<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mina Haseli</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Minahaseli</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 18:15:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/117440/avatar/eI4Ybd.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mina Haseli</title>
            <link>https://virgool.io/@Minahaseli</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرار از ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@Minahaseli/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-qytnfr8duimi</link>
                <description>سلام. امیدوارم موقع خودن این متن خوب باشین. داره رادیو اکتیور از imagine dragons پلی میشه،میتونی پلی کنی و با فکرام همراه بشی.اینکه ایران مثال تردمیل هست و هرچی میدویی نمیرسی این روزا خیلی واقعی بنظر میاد هر جور حساب میکنم با خیلی خیلی کار کردن هم نتیحه دلخواهم رخ نمیده. شاید ۱۹ سالگی بنظر بعضیا زود باشه واسه این فکرا و حرفا ولی خب نمیخوام بپوشمونم فکرامو.اگه نوشتهوهای قبلیمو خونده باشی میدونی که دتجشوی نرم افزارم ترم ۳ و کاراموزی میرم. همیشه توی بچگی میگفتن کلاس نرو توی دوران مدرسه حیلی فعالیت اصافی نکن تمرکزت روی درس باشه و است حس توی من بوجود اومد که واقعا نمیشه و وقتی دیدم کسایی که هم به درس رسیدن هم به ورزش هم موسیقی فهمیدم کم کاری از منه و رویه رو تغییر دادم و شروع کردم به فعالیت.توی شاخه های مختلف هرجایی تونستم فعالیت کردم و با جون و دل هم فعالیت کردم. با این تفکر که هر مهترتی که یاد بگیرم توی ابن فعالیت ها بدردم میخوره و بنظرم مبخوره تا ابنکه امشب یه سال بالایی بهم گفت فرانت ته نداری آلودش شی نمیتونی بیای بیرون ازش و هم از درست میوفتی و هم از رفتنت و دیدم دغدغه اکثر هم سن و سالام رفتنه رفتن از ایرانآشفته مینویسم چون فکرام آشفتست.یجا میگفت ۱ درصد احتمال خطا بزار واسه هرچیزی فکر میکردم خیلی کمه ولی دیدم ۸ میلیارد جمعیته و ما با ۸۰ ملیون جمعیت همون ۱ درصد خطاییم و دیدم به ۱ درصد عوض شد. دارم جدی میگیرمش.خلاصه همه میخوان برن هیچکس نمیخواد بسازه ایرانو،هیچکس حتی خود من! قانع کننده نیست ولی خسته ایم از این جونی نکردنباید بیشتر به آینده شغلیم و مسیر انتخوابیم فکر کنم یه تصمیم درست بگیرم کاش میشد با زهرا باوی حرف بزنم کاش درست شه این مشکل هممیشه یه روز ؟ احتنالا نه ولی مگه میشه تلاش نکرد تا لحظه آخر؟</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Tue, 15 Sep 2020 02:39:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه به سبک کارآموزی</title>
                <link>https://virgool.io/@Minahaseli/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-sgo4m0jwwirt</link>
                <description>اول بگم که مصاحبه اول و رفتن به اون‌شرکت بخاطر تعهد کاری که داشت کنسل شد چون ۲ سال تعهد میخواست و من درس خوندنم هم واقعا برام مهمه پس گشتم و یه جای دیگه پیدا کردم  و اینجا از تجربه دومم میگم.این یه قسمت از امتحان مصاحبه کاریمه که ازم خواستن درباره روز مصاحبه بنویسم. همیشه دلم میخواست استقلال رو تجربه کنم و با دانشگاه رفتن توی شهر دیگه تقریبا تونستم عملیش کنم ولی خب معضل کرونا اومد و خونه نشینم کرد. خودم رشتم و چیزایی که بهشون علاقه دارم رو با برنامه  و خود آموز دنبال میکنم ولی خب  معتقدم جو خیلی میتونه تاثیر گذار و جذاب باشه. خلاصه با فکر کردن و پرس جو فهمیدم که آره چیزی که الان میخوام کاراموزیه.  خودم پیگیرش شدم و بعد از فرستادن اطلاعات و تست شخصیت به مصاحبه حضوری رسیدم. هیجان زده بودم و خب از اینکه با پدرم میخواستم برم مصاحبه خوشحال بودم. نگران دیر رسیدن بودم که خداروشکر مشکلی پیش نیومد. بعد از جای پارک پیدا کردن توی خیابون همیشه شلوغ اردیبهشت وارد موسسه ای شدیم که قرار بود اونجا مصاحبه بدم. چند دقیقه ای نشستیم و بعد رفتیم اتاق آقای دهقانی. اول مشخصاتمو پرسیدن و بعد شروع کردن به توضیح دادن درباره شرایط کار. من قبلا مصاحبه شغلی نرفته بودم ولی از خیلی وقت پیش دربارش تحقیق کرده بودم میدونستم با چه فضای روبرو میشم. توی مصاحبه یه نکته منفی داشتم و یه نکته مثبت. منفی اینکه فکر میکردم html css تا حدودی بلدم ولی خب فقط بخاطر هیجانی که داشتم اینجوری فکر میکردم و اول راه بودم  و هستم. و نکته مثبت اینکه نمونه کار تولید محتوا داشتم. فهمیدم که دوتا از دوستام هم واسه مصاحبه اومدن اول تعجب کردم ولی بعد خوشحال شدم چون اگه اونا هم باشن خیلی خوبه چون همو میشناسیم تقریبا و میتونیم خوب همکاری کنیم.خبر از یه امتحان دادن واسه آخر هفته که الان داخلشم و گفتن تا شنبه معلوم میشه کی چیکارست.الان که اینو مینویسم سرشار از هیجان و امیدوارم اگه این موقعیت برای من خوبه به بهترین شکل واردش بشم و اگر نه بازم بد نیست چون تجربه خوبی بود واسم.الان که انتشارش میدم قبول شدم و دارم میرم کارآموزی و بقیشو توی پست بعد میگم</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Fri, 21 Aug 2020 14:25:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآموزی که میگن چقد استرس داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-asi5eex6isnl</link>
                <description>دارم کم کم به ترم ۳ بودن نزدیک میشم از ترم بوقی بودن خلاص میشم. من همیشه دلم میخواسته سر کار برم و شاغل باشم. شنیدم کارآموزی خیلی مفیده و چیزایی یادمیگیری که توی کتابا نیست. بعد از امتحانام خیلی جدی تر به فکر این موضوع افتادم و رفتم دنبالش. اینجوری که از این ور اونور پرس و جو کردم توی اینستا به هرکی می شناختم و نمیشناختمش دایرکت دادم توی دیوار به همه آگهی ها پیام دادم که شما کارآموز میگیرید؟خیلیا جواب ندادن خیلیا هم گفتن باید یه چیزی بلد باشی یا حالا میپرسم  بهت میگم. بعد همه اینا یکیش گفت اوکیه و ما ساختمون it شیراز هستیم و قراره شنبه بریم با پدرم ببینیم چحوریاست.خوشحال و دلهره و هیجان در غالب استرسیه چی درهمه... نمیدونم خوبه یا بده یا اصلا باید چیکار کنم اگه شد چی‌؟ اگه نشد‌چی؟ همیشه موقع اتفاقای های جدید خیلی مضطرب میشم و نمیدونم باید چیکار کنم...شنبه میریم ببینیم خدا چی میخواد?شما تجربه ای دارین که بتونه کمکم کنه؟</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jul 2020 15:23:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسی هست که بخواد جاوا رو باهم یادبگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Minahaseli/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%85-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-yhaobn5lmztt</link>
                <description>برنامه نویسی شدیدا به مهارت های سلف استادی نیاز داره و من دارم روش کار میکنم. یه پایه ای از جاوا دارم و منابع خوبی گیر آوردم و دارم باهاشون میرم جلو. تو این مسیر نمیخوام تنها باشم میخوام اگه شما هم خیلی وقته میخواستین سراغ برنانه نویسی برین و نشده و یا دوسدارین به بقیه چیزایی که از برنامه نویسی بلدین رو یاد بدین همراهم باشین.من میخوام چیزای مقدماتی جاوا رو به هرکسی که علاقه داره رایگان و با کمال میل آموزش بدم و میخوام اگه کسی هست که اینکارست به من هم بیشتر یاد بده.اگه موافقین توی کامنت بهم بگین.روزگارتون بهشت</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 16:26:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشجوی بی سواد یا موفق؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Minahaseli/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-x3oasrq4qkwq</link>
                <description>این روزا درگیر پروژم بودم و با کمک گرفتن بسیار بالاخره خوب، تموم شد. توی اینستاگرام که یکی دوهفته میشه پاکش کردم با پیج پرهام آشنا شدم. این آقا پرهام دانشجوی پزشکی هست و توی پیجش یه برنامه به نام با پرهام بخوانیم راه انداخته. اینجوری که یه کتاب رو دقیق معرفی میکنه و بعد باهم شروع به خوندن میکنیم. چنتا کتاب رو شروع کرد و تموم شد تا من بهش پیوستم. کتاب کار عمیق.از اون کتاب هاست که باید همراه خوندنش واقعا تلاش کنی در واقع راهو نشونت میده این  تویی که باید همت کنی و حرکت کنی. Pdfکتاب هم در دسترسم و شروعش راحته.از کتاب بگم براتون احتمالا خیلی پیش اومده واستون که تمرکز ندارین یا کلی وقت میزارید ولی نتیجه نمیگیری. این کتاب این مشکلو به صورت جدی برسی میکنه و به این میرسه که اره همه ما توی کار های سطحی داریم خودمونو پرمشغله میکنیم و نه حالمون خوبه نه کارامون پیش میره. این وسط مثال هایی که میزنه واسه منی که رشتم نزم افزار هست و دنبال برنامه نویسیم (اگه کسی جاوا کار میکنه و یا وب نویسی و میتونه بهم کمک کنه خیلی خوشحالم میکنه اگه توی کامنت بهم بگه?)خیلی جالب هست واقعا. هر رشته ای که کار میکنید از کارهای دستی تا دانشگاه و درس این کتاب میتونه حال روزاتونو خوب کنه و شما رو تبدیل به یه آدم بهینه کنه!شاید بگین از روی pdf سخته ولی اینا بهونست.  چون بالاخره وقت زیادی رو احتمالا توی گوشی میگذرونید. نسخه کاغذی هر کتابی قطعا بهتره ولی اگه نشد بخرینش بیخیالش نشین.روزگارتون بهشت.</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2020 23:25:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک دانشجو ترم ۲ در قرنطینه ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@Minahaseli/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D9%85-%DB%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%B2-dnpjdjqo7oxa</link>
                <description>اینروزا که دانشگاه نیست واقعا احساس میکنم دارم عقب میمونم هر چند توی این دوران بازدهی بیشتری داشتم و بیشتر وقت گذاشتم واسه درسا و کارام.انگار اون توی جَو بودن واقعا لازمه واسم. دلم میخواد از فضای فرزند خونه بودن باز فاصله بگیرم و برم بوشهر و دانشجویی زندگی کنم. دیروز واسه بردن وسایلام از خوابگاه رفتم و دیدم وقتی با دوستام اونجام چقدر همه چیز فرق میکنه! چقدر زندگی مستقل بهم ساخته! شاید یه عده میگن بخاطر آزادی و این است ولی احتمالا بدونین هرجا باشی میتونی کار که بخوای رو بکنی فقط روشش فرق داره ولی خب من آدمش نیستم.یه جورایی خوشحالم که تونستم تو زندگیم مستقل زندگی کردنو تجربه کنم و عاشقش بشم. اینکه تو اون مدت نه میتونی به کسی اعتماد کنی و نه غرورت میزاره جا بزنی این سختیا همش باعش میشه قوی بشی. خودتو بشناسی و بفهمی آره یه کارایی ازت برمیاد که قبلا جرعت فکر کردن بهش رو هم نداشتی!اینکه خودت به آرزوهات برسی واسش قدم برداری نه اینکه فقط بهش فکر کنی واسش تلاش کنی !خانوادم با شهر دیگه موافق نبودن ولی بنظرم همه خانواده ها بهتره موافقت کنن چون چشمای آدم باز میشه.دید آدم عوض میشه.دانشگاهم خیلی تاثیر داره تو این موضوع اینکه آدمای جدیدی میشناسی و حرکت و رشد هم سن و سالان میبینی و تو هم ترغیب میشی. این روزا مشغولم زیاده و خوشحالم.خوشحالن که دارم تلاش میکنم خوشحالم که افسرده و بیحال ننشستم بگم این چه زندگی ایه.هفته ای دوتا مقاله مینویسم واسه یه سایت و دارم سعی میکنم توی کارای انجمن علمی رشتم کمک کنم.امتحانامم میدم و درسام و کلاسامم میرم.دغدغه اصلیم پروژه جاواست ، میگم شاید لازم باشه حذفش کنم و بهتر بخونمش ولی هنوز مطمعن نیستم. انگیزمو از حرکت کردن بدست آوردم. راکد نمونین تو مسیری که دوسدارین حرکت کنین و از حرکتتون لذت ببرین.</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2020 18:32:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رژیم پولی اما ۳ سوته</title>
                <link>https://virgool.io/@Minahaseli/%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DB%B3-%D8%B3%D9%88%D8%AA%D9%87-kddumqf47prj</link>
                <description>اومدم از فاجعه براتون بگم که باهاش میتونین رژیم بگیرین. احتمالا میپرسین چجوری میگم بهتون...همش عذاب وجدان اینو داشتم که تو قرنطینه دارم چاق میشم و یکی از دوستام مهدیه گفت بیا رژیم بگیریم رفتیم دانشگاه همه بگن واو قرنطینه چه بهتون ساخته و اینا... منم دنبال یه مشوق میگشتم واسه رژیم خلاصه گفت برنانه کرفس نصب کن خیلی خوبه و اینا منم نصب کردماگه واقعا میخوای لاغر شی قبل خوندن ادامش برو نصب کن و یه اکانت ۴ تومنی ماهانه بخر اگه بقیشو بخونی قبل نصب احتمالا لاغر نمیشی!نگی نگفتینخون لاغر نمیشی... خلاصه دیدم اکانت ویژش ماهیانه ۴  تومنه گفت واو چه مناسب ۱۲۳ گفتم و تو درگاه پرداخت تائید رو زدم و ناگهان اسمس اومد ۴۸ تومن!گویا ۱۲ ماهه بود اون آفر ویژه...درحالیکه برگام ریخته بود چون اون پول دستمزد خودم بود خودمو جمع کردم و گفتم نگا پولت رفته خیلی کودنی اگه لاغر نکنی...خلاصه که پول دادنه بهم ساخت و ۳ کیلو تو ۱۴ روز کم کردم ? هیچ محرکی بهتر از ازدست دادن پول نبود برام همش به خودم میگم کاش دانشگاه آزاد میرفتم یه چیزی میشدم احتمالا?</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 21:28:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک دانشجو ترم ۲ در قرنطینه</title>
                <link>https://virgool.io/@Minahaseli/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D9%85-%DB%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-sg0dojrwosha</link>
                <description>این روزا که همه چی بوی کرونا میده و سعی دارم همه درسای ین ترمم رو با نمره خوبی پاس کنم و دچار یه سردرگمی عجیب بودم یه تلنگر صبحانه حالمو بهتر کرد.عادت ندارم با جزئیات بنویسم ولی فک کنم میخوام تعریف کنم چیشد. اول خودمو معرفی کنم من مینا حاصلی دانشجو ترم ۲ دانشگاه خلیج فارسم و مهندسی نرم افزار میخونم.قبل دانشگاه تقریبا هیچی از برنانه نویسی نمیدونستم و الان که یه چیزای اولیه میدونم دچار سردرگمی توی انتخاب شاخه مورد علاقم شدم. اگه دانشگاه رفته باشین میدونین که هر رشته یه انجمن علمی داره. انجمن علمی ما توی اینستاگرام با آدمای موفق رشته خودمون که از دانشگاه خودمون فارغ التحصیل شدن لایو میزاره و باهاشون مصاحبه میکنه. هفته پیش بود که با خانم باوی مصاحبه کردن اولش فکر کردم از اونایی هست که هزار جا باهاش مصاحبه میشه ولی بعد دیدم نه گویا تازه از ایران رفتن و خیلی خون گرم و خاکی به سوالا جواب میدن. این وسط اسم لینکدین رو آوردن و قبلش فقط اسمشو شنیده بودم. خلاصه شد یه انگیزه ای واسم تا برم با لینکدین آشنا شم. از حرفاشون میشد فهمید که آره پاشو برو و با آدمای خفن رشته خودت ارتباط برقرار کن، برو خودتو بهشون بشناسند این راه موفقیته!راستش فکر میکردم باید خیلی خفن بشم تا بتونم با آدمای خفن ارتباط برقرار کنم. خلاصه رفتم و توی لینکدین بهشون پیام دادم و خودمو معرفی کردم. بعد از چنتا سوال پرسیدن بهم یه پیشنهاد جذاب دادن اینکه بهشون زنگ بزنم و واقعا واسم تو اولین لحظه شوک بود که خب حالا چی بگم من فقط با دوستام یا نهایتن مسئول فروشگاهی اسنپی چیزی حرف زده بودم. وی دل را به دریا زد و زنگ زد...زنگ زدم و گفتم که احساس احمق بودن میکنم تو رشتم و واقعا نمیدونم دارم چیکار میکنم. وقتی کنکوری بودم فکر میکردم خب بعد کنکور همه ایندم رواله ولی وقتی اومدم دانشگاه دیدم که نه تازه دغدغه هام شروع شده.خلاصه که کلی حرف های مفید و جالب بهم زدن و حالمو کلی بهتر کردن.ویرگول رو هم ایشون بهم معرفی کردن و الان اینجام و اولین نوشتم تموم شد:)</description>
                <category>Mina Haseli</category>
                <author>Mina Haseli</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 12:06:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>