<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mehri taghvaii</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mehri.taghvaii</link>
        <description>مشاور</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:09:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/68156/avatar/hHxKC8.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mehri taghvaii</title>
            <link>https://virgool.io/@Mehri.taghvaii</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آرامش عمیق را بخشش تجربه کن</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehri.taghvaii/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%86-uewiflqut01t</link>
                <description> توصیه های اخلاقی اغلب گفتنش خیلی ساده هست  اما عمل کردن به ان  خیلی سخته و اینکه با دیدن کلیپ هایی که اعمال و رفتارهای انسانی رو به تصویر می کشه فقط  خوشمون میاد وهیجان ما رو تغییر میده ؛هیچ تغییری در درون ما ایجاد نمی کنه و باعث رشد انسانیت در ما نمیشه .الان نمی خوام در مورد انفاق کردن بنویسم در مورد بخشش و گذشت از تقصیر کسی که به ما ظلمی کرده یا در کل موجب آزار و اذیت ما شده  کسی که من رو بیشتر از همه آزار و اذیت کرده خودم بودم.شما رو نمی دونممن باکمک اطرافیانم ؟نهخودم با توقع زیاد داشتن از خودم خودم با ترس از اشتباه کردنخودم با زیادی نگران ناراحتی دیگران بودنبا زیادی احترام نگه داشتن دیگرانمن با خود نبودنم   و با...شاکرم که قبل از  رفتن از این دنیا متوجه شدم و قصد دارم دست از آزار  خودم بردارم و زندگی کنم و خودم رو به خاطر همه آزار و اذیت هایی که  به خودم  دادم ببخشم و خودم رو در آغوش بگیرم و با خودم مهربون تر باشم.و به خودم اجازه اشتباه کردن بدم.عاشقم بر همه عالم که همه عالم  ازوست.</description>
                <category>Mehri taghvaii</category>
                <author>Mehri taghvaii</author>
                <pubDate>Tue, 08 Mar 2022 22:58:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوید 19 و انتخاب</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehri.taghvaii/%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%AF-19-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-kgap5ocrhyeg</link>
                <description>سال 98 که زمان شیوع کوید 19 در جهان بود و غوغا به پا کرده بود ،من هم بی نصیب نبودم راستش اول که گفته بودن فقط پیرها و بیمارها میمیرن کمی خیالم جمع شد .اما هر از چند گاهی ترس سراغم میومد و دست بردار نبود .تصمیم گرفتم بپذیرم که بالاخره مرگ هم بخشی از زندگی ام است و یک مرحله از زندگی هست .در ضمن دانشجو ترم چهارم از دوره دکتری تخصصی مشاوره بودم و خرداد یا تیر قرار بودآزمون جامع برگزار شود که به خاطر شیوع کرونا هر ماه به تاخیر می افتاد و با هر اعلام تاریخ جدید آزمون جامع شروع به برنامه ریزی برای دور کردن منابع می کردم و سعی می کردم خودم رو راضی کنم خوب بیشتر می خونم.در یکی از گروه های تلگرامی مشاوران اعلامیه ای( در خصوص همکاری در حوزه ی مشاوره به مردم در دوران کرونا ) دیدم که خواسته بود مشاورانی که تمایل به همکاری دارند در این سایت ثبت نام کنند.من که دچار اضطراب امتحان و هم اضطراب مرگ بودم ؛ با خودم یک برآورد کردم که خب آزمون جامع که یک کار شخصی هست و برای همین دنیا هست که اگر زنده بمونم خوبه ، اما اگر مُردم و نتونستم آزمون جامع بدم  چی؟ خوندن برای آزمون جامع بی ثمر خواهد ماند . اما اگر در این دوران که با علم به روانشناسی بتونم به مردم سرزمینم کمک کنم ؛ احساس بهتری خواهم داشت و  تحصیلاتم هم بی ثمر نبوده.بالاخره با سبک، سنگین کردن بسیار و مقابله با افکاری که می اومدن و زمزمه می کردن اگر زنده موندی و مجبور باشی  آزمون جامع بدی و آماده نباشی چه می کنی؟ می افتی هاو...تصمیم گرفتم اعلام آمادگی کنم ( برای مشاوره تلفنی دادن به مردم که نیاز به مشاوره  دارن )و احساس کردم با اینکار زندگی ام معنی بهتری پیدا می کند. بعد چند هفته که بررسی کردن، اطلاع دادن: شما صلاحیت همکاری دارید و این نرم افزار رو نصب کنید و مشاوره بدین در شیفت های مختلف هر روز مشاوره می دادم و تجربیات زیادی هم کسب کردم و به رفع اضطراب مرگ خودم هم کمک شد و حس شادمانی از موثر بودن داشتم و شاکر بودم از اینکه تونستم به مردم  در زمان بحران کمک کنم.اوایل شاید روزی 250تماس داشتم اما خسته نمی شدم. و اصلا از اینکه اون ترم مجبور شدم برای آزمون جامع مرخصی بگیرم و ترم بعد آزمون بدم(قبول هم شدم) هیچگاه پشیمان نشدم و نخواهم شد. دو سال از اون زمان می گذره و من هنوز زنده ام   (:</description>
                <category>Mehri taghvaii</category>
                <author>Mehri taghvaii</author>
                <pubDate>Sat, 05 Mar 2022 21:32:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصد آزرده خاطر کردنش را نداشت!اما...</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehri.taghvaii/%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A7-il8uifgyhy6c</link>
                <description>همکاری تعریف می کرد روزی کنار خیابان ، معلم بد اخلاق و سرزنشگر دوران دبستانش را کنار خیابان می بیند وبا معرفی خودش و یاد آوری اینکه از شاگرداتون بودم سوارش می کند بعد از کمی صحبت و مرور خاطرات نه چندان خوشایند دوران تحصیل در ابتدایی گفتم حالا روانشناس شدم ؛ با این ذهنیت که:حالا با دیدن ماشین مدل بالایم و آگاهی از  شغلم به ایشان ثابت می کنم تنبیهاتش بی مورد بوده و پیشگویی هایش به ثمر نرسیده ؛با ملایمت گفتم یادتونه چقدر منو تنبیه می کردین و  می گفتین تو چیزی نمیشی ...منتظر عذر خواهی نبودم دوستم نداشتم معلمی که الان بازنشسته شده  را آزرده خاطر کنم . ..درس معلم ار بود زمزمه محبتی    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پا را حال که به مقصد هم رسیده بودیم درحال پیاده شدن با صدایی حق به جانب و با  اعتماد به نفس بالا گفت :با همون روش من تو به اینجا رسیدی!!!</description>
                <category>Mehri taghvaii</category>
                <author>Mehri taghvaii</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2020 02:25:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات یادگیری کودکان با بازی درمان میشود</title>
                <link>https://virgool.io/@Mehri.taghvaii/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-wh0rpaepglmj</link>
                <description>سه سال است که به عنوان درمانگر اختلالات یادگیری فعالیت می‌کنم. در این مدت کوتاه متوجه توجه پایین خانواده‌ها به «بازی» کودکانشان شدم. به همین خاطر تصمیم گرفتم بخشی از تجربه‌ام در ارتباط با تاثیر بازی در کودکان را در اینجا به اشتراک بگذارم و از این طریق از اهمیت بازی برای کودکان بگویم.سال گذشته یکی از مراجعانم دانش آموز کلاس ششمی بود. معلم به خانواده‌اش گفته بود اگر بهبودی در وضعیت دیکته‌اش رخ ندهد پایه ششم را مردود خواهد شد. تصور خانواده این بود که ضعف دانش آموز در سال‌های گذشته باعث می‌شود تا پیشرفت نکند. تست هوش نشان می‌داد که از بهره هوشی متوسطی برخوردار است و از این نظر مشکلی نداشت. مشکل بیش فعالی و عدم تمرکز نیز نداشت. در تمام این مراحل و گرفتن آزمون‌ها پسرک ما نیز همکاری نمی‌کرد. بالاخره بعد از بررسی، تشخیص دادم که مشکل دیکته‌ی دانش آموز مربوط به ضعف در حافظه‌ی دیداری است. تاثیر حافظه‌ی دیداری بر دیکته بسیار زیاد است. مغز باید بتواند آنچه که با چشم دیده ثبت کند و بدون نقص به خاطر بسپرد. مشکل در حافظه دیداری باعث می‌شود تا دانش آموز نتواند شکل نوشتاری کلمات را درست به خاطر بسپرد. وجود حروف مختلف هم صدا مانند «ح» و «ه» و همچنین استثناعاتی مانند «خواهر» باعث می‌شود تا تاثیر حافظه‌ی دیداری در دیکته فارسی بسیار بیشتر باشد. اگر کودک در مراحل رشد بازی‌هایی مانند «ببین و بگو» یا «راز جنگل» را انجام دهد، حافظه دیداری اش تقویت می شود.بزرگترین مشکلم در این مورد، برقراری ارتباط با کودک بود. کودک 12 ساله می‌گفت بازی برای بچه‌هاست. حاضر نبود بازی‌ها را انجام دهد و همکاری نمی‌کرد. اما بدترین تصوری که داشت این بود که: «مراجعین ما کودکانی هستند که از بهره هوشی بسیار پایین برخوردارند» و این باعث شده بود تا احساس کند حضورش در مرکز درمان اختلالات یادگیری تحقیر آمیز است و با لجبازی در برابر این توهین مقاومت می‌کرد.در نهایت بعد از حل مشکل ارتباط با کودک، بازی‌هایی را برای تقویت حافظه‌ی دیداری کودک به والدینش آموزش دادم و قرار بر این شد تا هر روز این بازی‌ها را انجام دهد. اما مشکل جدید تازه آغاز شد. پدر و مادر کودک حاضر به پذیرش این مسئله نبودند که بازی‌هایی این چنین ساده مانند: نشان دادن کارت‌هایی به کودک و خواستن بیان ترتیب تصاویر کارت‌ها، می‌تواند در رفع مشکل املا اثر گذار باشد.تمام جلسه برای خانواده دانش آموز شیوه‌ی کارکرد مغز انسان را شرح دادم. اینکه در یادگیری تنها مغز نیست که درگیر می‌شود، بلکه کل بدن در روند یادگیری اثر گذار است.  تا زمانی که کودک از نظر حرکتی در روند صحیح رشد نباشد، در یادگیری با مشکل مواجه خواهد شد. بالاخره توجیه شدند تا بازی را انجام دهند، بعد از یک ماه املاهای کودک کاملا بدون غلط شده بود.دانش آموز دیگری در مقطع سوم ابتدایی در ریاضی خیلی ضعیف بود. تست هوش نشان میداد از بهره‌ی هوشی بالایی برخوردار است. اما خیلی کم بازی کرده بود. پدر و مادرش بعد از ۱۵ سال صاحب فرزند شده بودند و احتیاط زیادشان در مراقبت فرزند، به کودکشان آسیب زده بود. از نظر حرکتی بسیار محدود شده بود و اجازه خیلی از بازی‌ها را نداشت. حتی نمی‌توانست از پله سرسره بالا برود که نکند به زمین بیافتد. توپ بازی نمی‌کرد تا آسیب نبیند.دانش آموز دچار خامی حرکتی شدید بود و از نظر حرکتی رشد بسیار کمی داشت. در نتیجه هوش فضایی کودک پایین بود، چرا که هوش فضایی رابطه مستقیم با حرکت داردو لازم بود تمرین هایی از جمله سینه خیز، رژه رفتن و چهار دست و پا رفتن را انجام می‌داد که هر روز انجام دهد.متاسفانه این بار هم پدر و مادر کودک در برابر پذیرش اهمیت بازی کردن مقاومت کردند. توقع داشتند با دخترشان ریاضی کار کنم و تمرین‌ها را با رفع مشکل یادگیری ریاضی بی‌ربط می‌دانستند. این بار هم با شنیدن توضیحات درمورد ارتباط حرکت و هوش فضایی توانستم آن‌ها را قانع کنم که همکاری کنند. از آنها خواستم همه حرکات را روزی نیم ساعت در خانه انجام دهد. بعد از چند جلسه مراجعه و انجام روزانه تمرین‌ها، از نتیجه‌ی حاصل شده شگفت زده شده بودند.نکته در اینجاست که اگر این کودکان در مراحل رشد خود این بازی ها را انجام دهند، دیگر مشکلات اینچنینی در زندگی نخواهند داشت. مشکلات تحصیلی و اختلالات یادگیری، بخش کوچکی از تاثیر کم توجهی به بازی کودک است. زندگی انسان جنبه‌های زیادی دارد که بازی‌های دوران کودکی می‌تواند در همه‌ی آن‌ها تاثیرات مثبتی داشته باشد، اگر توجه کافی به آن داشته باشید.</description>
                <category>Mehri taghvaii</category>
                <author>Mehri taghvaii</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 22:25:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>