<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Meteor95</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Meteor95</link>
        <description>برنامه‌نویس فسیل شده. دایناسور وبلاک‌نویسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:01:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/65370/avatar/ZNIfyx.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Meteor95</title>
            <link>https://virgool.io/@Meteor95</link>
        </image>

                    <item>
                <title>-*( ارزش ! و حرمت تولید محتوا )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-tftxoyuotqrg</link>
                <description>حداقل یک ماه اطلاعات ما رو این پلتفرم به باد داد.همان کاری که علیرضا شیرازی در بلاگفا با یک سال اطلاعات ما کرد.نه کسی معذرت خواستنه کسی به روی خودش آورداصلا کدام حق ؟کدام ارزش اطلاعات ؟کدام احترام به تولید محتوا ؟کدام امانت داری ؟انگار نه انگار . . . .همه خودشان را ارباب و مالک ما، و اطلاعات ما ، و صاحب اختیار زندگی خصوصی و عمومی ما میدانند.بعد میگویند چرا همچین میشود وهمچون نمیشود.کسی که گفت نمیتوانی. از توانائی تو می ترسدهمین میشود که یک مشت دلقک با کلیپ‌هایشان میشوند سلبریتی و خداوندگاران جلب توجه و کسب درآمد.</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2026 11:59:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-×( مزیّت جنگ )×-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%C3%97-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%91%D8%AA-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%C3%97-wc3xz9hujvda</link>
                <description>می‌گویند، جنگ‌ها موتور محرکه‌ی پیشرفت تکنولوژی و علم بوده‌اند. به مهمل بودن این حرف کاری ندارم. امّا اگر بخواهم واقع‌بین (+خوش‌بین) باشم. باید بگویم زخمی شدن در جنگ لااقل یک مزیّت، برای من داشته است. یک گوشِ :  ناشنوا پلاس! یعنی نه‌تنها چیزی نمی‌شنود، بلکه حتی در ساکت‌ترین وضعیت، هم صدائی مانند جاروبرقی یا دریل روشن همیشه در مغزم می‌پیچد. سکوت ممنوع خوب معایب آن که در طول ۳۷ سال گذشته حسابی مرا مورد عنایت قرار داده‌اند که طبیعی است. مزیّت آن هم این است که وقتی تصمیم می‌گیرم بخوابم، کافی است گوش سالم باقی‌مانده را روی بالش بگذارم. دیگر توپ سال‌تحویل هم که در برود نخواهم شنید. مزیت نشنیدن حالا یک استثنائاتی هم مثل کوبیدن در اطاق در منزل همسایه دیوار به دیوار، یا بنائی همسایه آن طرف کوچه با هیلتی و کلنگ که صدا را از طرق غیر هوازی منتقل می کنند باقی می‌ماند! که آن را هم به ناچار تحمل می کنیم. زندگی زیبا </description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Sat, 14 Feb 2026 16:44:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>--×( رسم منسوخ )×--</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AF%D9%87-lxwkx3zyg1lg</link>
                <description>رسمی قدیمی داشتم که هر وقت در طول چند روز لازم شد به سوالی مشخص جواب بدهم یا موضوعی را تکراری برای اشخاص مختلف (حضوری یا انلاین) توضیح بدهم یک پست وبلاگ برایش مینوشتم.برای صرفه جوئی در وقت لینک مطلب را میدادم. شنونده یا خواننده دیگر خودش اختیار داشت که اگر خواست مطلب را بخواند. یا فراموش کند.حالا، امّا موضوع و اتفاقی جدید داریم که نه میتوان درباره‌اش نوشت. نه با حاشیه و کلمات جایگزین تلطیف‌اش کرد. تا قابل انتشار بدون مشکل بشود.ممنوعایمیل‌ها، اکانت‌های توییتر، و فیث‌پوک، همگی از دسترسم خارج شده‌اند. سرعت این (شبه)اینترنت هم که گفتن ندارد. متاسفانه دوستانی که حضوری به دیدارشان موفق می‌شویم. مجبورند روایت تکراری و نه چندان ناخوشایند را مستقیم بشنوند. تا ببینم چه ترفندی برایش پیدا می‌کنم.راستی! دیروز فهمیدم مغز بادام، پسته و بقیه آجیل‌های داخل اتاقم خورده شده. اما مغز گردوها نصفه مانده است.امروز هم متوجه شدم کارد سرامیکی که در کشوی میزم داشتم (هم)ناپدید شده.هرروز یک شگفتی! هرروز یک تعجب.۲۰۲۶تا بعد . . .</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Tue, 10 Feb 2026 18:36:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-×( گُم‌شده در هیاهو: ارزش معنوی )×-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%C3%97-%DA%AF%D9%8F%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C-%C3%97-culgj9hr3xjn</link>
                <description>در پی اتفاقی که علی‌رغم ارتباط مستقیم با واقعه، فعلا موضوع این نوشته نیست، هم‌زمان با حدود ده خانواده‌ی دیگر، تمامی وسایل دیجیتال و ارتباطی از دسترسم خارج شده.به دنبال آن، محل‌های کسبی هم مسدود شدند. خود واقعه در اخبار و جاهای دیگر منعکس میشود، فعلا به آن کاری ندارم.به دنبال یک دید و بازدید و معاشرت معمولی که دیشب داشتیم و یک سوال دلسوزانه‌ی ساده دیشب را تاصبح فکرم درگیر چیزی بود که شاید بتوان شوک پس از واقعه نامید.در خانه نمی‌توانی همان کار قبلی را ادامه بدهی؟ این سوال را کسی پرسید که محل کسبی‌‌اش بعد از چند روز باز شده، همسایگان به او تبریک می‌گویند. و ظاهر زندگی‌اش به روال عادی بازگشته است.افکار پریشانطبعا زاویه دید و نگرش من کمی متفاوت است. سی چهل سال از زندگی‌ام همیشه و هرروز یا مشغول جمع‌اوری و آرشیو اطلاعات بوده‌ام یا مشغول تولید محتوا. از برنامه‌نویسی و موارد تخصصی گرفته تا نوشتن وبلاگ‌هائی مثل این.کار با تعریف کسب درآمد هیچ‌وقت اولویت و مشغولیت اصلی من نبوده است. همان‌طور که بارها تجربه‌ی از دست دادن شغل و دستاوردهای شغلی گوناگون خودم را داشته‌ام. مشکل خیلی جدی هم با آن نداشته‌ام.در ظاهر فقط چند عدد است. سه‌چهار تا هارد. دوازده ترابایت. دوازده‌هزار گیگ، اما برای تهیه‌ی بیت‌به بیت آن‌ها وقت و انرژی و عمر صرف کرده بودم. در یک نصف‌روز از دسترسم بکلی خارج شد. احتمال برنگشتن همه‌ی آن‌ها هم وجود دارد. و این! تازه یکی از اقلام الکترونیکی منزل ما بوده است.آرشیو کتاب‌های کودکان و نوجوانان، آرشیو مجموعه‌های صوتی کودکان، مجموعه‌های آموزشی مختلف برنامه‌نویسی و... درس‌هائی که خواندم یا مشغول خواندن آن‌ها بودم. هزار گیگ فیلم‌های سینمائی سه‌بعدی، حداقل هشتصد کتاب‌صوتی. بیش از دو هزار پی‌دی‌اف که از سال‌ها قبل مشغول جمع‌آوری بودم و در دوران کرونا و آزاد شدن کتاب‌خانه‌های دانشگاهی بین‌المللی ساعتها و روزها مشغول انتخاب و دانلود انتخابی آن‌ها بوده‌ام. آرشیو پادکست‌های فارسی معتبر و.....صرف عمرایشالله هشت تا هارد جدید می‌خری دوباره جمع می‌کنی. این جمله‌ی دلسوزانه دیگر آتش به جانم می‌زند. با فرض محال اینکه سی چهل میلیون قیمت هاردها برایم پول خورده باشد (که نیست) هیچکس آن عمر صرف شده، آن وقت و انرژی مصرف شده، ارزش غیر قابل تعیین و غیر قابل بازگشت آن محتواها را نمی‌بیند. نمیتواند ببیند. او محل کسبی‌اش باز شده. هرروز با همسایه‌هایش سلام و احوال‌پرسی می کند. مشتری‌هایش را راه می‌اندازد. نهایتا یک لپ‌تاپ و چند گوشی که از دست داده جایگزین می‌کندو مدارک بانکی و شناسائی‌اش بالاخره تجدید می‌شود. اینکه  از نظر من (فقط قیمت عددی و ارزش خام)کتاب‌خوان‌ها و لپ‌تاپ‌های از دست داده‌ی من بیشتر از ارزش ماشینی است که سوار می‌شود، برایش قابل درک نیست. چه برسد به ارزش معنوی محتوای آن‌ها.شاید بعدا این نوشته را کامل‌تر کنم. اما کپی و نقل از این نوشته و بقیه‌ی چیزهائی که از من باقی‌مانده کاملا آزاد و بلامانع است. مخصوصا اگر به مخاطب مناسب آن برسد.در این هیاهوئی که نوشته‌های بیشتر از یک خط، خواننده‌ای ندارد. و تصویر و کلیپ جایگزین همه نوشته‌ها شده. خوانده شدن، خودش ارزش دارد. چه برسد به فکر کردن به ارزش نوشته، یا هدف از نوشته شدن آن.-×( گُم‌شده در هیاهو: ارزش معنوی )×-</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Tue, 10 Feb 2026 07:59:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-×( در ستایش زندگی )×-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%C3%97-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%C3%97-tcnag58cmwql</link>
                <description>فیلمی زیبا دیدم. مروری بر خاطرات خوش قبلی کردم. لحظات زیبائی که احساس خوب سراغم آمد. گاهی تا چند روز دوام داشت. اغلب، با خواندن، یا دیدنِ یک اثر هنری.بیست فیلم تاثیرگذاری که یادم می‌آمد. و هر تعداد کتاب که در ذهنم مانده بود در فکرم مرور کردم. یک وجه مشترک داشتند. : ««در ستایش زندگی»» هنر برای همین است. هنر قرار نیست ریاضی باشد(گرچه بدون ریاضی خوب نمی‌شود!) هنر می‌تواند فلسفی باشد. یا انواع توصیف قلنبه سلنبه‌ی دیگر.برای من امّا هنر چیزی است که زندگی را زیباتر، ساده‌تر، و گاهی با معناتر. می‌کند. ایدئولوژی و اعتقاد و مذهب و همه یک طرف. هنر خوب تاثیر خود را بر مخاطب می‌گذارد. دیگر به مخاطب بستگی دارد تاثیر خوب، برایش، هیجان یا ترسیدن برای دو ساعت باشد؟ یا مفهومی ماندگارتر برای تامل و تفکر.بگذریم قضیه کمی شخصی است.در نهایت به این نتیجه رسیدم که لیستی از هنرمندانی که برایم اوقات(و تفکرات) خوشی ساختند بنویسم. یک ابر کلمات با آن بسازم.این پست را برای نوشتن اسامی و قدردانی از آن‌ها شروع کردم اما مقدمه‌اش کمی طولانی شد.راستی. فیلم بر اساس نوشته استیون کینگ بوداستیون کینگفعلا تا تکمیل بیشتر اسامیآیزاک آسیموفاًمبرتو اکوری بردبریآرتور سی‌کلارک هیو هاوی دن براون یورگن لانتیموسیوستین گوردرابوالقاسم فردوسیسعدی شیرازیرولد دالاستیون اسپیلبرگاستفان هاوکینگافلاطونجورج اورولجک لندنخوزه ساراماکونجف دریابندریویل کاپیمسعود ناصریعزیز نسینجورج لوکاسدیوید ویله‌نو ناصر تقوائی چیمز کامرونجعفر پناهیمحمد رسول‌اُفاستنلی کریمربهرام بیضائیناصر تقوائیلودویک بتهوونحسین پناهیعباس کیارستمیسالوادور دالیhttps://www.wordclouds.com/</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Sun, 01 Feb 2026 09:39:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-×( موازی بدون تلاقی )×-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%C3%97-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%C3%97-fr7gnlzebnv9</link>
                <description>نیازی به دانش فیزیک، برای فهمیدن دنیاهای موازی ندارم.چندین دنیای موازی رو دارم به چشم می‌بینم. در یک زمان، گاهی حتی در یک مکان، بدون هیچ نقطه‌ی تقاطع،بدون هیچ تماس، بدون هیچ اطلاعی از مسیر موازی در جریان.ملی بود. و هستعجیبه . واقعاً عجیبه !عجیبه سیرک کامل کم‌کم نوادگلن چنگیزخان هم با عیلان‌ماثک و روح اپستین جلسه تشکیل خواهند داد </description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jan 2026 09:54:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-×( بازگشت به آینده )×-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-ez6i7v9trllh</link>
                <description>شاید وقت‌اش شده، دیگه پیام‌ها رو در بطری ارسال کنیم.مثل رابینسون کروزوعلامت دادن با دود، گویا بخاطر آلودگی هوا(و وزش باد) فعلا کنکل شده..صبح شنبه‌ی سگی‌ای رو شروع کردم. از صبح ده نفر زنگ زدن که اینترنت که وصل شده، چرا کار نمی‌کنه؟ عین اون احمق‌هائی که میرن در بقالی می‌گن تلویزیون گفته ارزون شده! چرا گرون می‌دی؟ خوب الاغ برو از تلویزیون بخر...بالاخره سر آخرین نفر همچین داد زدم از پشت تلفن که حنجره‌ام گرفت.اینم خلاقیت موش‌حثنوئی وطنی خودش قطع کرد ابله عوضی</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jan 2026 18:17:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-×(چرا ، آن‌جا . نبودم ؟ )×-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%86-%D8%AC%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-htzk5fzmaugv</link>
                <description>این روزها سوال سختی، که ذهن خیلی‌ها را مشغول کرده، همین سه کلمه است. یا حتی وارونه‌اش، چرا آنجا بودم؟به نحوی شهودی در حد اورکا اورکا گفتن ارشمیدس دیشب جواب آن را (برای خودم) و به سهم خودم پیدا کردم. تا صبح در خواب و بیداری صدها بار آن را تکرار کردم.جواب من شخصی است. شاید به درد هیچکس دیگری نخورد. اینجا و نوشتن من هم شخصی است. برای خودم می‌نویسم. با شناختی که از خودم دارم کمتر کسی هم از نوشته‌هایم سردر می‌آورد.چون :چیزی که آنها می‌خواستند، دارم، و داشته‌ام. برای داشتن‌اش هزینه داده‌ام از اول عمرم تا امروز، هرروز برایش هزینه داده‌ام، و می‌دهم. آزادی و انتخاب. هرگز خودم را مجبور به چیزی که دیگران می‌خواستند به من تحمیل کنند، ندیدم. همیشه تلاش کردم اراده فردی خودم را داشته باشم. در شرایط موجود آزادانه‌ترین انتخاب خودم را انجام دهم و به آن عمل کنم. برای هر انتخابم هزینه‌های زیادی دادم.چرا ؟شایدبرای این است که نه احساس پشیمانی دارم. نه عذاب وجدان.</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 07:40:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( مستند / علمی‌تخیلی )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%DB%B2%DB%B0%DB%B7%DB%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B4%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-j8ro36ubxjgy</link>
                <description>اولین بار که پوستر فیلم ۲۰۷۳ را دیدم، عبارت علمی‌تحیلی نظرم را جلب کرد.کمی دقیق‌تر شدم بقیه توضیحات با این توصیف هم‌خوانی نداشت.تا این‌که به عبارت: «مستند» رسیدم.مستند ۲۰۷۳ دیدنیاوج تناقض در معرفی. دانلود کردم و مانده بود در بین محتویات احتمالی قابل دیدن. تا این‌که با قطعی از دنیا! نوبت به تماشایش رسید.تازه فهمیدم که همه ادعاها درست بوده.اسپویل‌آلرت. دیگر نمینویسم تا اسپویل نشود. اما توصیه می‌کنم ببینید.ارزش دیدن را دارد. حتی بیشتر از یک بارفیلم عجیب و جالب ۲۰۷۳ ساخته ۲۰۲۴با محتوایی جالب</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 11:21:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( د و و و د )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D8%AF-%D9%88-%D9%88-%D9%88-%D8%AF-vlljgj2q507z</link>
                <description>گرچه خوشم نمیاد این‌جا بعنوان تنها محل آنلاینی که میشه نوشت! چیزی بنویسم.امّا امروز تصمیم گرفتم چند پله برگردم عقب با تلفن از چند نفر احوال‌پرسی کنم. تا به علامت دادن از راه دود نرسیدیم. ولی اوضاع زیاد جالب نبود. بین مخاطبینی که لازم می‌دیدم بهشون زنگ بزنم فقط چهار نفر رو تونستم پیدا کنم(زیادتر بودن. اما بقیه خارج هستن و تماس مشکل!) از چهار نفر، سه نفرشون اصلا جواب ندادن. گمونم همون تمرین دود بکنیم، بهتر باشه.و... هجدهم .. همچنان چهاردهم هم تموم شد</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 09:49:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( کاپیتان )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%DA%A9%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-t3mubhciklac</link>
                <description>ماه‌هاست که منتظر بودم ژانویه برسه و پایان‌نامه رو تحویل بدم. لینک آنلاین مدرک رسمی فوق‌لیسانسم تایید بشه و رساله‌ام رو به مادرم هدیه بدم.الآن و این روزها همه می‌دونیم. اصلا نوشتن نداره. تنها راه ممکن این هست که خودم پاشم برم آمستردام رساله رو تحویل بدم. آدرس و وریفای مدرک رو با خودکار کف دستم بنویسم و برگردرم.چیزی دیگه ننویسم بهتره.چیزی دیگه ننویسم بهتره.بخوام هم نمی‌تونمبگذریم.</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jan 2026 21:45:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( جنس ضعیف )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D9%81-sd5la7gvvwkq</link>
                <description>درباره‌ی جنسیّت، جنس، نقش‌های جنسیتی و... زیاد گفته شده، کمتر کسی است که از تفاوت وجزئیات آن‌ها اطلاع نداشته باشد.چیزی که کمتر به آن پرداخته شده: عبارت: {جنس ضعیف} است.شاید وقت آن رسیده باشد که وابستگی این عبارت پرکاربرد را هم به جنسیت مورد تجدیدنظر قرار داد.به تعبیر شخصی خودم، این روزها گونه‌ای از انسان‌ها شکل گرفته‌اند که فارغ از جنسیت، یا هر مقوله‌ی، جغرافیائی، نژادی، فرهنگی، خود را در موضع ضعف، اطاعت، پیروی، و منفعل بودن قرار می‌دهند.تابعیت کورکورانه از مُد و فشن، هواداری افراطی و تقلید از سلبریتی‌ها، سرگرم شدن با محتوای سخیف تصویری و صوتی، مصرف‌گرائی متاثر از همه عوامل قبلی، اقبال بی‌رویه‌ به الکل یا روان‌گردان‌ها، باور کردن هر تئوری توطئه‌ای که مطرح می‌شود. دوری از مطالعه و مقاومت در برابر فهمیدن واقعیات،‌ استقبال از خرافات و جنجال‌های باستانی تا جدید و رسانه‌ای.در مقابل هم قطعا اقلیتی هستند که از موضع قدرت و انتخاب با تک‌تک عوامل قبلی بر خورد می‌کنند. خودشان انتخاب می‌کنند، آگاهانه تصمیم می‌گیرند. موج‌های عامیانه‌ی هواداری، یا مخالفت با هر ایده و پدیده‌ای را نقادانه مورد تامل قرار می‌دهند. به ظاهر وقایع و اخبار قناعت نمی‌کنند، قدرت تحلیل شخصی یا کشف لایه پشت هر واقعه را هم دارند. از مطالعه و جستجوی اطلاعات فرار نمی‌کنند.این گونه‌ی متمایز و قوی، البته، الزاما در جهت مثبت هم حرکت نمی‌کند. بخشی از این جمعیت قدرت و درک خود را در جهت سواستفاده و دوشیدن آن جماعت مشمول صفت جنس‌ضعیف صرف می‌کنند.جنس ضعیفگروهی هم به خودشکوفائی معروف مازلو نائل می‌شوند.خلاصه این‌که جنس‌ضعیف این روزها مصرف‌کنندگان منفعل و جنس‌قوی، انتخاب‌کنندگان آگاه را تشکیل میدهند.</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Tue, 16 Dec 2025 10:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( خیلی دلپذیر ، خیلی سخت )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-fwqwlx6ergow</link>
                <description>مدتی قبل که یکی دو بیماری عجیب را از سر می‌گذراندم و عوارض نامعمولی را تجربه می‌کردم به این نتیجه رسیدم که مردن در سنین بالا و هنگامی که انسان درگیر، بیماری‌های خسته کننده است باید چیزی دلپذیر باشد تا از شر بعضی ناتوانی‌ها و  عوارض راحت شویم خیلی دلپذیر خیلی سخت اما در هفته اخیر  خواب‌های آشفته، کابوس، و بیدار شدن‌های مکرر در خواب و گاهی بختک(ناتوانی در فرار از کابوس و نیمه‌هوشیاری) را تجربه می‌کنم به این نتیجه رسیدم که اگر قرار است چنین چیزهایی را تجربه کنیم؟ مردن می‌تواند خیلی خیلی سخت باشد سختی بدون پایان شبیه همان چیزی که در دانته در کمدی الهی توصیف کرده بود</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Wed, 10 Dec 2025 15:30:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( فوق مصنوعی )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D9%81%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-iohipjk4hhbv</link>
                <description>موضوع پایان‌نامه‌(فوق‌لیسانس)ام کمی خاص و جدیده سرچ معمول به نتیجه نمی‌رسید. رفتم سراغ هوش‌مصنوعی تا در بقیه‌ی مراجع آکادمیک که از قلم انداختم منبع کتاب‌شناسی اولیه رو پیدا کنم. عین {فامیل‌دور!} هی سوال پرسید و رفت جلو. پشت سرهم پیشنهاد داد. یک‌هو دیدم در کمتر از پانزده دقیقه پایان‌نامه کامل با رفرنس علمی معتبر، مرورسنجشگرانه ادبیات تحقیق و... بقیه ماجرا نوشت و کامل کرد. حالا این‌که دم آخرین خروجی گفت به سقف استفاده رایگان رسیدی، برو فردا بیا! جای خود..به جز همون جواب سه سوال اول که فهرست منابع پیدا شده و فایل پی‌دی‌اف هرکدوم رو دانلود کرد. از بقیه‌اش نمیتونم استفاده کنم. باید بشینم ازاول خودم همه رو بنویسم. با این‌که دانشگاه تا ۲۵٪ متن رو از هوش‌مصنوعی(به شرط اعلام بیانیه صداقت علمی دقیق) قبول می‌کنه. همون تفکیک کردنش دردسر داره. تجسم جمینی از خانواده الکسا+چت‌جی... و فرزندشان کوئست راحت‌ترم که همه رو خودم بنویسم. فقط سرچ و دسته بندی رو اعلام کنم</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Wed, 29 Oct 2025 05:22:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( پارتی)*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-vzl2r8vrslsb</link>
                <description>برای پایان سیزده سالگی‌اش یک جشن تولد دوستانه می‌خواستیم بگیریم بین دوستانش یک پزشک سربازی رفته و یک فوق لیسانس هم بود. بقیه‌ی هم سن و سال‌هاش هم محصل ششم یا هفتم بودند.اما بازی‌ها و شیطنت‌های پسرانه همگی در جریان بود.سن فقط یک عددهلگو ۳۰۵ قطعه‌ای کلاسیک </description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Sun, 28 Sep 2025 16:53:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( ژِنِ مرغوب )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%DA%98%D9%90%D9%86%D9%90-%D9%85%D8%B1%D8%BA%D9%88%D8%A8-f8elupefqbce</link>
                <description>در یک دورهمی نسبتا بزرگ در پارک، بازی‌های کلامی و سرگرمی‌های مختلف انجام می‌شد. تا این‌که یکی از (مدعیانِ)فرهیختگی در جمع، بعد از مقدمه‌ای چندش‌آور سوال کلیشه‌ای همیشگی را به عنوان مسابقه‌ی جالب! پرسید:هر کس اسم آخرین کتابی که خوانده بگوید.تنها کسی که بدون معطلی و بدون به زبان آوردن کلمه‌ای برنده مسابقه شد، مادرم بود. از زیر کاپشنی که پوشیده بود کتابش را درآورد و بالا گرفت. بدون انتظار برای عکس‌العمل یا تشویق، یا هر چیز دیگر. حتی قبل از این‌که خیلی‌ها بتوانند اسم کتاب را بخوانند آن را سر جایش برگرداند و بقیه‌ی چائی‌اش را خورد.خوشبختانه جزو انسان‌های خوشبختی هستم که این ژن مرغوب و تربیت مناسب نصیبم شده. معمولا ادعائی نمی‌کنم. سکوت را به وراجی و خودستائی ترجیح می‌دهم. از وقتم در حد مقدور خوب استفاده می‌کنم.استفاده از وقت بدون جنجال و ادعا البته قطعا نوشتن وبلاگ (که دیگر خوشبختانه حواننده‌ی چندانی ندارد) مشمول این کم حرفی و سکوت خودخواسته در جمع و حتی خودستائی نیست. </description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 18:36:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( بَبوگلابی )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-bvhwfw15pz4u</link>
                <description>این یکی دو هفته چند اتفاق مشابه باعث شد که برم توی فکریک زمانی بود که روزی چند تماس یا مراجعه داشتم برای سوالات فنی. سوای تجربه‌ی عملی خودم و بک‌گراند برنامه‌نویسی باستانی! تقریبا تمام جواب‌ها رو به این دلیل میتونستم سریع و راحت بدم که یک ذره انگلیسی بلد بودم.لااقل بیشتر از سوال کننده.اغلب اوقات به معلومات شخصی نمیرسید. همین که لغت و کانسپت مربوطه رو درست میفهمیدم جواب طرف رو میدادمحالا با اینکه خیلی چیزها تغییر کرده و سرعت تغییرات هم خیلی زیاد شده.اما دنیا داره روی همون پاشنه میچرخه. سوال و مراجعه کمتر شده اما همچنان هست. با این تفاوت که الآن (به‌جز همون درک انگلیسی) طرز استفاده از هوش مصنوعی هم مهم است.ببوگلابی = موش‌حثنوئیاغلب اوقات جلوی چشم خود سوال کننده از یکی از این ببوگلابی‌ها(همون:Ai) سوال می‌کنم و جوابش رو میدم.طرف مات میمونه توی گوشی‌اش هوارتا آپ نصب کرده ولی سوال کردن رو بلد نبوده تا به جواب برسه. گاهی هم شبیه همین اتفاق پشت تلفن... طرف تاداره سوال رو میپرسه از یک ببوگلابی پرسیدم و جواب رو براش توی مسنجر فرستادم. هنوز حرفش تموم نشده داره توضیح میده که بهش میگم توی گوشی‌ات رو نگاه کنهمون قدر که شنیدن رو درست یاد نگرفتیم. سوال کردن درست رو هم خیلی‌هامون بلد نیستیم.چه از آدم‌ها چه از ببوگلابی‌ها</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Mon, 11 Aug 2025 23:31:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( سرباز برنو به دست  )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-vabxtstpgmnp</link>
                <description>رسم خانوادگی بود که آخر هفته‌ها در خانه‌ی پدربزرگ جمع شویم حدود ۵۰ نفر می‌شدیم یک بار که صحبت از سواد و مدرک شد پدربزرگم گفت سواد قدیم با الان خیلی فرق داشت من مکتب رفتم اما می‌توانم یک مسئله بدهم که ما آن زمان حل می‌کردیم ولی الان لیسانسه‌های جدید هم نمی‌توانند آن را حل کنند.روی یک کاغذ دو عدد سه رقمی زیر هم نوشت که اگر توانستید؟ آنها را ضرب کنید! من از نگرانی اینکه از نوه‌های لوس کسی شوخی بی‌مزه کند یکی دو تا رادیکال و توان بین‌اش اضافه کردم به چند نفر نشان دادم و پاره‌اش کردم اما از آن روز...همیشه فکرم مشغول هست که نکند روزی من هم به این مرتبه برسم که توهم سواد و معلومات داشته باشم ولی چیزی که به عنوان تخصص تصور می‌کنم برای کوچکترها و اطرافیان پیش پا افتاده باشد. هرگز آن دو عدد سه رقمی را فراموش نمی‌کنم خیلی اوقات در جمع‌ها به جای اظهار نظر، سکوت را ترجیح می‌دهم و آن ضرب قدیمی و پند حکیمانه پدربزرگ را به یاد می‌آورم.ضرب دو عدد سه رقمی حالا که یاد آن مرحوم شد، از افتخارات قدیمی‌اش هم می‌توانم بگویم جزو آخرین نسلی بود که به قول خودش زمان احمد شاه با برنو سربازی رفته بود بعد از آنها تفنگ‌های دیگر جایگزین شد و برنو بازنشسته شد.</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Fri, 08 Aug 2025 10:38:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>-*( فروش استارتر تمپه )*-</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D9%BE%D9%87-ej4ml2pj2gmh</link>
                <description>توی این وبلاگ کارهای عجیب و غریب کم انجام نداده‌ام.این بار می‌خواهم سرچ رو مهندسی معکوس کنم.سال‌هاست دنبال &quot;استارتر تمپه&quot; می‌گردم که در ایران هیچ‌کس ندارد؛ فقط یک سایت و یک پیج اینستاگرام موجود دارد که به دلایل شخصی نمی‌خواهم از آن پیج خرید بکنم.این پست هم برای نگهداری چند تا لینک درست کردن تمپه در بین اطلاعات پرت و پلا، و هم برای اینکه اگر کسی احیاناً استارتر را وارد کرده و در جستجوها بالا نمی‌آید یا احیاناً تصمیم دارد از خارج وارد بکند، از اینجا بتواند من را پیدا بکند، در نظر گرفته شده است. به هر حال، هر وقت که بتوانم استارتر و قارچ مولد را پیدا بکنم، در حد استفاده خودم یا تولید تجاری در حد توزیع در شهر خودم انجام خواهم داد؛ همان کاری که با کفیر و کامبوجا انجام دادم.تمپه معروف به گوشت گیاهی با منشا کاملا ارگانیکفروش = خرید ( = تمایل برای خرید)یک لینک از طرز تهیه غذا با تمپه:https://zarchin.shop/blogs/%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D8%AA%D9%87%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D9%85%D9%BE%D9%88یک لینک از طرز تهیه خود تمپه:https://www.chetor.com/274258-%D8%AA%D9%85%D9%BE%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/شاید بعدا لینک‌های بیشتر اضافه شوند...اگر هم کفیر یا کامبوجای ارگانیک ما رو خواستید؟ فروشگاه آداک ارگانیک موجود دارد. https://organic.paraaj.com/contacthttps://organic.paraaj.com</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Fri, 18 Jul 2025 18:45:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوت‌بوک فارسی شد</title>
                <link>https://virgool.io/@Meteor95/%D9%86%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DA%A9-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-fkugamskrntm</link>
                <description>یکی از کارهای بیهوده این روزها نوشتن و شگفت زده شدن از پدیده‌های هوش مصنوعی و تنوع آن است. با این‌حال شخصا از مکانیزم نوت‌بوک گوگل، تشخیص محتوای فایلهای صوتی و خواندن انواع اسناد از جمله پی‌دی‌اف فارسی و جمع بندی های گوناگون از نقشه ذهنی گرفته تا خلاصه مطلب بصورت پادکست فشرده شگفت زده شدم. ننقشه ذهنیجلسه آنلاین پرسش و پاسخ دو ساعته کاملا تحلیل و دسته بندی شدهنمونه دیگر که فایل متنی هم داشته خلاصه این‌که بسیار مشعوفم حیرانم</description>
                <category>Meteor95</category>
                <author>Meteor95</author>
                <pubDate>Sat, 10 May 2025 17:45:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>