در گیر تروما شوید آن بیماری لعنتی را بهبود بخشیدنویسنده در این کتاب به بررسی علل و عواقب ذهن پراکنده و ناخوشایند می‌پردازد و راه‌هایی را برای شناخت و کنترل افکار و احساسات ناخوشایند معرفی می‌کند. این کتاب شامل تمرینات ذهن آگاهی، تکنیک‌های تغییر دیدگاه، مثال‌های واقعی و نکات عملی است که به خواننده کمک می‌کند تا توجه خود را تقویت کند، با اضطراب خود مقابله کند و زندگی معنادارتری داشته باشد. این کتاب برای هر کسی که دوست دارد ذهن خود را رام کند و با خودش مهربان‌تر باشد، مناسب است.رام کردن ذهن سرکش اثر فیث‌جی. هارپرنشر مونترجمه خانم پگاه ملکیان192 صفحه</description>
                <category>مهران عبادی</category>
                <author>مهران عبادی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 23:10:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرفکشنیسم (کمالگرایی) و والدین</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi/%D9%BE%D8%B1%D9%81%DA%A9%D8%AA%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-lu3epfkglzxp</link>
                <description>پرفکتشنیسم (کمالگرایی) و والدیندر این جستار کوتاه میخواهیم به موضوع والدین و شعله ور شدن پرفکشنیسم بپردازیم. شاید شما هم متوجه نقص و مشکلی در زندگی و اهداف خود شده اید. بله اهداف و زندگی روزمره با پرفکشنیسم درگیر هستند و همه چیز در این مبحث گنجانده میشود. احتمالا شمایی که این جستار را میخوانید مثل من متوجه دلیل مشکلاتتان شده اید.  این که معمولی فکر نمیکنید. دچار نا امیدی هستیداز نتایج کارهای خودتان راضی نیستیدنشخوار ذهنی دارید و از کارها و حرفهای خودتان پشیمان میشویدبرای انجام دادن کاری به دنبال دانش کاملی میگردیدراستش را بخواهید مشکلات پرفکشنیسم بی نهایت است. از مشکلات کوچک و روزمره شروع میشود و اگر سرسخت باشید میتوانید با آن بجنگید ولی نا امیدی میتوانید شکل بد ماجرا باشد این نا امیدی میتواند آنقدر زیاد باشد که شما دست به هیچ کاری نزنید و این تا جایی ادامه پیدا میکند که به پایان دادن به زندگی ختم میشود. این مشکلات ساخته ی دست خودمان است؟ خودمان تصمیم گرفته ایم که پرفکشنیسم باشیم؟ بیایید اسم این مشکل را هیولای خجالتی بگذاریم. چون بیشتر از این که ترسناک باشد بخاطر مراقبت از شما از بابت ترسی نهان شروع میکند به نصیحت کردن و گوشزد کردن و اخطار دادن. اگر جلوی جمعیتی قرار است صحبت کنید، او دست شما را میکشد و در گوش شما میخواند که هنوز برای این کار آماده نیستید.این هیولای کوچک و گاها بزرگ و خجالتی به شما میگوید که هر وقت بتوانید فلان و فلان و فلان مهارت را یاد بگیری آن وقت است که میتوانی چندین کار را انجام دهی. ولی اینها همگی هدف های بسیار بالایی هستند تا شما هیچ وقت به آن نرسید چون شما تازه اول راه هستید.کمال‌گرایان ممکن است از اضطراب و عزت نفس پایین رنج ببرند. کمال‌گرایی، یک عامل خطر برای اختلال وسواسی-جبری، اختلال شخصیت وسواسی-جبری، اختلال خوردن، اضطراب اجتماعی، فوبیای اجتماعی، اختلال خودزشت‌انگاری، اعتیاد به کار، خودزنی، سوءمصرف مواد، افسردگی بالینی و همچنین مشکلات فیزیکی‌ای مانند اضطراب مزمن و بیماری‌های قلبی-عروقی است.ابتدا اجاره دهید از خودم شروع کنم. من نویسنده ی داستان هستم و چون سالهای سال بود که با این هیولا درگیر بودم و به او تکیه کرده بودم هیچ وقت در این سالها جرات انتشار نوشته هایم را نداشتم. دلیلش را میخواهید بدانید؟ پیش خودم میگفتم که هنوز آماده نیستم. این مشکل باعث شد به دنبال دلیلی برای پرفکشنیسم بگردم. اول به گذشته برگشتم و بعد به جامعه  و بعد هم به انتظارات ساخته شده افراد جامعه نگاه کردم. میدانید که یک سری از مشکلات از اول هم تقصیر شما نبوده است پس خیالتان از بابت قضاوت کردن راحت باشد.پس به 3 دلیل خیره شده بودم:گذشتهجامعهانتظارات ساخته شده افراد جامعهاز میان این 3 دلیل فقط مجال صحبت راجع به گذشته را دارم. و دلم میخواهد که یک صحبت با تمرکز کامل راجع به گذشته و  والدین و کودکی داشته باشیم چرا که این موضوع اولین و مهم ترین موضوعی است که قبل از ورود به مدرسه و جامعه میتوانیم تجربه کنیم.گذشتهتصور کنید ماشین زمانی دارید و خود را به کودکی خود میرساندید. ولی این کافی نیست باید به قبل تر بازگردید و کودکی والدین خود را ببینید. چون ضربه های روحی و شخصیتی از قبل تولد شما و تقریبا به صورت زنجیر وار اتفاق میوفتد.پدر و مادر خود را میدید آنها مشغول انجام کاری بودند که به غلط انجام میشد. این کار از سر شیطنت و یا از سر کنجکاوی انجام میشد. از طرفی هر بچه ای دوست دارد کشف کند و یاد بگیرد حتی اگر این یادگیری به سوزاندن دست هایش باشد. پس ما از کودکی دوست داریم که انقدر خطا کنیم تا یاد بگیریم و بعد از این که یاد گرفتیم چیز دیگری را امتحان میکنیم و این چرخه باید به طور طبیعی ادامه پیدا کند ولی همه چیز به این راحتی تمام نمشود.اما به دلایلی کودکان با موضوعاتی آشنا میشودند. خلاء های زندگی و انتظارات والدینشان در مقابل کمبود های آنها. این یک پارادوکس بزرگ است که اولین دانه های کمال گرایی اینجا کاشته میشودند. این پارادوکس میگوید که اگر چنین و چنان انجام میدادم نتیجه اش این زندگی و این اشتباه نمیشد. ولی این پرفکشنیسم نهفته است و تا زمانی که بچه ای به دنیا نیاد( خود شما) نهفته میماند. شما میشوید آرزوها و خلاء های زندگی والدینتان.آنها از این موضوع اطلاعی ندارند ( لزومی ندارد که شما ولدینتان را مقصر بدانید آنها خودشان قربانی ماجرا هستند!) فقط میخواهند آن خلاء ها را در شما پر کنند . میخواهند شما پرفکت باشید. به عبارتی میخواهند خودشان را از اشتباهاتشان در انتظاراتی که از شما دارند پنهان کنند.رندی فراست در سال ۱۹۹۰ یک مقیاس چندبعدی کمال‌گرایی ساخت که امروزه به عنوان «مقیاس کمال‌گرایی چندبعدی فراست» یا FMPS شناخته می‌شود. این مقیاس شش بعد دارد:نگرانی در مورد اشتباه کردناستانداردهای شخصی بالا (تلاش برای تعالی)تصور انتظارات بالا توسط والدینتصور نقد زیاد توسط والدینتردید در مورد کیفیت اقدامات شخصترجیح دادن نظم و سازماندهیکودکان یعنی ما قربانی یک سری رفتارهای زنجیر وار هستیم که احمالا به چنیدن خانواده قبل بر میگردد. پرفکشنیسم آرام آرام رشد میکند ولی شما میتوانید آن را در زندگی خود نابود کنید و کمک کنید این موضوع به فرزندان شما منتقل نشود. علاوه بر این زندگی لذت بخش در انتظار شماست. میتوانید به خیال راحت اشتباه کنید و مصل کودکیتان از اشتباهاتتان درس بگیرید و اینها همگی به وسیله شما اتفاق میوفتد.آخرکار پرفکشنیسمتا اینجا تلاش کردیم که مختصری درباره ی پرفکشنیسم بدانیم( به صورت تجربه زیسته) و اگر نظر منر ا به عنوان یک فرد ضربه خورده ی پرفکشنیسم میخواهید بدانید باید بگویم که همه چیز برای بیرون کردن این هیولای خجالتی بر عهده ی شماست. شما باید ابتدا روی جفت پاهایتان بایستید و سپس  باید اگاه شوید. اگاهی نکته ی بسیار مهمی است چرا که من از کارهایی که انجام میدادم ، به عنوان یک کمال گرا آگاه نبودم و نمیدانستم که کاری که میکنم کمالگرایی محسوب میشود و یا خیرپیشنهاد من به شما این است که از استثنا فاصله بگیرید هر کاری ممکن است پرفکشنیسم باشد و مطالعه انجام دهید تا بتوانید نمونه های مشابه را در این مشکل پیدا کنید. برای پرفکشنیسم مدل های زیادی را طراحی کرده اند ولی به نظر من هیولاهای خجالتی هر کس ممکن است منحصر به فرد باشد و کشتن آن به وسیله ی خودتان انجام میشود.در آخر میخواهم کتابی را که به من کمک کرد که کمالگرایی خودم را کنترل کنم کتاب چگونه کمال گرا نباشیم اثر استفان گایز و به ترجمه ی خانم نرگس محمدی به شما معرفی کند این کتاب بسیار تکان دهنده و با شیوه ی نگارشی دوستانه به شما کمک میکند تا نصف بیشتر کمالگرایی را شناسایی کنید. در پیدا کردن پرفکشنیسم خود کمال گرا نباشید! ; ) https://taaghche.com/book/87012/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F من مهران عبادی هستم نویسنده داستان و رمان و این جستار صرفا تجربه ی زیسته ی من است. لطفا اگر کتاب و یا منبعی برای دانش بیشتر من درباره ی این جستار سراغ دارید برای من کامنت بگذارید ممنونم</description>
                <category>مهران عبادی</category>
                <author>مهران عبادی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 15:59:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رباتی به نام سنت ها و کلیشه ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi/%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7-xgxfbkl4bjmc</link>
                <description>انسان ها باهوش ترین موجودات روی زمین هستند. همه خوب این موضوع را میدانیم. ولی چه چیزی باعث میشود که هنوز با پیشرفت علم و دانش با کلیشه های گذشته زندگی میکنند؟ فرقی ندارد در کجای کره ی زمین هستید کلیشه ها و رد پای گذشتگان همواره برای ما اهمیتی ویژه داشته است. البته هیچ وقت به آن فکر نمیکنیم. ذهن ما به طور خودکار از چیزی الگو برداری میکند، مثل اشخاص، اتفاقات، اکثریت جامعه و ...سنت ها و کلیشه هاکرونا و تزریق سنت ها و کلیشه هاهرچه بیشتر به این فکر میکنید میفهمید که بیشتر در آن فرو رفته اید. چیزی که برای من خیلی جالب بود در اوایل شروع واکسن کرونا، افرادی بودند که مخالفت میکردند و اگر از آن ها بپرسید میگفتند که کسانی میخواهند با ربات های کوچک ما را کنترل کنند. خیال مسخره ای بود چون در روز هزاران هزار نفر در حال از بین رفتن بودند و این مقاومت برای آزادی یکی از دفاع های ذهن در برابر خطرات است. ولی بیشتر فکر کنیم؛ درباره سنت ها و کلیشه ها چه میتوان گفت؟ این ربات های کوچک چگونه به ذهن و جان و قلبمان نفوذ کرده اند؟در این جستار میخواهم به این موضوع اشاره کنم. آیا راهکاری وجود دارد؟ آیا درمان میشویم؟ آیا سنت ها و کلیشه ها نوعی درمان برای ما هستند؟در ادامه همراه من باشید. این تنها جستاری از تجربیات زیسته ی من است. به نظر می رسد که او در همه چیز خوبی می بیند. هیچ کس او را به عنوان یک روحانی نمی پذیرد.»ادوارد مورگان فورستریک روز خوبچند روز پیش همراه با یک دوست در متروی شهری تهران نشسته بودیم و بعد با هم سوار قطار شدیم. همه چیز به نظر خوب بود و خاطراتی برای هم تعریف میکردیم. اما ناگهان همه چیز تغییر کردن. دو کودک 5 و 11 ساله که مشغول فروختن فال در قطار بودند به سمت ما آمدند. من به آن ها پولی دادم و فال گرفتن و دختر 11 ساله جلو آمد و من مابقی پولم را هم به او دادم. این صحنه ی خرید و فروش فال حدود 1 دقیقه زمان گرفت و هزینه 11 هزار تومن خرج برداشت. وقتی سرم را بالا آوردم دیدم که دوستم که درست روبه روی من نشسته بود با خنده ای تمسخر آمیز و نشانه ای از تبحر و سواد به من نگاه میکند.جریان چه بود؟وقتی از او ماجرا را پرسیدم به من گفت که نباید به این کودکان پولی داده شود چون عادت گدا زادگی و فقر بیشتر میشود ولی من باور نداشتم و یک بحث میان ما شکل گرفت. ولی در میان بحث چیزی را دیدم هر دوی ما بر اساس تجربیاتی که داشته ایم از خودمان دفاع میکردیم. این فکر مثل برق از سرم گذشت. تا روز ها به این فکر میکردم. فهمیدم اگر در کوچه ای تاریک فردی با چاقو جلویم سبز شود چه حسی دارم و حالا اگر در همان کوچه و با همان شدت نور معشوقی را ببوسم چه؟ در چند سال آینده اگر با کسی روبه رو شوم و تجربه ای دیگر داشته باشد ممکن است بحث کنم حتی ممکن است تجربیاتم را به فرزندم و او هم تجربیات پدرش را به فرزندش منتقل کند و به همین راحتی یک روبات کوچک در سر خودم کاشته ام.فرض کنید این اتفاقات چقدر باعث میشود که ذهن شما از طریق تجربیات پدر و مادر و دوستان و آشنایان به ذهن شما سرازیر شود. درست مثل اینکه یک لیوان پر از مایع سیاه داشته باشید و یک لیوان پر از مایع زرد و لیوانی دیگر پر از مایع قرمز و در طرف دیگر لیوانی با آب پاک و تمیز. هر چند روز یک بار  قطره ای آب رنگی داخل لیوان تمیز ریخته میشود. بعداز چند روز چه اتفای میوفتد؟ لیوان شما از تمام لیوان های اطراف پر شده است و دیگر قابل استفاده نیست. تبریک میگم این لیوان پاک تمیز ذهن شما است که با سنت ها و کلیشه ها پر شده است. پر از رنگ ها و باور ها و اندیشه های مختلف که در ذهن شما ریشه دوانده است. ما نباید مردم را از منظر کلیشه‌های خود قضاوت کنیم. ملکه رانیا کشور اردنسنت ها و کلیشه هادرمان سنت ها و کلیشه هابرای همچین زخم وسیعی هیچ درمانی نیست!این تنها نظر کلیشه ای من است. جدی میگویم نگذارید که این افکار ابلهانه ذهن شما را پر کند. شک کنید. به هر حرف و رفتاری شک کنید به هرچیزی که اتفاق میشوفتد شک کنید تا شک میکنید زنده اید. بعد از اینکه یک کلیشه از کسی به ارث بردید دیگر مثل خودتان نیستید مثل دیگری هستید و مغزتان سعی میکند تا به هیچ چیز شک نکند چون همیشه چیز از قبل درست بوده  و پس در آینده هم درست است. هیچ چیز ثابت نخواهد بود ما همواره در هر ثانیه در حال تغییر هستیم پس چگونه تجربه ای که چندین سال پیش درست بوده الان هم میتواند درست باشد. و اما کلیشه خوببله کلیشه های خوبی هم وجود دارند. کلیشه هایی که از ما پاک تر باشند. مطئن هستند ما انقدر زنده نخواهیم موند( البته فعلا) که بخواهیم تمام قوانین شخصی و انفرادی را تجربه کنیم و تمام خطرات زندگی را به جان بخریم تا برای خودمان همه چیز را باز نویسی کنیم. افرادی هستند که تجربیاتشان بسیار زیاد است. و شما میتوانید از میان آن ها با شک و تردید پرسش چیزی را برگزینید و اما یادتان باشد هیچ چیز دائمی نیست چون ما همیشه در حال تغییر کردن هستیم.</description>
                <category>مهران عبادی</category>
                <author>مهران عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Aug 2022 16:38:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسامی کارکتر در داستان های فارسی زبان</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi/%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-kgesd9iagcah</link>
                <description>زمستان ها با هم بودیم؛ من ،هاشمی، انوری، عزیزی، احمدی، مهدوی و البته اقای حیدری.گلی ترقیدر کتاب های ایرانی وقتی بحث سر اسم میشود خیال میکنم که اسم گذاری در کتاب ها به نوعی ساده نویسی شده. شاید هیچ فکری بابت اسم ها نمیشود و فقط یک کلیشه را رعایت میکنیم. (احمدی منصوری صادقی حسینی گرگانی تهرانی؛ چرا با فامیلی های خاص مخالف هستیم؟ کیوان، زاهری، شامی، طلوعی،توسکی و..)یک داستان کاملا واقع گرایانه یک داستان کاملا تخیلی است. اما برای نوشتن، سعی میکنیم کاملا تصادفی یک اسم را انتخاب کنیم چون اسم های ادم ها در دنیای واقعی هم انتفاقی و تصادفی است.سوالی ایجاد میشود: آیا میتوان اسم ها را برای منظور و هدف کارکتر انتخاب کرد؟ انوقت اسم ها شیرین تر میشود؟شاید هم نه؛ تنها دلیلی که اسم های کارکتر های کتاب های فارسی سخت به جان مینشیند آشنایی ما با آن اسامی است. و توانایی مارا برای ساخت تصویری خاص از آن کارکتر پایین میاورد.چگونه میشود اسامی خاص را برای یک داستان انتخاب کرد؟ میتوانیم با هم همفکری کنیم</description>
                <category>مهران عبادی</category>
                <author>مهران عبادی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jun 2022 20:02:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باز اندیشی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-jxbu4sdw6nfe</link>
                <description>کتاب دوباره فکر کن اثر آدام گرنتوقتی سراغ این کتاب رفتم که سوالی در ذهنم ایجاد شده بود: چگونه میتوانم حد و مرز ذهنی خودم را بشکنم و دیدم را تغییر دهم؟چندین سال پیش وقتی در مدرسه محصل بودم معلمی به من گفت که آلوده ترین آب و خطرناک ترین موجودات را در آب های راکد میتوان یافت و درست هم میگفت اگر هیچ جریانی نباشد اگر سدی متعصبانه مقابل ذهن ساخته شود، تفکری که در آن جان میگیرد به هیولایی سرسخت تبدیل میشود.از ته دل از یانکی ها( تیم فوتبال ) متنفر بودم. آنقدر که اعتراف میکنم در اولین اعترافم پیش یک کشیش، گناهم آرزوی آسیب فیزیکی دیدن دیگران بود؛ یعنی برای چندین بازیکن یانکی های نیویورک آرزوی دست و پا و مچ شکسته کرده بودم...دوریس کرنز گودوینیک بازاندیشی از یک اتفاق شروع میشود. درست مثل یک تغییر  که همیشه از یک حادثه شروع میشود. و باعث ساخت یک چرخه ی متفکرانه به اسم باز اندیشی میشود. منظورم این است که این حادثه ی باز اندیشی فقط یک بار در طول زندگی رخ نمیدهد بلکه بار ها و بار ها ما شاهد این اتفاق باید باشیم چون زندگی همیشه رو به جلو است تا به تکامل برسیم. زندگی کنیداشتباه کنیداز اشتباهات درس بگیرید.مراحل یک تا سه را تکرار کنید تا زمانی که به خرد برسید.متوجه شوید که در مرحله چهار، خرد واقعی به دست نیاورده اید. خود این کشف باعث میشود خرد جدیدکسب کنید.مراحل یک تا 5 را تا آخر عمر تکرار کنید.بازاندیشی گاهی باز اندیشی میتواند نجات بخش ما از اعتماد به نفس کاذب باشد و ما را از قله ی حماقت پایین بیاورد. اگر در کاری و در عملی یا در حرفه ای مبتدی باشیم همیشه خیال میکنیم که از سطحی که باید باشیم بالاتریم و این گونه خود را فریب میدهیم و نمودار توانایی هایمان از تصوراتمان بسیار پایین تر میرود این همان اتفاقی است که برای مدیران اکثر شرکت ها رخ میدهد.از طرفی گاهی در یک حرفه و فعالیت تخصص کافی را داریم ولی اعتماد به نفس بیان این توانایی را نداریم. به عبارت دیگر ما درگیر پرفکشنیسم میشویم و خیال میکنیم که باید در سطحی از دانش و آگاهی خاص و رویایی باشیم تا در میان آدم ها خودمان را جا دهیم. در این حالت سطح توانایی ما بسیار بالا تر از سطح تصورات ما است.این مدل از باورها میتواند به زندگی ضربه وارد کند و هرچه سریعتر به فکر تعییر این باور ها و اندیشه ها باشیم راحت تر میتوانیم این کار راه انجام دهیم. البته نویسنده ی این کتاب باور دارد که افرادی که دچار سندروم متقلب هستند( سطح توانایی بالا تر  از باور) اوضاع بهتری نسبت به سندروم تماشگر دارند. آنها میتوانند برای پیشرفت خود تلاش کنند چون همیشه باور دارند که باید بهتر باشند ولی اگر نظر من را به عنوان یک پرفکشنیسم بپرسید میگویم این سندروم هم برای خود دردسرهای کلافه کننده ای دارد.این کتاب در 5 فصل ابتدایی خودش سعی میکند به تغییر طرز فکر و باور های کلیشه ای خودمان بپردازیم و از آن به بعد روش هایی برای تغییر افراد اطراف خودمان و اعضای گروه ها ارائه میکند که راستش را بخواهید چون آدم فرد گرایی هستم( این هم یک مشکل دیگر) نتوانستم ارتباط خوبی با ادامه ی کتاب بگیرم ولی چند فصل اول این کتاب فوق العاده جذاب بود و به نظرم میرسد که برای هر شخص مفید خواهد بود.نشر میلکان و نشر نوین( نسخه الکترونیک فیدیبو) را همزمان مطالعه کردم و نشر ملیکان را ترجیح میدهم چون راحت تر و قابل درک تر ترجمه شده است.دوباره فکر کن! قدرت شناختن آنچه نمیدانیدآدام گرنتترجمه: سبحان خسروجردی و فرزانه حاج خلیلینشر میلکانقیمت نسخه چاپی: 77 هزار تومان</description>
                <category>مهران عبادی</category>
                <author>مهران عبادی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jun 2022 14:26:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاه جنستی برای خانم ها نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-vsndabvlqocr</link>
                <description>چند وقت پیش در صفحه ی شخصی اینستاگرام خودم، به کتابی جالب بر خوردم؛ رها و ناهشیار می نویسم: هنر جستارنویسی نوشته ی خانم آدِر لارا ترجمه خانم الهام شوشتری زاده چاپ شده از نشر اطراف.در این کتاب به شما آموزش داده میشود که چگونه جستاری بنویسیم. حالا جستار چی هست؟ به زبان ساده چستار یعنی همین کاری که من درحال انجام آن هستم. یک موضوعی را مرکز قرار بدهم و راجع به آن موضوع بنویسم و شما به عنوان مخاطب با من هم مسیر و هم درک باشید. همین! این موضوع جستار را گوشه ی ذهنتان نگه دارید.… مسئله اساسی این است که فهمیده اید مردها برایتان جذاب نیستند( صفحه 48)در سفرهای شهری تهران وقتی وارد مترو میشویم. با خط قرمز( زرد) روی زمین آشنا هستیم: ویژه بانوان. کاری به عنوان این مسلئه ندارم این موضوع چون به شکل فرهنگ و باور درآمده، حداقل برای اکثریت، نمیخواهم به آن ورود کنم.در یکی از این سفرها وقتی بر روی یکی از صندلی های ابی رنگ قطار نشسته بودم و سعی میکردم خودم را سرگرم کنم نگاهم به تابلوی کتیبه ای شکل بالای صندلی، درست رو به رویم افتاد. روی صحبت با آقایان بود که با ورود به واگن بانوان موجب سلب آسایش آنها میشوند. حالا من در آن لحظه زیاد به فکر عکاسی از آن تابلو نبودم ولی برای من خیلی جالب بود. اصلا سلب آسایش و آرامش یعنی چه؟ایجاد مزاحمت نمودن.ازبین بردن آن.و معنی سلب:ربودنکندنبرداشتنشاید قبول داشته باشید که همیشه استثنایی وجود دارد و اگر بخواهیم به همه ی آدم ها بگوییم دزد و قاتل مطمئنا ناراحت کننده و بی انصافی تفسیر میشود( بله میدانم از نظر روانشناسی همه ی ما جوهره ی هر کاری را داریم که بخاطر باور های ساخته شده ی شخصیتی و اجتماعی از آن پرهیز میکنیم و یا برعکس به سمت آن سوق داده میشویم.) پس چرا داریم مدام در گوش خانم و آقا میخوانیم که مردها جنسیت زده یا سکسیزم هستند و مدام نگاه جنسیتی به بانوان دارند؟ بله تجاوز های زیادی میشود و این تلخ ترین اتفاق بشریت از ابتدا تا الان بوده است. مبارزات بسیار عالی در این باره شکل گرفته و افراد بسیار شجاعی بلند شدند تا این باور را عوض کنند. اما یک مسئله ای همیشه وجود داشته است. وقتی شما من را به عنوان یک فرد خطاکار توبیخ کنید و مثل من، 100 نفر دیگر را پیدا کنید. آنوقت به خیالتان میاید که 101امین نفر هم مثل من خطا کار باشد چون جهانِ کوچک من پر از خطاکار است و این میشود باور اشتباه و فاشیت، میشود مظلوم کشی. میشود همه بخاطر یک نفر.الان دیگر همه راجع به این موضوع صحبت میکنند هر بانوی جوانی که به اینترنت برسد میتواند به نوعی طرفداری از جنسیت خودش نیز دست پیدا کند. آنوقت اگر آقای خطاکاری را ببیند او را به خاطر جنسیتش توبیخ میکند و نه بخاطر شخصیت پلیدش. این بانوی جوان هیچ وقت خیال نمیکند که ممکن است این کار شیطانی به نوع و ظاهری دیگر در یک بانو تجلی پیدا کند. اینگونه است که ما یک باوری را چه درست چه غلط؛ به شکل ویروسی کشنده( همان یک کلاغ چهل کلاغ خودمان) به نسل های آینده آموزش میدهیم. این نسل دیگر نمیتواند اعتماد کند دیگر نمیتواند عاشق شود و چه جرمی بیشتر از این که کسی بخواهد عشق را و تجربه ی عشق( چه موفق و چه ناموفق) را از آدمی بگیرد. ... کاترین شپردهایر، یکی از هنرجوهایم، مطلبی در روزنامه ی دنورپست منتشر کرده که درباره ی این سوال بود: آیا لوازم بهداشت شخصی را از هتل بر میدارم؟ و اگر بله چرا؟باورش سخت است چون آدم ها کلا کار بد انجام نمیدهند. اینگونه برنامه ریزی شده اند که درست ترین کار را در زمان خودش انجام دهند. درست مثل من...برگردیم به چندین خط بالاتر. رها و ناهوشیار بنویسیم. این ستیز و جنگ بزرگ حالا دیگر به تمام عرصه ها رسیده است و رسانه و ادبیات دست به دست هم دادند تا از این مُد استفاده کنند تا بتوانند بازاری را به دست بگیرند. جستار نویسی به شدت زیبا و دل نشین است. ولی متاسفم که میگویم این کتاب تا 40 صفحه ی اول مدام از خانم های جستار نویس و نوشته هایی که نویسنده ی خانم دارند استفاده میکند. انگار جستار نویسی کاری است که خانم های خانه دار میتوانند از آن استفاده کنند برای اینکه سرگرم بشوند و در ستون روزنامه ها اسمشان بیاد  ( الان منظور اکسپلور اینستاگرام است) . من باور دارم اینکار و هر کار دیگری هیچ جنسیتی ندارد و همه ی این اتفاقات تبلیغات گسترده ی اندکی آدم است. من امیدوارم نسل بعدی که حوصله ی اندیشیدن و تامل کردن رو مسئله ای از نسل ما هم کمتر است ( چیزی حدود چند دقیقه شاید) بتوانند از این تبلیغات و مُد فرار کنند.من مثل شما در قطاری به سمت مقصد حرکت میکنم. من هم میتوانم اشتباه کنم فقط دیده ها و اندیشه هایم را به اشتراک میگذارن</description>
                <category>مهران عبادی</category>
                <author>مهران عبادی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Mar 2022 13:54:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه اعتیادی بیشتر از کوکائین</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehran_ebadi/%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%86-mjdnseygabig</link>
                <description>این روزها به لطف رسانه ها و فرهنگ و اجتماع و پذیرش( راجع به این مورد صحبتی مفصل دارم)، ارزشی تغییر کرده که همچون کوکائین ما را به خودش معتاده کرده است؛ و آن چیزی نیست به اسم پول، شغل پول ساز و درآمد بالاتر از حد معمول.مردی را تصور کنید که میتواند هر کلمه ای را به پول و بیزینس تبدیل کند. او در یک خانه ی خوب، در بهترین نقطه ی شهر زندگی میکند و از وسایل پیشرفته و گجت های باورنکردنی استفاده میکند. هر روز در حالی که به سر کار میرود با ماشین اخرین مدلش برای شما و دوست دختران دست تکان میدهد بله او یک ادم رویایی برای شریک زندگیتان است و البته، این آدم بسیار کارکشته و گرگ وال استریت است. کسی که ازدواج کرده و حاصل این ازدواج کودکی چند ساله است. ولی هیچ وقت دست از تلاشش نمیکشد و مدام در حال درخشش است او یک ستاره ی درخشان وسط کویر است.میخواهید واقعیت را بدانید؟ این آدم به این سبک زندگی اعتیاد پیدا میکند. یک اعتیادی که پشت آن هیچ پرچسب سرطان زا و توهم زا و مخربی وجود ندارد. همچون یک معتاد واقعی ، این آدم تلاش میکند که بقیه ادم ها را دور بزند و راهی سریع تر برای جبران نشئگی اش پیدا کند.حالا این گرگ های وال استریت توی جهان پخش شده اند. کسانی که عشق و ازادی را میفروشند و سر عزیزترین کسانشان را زیر آب میکنند تا بتوانند فقط یک میلیون تومان لعنتی بدست بیاورند. ما هر روز آن ها را پشت گوشی چند اینچی میبینیم و با آن ها زندگی میکنیم. با سبک زندگی اعتیاد آورشان خوشحال میشویم و دست در دستشان میان خانم ها و آقایان جذاب میگردیم. اما تا به خودمان نگاه میکنیم همه چیز دود میشود و به آسمان آبی میپیوندد. ما هیچ افتخاری برای سرخوشی و رفع نشئگی نداریم. آه چقدر تاسف آور! F. Scott Fitzgerald از فیلم گتسبی بزرگ نوشته یمگر اعتیاد چه ضرری دارد؟ آن هم به پول، حداقل سرطانی در کار نیست. میدانی من دوست دارم که بیمار پول شوم تا بخواهم در گوشه ی خیابان وقتی زن و بچه ام از گرسنگی زجر میکشند بمیرم یا نتوانم دست معشوقم را بخاطر پول بگیرم.باید بگویم که صد در صد پول عنصر مهمی برای ادامه ی زندگی و  حیات الان ما است. درست مثل زمانی که در غار زندگی میکردیم و به گوشت حیوانات و چماق چوبی و خنجر سنگیمان نیاز داشتیم. ولی این پول برای رفع نیاز باید باشد. درسته این مشکلی است که الان در زندگی همه ی ما وجود دارد. این فقدانی است که ما را به سمت معتادان پول میکشاند. همان نیاز اولیه به چماق چوبی. که اگر زیر سرمان باشد احساس امنیت و آرامش میکنیم. چماقمان طلا پیچ شده باشد؟ یا با جواهرات زیبا شده باشد؟ چه فرقی میکند میخواهم این چماق را بر سر متجاوزان بزنم . در واقع میخواهم کارم راه بیوفتد. میخواهم وقتی روی مبل نشسته ام و کنار معشوقم سیگاری میکشم به فکر زنده ماندن فردایم نباشم. خیال میکنم این حرفیه که همه میتوانیم درک کنیم.باور کنید اعتیاد به پول و پول در اوردن فقط کوری میاورد. من نمیدانم چه راهکاری میشود ارائه کرد. من هم مثل شما همسفر این قطار زندگی هستم. نمیدانم راه درست چیست من هم دارم کنار شما یاد میگیرم. یادتان باشد اگر نظری دارید میتوانیم باهم صحبت کنیم. شاید به یک نتیجه رسیدیم که کمکان کرد زندگی را بهتر تجربه کنیم.</description>
                <category>مهران عبادی</category>
                <author>مهران عبادی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Mar 2022 15:24:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>