<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mimrad</link>
        <description>می‌نویسم تا رازهای نهان را به نور بیاورم.
سیال‌نویس، نجواگر روحی سرگردان است؛
گاهی برای دل، گاهی برای دیده شدن.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 04:59:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3305115/avatar/pP1UWx.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</title>
            <link>https://virgool.io/@Mimrad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خُفتن عقل</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%AE%D9%8F%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B9%D9%82%D9%84-sgtrgxstri5d</link>
                <description>در انتهای خطبه ۲۲۴ نهج‌البلاغه، مولای ما علی (ع) می‌فرمایند:نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سُبَاتِ اَلْعَقْلِ وَ قُبْحِ اَلزَّلَلِ وَ بِهِ نَسْتَعِينُ.پناه مى‌بريم به خدا از خُفتن عقل و زشتى لغزش‌ها و از او يارى مى‌خواهيم.* این خطبه را داشته باشید تا در پایان نتیجه‌گیری کنم.حالا نظر شما را جلب می‌کنم به حکمت ۳۲۸ که می‌فرمایند:إِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ اَلْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ اَلْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلاَّ بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ وَ اَللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَو درود خدا بر او، فرمود: همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايه‌داران قرار داده است، پس فقيرى گرسنه نمى‌ماند جز به كاميابى توانگران، و خداوند از آنان دربارۀ گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد.وقتی خطبه ۲۲۴ را خواندم به ناگاه چشمم به حکمت ۳۲۸ خورد که در مورد وظیفه سرمایه داران است.من و همه ما شاید ثروت‌های زیاد را از خدا طلب می‌کنیم و هر جا دستمان برسد خواسته خود را تکرار می‌کنیم. چه در دل چه در دعا چه در توسل به ائمه و چه با خدا.اما بیچاره من، شما را نمی‌دانم، که چه گنه‌کار هستم که عقلم خفته است و نمی‌دانم که خواسته من چه تبعاتی دارد، (روز قیامت از گرسنگی گرسنگان سوال خواهد شد، الله اکبر که چقدر این جمله وحشتناک است)اگر همه ثروت ها را هم داشته باشم در حق فقیر چه می‌کنم ؟از همه سرمایه‌داران این سوال خواهد شد!راستی چه می‌کنم ؟آیا اگر یک سرمایه دار ذهن خفته شوم ، در روز قیامت خدای بزرگ از گرسنگی گرسنگان از من نخواهد پرسید؟آیا عقل من بیدار است که قبل از خواسته هایم آفت‌های آن را هم ببینم؟ (هر خواسته‌ای)آیا عالم به علم و دین خدا هستم؟ای خدا چه بگویم از این همه گناهانم.اقرار می‌کنم حتی نیات بنظر خوب من هم آلوده به بی عقلی و گناه است.خدایا نیات من را در کمال بیداری عقل اصلاح کن تا بد و خوب و حرام و حلال و آفت‌ها را تمیز دهم.خدایا به تو پناه می‌برم از خواب و زوال عقلم!خدایا به تو پناه می‌برم از اینکه بتوانم حق را از باطل تشخیص دهم.خدایا زبانم بسته است و به نیات خودم که بنظر خودم خوب بودند هم استغفار می‌کنم.که حتی اگر خوب هم باشند، برای من کارساز نیست تا قبل خواسته هایم به آفت های آن هم بیندیشیم.پس خدایا من چه می‌خوام غیر از اینکه لایق بندگی تو باشم.خدایا همین بس که در هر خواسته و دعا و کاری بگویم: قربة الی الله.خدایا نمی‌خوام بگویم خواسته‌ای ندارم ، اما از بی عقلی خودم به تو پناه می‌آورم و تو راهنما من باش و دستم را رها نکن و نگذار گناهان بر من چیره شوند و خود را کسی بدانم، در صورتی که هیچ نیستم در برابر عظمت بی‌انتهای تو.این دعا را دیگر همیشه تکرار میکنم:نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سُبَاتِ اَلْعَقْلِ وَ قُبْحِ اَلزَّلَلِ وَ بِهِ نَسْتَعِينُ.</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Fri, 28 Nov 2025 23:28:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمونه کار خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-voxyk96xzkye</link>
                <description>ما وقتی به بوتیک لباس فروشی می‌رویم، لباس‌های گوناگون می‌بینم که نمونه کار هستن و شما بعد از اینکه آن‌ها را دیدید و لمس کردید، سایز خودتان را به فروشنده می‌گویید و بعد تن می‌زنید.آیا می‌شود در بوتیکی بروید و فروشنده هیچ نمونه کاری نداشته باشد و فقط آن لباس‌هایی که دارد را برای شما شرح دهد، که مثلاً چه خصوصیاتی دارند و شما فقط می‌توانید حدس و گمان بزنید ؟!آیا خدا وقتی عالم رو خلق کرد و گفت من خدای شما هستم و بعد انسان ها آن را در درون خود حس کردند همین کافی است؟ آیا خدا برای خلق خود نمونه کار نیاورده که مردم آن را ببینند، یا لمس کنند، یا بخوانند، یا درک کنند و مطابق آن خدا را بیشتر بشناسند؟ در واقع لباس خدایی و بندگی بر تن کنند.آیا پیامبران و ائمه و اوصیا الهی همان نمونه کار خداوند در زمین نیستند؟ آیا این عزیزان الگوی ما برای شناخت و بندگی خدا نیستند؟ همان‌طور که آن‌ها لباس خدایی بر تن کردند و خدایی زندگی کردند ما هم می‌توانیم طبق آن الگوها خدایی زندگی کنیم.آیا خدا زمین خود رو بدون نمونه کار رها کرده؟ اگر اعتقاد دارید که الگویی ندارد، پس من آن خدای بدون الگو و نمونه کار را نمی‌خواهم، چون بدون هیچ اطلاعاتی فقط گفته من خدای شما هستم و هیچ نشانه ای نفرستاده، پس آن خدای غافلان است.</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Sun, 16 Nov 2025 14:01:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاک نامناسب</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-bjhopxgfuuta</link>
                <description>شما مانند باغبانی هستید که دانه‌های زیبایی می‌کارد، اما برخی زمین‌ها اکنون حاصلخیز نیستند. زراعت در خاکِ نامناسب، نه گناه باغبان است، نه تقصیر دانه.پس انتخاب کنید: یا بذرهایتان را به جایی ببرید که رشد کنند، یا انتظارِ رویش را رها کنید.  </description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Tue, 05 Aug 2025 13:36:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه‌ به صاحب زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-qpwixwipnnmq</link>
                <description>بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ  السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ (عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ)امروز ۲۲ تیرماه ۱۴۰۴ای مهر تو همه ریشه‌ام، و ای نامدار و بزرگ در همه اندیشه‌ام، ای که شناخت تو و در تو بودن یعنی در زمان بودن، یعنی در خدا بودن، یعنی فهم دین و توحید و نبوت و امامت و همه صفات الهی و اصول و قوانین خدا. ای پاینده و ای زنده و جاودان در همه زمان‌ها و ای زمان بی انتها.من را دریاب! صدای من را کم‌کم بشنو که جایی و کسی ندارم برای حرف زدن. هر چند غرق در گناهم و ناراحتم از این همه قصور و کم کاری که همیشه گریبانگیر من است. و از این نفس سرکش و لجام گسیخته. ای فرمانده خوبان و ای ناجی بشریت و ای مهر تو و نجات تو دور افتاده از سر ظلم بشر. عاقلم کن به وجود و دیدارت در همه حال. مرا زنده کن به هم صحبتی و محبت با خودت. می‌دانم که می‌دانی که من کمترین از شما چیزهای زیاد می‌خواهم، اما می‌خواهم که فقط بدانید که نیت من اول چیزی جزء احترام و خضوع در پیشگاه شما نیست. ادب حکم می‌کند که شما ای امام زمان این را بدانید که اول از همه احترام به شما اصل است. اگر همیشه در حال ادب و احترام شما باشم هم کم است. آنقدر باید شما را احترام کنم تا خدا ناظر باشد که این بنده کمترین و گنه‌کار باید اول متوجه این احترام باشد و انشاالله که خواهم بود به لطف و عنایت خدای عظیم. مولای من و ای رئیس و آقای من، شما بدانید که این بنده ناچیز می‌داند که حکم احترام شما در اول همه‌چیز شناخت شماست. پیشاپیش از شما عذرخواهی می‌کنم که اگر زودتر و جلوتر از شما خواسته‌ای را در آینده مطرح می‌کنم، که از سر نا آگاهی و عجله کردن است و از شما خواهش دارم آن را به حساب بی ادبی و بی احترامی من نگذارید. از شما خواهش می‌کنم شناخت خودتان را به من ارزانی دارید و مرا در جهت این آگاهی هر لحظه رشد دهید. خداوندا، شاهد باش که سعی‌ام را می‌کنم تا نیات من در برابر امام زمانت خالص شود و سعی و کوشش هر چند ناچیزم را ببین. آقای من سر شما سلامت، دیدار شما نزدیک و شناخت و معرفت شما بر من هر روز آسان و آسان تر باد.اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجhttps://t.me/SZletter</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jul 2025 16:53:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه انتظار داشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-xmhuzx9yu8tb</link>
                <description>ما سال‌هاست که می‌گوییم «منتظر مهدی (عج) هستیم»، اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌ایم چگونه منتظریم؟آیا انتظار ما، فقط نشستن است؟ چشم‌دوختن به آینده‌ای دور؟ یا چیزی عمیق‌تر در دل این کلمه نهفته است؟واقعیت این است که انتظار، فقط یک اتفاق تاریخی نیست.فرج، ظهور، حتی مرگ و قیامت، همه می‌توانند هر لحظه رخ دهند.ما همیشه در «انتظار» چیزی هستیم؛ اما این &quot;چگونه انتظار داشتن&quot; است که انسان را شکل می‌دهد.ما نباید فقط «منتظران مهدی» باشیم، اگر این انتظار به تسلیم و تعویق و سکون ختم شود.بلکه باید این انتظار را زندگی کنیم.باید بفهمیم که هر روز، شب قدر است، اگر آگاه باشیم.باید بدانیم که هر لحظه، می‌تواند لحظه‌ی ظهور باشد، اگر چشم دل باز کنیم.طلوع خورشید، فقط در آسمان نیست؛ می‌تواند در درون ما هم رخ دهد.منتظر بودن یعنی:🔸 ساختن زمینه‌ی ظهور در خود🔸 پالایش درون🔸 مبارزه با ظلم، حتی اگر کوچک باشد🔸 بیدار بودن، در لحظه زیستن🔸 و فهمیدن اینکه فرج، یک نقطه در آینده نیست، یک مسیر است در اکنون.ما اگر واقعاً منتظریم، باید در کار باشیم، نه در خواب.باید ظهور را نه فقط در «او»، بلکه در «خودمان» هم بجوییم.و این‌گونه است که انتظار، دیگر یک &quot;حالت&quot; نیست؛ بلکه یک &quot;شیوه‌ی زندگی&quot; می‌شود.انتظار، عمل است.انتظار، انتخابِ هر روزه‌ی روشنایی است.انتظار، در لحظه بودن است، نه در حسرت ماندن.</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jun 2025 18:55:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نخ‌های نادیده</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D9%86%D8%AE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-fsq6g95jmbt1</link>
                <description>زندگی گاهی شبیه تار عنکبوت است؛نازک، شفاف، اما محکم‌تر از آن‌چه فکر می‌کنی.می‌سازی، نمی‌دانی کِی باد می‌بردش.گاهی طعمه‌ای می‌افتد، گاهی خودت گیر می‌افتی.هی وصله می‌زنی، هی از نو می‌تنی.و هر بار فکر می‌کنی این‌یکی، پایدارتر است.اما شاید اصل بازی، در خود تَنیدن است، نه باقی‌ماندن.سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Wed, 21 May 2025 02:28:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باغ خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-jnaervpjgyxc</link>
                <description>در باغ خداوند یعنی در لحظۀ ظهور ‌ابدیت اکنون، میوه‌هایی است که در تمام فصول و در تمام لحظات تازه است. این چه باغی است که آفتی ندارد و هر لحظه شیرین و گواراست؟ آیا این باغ همین لحظه و تمامیت خداوند در اکنون نیست؟</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2025 15:15:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ علامت ریاکاران</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%DB%B3-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-aqcfye4t4f4a</link>
                <description>لقمان به فرزندش گفت ریاکار سه علامت دارد:۱- در تنهایی کِسل است۲- در میان مردم بانشاط است.۳- کاری را انجام می‌دهد که مورد پسند مردم باشد.از کتاب ریشه گناهان سید جواد امیری اراکی</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2025 10:20:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدا با ما نشسته چای می‌نوشه</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D9%87-jtvzmh1zdpgw</link>
                <description>خداوند در سوره فرقان می‌فرماید:«کسانی که امید و ایمان به دیدار ما ندارند گویند: چرا فرشته‌ها بر ما نازل نمی‌شوند؟ چرا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟حقیقتاً خود را بزرگ پنداشته‌اند و گستاخی را از حد گذرانده‌اند.»و خداوند در جای‌جای این کتاب فرموده‌اند که انسان عجول است، بی صبر است، ناسپاس است و ... انسان با این همه ضعف و ناتوانی همیشه خود را بزرگ پنداشته‌. می‌خوام بگویم اگر شما به دیدن فیلم و تئاتری می‌روید آیا از قبل داستان آن را می‌دانید؟ آیا لحظه به لحظه آن را دنبال نمی‌کنید تا انتها؟ آیا همین ندانستن زیبا نیست؟ پس چرا درباره خدا اینگونه به دنبال دیدن هستیم؟ آیا زندگی تمام شده است؟ آیا اگر ببینیم چه می‌شود؟ آیا این ندیدن نیست که زندگی و بودن را رازآمیز کرده است؟و من می‌خوام بگویم که ما هر لحظه در حال دیدن هستیم.شما وقتی فیلمی می‌بینید از لحظه لحظه آن و بازی بازیگران و داستان فیلم و دیدن لوکیشن‌ها و جذابیت‌های بصری در حال لذت بردن هستید. مثل سِرمی که آرام آرام به شما تزریق می‌شود و یا غذایی که آرام آرام می‌جوید و می‌خورید و خیلی مثال‌های دیگر. آیا شما از این به آرامی دیدن و چشیدن لذت نمی‌برید؟ آیا اگر زندگی روی دور تند بود لذت می‌بردیم؟ آیا اگر مثلا بعد از شب سریعاً روز میشد حالمان بهتر بود؟ همه چیز در اکنون مثل یک نمایش زنده در حال رخ دادن است. هر لحظه جادویی است تکرار نشدنی.می‌شود خدا را هم ندید و هم به شدت دید.و ایمانی که نادیده باشد ایمان است. ایمان دیدنی که دیگر ایمان نیست‌.و مگر خدا نفرموده مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آن جا است!یا اینکه گفته ما به او از رگ قلبش نزدیک‌تریم!خدا با ما نشسته چای می‌نوشه م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Sun, 22 Dec 2024 23:54:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سگ صدایم کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%B3%DA%AF-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-hlsr9wj5wlbl</link>
                <description>اینجا الان صدای سگی را می‌شنوم که مدام پارس می‌کند.سپاسگزار خداوند هستم که سگ را آفرید. او با پارس کردن‌های مداومش گوش مرا تیز کرد و به من یادآوری کرد که همین جا باش در لحظه اکنون.م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2024 01:15:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و الحمدلله</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%84%D9%87-wqwlcpowdfrl</link>
                <description>تفسیری بدیع از ذکر الحمدلله استاد مسعود ریاعیو الحمدلله این “حمد” نه مدح است نه شکر . مداحی و شکرگزاری مقام دیگرند. “حمد”، عین حیات است. یک تجلی بزرگ است. و این تجلی ، خاص او و از آن اوست . به تعبیری “حمد” ، “ظهور” حق است. اگر تسلیم وار زندگی کنی ، تو “حمد” خود را گزارده ای .«حمد» به تمامی از آنِ اوست. زیرا ظهور حق، به تمامی از آنِ خود حق است. آنچه که دیگران را شامل می شود «شکر» است نه «حمد». و شکر را نباید با حمد، اشتباه گرفت. حمد، خاص است. برای همین است که پیامبر ص میفرمایند” الحمدُ رِداءُ الرَّحمَنِ” (حمد، رداء خدای رحمن است). و رداء، نشان و نماد ظهور است. ظهور حق.اگر «سبحان» ثابتِ هستی است، «الحمد» آغاز وجود است. خودِ وجود است. ای دوست، سپاس و ستایش با ظهور حیات و بالندگی آن معنا می یابد. اگر هستی نباشد، که را و چه را میخواهی ستایش کنی؟! اینجا سخن از خروش حیات است سخن از جریان زندگی است. یک ظهور تام.در آغاز، اولین کلام «حمد» بود. اولین چیزی که به ظهور رسید، “حمد” بود. حمد، اشاره به نور اول است. و دقیقاً از این روست که اولین آیه پس از بسم الله الرحمن الرحیم است. و “محمّد”ص ریشه در “حمد” دارد. برای همین است که میفرماید: “اَوّلُ ما خَلَقَ اللهُ رُوحِی”.(اول چیزی که خلق شد، روح من بود). امّت او نیز، “حامدون”اند. اهل “حمد”اند. حمد آشنایند. پیامبر(ص) ریشه خود را میشناسد. او ظهور تام را میشناسد. خوب میداند که آغاز هستی با “حمد” است و پایان آن نیز با هموست. همچنانکه قرآن میفرماید؛ آخرین کلام نیز «الحمد» است. «آخِرُ دَعواهُم أنِ الحَمدُللهِ رَبِّ العالَمینَ»۱. حمد “کلمه”ی شروع و کلمه ی پایان است. و این یک “کلمه”ی تامه است.در سوره “حمد” تنها این اسم حمد است که مرفوع است و هر اسم دیگری مجرور آمده است. اینجا سوره و قلعه ی «حمد» است. همان است که مرده را زنده می کند. این نیز در “خبر” آمده است و اشاره به عظمت “حمد” دارد.حمد، یک تجلّی بزرگ است. «حمد» هستیِ متجلّی شده است. او یک ستایشِ عملی و زنده است. اگر «سبحان» هستیِ نامتجلّی است، حمد آن هستیِ متجلّی است. و این حمد از آنِ اوست. سبحان الله و الحمدلله. این ظاهر و آن باطن است. و ظاهر و باطن یکی است. جز این باشد نفاق است. پس او عاشق خویش است. و معشوق، خود اوست. و این “عشق” است. جز او کس دیگری حقیقت تام ندارد. حمد، اشاره به ظهور است. از وجود «الحمد» است که طبیعت را می بینی، “وجود” را نظاره میکنی. این انعکاس انوار اوست. الحمدلله.این روندِ نامکشوف به مکشوف، در آدمی نیز تعبیه شده است. تو بجز این وجود ظاهری ات، در درون خویش وجه نامکشوفی داری که متجلّی نیست. چیزی درون توست که “حق” است و باید “متجلّی” شود. این وظیفه توست. اصلاً برای همین آمده ای. چنانچه آن را متجلّی کنی، تو سپاسگزاری عملی داشته ای و صلوه را «إقامه» نموده ای. یعنی حق را ظهور بخشیده ای. این داستان تو و درون توست. این روند را به تعبیری «إقامه صَلوه» گویند و خود بالاترین ستایش است. و « إقامه صَلوه» بی «حمد» میسر نیست.تجلّیِ بزرگ، ستایش بزرگ است. عملی است از جنس حضور. تقدیم وجود است به مبداء وجود. و این معنای «حمد» است. و حمد، خود «وجود» دارد و یک مفهوم انتزاعی نیست.الحمدلله که میگویی نمادی است از این تجلّی. و منظور از این تجلّی، «هستی» با تمام عمق و وسعت آن است.تو با این ذکر، «هستی» را ذکر کرده ای. سپاسگزار “کل” بوده ای. پس خدمات این “کل” را به خوب و بدهای ذهنی تقسیم نمی کنی. مفهوم خیر مطلق را تکه پاره نمی کنی. و در همه حال الحمدلله را ذاکری. “الحَمدُللهِ عَلَی کُلِّ حال”.«الحمدلله»، ذکر قدرتمندی است و از این منظر همه «اسماء» و «صفات» را در برگرفته است. شامل همه می شود.الحمدلله، سراسر رنگ و بوی «تسلیم» دارد. و تسلیم، کسی است که روی جز سوی معشوق «خویش» ندارد. این ذکر، حقیقت «عشق» را به وفور در خود نهان داشته است.الحمدلله یعنی هستی به تمامی از آنِ تو. هستِ ناب تقدیم تو. این “هست” خود تویی ای هستِ جاودان.الحمدلله، یکسره، بهره مندی است. زیرا «تسلیم» بهره مندی است. “الحمدلله” پادشاه اقلیم وجود است در لباس “ظهور”.الحمدلله، اولین آیه است پس از بسم الله. آن هم نه یکجای قرآن که در چندین سُوَر مختلف. چه آن اشاره به ذات است و حمد به “تجلّی”. و هر دو “واحد”اند. دوگانگی در کار نیست. حمد تجلّیِ آن نور است. در خود او و با خودِ اوست. الحمدلله رب العالمین.الحمدلله که می گویی، خدا را نیز خوانده ای. مگر می توان این نور را از منبع آن جدا دانست و جدا خواند.اگر به «الحمدلله» آگاه شوی و آنرا آگاهانه در وجودت به جریان بیندازی، بی شک آتش از زندگی ات رخت بر خواهد بست. زیرا تو رد امانت کرده ای و «حمد» را که نیرویی خاص است با نَفَسِ وجودیت، به صاحبش برگردانده ای. “حمد” را با حرارت و نار رابطه ای تنگاتنگ است و نشانه هایی از حروف و عدد نیز گواه این است. اصلاً ظهورات با آتش عجین اند. زیرا حیات بی این دم گرم امکانپذیر نیست. آنچه خاصِ خداست دست دیگری نباید باشد! نور حقیقی از آنِ صاحب نور است. آن را آن به آن رد کن!در ذکر “الحمدلله”، نهایت آزادی است. زیرا ردّ امانت معنایش همین است. گویی ذرّه ی نورانی ات را آگاهانه تقدیم “کل” کرده ای.چنانچه «الحمد» بر زبان آوری اما نسبت به حق و ظهور آن بی توجه باشی و در یک کلام، آگاهی در ذکر تو نباشد چه بسا از منظر آسمان به دروغ متهم شوی. و دروغگو را خیری نیست و رد امانتی در کار نباشد. اگر ذکر «الحمدلله» تو را از رنج، رهائی نبخشد، ریشه اش را در همین عدم آگاهی بجوی.حقیقت آنست که ذکر اذکار چون بر طریق راستی و درستی نباشند وَبال گردن می شوند. چه بسا «اِیّاکَ نَعبدُ» های کسی، او را وارد دوزخ کند. چه خود، خوب میداند که فقط خدا را بنده نبوده است. و این دروغ با آنکه در لباس «ذکر» است وَبال گردن است.اذکار الهی، راست و درست اند پس زبان و قلبی راست و درست می طلبد. این اذکار بر زبان ریاکاران و مزوّران، تیرهای آتشینی است که بر پیکره شان وارد می شود و خود نمیدانند. هیچکس نمیتواند از نام های خداوند، سوء استفاده کند چه اگر چنین شود تاوان سنگینی را پرداخت خواهد نمود.در ذکر الحمدلله، نهایت «توکّل» است. و «توکّل» اوج آرامش. سالک با سلوک در این ذکر، همه چیز را به “کل” واگذار کرده و از این واگذاری، خشنود است. پس چه در خوبی و خوشی باشد ، چه در سختی و ناخوشی، او جریان “حمد” را قطع نمی کند. زیرا میداند تفسیر خوب و بد بعهده ی او نیست بلکه در حیطه ی رب العالمین است. و سالک در این جریان، صرفاً “تسلیم محض” است. و این تسلیمِ آگاهانه، خود بالاترین “سپاس” است. تقدیم حمد است. فهم و درایت با الحمدلله شکوفا می شود.«حامد» بودن از ویژگی های بارز اهل ایمان است. «التائِبُونَ العابِدُونَ الحامِدُونَ السائِحُونَ الراکِعُونَ الساجِدُونَ الآمِرُونَ بِالمَعروفِ وَ النّاهُونَ عَنِ المُنکَرِ وَ الحافِظُونَ لِحُدُودِاللهِ وَ بَشِّرالمُؤمِنینَ»۲«حامد» کسی است که امانت بزرگ «حمد» را به صاحب اصلی آن «رب العالمین» رد می کند. چه نیک می داند «حمد، خاص اوست». و این خاص، دست مایه ی رب العالمین، در جریان ربوبیّت است. نیرویی زنده که دست اندر کار خلقت و ظهور است. “حمد”، مقام ربوبیّت دارد. با «حمد»، تطوّر و گذر، امکانپذیر است. “حمد” ردّ نور است به منبع آن. “نور” را به صاحب نور رد کن. تا تو نیز صاحب نور خویش گردی. آنچه تو را بالا میبرد، آنچه تو را عروج می بخشد، همین “حمد” است. پیامبر(ص) میفرمایند؛ “الحَمدُ یُعرَجُ بِهِ اِلَی عَرشِ رَبِّ العالَمِینَ”. با “حمد” است که “عروج” میسر میشود. این “حمد” است که قیمت هر نعمتی است. ” الحَمدُ ثَمَنُ کُلِّ نِعمَه”.این «حمد» برتر از «شکر» است. «شکر» را میتوان به مخلوق اعطا کرد «مَن لَم یَشکُرِ المَخلُوقَ لَم یَشکُرِ الخالِقَ»۳ اما “حمد” را جز به خداوند به دیگری نمیتوان تقدیم نمود. و همین وجوه است که آدمی را به وجود زنده و اسراری «حمد» رهنمون می شود.۱- آخرین سخن شان اینست که الحمدلله رب العالمین، قرآن.۲- (از ویژگی های اهل ایمان اینست که) توبه کنندگانند، پرستندگانند، ستایندگانند. روزه دارانند رکوع کنندگانند، سجده کنندگانند، امر کنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکرند و حافظان حدود الهی اند و مؤمنان را بشارت ده. (توبه ۱۱۲)۳- آنکه از مخلوق تشکر نکند از خالق تشکر نکرده است.</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2024 15:05:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهانیدگی (رهانیدن)</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-aix1mhsyatd7</link>
                <description>در جدول فرکانس‌های انرژی، ما به تربیت از بالا فرکانس ۱- روشنگری ۲- صلح ۳ـ شادی ۴- عشق و ...  داریم، و در سطح‌های پایین‌تر هم فرکانس‌های عصبانیت، ترس، غم، شرم، بی علاقگی و ... را داریم.*به این شکل مثلا در مورد روشنگرینام سطح: روشنگری فرکانس انرژی: ۷۰۰-۱۰۰۰حالت عاطفی: غیر قابل توصیفنگاه به زندگی: اینجا، حالا*یا مثلاً در مورد شادی که سطح سوم است نام سطح: شادی فرکانس انرژی: ۵۴۰حالت عاطفی: آرامش نگاه به زندگی: کامل*یا مثلاً در مورد عصبانیت از سطح‌های پایینینام سطح: عصبانیت فرکانس انرژی: ۱۵۰حالت عاطفی: نفرتنگاه به زندگی: ستیزه‌گر و مخالف اینها رو گفتم که برسم به اینکه خوب بالاترین فرکانس در لحظه حال بودن است و حالا بنظر من چرا کامل و غیر قابل توصیف است.من فکر می‌کنم چون شما باید به تمامیت در این لحظه باشید و این لحظه ممکن است همه چیز درونش باشد، از شادی و صلح و عشق گرفته تا عصبانیت و گناه و شرم و آرزو و شجاعت و غرور و ...در لحظه حال شما باید ناظر باشید و ببینید. همه این حس‌ها باید گفت واقعی نیستند  و فقط یک کلمه هستند که ما به آنها معنی داده ایم، یعنی بشر از ابتدا برای هر حسی اسمی گذاشته است. این لحظه به تمامیت برای همین لحظه است و درک و ماندن و ناظر بودن در این لحظه یعنی تمامیت و رشد و آگاهی.در همه چیز این لحظه آگاهی است، به شرطی که در فکر نمانیم و اینجا بودن را زندگی کنیم.در همه این کلمات(حس‌ها) آگاهی وجود دارد و ما باید ناظر باشیم، بدون هیچ عکس‌العملی تا از آن به آگاهی برسیم. در رنج و غم و خشم و ... پر از آگاهی است. ما چیزی در بیرون به اسم غم و خشم نداریم و همه آنها در درون ما هستند. ما اول از همه به خودمان دروغ می‌گوییم، اول از همه به خودمان شک می‌کنیم و این بازتاب درون را در بیرون می‌بینیم. مثلا اگر ما درک کنیم و ناظر باشیم که در همین لحظه درون من خشمی است (حالا از هر چیزی) و در آن بمانیم و ناظر باشیم کم کم آن خشم جای خود را به آگاهی می‌دهد و این یعنی رهانیدگی.</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2024 14:18:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%85%D9%BE%DB%8C%DA%86-inigmme1qxsc</link>
                <description>لطفا چیزی در مورد تنش‌ها و آسودگی در هفت بدن برایمان بگویید.منبع اصلی تمام تنش‌ها، شدن becoming است.فرد همیشه سعی دارد تا چیزی بشود؛ هیچکس همانگونه که هست با خودش راحت نیستفرد وجود خودش را نمی‌پذیرد، وجود انکار می‌شود و چیز دیگری را بعنوان آرمان گرفته است، تا همان بشودپس تنش اساسی همیشه بین آنچه هستی و آنچه مشتاقی که بشوی هست.تو آرزو داری که چیزی بشویتنش یعنی: تو از آنچه که اکنون هستی خشنود نیستی، و مشتاقی چیزی بشوی که نیستیتنش بین این دو خلق می‌شود.آنچه که آرزو داری بشوی بی‌ربط است. اگر بخواهی ثروتمند شوی، مشهور بشوی، قدرتمند شوی؛ و یا حتی اگر بخواهی آزاد بشوی، به رهایی برسی، الهی شوی، جاودانه شوی؛ حتی اگر اشتیاق رستگاری و رهایی Moksha را داشته باشی؛بازهم تنش وجود خواهد داشتهرآنچه که بعنوان چیزی که در آینده باید برآورده شود، در برابر آنچه که اکنون هستی، تولید تنش می‌کند. هرچقدر آن آرمان ناممکن‌تر باشد، تنش بیشتری باید وجود داشته باشدبنابراین، کسی که ماده‌گرا است معمولاً آنقدر تنش ندارد تا فردی که مذهبی است؛ زیرا فرد مذهبی اشتیاق چیزی ناممکن و بسیار دور را دارد. فاصله آنچنان زیاد است که فقط یک تنش بزرگ می‌تواند آن فاصله را پر کند.تنش یعنی:فاصله‌ای بین آنچه که هستی و آنچه که می‌خواهی باشیاگر فاصله زیاد باشد، تنش هم زیاد است. اگر فاصله کم باشد، تنش هم کم خواهد بود. و اگر فاصله‌ای وجود نداشته باشد، یعنی که:از آنچه که هستی راضی هستی. به‌عبارت دیگر، مشتاق نیستی که چیزی دیگری جز آنچه که اکنون هستی باشیآنگاه ذهنت در این لحظه زندگی می‌کند. چیزی نیست که در موردش تنش داشته باشی؛ با خودت در راحتی به سر می‌بری. در تائو Tao هستیاز‌نظر من، اگر فاصله‌ای وجود نداشته باشد، فردی بادیانت هستی، در دارما Dharma هستی.این فاصله می‌تواند لایه‌های بسیار داشته باشد. اگر اشتیاق تو فیزیکی باشد، تنش هم فیزیکی خواهد بود. اگر یک بدن خاص، یک شکل مشخص بدنی را بخواهیاگر شوق چیزی جز آنچه که اکنون در سطح فیزیکی هستی را داشته باشی آنگاه در بدن فیزیکی‌ات تنش خواهی داشتفرد می‌خواهد زیباتر باشد. اینک بدنت منقبض می‌شود. این تنش در بدن اول، بدن فیزیولوژیک، شروع می‌شود؛ولی اگر این تنش پیوسته و مدام باشد، می‌تواند عمیق‌تر برود و در لایه‌های دیگر وجودت منتشر شوداگر مشتاق نیروهای روحی باشی، آنوقت تنش در سطح روحی شروع می‌شود و منتشر می‌شوداین انتشار درست مانند وقتی است که سنگی را درون دریاچه‌ای می‌اندازیدر یک نقطه خاص فرو می‌رود، ولی ارتعاشاتی که توسط آن ایجاد می‌شود تا بی‌نهایت منتشر می‌شودپس تنش می‌تواند از هریک از هفت بدن شروع شود، ولی منبع اصلی همیشه یکی است:فاصله بین موقعیتی که وجود دارد، و موقعیتی که اشتیاقی برای آن هستاگر نوع خاصی از ذهنیت داری و می‌خواهی آن را تغییر بدهی یا متحول کنی، اگر بخواهی زرنگ‌تر یا باهوش‌تر باشی، آنوقت تنش ایجاد می‌شودفقط وقتی که خودمان را تماماً پذیرفته باشیم، تنشی وجود ندارد. این پذیرش کامل معجزه استتنها معجزهیافتن کسی که خودش را تماماً‌ پذیرفته باشد چیزی شگفت‌آور است.#اشو</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2024 20:36:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا معامله را بهم میزنی ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C-lfxfpskyxywp</link>
                <description>متبارک باد خداوندگار، خدای نجات ما که هر روزه متحمل بارهای ما می‌شود.  مزمور ۱۹:۶۸خداوند سال هاست که مراقب ماست. آیا ما شکرگذاریم؟فرض را بر این بگیر که سال‌ها برای موفقیتی تلاش کردی، شب‌ها و روزها با امید و آرزوها.سر بزنگ‌ها و وقت رسیدن به موفقیت و جشن، ناگهان برای تو اتفاقی می‌افتد. اتفاقی به هر شکل، شاید عضوی از بدنت را از دست بدهی، یا عزیزی را، یا احترام و هویتی را، یا ...اون روز تو چه خواهی کرد؟آیا معامله را به هم میزنی؟ این همه سال مراقبت و دوستی از جانب او را با یک شب اتفاق ناگوار بهم میزنی؟ میزنی زیر همه چیز؟انسان کیست؟ ما برای چه اینجاییم؟سپاسگزار باشیم یا نا‌سپاس؟در همین لحظه چه می‌کنی برای این معامله‌ای که گفتم؟آیا سر عهد انسانی‌ات می‌مانی یا میزنی زیرش؟ انسان بدنبال شناخت از خدا، خود و جهان است. به نگاه من در مسیر یک زندگی زیبایی شناسانه. هنر همین است‌. دیدن زیبایی‌ها و کار هنرمند هم همین است که زیبا باشد و زیبایی را نشان دهد. ساحت اول هنر رساندن پیام زیبایی به انسان است. اول یادآوری اینکه او کیست. خدایا، سپاس بابت همه مراقبت‌هایت. برای روز ناگوار نمی‌گویم که خیلی ضعیف تر از آنم که بگویم آن روز یا آن شب چه می‌کنم، سپاس بابت حضورم در این دنیای زیبا.✍️م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2024 00:48:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریاضت</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%82-%F0%9F%A7%98-gdegihzg4zfn</link>
                <description>مولانای جان که می‌فرماید:ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایشهمه مهرست و دلداری همه عیش است و آسایشو نیز شخصی به مرحوم علامه طباطبایی گفت:یک ریاضتی برای پیشرفت معنوی من بفرمایید.علامه فرمودند: بهترین ریاضت برای شما، خوش اخلاقی با خانواده هست.✍️ م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Mon, 05 Aug 2024 11:53:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم خدا 🎦</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-xugkfa8hgtxt</link>
                <description>در تعریف کارگردانی سینما گفته می‌شود که کارگردان باید به اصول و قواعد تمامی مراحل تولید مسلط باشد تا به‌خوبی بتواند نتیجهٔ مطلوب را به‌دست آورد. اما بنظر من یک کار دیگر کارگردانی که اغلب از آن غافل هستند آموزش است. اغلب یک هنرپیشه و عوامل فیلم آدم‌های حرفه‌ای هستند و در کار خود خبره و مسلط‌اند، اما یک کارگردان می‌تواند و باید برای بهتر دیدن شدن کارش وارد گود شود و اگر کسی نقصانی در کارش و اجرایش دارد، آن را با تمرین دادن بیشتر به آن فرد برطرف کند و این اصلا اشکالی ندارد و کار آن بازیگر و عوامل درخشان‌تر می‌شود و نفعش برای کل فیلم است. و حال خداوند که کارگردان کل این عالم است، به شما نقشی داده و فیلم‌نامه و عوامل را تعریف کرده تا شما بتوانید بهترین عملکرد را داشته باشید. مثل دستوراتی که در قرآن خود داده یا راهنمایی‌هایی که توسط پیامبران و رسولان خود به بشر داده، تا از طریق آنها بهترین کیفیت را به عنوان یک انسان کامل داشته باشند. اما در کنار آن اگر او از سر محبت بنده خود را کناری نکشد و در گوشش یا با نشانه‌هایش و کمک‌هایش دست او را پدارانه نگیرید و او را نجات ندهد یک جای کار می‌لنگد. ما به عنوان انسان در مسیر دستورات او باید حرکت کنیم و در واقع یک بازیگر مسلط و حرفه‌ای بشویم و در مسیر تعالی و رشد باشیم و بمانیم، تا گوشه ابرویی و یا گوشه چشمی به ما نشان دهد و زندگی ما بهتر که چه بسا عالی‌تر و كُنْ فَيَكُونُ شود.✍️م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2024 13:24:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاس اعظم 🎲</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%DB%B5-%D8%AA%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-fcbmgeq6dnnx</link>
                <description>همیشه دو تا تاس همراهم هست.دیروز تو خیابان ابن‌سینا، دو نفر تصادف کردند. پیاده شدن فحش و فحشکاری کردن. پلیس داشت باسرعت میومد که برسه به صحنه. تاس ریختم ببینم پلیس میاد یا نمیاد! اگر جفت میومد یعنی میاد. سه و یک اومد، پلیس خودش سر تقاطع با یک ماشین تصادف کرد. م.راد✍️ </description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2024 13:11:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مُراد، بی‌مُراد از تاج و تخت 👑</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D9%85%D9%8F%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%D9%88-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-bkmfmqwhqgy7</link>
                <description>مُراد یکم پسر بزرگ اورخان اول بود. مُراد فرماندهی سپاه امپراتوری عثمانی را در دست داشت. توپ‌های دشمن در جنگ با آلادخان همه‌چیز را داشت خراب می‌کرد، که مُراد تصمیم گرفت با دختر آلادخان فرار کند، چون دیر زمانی عاشقش بود. اما در راه خبر آمد آلادخان و اروخان هر دو کشته شدند !!✍️م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2024 11:00:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در عقب تویوتا وانت 🛻</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/httpsvirgooliomimrad%DB%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D8%AA%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA-zobfw9lfuram-zobfw9lfuram</link>
                <description>عکس را خودم گرفته‌ام ، موضوع داستان از این عکس است.حوالی ساعت &#x60;۲:۴۵ شب، یک تصادف شدید دیدم. یک تویوتا وانت با یک نیسان وانت به هم زدند و هر دو درب و داغان شدند. در عقب تویوتا روی زمین افتاده بود، از وسط پلیس‌ها رد شدم و سوسکی در رو گذاشتم تو ماشینم. رفتم باهاش نیمکت ساختم. به یک رستوران جدید ۷ میلیون فروختم.✍️ م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jun 2024 16:14:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر کس داستانی دارد، حتی بی‌کلام</title>
                <link>https://virgool.io/@Mimrad/%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-p2gpphe33itq</link>
                <description>اولین مسافر اسنپ‌ایم، سه تا نوجوان بودن در مورد گیم‌بازی، تاکتیک‌ها و اینکه ۳ به ۱ باختی و تازه سرگرمی بود و کُری‌هاشون صحبت می‌کردند.اما دومین مسافر از نیروهای ارتش در عملیات مروارید بود و خاطره‌ای از تصرف سکوهای نفتی البکر عراق گفت.و سومی در طول سفر فقط گریه کرد از جدایی‌اش.✍️ م.راد</description>
                <category>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</category>
                <author>سیال‌نویس | جاری در همین لحظه</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jun 2024 17:29:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>