<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهری امامی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MehriEmami</link>
        <description>روزنوشته‌ها و برگزیده‌های مهری امامی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:47:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/81030/avatar/7Fj6wi.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهری امامی</title>
            <link>https://virgool.io/@MehriEmami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زنده‌ نگه‌داشتن جشن‌های ملی نه دلِ خوش می‌خواهد نه جیبِ پر!</title>
                <link>https://virgool.io/@MehriEmami/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%84%D9%90-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%AC%DB%8C%D8%A8%D9%90-%D9%BE%D8%B1-xncgqqckyk5g</link>
                <description>جشن‌های ملی مایه پیوند ماستصبح روز یکشنبه یک دی ماه مسیر خانه تا محل کارم را طی می‌کردم. نفسم از آلودگی هوا تنگ شده بود و با ماسکی که زده بودم نمی‌توانستم خوب نفس بکشم. به‌زحمت به تاکسی‌هایی که رد می‌شدند می‌گفتم: سیدخندان!بعد از کلی دود خوردن بالاخره سوار شدم. از جروبحثی که به خاطر کرایه سرسام‌آور تاکسی به بهانه گرانی بنزین داشتم می‌گذرم.از تاکسی که پیاده شدم واقعا عصبی و خسته بودم. ناخودآگاه یاد دیشب افتادم. دیشب فرخنده شب چله بود. چقدر در کنار اقوام و خانواده خوش گذشت. بگوبخندها، مرور خاطره‌ها، فال حافظ و خوانش مقدمه داستان رستم و اسفندیار از شاهنامه و توضیح آن به زبان کودکانه برای بچه‌ها.دیروز هم هوا آلوده بود، همین گرفتاری‌ها و مشکلات دیروز هم وجود داشت. ولی انگار جشن دیرینه معجزه کرده بود. به‌راستی هرکس ما ایرانیان را دست‌کم بگیرد از نعمت عقل بی‌بهره است و چیزی از تاریخ این سرزمین نمی‌داند.سرزمین زیبایی که میان دو دریای متبرک گسترده شده و کوه‌های زیبایش پناهگاه مردم پر ارجش است. سرزمینی که کم آب است اما فراوان رزق و روزی به مردمانش داده.برخی معتقدند با کام تلخ و دل پردرد نمی‌توان جشن گرفت و خوش‌دل بود. اما نباید فراموش کنیم پدران و مادران ما در هر شرایطی آیین‌ها را حفظ کرده‌اند و بر ما واجب است راه آنان را ادامه دهیم.در منابع آمده است که پس از حمله اعراب به ایران جشن نوروز رسم مجوسان نام گرفت و سخت نکوهیده شد. ولیکن ایرانیان نوروز را به مجالس شخصی خود بردند و آن‌را زنده نگه داشتند. جالب اینکه پس از چندی خلفای بغداد به پیروی از ایرانیان به شادباش نوروز نشستند. این‌ها همه برای ما درس است.بایسته است که سنت‌های پسندیده خود را زنده نگاه داریم و فارغ از مشکلات روزگار شب چله را در انتظار خورشید خوش باشیم و مهرگان را جشن بگیریم و نوروز را به هم تبریک بگوییم. هرچند که  نوای شادباش با نوای درونمان هم ساز نباشد.</description>
                <category>مهری امامی</category>
                <author>مهری امامی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 11:28:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای من فدای آنکه دلش با زبانش یکی نیست!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@MehriEmami/%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%81%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%B4-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-k9vkeqw4mjb7</link>
                <description>مزایای مصاحبت با دورویان زمانه!مصاحبت با دورویان زمانه!با یک سرچ ساده فاجعه به‌خوبی خودش را نشان می‌دهد. هزاران مقاله فارسی و انگلیسی با عناوینی مثل:· چطور افراد دورو را شناسایی کنیم؟· چطور با افراد دورو کنار بیاییم؟· درمان دورویی· چگونگی حذف افراد دورو از زندگی خود· مقابله به افراد دورو· با همسر دورویم چه کنم؟و...من قصد ندارم راجع به این موضوعات بنویسم. تا دلتان بخواهد نوشته‌اند و ما نیز خوانده‌ایم. ولی متأسفانه آدم‌های دوروی دوروبرمان کم که نشدند هیچ ...به نظرم صائب تبریزی با طنزی تلخ در این بیت زیبا سخن را تمام کرده است.                      دل و زبان منافق یکی شود باهم             به هر دودست اگر گربه‌رو تواند شستدر این بیت از آرایه ادبی اسلوب معادله استفاده شده است که یکی از درخشان‌ترین آرایه‌های ادب فارسی است. در اسلوب معادله شاعر مطلبی را که غالبا با یک مفهوم عقلی و از نوع خبری است بیان می‌کند و برای اثبات آن دلیلی در مصراع بعد می‌آورد. دو مصراع بیت در این قالب مثل دو طرف یک معادله ریاضی هستند و می‌توان بین آن‌ها علامت مساوی قرار داد. به بیان بهتر مصرع دوم بیانی از مصرع اول به فرمی دیگر است و با وجود اینکه علمی نیست اما مخاطب آن را بسیار دلپذیر می‌یابد.من هم مانند صائب فکر می‌کنم زیاد از حد خوش‌بینی است اگر فکر کنیم روزی می‌رسد که این رذیلت اخلاقی کمرنگ و کمرنگ می‌شود. تا جایی که دود شود و به هوا برود و همه ما دور هم نفس راحتی بکشیم. انگیزه من برای نگارش این روزنوشت اتفاقا نقطه مقابل این آرزوی محال است. چون من فکر می‌کنم اگر از زاویه دید من نگاه کنیم وجود این آدم‌ها چندان هم بد نیست.در ادامه به پنج مزیت مصاحبت به دورویان! اشاره خواهم کرد. ولی پیش از برشمردن آن‌ها باید اقرار کنم که تمام مزایایی که خواهم گفت به تحمل این افراد نمی‌ارزد. اگر امکانش را دارید حضور این افراد را در اتمسفر زندگی خود کم و یا حذف کنید. اما اگر ناگزیر به تحملشان هستید ادامه دادن به خوانش این نوشته برایتان خالی از لطف نخواهد بود.1- برخورد با این افراد چالش برانگیز است و ذهن شما را حسابی درگیر می‌کند. دائما دنبال این خواهید بود که روی دیگر سکه را در ذهن خود شبیه سازی کنید. و از خود بپرسید در غیاب من و حضور نفر سوم چه تغییری در گفتار و رفتار این فرد بوجود خواهد آمد؟ این ماجرا در غیاب من چطور روایت خواهد شد؟اوج جذابیت ماجرا کشف الگوی رفتاری او با توجه به اطلاعاتیکه از رفتار او دریافت می‌کنید، است. اگر با دقت رفتارش را رصد کنید موقعیت‌هایی پیش خواهد آمد که قادرید دو طرف سکه را ببینید. این فرصت زمانی رخ می‌دهد که شما در جایگاه شخص سومی قرار بگیرید که ذی‌نفع نیست و از دور تماشاگر است. به تجربه ثابت شده که آدم‌های دورو و نیرنگ باز الگوی ثابتی دارند و با کشف آن می‌توانید آن روی سکه را حدس بزنید.2- دومین مزیت ممکن است کمی به نظرتان اسلوگان طور یا شعارگونه بیاید ولی ریشه در حقیقت دارد. داستان معروف « لقمان را گفتند ادب از که آموختی» از گلستان سعدی از معروف‌ترین مثل‌های فارسی است و آن‌قدر گفته‌اند و شنیده‌ایم و گفته‌ایم و شنیده‌اند که برایمان کلیشه شده. اما در مواجهه با کلیشه‌ها باید سؤالی از خود بپرسیم. آیا کلیشه‌ها لزوما بی‌مایه هستند یا گاهی پرمایگی یک حقیقت و فراگیر شدنش آن را تبدیل به کلیشه می‌کند؟ اگر با نوع دوم سر و کار داشته باشیم به نفع همه است که حسابی بچسبیم به همان کلیشه.اگر ما هم راه لقمان را در پیش بگیریم و هر چه از ایشان(دبل فیس‌ها!) در نظرمان ناپسند آمد از آن فعل پرهیز کنیم، خواهیم دید کم موهبتی نیست هم‌نشینی با دوروها.3- تجربه‌ای که دورویی وارد زندگی می‌کند قطع به‌یقین در دفع حوادث بعدی به کار می‌آید.4- کاسه صبر آدم کاملا ناخودآگاه در کنار فرد دورو بزرگ می‌شود و دیگر به این زودی‌ها لبریز نمی‌شود. دیگر به‌راحتی قبل از کوره در نخواهید رفت.5- نمی‌دانم تا به حال کسب جمعیت از زلف پریشان کرده‌اید یا خیر. اگر کرده باشید حدس می‌زنید که چه خواهم گفت. گاهی پیش می‌آید که از بی‌نظمی و پریشانی اجزا نظم و یکپارچگی بی‌نظیری خلق می‌شود.تضاد شخصیتی افراد دو چهره به‌قدری زننده است که به شما برای رسیدن به چرایی وجود خودتان کمک می‌کند. گویی زشتی شخصیت‌های چندگانه طلای درون شمارا صیقل می‌دهد . آن را درخشان می‌کند.</description>
                <category>مهری امامی</category>
                <author>مهری امامی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2019 23:02:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می‌ارزد زندگانی حتی به مرگ!</title>
                <link>https://virgool.io/@MehriEmami/%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-pvlahbwh4c8i</link>
                <description>«از پیر شدن نترسید، پیری نعمتی است که همه از آن بهره نخواهند برد»  متأسفانه درست نمی‌دانم این جمله را کجا خواندم و از چه کسی بود. ولی من را به یاد دعای خیر مادربزرگ‌ها انداخت:                                                            « الهی پیرشی مادر»به‌راستی بهترین دعایی که می‌توان در حق کسی که دوستش داری کرد، همین است.در زندگی همه ما روزهایی هست که حس می‌کنیم خوشبختی از ما روی گردانده و از زندگیمان رفته، یا شاید هنوز هست ولی به چشممان نمی‌­آید.  زیرا خود را در لباسی از نکبت و مشکلات پیچیده، یا رنگ عادت و روزمرگی به خود گرفته. اما حتی اگر در بی‌چاره‌ترین بن‌بست زندگی خود ایستاده باشیم و نه راه پس داشته باشیم و نه راه پیش، باز ته دل زندگی را دوست داریم و منتظریم دست روزگار آن روی سکه را رو کند. چیزی شبیه به شعله ضعیف امید از زیر خروار­ها خروار خاکستر.شاید پارادوکس رفتاری ما در اوج مشکلات نیز ریشه در همین مطلب داشته باشد، در روزی سخت با فشار روحی و روانی طاقت‌فرسا برای لحظه­ای -هرچند کوتاه- حس فراغتی در دل داریم و آن‌قدر آن حس با شرایطی که در آن هستیم تضاد دارد که درکش برایمان مشکل است. حتی ممکن است عذاب وجدان بگیریم و به خود نهیب بزنیم که به خودت بیا، الان وقت خوشدلی نیست!                                                           بیایید اعتراف کنیمشاید پای حرف که برسد بتوانیم ساعت­ها از بی­اعتباری و بی­التفاتی «چرخ» داد سخن برآوریم. اما هرگز نمی­توان انکار کرد که زندگی در این دنیا به‌هرحال فریبنده است. هر قدر هم که سنگدلی در کار ما کند، باز همه ته قلبمان به او متمایلیم.با تمام احترامی که برای فردوسی قائل هستم باید بگویم که به نظر من«می­ارزد زندگی حتی به مرگ»آری زیستن و بودن و &quot;زندگی خود را زندگی کردن&quot; به همه چیز می‌ارزد.</description>
                <category>مهری امامی</category>
                <author>مهری امامی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2019 11:44:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایرانِ بزرگ فراتر از نقشه گربه شکل امروزی است.</title>
                <link>https://virgool.io/@MehriEmami/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-sn8r3yyvt9gj</link>
                <description>در تقبیح توهین به افغان‌هااتفاق تلخی که چندی پیش در مترو شاهدش بودم مرا بر این داشت که در حد بضاعتم چندکلمه‌ای در تقبیح رفتار زشت توهین به ملت‌های دیگر به‌ویژه افغان‌ها بنویسم. به این امید که اقلیتی که - نه از روی بددلی که از عدم آگاهی - به مردم فرهیخته افغانستان اهانت می‌کنند به فکر فرو بروند.« میانه روز بود و مترو تقریباً خلوت بود. خانمی به همراه پسربچه هفت هشت‌ساله‌ای سوار قطار شدند و روی صندلی نشستند. چند ایستگاه بعد دختری که ظاهری عصبی و پریشان داشت سوار شد و وقتی دید تمام صندلی‌ها پر است، شروع کرد به بدوبیراه گفتن و توهین کردن به آن خانم و فرزندش.  با عبارات زشتی او را خطاب قرارداد تا مجبورش کند بلند شود و جایش را به او بدهد. منطقش هم گویا این بود که اینجا کشور ماست و حق ماست که بنشینیم نه شما. بماند که خوشبختانه چنین افراد فحاش و سطحی‌نگری در اقلیت هستند و اکثریتی که در واگن بودیم جانب خانم افغان را گرفتیم و کسی که فحاشی می‌کرد مجبور شد چند ایستگاه بعد پیاده شود، ولی چیزی که باعث ناراحتی من شد گریه کردن پسربچه بود و تأثیر منفی و تصویر زشتی که در ذهنش نقش ‌بست. »ایرانِ بزرگ فراتر از نقشه گربه شکل امروزی است.سؤالی برایم پیش‌آمده.چرا ما مردمی که در «مرز‌های امروزی ایران» زندگی می‌کنیم، فکر می‌کنیم تنها ما صاحب تاریخ و فرهنگ کهن این سرزمین هستیم؟ هر جا که فرصتی پیش بیاید با ذکر افتخارات نیاکانی باد در غبغب می‌اندازیم و بدون دانش خیلی راحت به ملتی کهن و هم‌زبان توهین می‌کنیم.  شاید وقت آن رسیده که دیگر اتکا به افتخارات نیاکانی را کنار بگذاریم و ببینیم آیا رفتار و کردار امروز ما درخور و شایسته این پیشینه است؟تک‌تک انسان‌هایی که در مرزهای کهن ایران بزرگ از چین تا مدیترانه زندگی می‌کنند، به‌اندازه ما سهم دارند. تلخ است که هویت اصلی خود را فراموش کرده‌ایم. سرزمین بزرگ ما به دست استعمار چندپاره شده، ما دیگر با دید نژادپرستانه به آن ضربه نزنیم. به اعتقاد من همه ملت‌هایی که در قلمرو ایران کهن قرار دارند فارغ از نژاد و زبان،  افغانستان، عراق، تاجیکستان، آذربایجان و ... فرزندان یک مادر هستیم و همه به‌نوعی هم‌وطنیم.دریغ که دست پلید استعمار ما را از هم جدا کرد و حتی گاه در برابر هم قرار داد تا سال‌ها باهم بجنگیم. و صد دریغ که عدم آگاهی ما از هویتمان، بغض گلوی آن کودک هم‌وطن افغانمان را ترکاند و اشک پاکش را روی صورت معصومانه و زیبایش جاری کرد.</description>
                <category>مهری امامی</category>
                <author>مهری امامی</author>
                <pubDate>Wed, 30 Oct 2019 21:03:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من این چهار عکس را خیلی دوست می‌دارم.</title>
                <link>https://virgool.io/@MehriEmami/%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-fwyvb3ee5zgb</link>
                <description>دختر افغان دختر افغان نام عکسی است که عکاس معروف آمریکایی، استیو مک کری، در سال 1984 از دختر  زیبایی در اردوگاه پناهندگان افغانستانی در پاکستان گرفته است. چشمان زیبای این دختر اولین چیزی است که نگاه بیننده را  می­‌رباید.دختر افغانشهرت جهانی این عکس باعث شد تا عکاس آن دنبال این دختر بگردد و او را در سال 2002، درحالی‌که مادر سه فرزند بود، بیابد و عکس را تکرار کند. خمودی و گرفتگی چهره دختر افغان در عکس دوم روایتگر ناملایمات و شیوه دیرینه روزگار در بیدادگری است. و عمیقاً انسان را به فکر فرو می‌برد.دختر افغانصدایت را دوست دارمچقدر حال این عکس خوب است. نه؟استاد محمدرضا شجریانلحظه سترگ نوشتنکپی رایتر افسانه‌­ای David Abbott در دفتر کارش که فارغ از جهان قلم در دست می­‌چرخاند.David Abbottزن جذامیاین عکس، تصویر زنی مبتلا به بیماری جذام است که در مستند ارزشمند &quot;خانه سیاه است&quot; به کارگردانی فروغ فرخزاد -روانش شاد- گرفته‌شده است.زنی در آیینه می­‌نگرد. نمی­‌دانم به نفرین شومی که دچارش شده یا به گل­‌های زیبای نقاشی شده در حاشیه آیینه. و قوری کنار آیینه روی طاقچه که چه خوب نشان می­‌دهد با همه این اوصاف زندگی ادامه دارد.The House Is Black</description>
                <category>مهری امامی</category>
                <author>مهری امامی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Oct 2019 19:36:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا کلمه Bad انگلیسی از &quot;بد&quot; فارسی نشأت گرفته است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MehriEmami/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-bad-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yajn0rkfpftd</link>
                <description>چند روز قبل در جمعی بودم و صحبت از غنای زبان فارسی و شیرینی‌های آن بود. جایتان خالی، همگی محظوظ بودیم. به‌راستی چه زبان شیرین و دل‌نشینی داریم.صحبتی در آن جمع مطرح شد که بهانه‌ای برای نگارش این مطلب شد. یکی از دوستان با حس وطن‌پرستی قابل‌ستایشی می‌گفت: «اگر یک دانشجوی انگلیسی‌زبان قصد واکاوی زبان مادری خود را داشته باشد باید دنبال استخراج اطلاعات از کتیبه‌های فارسی باستان باشد. انگلیسی واژه‌های پایه‌ای مثل بد Bad ، مادرMother ، پدر Father را از زبان ما دارد.»گرچه تردیدی در تأثیرگذاری زبان فارسی بر سایر زبان‌های جهان نیست. و این موضوع با رویکرد کاملاً علمی و بدون جهت‌گیری‌های جانب‌دارانه ثابت‌شده است، اما مطلبی هست که باید نسبت به آن آگاه باشیم تا درخت کلام ما به شکوفه آگاهی آراسته شود و از تعصب دور بمانیم.زبان فارسی و انگلیسی از یک خانواده هستند و به زبان‌های هندواروپایی تعلق دارند. دلیل وجود لغت‌های مشابه مثل مواردی که ذکرشده نیز همین ریشه مشترک دو زبان است و نباید با ورود لغت از زبانی به زبان دیگر اشتباه گرفته شود. لغاتی از این ‌دست بخش مهمی از پژوهش‌های اتیمولوژی را به خود اختصاص می‌دهند. اتیمولوژی علم شناخت ریشه و اصل کلمات است و پیدایش آن‌ها را به لحاظ لفظی و معنایی بررسی می‌کند.ناگفته نماند که کم نیستند واژه‌هایی که از منبع غنی فارسی به زبان‌های دیگر ازجمله انگلیسی وارد شده‌­اند. در کتاب &quot; واژه‌های ایرانی در زبان انگلیسی&quot; نوشته دکتر محمدعلی سجادیه با بیانی شیرین و مستدل به این واژه‌ها پرداخته شده است.واژه‌های که در ادامه ذکر خواهد شد، از بسیار اندکی و از هزاران یکی است. اگر مانند من علاقمند به این مباحث باشید مطالعه کتاب فوق برایتان لذت‌بخش خواهد بود. حتماً نام chobaniکه یکی از معروف­ترین برندهای لبنیات جهان است را شنیده‌اید. جالب است بدانید نام این ماست‌های خوشمزه و مشهور از واژه شبان در فارسی ریشه گرفته است. امروز ما این کلمه را با فتحه به‌صورت شَبان می‌خوانیم ولی صورت کهن آن‌که البته هنوز هم استفاده می‌شود شُبان است. یاسمن: این واژه به شکل Jasmine یا Jessamine  از زبان فارسی به انگلیسی و فرانسه واردشده است.پسته: pistachioشکر: sugar  جالب است بدانید حتی اروپایی‌ها هم به ایرانی بودن این کلمه اعتراف کرده‌اند.اسفناج: اسفناج معرب کلمه فارسی سپاناج است و به‌صورتspinach  وارد زبان انگلیسی شده است. قند: candyپردیس: فردوس در عربی و paradise در انگلیسی هر دو صورت تغییریافته این واژه هستند.خاکی: لباس سرباز به رنگ خاک که جهت ایجاد استتار بکار می‌رود و در انگلیسی khaki دقیقاً به همین معنی بکار می‌رود.شربت: syrupگوهر: جوهر در عربی و jewelsانگلیسی هر دو ریشه در گوهر فارسی دارند.</description>
                <category>مهری امامی</category>
                <author>مهری امامی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 20:03:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیباچه</title>
                <link>https://virgool.io/@MehriEmami/%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DA%86%D9%87-gyddcux7olnh</link>
                <description>ذهنم درگیر این بود که برای شروع در ویرگول موضوع اولین نوشته­‌ام چه باشد و چه نباشد که به یاد مجموعه سؤال‌هایی که آقای سجاد سعیدنیا در متمم نوشته افتادم. نوشته‌ای با عنوان «سؤال‌هایی برای خودشناسی و شناخت بیشتر خودمان»الحق سؤالات پرمغز و چالش‌برانگیزی است. با خود فکر کردم بد نیست نوشته اول کمی تِم «معرفی خود» داشته باشد. شما هم به این سؤالات جواب دهید. خالی از لطف نیست.1- بهترین خاطره‌ی دوران کودکی شما چیست؟اگر قرار بود ده خاطره خوش کودکیم را بنویسم کار ساده‌تر بود. من واقعاً دوران کودکی‌ام را دوست دارم چون کاملاً بچگی کردم و مثل خیلی از بچه‌های این روزگار، عجله‌ای برای بزرگ شدن نداشتم. این مسئله انتخاب یک خاطره از این دوران شیرین را برایم سخت می‌کند.طعم خوش ظهر‌های گرم تابستان که در کانون پرورشی فکری کودکان گل بازی و گواش بازی می‌کردیم و مربی زیبا و مهربان برایمان کتاب می‌خواند، هنوز زیر زبانم است. روزی که مربی از ما خواست همراه خود مسواک و گواش بیاوریم تا به ما افشان گری یاد دهد روز بی‌نظیری بود. یادش به خیر چقدر شورش را درآوردم. هر چه دم دستم بود از تک‌ تک حیوانات پلاستیکی که داشتم و کلید و تراش گرفته تا قاشق چنگال و در نمکدان را روی کاغذ قرار می‌دادم و شروع می‌کردم به پاشیدن رنگ رویش. وقتی کار تمام می‌شد و برش می‌داشتم و می‌دیدم زیر آن سفید مانده و پاشیدن رنگ روی بقیه جاها طرح جسم را پدید آورده چه کیفوری می‌شدم.2-  بزرگ‌ترین پشیمانی شما تا این لحظه چیست؟نمی‌دانم خوب است یا بد ولی من واقعاً به ندرررت پشیمان می‌شوم. وقتی تصمیمی بگیرم بعدش پشیمانی برایم عیاری ندارد.3-  از چه چیزی، بیش از هر چیز دیگر احساس غرور می‌کنید؟علاقه وافر به یادگیری و مطالعه - استفاده از اطلاعات و تجربیات افرادی که در اطرافم زندگی می‌کنند.4- اگر بخواهید یک آلبوم موسیقی با هفت آهنگ درست کنید و همیشه همراه داشته باشید، چه موسیقی‌هایی در آنجا خواهند داشت؟آهنگ اول: تصنیف دلشدگان- استاد محمدرضا شجریانآهنگ دوم: تصنیف دل مجنون- استاد محمدرضا شجریانآهنگ سوم: من کجا باران کجا – همایون جان شجریانآهنگ چهارم: You Are Not From Here با صدای لارا فابیانآهنگ پنجم: Forever and Ever  از دمیس روسس خدابیامرزآهنگ ششم: I Will Always Love You  از ویتنی هوستونآهنگ هفتم:Shallow   از Lady Gaga5- اگر می‌توانستید برای یک‌بار، به انتخاب خود، به هر نقطه‌ دلخواهی از جهان مسافرت کنید،  کدام مقصد را انتخاب می‌کردید؟آفریقا6- اگر همه‌ی دارایی‌های فیزیکی شما را از شما بگیرند و تنها بتوانید ۵ مورد آن‌ها را برای خود حفظ کنید، کدام موارد را نگاه خواهید داشت؟کتابخانه‌ام- لپ‌تاپ- دست‌نوشته‌هایم- طلا و مسکوکات :-) - عروسک کودکیم 7- در بین تمام معلمانتان تا امروز، چه کسی بیشترین تأثیر را بر روی شما داشته است؟ چرا؟ معلم زبانم آقای دکتر ناصر حاجی پور که درکنار ارائه کیفیت بی‌نظیر آموزش زبان انگلیسی، عشق و علاقه‌یشان به کارشان، در دورانی که مشغول به کاری بودم که دوستش نداشتم، برایم حکم چراغی در راهی تاریک را داشت و به من انرژی داد که به سمت علاقه‌­ام بروم.8- دوست دارید دیگران روی سنگ‌قبرتان در یک جمله شمارا چگونه معرفی کنند؟کسی که کوشید تا از خود نیکی به یادگار بگذارد.9-  کدام لحظه از زندگی‌تان را تأثیرگذارترین لحظه می‌دانید؟غروب زمستان 96 در واپسین روز‌های سال که تصمیم گرفتم هرچه در زندگی کاریم بدست آورده‌ام را رها کنم و از صفر - در زمینه موردعلاقه‌ام - شروع کنم.10- بر چه اساس رشته تحصیلی خود را انتخاب کردید؟تصمیمی کاملاً بی‌اساس و بنیاد بود و ریشه از توصیه اطرافیان و خانواده داشت. همچنین بزرگ‌ترین دروغی که در زندگی شنیده‌ام:  «برای موفقیت درست را بخوان و در کنارش در وقت آزاد سراغ علاقه‌ات بروـ»11-  بر چه اساس شغل خود را انتخاب کردید؟وقتی مشغول به انجام آن هستم گذر زمان را نمی‌فهمم. مگر بهتر از این می‌شود؟12- زمان آزاد خود را چگونه می‌گذرانید؟کتاب- پیاده‌روی- کافه گردی- گذراندن اوقات خوش با دوستان و خانواده- سفر13- اگر یک بلیت بخت‌آزمایی ده میلیارد تومانی برنده شوید آن را چگونه هزینه می‌کنید؟بی‌شک اول به دور دنیا سفر می‌کنم. و با باقی آن کسب‌وکاری بنا می‌کنم.14- چه کسی را در میان انسان‌های اطراف خود، بیش از هر فرد دیگری تحسین می‌کنید؟ چرا؟دوستی که علی‌رغم مشکلات عجیب‌وغریب در زندگی، بسیار قوی، موفق و اهل فکر و مطالعه است و هرگز تسلیم نشده و نمی‌شود.15- سه کتابی که بیش از همه دوستشان دارید چه هستند؟سخت‌ترین سؤال این مجموعه سؤال همین است. کمی بی‌رحمی و بی‌وفایی است که از میان این‌همه کتاب خوب فقط سه تا را نام برد. بنابراین من اولین سه‌تایی که به ذهنم برسد را می‌نویسم و متعهد می‌مانم که به‌هیچ‌وجه ادیتش نکنم تا خدای‌نکرده مدیون کتابی نباشم.زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه- دکتر اسلامی ندوشندر جستجوی زمان از دست رفته- مارسل پروستشهریار- ماکیاولی16-  از چه چیزی بیش از همه می‌ترسید؟دوری از عزیزان به‌واسطه مرگ و غم دلتنگی جان شِکَری(جان شکار) که پس‌ازآن بر دل چنبره می‌زند.17- در چه زمانی احساس می‌کنید که دیگری دوستتان دارد؟وقتی سلیقه‌ام را بهتر از خودم می‌داند.18- مهم‌ترین ویژگی شخصیتی خود را چه می‌دانید؟مهربانی19- بدترین ویژگی شخصیتی خود را چه می‌دانید؟در بعضی موارد به‌راحتی می‌توان مرا جزو دسته افراد ترسو طبقه‌بندی کرد.20- شرم‌آورترین لحظه‌ی زندگی‌تان چه بوده؟وقتی‌که پدر یا مادرم کاری به من محول کرده باشند و فراموش کرده باشم انجام دهم، دوست دارم زمین دهان باز کند و مرا ببلعد.21- یک روز عالی از دید شما چه روزی است؟روزی که تسک‌های روزانه‌ام را انجام دهم.22- دوستان نزدیکتان شما را به چه صفتی می‌شناسند؟خوش‌خنده- مهربان- کسی که همیشه با تأخیر سر قرار می‌رسد!23- آشنایان دورتان شما را به چه صفتی می‌شناسند؟درست نمی‌دانم شاید به اشتباه فکر کنند مغرورم</description>
                <category>مهری امامی</category>
                <author>مهری امامی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 22:50:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>